﻿WEBVTT

00:00:25.411 --> 00:00:27.461
‫الو

00:00:29.020 --> 00:00:30.180
‫الو؟

00:00:32.600 --> 00:00:35.680
پاتریک»؟ الو «پاتریک» ، خودتی؟»

00:00:36.520 --> 00:00:37.730
نیکولاس»؟»

00:00:37.810 --> 00:00:41.520
پاتریک» ، متأسفانه خبر بدی برات دارم»

00:00:41.600 --> 00:00:43.850
‫ من توی نیویورکم

00:00:43.930 --> 00:00:45.850
‫ مربوط به پدرت میشه

00:02:14.100 --> 00:02:15.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:16.100 --> 00:02:22.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:23.500 --> 00:02:24.500
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.

00:02:34.300 --> 00:02:40.300
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.

00:03:15.060 --> 00:03:17.060
‫«پاتریک»؟

00:03:23.680 --> 00:03:25.930
«ایوِت»

00:03:26.020 --> 00:03:27.600
‫پس تویی . صبح‌بخیر

00:03:27.680 --> 00:03:30.180
‫ارباب «مِلروز»
‫دارم میز رو واسه امشب

00:03:30.270 --> 00:03:33.020
‫- حاضر می‌کنم
‫- درسته

00:03:35.270 --> 00:03:36.930
‫روز قشنگی‌ـه

00:03:38.270 --> 00:03:40.350
‫پاییز رو احساس می‌کنم

00:03:43.100 --> 00:03:44.730
‫تو حس نمی‌کنی؟
‫پاییز رو حس می‌کنم

00:03:44.810 --> 00:03:47.680
‫- بله ارباب «مِلروز»
‫- خبری از همسر عزیزم نیست؟

00:03:47.770 --> 00:03:52.100
‫از خواب مثل خورشید بیدار شده
‫تا پرتوهای طلاییش به ما بتابه؟

00:03:52.180 --> 00:03:55.100
‫هنوز نه ارباب «مِلروز»

00:03:59.350 --> 00:04:01.890
‫و پسرم چی؟
‫امید داشتم روز رو باهاش سپری کنم

00:04:01.980 --> 00:04:03.980
‫داره بازی می‌کنه ارباب

00:04:06.730 --> 00:04:10.640
ظاهراً امروز همه از دست من قایم شدند

00:04:34.100 --> 00:04:37.100
...خب

00:04:37.180 --> 00:04:41.890
‫مراقب چینی‌های همسرم باش
خیلی باارزشن

00:05:27.430 --> 00:05:30.270
خدایا ، خیلی دردناک‌ـه

00:05:32.270 --> 00:05:34.730
‫خدای من

00:06:24.060 --> 00:06:25.420
النور»؟»

00:06:26.890 --> 00:06:28.100
‫«پاتریک»؟

00:06:28.180 --> 00:06:29.600
‫کجا قایم شدید؟

00:07:15.470 --> 00:07:19.470
ان»؟ بلند نشدی؟»

00:07:25.520 --> 00:07:27.220
خب ، رسیدی به کی؟

00:07:27.310 --> 00:07:30.730
کالیگولا»...مناسب‌ترین وقت ممکن»
(«لقب «ژولیوس سزار)

00:07:32.930 --> 00:07:34.310
‫خب ، بلند شو
‫وقت صبحونه‌ست

00:07:34.390 --> 00:07:36.350
عزیزم ، چرا زحمت کشیدی

00:07:36.430 --> 00:07:39.390
‫- زحمت چی؟
‫- صبحونه درست کردی

00:07:39.470 --> 00:07:41.350
‫نه . منظورم اینه که من...من...

00:07:41.430 --> 00:07:44.890
‫منظورم اینه که من
‫آماده‌ی صبحونه خوردنم

00:08:00.270 --> 00:08:02.890
میدونی وقتی که اینجوری می‌خوای ببینی ساعت چنده
‫خیلی تحریک میشم

00:08:02.980 --> 00:08:06.100
‫- تاکسی کِی میاد؟
‫- بهتره یه‌کم کمک کنی

00:08:06.180 --> 00:08:08.470
‫- یه تکونی بخوری
‫- اگه پروازمون رو از دست بدیم...

00:08:09.430 --> 00:08:12.770
خدایا ، اصلاً ولش کن

00:08:20.140 --> 00:08:22.600
‫زیباییِ نابود شده

00:08:28.470 --> 00:08:33.270
‫خیلی طول نمی‌کشه که بگن
‫"اون قبلا خیلی خوشتیپ بود"

00:08:33.350 --> 00:08:35.600
‫هنوزم هستی

00:08:35.680 --> 00:08:38.100
‫ولم کن عشقم . ولم کن

00:08:38.180 --> 00:08:40.060
‫اینجوری نگو

00:08:40.140 --> 00:08:42.270
خدایا ، تاکسی رسید

00:08:42.350 --> 00:08:44.980
اینبار قراره کجا بریم؟ -
گفتم که جنوب فرانسه -

00:08:47.520 --> 00:08:51.770
‫فقط فکر می‌کنم که یه‌کم بی‌ادبی‌ـه
‫بالاخره مهمون‌هاش هستیم

00:08:51.850 --> 00:08:55.980
‫ببخشید که نمیدونستم قراره
ازمون امتحان بگیره

00:08:56.060 --> 00:08:58.390
‫وقتی پای «دیوید مِلروز» وسط باشه
‫همیشه یه امتحان هم هست

00:09:00.060 --> 00:09:01.930
‫فکر بدی نیست که

00:09:02.020 --> 00:09:05.890
‫یه حرف هوشمندانه برای گفتن
‫توی آستین داشته باشی

00:09:05.980 --> 00:09:07.890
‫میدونی «کالیگولا» زنش رو شکنجه کرد

00:09:07.980 --> 00:09:11.560
‫تا بفهمه که چرا اینقدر
‫عاشق زنش بوده؟

00:09:11.640 --> 00:09:13.730
‫نمیدونم بهونه‌ی «دیوید» واسه
این شکنجه‌ها چیه

00:09:13.810 --> 00:09:17.640
اون‌وقت چه سودی واسه شما داره
سِر ویکتور»؟»

00:09:17.730 --> 00:09:20.490
‫اگه اینقدر ازش می‌ترسی
‫اصلاً چرا اومدی اینجا؟

00:09:20.491 --> 00:09:24.060
‫من که ازش نمی‌ترسم
‫فقط مجذوبش شدم ‫. همین

00:09:24.140 --> 00:09:28.140
‫اون توی دانشکده‌ی «ایتون» ‫یه جوون
‫بااستعدادِ شگرف بود ‫. به شدت متمایز

00:09:28.220 --> 00:09:29.850
‫- مورد تحسین همه بود
‫- منم وقتی دانشگاه بودم

00:09:29.930 --> 00:09:32.600
‫قهرمان‌های فوتبال با سردسته‌ی
رقاص‌ها می‌خوابیدند

00:09:32.680 --> 00:09:35.890
‫اما توی «ایتون» به‌خاطر سوزوندن نون
‫بچه‌ها رو میزدند

00:09:35.980 --> 00:09:39.350
‫نمیشه گفت اون من رو زد

00:09:39.430 --> 00:09:42.560
مهم اینه که حالا دوستیم
و مهمونش هستیم

00:09:42.640 --> 00:09:44.180
‫مطمئنم که دارم آمریکایی‌بازی درمیارم

00:09:44.270 --> 00:09:48.020
‫اما من متوجه نمیشم که
‫استعداد از دست رفته چه شکوهی داره

00:09:48.100 --> 00:09:49.890
‫متمایزش چیه دیگه؟

00:09:49.980 --> 00:09:52.220
‫واسه اینکه این‌همه وقت یه جا مونده
‫و هیچ غلطی نمی‌کنه؟

00:09:52.310 --> 00:09:54.140
خدایا ، این حرف رو نزن

00:09:54.220 --> 00:09:56.060
‫من فقط از بچه‌ـه خوشم میاد

00:09:56.140 --> 00:09:58.470
‫حداقل هنوز یه‌کم زندگی
‫توی وجود اون باقی مونده

00:10:29.640 --> 00:10:30.770
‫کجا داری میری؟

00:10:32.680 --> 00:10:35.140
‫"نیکولاس" رو از فرودگاه بیارم

00:10:38.180 --> 00:10:39.600
‫هنوز چند ساعت مونده تا برسه

00:10:40.560 --> 00:10:43.310
«می‌خواستم برم ماشین‌سواری با «ان

00:10:43.390 --> 00:10:47.020
بهش قول دادم -
صحیح -

00:10:48.520 --> 00:10:50.270
‫«پاتریک» رو میذاری همینجا بمونه

00:10:51.140 --> 00:10:53.600
حتماً

00:10:53.680 --> 00:10:56.520
‫- بحث‌مون رو یادته؟
‫- البته

00:10:57.270 --> 00:11:00.470
‫خیلی‌خب ، پروازش ساعت 2 میرسه

00:11:05.730 --> 00:11:06.930
‫می‌تونی بری

00:11:08.520 --> 00:11:11.680
‫«پاتریک» ، کجا رفته بودی؟
‫پدرت داره دنبالت می‌گرده

00:11:11.770 --> 00:11:13.730
‫- میشه حالا بازی کنیم؟
‫- حالا نه

00:11:13.810 --> 00:11:17.270
‫- اما خودت گفتی بعداً
‫- عزیزم ، متأسفم

00:11:17.350 --> 00:11:20.180
‫باید برم "نیکولاس" رو از فرودگاه بیارم
هیچ‌کاریش نمی‌تونم بکنم

00:11:20.270 --> 00:11:22.430
‫تو قول دادی

00:11:22.520 --> 00:11:24.390
‫خدافظ . زود برمیگردم

00:11:27.180 --> 00:11:28.640
‫- پس میشه منم باهات بیام؟
‫- نه

00:11:28.730 --> 00:11:31.270
‫پدرت می‌خواد که بمونی

00:11:31.350 --> 00:11:34.180
‫توی ماشین می‌مونم
‫هیچی نمیگم

00:11:42.390 --> 00:11:45.350
‫میدونم که عجیبه

00:11:46.100 --> 00:11:48.470
‫اما پدرت حسودیش میشه

00:11:48.560 --> 00:11:54.390
‫فکر می‌کنه خیلی مهمه که
زیاد به من وابسته نشی

00:11:54.470 --> 00:11:57.310
‫نباید همنشینی با من رو
‫به اون ترجیح بدی

00:11:57.390 --> 00:11:59.140
‫اما میدم

00:11:59.770 --> 00:12:02.430
‫خب ، نباید نشون بدی

00:12:05.730 --> 00:12:07.770
‫با بابایی خوب باش . باشه؟

00:12:07.850 --> 00:12:11.140
‫بعد قبل از شام می‌تونی بیای پیدام کنی

00:12:11.220 --> 00:12:14.150
‫در مورد روزت برام بگی
‫منم در مورد روزم برات میگم

00:12:16.390 --> 00:12:18.310
‫و بهت قول میدم...

00:12:19.560 --> 00:12:22.430
‫قسم می‌خورم که همه‌ی حواسم رو
‫بذارم واسه تو

00:12:25.390 --> 00:12:28.520
‫سلام ، بالاخره اومدی

00:12:28.600 --> 00:12:30.640
‫خیلی هم به‌موقع

00:12:30.730 --> 00:12:32.470
‫امیدوارم توی کلبه راحت باشید

00:12:32.560 --> 00:12:35.020
‫دوست داشتم دعوت‌تون کنم
به خونه‌ی خودمون

00:12:35.100 --> 00:12:39.390
‫اما میدونید که «دیوید» متنفره
‫از اینکه چیزی رو با کسی سهیم باشه

00:12:39.470 --> 00:12:41.730
‫حتی هوا رو

00:12:41.810 --> 00:12:44.140
‫البته موقع شام دیگه دست از سرتون برنمیداره

00:12:44.220 --> 00:12:45.520
‫«پاتریک» ، تو هم باهامون میای؟

00:12:45.600 --> 00:12:47.730
‫- امیدوارم بیای
‫- نه . نه

00:12:47.810 --> 00:12:49.810
‫فقط دخترهای آمریکایی رو سوار می‌کنیم

00:12:49.890 --> 00:12:51.520
‫مطمئنم میشه این‌بار رو
‫استثنا قائل شد

00:12:51.600 --> 00:12:54.350
ویکتور» ، با این لباسا گرمت نیست؟»

00:12:54.430 --> 00:12:56.600
‫کتاب‌ـت در چه حاله؟

00:12:56.680 --> 00:12:59.180
‫میدونی که...

00:12:59.270 --> 00:13:01.730
‫هویت موضوع خیلی مهمیه

00:13:01.810 --> 00:13:04.100
‫«فروید» رو هم واردش کردی؟

00:13:04.180 --> 00:13:07.520
‫نه ، نه . ‫نمی‌خوام هویت رو ‫از
نظر روانشناسی بررسی کنم

00:13:07.600 --> 00:13:10.180
‫- شاید بهتر باشه من رانندگی کنم
‫- نه

00:13:11.520 --> 00:13:13.730
هیچ‌کس نباید بشینه پشت این ماشین

00:13:13.810 --> 00:13:18.470
‫این تنها چیزیه که هنوز
‫متعلق به منه

00:13:18.560 --> 00:13:21.770
‫- اما خب ، راه خیلی درازی‌ـه
‫- نه اینجوری که من رانندگی می‌کنم

00:13:26.980 --> 00:13:28.890
‫خدافظ

00:13:28.980 --> 00:13:31.270
‫خب پسرجون

00:13:31.930 --> 00:13:34.640
چی‌کارها می‌کنی؟

00:14:10.680 --> 00:14:12.850
‫میدونم که اونجایی

00:14:14.600 --> 00:14:17.680
‫سلام مرد بزرگ

00:14:18.470 --> 00:14:19.560
همه‌شون رفتند؟

00:14:21.220 --> 00:14:24.600
‫خوبه . امروز روز خاصی برای ماست

00:14:31.020 --> 00:14:34.220
‫این آهنگ رو می‌شناسی؟

00:14:34.310 --> 00:14:36.180
‫واسه من نوشتیش

00:14:36.181 --> 00:14:38.535
‫وقتی از «ایتون» اومدم بیرون
‫پدرم ازم پرسید که

00:14:38.560 --> 00:14:42.180
‫"می‌خوای توی زندگی‌ـت چی‌کار کنی؟"

00:14:42.270 --> 00:14:44.640
‫جرأت نداشتم بهش بگم که می‌خوام
‫آهنگ‌ساز بشم

00:14:44.730 --> 00:14:46.980
‫بهش گفتم ‫"نمیدونم آقا"

00:14:47.060 --> 00:14:51.220
‫- اون چی بهم گفت؟
‫- "بهتره بری توی ارتش"

00:14:58.680 --> 00:15:02.320
‫نمیدونم تو توی زندگی‌ـت
می‌خوای چی‌کار کنی؟

00:15:02.400 --> 00:15:04.940
‫نمیدونم آقا

00:15:06.680 --> 00:15:08.520
...خب

00:15:10.390 --> 00:15:12.640
‫می‌خوای با گوش‌هات بیارمت بالا؟

00:15:12.730 --> 00:15:15.600
‫- نه
‫- بیا اینجا

00:15:20.020 --> 00:15:21.810
‫آماده؟

00:15:27.520 --> 00:15:29.350
‫- حالا ولم کن
‫- نه

00:15:29.430 --> 00:15:31.390
‫- ولم کن تا بندازمت
‫- نه

00:15:31.470 --> 00:15:33.680
‫بهم اعتماد کن
‫تا شماره 3 . آماده؟

00:15:33.770 --> 00:15:35.520
1 ، 2 ، 3

00:15:38.730 --> 00:15:40.640
‫امروز درس مهمی یاد گرفتی

00:15:40.730 --> 00:15:41.850
‫خودت فکر کن

00:15:41.930 --> 00:15:44.310
هیچ‌وقت نذار کسی تصمیم مهمی
‫به جات بگیره

00:15:44.390 --> 00:15:45.390
‫- فهمیدی؟
‫- بذارم زمین

00:15:45.470 --> 00:15:48.350
‫- گفتم فهمیدی؟
‫- آره . بله . بله

00:15:48.430 --> 00:15:52.310
تو بهم دروغ گفتی . دردم اومد -
مثل زنا جیغ نزن . خیلی زشته -

00:16:47.890 --> 00:16:49.930
‫«پاتریک»

00:17:01.850 --> 00:17:04.520
‫خیلی‌خب

00:17:04.600 --> 00:17:06.850
‫از پله‌ها بیا بالا «پاتریک»

00:17:14.180 --> 00:17:16.930
‫این «مِلروز»ها کیا هستند؟

00:17:17.020 --> 00:17:20.930
‫«دیوید» یه قرون هم پول نداره
‫پدر وحشتناکش از ارث محرومش کرد

00:17:21.020 --> 00:17:24.470
فقط یه جفت زیرشلواری براش موند -
واسه چی؟ -

00:17:24.560 --> 00:17:26.640
‫واسه اینکه از حرفش سرپیچی کرد
‫و دکتر شد

00:17:26.730 --> 00:17:28.640
‫قبل از اون می‌خواست آهنگ‌ساز بشه

00:17:28.730 --> 00:17:29.930
‫تواناییش رو هم داشت

00:17:35.470 --> 00:17:39.730
‫در مقابل خونواده‌ی «النور» ‫یکی از
ثروتمندترین خونواده‌های آمریکایی هستند

00:17:39.810 --> 00:17:44.020
‫البته آخرین نسل‌شون ثروتمند شده
‫به‌خاطر حق اختراع یه مایع لکه‌گیری

00:17:44.100 --> 00:17:46.390
‫اما خیلی ثروتمندند

00:17:48.980 --> 00:17:52.520
‫اون خونه اولین چیزی بود که «دیوید»
‫«النور» رو قانع کرد بخره

00:17:52.600 --> 00:17:55.470
‫اولین تابستونی که اونجا بودیم
‫همه‌مون توی تراس نشسته بودیم

00:17:55.560 --> 00:17:58.470
‫و «النور» شکایت کرد از اینکه
‫این‌همه انجیری که

00:17:58.560 --> 00:18:01.640
‫از درخت میریزه روی زمین
و همونجا می‌گنده

00:18:01.730 --> 00:18:04.560
‫درحالی‌که مردم زیادی توی دنیا گرسنه‌اند

00:18:04.640 --> 00:18:06.640
‫و «دیوید» کار خیلی شگفت‌انگیزی کرد

00:18:06.730 --> 00:18:09.930
‫به «النور» گفت که چهار دست و پا
‫بشینه روی زمین

00:18:10.020 --> 00:18:12.930
‫و تک‌تک انجیرهای روی زمین رو بخوره

00:18:13.600 --> 00:18:16.060
‫- جلوی شماها؟
‫- آره

00:18:16.140 --> 00:18:19.640
‫البته «النور» هم شکایتی نکرد
‫همه‌ی انجیرها رو خورد

00:18:19.980 --> 00:18:21.810
‫چه شیطون

00:18:32.680 --> 00:18:35.020
‫این رو میگن یه زندگی معنادار

00:18:35.100 --> 00:18:38.140
‫مثل سرخپوست‌های آمریکایی‌ـن فکر کنم

00:18:39.640 --> 00:18:41.470
‫با طلوع خورشید بیدار میشن

00:18:42.890 --> 00:18:45.190
‫با مزرعه امرار معاش می‌کنن
‫به زمین متصل‌ـن

00:18:45.480 --> 00:18:49.100
‫و اگه مرغ بخوان ‫خودشون
میرن بیرون و سرش رو می‌برُن

00:18:49.180 --> 00:18:50.640
‫به‌نظر عالیه

00:18:51.470 --> 00:18:53.600
‫دارن حوصله‌ام رو سر می‌برن

00:18:57.890 --> 00:19:00.560
‫می‌خواستم برسم واسه ناهار

00:19:03.180 --> 00:19:06.060
‫خب ، «پاتریک» مشتاقِ که برگرده به مدرسه؟

00:19:06.140 --> 00:19:09.640
‫چرا همه فکر می‌کنن اگه در مورد
پاتریک» ازم بپرسن من خوشحال میشم؟»

00:19:10.060 --> 00:19:13.730
‫من نمیدونم چه حسی داره
‫فقط خودش میدونه

00:19:13.810 --> 00:19:15.680
‫- ببخشید . فکر کردم...
‫- گوش کن . امشب خودت می‌بینیش

00:19:15.770 --> 00:19:18.100
‫یواشکی سرک می‌کشه

00:19:18.180 --> 00:19:19.890
خدایا ، ‫امشب رو بگو

00:19:19.980 --> 00:19:23.060
‫من مشروب می‌خوام

00:19:24.600 --> 00:19:26.430
‫نه

00:19:32.560 --> 00:19:35.770
‫بالاخره رسیدیم . جای قشنگی‌ـه

00:19:35.850 --> 00:19:36.810
‫اون «مارسل»ـه

00:19:36.890 --> 00:19:40.770
‫«مارسل» ، «مارسل»

00:19:40.850 --> 00:19:43.560
‫نازی‌ها بعد از جنگ
‫تموم مرد‌های این دهکده رو کشتند

00:19:43.640 --> 00:19:44.730
‫به جز «مارسل»

00:19:44.810 --> 00:19:49.560
‫که خیلی شانس‌مون گرفته
‫چون غذاش فوق‌العاده‌ست

00:19:53.020 --> 00:19:55.850
‫باحال نیست؟

00:19:55.930 --> 00:19:59.730
‫دخترهای آمریکایی

00:20:01.980 --> 00:20:04.850
‫هی...هی ، بیدار شو

00:20:06.020 --> 00:20:08.770
‫من بیدارم

00:20:08.850 --> 00:20:11.810
‫میدونی به چی نیاز دارم؟
‫یه «کُنیاک»

00:20:11.890 --> 00:20:14.310
‫- اصلاً فکر خوبی نیست
‫- معلومه که فکر خوبیه

00:20:14.390 --> 00:20:17.730
‫بعد از این غذای سنگین
‫فقط یه «کُنیاک» می‌چسبه

00:20:19.060 --> 00:20:20.810
‫واسه سردردم‌ـه

00:20:20.890 --> 00:20:23.770
‫«مارسل» ، 2تا «کُنیاک»

00:20:24.890 --> 00:20:26.180
‫میشه باهات روراست باشم؟

00:20:26.270 --> 00:20:29.140
‫خیلی بدم میاد
‫وقتی مردم روراست میشن

00:20:29.220 --> 00:20:32.390
‫به نظرت یه‌کم زیاد مشروب نمی‌خوری؟

00:20:33.810 --> 00:20:35.140
‫زیاد یعنی چی؟

00:20:35.230 --> 00:20:38.810
‫یعنی موقع ناهار
‫یعنی واسه سلامتی خودت

00:20:38.810 --> 00:20:42.100
‫واسه سلامتی «پاتریک»

00:20:42.180 --> 00:20:44.220
‫مسلماً هیچ‌وقت کسی نمی‌تونه بفهمه که

00:20:44.310 --> 00:20:47.810
‫- توی یه خونه چه خبره
‫- نه . نمی‌تونه

00:20:47.890 --> 00:20:52.180
‫خصوصاً کسی که نه ازدواج کرده
و نه بچه داره

00:20:54.350 --> 00:20:57.020
‫مرسی «مارسل»

00:20:59.100 --> 00:21:00.770
‫اظهارنظر غیرعادی‌ـه

00:21:10.600 --> 00:21:16.600
‫حالا که اینقدر نگران سلامتی منی
‫خودت رانندگی کن

00:21:36.220 --> 00:21:42.140
‫الو؟ ‫الو؟

00:21:43.140 --> 00:21:45.600
‫کبابش خیلی زیاد بود

00:21:47.020 --> 00:21:50.060
‫- حالا حالم بهتره
‫- خوبه

00:21:50.140 --> 00:21:52.930
‫رسیدیم . ‫"او.کِی کورال"

00:21:53.020 --> 00:21:55.060
‫باید بریم اونجا

00:21:55.140 --> 00:21:57.810
‫- حس آمریکا رو داره
‫- اما وقت داریم؟

00:21:57.890 --> 00:21:59.640
‫البته . خواهش می‌کنم؟

00:21:59.730 --> 00:22:01.560
‫خواهش؟ خواهش؟ خواهش؟

00:22:01.640 --> 00:22:03.520
‫باشه

00:22:06.180 --> 00:22:08.770
‫عالیه

00:22:08.850 --> 00:22:11.600
‫ببین

00:22:11.680 --> 00:22:12.980
‫چرخ‌فلک

00:22:19.850 --> 00:22:21.770
‫کادیلاک‌ـت از اینجا پیداست

00:22:23.100 --> 00:22:25.640
‫میدونی ، خیلی خوشحالم که
‫اومدیم بیرون

00:22:26.850 --> 00:22:28.730
‫خوشگذرونی دخترونه

00:22:32.560 --> 00:22:37.640
‫من...من می‌خوام یه چیزی رو درک کنی

00:22:40.020 --> 00:22:42.770
‫اون همیشه مثل الانش نبود

00:22:42.850 --> 00:22:44.470
‫«دیوید»؟

00:22:47.310 --> 00:22:50.600
‫دفعه‌ی اولی که دیدمش
‫خیلی قشنگ ساز میزد

00:22:51.520 --> 00:22:56.180
‫خیلی باهوش و زیبا بود

00:22:58.140 --> 00:23:01.020
‫با بقیه‌ی انگلیسی‌های افاده‌ای فرق می‌کرد

00:23:02.390 --> 00:23:05.020
‫قرار بود باهم کارهای
شگفت‌انگیزی انجام بدیم

00:23:06.430 --> 00:23:08.930
‫کارهای مفید

00:23:11.020 --> 00:23:17.520
‫گرچه حتی همون‌موقع
هم ‫آدم سختی بود

00:23:18.390 --> 00:23:21.640
‫اما فکر می‌کردم می‌تونم جذبش بشم

00:23:25.810 --> 00:23:30.100
‫فکر اینکه الان
...بخوام جذبش بشم

00:23:32.600 --> 00:23:36.060
‫فکر اینکه بخوام باهاش توی
...یه اتاق تنها باشم

00:23:38.140 --> 00:23:39.730
‫چرا وایسادیم؟

00:23:41.770 --> 00:23:43.350
‫مطمئنم موقتی‌ـه

00:23:43.430 --> 00:23:45.270
‫حالا دیر میرسیم به "نیکولاس"

00:23:45.350 --> 00:23:48.060
‫- فقط چند دقیقه
‫- اونم به «دیوید» میگه

00:23:48.140 --> 00:23:50.390
‫مطمئنم براش مهم نیست
‫چند دقیقه‌ست فقط

00:23:50.470 --> 00:23:51.850
‫- خیلی بلنده
‫- اصلاً نگرانی نداره

00:23:51.930 --> 00:23:55.930
‫واسه چی وایسادیم؟
‫نباید به «دیوید» چیزی از این ماجرا بگی

00:23:56.020 --> 00:23:57.100
‫- «النور»
‫- التماست می‌کنم

00:23:57.180 --> 00:23:58.930
‫«النور» ، ازش می‌ترسی؟

00:23:59.020 --> 00:24:01.930
به‌نظر ترسیدی -
بیا از این کوفتی بریم پایین -

00:24:02.020 --> 00:24:04.350
‫- «النور» ، باید سر جات بشینی
‫- هی

00:24:05.350 --> 00:24:06.430
هی ، با تو هستم

00:24:06.520 --> 00:24:09.770
‫- ما می‌خوایم بیایم پایین
‫- «النور»

00:24:11.020 --> 00:24:13.350
‫- بذار بیایم پایین
‫- «النور»

00:24:13.430 --> 00:24:14.640
هی

00:24:46.680 --> 00:24:49.850
«بریج»

00:24:49.930 --> 00:24:51.350
‫«بریج» ، خودتی؟

00:24:51.430 --> 00:24:53.730
بری» ، خداروشکر»

00:24:53.810 --> 00:24:57.140
‫همین امروز صبح توی فکرت بودم

00:24:57.220 --> 00:25:00.270
«چه همزمانی شده «بریجیت -
این پارچه شگفت‌انگیزه -

00:25:00.350 --> 00:25:02.310
خدایا ، بدجوری نئشه‌ام

00:25:03.180 --> 00:25:07.570
تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟ -
توی «آرلز» فستیوال جازـه -

00:25:07.660 --> 00:25:09.390
‫- همه‌مون داریم میریم
‫- سلام

00:25:09.470 --> 00:25:11.430
‫حسابی عالی میشه
‫تو هم باید بیای

00:25:11.520 --> 00:25:12.770
‫باید بیای
‫بیا . بیا . بیا . بیا

00:25:12.850 --> 00:25:16.100
‫نمی‌تونم . قراره پیش
یه مشت «مِلروز» بمونم

00:25:16.180 --> 00:25:17.600
خدایا

00:25:20.310 --> 00:25:22.730
‫بذار شمارش رو بهت بدم

00:25:30.310 --> 00:25:31.680
‫"نیکولاس"

00:25:31.770 --> 00:25:33.640
‫خیلی متأسفم

00:25:33.730 --> 00:25:37.390
‫توی چرخ‌فلک گیر افتادیم
و نمیذاشتن بیایم پایین

00:25:37.470 --> 00:25:40.310
‫مثل همیشه «النور»
‫بیشتر از مقداری که می‌خوای بهت خوش می‌گذره

00:25:40.390 --> 00:25:42.830
‫یه لحظه من رو می‌بخشید؟

00:25:43.680 --> 00:25:45.600
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

00:25:45.680 --> 00:25:47.520
‫من این چمدون‌ها رو دستم گرفتم

00:25:47.600 --> 00:25:49.950
‫- و دارم در به در دنبالت می‌گردم
‫- یه چرخ بردار رفیق

00:25:51.220 --> 00:25:53.680
‫- من «بری» هستم
‫- دیگه هیچ‌وقت همچین کاری نکن زنیکه‌ی...

00:25:53.770 --> 00:25:57.560
‫- "نیکولاس"؟
‫- ایشون هم «بریجیت واتسون اسکات» هستن

00:25:57.640 --> 00:26:00.470
‫- «النور مِلروز»
‫- و ایشون کیه؟

00:26:00.560 --> 00:26:02.640
‫کس خاصی نیست . بریم؟

00:26:28.640 --> 00:26:31.890
‫«پاتریک» ، دیر کردی . ناهار

00:26:31.980 --> 00:26:32.850
‫عزیزم

00:26:32.930 --> 00:26:36.470
‫- من ناهار نمی‌خوام
‫- گرسنه نیستی؟

00:26:39.520 --> 00:26:41.640
‫نمی‌خوام پیش پدرم باشم

00:26:41.730 --> 00:26:44.270
‫چی شده؟

00:26:44.350 --> 00:26:46.640
‫مادرم رو می‌خوام

00:26:47.350 --> 00:26:49.560
‫مادرم رو می‌خوام

00:26:49.640 --> 00:26:52.390
‫متأسفم اما امکانش نیست

00:27:31.560 --> 00:27:33.560
‫جرأت داری؟

00:27:34.350 --> 00:27:36.350
‫جرأت داری دوباره همچین کاری بکنی؟

00:27:40.890 --> 00:27:44.310
‫- مگه چی‌کار کردم؟
‫- بیا توی اتاق من . یالا

00:28:14.310 --> 00:28:18.220
‫عطارد ، زهره ، زمین ، مریخ

00:28:18.310 --> 00:28:22.680
‫مشتری ، زحل ، اورانوس ، پلوتون

00:28:22.770 --> 00:28:26.520
‫عطارد ، زهره ، زمین ، مریخ

00:28:26.600 --> 00:28:30.390
‫مشتری ، زحل ، اورانوس

00:28:35.600 --> 00:28:38.520
‫مگه من چی‌کار کردم؟

00:28:40.140 --> 00:28:42.270
‫بیا اینجا

00:28:47.810 --> 00:28:51.600
‫- اما من که کاری نکردم
‫- خودت میدونی چی‌کار کردی

00:28:56.640 --> 00:28:58.050
‫جلوتر

00:29:05.390 --> 00:29:07.820
‫میدونی «پادشاه شاکا» کی بود؟

00:29:10.640 --> 00:29:11.810
‫نه

00:29:11.890 --> 00:29:16.850
پادشاه شاکا» یکی از بزرگترین»
و نیرومندترین جنگجویان «زولو» بود

00:29:16.930 --> 00:29:20.470
‫که سربازانش رو مجبور کرد
روی زمین خار بکارند

00:29:20.560 --> 00:29:24.520
‫و چندین روز روی سنگ‌های
داغ و ناهموار راه برند

00:29:24.600 --> 00:29:28.640
‫کف پاهاشون سوخت و تیکه‌پاره شد

00:29:28.730 --> 00:29:31.430
‫و با اینکه اون‌موقع منجر به
‫درد و رنج بود

00:29:31.520 --> 00:29:32.890
‫پینه‌هایی که این‌کار ایجاد کرد

00:29:32.980 --> 00:29:36.020
‫باعث شد تا دیگه هیچ چیزی
‫نتونه بهشون صدمه بزنه

00:29:36.100 --> 00:29:38.270
‫دیگه دردی حس نمی‌کردن

00:29:39.560 --> 00:29:43.930
‫و چیزی که اون‌موقع شبیه ظلم بود
‫در اصل یک هدیه بود

00:29:45.850 --> 00:29:47.680
‫در اصل عشق بود

00:29:56.430 --> 00:30:01.020
‫انتظار ندارم الان ازم تشکر کنی
اما امیدوارم که شاید

00:30:01.100 --> 00:30:02.930
‫وقتی بزرگتر شدی
‫به‌خاطر مهارت کناره‌گیری‌ـت

00:30:03.020 --> 00:30:06.350
‫که ذره ذره درون وجودت چکوندم
سپاسگزار باشی

00:30:08.680 --> 00:30:09.930
‫برو در رو ببند

00:30:11.730 --> 00:30:14.770
‫باید خودم برم ببندم؟

00:30:23.140 --> 00:30:24.680
‫خیلی‌خب

00:30:26.180 --> 00:30:28.020
‫شلوارت رو دربیار

00:32:21.270 --> 00:32:25.270
پاتریک» نمیاد ناهار بخوره؟» -
نه . گرسنه نیست -

00:32:33.430 --> 00:32:35.430
‫مرسی

00:33:33.850 --> 00:33:35.770
لطفاً واسه ساعت 8 دیر نکنید

00:33:35.850 --> 00:33:40.890
و حرفای امروز عصرمون رو -
هم کلاً فراموش کن . باشه؟
حتماً -

00:33:40.980 --> 00:33:43.600
‫کم‌کم یادم رفته بود که
‫اینجا چقدر شگفت‌انگیزه

00:33:43.680 --> 00:33:46.600
‫من کاملاً فراموش کرده بودم
‫تازه خودم اینجا زندگی می‌کنم

00:33:46.680 --> 00:33:48.980
‫«النور» ، حرفت خیلی ناراحت‌کننده بود

00:33:49.060 --> 00:33:53.640
‫- بگو که حقیقت نداره
‫- باشه . حقیقت نداره

00:33:53.730 --> 00:33:55.850
‫خیلی قشنگ‌ـه

00:33:57.560 --> 00:34:01.770
‫- منم یکیش رو می‌خوام
‫- «دیوید» هم همین رو گفت

00:34:01.850 --> 00:34:04.140
‫منم یکیش رو واسه‌ـش خریدم

00:34:04.220 --> 00:34:06.890
‫می‌خواستیم کارهای حیرت‌آوری انجام بدیم

00:34:06.980 --> 00:34:11.560
‫می‌خواستیم تبدیلش کنیم به یه خونه
‫واسه معتادان به الکل

00:34:13.390 --> 00:34:15.020
‫که به نوعی هم کردیم

00:34:15.100 --> 00:34:17.310
‫نگران چمدون‌هاتون نباشید

00:34:17.311 --> 00:34:20.311
‫- «ایوِت» میارت‌شون
‫- «دیوید» کجاست؟

00:34:20.640 --> 00:34:22.630
احتمالاً توی وان غرق شده

00:34:23.810 --> 00:34:25.850
‫برم «ایوِت» رو خبر کنم

00:34:27.890 --> 00:34:30.100
‫بدجوری چت کرده

00:34:30.180 --> 00:34:35.020
به‌نظر می‌تونی یه‌کم مسئولیت‌پذیر باشی
و یه گپ‌وگفت عادی داشته باشی؟

00:34:35.100 --> 00:34:36.850
یه چیزی به جز اینکه بگی
چقد رنگ‌ها روشن‌ـن

00:34:36.930 --> 00:34:39.140
‫همینه؟

00:34:39.220 --> 00:34:42.640
‫درخت انجیر همونی که گفتی‌ـه؟

00:34:43.930 --> 00:34:46.560
‫«بریجیت»...‫«بریجیت» ، نه

00:34:46.640 --> 00:34:48.600
‫بلند شو

00:34:48.680 --> 00:34:50.840
‫گفتم بلند شو
‫اگه «دیوید» ببینت‌ـت چی؟

00:34:50.980 --> 00:34:54.020
‫گفتم بلند شو

00:34:54.100 --> 00:34:55.890
خدای من

00:34:55.980 --> 00:34:58.220
‫«بریجیت»

00:34:59.850 --> 00:35:01.520
‫واسه چی شماها اینقدر ازش می‌ترسید؟

00:35:01.600 --> 00:35:03.650
‫آخه می‌خواد چه بلایی سرت بیاره "نیکولاس"؟

00:35:03.730 --> 00:35:05.230
‫فکر می‌کردم که صدای یکی رو شنیدم

00:35:05.240 --> 00:35:09.360
‫«دیوید» ‫، خیلی از دیدنت خوشحالم

00:35:09.620 --> 00:35:11.930
‫ایشون «بریجیت واتسون اسکات» هستند

00:35:12.020 --> 00:35:15.980
سلام عزیزم -
جای خیلی قشنگی دارید -

00:35:16.060 --> 00:35:22.810
‫آره . اگه یه مسلسل بذاری اینجا
‫می‌تونی کل دهکده رو کنترل کنی

00:35:26.430 --> 00:35:28.350
‫همونجا بمونید . من میام پایین

00:35:28.430 --> 00:35:30.730
‫زیر درخت انجیر باهم چای می‌خوریم

00:35:35.140 --> 00:35:37.560
‫یه چیزی رو بهم بگو
‫بیشتر به عروسی میری

00:35:37.640 --> 00:35:39.270
‫یا مراسم ختم؟

00:35:39.350 --> 00:35:41.560
...من هنوزم میرم عروسی اما

00:35:41.640 --> 00:35:46.890
مراسم ختم لذت بخش‌ترـه -
چون لازم نیست هدیه ببری -

00:35:46.980 --> 00:35:49.980
‫آدم فقط باید به مراسم ختم دشمنش بره

00:35:50.060 --> 00:35:55.600
‫اینکه بدونی از دشمنت بیشتر عمر کردی
‫لذت‌بخش‌ـه اما فرصتی هم هست برای صلح

00:35:55.680 --> 00:35:58.240
‫بخشندگی خیلی مهمه
‫اینطور نیست «بریجیت»؟

00:35:58.530 --> 00:36:00.350
خدایا ، آره

00:36:00.430 --> 00:36:03.390
‫خصوصاً وقتی که بتونی کاری کنی
‫بقیه ببخشنت

00:36:03.470 --> 00:36:06.670
‫اما من به بخشندگی بقیه چه نیازی دارم؟

00:36:07.680 --> 00:36:11.470
‫شماها چجوری این بیرون نشستید؟
‫آفتابش چشم آدم رو میزنه

00:36:13.180 --> 00:36:16.100
‫مراقب باش انجیرها له نشن

00:36:27.850 --> 00:36:30.060
‫عجیبه ، مگه نه؟

00:36:30.140 --> 00:36:32.850
‫اینکه پوست‌شون همزمان
‫هم سفیده و هم بنفش؟

00:36:32.930 --> 00:36:36.560
‫مثل یه مست که نفخ داره

00:36:38.600 --> 00:36:40.600
‫این یکی...

00:36:40.680 --> 00:36:42.890
‫این یکی رسیده‌ست

00:37:03.730 --> 00:37:06.640
خدایا ، اونجا رو
‫یه بچه کوچولوی عجیب‌غریب‌ـه

00:37:06.730 --> 00:37:08.470
‫اون پسرمون «پاتریک»ـه

00:37:08.560 --> 00:37:10.560
‫بچه دارید؟

00:37:10.640 --> 00:37:14.680
‫«پاتریک» عزیزم
‫بیا اینجا . داریم چای می‌خوریم

00:37:14.770 --> 00:37:17.850
‫«پاتریک» ، بیا پیش‌مون

00:37:17.930 --> 00:37:20.810
‫- شاید نمی‌تونه بشنوه
‫- معلومه که می‌تونه

00:37:20.890 --> 00:37:22.600
‫فقط می‌خواد اذیت کنه

00:37:24.060 --> 00:37:27.810
‫میشه اتاقم رو بهم نشون بدید ‫که
بتونم دوش بگیرم و چمدونم رو باز کنم؟

00:37:27.890 --> 00:37:30.980
‫حتماً . بیا دنبال من

00:37:31.060 --> 00:37:33.600
‫"یا به بهترین نحو انجام بده یا انجام نده"

00:37:33.680 --> 00:37:38.430
‫همیشه . البته به شرط اینکه
‫لازم نباشه انجام ندیم

00:37:38.520 --> 00:37:41.890
‫دختره خیلی با نشاطه

00:37:41.980 --> 00:37:44.640
‫«بریجیت»؟ فعلاً بد نیست

00:37:44.730 --> 00:37:47.390
‫نمی‌خواد عذرخواهی کنی
‫دختر خوبیه

00:37:47.470 --> 00:37:49.470
بعضی‌وقت‌ها به خودم میگم که
‫این‌کارها رو تموم کنم

00:37:49.560 --> 00:37:52.020
‫برم یه زن باتربیت و درس‌خونده

00:37:52.100 --> 00:37:54.680
‫و باهوش بگیرم
‫که تحمل حرفاش رو داشته باشم

00:37:54.770 --> 00:37:59.180
‫اما بعد یادم میاد که
‫2تا از همونا رو هم طلاق دادم

00:37:59.270 --> 00:38:01.100
‫«پاتریک»

00:38:01.180 --> 00:38:03.140
‫کجا داری میری؟

00:38:11.520 --> 00:38:13.890
‫مامان کارم داشت

00:38:14.020 --> 00:38:15.980
‫مامانیت بعد از رانندگیش خسته شده

00:38:16.060 --> 00:38:19.520
بیا به پدرخونده‌ات سلام کن -
«سلام «پاتریک -

00:38:19.600 --> 00:38:22.730
‫- می‌خوای شیطونی کنی ، آره؟
‫- شک ندارم

00:38:22.810 --> 00:38:25.180
‫منم از همین خوشم میاد

00:38:25.270 --> 00:38:27.270
‫بیا جلوتر

00:38:30.140 --> 00:38:33.810
همه چیز مرتبه؟

00:38:35.980 --> 00:38:37.890
‫بله پدر

00:38:37.980 --> 00:38:42.560
‫میدونیم که ناهار نخوردی
چای خوردی؟

00:38:42.640 --> 00:38:45.890
نه -
واسه همینه که اینقدر رنگت پریده -

00:38:45.980 --> 00:38:48.430
‫اگه می‌خوای بزرگ و قوی بشی
‫باید یه چیزی بخوری

00:38:48.520 --> 00:38:50.930
‫برو سراغ «ایوِت»
‫اون یه چیزی بهت میده

00:38:51.020 --> 00:38:54.600
‫و مامانی رو هم امروز ولش کن . باشه؟

00:38:59.680 --> 00:39:01.470
‫شام ساعت 8

00:39:05.180 --> 00:39:07.220
‫دیر نکنی

00:39:53.270 --> 00:39:56.100
داشتی چه غلطی می‌کردی؟ -
نمیدونم منظورت چیه -

00:39:56.180 --> 00:39:58.890
‫- اون‌کارـت با انجیرها
‫- فکر می‌کردم تحریکت کنه

00:39:58.980 --> 00:40:01.100
‫دفعه‌ی اول کرد
‫آب از دهنت راه افتاده بود

00:40:01.180 --> 00:40:02.890
‫و اون حرفایی که زدی
‫"چه زندگی خوبی اینجا دارید"

00:40:02.980 --> 00:40:04.140
‫برو گم‌شو

00:40:04.220 --> 00:40:05.640
‫- "چه منظره‌ی شگفت‌انگیزی"
‫- خفه‌شو "نیکولاس"

00:40:05.730 --> 00:40:06.810
«وگرنه من میرم پیش «بری

00:40:06.890 --> 00:40:08.480
‫آره . واسه چی به اون بی‌سروپا
‫شماره تلفن اینجا رو دادی؟

00:40:08.490 --> 00:40:10.080
‫خودش خواست

00:40:39.310 --> 00:40:45.980
‫«پاتریک» ، سرک نکش ‫یا
وارد اتاق شو یا برو

00:40:47.560 --> 00:40:51.160
‫متأسفم عزیزم
‫جا خوردم . فقط همین

00:41:03.470 --> 00:41:06.180
‫خیلی‌خب ، من باید
‫متنم رو کامل کنم

00:41:06.270 --> 00:41:07.770
‫چی داری می‌نویسی؟

00:41:07.850 --> 00:41:11.680
‫یه چک واسه خیریه
‫واسه نجات بچه‌ها

00:41:11.770 --> 00:41:15.220
‫چون خیلی مهمه
‫وقتی کسی این‌همه پول داره

00:41:15.310 --> 00:41:18.390
‫به بقیه هم کمک کنه

00:41:18.470 --> 00:41:20.770
‫یادت بمونه . باشه؟

00:41:20.850 --> 00:41:23.470
‫وقتی من و بابایی دیگه پیشت نیستیم

00:41:24.810 --> 00:41:26.890
‫یه چیزی هم واسه تو دارم

00:41:31.270 --> 00:41:33.520
«او.کِی کورال»

00:41:34.140 --> 00:41:37.930
‫اینجوری نگام نکن
باید مطمئن می‌شدم که اندازه‌ست

00:41:39.350 --> 00:41:41.470
‫پسر خوشگلم

00:41:42.470 --> 00:41:44.350
‫حالا در مورد روزت برام بگو

00:41:44.430 --> 00:41:50.020
‫با بابایی خوش گذشت؟
باهم رفتید پیاده‌روی؟

00:41:54.220 --> 00:41:58.180
‫«پاتریک» ، چی شده عزیزم؟

00:41:59.270 --> 00:42:01.350
‫چی شده؟

00:42:04.850 --> 00:42:08.130
‫می‌خوای لیوانت رو ببرم پایین؟
‫یکی دیگه برات بیارم؟

00:42:08.390 --> 00:42:11.310
‫چه پسر باملاحظه‌ای

00:42:12.850 --> 00:42:15.180
‫خیلی خوشحالم که
‫اینقدر باادب شدی

00:42:16.350 --> 00:42:20.310
‫فکر کنم رازت اینه که
‫مزاحم کسی نشی

00:42:28.390 --> 00:42:31.220
‫سر شام باهاش حرف میزنیم
‫مطمئنم موافقت می‌کنه

00:42:31.310 --> 00:42:34.600
‫حتماً . «ویکتور» همیشه
‫مشکلش اینه که چی بپوشه

00:42:34.680 --> 00:42:37.810
‫ژاکت ماهیگیری
‫یا شاید یه چیز مخملی؟

00:42:37.890 --> 00:42:40.220
‫و لکه‌ی میوه روی...

00:42:44.220 --> 00:42:46.910
‫انتظار...دیگه تحمل ندارم

00:42:51.270 --> 00:42:53.270
‫پایین منتظرتم

00:43:44.100 --> 00:43:45.470
‫مرسی «ایوِت»

00:43:47.020 --> 00:43:49.020
‫حالا بذارش با خودم

00:43:51.310 --> 00:43:53.430
‫سلام عزیزم

00:43:56.100 --> 00:43:58.180
‫عشقم

00:44:00.140 --> 00:44:02.100
‫مامانی نشست روی شیشه

00:44:02.180 --> 00:44:05.310
‫مامانی نادون
‫البته بدون شک حقم‌ـه

00:44:06.350 --> 00:44:08.220
‫چی شد؟ بهم بگو

00:44:08.310 --> 00:44:11.730
یه اتفاق بود . به بابا نگو -
اصلاً بهش نمیگم -

00:44:11.810 --> 00:44:15.390
‫میدونی می‌خوام به جاش چی‌کار کنم؟

00:44:15.470 --> 00:44:18.520
«فردا صبح می‌خوام ببرمت به «او.کِی کورال

00:44:18.600 --> 00:44:21.310
‫این‌دفعه حتماً میریم
‫اول صبح

00:44:21.390 --> 00:44:23.560
‫فقط من و تو

00:44:24.140 --> 00:44:26.220
‫دوست داری بریم؟

00:44:29.350 --> 00:44:31.520
‫من می‌خوام از اینجا برم

00:44:32.680 --> 00:44:36.430
‫- منظورت چیه؟
‫- اینجا نباشم

00:44:41.730 --> 00:44:43.100
‫درسته

00:44:48.560 --> 00:44:51.140
‫باید جواب بدم عزیزم

00:44:51.220 --> 00:44:53.290
‫زود برمیگردم و می‌خوابونمت
‫قول میدم

00:44:56.180 --> 00:45:00.100
‫انگار که رفتی از یه غرفه
‫توی بازار «کنسینگتون» خریدیش

00:45:00.180 --> 00:45:03.270
‫اتفاقاً از غرفه توی بازار
کنسینگتون» خریدمش»

00:45:03.350 --> 00:45:06.700
‫دوباره سلام
‫پسر کوچولوی عجیب‌غریب

00:45:09.060 --> 00:45:10.830
‫شدی شبیه ساحره‌های قرون وسطی

00:45:10.840 --> 00:45:15.410
‫تو هم شدی شبیه پیرمردها
‫یه پیرمرد اخمو و امل

00:45:15.980 --> 00:45:20.140
یکی براتون زنگ زد

00:45:22.470 --> 00:45:23.430
‫- «بری»؟
‫- سلام عزیزم

00:45:23.520 --> 00:45:24.300
‫خداروشکر

00:45:24.325 --> 00:45:28.680
‫فکر نمی‌کردم توی کل عمرم
‫اینقدر بخوام با یکی حرف بزنم

00:45:28.770 --> 00:45:31.140
‫از کسی نپرس که شغلش چیه

00:45:31.220 --> 00:45:34.470
‫و از خدمتکارها هم نپرس
که حال‌شون چطوره

00:45:34.560 --> 00:45:36.270
‫و «دیوید» رو هم عصبانی نکن

00:45:36.350 --> 00:45:37.600
‫باشه اما میشه تو هم امشب
‫یه کاری واسه من بکنی؟

00:45:37.680 --> 00:45:40.680
‫- البته
‫- خایه‌مالی‌شون رو نکن

00:45:40.770 --> 00:45:43.560
‫نذار واست قلدری کنن
‫سعی نکن همرنگ‌شون بشی

00:45:43.640 --> 00:45:47.020
خب ، اینکه شد 3تا -
همه‌ـش به هم مربوطه -

00:45:47.100 --> 00:45:49.600
‫تو هم به خوبی اونا هستی
‫حتی از اونا بهتری

00:45:49.680 --> 00:45:52.470
‫تو خونگرمی

00:45:52.560 --> 00:45:55.680
‫چه صندلی خارق‌العاده‌ای

00:45:55.770 --> 00:45:57.520
‫متعلق به یه دوک بوده

00:45:57.600 --> 00:46:00.180
‫در اصل باید توی موزه باشه

00:46:00.270 --> 00:46:02.470
‫البته صندلی مورد علاقه‌ی «دیوید»ـه

00:46:02.560 --> 00:46:05.180
‫دوست داره سیگارش رو بذاره روی دسته‌اش

00:46:05.270 --> 00:46:08.850
‫فکر نکنم وقتی که شما نشسته باشید
‫اونم بخواد بشینه

00:46:08.930 --> 00:46:12.180
‫من که مطمئن نیستم
‫اون همیشه دوست داره حرف حرف خودش باشه

00:46:12.270 --> 00:46:14.310
‫- سلام
‫- سلام

00:46:14.390 --> 00:46:16.680
...خدایا «ویکتور» ، این کت‌شلوار

00:46:16.770 --> 00:46:19.270
‫نمی‌تونستی به «ان» بگی
‫برات اتوش کنه؟

00:46:19.350 --> 00:46:21.020
‫- راستش من...
‫- هنوز هیچی نشده شروع کردی؟

00:46:21.100 --> 00:46:22.420
‫هنوز از در نیومدیم تو

00:46:22.430 --> 00:46:24.960
‫اجازه بدید شب خوشی داشته باشیم . باشه؟

00:46:27.770 --> 00:46:29.830
‫- ممنون
‫- ممنون

00:46:30.890 --> 00:46:33.020
‫بیاید بخوریم به سلامتی‌ـه...

00:46:40.310 --> 00:46:42.680
‫بیاین بخوریم

00:46:42.770 --> 00:46:46.390
‫یک دانشجو هیچ چیزی رو ‫بیشتر از سرکوب کردن
رشته‌ی یک نفر دیگه ‫دوست نداره

00:46:46.470 --> 00:46:48.310
‫البته نمیشه به روانکاوی
‫رشته‌‌ی علمی گفت

00:46:48.390 --> 00:46:52.520
‫- اما به سود مردم‌ـه
‫- بله ، بله . فواید درمانی داره

00:46:52.600 --> 00:46:55.310
‫اینم اومد . ‫یه دکتر واقعی

00:46:55.390 --> 00:46:57.680
‫«ویکتور» و «ان»
‫از دیدن‌تون خوشحالم

00:46:58.100 --> 00:47:00.220
‫«النور»

00:47:01.270 --> 00:47:03.100
‫صورتی خیلی بهت میاد

00:47:03.180 --> 00:47:05.100
‫به چشمات میاد

00:47:06.310 --> 00:47:08.390
‫اون «وُدکا»ست؟

00:47:08.470 --> 00:47:10.060
‫لطفاً اشتباه برداشت نکن

00:47:10.140 --> 00:47:13.430
‫اما برام سخته که به چشم یه دکتر
‫بهت نگاه کنم

00:47:13.520 --> 00:47:15.060
‫خودمم همینطور بودم عزیزم

00:47:15.140 --> 00:47:18.430
‫و باید اعتراف کنم که ‫موقع خوردن
سوگند پزشکی ‫زبونم می‌گرفت

00:47:19.430 --> 00:47:25.600
‫خوشبختانه ثروت همسرم ‫لزوم
یک عمر مفید رو ازم گرفت

00:47:25.680 --> 00:47:27.770
‫موهبت بزرگش

00:47:32.020 --> 00:47:34.730
‫لطف کردی که همسرم رو تا فرودگاه
‫همراهی کردی

00:47:34.820 --> 00:47:37.770
‫باعث افتخارم بود
‫این هم همینطور

00:47:37.850 --> 00:47:42.310
واسه یه روز افتخار زیادی‌ـه -
فنجون افتخارم سرریز شده -

00:47:42.390 --> 00:47:45.560
‫من هم روز خاصی داشتم
‫حتماً هوا جادویی شده

00:47:45.640 --> 00:47:48.140
«سلام «دِیو

00:47:48.220 --> 00:47:49.930
‫عاشق این کفشای زرد و شیطونتم

00:47:50.020 --> 00:47:54.310
واقعاً خوشت اومد؟ باعث افتخاره

00:47:54.390 --> 00:47:57.270
‫- «وُدکا» عزیزم؟
‫- نوشابه ندارید؟

00:47:57.350 --> 00:47:59.350
‫الکل مستی بدی داره

00:48:02.430 --> 00:48:04.520
‫بریم شام بخوریم

00:48:05.100 --> 00:48:08.100
‫«ویکتور» ، تو اونجا بشین

00:48:08.680 --> 00:48:10.520
‫نه . نه

00:48:10.600 --> 00:48:13.680
...ان» ، تو بشین کنار»

00:48:13.770 --> 00:48:14.520
‫نه . اشتباه شد

00:48:14.600 --> 00:48:17.640
‫خداروشکر که فقط 6 نفریم

00:48:17.730 --> 00:48:20.310
‫وقتی منتظر وایسادیم که «النور»
‫جواب مسئله رو پیدا کنه

00:48:20.390 --> 00:48:23.890
‫«ان» ، نظرت در مورد امپراتور «گالبا» چی بود؟

00:48:23.980 --> 00:48:27.730
‫فوق‌العاده بود
‫یه کاراکتر فوق‌العاده

00:48:27.810 --> 00:48:30.810
ان» به ویژه شیفته‌ی «کالیگولا» شده بود»

00:48:30.890 --> 00:48:33.770
‫«ویکتور» می‌خواست کاری کنه که
‫دلم براش بسوزه

00:48:33.850 --> 00:48:35.770
‫«بریجیت» ، تو اینجا پیش من بشین

00:48:35.850 --> 00:48:38.770
‫اما «تایبیریوس» کل خونوادش رو کشت

00:48:38.850 --> 00:48:42.270
‫طبیعی‌ـه کسانی که ترسونده شدند
‫درصورتی‌که فرصتی بدست بیارند

00:48:42.350 --> 00:48:44.180
‫خودشون عامل ترس بقیه میشن

00:48:44.270 --> 00:48:46.350
‫توی «ایتون» هم همینطور بود؟

00:48:46.430 --> 00:48:49.980
‫به نظر «ان» سیستم مدرسه‌های
‫دولتی انگلیس مسخره‌ست

00:48:50.060 --> 00:48:53.220
‫- واقعاً؟
‫- و در مورد تمایلش به کردن خواهرهاش

00:48:53.310 --> 00:48:55.930
‫خب ، یه مثلی هست که میگه
گناه خوبه ‫اما زنای با محارم بهتره

00:48:56.020 --> 00:48:57.850
‫مطمئنم اگه طرف رو میدیدم
‫ازش خوشم میومد

00:48:57.930 --> 00:49:02.310
‫دقیقاً کاری رو کرده که می‌خواسته
بدون مزخرفات اخلاقی

00:49:02.390 --> 00:49:04.520
‫فکر می‌کنی وابسته نبودن به اخلاق بهتره؟

00:49:04.521 --> 00:49:05.905
اصلاً بحث بهتر بودن نیست

00:49:05.930 --> 00:49:07.730
‫بحث اینه که آدم کسل‌کننده
و منفور نباشه

00:49:07.810 --> 00:49:11.470
‫هدف هر کسی کسل‌کننده‌ست

00:49:33.680 --> 00:49:37.100
‫«النور» ، چه حافظه‌ی خوبی داری

00:49:37.180 --> 00:49:39.980
‫که تونستی شامی که قبلاً خوردیم رو
‫دوباره به همون شکل راه بندازی

00:49:40.060 --> 00:49:45.390
‫صورتش مثل وقتی شده که ‫به
مادر پولدار مُرده‌اش فکر می‌کنه

00:49:47.140 --> 00:49:50.640
‫درست میگم ، مگه نه عزیزم؟

00:49:50.730 --> 00:49:52.770
‫بله «دیوید»

00:49:52.850 --> 00:49:57.100
‫زمانی که پدر «النور» ‫به‌خاطر
اینکه زیاد مست بود ‫عزل شد

00:49:57.180 --> 00:50:00.600
‫مادر «النور» تصمیم گرفت
‫یه آدم عتیقه بخره

00:50:01.220 --> 00:50:03.930
‫یک اشراف‌زاده‌ی پیر

00:50:04.060 --> 00:50:05.850
‫با این فکر که
‫اگه قرار باشه یه شوهر بخری

00:50:05.930 --> 00:50:08.980
‫حداقل بهتره که یه دوک باشه

00:50:09.060 --> 00:50:11.730
«بنابراین دوک «دی‌ولانسه

00:50:11.810 --> 00:50:15.220
‫با لایه‌هایی از دلار
‫دوباره تر و تمیز شد

00:50:15.310 --> 00:50:20.350
‫اما نمیشه که با آدم
‫مثل شیء برخورد کرد

00:50:20.430 --> 00:50:22.560
دقیقاً -
‫- با من موافقی؟

00:50:22.640 --> 00:50:23.810
‫دقیقاً

00:50:23.890 --> 00:50:25.770
‫شاید اون عتیقه خودش می‌خواسته بخرنش

00:50:25.850 --> 00:50:27.390
‫توی این مورد که شکی نیست

00:50:27.470 --> 00:50:29.520
‫مطمئنم از خوشی داشته
شیشه‌ی ماشین رو لیس میزده

00:50:29.600 --> 00:50:32.810
‫چیزی که مادر «النور» رو شوکه کرد
‫این بود که جرأت کرده بود

00:50:32.890 --> 00:50:35.730
‫روی پاهای «لوئی پانزدهم»ـش وایسه
‫و شروع کنه به دستور دادن

00:50:35.810 --> 00:50:38.100
‫میدونی ، منم دقیقاً همین حس
رو دارم که مشکل این دنیا

00:50:38.180 --> 00:50:41.600
‫اینه که مردم با آدما
‫شبیه شیء برخورد می‌کنن

00:50:41.680 --> 00:50:45.020
کاملاً موافقم
‫اینم یه وجه مشترک دیگه

00:50:45.100 --> 00:50:48.600
‫با اشیا باید به دقت رفتار کرد

00:50:49.560 --> 00:50:51.600
‫ببخشید

00:50:56.060 --> 00:50:58.810
‫"‫‫هدف هر کسی کسل‌کننده‌ست"

00:51:12.140 --> 00:51:15.470
‫- سلام «پاتریک»
‫- من یه لیوان رو شکستم

00:51:15.560 --> 00:51:17.850
‫به پدرم نگو

00:51:17.930 --> 00:51:20.470
‫قیافه‌ـت خیلی به‌هم ریخته

00:51:20.560 --> 00:51:22.640
‫چی شده؟

00:51:24.930 --> 00:51:27.890
‫خواب‌ـت نمی‌بره؟

00:51:30.980 --> 00:51:33.180
‫درد داره؟ بذار ببینم اگه...

00:51:33.270 --> 00:51:35.470
‫- نه . من فقط می‌خوام...
‫- من خوبم

00:51:37.020 --> 00:51:38.730
‫داری می‌لرزی

00:51:40.930 --> 00:51:43.520
‫می‌خوای به من بگی؟ چی شده؟

00:51:44.680 --> 00:51:46.930
‫«پاتریک»؟

00:51:47.020 --> 00:51:49.270
‫من مطلع شدم که «جرالد فراگمور»

00:51:49.350 --> 00:51:53.100
‫طی سال اخیر بیشتر از هر کسی
‫توی انگلیس پرنده شکار کرده

00:51:53.180 --> 00:51:56.890
‫واسه یه مرد ویلچیرنشین بد نیست

00:51:56.980 --> 00:51:59.810
‫شاید از آزادی حرکت‌شون متنفره

00:52:01.390 --> 00:52:05.470
‫مادرت چی؟
‫می‌خوای به مادرت بگی؟

00:52:05.560 --> 00:52:09.140
‫خیلی‌خب ، من زود برمیگردم
‫قول میدم

00:52:12.930 --> 00:52:15.060
‫باورم نمیشه

00:52:16.600 --> 00:52:18.560
‫میگی برمیگردی اما برنمیگردی

00:52:18.640 --> 00:52:20.730
‫«پاتریک» ، من برمیگردم

00:52:22.810 --> 00:52:27.060
‫همه لذت می‌بردند
‫حتی مردی که اعدام شد

00:52:27.140 --> 00:52:28.770
‫- همه‌ی خونواده خوش می‌گذروندند
‫- «پاتریک» توی پله‌ها نشسته

00:52:28.850 --> 00:52:31.850
‫می‌خواد باهات حرف بزنه

00:52:31.930 --> 00:52:33.390
‫- عزیزم؟ «النور»؟
‫- بله؟

00:52:33.470 --> 00:52:39.560
‫فکر کردم توافق کردیم ‫هر بار که
پاتریک» گریه و زاری کنه نری سراغش»

00:52:39.640 --> 00:52:42.730
‫از پله‌ها افتاد بنابراین
‫شاید آسیب دیده باشه

00:52:42.810 --> 00:52:43.810
‫پس الان به دکترش نیاز داره

00:52:43.890 --> 00:52:46.680
‫صدمه ندیده . فقط می‌خواد
با مادرش حرف بزنه

00:52:46.770 --> 00:52:48.060
‫دیدی عزیزم؟ آسیب ندیده

00:52:48.140 --> 00:52:52.600
‫بنابراین فقط موضوع عاطفی‌ـه

00:52:52.680 --> 00:52:55.730
‫آیا آدم باید اجازه بده
‫ازش اخاذی بشه یا نه؟

00:53:05.180 --> 00:53:07.390
‫اگه بشینی می‌تونیم در موردش حرف بزنیم

00:53:24.980 --> 00:53:31.970
‫پیشنهادی که دارم اینه که تعلیم باید چیزی باشه
‫که بچه بعد از آموختنش بتونه بگه

00:53:32.060 --> 00:53:34.850
‫"اگه من از این آموزش جون سالم به‌در بردم
‫از هر چیزی می‌تونم جون سالم به‌در ببرم"

00:53:34.930 --> 00:53:37.020
‫این دیوونگی‌ـه و اشتباهه
‫خودتم میدونی

00:53:37.100 --> 00:53:39.810
‫به نظر من بچه باید توی چالش قرار بگیره

00:53:39.890 --> 00:53:41.140
‫خدایا «ویکتور»

00:53:41.220 --> 00:53:44.060
‫ما نمی‌خوایم کسی رو بدبخت کنیم
‫فقط حرف‌مون اینه که...

00:53:44.140 --> 00:53:46.810
‫ما؟ خدایی نکرده یه وقت
حرف روی حرف این نیاری

00:53:46.890 --> 00:53:48.390
‫برای بچه سودی نداره که
‫توی پر قو بزرگ بشه

00:53:48.470 --> 00:53:50.470
‫میدونم نقطه‌نظر غیرمتعارفی‌ـه

00:53:50.560 --> 00:53:55.640
‫اما به نظر من ‫اتفاقایی که در
کودکی میفته ‫هیچ اهمیتی نداره

00:53:55.730 --> 00:53:59.060
‫حالا که حرف چیزهای بی‌اهمیت شد
تو بالای لیست منی

00:53:59.140 --> 00:54:00.770
‫چیزهای احمقانه‌ای میگی که
‫کمتر افاده‌ای باشی

00:54:00.850 --> 00:54:03.930
‫- و چیزهای افاده‌ای میگی که کمتر احمقانه باشی
‫- یه سیلی محکم

00:54:04.020 --> 00:54:05.980
‫- از جانب آمریکایی چپ دست
‫- مایه‌ی شرمه

00:54:06.060 --> 00:54:09.020
‫چیزهایی که توی بچگی تو اتفاق افتاده
‫معلومه که مهم نبوده "نیکولاس"

00:54:09.100 --> 00:54:11.310
‫تو کاری رو کردی که بقیه انتظار داشتن

00:54:11.390 --> 00:54:17.074
‫من به‌خاطر بچگی کسل‌کننده‌ام و ترجیح
لذت بر خوشبختی عذرخواهی نمی‌کنم

00:54:17.890 --> 00:54:20.640
‫- چمنزارهای بزرگ سطل و بیل
‫- چه مرگته؟

00:54:20.730 --> 00:54:23.180
«پرتاب کردن سکه توی استخر طلایی «ریتز

00:54:23.270 --> 00:54:27.770
‫انجیر می‌خوری؟
‫توی این‌وقت سال خوب رسیدند

00:54:27.850 --> 00:54:29.430
‫یالا . میدونم که خیلی دوست داری

00:54:31.270 --> 00:54:33.140
‫یه چاقو می‌خوام

00:54:33.220 --> 00:54:37.560
‫ببخشید . ‫من نهایت تلاشم رو کردم
‫اما دیگه نمی‌تونم تظاهر کنم

00:54:37.640 --> 00:54:40.520
‫تو یه خودپرستِ چاپلوس و احمقی

00:54:40.600 --> 00:54:44.270
‫و تنها چیزی که تو از این بیشتر داری
‫اینه که ازت می‌ترسه

00:54:44.350 --> 00:54:46.560
‫به جز این تو مایه‌ی شرمی

00:54:46.640 --> 00:54:51.180
‫و من دلم فقط واسه پسرت می‌سوزه
‫و اگه می‌تونستم...

00:54:51.270 --> 00:54:53.930
‫«ویکتور» ، اگه می‌خوای پیش دوستات بشین

00:54:54.020 --> 00:54:56.390
‫- اما اگه همچین کاری بکنی دیگه نمی‌خوام ببینمت
‫- نه ، نه . من باهات میام

00:54:56.470 --> 00:54:57.310
‫به این زودی باید برید؟

00:54:57.390 --> 00:55:01.100
‫بله «النور»
‫من باید صبح زود بیدار بشم

00:55:01.180 --> 00:55:04.850
‫تا یه‌کم کتابم رو بنویسم

00:55:04.930 --> 00:55:08.180
‫«النور» ، «پاتریک» توی راهروئه

00:55:08.270 --> 00:55:10.850
‫ناراحت‌ـه و تنهاست و ترسیده

00:55:10.930 --> 00:55:12.930
‫و بهش قول دادم که
‫تو رو ببرم پیش‌ـش

00:55:13.020 --> 00:55:14.990
‫میای بیرون ببینی چی شده؟

00:55:19.310 --> 00:55:20.430
‫«النور»؟ ‫خواهش می‌کنم؟

00:55:24.890 --> 00:55:26.730
‫«النور»

00:55:51.270 --> 00:55:56.770
‫به عنوان یه آدم امل ‫«ویکتور» یه
دوست‌دختر آزاد از قید و بند رو دوست داره

00:55:56.850 --> 00:55:58.390
‫هیچ چیزی به دل‌انگیزی

00:55:58.470 --> 00:56:02.310
‫خارج شدن یه یهودی باهوش و متکبر
‫از قید و بند خودش نیست

00:56:02.390 --> 00:56:05.350
‫روشن‌فکری‌ـت رو نشون میده که
اصلاً گذاشتی یکیش بیاد توی خونه‌ات

00:56:05.430 --> 00:56:07.960
‫جفت‌تون برید گم‌شید

00:56:10.390 --> 00:56:13.350
‫- ممنون
‫- نه . حق با تو بود

00:56:13.430 --> 00:56:18.180
‫سرانجام آدم باید با ظالم مخالفت کنه
‫حتی اگه شده با عدم دخالت در ظلم

00:56:19.140 --> 00:56:23.150
‫- چرا داریم آروم حرف میزنیم؟
‫- نمیدونم

00:56:28.100 --> 00:56:30.220
‫یه لحظه

00:56:33.560 --> 00:56:34.930
‫«پاتریک»؟

00:56:36.560 --> 00:56:39.390
‫«پاتریک»؟ منم

00:56:48.220 --> 00:56:51.140
‫حتماً رفته خوابیده

00:56:51.850 --> 00:56:53.930
‫خب ، دیگه

00:56:57.810 --> 00:57:01.020
‫- «بری» ، داری جونم رو نجات میدی
‫- مثل همیشه؟

00:57:06.140 --> 00:57:09.270
‫می‌خوان اون رو هم وارد زندگی روستایی کنن

00:57:09.350 --> 00:57:12.850
‫مامانی عاشق گل سرخ‌ـه
‫بابایی عاشق اسب‌ـه

00:57:12.930 --> 00:57:16.060
«بردم‌شون به باغ «کاونت
‫تا "ازدواج فیگارو" رو ببینن

00:57:16.140 --> 00:57:18.850
‫و وقتی رهبر ارکستر
‫توی جایگاه قرار گرفت

00:57:18.930 --> 00:57:19.810
رادنی واتسون اسکات» گفت»

00:57:19.890 --> 00:57:22.890
‫"ببین . می‌خواد فرمان شروع بهشون بده"
(شبیه مسابقه‌ی دو)

00:58:04.270 --> 00:58:07.350
«بری»

00:58:13.220 --> 00:58:15.980
‫دیدی؟

00:58:16.060 --> 00:58:18.850
‫اونقدرها که فکر می‌کنی هم راحت نیست

00:58:39.680 --> 00:58:40.730
‫خواب‌ـت نمی‌بره؟

00:58:47.390 --> 00:58:49.430
‫منم همینطور

00:58:50.350 --> 00:58:53.310
‫حتماً به‌خاطر هیجانه

00:58:53.810 --> 00:58:56.100
‫این آدما

00:59:05.310 --> 00:59:07.560
‫بیا

00:59:14.310 --> 00:59:16.350
‫بهتر شد؟

00:59:24.730 --> 00:59:26.980
‫حالا تنهات میذارم

00:59:28.220 --> 00:59:30.430
‫اما یه چیزی رو بدون

00:59:32.100 --> 00:59:39.470
‫اگه به مادرت ‫یا هر کس
...دیگه در مورد امروز بگی

00:59:41.560 --> 00:59:44.650
‫از وسط نصفت می‌کنم

01:00:30.310 --> 01:00:33.470
جانی»؟»

01:00:33.560 --> 01:00:34.770
‫دیگه می‌تونی بری

01:00:49.600 --> 01:00:50.600
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:00:51.600 --> 01:00:52.600
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.