﻿WEBVTT

00:01:00.400 --> 00:01:01.400
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:02.400 --> 00:01:08.500
"Patrick Melrose"
فصل 1
قسمت 4 : شیر مادر

00:01:09.500 --> 00:01:10.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:17.400 --> 00:01:21.600
" جنوب فرانسه "
" آگوست 2003 "

00:01:58.930 --> 00:02:02.350
‫خوبی؟

00:02:02.430 --> 00:02:04.810
رابرت" ، عزیزم"

00:02:04.890 --> 00:02:08.100
بعداً برو سلام کن
‫الان باید بریم فرودگاه

00:02:08.180 --> 00:02:10.810
‫مامان‌بزرگ «کِتِل» رو بیاریم

00:02:10.890 --> 00:02:13.350
‫- بابایی ، بابایی
‫- تو چشم پدرت

00:02:13.430 --> 00:02:17.390
‫- «پاتریک»
‫- من می‌خوام برم اسب‌سواری . من می‌خوام برم اسب‌سواری

00:02:17.480 --> 00:02:19.350
‫ببخشید . ببخشید . ببخشید
‫ببخشید «توماس»

00:02:19.430 --> 00:02:21.480
‫باشه

00:02:23.100 --> 00:02:26.310
‫تازه خوابم برده بود
‫نصفی از شب رو بیدار بودم

00:02:26.390 --> 00:02:28.390
‫حالا هم باید بلند بشی

00:02:28.480 --> 00:02:30.560
‫فکر می‌کردم اومدیم تعطیلات

00:02:30.640 --> 00:02:35.930
‫منم همینطور اما ما از
ساعت 5 بیداریم ، مگه نه «توماس»؟

00:02:36.030 --> 00:02:37.370
‫صحیح

00:02:38.060 --> 00:02:40.600
‫ما داریم میریم فرودگاه
‫تا مادرم رو بیاریم

00:02:40.680 --> 00:02:42.480
‫نمی‌خواد با عجله برگردی

00:02:42.560 --> 00:02:45.350
خب ، کار زیاد داریم

00:02:45.430 --> 00:02:48.600
‫پنجره‌ها رو باز کن
‫بذار اینجا یه‌کم هواش عوض بشه

00:02:48.680 --> 00:02:51.810
‫و بهتره چمدون‌ها رو هم باز کنی
‫حداقل یه کمکی کرده باشی

00:02:51.890 --> 00:02:52.970
‫«توماس»

00:02:54.350 --> 00:02:58.430
رابرت" ، فرودگاه" -
رابرت" ، فرودگاه" -

00:03:10.680 --> 00:03:13.430
‫آره

00:03:36.180 --> 00:03:37.640
‫- «سیموس»
‫- «پاتریک»

00:03:37.720 --> 00:03:40.520
‫گفتم که دیشب صدای ماشینت رو شنیدم

00:03:40.600 --> 00:03:42.480
‫خوش اومدی

00:03:42.560 --> 00:03:44.560
النور» خیلی مشتاق دیدنت‌ـه»

00:03:44.640 --> 00:03:46.720
ببخشید . این «کِوین»ـه

00:03:47.600 --> 00:03:49.480
‫- «آنِت»
‫- سلام «پاتریک»

00:03:49.560 --> 00:03:51.970
‫داشتیم می‌گفتیم که چقدر
مادرت فوق‌العاده‌ست

00:03:52.060 --> 00:03:54.970
‫که اجازه داده مؤسسه از
‫خونه‌ی قشنگ‌تون استفاده کنه

00:03:55.060 --> 00:03:56.770
‫زن فوق‌العاده‌ای‌ـه
‫به افراد زیادی کمک کرده ارتباط برقرار کنن

00:03:56.850 --> 00:03:59.810
‫- با چی؟
‫- با واقعیت‌های دیگه

00:03:59.890 --> 00:04:02.060
‫خیلی‌خب ، برگردیم سر این بحث

00:04:02.140 --> 00:04:04.520
‫من امروز صبح کمدم رو باز کردم
‫و یه عالمه نسخه از

00:04:04.600 --> 00:04:06.640
‫"راه روح" پیدا کردم
‫که سر راه کفشام بودن

00:04:06.720 --> 00:04:09.180
‫"راه کفش"...جالب بود

00:04:09.204 --> 00:04:11.204
حتی عنوان بهتری هم هست

00:04:11.520 --> 00:04:13.640
‫یادمون میاره که در زندگی معقول باشیم

00:04:13.720 --> 00:04:15.810
‫به نظرت میشه وقتی ما
واسه تعطیلات میایم اینجا

00:04:15.890 --> 00:04:18.350
‫این علائم زندگی مؤسسه‌ای‌تون
دم دست نباشن؟

00:04:18.430 --> 00:04:19.520
‫توی ماه «آگوست» اینجا
خونه‌ی خونوادگی ماست

00:04:19.600 --> 00:04:21.970
‫البته . عذر می‌خوام

00:04:22.060 --> 00:04:24.660
«این جزوه‌های مربوط به کارگاه‌های «ریکی
‫و گروه‌های شفابخشی
(ریکی» : نوعی روش شفابخشی به‌صورت انتقال انرژی»)

00:04:24.740 --> 00:04:26.020
‫روی ما هیچ اثری نداره

00:04:26.100 --> 00:04:29.270
‫و این تخته با اینکه چوب خیلی قشنگی‌ـه
اما مال شماست ، نه ما

00:04:29.350 --> 00:04:31.180
میذارم‌شون توی کلبه‌ام

00:04:31.270 --> 00:04:35.230
‫- منظورم کلبه‌ی مادرم‌ـه؟
‫- جایی که گفته می‌تونم بمونم

00:04:35.310 --> 00:04:38.310
‫تا کِی؟ فکر می‌کردم
قراره برگردی ایرلند

00:04:38.390 --> 00:04:40.480
‫نه . کل تابستون رو اینجام

00:04:40.560 --> 00:04:42.140
اصلاً نمی‌فهمی که من اینجام

00:05:10.310 --> 00:05:12.640
‫آقای «مِلروز»؟

00:05:12.720 --> 00:05:15.430
‫سلام «کلودین» ، مادرم چطوره؟

00:05:17.100 --> 00:05:19.430
‫اگه می‌خواید ببینیدش منتظرتونه

00:05:35.230 --> 00:05:40.480
‫می‌خوام بدونی که
‫من خیلی ناراحتم

00:05:41.390 --> 00:05:44.180
...به‌خاطر اینکه

00:05:45.350 --> 00:05:47.180
...نمی‌تونم درست حرف

00:05:48.350 --> 00:05:49.930
‫بله

00:05:50.020 --> 00:05:51.680
‫- حتماً خیلی وحشتناک‌ـه
‫- آره

00:05:53.850 --> 00:05:55.600
‫وحشتناک

00:05:56.640 --> 00:05:58.100
‫آره

00:05:59.350 --> 00:06:01.060
‫اما من قوی هستم

00:06:09.180 --> 00:06:12.020
‫بقیه رفتند فرودگاه مادر «مری» رو بیارن

00:06:12.100 --> 00:06:13.640
‫همه دوست دارن ببینن‌ـت

00:06:13.720 --> 00:06:15.310
‫البته وقتی خودت حوصله‌ـش رو داشته باشی

00:06:15.390 --> 00:06:20.230
‫«توماس» هم بزرگ شده
‫همونطوری که انتظار داشتیم

00:06:20.310 --> 00:06:22.100
...‫اونا

00:06:22.850 --> 00:06:24.480
‫- «توماس»
‫- این چیه؟

00:06:24.560 --> 00:06:27.310
‫به من رفته

00:06:30.560 --> 00:06:32.430
...‫ببخشید . من فقط می‌خوام بفهمم

00:06:42.230 --> 00:06:43.680
‫پرواز خوبی داشتی «کِتِل»؟

00:06:43.770 --> 00:06:46.020
‫سلام «پاتریک» ، نه . افتضاح بود

00:06:46.100 --> 00:06:49.640
‫یه زن ابله کنار من نشسته بود که
‫انگار خیلی از سینه‌هاش خوشش میومد

00:06:49.720 --> 00:06:51.430
‫و مدام می‌کردشون توی صورت بچه‌ـش

00:06:51.520 --> 00:06:54.480
بهش میگن شیر دادن به بچه -
ممنون عزیزم -

00:06:54.560 --> 00:06:56.850
میدونم حالا دیگه همه همین کار رو می‌کنن
‫اما وقتی که من بچه‌دار شدم

00:06:56.930 --> 00:07:01.390
‫زنای باهوش اونایی بودند که میرفتند خوشگذرونی
‫و انگار نه انگار که حامله بودند

00:07:01.480 --> 00:07:03.480
‫نه اونایی که سینه‌هاشون دائم لخت بود

00:07:03.560 --> 00:07:05.140
‫- بابایی ، دارم میام
‫- حداقل واسه شیر دادن لخت نبود

00:07:05.230 --> 00:07:07.770
‫"رابرت" ، مامان‌بزرگ رو می‌بری توی اتاقش؟

00:07:10.350 --> 00:07:12.520
‫«پاتریک»؟

00:07:21.430 --> 00:07:23.390
خدای من ، داری مشروب می‌خوری

00:07:23.480 --> 00:07:27.350
راهکار موقتی‌ـه -
خیلی وقته نخوردی -

00:07:27.430 --> 00:07:29.390
‫این‌دفعه دیگه زده رو دست کارهای قبلیش

00:07:29.480 --> 00:07:32.560
‫نامه‌ی مشاور حقوقی پرستار مادرم
‫اگه پرستار کلمه‌ی مناسبی باشه

00:07:32.640 --> 00:07:34.480
‫از ارث محروم شدم

00:07:35.350 --> 00:07:36.680
‫چی؟

00:07:36.770 --> 00:07:37.850
‫می‌خواد خونه رو بده
به این خیریه‌ی مسخره

00:07:37.930 --> 00:07:40.520
‫چیزی به ما نمیرسه
‫چیزی به بچه‌هامون نمیرسه

00:07:40.600 --> 00:07:43.560
‫- «پاتریک» ، خیلی بده
‫- و می‌خواد که کامل بررسیش کنم

00:07:43.640 --> 00:07:45.520
‫مطمئن بشم که مشکلی نداشته باشه

00:07:45.600 --> 00:07:47.100
‫از ارث محروم شدن کافی نبود

00:07:47.180 --> 00:07:49.390
‫می‌خواد تازه کارهای اداریش رو هم انجام بدم

00:07:49.480 --> 00:07:51.430
‫- نگفت چرا؟
‫- نصف از صبح طول کشید

00:07:51.520 --> 00:07:53.560
‫اما ظاهراً می‌خواد که
‫"کار خوب انجام بده"

00:07:53.640 --> 00:07:56.810
‫می‌خواد به مردم کمک کنه
‫به هر کسی

00:07:56.890 --> 00:07:58.720
‫به شرطی که باهاش فامیل نشن

00:07:58.810 --> 00:08:02.230
‫- اینقدر داد نزن
‫- به دنبال خاتمه دادن به دلخوری‌ها و تصدیق منه

00:08:02.310 --> 00:08:05.680
‫انگار اون «سیموس» حرومزاده
‫اینا رو بهش دیکته می‌کنه

00:08:05.770 --> 00:08:07.790
‫- عزیزم ، داری داد و بیداد می‌کنی
‫- مجبورم داد و بیداد کنم

00:08:07.870 --> 00:08:09.720
‫اون همیشه مادر افتضاحی بود

00:08:09.810 --> 00:08:12.770
‫اما امیدوار بودم که
‫آخر عمرش از این‌کارهاش دست برداره

00:08:12.850 --> 00:08:16.180
‫و حس کنه که به اندازه‌ی کافی
‫در حق من خیانت و قصور کرده

00:08:16.270 --> 00:08:20.100
‫و حالا وقت این باشه که ‫استراحت کنه
و با نوه‌هاش بازی کنه

00:08:20.180 --> 00:08:21.680
‫میدونی ، چیزی که من رو
بیشتر از همه می‌ترسونه

00:08:21.770 --> 00:08:23.850
‫اینه که چقدر ازش نفرت دارم

00:08:25.350 --> 00:08:28.480
‫وقتی نامه رو خوندم
‫سعی کردم یقه‌ام رو شل کنم تا بتونم نفس بکشم

00:08:28.560 --> 00:08:29.810
‫اما فهمیدم که یقه‌ام
جلوی نفسم رو نگرفته

00:08:29.890 --> 00:08:32.720
‫یه خفت بود که داشت
دور گردنم تنگ‌تر می‌شد

00:08:32.810 --> 00:08:34.520
‫خفت تنفر

00:08:34.600 --> 00:08:36.850
‫اون که حالا دیگه عوض نمیشه
‫اون یه زن وحشت‌زده‌ست

00:08:36.930 --> 00:08:38.810
‫میدونم . میدونم

00:08:38.890 --> 00:08:41.720
‫پس من از چی متنفرم؟

00:08:41.810 --> 00:08:43.810
‫من متنفرم...

00:08:43.890 --> 00:08:48.230
‫از سمّی که قطره قطره و نسل به نسل
‫چکیده شده

00:08:50.270 --> 00:08:54.350
‫و من ترجیح میدم بمیرم
‫اما چنین بلایی سر بچه‌هامون نیارم

00:08:55.640 --> 00:08:58.430
‫چنین اتفاقی نمیفته

00:09:00.180 --> 00:09:01.180
‫خودمون نمیذاریم

00:09:04.720 --> 00:09:08.980
‫اما لطفاً مشروب نخور
به‌خاطر ما

00:09:58.930 --> 00:10:04.480
همه‌ـش رو می‌خواد ببخشه؟ -
آره . به خیریه -

00:10:05.970 --> 00:10:08.810
‫چه صدقه‌ی عجیبی

00:10:13.100 --> 00:10:16.430
‫"رابرت" ، برو سلام کن

00:10:21.390 --> 00:10:22.480
...‫فقط بهت گفتم که بدونی

00:10:22.560 --> 00:10:24.720
‫- «پاتریک»
‫- «پاتریک» به‌خاطر اون حالش گرفته‌ست

00:10:24.810 --> 00:10:26.810
‫بایدم گرفته باشه

00:10:26.890 --> 00:10:29.100
‫اینجا خیلی قشنگ‌ـه

00:10:29.180 --> 00:10:30.930
‫- پس پیداش کردی
‫- آره

00:10:31.020 --> 00:10:32.890
‫خیلی خوشحالم که اینجام

00:10:32.970 --> 00:10:34.680
‫این کیه؟

00:10:34.770 --> 00:10:35.890
‫گفتم که . «جولیا» دوست «پاتریک»ـه

00:10:35.970 --> 00:10:39.350
‫«لوسی» دخترش‌ـه

00:10:39.430 --> 00:10:41.520
‫انگار از دیدنش خیلی خوشحال شده

00:10:41.600 --> 00:10:42.720
«سلام «مری

00:10:42.810 --> 00:10:48.020
‫فقط داره ادای احترام می‌کنه
‫«جولیا» اوضاعش خیلی به‌هم ریخته

00:10:50.680 --> 00:10:53.970
‫اما نمی‌تونی باهاش مبارزه کنی؟
‫خیر سرت یه وکیلی

00:10:54.060 --> 00:10:56.810
‫شاید مادری بلد نباشه و احمق باشه
‫اما پول خودشه

00:10:56.890 --> 00:10:59.890
‫اگه بخواد تا آخرین قرونش رو
‫واسه هتل گروه‌های معنوی به آتیش بکشه

00:10:59.970 --> 00:11:01.480
‫کاری از دست من برنمیاد

00:11:01.560 --> 00:11:06.850
‫نمی‌تونی خودت تظاهر کنی که یه کشیشی
‫و اینجا رو نگه داری؟

00:11:06.930 --> 00:11:11.480
‫متأسفانه من از معدود آدمای روی زمینم
که هیچ قدرت شفابخشی ندارم

00:11:15.430 --> 00:11:17.680
‫چرا شماها باهم بازی نمی‌کنید؟

00:11:17.770 --> 00:11:19.430
‫بازی کنید

00:11:20.560 --> 00:11:22.020
‫بازی کنید

00:11:23.890 --> 00:11:26.310
‫تازه من همینجوریشم
‫به زور هوای خونوادم رو دارم

00:11:26.390 --> 00:11:28.060
‫چه برسه بخوام بقیه‌ی مردم رو نجات بدم

00:11:29.270 --> 00:11:34.600
‫فکر می‌کنم مراقبت کردن از بچه‌ها
هم ‫راه دیگه‌ای واسه قبول شکست‌ـه

00:11:37.560 --> 00:11:39.640
‫اونا کامل میشن

00:11:39.720 --> 00:11:41.680
‫خوب میشن
‫میشن کسایی که زیاد مشروب نمی‌خورن

00:11:41.770 --> 00:11:44.720
‫طلاق نمی‌گیرن

00:11:44.810 --> 00:11:46.600
‫و مشکل اعصاب پیدا نمی‌کنن

00:11:49.520 --> 00:11:53.560
‫این‌همه وقت در مقابل ‫تباهی
و افسردگی ازشون حفاظت می‌کنی

00:11:53.640 --> 00:11:56.520
‫که آخر سر خودت تباه و افسرده میشی

00:12:01.430 --> 00:12:02.770
‫ببخشید

00:12:02.850 --> 00:12:04.890
‫من یه‌کم حالم گرفته‌ست

00:12:06.140 --> 00:12:10.220
‫از وقتی طلاق گرفتم
بعضی‌وقت‌ها بدجوری سرگیجه می‌گیرم

00:12:11.640 --> 00:12:13.600
‫انگار اصلاً وجود ندارم

00:12:13.680 --> 00:12:15.640
‫من می‌فهمم

00:12:15.720 --> 00:12:18.020
‫با این سن کم‌ـت؟
‫دیگه خیلی ادعا داری

00:12:18.100 --> 00:12:20.140
‫جدی میگم

00:12:20.230 --> 00:12:22.640
‫اما باعث نمیشه بچه‌ی
خوشبختی نباشی . میشه؟

00:12:22.720 --> 00:12:25.640
‫بعضی‌وقت‌ها

00:12:25.720 --> 00:12:27.430
‫وقتی اونجوری میشم

00:12:33.520 --> 00:12:35.500
‫خیلی خوب بزرگش کردی

00:12:37.180 --> 00:12:39.430
‫سلام عرض شد

00:12:39.520 --> 00:12:41.020
‫خدای من ، صاحب خونه‌ست

00:12:41.100 --> 00:12:43.930
‫تو از «جولیا» خوشت نمیاد

00:12:44.020 --> 00:12:44.850
‫"رابرت"

00:12:44.930 --> 00:12:47.680
‫ازش خوشم میاد

00:12:47.770 --> 00:12:51.350
‫اما درحالی‌که افراد باهوش
‫فکرهاشون رو به زبون میارن

00:12:51.430 --> 00:12:54.130
‫«جولیا» به این فکر می‌کنه که
‫بقیه در موردش چه فکری می‌کنن

00:12:55.600 --> 00:12:59.140
‫نباید همچین حرفی میزدم

00:12:59.850 --> 00:13:02.430
‫به کسی نگو

00:13:04.270 --> 00:13:06.180
‫تو خودت یه شفادهنده‌ای؟

00:13:06.270 --> 00:13:09.140
‫آره «سیموس»
‫تو کی رو شفا دادی؟

00:13:09.230 --> 00:13:13.430
‫راستش من چندین سال توی
‫خانه‌ی سالمندان کار می‌کردم

00:13:13.560 --> 00:13:15.560
‫بیمارانی رو می‌شستم که
‫غرق در مدفوع خودشون بودند

00:13:15.640 --> 00:13:17.850
‫به پیرهایی که نمی‌تونستند غذا بخورند
‫غذا میدادم

00:13:17.930 --> 00:13:18.970
‫اینجور چیزها

00:13:19.060 --> 00:13:21.560
‫و میدونی چیه؟
«واقعاً خوشحالم بابتش «جولیا

00:13:21.640 --> 00:13:23.230
‫باعث شده معقول باشم

00:13:23.310 --> 00:13:25.230
‫حیف که ادامه ندادی
‫می‌تونستی کارهای قابل لمس خوبی انجام بدی

00:13:25.310 --> 00:13:27.970
‫«پاتریک» هم دوست داره
من رو معقول نگه داره

00:13:28.060 --> 00:13:30.060
‫اما به نظر من همینجا هم
‫خوبی قابل لمس زیادی انجام میدیم

00:13:30.140 --> 00:13:32.560
‫با دوره‌هایی که برگزار می‌کنیم

00:13:32.640 --> 00:13:35.850
‫ما بچه‌های شهری رو میاریم اینجا
‫و واقعاً عاشق اینجا میشن

00:13:35.930 --> 00:13:37.890
‫مدیتِیشِن ، طبل زدن

00:13:37.970 --> 00:13:39.930
: بهم گفتند که

00:13:40.020 --> 00:13:44.060
‫" «سیموس» ، اینجا فوق‌العاده‌ست
‫مثل نئشه شدن بدون مواده "

00:13:44.140 --> 00:13:46.020
‫واسه نئشه شدن هم خیریه لازمه؟

00:13:46.100 --> 00:13:49.720
‫با تموم بیماری‌هایی که توی دنیا هست
‫خیریه واسه چنین چیزی اصلاً لزومی نداره

00:13:49.810 --> 00:13:51.060
‫نمی‌تونی راحت بهشون اسید بدی؟

00:13:51.140 --> 00:13:52.890
‫قشنگ معلومه که وکیل‌ـه

00:13:52.970 --> 00:13:54.390
‫من کاملاً موافقم که مردم خوش بگذرونن

00:13:54.480 --> 00:13:56.770
‫اما نمی‌تونن خونه‌ی خودشون
‫راحت بشینن هر کاری خواستن بکنن؟

00:13:56.850 --> 00:13:58.720
‫متأسفانه «پاتریک» . بعضی از خونه‌ها
‫اونقدرها هم راحت نیستن

00:13:58.810 --> 00:14:00.060
‫نه

00:14:00.140 --> 00:14:02.600
‫میدونم چی میگی

00:14:04.680 --> 00:14:06.930
...«خب «جولیا -
شگفت‌انگیزه -

00:14:07.020 --> 00:14:09.770
‫باعث افتخاره

00:14:12.560 --> 00:14:14.020
‫«سیموس»؟

00:14:14.180 --> 00:14:15.600
‫«پاتریک»؟

00:14:15.680 --> 00:14:17.680
‫پیشکش کردن خونه توسط «النور»

00:14:17.770 --> 00:14:20.180
‫- آره . بهم یه چیزهایی گفته
‫- من دارم بررسیش می‌کنم

00:14:20.270 --> 00:14:22.930
فعلاً نمی‌خواد بری کاغذدیواری‌ها رو عوض کنی

00:15:26.970 --> 00:15:30.270
من واسه گفتن این دودل بودم -
لطفاً بازم دودل بمون -

00:15:30.350 --> 00:15:34.770
‫اما فکرت در مورد اینکه
...خونه رو به خیریه بدی

00:15:34.850 --> 00:15:38.600
‫اسناد رو بررسی کردم و باید بگم که

00:15:38.680 --> 00:15:40.180
‫- به شدت در معرض خطر قرار می‌گیری
...‫- من واقعاً

00:15:40.270 --> 00:15:43.680
‫- البته هر کاری بخوای می‌تونی بکنی اما سود سرمایه‌ات
‫- نه . خواهش می‌کنم

00:15:43.770 --> 00:15:45.850
‫- نه
‫- به اندازه‌ی هزینه‌ی

00:15:45.930 --> 00:15:47.810
‫- من...
‫- پرستارت هم نمیشه

00:15:47.890 --> 00:15:49.560
‫ممکنه به سرعت ورشکسته بشیم

00:15:49.640 --> 00:15:51.600
‫«پاتریک» فقط می‌خواد کمک کنه

00:15:51.680 --> 00:15:53.720
‫- هر کاری بخواید می‌تونید بکنید
‫- بله

00:15:53.810 --> 00:15:56.350
‫اگه می‌تونستی فعلاً
‫خونه رو فقط قرض بدی

00:15:56.430 --> 00:15:58.640
‫- من واقعاً اعتراض دارم
‫- و تصمیم بگیری...

00:16:06.640 --> 00:16:08.680
‫چیزی نیست

00:16:10.310 --> 00:16:15.180
‫خب ، ما تنهات میذاریم
حتماً خسته‌ای

00:16:17.100 --> 00:16:18.890
‫شرمنده اگه ناراحت‌ـت کردم

00:16:31.970 --> 00:16:35.640
‫لطفاً من رو تنها نذار

00:16:48.680 --> 00:16:50.430
‫من می‌خوام از اینجا برم

00:16:52.180 --> 00:16:54.140
‫منظورم چیه؟

00:16:54.230 --> 00:16:56.270
‫اینجا نباشم

00:17:01.430 --> 00:17:02.770
‫درسته

00:17:08.930 --> 00:17:12.770
‫چیزی که می‌تونه آدم رو دیوونه کنه
‫اینه که مجبور بشه حسی رو داشته باشه

00:17:12.850 --> 00:17:16.310
‫که در عین حال داشتن چنین حسی
‫قدغن شده

00:17:16.390 --> 00:17:18.310
‫این خیانت باعث عصبانیتم میشه

00:17:18.390 --> 00:17:19.930
‫اما حالا مجبور شدم احساس
دلسوزی هم داشته باشم

00:17:20.020 --> 00:17:24.970
‫راستش من یه آدم خیلی ساده‌ایم
‫واسه همین عصبانی می‌مونم

00:17:25.060 --> 00:17:28.230
‫"رابرت" ، همه کنار استخر هستن
‫برو پیش‌شون

00:17:35.390 --> 00:17:38.850
‫فکر نکنم کار خوبی باشه تا "رابرت" رو
‫علیه مادربزرگش کنی

00:17:38.930 --> 00:17:41.310
‫توی یه مسابقه ‫بین بچه‌ی خودش
و یه آدم هفت پشت غریبه

00:17:41.390 --> 00:17:43.930
‫مادرم اون غریبه رو انتخاب کرد

00:17:44.020 --> 00:17:45.140
‫حق هم داری که حس کنی بهت خیانت شده

00:17:45.230 --> 00:17:47.430
‫- اما "رابرت" رابطه‌ی خودش رو با...
‫- نه . به همه‌ی ما دروغ گفته

00:17:47.520 --> 00:17:48.770
‫هر اتفاقی که توی گذشته افتاده

00:17:48.850 --> 00:17:52.310
‫حداقل یه جایی رو داشتیم که
‫حس خونه رو داشته باشه

00:17:52.390 --> 00:17:54.810
‫اما حالا حق خوشبختی خونوادگی ما

00:17:54.890 --> 00:17:58.810
‫دور ریخته میشه تا با ‫کینه
و نفرت خونوادگی جایگزین بشه

00:17:58.890 --> 00:18:00.930
‫- این اجتناب‌ناپذیر نیست
‫- نیست؟

00:18:01.020 --> 00:18:02.720
‫نه لزوماً . خواهش می‌کنم

00:18:03.480 --> 00:18:06.350
‫بیشتر پیش بچه‌ها باش

00:18:07.770 --> 00:18:09.350
‫واسه همینه که اومدیم اینجا

00:18:18.560 --> 00:18:20.970
‫خیلی‌خب ، کی می‌خواد توی استخر بازی کنه؟

00:18:21.060 --> 00:18:22.810
‫- "رابرت"؟
‫- دارم کتاب می‌خونم

00:18:22.890 --> 00:18:24.850
‫یالا . بیا بازی کنیم

00:18:24.930 --> 00:18:26.720
‫واسه همین اومدیم اینجا

00:18:29.230 --> 00:18:30.890
‫«جولیا»؟

00:18:30.970 --> 00:18:32.890
‫نه؟ نبود؟

00:18:32.970 --> 00:18:35.020
‫- نه . ممنون
‫- از تو که نپرسیدم

00:18:35.100 --> 00:18:37.060
‫- یالا
‫- بابا

00:18:37.140 --> 00:18:39.020
‫مسخره‌بازی درنیار

00:18:39.100 --> 00:18:41.020
‫- بیخیال "رابرت"
‫- بس کن

00:18:41.100 --> 00:18:43.180
‫- اینقدر کسل‌کننده نباش
‫- بس کن . جدی میگم . بسه

00:18:56.020 --> 00:18:59.100
‫- میدونستم اینجوری میشه
‫- خدا لعنت‌ـت کنه «کِتِل»

00:18:59.180 --> 00:19:00.810
‫مطمئنم حالش خوبه

00:19:00.890 --> 00:19:02.810
‫معلومه که حالش خوبه
‫خوبی ، مگه نه "رابرت"؟

00:19:02.890 --> 00:19:05.230
‫- آره . خوبم
‫- دیدی؟ حالش خوبه

00:19:06.430 --> 00:19:09.140
‫فقط بازی‌ـه . خوش می‌گذرونیم

00:19:27.310 --> 00:19:29.520
‫این رو میگن خوشگذرونی

00:19:29.600 --> 00:19:31.430
‫نه . خوشگذرونی نیست
‫متأسفانه الزامه

00:19:31.520 --> 00:19:33.430
‫یکی می‌خوای؟

00:19:35.060 --> 00:19:37.180
‫- خودم دارم
‫- البته

00:19:37.270 --> 00:19:40.100
اما حالا که پیشنهاد دادی . چند وقته؟ -
4سال -

00:19:40.180 --> 00:19:44.310
‫فکر می‌کردم فقط باید 30 روز
‫مصرف بشن

00:19:44.390 --> 00:19:46.480
‫مشخصه که بد مشکلی دارم

00:19:46.560 --> 00:19:48.480
‫که البته یعنی اینا به اندازه‌ی کافی قوی نیستند

00:19:48.560 --> 00:19:51.230
‫گرچه عوارض جانبیش بهم رسیده :
‫از دست دادن حافظه ، کم شدن آب بدن

00:19:51.310 --> 00:19:54.480
‫ترک وحشتناک
‫همه‌ـش به جز خوابیدن

00:19:58.180 --> 00:20:01.100
‫عجیبه که قبلاً اینا رو واسه حالش میزدیم

00:20:02.180 --> 00:20:05.430
یادته توی یونان اسید میزدیم؟ -
یادمه کجا قایم‌شون کرده بودی -

00:20:05.520 --> 00:20:09.310
آره . شرمنده بابت اون قضیه -
برام مهم نبود -

00:20:12.680 --> 00:20:15.560
‫اما نمی‌خواد حالا خاطرات خوش رو زنده کنیم

00:20:18.890 --> 00:20:20.270
‫اینم یه خوشی دیگه که ازم گرفته شده

00:20:20.350 --> 00:20:23.140
‫هر بار دلم واسه گذشته تنگ میشه
‫خودم رو مجبور می‌کنم بخاطر بیارم

00:20:23.230 --> 00:20:26.970
جوونی چه شکلی بود -
وحشتناک بود -

00:20:27.060 --> 00:20:29.680
‫مشکل اینجاست
‫تنها چیزی که من یادمه سکس‌ـه

00:20:31.140 --> 00:20:33.970
‫وفور سکس و حس بالقوه در عوض

00:20:34.060 --> 00:20:37.570
‫نبود سکس و تباه شدن اون حس بالقوه
‫در زمان حال

00:20:42.060 --> 00:20:44.430
‫خدای من ، امشب 40 میلی‌گرم لازمم میشه

00:20:47.560 --> 00:20:49.350
‫شاید...

00:20:52.230 --> 00:20:54.560
‫شاید بهتره باهم از این حرفا نزنیم

00:20:57.310 --> 00:20:59.720
‫شاید

00:21:29.270 --> 00:21:31.480
‫عزیزم

00:21:31.560 --> 00:21:33.640
‫متأسفم که بیدارت کردم

00:21:36.680 --> 00:21:38.770
‫ساعت چنده؟

00:21:41.390 --> 00:21:42.740
‫صبح زوده

00:21:44.060 --> 00:21:49.600
‫حالا باید بریم؟ ‫ساکم رو ببندم؟

00:21:50.480 --> 00:21:52.350
‫عزیزم

00:21:54.390 --> 00:21:57.100
من باید بدون تو برم -
نمی‌تونی -

00:21:57.180 --> 00:22:01.310
‫- عزیزم ، لطفاً درک کن
‫- منم می‌خوام بیام

00:22:01.390 --> 00:22:04.180
‫باید یه مدت همینجا
‫پیش پدرت بمونی

00:22:04.270 --> 00:22:06.060
‫- منم می‌خوام بیام
‫- و بعد وقتی با وکیل‌هام حرف زدم...

00:22:06.140 --> 00:22:08.180
‫- نه . خواهش می‌کنم
‫- «پاتریک»

00:22:08.270 --> 00:22:12.480
گوش کن . خیلی مهمه

00:22:12.560 --> 00:22:15.270
‫اما باید درست انجامش بدم . فهمیدی؟

00:22:16.230 --> 00:22:18.060
‫با روش درست خودش

00:22:19.600 --> 00:22:21.930
‫و بعد می‌تونم برگردم و با خودم ببرمت

00:22:22.020 --> 00:22:23.100
‫بعد می‌تونیم پیش هم باشیم

00:22:26.520 --> 00:22:31.310
‫«پاتریک» ، ‫متوجه‌ای؟

00:23:16.430 --> 00:23:18.680
‫- بابایی
‫- سلام

00:23:18.770 --> 00:23:20.560
‫سلام

00:23:20.640 --> 00:23:22.770
چی‌کار می‌کنی؟

00:23:22.850 --> 00:23:25.480
‫«توماس» دوباره از تخت انداختم بیرون

00:23:25.560 --> 00:23:28.480
‫بنابراین گفتم بهتره برم
‫توی اتاق اون بخوابم

00:23:29.770 --> 00:23:32.100
‫اما این اتاق «جولیا»ست

00:23:34.270 --> 00:23:35.810
‫آره

00:23:35.890 --> 00:23:38.480
‫فقط خواستم ببینم که چیزی...

00:23:40.600 --> 00:23:43.430
‫«توماس» بیچاره

00:23:43.520 --> 00:23:45.390
‫بهتره که من...تو باید...

00:23:46.770 --> 00:23:48.140
‫شب‌بخیر

00:25:06.230 --> 00:25:08.010
‫"رابرت"؟ ناهار

00:25:12.560 --> 00:25:14.270
‫بفرما

00:25:15.430 --> 00:25:18.600
‫باید اعتراف کنم که وجود هردوتون
‫به‌صورت همزمان در اینجا

00:25:18.680 --> 00:25:21.480
‫مثل یه رویاست

00:25:22.480 --> 00:25:23.640
‫مثل...

00:25:24.850 --> 00:25:25.930
‫یه...

00:25:28.270 --> 00:25:30.430
‫- رویاست
‫- عزیزم

00:25:30.520 --> 00:25:32.600
‫خیلی خوشحالم که اومدی بیرون . چطوری؟

00:25:32.680 --> 00:25:34.680
‫خیلی...

00:25:37.140 --> 00:25:39.270
‫خب ، من میذارم باهم گپ بزنید

00:25:39.350 --> 00:25:41.390
‫«توماس» ، با شراب بازی نکن

00:25:41.480 --> 00:25:45.480
این واسه بزرگترهاست -
مطمئنا همینطوره -

00:25:45.560 --> 00:25:47.430
‫جواب مشکل اینه؟

00:25:47.520 --> 00:25:49.640
‫- به‌زودی می‌فهمیم ، مگه نه؟
‫- مطمئنم همینطوره

00:25:49.720 --> 00:25:53.310
‫من می‌خواستم واسه تولد «توماس»
‫براش افسار بچه‌گونه بخرم

00:25:53.390 --> 00:25:57.270
اما ظاهراً دیگه از مد افتادن -
من بچه‌ام رو افسار نمی‌کنم -

00:25:57.350 --> 00:25:59.270
‫واقعاً؟ پرستارها قبلاً بدون
افسار کار نمی‌کردند

00:25:59.350 --> 00:26:00.970
‫- منم دائم فحش‌شون میدادم
‫- فحش نمیدادی

00:26:01.060 --> 00:26:03.810
‫چون توی خونواده‌ی ما
‫اجازه‌ی فحش دادن نداشتی

00:26:03.890 --> 00:26:07.310
برخلاف بعضی از خونواده‌ها -
به نظرت مادر کدوم‌مون بدتره؟ -

00:26:07.390 --> 00:26:09.350
‫میدونم از ارث محروم کردن من توسط «النور»
‫برده بودش صدر جدول

00:26:09.430 --> 00:26:11.310
‫اما مادر تو هم انگار داره تلاش‌ـش رو می‌کنه

00:26:11.390 --> 00:26:12.930
‫حداقل قبل از مشروب یه‌کم غذا بخور

00:26:13.020 --> 00:26:14.970
‫هرکسی که فکر می‌کنه یه هفته
‫توی سیاست زیاده باید با مادرت بمونه
جمله‌ای که در اصل به معنای اینه که یک هفته)
(در سیاست می‌تونه تغییرات زیادی شکل بگیره

00:26:15.060 --> 00:26:18.520
‫یه هفته اندازه‌ی یه عمره

00:26:18.600 --> 00:26:21.270
‫نمیدونم بدون پرستار چجوری
«از عهده‌اش برمیای «مری

00:26:21.350 --> 00:26:23.520
‫نمیدونم چجوری میشه با پرستار سروکله زد

00:26:23.600 --> 00:26:25.230
‫همیشه دوست داشتم خودم بچه‌ها رو
‫بزرگ کنم

00:26:25.310 --> 00:26:28.310
‫آره . مادر بودن روی بعضی‌ها
‫همچین تأثیری میذاره

00:26:28.390 --> 00:26:31.930
‫روی من چنین تأثیری نداشت اما خب
وقتی «لوسی» رو حامله شدم خیلی جوون بودم

00:26:32.020 --> 00:26:34.520
‫فکر می‌کنم آدم خودش
بچه‌ها رو لوس می‌کنه

00:26:34.600 --> 00:26:36.520
‫اگه بخوای طوری بزرگ‌شون کنی که
‫وکیل حقوقی یا مدیرعامل بشن

00:26:36.600 --> 00:26:42.520
‫لازم نیست سرشون رو با ایده‌ی ‫اعتماد
راستگویی ‫و اطمینان پر کنی

00:26:42.600 --> 00:26:45.270
‫اینجوری نمی‌تونن توی دنیای واقعی
‫با کسی رقابت کنن

00:26:45.350 --> 00:26:47.600
‫- باریکلا
‫- سلام عرض شد

00:26:47.680 --> 00:26:48.970
‫خدای من

00:26:49.810 --> 00:26:54.350
‫خواستم برم به «النور» سر بزنم
اما حالا که اینجاست

00:26:54.430 --> 00:26:56.440
‫- سلام
‫- «سیموس» ، لطفاً بشین

00:26:56.520 --> 00:26:59.680
واسه ناهار پیش‌مون باش -
نه . نه . نه . نه -

00:26:59.770 --> 00:27:02.350
‫نمی‌خوام مزاحم یه مراسم خونوادگی بشم

00:27:04.060 --> 00:27:06.130
‫خب ، چند دقیقه میشینم

00:27:07.270 --> 00:27:09.310
‫- «پاتریک» میگه نویسنده‌ای
‫- من گفتم؟

00:27:09.390 --> 00:27:11.720
‫من خودمم به نوشتن کتاب فکر کردم

00:27:11.810 --> 00:27:14.850
‫ایده‌های زیادی دارم
اما روی کاغذ آوردن‌شون سخته

00:27:14.930 --> 00:27:17.350
‫آدم رو دیوونه می‌کنه

00:27:17.430 --> 00:27:20.230
‫من مقدمه‌ی یه کتاب رو نوشتم
‫چندین مقدمه نوشتم

00:27:20.310 --> 00:27:22.310
‫اما شاید همه‌شون یه مقدمه باشن

00:27:22.390 --> 00:27:24.390
‫- میدونی منظورم چیه؟
‫- آره

00:27:24.480 --> 00:27:26.600
‫داره از عمد این‌کار رو می‌کنه
‫تا بره رو اعصاب ما

00:27:26.680 --> 00:27:28.600
‫اما نمیذاریم که راضی بشه

00:27:28.680 --> 00:27:30.680
‫به نظر من که شگفت‌انگیزه

00:27:30.770 --> 00:27:32.640
‫بیا پیش‌مون
‫واسه یه جلسه اسمت رو می‌نویسم

00:27:32.720 --> 00:27:35.680
‫میدونی چیه؟ شاید واقعاً اومدم

00:27:37.020 --> 00:27:38.600
‫«پاتریک»؟

00:27:38.680 --> 00:27:40.270
‫من می‌خوام توی کارگاه‌شون شرکت کنم

00:27:40.350 --> 00:27:44.060
‫آره . باید بری . این تنها راه واسه دیدن
خونه توی فصل بهار و گیلاس‌چینی‌ـه

00:27:44.140 --> 00:27:48.520
‫گیلاس‌ها واقعاً حرف ندارن

00:27:48.600 --> 00:27:51.600
‫من و «النور» یه مراسمی داریم

00:27:51.680 --> 00:27:53.100
‫که همیشه دور گیلاس‌ها انجام میدیم
‫مگه نه «النور»؟

00:27:53.180 --> 00:27:56.230
‫- آره
‫- میوه‌ی درخت زندگی

00:27:56.310 --> 00:27:58.270
‫ژرفای زیادی داره

00:27:58.350 --> 00:28:02.230
‫می‌خوام بدونم طمع‌شون با گیلاس‌هایی
که ‫میوه‌ی درخت گیلاسِ فرقی هم می‌کنه؟

00:28:02.310 --> 00:28:03.430
گیلاس

00:28:03.520 --> 00:28:05.600
‫- من برات میارم
‫- چه اجاره‌ی سخاوتمندانه‌ای

00:28:05.680 --> 00:28:08.850
‫- نه
‫- یه کاسه گیلاس واسه این خونه

00:28:08.930 --> 00:28:10.430
‫- نه
‫- راست میگن که ایرلندی‌ها خیلی شانس دارن

00:28:10.520 --> 00:28:12.390
‫- بی...
‫- بسه دیگه

00:28:12.480 --> 00:28:14.350
‫- اجاره
‫- «راب»

00:28:16.020 --> 00:28:17.520
‫نه

00:28:17.600 --> 00:28:19.600
‫من میرم

00:28:19.680 --> 00:28:21.430
‫تقصیر منه

00:28:33.720 --> 00:28:36.640
‫انگار زیادم نیاوردمت تفریح ، نه؟

00:28:37.270 --> 00:28:40.770
‫باید بیشتر تلاش کنم

00:28:40.850 --> 00:28:43.410
‫مامان‌بزرگ واقعاً داره همه‌ی
‫این خونه رو می‌بخشه؟

00:28:44.770 --> 00:28:46.600
‫ظاهراً که می‌خواد همچین کاری بکنه

00:28:48.970 --> 00:28:52.850
ما که اینجا رو دوست داریم -
میدونم اما مال اونه ، نه ما -

00:28:52.930 --> 00:28:54.850
‫اون همیشه به‌صورت عجیبی بخشنده بود

00:28:54.930 --> 00:28:58.390
‫و اگه خونه رو میداد به کور‌ها یا آواره‌ها

00:28:58.480 --> 00:29:01.560
‫یا واسه تحقیقات پزشکی
‫یا افراد قربانی شده

00:29:01.640 --> 00:29:04.930
‫ما خوشحال نمی‌شدیم
‫اما قابل درک بود

00:29:05.890 --> 00:29:08.290
‫اما می‌خواد ببخشتش به «سیموس»؟

00:29:09.310 --> 00:29:10.890
‫به مؤسسه

00:29:11.430 --> 00:29:13.970
‫بنابراین آره . به «سیموس»

00:29:18.060 --> 00:29:19.560
‫ازش متنفری؟

00:29:22.770 --> 00:29:26.020
‫معلومه که نه
تو هم نباید متنفر باشی

00:29:26.770 --> 00:29:29.370
‫چه صحنه‌ی زیبایی

00:29:29.890 --> 00:29:33.850
‫«مری» گفت برگردی قبل اینکه
‫«سیموس» «کِتِل» رو گمراه کنه

00:29:33.930 --> 00:29:36.230
‫می‌خواد «مری» رو هم از ارث محروم کنه؟

00:29:36.310 --> 00:29:38.430
‫پس باید بریم بکشیمش

00:29:38.520 --> 00:29:40.680
‫اگه «سیموس» رو بکشیم
‫می‌تونیم خونه رو نگه داریم؟

00:29:40.770 --> 00:29:41.930
‫متأسفانه نه

00:29:42.020 --> 00:29:46.100
‫بهتره «کِتِل» رو بکشیم قبل از اینکه
‫وصیت‌نامه‌اش رو تغییر بده

00:29:46.180 --> 00:29:49.390
‫راستی میگی . من اجازه دادم
احساسات جلوی قضاوتم رو بگیره

00:29:50.970 --> 00:29:52.810
‫من میرم کتابم رو بخونم

00:30:04.680 --> 00:30:09.680
فکر می‌کنم باید بیشتر مراقب باشم -
در مورد چی؟ -

00:30:09.770 --> 00:30:12.560
‫خیلی سعی کردم که نفرت و خشمم رو
‫به بچه‌ها منتقل نکنم

00:30:14.970 --> 00:30:16.970
‫یه بچگی متفاوت از دوران بچگی خودم
‫براشون فراهم کنم

00:30:19.100 --> 00:30:20.930
‫اما اونا هم اشتباهات تازه‌ان

00:30:22.060 --> 00:30:23.890
‫و "رابرت" همه چیز رو می‌فهمه

00:30:27.310 --> 00:30:29.640
‫دیشب دم در اتاق تو مچم رو گرفت

00:30:32.430 --> 00:30:34.440
‫دم در اتاق من چی‌کار می‌کردی؟

00:30:35.270 --> 00:30:38.230
‫می‌خواستم بیام ببینمت

00:30:40.770 --> 00:30:42.600
‫خوشحال می‌شدی؟

00:30:51.180 --> 00:30:53.180
‫باشه واسه دفعه‌ی بعد

00:30:54.350 --> 00:30:57.270
‫دفعه‌ی بعدی هم داره؟

00:30:58.770 --> 00:31:02.600
‫تو که حوصله‌ات سر رفته و تنهایی
‫منم حوصله‌ام سر رفته و تنهام

00:31:02.680 --> 00:31:07.100
‫اینجوری حجم بی‌حوصلگی
و تنهایی اتاق ‫خیلی زیاد میشه

00:31:07.180 --> 00:31:11.060
‫شاید همدیگر رو خنثی کنن
‫مثل بارهای الکتریکی

00:31:11.140 --> 00:31:13.520
خب پس باید آزمایش‌ـش کنیم

00:31:15.060 --> 00:31:16.330
‫توی شرایط کنترل‌شده

00:31:17.140 --> 00:31:21.180
‫ببینیم بی‌حوصلگی نابود میشه
‫یا حجم تنهایی بیشتر میشه

00:31:38.020 --> 00:31:40.810
‫باید برگردیم

00:31:42.350 --> 00:31:44.680
‫وگرنه بقیه فکر می‌کنن باهم رابطه داریم

00:32:04.230 --> 00:32:07.180
‫می‌ترسم بپرسم چی‌کار می‌کنی

00:32:07.680 --> 00:32:10.970
‫می‌خوام یه‌کم سرزنده بشم
‫این نقاشی «بودین»ـه

00:32:11.060 --> 00:32:13.850
‫اگه این رو بفروشیم
‫شاید بتونیم پول

00:32:13.930 --> 00:32:15.930
‫یه خونه‌ی 2 خوابه
‫توی «کوئینز پارک» رو بدست بیاریم

00:32:16.020 --> 00:32:20.020
‫یه اتاق خواب مناسب بچه
‫به جای اتاق کردن زیر پله

00:32:20.100 --> 00:32:21.850
‫نباید از مادرت دزدی کنی

00:32:21.930 --> 00:32:22.930
‫از مادرم که نمیدزدم
‫از اون یارو میدزدم

00:32:23.020 --> 00:32:27.520
‫اگه خونه به اون میرسه پس
منم می‌تونم «‫بودین» رو بردارم

00:32:27.600 --> 00:32:31.230
اون یکی پیچ‌گوشتی رو بده بهم -
نمی‌تونی ادامه بدی -

00:32:31.310 --> 00:32:33.850
بالاخره یه روز باید بیخیال همه‌ـش بشی

00:32:33.930 --> 00:32:36.560
‫- واسه این‌کارها دیگه دیره
‫- منظورم خونه نیست

00:32:41.230 --> 00:32:43.350
‫می‌خوای بیای بالا باهم بخوابیم؟

00:32:43.430 --> 00:32:44.720
‫نمی‌خواد کلمات هیجان‌انگیزی مثل
‫"می‌خوای" رو استفاده کنی

00:32:44.810 --> 00:32:48.850
‫جفت‌مون میدونیم که «توماس»
‫نمیذاره من اونجا بخوابم

00:32:49.770 --> 00:32:51.350
‫همین پایین می‌خوابم

00:32:52.180 --> 00:32:54.020
‫پیچ‌گوشتی رو بهم بده لطفاً

00:32:54.100 --> 00:32:55.600
‫پیچ‌گوشتی؟

00:33:21.310 --> 00:33:23.640
‫میشه بیام تو؟

00:33:36.850 --> 00:33:38.680
‫پروازت چه ساعتی‌ـه؟

00:33:41.310 --> 00:33:43.350
‫باید 9 نشده برم

00:33:46.100 --> 00:33:48.850
‫- زمان‌بندی‌مون...
‫- هیچ‌وقت خوب نبوده

00:34:03.180 --> 00:34:05.780
‫باید قبل از اینکه «توماس» بیدار بشه
‫برم بیرون

00:34:05.930 --> 00:34:07.970
‫«پاتریک»

00:34:08.060 --> 00:34:10.250
‫رابطه‌ی کوتاه تابستونه

00:34:11.390 --> 00:34:12.970
‫باشه؟

00:34:14.100 --> 00:34:16.320
‫رابطه‌ی کوتاه تابستونه

00:34:21.890 --> 00:34:23.720
‫ممنون که دعوت‌مون کردی

00:34:24.720 --> 00:34:25.810
‫بهت زنگ میزنم

00:34:25.890 --> 00:34:29.720
‫- هر موقع که وقت کردی
‫- دیگه مثل قبل نیست

00:34:29.810 --> 00:34:31.810
‫نه . نیست . خدافظ

00:34:31.890 --> 00:34:33.350
‫خدافظ

00:34:33.430 --> 00:34:36.930
عزیزم ، من می‌خواستم با «سیموس» خدافظی کنم

00:34:37.020 --> 00:34:38.850
‫از طرف من خدافظی کن . باشه؟

00:34:38.930 --> 00:34:42.140
‫عجیبه که بدون تو بیام اینجا «پاتریک»

00:34:42.230 --> 00:34:44.230
‫این ماشین توئه؟

00:34:44.310 --> 00:34:46.390
‫- چقدر کوچیک‌ـه
‫- آره

00:34:47.930 --> 00:34:50.290
‫خیلی‌خب ، بیا بالا که راه بیفتیم
‫کمربندت رو ببند «لوسی»

00:34:57.270 --> 00:35:00.100
‫خودمون تنها شدیم . خداروشکر

00:35:01.390 --> 00:35:04.100
‫حالا می‌تونیم خوش بگذرونیم

00:35:28.930 --> 00:35:32.810
کار درست همینه -
مطمئنم همینطوره -

00:35:36.180 --> 00:35:37.720
‫در ضمن جعلی‌ـه

00:35:37.810 --> 00:35:41.310
‫با یکی توی گالری حرف زدم
‫ظاهراً از امواجش مشخص‌ـه

00:35:41.390 --> 00:35:44.770
‫بنابراین «سیموس» اولین کسی نیست که
‫سر مادرم کلاه گذاشته

00:35:45.970 --> 00:35:51.430
یه دلال نقاشی توی پاریس ‫
40سال پیش به راحتی این‌کار رو کرده

00:35:51.520 --> 00:35:53.600
‫- خب ، نمی‌خواد به «سیموس» چیزی بگی
‫- اصلاً

00:35:53.680 --> 00:35:56.890
‫فقط قیافه‌اش رو تصور کن
‫وقتی که خودش می‌فهمه

00:35:56.970 --> 00:35:59.270
دیگه نمی‌تونیم مخزن شناور بخریم
مخازنی پر آب که فرد برای مدیتِیشِن)
(روی آب آن شناور می‌ماند

00:36:04.350 --> 00:36:06.850
‫باید بیخیال همه‌ـش بشم

00:36:08.890 --> 00:36:10.890
‫وقتی در مورد اتفاقایی
...که اینجا افتاده حرف زدی

00:36:14.720 --> 00:36:15.810
‫باعث نشد که بیخیال‌شون بشی؟

00:36:17.850 --> 00:36:19.230
‫شاید

00:36:23.850 --> 00:36:30.970
‫اگه حمایت مادرم رو نداشتم
‫حداقل حفاظت اینجا رو داشتم

00:36:33.020 --> 00:36:37.270
‫حالا اینم داره ازم گرفته میشه
‫می‌ترسم که دیوونه بشم

00:36:39.890 --> 00:36:41.480
‫در همین حال بخشی از وجودم

00:36:41.560 --> 00:36:44.180
‫خیلی دوست داره زودتر از شر
‫این خراب‌شده نجات پیدا کنه

00:36:46.020 --> 00:36:47.810
‫بیا برگردیم به لندن

00:36:48.480 --> 00:36:51.850
‫یا یه جای دیگه

00:36:51.930 --> 00:36:53.930
‫بعد از این تعطیلات باید بریم استراحت کنیم

00:36:57.100 --> 00:36:58.890
‫کجا بریم؟

00:37:05.230 --> 00:37:06.560
‫- سلام قربان
‫- سلام

00:37:43.230 --> 00:37:44.970
‫تموم شد

00:37:59.200 --> 00:38:00.900
" چرا «سیموس» نیومد؟ "

00:38:05.770 --> 00:38:07.850
‫مطمئنم دلیل خوبی داشته

00:38:20.060 --> 00:38:24.140
‫- دعوای بزرگی بود
‫- سلام

00:38:24.230 --> 00:38:27.060
‫ما برگشتیم . «پاتریک» بودید . درسته؟

00:38:27.140 --> 00:38:29.430
‫- «کِوین» ، «آنِت»
‫- داریم چای درست می‌کنیم

00:38:29.520 --> 00:38:31.390
‫متوجه نمیشم

00:38:31.480 --> 00:38:33.970
‫مگه «سیموس» باهاتون حرف نزد؟

00:38:34.060 --> 00:38:36.100
‫گفت شاید جای اضافه داشته باشید

00:38:40.930 --> 00:38:42.770
‫«سیموس»

00:38:42.850 --> 00:38:45.270
‫نمی‌خوام مزاحم کار دشوارت بشم

00:38:45.350 --> 00:38:48.520
‫این حرفا چیه . بفرما
‫مهمون من باش

00:38:48.600 --> 00:38:50.930
‫حالا دیگه اینجوریه؟
‫من مهمون تو هستم؟

00:38:51.020 --> 00:38:53.230
‫یا تو مهمون مایی تا وقتی که بریم؟

00:38:53.310 --> 00:38:56.390
‫چون ما آمادگی این رو نداریم که
بخوای ‫رفقات رو بفرستی خونه‌ی ما

00:38:56.520 --> 00:38:59.140
‫فقط فکر کردم به‌خاطر اینکه
فضای خیلی زیادی دارید

00:38:59.230 --> 00:39:00.310
‫بتونید از مهمون‌های من پذیرایی کنید

00:39:00.390 --> 00:39:06.600
شرایط بخشش مادر من کاملاً روشنه -
شرایط" یه کلمه‌ی خیلی قانونی‌ـه" -

00:39:06.680 --> 00:39:07.930
‫توی اون دست‌نوشته
‫ننوشته که مؤسسه

00:39:08.020 --> 00:39:12.060
‫باید به شما و خونواده‌ی شما
‫در تعطیلات به‌صورت رایگان منزل بده

00:39:12.140 --> 00:39:13.560
‫"رابرت" ، برگرد توی خونه

00:39:13.640 --> 00:39:14.930
‫واقعاً متأسفم بابت مشکلاتی که
‫برای شما ایجاد شده

00:39:15.020 --> 00:39:17.930
‫بحث این نیست که چه مشکلاتی
‫برای من ایجاد شده

00:39:18.020 --> 00:39:19.180
‫بحث‌مون مشکلاتی‌ـه که تو داری

00:39:19.270 --> 00:39:22.310
جفت‌شون یکسان هستن -
واسه یه احمق همه چیز یکسانه -

00:39:22.390 --> 00:39:24.060
‫هردوتون خونسرد باشید . باشه؟

00:39:24.140 --> 00:39:25.350
‫زنم هم داره ازت دفاع می‌کنه «سیموس»

00:39:25.430 --> 00:39:29.180
‫نظر من اینه که تو یه شیادی
و تظاهر می‌کنی احمقی

00:39:29.270 --> 00:39:30.810
‫درحالی‌که زنم فکر می‌کنه فقط احمقی

00:39:30.890 --> 00:39:32.310
‫اگه میشه فقط در مورد
همین موضوع حرف بزنیم

00:39:32.390 --> 00:39:34.480
‫شاید بهتر باشه که انجمن یه جلسه بگیره

00:39:34.560 --> 00:39:38.310
‫- و «کِوین» و «آنِت»...
‫- ما که بخشی از اجتماع کوفتی‌تون نیستیم

00:39:38.390 --> 00:39:42.600
‫اگه می‌خوای بخشی ازش نباشی
‫بهتره که بری

00:39:42.680 --> 00:39:44.850
‫چطوره که تو بری پی کارِت مردک احمق؟

00:39:44.930 --> 00:39:46.100
‫اینجا خونه‌ی مادربزرگ منه

00:39:46.180 --> 00:39:49.100
‫و بیشتر حق ماست که اینجا باشیم
‫نه تو

00:39:54.680 --> 00:39:56.100
...خب

00:39:57.720 --> 00:40:00.720
‫من باید برم این احساسات منفی رو هضم کنم

00:40:00.810 --> 00:40:03.600
‫برو هضمش کن

00:40:03.680 --> 00:40:07.350
‫مهمون من باش
مراسمت رو انجام بده

00:40:09.560 --> 00:40:13.270
‫و یه چیز دیگه
‫این رو مادرم بهم داد

00:40:13.350 --> 00:40:15.970
‫یه‌کم دستاش می‌لرزه
‫اما حالش خوب نیست

00:40:16.060 --> 00:40:18.140
‫نوشته : " چرا «سیموس» نیومد؟ "

00:40:18.230 --> 00:40:21.390
‫حالا که خونه رو بخشیده بهت
‫قیدش رو زدی

00:40:21.480 --> 00:40:24.270
‫لازم نیست تو واسه من ‫از اهمیت
روابطه‌ام با «النور» حرف بزنی

00:40:24.350 --> 00:40:28.180
‫فقط برو بهش سر بزن
‫میدونم همنشین خوبی نیست

00:40:28.270 --> 00:40:33.230
‫اما حداقل این یکی از وجه مشترک‌های
‫باارزشی‌ـه که باهم دارید

00:41:06.480 --> 00:41:09.350
‫می‌خوایم بچه‌ها رو ببریم آمریکا

00:41:09.430 --> 00:41:11.640
‫تا خواهرت «نانسی» رو توی «کانتیکِت» ببینن

00:41:11.720 --> 00:41:14.020
‫تا حالا نرفتن اونجا

00:41:14.100 --> 00:41:16.180
‫فقط...فقط 10 روز

00:41:16.270 --> 00:41:19.390
‫وقتی که نیستیم «کلودین» ازت مراقبت می‌کنه

00:41:19.480 --> 00:41:23.430
‫بعد یه جایی توی لندن برات پیدا می‌کنیم

00:41:23.520 --> 00:41:25.560
‫یه جای راحت و می‌بریمت خونه

00:41:25.640 --> 00:41:27.640
‫- وقت رفتنه
‫- باشه

00:41:27.720 --> 00:41:29.720
‫با مامان‌بزرگ خدافظی کن

00:41:42.480 --> 00:41:44.310
‫پسر خوشگلم

00:41:49.270 --> 00:41:50.810
‫بیا بریم

00:42:12.560 --> 00:42:16.230
‫من ‫می‌خوام...

00:42:18.850 --> 00:42:20.680
‫من رو بکشی

00:42:33.720 --> 00:42:36.350
‫دوست دارم کمکت کنم
‫اما خلاف قانونه

00:42:38.390 --> 00:42:40.390
‫نه . دیگه نه

00:42:40.480 --> 00:42:43.140
‫خیلی‌خب

00:42:51.640 --> 00:42:53.850
‫آماده‌ام

00:42:53.930 --> 00:42:55.970
‫یالا . بیا بریم

00:42:59.020 --> 00:43:01.850
‫ "رابرت" ، وایسا منم بیام

00:44:31.430 --> 00:44:34.640
‫چرا نمیری پیش پدرت تلویزیون ببینی؟

00:44:34.720 --> 00:44:36.600
‫ازش خوشت میاد

00:44:36.680 --> 00:44:38.970
‫فردا صبح میریم خونه‌ی خاله «نانسی»

00:44:54.720 --> 00:44:56.390
‫دیگه کمش کردم . ببین

00:45:04.350 --> 00:45:05.850
‫بیا شب‌بخیر بگو

00:45:10.890 --> 00:45:13.720
‫ شب‌بخیر

00:45:33.430 --> 00:45:35.810
‫خدای من ، «هنری» رو هم دعوت کرده

00:45:35.890 --> 00:45:37.720
‫- «هنری» کیه؟
‫- پسرخاله‌ی «نانسی»

00:45:37.810 --> 00:45:41.640
‫تموم پول به اون ارث رسید
و «نانسی» واسه همین عصبانی‌ـه

00:45:41.720 --> 00:45:44.970
‫هر کاری می‌کنی حرفی از سیاست نزن
آدم خوبیه اما یه فاشیست‌ـه

00:45:45.060 --> 00:45:47.020
‫- خوبه
‫- سلام

00:45:47.100 --> 00:45:49.850
‫خدای من ، از آدمای پولدار متنفرم

00:45:49.930 --> 00:45:52.310
‫- خصوصاً حالا دیگه که پولدار نمیشی
‫- دقیقاً حالا

00:45:52.390 --> 00:45:56.627
‫اتاق بازی داریم
اتاق سینما ‫و البته استخر

00:45:56.652 --> 00:45:57.954
‫خیلی لطف کردی «نانسی»

00:45:58.020 --> 00:46:01.230
‫بعد از بلاهایی که خواهرم سرت آورده
‫این حداقل کاریه که می‌تونم بکنم

00:46:01.310 --> 00:46:04.520
‫«پاتریک» بهم گفت که سر کار میری

00:46:04.600 --> 00:46:06.850
‫من همیشه کار می‌کردم
‫توی انتشار کتابم

00:46:06.930 --> 00:46:09.680
‫داخل خونه که نمیدوئن ، مگه نه؟

00:46:09.770 --> 00:46:11.680
‫البته که نه

00:46:11.770 --> 00:46:13.680
‫و بخوان جیغ و داد بزنن؟

00:46:13.770 --> 00:46:15.850
‫مزخرف نگو
‫بذار هر کاری دوست دارن بکنن

00:46:15.930 --> 00:46:17.600
‫خب ، نباید برن توی درختا

00:46:17.680 --> 00:46:21.430
‫محل تجمع بیماری «لایم»ـه و این‌وقت
سال نیش حشرات هم خیلی دردناک‌ـه

00:46:21.520 --> 00:46:23.020
‫پیچک سمی هم همینطور

00:46:23.100 --> 00:46:27.180
‫از دور قشنگ‌ـه اما از نزدیک
‫شبیه یه باطلاق کامبوجیایی‌ـه

00:46:27.270 --> 00:46:29.020
‫بهتره فکر کنی که همیشه در خطری

00:46:29.100 --> 00:46:31.930
‫قانون زندگی

00:46:32.020 --> 00:46:34.390
«رابرت» ، «توماس»
‫میاید بریم شنا؟

00:46:34.480 --> 00:46:36.270
‫من برم لباس‌های شنا رو بیارم

00:46:36.350 --> 00:46:38.430
ایول . وقت شناست

00:46:43.140 --> 00:46:46.100
‫«پاتریک» ، میشه بیای اینجا؟

00:46:46.180 --> 00:46:51.560
‫خیلی چیزها...خیلی چیزهای دوست‌داشتنی
‫همه‌شون دزدیده شدند

00:46:51.640 --> 00:46:54.100
‫یه ثروت در سطح جهانی نابود شده

00:46:54.180 --> 00:46:55.810
‫اینا...

00:46:55.890 --> 00:46:57.430
‫اینا مال ما بودند

00:46:57.520 --> 00:47:02.020
‫1.5 میلیون دلار
‫اینا رو برادر کوچولوی ناتنی من

00:47:02.100 --> 00:47:03.930
‫از وان حموم مامانی گیرش اومد

00:47:04.020 --> 00:47:06.930
‫به نظر من که وضع خودتم بد نیست «نانسی»

00:47:07.020 --> 00:47:09.480
‫اینجا رو میگی؟ باور کن

00:47:09.560 --> 00:47:11.180
‫در مقابل چیزی که باید گیرمون میومد
‫اینجا هیچی‌ـه

00:47:11.270 --> 00:47:13.600
‫میشه در مورد مادرم حرف بزنیم؟

00:47:13.680 --> 00:47:16.640
‫حالش بهتر نمیشه
‫امیدی هم به بهتر شدنش نیست

00:47:16.720 --> 00:47:19.680
‫خودش اطلاع داره و ازم خواست که بکشمش

00:47:20.390 --> 00:47:24.930
پاتریک» ، اصلاً منصفانه نیست»
‫اصلاً منصفانه نیست

00:47:25.020 --> 00:47:29.350
‫من شک ندارم کمک کردن در مرگش
‫می‌تونه محبت‌آمیزترین کاری باشه که از دستم برمیاد

00:47:29.430 --> 00:47:30.770
‫خب ، شاید

00:47:30.850 --> 00:47:32.430
‫شاید بهتر باشه یه آمبولانس کرایه کنی

00:47:32.520 --> 00:47:33.480
‫و ببریش به هلند

00:47:33.560 --> 00:47:37.770
‫رسیدن به هلند به خودی خود آدم رو نمی‌کشه

00:47:37.850 --> 00:47:41.350
‫لطفاً بیا دیگه در این مورد
حرف نزنیم ‫. خیلی غم‌انگیزه

00:47:41.430 --> 00:47:43.440
...من هنوز به «مری» چیزی نگفتم بنابراین

00:47:44.520 --> 00:47:46.480
‫چرا بهش نگفتی؟

00:47:47.160 --> 00:47:48.600
‫محض اینکه فکر خوبی باشه

00:47:49.930 --> 00:47:52.520
‫لباسای شنا دست‌ـت هستن؟

00:47:52.600 --> 00:47:53.680
‫«نانسی» ، ما واقعاً ممنونیم

00:47:53.770 --> 00:47:57.770
‫نه . فکر کن خونه‌ی خودته
‫اما با پای خیس نیاید روی فرش

00:47:57.850 --> 00:47:59.140
‫البته

00:47:59.230 --> 00:48:00.640
‫با مجسمه‌ها هم بازی نکنید
‫توی «مایسن» ساخته شدند

00:48:00.720 --> 00:48:03.350
‫قبل از شام دوست نداری مشروب بخوری؟

00:48:03.430 --> 00:48:04.640
‫من اصلاً مشروب نمی‌خورم
‫مگه نمیدونستی؟

00:48:04.720 --> 00:48:08.890
‫با چشمای خودم دیدم که زندگی بابام رو تباه کرد
‫اما تو راحت باش

00:48:13.060 --> 00:48:15.850
‫باشه واسه بعداً

00:48:34.140 --> 00:48:36.600
‫یه‌کم خفه‌ست

00:48:39.970 --> 00:48:41.560
‫پیدات کردم

00:49:01.140 --> 00:49:03.770
‫حالا بهتر شد

00:49:11.640 --> 00:49:14.890
«ارتش «مایسنی -
شگفت‌انگیزه -

00:49:33.140 --> 00:49:34.810
‫لعنتی

00:51:12.390 --> 00:51:14.850
‫ تلفن «جولیا» ، پیام بذارید

00:51:15.520 --> 00:51:18.180
‫«جولیا» ، «پاتریک» هستم

00:51:20.430 --> 00:51:22.310
‫پشت پیغامگیرت قایم شدی؟

00:51:28.850 --> 00:51:30.390
‫خیلی‌خب

00:51:37.060 --> 00:51:38.110
‫قایم شدی؟

00:51:43.390 --> 00:51:47.230
‫دارم حس می‌کنم ‫توی سقوط آزادم

00:51:51.930 --> 00:51:53.890
‫فقط خواستم یه صدای صمیمی رو بشنوم

00:51:59.350 --> 00:52:00.060
‫بگذریم

00:52:06.350 --> 00:52:07.810
‫دوست‌ـت دارم

00:52:36.230 --> 00:52:39.560
‫بالاخره اومدی
‫کم‌کم می‌خواستیم پلیس خبر کنیم

00:52:39.640 --> 00:52:41.180
‫چه فکر هشدارکننده‌ای

00:52:41.270 --> 00:52:43.930
‫ببخشید . یه‌دفعه هوس کردم
‫برم توی روستاها بچرخم

00:52:44.020 --> 00:52:46.810
‫هوشیارکننده ، هوشیارکننده
‫گفتم هشدارکننده؟

00:52:46.890 --> 00:52:48.930
‫منظورم...منظورم هوشیارکننده بود

00:52:49.020 --> 00:52:51.970
‫همین حالا داشتم می‌گفتم که بچه‌ها
‫از بس بازی کردند خسته شدند

00:52:52.460 --> 00:52:55.270
‫البته در مقابل چیزهایی که
قبلاً داشتیم ‫هیچی نیست

00:52:55.350 --> 00:52:58.850
‫پدربزرگ‌مون یه باغ 150 هکتار
‫توی «لانگ آیلند» داشت

00:52:58.930 --> 00:53:04.270
...منظورم درخت و زمین نیست -
لطفاً میشه بحث رو عوض کنیم؟ -

00:53:06.270 --> 00:53:08.810
هنری» داشت در مورد»
خاورمیانه برامون می‌گفت

00:53:08.890 --> 00:53:10.390
‫میشه هم برگردیم سر همون بحث قبلی

00:53:10.480 --> 00:53:12.180
‫بله . داشتم در «پِرل هاربور» حرف میزدم

00:53:12.270 --> 00:53:14.480
‫وقتی دریاسالار «یاماموتو» حمله رو کامل کرد

00:53:14.560 --> 00:53:19.140
‫گفت : "آقایون ، ما یک غول رو
"از خواب بیدار کردیم

00:53:19.230 --> 00:53:22.890
‫و این طرز فکر باید در صدر
افکار ‫تروریست‌های جهان باشه

00:53:22.970 --> 00:53:25.770
‫- مامانی
‫- و کشورهای مدافع‌شون

00:53:25.850 --> 00:53:27.400
‫مامانی ، این شکسته

00:53:27.405 --> 00:53:31.230
‫تا حالا شنیدی که میگن :
‫"بچه‌ها را باید دید اما نشنید"؟

00:53:32.270 --> 00:53:34.350
‫البته

00:53:34.430 --> 00:53:35.390
‫فکر می‌کنم مسخره‌ست

00:53:35.480 --> 00:53:40.084
‫راستش به نظر من ‫این حرف
کاملاً سخاوتمندانه‌ست

00:53:41.180 --> 00:53:43.180
‫ترجیح میدی که حتی نگاهش هم نکنی؟

00:53:43.270 --> 00:53:45.930
‫خدای من «نانسی»
‫مثل پدرم حرف میزنی

00:53:46.020 --> 00:53:48.850
‫اما «پاتریک» ، ما فقط می‌خوایم
مهمان‌نوازی‌مون رو ابراز کنیم

00:53:48.930 --> 00:53:50.060
‫و ما هم "سفید‌پوستای فقیریم"

00:53:50.140 --> 00:53:54.060
‫که برای صدقه‌ی فامیل آمریکایی‌مون
‫هر کاری می‌کنیم

00:53:54.140 --> 00:53:57.140
‫اگه صدقه نمی‌خوای
‫لازم نیست قبول کنی

00:53:57.230 --> 00:53:59.480
‫- درست میگی . قبول نمی‌کنیم
‫- اما مایلیم

00:53:59.560 --> 00:54:01.430
‫از جانب خودت حرف بزن

00:54:01.520 --> 00:54:04.020
‫دارم میزنم
‫از جانب بچه‌هامون هم حرف میزنم

00:54:04.100 --> 00:54:06.140
‫تو حتی از جانب خودت هم حرف نمیزنی

00:54:06.230 --> 00:54:07.770
‫"کاملاً سخاوتمندانه"؟

00:54:07.850 --> 00:54:09.850
‫بیخیال . برو گورت رو گم کن

00:54:17.060 --> 00:54:20.430
کمتر از 24 ساعت -
رکورد زدم -

00:54:20.520 --> 00:54:23.350
‫ارزش باز کردن چمدون‌ها رو نداشت

00:54:23.430 --> 00:54:26.310
‫می‌بینم که کنار معشوقه‌ات می‌خوابی

00:54:26.390 --> 00:54:28.350
‫میذارمش اونور

00:54:28.430 --> 00:54:30.520
‫نه . نکن
‫خدایی نکرده یه قطره...

00:54:30.600 --> 00:54:34.060
‫- فقط یه قطره از عشقت به بچه‌ها رو کم نکن
‫- صدات رو بیار پایین

00:54:34.140 --> 00:54:36.520
‫نه . راست میگی
‫وقتی که اینجوری میشی

00:54:36.600 --> 00:54:39.180
‫من هیچ عشق و تمایلی نسبت بهت ندارم

00:54:39.270 --> 00:54:43.100
و بقیه‌ی اوقات چی؟ -
بقیه‌ی اوقات؟ -

00:54:45.020 --> 00:54:46.100
‫فکر می‌کنم بهتره بدونی...

00:54:48.180 --> 00:54:51.520
‫من زندگیم رو بدون تو تصور می‌کنم

00:54:51.600 --> 00:54:57.630
‫هر مقدار صبر یا دلسوزی که برات داشتم
دیگه ‫همه‌ـش نابود شده

00:54:59.310 --> 00:55:01.230
‫فقط به‌خاطر مشروب‌خوریت نیست

00:55:01.310 --> 00:55:05.920
...یا این
‫این رابطه‌ی تحقیرکننده‌ات با «جولیا»

00:55:06.770 --> 00:55:09.830
‫که حتی واسه خودت هم تحقیرکننده‌ست

00:55:11.020 --> 00:55:16.480
‫یا این تباهی بدون فکرت ‫به‌خاطر
تأثیری‌ـه که روی بچه‌ها میذاری

00:55:21.230 --> 00:55:23.100
‫چیزی که امشب «نانسی» گفت در مورد...

00:55:24.350 --> 00:55:26.640
‫اینکه دید پدرش زندگی
خودش رو نابود کرد

00:55:29.390 --> 00:55:31.470
‫"رابرت" هم امشب همین رو دید

00:55:33.640 --> 00:55:36.430
‫اما تو دست نمی‌کشی

00:55:40.350 --> 00:55:42.140
‫اگه نمی‌تونی تغییر کنی...

00:55:43.390 --> 00:55:45.180
‫باید بری

00:56:51.390 --> 00:56:53.230
‫شام خانم

00:56:53.310 --> 00:56:55.140
‫ممنون

00:57:15.100 --> 00:57:16.140
‫بفرما

00:57:28.480 --> 00:57:30.140
‫محل...

00:57:30.230 --> 00:57:32.180
‫دوست...

00:57:32.270 --> 00:57:33.680
‫داشتنی‌ـه

00:57:41.800 --> 00:57:42.800
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.

00:57:43.800 --> 00:57:44.800
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.