﻿WEBVTT

00:00:29.934 --> 00:00:32.225
‫الو؟

00:00:33.558 --> 00:00:34.725
‫الو؟

00:00:37.433 --> 00:00:39.683
پاتریک»؟ «پاتریک» خودتی؟»

00:00:39.767 --> 00:00:41.809
‫«نیکولاس»؟

00:00:42.975 --> 00:00:46.475
‫«پاتریک» ، متأسفانه خبر بدی
‫در رابطه با پدرت دارم

00:00:46.558 --> 00:00:48.558
‫الو؟

00:00:48.642 --> 00:00:50.475
‫الو «پاتریک» ، صدام رو می‌شنوی؟

00:00:50.558 --> 00:00:55.517
‫من توی نیویورک هستم
ظاهراً یه تاخیری داره

00:00:55.600 --> 00:00:58.391
‫- صدام رو می‌شنوی؟
‫- بله

00:00:58.475 --> 00:01:01.600
‫- مربوط میشه به پدرت
‫- صدات رو می‌شنوم

00:01:01.683 --> 00:01:02.892
‫گوشی دستم‌ـه

00:01:02.975 --> 00:01:07.433
‫پدرت پریشب توی هتل فوت کرد

00:01:13.892 --> 00:01:16.266
میدونم . حتماً بدجوری شوکه شدی

00:01:19.725 --> 00:01:22.600
‫آره . یه چیزی تو همین مایه

00:01:22.683 --> 00:01:25.017
‫ لازم نیست بهت بگم
که من چه حالی شدم

00:01:25.100 --> 00:01:27.517
‫ من پدرت رو می‌پرستم
‫ همه دوستش داشتن

00:01:27.600 --> 00:01:30.517
‫ میدونم همیشه نمی‌شد باهاش
‫ راحت طی کرد

00:01:32.850 --> 00:01:34.683
‫ گوشی دست‌ـته «پاتریک»؟

00:01:36.433 --> 00:01:39.934
‫بله . همینجام . حالا کجاست؟

00:01:40.017 --> 00:01:41.725
دیوید»؟»

00:01:41.809 --> 00:01:45.391
‫ توی دفتر برگزاری مراسم ختم
فرانک ای.مک‌دونالدز» توی «مدیسون»ـه»

00:01:45.475 --> 00:01:46.809
‫ همه میرن اونجا

00:01:46.892 --> 00:01:51.266
‫ همونطوری که پدرت همیشه می‌گفت :
‫ «یا به بهترین نحو انجام بده یا انجام نده»

00:01:51.350 --> 00:01:54.308
‫ اگه می‌خوای ببینیش
...و خاکسترش رو بگیری

00:01:55.725 --> 00:01:59.558
‫ - خیلی سرت شلوغه؟
‫- فعلاً نه

00:02:00.391 --> 00:02:02.433
‫ پس بهتره همدیگر رو ببینیم

00:02:02.517 --> 00:02:05.100
‫ بیا دیدنم توی «کی کلاب»
‫ «جورج واتفورد» هم اینجاست

00:02:05.183 --> 00:02:08.517
‫ در فقدان پدرت و زندگی فوق‌العاده‌ای که داشت
‫ یه پیک میزنیم

00:02:09.059 --> 00:02:10.475
خب ، اونجا می‌بینمت

00:02:10.558 --> 00:02:14.059
‫ متأسفم که من باید این خبر بد رو
‫ بهت میدادم

00:02:14.141 --> 00:02:17.642
‫آره . واقعاً شوکه شدم

00:02:17.725 --> 00:02:20.059
‫خدافظ

00:03:34.975 --> 00:03:37.059
‫اون حرومزاده‌ی پیر آخرش مُرد

00:03:37.500 --> 00:03:38.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:03:39.500 --> 00:03:40.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:03:41.500 --> 00:03:47.000
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.

00:03:52.100 --> 00:03:55.183
‫چجوری مُرد؟

00:03:52.200 --> 00:03:56.100
" لندن "
" جولای 1982 "

00:03:55.266 --> 00:03:57.225
‫یادم رفت بپرسم
‫از خوشحالی گیج شده بودم

00:03:57.308 --> 00:04:00.266
‫ببخشید . منظورم این بود که
از غم نابود شدم

00:04:03.767 --> 00:04:06.767
‫می‌خواستم بدونم میشه اینقدر
‫با موهام ور نری؟

00:04:07.809 --> 00:04:10.600
‫یه نوشیدنی می‌خوام
‫یه نوشیدنی قوی

00:04:11.100 --> 00:04:13.725
‫بیا جشن بگیریم

00:04:13.809 --> 00:04:16.017
‫می‌تونیم بریم یه جام شراب بخوریم

00:04:16.100 --> 00:04:17.934
‫یا شاید تمایلی نداشته باشی

00:04:18.017 --> 00:04:21.059
‫اما واسه شام به خونه‌ی
گِرِگوری» و «ربکا» دعوت شدیم»

00:04:21.141 --> 00:04:22.266
‫«زجر چیزیه که وقتی بقیه دارن
‫غذا می‌خورن اتفاق میفته»

00:04:22.350 --> 00:04:26.934
‫این رو کی گفته؟ ‫ببخشید
فعلاً یه‌کم عصبانی شدم

00:04:27.017 --> 00:04:28.892
‫رابطه‌ی خیلی پیچیده‌ای داشتید

00:04:28.975 --> 00:04:30.266
در مورد خیلی چیزها باید فکر کنی

00:04:30.350 --> 00:04:32.183
‫آره . فکر کنم هروئین هم دیگه
‫جواب نمیده

00:04:32.266 --> 00:04:34.433
به نظرت فکر خوبی بود؟ -
معلومه که فکر خوبی نبود -

00:04:34.517 --> 00:04:39.266
‫فقط حرفم اینه که شاید ‫الان
فرصت خوبی واسه ‫یه تغییر باشه

00:04:39.350 --> 00:04:41.183
‫از نو شروع کن

00:04:41.266 --> 00:04:43.059
‫ترجیح میدم برم قبل از اینکه بهم بگی
‫از لحظه استفاده کن

00:04:43.141 --> 00:04:47.433
‫فکر می‌کنی حالا که مُرده
‫میشه یه‌کم کمتر شبیه‌ـش باشی؟

00:04:47.517 --> 00:04:50.059
‫فکر نکنم
تازه حالا باید نقش 2 نفر رو بازی کنم

00:04:53.725 --> 00:04:56.433
دبی» متأسفم»
‫من به‌درد همنشینی نمی‌خورم

00:04:58.308 --> 00:05:01.059
‌‫خب ، نرو . بمون

00:05:02.183 --> 00:05:04.141
‫- برگرد توی تخت
‫- نمی‌تونم

00:05:06.475 --> 00:05:13.391
‫میدونی ‫، من یه جایی شنیدم ‫که
غم تقویت‌کننده‌ی قوای جنسی‌ـه

00:05:15.892 --> 00:05:17.767
‫فکر می‌کنی حقیقت داره؟

00:05:18.809 --> 00:05:21.017
‫جون خودت

00:05:21.975 --> 00:05:23.809
‫مادرت چجوری باهاش کنار اومد؟

00:05:23.892 --> 00:05:26.809
‫با سازمان «نجات بچه‌ها»
‫در جمهوری «چد» کار می‌کنه

00:05:26.892 --> 00:05:28.809
هیچ‌کس نمی‌تونه بهش خبر بده

00:05:28.892 --> 00:05:31.725
‫- همیشه به فکر بقیه‌ست
دقیقاً -

00:05:31.809 --> 00:05:33.767
‫- اون چیه؟
‫- والیم

00:05:33.850 --> 00:05:36.391
‫حالا شد یه چیزی

00:05:37.767 --> 00:05:40.183
‫در ضمن فکر کنم می‌خوام
‫مواد رو بذارم کنار

00:05:40.266 --> 00:05:41.517
‫فکر نمی‌کنی که بتونم؟

00:05:41.600 --> 00:05:43.517
‫- یه‌کم شک دارم
‫- قبلاً کنار گذاشتم

00:05:43.600 --> 00:05:47.350
‫دقیقاً . اون‌وقت حالا چه فرقی داره؟

00:05:47.433 --> 00:05:52.683
‫تو اصلاً اهل ترک کردن نیستی
‫تازه خیلی مواد رو دوست داری

00:05:52.767 --> 00:05:55.433
‫معتادها هیچ‌وقت ترک نمی‌کنن
‫مگه اینکه با مغز بخورن به ته راه

00:05:55.517 --> 00:05:58.141
‫که تو هیچ‌وقت نمی‌خوری

00:05:58.225 --> 00:06:00.350
‫- چون دورت زیادی نرمه
‫- اشتباه می‌کنی

00:06:00.433 --> 00:06:01.266
‫این‌دفعه دیگه درستش می‌کنم

00:06:01.350 --> 00:06:03.266
‫باریکلا «پاتریک»

00:06:03.350 --> 00:06:05.350
‫حداقل کوکائین و هروئین

00:06:05.433 --> 00:06:07.308
‫نمی‌خوام قبل از اینکه بتونم راه برم
‫دویدن رو یاد بگیرم

00:06:08.475 --> 00:06:09.600
‫که حالا میرسیم سر اینکه
‫بازم والیم داری؟

00:06:09.683 --> 00:06:13.017
‫- کمکم کن ترک کنم
‫- شرمنده . آخریش بود

00:06:15.784 --> 00:06:17.384
خواهش می‌کنم بد برداشت نکن

00:06:17.709 --> 00:06:19.458
‫اما حالا یعنی اینکه به طرز شگفت‌انگیزی
‫پولدار شددی؟

00:06:19.642 --> 00:06:24.475
‫نه . مامانی‌ـه که پول داره
و خیلی هم سالم‌ـه

00:06:30.892 --> 00:06:34.391
‫«خورشید میدرخشد
‫چون راه دیگری ندارد»

00:06:34.475 --> 00:06:36.809
‫وقتش رسیده که
‫از لحظه استفاده کنم

00:06:41.266 --> 00:06:43.892
‫خدافظ

00:06:43.975 --> 00:06:45.391
‫و خدافظ

00:06:45.475 --> 00:06:49.141
‫و خدافظ هروئین
‫دوست قدیمی من

00:06:49.225 --> 00:06:52.017
‫نمیدونم چرا مردم اینقدر ترک کردن رو
‫زیادی گنده‌ـش می‌کنن

00:06:53.683 --> 00:06:58.475
‫البته در مقابل
‫پرواز می‌تونه خیلی تنش‌زا باشه

00:07:41.391 --> 00:07:42.350
‫خب ، موفق باشی

00:07:42.433 --> 00:07:47.266
از خیابونیا مواد نخر -
از هیچ‌جا نمی‌خوام مواد بخرم -

00:07:47.350 --> 00:07:50.600
‫جدی میگم «جانی»
‫باید هر کاری که می‌خوای رو انجام بدی

00:07:50.683 --> 00:07:52.642
‫اما اگه بخوام کنترل زندگیم رو دست بگیرم
‫باید همین حالا شروع کنم

00:07:52.725 --> 00:07:56.141
‫این یکی از مهم‌ترین چیزهایی‌ـه
‫که تا حالا برام اتفاق افتاده

00:07:56.225 --> 00:07:58.517
‫و نمی‌خوام حتی یه ذره‌ـش هم
‫اشتباه پیش بره

00:07:58.600 --> 00:08:00.725
‫کاش منم عزم تو رو داشتم

00:08:00.809 --> 00:08:02.475
ممنون که رسوندیم

00:08:02.558 --> 00:08:06.600
‫و مثل خیلی از دفعات دیگه
اگه تو نبودی موفق نمی‌شدم

00:08:06.624 --> 00:08:08.624
این حرفا چیه
2روز دیگه می‌بینمت

00:08:09.350 --> 00:08:11.391
‫- به عنوان یه مرد جدید
‫- یه مرد کاملاً تغییر کرده

00:08:34.475 --> 00:08:35.809
‫«مُرده خیلی وقته مُرده

00:08:35.892 --> 00:08:39.517
‫خیلی وقته مُرده
‫و در قلب من چیزی جز غبار وجود ندارد»

00:08:39.600 --> 00:08:42.391
‫و نمیدونم چی نمیدونم چی

00:08:42.475 --> 00:08:43.350
خدایا ، یه‌کم خوشحال باش

00:08:43.433 --> 00:08:45.308
‫فکرهای خوب بکن

00:08:45.391 --> 00:08:47.059
‫یادت بیاد که واسه چی اومدی اینجا

00:08:47.141 --> 00:08:48.767
‫اومدی جسد پدرت رو تحویل بگیری

00:08:54.433 --> 00:08:58.558
‫والیم داره می‌پره
‫کم‌کم داری عصبی میشی

00:08:58.642 --> 00:09:02.100
‫دووم بیار . فقط دووم بیار

00:09:05.683 --> 00:09:07.558
‫تهوع ، اضطراب
‫کرم زیر پوست

00:09:07.642 --> 00:09:09.183
‫توی دلم دارن رخت می‌شورن

00:09:09.266 --> 00:09:10.350
‫گم‌شو

00:09:10.433 --> 00:09:14.892
‫میشه از یه راه دیگه بری؟
‫باید همین حالا برسم به هتلم

00:09:22.433 --> 00:09:24.017
‫بفرما

00:09:26.475 --> 00:09:28.892
‫آقای «مِلروز»
‫از دیدن مجددتون خوشحالم

00:09:28.975 --> 00:09:30.558
‫سوئیت همیشگی‌تون آماده‌ست

00:09:30.642 --> 00:09:32.517
‫یه پیام هم براتون داریم

00:09:35.059 --> 00:09:37.100
‫مثل همیشه سخنوره

00:09:37.183 --> 00:09:41.308
‫میشه لطفاً یه بطری ویسکی
...با مقدار زیادی یخ

00:09:41.391 --> 00:09:43.266
‫البته

00:09:45.725 --> 00:09:46.975
‫این آسانسوره

00:09:47.059 --> 00:09:49.183
‫دکمه‌ها اینجان
‫شما در طبقه‌ی 33 ساکنید

00:09:49.266 --> 00:09:50.725
‫33

00:09:50.809 --> 00:09:54.100
‫- خدایا ، بدجوری دارم وسوسه میشم
‫- چیزی فرمودید قربان؟

00:09:54.183 --> 00:09:56.100
‫نه . چیزی نبود
‫دارم با خودم حرف میزنم

00:10:00.350 --> 00:10:02.266
‫اینجا راهروئه

00:10:02.350 --> 00:10:04.433
‫این اتاق شماست . شماره‌ی ‫3318

00:10:04.517 --> 00:10:06.517
‫این کلید شماست

00:10:09.767 --> 00:10:11.308
‫کار می‌کنه

00:10:12.225 --> 00:10:13.975
‫رسیدیم . خودت که میدونی
باید چی‌کار کنی

00:10:14.059 --> 00:10:16.183
‫ترک کردن توی یه هتل خارجی دیگه

00:10:16.266 --> 00:10:18.183
‫چراغ دستشویی

00:10:18.266 --> 00:10:20.141
‫اینم تلویزیون‌تون
‫اینجوری روشن میشه

00:10:20.225 --> 00:10:23.642
اینجوری هم کانالش عوض میشه -
بله . قبلاً هم تلویزیون دیدم -

00:10:23.725 --> 00:10:26.266
‫ پارانویا ، انقباض ماهیچه
‫ فکر خودکشی

00:10:26.350 --> 00:10:28.391
‫ممنون

00:10:34.767 --> 00:10:37.308
‫ حداقل این‌دفعه بار آخره

00:10:37.391 --> 00:10:38.809
‫یا بین دفعات آخره

00:10:38.892 --> 00:10:42.767
‫ این‌بار نه . این‌بار فرق داره

00:10:42.850 --> 00:10:45.391
‫قاطع و مصمم
‫مثل ذره‌بین تمرکز کن

00:10:46.558 --> 00:10:47.809
‫ روز جدید ، شروعی جدید

00:10:47.892 --> 00:10:50.683
‫راهش اینه که بهش فکر نکنم

00:10:50.767 --> 00:10:53.475
‫ مگه میشه بهش فکر نکنی؟

00:10:53.558 --> 00:10:57.391
‫ مثل اینه که وقتی اتاق آتیش گرفته
‫ نخوای از روی ویلچرت بلند بشی

00:11:05.350 --> 00:11:08.141
‫خدای من

00:11:12.350 --> 00:11:14.350
‫ برای خرید بهترین هروئین شهر

00:11:14.433 --> 00:11:17.391
‫ لطفاً با «پیِر» به شماره‌ی 1726-555
تماس حاصل فرمایید

00:11:17.475 --> 00:11:19.809
پیِر»...1726-555»

00:11:19.892 --> 00:11:22.475
‫بهش فکر نکن

00:11:22.558 --> 00:11:24.308
‫«پاتریک»

00:11:24.391 --> 00:11:25.809
‫بله پرستار؟

00:11:25.892 --> 00:11:29.141
‫ چیزی که بهش نیاز داری پسرجون
‫ قدم زدن توی پارک‌ـه

00:11:33.433 --> 00:11:36.850
‫ گرچه نرو سمت هروئین ‫
دوباره تکرار نمی‌کنم

00:11:36.934 --> 00:11:38.517
‫نه پرستار
‫قسم می‌خورم سمت هروئین نرم

00:11:38.600 --> 00:11:40.017
متاکوالون» داری؟»

00:11:40.100 --> 00:11:43.266
‫معلومه که دارم
‫«لمون 714» دونه‌ای 5 دلار

00:11:43.350 --> 00:11:44.850
‫ مسلما نمیشه همه‌ـش رو باهم
‫ یه‌دفعه کنار گذاشت . میشه؟

00:11:44.934 --> 00:11:49.475
5تا بهم بده . نه 6تا
‫آمفتامین هم داری؟

00:11:49.558 --> 00:11:51.391
‫ واسه چی داری آمفتامین میخری؟
‫ زده به سرت؟

00:11:51.475 --> 00:11:54.391
‫هی ، من «آدرال» داروخونه‌ای هم دارم

00:11:54.475 --> 00:11:55.517
‫یعنی خودت درست‌شون کردی؟

00:11:55.600 --> 00:11:57.558
‫- یعنی که حرف ندارن
‫- دیگه آمفتامین نخر

00:11:57.642 --> 00:11:59.100
3تا بهم بده . توی لیست خریدم نبود

00:11:59.183 --> 00:12:02.433
‫- پس تو بریتانیایی هستی ، آره؟
‫- درسته

00:12:02.517 --> 00:12:03.391
‫توی اون کُت گرمت نیست؟

00:12:03.475 --> 00:12:05.225
‫شنیدم اونجا هروئین مفتی گیرتون میاد

00:12:05.308 --> 00:12:07.600
‫- مزاحمش نشو
‫- زیادم مفتی نیست

00:12:07.683 --> 00:12:09.475
‫کُت‌ـت رو دربیار رفیق
‫داری عرق میریزی

00:12:09.558 --> 00:12:10.350
‫هروئین می‌خوای انگلیسی؟

00:12:10.433 --> 00:12:14.100
کوکائین هم دارم . حرف نداره -
گفتم مزاحمش نشو -

00:12:14.183 --> 00:12:15.809
‫شک ندارم که حرف نداره
‫اما ترک کردم

00:12:15.892 --> 00:12:18.433
‫هی رفیق ، باید با آب بخوری

00:12:18.517 --> 00:12:21.350
‫من که تازه‌کار نیستم

00:12:21.433 --> 00:12:23.517
‫هی ، فردا هم برگرد

00:12:34.017 --> 00:12:38.600
امری داشتید قربان؟ -
بله . من اومدم جسد رو ببینم -

00:12:39.934 --> 00:12:42.600
‫ببخشید . یه لیوان آب بهم میدید؟
‫من...

00:12:43.725 --> 00:12:45.683
‫یه قرص بزرگ خوردم که گیر کرده

00:12:47.683 --> 00:12:49.075
‫به اندازه‌ی کافی دهنم خیس نیست

00:13:02.683 --> 00:13:04.558
...خب

00:13:04.642 --> 00:13:07.433
‫اومدم جسد «دیوید مِلروز» رو ببینم

00:13:09.767 --> 00:13:12.683
‫آقای «مِلروز» در انتهای راهرو قرار دارند

00:13:37.433 --> 00:13:40.350
‫«پاتریک» ، بیا اینجا ببینم
‫زودباش

00:13:45.809 --> 00:13:49.850
‫عطارد ، زهره ، زمین ، مریخ

00:13:51.350 --> 00:13:53.850
‫مشتری ، زحل ، اورانوس

00:14:11.225 --> 00:14:14.725
‫- «مارتینی» قربان؟
‫- چی؟ نه . ممنون

00:14:14.809 --> 00:14:17.767
‫موهیتو؟ «مین چولپ»؟ «اولد-فشند»؟

00:14:24.600 --> 00:14:26.767
‫شما «هرمن» رو از کجا می‌شناختید؟

00:14:27.892 --> 00:14:31.600
‫لعنتی ، باورم نمیشه

00:14:31.683 --> 00:14:33.725
‫هی ، درست حرف بزن

00:14:34.308 --> 00:14:37.017
‫اون جسد نبود

00:14:37.100 --> 00:14:40.391
‫- مطمئنید؟
‫- مرگ همه‌ی ما رو دگرگون می‌کنه

00:14:40.475 --> 00:14:43.517
‫اما اونقدری هم قوی نیست که
‫پدر من رو به یه یهودی ریزه تبدیل کنه

00:14:43.600 --> 00:14:45.558
‫دوباره امتحان کن

00:14:45.642 --> 00:14:48.642
‫اما ما مهمونی دیگه‌ای
‫توی ساختمون نداریم

00:14:48.725 --> 00:14:53.892
‫من که نمی‌خوام برم مهمونی
‫می‌خوام برم «دیوید مِلروز» رو ببینم

00:14:55.141 --> 00:14:58.725
‫- این اتاقِ درسته
‫- ممنون

00:14:58.809 --> 00:15:00.892
‫- و از اون خانم عذر...
‫- نه ، نه ، نه

00:15:00.975 --> 00:15:02.892
‫دوران مشقت‌باری‌ـه

00:15:02.975 --> 00:15:04.683
‫بله . بله
‫واسه همین «متاکوالون» انداختم بالا

00:15:04.767 --> 00:15:06.725
‫اما احتمالاً مشقی بوده

00:15:06.809 --> 00:15:09.391
‫- از شنیدنش متأسفم
‫- میشه بعداً بیام ببرمش؟

00:15:09.475 --> 00:15:12.308
‫دوست دارم تا جایی که میشه
‫از نیویورک دور بشم

00:15:12.391 --> 00:15:15.725
‫خاکستر پدرتون فردا عصر
‫حاضر میشه

00:15:15.809 --> 00:15:19.059
‫درسته . نمیشه سریع‌تر بسوزونیدش؟

00:15:20.475 --> 00:15:22.850
‫من باهاش تنهاتون میذارم

00:15:39.100 --> 00:15:40.225
‫یالا . یالا . یالا

00:15:42.892 --> 00:15:44.892
‫درستش کن

00:15:59.683 --> 00:16:02.934
باباست؟

00:16:07.059 --> 00:16:09.683
‫آره . خودشه
‫همون کادوئی که می‌خواستم

00:16:09.767 --> 00:16:12.600
‫نباید زحمت می‌کشیدید

00:16:17.558 --> 00:16:19.825
‫خدا بگم چی‌کارـت کنه بابا
‫توی تابوت چی‌کار می‌کنی؟

00:16:57.266 --> 00:16:58.625
‫اینجات چی شده؟

00:17:01.725 --> 00:17:03.600
‫نمی‌خواستی بمیری ، مگه نه؟

00:17:07.141 --> 00:17:10.141
‫میدونستی که داری می‌میری
‫و درست هم گفتی

00:17:12.059 --> 00:17:14.141
‫چه حسی داره؟

00:17:15.850 --> 00:17:19.183
‫درد یا خشم؟

00:17:21.767 --> 00:17:23.850
‫ترسیدی؟

00:17:27.100 --> 00:17:29.183
‫امیدوارم ترسیده باشی

00:17:39.391 --> 00:17:41.433
‫نه ، نه

00:17:43.850 --> 00:17:45.892
‫نه ، نه ، نه

00:17:47.308 --> 00:17:49.934
‫لعنتی

00:17:59.141 --> 00:18:05.600
‫تو افسرده‌ای بابا ‫و حالا
می‌خوای من رو هم ناراحت کنی

00:18:05.683 --> 00:18:07.558
‫اما نمی‌تونی

00:18:25.934 --> 00:18:30.183
‫سلام «پاتریک»
‫چی شده؟

00:18:35.059 --> 00:18:36.558
‫داری می‌لرزی

00:18:37.308 --> 00:18:39.975
‫چی شده «پاتریک»؟

00:18:40.059 --> 00:18:42.975
‫مادرت چی؟
‫می‌خوای به مادرت بگی؟

00:18:44.600 --> 00:18:48.266
‫خیلی‌خب ، من زود برمیگردم
‫قول میدم

00:18:56.183 --> 00:18:58.600
‫به‌نظر چیز باحالیه

00:18:58.683 --> 00:19:00.975
‫آنتی‌بیوتیک

00:19:01.059 --> 00:19:03.183
‫- «پاتریک» ، خیلی متأسفم
‫- متأسفم

00:19:03.266 --> 00:19:07.725
‫وقت‌شناسی یکی از عیب‌هایی‌ـه
‫که از پدرم به ارث بردم

00:19:07.809 --> 00:19:09.475
‫فکر کنم میدونی که به‌خاطر
پدرت گفتم متأسفم

00:19:09.558 --> 00:19:11.266
«چای لطفاً . چای «ارل گِرِی

00:19:11.350 --> 00:19:13.934
‫- یکی دیگه از اینا
‫- حتماً

00:19:14.017 --> 00:19:17.308
واسه من ساعت 9 شب‌ـه -
واسه تو همیشه ساعت 9 شب‌ـه -

00:19:17.391 --> 00:19:20.141
‫اصلاً به درک
‫یه «مارتینی» هم واسه من بیارید لطفاً

00:19:20.225 --> 00:19:24.017
‫- خب ، رفتی توی...
‫- مُرده‌شور خونه؟

00:19:24.100 --> 00:19:26.558
‫آره ، آره . تا حالا سرحال‌تر
از این ندیده بودمش

00:19:26.642 --> 00:19:28.725
‫نمی‌خوام ناامیدت کنم

00:19:28.809 --> 00:19:32.517
‫اما وقتی که خاکستر رو بهت میدند
‫فقط ته اجاق رو جارو می‌کنند

00:19:32.600 --> 00:19:34.683
‫- و همه باهم قاطی‌ـن
‫- خبر خیلی خوبیه

00:19:34.767 --> 00:19:37.308
‫اصلاً چه بهتر که تموم خاکسترش
‫مال کس دیگه‌ای باشه

00:19:39.475 --> 00:19:41.683
‫وقتی که بچه بودم
‫ما رو می‌برد رستوران‌ها

00:19:41.767 --> 00:19:43.141
‫رستوران رو جمع بستم

00:19:43.225 --> 00:19:45.642
‫چون هر بار حداقل باید 3-2تا
‫رستوران رو امتحان می‌کردیم که قانع بشه

00:19:45.725 --> 00:19:48.391
‫یک‌بار رو یادمه که شیشه‌ی
‫شراب قرمز رو سروته گرفته بود

00:19:48.475 --> 00:19:52.600
‫و شرابش هم داشت شُرشُر
‫میریخت روی فرش

00:19:52.683 --> 00:19:56.350
‫«چطور جرات می‌کنی این کثافت رو
‫برای من بیاری؟»

00:19:56.433 --> 00:19:59.350
‫خب ، حداقل حالا رفته جایی که
‫نمی‌تونه ازش شکایت کنه

00:19:59.433 --> 00:20:01.725
‫راستش من که انتظار دارم
‫خورشید که غروب کرد

00:20:01.809 --> 00:20:04.183
‫مثل خون‌آشاما از تابوتش بلند بشه

00:20:04.266 --> 00:20:08.809
‫«اسم این رو گذاشتید تابوت؟
‫خدمات‌تون غیرقابل‌تحمل‌ـه»

00:20:09.934 --> 00:20:12.225
‫البته خدمات‌شون واقعاً غیرقابل‌تحمل‌ـه

00:20:12.308 --> 00:20:13.059
‫من رو فرستادن سر تابوت اشتباهی

00:20:13.141 --> 00:20:15.892
‫- تابوت اشتباه؟
‫- آره

00:20:15.975 --> 00:20:17.558
‫خنده‌داره که پیدا کردن
‫باقیمونده‌های پدرم اینقدر سخت بود

00:20:17.642 --> 00:20:21.059
‫درحالی‌که به راحتی می‌تونم
درون خودم پیداشون کنم

00:20:26.100 --> 00:20:28.600
‫از دیدنت خوشحال شدم «انی»

00:20:30.183 --> 00:20:32.391
‫لازم بود یه صورت آشنا رو ببینم

00:20:32.475 --> 00:20:35.850
‫اون آدم پیچیده‌ای بود

00:20:35.934 --> 00:20:39.391
‫واسه همین من خیلی
دوست داشتم امروز باهات حرف بزنم

00:20:39.475 --> 00:20:42.225
‫- «متاکوالون» وارد عمل شد
‫- «پاتریک» ، خوبی؟

00:20:42.308 --> 00:20:45.266
‫اختلاف زمانی...تازه اثر گذاشت

00:20:45.350 --> 00:20:48.183
‫- می‌خوای بری دراز بکشی؟
‫- نه . نمی‌خواد دست‌بالاش بگیری

00:20:48.266 --> 00:20:50.350
‫یه‌کم خوابم فقط

00:20:51.308 --> 00:20:53.475
‫به‌خاطر آنتی‌بیوتیک‌ـه

00:20:56.517 --> 00:20:57.600
‫عذر می‌خوام

00:21:33.600 --> 00:21:38.183
آقای «مِلروز» ، ‫حا‌ل‌تون خوبه؟

00:21:38.266 --> 00:21:39.683
‫فقط اختلاف‌زمانی‌ـه

00:21:45.517 --> 00:21:47.475
‫لعنتی

00:21:54.600 --> 00:21:56.100
‫اینجوری گول می‌خورن‌

00:21:58.308 --> 00:22:01.308
‫خدای من

00:22:01.391 --> 00:22:04.308
‫- اون تو چی‌کار کردی؟
‫- آب پاشیدم به صورتم

00:22:04.391 --> 00:22:05.642
‫- چجور آبی؟
‫- آبِ حال‌بیار

00:22:05.725 --> 00:22:08.059
‫«پاتریک» ، لطفاً بشین
‫داری من رو نگران می‌کنی

00:22:08.141 --> 00:22:12.141
‫بله ، بله . همه همین رو میگن

00:22:12.225 --> 00:22:15.475
‫«پاتریک» ، واقعاً می‌خوام
ازت عذرخواهی کنم

00:22:15.558 --> 00:22:17.225
‫وقتی که روی پله‌ها پیدات کردم...

00:22:17.308 --> 00:22:18.391
‫ - نه ، نه . شروع نکن
‫- قول دادم که میرم

00:22:18.475 --> 00:22:21.017
‫ عقب‌نشینی ، فرار
‫ خروج ، خروج

00:22:21.100 --> 00:22:23.266
‫و منم بهت قول میدم که
‫همه چیز رو فراموش کردم

00:22:23.350 --> 00:22:25.975
‫- پس پیشخدمت‌مون کو؟
‫- انگار عصبی شدی

00:22:26.059 --> 00:22:28.433
‫همیشه عصبی بودی
‫مادرت هم بود

00:22:28.517 --> 00:22:30.558
‫اون خونه جو عجیبی داشت

00:22:30.642 --> 00:22:32.767
‫و من باید تلاش بیشتری می‌کردم

00:22:42.600 --> 00:22:45.350
‫متأسفم . من...من باید برم

00:22:45.433 --> 00:22:46.934
...چی؟ ما تازه

00:22:47.017 --> 00:22:49.934
‫باید تا 5 برسم دفتر وکیل
‫یه سری اسناد رو باید امضا کنم

00:22:50.017 --> 00:22:52.225
‫- واقعاً؟ اما ما که تازه...
‫- دیوونه‌کننده‌ست ، نه؟

00:22:52.308 --> 00:22:53.850
‫میدونی کاغذبازیا چجوریه که

00:22:53.934 --> 00:22:57.433
‫من تا یه جایی می‌تونم از
...زیرش در برم بنابراین

00:22:57.517 --> 00:22:59.517
‫من واقعاً ممنونتم
‫تو همیشه با من مهربون بودی

00:22:59.600 --> 00:23:02.683
‫از زمانی که بچه بودم
‫و واقعاً ممنونم

00:23:02.767 --> 00:23:06.850
‫اما من...من واقعاً...
‫من واقعاً باید برم

00:23:06.934 --> 00:23:08.141
‫خدافظ . خدافظ

00:23:20.391 --> 00:23:24.225
ما «عقابا» رو فتح کردیم -
چیزی فرمودید قربان؟ -
(شهری در اردن)

00:23:24.308 --> 00:23:26.433
‫یکی دیگه از «مارتینی»های سرحال کننده‌تون
رو برام بیار

00:23:26.517 --> 00:23:29.059
‫با یه‌کم قرل‌آلای خام
‫و استیک خام

00:23:29.141 --> 00:23:31.308
‫خام ، خام
‫تند ، خیلی تند

00:23:31.391 --> 00:23:32.725
‫و لیست شراب‌هاتون

00:23:32.809 --> 00:23:35.391
‫ باریکلا «پاتریک»
‫ یه چیزی بخور که شراب رو جذب کنه

00:23:35.475 --> 00:23:38.558
‫- ساکت باش پرستار
‫- کسی بهتون ملحق میشه؟

00:23:38.642 --> 00:23:40.558
‫گم‌شو بابا . امیدوارم که نشه

00:23:45.517 --> 00:23:48.433
‫یا به بهترین نحو انجام بده یا انجام نده

00:23:49.475 --> 00:23:51.600
‫ دیدی؟ هنوز جواب میده

00:23:51.683 --> 00:23:53.100
‫ همه چیز تحت کنترله

00:23:53.183 --> 00:23:54.558
‫خیلی خوبه . ممنون

00:23:57.017 --> 00:23:58.709
اما بازم هروئین نمیشه

00:24:05.517 --> 00:24:07.433
‫ اکثراً کسایی که هروئین رو ترک می‌کنن
‫ و با آمفتامین میرن فضا

00:24:07.517 --> 00:24:10.433
‫ و «متاکوالون» و اختلاف‌زمانی
مثل چماق می‌خوره تو سرشون

00:24:10.517 --> 00:24:13.809
‫ شاید غذا رو پس بزنن
‫ اما من نه

00:24:13.892 --> 00:24:16.600
‫ من از سر طمع غذا نمی‌خورم
‫ بلکه از سر اشتیاق می‌خورم

00:24:16.683 --> 00:24:18.600
‫خفه میشی یا نه؟

00:24:18.683 --> 00:24:20.683
‫- شما نه . یکی دیگه رو گفتم
‫- قربان ، شما دسر میل دارید؟
(حامی دسر هستید)

00:24:20.767 --> 00:24:24.183
‫حامی دسر باشم؟
‫چجوری میشه حامی دسر باشم؟

00:24:24.266 --> 00:24:25.975
‫بهش غذا بدم بخوره؟
‫یکشنبه‌ها برم ملاقاتش؟

00:24:27.517 --> 00:24:28.558
‫یه «کرم بروله» برام بیار
«و یه «مارک دی‌بورگن

00:24:28.642 --> 00:24:31.100
‫ اما بازم هروئین نمیشه ، مگه نه؟

00:24:31.183 --> 00:24:33.183
‫ هروئین مثل سواره‌نظام‌ـه
‫ مثل پایه‌ی میزه

00:24:33.266 --> 00:24:36.350
‫ هروئین عشقه
...با شماره‌ی 1726-555 تماس حاصل

00:24:36.433 --> 00:24:36.809
‫خفه‌شو

00:24:40.433 --> 00:24:42.517
‫- همه چیز مرتبه قربان؟
‫- هی ، همین رو بپرس

00:24:42.600 --> 00:24:44.600
‫آخه مگه میشه همه چیز مرتب باشه؟
...خواسته‌ی زیادیه که

00:24:44.683 --> 00:24:48.141
‫چون بعضی‌ها شکایت کردند

00:24:48.225 --> 00:24:50.350
‫منظورت اینه که این صداها
‫فقط توی ذهنم نیست؟

00:24:50.433 --> 00:24:52.409
...لعنتی ، بهتره که من رسید رو

00:24:54.809 --> 00:24:59.350
‫میشه لطفاً یه سکه
بهم بدی ‫واسه تلفن؟

00:24:59.433 --> 00:25:00.475
‫ قضیه از این قراره

00:25:00.558 --> 00:25:03.183
‫ اگه جواب داد
‫ اونقدری هروئین ازش بگیر تا بخوابی

00:25:03.266 --> 00:25:04.517
‫ و یه‌کم هم واسه صبح بگیر

00:25:04.600 --> 00:25:07.141
‫ همین و اگه جواب نداد
‫ هروئین بی‌هروئین

00:25:07.225 --> 00:25:09.391
بسپارمش دست تقدیر

00:25:09.475 --> 00:25:11.558
‫فکر خوبیه

00:25:13.100 --> 00:25:17.266
‫555-1726

00:25:21.059 --> 00:25:25.975
پیِر» هستم . در حال حاضر»
نمی‌تونم جواب بدم

00:25:26.059 --> 00:25:27.600
‫لعنت بهت سرنوشت
‫لعنتی ، لعنتی

00:25:27.683 --> 00:25:29.767
‫لعنتی ، لعنت بهت سرنوشت
‫لعنتی ، لعنتی

00:25:35.725 --> 00:25:37.683
‫خدای من

00:25:53.350 --> 00:25:55.642
‫خیلی‌خب آقا ، رسیدیم

00:25:55.725 --> 00:25:59.225
‫- اینجا جای خیلی بدی‌ـه . میدونی؟
‫- منم واسه همین اومدم

00:26:02.642 --> 00:26:04.433
‫همینجا منتظرم باش

00:26:04.517 --> 00:26:05.975
‫برو دیوونه . من نمی‌مونم

00:26:11.308 --> 00:26:14.225
‫لعنتی

00:26:22.517 --> 00:26:25.350
‫چی می‌خوای پسر؟
‫دنبال چی می‌گردی؟

00:26:25.433 --> 00:26:28.433
‫- هروئین
‫- لعنتی

00:26:29.433 --> 00:26:30.433
‫- پلیسی؟
‫- معلومه که نه

00:26:30.517 --> 00:26:34.433
‫من انگلیسی هستم
‫می‌تونی من رو ببری خونه‌ی «لورِتا»؟

00:26:34.517 --> 00:26:36.225
‫آره . می‌تونم ببرمت خونه‌ی «لورِتا»

00:26:37.183 --> 00:26:39.017
‫از اینطرف

00:26:44.600 --> 00:26:47.683
‫طالبی ، مگه نه؟

00:26:55.642 --> 00:26:58.433
‫چاقوش نزن . چاقوش نزن

00:26:58.517 --> 00:27:02.017
‫چاقوش نزن . چاقوش نزن
‫چاقوش نزن . ‫چاقوش نزن

00:27:02.100 --> 00:27:03.809
‫این...این رفیق منه

00:27:03.892 --> 00:27:06.558
‫- سلام «چیلی»
‫- نمیدونستم «چیلی» رو می‌شناسی

00:27:06.642 --> 00:27:08.725
‫دنیای کوچیکی‌ـه

00:27:08.809 --> 00:27:10.475
‫واقعاً می‌خواستی بهم چاقو بزنی؟

00:27:10.558 --> 00:27:15.350
‫معلومه که می‌خواستم
چاقوت بزنم . ‫ببین

00:27:17.308 --> 00:27:19.100
‫اسمم «مارک»ـه

00:27:19.183 --> 00:27:22.767
‫خب ، ممنون «مارک»
‫که بهم چاقو نزدی

00:27:27.558 --> 00:27:30.433
‫کجا بودی «پاتریک»؟

00:27:30.517 --> 00:27:32.600
‫اینور ، اونور

00:27:33.725 --> 00:27:36.391
‫- میشه من رو ببری خونه‌ی «لورِتا»؟
‫- آره . از این...

00:27:36.475 --> 00:27:39.475
‫نه . از اینور

00:27:39.558 --> 00:27:44.550
‫- پسر ، چقدر سرحالی
‫- حسم که این رو نمیگه

00:27:46.850 --> 00:27:49.350
‫- کیه؟
‫- «چیلی ویلی»

00:27:49.433 --> 00:27:50.391
‫- چقد می‌خوای؟
‫- 50

00:27:50.475 --> 00:27:53.308
‫60

00:27:58.517 --> 00:28:00.600
‫خانم «ویلی» چطوره «چیلی»؟ خوبه؟

00:28:04.517 --> 00:28:05.725
‫بیا

00:28:05.809 --> 00:28:08.183
‫هی عزیزم ، عزیزم ، عزیزم

00:28:08.266 --> 00:28:10.600
‫ببین چی آوردم

00:28:13.100 --> 00:28:15.350
‫اتاق رو یه کاریش کردی . فرق کرده

00:28:15.433 --> 00:28:17.266
‫- چی فرق کرده؟
‫- آتیش گرفت

00:28:18.391 --> 00:28:19.517
‫میدونستم یه فرقی کرده

00:28:19.600 --> 00:28:21.767
‫«چیلی» میگه شما سرنگ نو هم دارید

00:28:21.850 --> 00:28:26.517
‫زیادم نو نیست
‫اما جوشوندمش و تمیزش کردم

00:28:26.600 --> 00:28:29.517
‫خیلی کنده؟

00:28:29.600 --> 00:28:30.892
خدایا ، اینکه سرنگ نیست
‫سَری تلمبه‌ست

00:28:30.975 --> 00:28:33.892
‫نه . باشه . باشه

00:28:33.975 --> 00:28:36.100
‫- چقدر؟
‫- 2تا بسته

00:28:40.642 --> 00:28:42.225
‫میشه از دستشویی‌تون استفاده کنم؟

00:28:42.308 --> 00:28:43.725
‫یالا

00:28:43.809 --> 00:28:45.892
خدایا

00:28:45.975 --> 00:28:48.642
‫لعنتی

00:29:01.975 --> 00:29:05.266
‫خدای من

00:29:05.350 --> 00:29:08.600
‫میشه پیشنهاد کنم «چیلی»
‫که یه چراغ نو بخری؟

00:29:08.683 --> 00:29:10.725
‫ارزش‌ـش رو نداره
‫نتونستم بزنم تو رگم

00:29:11.683 --> 00:29:13.683
‫تو...

00:29:14.558 --> 00:29:18.683
‫چراغ‌قوه لازم داری

00:29:18.767 --> 00:29:21.934
‫ممنون که بهم گفتی
«سرنگ بهتری می‌خوام «چیلی

00:29:23.642 --> 00:29:26.683
«چیلی» ، «چیلی»

00:29:27.850 --> 00:29:29.141
‫لعنتی

00:29:29.225 --> 00:29:30.850
‫ خیلی‌خب ، بذار کار رو درست انجام بدیم

00:29:30.934 --> 00:29:32.558
‫ یا به بهترین نحو انجام بده یا انجام نده

00:29:32.642 --> 00:29:33.767
‫کوکائین کلمبیایی و بعد هروئین خالص

00:29:33.850 --> 00:29:36.642
‫یالا «پیِر» . گوشی رو بردار . باشه؟

00:29:36.725 --> 00:29:39.308
‫555-1726

00:29:43.100 --> 00:29:46.975
‫- الو؟
‫- «پیِر» ، واقعاً خودتی؟

00:29:47.059 --> 00:29:49.725
‫- شما؟
‫- «پاتریک» از لندن

00:29:49.809 --> 00:29:52.141
‫من خوابم نمی‌بره

00:29:53.975 --> 00:29:55.850
‫20 دقیقه

00:30:03.059 --> 00:30:06.517
‫- خوبی؟
‫- عجب کابوسی بود اونجا

00:30:14.391 --> 00:30:18.308
چجور آدمی بود؟ -
پدرم؟ -

00:30:18.391 --> 00:30:23.017
‫معصوم مثل یه بچه گربه
‫شاهزاده‌ای میان مردان

00:30:23.100 --> 00:30:26.725
‫دستان هنرمندی داشت
‫می‌تونست نخست‌وزیر بشه

00:30:26.809 --> 00:30:28.725
‫سیاستمدار بود؟

00:30:28.809 --> 00:30:31.059
‫نه ، نه ، نه . شوخی کردم

00:30:31.141 --> 00:30:31.975
‫توی دنیای اون بهتر بود

00:30:32.059 --> 00:30:38.558
‫اگه می‌تونستی نخست‌وزیر بشی
‫یا یه جراح ‫یا یه پیانیست

00:30:38.642 --> 00:30:41.558
‫اگه واقعاً تلاش می‌کردی
‫و موفق می‌شدی

00:30:41.642 --> 00:30:42.850
‫یعنی جاه‌طلبی گستاخ بودی

00:30:42.934 --> 00:30:45.850
‫افسوس می‌خوری که مُرده؟

00:30:46.642 --> 00:30:48.809
‫افسوس می‌خورم که زندگی کرد

00:30:48.892 --> 00:30:51.600
‫اما بدون اون ‫تو هم وجود نداشتی

00:30:51.683 --> 00:30:54.241
‫آدم نباید در مورد این چیزها
‫فقط به خودش اهمیت بده

00:30:54.892 --> 00:30:57.391
‫حالا کوکائین

00:30:57.475 --> 00:30:58.725
‫می‌خواستم ترکش کنم

00:31:10.809 --> 00:31:12.683
‫- حالا
‫- خدایا

00:31:12.767 --> 00:31:16.017
‫هروئین رو بزن

00:31:16.100 --> 00:31:17.225
خدایا ، خدایا

00:31:32.600 --> 00:31:34.809
‫من توی هتل «لس‌بِینز» شام خوردم

00:31:34.892 --> 00:31:36.725
‫توی «خطروم» هم شام خوردم
(پایتخت سودان)

00:31:36.809 --> 00:31:40.975
‫زمانی که مامان جوان و وحشی ‫یک بشقاب
از گوشت آدمیزاد بهم پیشنهاد داد

00:31:41.725 --> 00:31:46.017
‫من اجازه ندادم که عفتم ‫مانع
از خواستن بشقاب سومم بشه

00:31:46.100 --> 00:31:49.100
‫من اصلاً...گوشت آدمیزاد؟

00:31:49.183 --> 00:31:51.391
‫بعدش چی؟

00:31:51.475 --> 00:31:53.558
‫تو همیشه پسر عجیبی بودی

00:31:53.642 --> 00:31:55.517
‫غذاهای ویژه‌ی امشب شامل
‫یک سالاد رایگان میشه

00:31:55.600 --> 00:31:56.892
‫کوکائین کلمبیایی

00:31:56.975 --> 00:31:58.850
‫خوابیدن روی تختی از هروئین

00:32:00.192 --> 00:32:03.642
‫من در مورد اشراف‌ها
و کارهای زشت‌شون برات میگم

00:32:03.725 --> 00:32:05.850
‫نه ، نه ، نه . بهش فکر نکن
‫چه کارهای زشتی؟

00:32:05.934 --> 00:32:08.017
‫پرستار هیچ‌وقت رازهای کسی رو
‫فاش نمی‌کنه

00:32:08.100 --> 00:32:10.934
‫دهن من محکم‌ـه
‫اما چه چیزهایی که شنیدم

00:32:11.017 --> 00:32:13.433
‫خواهش می‌کنم
‫خواهش می‌کنم تمومش کن

00:32:13.517 --> 00:32:15.433
‫خواهش می‌کنم
‫خواهش می‌کنم تمومش کن

00:32:23.850 --> 00:32:26.350
‫حالا می‌خوام به سکوت گوش کنی

00:32:26.433 --> 00:32:29.433
‫می‌شنوی؟ بخشی از سکوت شو

00:32:29.517 --> 00:32:33.433
‫خوبه . حالا می‌خوام یه بت‌کده رو تصور کنی

00:32:33.517 --> 00:32:35.809
‫می‌تونی ببینیش؟
‫قشنگه ، مگه نه؟

00:32:35.892 --> 00:32:38.059
‫آره ، آره «ران» . قشنگ‌ـه
‫خیلی قشنگ‌ـه

00:32:38.141 --> 00:32:40.558
‫حالا می‌خوام بری داخلش «پاتریک»

00:32:40.642 --> 00:32:41.934
‫چیزی داخلشه؟

00:32:42.017 --> 00:32:46.767
‫آره «پاتریک» . مامان و بابات

00:32:46.850 --> 00:32:50.100
‫مامان و بابا؟

00:32:50.183 --> 00:32:52.475
‫می‌خوام بری سراغ مادرت

00:32:52.558 --> 00:32:55.683
‫و بهش بگی که :
‫«دوست‌ـت دارم مامانی»

00:32:55.767 --> 00:32:58.600
‫مامان ، من واقعاً دوست‌ـت دارم

00:32:58.683 --> 00:33:00.558
‫خوبه . حالا بغلش کن

00:33:05.183 --> 00:33:06.975
‫حس خوبی داره ، مگه نه؟

00:33:07.059 --> 00:33:09.391
‫آره . خیلی حس خوبی داره

00:33:09.425 --> 00:33:11.425
: حالا می‌خوام بری سراغ پدرت و بگی

00:33:11.850 --> 00:33:13.433
‫«اما تو رو نمی‌تونم ببخشم»

00:33:13.517 --> 00:33:15.850
‫اما تو رو نمی‌تونم ببخشم
‫برو گم‌شو

00:33:15.934 --> 00:33:18.141
‫حالا یه هفت‌تیر بردار
و مغز بابات رو بپاش رو دیوار

00:33:21.225 --> 00:33:24.100
‫اگه به مادرت یا هر کس دیگه‌ای

00:33:24.183 --> 00:33:31.600
‫در مورد امروز بگی
‫از وسط نصفت می‌کنم

00:33:31.683 --> 00:33:33.975
‫برید گم‌شید
‫همه‌تون گم‌شید

00:33:34.059 --> 00:33:36.767
‫خب ، هروئین رو مصرف کن
‫تزریق کن

00:34:35.308 --> 00:34:38.683
‫الو؟ الو «پاتریک»؟

00:34:39.683 --> 00:34:40.725
‫مادر؟

00:34:44.141 --> 00:34:46.600
‫صدام رو می‌شنوی؟

00:34:48.308 --> 00:34:50.683
‫«پاتریک» ، خبر رو شنیدم

00:34:52.017 --> 00:34:54.100
‫- نمیدونم چی بگم
‫- مادر

00:34:56.183 --> 00:34:59.141
‫- الو؟
‫- الو ، منم

00:35:00.017 --> 00:35:02.600
‫- لعنتی
‫- انگار خوابی

00:35:02.683 --> 00:35:05.183
‫خوابیدی؟ ‫بیدارت کردم؟

00:35:05.266 --> 00:35:07.350
‫ببخشید . ببخشید . ببخشید

00:35:11.183 --> 00:35:13.100
‫ساعت 4:30 صبح‌ـه

00:35:13.183 --> 00:35:15.308
‫فکر می‌کردم به‌خاطر اختلاف زمانی
‫بی‌خوابی زده به سرت

00:35:15.391 --> 00:35:19.683
توی هتلی؟ -
مگه زنگ نزدی به اتاقم؟ -

00:35:19.767 --> 00:35:23.809
‫منظورم اینه که کل شب نگرانت بودم
می‌خواستم ببینم چطوری

00:35:23.892 --> 00:35:26.975
منظورت اینه که چیزی مصرف کردم یا نه؟ -
نه . فقط اون نه -

00:35:27.059 --> 00:35:28.850
‫واسه چی؟ مصرف کردی؟

00:35:28.934 --> 00:35:31.934
‫کل شب داشتم هروئین
و کوکائین مصرف می‌کردم

00:35:32.017 --> 00:35:35.391
‫- این حسابه؟
‫- مصرفش فکر خوبیه؟

00:35:35.475 --> 00:35:39.934
‫از این به بعد میشه بدونی که نه
اصلاً فکر خوبی نیست؟

00:35:40.017 --> 00:35:44.100
‫فکر کردم...واقعاً فکر می‌کردم
‫می‌تونی خودت رو تغییر بدی

00:35:44.183 --> 00:35:45.975
‫آره . منم همینطور
‫اما ظاهراً اینجوری نیست

00:35:46.059 --> 00:35:48.308
‫نباید تنها باشی

00:35:48.391 --> 00:35:50.600
‫من یه قرار گذاشتم تا شام رو
‫با یکی بری بیرون

00:35:50.683 --> 00:35:52.059
‫نه «دبی»
‫اینکه یکی از مهمونیات نیست

00:35:52.141 --> 00:35:54.225
‫دوران خیلی سختیه

00:35:54.308 --> 00:35:57.183
‫من توی وضعیتی نیستم که
‫بخوام با کسی ملاقات کنم

00:35:57.266 --> 00:35:59.225
‫تو باید پیش افرادی باشی
‫که براشون مهمی

00:35:59.308 --> 00:36:02.100
‫و تازه با «ماریان» قرارش رو گذاشتم دیگه

00:36:02.183 --> 00:36:04.225
‫- «ماریان»؟
‫- هم‌دانشگاهی قدیمیم

00:36:04.308 --> 00:36:07.183
‫توی دستشوییش از هوش رفتی
‫مجبور شدن در رو از جا بکنن

00:36:07.266 --> 00:36:10.725
‫- یادته؟
«اون «ماریان -

00:36:10.809 --> 00:36:13.225
‫از دیدنت خوشحال میشه
‫بعد از ساعت 7:30

00:36:13.308 --> 00:36:14.725
‫آدرس‌ـش رو برات فاکس می‌کنم

00:36:14.809 --> 00:36:17.266
‫قراره با دوستای مسخره‌ی پدرم
...برم نوشیدنی بخورم اما

00:36:17.350 --> 00:36:18.391
‫بعدش ببینم حالش رو دارم یا نه

00:36:18.475 --> 00:36:22.600
...یادت باشه من
من دوست‌ـت دارم

00:36:23.767 --> 00:36:26.308
‫«پاتریک»؟

00:36:27.892 --> 00:36:29.183
‫«پاتریک»؟

00:36:34.475 --> 00:36:37.809
‫«ماریان» ، «ماریان» ، «ماریان»

00:36:41.433 --> 00:36:44.475
‫سلام «پاتریک»
‫از دیدنت خوشحال شدم

00:36:44.558 --> 00:36:48.725
‫خیلی خوبه با کسی حرف بزنم
‫که درک می‌کنه

00:36:54.100 --> 00:36:55.975
‫بدون یخ قابل تحمل نیست

00:36:59.642 --> 00:37:03.850
‫همه چیز مشکل داره
‫همه چیز کاملاً به‌گا رفته

00:37:12.809 --> 00:37:16.975
‫یخ...من بازم از یخ‌های
خوشمزه‌تون می‌خوام خواهشاً

00:37:17.391 --> 00:37:19.767
‫اتاق 3318

00:37:31.892 --> 00:37:34.391
‫لعنتی

00:37:37.391 --> 00:37:39.767
‫لعنتی

00:38:16.059 --> 00:38:18.100
‫اینا که دستای من نیستن

00:39:00.183 --> 00:39:03.308
آماده باش

00:39:34.892 --> 00:39:37.850
‫- «پاتریک» ، چه به‌موقع اومدی
‫- «جورج»

00:39:37.934 --> 00:39:39.642
‫مثل پدرت
‫اون خیلی بهت افتخار می‌کرد

00:39:39.725 --> 00:39:42.517
‫- فکر می‌کنم دیگه خودت میدونی
‫- سلام فسقلی

00:39:42.600 --> 00:39:45.308
‫واقعاً تسلیت میگم
‫حتماً بدجوری شوکه شدی

00:39:45.391 --> 00:39:48.141
‫چه بلایی سر چشمت اومده؟
‫با دخترها دعوات شده؟

00:39:48.225 --> 00:39:50.558
‫حالا که دیگه من مسئول
‫رستگاری روحت...

00:39:50.642 --> 00:39:53.391
‫نه ، نه ، نه ، نه . اصلاً از این خبرها نیست
‫توی هواپیما یه مرضی گرفتم

00:39:53.475 --> 00:39:54.850
‫بهت میاد . خیلی جلف‌ـه

00:39:54.934 --> 00:39:56.892
‫- جای خوبی اومدی
‫- آره

00:39:56.975 --> 00:40:00.350
‫فکر می‌کنم اینجا برات جالب باشه
برای پدرت که بود

00:40:00.433 --> 00:40:03.225
‫تموم چیزهایی که دیگه توی انگلیس
پیدا نمیشه اینجا هست

00:40:03.308 --> 00:40:05.059
‫تا حالا «بول‌شات» خوردی؟
(«کوکتل» ساخته شده با «ودکا»)

00:40:05.141 --> 00:40:06.517
‫- نه
‫- پیشخدمت ، پیشخدمت

00:40:06.600 --> 00:40:08.266
‫- بله قربان
‫- 3تا «بول‌شات» لطفاً

00:40:08.350 --> 00:40:10.892
‫من «بلنتاین مورگان» رو هم دعوت کردم

00:40:10.975 --> 00:40:12.600
‫گرچه فکر کنم کسل‌کننده‌ترین آدمی‌ـه
که تا حالا دیدم

00:40:12.683 --> 00:40:15.391
‫خونوادش یه بانک دارن
‫یا حداقل فکر کنم که دارن

00:40:15.475 --> 00:40:20.391
‫تا حالا چندبار ازش پرسیدم
اما گوش دادن ‫به جواب‌هاش خیلی سخته

00:40:20.475 --> 00:40:22.600
‫- رسیدیم
‫- همه‌ی بچه‌ها اینجان

00:40:22.683 --> 00:40:26.266
‫- ایشون «بلنتاین مورگان» هستند
‫- تسلیت میگم

00:40:26.350 --> 00:40:29.100
‫من خودم شخصاً نمی‌شناختمش
‫اما از چیزهایی که «جورج» برام گفته

00:40:29.183 --> 00:40:30.600
‫یه انگلیسی محترم بوده

00:40:30.683 --> 00:40:35.266
جورج» ، مگه چی تعریف کردی؟» -
فقط اینکه پدرت یه مرد استثنایی بود -

00:40:35.350 --> 00:40:37.600
‫من که خودم شخصاً کسی رو
‫شبیه‌ـش ندیدم

00:40:37.683 --> 00:40:38.600
‫هیچ‌وقت اهل مصالحه نبود

00:40:38.683 --> 00:40:41.433
‫«یا به بهترین نحو انجام بده یا انجام نده»

00:40:41.517 --> 00:40:42.600
‫کاملاً موافقم

00:40:42.683 --> 00:40:44.308
‫«عذرخواهی نکن . توضیح نده»
‫اینم یکی دیگه از حرفاش بود

00:40:44.391 --> 00:40:45.975
‫«همه چیز رو ببین
‫به کسی اعتماد نکن»

00:40:46.059 --> 00:40:48.308
‫- چه حرفای خردمندانه‌ای
‫- «هرگز تلاش نکن . تقلا گستاخی‌ـه»

00:40:48.391 --> 00:40:50.059
‫«اوضاع در قرن 18 بهتر بود»

00:40:50.141 --> 00:40:54.100
‫و البته
‫«از همه‌ی زن‌ها متنفر باش خصوصاً مادرت»

00:41:00.017 --> 00:41:01.225
‫اینم «بول‌شات»هامون

00:41:01.308 --> 00:41:04.725
«آب گوشت و «وُدکا
‫مزه‌ای که طول می‌کشه بهش عادت کرد

00:41:04.809 --> 00:41:06.809
‫عادت کردم . یکی دیگه لطفاً

00:41:06.892 --> 00:41:08.767
‫پدرش پیانیست شگفت‌انگیزی بود

00:41:08.850 --> 00:41:11.141
‫- اگه از تقلید ادبی خوش‌تون بیاد
‫- توی مکالمه هم فوق‌العاده بود

00:41:11.225 --> 00:41:13.809
‫اون بستگی داره
‫بعضی‌ها از گستاخی بی‌وقفه خوش‌شون نمیاد

00:41:13.892 --> 00:41:15.850
‫- یا حداقل من اینجوری شنیدم
‫- مثلاً کیا؟

00:41:15.934 --> 00:41:19.433
‫درسته . من زمانی ازش خواستم
که اینقدر جدل نکنه

00:41:19.517 --> 00:41:21.350
‫- چی جواب‌ـت داد؟
‫- بهم گفت برم گم بشم

00:41:23.141 --> 00:41:25.141
‫یه مشت سگ وفادار طعمه‌گیر

00:41:25.225 --> 00:41:27.600
‫- ببخشید؟
‫- اونجا

00:41:29.558 --> 00:41:32.433
‫به شکار علاقه داری «پاتریک»؟

00:41:32.517 --> 00:41:34.183
‫- خدایا ، باز شروع شد
‫- خدایا ، ‫باز شروع شد

00:41:34.266 --> 00:41:35.809
‫فکر می‌کردم به شنیدن
یه داستان علاقه داشته باشه

00:41:35.892 --> 00:41:36.642
‫اما چیزی که بهش فکر نمی‌کنی

00:41:36.725 --> 00:41:39.183
‫اینه که کسی به داستانت
‫علاقه نداشته باشه

00:41:39.266 --> 00:41:42.975
‫من به یه بز کوهی تانگانیکایی شلیک کردم

00:41:43.100 --> 00:41:44.350
‫آخرین بز نر گونه‌ی خودش

00:41:44.433 --> 00:41:46.517
‫که هم لحظه‌ی تلخی بود و هم خوبی

00:41:46.600 --> 00:41:47.934
‫شاید واسه بزه بوده

00:41:48.017 --> 00:41:50.350
‫من یه داستان شکار از پدرم
‫برات دارم «بلنتاین»

00:41:50.433 --> 00:41:52.934
‫- «نیکولاس» ، تو میدونی
‫- آروم باش «پاتریک»

00:41:53.017 --> 00:41:54.475
‫- کافیه
‫- پدر در دهه‌ی 20

00:41:54.558 --> 00:41:56.517
‫یه سواره‌نظام در هند بود

00:41:56.600 --> 00:41:58.350
‫و عادت داشت که بره شکار با نیزه
‫توی علف‌های بلند میدوئید

00:41:58.433 --> 00:42:01.183
‫با یه نیزه توی دستش
و گراز وحشی شکار می‌کرد

00:42:01.266 --> 00:42:03.975
‫گراز‌های وحشی خیلی خطرناکن
‫می‌تونن یه اسب رو از پا دربیارن

00:42:04.059 --> 00:42:06.183
‫و سوارش رو به خاک و خون بکشن
‫اما هیجان‌انگیزه

00:42:06.266 --> 00:42:08.850
...بگذریم . تنها عیب این سفر

00:42:08.934 --> 00:42:11.517
‫فکر کنم وقتی نزدیک 8 سالم بود
‫این داستان رو شنیدم

00:42:11.600 --> 00:42:14.350
‫این بود که یکی از شکارچیان
‫توسط یه سگ وحشی گاز گرفته شد

00:42:14.433 --> 00:42:15.975
‫و علائم هاری رو نشون داد

00:42:16.059 --> 00:42:17.934
‫3 روز تا نزدیک‌ترین بیمارستان راه بود
‫و این گروه شکارچی

00:42:18.017 --> 00:42:20.183
‫تشکیل شده از قضات و ژنرال‌ها
‫تصمیم گرفتند

00:42:20.266 --> 00:42:22.975
‫که این دوست مریض‌شون رو
توی یه دام بپیچند

00:42:23.059 --> 00:42:25.266
‫و از زمین ببرنش بالا

00:42:25.350 --> 00:42:27.725
‫شام صرف شد

00:42:27.809 --> 00:42:30.391
‫فانوس رو میز ، درخشش نقره

00:42:30.475 --> 00:42:33.059
‫خدمتکاران آموزش‌دیده

00:42:33.141 --> 00:42:36.934
‫اما هیچ‌کدوم‌مون نتونستیم با اون‌همه داد و فریاد
‫از شام لذت ببریم

00:42:37.017 --> 00:42:38.683
‫بنابراین من از سر میز بلند شدم

00:42:38.767 --> 00:42:42.892
‫اسلحه‌ام رو برداشتم
‫رفتم سراغ مرد هار

00:42:42.975 --> 00:42:44.850
‫و یه گلوله زدم توی سرش

00:42:50.809 --> 00:42:53.391
‫مهربانانه‌ترین کاری که می‌شد انجام داد

00:42:53.475 --> 00:42:54.225
...همه موافقت کردند

00:42:54.308 --> 00:42:56.433
‫درنهایت

00:42:57.266 --> 00:43:02.308
‫و من فکر می‌کنم ‫شروع رابطه‌ی
عاشقانه‌ی من ‫با پزشکی بود

00:43:21.517 --> 00:43:23.591
‫ببخشید

00:43:29.642 --> 00:43:32.433
‫بهتره از دستشویی استفاده کنی

00:43:32.517 --> 00:43:34.642
‫فکر خوبیه

00:43:50.308 --> 00:43:51.975
خدایا ، بابا

00:43:52.059 --> 00:43:53.558
‫باید برم دنبال بابا . لعنتی

00:44:02.308 --> 00:44:04.266
‫ببخشید

00:44:06.600 --> 00:44:07.809
هی ، هی

00:44:07.892 --> 00:44:09.642
‫خواهش می‌کنم
‫پدر من دست شماست

00:44:09.725 --> 00:44:12.850
‫- متأسفانه تعطیلیم
‫- نه

00:44:12.934 --> 00:44:14.059
‫- همین حالا باید خاکسترش رو بهم بدید
‫- متأسفم

00:44:14.141 --> 00:44:18.558
‫من پرواز دارم
‫نمی‌تونم بدون اون برگردم

00:44:19.642 --> 00:44:22.642
«دیوید مِلروز»

00:44:23.433 --> 00:44:25.391
‫خواهش می‌کنم

00:44:34.059 --> 00:44:36.350
‫میشه یه کیسه هم بهم بدید؟

00:44:36.850 --> 00:44:39.059
‫ خب ، «ماریان»

00:44:39.141 --> 00:44:41.308
‫نیم گرم کوکائین دارم
‫یک‌پنجم هروئین

00:44:41.391 --> 00:44:42.350
«یک «متاکوالون» ، یک «آدرال

00:44:42.433 --> 00:44:44.683
‫چند خط بزن واسه اینکه بحث راه بیفته

00:44:44.767 --> 00:44:46.433
‫یه «متاکوالون» واسه «ماریان»
‫که خوب سرحال بشه

00:44:46.517 --> 00:44:48.059
‫یا شاید قراره دل بسوزونه برات

00:44:48.141 --> 00:44:49.975
‫که در این مورد واسه آرامش استفاده می‌کنی
‫و توی هواپیما می‌خوابی

00:44:50.059 --> 00:44:51.059
پسر ، چه برنامه‌ای می‌چینی

00:44:51.141 --> 00:44:53.017
‫ بعد میرسی خونه
‫«خدا برکت بده به هواپیمای «کونکورد

00:44:53.100 --> 00:44:55.183
...جانی» منتظره و»

00:44:55.266 --> 00:44:56.892
‫ببینیم چی میشه

00:44:58.809 --> 00:45:02.558
‫سلام ، من «پاتریک» هستم
‫دوست «ماریان»

00:45:02.642 --> 00:45:05.141
‫«نانسی»...«نانسی بنکس»
‫قبلاً همدیگر رو دیدیم

00:45:05.225 --> 00:45:08.391
‫آره . درسته

00:45:08.475 --> 00:45:11.017
‫شرمنده . یه‌کم حواسم پرت‌ـه
...آخه تازه

00:45:11.100 --> 00:45:14.059
‫آره . «ماریان» بهمون گفت
‫این خودشه؟

00:45:14.141 --> 00:45:16.100
‫به «کانسوئلا» میگم که
‫یه مهمون دیگه هم داریم

00:45:16.183 --> 00:45:18.391
‫«ماریان»

00:45:18.475 --> 00:45:20.600
‫خیلی مشتاق دیدنت‌ـه

00:45:20.683 --> 00:45:23.767
جری» ، «پاتریک» رو که یادته»
‫دوست‌پسر «دبی» دوست‌داشتنی

00:45:23.850 --> 00:45:24.850
‫من توی دستشویی‌تون از حال رفتم

00:45:24.934 --> 00:45:27.725
‫- مجبور شدیم در رو بکنیم
‫- درسته

00:45:27.809 --> 00:45:29.308
‫- بفرمایید . بفرمایید
‫- خودم بودم

00:45:32.308 --> 00:45:34.558
‫«ماریان» می‌گفت که پدرت
‫مرد جالب توجهی بود

00:45:34.642 --> 00:45:37.183
‫باید در مورد توجهاتش بشنوی

00:45:37.266 --> 00:45:42.767
رابطه‌ی سختی باهم داشتید «پاتریک»؟ -
بله «نانسی» . رابطه‌ی سختی بود -

00:45:42.850 --> 00:45:44.391
‫- مشکل از کِی شروع شد؟
‫- 9 «ژوئن» 1906

00:45:44.475 --> 00:45:45.892
‫روزی که متولد شد

00:45:45.975 --> 00:45:49.809
‫توی اون روزها
‫پدر بودن خیلی فرق داشت

00:45:51.059 --> 00:45:54.266
‫شاید نمیدونسته چطور باید
‫عشقش رو ابراز کنه

00:45:54.350 --> 00:45:57.600
‫ظلم مخالف عشق‌ـه
نه نوعی ابراز نابه‌جا از عشق

00:45:57.683 --> 00:46:00.600
‫به نظر من که درسته

00:46:01.558 --> 00:46:04.934
‫ «ماریان»

00:46:05.017 --> 00:46:07.600
‫گرچه من اصلاً لازم نیست
‫نگران چنین چیزی باشم

00:46:07.683 --> 00:46:10.767
‫- سلام «پاتریک»
‫- سلام

00:46:10.850 --> 00:46:12.725
‫بابت پدرت خیلی تسلیت میگم

00:46:12.809 --> 00:46:14.558
‫ جواب من تویی . تویی که می‌تونی
من رو نجات بدی . مشخص نیست؟

00:46:14.642 --> 00:46:16.767
‫ من می‌خوام همینجا دفن بشم

00:46:16.850 --> 00:46:17.433
‫ اگه تو مال من باشی
‫ می‌تونم مواد رو واسه همیشه کنار بذارم

00:46:17.517 --> 00:46:19.642
خدای من

00:46:19.725 --> 00:46:21.767
‫ یا حداقل یه دختر جذاب داشته باشم
‫ تا باهاش مصرف کنم

00:46:21.850 --> 00:46:24.059
‫میشه شام بریم بیرون؟
‫لطفاً بگو آره

00:46:25.517 --> 00:46:29.475
‫- به نظرت اینجا خوبه؟
‫- بدون شک . من عاشق غذای ارمنی هستم

00:46:31.934 --> 00:46:34.391
‫با این کُت گرمت نمیشه؟

00:46:34.475 --> 00:46:35.809
‫اگه باعث میشه معذب بشی
‫من می‌تونم...

00:46:35.892 --> 00:46:38.642
‫- یه‌کم
‫- خب پس درش‌میارم

00:46:39.809 --> 00:46:42.141
‫احتمالاً بهتره چشم‌بندم رو هم دربیارم

00:46:42.225 --> 00:46:44.725
‫نه . میذارم باشه
2تا «مارتینی» لطفاً

00:46:44.809 --> 00:46:47.850
‫- یکی...من مشروب نمی‌خورم
‫- واقعاً؟

00:46:47.934 --> 00:46:49.600
‫ نشونه‌ی بدیه
‫ نشونه‌ی خیلی خیلی بدیه

00:46:49.683 --> 00:46:52.308
‫به نظرم حد و مرز رو محو می‌کنه
‫و حس رو از کار میندازه

00:46:52.391 --> 00:46:52.892
‫ خب که چی؟

00:46:52.975 --> 00:46:53.975
‫کاملاً موافقم

00:46:54.059 --> 00:46:57.350
‫منم معمولاً مشروب نمی‌خورم
‫اما خب ، عزادارم

00:47:00.558 --> 00:47:02.391
‫ یه چیزی بگو
‫ یادت بیاد که چجوری مخ میزنی

00:47:02.475 --> 00:47:03.642
‫ یه چیزی به جز دروغ و مزخرف و تحقیر

00:47:03.725 --> 00:47:05.892
‫«دبی» سلام رسوند

00:47:05.975 --> 00:47:08.225
‫ - به جز این مرتیکه‌ی نفهم
‫- «دبی» عزیزم

00:47:09.642 --> 00:47:12.433
‫- حالش چطوره؟
‫- دختر فوق‌العاده‌ای‌ـه

00:47:13.517 --> 00:47:15.850
‫خیلی من رو حمایت می‌کنه

00:47:15.934 --> 00:47:16.892
‫ موضوع رو عوض کن

00:47:16.975 --> 00:47:19.850
‫بهم گفته که درس حقوق می‌خونی

00:47:19.934 --> 00:47:22.183
‫درسته . توی کلمبیا

00:47:22.266 --> 00:47:25.183
‫واقعاً سخته اما عاشقشم

00:47:25.266 --> 00:47:26.642
‫منم زمانی می‌خواستم
شروع کنم به حقوق خوندن

00:47:26.725 --> 00:47:29.350
‫خودم رو توی فیلم «12 مرد عصبانی» تصور می‌کردم
‫به طرز شگفت‌انگیزی خوش‌زبون
فیلمی درباره‌ی 12 مرد در هیئت دادگاه)
(که توسط یک نفر قانع می‌شوند

00:47:29.433 --> 00:47:30.475
‫اصلاح کردن اشتباهات

00:47:30.558 --> 00:47:31.892
‫وکیل خیلی خوبی می‌شدی

00:47:31.975 --> 00:47:33.767
‫- ممنون
‫- آره . حتماً باید وکیل بشی

00:47:33.850 --> 00:47:34.892
‫- چرا شروع نمی‌کنی؟
‫- چون سخت‌کوشی

00:47:34.975 --> 00:47:36.725
‫- و جاه‌طلبی گستاخی‌ـه
‫- بیخیال

00:47:36.809 --> 00:47:38.308
‫تو که همچین چیزی باورت نمیشه ، نه؟

00:47:38.391 --> 00:47:40.433
‫من؟ نه . نه . نه . نه
‫بابام این رو می‌گفت

00:47:41.683 --> 00:47:43.059
‫خب ، تو درس خوندی و...

00:47:47.017 --> 00:47:48.558
‫ممنون یعنی...

00:47:49.767 --> 00:47:54.517
‫و در ضمن پدرت هم نیستی

00:47:54.600 --> 00:47:57.017
‫کاملاً حق با توئه

00:47:57.100 --> 00:47:58.558
‫میدونی چیه؟ واقعاً الهام گرفتم

00:47:58.642 --> 00:48:02.141
‫به محض اینکه از هواپیما پیاده شدم
‫می‌خوام یه کاری بکنم

00:48:02.225 --> 00:48:04.683
‫یه مرد جدید . شنیدی بابا؟
‫می‌خوام وکیل بشم

00:48:04.767 --> 00:48:06.433
‫«پاتریک» ، من نگران این بسته‌ام

00:48:06.517 --> 00:48:08.517
‫نه . نباش . فکر می‌کنم به عنوان
کیف دستی بذارن ببرم توی هواپیما

00:48:08.600 --> 00:48:10.558
‫نه . نه . نه
‫منظورم این بود که میشه بذاریش رو زمین؟

00:48:10.642 --> 00:48:12.225
‫بله

00:48:12.308 --> 00:48:16.141
‫بذار پیشخدمت‌ها بهش لگد بزنن
‫بالاخره می‌تونید انتقام بگیرید

00:48:18.350 --> 00:48:21.892
‫چرا به‌خاطر اینکه مُرده
‫می‌تونه قِسِر در بره؟

00:48:22.642 --> 00:48:24.017
‫از چی قِسِر در بره؟

00:48:27.767 --> 00:48:29.642
‫ببخشید . یه لحظه من رو می‌بخشی؟

00:48:38.558 --> 00:48:40.642
‫فکر می‌کردم از غذای ارمنی خوشت میاد

00:48:40.725 --> 00:48:42.934
مارتینی»ـشون عالیه»

00:48:44.683 --> 00:48:46.433
‫«مامان و بابا گوه میزنن به زندگی‌ـت

00:48:46.517 --> 00:48:48.017
‫شاید قصدشون این نباشه
‫اما کارشون همینه»

00:48:48.100 --> 00:48:52.350
‫کی میگه قصدشون این نیست؟

00:48:52.433 --> 00:48:54.683
‫تا حالا به بابات گفتی که
‫چه حسی در موردش داری؟

00:48:54.767 --> 00:48:57.934
‫نه وقتی که زنده بود

00:48:58.017 --> 00:48:59.767
‫- احتمالاً اینجوری بهتره
‫- واسه چی؟

00:48:59.850 --> 00:49:01.683
‫منظورم اینه که
‫چی می‌خواستی بهش بگی؟

00:49:03.892 --> 00:49:06.892
‫من...من بهش می‌گفتم...

00:49:09.892 --> 00:49:11.017
‫بهش می‌گفتم که...

00:49:11.100 --> 00:49:13.809
‫«هیچ‌کس نباید چنین بلایی رو
‫سر کس دیگه‌ای بیاره»

00:49:13.892 --> 00:49:15.350
‫- خیلی ممنون
‫- ببخشید

00:49:15.433 --> 00:49:16.892
‫سوالت رو جدی گرفتم

00:49:16.975 --> 00:49:19.141
‫نه . ببخشید
‫چی داشتی می‌گفتی؟

00:49:19.558 --> 00:49:22.934
...‫فقط اینکه

00:49:27.725 --> 00:49:29.225
‫ولش کن

00:49:33.767 --> 00:49:36.059
‫«پاتریک» ، من...
‫من دیگه باید برگردم

00:49:36.141 --> 00:49:38.725
نه . نه . نه . نه . نه . نه
‫«ماریان»

00:49:42.059 --> 00:49:44.141
‫ما همیشه یه ارتباطی داشتیم ، مگه نه؟

00:49:44.225 --> 00:49:46.475
‫من که توهم نزدم ، نه؟

00:49:46.558 --> 00:49:50.150
‫خب ، نه . من همیشه از تو خوشم میومد
‫و از «دبی»

00:49:53.892 --> 00:49:56.725
‫فکر نکنم بخوای یه «متاکوالون» بزنی ، نه؟

00:49:56.809 --> 00:49:57.934
‫خیلی ببخشید که من یه‌کم دیوونه شدم

00:49:58.017 --> 00:50:01.059
‫نه . دوران سختی‌ـه

00:50:01.725 --> 00:50:02.642
‫تاکسی...شب‌بخیر «پاتریک»

00:50:02.725 --> 00:50:05.725
خدایا ، آره

00:50:05.809 --> 00:50:07.683
‫خدافظ . شب‌بخیر

00:50:11.225 --> 00:50:15.183
‫میدونی ، بعضی‌وقت‌ها فکر می‌کنم
‫اگه زنی که مناسبِ توی زندگیم باشه

00:50:15.266 --> 00:50:17.725
‫یه آدم باهوش
‫کسی که از به چالش کشیدن من نترسه

00:50:17.809 --> 00:50:20.250
‫شاید بتونم زندگیم رو جمع و جور کنم

00:50:20.333 --> 00:50:23.308
‫لطفاً بس کن
‫داری خودت رو شرمنده می‌کنی

00:50:23.391 --> 00:50:25.217
‫نه . خواهش می‌کنم نرو

00:50:25.300 --> 00:50:27.350
‫واقعاً به یه همنشین نیاز دارم
‫وگرنه نمیدونم که چی‌کار می‌کنم

00:50:27.433 --> 00:50:30.850
‫دست‌ـت رو بهم نزن
‫مرتیکه‌ی لذت‌جو

00:50:30.934 --> 00:50:33.059
‫چه مرگته تو؟

00:50:34.225 --> 00:50:37.183
‫من یه احمقم . متأسفم
‫اما لطفاً نرو

00:50:37.266 --> 00:50:39.975
‫گوش کن . من نمی‌خوام امشب تنها باشم
‫نمی‌تونم تنها باشم

00:50:40.059 --> 00:50:42.683
‫و هیچ‌کس دیگه‌ای رو ندارم
‫فقط بشین کنارم

00:50:43.266 --> 00:50:45.183
‫تنهام نذار

00:50:46.017 --> 00:50:47.642
‫اما تو تنها نیستی

00:50:47.725 --> 00:50:49.600
‫بریم

00:50:58.475 --> 00:51:01.975
‫ راست میگه . تو تنها نیستی

00:51:02.975 --> 00:51:06.642
‫ هیچ‌وقت هم تنها نمیشی

00:51:07.433 --> 00:51:10.391
‫ مرگ و نابودی

00:51:10.475 --> 00:51:14.308
‫ شرم و خشونت

00:51:14.391 --> 00:51:17.975
‫ شرم و خشونت غیرقابل‌کنترل

00:51:20.308 --> 00:51:22.767
‫برو گم‌شو

00:51:31.975 --> 00:51:34.017
‫لعنتی ، لعنتی

00:51:46.059 --> 00:51:48.266
لعنتی

00:51:51.183 --> 00:51:53.266
‫باید بریزمت توی توالت

00:51:53.350 --> 00:51:55.850
‫بفرستمت توی فاضلاب
‫پیش تسماحا و گوه‌ها

00:51:56.683 --> 00:51:59.683
‫مگه میشه؟

00:52:24.934 --> 00:52:29.100
‫ یه پنجره به چه دردی می‌خوره
‫ اگه نتونی ازش بپری پایین؟

00:52:35.934 --> 00:52:38.767
‫می‌خوام بمیرم

00:52:40.433 --> 00:52:42.517
‫می‌خوام بمیرم

00:52:42.600 --> 00:52:46.975
‫ اینجوری نیست که تجهیزاتش رو نداشته باشی

00:52:47.059 --> 00:52:48.975
‫اول داروی بیهوشی دکتر؟

00:52:49.059 --> 00:52:51.017
‫ نه «پاتریک»

00:52:51.100 --> 00:52:55.308
‫ اول چاقو ، بعد داروی بیهوشی

00:52:55.391 --> 00:52:58.934
در امانی . هیچ‌کس اینجا پیدات نمی‌کنه

00:53:02.141 --> 00:53:03.975
‫اما اگه کسی پیدام نکنه چی؟

00:53:08.100 --> 00:53:11.175
‫خدای من ، چه آشغالدونی وحشتناکی

00:53:13.183 --> 00:53:16.059
‫می‌بینی کارم به کجا رسیده؟

00:53:17.975 --> 00:53:20.350
‫مادرت اگه ببینه خیلی خوشحال میشه

00:53:20.433 --> 00:53:23.975
‫می‌تونم تصور کنم وقتی بهش گزارش میدی
‫چقدر احساس پیروزی می‌کنه

00:53:26.600 --> 00:53:28.791
‫می‌خوای گزارش بدی؟

00:53:32.433 --> 00:53:33.433
...خب

00:53:36.517 --> 00:53:37.600
‫چپ یا راست؟

00:53:39.475 --> 00:53:41.141
‫فرق نداره

00:53:42.642 --> 00:53:44.642
‫من مرد خیلی خسته‌ایم

00:53:47.225 --> 00:53:48.475
‫بیا باهام حرف بزن «پاتریک»

00:53:51.266 --> 00:53:54.183
‫«پاتریک» ، بیا و با پدرت حرف بزن

00:54:06.141 --> 00:54:08.100
‫خواهش می‌کنم

00:54:24.475 --> 00:54:27.266
‫ یالا . یالا . یالا
‫ یالا . یالا . یالا

00:54:37.558 --> 00:54:43.225
‫ زودباش و تمومش کن

00:55:18.059 --> 00:55:20.100
‫مامانی؟

00:55:20.183 --> 00:55:22.266
‫عزیزم

00:55:22.350 --> 00:55:25.400
‫متأسفم که بیدارت کردم

00:55:29.059 --> 00:55:31.308
‫ساعت چنده؟

00:55:32.725 --> 00:55:34.600
‫صبح زوده

00:55:36.475 --> 00:55:38.200
‫حالا باید بریم؟

00:55:42.683 --> 00:55:46.892
‫ من می‌خوام که برم ‫
خیلی دوست دارم برم

00:57:33.433 --> 00:57:35.266
‫«خورشید میدرخشد
‫چون راه دیگری ندارد

00:57:35.350 --> 00:57:38.183
‫بر روی چیز‌های همیشگی»

00:58:11.391 --> 00:58:14.475
‫زندگی فقط یه کیسه پر از گوه نیست
‫بلکه یه کیسه‌ی سوراخ‌ـه

00:58:14.558 --> 00:58:16.225
‫آخرش تو رو هم گوهی می‌کنه

00:58:18.683 --> 00:58:20.475
‫اینجوری نیست؟

00:58:20.558 --> 00:58:22.517
قربان ، فکر می‌کنم همه
همین فکر رو می‌کنن

00:58:38.892 --> 00:58:43.517
‫«رودهایی از خون جاری می‌شود
‫و شروران غرق خواهند شد

00:58:44.433 --> 00:58:46.683
حتی در مکان‌های مرتفع نیز
‫زنده نخواهند ماند

00:58:47.725 --> 00:58:49.725
و پل‌ها از جا کنده می‌شوند

00:58:50.934 --> 00:58:56.225
و آدمیان می‌گویند که زمان
پایان دنیا ‫فرا رسیده است»

00:58:57.934 --> 00:59:00.266
‫و به نکته‌ی خوبی هم اشاره می‌کنند

00:59:00.350 --> 00:59:02.433
‫به نکته‌ی خیلی خوبی اشاره می‌کنند

00:59:09.475 --> 00:59:12.600
‫خب ، هیچ‌کس نمی‌تونه بگه که
‫من بلد نیستم چجوری خوش بگذرونم

00:59:13.433 --> 00:59:15.600
‫لیموزین‌تون منتظره

00:59:15.683 --> 00:59:18.225
‫امیدواریم از اقامت‌تون لذت برده باشید

00:59:18.308 --> 00:59:20.059
‫لذت نه

00:59:20.141 --> 00:59:21.767
‫عاشقش بودم

00:59:26.809 --> 00:59:29.433
‫قربان ، آقای «مِلروز» قربان

00:59:29.517 --> 00:59:31.892
‫- این رو فراموش کردید
‫- شایدم نکردم

00:59:31.975 --> 00:59:32.892
‫چی قربان؟

00:59:32.975 --> 00:59:34.391
‫منظورم اینه که نیازی نیست
‫شهر رو خبر کنید

00:59:34.475 --> 00:59:37.517
‫خیلی ممنون

00:59:38.558 --> 00:59:42.308
‫- پس روخونه‌هایی از خون گفتی؟
‫- چی قربان؟

00:59:43.934 --> 00:59:47.100
‫ولش کن

00:59:47.183 --> 00:59:49.266
‫ولش کن

00:59:50.391 --> 00:59:51.809
‫ولش کن

01:00:28.141 --> 01:00:29.475
‫یالا . زودباش

01:00:29.558 --> 01:00:30.892
«جانی» ، «جانی»

01:00:30.975 --> 01:00:35.017
‫- صدام رو می‌شنوی؟
‫- «پاتریک» ، چطوری؟

01:00:35.100 --> 01:00:38.266
‫ خوبم . دیشب می‌خواستم خودم رو بکشم

01:00:39.892 --> 01:00:40.850
خدای من ، از کجا داری زنگ میزنی؟

01:00:40.934 --> 01:00:45.892
‫- ته خط
‫ - خدایا ، حال‌ـت خوبه؟

01:00:45.975 --> 01:00:48.767
‫ «پاتریک»؟ بگو پروازت کِی میشینه
‫ میام می‌بینمت

01:00:50.433 --> 01:00:52.725
‫من وقت زیادی ندارم
‫صدام رو می‌شنوی؟

01:00:52.809 --> 01:00:53.809
‫ آره

01:00:53.892 --> 01:00:56.183
‫تصمیم گرفتم که کنترل زندگیم رو دست بگیرم

01:00:56.266 --> 01:00:57.767
‫می‌خوام پاک بشم

01:00:58.725 --> 01:01:00.809
«الو ، «جانی
‫صدام رو می‌شنوی؟

01:01:00.892 --> 01:01:03.433
‫ آره . می‌تونم
‫...خیلی عالیه اما

01:01:03.517 --> 01:01:05.892
‫ - این‌دفعه مطمئنی؟
‫- آره

01:01:05.975 --> 01:01:09.767
‫همیشه ترک کردن رو زیادی گنده‌ـش می‌کنن

01:01:10.642 --> 01:01:12.809
‫ خب ، می‌خوای چی‌کار کنی؟

01:01:16.017 --> 01:01:17.850
پاتریک»؟»

01:01:19.934 --> 01:01:22.975
پاتریک» ، به جاش می‌خوای چی‌کار کنی؟»

01:01:30.350 --> 01:01:32.433
‫ گوشی دست‌ـته؟

01:01:40.100 --> 01:01:41.100
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.

01:01:42.100 --> 01:01:43.100
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.