﻿WEBVTT

00:01:12.900 --> 00:01:16.400
" لندن "
" آوریل 2005 "

00:01:32.600 --> 00:01:33.600
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:34.600 --> 00:01:40.100
"Patrick Melrose"
فصل 1
(قسمت 5 : در آخر (قسمت آخر

00:01:41.100 --> 00:01:42.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:46.430 --> 00:01:48.610
‫عزادارها دارن میرسن قربان

00:01:48.690 --> 00:01:51.240
‫خیلی‌خب ، شروع می‌کنیم

00:02:01.770 --> 00:02:03.810
‫من می‌خوام...

00:02:05.810 --> 00:02:07.930
‫من رو بکشی

00:02:13.140 --> 00:02:15.220
‫ راهنمای تلفن ، بفرمایید

00:02:15.310 --> 00:02:21.640
‫سلام ، شماره‌ی یک سازمان رو می‌خوام
«به اسم «انجمن مرگ آسان

00:02:21.730 --> 00:02:24.100
‫ ببخشید . بلندتر حرف بزنید

00:02:24.180 --> 00:02:28.220
«انجمن مرگ آسان»

00:02:28.310 --> 00:02:30.220
‫ متأسفم آقای «مِلروز»
‫ کمکی از دست ما ساخته نیست

00:02:30.310 --> 00:02:33.060
ما یه کمپینیم که می‌خوایم قانون رو تغییر بدیم -
‫- واقعاً؟

00:02:33.140 --> 00:02:37.470
‫آخه «مرگ آسان» که خیلی امیدوارکننده‌ست

00:02:37.560 --> 00:02:39.180
‫ راهنمای تلفن ، بفرمایید

00:02:39.270 --> 00:02:42.600
‫سلام ، یه شماره‌ی بین‌المللی می‌خوام
‫از سوئیس

00:02:42.680 --> 00:02:43.980
«دیگنِتاس»

00:02:44.060 --> 00:02:48.100
‫ چجور سازمانی‌ـه؟

00:02:48.180 --> 00:02:51.600
‫- کارش چیه؟
‫- کارشون اینه که...

00:02:51.680 --> 00:02:52.810
‫بذار حروف رو یکی یکی برات میگم

00:02:53.030 --> 00:02:56.180
‫خودکشی از یک بیماری شکل می‌گیره
‫بیماری که حالا بهش میگیم افسردگی

00:02:56.270 --> 00:02:58.770
‫و ما باید این بیماری رو درمان کنیم

00:02:58.850 --> 00:03:01.770
‫نه می‌تونه تکون بخوره
‫نه حرف بزنه و نه خودش رو کنترل کنه

00:03:01.850 --> 00:03:05.600
‫افسردگی یک بیماری نیست
‫یه واکنش کاملاً منطقی‌ـه

00:03:05.680 --> 00:03:09.560
‫حقیقتش واسه خوش بودن
‫باید یه توجیه پیدا کنید

00:03:09.640 --> 00:03:12.220
‫به افرادی که افسرده هستند
‫داروی ضدافسردگی میدیم

00:03:12.310 --> 00:03:13.430
‫مصرف‌شون می‌کنه

00:03:13.520 --> 00:03:16.770
‫یه اشتیاق زیادی برای تنفر از زندگی
‫بهش میدن

00:03:16.850 --> 00:03:18.770
‫همون‌موقع ازم خواست که بکشمش

00:03:18.850 --> 00:03:20.730
میدونی چیه؟ همراه افراد در حال مرگ بودن
مزایای زیادی داره

00:03:20.810 --> 00:03:24.850
‫من فکر نکنم مادرم بخواد با افراد در حال مرگ
کاری داشته باشه . شما همچین فکری می‌کنید؟

00:03:24.930 --> 00:03:26.640
‫و اگه منظورتون اینه که
‫برای شما مزایایی داره

00:03:26.730 --> 00:03:29.060
‫باید بگم که من بیشتر
‫نگران کیفیت زندگی اونم ، نه شما

00:03:36.060 --> 00:03:38.810
‫من...من...

00:03:38.890 --> 00:03:40.930
‫سوئیس می‌خوام

00:03:41.890 --> 00:03:43.540
‫داریم بررسیش می‌کنیم

00:03:46.060 --> 00:03:48.140
‫دکتر «فِنلون» اینجان

00:03:48.220 --> 00:03:50.850
‫دکتر خونوادگی‌مون . یادت میاد؟

00:03:50.930 --> 00:03:53.890
‫سلام «النور»

00:03:53.980 --> 00:03:58.020
‫من یه‌کم معاینه‌ات می‌کنم
و چندتا سوال ازت می‌پرسم

00:04:01.310 --> 00:04:04.310
‫خواهش می‌کنم بهش نگو...

00:04:06.600 --> 00:04:08.600
...‫که مادرم

00:04:10.730 --> 00:04:11.980
‫زن یک دوک بود

00:04:13.140 --> 00:04:15.270
‫هیچ حرفی نمیزنم

00:04:16.470 --> 00:04:19.640
‫"به سختی حرکت می‌کنم
‫علیل شدم و نمی‌تونم دستشوییم رو کنترل کنم

00:04:19.730 --> 00:04:23.800
و به‌خاطر به‌دردنخوریم به شدت غمگینم

00:04:24.390 --> 00:04:26.180
انتظار بهبود ندارم

00:04:26.270 --> 00:04:28.520
و می‌تونم حس کنم که
‫توانایی‌هام دارن از کار میفتن

00:04:28.600 --> 00:04:32.890
من از مرگ هراسی ندارم
‫بلکه انتظارش رو می‌کشم

00:04:32.980 --> 00:04:36.850
لطفاً کمکم کنید تا از این وجود
‫عاری از شکنجه فرار کنم

00:04:38.850 --> 00:04:40.180
‫با کمال احترام"

00:04:43.270 --> 00:04:45.350
‫به نظرت منصفانه‌ست؟

00:04:49.890 --> 00:04:51.770
‫نوشته‌ی منصفانه‌ای‌ـه؟

00:04:53.430 --> 00:04:55.430
‫بله

00:04:56.060 --> 00:04:58.930
‫می‌خوای امضاش کنی؟

00:05:03.850 --> 00:05:05.600
‫امضا

00:05:16.140 --> 00:05:20.560
ممنون که این‌همه زحمت کشیدی
‫دیگه که مسئولیتش با تو نیست

00:05:22.850 --> 00:05:24.680
‫خواهش می‌کنم

00:05:27.850 --> 00:05:30.560
‫- خب...
‫- بالاخره یتیم شدم

00:05:30.640 --> 00:05:32.310
‫همیشه رویاش رو میدیدم

00:05:32.390 --> 00:05:35.970
‫بعد از این‌همه سال
‫حالا احساس تکامل می‌کنم

00:05:36.060 --> 00:05:38.060
‫امیدوارم توی سخنرانیت نخوای اینا رو بگی

00:05:38.140 --> 00:05:40.520
...سخنرانیم

00:05:40.600 --> 00:05:45.730
چون توی برنامه نوشته شده -
میدونم -

00:05:45.810 --> 00:05:48.730
‫- نمی‌تونم چیزی برات بنویسم
‫- منم ازت همچین چیزی نمی‌خوام

00:05:48.810 --> 00:05:50.430
خب ، چیزی نوشتی؟

00:05:50.520 --> 00:05:52.350
‫فکر کردم بهتره که همون‌موقع
‫یه چیزی سرهم کنم

00:05:52.430 --> 00:05:54.140
‫از ته دلم حرف بزنم

00:05:54.220 --> 00:05:56.640
‫- فکر خوبیه؟
‫- با دلی که من دارم

00:05:56.730 --> 00:05:59.060
احتمالاً همه هجوم می‌برن سمت در خروجی

00:05:59.140 --> 00:06:00.810
‫از دیدن من غافلگیر شدی؟

00:06:00.890 --> 00:06:05.640
‫شدم شبیه عاشقان مراسم ختم
‫توی این سن همه همینطور میشن

00:06:05.730 --> 00:06:07.270
‫توی خونه نشستن

00:06:07.350 --> 00:06:09.430
‫و خندیدن به سوتی‌های آگهی‌های ترحیم
‫سودی نداره

00:06:09.520 --> 00:06:13.140
‫ممنون . نه . آدم باید
زندگی رو جشن بگیره

00:06:13.220 --> 00:06:15.430
‫"اینم از کونی مدرسه

00:06:15.520 --> 00:06:18.310
‫همه میگن که خوب جنگید
‫اما من میدونم چی‌کار کرد"

00:06:18.390 --> 00:06:22.810
‫البته حرفم این نیست که
‫دل آدم به درد نمیاد

00:06:22.890 --> 00:06:26.180
‫افراد کمی اومدند

00:06:26.270 --> 00:06:29.350
‫اونا دوستای مذهبی مادرتن؟

00:06:29.430 --> 00:06:31.390
‫لباس‌شون به نظرت چه رنگی‌ـه؟
بادمجونی؟

00:06:31.470 --> 00:06:33.310
‫ببخش من رو «نیکولاس»
‫من همینجوریشم باید...

00:06:33.390 --> 00:06:35.140
‫سعی کن واسه پول خرج کردن
‫خسیس نباشی

00:06:35.220 --> 00:06:38.140
1-2تا از دوستام ‫که واسه
پول قشقرق به پا می‌کردند

00:06:38.220 --> 00:06:40.980
‫آخرش توی درمونگاه مردند

00:06:41.060 --> 00:06:46.100
‫و باید اعتراف کنم که از انسانیت
کارکنان اکثراً خارجی ‫واقعاً خوشم اومد

00:06:46.180 --> 00:06:48.310
‫البته مگه دیگه چی‌کار میشه با پول کرد

00:06:48.390 --> 00:06:50.810
‫جز اینکه وقتی داری خرج کنی
‫و وقتی نداری خسیس باشی؟

00:06:50.890 --> 00:06:56.330
‫فکر می‌کنم حرفم اینه که
‫توی پول خرج کردن خسیس باش

00:06:57.020 --> 00:06:58.060
‫خب ، بالاخره حالا چندتا شده؟

00:06:58.140 --> 00:07:02.140
‫6 نسل که تک‌تک زاده‌هاش بیکار بودند؟

00:07:02.220 --> 00:07:07.770
‫حتماً برای تو و بچه‌هات هیجان‌انگیزه
‫که بعد از این‌همه سال معافیت از رقابت

00:07:07.850 --> 00:07:10.350
‫- عزم‌تون رو جزم کنید
‫- خدافظ «نیکولاس»

00:07:10.430 --> 00:07:14.060
‫و نباید به‌خاطر خوشحال بودن
‫احساس گناه کنی

00:07:16.390 --> 00:07:21.220
‫اگه مرگ هم بتونه بخشنده باشه
‫فقط در حق مادر بیچاره‌ات بوده

00:07:29.350 --> 00:07:33.220
‫«النور» ، وقت رفتنه

00:07:33.930 --> 00:07:36.220
‫پروازمون ساعت 3 حرکت می‌کنه

00:07:36.810 --> 00:07:39.140
...هیچ‌کاری نکن . هیچ

00:07:41.470 --> 00:07:43.600
‫چی گفتی؟

00:07:44.350 --> 00:07:47.520
‫هیچ‌کاری نکن . نریم

00:07:47.600 --> 00:07:50.710
‫منظورت اینه که
‫نظرت عوض شد؟

00:07:52.980 --> 00:07:54.810
‫سوئیس نه

00:08:00.680 --> 00:08:04.020
‫من حق دارم که نفهمم
منظورش چیه . ‫اینطور نیست؟

00:08:04.100 --> 00:08:05.980
‫منظورم اینه که خودش خواست
‫این‌همه رو برنامه‌ریزی کنم

00:08:06.060 --> 00:08:08.730
‫- دکترها ، رضایت‌نامه
‫- میدونم

00:08:08.810 --> 00:08:12.430
‫من رو خر کرد . مرگش رو تبدیل کرد
به یه پروژه‌ی دوست‌داشتنی
اون‌وقت حالا نظرش رو عوض می‌کنه

00:08:12.520 --> 00:08:15.390
‫ترسیده . نمی‌خواد که خودش
خودش رو بکشه

00:08:15.470 --> 00:08:18.770
می‌خواد یکی دیگه خلاص‌ـش کنه -
باور کن که خیلی دوست دارم -

00:08:18.850 --> 00:08:22.770
‫چرا توی این خراب‌شده بار نساختن؟
‫اینجوری حسابی پولدار می‌شدن

00:08:22.850 --> 00:08:25.810
‫- بیا باهاش حرف بزن
‫- چه فایده؟

00:08:25.890 --> 00:08:29.850
‫اگه می‌خواست حرف مهمی بهم بزنه
‫حالا دیگه خیلی دیر شده

00:09:04.350 --> 00:09:06.220
‫داشتی به «النور» فکر می‌کردی؟

00:09:09.390 --> 00:09:12.890
آنِت» هستم . توی فرانسه»
همدیگر رو دیدیم . یادته؟

00:09:12.980 --> 00:09:16.270
‫بله . امیدوارم از خونه‌ی
خونوادگی من لذت ببری

00:09:16.350 --> 00:09:18.980
‫داریم می‌بریم

00:09:19.060 --> 00:09:20.390
سیموس» هم سلام رسوند»

00:09:20.470 --> 00:09:23.220
‫راستی حالا اتاق خواب خودت رو برداشته

00:09:23.310 --> 00:09:26.810
‫خیلی دوست داشت که بیاد اینجا
‫اما هنوزم درگیر نوشتن کتابش‌ـه

00:09:27.470 --> 00:09:30.270
‫خودت چطوری؟

00:09:31.310 --> 00:09:35.060
‫داشتم به این فکر می‌کردم که ‫زندگی ‫فقط
گذشته‌ی چیزهایی هست که بهشون توجه می‌کنیم

00:09:35.140 --> 00:09:37.060
‫بقیه‌ـش فقط واسه ظاهره

00:09:39.810 --> 00:09:45.180
مایا آنجلو» گفته که»
‫معنای زندگی تأثیری هست

00:09:45.270 --> 00:09:49.310
‫که روی بقیه میذاریم
‫حالا یا حس خوبی بهشون تلقین می‌کنیم یا حس بدی رو

00:09:51.100 --> 00:09:54.560
‫«النور» همیشه خوبی بقیه رو می‌خواست

00:09:54.640 --> 00:09:57.270
‫- شاید این رو توی سخنرانیم اضافه کنم
‫- حتماً این‌کار رو بکن

00:09:57.770 --> 00:09:59.390
‫هدیه‌ی من به تو

00:10:01.470 --> 00:10:03.740
‫بذار بهت بگم که کی
‫عاشق «مایا آنجلو»ـه

00:10:03.830 --> 00:10:05.520
‫اون پیرمرده که با عصا وایساده اون گوشه

00:10:05.600 --> 00:10:07.730
‫برو بهش بگو . اسمش «نیک»ـه

00:10:08.430 --> 00:10:10.470
‫حتماً

00:10:12.310 --> 00:10:14.810
‫سلام ، شما باید «نیک» باشید

00:10:14.890 --> 00:10:17.980
پاتریک» ، روز قحط بود واسه»
مراسم ختم گرفتن؟

00:10:18.060 --> 00:10:19.640
‫عروسی شاهزاده «چارلز»ـه

00:10:19.730 --> 00:10:22.350
‫خب ، اگه فکر کردی بیشتر خوش می‌گذره
‫با یه پریسکوپ مقوایی

00:10:22.430 --> 00:10:25.350
‫و پرچم انگلیس پلاستیکی اینجاها بچرخ

00:10:25.430 --> 00:10:28.930
‫خوبی؟

00:10:31.310 --> 00:10:34.060
محل قشنگی‌ـه -
آره . می‌خوام خودمم همینجا بسوزونم -

00:10:34.140 --> 00:10:37.980
‫- زیادم نمی‌خواد عجله کنی
‫- نه . می‌خواستم تا مرگم منتظر بمونم

00:10:38.060 --> 00:10:40.230
‫در چه حالی؟

00:10:41.060 --> 00:10:42.560
‫به طرز عجیبی خوشحالم

00:10:42.640 --> 00:10:45.270
‫فکر می‌کنم مرگ مادرم
‫بهترین اتفاقی‌ـه که از زمان

00:10:45.350 --> 00:10:47.060
‫مرگ پدرم برام افتاده

00:10:47.140 --> 00:10:48.980
‫مطمئنم یه‌کم پیچیده‌تر از اینه که میگی

00:10:49.060 --> 00:10:51.060
‫- روانپزشکم تویی
‫- روان‌درمانگر

00:10:51.140 --> 00:10:52.220
‫برو بابا

00:10:52.310 --> 00:10:54.180
‫یاوه‌ی محض

00:10:54.270 --> 00:10:57.100
‫- وایسا کنار کوره...
‫- خدای من ، «نیکولاس پِرَت»

00:10:57.180 --> 00:10:58.430
‫و بگو ‫"خداحافظ پیرزن

00:10:58.520 --> 00:11:01.520
‫یکی از ما باید زودتر می‌مُرد
‫و من خوشحالم که تو مُردی"

00:11:01.600 --> 00:11:03.180
‫این عرفان منه

00:11:03.270 --> 00:11:05.560
‫و می‌تونی بذاریش توی
جعبه‌ی عرفانی مسخره‌ات

00:11:05.640 --> 00:11:08.470
‫می‌بینی چه آدم جالبیه؟

00:11:08.560 --> 00:11:12.310
‫چیزی که متوجه نیست اینه که
‫ما توی یه جهان سرشار از عشق زندگی می‌کنیم

00:11:12.390 --> 00:11:15.270
«و جهان تو رو هم دوست داره «نیک

00:11:15.350 --> 00:11:17.870
‫عزیزم ، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
اینقدر از دیدن تو خوشحال بشم

00:11:17.871 --> 00:11:22.270
‫«نیکولاس» ، این اقوام عجیب‌غریب کی‌ـن
و اصلاً اومدن اینجا چی‌کار؟

00:11:22.350 --> 00:11:24.220
زیلوت»ها ، «مونی»ها ، ساحره‌ها»
(ادیان مختلف)

00:11:24.310 --> 00:11:26.430
‫توی چشماشون زل نزن
‫نزدیک من بمون

00:11:26.520 --> 00:11:30.350
تا شاید از اینجا زنده بیرون بریم -
اون کیه؟ -

00:11:30.430 --> 00:11:33.430
‫اگه روانکاو دخترم نبود
‫اصلاً جزء آدم حساب نمی‌شد

00:11:33.520 --> 00:11:36.270
‫همچنین یه آدم پلیده

00:11:42.600 --> 00:11:44.560
‫هر موقع آماده بودید
‫می‌تونیم شروع کنیم قربان

00:11:44.640 --> 00:11:46.890
‫- 10 دقیقه
‫- 10 دقیقه؟

00:11:46.980 --> 00:11:49.120
‫خب ، مردم هنوز دارن میان

00:11:49.810 --> 00:11:52.640
‫چه به‌موقع
‫می‌خوایم بازی رو شروع کنیم

00:11:52.730 --> 00:11:55.100
‫البته اگه اصطلاح درستی
رو به کار برده باشم

00:11:55.180 --> 00:11:57.980
‫نه . اشتباهه

00:11:58.060 --> 00:12:01.020
‫- خیلی وقته ندیدمت
‫- نزدیک 1 سال

00:12:02.560 --> 00:12:04.650
‫حقیقت داره که دوباره الکل رو ترک کردی؟

00:12:04.730 --> 00:12:06.560
‫آره . همه‌ـش تموم شد

00:12:06.640 --> 00:12:08.310
‫تبریک میگم

00:12:08.390 --> 00:12:11.470
حتماً توی چنین موقعیتی خیلی سخته -
اصلاً . هر بحران نیازمند یک قهرمانه -

00:12:11.560 --> 00:12:13.350
‫حمله‌ی ناگهانی وقتی شکل می‌گیره
‫که اوضاع بر وفق مراد باشه

00:12:13.430 --> 00:12:15.520
‫- یا حداقل اینجوری شنیدم
‫- پس هنوزم کنایه زدن رو ترک نکردی؟

00:12:15.600 --> 00:12:17.980
‫سخت‌ترین اعتیاده

00:12:18.060 --> 00:12:21.710
‫هروئین چیه؟
‫حس اینکه با یک حرف 2تا منظور داشته باشی

00:12:21.790 --> 00:12:24.060
‫من به اندازه‌ی کافی با زدن
‫چسب ترک سیگار

00:12:24.140 --> 00:12:25.600
‫و سیگار کشیدن همزمان مشکل دارم

00:12:25.680 --> 00:12:28.270
‫دیگه کنایه رو ازم نگیر
‫همین یه‌کم طعنه رو برام بذار باشه

00:12:28.350 --> 00:12:30.310
‫طعنه که حساب نیست
‫فقط یه معنی داره

00:12:30.390 --> 00:12:32.470
‫متعصب به معنی

00:12:34.180 --> 00:12:37.180
‫بهتره که بریم داخل
ظاهراً جسد‌ها دارن زیاد میشن

00:12:37.270 --> 00:12:39.120
‫چقدر هیجان‌انگیز
‫کی توی مراسم‌ـه؟

00:12:39.210 --> 00:12:40.530
‫نمیدونم

00:12:40.810 --> 00:12:43.470
‫- «مری» برنامه‌ریزی کرده
‫- چقدر ناز

00:12:43.560 --> 00:12:46.640
‫ظاهراً بیشتر از مادر خودت
‫برات مادری کرده

00:12:46.730 --> 00:12:48.770
‫همینطور بود
‫تا اینکه خودش بچه‌دار شد

00:12:48.850 --> 00:12:51.280
‫و اینجوری پوشش من برملا شد

00:12:52.600 --> 00:12:54.020
‫با اینحال واقعی باشه یا نباشه

00:12:54.100 --> 00:12:56.810
‫من باید باقیمونده‌های تنها مادری
که داشتم رو بسوزونم

00:12:58.270 --> 00:13:01.930
‫از دیدن دوباره‌ات خوشحال شدم
‫نمیدونستم خوشحال میشم یا نه

00:13:23.560 --> 00:13:25.770
‫واقعاً که نمی‌خوای اینجا زندگی کنی ، نه؟

00:13:28.430 --> 00:13:32.060
‫اینجا رو می‌خوام بذارم واسه
خوشگذرونی‌های مجردی

00:13:32.140 --> 00:13:34.730
‫اینجا از اون جاهایی‌ـه که مردم
‫واسه خودکشی میان

00:13:34.810 --> 00:13:37.890
‫آره . به فکر خودمم خطور کرده

00:13:37.980 --> 00:13:40.140
‫مسخره‌بازی درنیار . جدی باش

00:13:41.470 --> 00:13:43.890
‫خدای من ، خیلی سرد و بی‌روح‌ـه

00:13:46.680 --> 00:13:48.520
‫اما متأسفم

00:13:48.600 --> 00:13:51.220
‫کثیف‌کاری توی این سن و سال
‫دیگه تحریک‌کننده نیست

00:13:51.310 --> 00:13:53.100
‫دیگه نمی‌تونم بیام اینجا

00:13:56.980 --> 00:13:59.890
‫منم فکر می‌کنم بهتره نیای

00:14:31.520 --> 00:14:34.470
رابرت» ، داری چی‌کار می‌کنی؟»

00:14:36.430 --> 00:14:39.180
سلام

00:14:39.980 --> 00:14:43.470
‫صدات رو نشنیدم . بیا اینجا

00:14:45.730 --> 00:14:47.980
‫- چی شده؟
‫- دارم چندتا خرت و پرت برمیدارم

00:14:48.060 --> 00:14:50.890
چطوری؟ -
رابرت» ، میشه لطفاً «توماس» رو ببری بالا؟» -

00:14:50.980 --> 00:14:53.640
‫اما خیلی وقته همدیگر رو ندیدیم
‫«رابرت» ، چطوری؟ حال‌ـت خوبه؟

00:14:53.730 --> 00:14:56.470
‫مدرسه چطوره؟
‫اصلاً «توماس» کجاست؟

00:14:56.560 --> 00:14:58.640
‫همین حالا

00:15:00.730 --> 00:15:03.100
‫بعداً میام باهات خدافظی می‌کنم

00:15:10.060 --> 00:15:13.220
‫فقط یه‌کم خرت و پرت دارم جمع می‌کنم
‫البته اگه اشکال نداشته باشه

00:15:13.310 --> 00:15:18.310
‫چندتا ارث خونوادگی واسه
‫رنگ و لعاب دادن خونه‌ی مجردیم

00:15:18.390 --> 00:15:20.930
‫باشه . هر چی می‌خوای بردار
‫بعد برو خونه‌ی خودت

00:15:21.020 --> 00:15:24.730
‫همونجا از حال برو ‫اما نمی‌خوام
بچه‌ها توی این وضع ببینن‌ـت

00:15:32.430 --> 00:15:35.600
‫نگران چراغ نباش
‫خودم یه چراغ دیگه برات میخرم

00:15:35.680 --> 00:15:38.430
‫ولش کن و برو خونه

00:15:38.520 --> 00:15:39.680
‫خونه

00:15:39.770 --> 00:15:42.470
‫لطف کردی که به چشم خونه‌ی من
‫بهش نگاه می‌کنی

00:15:42.560 --> 00:15:44.430
‫من که در حال حاضر خونه‌ای ندارم

00:15:44.520 --> 00:15:47.520
‫خدایا ، اینجا شده جهنم
‫انگار دارم توی جهنم زندگی می‌کنم

00:15:47.600 --> 00:15:53.180
تو یکی که خوب باید بدونی
‫چقدر این‌کارها غیرقابل‌تحمل‌ـه

00:15:53.270 --> 00:15:55.930
‫میدونی؟ "خدمات تحمل‌ناپذیره
"سروصدا تحمل‌ناپذیره

00:15:56.020 --> 00:15:59.350
‫این اوضاع...اینه که تحمل‌ناپذیره

00:16:00.560 --> 00:16:03.560
‫من «النور» نیستم
و دست روی دست نمیذارم

00:16:03.640 --> 00:16:09.310
‫و این صحنه‌ی منزجرکننده‌ی ‫نابود کردن
خودت به دست خودت رو ‫تماشا کنم

00:16:09.390 --> 00:16:12.470
‫و اصلاً نمیذارم بچه‌ها هم نگاه کنن

00:16:12.560 --> 00:16:14.100
‫خیلی دردناک‌ـه

00:16:14.980 --> 00:16:17.600
‫و خیلی وقته که ادامه پیدا کرده

00:16:18.810 --> 00:16:23.220
‫اگه واقعاً می‌خوای اونقدر بخوری که بمیری

00:16:23.310 --> 00:16:26.390
‫حالا دیگه یه خونه داری که
‫می‌تونی بری اونجا این‌کار رو بکنی

00:17:12.560 --> 00:17:14.310
‫بابایی؟

00:18:13.020 --> 00:18:17.020
‫به شما جنون الکلی دست داده
‫میدونید یعنی چی آقای «مِلروز»؟

00:18:17.100 --> 00:18:18.850
‫یه چیزهایی یادمه

00:18:18.930 --> 00:18:20.680
‫پس میدونید که چی در انتظارتونه

00:18:20.770 --> 00:18:23.890
‫لرزیدن ، عرق کردن
‫شاید توهم زدن

00:18:23.980 --> 00:18:27.680
‫یه چیزی برای پایدار کردن قلب ‫بهتون میدیم
از تشنج جلوگیری می‌کنه

00:18:27.770 --> 00:18:30.890
‫- من می‌میرم
‫- نه . نمی‌میرید

00:18:30.980 --> 00:18:33.390
‫اشکالی نداره . من می‌خوام بمیرم

00:18:34.560 --> 00:18:36.680
‫می‌خوام بمیرم . می‌خوام بمیرم

00:18:37.140 --> 00:18:39.020
‫می‌خوام بمیرم

00:19:25.100 --> 00:19:29.560
‫خدای من ، جعبه‌ابزار عرفانی‌ـه

00:19:31.020 --> 00:19:34.730
‫چه موسیقی زیبایی برای «النور»

00:19:34.810 --> 00:19:42.730
‫و یه یادآور مناسب از ‫ارتباط محکمش
با ‫مردم آفریقایی-آمریکایی

00:19:42.810 --> 00:19:45.060
‫همه‌ی شما با «النور» آشنا بودید

00:19:45.140 --> 00:19:49.980
‫و اگه «النور» من
‫با مال شما فرق داره

00:19:50.060 --> 00:19:53.850
‫فقط می‌تونم بگم...

00:19:55.810 --> 00:19:57.850
‫اجازه بدید وارد ذهن‌تون بشه

00:19:58.600 --> 00:20:01.060
‫اجازه بدید وارد ذهن‌تون بشه

00:20:01.140 --> 00:20:05.270
‫بار اولی که «النور» رو دیدم ‫با
گروه ‫"طبل شفابخش زنان دوبلین" بودم

00:20:05.350 --> 00:20:08.930
‫که به خونه‌ی شگفت‌انگیزش توی
پرُوِنس» سفر کرده بودیم»

00:20:09.020 --> 00:20:11.680
‫که اکثرتون قبلاً دیدید

00:20:13.140 --> 00:20:18.640
‫وقتی که رسیدیم ‫دیدم که
نشسته ‫روی لبه‌ی تراس

00:20:18.730 --> 00:20:21.470
‫روی دست‌هاش نشسته

00:20:21.560 --> 00:20:26.140
‫مثل یک بچه‌ی تنها
‫درگیر جستجوی دنیاست

00:20:26.220 --> 00:20:29.520
‫رویای آینده رو می‌بینه

00:20:29.600 --> 00:20:33.890
‫اما همون‌موقع دست‌هاش رو باز کرد
‫تا به ما خوشامد بگه

00:20:33.980 --> 00:20:40.390
‫اما من هیچ‌وقت ‫اولین نگاه
معصومانه‌ی اون رو ‫فراموش نمی‌کنم

00:21:20.520 --> 00:21:24.590
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم فراموش کنم
‫که اون پسر «دیوید»ـه

00:21:25.770 --> 00:21:27.310
دیوید» رو یادتون میندازه؟»

00:21:27.390 --> 00:21:33.020
بعضی‌وقت‌ها
‫وقتی که عصبانی میشه یا طعنه میزنه

00:21:33.890 --> 00:21:36.320
‫که خداروشکر حالا دیگه کمتر شده

00:21:39.980 --> 00:21:43.140
در مورد پدرش باهات حرف میزنه؟

00:21:43.220 --> 00:21:46.560
‫فکر نکنم دیگه پدرش مثل سابق
‫ذهنش رو تسخیر کرده باشه

00:21:47.810 --> 00:21:49.640
‫"تسخیر"

00:21:52.310 --> 00:21:54.270
‫ می‌گیرمت

00:21:56.730 --> 00:21:58.850
‫میشه یه چیزی رو بهت نشون بدم
‫که بین خودمون بمونه؟

00:22:00.980 --> 00:22:04.390
‫من نامه‌های زیادی دریافت می‌کنم
‫معمولاً بقیه ازم کمک می‌خوان

00:22:04.470 --> 00:22:08.020
‫و اگه بتونم کمک می‌کنم
اما این فرق داره

00:22:08.730 --> 00:22:11.100
‫وقتی بچه بود اینجا موند

00:22:13.060 --> 00:22:17.100
ظاهراً خیلی آسیب دیده -
بله -

00:22:17.180 --> 00:22:20.640
‫منظورم اینه که واضح‌ـه که
‫زن خیلی خوشبختی نیست

00:22:20.730 --> 00:22:22.640
‫الکل ، افسردگی

00:22:22.730 --> 00:22:24.220
‫اما آخه اینکه این نامه رو برام بفرسته...

00:22:24.310 --> 00:22:26.140
‫- اون رو یادت میاد؟
‫- البته

00:22:26.220 --> 00:22:31.770
‫خونواده‌ی دوست‌داشتنی داشت
یه دختر کوچولوی باهوش و شاد بود

00:22:31.850 --> 00:22:35.930
‫«دیوید» زبون سختی داشت
‫اما بچه‌ها همیشه در امان بودند

00:22:36.020 --> 00:22:38.850
‫با بچه‌ها خوش‌رفتارتر بود
‫حتی شوخ بود

00:22:38.930 --> 00:22:40.930
‫به شرط اینکه زیاد سروصدا نمی‌کردند

00:22:43.020 --> 00:22:46.930
‫من فقط میدونم که اون خونواده
‫به‌نظر خیلی خوشبخت بود

00:22:47.020 --> 00:22:49.350
بهم گفتند که اینجا
‫خیلی بهشون خوش گذشته

00:22:49.430 --> 00:22:52.980
‫نوشته که شوهرت بهش دست‌درازی کرده

00:22:53.060 --> 00:22:55.430
‫اما مگه میشه؟

00:22:55.520 --> 00:22:59.980
‫باورنکردنی‌ـه . واقعاً میگم . باوپرنکردنی‌ـه

00:23:00.060 --> 00:23:02.470
‫- هیچ شکی نداری؟
‫- نه

00:23:02.560 --> 00:23:04.640
‫هیچ نشونی؟

00:23:04.730 --> 00:23:07.720
‫اصلاً . واسه همینه که اینقدر عصبانی شدم

00:23:08.810 --> 00:23:10.850
‫"من می‌بخشمت"

00:23:10.930 --> 00:23:14.810
‫من رو بخشیده که ازش حفاظت نکردم
‫اما چجوری می‌تونستم؟

00:23:14.890 --> 00:23:17.060
‫از چی؟

00:23:17.140 --> 00:23:20.600
‫این رفتاریه که اصلاً نمیدونستم وجود داره

00:23:22.730 --> 00:23:24.730
‫ بدو . بدو

00:23:24.810 --> 00:23:26.680
‫نباید حرفی از این قضیه بزنی

00:23:26.770 --> 00:23:29.220
‫فقط «پاتریک» رو ناراحت می‌کنه

00:23:29.310 --> 00:23:34.060
‫این حرفا در مورد سرزنش و بخشش

00:23:35.020 --> 00:23:38.060
‫میدونم که پدرش چقدر می‌تونه ظالم باشه

00:23:38.140 --> 00:23:40.350
‫اما من نهایت تلاشم رو کردم

00:23:40.430 --> 00:23:44.390
‫نهایت تلاشم رو کردم تا از پسرمون
‫حفاظت کنم

00:23:48.140 --> 00:23:50.220
‫بیداری؟

00:24:04.770 --> 00:24:08.270
‫چیزهایی که وقتی همدیگر رو دیدیم
‫بهم گفتی

00:24:09.100 --> 00:24:11.980
در مورد پدرت

00:24:14.020 --> 00:24:18.020
‫- چرا یه‌دفعه بحثش رو پیش کشیدی؟
‫- باید دوباره در موردش حرف بزنیم

00:24:22.270 --> 00:24:25.020
‫فکر نکنم چیز دیگه‌ای بخوام
...اضافه کنم بنابراین

00:24:25.100 --> 00:24:29.390
‫فکر می‌کنم بهتره به مادرت بگی

00:24:29.470 --> 00:24:33.390
‫متأسفم . میدونم برات سخته
‫میدونم نمی‌خوای بهش حرفی بزنی

00:24:33.470 --> 00:24:35.730
‫- پس چرا بگم؟
‫- چون...

00:24:37.310 --> 00:24:40.270
‫دیگه نباید مخفی کنه

00:24:45.310 --> 00:24:47.140
‫"وقتی که من بچه بودم

00:24:47.220 --> 00:24:50.180
مثل یک بچه حرف میزدم

00:24:51.140 --> 00:24:53.810
مثل یک بچه درک می‌کردم

00:24:55.390 --> 00:24:59.430
وقتی که مرد شدم
‫کارهای بچگانه رو کنار گذاشتم

00:24:59.520 --> 00:25:03.730
اکنون جهان را ناقص می‌بینم

00:25:05.100 --> 00:25:09.770
‫حالا رودررو :
‫من تا حدی میدانم"

00:25:09.850 --> 00:25:12.810
‫خدای من ، کلافه شدم از این داستان مسخره

00:25:12.890 --> 00:25:14.600
‫بعدی کیه؟

00:25:14.680 --> 00:25:17.270
‫- «پاتریک»
‫- "و اکنون ایمان

00:25:17.350 --> 00:25:21.430
امید و عشق هر 3 ماندگارند

00:25:21.520 --> 00:25:25.520
‫اما بهترین از این 3تا عشق است"

00:25:35.020 --> 00:25:36.850
‫محل قشنگی‌ـه

00:25:37.520 --> 00:25:39.600
‫آره

00:25:40.390 --> 00:25:43.560
‫- مزاحمت نیستم؟
‫- خواهش می‌کنم

00:26:09.390 --> 00:26:11.350
‫ترکیب کلمات مختلفی رو امتحان کردم

00:26:11.430 --> 00:26:16.350
‫اما هیچ‌کدوم‌شون مناسب نبودند
‫بنابراین بهتره زیاد فکر نکنم و حرفم رو بزنم

00:26:21.140 --> 00:26:23.890
‫وقتی که اینجا بودیم...

00:26:23.980 --> 00:26:26.430
‫وقتی که بچه بودم
‫و میومدیم اینجا

00:26:28.020 --> 00:26:29.810
‫و طی چندین سال بعدش

00:26:32.600 --> 00:26:34.600
‫پدر...

00:26:42.390 --> 00:26:44.390
‫اون بهم تجاوز می‌کرد

00:26:49.100 --> 00:26:50.450
‫منم همینطور

00:26:56.220 --> 00:26:57.980
‫منم همینطور

00:27:19.100 --> 00:27:25.930
‫من...من متنی آماده نکردم
‫همونطوری که می‌بینید

00:27:35.140 --> 00:27:41.310
‫امروز حرفای زیادی در مورد معصومیت مادرم
‫و اینکه چقدر شبیه بچه‌ها بود گفته...

00:27:50.020 --> 00:27:52.770
‫من فقط میدونم وقتی که بچه بودم...

00:27:58.390 --> 00:27:59.810
‫وقتی که پدرم...

00:28:14.350 --> 00:28:16.020
‫چرا مادرم...

00:28:19.640 --> 00:28:21.390
‫چرا...چرا نمی‌تونست...
‫چرا نمی‌تونست...

00:28:24.680 --> 00:28:26.980
‫متأسفم . ببخشید . نمی‌تونم...

00:28:27.060 --> 00:28:28.390
‫از پس‌ـش برنمیام . نمی‌تونم

00:28:55.270 --> 00:28:58.640
‫به خدا اگه یه نفر دیگه بهم بگه که
‫چقدر معصوم و بی‌گناه بود...

00:28:58.730 --> 00:29:00.180
‫شاید بی‌گناه نبوده باشه

00:29:00.270 --> 00:29:02.980
‫- اما با اینحال زمان دردناکی‌ـه
‫- خواهش می‌کنم «مری» . نه ، نه ، نه ، نه

00:29:03.060 --> 00:29:05.390
‫بس کن . اصلاً به‌خاطر عزاداری نیست

00:29:05.470 --> 00:29:08.060
‫به‌خاطر خشمی‌ـه که
‫داره قلبم رو از جا می‌کَنه

00:29:08.140 --> 00:29:10.430
خبر داشت . حتماً میدونست

00:29:10.520 --> 00:29:12.534
‫حتماً میدونست حتی ناخود‌آگاه

00:29:12.559 --> 00:29:14.294
‫میدونست که پدرم چجوریه

00:29:14.350 --> 00:29:17.020
‫اما تنها کاری که وظیفه‌ـش بود رو
‫نتونست انجام بده

00:29:17.100 --> 00:29:19.680
‫از پسرش حفاظت نکرد

00:29:19.770 --> 00:29:22.980
‫خدا میدونه که من یه پدر
‫و یه شوهر به‌دردنخور بودم

00:29:23.060 --> 00:29:24.430
‫و متأسفم . واقعاً متأسفم

00:29:24.520 --> 00:29:27.600
‫اما اگه میدونستم کسی می‌خواد
‫به بچه‌هامون صدمه بزنه می‌جنگیدم

00:29:27.680 --> 00:29:31.680
‫حتی منم حاضرم هر کاری بکنم
‫چون اگه آدم کسی رو دوست داشته باشه
ازش حفاظت می‌کنه

00:29:31.770 --> 00:29:32.850
‫اما مادرم؟

00:29:32.930 --> 00:29:35.850
‫خدای من ، تعجبی نداره که
مادرم رو تحمل می‌کرد

00:29:37.350 --> 00:29:41.350
‫اون‌همه بچه که دورش بود و یه پسر
‫که به معامله اضافه شد

00:29:42.600 --> 00:29:44.930
‫شانس‌ـش خیلی گرفته بود

00:29:47.600 --> 00:29:52.270
‫سال‌ها و سال‌ها و سال‌ها
‫هر کاری که خواست کرد

00:29:52.350 --> 00:29:54.220
‫هر موقعی که خواست کرد

00:29:56.770 --> 00:29:58.680
هیچ‌کس نباید چنین بلایی رو
‫سر کس دیگه‌ای بیاره

00:30:00.730 --> 00:30:02.520
‫نه

00:30:06.850 --> 00:30:09.140
‫خدای من ، «مری»

00:30:10.600 --> 00:30:13.310
‫فکر می‌کردم دارم بهتر میشم
‫اما هنوزم خیلی داغونم

00:31:02.390 --> 00:31:05.640
‫چند وقت یک‌بار به خودکشی
‫فکر می‌کنی؟

00:31:06.850 --> 00:31:08.560
‫وقتی جوون‌تر بودم
‫مدام بهش فکر می‌کردم

00:31:08.640 --> 00:31:11.060
‫هیچ‌وقت تردید نکردم

00:31:11.140 --> 00:31:15.600
‫بعد وقتی که بچه‌دار شدم
‫بیشتر شبیه یه نجوا بود

00:31:16.180 --> 00:31:21.060
‫از توی ساحل متروک
‫یا از توی داروخونه

00:31:24.980 --> 00:31:27.310
‫یا موقعی که توی بزرگراه رانندگی می‌کنم

00:31:30.890 --> 00:31:34.100
‫حالا چی؟

00:31:36.890 --> 00:31:40.930
‫از پنجره بیرون رو نگاه می‌کنم تا ببینم
‫این طبقه به اندازه‌ی کافی ارتقاع داره یا نه

00:31:45.730 --> 00:31:48.520
‫حال‌ـت خوبه؟

00:31:48.600 --> 00:31:50.810
‫باید بببینیم چی میشه

00:31:56.430 --> 00:31:58.680
‫- بابایی
‫- «توماس»

00:32:01.430 --> 00:32:02.680
‫سلام ، تو چطوری؟
‫اون یکی مادربزرگت چطوره؟

00:32:02.770 --> 00:32:05.890
‫- مثل قبل
‫- «پاتریک»

00:32:05.980 --> 00:32:09.470
‫بعد محرومیت از ارث
‫اگه میومدم به مراسم ختم یعنی ریاکار بودم

00:32:09.560 --> 00:32:11.980
‫اما بحث مهمونی فرق داره
‫می‌خوام حمایت‌ـت کنم

00:32:12.060 --> 00:32:15.100
‫و البته اینکه نزدیکم‌ـه هم
بیشتر باعث شد که بیام

00:32:15.180 --> 00:32:16.930
‫«پاتریک» ، چه سخنرانی عجیبی
‫خیلی شیوا بود

00:32:17.020 --> 00:32:18.890
‫و چقدر هیجان‌انگیزه که
‫توی این سن و سال

00:32:18.980 --> 00:32:22.350
‫پا بذارم به یه کلوپ جدید

00:32:22.430 --> 00:32:25.890
«کلوپ آنسلو»
‫تا حالا اسمش رو نشنیدم

00:32:25.980 --> 00:32:30.220
‫- این پسر بزرگت‌ـه؟
‫- بله . «رابرت»

00:32:30.310 --> 00:32:32.850
‫حیف که «دیوید» نیست تا از
‫پسرهات لذت ببره

00:32:32.930 --> 00:32:35.270
‫حداقل کاری می‌کرد تا

00:32:35.350 --> 00:32:38.930
‫بچه‌هات کل وقت‌شون رو نشینن
‫تلویزیون نگاه کنن

00:32:39.020 --> 00:32:42.470
‫به وضوح یادمه
‫وقتی که چندتا بچه رو دیدیم

00:32:42.560 --> 00:32:45.980
‫که تا شکم رفته بودند نزدیک تلویزیون

00:32:46.060 --> 00:32:48.350
‫بهم گفت که :
‫"می‌ترسم به این فکر کنم

00:32:48.430 --> 00:32:51.470
‫که این‌همه اشعه
‫چه بلایی سر آلت‌هاشون میاره"

00:32:51.560 --> 00:32:54.470
‫«رابرت» ، تو جلوتر برو
و مادرت رو پیدا کن

00:32:56.770 --> 00:32:58.020
‫دخترت چطوره «نیکولاس»؟

00:32:59.140 --> 00:33:03.100
‫حدس میزنم خوب باشه
‫چندین ساله حرف نزدیم

00:33:04.850 --> 00:33:07.520
‫نمی‌تونم به این فکر نکنم که
‫پدرت اگه بود

00:33:07.600 --> 00:33:09.730
‫چقدر از این مراسم لذت می‌برد

00:33:09.810 --> 00:33:11.730
‫هر چقدر که به عنوان یه پدر
‫اشکال داشت

00:33:11.820 --> 00:33:13.560
‫اما هیچ‌وقت حس شوخ‌طبعیش
رو از دست نداد

00:33:13.640 --> 00:33:15.180
‫از دست دادن چیزی که هیچ‌وقت نداشتی
‫کار ساده‌ای‌ـه

00:33:15.270 --> 00:33:17.470
‫من مخالفم
‫اون وجهه‌ی مضحک هر چیزی رو میدید

00:33:17.560 --> 00:33:19.390
‫اون فقط وجهه‌ی مضحک چیزهایی رو میدید
‫که مضحک نبودند

00:33:19.470 --> 00:33:23.350
‫ظلم و خنده همیشه همسایه‌های
‫دیوار به دیوار بودند

00:33:23.430 --> 00:33:25.140
‫دیوار به دیوار و نزدیک بدون زنای با محارم

00:33:25.220 --> 00:33:31.810
‫پدرت یک حقارت نادر و نفیسی
‫در مورد نظر اکثر افراد...

00:33:31.890 --> 00:33:35.270
‫«نیکولاس» ، درک می‌کنم که چقدر دلت
‫واسه پدر شگفت‌انگیزم تنگ شده

00:33:35.350 --> 00:33:36.850
‫- اما اگه اجازه بدی
‫- مثل یک غول روی اخلاقیات طبقه‌ی متوسط پا میذاشت

00:33:36.930 --> 00:33:40.350
‫من باید برم سراغ کسایی که اومدن
‫برای مادرم عزاداری کنن

00:33:42.470 --> 00:33:46.390
‫خوبی «نیک»؟
با کُت‌ـت به مشکل خوردی؟

00:33:46.470 --> 00:33:49.060
‫من رو «نیک» صدا نکن

00:33:55.640 --> 00:33:57.640
‫ببخشید

00:33:57.730 --> 00:33:58.680
‫نفسم درنمیاد

00:33:58.770 --> 00:34:00.220
‫انگار یکی گلوم رو فشار میده

00:34:00.310 --> 00:34:04.560
‫دیدن اون...
‫دیدن اون «نیکولاس پِرَت» غول

00:34:04.640 --> 00:34:06.610
‫نماینده‌ی پدرم روی زمین
‫که دست به «رابرت» میزنه

00:34:06.690 --> 00:34:07.980
‫نمی‌تونم توی یه اتاق با اون باشم

00:34:08.060 --> 00:34:09.560
‫- شراب یا شامپاین؟
‫- خدای من

00:34:09.640 --> 00:34:11.600
‫- منظورش اینه که نه . ممنون
‫- باشه واسه بعداً

00:34:11.680 --> 00:34:13.640
‫بیخود . بیا آب بخور

00:34:13.730 --> 00:34:14.730
‫خدای من ، اون رو می‌شناسم

00:34:14.810 --> 00:34:17.520
آمیتریپتیلین‌ـه . این اینجا چه غلطی می‌کنه؟»
(اسم قرص اعصاب)

00:34:17.600 --> 00:34:18.930
‫کی؟

00:34:19.020 --> 00:34:20.810
‫نه . نه . نه . نه
‫من باید یه‌کم هوا بخورم

00:34:20.890 --> 00:34:23.470
‫میرم یه‌کم قدم بزنم

00:34:50.310 --> 00:34:56.850
‫موضوع اینه که
‫من حالم از بچه‌هام به‌هم می‌خوره

00:34:56.930 --> 00:34:59.020
‫اونا هیولان . خیلی وحشتناک‌ـن

00:35:00.060 --> 00:35:03.680
‫البته منم شراکت کردم

00:35:03.770 --> 00:35:06.890
‫10 ماه توی تخت خوابیدم
‫یه کلمه هم از دهنم درنیومد

00:35:06.980 --> 00:35:07.980
‫و وقتی که شروع کردم به حرف زدن
‫نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

00:35:08.060 --> 00:35:10.980
‫چون همه‌ـش رو سینه‌ام جمع شده بود

00:35:16.640 --> 00:35:19.600
‫صبح بعدش توی اتاق خواب بیدار شدم

00:35:19.680 --> 00:35:23.310
‫و اونجا پر از مدفوع بود
‫مدفوع آدم

00:35:23.390 --> 00:35:27.470
‫مالیده بود روی کاغذدیواری‌های
‫با دست کشیده شده

00:35:29.810 --> 00:35:33.220
‫یه مدت طول کشید تا بفهمم
‫که مدفوع خودم بوده

00:35:36.850 --> 00:35:41.560
‫فکر می‌کنم باید به فرد دائم‌الخمر
پشت الکل توجه کنیم

00:35:41.640 --> 00:35:47.140
‫میشه الکل رو از کیک میوه‌ای حذف کرد
‫اما بازم کیک میوه‌ای تغییری نمی‌کنه

00:35:48.980 --> 00:35:51.020
‫- فکر نکنم بشه
‫- چی بشه؟

00:35:51.110 --> 00:35:54.270
‫که الکل رو از کیک میوه‌ای حذف کرد

00:35:54.350 --> 00:35:58.430
‫همونطوری که نمیشه تخم‌مرغ رو
‫از املت حذف کرد

00:35:58.520 --> 00:36:01.100
‫- خب ، فقط یه استعاره‌ست
‫- فقط یه استعاره؟

00:36:01.180 --> 00:36:03.140
‫- «پاتریک»
‫- اما اشتباهه

00:36:03.220 --> 00:36:05.350
‫میشه لطفاً بیخیالش بشی؟

00:36:19.100 --> 00:36:20.100
بکی» هستم»

00:36:20.180 --> 00:36:21.910
‫افسرده‌ی بدون بهبود
با مشکل آسیب به خود

00:36:23.020 --> 00:36:23.980
پاتریک» هستم»

00:36:24.060 --> 00:36:26.710
‫خودپرست دائم‌الخمر با اختلال روانی
‫و فکر خودکشی

00:36:27.520 --> 00:36:29.850
‫چند نوع دارو بهت دادند؟

00:36:29.930 --> 00:36:32.270
3نوع
‫2تا ضدافسردگی و یه آرامبخش

00:36:33.180 --> 00:36:35.930
‫- من 8 نوع مصرف می‌کنم
‫- پس تو برنده شدی

00:36:46.310 --> 00:36:50.060
‫فکر می‌کنم خیلی از مشکلات توی رابطه‌هام
‫از این نشأت می‌گیره که

00:36:50.140 --> 00:36:55.140
‫فردی که باهاش رابطه دارم
خبر نداره باهم رابطه داریم

00:36:55.220 --> 00:36:57.470
«جیل»

00:36:57.560 --> 00:36:59.640
‫یه چیزی هست که دفعه‌ی
9ـم‌ـه اومدی اینجا

00:37:05.980 --> 00:37:07.890
‫باید به‌خاطر این‌کارـت عذرخواهی کنی

00:37:07.980 --> 00:37:10.100
‫واسه چی؟ جدی گفتم

00:37:10.180 --> 00:37:12.310
‫واسه همین باید عذرخواهی کنی

00:37:12.390 --> 00:37:15.350
‫اما اگه عذرخواهی کنم
‫از ته دل عذرخواهی نکردم

00:37:15.430 --> 00:37:20.000
‫تظاهر کن تا بتونی رفیق
‫تظاهر کن تا بتونی

00:37:21.140 --> 00:37:23.100
‫لعنتی

00:37:39.060 --> 00:37:40.520
‫«پاتریک»

00:37:43.100 --> 00:37:45.180
‫داشتم دنبالت می‌گشتم

00:37:45.270 --> 00:37:46.930
‫- می‌خوان من رو بندازن بیرون
‫- واقعاً؟

00:37:47.020 --> 00:37:51.350
‫میگن که من اثر مخرب دارم
همکاری نمی‌کنم

00:37:51.430 --> 00:37:54.310
‫معلومه که نمی‌تونم همکاری کنم
‫من افسرده‌ام

00:37:54.390 --> 00:37:57.100
‫حالم از اینجا به‌هم می‌خوره

00:37:57.180 --> 00:37:59.810
«ربکا» -
‫- نمی‌تونم برگردم پیش پدر مادرم

00:38:00.520 --> 00:38:03.020
‫این آدرس خواهرمه

00:38:03.100 --> 00:38:05.890
‫اون نیستش بنابراین اونجا تنهام

00:38:07.060 --> 00:38:09.020
خانم «اُوِن» ، زود باشید لطفاً

00:38:09.100 --> 00:38:11.430
‫بیا دنبالم

00:39:05.140 --> 00:39:07.730
‫باریکلا . برگشتی

00:39:09.180 --> 00:39:10.350
‫هنوزم می‌خوام که از اینجا برم

00:39:10.430 --> 00:39:13.100
‫می‌خوام اون پیشخدمته رو هم با خودم ببرمش

00:39:13.180 --> 00:39:15.180
‫خدای من ، نگاش کن

00:39:15.270 --> 00:39:18.930
‫به نظرت اگه بهش بگم مراسم ختم مادرمه
...و من نیاز به شاد شدن دارم

00:39:19.020 --> 00:39:21.350
‫اون کسی‌ـه که نجات‌ـت میده؟

00:39:22.850 --> 00:39:24.600
‫ارزش امتحان رو داره

00:39:26.520 --> 00:39:30.730
‫«پاتریک» ، ظاهراً «فلور» یکی از دوستای

00:39:30.810 --> 00:39:32.770
‫- قدیمی مادرته
‫- راستش ما قبلاً همدیگر رو دیدیم

00:39:32.850 --> 00:39:35.640
‫- مادرت زندگی من رو نجات داد
‫- واقعاً؟

00:39:35.730 --> 00:39:39.810
‫توی یکی از مغازه‌های خیریه‌ای که اداره می‌کرد
‫برام یه کار پیدا کرد
(مغازه‌های دست‌دوم‌فروشی)

00:39:39.890 --> 00:39:42.390
‫و 1بار همونجا بود که کنترلم رو از دست دادم

00:39:42.470 --> 00:39:45.890
‫صبحش یه کُت خز برامون آوردند

00:39:45.980 --> 00:39:48.140
‫یه کُت سمور شگفت‌انگیز

00:39:48.220 --> 00:39:51.310
‫و من پوشیدمش
‫همه‌ی پول‌ها رو برداشتم . مغازه رو بستم

00:39:51.390 --> 00:39:54.060
‫یه تاکسی گرفتم و داد زدم
‫" من رو ببر به هتل «ریتز» "

00:39:54.140 --> 00:39:57.640
‫توی رستورانش نشستم
و شامپاین خوردم

00:39:57.730 --> 00:39:59.980
‫و با هر کسی که گوش‌ـش می‌شنید
‫حرف میزدم

00:40:00.060 --> 00:40:03.180
‫آخر سر پلیس رو خبر کردند

00:40:03.270 --> 00:40:05.890
‫و من هیچ‌کس رو نداشتم که بهش زنگ بزنم
‫به جز مادرت

00:40:05.980 --> 00:40:07.980
‫و بهش قول دادم دیگه چنین کاری نکنم

00:40:08.060 --> 00:40:09.180
‫البته کردم

00:40:09.270 --> 00:40:11.180
‫خیلی خیلی زیاد

00:40:11.270 --> 00:40:14.310
‫اما باید واقعاً بهش افتخار کنی

00:40:14.390 --> 00:40:17.680
‫اون مقدار شگرفی کار خوب کرد

00:40:17.770 --> 00:40:20.140
‫زندگی صدها نفر رو تحت‌تأثیر قرار داد

00:40:20.220 --> 00:40:22.060
‫لطف کردید که بهم خبر دادید . ممنون

00:40:22.140 --> 00:40:25.020
‫- خب ، تو هم؟
‫ - من چی؟

00:40:25.100 --> 00:40:28.310
‫تو به مادرت افتخار می‌کنی؟

00:40:29.270 --> 00:40:34.470
‫- واقعاً نمیدونم
‫- نمیدونی؟

00:40:34.560 --> 00:40:36.100
‫تو که از بچه‌های منم بدتری

00:40:36.180 --> 00:40:40.060
‫- ببخشید . من باید به بقیه‌ی مهمون‌ها برسم
‫- همه‌تون یه مشت حرومزاده‌اید

00:40:40.980 --> 00:40:42.140
‫همه‌تون

00:40:43.470 --> 00:40:46.850
‫اون روانی چی داشت می‌گفت؟

00:40:46.930 --> 00:40:51.350
‫گفت که تصمیم‌گیری برای معنای زندگی
یه نفر ‫اصلاً کار ساده‌ای نیست

00:40:51.430 --> 00:40:54.930
‫اما می‌تونی تصمیم بگیری که برای تو
‫چه معنایی داره

00:40:56.100 --> 00:40:59.310
‫راستش من در مورد پدر و مادرم
‫هیچ تصمیمی نگرفتم

00:41:00.470 --> 00:41:01.520
‫به‌نظر خسته‌کننده‌ست

00:41:01.600 --> 00:41:04.220
‫متنفر بودن از جفت‌شون راحت‌تر نیست؟

00:41:04.310 --> 00:41:08.180
‫اون رو روی پدرم امتحان کردم
جواب نمیده

00:41:08.204 --> 00:41:09.469
حقیقتش همه چیز رو امتحان کردم

00:41:09.470 --> 00:41:14.310
‫تحقیر ، افسوس ، خشم ، وحشت

00:41:14.810 --> 00:41:18.100
و دلسوزی -
دلسوزی؟ -

00:41:18.180 --> 00:41:23.060
‫با فکر اینکه اصلاً خوشبخت نبود
‫هیچ‌کدوم‌شون نبودند

00:41:23.140 --> 00:41:27.980
‫و البته بعد یادم میاد که من خودمم پسر دارم
‫و تنفر دوباره برمیگرده سراغم

00:41:29.850 --> 00:41:33.850
‫من از داغداری متنفرم
‫خط چشم آدم رو نابود می‌کنه

00:41:33.930 --> 00:41:35.890
‫نمیدونستم مادرم اینقدر واست عزیز بوده

00:41:35.980 --> 00:41:37.850
‫نه . ربطی به اون نداره

00:41:37.930 --> 00:41:42.520
‫توی مراسم ختم یا فیلمای مسخره
‫اشک به آدم حمله می‌کنه

00:41:42.600 --> 00:41:44.560
‫با چیزهایی که تحریک‌شون می‌کنه
جاری نمیشن

00:41:44.640 --> 00:41:50.060
‫فقط فکر کنم با یه اندوه معمولی جاری بشن

00:41:50.140 --> 00:41:53.470
‫بعضاً عامل محرک و اندوه هر 2تا یکسانن

00:41:55.310 --> 00:41:57.560
بعضی‌وقت‌ها

00:42:00.020 --> 00:42:02.600
‫خدای من ، خیلی دوست دارم بدونم
‫یه واکنش مطلق نسبت به چیزی

00:42:02.680 --> 00:42:05.930
‫به هر چیزی
‫بدون طعنه یا کناره‌گیری چجوریه

00:42:06.020 --> 00:42:11.140
...فقط بی‌اختیار چیزی رو حس کردن -
از من پرسیدن که فایده نداره -

00:42:13.020 --> 00:42:15.770
‫نه

00:42:15.850 --> 00:42:18.140
‫ببخشید . نمی‌تونید اینجا سیگار بکشید

00:42:19.470 --> 00:42:21.560
‫واقعاً؟ نمیدونستم

00:42:24.470 --> 00:42:27.140
‫خنده‌دارـه چون اینجا بیرونه

00:42:27.220 --> 00:42:31.470
‫هنوزم بخشی از کلوپ‌ـه
و سیگار کشیدن توی کلوپ ممنوع‌ـه

00:42:31.560 --> 00:42:32.890
‫بنابراین...

00:42:32.980 --> 00:42:34.890
‫پس بهتره خاموش‌ـش کنم

00:43:00.140 --> 00:43:02.220
‫نه . اجازه بدید به من

00:43:05.180 --> 00:43:06.560
‫- خیلی عذر می‌خوام
‫- اشکالی نداره

00:43:06.640 --> 00:43:08.640
‫بهش عادت دارم

00:43:27.220 --> 00:43:28.180
‫ببخشید؟ ‫سلام ، ببخشید

00:43:28.270 --> 00:43:31.350
‫من...من می‌خواستم بدونم که میشه...

00:43:31.430 --> 00:43:33.390
‫چای یا قهوه؟

00:43:33.470 --> 00:43:35.680
‫راستش نه
‫یه چیز دیگه می‌خواستم بگم

00:43:38.310 --> 00:43:42.390
‫من...اشکالی نداره
‫اگه شماره‌تون رو بپرسم؟

00:44:01.700 --> 00:44:04.900
اگه خواستی یه‌کم دیوونه‌بازی دربیاری "
" «لندن ، منطقه‌ی 1 ، خیابون «داراس

00:44:16.100 --> 00:44:18.430
‫- خدای من
‫- سلام

00:44:19.140 --> 00:44:21.560
‫داری میری؟

00:44:21.640 --> 00:44:23.980
‫باید اعتراف کنم که حسودیم نمیشه

00:44:24.060 --> 00:44:27.390
‫من عاشق اینجام
‫از شر بچه‌های مزخرفم در امانم

00:44:27.470 --> 00:44:30.600
‫توله سگا
‫حالم ازشون به‌هم می‌خوره

00:44:30.680 --> 00:44:34.390
تو بچه داری؟ -
...ببخشید . من می‌خوام که -

00:44:34.470 --> 00:44:36.180
‫اگه یه نصیحت برات داشته باشم اینه :

00:44:36.270 --> 00:44:38.600
«آمیتریپتیلین»

00:44:38.680 --> 00:44:39.770
‫فقط موقعی که مصرف می‌کردم
‫خوشحال بودم

00:44:39.850 --> 00:44:41.850
‫اما این حرومزاده‌ها دیگه بهم نمیدن

00:44:41.930 --> 00:44:44.980
‫بحث اینه که من نمی‌خوام
...چیزی مصرف کنم واسه همین

00:44:45.060 --> 00:44:48.640
‫مسخره‌بازی درنیار
‫حیرت‌آورترین داروـه

00:44:48.730 --> 00:44:50.100
«آمیتریپتیلین»

00:44:56.680 --> 00:45:01.640
‫انتظار آدمای بیشتری رو داشتم
‫همه عاشقش بودند

00:45:01.730 --> 00:45:05.100
‫وقتی دیگه نمی‌تونست حرف بزنه
‫ارتباطش با خیلیا قطع شد

00:45:05.180 --> 00:45:09.180
‫حتماً زجر زیادی کشیده ‫که
نمی‌تونست بگه چی می‌خواد

00:45:09.270 --> 00:45:10.930
‫خصوصاً به «پاتریک»

00:45:11.020 --> 00:45:13.140
‫به همین دلیل باید تصمیم بگیریم
‫سپرهامون رو زمین بذاریم

00:45:13.220 --> 00:45:15.520
‫و تا وقتی که می‌تونیم حرف بزنیم
‫به بقیه بگیم که چه حسی داریم

00:45:15.600 --> 00:45:18.680
‫- مامانی
‫- و توی این لحظه معمولاً انگلیسی‌ها میگن

00:45:18.770 --> 00:45:22.140
‫"این رو میگن یه موضوع شاد"

00:45:22.220 --> 00:45:24.270
‫می‌بینم که هنوزم به هم چسبیدید

00:45:24.350 --> 00:45:27.310
‫هیچ‌کس نمی‌تونه امیدوار باشه که بتونه
‫به اندازه‌ی تو کاملاً بچه‌هاش رو نادیده بگیره

00:45:28.350 --> 00:45:30.310
‫«مری»

00:45:30.390 --> 00:45:32.560
‫برو «رابرت» رو پیدا کن عزیزم

00:45:32.640 --> 00:45:35.140
‫ما همیشه باهم حرف زدیم

00:45:35.220 --> 00:45:37.140
‫یادته وقتی که به مدرسه زنگ زدی

00:45:37.220 --> 00:45:40.470
‫تا بهم بگی بابا فوت کرده
‫چی بهم گفتی؟

00:45:40.560 --> 00:45:44.430
‫- گفتم که چقدر دردناک‌ـه
‫- گفتی "شاد باش"

00:45:44.520 --> 00:45:46.310
‫"شاد باش"
‫اون‌موقع تو روحت هم خبر نداشت که

00:45:46.390 --> 00:45:48.560
‫من چجور آدمی هستم
‫هنوزم خبر نداری

00:45:53.220 --> 00:45:55.060
‫چطوری عزیزم؟

00:45:56.600 --> 00:45:58.180
‫راستش...

00:45:58.270 --> 00:46:00.850
‫با توجه به اینکه دخترم
‫زد داغونم کرد بد نیستم

00:46:00.930 --> 00:46:03.430
‫مشکل روانی داشته؟

00:46:04.430 --> 00:46:06.980
‫چی گفتی؟

00:46:13.930 --> 00:46:17.180
‫شما مشکل روحی داشتید؟

00:46:21.600 --> 00:46:23.770
‫تا حالا همدیگر رو دیدیم؟

00:46:23.850 --> 00:46:26.430
‫راستش من اینجور چیزها رو حس می‌کنم

00:46:27.310 --> 00:46:28.930
‫داشتید؟

00:46:29.020 --> 00:46:33.140
‫نه . من مشکل روانی نداشتم

00:46:33.220 --> 00:46:38.310
‫حتی در این دوران رو به انحطاط
‫از اعتراف و شکایت

00:46:38.390 --> 00:46:43.270
‫که واژگان نظریات «فروید»ـی ‫در
تک‌تک مکالمات روزمره استفاده میشه

00:46:43.350 --> 00:46:46.730
‫مثل سرکه‌ای که روی روزنامه‌ای
‫پر از چیپس خیس ریخته میشه

00:46:46.810 --> 00:46:48.560
‫بعضی از ما تصمیم می‌گیریم که
‫برای بچه لالایی نخونیم

00:46:48.640 --> 00:46:53.430
‫انگار همین به اندازه‌ی کافی خنده‌دار نبود
‫که همه‌ی بچه‌ها باید بااستعداد باشن

00:46:53.520 --> 00:46:56.270
‫حالا دیگه باید مریض هم باشن

00:46:56.350 --> 00:46:59.770
‫یه‌کم «سندروم اسپرگر» یا اوتیسم

00:46:59.850 --> 00:47:01.390
سندروم خواندن» در کمین بچه‌هاست»

00:47:01.470 --> 00:47:03.430
‫زبون‌بسته‌ها

00:47:03.520 --> 00:47:08.770
‫اگه نمی‌تونن به تجاوز اعتراف کنن
باید اعتراف کنن که متجاوزن

00:47:08.850 --> 00:47:09.890
‫خب عزیز من

00:47:09.980 --> 00:47:12.730
‫صدات می‌کنم "عزیز من"
‫به‌خاطر چیزی که بدون شک تحت عنوان

00:47:12.810 --> 00:47:15.600
‫"سندروم کمبود صمیمیت"
‫شناخته میشه

00:47:15.680 --> 00:47:19.220
‫نه . من تابه‌حال ذره‌ای بیماری روانی نداشتم

00:47:19.310 --> 00:47:23.810
‫چون من مرد غیرمنطقی هستم
‫مردی که کاملاً سالم‌ـه

00:47:23.890 --> 00:47:26.680
‫- روان‌درمانگرها در حضور من
‫- تو کاملاً زده به سرت

00:47:26.770 --> 00:47:28.930
‫- و درست حدس زدم
‫- پراکنده شدند چون از کار قلابی‌شون خجالت می‌کشند

00:47:29.020 --> 00:47:32.220
‫- من چیزی رو دارم که اسمش رو گذاشتم "رادار"
‫- برو گم‌شو

00:47:32.310 --> 00:47:34.930
1ماه که توی کلینیک باشی
‫خیلی برات مفیده

00:47:35.020 --> 00:47:37.470
‫چون دوباره عقلت رو سرجاش میاره

00:47:39.270 --> 00:47:44.600
همه چیز مرتبه؟ -
خدای من ، اومدش -

00:47:44.680 --> 00:47:47.560
‫مثل یه صحنه از فیلم‌های دادگاهی

00:47:47.640 --> 00:47:50.310
‫- یه ساحره
‫- من فقط خواستم به این بیچاره کمک کنم

00:47:50.390 --> 00:47:53.730
‫- یه مرد که از برگردوندن دخترم علیه پدرش خوشحاله
‫- مشکلات روحیش رو رفع کنه

00:47:53.810 --> 00:47:56.270
‫رویاهای زننده‌ای رو می‌سازه

00:47:56.350 --> 00:48:02.560
‫تصور انسان‌ها رو با بچه‌های قاتل
‫و زنا با محارم آلوده می‌کنه

00:48:09.220 --> 00:48:12.270
‫ببین چه بلایی سر خودش آورد

00:48:12.350 --> 00:48:15.470
‫- من آمبولانس خبر می‌کنم
‫- خودش توی چاه خودش افتاد

00:48:15.560 --> 00:48:16.810
‫به قول معروف

00:48:16.890 --> 00:48:18.470
‫خدای من ، دیگه داره ضربه‌ی آخر رو میزنه

00:48:18.560 --> 00:48:20.600
‫داره دعا می‌خونه؟

00:48:20.680 --> 00:48:23.470
‫چقدر قشنگ

00:48:27.730 --> 00:48:29.140
«جانی»

00:48:31.730 --> 00:48:33.680
‫از طرف من با پدرت خدافظی کن

00:49:19.680 --> 00:49:21.600
‫ظاهراً سکته‌ی قلبی‌ـه

00:49:21.680 --> 00:49:23.450
‫از بینی سردش مشخصه

00:49:23.630 --> 00:49:25.630
‫من باهاش میرم بیمارستان

00:49:26.770 --> 00:49:29.310
‫چه روز سختی

00:49:31.980 --> 00:49:34.730
‫نگران نباش «نیک»
‫من از کنارت تکون نمی‌خورم

00:49:37.980 --> 00:49:40.770
‫من باید برم
‫ساعت 4 مریض دارم

00:49:40.850 --> 00:49:43.680
‫- ممنون
‫- کارِت خوب بود

00:49:43.770 --> 00:49:45.430
‫واسه چی؟
‫که جلوی مردم گریه کردم؟

00:49:45.520 --> 00:49:47.060
‫توی کار من بهش میگیم پیشرفت

00:49:47.140 --> 00:49:51.390
‫صحیح . بدون اینکه کالیفرنیابازی دربیاری

00:49:52.730 --> 00:49:54.390
‫ازت ممنونم

00:50:00.930 --> 00:50:03.390
‫باهامون برمیگردی؟

00:50:05.520 --> 00:50:08.430
‫خوشحال میشیم

00:50:08.520 --> 00:50:11.060
‫نه . آخرهفته می‌بینمت . بیا اینجا

00:50:12.520 --> 00:50:14.100
‫- آخرهفته می‌بینمت
‫- می‌تونی...

00:50:14.180 --> 00:50:15.180
‫برگردی تا باهم شام بخوریم
‫خودمون 4تا

00:50:15.270 --> 00:50:17.890
‫- ساکت و آروم
‫- نه . یه جایی پیدا می‌کنم می‌خوابم

00:50:17.980 --> 00:50:20.850
‫چون روز سختی بوده

00:50:21.560 --> 00:50:24.810
‫اگه نظرت عوض شد...

00:50:25.680 --> 00:50:26.470
‫ممنون

00:50:26.560 --> 00:50:29.100
‫باید نظرت رو عوض کنی

00:50:30.140 --> 00:50:31.270
‫نظر رو واسه همین گذاشتن

00:50:56.640 --> 00:50:59.640
‫"و حالا فکر می‌کنم که حشره‌ام"

00:50:59.730 --> 00:51:01.810
‫روان‌شناسه هم گفت : ‫"خیلی جالبه"

00:51:01.890 --> 00:51:03.220
‫"امروز واسه چی اومدی اینجا؟"

00:51:03.310 --> 00:51:06.770
‫گفت که :
‫"خب ، چراغ رو از پشت پنجره دیدم"

00:51:08.060 --> 00:51:08.930
‫قشنگ بود

00:51:09.020 --> 00:51:13.770
‫به‌خاطر این مثبت‌نگری‌ـت
‫توی این‌کارها تخصص داری؟

00:51:13.850 --> 00:51:17.060
‫اینجوری فکر می‌کنی
‫اما پارسال به مدت 4 ماه

00:51:17.140 --> 00:51:19.020
‫نمی‌تونستم از تخت بیام بیرون

00:51:20.060 --> 00:51:22.640
‫هدفی نداشتم

00:51:25.180 --> 00:51:27.730
‫خب ، من متأسفم از شنیدنش

00:51:40.270 --> 00:51:43.640
‫باور کنید آقای «مِلروز»
1ماه که بگذره

00:51:43.730 --> 00:51:45.020
‫به گذشته نگاه می‌کنی و فکر می‌کنی

00:51:45.100 --> 00:51:47.600
‫"این‌همه جنجال واسه چی بود؟
‫من چه فکری می‌کردم؟"

00:51:47.680 --> 00:51:51.750
‫حداقل همچین چیزی سر من اومد
‫همینجاست؟

00:51:53.180 --> 00:51:56.100
‫خیلی قشنگ‌ـه
‫از اینکه پدرشون برگشته خیلی خوشحال میشن

00:51:56.850 --> 00:51:59.890
‫- کیا؟
‫- بچه‌ها

00:52:00.890 --> 00:52:02.520
‫موفق باشی رفیق

00:52:16.930 --> 00:52:19.730
‫راستش میدونم که
‫یه‌کم احمقانه‌ست

00:52:19.810 --> 00:52:21.770
‫کلمه‌ی بهتری پیدا نکردم
‫اما میشه من رو برگردونی؟

00:52:21.850 --> 00:52:23.850
‫به بیمارستان؟

00:52:24.600 --> 00:52:26.470
‫فکر نکنم آماده باشم

00:52:30.140 --> 00:52:32.430
‫خدای من ، از دست شما آدما

00:52:37.140 --> 00:52:40.220
‫ترس داشت در میزد

00:52:40.980 --> 00:52:44.170
‫شجاعت در رو باز کرد

00:52:46.020 --> 00:52:47.350
‫اما هیچ‌کس پشت در نبود

00:52:53.270 --> 00:52:54.600
‫لطفاً ادامه بده

00:53:15.680 --> 00:53:16.810
‫باریکلا

00:53:32.350 --> 00:53:34.100
‫یالا . ‫زودباش

00:53:37.060 --> 00:53:38.020
‫الو؟

00:53:38.100 --> 00:53:40.930
‫ «پاتریک»...سلام ، خودتی؟

00:53:41.020 --> 00:53:42.980
‫- بله
‫ - «آنت» هستم

00:53:43.060 --> 00:53:43.930
‫ متأسفانه خبر بدی دارم

00:53:44.020 --> 00:53:48.520
‫ «نیکولاس» زنده نموند‫
توی آمبولانس نفس‌ـش بند اومد

00:53:49.350 --> 00:53:50.900
پاتریک» ، داری گریه می‌کنی؟»

00:53:50.980 --> 00:53:52.770
‫نه ، نه . فقط نفس کم آوردم

00:53:52.850 --> 00:53:55.180
‫گرچه آره . منم خیلی ناراحتم

00:53:55.270 --> 00:53:57.310
‫ مرد شگفت‌انگیزی بود
‫ خیلی بی‌همتا

00:53:57.390 --> 00:53:59.390
‫امیدوارم همینطور باشه
‫فکر اینکه یه دهکده

00:53:59.470 --> 00:54:02.640
‫شبیه «نیکولاس پِرَت» وجود داشته باشه
‫واقعاً وحشتناک‌ـه

00:54:07.310 --> 00:54:08.890
پاتریک»؟»

00:54:08.980 --> 00:54:10.560
‫ببخشید یه‌دفعه یادم اومد

00:54:10.640 --> 00:54:13.770
‫اون...اون آخرین نفر بود

00:54:13.850 --> 00:54:15.770
‫آخرین نفر از گروه پدر و مادرم

00:54:16.430 --> 00:54:18.020
‫همه‌شون دیگه مُردند

00:54:18.100 --> 00:54:21.680
حالا داری اشک من رو درمیاری -
واقعاً اشک ریختن لزومی نداره -

00:54:21.770 --> 00:54:23.350
‫ممنون بابت چیزهایی که توی مراسم گفتی

00:54:23.430 --> 00:54:26.270
‫خوب بود که نقطه‌نظر یکی دیگه رو هم بدونم

00:54:26.350 --> 00:54:29.180
‫ شاید مادر فوق‌العاده‌ای نبوده باشه
‫ حتماً به‌خاطر همین عصبانی میشی

00:54:29.270 --> 00:54:32.680
‫ اما بعضی‌وقت‌ها افرادی که
بیشتر از همه لایق سرزنش هستن

00:54:32.770 --> 00:54:35.680
‫ بیشتر از همه هم لایق دلسوزی‌ـن

00:54:35.770 --> 00:54:37.520
‫ خدافظ «پاتریک»

00:54:59.140 --> 00:55:01.220
‫«پاتریک»؟

00:55:16.730 --> 00:55:18.600
‫«پاتریک» ، کجایی؟

00:55:37.100 --> 00:55:39.060
«هلن»

00:55:49.850 --> 00:55:51.730
‫ الو؟

00:55:51.810 --> 00:55:56.930
سلام ، «پاتریک» هستم -
سلام -

00:55:57.020 --> 00:55:59.810
‫تصمیم گرفتم که دیگه از ارواح خسته شدم

00:55:59.890 --> 00:56:01.850
‫می‌خوام به جاش آدم ببینم

00:56:02.430 --> 00:56:05.930
‫ صحیح . خیلی‌خب

00:56:06.020 --> 00:56:09.100
‫یا نکنه خیلی دیر شده که
‫بخوام نظرم رو عوض کنم؟

00:56:09.180 --> 00:56:11.220
‫ اصلاً

00:56:11.310 --> 00:56:14.350
‫ بالاخره نظر رو گذاشتن واسه عوض کردن

00:56:15.980 --> 00:56:18.310
‫ بچه‌ها از دیدنت حسابی خوشحال میشن

00:56:45.730 --> 00:56:47.430
‫من می‌خوام برم دستشویی

00:56:50.060 --> 00:56:52.810
‫زیاد طولش نده

00:57:09.060 --> 00:57:10.140
‫«پاتریک»؟

00:57:15.600 --> 00:57:17.770
‫«پاتریک» ، کجایی؟

00:57:20.520 --> 00:57:21.730
‫«پاتریک»

00:57:39.180 --> 00:57:41.810
‫بیا اینجا بشین

00:57:44.220 --> 00:57:45.730
‫نه

00:57:52.310 --> 00:57:54.400
‫- بله؟
‫- نه

00:57:54.430 --> 00:57:57.100
‫دیگه کاری که میگی رو انجام نمیدم

00:58:00.020 --> 00:58:04.730
‫«پاتریک» ، اینجوری با پدر عزیزت حرف نزن

00:58:04.810 --> 00:58:07.130
‫اشتباه بود . تو آدم بدی هستی

00:58:07.220 --> 00:58:10.310
‫هیچ‌کس نباید چنین کاری رو
‫با کس دیگه‌ای بکنه

00:58:36.100 --> 00:58:38.600
‫صحیح

00:58:46.980 --> 00:58:48.930
‫آره

01:00:06.400 --> 01:00:07.400
" پایان "

01:00:08.400 --> 01:00:09.400
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.

01:00:10.400 --> 01:00:11.400
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.