﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:33.742 --> 00:00:34.993
«دني»

00:00:54.137 --> 00:00:57.307
داوُس»؟» -
«انجامش دادي «دني -

00:00:58.642 --> 00:01:00.018
«آزمون «شائو-لائو

00:01:01.854 --> 00:01:03.355
تو زنده موندي

00:01:10.112 --> 00:01:11.697
تو «آيرون فيست» شدي

00:01:30.674 --> 00:01:33.093
مردم بايد با «سلاح ناميرا» آشنا بشن

00:01:33.176 --> 00:01:35.846
من دستيارت ميشم

00:01:37.097 --> 00:01:38.974
در عبورت از اين مسير کنارت هستم

00:01:39.557 --> 00:01:41.143
«محافظان «کان-لان

00:01:53.113 --> 00:01:55.783
چيزي نيست که فکر مي‌کردم

00:01:59.452 --> 00:02:00.996
چيزي نيست که هيچ‌کدوم‌مون فکر مي‌کرديم

00:02:02.330 --> 00:02:03.874
ولي الان تو يه وظيفه داري

00:02:05.751 --> 00:02:07.711
و باهم باهاش روبرو ميشيم

00:04:18.400 --> 00:04:23.300
<c.red>"Iron Fist"
فصل 1
قسمت 11 : بازگشت به حالت پايدار</c>

00:04:25.323 --> 00:04:28.576
هيچ نشونه‌اي از افرادي که داشتن تعقيب‌مون
مي‌کردن نيست . فکر کنم جامون امنه

00:04:28.660 --> 00:04:31.746
بايد هر چي سريع‌تر از اينجا بريم
«و برگرديم به «کان-لان

00:04:32.873 --> 00:04:35.000
پدر مي‌تونه نيروي حيات‌ـت رو برگردونه
و مشت‌ـت رو برگردونه

00:04:37.044 --> 00:04:38.836
لِي کونگ» چطوره؟»

00:04:41.381 --> 00:04:44.009
عصبانيه؟ -
به‌هم‌ريخته‌ست -

00:04:44.634 --> 00:04:47.054
گيج شده که چرا تو
پست‌ـت رو ترک کردي

00:04:47.137 --> 00:04:48.221
و ما رو بدون محافظت گذاشتي

00:04:48.305 --> 00:04:49.306
و آره

00:04:50.223 --> 00:04:51.724
اعصاب هم نداره

00:04:52.725 --> 00:04:55.187
چطور پيدام کردي «داوُس»؟

00:04:55.812 --> 00:04:57.898
ديدم که بيرون باشگاه اون افراد دارن مي‌برنت

00:04:57.981 --> 00:05:03.403
تا محل نگهداري‌شون دنبالت کردم -
نه . يعني اينجا نيويورک -

00:05:08.783 --> 00:05:09.993
اينجا

00:05:11.203 --> 00:05:15.290
راجبه اينترنت درست مي‌گفتي
خيلي مفيده

00:05:19.211 --> 00:05:20.670
يه سري تجهيزات تو دفتر «باکوتو» ديدم

00:05:21.421 --> 00:05:23.090
فکر اون مي‌تونه رد گوشي‌ها رو بگيره

00:05:24.424 --> 00:05:25.968
مال خودم رو تو پايگاه جا گذاشتم

00:05:26.051 --> 00:05:28.678
اينم يه دليل ديگه که شهر
رو سريع‌تر ترک کنيم

00:05:28.761 --> 00:05:30.847
ما هيچ‌جا نميريم . هنوز نه

00:05:30.931 --> 00:05:33.391
دني» ، اين راه تا ابد باز نمي‌مونه»

00:05:33.475 --> 00:05:35.810
اگه از دستش بديم سال‌ها طول مي‌کشه
که بتونيم برگرديم

00:05:35.893 --> 00:05:37.562
«اونا پدر و مادرم من رو کشتن «داوُس

00:05:38.605 --> 00:05:40.357
چي؟ -
«دست» -

00:05:40.440 --> 00:05:43.735
اونا خلبان‌ها رو مسموم کردن
اونا يه کاري کردن هواپيما سقوط کنه

00:05:43.818 --> 00:05:45.862
اونا مقصر همه‌ي اين قضايا هستن

00:05:47.364 --> 00:05:49.616
ولي تو مي‌خواستي
«آيرون فيست» باشي «دني»

00:05:49.699 --> 00:05:51.618
من «آيرون فيست» هستم

00:05:51.701 --> 00:05:54.287
تو ميدونستي وظيفه‌هات چي بود
و نبايد تصميم بگيري معناشون چيه

00:05:54.371 --> 00:05:56.456
گور باباش که نيست -
تو به اينجا تعلق نداري -

00:05:56.539 --> 00:05:59.292
اگه من قراره نابودکننده «دست» باشم

00:05:59.376 --> 00:06:02.879
پس من بايد اينجا باشم
جايي که هستن نابودشون کنم

00:06:04.964 --> 00:06:07.550
تو يه جنگجويي مثل من

00:06:07.634 --> 00:06:10.095
بهت ياد داده شده که «آيرون فيست» باشي

00:06:10.178 --> 00:06:11.804
ولي من «آيرون فيست» نيستم

00:06:13.473 --> 00:06:18.228
من انتخاب نشدم . تو شدي
و تو گرفتيش و فرار کردي

00:06:19.979 --> 00:06:22.107
من فرار نکردم -
«تو رفتي «دني -

00:06:23.025 --> 00:06:24.859
يه لحظه بودي . ديگه نبودي

00:06:26.069 --> 00:06:27.529
تو نااميدمون کردي

00:06:28.613 --> 00:06:29.697
و براي چي؟

00:06:30.990 --> 00:06:32.534
براي چي؟

00:06:32.617 --> 00:06:34.244
چه جوابي براي ترک کردن ما داري؟

00:06:34.327 --> 00:06:37.830
من حقيقت اتفاقي که براي
پدر و مادرم افتاد رو ميدونم

00:06:42.919 --> 00:06:45.255
و مي‌خواي همه‌شون رو باهم نابود کني؟

00:06:45.338 --> 00:06:46.673
بدون «مشت»؟

00:06:47.507 --> 00:06:49.092
«خواهش مي‌کنم «داوُس

00:06:51.886 --> 00:06:53.430
به کمکت احتياج دارم

00:07:00.228 --> 00:07:03.523
و وقتي که اين‌کار رو کرديم برميگرديم؟

00:07:06.234 --> 00:07:07.777
...وقتي کار «دست» تموم بشه

00:07:09.362 --> 00:07:11.448
هيچ چيزي اينجا برام نمي‌مونه

00:07:17.704 --> 00:07:19.831
حالا بايد اين زخم رو
راست و ريستش کنم

00:07:20.415 --> 00:07:22.834
يکي رو مي‌شناسم که مي‌تونه کمکت کنه
يکي که بهش اعتماد دارم

00:07:24.169 --> 00:07:27.755
اون زني که بهت کمک کرد
از پايگاه فرار کني کيه؟

00:07:27.839 --> 00:07:28.965
آدم مهمي نيست

00:07:48.985 --> 00:07:50.320
کالين»؟»

00:07:52.239 --> 00:07:54.157
کجا رفتي؟

00:08:00.163 --> 00:08:01.373
ميدوني که کجا رفتم

00:08:02.957 --> 00:08:04.917
داشتم دنبال «دني» مي‌گشتم
بعد از اينکه بهش حمله کردي

00:08:06.294 --> 00:08:07.379
اون آسيب ديده

00:08:07.962 --> 00:08:09.464
ممکنه الان يه جايي در حال خونريزي باشه

00:08:09.547 --> 00:08:12.550
اون به ما حمله کرد
ما چاره‌اي جز دفاع نداشتيم

00:08:13.593 --> 00:08:16.638
اون کل زندگيش داشته راجبه
دست» دروغ مي‌شنيده»

00:08:17.555 --> 00:08:19.557
اون برنامه‌ريزي شده که ما رو بکشه

00:08:19.641 --> 00:08:23.270
اون اين آدم نيست -
کاش قضايا يه‌جور ديگه بودن -

00:08:23.353 --> 00:08:27.149
مي‌خواستم که به غرورش غلبه کنه
مي‌خواستم بهمون ملحق بشه

00:08:28.108 --> 00:08:30.784
تو مي‌خواستي من بهش دروغ بگم
تا جاسوسي‌ـش رو بکنم

00:08:30.809 --> 00:08:33.094
اون هيچ‌کسي رو نداشت
که بهش اعتماد بکنه

00:08:33.155 --> 00:08:35.031
و وقتي که فهميد من داشتم
فريبش ميدادم

00:08:35.115 --> 00:08:37.700
که داشتم حقيقت رو ازش مخفي مي‌کردم
...فکر مي‌کني چه

00:08:37.784 --> 00:08:39.369
به استادت احترام بذار

00:08:49.546 --> 00:08:53.383
کِوين ميچنر» موقع اين حادثه يتيم شد»

00:08:54.426 --> 00:08:57.595
خانواده «بکا يو» وقتي که 15 سالش بود
از خونه پرتش کردن بيرون

00:08:57.679 --> 00:09:01.266
اونا هيچ‌جايي رو نداشتن که برن
هيچ‌کس بهشون اهميت نميداد

00:09:02.475 --> 00:09:06.396
اين جامعه فاسد مي‌خواست اجازه بده
که توي خيابون‌ها بپوسن

00:09:06.479 --> 00:09:09.691
اونا گم شده بودن
مثل موقعي که تو گم شده بودي

00:09:09.774 --> 00:09:13.945
ولي تو پيداشون کردي . آموزش‌شون دادي
«آوردي‌شون پيش «دست

00:09:14.028 --> 00:09:16.156
حالا «کِوين» مي‌خواد کارآموز
دفتر شهرداري بشه

00:09:16.239 --> 00:09:18.032
و «بکا» داره پزشکي بخونه

00:09:19.826 --> 00:09:22.370
ما بهشون يه هدف داديم

00:09:23.455 --> 00:09:24.706
يه خانواده

00:09:25.707 --> 00:09:27.083
من مي‌تونم «دني» هم نجات بدم

00:09:27.709 --> 00:09:29.336
اون کار خوبي که ما داريم
مي‌کنيم رو درک نمي‌کنه

00:09:29.419 --> 00:09:33.256
مي‌تونم يه کار کنم ببينه -
وقت درک کردن تموم شده -

00:09:33.340 --> 00:09:38.553
اون تو رو به عنوان عضوي از ما مي‌بينه
و تا ابد هم همين رو مي‌بينه

00:09:39.596 --> 00:09:44.058
آيرون فيست» بايد کنترل بشه»
دست» بهش نياز داره»

00:09:45.101 --> 00:09:49.522
وقتي که پيداش کردي
بهم ميگي کجاست . متوجه‌اي؟

00:10:35.443 --> 00:10:36.444
هي

00:10:36.528 --> 00:10:39.071
«سلام «دني
من همه‌جا دنبالت بودم

00:10:40.282 --> 00:10:41.908
تو کي هستي؟ -
«داوُس» -

00:10:41.991 --> 00:10:43.576
اون يه دوسته -
تو شفادهنده‌اي؟ -

00:10:44.452 --> 00:10:45.912
من...چي؟

00:10:45.995 --> 00:10:48.164
به کمکت احتياج داريم

00:10:49.374 --> 00:10:51.042
خداي من

00:10:51.125 --> 00:10:53.002
زودباش

00:11:00.760 --> 00:11:02.637
يه چيزي اونجاست

00:11:07.850 --> 00:11:10.227
سعي کن حرکت نکني -
باشه -

00:11:11.354 --> 00:11:12.647
گرفتمش

00:11:16.818 --> 00:11:18.069
باشه

00:11:22.114 --> 00:11:25.201
مي‌توني بخيه بزني؟ -
داري خيلي خون از دست ميدي -

00:11:26.202 --> 00:11:29.163
نمي‌توني خودت رو شفا بدي؟ -
چي؟ -

00:11:29.246 --> 00:11:31.583
مثل موقعي که «کالين» رو شفا دادي
وقتي که سم بدنش رو سوزوندي؟

00:11:31.666 --> 00:11:35.378
فقط يه کار کن دست‌ـت درخشان بشه و اينا -
اون راجبه «آيرون فيست» خبر داره؟ -

00:11:36.754 --> 00:11:39.549
من نمي‌تونم

00:11:41.050 --> 00:11:42.093
الان نه

00:11:43.470 --> 00:11:45.513
باشه . دست‌ـت

00:11:47.139 --> 00:11:48.683
اينجا رو محکم نگه‌دار

00:11:52.520 --> 00:11:54.063
ممکنه از اين خوشت نياد

00:11:54.146 --> 00:11:56.816
خدايا -
اون چيه؟ -

00:11:59.068 --> 00:12:00.487
مطمئني؟

00:12:00.570 --> 00:12:03.155
مطمئنم اگه اين‌کار رو نکنم
اينقدر خونريزي مي‌کني که مي‌ميري

00:12:04.031 --> 00:12:05.992
لعنتي

00:12:06.075 --> 00:12:08.077
فقط چندتا ديگه

00:12:08.745 --> 00:12:12.999
حالا تک‌تک بخيه ميزنم ، خيلي‌خب؟ -
خيلي درد داره -

00:12:13.082 --> 00:12:15.209
چرا يه کاري نمي‌کني
که ذهنت رو مشغول کنه؟

00:12:15.292 --> 00:12:17.587
«مثلاً توضيح بده تو و «کالين
کدوم گوري رفتين

00:12:17.670 --> 00:12:20.548
بعد از اينکه ديدم يه مرد مرموز
تو رو از باشگاه برد

00:12:21.298 --> 00:12:23.300
و چرا اومدي در خونه من
در حال خونريزي

00:12:23.385 --> 00:12:25.887
با يه مرد مرموز ديگه؟ -
«داوُس» -

00:12:25.970 --> 00:12:28.515
اشاره کردي -
اون اهل «کان-لان»ـه -

00:12:29.391 --> 00:12:31.976
صومعه؟ جدي؟

00:12:32.059 --> 00:12:34.521
هي ، ميشه يه‌کم بعدتر
بيايم سر اين لطفاً؟

00:12:35.522 --> 00:12:39.066
بيخيال . اين 2تا بود

00:12:40.693 --> 00:12:43.154
به‌نظر شفادهنده‌ي بااستعدادي هستي

00:12:43.237 --> 00:12:46.699
ممنون -
کار «باکوتو» بود -

00:12:46.783 --> 00:12:50.328
هموني که تو باشگاه نجات‌مون داد
اون کسي‌ـه که بهم چاقو زد

00:12:51.287 --> 00:12:53.581
کالين» چطور؟ اون حالش خوبه؟»

00:12:54.916 --> 00:12:56.167
حالش خوبه

00:12:56.834 --> 00:12:58.335
اون کجاست؟

00:13:02.632 --> 00:13:04.216
«هي «داوُس

00:13:04.300 --> 00:13:07.512
مي‌توني پايگاه رو بررسي کني؟
که کسي تعقيب‌مون نکرده باشه

00:13:07.595 --> 00:13:09.722
من از قبل 2بار بررسي کردم

00:13:09.806 --> 00:13:12.600
1بار ديگه برو -
من ترکت نمي‌کنم -

00:13:12.684 --> 00:13:13.726
چيزي نيست

00:13:14.644 --> 00:13:17.730
بايد مطمئن بشيم که جامون امنه
دست» قبلاً اينجا بوده»

00:13:19.356 --> 00:13:23.110
لعنتي

00:13:36.916 --> 00:13:38.417
کالين» هم عضو «دست»ـه؟»

00:13:43.130 --> 00:13:45.467
امکان نداره -
درسته -

00:13:46.383 --> 00:13:47.760
اون از اولش جزءشون بوده

00:13:47.844 --> 00:13:49.762
اون بهمون کمک کرد که با «گائو» بجنگيم

00:13:50.722 --> 00:13:52.474
باکوتو» و «گائو» به‌نظر از هم متنفرن»

00:13:53.475 --> 00:13:57.144
شايد «کالين» داشت به «باکوتو» کمک مي‌کرد که
از شر «گائو» خلاص بشن يا هر نقشه‌اي که داره

00:13:58.187 --> 00:13:59.647
منظورت چيه؟

00:14:01.148 --> 00:14:05.069
داره يه ارتش از سربازهاي «دست» مي‌سازه
«اينجا توي نيويورک «کِلِير

00:14:08.573 --> 00:14:11.868
اصلاً با عقل جور درنمياد
کالين» يه معلم‌ـه»

00:14:11.951 --> 00:14:13.285
اون بچه‌ها رو از خيابون مياره

00:14:13.369 --> 00:14:15.830
«آره . بعد مستقيم مي‌فرست‌تشون پيش «دست

00:14:16.831 --> 00:14:18.583
مي‌خواست همين کار رو با منم بکنه

00:14:18.666 --> 00:14:21.628
بايد يه مسائل ديگه‌اي هم دخيل باشه

00:14:21.711 --> 00:14:24.589
گفتي پايگاه‌ـش شبيه يه فرقه بود؟

00:14:25.297 --> 00:14:28.593
يعني شايد مغزش رو شستشو دادن

00:14:28.676 --> 00:14:30.803
اون دروغ گفت

00:14:31.721 --> 00:14:34.557
اون از اولش داشته بهم دروغ مي‌گفته
هر حرفي که زده

00:14:34.641 --> 00:14:36.308
فقط ازم سوءاستفاده مي‌کرده -
«دني» -

00:14:37.226 --> 00:14:41.355
دني» ، آروم باش»

00:14:50.615 --> 00:14:52.700
الان چي شد؟
يهو قات زدي

00:14:53.701 --> 00:14:56.871
چيزي نيست ، خيلي‌خب؟ من خوبم

00:14:59.541 --> 00:15:01.584
راجبه «کالين» اشتباه مي‌کني -
نمي‌کنم -

00:15:01.668 --> 00:15:04.754
«من «دست» رو شکست ميدم «کِلِير
به هر قيمتي که شده

00:15:04.837 --> 00:15:07.924
فرقه فرقه‌ي «مادر کرين» براي
همين بهم آموزش داده

00:15:08.007 --> 00:15:11.177
و اون راهب‌ها بهت ياد ندادن چطور
يه قلب شکسته رو ترميم کني؟

00:15:12.469 --> 00:15:14.430
احساسي که به هم دارين؟

00:15:15.932 --> 00:15:17.058
اين واقعي‌ـه

00:15:20.812 --> 00:15:21.979
تموم شد؟

00:15:26.067 --> 00:15:28.277
فکر نکنم خونريزي داخلي داشته باشه

00:15:28.360 --> 00:15:31.739
ولي اون زخم راحت ممکنه عفونت کنه
بايد آنتي‌بيوتيک بخوري

00:15:31.823 --> 00:15:34.075
داري؟ -
نه -

00:15:34.158 --> 00:15:39.038
جنگجوهاي زخمي زيادي ميان پيشم
و داروهام رو مصرف مي‌کنن

00:15:44.335 --> 00:15:45.336
بيا

00:15:46.337 --> 00:15:49.256
اين تميزه يا تميزترـه

00:15:52.051 --> 00:15:53.427
دوستم اينجا گذاشت‌ـتش

00:15:56.806 --> 00:15:57.849
حال دوست‌ـت خوبه؟

00:15:58.808 --> 00:16:00.184
احتمالاً حالش از تو بهتره

00:16:03.395 --> 00:16:04.564
چيز ديگه‌اي نمي‌خواي؟

00:16:05.898 --> 00:16:07.775
فقط بايد نيروي حياتم رو برگردونم

00:16:08.610 --> 00:16:11.946
خب ، اين ديگه کار خودته

00:16:38.848 --> 00:16:40.600
...هي ، به‌نظر مياد

00:16:40.683 --> 00:16:42.727
دوباره شارژ شدم . ممنون

00:16:42.810 --> 00:16:45.312
نه . مي‌خواستم بگم بخوابي

00:16:45.396 --> 00:16:47.732
کل شب بيدار بودي

00:16:49.316 --> 00:16:53.529
بعد از اين چند هفته اخير مدام
حس مي‌کنم دارم غرق ميشم

00:16:53.613 --> 00:16:58.200
يه‌جورايي ميدونم دوباره مي‌خوام چي‌کار کنم
دوباره کنترل رو به‌دست گرفتم

00:16:58.284 --> 00:17:00.703
آزادت مي‌کنيم بابا

00:17:00.787 --> 00:17:03.539
اون پوشه‌هايي که از تو تبلت کپي کردي
دقيقاً به کارمون مياد

00:17:03.623 --> 00:17:05.958
نه . اون فقط راجبه کار و بار موادمخدر بود

00:17:06.042 --> 00:17:08.753
نه . چيزهاي بيشتري از اينا توش هست

00:17:08.836 --> 00:17:12.840
اين کلاهبرداري‌ها اونقدر زياده که باعث ميشه
کميسيون بورس و اوراق بهادار سکته کنه

00:17:14.133 --> 00:17:17.428
«مي‌بيني؟ اونا داشتن از طريق دارايي‌‌هاي «رَند
يه حساب‌هايي رو مخفي مي‌کردن

00:17:17.511 --> 00:17:19.263
پول‌هاي خيلي زياد

00:17:19.346 --> 00:17:22.599
و فقط اونجا خوابيده بود تا چند ساعت پيش

00:17:22.684 --> 00:17:24.018
چه شد؟

00:17:24.101 --> 00:17:28.272
خب ، همه پول‌ها به يه چند حساب
تو آفريقاي جنوبي واريز شده

00:17:28.355 --> 00:17:31.275
اون «باکوتو»ـه
باکوتو» اين رو مي‌خواد»

00:17:31.358 --> 00:17:33.986
اون داره تک‌تک پولاي
حساب «گائو» رو ميدزده

00:17:34.070 --> 00:17:36.488
نه . اين حساب‌هاي «رَند» هستن

00:17:37.865 --> 00:17:40.076
بانک ماست -
همينه -

00:17:40.159 --> 00:17:43.495
«اين همون چيزيه که مي‌خواستم «جوي

00:17:43.579 --> 00:17:45.081
«جوي»

00:17:45.164 --> 00:17:48.625
خيلي بهت افتخار مي‌کنم

00:17:48.710 --> 00:17:49.919
هي ، تو

00:17:51.671 --> 00:17:54.841
دست» خيلي از سال‌ها رو ازمون گرفته»

00:17:54.924 --> 00:17:57.384
و مي‌خوايم کاري کنيم جزاش رو بدن

00:17:58.427 --> 00:18:01.931
با هر چيزي که دارن تقاص‌ـش رو ميدن

00:18:11.983 --> 00:18:15.820
هي ، يه آبميوه چي؟ يه چيز تازه
انرژي‌ـت رو بالا نگه‌دار

00:18:15.903 --> 00:18:18.072
آره

00:18:18.906 --> 00:18:21.325
مي‌تونم يه‌کم استراحت کنم -
آره -

00:18:24.954 --> 00:18:28.582
هي ، چيزي از «دني» نشنيدي؟
ما اينجا نيازش داريم

00:18:28.665 --> 00:18:31.878
گوشيش خاموش شده
کم‌کم دارم نگران «وارد» ميشم

00:18:31.961 --> 00:18:34.130
من نگران برادرت نميشم

00:18:35.131 --> 00:18:36.799
برميگرده

00:18:38.425 --> 00:18:40.177
هميشه برميگرده

00:18:48.811 --> 00:18:49.896
دني» کجاست؟»

00:18:49.979 --> 00:18:52.606
اون رفت بالاي پشت‌بوم براي مديتِيشِن

00:18:52.689 --> 00:18:55.151
بايد نيروي حياتش رو برگردونه
تا بتونه «آيرون فيست» رو فرابخونه

00:18:55.234 --> 00:18:56.736
«براي مبارزه عليه «دست

00:18:57.694 --> 00:19:01.490
بهم گفت مراقب‌ـت باشم -
آره . مطمئنم گفت -

00:19:05.953 --> 00:19:09.957
خب ، تا موقعي که مراقبي
گرسنه‌ـت هست؟

00:19:10.041 --> 00:19:11.333
من پيتزا سفارش دادم

00:19:12.168 --> 00:19:15.755
غذاهايي که تو اين دنيا ميدن
هم براي بدن ضرر داره و هم براي روح

00:19:17.214 --> 00:19:18.340
خيلي‌خب

00:19:20.259 --> 00:19:24.847
«فکر کنم شما تو «کان-لان
زياد غذا سفارش نميدين

00:19:25.597 --> 00:19:29.226
چقدر «دني» راجبه «کان-لان» بهت گفته؟ -
زياد نگفته -

00:19:29.310 --> 00:19:35.441
فقط اينکه يه صومعه دورافتاده بالاي «هيماليا» هست
براي همه آدماي کاراته‌دوست

00:19:35.524 --> 00:19:37.609
کنگ‌فو ، نه کاراته

00:19:45.785 --> 00:19:46.994
...اين کتاب‌ها

00:19:48.120 --> 00:19:49.413
چرا داري «رِيکي» مي‌خوني؟

00:19:50.497 --> 00:19:53.459
مي‌خوام بدونم «دني» چطور
اين‌کارـش رو مي‌کنه

00:19:54.585 --> 00:19:56.337
شفا دادن از طريق نيروي حياتش

00:19:57.671 --> 00:19:59.799
رِيکي» به عنوان شبه‌علم ازش ياد ميشه»

00:19:59.882 --> 00:20:04.887
ولي داستان‌هايي هست که راجبه
شفا دادن تومور و درمان بيماري‌ها ميگه

00:20:04.971 --> 00:20:07.556
پس شايد بيشتر از چيزي
که فکر مي‌کردم واقعي‌ـه

00:20:08.933 --> 00:20:11.768
ميدوني ، نيروي حيات نيروي زندگي‌ـه

00:20:13.104 --> 00:20:14.771
اين همون چيزيه که به
آيرون فيست» قدرت ميده»

00:20:16.732 --> 00:20:20.444
اين از کجا مياد؟ از «مشت»؟

00:20:20.527 --> 00:20:22.571
اون نيرويي که توي قلب
شائو-لائو» زندگي مي‌کنه»

00:20:22.654 --> 00:20:24.740
تا موقعي که يه مبارز از صومعه
بتونه اون رو از آنِ خودش کنه

00:20:25.867 --> 00:20:28.870
چي يا «شائو-لائو» کيه؟

00:20:29.620 --> 00:20:30.621
يه اژدها

00:20:32.581 --> 00:20:36.085
خيلي‌خب

00:20:36.168 --> 00:20:37.920
اژدها واقعي نيستن

00:20:40.339 --> 00:20:41.924
چرا اين فکر رو مي‌کني؟

00:20:43.759 --> 00:20:47.304
خيلي‌خب ، يعني مثلاً يه چيز کوچولو

00:20:47.388 --> 00:20:48.514
مثل يه اژدهاي «کومودو»ـه؟

00:20:50.099 --> 00:20:51.809
يا شبيه اژدهاي «پيت» مي‌مونه؟

00:20:53.810 --> 00:20:55.604
نميدونم...نميدونم «پيت» کيه

00:20:58.357 --> 00:20:59.691
و ابدي فکر کن

00:21:03.988 --> 00:21:05.406
پس بايد بکشيش؟

00:21:06.866 --> 00:21:08.659
شائو-لائو» ناميراست»

00:21:12.204 --> 00:21:16.125
داريش؟ «آيرون فيست» رو؟

00:21:25.551 --> 00:21:26.677
نه

00:21:27.678 --> 00:21:28.930
فقط يه «آيرون فيست» هست

00:21:30.056 --> 00:21:31.891
«من براش آموزش ديدم مثل «دني

00:21:31.974 --> 00:21:37.212
ولي در آخر «لِي کونگ» و راهب‌هاي عالي‌قدر
تصميم گرفتن که «دني» بايد وارد غار بشه

00:21:40.607 --> 00:21:44.820
اون اولين خارجي بود که انتخاب شد

00:21:45.779 --> 00:21:46.822
چرا اون؟

00:21:50.617 --> 00:21:51.953
نميدونم

00:21:53.620 --> 00:21:56.415
«ولي فکر کنم «لِي کونگ
انتخاب اشتباهي رو کرد

00:21:59.585 --> 00:22:02.922
دني» مي‌خواد کار خوب رو انجام بده»

00:22:03.839 --> 00:22:06.926
دنيا رو جاي بهتري کنه

00:22:07.009 --> 00:22:09.136
نه . نه . نه . نه
اين دنياي اون نيست

00:22:10.012 --> 00:22:14.183
خب ، فکر کنم هست
فکر کنم هميشه بوده

00:22:15.351 --> 00:22:17.019
اون «کان-لان» رو ترک کرده

00:22:18.854 --> 00:22:22.274
افرادي که آوردنش داخل
ازش مراقبت کردن

00:22:23.442 --> 00:22:27.113
من باهاش مثل يه برادر رفتار کردم
و اون «مشت» رو از «کان-لان» دزديد

00:22:27.196 --> 00:22:29.615
...«اون رو از ما دزديد . «مشت

00:22:43.629 --> 00:22:45.464
عذر مي‌خوام
نبايد صدام رو بلند مي‌کردم

00:22:48.050 --> 00:22:51.387
اونجا دقيقاً چي‌کار مي‌کردي؟ -
تمرکز مي‌کردم -

00:22:52.471 --> 00:22:54.015
طوفان درونم رو آروم مي‌کردم

00:22:56.392 --> 00:22:59.686
ديدم که «دني» اين‌کار رو مي‌کنه -
ما اينجوري آموزش ديديم -

00:23:01.063 --> 00:23:03.274
نبايد بذاري احساسات
روي اعمالت تأثير بذاره

00:23:03.357 --> 00:23:09.280
پس تو کلاً زنداني‌شون مي‌کني
وانمود مي‌کني که هيچ احساسي نداري

00:23:10.614 --> 00:23:12.366
يه اسلحه احساسات سرش نميشه

00:23:20.541 --> 00:23:22.293
ميدوني ، «دني» بايد تا الان برميگشت

00:23:23.085 --> 00:23:25.379
شايد نيروي حياتش بيشتر از چيزي
که فکر مي‌کرديم آسيب ديده

00:23:26.838 --> 00:23:30.134
ولي استاد «لِي کونگ» مي‌تونه درستش کنه
«وقتي «دني» برگرده به «کان-لان

00:23:31.052 --> 00:23:32.719
وايسا . فکر مي‌کني مي‌خواد برگرده؟

00:23:33.679 --> 00:23:36.057
مجبورش مي‌کنم برگرده اگه لازم باشه

00:23:40.477 --> 00:23:43.021
اين فقط پيتزاـه

00:23:48.985 --> 00:23:53.199
ميدوني چيه؟ الان برميگردم

00:23:53.282 --> 00:23:55.201
بايد با تو بيام

00:23:56.118 --> 00:23:59.121
ميدوني ، همين که يه پيک باشي
به اندازه کافي سخته

00:23:59.205 --> 00:24:02.708
بدون اينکه يه راهب مبارز
اتفاقي بزنه ناکارت کنه

00:24:04.501 --> 00:24:07.671
پس فقط اينجا منتظر باش

00:24:29.818 --> 00:24:31.570
از قبل پرداخت شده

00:24:37.909 --> 00:24:40.496
دني» بهت گفت» -
پس درسته؟ -

00:24:42.080 --> 00:24:43.874
توي عضو «دست» هستي

00:24:46.502 --> 00:24:49.380
بايد باهاش صحبت کنم -
نميدونم که بخواد باهات حرف بزنه -

00:24:50.922 --> 00:24:53.425
منم نميدونم که خودم هم بخوام -
کِلِير» ، لطفاً» -

00:24:53.509 --> 00:24:56.387
اونا دوستاي من رو کشتن
و تو اين رو ميدونستي

00:24:56.470 --> 00:25:00.224
و به‌خاطر همين نمي‌تونستم بهتون بگم
به جفت‌تون

00:25:00.307 --> 00:25:02.809
تو يه کار کردي فکر کنم که واقعاً دارم
يه کار مي‌کنم که متوقف‌شون کنم

00:25:02.893 --> 00:25:03.935
داشتيم متوقف‌شون مي‌کرديم

00:25:04.019 --> 00:25:05.604
گروه‌هاي مختلفي توي «دست» هست ، خيلي‌خب؟

00:25:05.687 --> 00:25:07.981
من عضو اوني هستم که داره
به مردم کمک مي‌کنه

00:25:08.064 --> 00:25:11.360
پس چرا يه اسم ديگه
روي گروه‌تون نميذارين؟

00:25:11.443 --> 00:25:14.488
مثل «گوش»؟ يا «بازو»؟

00:25:16.323 --> 00:25:17.824
نمي‌خواستم بهت آسيب بزنم

00:25:19.160 --> 00:25:20.577
«تو دروغ گفتي «کالين

00:25:21.828 --> 00:25:23.414
به جفت‌مون

00:25:24.706 --> 00:25:26.625
فکر مي‌کردي قراره چي بشه؟

00:25:31.172 --> 00:25:32.339
درسته

00:25:33.965 --> 00:25:35.426
يه اشتباه بود

00:25:38.053 --> 00:25:39.137
وايسا

00:25:42.474 --> 00:25:46.187
ببين ، من نمي‌خوام بهت حمله کنم
فقط به‌خاطر اينکه احساساتم جريحه‌دار شده

00:25:46.270 --> 00:25:49.273
من 1 ساعت پيش رو تلاش کردم
جلوي «دني» ازت دفاع کنم

00:25:57.989 --> 00:26:01.493
بهش گفتم که تو آدم خوبي هستي
به غير از کارهات

00:26:04.746 --> 00:26:06.332
...پس اگه رات بدم تو

00:26:08.584 --> 00:26:10.252
مي‌خواي بهش چي بگي؟

00:27:30.374 --> 00:27:31.750
چيزي مي‌بيني؟

00:27:32.709 --> 00:27:35.170
سنگ ، ابر

00:27:38.048 --> 00:27:39.215
مثل ديروز

00:27:40.842 --> 00:27:42.886
نگهباني از مسير

00:27:43.845 --> 00:27:46.640
ميدوني کل باقي زندگي‌ـت قراره چي بشه

00:28:00.737 --> 00:28:04.366
نگهباني از مسير -
«نگهباني از «کان-لان -

00:28:11.081 --> 00:28:12.123
<i>دني»؟»</i>

00:28:15.210 --> 00:28:17.879
نميدونستم که کجا ميري

00:28:19.423 --> 00:28:20.549
باکوتو» باهاته؟»

00:28:21.967 --> 00:28:23.176
نه

00:28:25.261 --> 00:28:26.262
حال‌ـت خوبه؟

00:28:29.558 --> 00:28:31.977
من خوبم . «کِلِير» بخيه‌ام زد

00:28:32.894 --> 00:28:34.145
به‌نظر خوب نمياي

00:28:34.229 --> 00:28:39.067
فقط يه‌کم آنتي‌بيوتيک کم داشت -
«بايد بري بيمارستان «دني -

00:28:39.150 --> 00:28:41.737
آره . به‌خاطر اينکه استادت بهم چاقو زد

00:28:43.655 --> 00:28:47.326
اون گفت تو اول بهش حمله کردي -
اين اتفاقي نبود که افتاد -

00:28:48.827 --> 00:28:52.706
خيلي‌خب پس چي شد دقيقاً؟ -
«اون آدم خوبي نيست «کالين -

00:28:52.789 --> 00:28:54.916
اون داره اون تو يه ارتش درست مي‌کنه
چرا نمي‌بيني اين رو؟

00:28:55.000 --> 00:28:57.168
داره اون بچه‌ها رو قوي مي‌کنه -
براي چي؟ -

00:28:57.252 --> 00:29:01.423
تا تبديل به افرادي بشن که
کمک کنن دنيا جاي بهتري بشه

00:29:01.507 --> 00:29:04.676
اون داره براشون توي بيمارستان‌ها
و ادارات مالي کار جور مي‌کنه

00:29:04.760 --> 00:29:07.095
اون داره ازشون براي اهداف
خودش استفاده مي‌کنه

00:29:07.178 --> 00:29:08.847
داره همون کار رو با تو هم مي‌کنه

00:29:08.930 --> 00:29:12.225
«مي‌خواي هر چيزي که تو «کان-لان
بهت ياد دادن قبول کني؟

00:29:12.308 --> 00:29:14.770
دنيا پيچيده‌تر از فکر چند راهب‌ـه

00:29:14.853 --> 00:29:17.689
دست» شيطان‌ـه» -
تو اشتباه مي‌کني -

00:29:18.482 --> 00:29:20.150
چرا اصلاً اومدي اينجا «کالين»؟

00:29:21.151 --> 00:29:22.736
...چون که

00:29:25.447 --> 00:29:27.115
چون که برام مهمي

00:29:29.618 --> 00:29:31.244
...و جوري که قضايا دارن پيش ميرن

00:29:33.539 --> 00:29:38.377
مي‌خواستم بگم که تلاشم رو کردم
تا مشکلات‌مون رو حل و فصل کنم

00:29:40.504 --> 00:29:42.338
باکوتو» بهت گفت اين حرف رو بهم بزني؟»

00:29:42.423 --> 00:29:45.634
بس کن . دارم حقيقت رو بهت ميگم

00:29:50.346 --> 00:29:52.307
چطور مي‌تونم دوباره بهت اعتماد کنم؟

00:30:06.905 --> 00:30:08.198
من «آيرون فيست» هستم

00:30:09.115 --> 00:30:10.659
«محافظ «کان-لان

00:30:12.202 --> 00:30:13.829
«دشمن خوني «دست

00:30:18.124 --> 00:30:19.710
و من «کالين وينگ» هستم

00:30:20.877 --> 00:30:23.046
و من قسم خوردم که
از «دست» محافظت کنم

00:30:29.928 --> 00:30:31.763
ببين ، ميدونم که باورم نمي‌کني

00:30:32.764 --> 00:30:34.182
...ولي من متأسفم

00:30:36.643 --> 00:30:37.811
براي همه چيز

00:30:58.790 --> 00:31:02.293
اين وحشتناک نيست -
واکنش‌ـت به پيتزاي «جو» اينه؟ -

00:31:03.629 --> 00:31:06.840
بهترين پيتزاي نيويورک

00:31:13.930 --> 00:31:15.891
خيلي آدامسي‌ـه

00:31:21.605 --> 00:31:24.399
بايد بريم -
کجا؟ -

00:31:25.316 --> 00:31:28.529
هنوز تبلتي که به «چين» بردم رو داري؟ -
آره -

00:31:28.612 --> 00:31:30.363
بايد ببرمش پيش شريک کاري قديمي بابام

00:31:31.281 --> 00:31:32.365
اون مي‌تونه کمک‌مون کنه

00:31:33.492 --> 00:31:36.787
خيلي‌خب...«دني» ، خوب به اين فکر کن

00:31:38.246 --> 00:31:42.208
تو نمي‌توني مدام وارد اين قضيه بشي
دست» يه چيزي ازت مي‌خواد»

00:31:42.292 --> 00:31:45.086
مي‌خوان ازت کورکورانه تصميم بگيري

00:31:46.296 --> 00:31:50.592
من فقط يه چيز مي‌خوام
و اون نابودي «دست»ـه

00:31:53.011 --> 00:31:55.556
و بعدش ميري به «کان-لان»؟

00:32:01.770 --> 00:32:03.980
داوُس» ، ميشه يه دقيقه تنهامون بذاري؟»

00:32:06.482 --> 00:32:09.027
ميرم بيرون نگهباني ميدم

00:32:16.743 --> 00:32:18.662
دني» ، از اتفاقي که داره»
برات ميوفته خوشم نمياد

00:32:21.957 --> 00:32:23.374
ببين ، من خوبم

00:32:24.459 --> 00:32:26.628
بالاخره ميدونم هدفم چيه

00:32:26.712 --> 00:32:29.715
...هدفم نابود کردن -
نابود کردنِ «دست»ـه . آره . فهميدم -

00:32:30.632 --> 00:32:34.510
ولي کارهاي بيشتري از نابود کردن
«مي‌توني بکني «دني

00:32:35.220 --> 00:32:38.348
ببين ، نميدونم چرا «کان-لان» رو ترک کردي

00:32:39.641 --> 00:32:43.854
ولي دنبال هر چي که مي‌گردي
تو نابود کردن «دست» پيداش نمي‌کني

00:32:45.564 --> 00:32:47.649
تو موقعي که بچه بودي
يه حادثه ناگوار برات پيش اومد

00:32:47.733 --> 00:32:52.445
و من فکر مي‌کنم تمام اون خشم
و عصبانيتي که نگه داشتي تو خودت

00:32:52.528 --> 00:32:56.199
از موقعي که 10 سالت بود
هنوز پيشت هست

00:32:56.282 --> 00:32:57.993
و اگه مراقب نباشي

00:32:59.244 --> 00:33:01.830
اگه يه راهي براي سر کردن باهاش پيدا نکني

00:33:02.623 --> 00:33:06.042
بعدش تنها کار خوب‌ـت ميشه نابود کردن

00:33:10.839 --> 00:33:12.048
...«ممنون «کِلِير

00:33:13.299 --> 00:33:14.593
براي همه چيز

00:33:18.722 --> 00:33:20.724
ببين ، من فقط يه چيز ديگه نياز دارم

00:33:23.018 --> 00:33:24.352
بگو

00:33:28.106 --> 00:33:29.440
مي‌تونم ماشين‌ـت رو ازت قرض بگيرم؟

00:33:35.781 --> 00:33:38.825
آره -
ممنون -

00:33:51.922 --> 00:33:55.842
باکا»؟» -
«استاد «وينگ -

00:33:56.760 --> 00:33:59.846
شنيدم که اينجا کار مي‌کردي -
ميدونم . باورتون ميشه؟ -

00:33:59.930 --> 00:34:02.641
وقتي که من رو ديدين من داشتم
تو قطار «ال» دزدي مي‌کردم

00:34:02.724 --> 00:34:04.434
حالا مي‌خوام دکتر بشم

00:34:05.811 --> 00:34:09.815
ميشه يه جاي خصوصي‌تر حرف بزنيم؟ -
آره -

00:34:15.153 --> 00:34:18.614
براي يه زخم که ممکنه عفوني شده باشه
آنتي‌بيوتيک مي‌خوام

00:34:18.699 --> 00:34:20.408
براي من نيست

00:34:20.491 --> 00:34:22.786
داروخونه پايگاه بايد آنتي‌بيوتيک
...داشته باشه اگه

00:34:22.869 --> 00:34:26.915
آره . راستش نمي‌تونم برم تو پايگاه
الان نه . به‌خاطر همين اومدم پيشت

00:34:26.998 --> 00:34:29.417
ممکنه تو مشکل بيوفتم

00:34:31.419 --> 00:34:33.213
من استادت هستم يا نه؟

00:34:35.048 --> 00:34:36.049
نه . البته

00:34:36.967 --> 00:34:39.928
هر چيزي که مي‌خواي
دست» هميشه مقدم‌ـه»

00:34:49.688 --> 00:34:52.023
«خوبه که برگشتي «دني

00:35:00.240 --> 00:35:01.908
اون همه چيز رو بهم گفت

00:35:03.785 --> 00:35:05.328
ما فقط مي‌خواستم ازت محافظت کنيم

00:35:06.329 --> 00:35:07.497
با دروغ گفتن بهم؟

00:35:07.580 --> 00:35:10.083
جوي» ، اون فقط داشت به»
خواسته‌هام احترام ميذاشت

00:35:10.166 --> 00:35:12.085
اون مي‌خواست ازت مراقبت کنه

00:35:12.168 --> 00:35:15.130
خب ، ببين کارمون به کجا کشيده -
اون گذشته بود -

00:35:15.213 --> 00:35:19.300
حالا آماده‌ايم که با «دست» مبارزه کنيم
به عنوان خانواده

00:35:20.886 --> 00:35:22.763
هي ، اون دوست‌ـت کيه
که تو آسانسور منتظره؟

00:35:23.722 --> 00:35:25.098
اين «داوُس»ـه

00:35:29.728 --> 00:35:32.814
اهل «کان-لان»ـه -
اونم «آيرون فيست» رو داره؟ -

00:35:35.984 --> 00:35:37.986
نه . ندارم

00:35:39.445 --> 00:35:43.658
ولي اونم مثل من در مبارزه تواناست
و مثل منم آماده‌ست که مبارزه کنه

00:35:43.742 --> 00:35:44.910
لطفاً

00:35:46.202 --> 00:35:50.498
پايگاه «باکوتو» يه قلعه‌ست
براي تنهايي رفتن بيش از حد آدم براي مبارزه داره

00:35:50.581 --> 00:35:53.835
قبل از اينکه برسيم بهش لت و پارمون مي‌کنن -
خب ، نبايد برين تو -

00:35:53.919 --> 00:35:55.921
ما اون رو مي‌کشيم بيرون

00:35:57.588 --> 00:35:58.589
چطور؟

00:35:59.215 --> 00:36:01.634
قبل از اينکه تو بري
من اطلاعات رو از توي تبلت کپي کردم

00:36:01.717 --> 00:36:02.844
جوي» توش رو نگاه کرده»

00:36:04.095 --> 00:36:10.268
«باکتو» داشته پولي رو که «گائو» توي «رَند»
مخفي مي‌کرده رو ميريخته تو حساب خودش

00:36:10.351 --> 00:36:12.728
و حالا که ما دوباره شرکت رو به‌دست گرفتيم

00:36:12.813 --> 00:36:16.274
من به همون حساب‌هايي که «باکوتو» داشته
ازشون پول مي‌کشيده بيرون دسترسي داشتم

00:36:16.357 --> 00:36:18.902
و مي‌تونم ببندم‌شون -
و وقتي اين عملي بشه -

00:36:19.694 --> 00:36:22.072
فکر مي‌کني «باکوتو» مياد اينجا؟ -
خب ، من اگه جاش بودم ميومدم -

00:36:22.155 --> 00:36:26.159
ميدوني ، شايد مدعي بشن
که آرمان‌هاي بزرگي دارن

00:36:26.242 --> 00:36:29.495
ولي «دست» فقظ تشکيل شده از چندتا خلافکار معمولي‌ـه
که بازارياب‌هاي خوبي هستي

00:36:29.579 --> 00:36:31.414
اگه پول‌شون رو بگيري دربه‌در ميوفتن دنبالش

00:36:32.498 --> 00:36:35.543
شما 2تا نرين نزديک پايگاه

00:36:35.626 --> 00:36:38.504
وقتي که حساب‌ها رو بستيم
اون مياد بيرون

00:36:38.588 --> 00:36:40.548
اون‌موقع‌ست که مي‌توني حمله کني

00:36:41.632 --> 00:36:45.345
حتي اگه «باکوتو» رو تک و تنها گير بياريم
و از سربازهاش دور باشه

00:36:45.428 --> 00:36:46.805
اون هنوز يه مبارز چيره‌دست‌ـه

00:36:46.888 --> 00:36:50.641
آره ولي اون حريف 2تا از
جنگجوهاي «کان-لان» نيست

00:36:50.725 --> 00:36:54.145
مخصوصاً وقتي که يکي‌شون
آيرون فيست» رو داره»

00:36:55.230 --> 00:36:58.233
فقط مي‌خوام مطمئن بشم که
همه‌مون يه چيز تو ذهن داريم

00:36:58.316 --> 00:37:01.903
مي‌خوايم «باکوتو» رو
تحويل پليس بديم . درسته؟

00:37:01.987 --> 00:37:06.449
نه . ديگه تله نيست
بازجويي در کار نيست

00:37:07.658 --> 00:37:10.203
اين همونطوري که از اول بايد
تموم مي‌شد بايد تموم بشه

00:37:11.496 --> 00:37:13.123
تو داري راجبه قتل حرف ميزني

00:37:14.540 --> 00:37:17.878
وقتي سر مار رو قطع کني مار مي‌ميره

00:37:32.725 --> 00:37:34.352
هي ، گرفتيش؟

00:37:34.435 --> 00:37:36.146
همينجاست -
ممنون -

00:37:36.229 --> 00:37:39.024
من کارم رو انجام دادم
دست» اينجوري کار مي‌کنه»

00:37:39.107 --> 00:37:40.816
همه کارشون رو مي‌کنن

00:37:46.156 --> 00:37:48.658
کار تو اين بود که به «باکوتو» بگي
که «دني» رو پيدا کردي يا نه

00:37:52.037 --> 00:37:54.039
«برايان» ، «مري»

00:37:54.122 --> 00:37:56.416
شما تمريناتون رو انجام ميداديدن؟

00:37:56.499 --> 00:37:59.169
بايد با من بياين -
باکوتو» مي‌خواد باهات حرف بزنه» -

00:38:00.295 --> 00:38:02.338
بهش بگو من رو تو باشگاهم ببينه

00:38:02.422 --> 00:38:04.132
اين اتفاق نميوفته

00:38:09.262 --> 00:38:11.472
استاد ، لطفاً

00:38:16.144 --> 00:38:17.938
پس فکر کنم بهتره معطلش نکنيم

00:38:26.154 --> 00:38:28.949
تو هيچ‌کسي از اون تو
رو نمي‌شناسي . متوجه‌اي؟

00:38:31.576 --> 00:38:34.870
اون رو تأييد مي‌کني؟ -
اون «گري‌»ـه -

00:38:36.372 --> 00:38:38.666
اون به ما براي قضيه «ميامي» کمک کرد

00:38:39.918 --> 00:38:45.256
خب ، بهتره اميدوار باشيم
امشب از اون شب کثيف‌تر نشه

00:38:49.427 --> 00:38:51.054
سينگلتون» چند وقته خبر داره؟»

00:38:52.347 --> 00:38:55.058
خب ، بايد چند نفر رو نزديک
خودم نگه ميداشتم

00:38:55.141 --> 00:38:56.935
نه . اونا فقط واسه احتياط اينجان

00:38:57.936 --> 00:38:59.104
و اون يکي؟

00:38:59.187 --> 00:39:03.483
يعني فکر خوبيه که کس ديگه‌اي
خبر داشته باشه که تو زنده‌اي؟

00:39:03.566 --> 00:39:05.276
خب ، اگه امشب خوب بگذره

00:39:05.360 --> 00:39:09.239
فکر نکنم من...مردن من مشکل ايجاد کنه

00:39:10.156 --> 00:39:13.409
نقشه‌ات اينه؟
که دوباره زنده بشي؟

00:39:13.493 --> 00:39:16.371
اگه «دني» مي‌تونه چرا من نتونم؟

00:39:17.747 --> 00:39:20.916
حتي اگه به قيمت کشتن مردم باشه؟

00:39:21.001 --> 00:39:25.713
«هر کاري که لازم باشه «جوي
هر کاري که لازم باشه

00:39:26.965 --> 00:39:28.216
...خب

00:39:29.342 --> 00:39:32.053
آماده‌ايم تا حساب‌هاي «دست» رو ببنديم؟

00:39:32.137 --> 00:39:34.014
بابا ، تو همين الان برگشتي

00:39:35.140 --> 00:39:36.516
يعني اگه اين‌کار رو بکنيم

00:39:37.475 --> 00:39:41.646
دست» خوشحال نميشه»
اين ممکنه قضيه رو خيلي بدتر کنه

00:39:41.729 --> 00:39:47.485
هي ، من وقت خيلي زيادي
زنداني اين هيولاها بودم

00:39:47.568 --> 00:39:49.529
نمي‌خوام يه روز ديگه رو از دست بدم

00:39:49.612 --> 00:39:52.198
...ولي چيزي که از «دني» مي‌خواي -
بسه -

00:39:53.283 --> 00:39:56.161
فکر مي‌کردم قوي‌تر از اين حرفايي

00:39:56.244 --> 00:39:58.913
توي اين جنگ من پشت
بچه درستي وايسادم يا نه؟

00:40:02.792 --> 00:40:04.710
دني»ـه . اون تو پايگاه‌ـه»

00:40:06.712 --> 00:40:08.798
زودباش . حساب‌ها رو ببند

00:40:10.341 --> 00:40:11.467
حالا

00:40:23.146 --> 00:40:24.439
آفرين دختر

00:40:36.659 --> 00:40:40.288
جدي؟

00:40:43.458 --> 00:40:45.335
باکوتو» کجاست؟»

00:40:48.088 --> 00:40:49.964
هنوز تو پايگاه هستيم؟

00:40:51.382 --> 00:40:52.967
اينجا بازداشتگاه‌ـه؟

00:40:55.553 --> 00:40:57.472
چرا جوابم رو نميدين؟

00:40:57.555 --> 00:41:00.433
چون که بهشون دستور دادم
جواب ندادن

00:41:00.516 --> 00:41:04.479
و بهشون ياد دادي چطور از
زنجيره دستورات اطاعت کنن

00:41:04.562 --> 00:41:08.441
يه چيزي که به‌نظر تو فراموش کردي -
باکوتو» ، اين چه وضعش‌ـه؟» -

00:41:09.567 --> 00:41:12.820
تو قرار بود وقتي «دني» رو
پيدا کردي بهم بگي

00:41:20.703 --> 00:41:22.955
من خودم رو به‌خاطر اين سرزنش مي‌کنم

00:41:23.914 --> 00:41:25.791
باکوتو» ، من به «دست» باور دارم»

00:41:27.335 --> 00:41:30.755
ولي نميدونم که به تو مي‌تونم
معتقد باشم يا نه

00:41:32.757 --> 00:41:33.966
ديگه نه

00:41:35.009 --> 00:41:39.013
تو اجازه دادي «دني» تو رو
با شک به هدف‌مون آلوده کنه

00:41:40.140 --> 00:41:42.183
و هيچ دارويي براي اين نيست

00:41:43.893 --> 00:41:45.603
مي‌خواي چي‌کار کني؟

00:41:51.651 --> 00:41:53.903
باکوتو»؟»

00:42:02.453 --> 00:42:10.128
بعد از اين‌همه زماني که باهم داشتيم
حداقل مي‌تونيم يه‌کم خودمون رو راحت بذاريم

00:42:10.211 --> 00:42:12.588
...با دونستن اينکه در لحظات آخر عمرت

00:42:14.507 --> 00:42:16.592
هنوز در خدمت «دست» هستي

00:42:20.138 --> 00:42:21.514
وايسا

00:42:22.140 --> 00:42:23.849
منظورت از در خدمت «دست» چيه؟

00:42:24.975 --> 00:42:26.686
«باکوتو»

00:43:00.886 --> 00:43:05.933
بعد از همه چيزهايي که بهمون ياد دادي
چطور تونستي به «دست» خيانت کني؟

00:43:08.353 --> 00:43:09.520
هيچي؟

00:43:11.105 --> 00:43:16.777
نمي‌خواي يکي از اون سخنراني‌هاي مقدست
رو راجبه نظام و قانون و اينا بهم بگي؟

00:43:20.656 --> 00:43:22.908
تو قبلنا چي مي‌گفتي استاد؟

00:43:23.993 --> 00:43:27.455
يه تير راحت مي‌شکنه

00:43:29.540 --> 00:43:32.377
چون که الان به نظرم تو
کاملاً شکسته شدي

00:43:35.170 --> 00:43:37.715
لعنتي

00:43:39.217 --> 00:43:40.926
دماغ کوفتيم رو شکوند

00:44:36.899 --> 00:44:38.401
هنوز نمي‌فهمم

00:44:38.484 --> 00:44:41.862
نذاشتم رانندگي کني
چون ماشين من نيست

00:44:41.946 --> 00:44:44.615
و بعلاوه تو هنوز گواهينامه نداري

00:44:44.699 --> 00:44:48.578
تو گواهينامه داري؟ -
نه ولي فرق داره . من پولدارم -

00:44:49.370 --> 00:44:52.832
خب ، آخرين‌باري که باهات رانندگي کردم
زدي گاري برادر «کوآ» رو داغون کردي . يادت مياد؟

00:44:53.416 --> 00:44:56.794
مي‌خواستي از جاده سنگ‌فرش‌نشده
...دور درياچه بري چون که

00:44:56.877 --> 00:44:58.838
فکر مي‌کردي مي‌تونستي حموم کردن
دخترهاي روستا رو ببيني

00:44:58.921 --> 00:45:01.131
آره

00:45:01.215 --> 00:45:04.301
و تمام چيزي که ديديم
مديتِيشِن مخفيانه بابات بود

00:45:05.302 --> 00:45:09.724
به‌صورت لخت -
آره . ميدونم ، خيلي‌خب؟ يادمه -

00:45:17.189 --> 00:45:20.150
تا حالا فکر کردي که شايد
رعدآسا» اشتباه مي‌کرد؟»

00:45:21.318 --> 00:45:22.862
راجبه بعضي چيزها؟

00:45:24.947 --> 00:45:27.324
هر کسي به روش خاص خودش
مديتِيشِن مي‌کنه

00:45:27.408 --> 00:45:29.159
منظورم اين نبود

00:45:31.245 --> 00:45:32.955
...بعضي‌موقع‌ها اين

00:45:34.248 --> 00:45:35.833
خاطرات گذشته از جلوي چشمم رد ميشه

00:45:37.001 --> 00:45:38.252
عصبانيت

00:45:39.545 --> 00:45:43.048
مثل اين مي‌مونه که يه
آتيش درونم روشن شده

00:45:44.925 --> 00:45:48.137
...هر دفعه که اتفاق ميوفته اين

00:45:48.220 --> 00:45:50.305
کترل کردنش سخت و سخت‌تر ميشه

00:45:53.225 --> 00:45:55.478
تا حالا فکر کردي که اين
آشفتگي که داخلش افتادي

00:45:55.561 --> 00:45:58.188
به‌خاطر اين بود که به دستورات
لِي کونگ» شک کردي؟»

00:45:58.272 --> 00:46:02.860
اگه فقط از راهي که برات گذاشته ميرفتي
هيچ‌کدوم از اين اتفاقا نميفتاد

00:46:10.200 --> 00:46:12.828
بعضي‌موقع‌ها منم عصباني ميشم

00:46:15.915 --> 00:46:17.124
چرا؟

00:46:24.381 --> 00:46:28.844
فکر مي‌کردم «آيرون فيست» حق منه -
تو مي‌خواستي که انتخاب بشي؟ -

00:46:30.805 --> 00:46:32.432
هميشه همين رو مي‌خواستم

00:46:34.391 --> 00:46:37.227
تا محافظ باشم
تا نگهبان راه باشم

00:46:39.354 --> 00:46:41.065
و تو اين رو ازم گرفتي

00:46:42.399 --> 00:46:44.068
من اين رو قبول کردم

00:46:45.069 --> 00:46:46.696
تو هنور برادر من بودي

00:46:47.780 --> 00:46:51.366
ولي بعدش فرار کردي
مثل يه دزد توي شب

00:46:53.494 --> 00:46:55.663
اين اتفاق نيوفتاد -
پس توضيح بده -

00:46:55.746 --> 00:46:57.998
مي‌خوام بدونم چرا ما رو ول کردي

00:46:59.124 --> 00:47:01.001
چرا من رو ول کردي

00:47:04.088 --> 00:47:05.965
«از موقعي که اومدم به «کان-لان

00:47:07.174 --> 00:47:08.968
...از موقع سقوط هواپيما من

00:47:10.720 --> 00:47:12.387
يه احساس پوچي داشتم

00:47:17.768 --> 00:47:21.271
فکر شايد «آيرون فيست» بتونه درستم بکنه

00:47:25.275 --> 00:47:26.527
ولي نکرد

00:47:28.445 --> 00:47:32.116
<i>اولش فکر کردم شايد اشتباه بود</i>

00:47:34.910 --> 00:47:37.204
<i>که من نبايد «آيرون فيست» مي‌بودم</i>

00:47:39.957 --> 00:47:41.792
<i>دنبال يه نشونه بودم</i>

00:47:42.960 --> 00:47:45.921
<i>بعدش يه شاهين ديدم</i>

00:47:46.797 --> 00:47:49.675
<i>و بعدش ديدم تو کوه به دورتر
و دورتر پرواز مي‌کرد</i>

00:47:49.759 --> 00:47:51.761
<i>و اون‌ زمان بود که فهميدم</i>

00:47:51.844 --> 00:47:55.765
<i>راه «کان-لان» باز بود . مي‌تونستم برم</i>

00:47:58.809 --> 00:48:00.561
دنبال يه نشونه بودم

00:48:02.104 --> 00:48:05.149
و به جاش اين بهم يه راه نشون داد

00:48:06.483 --> 00:48:08.152
شايد يه نشونه باشه

00:48:10.195 --> 00:48:13.198
يه نشونه که بهت ميگه
دني» ، راه بازه»

00:48:14.784 --> 00:48:16.994
کان-لان» به محافظت نياز داره»

00:48:18.746 --> 00:48:20.080
تو به اونجا تعلق داري

00:48:21.373 --> 00:48:25.085
و ببين اينجا رو به چه گندي کشيدي

00:48:25.169 --> 00:48:28.297
...من اين دنيا رو ديدم . من

00:48:28.380 --> 00:48:30.340
مطمئن نيستم ارزش جنگيدن رو داشته باشه

00:48:32.927 --> 00:48:34.261
بيا خونه

00:48:39.474 --> 00:48:41.310
دني» ، چي تو رو اينجا نگه داشته؟»

00:48:49.694 --> 00:48:51.445
وايسا . بايد منتظر «باکوتو» باشيم

00:49:17.930 --> 00:49:19.098
هي «کالين» ، وايسا

00:49:19.181 --> 00:49:21.058
هي ، هي

00:49:21.141 --> 00:49:23.227
من نيومدم اينجا که بهت آسب بزنم -
چرا؟ -

00:49:24.228 --> 00:49:27.815
تو نابودکننده «دست» هستي
من «دست» هستم

00:49:27.898 --> 00:49:31.777
پس اون «مشت» کوفتي‌ـت رو
روشن کن و نابودم کن

00:49:35.030 --> 00:49:36.531
کالين» ، لطفاً»

00:49:40.035 --> 00:49:44.039
اين چيزي نبود که فکر مي‌کردم

00:49:45.666 --> 00:49:47.584
ببين ، ميدونم چجوريه

00:49:47.668 --> 00:49:51.213
اينکه کل عمرت به چيزي باور داشته باشي
و اون رو ازت بگيرن

00:49:52.131 --> 00:49:53.883
ولي بايد جنگيدن رو متوقف کنيم

00:49:55.175 --> 00:49:57.136
بايد ديگه فرار نکنيم

00:50:13.193 --> 00:50:15.320
بايد از نابود کردن همه چيز دست برداريم

00:50:40.900 --> 00:50:50.900
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.