﻿WEBVTT

00:00:01.583 --> 00:00:12.186
<font color=#FFFF00>... تقديم به همه‌ پارسي زبانان ...
ايـــــران  <font color=#00FF00>ســــبــــز</c> و مـــــلــــــت

00:00:12.187 --> 00:00:22.617
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:23.799 --> 00:00:31.308
<font color=#FF0000>«... غرور و تعصب ...»</c>
<font color=#FFA500>"بر اساس رماني از: "جين آستين</c>

00:01:07.467 --> 00:01:09.424
!ببخشيد، خانوم

00:01:09.594 --> 00:01:16.642
.دو آقا و يه خانم در اتاق نشيمن منتظر شما هستند
.يکي ـشون آقاي دارسي ـه

00:01:18.147 --> 00:01:21.563
.متشکرم. بهشون بگين که همين الان ميام

00:01:32.874 --> 00:01:34.950
آقاي دارسي

00:01:38.506 --> 00:01:42.670
.اميدوارم که مدت زيادي نباشه که منتظريد -
.نه اصلن -

00:01:42.929 --> 00:01:46.714
ميتونم خواهرم، جورجيانا رو معرفي کنم؟

00:01:51.982 --> 00:01:55.102
.جورجيانا، ايشون دوشيزه اليزابت بنت هستند

00:01:57.030 --> 00:02:00.482
احوالِ شما؟ -
خيلي از ديدنتون خوشحالم دوشيزه دارسي -

00:02:00.660 --> 00:02:03.447
درباره ـتون خيلي شنيدم -
.منم همينطور -

00:02:03.622 --> 00:02:08.830
آقاي بينگلي هم اينجا باماست، و ايشون هم
خيلي مايل‌اند که شما رو ببينند. اصرار کرد که با ما بياد

00:02:09.004 --> 00:02:13.999
ميتونم ايشون رو فرابخونم؟ -
البته! منم خيلي مشتاق‌ام که ببينمشون -

00:02:18.766 --> 00:02:23.476
شنيدم که شما خيلي طرفدار موسيقي
و نواختن ـيد

00:02:23.648 --> 00:02:26.566
اوه. نه، خيلي خوب موسيقي نميزنم

00:02:26.735 --> 00:02:32.739
.منظظورم اينه که خيلي به موسيقي علاقه دارن
.خيلي دوست دارم نوختن و خوندنِ شما رو ببينم

00:02:32.909 --> 00:02:38.117
برادرم ميگه که از کمتر صدايي به اندازه‌ي صداي شما
.خوشش اومده

00:02:38.291 --> 00:02:44.212
خب، حتمن ميشنويد. ولي بهتره بهتون بگم، برادرتون
.درباره ي استعداداي من خيلي مبالغه کردند

00:02:44.382 --> 00:02:49.840
شکي نيست که دليل شيطنت‌آميزي داشته‌اند -
.اوه، نه. اينطوريا نيست -

00:02:50.015 --> 00:02:53.883
.برادرم هيچ‌وقت اغراق نميکنه
اون هميشه حقيقت محض رو ميگه

00:02:54.062 --> 00:02:58.523
بجز وقتهايي که فکر ميکنم
.يه ذره محبتش به من بيشتر ميشه

00:02:58.693 --> 00:03:04.530
پس يه برادر بزرگ‌ترِ ايده‌آل ـن -
آره! من اصلن نميدونم بهتر از اونو تصور کنم -

00:03:05.535 --> 00:03:10.281
.جوري گفتي که واقعن حسودي ـم شد
من هيچ برادري ندارم. فقط 4تا خواهر دارم

00:03:10.458 --> 00:03:13.578
.منم دوست دارم که يه خواهر داشتم

00:03:14.546 --> 00:03:16.289
!دوشيزه بنت

00:03:16.465 --> 00:03:21.044
خيلي خوشحال شدم وقتي که دارسي بهم گفت
!فاصله‌ي شما تا پمبرلي 5 مايل هم نيست

00:03:21.221 --> 00:03:23.095
حال ـتون خوبه؟

00:03:23.266 --> 00:03:26.386
به نظرم شما خوبين -
خيلي خوب، ممنونم -

00:03:26.562 --> 00:03:30.975
خوبه، خوبه، احسنت! خانواده ـتون؟ -
اونا هم خوبن آقا -

00:03:31.151 --> 00:03:32.894
بله؟

00:03:33.654 --> 00:03:37.902
خواهش ميکنم بگيد. آيا هنوز هم
همه‌ي خواهراتون در لانگبورن هستند؟

00:03:38.076 --> 00:03:42.074
همه بجز يکي
.خواهر کوچکترم در برايتون هستند

00:03:46.546 --> 00:03:49.417
...به‌نظر خيلي وقته که

00:03:49.591 --> 00:03:53.007
خيلي وقت ميگذره، از آخرين دفعه‌اي که
لذت صحبت با شما رو داشتم

00:03:53.179 --> 00:03:57.723
بايد چند ماهي شده باشه -
حداقل 8 ماه -

00:03:57.893 --> 00:04:02.556
از 26 نوامبر تا الان ديگه همديکه رو نديديم
.از اون روزي که باهم در ندرفيلد مي‌رقصيديم

00:04:02.775 --> 00:04:05.349
فکر ميکنم که حق با شماست

00:04:05.820 --> 00:04:11.028
فکر کنم هيچ‌وقت به‌اندازه‌ي اون چندماهِ کوتاهي که
.در هارتفوردشار بودم، لحظات خوبي رو تجربه کرده باشم

00:04:11.202 --> 00:04:15.865
دوشيزه بنت، خواهرم يه درخواست داره
که ميخواست بهتون بگه

00:04:17.836 --> 00:04:22.831
،دوشيزه بنت
من و برادرم مفتخر ميشيم اگه

00:04:23.009 --> 00:04:28.051
شما و دايي و عمه ـتون
.در پمبرلي براي شام، مهمان ما شويد

00:04:28.224 --> 00:04:32.934
فردا عصر، مناسب ـه؟ -
بله، ممنون، خيلي خوشحال ميشيم -

00:04:34.440 --> 00:04:38.308
من ميتونم از طرف آقا و خانم گاردينر هم جواب بدم
.کار و قرار خاصي نداريم

00:04:38.487 --> 00:04:44.194
و امکانش خواهد بود نواختن ـتون رو ببينيم؟ -
اگه اصرار داريد، باشه، حتمن -

00:05:29.553 --> 00:05:32.009
!واقعن شگفت‌انگيز بود

00:05:37.104 --> 00:05:40.723
نميشه يه بار ديگه هم بزنيد؟
اين آهنگ رو خيلي زيبا نواختيد

00:05:40.901 --> 00:05:43.571
نه خيلي زيبا بود
نه اصلن وفادارانه بود

00:05:44.447 --> 00:05:49.110
حتمن ديديد که چطوري اشتباه زدم و
!از روي قسمت هاي سخت‌ش چطور پريدم

00:05:49.870 --> 00:05:53.820
اين پيانو هم، البته زيباست -
برادرم اينو بهم  هديه داده -

00:05:54.001 --> 00:05:58.960
اون خيلي خوبه. من لايق ـش نيستم -
مطمئن ـم که هستيد -

00:05:59.424 --> 00:06:04.632
برادرتون فکر ميکنه که هستيد
.و همونطور که ميدونيد، اون هيچ‌وقت اشتباه نميکنه

00:06:07.935 --> 00:06:12.562
حالا، نوبت شماست
.اوه، من کاملن مُسِر ـم

00:06:12.733 --> 00:06:17.811
جلوي اين همه آدم؟
.واستون ميزنم، ولي لطفن اسرار نکنيد که بخونم

00:06:17.990 --> 00:06:19.781
هرجور دوست داري

00:06:25.166 --> 00:06:28.749
خواهش ميکنم، دوشيزه اليزا، آيا دسته‌ي نظامي
هنوز در مريتون چادر زدند؟

00:06:28.920 --> 00:06:31.921
نه، اونا تابستون‌ها
.در برايتون چادر ميزنند

00:06:32.091 --> 00:06:38.380
بايد واسه‌ي خانواده‌تون غم زيادي باشه -
سعي ميکنيم که خوب تحملش کنيم، دوشيزه بينگلي -

00:06:39.100 --> 00:06:44.308
گمون ميکنم که نبودِ يک آقاي خاص
.باعث يه سري دردوسوزش هايي شده

00:06:46.318 --> 00:06:48.394
نميفهمم منظورتون چيه؟

00:06:48.571 --> 00:06:55.026
شنيدم که يه سري خانم‌هاي خاص
از مصاحبت با آقاي ويکهام خيلي لذت مي‌بردن

00:06:57.207 --> 00:07:02.795
ببخشيد. شما رو فراموش کردم
.چطور ميشه نواخت و کسي براي آدم صفحه رو ورق نزنه

00:07:05.926 --> 00:07:08.251
اجازه بدين، اينجا

00:07:58.827 --> 00:08:01.864
چقدر اليزا بنت امشب
خسته به نظر مي‌آن؟

00:08:02.040 --> 00:08:05.990
هيچ‌وقت در عمرم مسي را نديده بودم که مثل او
.از زمستون به اين طرف، اين‌همه تغيير کرده باشه

00:08:06.170 --> 00:08:10.215
کاملن درسته، عزيزم -
چقدر برنزه و زُمخت شده بود -

00:08:10.384 --> 00:08:15.592
من و لوييزا نزديک بود اونو نشتاسيم
شما چي ميگيد آقاي دارسي؟

00:08:15.766 --> 00:08:18.340
.من متوجهِ تغيير خيلي مهمي نشدم

00:08:18.519 --> 00:08:23.348
به نظرم، ايشون، يه ذره پوستشون سوخته بود
.که وقتي يکي توي تابستون سفر ميکنه، خيلي تعجب‌آور نيست

00:08:23.526 --> 00:08:27.690
،نظرِ منو بخواهيد، بايد اقرار کنم که
.هيچ زيبايي‌اي در صورتش نديدم

00:08:27.865 --> 00:08:32.029
ظاهرش که اصلن دل‌پذير نيست
.صورتش که هم که درخشان نيست

00:08:32.204 --> 00:08:35.620
،به نظرم، دندوناش قابل تحمل ان

00:08:35.792 --> 00:08:38.746
.البته که خيلي عادي هستن

00:08:39.296 --> 00:08:44.089
و اما در مورد چشم‌هاش
، !که گاهي شنيدم که بهش ميگن آهويي ـه

00:08:44.261 --> 00:08:48.259
بايد بگم که من اصلن نتونستم
.چيز فوق‌العاده‌اي درشون ببينم

00:08:49.476 --> 00:08:55.729
روي‌هم‌رفته حالت و رفتارش طوريه که بي‌خودي، خودش رو ميگيره
.که به نظرم اصلن قابل تحمل نيست

00:08:56.151 --> 00:08:57.526
...من ميگم که

00:08:57.695 --> 00:09:02.856
بار اول که توي هارتفوردشاير ديديمش، همه ـمون چقدر
!تعجب کرديم که فهميديم همه ميگن يه زيباي مشهوره

00:09:03.035 --> 00:09:08.541
به‌خصوص واسه شما يادآوري کنم، آقاي دارسي، يه شب
،بعد از اينکه اونا در ندرفيلد شام خوردند

00:09:08.709 --> 00:09:14.795
گفتيد: "اون زيباست؟ حتمن بايد بي‌درنگ بگم که
"!مادرش هم باهوشه

00:09:17.053 --> 00:09:20.054
ولي بعدها، گويا
.تونسته روي شما تاثير بزاره

00:09:20.349 --> 00:09:23.600
حتي به‌نظرم زماني
.خيال مي‌کرديد که نسبتن زيباست

00:09:24.604 --> 00:09:28.768
بله، درسته
اون زماني بود که تازه داشتم ميشناختمش

00:09:28.943 --> 00:09:34.151
اما ماه‌ ـهاست که نظرم اينه که اون
.يکي از مطبوع‌ترين خانم‌هاييه که تابحال شناخته‌ام

00:10:33.985 --> 00:10:36.772
.نه، نه، اون سبزه رو

00:10:36.947 --> 00:10:39.023
آره، اين خوبه

00:10:41.286 --> 00:10:44.287
خوبه، نه، مهم نيستش

00:11:09.614 --> 00:11:14.407
ببخشيد خانوم، نامه الان رسيد -
ممنون هنا -

00:11:15.330 --> 00:11:18.913
دخترِ خوبيه. خيلي مهربونه

00:11:19.376 --> 00:11:24.371
!دوتا نامه از طرف جين. حداقل
...داشتم فکر ميکردم که چرا ما

00:11:24.550 --> 00:11:31.005
،اين اولش به مقصدِ غلط رفته. عجيب نيست
!راستش چون اون نشوني رو خيلي بدخط نوشته

00:11:31.517 --> 00:11:35.052
عصباني ميشيد اگه ازتون تقاضا کنم که
بيرون‌رفتن ـمون رو عقب بندازيم؟

00:11:35.230 --> 00:11:38.564
.نه اصلن! اليته که دوست داري نامه‌هات رو بخوني

00:11:38.735 --> 00:11:42.520
ما پياده ميريم به کليسا
و يک ساعت ديگه برميگرديم

00:11:42.698 --> 00:11:45.403
!مرسي، شما خيلي مهربون هستيد

00:12:01.889 --> 00:12:06.635
ليزي بسيار عزيزم، اميدوارم سفرت
.همونطور که انتظارش رو داشتي، لذت‌بخش بوده باشه

00:12:06.812 --> 00:12:10.478
ما همه دلمون واست تنگ شده
البته به نظرم، پدر بيشتر از همه

00:12:10.650 --> 00:12:15.728
.اقرار ميکنم که اصلن وقتِ نامه نوشتن نداشتم
!پسرعموها و دخترعموهاي تقريبن هرلحظه يه خرابکاري ميکنن

00:12:15.907 --> 00:12:18.529
.ولي بچه‌هاي خوبي ـن

00:12:18.702 --> 00:12:22.866
مادرمون درواقع از شرّ و شور بودنش
.يه ذره اعصابش بهم ريخته

00:12:24.043 --> 00:12:25.537
...اوه؛ ماما

00:12:25.711 --> 00:12:30.504
بيشتر اوقات روز رو در طبقه‌ي بالا
.در اتاقش ميگذرونه، يا با خانومِ فيليپس

00:12:30.676 --> 00:12:32.170
،ليزيِ عزيزم

00:12:32.345 --> 00:12:38.266
بعد از نوشتن مطالب بالا، اتفاقي افتاده که کاملن
.غيرمنتظره و خيلي جدي و حاد است

00:12:38.436 --> 00:12:42.481
متاسفم که نگران ـت کرده‌ام
.ولي خيالت راحت، حال همه‌ي ما خوبه

00:12:42.650 --> 00:12:45.651
چيزي که ميخوام بگم
به طفلک، ليديا مربوط ميشه

00:12:45.821 --> 00:12:47.778
!ليديا

00:12:49.158 --> 00:12:54.366
ديشب ساعت دوازده
،موقعي که همه ميخواستيم بخوابيم، پيکِ سريع‌السيري آمد

00:12:56.543 --> 00:13:01.918
آقاي بنت، چيه؟
قراره تو تخت ـمون کشته بشيم؟

00:13:12.063 --> 00:13:14.733
،نامه از طرف کلونل فورستر بود

00:13:14.900 --> 00:13:19.313
تا به ما خبر بدهد که ليديا با يکي از
.افسرها به اسکاتلند فرار کرده

00:13:19.489 --> 00:13:22.609
. راستش... با ويکهام

00:13:23.619 --> 00:13:25.695
!اوه، ليديا

00:13:25.872 --> 00:13:30.202
!اوه، آقاي بنت، همه ـمون به خاکِ سياه نشستيم

00:13:30.378 --> 00:13:33.545
.خودت ميدوني که چقدر تعجب کرديم و شوکه شديم

00:13:33.715 --> 00:13:37.464
براي کيتي، اما، خيلي غيرمنتظره نبود

00:13:40.224 --> 00:13:45.812
من خيلي متاسفم، خيلي
!چه وصلت نسنجيده‌اي براي هردو طرف

00:13:45.981 --> 00:13:50.145
ولي من دوست دارم نيمه پر ليوان رو ببينم، و اينکه
.در مورد شخصيت ويکهام سوءتفاهم شده باشه

00:13:50.320 --> 00:13:52.894
.کاشکي ميتونستم باور کنم

00:13:55.118 --> 00:14:00.955
حداقل انتخابش هيچ نفعي برايش ندارد. اون بايد بدونه که
!پدرمون جيزي نداره بهش بده

00:14:01.126 --> 00:14:03.498
آره، درسته

00:14:03.670 --> 00:14:06.292
ولي اون چطور تونسته اينکارو بکنه؟

00:14:06.883 --> 00:14:09.968
اون واسه‌ي هرکاري
.به اندازه کافي احمق هست

00:14:10.137 --> 00:14:15.477
ولي آيا ويکهام ليديا رو دوست داره؟
باهاش ازدواج مي‌کنه؟

00:14:15.644 --> 00:14:19.808
خانمي هست که من اصلن تميل ندارم
.ازش جدا بشم

00:14:25.073 --> 00:14:29.783
ولي انتظار داريم که به‌زودي از گرتنا برگردن
.زن و شوهر باشن

00:14:29.954 --> 00:14:33.787
بايد نامه رو تمام کنم
چون نميتونم مادر بيچاره‌مان رو زياد تنها بزارم

00:14:33.959 --> 00:14:37.210
به‌محض اينکه خبري داشتم
.برات نامه مي‌نويسم

00:14:39.341 --> 00:14:45.096
ليزي بسيار عزيزم، نميدونم چي بنويسم
!ولي خبرهاي بدي برات دارم

00:14:45.265 --> 00:14:49.050
،هرچقدر ازدواج ـشون دور از عقل باشه
:ولي ما الان از چيز بدتري ميترسيم

00:14:49.229 --> 00:14:54.390
اينکه ازدواجي انجام نشده باشه. که ويکهام
!اصلن قصد نداشته باشد که با ليديا عروسي کنه

00:14:54.569 --> 00:14:57.321
!يا خداي بزرگ، ميدونستم

00:14:57.740 --> 00:15:03.364
من نميتونم اين‌قدرها هم بهش بدگمان باشم -
!من ميتونم. ليدياي بيچاره -

00:15:03.539 --> 00:15:06.244
!دختر احمق بدبخت

00:15:08.295 --> 00:15:12.210
کلونل فوستر ميگف که مي‌ترسه
.که ويکهام آدم قابل‌اعتمادي نباشه

00:15:12.384 --> 00:15:16.050
اخه اون همش 15 سالش ـه

00:15:17.390 --> 00:15:22.598
ردّ اونا رو تا کپلهم گرفتن. پدر با کلونل فوستر رفته تا
اينکه اونا رو پيدا کنه

00:15:23.773 --> 00:15:27.818
من چاره‌اي ندارم جز اينکه ازت خواهش کنم که
!هرچه زودتر بياي اينجا

00:15:27.987 --> 00:15:31.356
اوه، بله! کجاست دايي‌ام؟

00:15:35.914 --> 00:15:37.990
.بااجازتون، خانوم

00:15:40.378 --> 00:15:44.293
...دوشيزه بنت، اميدوارم اين -
ازتون پوزش ميخوام. من بايد آقاي گاردينر رو پيدا کنم -

00:15:44.466 --> 00:15:49.508
.کاريه که درنگ جايز نيست. حتي يک لحظه رو هم نبايد از دست داد -
خداي من! چه شده؟ -

00:15:50.933 --> 00:15:56.355
البته من حتي يه دقيقه هم شما رو معطل نخواهم کرد، ولي
بزاريد من يا خدمتکار برويم دنبال آقا و خانم گاردينر

00:15:56.524 --> 00:15:58.896
خودتون نميتونيد برويد -
...من بايد -

00:15:59.068 --> 00:16:02.983
.بيايد. خواهش ميکنم. اينطوري بهتره
آهاي؟

00:16:03.157 --> 00:16:05.648
سريعن برو دنبال آقا و خانم گاردينر
بيارشون اينجا

00:16:05.827 --> 00:16:08.532
...اونا پياده رفتن به سمتِ -
کليسا -

00:16:08.706 --> 00:16:11.280
بله، قربان، همين الان

00:16:14.672 --> 00:16:20.628
شما خيلي خوب نيستيد. نميخوايد دکتر خبر کنم؟ -
نه، چيزيم نيست، خوبم

00:16:21.723 --> 00:16:24.843
چيزي ميخوريد که حالِ فعلي ـتون رو بهتر کنه؟

00:16:25.018 --> 00:16:29.147
مثلن يه گسلاس شراب؟ بيارم؟
.باورکنيد، حالتون بد است

00:16:30.400 --> 00:16:35.692
نه، مرسي. موضوع خاصي ـم نيست
کاملن خوبم

00:16:35.866 --> 00:16:41.573
من فقط از خبرهاي بدي که همين حالا از لانگبورن دريافت کردم
ناراحت شده‌ام

00:16:45.795 --> 00:16:48.915
متاسفم. منو ببخشيد -
نه، نه -

00:16:50.676 --> 00:16:55.553
همين حالا نامه‌اي از جين برايم آمده که
خبرهاي بدي در آن نوشته شده

00:16:55.850 --> 00:16:58.685
موضوعي نيست که بشه از کسي مخفي کرد

00:17:00.939 --> 00:17:05.352
،خواهر کوچترم همه کس‌وکارش رو رها کرده

00:17:06.780 --> 00:17:09.271
...با معشوقه‌اش فرار کرده

00:17:10.368 --> 00:17:13.654
...خودش رو سپرده به دستِ

00:17:13.831 --> 00:17:16.037
.آقاي ويکهام...

00:17:18.712 --> 00:17:25.380
.باهم از برايتون فرار کرده‌اند
.با شناختي که داريد، ميتونيد بقيه ماجرا رو حدس بزنيد

00:17:25.554 --> 00:17:31.676
،ليديا نه پول‌وپله‌اي نداره، نه کس‌وکاري
.نه چيزي که ويکهام رو به طمع بندازه

00:17:34.816 --> 00:17:38.482
وقتي فکر ميکنم که
!ميتونستم جلوي اين‌کارو بگيرم

00:17:38.863 --> 00:17:41.864
.من ميدونستم ويکهام چجور آدميه

00:17:42.034 --> 00:17:45.653
اگه شخصيت ـش رو شناخته بودن
.چنين اتفاقي نمي‌افتاد

00:17:46.373 --> 00:17:49.291
ولي حالا ديگه دير شده، خيلي دير

00:17:49.460 --> 00:17:53.458
واقعن متاسفم، خيلي متاسفم
يکه خوردم و ناراحت شدم

00:17:54.759 --> 00:17:58.923
ولي آيا مطمئنيد؟ کاملن صحت داره؟ -
.اوه، بله -

00:17:59.097 --> 00:18:02.680
.يک‌شنبه شب باهم از برايتون رفته‌اند

00:18:03.561 --> 00:18:06.681
،تا لندن هم ردشون گرفته شده
.اما بعدش نه

00:18:07.567 --> 00:18:13.108
.مطمئنن به اسکاتلند نرفته‌اند -
براي برگرداندنِ خواهرتون چه اقداماتي کرده‌ن؟ -

00:18:13.282 --> 00:18:15.820
پدرم رفته لندن

00:18:15.994 --> 00:18:20.158
جين هم نامه نوشته تا از دايي‌ام کمک فوري بخواد

00:18:20.834 --> 00:18:25.995
.کاشکي ميتونستيم تا نيم‌ساعت ديگه راه بيافتيم
ولي چه ميشه کرد؟

00:18:26.174 --> 00:18:28.748
ميدونم که کاري دستمون نيست

00:18:30.721 --> 00:18:34.470
با چنين مردي چکار ميشه کرد؟

00:18:34.643 --> 00:18:37.977
اصلن چطور ميشه پيداشون کرد؟

00:18:39.441 --> 00:18:42.146
من هيچ اميدي ندارم

00:18:42.320 --> 00:18:49.368
اون واسه‌ي هميشه از دست رفته، و کل خانواده‌ي ما
.بايد شريک رسوايي و بدبختيِ اون بشن

00:18:54.460 --> 00:18:57.627
گمون ميکنم که دل ـتون ميخواست
من اينجا نباشم

00:19:00.510 --> 00:19:03.132
،ظاهرن اين اتفاق ناگوار، اگه اشتباه نکنم

00:19:03.305 --> 00:19:07.802
اجازه نميده که خواهرم امروز در پمبرلي
.مفتخر به ديدن شما بشه

00:19:07.977 --> 00:19:10.219
اوه، بله

00:19:10.731 --> 00:19:15.477
لطف کنيد و از دوشيزه دارسي
معذرت مارو بخواهيد

00:19:16.655 --> 00:19:20.784
بگيد که
.به‌خاطر يه کارِ عجله‌اي بايد بلافاصله به خانه برويم

00:19:21.578 --> 00:19:27.000
و اگه اين لطف رو بکنيد، تا جايي که امکان داره
.اين قضيه‌ي مصيبت‌بار رو مخفي نگه داريد

00:19:27.836 --> 00:19:31.252
.البته ميدونم که مدت زيادي مخفي نخواهد ماند

00:19:31.883 --> 00:19:34.588
شما ميتونيد از رازداري من اطمينان خاطر داشته باشيد

00:19:35.429 --> 00:19:39.641
ولي خيلي موندم
ديگه بايد برم

00:19:40.311 --> 00:19:42.719
بله، مرسي

00:19:47.528 --> 00:19:49.521
باي

00:20:00.461 --> 00:20:03.131
ديگه هيچ‌وقت نميبنمش

00:20:12.060 --> 00:20:16.889
،حتي اگه چيزي که در مورد ويکهام ميگي درست باشه
.هنوز نميتونم اين قضيه رو در مورد ليديا باور کنم

00:20:17.066 --> 00:20:23.319
از وقتي‌که افسرها در مريتون اردو زدند، تو کله‌اش
!چيزي بجز هوس و سبک‌سري افسرها چيزي نبود

00:20:23.491 --> 00:20:28.699
.نبايد به نيمه‌ي خالي ليوان نگاه کنيم
.هنوزم ميتونه کل قضيه يه سوء تفاهم باشه

00:20:28.873 --> 00:20:34.295
يا يه حماقت گذرا که دوستاش بتونن
مخفي نگه ـش دارن و با مرور زمان فراموش بشه

00:20:35.298 --> 00:20:38.383
!ممکنه ها، ليزي -
آره، درسته -

00:20:38.552 --> 00:20:43.927
چرا بايد يه مرد جوان يه نقشه‌اي عليهِ دختري بکشه
،که نه بي‌حمايت است و نه بي کس‌وکار

00:20:44.101 --> 00:20:47.019
و تازه در خانواده‌ي کلونل اقامت داشته

00:20:47.188 --> 00:20:52.183
.هرطور ميخواي به موضوع نگاه کن
چنين وسوسه‌اي به ريسکش نمي‌ارزه

00:20:53.488 --> 00:20:56.359
.شايد اينقدر ارزش نداشته که منافع خودش رو به خطر بندازه

00:20:56.533 --> 00:21:00.697
ولي من عقيده دارم که ويکهام ميتونه
!روي هرچيز ديگه‌اي ريسک کنه

00:21:21.023 --> 00:21:24.108
امروز عصر خيلي ساکت‌ايد آقاي دارسي

00:21:24.277 --> 00:21:28.145
اميدوارم در غم‌واندوهِ رفتنِ
.دوشيزه اليزابت بنت نباشيد

00:21:28.324 --> 00:21:29.902
چي؟

00:21:30.744 --> 00:21:32.820
منو ببخشيد

00:22:11.129 --> 00:22:15.542
ليزي! جقدر خوشحالم که مي‌بينمتت -
هنوز خبري نشده؟ -

00:22:15.718 --> 00:22:20.630
نه، ولي حالا که دايي اومده، اميدوارم
،همه‌چيز درست بشه. پدر سه‌شنبه رفت شهر

00:22:20.808 --> 00:22:24.142
و از اون موقع ما فقط يه چيز شنيديم
.اينکه به سلامت رسيده

00:22:24.313 --> 00:22:27.267
مامان از صبح‌زوذ
هر 5 دقيقه سراغ تو رو ميگيره

00:22:27.442 --> 00:22:31.606
حالش چطوره؟ -
اصلن از اتاقش بيرون نيومده -

00:22:31.781 --> 00:22:36.907
و تو هم رنگت پريده
!اوه، جين، چقدر بايد ناراجتي کشيده باشي

00:22:37.079 --> 00:22:40.614
خيلي خوشحال شدم که ديدمت ليزي. بيا.

00:22:50.930 --> 00:22:54.346
!همه ـمون بدبخت شديم رفت پيِ کارش

00:22:55.144 --> 00:23:00.815
،اگه آقاي بنت همه ـمون رو به برايتون برده بود
!هيچ‌کدوم از اين اتفاق‌ها نمي‌افتاد

00:23:00.985 --> 00:23:06.822
من اون فورستر ها رو مقصر ميدونم! مطمئنم که
،در مسئليت خودشون يه غفلت بزرگ کردن

00:23:06.992 --> 00:23:12.948
واسه اينکه اگه خوب مراقبش بودن
.ليديادختري نبود که از اين کارا بکنه

00:23:13.125 --> 00:23:16.541
ماما -
و حالا هم که آقاي بنت رفته -

00:23:16.713 --> 00:23:22.053
ميدونم که با ويکهام دعوا ميکنه، و بعدش کشته ميشه
آن وقت چه بلايي سرِ ما مياد؟

00:23:22.971 --> 00:23:28.477
توي قبر نرفته
!اين کالينزها ميان و مارو بيرون مي‌اندازن

00:23:28.645 --> 00:23:33.189
و اگه تو کاري نکني، برادر
.من نميدونم که بايد چکار کرد و چي ميشه

00:23:33.360 --> 00:23:37.524
!خواهر، آروم باش. هنوز چيز وحشتناکي اتفاق نيفتاده که

00:23:37.698 --> 00:23:42.242
،من فردا صبح ميرم لندن
و هم‌فکري ميکنيم ببينيم بهترين کار چيه

00:23:42.413 --> 00:23:48.832
آره، آره، درسته! بايد پيداشون کني، و اگه
.ازدواج نکرده بودن، مجبورشون کن ازدواج کنن

00:23:49.005 --> 00:23:52.042
!ازهمه مهم‌تر، نگذاري آقاي بنت دوئل کنه

00:23:52.217 --> 00:23:56.880
.ماما، مطمئمنم که پدر اهل دعواکاري نيست -
!اوه آره، ميکنه

00:23:57.057 --> 00:24:01.886
و ويکهام واسه‌ي اطمينان ميزنه ميکشدش
!مگر اينکه تو يه کاري بکني، برادر

00:24:02.063 --> 00:24:09.894
!بايد بهش بگي که من چه وضع وحشتناکي دارم
.که من چجور مي‌لرزم و پرپر ميزنم

00:24:10.073 --> 00:24:14.736
همچين کمرم درد ميکنه و سرم تير ميکشه
،و دلم تندتند ميزنه

00:24:14.913 --> 00:24:18.080
!که خلاصه نه شب آرام‌وقرار دارم و نه روز

00:24:18.250 --> 00:24:20.243
خواهر، آرامش داشته باش

00:24:20.420 --> 00:24:25.332
و به ليديا هم بگو که هيچ سفارشي براي لباس‌هاي عروسي نده
،تا اينکه خودم ليديا رو ببينم

00:24:25.510 --> 00:24:29.555
واسه اينکه ليديا
!نميدونه فروشگاه‌هاي خوب، کدومان

00:24:58.302 --> 00:25:02.597
،اين يه اسف‌بارترين عشق‌بازي ـه
و لابد همه دراين‌باره حرف خواهند زد

00:25:02.766 --> 00:25:07.429
.بله، مرسي، مري
.فکر کنم همه ـمون خيلي خوب اينو ميدونيم

00:25:07.605 --> 00:25:09.977
،ولي ما بايد حلوي موجِ شرارت رو بگيريم

00:25:10.150 --> 00:25:15.358
و سينه‌هاي زخم‌خورده‌ي همديگه رو
.با محبتِ خواهرانه مرهم بديم

00:25:15.532 --> 00:25:19.696
مري، سيب‌زميني ها رو بده خاله گاردينر -
ببخشيد؟ -

00:25:19.871 --> 00:25:22.077
مهم نيست.خودم ميدم

00:25:22.833 --> 00:25:25.289
مرسي؛ کيتي

00:25:25.462 --> 00:25:29.460
اين اولين کلمه‌ي محبت‌آميزي ـه که شنيدم
.از وقتيکه ليديا رفته

00:25:29.634 --> 00:25:33.679
خيلي بي‌انصافيه، چون من که
کار بدي نکردم، کردم؟

00:25:33.847 --> 00:25:36.967
و فکر نميکنم که ليديا هم
.کار خيلي وحشتناکي کرده باشه

00:25:37.143 --> 00:25:40.809
!کيتي، خواهش ميکنم -
بايد که براي ليديا مصيبت‌بار باشه -

00:25:40.982 --> 00:25:47.235
:ولي ما بايد يه درس مفيد ازش بگيريم
اينکه از بين‌رفتن پاکدامني در زن، ديگه راه برگشت نداره

00:25:47.406 --> 00:25:49.944
مري عزيزم، اين حرف‌ها کمک کننده نيستن

00:25:50.118 --> 00:25:54.116
آبرو و آوازه، همان‌قدر که زيباست
شکننده هم هست

00:25:54.290 --> 00:25:58.288
بنابراين نميتونيم در رفتارمون
خيلي احتياط پيشه کنيم

00:25:58.462 --> 00:26:01.380
.اونم درمقابلِ رفتارِ ناشايستِ جنس مخالف

00:26:01.550 --> 00:26:04.302
.درسته... ممنون مري

00:26:21.408 --> 00:26:26.237
حالا، جين... هر چيزي رو که
تاحالا نشديدم، واسم بگو

00:26:28.251 --> 00:26:31.086
کلونل فوستر چي گفت؟

00:26:31.254 --> 00:26:35.667
يعني قبل از اين فرار عاشقانه
آنها هيچ بويي نبرده‌اند؟

00:26:35.844 --> 00:26:40.388
کلونل فوستر خودش مشکوک به اين علاقه شده بود
.به‌خصوص از جانب ليديا

00:26:40.558 --> 00:26:43.678
.اما درحدي نبوده که نگران بشه

00:26:44.354 --> 00:26:47.059
.ليزي، من خودم رو مقصر ميدونم

00:26:47.233 --> 00:26:53.319
من با اصرارهام تو رو وادار کردم که نزاري بدرفتاري ويکهام
.رو آشکار کني. الانم ليدياي بيچاره واسش داره رنج ميکشه

00:26:53.491 --> 00:26:58.070
هيچکس حتي يه لحظه هم به ويکهام شک نکرد
.خودِ خودم مقصرم

00:26:58.247 --> 00:27:05.379
نه، تو نبايد سرزنش بشي! اونم بيشتر از من ، يا آقاي دارسي
.يا هرکس ديگه‌اي که فريب ويکهام رو خورده

00:27:06.049 --> 00:27:11.257
.اصلن نبايد خودت رو در اين بارهملامت کني
.ديگران سزاوارِ سرزنش‌اند، نه تو

00:27:12.849 --> 00:27:17.393
اون براي خانم فورستر، قبل از اينکه فرار کنن
.يه يادداشت گذاشته

00:27:22.320 --> 00:27:27.612
هريتِ عزيزم
لابد وقتي بفهمي من کجا رفته‌ام، خنده‌ات ميگيره

00:27:27.785 --> 00:27:33.622
و من‌هم وقتي فکر ميکنم که فرداصبح مي‌بيني من نيستم
.و به تعجب مي‌افتي، خنده‌ام ميگيره

00:27:34.711 --> 00:27:39.457
من دارم ميرم به گرتناگرين و اگه نميتوني حدس بزني
،با چه کسي، آن‌وقت من فکر ميکنم که خيلي ساده‌لوحي

00:27:39.634 --> 00:27:45.804
چونکه فقط يه مرد در دنيا هست که من عاشق‌م
.از موضوع رفتن، چيزي به لانگبورني‌ها نگوييد

00:27:45.975 --> 00:27:51.219
!آخه وقتي خودم به‌آن نامه بنويسم و امضا کنم: ليديا ويکهام
.دهانشان از تعجب باز مي‌ماند

00:27:51.399 --> 00:27:55.943
.چه جک بامزه‌اي بشه
!اينقدر خنده‌ام گرفته که به‌زور دارم مي‌نويسم

00:27:59.618 --> 00:28:05.539
!اوه، بي‌فکر، ليدياي بي‌فکر
.اين چه نامه‌اي است، در چنين لحظه‌اي

00:28:05.709 --> 00:28:10.917
،ولي لااقل اون باور کرده که ميخواد ازدواج کنن
.هرچند ويکهام ممکنه اونو مجبور کرده باشه که دنبالش بياد

00:28:11.633 --> 00:28:15.466
.پدر بيچاره‌مون! چه حالي داشته

00:28:16.431 --> 00:28:19.101
من هرگز کسي را نديده بودم که
.اين‌طور يکّه خورده باشه

00:28:19.935 --> 00:28:25.856
تا 10 دقيقه يک کلمه هم از دهانش درنيومد. مادر هم
.حمله‌ي عصبي گرفت و کلِ خونه به‌هم ريخت

00:28:26.569 --> 00:28:30.614
ليدي لوکاس خيلي لطف داشتن
و پيشنهاد کمک دادش

00:28:31.742 --> 00:28:36.950
بهتر بود توي خونه‌اش مي‌ماند! کمک که نميتونه بکنه
.همدردي ـش هم غيرقابل تحمل ـه

00:28:37.124 --> 00:28:40.328
بهتره که دوادور احساس پيروزي کنه
.و دلشون خوش باشه

00:28:40.503 --> 00:28:42.294
.اين بي‌محبتي ـه

00:28:44.342 --> 00:28:48.506
من مطمئنم که قصدش خير بوده -
آره، ممکنه -

00:28:50.183 --> 00:28:55.225
...متاسفم. فقط اينکه نميتونم شرايط رو

00:28:57.066 --> 00:28:59.106
اوه، جين

00:28:59.278 --> 00:29:05.483
جين، نمي‌بيني که اين قضيه، غير از آبروي ليديا
خيلي چيزهاي ديگه رو هم از بين برده؟

00:29:28.982 --> 00:29:33.063
خيلي مزاحم ـتون شدم. ديگه بايد برم

00:29:41.332 --> 00:29:42.743
بيا تو

00:29:44.461 --> 00:29:47.581
گمون ميکردم که
.هنوز به رختخواب نرفته باشي

00:29:57.227 --> 00:30:00.846
داشتم در مورد اون چيزي که
.بعدازظهر گفتي، فکر ميکردم

00:30:01.023 --> 00:30:05.187
اينکه فقط آبروي ليديا نيست که
از بين رفته

00:30:06.155 --> 00:30:11.363
من عصباني و ناراحت بودم. نبايد اون حرفا رو ميزدم
.نميخواد خيلي روش فکر کني

00:30:11.537 --> 00:30:14.906
منظورت، به نظرم، اين بود که
من و تو

00:30:15.083 --> 00:30:19.829
و مري و کيتي هم
.به‌خاطر نسبت فاميلي، لکه دار شديم

00:30:20.674 --> 00:30:26.595
و اين روسواييِ ليديا
.بخت ما رو واسه‌ي داشتن يه ازدواج مناسب از بين برده

00:30:29.435 --> 00:30:34.394
شانس هرکدوم ازما واسه‌ي
.يک ازدواجِ خوب داشتن، هيچ‌وقت خيلي خوب نبوده

00:30:34.566 --> 00:30:38.611
.و حالام بايد بگم که، ديگه اصلن شانسي وجود نداره

00:30:39.531 --> 00:30:44.194
بعد از اين ماجرا، ديگه هيچ‌کس به ما پيشنهاد معاشرت نميده
.آقاي دارسي، اين موضوع رو واسه من روشن کرد

00:30:44.371 --> 00:30:46.162
آقاي دارسِ؟

00:30:46.874 --> 00:30:49.661
اونم مشکل مارو ميدونه؟

00:30:52.423 --> 00:30:56.172
يه دقيقه بعد از اينکه نامه‌ات رو خوندم
.اتفاقي بهم سر زد

00:30:57.721 --> 00:31:01.090
...خيلي مهربون بود، خيلي بامرام

00:31:02.310 --> 00:31:07.518
ولي خيلي روشن نشون داد که ميخواد
.از جلوي چشمام بره

00:31:10.905 --> 00:31:14.321
ديگه آدرس ـش رو برام نمي‌فرسته
(ديگه نميخواد باهاش ملاقات کنم)

00:31:14.493 --> 00:31:18.076
و خيلي هم مُسِر خواهد شد
.نزاره دوستش هم باتو رابطه داشته باشه

00:31:18.247 --> 00:31:23.455
من که هيچ انتظار ندارم آقاي بينگلي بهم سر بزنه، ليزي
.ديگه با اين موضوع، کاملن ساخته‌م

00:31:23.963 --> 00:31:28.341
مطمئنن تو هم علاقه‌اي به توجهِ آقاي دارسي نداري، درسته؟

00:31:28.511 --> 00:31:31.678
.نه، نه. هيچوقت دنبال علاقه‌اش نبودم

00:31:32.599 --> 00:31:36.182
ولي فکر ميکني که دارسي ميخواست
دوباره بهت نزديک بشه؟

00:31:36.354 --> 00:31:40.767
نظر اينه که هنوز عاشقِ تواه؟ -
.نميدونم -

00:31:41.861 --> 00:31:44.946
نميدونم 2 روز پيش چي فکر مي‌کرد

00:31:45.115 --> 00:31:51.997
،همه‌ي چيزي که مي‌دونم اينه که اون، يا هر مردِ محترم ديگري
.نميخواد که با هيچکدوم از ماها کاري داشته باشه

00:32:13.819 --> 00:32:16.524
!يا خدا! ببين کي داره مياد

00:32:16.697 --> 00:32:19.864
کيه، کيتي؟ -
معلومه، آقاي کالينز -

00:32:20.035 --> 00:32:22.989
!من که اصلن ازش خوشم نمي‌آد

00:32:34.762 --> 00:32:38.712
اميدوار بودم که به
.پدر و مادرِ بيچاره ـتان، عرض تسليت بگم

00:32:38.893 --> 00:32:43.520
پدر هنوز در لندن ـه، و مادر هنوز اينقدر خوب نشده که
.اتاقش رو ترک کنه

00:32:49.990 --> 00:32:56.445
من خودم حس کردم که سري بزنم، نه فقط به‌خاطر نسبت فاميلي
بلکه براي جايگاه ـم به عنوان کشيش

00:32:56.624 --> 00:33:01.251
تا به همه‌ي شما به‌خاطر مصيبتِ شديدي که
.همه‌ي شما تحملش ميکنيد، آرامش ـتان دهم

00:33:02.089 --> 00:33:03.583
مرسي، آقا

00:33:03.758 --> 00:33:09.429
هميشه گفته ميشه که
دوست واقعي اونيه که در شرايط سخت خودش رو نشون ميده

00:33:10.350 --> 00:33:11.809
.درسته

00:33:13.228 --> 00:33:19.102
خاطرجمع باشيد، خانم‌ها، که خانم کالينز و من
،خالصانه در اين اندوه با شماها احساس همدردي ميکنيم

00:33:19.278 --> 00:33:25.733
که قاعدتن از بدترين نوع است، زيرا معلول علتي ـست که
.گذشت زمان نمي‌تونه اونو برطرف کنه

00:33:25.911 --> 00:33:30.075
مرگ خواهرتان در مقايسه با چنين مصيبتي
.سعادت محسوب مي‌شود

00:33:30.250 --> 00:33:35.376
،حتي وضعيت بدتر از اين است
،چونکه دليلي هست که گمون ميشه

00:33:35.549 --> 00:33:37.838
،همونطور که شارلوت عزيزم بهم گفته

00:33:38.010 --> 00:33:44.678
که اين هرزگي رفتارِ خواهرتان ناشي از
،سهل‌انگاري بي‌حد و مرز در تربيت اوست

00:33:44.852 --> 00:33:49.978
هرچند که در عين حال من ترجيح ميدم ميدهم که اينطور فکر کنم
.که فلزِ ـش بايد فطرتن بد بوده

00:33:50.151 --> 00:33:55.277
،حالا، درهرحال هرچه باشه
...شما شديدن مستحقِ همدردي و دلسوزي هستيد

00:33:58.077 --> 00:34:00.747
...ما ازتون خيلي متشکريم آقا، که تشريف

00:34:00.914 --> 00:34:05.660
نه که من، بلکه ليدي کاترين دوبورگ و دخترشون

00:34:05.837 --> 00:34:08.708
که کل ماجراي عشق‌بازي رو براشون نقل کردم
.همين احساس رو دارند

00:34:08.883 --> 00:34:13.925
آنها دراين مفهوم با من موافق‌اند که
اين لغزشِ يک دختر

00:34:14.098 --> 00:34:18.428
.حتمن به زيانِ آينده‌ي بقيه‌ي دختران تمام ميشه

00:34:18.604 --> 00:34:23.682
ديگه چه کسي"، همون طور که ليدي کاترين"
از روي فروتني فرمودند

00:34:23.861 --> 00:34:27.906
"حاضره با هم‌چين خانواده‌اي ارتباط داشته باشه؟"

00:34:33.540 --> 00:34:35.865
پس "چه کسي"، درسته، آقا

00:34:37.253 --> 00:34:44.716
حالاهم، شايد، با درنظر گرفتن اين ملاحظه، شما هم
.ممکنه حس کنيد که عاقلاقه نيست مدت بيشتري اينجا بمونيد

00:34:47.725 --> 00:34:50.395
خب، احتمالن حق با شماست

00:34:50.561 --> 00:34:53.432
بله، شايد شما درست ميگيد، دخترعمو اليزابت

00:34:53.607 --> 00:34:57.771
من هميشه فکر مي‌کنم که يه روحاني
.نميتونه خيلي بااحتياط باشه

00:34:57.946 --> 00:35:04.697
به‌خصوص کسي که اينقدر باسعادت بوده که لذت
.تمکين و حمايتِ ليدي کاترين رو داشته باشه

00:35:05.789 --> 00:35:09.953
بافکري شما بسيار قابلِ احترامه، دخترعمو اليزابت

00:35:13.633 --> 00:35:18.592
!من خيلي خيلي براي همه‌تون متاسفم

00:35:32.490 --> 00:35:35.491
!آدمِ غيرقابلِ تحمل -
. من که فکر ميکنم نيت ـش خوبه -

00:35:35.661 --> 00:35:38.413
خب اشتباه فکر ميکني، جين

00:35:38.581 --> 00:35:43.291
اون قصدش اين بود که از بدبختي ما لذت ببره
!و از موقعيت خوبِ ـش، به خودش بباله

00:35:43.463 --> 00:35:46.417
به نظر من که از مهربونيش بود
که اومد بهمون تسلي بده

00:35:52.641 --> 00:35:56.390
رفتش؟ -
بله -

00:35:57.147 --> 00:35:59.223
!خوبه -
!واسه هميشه انشالا -

00:35:59.859 --> 00:36:03.193
!اونجا خاله فيليپس ـه
ميتونه خبرها رو از مريتون بمون بگه

00:36:03.363 --> 00:36:07.361
شک دارم که چيزي داشته باشه که ما تمايل به شنيدنش داشته باشيم -
مادر که خوشحال ميشه از ديدنش -

00:36:08.912 --> 00:36:12.246
خب، دخترا، خيلي عصباني‌ام

00:36:12.416 --> 00:36:16.711
مادرتون هنوز تو رخت‌خوابشه؟ -
نه، ولي اتاقش رو هم ترک نميکنه -

00:36:16.881 --> 00:36:21.378
خب، خب، هرچقدر خدمتکارها کمتر خبردار بشن بهتره
.مطمئنم

00:36:21.553 --> 00:36:26.761
بيا، منو ببر پيشش جين، گويا هفت‌آسمون هم ميدونه که
.من خبرخوشي براش ندارم

00:36:30.022 --> 00:36:33.522
هرروز من يه سري داستان بدِ جديد
!درباره‌ي آقاي ويکهام ميشنوم

00:36:33.694 --> 00:36:37.775
اوه، آقاي ويکهام، همون که همه ميگفتن
!جاش تو بهشته

00:36:37.949 --> 00:36:42.944
آقاي ويکهام، که نصف شهر
!عاشقش شده بودن. همه‌ي مدت يه هفت‌خطِ شرور بوده

00:36:43.123 --> 00:36:47.038
يه شيطونِ ناکس که از جهنم اومده
!تا مارو به خاک سياه بنشونه

00:36:48.046 --> 00:36:52.673
شنيدم که اون از همه‌ي کاسب‌هاي معروفِ شهر
پول قرض کرده

00:36:52.843 --> 00:36:54.218
!اوه، خواهر

00:36:54.387 --> 00:36:57.756
!داستان‌هايي از بدهي‌هاي قماربازي ـش شنيدم -
!اوه، خواهر -

00:36:57.933 --> 00:37:03.521
که توي آشوب‌هاي موقع مستي، بيش از
!صندلي و سرودست، کلي چيزهاي ديگه رو هم ميشکنه، خواهر

00:37:03.691 --> 00:37:05.351
!اوه، خواهر، بسه

00:37:05.526 --> 00:37:09.774
!هرزگي، توطئه‌چيني، گمراه‌کردن براي تجاوز

00:37:09.949 --> 00:37:14.826
ميگن تاجري تو شهر نيست که
!دخترش رو از راه به در نکرده باشه

00:37:15.038 --> 00:37:19.083
!حالا هم که ميخواد با دختر عزيز من اينکارو بکنه
!آدمِ شرورِ نابه‌کار

00:37:19.252 --> 00:37:22.419
اون بايد پيدا بشه و
!مجبورش کنن تا با دخترم ازدواج کنه

00:37:25.260 --> 00:37:30.635
بايد بگم، خواهر، که من هميشه
.به ظاهرِ مهربونش شک داشتم

00:37:30.809 --> 00:37:35.139
آره، خواهر، منم همينطور
!و به دخترا هم هشدار داده بودم

00:37:35.314 --> 00:37:40.024
!بسيار بدونِ اشکال و خيلي قابلِ باور -
ولي کي بود که به حرفم گوش بده؟ -

00:37:40.196 --> 00:37:42.948
!و حالام همه‌مون، همه ويران شديم

00:37:43.575 --> 00:37:47.870
!اوه، دختر بيچاره‌ي من. ليدياي بيچاره بدبخت ـم

00:37:57.468 --> 00:38:00.588
ما کي بايد بريم به هرتفوردشار، عشقم؟

00:38:00.764 --> 00:38:05.842
از چنجره فاصله بگير، عزيزک
.هروقت که معاملاتِ کاري ـم رو انجام دادم

00:38:06.021 --> 00:38:09.355
اينجور کارا هميشه
.بيش از انتظار طول ميکشه

00:38:09.525 --> 00:38:13.570
تو ناراحت که نيستي، درسته؟ -
اوه، نه -

00:38:13.739 --> 00:38:19.825
!فقط نميتونم واسه‌ي ديدن قيافه‌ي مادرم صبر کنم
!و خواهرام. کيتي که خيلي حسودي خواهد کرد

00:38:20.164 --> 00:38:22.869
!آي بخندم

00:38:23.042 --> 00:38:28.916
خيلي دلم ميخواد که توي لانگبورن عروسي کنيم. اون‌وقت
.همه‌ي خواهرام مجبورن که ساقدوش ـم باشن

00:38:30.260 --> 00:38:35.552
،اوه، کاشکي ميتونستيم بريم تو شهر
.و توي شادي و دوتايي‌باهم ديده ميشديم

00:38:35.725 --> 00:38:39.675
هرچيز سر موقع خودش. صبور باش، عزيزم

00:38:41.566 --> 00:38:44.852
خدايا،وقتيکه فکرش رو ميکنم که
.کاريو کردم که هيچ‌کدوم از خواهرام نکردن

00:38:45.029 --> 00:38:49.027
منو مجبور ميکنه که قاه‌قاه بخندم

00:38:49.201 --> 00:38:52.072
!و تازه من از همه ـشون کوچکترم

00:38:57.211 --> 00:39:00.996
مامان! اين يه نامه ـس
.از طرف دايي گاردينر

00:39:03.177 --> 00:39:06.463
پدر امروز مياد خونه -
ليديا رو هم با خودش مياره؟ -

00:39:06.640 --> 00:39:10.425
نه. اون و دايي هنوز نفهميدن که
ليديا کجاست

00:39:10.603 --> 00:39:14.981
دايي کار جستجو رو خودش تنهايي انجام ميده -
بدون ليدياي بيچاره مياد خونه؟ -

00:39:15.151 --> 00:39:19.315
اگه بياد، پس چه کسي بايد با ويکهام دوئل کنه
و اونو به ازدواج با ليديا مجبور کنه؟

00:39:19.490 --> 00:39:23.025
اوه، جين؛ جين؛ چه بلايي داره سرمون مياد؟

00:39:23.411 --> 00:39:29.332
!اوه، اون ماده‌ي هوش‌آور رو بيار
!حس ميکنم که دوباره ميخوام غش کنم

00:39:39.891 --> 00:39:43.510
.الان نه، جين. نه، ليزي

00:40:44.432 --> 00:40:46.757
خانوم يانگ

00:40:51.691 --> 00:40:56.733
بايد برم و به پدر بگم؟
از وقتي که اومده لب به چيزي نزده

00:40:56.906 --> 00:41:00.358
بزار من برم. تو چاييِ مادر رو ببر

00:41:18.768 --> 00:41:20.677
خب، جين

00:41:21.646 --> 00:41:23.271
اليزابت

00:41:23.440 --> 00:41:25.516
مري، کيتي

00:41:27.946 --> 00:41:30.235
خيلي خسته به نظر ميايد، پدر

00:41:30.408 --> 00:41:35.118
بايد اوقات خيلي بدي رو سپري کرده باشين -
حرفش رو هم نزن -

00:41:35.289 --> 00:41:41.957
بجز خودم کي بايد زجر بکشه؟
خودم کردم که لعنت بر خودم باد

00:41:42.131 --> 00:41:43.625
اوه، پاپا

00:41:44.384 --> 00:41:47.255
.نبايد اينقدر به خودتون سخت بگيريد

00:41:47.430 --> 00:41:51.725
نه ليزي، بزار يه بار هم که شده، در زندگي ـم
بفهمم که چقدر مستحقِ سرزنشم

00:41:51.894 --> 00:41:58.064
نگران اين نيستم که با اين احساس از پا ميافتم
بالاخره ميگذره

00:42:00.697 --> 00:42:06.783
فکر ميکنيد که اونا هنوز در لندن باشن، آقا؟ -
آره. ديگه کجا هست که بتونن اينطور خوب قايم بشن؟ -

00:42:07.205 --> 00:42:09.992
ليديا هميشه مي‌خواست بره لندن

00:42:11.252 --> 00:42:17.505
پس الان خوشحاله. و اقامت ـش اونجا احتمالن
خيلي طول بکشه

00:42:19.596 --> 00:42:21.090
ليزي

00:42:21.265 --> 00:42:26.343
من تاييد ميکنم که تو سوءنيت ـي نداشتي و
دليل موجهي براي توصيه‌ات به من در ماه "مي" داشتي

00:42:26.521 --> 00:42:32.109
،که، باتوجه به وقايع
.نشون ميده که هوشمندي‌اي داشتي

00:42:33.989 --> 00:42:36.943
من بايد چاي مادر رو ببرم

00:42:37.869 --> 00:42:41.654
پس اون هنوز طبقه‌ي بالاست و کارشو ميکنه، درسته؟

00:42:41.833 --> 00:42:46.626
!خوبه. به بدبختي ـمون جلوه‌ي بيشتري ميده
دفعه‌ي بعدي هم من اينکارو ميکنم

00:42:46.797 --> 00:42:54.011
،توي کتابخونه‌ام ميشينم، با لباس‌خواب و کلاهِ خواب
و بعد تا ميتونم زحمت ميدم

00:42:55.058 --> 00:42:58.759
يا شايد بهتر باشه بزارم واسه وقتيکه
کيتي فرار ميکند

00:42:59.105 --> 00:43:03.982
پاپا من که فرار نميکنم.
.اگه من به برايتون ميرفتم، بهتر از ليديا رفتار ميکردم

00:43:04.153 --> 00:43:10.239
تو بري برايتون؟ اگه پنجاه پوند هم بهم بدن، جرات نميکنم
!بگذارم تا ايست‌بورن هم بري

00:43:10.411 --> 00:43:15.655
نه، کيتي، حالا ديگه حداقل فهميدم که بايد احتياط کنم
.و توهم متوجه نتايجش ميشي

00:43:15.835 --> 00:43:21.590
ديگه هيچ افسري حق نداره پاشو به خونه‌ي من بزاره
!حتي حق نداره گذارش به اين ناحيه بيفته

00:43:22.385 --> 00:43:28.092
،مجلس رقص و جشن هم غدقن
!مگر اينکه همراه يکي از خواهرهايت برقصي

00:43:28.267 --> 00:43:34.887
و پايت رو از خونه بيرون نميزاري مگر اينکه
.لااقل روزي 10 دقيقه مثل آدم رفتار کني

00:43:37.738 --> 00:43:42.199
،خب، خب، خب
.اينطوري خودت رو ناراحت نکن عزيزم

00:43:42.369 --> 00:43:49.168
،اگه تا 10 سال آينده دختر خوبي بودي
.اون وقت شايد تجديد نظر کنم

00:44:16.579 --> 00:44:20.031
اوه، عزيزم، چرا امشب نريم بيرون؟

00:44:21.002 --> 00:44:24.122
چطوره بريم تئاتر؟

00:44:25.048 --> 00:44:29.877
خدايا! اون ديگه اينجا چه ميکنه؟ -
چي؟ -

00:44:30.055 --> 00:44:33.140
!چه طنزي -
کيه؟ -

00:44:33.309 --> 00:44:36.227
!عمرن اگه حدس بزني -
کيه؟ -

00:44:36.396 --> 00:44:38.555
آقاي دارسي

00:45:08.813 --> 00:45:10.889
بيا

00:45:16.239 --> 00:45:18.647
مرسي، هيل

00:45:32.635 --> 00:45:35.755
هيل، چيه؟ خانوم بنت دنبال ما ميگرده؟

00:45:35.931 --> 00:45:37.888
نه، خانوم

00:45:38.059 --> 00:45:43.434
معذرت ميخوام، ولي ميدونيد که يه پيک
از طرف آقاي گاردينر براي ارباب اومده؟

00:45:43.607 --> 00:45:48.186
کي رسيده، هيل؟ -
حدوده نيم ساعت پيش، خانم -

00:46:13.479 --> 00:46:17.643
خب، ليزي؟ -
پاپا، چه خبر؟ -

00:46:18.944 --> 00:46:23.156
از دايي ـمون چه خبر؟ -
بله، من يه نامه ازش دريافت کردم -

00:46:23.325 --> 00:46:28.533
چيا گفته؟ خوبه يا بد؟ -
چطور ميشه انتظار خبر خوب رو داشت -

00:46:28.707 --> 00:46:31.827
شايد دوست داشته باشي خودت بخونيش

00:46:33.296 --> 00:46:38.042
بلند بخون ليزي
خودِ من هم نميدونم چي نوشته

00:46:38.219 --> 00:46:44.056
برادر عزيزم، بالاخره تونستم خبرهاي از خواهرزاده‌ام و آقاي ويکهام"
"...براتون بفرستم. هردوشون رو ديده‌ام

00:46:44.227 --> 00:46:46.932
!همونطور که اميدوار بودم! اونا ازدواج کردن

00:46:47.106 --> 00:46:51.899
ازدواج نکرده‌اند، و آن طور که من فهميده‌ام"
"قصد ازدواج هم ندارند

00:46:52.070 --> 00:46:58.156
ولي من از جانب شما قول داده‌ام که اگه شما تعهداتي رو قبول کنيد
.در آينده‌اي نه چندان دور ازدواج کنند

00:46:58.328 --> 00:47:00.866
چه قرار و مدارهايي؟ -
ادامه بده -

00:47:01.040 --> 00:47:07.126
کاري که شما لازمه بکنيد اينه که از 5000 پوندي
رو که (بعد از فوتتون) به ارث ميبره، تضمين کنيد

00:47:07.298 --> 00:47:12.257
و در طول حيات ـتون هم، تعهد کنيد که سالانه
.100پوند مقرري به دخترتان بدهيد

00:47:12.430 --> 00:47:16.475
چقدر کم؟ پس قرض‌هاي ويکهام چي ميشه؟

00:47:18.020 --> 00:47:19.645
...بخون

00:47:19.814 --> 00:47:24.311
به زودي خواهيد فهميد که وضعيت آقاي ويکهام
به آن بدي‌هايي که ميگويند نيست

00:47:24.487 --> 00:47:26.563
!ديدي -
! بخونش ليزي -

00:47:26.740 --> 00:47:33.954
من خوشحالم که بگويم حتي بعد از تسويه‌ي تمام بدهي ـش،
."بازهم پول مختصري ميمونه که به خواهرزاده‌ام برسه

00:47:34.917 --> 00:47:38.618
.من که باور نميکنم -
بخونش -

00:47:39.923 --> 00:47:44.633
به نظرِ ما بهتره که خواهرزاده‌ام در اين خانه"
"ازدواج کند. اميدوارم که شما هم موافقت کنيد

00:47:44.805 --> 00:47:47.925
پس اون‌وقت کيتيِ بيچاره
نميتونه ساقدوش باشه

00:47:48.100 --> 00:47:54.353
در اسرع وقت بهم جواب بدهيد، و سعي کنيد"
...جواب‌هاتون بي‌ابهام و واضح باشه. ارادتمند" و

00:47:56.820 --> 00:48:00.236
چطور ممکنه اون با مبلغ به اين کمي
با ليديا ازدواج کنه؟

00:48:00.408 --> 00:48:05.616
.پس ويکهام به اون بدي هم که ما فکر مي‌کرديم، نيست
.به نظرم واقعن عاشقِ ليديا ـست

00:48:05.790 --> 00:48:08.910
تو اينطوري فکر کن جين؛
اگه بهت آرامش ميده

00:48:09.086 --> 00:48:13.665
جواب نامه رو هم داديد؟ -
.نه، ولي بايد... زود بدهم -

00:48:17.972 --> 00:48:22.433
.و اونا بايد ازدواج کنن. در عين حال با چه مردي

00:48:22.603 --> 00:48:25.723
بله، بايد عروسي کنن
.کار ديگه‌اي نميشه کرد

00:48:25.899 --> 00:48:28.390
:ولي دو چيزه که خيلي دلم ميخواد بدونم

00:48:28.569 --> 00:48:32.733
يک اينکه؛ دايي ـتون چقدر پول گذاشته تا اينکار انجام بشه

00:48:32.908 --> 00:48:37.452
و 2؛ چطور ميتونم بهش پول رو بگردونم؟

00:48:43.380 --> 00:48:46.500
کاشکي راجع به اين قضيه به آقاي دارسي
چيزي نگفته بودم

00:48:46.676 --> 00:48:52.016
.ليزي عزيزم، خودت رو ناراجت نکن
من مطمئنم که آقاي دارسي به اعتماد تو، پشتِ پا نميزنه

00:48:52.558 --> 00:48:57.304
اينو که 100درصد. ناراحتيم اصلن به خاطر اين نيست

00:48:57.481 --> 00:49:01.100
پس، چيه؟ -
!نميدونم -

00:49:01.820 --> 00:49:05.272
از اينکه الان چقدر خوشحاله که
!دررفته

00:49:07.035 --> 00:49:11.448
که چقدر بايد از من متنفر باشه -
ولي ليزي، توکه دنبال عشقِ اون نبودي -

00:49:11.624 --> 00:49:13.949
وقتي‌هم که ابرازش کرد، تو قبولش نکردي

00:49:14.127 --> 00:49:17.995
،اگه اون نظر مثبت ـش رو از تو برگردونده
تو چرا بايد اهميت بدي؟

00:49:18.592 --> 00:49:20.964
!نميدونم

00:49:21.220 --> 00:49:23.925
.نميتونم توضيحش بدم

00:49:25.726 --> 00:49:28.846
فقط ميدونم که احتمالن
.ديگه هيچوقت اونو نبينم

00:49:30.774 --> 00:49:35.271
ولي نميتونم تصورش رو بکنم که
...يه جايي تو اين دنيا زندگي ميکنه

00:49:35.447 --> 00:49:38.117
.و راجع به من بد فکر ميکنه...

00:49:50.912 --> 00:49:56.891
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:49:57.893 --> 00:50:05.414
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.