﻿WEBVTT

00:00:05.200 --> 00:00:12.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:17.024 --> 00:00:24.024
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:50.880 --> 00:01:02.730
‫«آخرین قسمت از مجموعه گرند تور»
‫«کام آخر»

00:01:03.160 --> 00:01:06.880
‫سلام و خوش آمدید به آخرین گرند تور ما

00:01:07.000 --> 00:01:10.920
‫و چون این آخرین باریه که جیمز،
‫ریچارد و من با هم کار می‌کنیم،

00:01:11.120 --> 00:01:15.200
‫آقای ویلمن گفت که باید یه کار مهم انجام بدیم

00:01:15.400 --> 00:01:19.360
‫اون گفت که هر کدوم باید
‫یه ماشین برقی متوسط بخریم

00:01:19.520 --> 00:01:22.310
‫و ببینیم با یه‌بار شارژ چندبار

00:01:22.330 --> 00:01:25.580
‫می‌تونیم بزرگراه ام۲۵ رو دور بزنیم

00:01:26.340 --> 00:01:30.000
‫اما ما تصمیم گرفتیم به
‫حرفش گوش نکنیم و بیایم اینجا

00:01:44.550 --> 00:01:45.240
‫آره

00:01:45.270 --> 00:01:48.760
‫خب، خوش آمدید به زیمباوه

00:02:00.690 --> 00:02:03.530
‫و ما قرار نیست با ماشین‌های
‫برقی نکبتی رانندگی کنیم

00:02:03.580 --> 00:02:07.710
‫در عوض، ما سه نفر تصمیم
‫گرفتیم که فقط چیزهایی بخریم

00:02:07.740 --> 00:02:09.680
‫که همیشه آرزوش رو داشتیم

00:02:09.840 --> 00:02:12.480
‫و به همین خاطر من اینو خریدم

00:02:12.600 --> 00:02:14.400
‫این یه ترایومف‌ـه

00:02:36.240 --> 00:02:40.490
‫من همیشه عاشق بودم. از بچگی

00:02:40.740 --> 00:02:42.820
‫ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که یکی داشته باشم

00:02:42.960 --> 00:02:46.170
‫راستش رو بخواید، فکر می‌کردم
‫که اجازه ندارم یکی داشته باشم

00:02:46.200 --> 00:02:49.320
‫فقط آدم‌هایی مثل دیوید نیون
‫می‌تونستن استگ داشته باشن

00:02:49.480 --> 00:02:52.920
‫من حتی هیچ‌وقت یکی رو هم
‫نرونده بودم، چون همیشه میگن

00:02:53.120 --> 00:02:54.350
‫که هرگز نباید قهرمانت رو ملاقات کنی

00:02:54.380 --> 00:02:57.120
‫ولی حالا که این کار رو کردم، خوشحالم بگم،

00:02:57.430 --> 00:02:59.620
‫که واقعاً عالیه

00:03:01.660 --> 00:03:02.660
‫ایول

00:03:03.180 --> 00:03:06.220
‫در این لحظه، لوئیس کالینز رسید

00:03:10.300 --> 00:03:11.460
‫جانمی!

00:03:12.900 --> 00:03:13.900
‫بله

00:03:14.420 --> 00:03:18.980
‫حالا من صاحب یه فورد
‫کاپری مارک وان سه لیتری هستم

00:03:20.100 --> 00:03:20.900
‫جی‌تی‌ـه؟

00:03:21.100 --> 00:03:22.620
‫نه، جی‌اکس‌ال‌ـه

00:03:22.780 --> 00:03:24.900
‫- چرا جی‌تی نگرفتی؟
‫- چون این بهتره

00:03:25.420 --> 00:03:26.420
‫ نه بابا

00:03:26.900 --> 00:03:30.580
‫قبل از اینکه فرصتی برای بحث
‫داشته باشم، کلارکسون رسید،

00:03:31.100 --> 00:03:33.860
‫که همین الانش هم مرتکب یه اشتباه شده بود

00:03:40.940 --> 00:03:41.980
‫نظرتو چیه؟

00:03:42.110 --> 00:03:44.110
‫چرا یه لانسیا خریدی؟

00:03:44.300 --> 00:03:45.300
‫زیرا بخاطر اینکه!

00:03:45.500 --> 00:03:48.740
‫بیست و اندی سال پیش، با یکی
‫از اون‌ها به بوتسوانا رانندگی کردم،

00:03:48.900 --> 00:03:51.580
‫و ثابت کردم که بهترین ماشین برای آفریقاست

00:03:51.740 --> 00:03:54.060
‫ولی همیشه خراب می‌شد

00:03:54.500 --> 00:03:55.900
‫‌بله، می‌شد

00:03:56.060 --> 00:03:58.420
‫ولی، اون ماشین موتورش جلو بود

00:03:58.580 --> 00:04:01.300
‫این، موتورش وسطه. این یه مونتکارلوئه

00:04:01.500 --> 00:04:05.420
‫و من چندین تغییرات انجام
‫دادم تا با شرایط سازگار بشه

00:04:05.580 --> 00:04:07.460
‫اجازه بدید اگر ممکنه، توضیح بدم

00:04:07.620 --> 00:04:09.740
‫ اینجا در عقب،

00:04:09.940 --> 00:04:12.460
‫چراغ‌های عقب فراری ۳۰۸ رو داریم

00:04:12.620 --> 00:04:13.940
‫خیلی خوشگل به نظر می‌رسند

00:04:14.140 --> 00:04:15.820
‫- لوله‌های اگزوز چهارگانه.
‫- عالیه

00:04:16.020 --> 00:04:18.180
‫چرخ‌های دلتا اینتگراله

00:04:18.340 --> 00:04:21.460
‫چراغ‌های جلو و جلوپنجره دلتا اینتگراله

00:04:21.660 --> 00:04:24.300
‫و بعد، رنگ بدنه آبی لوتوس

00:04:24.360 --> 00:04:26.760
‫وای. حالا هیچ‌کدوم از این‌ها باعث
‫میشه که ماشین قابل اعتمادتر بشه؟

00:04:26.920 --> 00:04:29.480
‫و می‌دونین که ما داریم این کار رو برای...

00:04:29.680 --> 00:04:30.680
‫۱۱۲ سال

00:04:30.800 --> 00:04:33.320
‫بله، ۱۱۲ ساله که انجام
‫میدیم. من چند تا درس یاد گرفتم

00:04:33.520 --> 00:04:35.600
‫پس، داخل ماشین،

00:04:36.480 --> 00:04:40.200
‫من صندلی‌های چرمی که داغ می‌شدند
‫رو با صندلی‌های پارچه‌ای عوض کردم

00:04:40.360 --> 00:04:41.480
‫بله

00:04:41.680 --> 00:04:44.040
‫و یه فرمان مسابقه‌ای از
‫جنس آلکانترا روش انداختم

00:04:44.240 --> 00:04:47.120
‫و اگر به پایین نگاه کنین،

00:04:47.320 --> 00:04:50.120
‫من داشبوردش رو برداشتم و با...

00:04:52.560 --> 00:04:53.920
‫- این یه یخچاله؟
‫- بله

00:04:54.520 --> 00:04:57.640
‫برای نوشیدنی‌های سردم.
‫یخچال نوشیدنی‌های گازدارمه

00:04:57.800 --> 00:04:59.240
‫- واو.
‫- این واقعاً خوبه

00:04:59.360 --> 00:05:00.770
‫حالا هیچ‌کدوم از این‌ها باعث
‫میشه که ماشین قابل اعتمادتر بشه؟
‫نه، ولی من راحت‌تر خواهم بود

00:05:02.360 --> 00:05:04.530
‫تو در حالی که کنار جاده ول معطلی،
‫یه نوشیدنی سرد نوش جان خواهی کرد

00:05:04.560 --> 00:05:06.600
‫آره، این باعث میشه که
‫خرابی‌های زیادش قابل تحمل‌تر بشه

00:05:06.800 --> 00:05:09.360
‫- نه، این خوشگله.
‫- واقعاً خیره‌کننده‌ست

00:05:09.520 --> 00:05:10.520
‫زیباست

00:05:10.560 --> 00:05:13.360
‫من هم کاپری‌ام رو قبل از
‫ارسال به اینجا یه تغییراتی دادم

00:05:13.560 --> 00:05:15.920
‫- واقعاً؟
‫- من کاپوتش رو مشکی رنگ کردم

00:05:16.120 --> 00:05:19.320
‫چون، نگاهش کن، خیلی زیباست

00:05:19.520 --> 00:05:21.880
‫- جی‌تی‌ـه؟
‫- نه، جی‌اکس‌ال‌ـه

00:05:22.320 --> 00:05:24.720
‫- چرا جی‌تی نگرفتی؟
‫- چون این بهتره

00:05:25.160 --> 00:05:27.720
‫- نه نیستش.
‫- چرا، هست. این مثل یه جی‌تی‌‌ـه،

00:05:27.920 --> 00:05:31.000
‫که خوبه، ولی با امکانات بیشتر، که بهتره

00:05:32.160 --> 00:05:33.920
‫- اهوم.
‫- چیه؟

00:05:34.120 --> 00:05:35.560
‫من اینو از جی‌اکس‌ال یادم میاد

00:05:35.760 --> 00:05:38.320
‫چون داشبورد چوبی توش گذاشته بودند

00:05:38.480 --> 00:05:39.800
‫درسته

00:05:40.000 --> 00:05:41.290
‫- ما قبلاً درباره‌ش صحبت کردیم.
‫- بله کردیم

00:05:41.320 --> 00:05:43.680
‫جی‌تی برای ورزشه، جی‌اکس‌ال برای جلساته

00:05:43.840 --> 00:05:46.880
‫دقیقاً. شما باید سلسله مراتب
‫نشان‌های فورد رو درک کنی

00:05:47.080 --> 00:05:51.200
‫پدر من یه جی‌اکس‌ال کورتینا
‫داشت چون که مدیرعامل بود

00:05:51.400 --> 00:05:52.200
‫پدر منم جی‌اکس‌ال کورتینا داشت
‫- پدر هردتون...
‫- مدیر؟

00:05:53.440 --> 00:05:55.600
‫- بله.
‫- پدر هردوتان، مردان قدرت‌مند و تأثیرگذار بودن،

00:05:55.800 --> 00:05:57.890
‫که از بالاترین سطح ممکن انتخاب کردند

00:05:57.920 --> 00:05:58.920
‫و می‌دونین...

00:05:59.040 --> 00:06:01.200
‫می‌دونین چطور این تقریباً به یه جوک تبدیل شده،

00:06:01.360 --> 00:06:02.920
‫استریو من هیچ‌وقت کار نکرده...

00:06:03.080 --> 00:06:04.080
‫بله

00:06:04.120 --> 00:06:06.680
‫تو هیچ‌کدوم از این سفرهایی که داشتیم. خب، این بار کار می‌کنه

00:06:10.040 --> 00:06:11.880
‫صبر کن. منتظر متن آهنگ بمون

00:06:12.440 --> 00:06:15.680
‫من قبلاً دی‌جی بودم، می‌تونم این
‫کار رو انجام بدم. داره میاد. حالا

00:06:16.320 --> 00:06:18.200
‫♪فورد کاپری مارک وان♪

00:06:18.360 --> 00:06:20.840
‫«فورد کاپری مارک وان» بفرمایین

00:06:21.000 --> 00:06:23.040
‫♪ همه چیزهایی که نیاز دارم رو داره ♪

00:06:23.200 --> 00:06:26.160
‫«همه چیزهایی که نیاز دارم رو
‫داره» که داره چون جی‌اکس‌اله

00:06:26.560 --> 00:06:29.440
‫- منم از کاپری خوشم میادش.
‫- باید اینطور باشه، قانون ماشین بازیه

00:06:29.640 --> 00:06:31.040
‫همه از کاپری خوششون میاد

00:06:31.240 --> 00:06:33.600
‫- تغییراتی داشتی رو استگ‌ات، جیمز؟
‫- هیچ تغییری

00:06:33.800 --> 00:06:35.400
‫- چی؟
‫- هیچ تغییری

00:06:35.600 --> 00:06:37.520
‫- چرا آخه باید؟
‫- صبر کن یه لحظه

00:06:38.080 --> 00:06:40.090
‫یعنی داری بهم میگی که
‫هنوز موتور اصلیش روشه؟

00:06:40.120 --> 00:06:40.920
‫بله، همین‌طوره

00:06:41.120 --> 00:06:43.040
‫آقای کلارکسون اونجا
‫یه نکته خوب مطرح کرد!

00:06:44.040 --> 00:06:45.600
‫نه هر استگی،

00:06:45.800 --> 00:06:50.000
‫ولی فکر کنم اکثر استگ‌ها،
‫موتور اصلیشون رو عوض کردن

00:06:50.560 --> 00:06:52.400
‫و موتور V8 رُوَر رو گذاشتن

00:06:52.600 --> 00:06:53.840
‫- بله.
‫- که قابل اعتمادتره

00:06:53.880 --> 00:06:57.160
‫آره. موتور V8 اصلی ترایومف باورنکردنیه

00:06:57.320 --> 00:07:00.720
‫چون راه‌های زیادی داغ کردن

00:07:00.920 --> 00:07:02.920
‫و نابود کردن خودش پیدا
‫کرده، چون فقط یه راه نیستش

00:07:03.520 --> 00:07:07.120
‫ماسه قالب‌گیری که داخل بلوک‌ها مونده، مسیرهای
‫آبرسانی رو پر می‌کنه و بعد، بوم، داغ میشه

00:07:07.280 --> 00:07:11.080
‫اندازه‌اش رو زیاد کردن. سوراخ‌هاش رو بزرگ
‫کردن که باعث شد همه مسیرهای آبی کوچک‌تر بشن

00:07:11.240 --> 00:07:13.760
‫- پس داغ میشه و می‌ترکه.
‫- آره. این دو تا راهه

00:07:13.960 --> 00:07:16.040
‫اما نکته باهوشانه اینه
‫که، دو ردیف سیلندر داره

00:07:16.200 --> 00:07:17.000
‫- آره.
‫- V8ـه بالاخره

00:07:17.160 --> 00:07:19.000
‫فقط روی یک ردیف سنسور دمای آب گذاشتن

00:07:19.040 --> 00:07:20.960
‫پس حداقل نمی‌دونی کی داغ شده

00:07:21.040 --> 00:07:24.040
‫پس اگه ردیف دیگه داغ شد، اولین
‫چیزی که می‌فهمی صدای بوم بود

00:07:24.240 --> 00:07:26.360
‫- اگه تو هواپیما باشی.
‫- آره

00:07:26.520 --> 00:07:28.800
‫که داره مستقیم به سمت کوه‌ها پرواز می‌کنه

00:07:29.000 --> 00:07:30.850
‫- دلت می‌خواد بدونی؟
‫- راستش احتمالاً نه

00:07:30.880 --> 00:07:31.920
‫چرا باید بخوای بدونی؟

00:07:32.120 --> 00:07:35.000
‫داری جین و تونیک می‌خوری، فیلم
‫می‌بینی، داری خوش می‌گذرونی...

00:07:35.120 --> 00:07:36.520
‫بوم. هیچی...

00:07:36.680 --> 00:07:41.640
‫نمی‌خوام اون زیردریایی رو بیارم
‫بالا، چون مسخره‌ست. اونا نمی‌دونستن!

00:07:41.840 --> 00:07:43.570
‫حداقل این آخرین برنامه‌ایه
‫که دیگه تا ابد انجام می‌دیم!

00:07:43.600 --> 00:07:45.320
‫- خوب، یعنی...
‫- دیگه به یه ورمونم نیستش!

00:07:45.480 --> 00:07:47.850
‫چقدر از این واقعیت که اونا
‫نمی‌دونستن، آرامش گرفتیم؟

00:07:47.880 --> 00:07:50.090
‫این بود که، «عه، داریم زیر
‫دریا خوش می‌گذرونیم...» بوم

00:07:50.120 --> 00:07:50.920
‫آره، دقیقاً

00:07:51.120 --> 00:07:53.880
‫می‌تونید به هر طریقی که می‌خواید،
‫زنگ بزنید یا نامه بفرستید تا شکایت کنید

00:07:54.040 --> 00:07:55.370
‫ولی یه پیام ضبط شده می‌شنوید که میگه:

00:07:55.400 --> 00:07:57.640
‫«ما به تماس شما علاقه‌ای نداریم»

00:07:57.840 --> 00:08:00.120
‫یا ساده‌تر، شماره ۰۸۰۰
‫برید گم بشید رو بگیرید

00:08:00.280 --> 00:08:01.280
‫«ما دیگه اینجا نیستیم!»
‫ما حتی اونجا هم نیستیم!

00:08:03.840 --> 00:08:05.080
‫هر چی دلمون خواست می‌تونیم بگیم

00:08:05.280 --> 00:08:07.080
‫در کاپوت این ماشین رو چطوری باز می‌کنی؟

00:08:07.280 --> 00:08:09.360
‫- از این طرف.
‫- ببین چقدر دستگیره فرسوده شده

00:08:10.400 --> 00:08:12.800
‫اهرمش که تصویر کاپوت روشه، ساییده شده

00:08:14.000 --> 00:08:16.690
‫- از وسطش بکش.
‫- ددم‌وای، موتور اصلی تریومف‌ـه

00:08:16.720 --> 00:08:17.880
‫این کمیابه ها

00:08:18.080 --> 00:08:21.560
‫خب، خانم‌ها و آقایان، بیاید نگاه کنید.
‫چون آخرین باریه که این رو می‌بینید

00:08:21.720 --> 00:08:24.160
‫اصلی‌ـه ولی هنوز بده

00:08:24.320 --> 00:08:27.000
‫اوه، یه پیامک اومد

00:08:28.560 --> 00:08:30.480
‫- اوه، از آقای ویلمن‌ـه.
‫- اوه

00:08:30.500 --> 00:08:31.580
‫وای خدایا

00:08:36.800 --> 00:08:41.160
‫«حالا که ماشین‌های برقی‌تون رو شارژ
‫کردید، در مکانیکی ساوث میمز حاضر بشید»

00:08:42.720 --> 00:08:43.800
‫اون نمی‌دونه ما اینجایم

00:08:43.880 --> 00:08:46.040
‫نمی‌دونه، نه، نمی‌دونه!

00:08:47.040 --> 00:08:49.120
‫و در هر صورت مهمم نیست، چون راستش

00:08:49.320 --> 00:08:52.200
‫ما خودمون یه چالش رو طراحی کردیم

00:08:52.760 --> 00:08:56.640
‫ما در حال حاضر در
‫سمت شرقی زیمباوه هستیم،

00:08:56.840 --> 00:09:02.280
‫و قراره ۱۲۰۰ مایل به سمت غرب سفر کنیم

00:09:03.080 --> 00:09:04.080
‫و همین

00:09:04.880 --> 00:09:05.880
‫همین!

00:09:06.000 --> 00:09:08.480
‫- فقط یه چیز هنوز منو نگران می‌کنه.
‫- چی؟

00:09:08.640 --> 00:09:10.040
‫کوه‌ها؟ همه اینا

00:09:10.200 --> 00:09:12.640
‫خب، من نگرانش نیستم چون، فراموش نکنید،

00:09:13.760 --> 00:09:16.120
‫این منطقه باعث به وجود اومدن لانسیا ۰۳۷ شد،

00:09:16.320 --> 00:09:19.280
‫که آخرین ماشین دوچرخ‌ محرکی
‫بود که قهرمان جهانی رالی شد،

00:09:19.320 --> 00:09:20.600
‫و آودی کواترو رو شکست داد

00:09:20.760 --> 00:09:22.480
‫تو اون ماشین خیلی از این چیزا نبود، نه؟

00:09:23.000 --> 00:09:23.760
‫خب...

00:09:24.000 --> 00:09:25.850
‫اون‌ها در واقع گفتند که
‫می‌تونیم این رو به عنوان پایه‌ای

00:09:25.880 --> 00:09:27.880
‫برای یه ماشین رالی فوق‌العاده
‫با چندتا تغییر قرار بدیم،

00:09:28.040 --> 00:09:29.640
‫و نشان رو از اونجا برداشتند،

00:09:29.880 --> 00:09:33.000
‫و بعد همه چیز از اونجا به بعد جدید بود

00:09:34.600 --> 00:09:39.320
‫بدون هیچ مقدمه‌ای، ما ماشین‌های
‫اسپورت پنجاه ساله‌مون رو روشن کردیم

00:09:39.480 --> 00:09:43.960
‫و به سمت قلب ناهموار آفریقا حرکت کردیم

00:09:56.840 --> 00:09:58.640
‫پس، برای آخرین بار...

00:09:59.960 --> 00:10:00.960
‫بزن بریم

00:10:28.200 --> 00:10:32.840
‫این ماشین برای من بهترین گزینه برای این سفره

00:10:33.000 --> 00:10:36.440
‫اولین ماشین من تقریباً یه کاپری بودش

00:10:37.520 --> 00:10:39.000
‫تو روزنامه محلی تبلیغ شده بودش

00:10:39.120 --> 00:10:41.640
‫من عکسش رو کنار صندوق

00:10:41.840 --> 00:10:44.120
‫تو پمپ بنزینی که در ریپون
‫کار می‌کردم، نگه داشته بودم

00:10:44.720 --> 00:10:46.040
‫من تازه ۱۸ ساله شده بودم

00:10:46.240 --> 00:10:48.720
‫این قرار بود اولین ماشین من باشه.
‫والدینم پولش رو می‌دادند

00:10:48.760 --> 00:10:50.640
‫ولی وقتی که رفتیم ببینیمش،

00:10:50.880 --> 00:10:52.720
‫متوجه شدیم که دزدیده شده

00:10:52.880 --> 00:10:56.280
‫پس من به جای اون یه تویوتا
‫کرولای ۱۹۷۶ قدیمی گرفتم

00:10:57.400 --> 00:11:01.000
‫برای سفری مثل این، این ماشین عالیه. سبکه

00:11:01.200 --> 00:11:03.720
‫فقط یه مقدار بیشتر از یک تن متریک وزن داره

00:11:03.920 --> 00:11:05.720
‫قدرت و نیروی زیادی داره

00:11:07.050 --> 00:11:10.360
‫موتور V6 سه لیتری در جلو. دیفرانسیل عقب

00:11:10.520 --> 00:11:13.280
‫ترمزها. پف... همین!

00:11:14.040 --> 00:11:18.560
‫من عاشق اینم که دور موتور
‫میگه ۱۰۰۰، ۲۰۰۰، ۳۰۰۰

00:11:18.760 --> 00:11:22.960
‫کار نمی‌کنه، ولی اگه کار می‌کرد،
‫می‌دیدی که به هزارها اشاره می‌کنه

00:11:24.240 --> 00:11:25.640
‫چون اینجوری باحال‌تره

00:11:38.280 --> 00:11:43.040
‫در دهه ۸۰، هرگز با ماشین به مرکز
‫لندن از طریق بزرگراه ام‌۴ نمی‌رفتم

00:11:43.240 --> 00:11:47.600
‫من همیشه از جاده قدیمی
‫گرِیت وست استفاده می‌کردم،

00:11:47.800 --> 00:11:49.640
‫چون تو جاده گرِیت وست،

00:11:49.800 --> 00:11:51.960
‫یه نمایشگاه ماشین به نام پرچم شطرنجی بود

00:11:52.120 --> 00:11:56.640
‫و گاهی تو ویترینش یه مونتکارلو هم داشتند

00:11:57.720 --> 00:12:02.000
‫و اگر یکی از اون‌ها بود، من
‫کنار می‌زدم و بهش خیره می‌شدم،

00:12:02.160 --> 00:12:04.520
‫برای ساعت‌ها، در حال رویاپردازی ‌می‌بودم

00:12:05.600 --> 00:12:06.760
‫و حالا من داخل یکی از این‌ها هستم

00:12:07.960 --> 00:12:09.120
‫و این مال منه

00:12:10.480 --> 00:12:11.480
‫مال منه!

00:12:15.800 --> 00:12:19.720
‫اما من فقط یه چیز دارم که بگم

00:12:22.160 --> 00:12:24.200
‫ترایومف استگ

00:12:30.440 --> 00:12:32.440
‫یا ابرفرض، منظره رو ببینین!

00:12:39.400 --> 00:12:42.400
‫نمی‌دونم چیه ولی چیزی

00:12:42.600 --> 00:12:44.640
‫منو به حوس نوشیدن یه فنجان چای انداخته‌
‫(از کنار مزارع چای دارن رد میشن)

00:12:52.640 --> 00:12:53.440
‫چی...

00:12:53.640 --> 00:12:55.000
‫این دیگه چیه؟

00:12:56.800 --> 00:12:58.000
‫اوه، داری شوخی می‌کنی

00:12:58.520 --> 00:13:01.880
‫رفقا؟ هیچ راه دیگه‌ای برای گفتن این
‫نیست، جزء اینکه من دارم خراب میشم

00:13:02.520 --> 00:13:03.520
‫متأسفم؟

00:13:04.040 --> 00:13:06.320
‫- اوه.
‫- خب، این هیجان‌انگیزه

00:13:10.920 --> 00:13:14.880
‫این واقعاً عجیبه چون کاپری
‫همون تعداد قطعات متحرک رو داره

00:13:15.040 --> 00:13:16.840
‫که این بطری آب داره

00:13:18.240 --> 00:13:21.040
‫چطور ممکنه که یه کاپری خراب بشه؟

00:13:22.320 --> 00:13:24.600
‫- اوه، می‌دونم این چیه.
‫- چیه؟

00:13:24.760 --> 00:13:25.840
‫موتور کار نمی‌کنه

00:13:26.040 --> 00:13:27.810
‫- منم فکر می‌کنم مشکل از موتوره.
‫- آره

00:13:27.830 --> 00:13:31.640
‫- و خبره‌ی این چیزهایم
‫- کاپوت من اولین بود که بالا رفت

00:13:31.840 --> 00:13:34.200
‫- تو این موقعیت چه کار می‌کردیم؟
‫- خب، بیا فکر کنیم

00:13:34.360 --> 00:13:35.680
‫معمولاً چی کار می‌کنیم؟

00:13:36.920 --> 00:13:37.720
‫به ماشین تکیه می‌زنیم
‫- خیلی داغه.
‫- فقط برای یه بارم که شده

00:13:39.200 --> 00:13:40.840
‫باید عادت یک عمر رو تغییر بدیم؟

00:13:41.000 --> 00:13:42.080
‫- آره.
‫- و بهش کمک کنیم

00:13:42.280 --> 00:13:43.690
‫بله، برای یه بارم که شده

00:13:43.720 --> 00:13:45.840
‫من می‌خوام بگم... نه

00:13:48.610 --> 00:13:49.440
‫خداحافظ!

00:13:49.840 --> 00:13:52.600
‫بعد از این همه سال هنوز هم همون حرومزاده‌ای

00:13:58.010 --> 00:14:03.560
‫خب، ۱۵ مایل رفتیم و حالا دو نفر موندیم

00:14:04.880 --> 00:14:06.960
‫اوه! یه چیز

00:14:08.080 --> 00:14:12.440
‫فقط فورد نیست که موسیقی خودش رو داره

00:14:13.250 --> 00:14:15.040
‫اینم داره

00:14:15.760 --> 00:14:18.840
‫فکر می‌کنم وقتشه که به
‫خودم یه کمی از استرگل جنینگز

00:14:19.000 --> 00:14:21.120
‫و «مونت کارلو» رو هدیه بدم. بزن بریم

00:14:23.320 --> 00:14:25.440
‫♪ چند روح جوان در یک جاده تنها ♪

00:14:25.600 --> 00:14:29.280
‫♪ پدرانی برای پیروی نداشتند ♪

00:14:30.760 --> 00:14:32.680
‫♪مونت کارلو♪

00:14:38.080 --> 00:14:39.440
‫♪مونت کارلو♪

00:14:39.600 --> 00:14:41.200
‫چند مایل بعد،

00:14:41.360 --> 00:14:44.600
‫یک ساز جدید به بخش ریتم پیوست،

00:14:44.760 --> 00:14:47.040
‫و خیلی هم ریتمیک نبود

00:14:50.000 --> 00:14:51.480
‫یه‌کم احتراق ناقص داشتیم

00:14:53.160 --> 00:14:54.160
‫احتراق ناقص

00:15:01.680 --> 00:15:04.280
‫احتراق ناقص. احتراق ناقص. گاوها

00:15:10.440 --> 00:15:12.240
‫این واقعاً افتضاحه

00:15:13.280 --> 00:15:15.840
‫الان از ماشینت دود زیادی داره بلند میشه

00:15:16.000 --> 00:15:18.760
‫وای، خدایا

00:15:19.800 --> 00:15:20.880
‫آره...

00:15:22.440 --> 00:15:23.800
‫دود، آتش...

00:15:25.840 --> 00:15:26.640
‫از موتورشه

00:15:26.840 --> 00:15:28.680
‫آره. همم...

00:15:28.840 --> 00:15:29.640
‫آره

00:15:29.840 --> 00:15:32.440
‫دوست دارم کمک کنم، ولی اطلاعات زیادی

00:15:32.640 --> 00:15:37.120
‫در مورد موتورهای دوکامه ایتالیایی
‫ندارم و مال من هم به خوبی کار می‌کنه

00:15:39.920 --> 00:15:42.210
‫اگه خراب بشی، کی تو رو تنها می‌ذاره؟

00:15:42.230 --> 00:15:46.520
‫خب، بزرگ‌ترین نگرانی منم
‫همینه. باید خودم خودمو تنها بذارم

00:15:52.160 --> 00:15:54.080
‫دمای موتور و فشار خوبه

00:15:58.680 --> 00:16:04.480
‫فقط یه ماشین هنوز در حال حرکته،
‫اونم تنها پس از۳۲ مایل توی سفر

00:16:05.280 --> 00:16:06.840
‫استگ

00:16:08.880 --> 00:16:10.320
‫چند مایل قبل،

00:16:10.480 --> 00:16:14.960
‫من تونسته بودم بفهمم که
‫مشکل کاپری پمپ بنزینشه

00:16:15.480 --> 00:16:17.320
‫اینجا یه مشکل کوچیک داریم

00:16:17.520 --> 00:16:20.720
‫هرگز داخل یکی از اینا
‫رو وقتی که کار می‌کنه ندیدم

00:16:20.880 --> 00:16:24.320
‫که بدونم باید چطوری به نظر
‫برسه و وقتی کار نمی‌کنه چطور

00:16:32.120 --> 00:16:34.640
‫در همین حال، من نبوغ خودم رو به کار بردم

00:16:34.800 --> 00:16:39.000
‫و قبلاً فهمیده بودم چطور
‫مشکل لانسیا رو حل کنم

00:16:39.800 --> 00:16:42.640
‫این چیز آخرش شل بود

00:16:42.840 --> 00:16:44.440
‫اگه اینو سفت کنم،

00:16:44.600 --> 00:16:48.480
‫درست جرقه می‌زنه و مشکل
‫جرقه زدن برطرف میشه،

00:16:49.080 --> 00:16:51.760
‫و سوخت نسوخته دیگه به لوله اگزوز نمیره

00:16:51.920 --> 00:16:54.600
‫و آتش نمی‌گیره و
‫لانسیا من رو نمی‌سوزونه

00:17:01.800 --> 00:17:04.000
‫یه صدای تیک‌تیک میده. این تیک‌تیک چیه؟

00:17:08.400 --> 00:17:09.720
‫آخ!

00:17:14.200 --> 00:17:16.880
‫چون این روزها به برق‌گرفتگی عادت کردم،

00:17:17.080 --> 00:17:19.440
‫دوباره نبوغ خودم رو به کار بردم،

00:17:19.960 --> 00:17:22.000
‫و سیم‌های اچ‌تی رو عوض کردم...

00:17:24.680 --> 00:17:26.080
‫و به زودی، راه اُفتادم

00:17:28.640 --> 00:17:30.640
‫اوه! مثل یه بچه گربه می‌غره

00:17:31.680 --> 00:17:32.760
‫آره

00:17:38.760 --> 00:17:43.520
‫من به دنبال جیمز راه اُفتادم، و
‫مطمئن نبودم کدومش بیشتر تعجب‌آوره،

00:17:43.680 --> 00:17:47.960
‫کیفیت جاده یا مناظری
‫که دائماً عوض می‌شدن

00:17:53.280 --> 00:17:55.000
‫اینها درختای کاج هستن!

00:17:55.440 --> 00:17:56.520
‫تو آفریقا

00:17:58.160 --> 00:18:00.560
‫ما همین یه‌کم پیش کنار یه مزرعه چای بودیم

00:18:00.760 --> 00:18:02.920
‫و حالا درختای کاج می‌بینیم

00:18:04.080 --> 00:18:06.200
‫اگه کسی منو به اینجا می‌آورد و می‌گفت،

00:18:06.320 --> 00:18:09.680
‫«کجای دنیا هستی؟» می‌گفتم اسکاتلند

00:18:13.880 --> 00:18:16.560
‫تا وقتی که به جیمز رسیدم...

00:18:16.760 --> 00:18:18.320
‫جیمز می!

00:18:18.520 --> 00:18:21.000
‫اون در دامنه‌های کوه‌ها بود،

00:18:21.160 --> 00:18:25.320
‫جایی که جاده زیبا به زودی
‫به یه جاده خاکی تبدیل شد

00:18:26.800 --> 00:18:28.920
‫خب، می‌دونستم که این زیادی
‫خوب بود که ادامه داشته باشه

00:18:30.040 --> 00:18:31.520
‫گرد و غبار، گرد و غبار

00:18:33.800 --> 00:18:34.880
‫آخ!

00:18:35.640 --> 00:18:38.040
‫دهنم پر از گرد و غبار شده

00:18:38.200 --> 00:18:41.560
‫ولی بعد یادم اُفتاد که برای اولین بار،

00:18:41.720 --> 00:18:44.560
‫ما کنترل سرنوشت خودمون رو داریم

00:18:46.920 --> 00:18:50.320
‫متوقف بشیم. هر وقت که بخوایم متوقف
‫می‌شیم. آقای ویلمن اینجا نیست که. عالیه!

00:18:51.080 --> 00:18:54.280
‫دیگه هیچ دلیلی برای رانندگی بیشتر
‫نداریم... خب، الان چهار بعد از ظهره

00:18:55.960 --> 00:18:59.560
‫چند مایل بعد، یه تابلو برای جاهای اقامتی دیدیم،

00:18:59.760 --> 00:19:01.720
‫به هموند هم لوکیشنش رو فرستادیم،

00:19:01.880 --> 00:19:04.440
‫و تصمیم گرفتیم که امروز رو تموم کنیم

00:19:05.520 --> 00:19:07.800
‫فکر نمی‌کنم این بهترین هتل دنیا باشه

00:19:07.960 --> 00:19:11.080
‫یعنی، ما وسط زیمبابوه هستیم،

00:19:11.240 --> 00:19:13.200
‫وسط یه جنگل بالای کوه

00:19:13.320 --> 00:19:15.560
‫ولی، می‌دونین...

00:19:16.800 --> 00:19:19.200
‫خوشبختانه، اشتباه می‌کردم

00:19:19.880 --> 00:19:21.160
‫اونم خیلی اشتباه

00:19:27.720 --> 00:19:29.360
‫دمای هوا هم عالیه، نه؟

00:19:29.440 --> 00:19:30.480
‫همم...

00:19:31.680 --> 00:19:33.450
‫- واقعاً خاصه، نه؟
‫- بد نیست

00:19:33.480 --> 00:19:36.480
‫اون کوه‌ها رو می‌بینی،
‫دورترها؟ مال موزامبیکن

00:19:38.490 --> 00:19:41.920
‫همیشه یه دلیلی بود که
‫نمی‌تونستیم به زیمبابوه بیایم

00:19:42.080 --> 00:19:43.800
‫تمام اون سال‌ها که تو بی‌بی‌سی بودیم،

00:19:44.040 --> 00:19:46.000
‫نمی‌تونستی اینجا بیای چون
‫بی‌بی‌سی ممنوع‌الورود بودش

00:19:46.080 --> 00:19:47.080
‫آره

00:19:47.240 --> 00:19:50.680
‫چون اگه به امروز فکر کنی، ما
‫تو یه جای خیلی خوب بیدار شدیم

00:19:50.800 --> 00:19:53.390
‫- همم.
‫- تو یه جاده خیلی خوب رانندگی کردیم

00:19:53.560 --> 00:19:56.520
‫- آره.
‫- به یه هتل خیلی خوب رسیدیم

00:19:56.720 --> 00:19:58.800
‫این بهتر از ایده آقای ویلمن نیست؟

00:19:59.000 --> 00:20:00.490
‫چرا ما همه این سال‌ها بهش گوش دادیم؟

00:20:00.520 --> 00:20:01.520
‫نمی‌دونم

00:20:01.680 --> 00:20:03.490
‫هرچند اون میگه که بدون حضورش،

00:20:03.520 --> 00:20:07.240
‫دو تا از ماشین‌ها تو ۲۵ مایل اول خراب شدن

00:20:07.440 --> 00:20:11.560
‫این باعث شد که درباره
‫آمار ماشین‌هامون صحبت کنیم

00:20:11.800 --> 00:20:14.040
‫من واقعاً تعجب کردم که چقدر پول دادیم

00:20:14.850 --> 00:20:18.080
‫تو، جیمز می، همونطور که می‌دونی،
‫۲۶،۵۰۰ هزار پوند پرداخت کردی

00:20:18.100 --> 00:20:19.180
‫درسته

00:20:19.680 --> 00:20:25.320
‫ریچارد هموند، برای جی‌اکس‌ال خودش،
‫کاپری اشتباهی، ۲۵۰۰۰ هزار پوند داده

00:20:25.520 --> 00:20:27.560
‫- خدایی؟
‫- ۲۵تا برای یه جی‌اکس‌ال

00:20:27.760 --> 00:20:28.920
‫برای یه کاپری خراب؟

00:20:29.080 --> 00:20:30.440
‫- مونتکارلو.
‫- اهوم؟
‫۷۹،۰۵۰ هزار

00:20:31.760 --> 00:20:34.320
‫- مفت خریدیش
‫- واقعاً مفت بودش

00:20:34.920 --> 00:20:37.610
‫ماشین‌های ما از صفر تا
‫۶۰ رو حدوداً تو نه ثانیه میرن

00:20:37.640 --> 00:20:39.400
‫کاپری هموند، حدوداً تو هشت ثانیه میره

00:20:39.800 --> 00:20:41.880
‫- خب، نه در حال حاضر.
‫- نه

00:20:43.080 --> 00:20:45.760
‫خوشبختانه، من حالا در حال حرکت بودم

00:20:45.920 --> 00:20:48.560
‫ولی تو جاده خاکی، داشتم نگران می‌شدم

00:20:48.760 --> 00:20:52.280
‫که کاپری انتخاب عاقلانه‌ای نبوده

00:20:52.440 --> 00:20:54.000
‫♪ مارک وان برای کاپری ♪

00:20:54.160 --> 00:20:55.160
‫آه!

00:20:57.080 --> 00:20:58.800
‫اینجا یه کمی زمین‌گیر شدش

00:21:00.160 --> 00:21:02.280
‫با نگاهی به گذشته،

00:21:02.760 --> 00:21:06.400
‫باید یه چیزی انتخاب می‌کردم
‫که ارتفاع بیشتری داشته باشه

00:21:07.320 --> 00:21:12.920
‫تا یه کاپری مارک وان جی‌اکس‌ال سه لیتری ۱۹۷۴

00:21:14.560 --> 00:21:17.240
‫و این شامل تقریباً هر چیزی میشه، از قرار معلوم

00:21:17.800 --> 00:21:20.800
‫فکر می‌کنم وقتشه که
‫کمی شیشه جلو رو تمیز کنم

00:21:22.560 --> 00:21:25.240
‫اوه. اوه نه، اون... اوه

00:21:25.800 --> 00:21:27.200
‫آخ!

00:21:29.520 --> 00:21:31.160
‫اوه

00:21:35.000 --> 00:21:38.720
‫ام، من الان اگزوزم رو جدا کردم

00:21:42.440 --> 00:21:45.760
‫و واقعاً هیچ کاری نمی‌تونم
‫در موردش الان انجام بدم

00:21:49.480 --> 00:21:51.920
‫پیش‌بینی‌پذیر بود که وقتی بالاخره رسیدم،

00:21:52.080 --> 00:21:54.920
‫همکارام پر از همدردی بودن

00:21:55.920 --> 00:21:57.720
‫ما ساعت چهار کار رو تموم کردیم

00:21:57.920 --> 00:21:59.120
‫- واقعاً؟
‫- آره

00:21:59.280 --> 00:22:01.850
‫زیر آفتاب، ساعت چهار. اون
‫موقع هوا خیلی گرم بود. الان خنک‌تره

00:22:01.880 --> 00:22:05.320
‫- ما هشت تا از اینا خوردیم.
‫- آره. می‌تونم یکی از اون‌ها رو داشته باشم؟

00:22:05.520 --> 00:22:07.680
‫- تازه تمومش کردن.
‫- واقعاً؟

00:22:07.840 --> 00:22:08.880
‫- این فوق‌العاده‌ست.
‫- صحیح

00:22:09.000 --> 00:22:11.680
‫- رفته به فروشگاه.
‫متأسفانه، ۳۰ مایل دورتره

00:22:15.160 --> 00:22:16.960
‫بعد از اینکه هیچ آبجویی نخوردش...

00:22:19.970 --> 00:22:23.200
‫هموند صدای شبانگاهی آفریقا رو...

00:22:23.360 --> 00:22:24.360
‫اوه!

00:22:25.560 --> 00:22:27.380
‫با سروصدای درست کردن اگزوزش، خراب کرد

00:22:36.880 --> 00:22:38.000
‫و صبح روز بعد،

00:22:38.160 --> 00:22:43.280
‫جیمز با تبدیل شدن به خانم اوورال،
‫صدای صبحگاهیش رو خراب کرد

00:22:48.560 --> 00:22:50.600
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر

00:22:50.800 --> 00:22:54.340
‫آم، ذهنت چقدر باید خالی باشه که فکر کنی

00:22:54.560 --> 00:22:56.600
‫« منمی‌تونم به منظره نگاه
‫کنم و صدای پرنده‌ها رو بشنوم

00:22:56.720 --> 00:22:59.080
‫ولی به جای اون می‌خوام
‫ماشینم رو جارو بزنم؟»

00:22:59.110 --> 00:23:00.970
‫من چهار ساعته بیدار بودم، به منظره
‫نگاه کردم و صدای پرنده‌ها رو شنیدم،

00:23:01.000 --> 00:23:03.320
‫و حالا این خوشگله رو خوشگل‌تر کردم

00:23:03.520 --> 00:23:05.280
‫اوه، صبر کن، ببخشید

00:23:06.000 --> 00:23:07.000
‫حدس بزنین چیه؟

00:23:07.770 --> 00:23:10.200
‫- یه پیام از آقای ویلمن.
‫- بگو

00:23:12.040 --> 00:23:13.280
‫اوه، عصبانیه

00:23:13.480 --> 00:23:14.840
‫- بهمون غر زده؟
‫- گمونم

00:23:15.000 --> 00:23:20.120
‫«خب. تازه فهمیدم شما سه تا
‫ماشین کلاسیک به زیمبابوه بردید

00:23:20.840 --> 00:23:24.240
‫و با توجه به اینکه احتمالاً یکی از اون‌ها خراب میشه...»

00:23:24.400 --> 00:23:25.400
‫- اوه نه.
‫- آره

00:23:25.960 --> 00:23:29.940
‫«از رابط‌های محلی‌ام خواستم که
‫یه ماشین پشتیبان براتون بفرستن.»

00:23:30.440 --> 00:23:31.440
‫واقعاً؟

00:23:36.280 --> 00:23:38.600
‫- یحتمل اونه
‫- عه، آره

00:23:38.800 --> 00:23:40.160
‫اوه...

00:23:40.600 --> 00:23:41.720
‫وای خدایا
‫اوه!

00:23:44.200 --> 00:23:45.440
‫لعنتی!

00:23:46.120 --> 00:23:47.240
‫این وحشتناکه!

00:23:47.400 --> 00:23:49.400
‫واقعاً؟ من سال‌هاست یکی ندیدم

00:23:49.560 --> 00:23:51.560
‫- واقعاً...
‫- یه گلدون

00:23:51.760 --> 00:23:53.080
‫اوه، گلدونه رو فراموش کرده بودم

00:23:53.240 --> 00:23:55.960
‫باید یه گل کوچیک توش
‫بذاری چون مثلاً تو یه هیپی هستی

00:23:56.360 --> 00:24:00.080
‫خب، یه چیز بهت میگم. می‌دونی اون
‫روستایی که پنج مایل قبل بود؟

00:24:00.280 --> 00:24:02.320
‫- آره؟
‫- چرا اینو نبرم تو روستا

00:24:02.520 --> 00:24:04.130
‫و بفروشمش یا به کسی بدمش؟
‫می‌خوام از شرش خلاص بشم

00:24:04.160 --> 00:24:05.100
‫آره، خلاص شو

00:24:05.160 --> 00:24:06.880
‫می‌خوای چیزی بذاری روی سرت؟

00:24:09.600 --> 00:24:11.840
‫این تعریف نفرت‌انگیزه

00:24:13.360 --> 00:24:17.520
‫اما همین گوشه، اوضاع به شدت بد پیش رفت

00:24:24.080 --> 00:24:26.360
‫هموند، من تو یه دردسر بزرگم

00:24:26.520 --> 00:24:28.000
‫چی شده؟

00:24:28.160 --> 00:24:31.240
‫یه تصادف فوق‌العاده داشتم، باشه؟

00:24:31.400 --> 00:24:34.600
‫من کنترلش رو از دست دادم و
‫الان اینجا روی لبه این صخره‌ام

00:24:35.600 --> 00:24:37.800
‫- نگاه کن.
‫- عه آره

00:24:38.000 --> 00:24:41.960
‫و اوضاع بدتر میشه. الان
‫یه آجر روی پدال گازه،

00:24:42.160 --> 00:24:43.880
‫موتور داره جیغ می‌زنه، و تو دنده‌ست،

00:24:44.080 --> 00:24:45.200
‫دنده یکه،

00:24:45.560 --> 00:24:48.280
‫و یه دسته جارو پدال کلاچ رو نگه داشته

00:24:48.480 --> 00:24:49.920
‫چون به صندلی گیر کرده
‫صبر کن، پس همه چیز اوکیه؟

00:24:51.400 --> 00:24:55.880
‫خب، بله. جز اینکه، خدایی
‫نمی‌دونم از کجا اومده،

00:24:56.040 --> 00:24:59.320
‫یه تکه طناب یه سرش وصل شده

00:25:00.240 --> 00:25:03.600
‫به دسته جارو و سر دیگه‌اش هم به اون سگ

00:25:04.200 --> 00:25:05.040
‫ای خدا!

00:25:05.200 --> 00:25:09.120
‫حالا، در حال حاضر، اوضاع پایدار شده

00:25:09.280 --> 00:25:10.890
‫ولی، اونجا،

00:25:11.000 --> 00:25:14.600
‫همونطور که می‌بینی، جیمز می‌داره
‫یه قوطی غذای سگ رو باز می‌کنه

00:25:15.520 --> 00:25:17.960
‫حالا، اگه سگ اینو ببینه،

00:25:18.920 --> 00:25:20.200
‫ما تو دردسر بزرگی هستیم

00:25:20.360 --> 00:25:22.160
‫و من واقعاً نمی‌دونم چه کار کنم

00:25:22.320 --> 00:25:24.240
‫نمی‌تونم راه حلی پیدا کنم

00:25:25.960 --> 00:25:29.000
‫صبر کن. صبر کن، صبر کن، صبر کن. یه نقشه دارم

00:25:32.080 --> 00:25:33.640
‫نه، کار نمی‌کنه

00:25:34.040 --> 00:25:35.320
‫ایده‌ای داری؟

00:25:35.920 --> 00:25:37.240
‫هیچی ندارم

00:25:39.000 --> 00:25:41.840
‫جیمز می رو نبین. جیمز رو نبین. به من نگاه کن

00:25:46.000 --> 00:25:47.600
‫نه، نکن. به من نگاه کن

00:25:51.080 --> 00:25:52.080
‫اوه نه!

00:26:20.920 --> 00:26:22.440
‫هنوز داره میره، نه؟

00:26:33.930 --> 00:26:37.000
‫هنوز داره میره!

00:26:42.080 --> 00:26:43.720
‫فکر کنم تموم شده

00:26:44.080 --> 00:26:45.560
‫این یه تصادف حسابی بزرگه

00:26:45.720 --> 00:26:49.440
‫خب، به این شکل نگاه کن. حداقل
‫آقای ویلمن حالا تریلر خودش رو داره

00:26:52.960 --> 00:26:56.400
‫ما به هر حال به ماشین پشتیبان
‫فلک‌زده آقای ویلمن نیازی نداشتیم،

00:26:57.800 --> 00:27:00.160
‫چون ماشین خودمون رو آوردیم

00:27:01.160 --> 00:27:05.840
‫و بنگرید، یه روور SD1 واندن پلاس EFi

00:27:06.040 --> 00:27:09.680
‫۱۹۰ اسب بخار شکوه طلایی خالص

00:27:09.880 --> 00:27:11.960
‫شکوه طلاییه. و این شکوه طلایی همه‌جاست

00:27:12.240 --> 00:27:13.240
‫آره، واقعاً

00:27:13.440 --> 00:27:15.760
‫هرکسی که اینو رنگ کرده کار فوق‌العاده‌ای کرده

00:27:15.920 --> 00:27:18.280
‫- آره.
‫- فقط بدنه رو رنگ نکرده

00:27:18.480 --> 00:27:21.640
‫- حتی آنتن رو هم.
‫- من قبلاً راجع به این ماشین برنامه ساختم

00:27:21.840 --> 00:27:23.480
‫ولی هنوز هم با شکوهه

00:27:23.680 --> 00:27:26.560
‫این تنها باریه که یه ماشین پشتیبانی
‫داریم که دوست داریم توش باشیم

00:27:26.720 --> 00:27:28.680
‫همه‌مون دوستش داریم. پدربزرگم یکی از اینا داشت

00:27:28.880 --> 00:27:30.240
‫پدرمپ منم یکی داشت. در واقع، دو تا

00:27:30.400 --> 00:27:33.680
‫یکی از اون‌ها توی یه پارکینگ تو
‫یه خیابون حومه تو بیرمنگام بود

00:27:33.880 --> 00:27:37.440
‫و ما وقتی از کنارش رد
‫می‌شدیم به احترام سکوت می‌کردیم

00:27:37.460 --> 00:27:39.880
‫و، چیز خوب اینه که، از دید تو،

00:27:40.040 --> 00:27:41.840
‫موتور این،

00:27:42.000 --> 00:27:45.680
‫همونطور که می‌دونیم چون تقریباً
‫هر مالکش در دنیا این کار رو کرده،

00:27:45.840 --> 00:27:48.720
‫کاملاً به ماشین تو می‌خوره

00:27:48.920 --> 00:27:52.100
‫می‌تونم یه تغییراتی پیشنهاد بدم که
‫تو و من، جرمی، به این ماشین بدیم؟

00:27:52.280 --> 00:27:52.870
‫اهوم
‫یه قفل کوچیک روی کاپوتش بذاریم

00:27:54.560 --> 00:27:56.600
‫- فقط برای اینکه...
‫- کلیدش دست ما میمونه

00:27:56.800 --> 00:27:58.600
‫وقتی به موتورش نیاز داشتی،
‫که حتماً نیاز خواهی داشت، بپرس

00:27:58.760 --> 00:28:01.160
‫یا می‌تونیم اون مرد جوش‌کار رو پیدا کنیم

00:28:01.360 --> 00:28:02.690
‫- چه زیباست.
‫- اوه، چه خوبه

00:28:02.720 --> 00:28:04.360
‫و کاپوت رو جوش بدیم

00:28:04.560 --> 00:28:06.520
‫راستش، احتمالاً این برای کارخونه بوده

00:28:06.720 --> 00:28:09.120
‫آره، احتمالاً همین‌طور که از لانگبریج اومده بیرون!

00:28:09.280 --> 00:28:11.200
‫«گمونم وقتشه دیگه تمومش ‌کنم، هان.»

00:28:11.360 --> 00:28:12.920
‫«نمی‌تونی ببینی. نگاه کن. رفت.»

00:28:15.160 --> 00:28:17.600
‫با شکوه طلایی که از
‫عقب دنبال‌مون می‌اومد،

00:28:18.880 --> 00:28:23.640
‫ما دوباره به سمت غرب راه اُفتادیم تا از کوه‌ها عبور کنیم

00:28:36.840 --> 00:28:38.680
‫هی، اینو ببینین. اینا
‫کارگرای تعمیر جاده هستن

00:28:38.720 --> 00:28:42.800
‫ولی یه چیزی شبیه باشگاه رقص راه انداختن

00:28:44.040 --> 00:28:45.960
‫کاش کارگرای جاده تو مملکت ما هم اینکار رو می‌کردن

00:28:46.120 --> 00:28:49.080
‫ولی فکر کنم باید اول بیان
‫سر کار بعد برقصن، مگه نه؟

00:28:55.440 --> 00:28:57.520
‫یه‌کم سرازیری شدش

00:28:59.480 --> 00:29:03.920
‫بعد از یکم قایق‌سواری، شروع به بالا رفتن کردیم

00:29:04.080 --> 00:29:09.040
‫و مناظر باورنکردنی
‫زیمبابوه دوباره تغییر کرد

00:29:11.040 --> 00:29:14.440
‫نگاه کنین، چمن‌زارها. انتظار
‫دارین گاوهایی با زنگوله ببینین

00:29:14.600 --> 00:29:18.760
‫و جولی اندروز، با «دوئه آ دیر» و بقیه‌اش

00:29:19.680 --> 00:29:22.640
‫پس تا حالا ما مزارع چای رو رد کردیم

00:29:22.840 --> 00:29:24.600
‫و حالا تو اتریش هستیم

00:29:29.800 --> 00:29:32.160
‫بعد، بازم تغییر کرد

00:29:33.000 --> 00:29:34.840
‫چی؟ صبر کنین یه لحظه

00:29:36.880 --> 00:29:38.080
‫به سمت راستم،

00:29:38.240 --> 00:29:41.920
‫باشکوه‌ترین دره‌ای که تا به حال دیدم

00:29:44.480 --> 00:29:45.480
‫به سمت چپم...

00:29:46.520 --> 00:29:47.800
‫ایرلند

00:29:53.960 --> 00:29:55.040
‫می‌دونم چی شده

00:29:56.200 --> 00:29:58.560
‫خدا همه کشورهای دیگه دنیا رو انجام داده

00:29:58.720 --> 00:30:00.880
‫و وقتی به آخر الفبا رسید، به ز رسید،

00:30:01.080 --> 00:30:02.840
‫به زیمبابوه رسید،

00:30:03.000 --> 00:30:07.640
‫و فکر کرد، خب، این بهترین کارم میشه،

00:30:07.840 --> 00:30:10.360
‫این بهترین آثارم میشه

00:30:12.680 --> 00:30:15.960
‫«Your Song»، «Tiny Dancer»، «Bennie
‫and the Jets» رو میتونین اینجا گوش کنین

00:30:16.480 --> 00:30:17.800
‫خیره‌کننده‌ست

00:30:18.880 --> 00:30:21.920
‫و همش داره عوض میشه

00:30:25.680 --> 00:30:30.000
‫متأسفانه، با کاپری ارتفاع پایین‌ام،
‫نمی‌تونستم به منظره نگاه کنم

00:30:30.520 --> 00:30:34.120
‫چون سرم به جاده زیر پام گرم بود

00:30:40.880 --> 00:30:44.960
‫اونطور که یادمه، تو The Professionalsکاپری‌ها
‫رو اینطوری نمی‌روندن

00:30:46.120 --> 00:30:47.920
‫همه چیز یکم سرزنده‌تر بود

00:30:51.880 --> 00:30:55.330
‫دارم لذت می‌برم. جالبه. می‌دونین،
‫این چیزیه که می‌خوام انجام بدم

00:30:55.600 --> 00:30:56.920
‫وای خدایا، اون یکی رو ببین

00:31:00.360 --> 00:31:02.960
‫من هیچ‌کدوم از مشکلات هموند رو نداشتم

00:31:03.160 --> 00:31:07.240
‫چون لانسیای کوچیک من انتخاب عاقلانه‌ای بود

00:31:09.790 --> 00:31:15.560
‫این واقعاً ماشین ایده‌آل برای
‫اکتشاف جاده‌های ناهموار آفریقاست

00:31:15.720 --> 00:31:17.440
‫چون موتور پشت منه،

00:31:18.240 --> 00:31:21.800
‫پس شفت انتقال قدرت نداریم، اگزوز نداریم،

00:31:22.000 --> 00:31:25.640
‫هیچی نیست که به جاده گیر کنه

00:31:27.120 --> 00:31:30.640
‫پس می‌تونستم با سرعت مناسبی پیش برم...

00:31:32.120 --> 00:31:35.960
‫تا اینکه چیزی به جاده گیر کرد

00:31:37.320 --> 00:31:39.360
‫اوه. تف‌توش

00:31:39.520 --> 00:31:41.040
‫این یکی بزرگ بود

00:31:53.640 --> 00:31:55.040
‫این چیه؟

00:31:58.480 --> 00:32:02.120
‫اینا تیکه‌های لانسیان. اوه، روحم شاد شد!

00:32:07.240 --> 00:32:09.400
‫ممنونم، ممنونم. به این نیاز داشتم

00:32:09.560 --> 00:32:12.120
‫واقعاً به این نیاز دارم. ممنونم

00:32:13.600 --> 00:32:14.600
‫اوه...

00:32:14.640 --> 00:32:16.400
‫نمی‌خوای بریم جلو؟

00:32:16.560 --> 00:32:18.010
‫نه، جلوی ماشینم چیزی نیست که ببینی

00:32:18.040 --> 00:32:19.520
‫چون جلوی ماشینت وجود نداره!

00:32:19.720 --> 00:32:21.440
‫ولی این همه چیزیه که نیاز دارم

00:32:21.600 --> 00:32:24.080
‫با یکم چسب دوقلو. چون امشب چادر می‌زنیم

00:32:24.240 --> 00:32:28.480
‫وقتی چادر می‌زنی، کاری
‫جز چسب زدن ماشینت نداری

00:32:31.040 --> 00:32:33.040
‫ما به راهمون ادامه دادیم

00:32:33.240 --> 00:32:35.360
‫وای خدا

00:32:35.760 --> 00:32:38.480
‫واو، این یکی چیزی نمونده
‫بود انگشت شستم رو بشکونه

00:32:38.920 --> 00:32:43.440
‫و بعد، دوباره متوقف شدیم

00:32:43.640 --> 00:32:45.400
‫اوه...

00:32:46.200 --> 00:32:47.200
‫وای نه

00:32:49.760 --> 00:32:51.920
‫فکر کنم اگزوزم دوباره جدا شده

00:32:53.480 --> 00:32:55.600
‫مشکلی پیش اومده، آقا؟

00:32:58.320 --> 00:33:01.040
‫این یه سیستم اگزوز گسترده‌ست

00:33:01.240 --> 00:33:04.400
‫خیلی پایین اومده. اگه مراقب
‫نباشی به زمین گیر می‌کنه

00:33:04.960 --> 00:33:08.360
‫چرا نمی‌تونی مثل بقیه ما
‫جاده رو مثل آدم طی کنی؟

00:33:08.560 --> 00:33:11.720
‫نمی‌تونم با این وضع برونم. باید جداش کنم

00:33:11.920 --> 00:33:14.200
‫آهنگ کاپری‌ت رو پخش کن،
‫این حالت رو خوب می‌کنه؟

00:33:14.280 --> 00:33:17.240
‫♪با، با، فورد کاپری♪

00:33:17.760 --> 00:33:20.520
‫«همه چیزی که نیاز دارم
‫رو داره، به جز لوله اگزوز»

00:33:21.680 --> 00:33:25.040
‫به یه آچار ۱۱ میلی نیاز دارم

00:33:25.200 --> 00:33:26.240
‫اوه، صبر کن

00:33:26.440 --> 00:33:28.240
‫یه‌کم آنتی‌بیوتیک دارم،

00:33:28.440 --> 00:33:29.880
‫برای چیزی که دیگه ندارم

00:33:29.960 --> 00:33:31.680
‫- فکر نکنم...
‫- اینو دارم، هموند

00:33:31.720 --> 00:33:34.720
‫- زندگی‌نامه برنی تاوپین.
‫- شنیدم واقعاً خوبه

00:33:34.880 --> 00:33:37.480
‫خیلی خوبه. دارم می‌خونمش. کمکت می‌کنه؟

00:33:37.680 --> 00:33:39.240
‫فکر نکنم واقعاً کمک کنه، نه

00:33:39.270 --> 00:33:41.710
‫دوباره میگم، آچار ۱۱ میلی

00:33:45.760 --> 00:33:47.050
‫چیزی که واقعاً عصبانی‌ام می‌کنه اینه که

00:33:47.080 --> 00:33:50.000
‫این ماشین وقتی خریدمش
‫تو وضعیت عالی بودش

00:33:50.160 --> 00:33:51.720
‫- آره!
‫- یعنی خدایی

00:33:51.880 --> 00:33:54.920
‫مثل اون ریمک
‫(ماشین مسابقه برقی که هموند توش تصادف کرد)

00:33:55.080 --> 00:33:57.320
‫زدی تو خال. ایول

00:33:57.480 --> 00:34:00.360
‫یکم این حرفت تند بود! ولی
‫نمی‌تونم انکار کنم که حق گفتی

00:34:00.520 --> 00:34:02.600
‫بود، آره، تا اون موقع

00:34:04.880 --> 00:34:08.040
‫مشتاق رسیدن به بالای
‫کوه قبل از غروب آفتاب،

00:34:08.600 --> 00:34:10.760
‫همکارمون رو پشت سر گذاشتیم

00:34:12.440 --> 00:34:16.160
‫راستش، اگه ریچارد هموند یه
‫آپارتمان بود، باید خرابش می‌کردن

00:34:18.840 --> 00:34:21.280
‫مادر...! بی‌خیال دیگه!

00:34:22.560 --> 00:34:26.520
‫جلوتر، بالا رفتن چنان داشت سخت می‌شد

00:34:26.640 --> 00:34:30.080
‫که آدم رو همه‌ش به فکر سوار شدن
‫به لندرور و بالا رفتن از جاده می‌نداخت
‫(ماشینای گروه فیلمبرداری)

00:34:30.200 --> 00:34:33.920
‫چه برسه به یه ماشین اسپرت ایتالیایی شکننده

00:34:34.120 --> 00:34:36.920
‫آخ، خدایا، سنگ کوفتی

00:34:38.440 --> 00:34:42.680
‫ما از ۶۰۰۰ پا شروع کردیم. حالا
‫باید به ۷۰۰۰ یا ۸۰۰۰ پا رسیده باشیم

00:34:45.600 --> 00:34:49.000
‫آخ! حتی نمی‌تونم دنده دو
‫رو جا بزنم. انقدر شیب داره

00:34:52.070 --> 00:34:58.050
‫یعنی واقعاً، اگه بی‌وقفه با دنده یک بالا برین

00:34:58.900 --> 00:35:01.120
‫در اوایل تابستان آفریقا،

00:35:02.080 --> 00:35:04.800
‫احتمالاً ماشین داغ می‌کنه. و داره...

00:35:06.440 --> 00:35:08.000
‫آخ خدایا

00:35:17.160 --> 00:35:19.600
‫خب. امم، درستش کردم

00:35:19.760 --> 00:35:21.600
‫خب، وقتی میگم «درستش کردم»، خیلی ازش...

00:35:21.760 --> 00:35:24.400
‫آه. اوه، ببخشید...

00:35:29.320 --> 00:35:31.000
‫حالا دوباره تو جاده‌ایم، اسکس

00:35:31.160 --> 00:35:32.760
‫بزن بریم

00:35:34.080 --> 00:35:35.080
‫اوه

00:35:36.960 --> 00:35:38.760
‫امشب برسونیمت به کمپ

00:35:39.120 --> 00:35:41.640
‫می‌تونیم یه جلسه خوب
‫داشته باشیم تا درستت کنیم

00:35:41.800 --> 00:35:42.800
‫اوف!

00:35:44.880 --> 00:35:47.400
‫در حالی که هموند یه غروب دیگه رو از دست می‌داد،

00:35:48.000 --> 00:35:52.800
‫جیمز و من به قله کوه رسیدیم و دوباره تصمیم گرفتیم،

00:35:52.960 --> 00:35:55.000
‫که رانندگی برای امروز کافیه

00:35:56.360 --> 00:35:57.670
‫- به سلامتی.
‫- به سلامتی

00:35:59.000 --> 00:36:00.880
‫اوه. چه خوبه

00:36:01.480 --> 00:36:05.160
‫و بعد از لذت بردن از یه آبجو در ساعت طلایی،

00:36:05.320 --> 00:36:08.830
‫من شروع به سرهم کردن صورت لانسیا کردم

00:36:15.840 --> 00:36:19.120
‫این مثل اینه که داری یه سگ رو نگاه
‫می‌کنی که سعی داره یه تردستی یاد بگیره

00:36:20.160 --> 00:36:23.760
‫یه کم چسب و این واقعاً مثل روز اولش میشه

00:36:24.960 --> 00:36:28.240
‫تا وقتی هموند به کمپ ما رسید،

00:36:29.080 --> 00:36:31.160
‫کاملاً تاریک شده بود

00:36:38.400 --> 00:36:40.480
‫اوه... خب

00:36:40.920 --> 00:36:43.600
‫این بدترین ورود ممکنه!

00:36:44.760 --> 00:36:48.280
‫۲۲ سال. فکر می‌کنی باید یاد
‫می‌گرفتیم چطور این کار رو بکنیم. اما نه

00:36:48.800 --> 00:36:49.800
‫داره میاد

00:36:50.960 --> 00:36:52.800
‫با یک و نیم چراغ!

00:36:53.000 --> 00:36:54.320
‫اسکس اومده!

00:36:55.480 --> 00:36:58.840
‫اما هموند تنها کسی نبود که مشکل داشت

00:36:59.200 --> 00:37:01.280
‫خوش می‌گذرونین؟

00:37:01.440 --> 00:37:03.200
‫خب، نه، به من که خوش نمی‌گذره

00:37:03.440 --> 00:37:04.960
‫نه، اون انگشتش رو به میز چسبونده

00:37:05.160 --> 00:37:07.600
‫من خودمو با چسب دوقلو به میز چسبوندم

00:37:07.760 --> 00:37:08.560
‫آره؟

00:37:08.680 --> 00:37:10.080
‫چطور می‌تونی یه لانسیا مونتکارلو رو

00:37:10.120 --> 00:37:11.610
‫وقتی که یه میز به انگشتت چسبیده، برونی؟

00:37:11.640 --> 00:37:13.040
‫ می‌خوای با چسب... اوه، فهمیدم!

00:37:13.160 --> 00:37:15.080
‫می‌تونی یه تیغه‌ی ریز رو

00:37:15.280 --> 00:37:17.320
‫بین انگشتت و میز سُر بدی. یه کم ریسکیه

00:37:17.480 --> 00:37:18.760
‫- می‌تونی؟
‫- آره

00:37:18.960 --> 00:37:21.010
‫ولی با نهایت احتیاط. می‌خوای
‫من این کار رو برات بکنم؟

00:37:21.040 --> 00:37:23.000
‫جیمز، نوک انگشتش رو چسب زده

00:37:23.160 --> 00:37:24.280
‫نه، اثر انگشتمه

00:37:24.480 --> 00:37:26.080
‫خب، یه نوعی پدـه

00:37:26.280 --> 00:37:28.440
‫پس اگه تو اولین مفصل قطعش کنی...

00:37:28.600 --> 00:37:31.160
‫- مرسی، هموند
‫- من اشتباه فهمیدم؟

00:37:31.240 --> 00:37:33.590
‫بعد می‌تونیم یه خودکار بهش پیوند بزنیم

00:37:33.730 --> 00:37:34.840
‫- عالیه.
‫- بعد اینجوری همیشه یه خودکار داره

00:37:34.870 --> 00:37:37.080
‫- یا یه دربازکن بطری!
‫- آره

00:37:39.760 --> 00:37:40.520
‫من به حرفتون گوش نمیدم

00:37:40.680 --> 00:37:43.880
‫جاش رو با یه چرخ‌گوشت عوض کن!

00:37:44.040 --> 00:37:45.040
‫در بازکن انگشت
‫«آه، عالیه»

00:37:46.500 --> 00:37:47.870
‫دویینک

00:37:48.090 --> 00:37:52.460
‫- این اولین باریه که چیزی رو به چیزی چسبوندم
‫- با موفقیت!

00:37:52.660 --> 00:37:55.900
‫این رو درست می‌کنم. میشه فقط ببریمش، لطفاً؟

00:37:56.100 --> 00:37:57.580
‫- آره، می‌تونم ببرمش.
‫- اوه. چه جالب

00:37:57.740 --> 00:37:59.460
‫- من می‌تونم ببرمش.
‫- اون رو به من بدی. بدش به من

00:37:59.660 --> 00:38:03.180
‫این چاقوی جدید مارک ساورمنه.
‫اون خیلی، خیلی بهش افتخار می‌کنه

00:38:03.300 --> 00:38:05.230
‫- آره، من علاقه‌ای ندارم.
‫- خیلی تیزه

00:38:05.260 --> 00:38:06.260
‫خوبه

00:38:06.620 --> 00:38:07.900
‫چقدر تیزه... اوه

00:38:08.060 --> 00:38:10.300
‫آره، واقعاً... «اوه» داره

00:38:10.540 --> 00:38:13.180
‫- آه، ولی ببین چقدر...
‫- آها، داره کار می‌کنه!

00:38:13.380 --> 00:38:16.620
‫ما شبیه یکی از اون نقاشی‌های هلندی
‫با بازرگانان کلاهدار به نظر می‌رسیم؟

00:38:18.180 --> 00:38:20.300
‫داره کار می‌کنه. داره کار می‌کنه

00:38:20.540 --> 00:38:21.860
‫- ببین
‫- این میره توی تریلر
‫قطعاً میره تو تریلر

00:38:23.100 --> 00:38:25.740
‫- نظاره‌گر باشید!
‫- آره! بفرما!

00:38:26.180 --> 00:38:27.590
‫یک مرد بزرگ انگشتش را از میز جدا کرد

00:38:27.620 --> 00:38:30.580
‫مارک؟ من چاقوت رو به میز چسبوندم

00:38:42.260 --> 00:38:46.620
‫صبح روز بعد، بعد از یک شب سرد و بد زیر چادر،

00:38:47.140 --> 00:38:50.700
‫من با افتخار پز استادکاریم رو دادم

00:38:50.880 --> 00:38:52.760
‫ببین چقدر خوب چسبوندمش

00:38:54.460 --> 00:38:57.180
‫من که فکر ‌کردم یه قطعه جدید از فروشگاه گرفتی

00:38:57.380 --> 00:39:00.430
‫- حالا تعمیرش کجاست؟
‫- براکت‌هایی که نگهش می‌دارن

00:39:00.580 --> 00:39:02.260
‫- آره؟
‫- شکسته‌اند

00:39:02.860 --> 00:39:06.460
‫پس باید جایی پیدا کنم که بتونم

00:39:06.620 --> 00:39:10.500
‫در واقع براکت‌ها و پیچ‌های جدید و
‫چیزهایی که بتونم دوباره نصبش کنم، بخرم

00:39:22.540 --> 00:39:26.420
‫احساس می‌کنم باید از بینندگان عذرخواهی
‫کنم به خاطر داشتن یه ماشین کمی خسته‌کننده

00:39:26.620 --> 00:39:30.300
‫بقیه شب‌هاشون رو صرف، می‌دونین،
‫نصب کردن دوبازه لوله‌های اگزوزشون می‌کنند،

00:39:30.540 --> 00:39:32.230
‫یا یه پازل جغجغه‌ای از
‫یه سپر جلو درست می‌کنند

00:39:32.260 --> 00:39:34.580
‫و تنها کاری که من می‌تونم بکنم
‫اینه که ماشینم رو کمی تمیز کنم

00:39:36.980 --> 00:39:40.580
‫با این حال، حداقل حالا داشتیم سرازیری می‌رفتیم

00:39:42.620 --> 00:39:46.420
‫و زود، اوضاع‌مون حتی بهتر هم شدش

00:39:47.900 --> 00:39:49.180
‫ایول

00:39:49.780 --> 00:39:51.220
‫اینو ببین

00:39:51.620 --> 00:39:52.740
‫نگاهش کن

00:39:53.460 --> 00:39:55.140
‫اوه!

00:39:55.300 --> 00:39:56.380
‫بالاخره خدایی هم هست

00:39:58.100 --> 00:40:00.460
‫و خدا آسفالت رو فراهم کرده

00:40:04.380 --> 00:40:06.630
‫خوبه چون حالا روی جاده‌ای هستیم
‫که واقعاً می‌تونیم بهش نگاه...

00:40:06.660 --> 00:40:09.060
‫چرا شیشه‌پاک‌کن‌های من الان روشن شدن؟

00:40:11.700 --> 00:40:15.380
‫این یعنی ما از آلپ ایرلند عبور کرده‌ایم

00:40:15.540 --> 00:40:18.180
‫و وارد آفریقای واقعی شده‌ایم

00:40:23.260 --> 00:40:26.460
‫منظره دوباره کاملاً تغییر کرده

00:40:26.660 --> 00:40:27.740
‫اینو ببینین

00:40:28.540 --> 00:40:31.020
‫یا خود مسیح، خیلی خشگله

00:40:33.620 --> 00:40:35.780
‫انگاری تو یکی از صحنه‌های استارترک
‫هستیم. اوه، به اون...

00:40:36.020 --> 00:40:38.500
‫به اون آکاسیا با گل‌های قرمز نگاه کنین

00:40:41.060 --> 00:40:44.140
‫و بعد چیزیی حتی بهتر دیدیم

00:40:45.020 --> 00:40:46.140
‫اوه!

00:40:46.940 --> 00:40:48.980
‫من عاشق اسقاطی‌ها هستم

00:40:52.260 --> 00:40:56.020
‫پیاده شدیم تا ببینیم قطعات
‫یدکی مورد نیازمون رو دارن یا نه

00:40:56.580 --> 00:41:00.380
‫اما زود حواسمون توسط
‫همه این گنج‌ها پرت شدش

00:41:01.580 --> 00:41:05.180
‫این یه آزمون خوب برای دانش اتومبیل‌رانی ماست

00:41:05.860 --> 00:41:07.580
‫اون پشت یه کرستاـه؟

00:41:07.740 --> 00:41:10.060
‫گمونم آره. یه کرستای شوتینگ بریک

00:41:10.260 --> 00:41:11.740
‫شوتینگ بریک

00:41:11.940 --> 00:41:13.500
‫جوری که همیشه مادرم بهشون می‌گفت

00:41:15.300 --> 00:41:17.580
‫تو کدوم برنامه‌ای با یکی از اینا رانندگی کردی؟

00:41:17.740 --> 00:41:19.500
‫- بولیوی! آره!
‫- درسته

00:41:19.660 --> 00:41:21.260
‫بالاخره یه چیزی رو به یاد آورد!

00:41:21.460 --> 00:41:24.400
‫این واقعاً ارزش بازسازی رو داره

00:41:24.660 --> 00:41:26.370
‫- خیلی قشنگه.
‫- هی، به اینو ببین

00:41:26.460 --> 00:41:29.500
‫- اون یه آستین کمبریجه!
‫- بله، یه آستین کمبریج‌ـه

00:41:29.540 --> 00:41:31.860
‫که روشم نوشته داره. اون چیه؟ آر اس آر

00:41:32.060 --> 00:41:35.020
‫این یعنی وقتی تولید شده که اسمش رودیشیا بوده

00:41:35.740 --> 00:41:39.060
‫- اوه، یعنی چی؟
‫- آره، پس این خیلی وقته که

00:41:39.260 --> 00:41:40.790
‫- از جاده بیرون بوده.
‫- خیلی وقته اینجاست

00:41:41.040 --> 00:41:43.040
‫ببخشید؟ سعی می‌کنید این روشن بشه؟

00:41:43.720 --> 00:41:44.150
‫آره
‫- بله؟
‫- چیزی نمونده

00:41:46.700 --> 00:41:48.060
‫- موفق باشی.
‫- چیزی نمونده

00:41:48.220 --> 00:41:49.260
‫آره، چیزی نمونده

00:41:49.740 --> 00:41:51.300
‫امم، شاید فکر کنید شوخیه

00:41:51.860 --> 00:41:55.660
‫پر فروش‌ترین ماشین در زیمبابوه

00:41:55.780 --> 00:41:57.580
‫تو اون ده‌ی ۶۰ چی بود...؟

00:41:58.300 --> 00:42:00.300
‫زمانی که... فرانسوی بودش

00:42:00.540 --> 00:42:02.460
‫- رنو چهار.
‫- اوه

00:42:02.660 --> 00:42:04.070
‫- یکی اونجاست.
‫- آره، اونجا، نگاه کن

00:42:04.100 --> 00:42:06.700
‫آره، رنو چهار. می‌دونی
‫پنجمین ماشین پرفروش چی بود؟

00:42:06.980 --> 00:42:08.950
‫- لانسیا مونتکارلو؟
‫- لانسیا مونتکارلو نبود، مگه؟

00:42:08.980 --> 00:42:10.740
‫- نزدیک بودی.
‫- شرط می‌بندم آلفا رومئو بود

00:42:10.940 --> 00:42:12.260
‫آلفا رومئو جولیا

00:42:12.460 --> 00:42:13.260
‫واقعاً؟

00:42:13.420 --> 00:42:15.190
‫- چون اینجا تولید می‌شد.
‫- تو آفریقای جنوبی تولید می‌شد

00:42:15.220 --> 00:42:17.860
‫در آفریقای جنوبی، درست میگی.
‫- و پدر یکی از دوستام

00:42:18.020 --> 00:42:20.020
‫مدیر کارخانه فورد در هراره بودش

00:42:20.220 --> 00:42:22.580
‫و اون‌ها قطعات آلفا رو

00:42:22.740 --> 00:42:24.460
‫از آفریقای جنوبی، قاچاق می‌کردند

00:42:24.620 --> 00:42:27.580
‫و بعد آلفاها رو توی کارخانه
‫فورد می‌ساختند و می‌فروختند!

00:42:27.740 --> 00:42:29.620
‫- به عنوان آلفا؟
‫- آره، به عنوان آلفا

00:42:29.740 --> 00:42:31.510
‫اما اون‌ها همچنین توی
‫کارخانه‌های فرانسوی هم می‌ساختنش

00:42:31.540 --> 00:42:35.020
‫آلفا رومئوهایی اینجا بودند که
‫آلفا رومئو نمی‌دونست ساخته شده‌اند

00:42:35.180 --> 00:42:36.550
‫ولی همه شماره‌های VIN اشتباه بود

00:42:36.580 --> 00:42:38.060
‫شماره‌های VIN نداشتن
‫که، شماره‌های VIN!

00:42:38.220 --> 00:42:39.860
‫دارم میگم

00:42:42.260 --> 00:42:45.500
‫متاسفانه، اسقاطی هیچ پایه سپر

00:42:45.660 --> 00:42:47.660
‫برای لانسیا مونتکارلو نداشت

00:42:47.780 --> 00:42:52.940
‫یا براکت‌های اگزوز برای
‫یه کاپری جی‌اکس‌ال ۱۹۷۴

00:42:55.020 --> 00:42:58.300
‫بنابراین هموند تصمیم گرفت یه تعمیر دیگه انجام بده،

00:42:58.500 --> 00:43:01.100
‫در حالی که من سقف مونتکارلوم رو برداشتم

00:43:02.420 --> 00:43:05.020
‫- کولرش واقعاً بی‌فایدست.
‫- واقعاً؟

00:43:05.220 --> 00:43:07.550
‫صادقانه بگم، مثل اینه که توی سیاه‌چاله کلکته باشی

00:43:07.580 --> 00:43:08.780
‫نمی‌تونی اینو بگی

00:43:10.580 --> 00:43:12.300
‫- اه...
‫- چرا نتونم؟

00:43:12.500 --> 00:43:13.860
‫فکر نمی‌کنم که بتونی

00:43:14.020 --> 00:43:16.710
‫خب، خوبه، اگه به من میگین
‫«سیاه‌چاله کلکته» رو نگم...

00:43:16.740 --> 00:43:18.180
‫- من بهش اعتراضی ندارم.
‫- تو رو نمیگم

00:43:18.380 --> 00:43:20.750
‫من دارم با خانم‌ها و آقایان خونه
‫صحبت می‌کنم. اگه کسی می‌خواد بنویسه

00:43:20.780 --> 00:43:23.420
‫و بگه که به این اعتراض داره، بفرمایید

00:43:23.580 --> 00:43:25.020
‫من دیگه کارم تمومه

00:43:25.180 --> 00:43:27.540
‫- می‌تونی فقط اهرم رو بکشی؟
‫- شماره‌اش...

00:43:27.740 --> 00:43:29.660
‫۰۸۰۰ گم شید

00:43:29.780 --> 00:43:33.520
‫گم شید. و بعد یه پیام ضبط شده می‌شنوی که میگه:

00:43:33.900 --> 00:43:36.780
‫- «ما تماس شما رو ارزشمند نمی‌دونیم»
‫- آره، «تماس شما برای ما مهم نیست»

00:43:37.100 --> 00:43:38.260
‫«تماس شما... تماس شما...»

00:43:38.460 --> 00:43:41.540
‫دوباره اهرم رو بکش چون یه
‫قفل کوچیک دیگه هم اینجا هست

00:43:41.700 --> 00:43:42.700
‫- اینجا؟
‫- آره
‫نگاه کن!

00:43:43.820 --> 00:43:46.020
‫- آره، حالا درست شد.
‫- کلش از هم پاشید

00:43:46.180 --> 00:43:48.620
‫چطوری اینو...؟ بعدش چی میشه؟

00:43:49.540 --> 00:43:50.820
‫خب، فکر کنم...

00:43:51.380 --> 00:43:52.780
‫خب، چرا اون قسمت...؟

00:43:54.100 --> 00:43:56.300
‫اون که... اما چطور اون...

00:43:56.740 --> 00:43:59.430
‫[۱۵ دقیقه بعد]

00:43:59.780 --> 00:44:01.580
‫اما چرا اون قسمت باز میشه؟

00:44:01.780 --> 00:44:04.900
‫- یعنی اینا حالا فقط باید برگردن...
‫- اوه صبر کن. اگه این بره...

00:44:05.060 --> 00:44:07.260
‫- فکر می‌کنی این زیر میره؟
‫- آره

00:44:08.220 --> 00:44:09.260
‫- اینجوری؟
‫- آره

00:44:09.420 --> 00:44:11.300
‫خب، برای اینکه... اوه، حالا فهمیدم. اوه

00:44:11.460 --> 00:44:13.340
‫- آها!
‫- بفرما. نه

00:44:13.540 --> 00:44:16.020
‫- ولی نزدیک بود.
‫- ولی شاید

00:44:18.780 --> 00:44:21.300
‫- حالا درست شد.
‫- فکر می‌کنی این...؟

00:44:23.860 --> 00:44:25.980
‫و در عرض فقط ۲۴ دقیقه،

00:44:26.140 --> 00:44:29.740
‫ما لانسیا مونتکارلو رو به
‫یه کروکی تبدیلش کردیم

00:44:29.760 --> 00:44:31.280
‫جیمز، ممنون که کمک کردی

00:44:32.380 --> 00:44:35.100
‫بعدش درباره همکارمون غیبت کردیم

00:44:36.180 --> 00:44:38.660
‫کاپیتان لوله اگزوز قصد داره،

00:44:38.820 --> 00:44:41.180
‫ظاهراً، اگزوزهای مستقیم نصب کنه

00:44:41.340 --> 00:44:42.950
‫- واقعاً؟
‫- از کنار ماشین

00:44:42.980 --> 00:44:46.380
‫پس اساساً مثل استک‌ها
‫میشه، مثل کامیون کن‌ورث

00:44:46.540 --> 00:44:47.940
‫خب، من یه پیشنهاد دارم

00:44:48.340 --> 00:44:49.820
‫- ولش کنیم بریم.
‫- آره، دقیقاً

00:44:50.300 --> 00:44:52.300
‫همچنین من آدم‌هایی که تتو دارن رو دوست ندارم

00:44:54.220 --> 00:44:57.220
‫یه مشت گاو نر میرن
‫روی خودشون نقاشی می‌کنن

00:44:57.420 --> 00:45:00.620
‫متوجه شدم که این اسم برنامه‌اشه که انجام میده

00:45:00.780 --> 00:45:02.660
‫کوچک‌ترین چرخ‌دنده. برنامه تلویزیونش رو...

00:45:02.820 --> 00:45:04.460
‫خب، وقتی اون برنامه لغو بشه چی میشه؟

00:45:04.540 --> 00:45:06.820
‫یعنی، اگه من تخته گاز رو
‫روی بازوم تتو کرده بودم چی؟

00:45:06.980 --> 00:45:08.300
‫آره، دقیقاً

00:45:08.500 --> 00:45:09.940
‫باید خطش بزنه و بنویسه

00:45:10.020 --> 00:45:12.100
‫«من به عنوان پادو در تئاتر سوئندون
‫وایورن نقش بازی می‌کنم»
‫(اشاره به جوکی داره که می سال‌ها پیش تو تاپ‌گیر گفته)

00:45:12.260 --> 00:45:14.620
‫- آره، که کار زیادیه.
‫- که یه روز این کار رو می‌کنه

00:45:16.180 --> 00:45:18.940
‫- بنویسه «پادو...»
‫- یا شاید فقط «پادو»، آره

00:45:19.140 --> 00:45:21.260
‫- بذاره اینجا، درواقع.
‫- پادو!

00:45:24.220 --> 00:45:28.660
‫بعد از این، ارواح کریسمس آینده راه اُفتادند

00:45:28.820 --> 00:45:30.620
‫- خداحافظ، هموند.
‫- آره

00:45:30.780 --> 00:45:31.980
‫خداحافظ

00:45:32.420 --> 00:45:33.740
‫سفر خوشی داشته باشید

00:45:41.980 --> 00:45:44.860
‫در حالی که هموند مشغول کار بود،

00:45:46.500 --> 00:45:51.140
‫من و جیمز به سمت پایتخت هراره رفتیم

00:46:00.820 --> 00:46:05.780
‫و حالا که روی آسفالت بودیم، با
‫سرعت خوبی به سوی اونجا رفتیم

00:46:21.820 --> 00:46:24.140
‫دلم برای رانندگی توی شهرهایی مثل این تنگ میشه

00:46:25.060 --> 00:46:26.700
‫خدای من، چقدر رنگارنگ و باحالند

00:46:27.740 --> 00:46:31.220
‫ پلیس رو ببین، جیمز

00:46:33.660 --> 00:46:37.740
‫نگاهش کن! فوق‌العاده‌ست!

00:46:38.540 --> 00:46:41.660
‫میگ اصلاً تأثیری هم روی ترافیک داره؟

00:46:41.860 --> 00:46:44.820
‫نه، ولی خیلی‌ها رو شاد می‌کنه

00:46:47.820 --> 00:46:52.220
‫وقتی به سمت مرکز شهر
‫رفتیم، به یه بازار برخوردیم

00:46:52.380 --> 00:46:53.460
‫یه بازار بزرگ

00:47:00.860 --> 00:47:03.780
‫خدای من، اینجا خیلی بزرگه

00:47:09.740 --> 00:47:12.300
‫اوکی!

00:47:13.860 --> 00:47:15.860
‫و به زودی، یه ایده به ذهنم رسید

00:47:16.860 --> 00:47:19.740
‫خب، چون این آخرین باریه که با هم کار می‌کنیم،

00:47:19.900 --> 00:47:22.260
‫بیا ببینیم می‌تونیم به ریچارد هموند کمک کنیم

00:47:22.460 --> 00:47:25.860
‫و ببینیم می‌تونیم واقعاً براش
‫یه لوله اگزوز بخریم یا نه؟

00:47:26.380 --> 00:47:27.820
‫آره، باشه، چرا که نه

00:47:28.020 --> 00:47:32.460
‫برای سرعت بخشیدن به خرید،
‫من یه تغییر دیگه راه انداختم،

00:47:32.620 --> 00:47:35.380
‫سیستم اعلام عمومی داخل ماشینم

00:47:37.260 --> 00:47:41.540
‫کسی لوله اگزوز برای فورد کاپری

00:47:42.460 --> 00:47:44.900
‫مارک وان سه لیتری جی‌اکس‌ال داره؟

00:47:45.540 --> 00:47:47.500
‫سمت چپ، سیستم‌های اگزوز

00:47:48.100 --> 00:47:49.220
‫جانم

00:47:49.380 --> 00:47:52.660
‫فکر می‌کنی هیچ‌کدومشون به یه
‫مارک وان V6 جی‌اکس‌ال می‌خوره؟

00:47:53.260 --> 00:47:55.980
‫فکر کنم به خوبی همون‌هایی
‫که الان روشه می‌خوره

00:47:59.140 --> 00:48:02.300
‫و در این مورد، چندین مایل عقب‌تر...

00:48:06.100 --> 00:48:07.380
‫مثل دستکش

00:48:11.780 --> 00:48:14.340
‫سایدوایندر! آره!

00:48:17.460 --> 00:48:20.220
‫این حتی بهتر صدا میده!

00:48:30.780 --> 00:48:33.700
‫جنگجوی جاده داره میاد. ایول

00:48:41.380 --> 00:48:44.460
‫حالا که ما پیاده بودیم و دنبال یه اگزوز می‌گشتیم

00:48:45.620 --> 00:48:47.020
‫فروشگاه کمک فنر، نگاه کن

00:48:47.220 --> 00:48:49.020
‫کمک فنر و فنرها

00:48:49.940 --> 00:48:51.300
‫چراغ‌های عقب

00:48:53.980 --> 00:48:56.380
‫- اسم شما توی روزنامه اومده.
‫- چی؟

00:48:56.540 --> 00:48:58.620
‫اسم شما توی روزنامه اومده

00:48:59.540 --> 00:49:00.540
‫اوه، لعنتی

00:49:00.700 --> 00:49:03.850
‫ما توی روزنامه هستیم؟ اوه، واو!

00:49:04.940 --> 00:49:07.220
‫ما واقعاً خبر صفحه اولیم

00:49:07.380 --> 00:49:09.620
‫«افسانه‌های تخت گاز»

00:49:09.820 --> 00:49:11.340
‫- آره، نگاه کن.
‫- اینجام هستیم

00:49:13.540 --> 00:49:17.020
‫نوشته، «سوپراستارهایی که شهرتشان
‫را در تخته‌گاز بدست آورده‌اند...»

00:49:17.180 --> 00:49:18.580
‫و بعد به بادش دادند

00:49:19.060 --> 00:49:23.020
‫«معروف‌ترین چهره‌ها در دنیای
‫اتومبیل‌سواری در تلویزیون»

00:49:23.180 --> 00:49:24.300
‫نه که حالا کلی آدم تو این کارن

00:49:24.500 --> 00:49:26.620
‫آره، بگی‌نگی

00:49:28.700 --> 00:49:30.780
‫نگاه کن، داره امیدوارکننده‌تر میشه

00:49:30.940 --> 00:49:33.820
‫فکر می‌کنم عادلانه‌ست بگیم اگه همکارمون می‌دونست

00:49:34.020 --> 00:49:37.460
‫ما داریم دنبال اگزوز می‌گردیم، خیلی ممنون می‌شد

00:49:43.660 --> 00:49:47.420
‫خب، راستش رو بگم، دیگه بسمه

00:49:56.380 --> 00:50:01.740
‫وقتی به هتل دنج و آراممون
‫رسیدم، تاریکی فرا رسیده بود

00:50:13.620 --> 00:50:14.780
‫رفقا!

00:50:15.180 --> 00:50:16.710
‫- آفرین!
‫- روز بدی داشتی؟

00:50:16.740 --> 00:50:18.900
‫- آخی! ممنون.
‫- برات یه آبجو آوردم

00:50:19.100 --> 00:50:21.260
‫ولی فکر می‌کنم مهم‌تر از اون...

00:50:23.500 --> 00:50:25.580
‫و بله، این یه ست درسته، نگاه کن

00:50:25.740 --> 00:50:28.340
‫- برای جی‌اکس‌ال.
‫- برای جی‌اکس‌له

00:50:28.540 --> 00:50:29.590
‫- نمی‌خوام...
‫- نه برای جی‌تی

00:50:29.620 --> 00:50:31.260
‫- این یه شوخی بی‌رحمانه‌ست؟
‫- نه

00:50:31.420 --> 00:50:32.420
‫- واقعاً؟
‫- آره

00:50:32.860 --> 00:50:34.700
‫وای خدای من!

00:50:34.900 --> 00:50:36.340
‫میدونین که این چه معنی میده!

00:50:36.500 --> 00:50:38.060
‫- اینو حس کن.
‫- یعنی سکوت

00:50:38.220 --> 00:50:39.820
‫این یعنی امشب خواب نداری

00:50:39.860 --> 00:50:40.860
‫اوه، برام مهم نیست!

00:50:41.220 --> 00:50:42.860
‫هموند، اینجا تموم نمیشه

00:50:43.020 --> 00:50:44.260
‫- چی؟
‫- اینجا تموم نمیشه

00:50:44.380 --> 00:50:47.420
‫این الآن یه‌کم خجالت‌آور
‫شده ولی من خیلی ممنونم

00:50:47.980 --> 00:50:49.540
‫وای، خدای من!

00:50:50.380 --> 00:50:52.940
‫- وای خدای من!
‫- این یه اسپویلر عقبه

00:50:53.140 --> 00:50:55.510
‫- نه فقط هر اسپویلری.
‫- نه، بلکه یه اسپویلر ریچارد گرانت...

00:50:55.540 --> 00:50:58.180
‫- اسپویلرهای ریچارد گرانت رو یادته؟
‫- همون بازیگره؟

00:50:58.940 --> 00:50:59.740
‫نه، خب...

00:50:59.940 --> 00:51:03.300
‫قضیه اینه که اسپویلرهای
‫ریچارد گرانت روی XR2ها بودند

00:51:03.500 --> 00:51:04.940
‫تو طول دهه ۷۰ و ۸۰

00:51:05.100 --> 00:51:07.180
‫معلوم شده ریچارد‌ ای. گرانت، که «ویت‌نیل و من» رو بازی کرد...

00:51:07.260 --> 00:51:09.180
‫- آره بازی کردش!
‫- آره. بعد شروع کرد

00:51:09.380 --> 00:51:10.900
‫به کار تو زمینه لوازم جانبی ماشین

00:51:11.100 --> 00:51:13.150
‫ولی چون نمی‌خواست به کارش
‫به عنوان بازیگر آسیب بزنه،

00:51:13.180 --> 00:51:14.260
‫حرف «ای» رو حذف کرد

00:51:14.420 --> 00:51:15.900
‫بچه‌ها، اوم،

00:51:16.100 --> 00:51:19.280
‫این واقعاً همه خبر فوق‌العاده‌ایه و من خیلی خوشحالم

00:51:19.300 --> 00:51:21.260
‫پس می‌تونی امشب این رو نصب کنی

00:51:21.460 --> 00:51:23.300
‫حس بدی بهم دست داد. من هیچی براتون...

00:51:23.500 --> 00:51:25.020
‫معلومه که هیچی برامون نگرفتی

00:51:25.180 --> 00:51:25.980
‫هیچی براتون هدیه نگرفتم

00:51:26.140 --> 00:51:28.380
‫کی شما دو تا برام هدیه خریدید...

00:51:28.540 --> 00:51:31.540
‫تو برام یه نقاشی رنگ روغن
‫آشغال رو خریدی تو ویتنام

00:51:31.740 --> 00:51:33.900
‫- قشنگ بودش!
‫- آشغال بودش

00:51:34.100 --> 00:51:35.540
‫و تو هم هیچ‌وقت هدیه‌ای برام نگرفتی

00:51:35.660 --> 00:51:37.030
‫- من هیچ‌وقت هدیه‌ای برات نگرفتی؟
‫- هرگز

00:51:37.060 --> 00:51:38.820
‫- هیچ‌وقت هدیه‌ای برات نگرفتم؟
‫- نه!

00:51:38.980 --> 00:51:42.140
‫- من یه کشتی بادبانی خریدم برات
‫تو ویتنام که بذاری رو موتورت

00:51:43.540 --> 00:51:45.900
‫اون شب، ماشین‌هامون رو تمیز کردیم،

00:51:46.100 --> 00:51:48.620
‫همه تعمیرات لازم رو انجام دادیم...

00:51:51.980 --> 00:51:56.460
‫و بعد برای صبحانه‌ای که آقای ویلمن
‫هیچ‌وقت فراهم نمی‌کرد، باهم دیدار کردیم

00:51:58.540 --> 00:51:59.540
‫این قهوه مال منه؟
‫آره

00:52:00.780 --> 00:52:02.300
‫- برام قهوه سفارش دادی؟
‫- آره

00:52:02.500 --> 00:52:03.500
‫تقریباً یه هدیه حساب میشه

00:52:05.300 --> 00:52:06.980
‫- هی.
‫- چیه؟

00:52:07.540 --> 00:52:08.700
‫دیشب رفتم بار

00:52:08.900 --> 00:52:10.660
‫- آره؟
‫- با یه مرد حرف زدم

00:52:11.380 --> 00:52:12.980
‫و این رو ازش خریدم

00:52:15.460 --> 00:52:17.380
‫- چیه؟
‫- نقره

00:52:18.340 --> 00:52:19.500
‫نقره واقعی

00:52:19.700 --> 00:52:21.740
‫- واقعاً؟
‫- آره، تیکه‌های نقره

00:52:22.180 --> 00:52:24.290
‫ هر گرم ۶۰ سنته

00:52:24.310 --> 00:52:27.270
‫چون، معلوم شده، می‌دونین
‫ما تا حالا داشتیم از کنار...

00:52:27.300 --> 00:52:29.740
‫حداقل روی سطح از کنار همه میوه‌ها
‫و محصولات و اینا رانندگی می‌کردیم

00:52:29.900 --> 00:52:31.780
‫- آره.
‫- سبد نان آفریقا

00:52:32.500 --> 00:52:33.500
‫اگه حفر کنی بری پایین...

00:52:34.220 --> 00:52:37.700
‫طلا، نقره، منگنز، لیتیوم،

00:52:38.140 --> 00:52:40.660
‫الماس، زغال سنگ، سنگ آهن

00:52:40.820 --> 00:52:42.940
‫یعنی داری یه مزرعه رو شخم
‫می‌زنی تا آناناس‌هات رو بکاری،

00:52:43.020 --> 00:52:45.740
‫یا چایت یا موزت یا هر چی که باشه،

00:52:45.900 --> 00:52:47.460
‫و میرسی به الماس و لیتیوم

00:52:47.620 --> 00:52:49.900
‫- جواهرات.
‫- آره، جواهرات و لیتیوم و کبالت

00:52:50.300 --> 00:52:51.700
‫همینجوری از زمین میزنه بیرون

00:52:51.860 --> 00:52:54.120
‫و داشتم فکر می‌کردم، می‌دونی وقتی آدما میرن...

00:52:54.140 --> 00:52:56.950
‫خب، ما که می‌ریم این سفرها،
‫همیشه با یه سوغاتی احمقانه برمی‌گردیم

00:52:56.980 --> 00:52:59.580
‫خب، به جای اینکه یه چیز چرت و پرت بخریم،

00:52:59.620 --> 00:53:01.380
‫چرا نقره نگیریم؟

00:53:01.580 --> 00:53:03.580
‫- ۶۰ سنت؟
‫- ۶۰ سنت!

00:53:03.780 --> 00:53:04.780
‫- هر گرم؟
‫- هر گرم

00:53:05.420 --> 00:53:09.100
‫بعد بلافاصله به شهر رفتیم و خرید کردیم

00:53:10.020 --> 00:53:12.140
‫و دریغ نکردیم

00:53:14.540 --> 00:53:18.140
‫خب این ۴۵ کیلوگرم نقره‌ست

00:53:18.340 --> 00:53:19.860
‫- بهترین سوغاتی تاریخ.
‫- می‌دونم

00:53:20.020 --> 00:53:22.580
‫می‌تونستیم با یه نقاشی
‫زشت از غروب آفتاب برگردیم

00:53:23.220 --> 00:53:26.260
‫این توزیع وزن ماشین منو هم تحت
‫تأثیر قرار میده، راستش رو بخواین

00:53:26.900 --> 00:53:29.220
‫این به نیروی پایینی از بال‌م اضافه میشه

00:53:29.380 --> 00:53:31.900
‫فقط دارم حساب می‌کنم این چقدر هزینه داشته

00:53:32.300 --> 00:53:33.900
‫زیاد نبوده، طبق گفته خودت

00:53:34.100 --> 00:53:35.620
‫- خب، ۶۰ سنت هر گرمه.
‫- آره

00:53:35.660 --> 00:53:39.500
‫ولی به خاطر مقدارش تخفیف هم
‫گرفتیم. و بعد پول خردی که بهم داد این بود

00:53:39.660 --> 00:53:41.300
‫من با دلار آمریکا پرداخت کردم...

00:53:43.260 --> 00:53:44.340
‫این چیه؟

00:53:45.820 --> 00:53:47.940
‫- ۵۰... ۵۰ میلیون؟
‫- آره

00:53:48.460 --> 00:53:49.460
‫۵۰ میلیون دلار

00:53:49.500 --> 00:53:52.780
‫وقتی تورم شدید بود، یه
‫میلیون درصد بود، مگه نه؟

00:53:52.940 --> 00:53:54.180
‫چیزی شبیه به این، آره

00:53:54.380 --> 00:53:56.820
‫و تو یه بازه‌ای، فکر کنم با
‫یه اسکناس ۵۰ میلیون دلاری،

00:53:56.980 --> 00:53:59.140
‫ارزون‌تر بود با این کاغذ ماتحتت رو پاک کنی

00:53:59.300 --> 00:54:01.540
‫تا یه برگ کاغذ توالت استفاده کنی

00:54:01.700 --> 00:54:03.590
‫- واقعاً ارزون‌تر بود؟
‫- چون اون ارزش‌مندتر بود

00:54:03.620 --> 00:54:06.390
‫به همین دلیل اگه مردم قهوه سفارش
‫می‌دادن، وقتی می‌آوردن پرداخت می‌کردن

00:54:06.420 --> 00:54:08.790
‫به جای اینکه بعد از نوشیدنش
‫پرداخت کنن چون قیمتش بالا می‌رفت

00:54:08.820 --> 00:54:11.550
‫- هرچند.
‫- دیگه حرف زدن از مسائل مالی بسه

00:54:11.570 --> 00:54:16.140
‫- پس ما ۴۵ کیلوگرم نقره داریم...
‫- آره

00:54:16.300 --> 00:54:18.180
‫و ۵۰ میلیون دلار

00:54:18.340 --> 00:54:19.740
‫ما تو موقعیت خوبی هستیم

00:54:21.300 --> 00:54:24.660
‫با روشن کردن ماشین‌های
‫نقره‌ای کاملاً تعمیر شده‌مون،

00:54:25.180 --> 00:54:26.860
‫از شهر بیرون رفتیم،

00:54:27.380 --> 00:54:32.780
‫کاملاً مطمئن که هیچ شهری
‫روی زمین خیابان‌های بهتری نداره

00:54:33.700 --> 00:54:37.020
‫اون درخت‌های بنفش واقعاً نفس‌گیرن

00:54:37.540 --> 00:54:39.180
‫اینا واقعاً درخت‌های جاکاراندا هستن؟

00:54:39.340 --> 00:54:41.780
‫آره، هستن. نگاهشون کن. خیلی زیبان

00:54:46.380 --> 00:54:47.820
‫اوه، اینو ببینین

00:54:53.380 --> 00:54:57.020
‫به نظرم زیباترین خیابان پر از درختی که تا حالا دیدم

00:55:03.060 --> 00:55:05.460
‫با جرمی که مسئول خوندن نقشه بود،

00:55:05.620 --> 00:55:10.340
‫به سمت غرب با یه نوار آسفالت خیلی عالی حرکت کردیم

00:55:17.540 --> 00:55:20.020
‫جاده خوبه، مناظر خوبه،

00:55:20.220 --> 00:55:21.340
‫همه چی خوبه

00:55:37.220 --> 00:55:41.260
‫ساعت‌ها، سفر کاملاً بدون مشکل بود

00:55:41.940 --> 00:55:46.620
‫و همچنان بدون مشکل بود تا اینکه
‫برای چک کردن نقشه توقف کردم

00:55:48.460 --> 00:55:51.180
‫بعد دیگه بدون مشکل نبود

00:55:52.140 --> 00:55:52.940
‫لعنتی

00:55:53.100 --> 00:55:54.700
‫چرا نگه داشتی؟

00:55:54.860 --> 00:55:56.460
‫- خبر خوب.
‫- بگو

00:55:56.620 --> 00:55:58.820
‫خبر خوب. خیلی خبر خوب

00:55:58.980 --> 00:56:01.540
‫اوم، دقیقاً می‌دونم کدوم جاده هستیم

00:56:04.180 --> 00:56:06.420
‫- یه خبر بد هم هست.
‫- آره

00:56:06.580 --> 00:56:07.580
‫جاده اشتباهیه

00:56:07.620 --> 00:56:09.780
‫- چی شده؟
‫- ما جاده اشتباه اومدیم

00:56:10.660 --> 00:56:12.710
‫کی گفت میدونه کجا
‫داره میره؟ اوه، می‌دونم

00:56:12.740 --> 00:56:14.620
‫- اوم، مگه... من...
‫- تو که نبودی

00:56:14.780 --> 00:56:17.140
‫- نه، انگار یه صدای دیگه بود.
‫- و من هم نبودم، مگه نه؟

00:56:17.220 --> 00:56:19.820
‫بیایم به این که کی چپ
‫پیچید و کی راست گیر ندیم

00:56:19.980 --> 00:56:21.420
‫- تو بودی.
‫- من بودم

00:56:21.620 --> 00:56:23.780
‫پس تو ما رو از هراره با جاده اشتباه خارج کردی

00:56:23.980 --> 00:56:27.700
‫باید به سمت غرب می‌رفتیم.
‫نمی‌ریم. به سمت شمال می‌ریم

00:56:27.900 --> 00:56:30.300
‫- نشونم بده.
‫- ما با یه انتخاب روبرو هستیم. یا می‌تونیم

00:56:30.500 --> 00:56:32.300
‫برگردیم همه راه به هراره

00:56:32.460 --> 00:56:34.140
‫نه

00:56:34.300 --> 00:56:35.630
‫و اون پیچی که باید می‌پیچیدیم رو بپیچیم

00:56:35.660 --> 00:56:38.060
‫- باشه.
‫- یا...

00:56:38.260 --> 00:56:40.100
‫اگه به سمت شمال ادامه بدیم و بعد...

00:56:40.300 --> 00:56:41.100
‫- تو جاده اشتباه.
‫- آره

00:56:41.260 --> 00:56:44.420
‫اگه به سمت شمال ادامه بدیم، در
‫نهایت به زامبیزی می‌رسیم، باشه؟

00:56:44.580 --> 00:56:45.980
‫که مرز با زامبیاست

00:56:46.180 --> 00:56:47.740
‫رود بزرگی‌ـه. نمیشه ندیدش

00:56:48.420 --> 00:56:51.860
‫چپ بپیچیم، اینجوری به سمت غرب می‌ریم

00:56:52.980 --> 00:56:55.740
‫چون رود اینجوری میره و جاده اونجوری

00:56:56.140 --> 00:56:57.580
‫خب، چاره‌مون اینه

00:57:02.500 --> 00:57:05.980
‫بعد از اینکه با این واقعیت کنار
‫اومدیم که به جای اینکه این کار رو بکنیم،

00:57:06.740 --> 00:57:09.020
‫داشتیم این کار رو می‌کردیم،

00:57:09.740 --> 00:57:11.300
‫به راهمون ادامه دادیم

00:57:13.540 --> 00:57:16.820
‫فکر کنم تا غروب به زامبیزی برسیم

00:57:17.620 --> 00:57:19.660
‫می‌تونیم کنار زامبیزی کمپ کنیم

00:57:20.420 --> 00:57:22.180
‫چقدر خفن میشه؟

00:57:23.540 --> 00:57:25.060
‫ولی بعد...

00:57:25.260 --> 00:57:26.940
‫آسفالت تموم شد

00:57:31.340 --> 00:57:33.660
‫وای نه!

00:57:34.540 --> 00:57:37.340
‫لطفاً، نریم تو سنگلاخ. خدایا!

00:57:38.180 --> 00:57:39.260
‫رفتیم!

00:57:40.780 --> 00:57:42.300
‫اوه!

00:57:42.500 --> 00:57:46.860
‫بچه‌ها، تا رود ۴۰ مایل مونده، ۴۰ مایل

00:57:47.060 --> 00:57:49.500
‫- ۱۴ مایل؟
‫- نه، نه، جیمز

00:57:49.700 --> 00:57:51.940
‫۴۰ مایل، چهل مایل

00:57:52.140 --> 00:57:53.420
‫۴۰؟

00:57:53.580 --> 00:57:57.300
‫بله، متأسفانه تقریباً همینه، آره

00:58:00.820 --> 00:58:02.620
‫هرگز دووم نمی‌آرن

00:58:02.820 --> 00:58:05.940
‫اوه، اون یه قسمت واقعاً بد بود

00:58:06.940 --> 00:58:08.780
‫اوه، صبر کن، دارم وایمیستم. چی؟

00:58:09.860 --> 00:58:12.540
‫بچه‌ها، اه، دارم خراب میشم

00:58:13.540 --> 00:58:15.420
‫اشکالی نداره، ماشین من خوبه

00:58:15.980 --> 00:58:18.420
‫وای نه... بوی بنزین میادش

00:58:20.140 --> 00:58:22.860
‫اولین کار اینه که یه چیزی سفید بپوشیم

00:58:23.020 --> 00:58:27.500
‫چون مگس‌های تسه به رنگ‌های آبی و سیاه جذب میشن

00:58:29.980 --> 00:58:31.060
‫لعنتی!

00:58:31.580 --> 00:58:33.540
‫همه بنزین‌م داره می‌ریزه بیرون

00:58:33.740 --> 00:58:35.700
‫اوه نه، این بده

00:58:36.260 --> 00:58:40.740
‫این لوله سوخته، و این هم سوخته

00:58:43.940 --> 00:58:45.460
‫این... مرسی

00:58:45.620 --> 00:58:47.020
‫- خب...
‫- چه کار می‌تونم بکنم...

00:58:47.180 --> 00:58:49.140
‫- بنزین از ماشین داغت داره می‌ریزه؟
‫- آره

00:58:49.300 --> 00:58:50.100
‫این ایده خوبیه؟
‫- آره.
‫- مرسی

00:58:51.340 --> 00:58:54.150
‫یکی از شماها می‌خواد اینجا
‫بایسته و انگشتش رو روی این بذاره؟

00:58:54.180 --> 00:58:55.180
‫- نه واقعاً.
‫- نه

00:58:55.260 --> 00:58:57.100
‫فقط سعی کن توضیح بدی تا بفهمم

00:58:57.300 --> 00:58:58.100
‫این اومده بیرون

00:58:58.260 --> 00:59:02.220
‫لوله از مخزن بنزین تا موتور میره به اونجا...

00:59:02.420 --> 00:59:04.980
‫پس باید لوله‌ای از... یعنی فقط پاره شده؟

00:59:05.620 --> 00:59:07.820
‫- نه، جدا شده.
‫- چرا بهش کمک می‌کنی؟

00:59:08.020 --> 00:59:11.380
‫می‌خوام زنده بمونه وگرنه نمی‌تونیم ایفای
‫نقشش به عنوان پادو تو پانتومیم ببینیمش

00:59:11.540 --> 00:59:12.620
‫اوه، تو رو خدا!

00:59:13.140 --> 00:59:14.860
‫این قضیه پدو رو تمومش کنین!

00:59:15.020 --> 00:59:16.700
‫اوه نه، نمی‌کنیم

00:59:16.900 --> 00:59:20.420
‫چقدر طول می‌کشه تا به عنوان
‫پادو تو سوئندون وایورن ظاهر بشه؟

00:59:20.620 --> 00:59:21.700
‫- یک سال.
‫- لطفاً، بس کنین!

00:59:21.860 --> 00:59:26.620
‫نه، فکر می‌کنم به اندازه کافی
‫عزت نفس داره که دو سال دووم بیاره

00:59:26.820 --> 00:59:29.140
‫پس این برنامه در سال ۲۰۲۴ پخش میشه،

00:59:29.300 --> 00:59:31.900
‫پس فکر می‌کنم ۲۰۲۵ میشه

00:59:32.100 --> 00:59:32.900
‫شایدم تو گیلدفورد بره

00:59:33.060 --> 00:59:35.300
‫خدای من، همه‌جام بنزین شده

00:59:35.500 --> 00:59:36.590
‫گیلدفورد یه تئاتر بزرگه

00:59:36.620 --> 00:59:38.870
‫می‌دونم... فکر می‌کنم سوئندون
‫وایورن جاییه که قراره باشه

00:59:38.900 --> 00:59:40.020
‫حدود ۲۰۰ نفر

00:59:40.220 --> 00:59:41.780
‫این هم بازیگرانش

00:59:41.940 --> 00:59:44.620
‫اینزلی هریوت، لورنس لوئلین-باون،

00:59:44.780 --> 00:59:46.100
‫جولیان کلاری، ریچارد هموند

00:59:46.300 --> 00:59:48.100
‫این یه ترکیب ستاره‌ایه

00:59:48.260 --> 00:59:51.580
‫«گلوریا هانیفورد و، خیلی از 'و'ها، ریچارد هموند...»

00:59:51.740 --> 00:59:53.380
‫«به عنوان پادو!»

00:59:54.540 --> 00:59:58.180
‫«پس از کارنامه درخشانش در سفر به دور دنیا»

00:59:58.340 --> 00:59:59.780
‫میگه «ریچارد هموند تلویزیونی؟»

00:59:59.940 --> 01:00:00.740
‫«تلویزیونی»، آره!

01:00:00.900 --> 01:00:04.380
‫چون برنامه‌های کافی داشته که
‫بشه «ریچارد هموند تلویزیونی»

01:00:04.540 --> 01:00:06.580
‫بهت میگم، هموند، ما میایم تئاترت

01:00:06.740 --> 01:00:08.340
‫- می‌خوام بگم...
‫- تو اولین شب،

01:00:08.500 --> 01:00:10.980
‫- دو آقای مسن تو ردیف جلو خواهیم بود
‫- اولین شب؟

01:00:11.140 --> 01:00:12.540
‫هر شب

01:00:12.820 --> 01:00:16.820
‫من واقعاً از پانتومیم متنفرم ولی به اون یکی میرم

01:00:16.980 --> 01:00:19.280
‫به امتیازهای هتل پریمیئری
‫که می‌گیری فکر کن

01:00:19.300 --> 01:00:20.300
‫وای خدایا!

01:00:20.500 --> 01:00:24.700
‫با روز یکشنبه، می‌تونی ویژه کاروری داشته باشی

01:00:24.940 --> 01:00:27.140
‫پیش‌بینی می‌کنم این آخرین باری نباشه

01:00:27.220 --> 01:00:29.920
‫که دور یک کاپری خراب می‌ایستیم،

01:00:29.980 --> 01:00:33.680
‫رفتم که پیراهن ضد مگس تسه‌ام رو بپوشم

01:00:33.740 --> 01:00:38.140
‫و بعد، چیزیی در زیر بوته‌ها دیدم

01:00:38.140 --> 01:00:41.220
‫اوه، سلام. اوه!

01:00:41.620 --> 01:00:43.940
‫من یه زینت‌کاپوت پیدا کردم، بچه‌ها

01:00:44.340 --> 01:00:46.020
‫ روی لانسیا قدیمی رو یادته؟

01:00:46.460 --> 01:00:47.780
‫اوه واو

01:00:48.220 --> 01:00:49.220
‫نگاهش کن

01:00:49.340 --> 01:00:51.180
‫- این عالیه.
‫- می‌دونم

01:00:53.900 --> 01:00:56.740
‫در نهایت، پادو دوباره به جاده برگشت

01:00:58.180 --> 01:01:01.820
‫دارم نشانگر سوخت رو چک
‫می‌کنم. مقداری ازش رو از دست دادم

01:01:02.460 --> 01:01:04.980
‫و بعد، با ۳۰ مایل باقی‌مانده،

01:01:05.180 --> 01:01:06.860
‫سنگلاخ چنان بد شد...

01:01:07.820 --> 01:01:09.220
‫اوه!

01:01:09.420 --> 01:01:12.260
‫که حتی استگی که

01:01:12.460 --> 01:01:14.340
‫مقاوم بود رو هم درب و داغون کرد

01:01:15.740 --> 01:01:17.980
‫برف‌پاک‌کن‌ها همینجوری روشن میشن

01:01:19.500 --> 01:01:21.420
‫بس کنین، برف‌پاک‌کن‌ها!

01:01:27.500 --> 01:01:30.820
‫اینقدر شیشه رو پاک نکنین،
‫ای لاستیک‌های حرومزاده!

01:01:33.660 --> 01:01:35.340
‫انگار سنگلاخ،

01:01:35.500 --> 01:01:38.740
‫دشمن ما در ۲۰ سال گذشته،

01:01:38.900 --> 01:01:42.180
‫می‌دونست که این آخرین
‫شانسش برای شکستن ماست

01:01:46.780 --> 01:01:48.860
‫اوه!

01:01:58.860 --> 01:02:01.380
‫این روی حداکثره... خدای من، چه بلایی سر این اومده؟

01:02:01.580 --> 01:02:03.220
‫من هیچ کنترلی روی گاز ندارم

01:02:05.820 --> 01:02:08.020
‫آره، پای من الان روی پدال گاز نیست

01:02:08.540 --> 01:02:09.860
‫و ما فقط داریم می‌ریم

01:02:10.060 --> 01:02:12.700
‫من پام رو زیر پدال گاز گذاشتم تا بلندش کنم

01:02:15.340 --> 01:02:19.140
‫این واقعاً، واقعاً داره
‫لانسیا منو خراب می‌کنه...

01:02:19.660 --> 01:02:20.740
‫و منو

01:02:21.620 --> 01:02:24.220
‫خدای من. وای نه!

01:02:26.260 --> 01:02:28.900
‫با این حال، با وجود سن بالاشون،

01:02:29.060 --> 01:02:31.780
‫ماشین‌هامون تا آخرین لحظه
‫سالم موندن تا اینکه بالاخره...

01:02:34.900 --> 01:02:37.860
‫به سواحل زامبیزی رسیدیم

01:02:38.540 --> 01:02:40.060
‫خدای من

01:02:40.220 --> 01:02:44.620
‫جایی که مادر طبیعت استقبال
‫فوق‌العاده‌ای ترتیب داده بود

01:03:17.340 --> 01:03:18.740
‫جای بدی نیست

01:03:23.650 --> 01:03:26.260
‫بعد از شام، دسر خوشمزه‌ای داشتیم

01:03:26.420 --> 01:03:27.420
‫چیز کیک

01:03:28.260 --> 01:03:30.500
‫و، حالا که اینجا زیمبابوه‌ست...

01:03:30.700 --> 01:03:32.740
‫حالا، می‌خواید روش طلا بزنید؟

01:03:32.900 --> 01:03:34.860
‫- ام، بله، می‌خوام.
‫- اوه، بله لطفاً

01:03:35.060 --> 01:03:36.700
‫این رو وقتی تو هراره بودیم گرفتم

01:03:36.860 --> 01:03:40.260
‫چیز عالی درباره‌اش اینه که روز بعد
‫قراره یه مدفوع طلایی تحویل بگیری

01:03:40.420 --> 01:03:42.020
‫- درسته.
‫- و مدفوعت ارزشمند میشه

01:03:44.180 --> 01:03:46.300
‫این واقعاً تجملاتی‌ـه. مرسی، هموند

01:03:46.460 --> 01:03:48.180
‫- حالا ارزشم بیشتر از قبل شده.
‫- می؟

01:03:48.380 --> 01:03:49.800
‫- بله، لطفاً.
‫- چون اگه بهش فکر کنین،

01:03:49.820 --> 01:03:53.180
‫اینجا همه چیز رو می‌کارن.
‫و بعد یه حفره توی زمین می‌کنی

01:03:53.380 --> 01:03:55.180
‫برای دسرت، که طلاست

01:03:55.380 --> 01:03:56.940
‫هی، این بهم یه ایده میده

01:03:57.600 --> 01:04:00.660
‫- چطوره نقره‌هامون رو ذوب کنیم؟
‫- همم

01:04:01.140 --> 01:04:03.380
‫و بعد باهاش وسایل هدیه
‫درست کنیم که با خودمون ببریم

01:04:04.020 --> 01:04:05.500
‫از نقره سوغاتی‌مون؟

01:04:05.900 --> 01:04:07.940
‫- تا فقط قالب‌ش رو درست کنیم؟
‫- همم

01:04:08.140 --> 01:04:11.420
‫داری پیشنهاد میدی که یه
‫کار دستی درست کنیم؟

01:04:11.620 --> 01:04:16.380
‫خب، چه کار دیگه‌ای می‌تونیم
‫بکنیم؟ ساعت ۶:۲۰‌ شبه

01:04:16.580 --> 01:04:17.740
‫نوشیدن که خوبه

01:04:17.900 --> 01:04:20.580
‫آره، نوشیدن خوبه. ولی در نهایت...

01:04:20.740 --> 01:04:24.020
‫قراره با یه میمون مبارزه کنی.
‫تو همیشه از این کارا می‌کنی

01:04:25.580 --> 01:04:28.180
‫در حالتی از شادی عمیق،

01:04:28.380 --> 01:04:32.820
‫جیمز به سرعت همه چیزهایی که برای
‫ذوب کردن نقره‌مون نیاز داشتیم رو درست کرد

01:04:36.140 --> 01:04:37.420
‫اون اهل دوره ویکتوریاییه

01:04:39.980 --> 01:04:42.140
‫- خیلی خوشحاله.
‫- خیلی خوشحاله

01:04:44.220 --> 01:04:48.780
‫و دو نوشیدنی کوچک بعد،
‫اوضاع خوب به نظر می‌رسید

01:04:49.540 --> 01:04:52.140
‫بفرمایید، بچه‌ها. نگاهش کنین

01:04:52.450 --> 01:04:53.450
‫خدای من!

01:04:54.460 --> 01:04:58.340
‫حالا می‌تونیم هر چیزی بسازیم. هر چیزی که بتونیم قالبش رو بریزیم

01:04:58.740 --> 01:05:01.580
‫- آره، پس یه سوراخ تو چیزی درست می‌کنی.
‫- آره؟

01:05:01.740 --> 01:05:04.380
‫اون رو می‌ریزی توش، می‌ذاری خشک بشه

01:05:04.580 --> 01:05:07.260
‫- و بعد یه چیز نقره‌ای داری.
‫- درسته!

01:05:07.460 --> 01:05:10.580
‫یالا، پس. آقایان، بیایید شروع کنیم

01:05:11.060 --> 01:05:14.660
‫من پدال گاز رو تعمیر می‌کنم،
‫بعد یه چیزی نقره‌ای می‌سازم

01:05:14.820 --> 01:05:19.420
‫راستش، نه، من قالب رو درست می‌کنم،
‫نقره رو توش می‌ریزم، می‌ذارم خشک بشه

01:05:19.580 --> 01:05:21.260
‫- دقیقاً.
‫- و در حین اینکه داره خشک میشه،

01:05:21.420 --> 01:05:22.900
‫گازم رو تعمیر می‌کنم

01:05:23.060 --> 01:05:26.140
‫به دنیای تفکر منظم خوش آمدید

01:05:37.820 --> 01:05:38.820
‫صبح روز بعد،

01:05:38.860 --> 01:05:43.470
‫سواحل زامبیزی پر از حیوانات مختلف بود...

01:05:44.340 --> 01:05:45.900
‫و راجر مور

01:05:48.220 --> 01:05:49.460
‫اینو دادی برات دوختن؟
‫آره

01:05:50.940 --> 01:05:52.380
‫و اندازه‌های کی رو فرستادی؟

01:05:52.420 --> 01:05:55.260
‫- اندازه‌های جان بون جووی.
‫- یه‌کمی بلندپروازانه بودش

01:05:55.420 --> 01:05:58.350
‫می‌دونین که چطوره، وقتی دکتر
‫می‌پرسه چند واحد الکل می‌نوشی

01:05:58.380 --> 01:06:00.620
‫و وقتی کسی می‌پرسه: «اندازه‌هات چیه؟»

01:06:00.780 --> 01:06:03.540
‫«قطعاً کمر سی‌اینچی،
‫سینه چهل‌اینچی» دروغ گفتم

01:06:03.700 --> 01:06:06.340
‫متوجه شدی که اینجا چیکار کرده؟

01:06:06.500 --> 01:06:09.860
‫- دکمه‌های خیلی جالبی داره.
‫- دکمه‌ها، آره
‫ (معنای دیگه‌ش پادو میشه)

01:06:10.380 --> 01:06:12.700
‫انگار داره یوا‌یواش
‫خودشو وارد نقشش می‌کنه

01:06:13.380 --> 01:06:17.140
‫می‌تونیم از اشتباهات
‫خیاطی لباسش عبور کنیم؟

01:06:17.340 --> 01:06:18.780
‫این فوق‌العاده نیست؟

01:06:18.940 --> 01:06:20.310
‫این چیزی که از نقره‌ات درست کردی؟

01:06:20.340 --> 01:06:21.900
‫- بله
‫- این شگفت‌انگیزه

01:06:22.100 --> 01:06:24.740
‫چرا هیچ‌کس... خوب. تعجب می‌کنم
‫چرا هیچ‌کس قبلاً این کار رو نکرده

01:06:24.900 --> 01:06:28.100
‫فرمانت در واقع یه فرمان نقره‌ای خالصه!

01:06:28.260 --> 01:06:30.300
‫این یه هزینه دیگه
‫۹۰۰،۰۰۰ هزار پوندی داره

01:06:30.500 --> 01:06:32.300
‫یعنی واقعاً خوب به نظر میاد، نه؟

01:06:32.460 --> 01:06:34.980
‫ولی، زرق و برق خالصه. زینت‌کاپوت

01:06:35.580 --> 01:06:37.110
‫- آخه اینجا کاپوته؟
‫- ولی روی کاپوت نیستش

01:06:37.140 --> 01:06:39.660
‫این روی... ولی می‌بینی...
‫آهان، ولی اینجا کاپوته

01:06:39.860 --> 01:06:43.380
‫این عقبه‌شه‌ ها. تبدیل به پوشش
‫موتور میشه، نه کاپوت؟

01:06:43.580 --> 01:06:46.020
‫- نمی‌تونی بگی «زینت‌پوشش موتور»
‫- نه، نمی‌تونی

01:06:46.220 --> 01:06:49.140
‫- من عاشقشم. واقعاً عالی به نظر میاد.
‫- خدایی نگاهش کنین آخه

01:06:49.340 --> 01:06:51.860
‫این یه ایمپالا روی یه مونتکارلوئه

01:06:52.020 --> 01:06:53.900
‫پس من اساساً یه تبلیغ متحرک شِورولت‌م

01:06:54.100 --> 01:06:56.260
‫عجیبه که چه چیزهایی تو
‫دنیای ما منطقی به نظر میان نه؟!

01:06:57.020 --> 01:06:58.220
‫- چی؟
‫- این که منطقی نیست

01:06:58.420 --> 01:07:01.300
‫- وقتی نگاه می‌کردم، دیدمش.
‫- یالا بیایین یه نگاه بندازینش

01:07:01.500 --> 01:07:03.780
‫اسپویلر استوارت لیتل، خانم‌ها و آقایان

01:07:03.980 --> 01:07:06.940
‫آه، عرضش، آره. تنها نقره‌ای که داشتم همینه

01:07:07.140 --> 01:07:09.500
‫خیلی... این اسپویلراستوارت لیتل‌ـه!

01:07:11.380 --> 01:07:12.460
‫به هر حال...

01:07:13.020 --> 01:07:14.060
‫حالا ما
‫زینت‌های نقره‌ای

01:07:16.140 --> 01:07:17.140
‫به ماشینامون اضافه کردیم

01:07:17.220 --> 01:07:19.420
‫- می‌تونم یه پیشنهاد بدم؟
‫- همم؟

01:07:19.620 --> 01:07:21.060
‫رودخونه رو سمت راستتون نگه‌دارین

01:07:21.220 --> 01:07:22.900
‫این که چالش ناوبری نیست، نه؟

01:07:22.940 --> 01:07:24.300
‫امروز ناوبری مشکلی نداره

01:07:24.340 --> 01:07:26.060
‫- و می‌دونیم که داریم به سمت غرب می‌ریم.
‫- آره

01:07:26.260 --> 01:07:30.220
‫و می‌دونیم اگر به سمت غرب ادامه
‫بدیم، به طرف دیگه زیمبابوه می‌رسیم

01:07:30.380 --> 01:07:32.820
‫و می‌دونیم که در حین این
‫کار عالی به نظر می‌رسیم!

01:08:03.900 --> 01:08:05.180
‫یه خط ترمز بزرگ!

01:08:06.100 --> 01:08:07.780
‫یه خط ترمز بزرگ روی زامبیزی

01:08:11.940 --> 01:08:15.740
‫این ممکنه آخرین خط ترمز تلویزیونی من باشه

01:08:16.700 --> 01:08:17.910
‫وقتی بهش فکر می‌کنی، عجیبه،

01:08:17.940 --> 01:08:23.520
‫چون همه تو زندگی‌شون یه زمانی
‫یه کاری رو برای آخرین بار انجام میدن

01:08:23.550 --> 01:08:25.350
‫آخرین باری که از قایق می‌پری

01:08:25.370 --> 01:08:27.300
‫آخرین باری که توپ رو شوت می‌کنی

01:08:27.330 --> 01:08:29.730
‫آخرین باری که سکس می‌کنی

01:08:30.330 --> 01:08:33.450
‫ولی وقتی داری این کار‌ها رو می‌کنی،

01:08:33.480 --> 01:08:36.080
‫نمی‌دونی که داری برای آخرین بار انجامش میدی

01:08:39.500 --> 01:08:41.900
‫پس من اون خط ترمز رو به یاد می‌سپارم

01:08:43.860 --> 01:08:46.820
‫بعد از یه رانندگی پرانرژی صبحگاهی...

01:08:48.980 --> 01:08:50.900
‫ما دوباره روی آسفالت برگشتیم

01:08:53.500 --> 01:08:56.660
‫که خط‌های زرد و همه چیز داشت

01:08:59.220 --> 01:09:00.420
‫این مثل گذرگاه استلویوئه

01:09:01.700 --> 01:09:03.140
‫چه جاده‌ای!

01:09:06.700 --> 01:09:10.260
‫و اون مونتکارلوی کوچیک حسابی ازش لذت می‌برد

01:09:11.180 --> 01:09:12.180
‫قبلاً هم گفتم،

01:09:12.220 --> 01:09:16.100
‫اگر واقعاً می‌خواین به کاوش در آفریقا برین،

01:09:16.260 --> 01:09:20.380
‫باید حتماً یه لانسیا داشته باشین

01:09:21.780 --> 01:09:23.900
‫آه، دنده‌اش در رفته

01:09:24.420 --> 01:09:26.380
‫آه، خدای من، دوباره جا اُفتاد

01:09:29.900 --> 01:09:33.020
‫هنوز هم صدای خوبی از عقب میده. می‌شنوین؟

01:09:38.180 --> 01:09:39.300
‫عاشق این صدام

01:09:41.260 --> 01:09:43.620
‫و همه شما که امروز با ماشین‌های برقی بزرگ می‌شید،

01:09:43.780 --> 01:09:45.500
‫هرگز صدای این چیزا رو نخواهید شنید

01:09:47.700 --> 01:09:50.980
‫دلایل زیادی وجود داره که داریم این برنامه رو تعطیل می‌کنیم

01:09:51.140 --> 01:09:53.700
‫ولی برای من یکی از اصلی‌ترین دلایل اینه که:

01:09:53.900 --> 01:09:58.020
‫من واقعاً به ماشین‌های برقی علاقه‌ای ندارم

01:09:58.180 --> 01:10:00.340
‫اون‌ها صرفاً یه مشت وسایل خانگی هستن

01:10:00.460 --> 01:10:03.620
‫مثل ماشین‌های لباسشویی. مثل مایکروویو

01:10:03.780 --> 01:10:06.420
‫و نمی‌تونی این‌ها رو بررسی
‫کنی. نمی‌تونی ازشون لذت ببری

01:10:06.900 --> 01:10:09.100
‫اون‌ها صرفاً مزخرفن

01:10:10.700 --> 01:10:14.540
‫دوستان، من برای اولین
‫بار تو زندگی‌ام یه کاری کردم

01:10:14.740 --> 01:10:16.700
‫تو تلویزیون جق زدی؟

01:10:16.900 --> 01:10:20.860
‫نه، بدتره. من یه جفت دستکش
‫رانندگی سیاه و سفید پوشیدم

01:10:21.060 --> 01:10:22.660
‫چرا این کار رو کردی؟

01:10:22.860 --> 01:10:25.780
‫ فرمان نقره‌ای‌ام عالیه

01:10:25.940 --> 01:10:28.260
‫ولی حالا که آفتاب روشه، یه کم داغ میشه

01:10:32.740 --> 01:10:35.780
‫به رانندگی تو جاده‌ی قشنگ ادامه دادیم

01:10:35.980 --> 01:10:40.300
‫تا اینکه ناگهان جاده‌ی قشنگ تموم شد

01:10:41.940 --> 01:10:42.940
‫امم...

01:10:44.140 --> 01:10:45.140
‫اوه

01:10:53.620 --> 01:10:54.620
‫همم

01:10:57.900 --> 01:11:01.540
‫تو واقعاً یه احمق تمام عیاری

01:11:01.570 --> 01:11:02.660
‫یه دریاچه‌ست
‫- آره.
‫- نه بابا؟

01:11:03.780 --> 01:11:05.380
‫- خوب، من تو...
‫- داری شوخی می‌کنی؟

01:11:05.500 --> 01:11:06.980
‫من تو نقشه دیدمش

01:11:07.740 --> 01:11:10.740
‫و فرض کردم دورش یه جاده هست و الان نیستش

01:11:11.820 --> 01:11:12.820
‫امم...

01:11:13.820 --> 01:11:15.100
‫چرا دورش جاده‌ای نیست؟

01:11:15.380 --> 01:11:16.860
‫وای خدا

01:11:17.060 --> 01:11:20.020
‫پس، صبر کن. تو توی هراره
‫اشتباه کردی. بیا رو این صحه بذاریم

01:11:20.180 --> 01:11:23.340
‫تو جاده‌ی اشتباهی رو انتخاب کردی. فقط
‫دو تا جاده بود، تو اشتباهه رو انتخاب کردی

01:11:23.460 --> 01:11:25.900
‫بعد هم به طور لجوجانه ما رو مجبور کردی...

01:11:26.060 --> 01:11:28.780
‫قسمت قشنگی از مسیرش بود، مثل
‫نوربرگ‌رینگ بودش، اون قسمت آخرش

01:11:28.980 --> 01:11:32.380
‫آخرش خوب بود. ولی
‫معلوم شد که این پایانشه

01:11:39.340 --> 01:11:42.860
‫ما نمی‌تونیم به راست بپیچیم
‫چون عملاً اونجا زامبیاست

01:11:43.020 --> 01:11:44.300
‫- اهوم.
‫- آره

01:11:44.820 --> 01:11:47.100
‫- نمی‌تونیم به چپ بریم.
‫- چون جاده‌ای نیست

01:11:47.260 --> 01:11:49.260
‫- جاده‌ای نیست.
‫- آره

01:11:49.280 --> 01:11:50.280
‫پس...

01:11:51.370 --> 01:11:53.900
‫- شنا می‌کنیم.
‫- احمق نباش

01:11:54.100 --> 01:11:58.420
‫راستش، ما به اندازه کافی قایق‌ماشینی،
‫ماشین‌قایقی، فلاسک، شناور شدن کردیم

01:11:58.660 --> 01:12:01.620
‫ما قایق نمی‌سازیم. هیچ‌وقت جواب نمیده

01:12:01.780 --> 01:12:05.100
‫من یه ایده بهتر دارم: یه قایق بخریم. سه تا قایق بخریم

01:12:05.300 --> 01:12:07.300
‫- باید ماشین‌ها رو سوارش کنیم.
‫- آره، دقیقاً

01:12:07.420 --> 01:12:09.780
‫- قایق بخریم؟
‫- اونا قایق دارن. ببین

01:12:09.980 --> 01:12:12.020
‫- اینا قایق‌های مردم هستن.
‫- خوب، ما اونا رو می‌خریم

01:12:12.460 --> 01:12:13.940
‫من کلی پول دارم

01:12:14.620 --> 01:12:15.620
‫ده تریلیون

01:12:15.820 --> 01:12:17.460
‫- پنجاه میلیارد؟
‫- آره، چرا که نه؟

01:12:17.660 --> 01:12:19.420
‫آره، من یه پنجاه
‫میلیارد دیگه هم می‌خوام

01:12:19.620 --> 01:12:22.260
‫صد میلیارد. سیصد و پنجاه میلیارد

01:12:22.420 --> 01:12:24.340
‫چهارصد میلیارد

01:12:24.460 --> 01:12:28.340
‫ده تریلیون و چهارصد میلیارد و بیست

01:12:28.500 --> 01:12:31.300
‫این واقعاً احمقانه‌ست

01:12:31.460 --> 01:12:32.660
‫خب. میریم خرید قایق

01:12:33.860 --> 01:12:35.050
‫[قایق‌های فروشی]

01:12:37.300 --> 01:12:41.340
‫بعد از اینکه صبح رو تو گاراژهای قایقی گشتیم،

01:12:41.500 --> 01:12:43.460
‫دوباره با خریدها‌مون کنار هم جمع شدیم

01:12:44.660 --> 01:12:48.100
‫جیمز یه قایق قدیمی ماهی‌گیری ساردین گرفته بود

01:12:49.460 --> 01:12:51.980
‫من یه هاچبک آبی خریدم

01:12:52.700 --> 01:12:54.860
‫و جرمی، طبیعتاً،

01:12:55.020 --> 01:12:58.020
‫یه کابین نوشیدنی شناور خریده بود

01:12:58.700 --> 01:13:00.420
‫تو یه بار خریدی

01:13:00.620 --> 01:13:02.380
‫- این بریج هم هستش.
‫- اوه، متوجه شدم!

01:13:02.500 --> 01:13:04.980
‫تو از بار هدایتش می‌کنی

01:13:06.380 --> 01:13:08.020
‫وقتی ماشین‌هامون رو بار زدیم...

01:13:14.220 --> 01:13:15.260
‫از اینور!

01:13:15.420 --> 01:13:19.220
‫ما روی اچ‌ام‌اس ساردین
‫برای بررسی نقشه جمع شدیم
‫(اصطلاحی که برای کشتی‌های جنگی بریتانیایی به کار برده میشه)

01:13:20.420 --> 01:13:22.140
‫این‌ها نقشه‌های دریایی هستن؟

01:13:22.300 --> 01:13:23.700
‫نه، این یه نقشه جاده‌ست

01:13:24.300 --> 01:13:25.750
‫خب، ما با نقشه جاده به دریا می‌ریم

01:13:25.780 --> 01:13:27.660
‫- خب اینجا دریاچه‌ست.
‫- آره

01:13:28.220 --> 01:13:29.220
‫ما می‌ریم...

01:13:32.220 --> 01:13:33.220
‫چیه؟

01:13:33.700 --> 01:13:36.180
‫- اینجا دریاچه‌ست.
‫- آره. اینجا دریاچه‌ست

01:13:39.980 --> 01:13:42.100
‫- اون چیه؟
‫- لعنتی

01:13:42.300 --> 01:13:43.900
‫این بقیه‌شه

01:13:44.300 --> 01:13:45.420
‫آره

01:13:46.300 --> 01:13:47.780
‫این به اونجا میره

01:13:48.340 --> 01:13:49.340
‫باشه

01:13:50.860 --> 01:13:52.540
‫این حدود ۱۸۰ مایله

01:13:52.740 --> 01:13:54.020
‫ ۱۷۵ مایله
‫پس خوبه!

01:13:55.420 --> 01:13:57.820
‫خدا رو شکر که مجبور نیستیم
‫اون ۵ مایل اضافی رو بریم

01:13:57.980 --> 01:14:00.940
‫این بزرگ‌ترین دریاچه مصنوعی در جهانه

01:14:02.660 --> 01:14:04.140
‫من واقعاً بابت این موضوع متاسفم

01:14:04.300 --> 01:14:06.980
‫من به... ببین، می‌تونین مشکل رو ببینین

01:14:07.140 --> 01:14:09.390
‫ما تمام راه رو رفتیم، من فقط
‫از این سمت نقشه استفاده کردم

01:14:09.420 --> 01:14:12.300
‫نه، نه، نه، جرمی، ما مشکل رو می‌بینیم

01:14:12.420 --> 01:14:13.740
‫اونجاست، به نقشه اشاره می‌کنه

01:14:13.900 --> 01:14:15.910
‫- نقشه دقیق‌ـه.
‫- نقشه هیچ مشکلی نداره

01:14:15.940 --> 01:14:20.380
‫- تو به سمت دیگه نگاه نکردی.
‫- ولی جوری تا شده بود که نمی‌دیدی...

01:14:20.490 --> 01:14:22.120
‫قایقت چقدر سرعت می‌گیره؟

01:14:22.150 --> 01:14:24.160
‫خب، هنوز نمی‌دونم. ولی
‫فکر نکنم خیلی سریع باشه

01:14:24.180 --> 01:14:26.840
‫فکر می‌کنم در حد یه پیاده‌روی تند باشه

01:14:26.860 --> 01:14:29.360
‫حتی اگه ده گره هم بره، که شک دارم...

01:14:29.390 --> 01:14:32.780
‫بذار بگیم ۱۰ مایل در ساعت. این یعنی هجده ساعت

01:14:33.200 --> 01:14:34.810
‫این یعنی کل شب

01:14:34.840 --> 01:14:36.240
‫آره

01:14:37.080 --> 01:14:39.710
‫بعد من کمی بیشتر تحقیق کردم

01:14:39.740 --> 01:14:41.980
‫و این هم حرکت خوبی نبود

01:14:42.380 --> 01:14:43.420
‫بدتر میشه

01:14:44.020 --> 01:14:45.020
‫چرا؟

01:14:45.140 --> 01:14:47.420
‫حدس بزن چند تا کروکودیل تو این دریاچه هست؟

01:14:47.620 --> 01:14:49.060
‫نمی‌دونم

01:14:49.220 --> 01:14:54.060
‫بین صد تا دوست و پنجاه هزار تا

01:14:56.060 --> 01:14:57.260
‫کروکودیل‌ها؟

01:14:57.420 --> 01:15:00.510
‫دو هفته پیش، مجبور شدن یه کروکودیل آدم‌خوار رو بکشند

01:15:00.900 --> 01:15:02.180
‫می‌خوای ببینی‌اش؟

01:15:03.780 --> 01:15:04.540
‫وای، این...
‫نگاهش کن!

01:15:05.940 --> 01:15:08.220
‫- چطور می‌تونن به این بزرگی باشن؟
‫- می‌تونه این قایق رو بخوره

01:15:08.420 --> 01:15:13.420
‫به طور میانگین، ۴۷ نفر در
‫سال توسط کروکودیل‌ها کشته میشن

01:15:13.660 --> 01:15:16.820
‫و اینجا هم که اصلاًمردم زیادی نیستن،

01:15:18.640 --> 01:15:20.790
‫[از کروکودیل‌ها بر حذر باشید]

01:15:23.380 --> 01:15:24.940
‫به این ترتیب،

01:15:26.220 --> 01:15:27.620
‫ما راه اُفتادیم...

01:15:32.100 --> 01:15:34.020
‫اچ‌ام‌اس صورت‌گُهی در حال حرکته

01:15:35.460 --> 01:15:39.340
‫زیر نظر ساکنان این دریاچه

01:15:41.100 --> 01:15:46.180
‫من اینجا رو به عنوان دریاچه نمی‌بینم، بلکه به عنوان یه توده‌ی جامد از کروکودیل‌ها می‌بینم

01:15:54.540 --> 01:15:57.660
‫خب. بررسی‌های ایمنی کامل شد

01:15:58.300 --> 01:16:00.090
‫تنها چیزی که به ذهنم می‌رسه اینه که...

01:16:02.420 --> 01:16:05.020
‫فکر می‌کنم جرمی همین الانش
‫هم برای خودش یه نوشیدنی ریخته

01:16:05.820 --> 01:16:09.220
‫آقای آرام، داره اچ‌ام‌اس ایکو رو می‌رونه

01:16:17.180 --> 01:16:19.060
‫چه سر و صدایی!

01:16:23.420 --> 01:16:27.540
‫عجیب به نظر می‌رسه که در سال ۱۹۵۵،

01:16:28.340 --> 01:16:31.130
‫اینجا وجود نداشت، همون
‫آفریقای همیشگی بودش

01:16:31.420 --> 01:16:35.060
‫بعد بریتانیایی‌ها اومدن و گفتن: «ما
‫می‌خوایم یه سد روی زامبیزی بسازیم

01:16:35.700 --> 01:16:40.340
‫تا برق آبی برای زامبیا و زیمبابوه تولید کنیم»

01:16:41.660 --> 01:16:43.490
‫و این نتیجه‌اش بود

01:16:50.540 --> 01:16:54.180
‫بزرگ‌ترین دریاچه مصنوعی که جهان تا به حال دیده

01:17:08.020 --> 01:17:12.260
‫ما تو دوران خودمون کار‌های احمقانه‌ای
‫کردیم، ولی واقعاً دارم از این یکی لذت می‌برم

01:17:12.940 --> 01:17:15.620
‫من دارم با یه بار که روش
‫لانسیا هست، قایق‌رانی می‌کنم

01:17:16.660 --> 01:17:19.740
‫و آب‌شنگولی زیادی برای نوشیدن دارم

01:17:21.420 --> 01:17:26.060
‫در واقع، به قدری زیاد که من پادو
‫و گرتا تامبرگ رو هم دعوت کردم...
‫(دختر نوجوون مثلاً حامی محیط زیست)

01:17:27.570 --> 01:17:29.140
‫تا بار کار رو باهاشون تقسیم کنم

01:17:30.350 --> 01:17:32.440
‫- آقایان.
‫- از ظاهرش که خوشم اومدش

01:17:32.740 --> 01:17:35.060
‫من مجموعه‌ای از نوشیدنی‌ها از دهه ۱۹۷۰ دارم،

01:17:35.220 --> 01:17:37.900
‫از جمله گالیانو که خیلی دلم براش تنگ شده

01:17:38.100 --> 01:17:40.220
‫- عالیه.
‫- عالیه. یه قدم به عقب در زمان

01:17:40.980 --> 01:17:42.950
‫- یه جین و تونیک، آقا؟
‫- من عاشق جین و تونیک هستم، ممنون

01:17:42.980 --> 01:17:45.260
‫به زودی میارمش. و شما،
‫آقا؟ یه شابلین، حدس می‌زنم

01:17:47.620 --> 01:17:48.620
‫ممنون

01:17:49.220 --> 01:17:50.540
‫یخ و یه برش طلا، شاید؟

01:17:50.620 --> 01:17:52.800
‫یخ و یه برش طلا عالی میشه

01:17:55.100 --> 01:17:58.420
‫پس اگر توی این آب بریم،عملاً،
‫توسط یه کروکودیل خورده میشیم

01:17:58.660 --> 01:17:59.420
‫- آره.
‫- آره

01:17:59.620 --> 01:18:04.260
‫و نمی‌تونم مرگی رو تصور
‫کنم که کمتر از این خوشایند باشه

01:18:04.280 --> 01:18:07.340
‫آره، واقعاً راجع به دردش نیست. خوب، چرا

01:18:07.500 --> 01:18:09.900
‫- بلکه همون دردشه. ولی بیشتر بخاطر تحقیرشه هم هست.
‫- دردش هم هست

01:18:10.060 --> 01:18:11.740
‫عملاً یه رسوایی میشه

01:18:11.940 --> 01:18:15.620
‫کروکودیل میاد. تو اونجا نشستی،
‫پات رو تو آب آویزون کردی،

01:18:15.780 --> 01:18:20.150
‫به زندگی فکر می‌کنی، پر از امیدها، انتظارات، عشق‌ها، رویاها،

01:18:20.300 --> 01:18:21.300
‫به فکر جهانی

01:18:21.460 --> 01:18:24.740
‫کروکودیله میگه: «من اینو می‌خورم» بوم. بای‌بای

01:18:24.940 --> 01:18:26.820
‫- می‌دونی بادام‌زمینی روی بار چیه؟
‫- آره

01:18:26.980 --> 01:18:29.230
‫داری با چند تا دوست نوشیدنی
‫می‌خوری و چند تا بادام‌زمینی می‌بینی

01:18:29.260 --> 01:18:31.220
‫چند تا بادام‌زمینی برمی‌داری و...

01:18:31.380 --> 01:18:32.820
‫این تویی

01:18:33.020 --> 01:18:35.020
‫می‌دونی چی بدترش می‌کنه؟

01:18:35.220 --> 01:18:36.660
‫کروکودیل پیشاتاریخه

01:18:36.820 --> 01:18:38.740
‫پس با تی-رکس دوست بوده

01:18:38.940 --> 01:18:40.940
‫این یعنی ۲۵۰ میلیون تاریخچه

01:18:41.100 --> 01:18:43.980
‫و بشریت چقدر؟ ۱۵۰، ۲۰۰ هزار ساله؟

01:18:44.180 --> 01:18:47.900
‫و تمدن فقط حدود ۶۰۰۰ سال قدمت داره

01:18:48.060 --> 01:18:51.110
‫پس همه چیز از اولین
‫نقاشی‌های غاری تا امروز،

01:18:51.140 --> 01:18:53.700
‫در طول زمان تکامل،

01:18:53.860 --> 01:18:56.660
‫همه این‌ها در حالی اتفاق اُفتاده که
‫کروکودیل داشته دمش رو می‌خارونده

01:18:56.780 --> 01:19:00.900
‫بعد از حدود یک ساعت نوشیدن و صحبت کردن و قایق‌رانی،

01:19:01.060 --> 01:19:02.660
‫ولی بیشتر نوشیدن،

01:19:02.820 --> 01:19:06.420
‫گفت‌وگو شروع به افت کرد

01:19:06.900 --> 01:19:07.940
‫من

01:19:08.380 --> 01:19:10.180
‫سه‌چهارم بطری ودکا،

01:19:10.340 --> 01:19:12.700
‫نصف بطری جین دارم. نه. نه، این جین نیستش

01:19:12.860 --> 01:19:14.460
‫این چیه؟ نمی‌دونم. نمی‌تونم ببینم

01:19:14.500 --> 01:19:17.220
‫این یه برندی مخلوط شده‌ست

01:19:17.420 --> 01:19:20.460
‫- و اینجا هم یه ویسکی مخلوط دارم.
‫- هموند، قایق تو جدا شدش

01:19:22.140 --> 01:19:24.020
‫اسپورت من روشه

01:19:24.700 --> 01:19:26.300
‫- منبرم؟
‫- اینجوری باید

01:19:26.460 --> 01:19:27.460
‫بار من رو ترک کنی

01:19:27.620 --> 01:19:29.660
‫می‌خوای با من بیای، هموند، یا اینجا بمونی؟

01:19:29.820 --> 01:19:31.140
‫این بیشتر قابل مانوره

01:19:31.340 --> 01:19:33.980
‫پس این رو به سمت قایق من می‌بریم
‫و از این یکی به قایق خودم میرم

01:19:36.140 --> 01:19:38.820
‫خب، بزن بریم. نجات بین‌المللی

01:19:39.020 --> 01:19:41.060
‫لطفاً، کاپری من رو بگیر

01:19:41.220 --> 01:19:42.980
‫تلاشم رو می‌کنم

01:19:46.740 --> 01:19:47.740
‫تو آب نیفت

01:19:47.940 --> 01:19:49.540
‫کروکودیل‌ها. مرگ حتمی

01:19:50.900 --> 01:19:51.900
‫من جین رو جا گذاشتم
‫می‌خوای یکی دیگه قبل از رفتن بخوری؟

01:19:53.260 --> 01:19:54.540
‫واقعاً دوست دارم، آره

01:19:58.500 --> 01:20:00.660
‫ما به سفر طولانی‌مون ادامه دادیم

01:20:00.820 --> 01:20:02.780
‫و وقتی هوا تاریک شد،

01:20:03.300 --> 01:20:05.900
‫متوجه شدیم که کمی گرسنه شدیم

01:20:09.180 --> 01:20:10.820
‫پس، برای گرفتن شام،

01:20:10.980 --> 01:20:13.500
‫جیمز تورهای ساردینش رو پایین آورد

01:20:15.940 --> 01:20:16.940
‫و...

01:20:18.860 --> 01:20:20.460
‫حالا در عمق هستیم

01:20:20.660 --> 01:20:23.620
‫مهم نیست اگر ساردین نباشه،
‫اگر صرفاً ماهی‌های معمولی باشن،

01:20:23.780 --> 01:20:24.940
‫ولی واقعاً دوست دارم ساردین باشه

01:20:25.620 --> 01:20:28.820
‫خب، باید ساردین باشه. این یه قایق ساردینه

01:20:29.940 --> 01:20:32.520
‫[نیم ساعت بعد]

01:20:35.140 --> 01:20:36.420
‫ببینیم چی داریم

01:20:41.020 --> 01:20:42.020
‫تف‌توش

01:20:44.420 --> 01:20:45.740
‫من گرسنه‌ام

01:20:45.940 --> 01:20:48.660
‫- می‌دونم، منم گرسنه‌ام.
‫- نه، من دیگه از گرسنگی هم فراتر رفتم

01:20:51.780 --> 01:20:53.060
‫باید چیپس بخوریم، مگه نه؟

01:20:53.260 --> 01:20:54.900
‫- چیپس می‌خوریم.
‫- چیپس‌ـه

01:20:55.660 --> 01:20:59.020
‫و، انگار اوضاع نمی‌تونست بدتر بشه...

01:21:01.060 --> 01:21:03.020
‫دیگه یخ‌هام تموم شده

01:21:08.860 --> 01:21:12.940
‫پس، ما لیوان‌هامون رو با نوشیدنی گرم پر کردیم

01:21:13.620 --> 01:21:15.260
‫و، با اون،

01:21:15.420 --> 01:21:18.620
‫چیپس و چند خاطره دل‌انگیز،

01:21:19.860 --> 01:21:21.220
‫به سفرمون ادامه دادیم

01:21:24.540 --> 01:21:26.220
‫قراره شب طولانی بشه

01:21:28.420 --> 01:21:29.700
‫که اولین‌مون هم نیستش

01:21:30.060 --> 01:21:32.180
‫به طور معمول، می‌گفتم آخرین‌مون نیستش

01:21:34.140 --> 01:21:35.140
‫شاید هستش

01:21:36.420 --> 01:21:38.980
‫اوه، دیگه این چیزا رو نگو، ریچارد

01:21:54.740 --> 01:21:56.780
‫چه کاری

01:21:57.140 --> 01:21:58.420
‫چه شغلی

01:22:08.820 --> 01:22:13.000
‫[دوازده ساعت بعد]

01:22:34.260 --> 01:22:36.020
‫ببخشید

01:22:44.100 --> 01:22:47.420
‫این شب طولانی‌ای بودش. یه شب خیلی طولانی

01:22:56.540 --> 01:22:59.660
‫من کَر شدم

01:23:01.380 --> 01:23:04.740
‫با این حال، خبر خوبی هم بود

01:23:06.220 --> 01:23:08.340
‫نقطه‌ی آبی کوچیک، اون ماییم

01:23:09.100 --> 01:23:11.500
‫ما داریم به انتهای دریاچه نزدیک می‌شیم

01:23:12.940 --> 01:23:14.940
‫و چون به ساحل نزدیک می‌شدیم،

01:23:15.140 --> 01:23:18.420
‫توسط دوستان دندان‌دارمون
‫محاصره شده بودیم،

01:23:19.860 --> 01:23:23.500
‫که این پیام ناگهانی از
‫کارگردان‌مون روی قایق ردیابی‌مون

01:23:24.180 --> 01:23:25.620
‫بیشتر نگران‌کننده کرد

01:23:26.260 --> 01:23:27.620
‫فیلیپ به هموند

01:23:27.780 --> 01:23:31.140
‫قایقت مشکل داره. قایقت
‫در حال غرق شدنه، هموند

01:23:31.340 --> 01:23:33.500
‫لعنتی، داری غرق میشی.
‫داری از عقب پایین میری، هموند

01:23:33.620 --> 01:23:35.260
‫- برو به سمت ساحل.
‫- چی؟

01:23:35.420 --> 01:23:37.360
‫سرعتش رو بیشتر کن، با تمام قدرت برو

01:23:39.660 --> 01:23:44.380
‫به سمت چپ، به سمت چپ. دریافت کن. به سمت چپ

01:23:47.860 --> 01:23:49.020
‫تکرار کن

01:23:50.100 --> 01:23:53.220
‫به سمت چپ. به سمت چپ

01:23:53.380 --> 01:23:54.980
‫تو قطعاً داری غرق میشی، رفیق

01:23:55.140 --> 01:23:57.260
‫تو قطعاً داری غرق میشی

01:23:57.420 --> 01:23:59.340
‫آره، موتورم داره میره زیر آب

01:24:01.700 --> 01:24:03.180
‫با سرعت به جلو

01:24:18.260 --> 01:24:20.300
‫خب، تو کاپری رو نجات دادی

01:24:20.460 --> 01:24:23.300
‫متاسفم، تازه شنیدم، به خاطر صدای موتور

01:24:23.420 --> 01:24:24.500
‫چه اتفاقی اُفتاده؟

01:24:24.740 --> 01:24:27.900
‫قایق اون، اگر نگاه کنی، قطعاً
‫از عقب در حال غرق شدنه

01:24:28.060 --> 01:24:31.660
‫تمام قسمت عقب شناورهاش زیر آب بودن

01:24:31.820 --> 01:24:33.960
‫سعی نکنین بیاین اینجا

01:24:34.460 --> 01:24:36.380
‫چون من از روی تپه زیر آبی رد شدم

01:24:36.500 --> 01:24:38.300
‫من الان از روی زمین کم‌عمق رد شدم

01:24:38.460 --> 01:24:39.940
‫تا به اینجا برسم

01:24:41.380 --> 01:24:44.980
‫جیمز و من به نقطه‌ی دیگه‌ای در ساحل رسیدیم

01:24:45.180 --> 01:24:46.940
‫یه رمپ اونجاست

01:24:47.700 --> 01:24:49.740
‫و وقتی همه پیاده شدیم...

01:24:49.940 --> 01:24:52.700
‫من یکی قطعاً رسیدم

01:24:53.260 --> 01:24:55.260
‫یه جلسه نقشه‌خوانی دیگه برگزار کردم،

01:24:55.420 --> 01:24:59.660
‫چون در طول شب، یه ایده به ذهنم رسید

01:25:00.420 --> 01:25:01.900
‫پس ما تازه از کریبا عبور کردیم

01:25:02.100 --> 01:25:03.100
‫آره

01:25:03.820 --> 01:25:05.780
‫وقتی به این مرز می‌رسیم
‫و ازش عبور می‌کنیم،

01:25:06.500 --> 01:25:09.180
‫ما تمام راه رو از زیمبابوه عبور کردیم،

01:25:09.340 --> 01:25:10.700
‫که همون چیزی بود که
‫می‌خواستیم انجام بدیم،

01:25:10.860 --> 01:25:11.980
‫و برنامه رو تموم می‌کنیم

01:25:12.140 --> 01:25:13.540
‫- آره.
‫- آفرین به ما

01:25:13.740 --> 01:25:16.020
‫با سه ماشین غیرممکن‌مون

01:25:16.040 --> 01:25:17.040
‫اما،

01:25:18.100 --> 01:25:20.140
‫در طرف دیگه مرز، بوتسواناست

01:25:20.860 --> 01:25:23.300
‫پس، اگر فقط نقشه رو برعکس کنی،

01:25:23.420 --> 01:25:25.030
‫- که حالا دیگه یاد گرفتم انجام بدم.
‫- آفرین

01:25:25.060 --> 01:25:26.100
‫- ایولا.
‫- تکنیک خوبیه

01:25:26.420 --> 01:25:29.620
‫اگه نگاه کنین، اینجا ماکگادیکگادیه،
‫درسته؟ دشت‌های نمکی

01:25:29.780 --> 01:25:31.420
‫و اونجا جزیره کوبوـه

01:25:31.660 --> 01:25:33.740
‫و همون‌جاست که ما شروع کردیم

01:25:33.900 --> 01:25:36.490
‫همون‌جاست که اولین ویژه‌برنامه‌مون رو انجام دادیم،

01:25:36.620 --> 01:25:38.300
‫- ۱۷ سال پیش.
‫- واو

01:25:38.900 --> 01:25:42.940
‫ما همیشه گفتیم این یکی از مکان‌های
‫موردعلاقه‌مون تو هر جاییه که

01:25:43.100 --> 01:25:44.140
‫تا حالا دیدیم

01:25:44.340 --> 01:25:46.140
‫- و همون‌جاست که درختان بائوباب هم هستن.
‫- آره

01:25:46.300 --> 01:25:48.980
‫- دوست دارم اونجا تموم کنیم.
‫- آره، فکر کنم ایده خوبیه

01:25:49.180 --> 01:25:51.780
‫و فقط... این فقط... واو

01:25:51.940 --> 01:25:53.460
‫- صد کیلو...
‫- حدود ۱۲۰ ۱۰۰ مایل‌ـه

01:25:53.660 --> 01:25:54.740
‫- آره.
‫- من پایه‌ام

01:25:54.940 --> 01:25:57.060
‫پس ما این برنامه رو اینجا تموم می‌کنیم،

01:25:57.740 --> 01:26:00.460
‫و گرند تور هم رو اونجا خاتمه میدیم

01:26:00.660 --> 01:26:03.260
‫فکر کنم این ایده فوق‌العاده‌ایه. برازنده‌ست

01:26:06.860 --> 01:26:08.420
‫با توافق روی برنامه جدیدمون،

01:26:08.540 --> 01:26:13.020
‫به سمت مرز حرکت کردیم و حس خیلی خوبی هم داشتیم

01:26:15.180 --> 01:26:17.820
‫خب، این عالیه، بینندگان. ما
‫دوباره روی آسفالت درست و حسابی هستیم

01:26:17.980 --> 01:26:21.380
‫خورشید هنوز بالای سرم نیست، پس فرمانم داغ نشده

01:26:21.820 --> 01:26:23.440
‫این لحظه رو دوست دارم

01:26:28.670 --> 01:26:29.870
‫تو صندوق آخه؟

01:26:34.500 --> 01:26:39.340
‫اما، چند مایل بعد، خوشحالی‌مون
‫به طور ناگهانی تموم شد

01:26:41.020 --> 01:26:42.020
‫ای وای

01:26:46.260 --> 01:26:48.220
‫وای خدا، اینجا جهنم چاله‌های آسفالتیه

01:26:51.820 --> 01:26:53.060
‫وای نه!

01:26:53.540 --> 01:26:55.660
‫باورم نمیشه که لاستیکام از این یکی جان سالم به در بردن

01:26:56.180 --> 01:26:59.700
‫چاله‌ها، که تقریباً به بدی چاله‌های انگلستان بودن،

01:26:59.860 --> 01:27:03.460
‫خبر خوبی برای ضعیف‌ترین ماشین اینجا نبود

01:27:05.660 --> 01:27:07.660
‫ لعنتی

01:27:17.180 --> 01:27:18.180
‫اوه!
‫ لعنتی

01:27:20.660 --> 01:27:22.060
‫برای اولین بار،

01:27:22.260 --> 01:27:25.980
‫جدی دارم فکر می‌کنم که آیا این
‫ماشین می‌تونه این رو تحمل کنه...

01:27:26.860 --> 01:27:28.340
‫و اینکه آیا به اونجا می‌رسه یا نه

01:27:30.620 --> 01:27:32.780
‫تف‌توش

01:27:35.580 --> 01:27:38.900
‫محور عقب یه بلایی ناجوریی سرش اومده

01:27:39.850 --> 01:27:41.290
‫صدای یه کیسه قاشق و چنگال رو میده

01:27:42.850 --> 01:27:44.310
‫به نظرم بهتره

01:27:44.340 --> 01:27:47.040
‫یه نگاهی سریع بندازم تا مطمئن
‫بشم محور عقب نمی‌افته زمین

01:27:50.300 --> 01:27:53.980
‫اوضاع زیر ماشینم خوب نبود

01:27:54.180 --> 01:27:55.180
‫خب

01:27:56.860 --> 01:27:57.860
‫بفرما

01:27:58.660 --> 01:28:00.380
‫این یه ضربه‌گیر

01:28:00.540 --> 01:28:04.140
‫- دیگه به اون سمت وصل نیستش.
‫- بله، مشکل رو می‌بینم، آقا

01:28:04.300 --> 01:28:07.300
‫هر بار که محور بالا میاد، اون هم بالا میره،

01:28:07.460 --> 01:28:08.580
‫و یه سوراخ تو بدنه می‌زنه

01:28:08.740 --> 01:28:10.500
‫- واقعاً سوراخ‌هاکرده؟
‫- بله

01:28:10.700 --> 01:28:12.300
‫پس، باید بدون اون ادامه بدم

01:28:12.700 --> 01:28:15.020
‫این جوون میگه که اگه جای اون بود،

01:28:15.180 --> 01:28:18.580
‫اون مدل ۲.۸ اینجکشن رو
‫می‌خرید، نه مدل سه لیتری جی‌اکس‌ال رو

01:28:18.740 --> 01:28:20.460
‫- جدی؟
‫- آره

01:28:21.340 --> 01:28:22.860
‫میگه که محور خیلی قوی‌تری داره

01:28:24.660 --> 01:28:29.020
‫متاسفانه، ضربه‌گیر دیگه هم باید برداشته بشه

01:28:29.960 --> 01:28:32.190
‫- پس فقط رو فنرهای ورقی می‌رونی، نه؟
‫- آره

01:28:32.220 --> 01:28:35.470
‫اینکه دقیقاً میشه یه
‫کالسکه‌ی گاوی قرون وسطایی

01:28:35.500 --> 01:28:36.500
‫آره

01:28:40.220 --> 01:28:41.860
‫اما برای جرمی و من،

01:28:42.020 --> 01:28:46.220
‫این سفر خیلی سرگرم‌کننده‌تر از یه
‫کالسکه‌ی گاوی قرون وسطایی بودش

01:28:54.260 --> 01:28:55.700
‫از خنده نمی‌تونم برونم!

01:29:00.020 --> 01:29:03.140
‫خب، اگه می‌خواستین بدونین ضربه‌گیر چیکار می‌کنه،

01:29:03.340 --> 01:29:05.340
‫جلوی این کار رو می‌گیره

01:29:06.620 --> 01:29:10.060
‫اوه، بله. هنوز ادامه داره

01:29:12.860 --> 01:29:14.860
‫نماینده بریتانیا در ترامپولین ماشین،

01:29:15.060 --> 01:29:17.420
‫ریچارد هموند از راس-آن-وای

01:29:19.580 --> 01:29:23.340
‫متاسفانه، سرگرمی پرش فضایی
‫فورد به زودی به پایان رسید،

01:29:23.500 --> 01:29:26.060
‫چون زیمبابوه دوباره تغییر کرد

01:29:26.460 --> 01:29:28.300
‫و دیگه نمی‌تونستیم ببینیمش

01:29:33.980 --> 01:29:34.980
‫دود

01:29:38.100 --> 01:29:38.900
‫خدایا

01:29:39.380 --> 01:29:41.500
‫نمی‌تونم نفس بکشم

01:29:43.220 --> 01:29:47.860
‫خب، همه چیز با یه لایه گرد
‫و غبار زغال‌سنگ پوشیده شده،

01:29:48.580 --> 01:29:51.140
‫چون که ما در منطقه معدن زغال‌سنگ هستیم

01:29:53.380 --> 01:29:56.780
‫به همین خاطر همه درخت‌ها و چیزها سیاه شدن

01:29:57.340 --> 01:29:59.220
‫اوه، بی‌خیال

01:30:00.420 --> 01:30:01.420
‫بی‌خیال

01:30:03.700 --> 01:30:07.380
‫اگه اینجوری تا مرز ادامه پیدا
‫کنه، خوب، پدرمون در اومده

01:30:09.060 --> 01:30:11.780
‫سپس، از میان گرد و غبار خفه‌کننده،

01:30:11.940 --> 01:30:15.660
‫چیزی رو دیدم که می‌تونست راه نجات ما باشه

01:30:22.090 --> 01:30:24.490
‫این جاده غیرقابل تحمله. موافق نیستید؟

01:30:24.520 --> 01:30:25.900
‫یه‌کم بده. بهترین نیستش

01:30:26.060 --> 01:30:28.540
‫از وقتی که صبح از قایق‌ها پیاده شدیم،

01:30:28.700 --> 01:30:31.220
‫من تک‌تک اعضای بدنم
‫داره از لرزه نابود میشه

01:30:31.240 --> 01:30:33.060
‫ماشین من که داره تکه‌تکه میشه

01:30:33.260 --> 01:30:35.940
‫این نوع گرد و غبار به خصوص خیلی خطرناکه

01:30:35.970 --> 01:30:37.940
‫و من به این نگاه می‌کنم

01:30:39.260 --> 01:30:42.660
‫خب، این ناهموار نیستش، نه؟
‫- خب، نه، این یه خط آهنه

01:30:42.860 --> 01:30:46.940
‫پس چرا ماشین‌هامون رو تبدیل
‫نکنیم تا روی خط آهن حرکت کنن؟

01:30:47.100 --> 01:30:48.180
‫قبلاً این کار رو کردیم

01:30:48.340 --> 01:30:49.820
‫- آها، بله.
‫- قبلاً این کار رو کردیم

01:30:50.020 --> 01:30:52.380
‫- بله، کردیم.
‫- چه گروه دیگه‌ای از مردان

01:30:52.580 --> 01:30:54.660
‫می‌تونن با تجربه بگن

01:30:54.860 --> 01:30:56.980
‫- که این کار ممکنه؟ ما این کار رو کردیم.
‫- ما این کار رو کردیم

01:30:57.860 --> 01:31:00.220
‫باید زمان‌بندی قطارها رو چک کنیم

01:31:00.940 --> 01:31:02.660
‫این جور چیزا واقعاً مهمه

01:31:02.820 --> 01:31:07.440
‫ما همچنین به یه کارگاه نیاز داریم که بتونیم
‫تغییرات لازم رو روی ماشین‌هامون انجام بدیم

01:31:07.460 --> 01:31:09.070
‫آره، به یه شهر بزرگ و کلی ماشین‌آلات نیاز داریم

01:31:09.090 --> 01:31:10.950
‫خب، ویکتوریا فالز دور نیستش

01:31:11.750 --> 01:31:12.990
‫اوه

01:31:15.640 --> 01:31:16.980
‫این یکی مال ما نیستش

01:31:19.090 --> 01:31:20.090
‫تف‌توش

01:31:21.940 --> 01:31:24.420
‫ادامه بدید. به هر حال،
‫اونام همچین بدشون نیومده

01:31:24.620 --> 01:31:26.270
‫خب، پس تو به چند تا محلی «احمق» گفتی

01:31:26.300 --> 01:31:28.100
‫- من الان بهشون گفتم «احمق»
‫- آره

01:31:28.300 --> 01:31:30.300
‫- و اونا دارن میان که له و لوردت کنن
‫- آره مثل اینکه

01:31:30.420 --> 01:31:31.420
‫سلام. حالتون چطوره؟

01:31:31.540 --> 01:31:33.860
‫- سلام به همه.
‫- اون بهتون گفت شماها «احمق» هستید

01:31:34.060 --> 01:31:36.740
‫این سلام سنتی انگلیسی‌ـه...

01:31:36.900 --> 01:31:38.820
‫این خوبه. اینجا هم خونه شماست

01:31:38.980 --> 01:31:40.540
‫- سلام. حالتون چطوره؟
‫- خوشحالم دیدمتون

01:31:40.700 --> 01:31:42.140
‫خوشحالم که باهاتون آشنا شدم

01:31:42.340 --> 01:31:45.500
‫بعد از اینکه کُفی کلارکسون
‫روابط دیپلماتیک رو ترمیم کرد،

01:31:47.340 --> 01:31:51.340
‫ما راهی میانبرمون به ویکتوریا فالز شدیم

01:32:01.700 --> 01:32:03.020
‫و حالا،

01:32:04.500 --> 01:32:05.580
‫همه‌چیز در حال سوختنه

01:32:05.780 --> 01:32:08.540
‫آره. وای،پ خدایا، واقعاً همه‌چیز در حال سوختنه

01:32:08.740 --> 01:32:09.740
‫پشمام

01:32:11.060 --> 01:32:13.500
‫امروز موانع زیادی داریم، مگه نه؟

01:32:17.260 --> 01:32:19.300
‫وقتی به ویک فالز رسیدیم،

01:32:19.500 --> 01:32:21.780
‫فکر ما به موضوع اقامت معطوف شد

01:32:22.900 --> 01:32:26.700
‫و از آنجا که آقای ویلمن خسیس با ما نبود...

01:32:26.960 --> 01:32:28.960
‫[به هتل ویکتوریا فالز خوش آمدین]

01:32:35.060 --> 01:32:36.060
‫عصر بخیر

01:32:36.100 --> 01:32:38.580
‫ممنون. می‌تونیم سه
‫سوئیت بگیریم، لطفاً؟

01:32:39.060 --> 01:32:41.660
‫و اگه می‌تونید خیاط من رو بفرستید بالا، عالی میشه

01:32:42.460 --> 01:32:44.220
‫این چیزیه که باند همیشه میگه

01:32:44.470 --> 01:32:47.980
‫بعد از اینکه گرد و غبار
‫زغال‌سنگ رو از گوش‌هامون شستیم،

01:32:48.180 --> 01:32:49.300
‫ما یه کارگاه پیدا کردیم

01:32:50.660 --> 01:32:51.860
‫و موسیقی رو پخش کردیم

01:33:28.060 --> 01:33:31.700
‫چند روز بعد، کار تموم شد

01:33:31.860 --> 01:33:34.340
‫و ما در حیاط راه‌آهن محلی جع شدیم

01:33:34.540 --> 01:33:36.940
‫تا ابتکارت‌مون رو مقایسه کنیم

01:33:38.780 --> 01:33:41.300
‫به طرز عجیبی کار ساده‌ای بودش

01:33:41.460 --> 01:33:44.900
‫من چرخ‌های جلو رو تو یه نوع
‫ابشخور خوراک دام قرار دادم،

01:33:45.060 --> 01:33:48.180
‫که چرخ‌های کوچکی در پایینش داره. اوکی؟

01:33:48.380 --> 01:33:52.180
‫در عقب، چرخ‌های عقب یه نوع
‫سیستم کمربند رو به حرکت در میارن

01:33:52.340 --> 01:33:55.060
‫که بعد چرخ‌های راه‌آهن رو به حرکت در میاره

01:33:55.220 --> 01:33:57.220
‫ساده و زیباست

01:33:58.780 --> 01:34:00.900
‫- برعکس اون.
‫- بذار توضیح بدم

01:34:01.060 --> 01:34:03.740
‫کار من کمی پیچیده‌تره و شک
‫دارم که شما علاقه‌مند باشید،

01:34:03.900 --> 01:34:06.820
‫اما من این رو بر اساس
‫لوکوموتیوهای دیزل-هیدرولیک

01:34:07.020 --> 01:34:08.900
‫منطقه غربی انگلستان طراحی کردم

01:34:09.060 --> 01:34:12.260
‫این یه سیستم هیدرولیکیه. موتور
‫فقط یه پمپ رو به حرکت درمیاره

01:34:12.460 --> 01:34:15.190
‫که مخزن هیدرولیک رو پر می‌کنه و
‫این هم چرخ‌ها رو به حرکت درمیاره،

01:34:15.220 --> 01:34:17.900
‫که بهت یه گشتاور
‫بالایی در حالت سکون میده

01:34:18.100 --> 01:34:18.940
‫از صفر دور
‫چطور کار می‌کنه؟

01:34:20.380 --> 01:34:22.380
‫- اینجوری کار می‌کنه.
‫- نفهمیدم

01:34:22.580 --> 01:34:24.500
‫جیمز، این دیگه چیه؟

01:34:24.660 --> 01:34:25.740
‫آره، خوب، من بهتون هشدار دادم

01:34:25.780 --> 01:34:29.100
‫اوه، خدای من! این همه... اینا چیه؟

01:34:29.120 --> 01:34:30.460
‫این یه پمپ هیدرولیکه

01:34:31.220 --> 01:34:32.420
‫اینم یه مخزن هیدرولیکه

01:34:33.020 --> 01:34:34.020
‫این‌ها هم لوله‌ها هستن

01:34:34.700 --> 01:34:36.980
‫این‌ها هم اندازه سنج‌هایی هستن
‫که مقدار فشار رو بهت هشدار میدن

01:34:37.180 --> 01:34:39.740
‫چطور وقتی داری رانندگی
‫می‌کنی، اونا رو می‌بینی؟

01:34:39.900 --> 01:34:41.540
‫تا وقتی که راه می‌افتم درست باشن عیبی‌یوخ

01:34:41.700 --> 01:34:43.620
‫مگر اینکه یه کمک‌راننده‌
‫داشته باشی که زرافه‌ست

01:34:44.140 --> 01:34:47.180
‫نکته سیستم هیدرولیک اینه
‫که این یه سیستم انتقال نیروئه

01:34:47.340 --> 01:34:50.140
‫این طوریه که لوکوموتیوهای واقعی ساخته
‫می‌شدن، پس این تکنولوژی اثبات‌شده‌ست

01:34:50.340 --> 01:34:52.020
‫این به نظر لوکوموتیو واقعی نمیاد

01:34:52.180 --> 01:34:54.340
‫- خوب، چرا هست
‫- نه، اینطور نیست

01:34:54.500 --> 01:34:55.700
‫این مثل یه ترایومف به نظر میاد

01:34:55.860 --> 01:34:58.620
‫من دارم «فلاینگ اسکاتسمَن»
‫و «مالارد» رو تصور می‌کنم

01:34:58.780 --> 01:35:00.990
‫- کردی؟ چشم‌هات رو باز کن.
‫- اونا لوکوموتیوهای هیدرولیک نیستن

01:35:01.020 --> 01:35:02.180
‫- واقعی شدش؟
‫- نه

01:35:02.380 --> 01:35:04.660
‫- نه.
‫- مال تو حتی از مال من هم ساده‌تر به نظر میاد

01:35:04.860 --> 01:35:06.070
‫حتی نیاز نداری بری اونجا

01:35:06.100 --> 01:35:08.460
‫روی غلتک‌ها می‌نشینه، چرخ‌های
‫عقب غلتک‌ها رو می‌چرخونن،

01:35:08.620 --> 01:35:10.580
‫غلتک‌ها چرخ رو می‌چرخونن، میره جلو، تموم شد

01:35:10.740 --> 01:35:12.260
‫پس این مثل یه جاده غلتکیه؟

01:35:12.460 --> 01:35:13.820
‫آره، مثل یه تردمیل‌ـه

01:35:13.940 --> 01:35:18.660
‫خب، جیمز، هموند و من ثابت کردیم که راه
‫خیلی ساده‌ای برای انجام این کار وجود داره

01:35:18.860 --> 01:35:24.520
‫اما شما باید کلاچ، گاز و پدال
‫ترمزت رو کنترل کنین. من فقط باید...

01:35:24.700 --> 01:35:26.840
‫- که شبیه به رانندگی با ماشین‌ـه.
‫- بله، رانندگی

01:35:26.870 --> 01:35:28.230
‫آره، اما این یه ماشین نیست،
‫می‌فهمین؟ این یه لوکوموتیوه

01:35:28.260 --> 01:35:30.540
‫من فقط باید دور موتور رو تنظیم کنم

01:35:30.700 --> 01:35:32.710
‫و بعد فقط یه اهرم رو جلو و عقب حرکت بدم،

01:35:32.740 --> 01:35:35.180
‫همون چیزی که باعث م‌یشد اون لوکوموتیوهای
‫اولیه برای کسانی که با بخار بزرگ شدن

01:35:35.340 --> 01:35:37.260
‫خیلی جذاب باشه

01:35:39.900 --> 01:35:42.110
‫- بریم سراغش؟ من هیجان‌زده‌ام.
‫- وقتی برم دلتون برام تنگ میشه،

01:35:42.140 --> 01:35:43.700
‫که در چند روز آینده خواهد بود

01:35:45.380 --> 01:35:47.060
‫ما سوار قطارها شدیم،

01:35:47.860 --> 01:35:49.780
‫و آماده حرکتیم

01:35:50.340 --> 01:35:51.860
‫فشار هیدرولیک در حال افزایشه

01:35:54.500 --> 01:35:59.260
‫قطار در حال حرکت از پلتفرم یک، مونتکارلو اکسپرس،

01:35:59.460 --> 01:36:01.980
‫سرویس مستقیم به بوتسوانا

01:36:04.020 --> 01:36:05.020
‫بزن بریم

01:36:12.820 --> 01:36:14.000
‫دارم میرم!

01:36:20.900 --> 01:36:22.340
‫و کار می‌کنه

01:36:25.420 --> 01:36:26.620
‫صحیح، برو که رفتیم

01:36:28.620 --> 01:36:29.620
‫چی؟
‫نه، من تو...

01:36:36.340 --> 01:36:37.940
‫صداهای واقعی قطار رو هم میده

01:36:38.100 --> 01:36:39.940
‫صدای «گادونک گادونک» رو شنیدین؟

01:36:42.100 --> 01:36:43.220
‫وای خدا

01:36:53.940 --> 01:36:55.860
‫اوه، من از ریل خارج شدم

01:36:56.220 --> 01:36:57.220
‫ای وای

01:37:00.220 --> 01:37:02.740
‫باید برگردم تا ببینم مشکلش چیه

01:37:04.780 --> 01:37:05.780
‫جانم!

01:37:05.900 --> 01:37:09.660
‫مونتکارلو اکسپرس به جلو و عقب میره

01:37:09.820 --> 01:37:10.820
‫نگاهش کنین

01:37:12.180 --> 01:37:14.140
‫چه ماشینی اینجا ساختم

01:37:20.060 --> 01:37:23.660
‫این به این معنی بود که جیمز
‫و من هر دو از ریل خارج شدیم

01:37:24.820 --> 01:37:26.340
‫اما می‌توانست بدتر باشه

01:37:28.100 --> 01:37:30.180
‫اوه، لعنتی

01:37:31.100 --> 01:37:33.500
‫پس اون چرخ به این سمت می‌چرخه،

01:37:33.660 --> 01:37:37.740
‫که این چرخ‌ها رو به سمت دیگه می‌چرخونه،

01:37:38.300 --> 01:37:40.940
‫که یعنی به سمت دیگه‌ای میره

01:37:41.100 --> 01:37:43.260
‫که چرخ‌ها اینطور می‌چرخند

01:37:44.380 --> 01:37:45.380
‫اوه...

01:37:46.500 --> 01:37:47.500
‫صحیح

01:37:48.900 --> 01:37:52.220
‫خوشبختانه، چون ما در واقع ایستگاه رو ترک نکرده بودیم،

01:37:52.420 --> 01:37:56.980
‫یه دستگاه بالابر در دسترس
‫بود تا به حل مشکلات‌مون کمک کنه

01:37:57.820 --> 01:38:00.740
‫اوه، من می‌خوام این رو بردارم و بچرخونمش،

01:38:00.900 --> 01:38:04.300
‫پس وقتی به عقب میره، به جلو میره

01:38:04.980 --> 01:38:07.260
‫پس این به این معنیه که من حالا

01:38:07.940 --> 01:38:11.740
‫چهار دنده معکوس دارم که من رو به جلو می‌بره

01:38:14.100 --> 01:38:18.100
‫درسته. حالا، به سادگی بذاریدش روی ریل

01:38:20.100 --> 01:38:22.620
‫هیچ مشکلی نیست. همه چیز تحت کنترله

01:38:24.140 --> 01:38:27.140
‫و وقتی همه ما دوباره روی ریل بودیم،

01:38:27.300 --> 01:38:29.180
‫دوباره حرکت کردیم

01:38:47.140 --> 01:38:50.820
‫خنده‌داره نیست؟ فقط یه اشتباه کوچیک می‌کنی،

01:38:50.980 --> 01:38:53.740
‫محاسبه اشتباه، و بعد زندگی‌ات میشه این

01:38:56.860 --> 01:39:01.060
‫با اینکه هموند خیلی وقاری به موقعیت‌مون اضافه نمی‌کرد،

01:39:01.220 --> 01:39:03.460
‫این هنوزم یه لحظه‌ی خاص بود

01:39:05.540 --> 01:39:08.180
‫چون حالا ما در حال گشت و گذار

01:39:08.380 --> 01:39:12.180
‫در یکی از خطوط راه‌آهن نمادین جهان، بودیم

01:39:13.940 --> 01:39:15.220
‫عجیبه که امروز،

01:39:15.380 --> 01:39:18.180
‫ما نمی‌تونیم یه خط راه‌آهن تو بریتانیا از...

01:39:18.860 --> 01:39:20.180
‫لندن به منچستر بسازیم،

01:39:21.300 --> 01:39:24.180
‫در حالی که ۱۵۰ سال پیش کسی گفت:

01:39:24.380 --> 01:39:27.540
‫«بیایید یه خط راه‌آهن از
‫کیپ تاون به قاهره بسازیم،»

01:39:27.700 --> 01:39:32.980
‫۷۰۰۰ مایل در سراسر ستون فقرات آفریقا

01:39:33.900 --> 01:39:36.020
‫و اونا گفتن: «آره، آره، آره،
‫ما می‌تونیم این کار رو بکنیم»

01:39:36.180 --> 01:39:38.900
‫و بعد کسی گفت: «اما یه دره بزرگ جلوی راهه»

01:39:39.060 --> 01:39:41.390
‫و اونا گفتن: «خب، مهم نیست، این کار رو می‌کنیم

01:39:41.420 --> 01:39:44.580
‫ما یه پل تو دارلینگتون می‌سازیم،

01:39:44.780 --> 01:39:45.980
‫با کشتی می‌فرستیمش اونجا،

01:39:46.140 --> 01:39:48.380
‫و در محل مونتاژش می‌کنیم و
‫به اندازه‌ش هم درست در میاد»

01:39:48.540 --> 01:39:49.580
‫و این کار شد

01:39:50.260 --> 01:39:51.700
‫و ایناهشش!

01:39:57.660 --> 01:39:59.180
‫ خدای من

01:40:00.940 --> 01:40:02.380
‫دارم با یه لانسیا مونتکارلو

01:40:04.780 --> 01:40:07.060
‫روی پل ویکتوریا فالز رانندگی می‌کنم

01:40:13.100 --> 01:40:17.900
‫ما ۴۲۰ فوت بالای دره هستیم

01:40:19.180 --> 01:40:20.940
‫بیایین یه‌کم هضمش کنیم

01:40:48.140 --> 01:40:50.980
‫مطمئناً دلم برای انجام
‫این جور کار‌ها تنگ میشه

01:40:54.740 --> 01:40:58.900
‫بعد از اینکه این لحظه غیرمنتظره
‫از لیست آرزوهامون رو تیک زدیم...

01:41:03.180 --> 01:41:07.660
‫ما به آرامی به راهمون ادامه دادیم
‫و ذهن‌هامون رو هدف متمرکز بود

01:41:09.020 --> 01:41:11.020
‫پس، اگه حالا بتونیم از راه‌آهن استفاده کنیم

01:41:11.220 --> 01:41:14.180
‫تا از اون منطقه معدن زغال‌سنگ عبور کنیم،

01:41:14.380 --> 01:41:15.380
‫آره،

01:41:16.220 --> 01:41:17.660
‫این یه پیروزیه

01:41:33.340 --> 01:41:35.580
‫یه‌بار با همسرم تو هند سوار اورینت اکسپرس شدم

01:41:35.740 --> 01:41:37.260
‫ما اوقات فوق‌العاده‌ای داشتیم

01:41:38.660 --> 01:41:39.700
‫خیلی شبیه به این

01:41:55.380 --> 01:41:56.220
‫و یه موضوع دیگه هم.

01:41:56.380 --> 01:41:58.980
‫برای اولین بار، تونستم به مناظر نگاه کنم

01:41:59.180 --> 01:42:00.860
‫به جای اینکه فقط به جاده جلو نگاه کنم

01:42:01.060 --> 01:42:04.220
‫آره، دارم به مناظر نگاه می‌کنم که دارن دور می‌شن

01:42:04.420 --> 01:42:06.980
‫می‌تونیم بهت بگیم «اکسپرس گیج‌زده؟»

01:42:10.220 --> 01:42:15.860
‫در حین گپ زدن، یه
‫نگرانی کوچیک توی ذهنم بود

01:42:16.300 --> 01:42:20.140
‫به من اطمینان دادن که هیچ
‫قطاری از سمت دیگه نمیاد

01:42:21.980 --> 01:42:23.820
‫اما اگه یکی بیاد چی؟

01:42:25.500 --> 01:42:28.140
‫این یکی از اون چیزهاییه
‫که نمی‌تونی از ذهنت بیرون کنی

01:42:28.300 --> 01:42:30.860
‫وقتی روی یه راه‌آهن تک‌خطی مثل این هستی

01:42:32.540 --> 01:42:36.420
‫و بعد، اون نگرانی به یکی دیگه هم اضافه شد

01:42:37.540 --> 01:42:40.460
‫اوه! اینجا هشدار دمای بالا دارم

01:42:40.660 --> 01:42:45.180
‫گمونم موتورم به خوبی‌ای که باید خنک نمیشه

01:42:45.380 --> 01:42:46.420
‫بنا به دلایلی

01:42:48.100 --> 01:42:50.980
‫ممکنه بخاطر این باشه که ماشینم
‫رو به قطار تبدیل کردم؟

01:42:52.340 --> 01:42:54.340
‫راه‌حل من این بود که کاپوت رو باز کنم

01:42:54.500 --> 01:42:56.700
‫و بعد به دوستان قدیمیم،

01:42:57.300 --> 01:42:58.740
‫سرعت و قدرت، زنگ بزنم

01:43:07.220 --> 01:43:09.020
‫سرعت نشانگر: ۴۰ مایل در ساعت

01:43:10.140 --> 01:43:12.940
‫این ۴۰ مایل در ساعت نیستش،
‫اما این همون چیزی‌یه که می‌گه.

01:43:13.860 --> 01:43:17.220
‫جریان هوا حالا تو این سرعت خوبه، خیلی خوبه

01:43:20.620 --> 01:43:22.860
‫اوکی، پای راستم الآن بی‌حس شده

01:43:26.180 --> 01:43:27.940
‫تا اواسط بعدازظهر،

01:43:28.140 --> 01:43:31.980
‫ما مطمئن بودیم که واقعاً چیزی به دست آوردیم

01:43:37.690 --> 01:43:39.740
‫فکر می‌کنم از انتهای جاده گرد و غبارآلود گذشتیم

01:43:39.900 --> 01:43:41.180
‫و تمام اون چیزهای ناهموار

01:43:41.380 --> 01:43:43.980
‫آره، فکر می‌کنم گذشتیم. ما
‫قطعاً از معدن زغال‌سنگ گذشتیم

01:43:45.260 --> 01:43:48.060
‫بنابراین تو یه تقاطع هم‌سطح توقف کردیم،

01:43:48.780 --> 01:43:52.830
‫تا کاری رو انجام بدیم که از
‫فکر کردن بهش اجتناب می‌کردیم

01:43:58.100 --> 01:43:59.340
‫چطور می‌تونیم اونا رو پیاده کنیم؟

01:43:59.900 --> 01:44:02.940
‫فکر می‌کنم قطار باری که داره میاد
‫می‌تونه این کار رو برامون انجام بده

01:44:03.140 --> 01:44:06.630
‫خب، اول باید با آچار قابل
‫تنظیم این کار رو کنی...

01:44:06.920 --> 01:44:09.520
‫نمی‌تونم به این امید داشته باشم که از آچار قابل
‫تنظیم استفاده کنیم تا مهره‌های قفل رو شل کنیم

01:44:09.660 --> 01:44:11.380
‫چرا نمی‌تونی یکی از اینا رو استفاده کنی؟

01:44:11.540 --> 01:44:13.660
‫چون این ابزار یه شارلاتان‌ـه

01:44:13.820 --> 01:44:15.860
‫- منظورکه واقعاً «شارلاتان» نیستش، نه؟
‫- هست

01:44:16.060 --> 01:44:19.180
‫منظورت کسیه که فقط یه ابزار داره به جای سیصد تا

01:44:19.380 --> 01:44:21.390
‫- اول مهره‌های قفل رو باز کن
‫- درباره چی صحبت می‌کنی؟

01:44:21.420 --> 01:44:22.420
‫مهره قفل چیه؟

01:44:22.820 --> 01:44:23.940
‫اون مهره قفله

01:44:24.100 --> 01:44:25.780
‫این آچار خیلی بزرگه

01:44:25.980 --> 01:44:29.460
‫ما همه‌مون مجبور نیستیم به
‫همون خونه پیری‌ها بریم، مگه نه؟

01:44:29.620 --> 01:44:30.820
‫نه

01:44:30.980 --> 01:44:33.620
‫یعنی، بعد از این، اینطور نیست که همه ما، روز بعد...

01:44:33.780 --> 01:44:36.710
‫اون گفت که شماره‌هامون رو به
‫محض اینکه تموم کنیم پاک می‌کنه

01:44:37.260 --> 01:44:40.100
‫و وقتی تموم کردیم، حذف، حالا که رفتند

01:44:40.780 --> 01:44:41.780
‫وای خدا

01:44:41.860 --> 01:44:43.470
‫خیلی راحت میشه انجامش داد، اونا کنار هم هستن

01:44:43.500 --> 01:44:45.180
‫کوچک‌ترین کسکش دنیا، بزرگ‌ترین کسکش دنیا

01:44:45.340 --> 01:44:46.420
‫ما متوقف شدیم

01:44:48.060 --> 01:44:50.180
‫حرفت حق بودش. حداقل دروغ نبودش

01:44:50.340 --> 01:44:51.340
‫درسته

01:44:53.380 --> 01:44:55.300
‫- یه ایده دارم
‫- چی؟

01:44:55.500 --> 01:44:59.580
‫چرا الآن نریم به یه صفحه
‫که می‌گه «پانزده دقیقه بعد؟»

01:44:59.740 --> 01:45:00.540
‫آره؟

01:45:00.700 --> 01:45:02.860
‫بذاریم بچه‌های تولید اونا رو پیاده کنن

01:45:03.060 --> 01:45:04.780
‫- و بعد...
‫- به نظر می‌رسه که ما این کار رو کردیم

01:45:04.940 --> 01:45:06.220
‫به نظر می‌رسه که ما این کار رو کردیم

01:45:06.660 --> 01:45:08.380
‫و بعد، یه راوی پشت زمینه هم میگه:

01:45:08.540 --> 01:45:11.180
‫«به زودی، همه ماشین‌ها از خط آهن خارج شدند»

01:45:11.300 --> 01:45:13.790
‫[۱۵ دقیقه بعد]

01:45:14.820 --> 01:45:17.940
‫به زودی، همه ماشین‌ها از خط آهن خارج شدند

01:45:21.180 --> 01:45:25.380
‫و از اونجایی که مرز با بوتسوانا
‫کمتر از ۴۰ مایل فاصله داشت،

01:45:25.540 --> 01:45:28.100
‫ما تقریباً ماموریت‌مون رو تکمیل کرده بودیم

01:45:30.260 --> 01:45:34.620
‫و برای این، باید از سه قهرمان کوچیک تشکر کنیم

01:45:37.900 --> 01:45:40.860
‫من واقعاً شگفت‌زده‌ام که فورد کاپری هنوزم کار می‌کنه

01:45:41.060 --> 01:45:42.140
‫واقعا شگفت‌زده‌ام

01:45:42.300 --> 01:45:45.460
‫اما بیشتر از استگ و مونت کارلو شگفت‌زده‌ام،

01:45:45.620 --> 01:45:48.740
‫چون تقریباً هر کسی که چیزی
‫درباره ماشین‌ها بدونه می‌گه

01:45:48.940 --> 01:45:53.180
‫که این دو تا از غیرقابل اعتمادترین
‫ماشین‌هایی هستند که تا به حال ساخته شده‌اند

01:45:53.620 --> 01:45:55.860
‫و ایناهاشن، به راهشون ادامه میدن

01:45:59.180 --> 01:46:02.900
‫و ما واقعاً بهترین‌ها رو برای آخر نگه داشتیم...

01:46:02.920 --> 01:46:10.530
‫[جاهایی که تاکنون رفته‌ایم]

01:46:14.940 --> 01:46:20.660
‫چون زیمبابوه پس‌زمینه‌ی کاملاً مناسبی رو فراهم کرده

01:46:21.580 --> 01:46:23.580
‫برای آخرین ماجراجویی ماشینی‌مون

01:47:26.090 --> 01:47:27.420
‫ماشین‌های شگفت انگیزی هستن

01:47:27.620 --> 01:47:29.580
‫ماشین‌های شگفت‌انگیز و خارق‌العاده‌ای هستن

01:47:30.180 --> 01:47:33.740
‫توی این کشور شگفت‌انگیز، دووم آوردن

01:47:38.260 --> 01:47:39.580
‫اسکس!

01:47:42.860 --> 01:47:44.540
‫ترایومف استگ

01:47:47.300 --> 01:47:50.660
‫که بیش از حد داغ می‌کنه، آره جون عمه‌ام

01:48:01.700 --> 01:48:03.220
‫آفرین، لانسیا

01:48:03.420 --> 01:48:06.340
‫من واقعاً می‌تونم پست گمرک رو ببینم

01:48:07.220 --> 01:48:09.780
‫ ماشین فوق‌العاده‌، کارتو کردی

01:48:10.140 --> 01:48:11.140
‫کارتو کردی

01:48:13.060 --> 01:48:14.820
‫قبل از رفتن به ایست‌بازرسی،

01:48:14.980 --> 01:48:18.580
‫ایستادیم تا خوب حس و
‫حال این لحظه و هضم کنیم

01:48:19.980 --> 01:48:23.900
‫ما زیمباوه رو رد کردیم و آدم هیچی متوجه نمیشه

01:48:24.100 --> 01:48:27.300
‫نه، به سختی میشه کفت ...« یعنی
‫با این ماشین‌ها این کارو کردین؟»

01:48:27.500 --> 01:48:30.180
‫آره، دقیقاً. دوست دارم اینو نگه دارم

01:48:30.340 --> 01:48:31.340
‫آره

01:48:31.380 --> 01:48:33.220
‫واقعاً دوست دارم اینو نگه دارم

01:48:33.420 --> 01:48:35.270
‫فقط به سه تا کیف نیاز
‫داریم که با خودمون ببریمش

01:48:35.300 --> 01:48:37.820
‫من فکر می‌کنم این قابل بازسازیه

01:48:37.980 --> 01:48:40.260
‫فکر می‌کنم مال من هم
‫همین‌طور. البته باید کاملاً باز بشه

01:48:41.060 --> 01:48:42.060
‫به هر حال، گوش کنین

01:48:42.100 --> 01:48:44.940
‫باید ادامه بدیم، چون واضحاً، ما این قسمت رو تموم کردیم،

01:48:45.100 --> 01:48:46.380
‫حالا باید برنامه رو تموم کنیم

01:48:46.500 --> 01:48:49.420
‫- کلش رو.
‫- پس... اوه

01:48:50.780 --> 01:48:51.780
‫چیه؟

01:48:53.740 --> 01:48:54.540
‫چیه؟

01:48:54.740 --> 01:48:56.220
‫ما یه مشکل کوچیک داریم

01:48:56.700 --> 01:48:58.260
‫- چیه؟
‫- خوب، این نقره‌ست

01:49:00.180 --> 01:49:02.100
‫- اوه، آره.
‫- باید از مرز رد بشیم

01:49:02.780 --> 01:49:04.740
‫- نقره.
‫- ما کلی نقره داریم

01:49:05.820 --> 01:49:08.180
‫یعنی اگر باهاشون بریم، این میشه قاچاق

01:49:08.340 --> 01:49:09.340
‫درسته، آره
‫یعنی برداریمش؟

01:49:10.820 --> 01:49:12.140
‫- نه.
‫- نه، این...

01:49:12.300 --> 01:49:14.260
‫- خوب...
‫- خوب، تو درواقع نمی‌تونی!

01:49:14.460 --> 01:49:17.300
‫- اینجوری دیگه نیروی رو به پایین نداری.
‫- آره

01:49:17.500 --> 01:49:20.220
‫- چه کار کنیم؟ با استایل رد بشیم.
‫- با استایل رد بشیم

01:49:20.420 --> 01:49:22.500
‫- با آرامش.
‫- آرامش بهترین راهه

01:49:22.700 --> 01:49:23.700
‫کار درستیه

01:49:33.220 --> 01:49:34.620
‫- سلام.
‫- حال شما چطوره؟

01:49:34.820 --> 01:49:36.300
‫خیلی خوبم. شما چطورید؟

01:49:36.500 --> 01:49:39.220
‫چیزی برای اعلام کردن دارید؟

01:49:39.700 --> 01:49:40.700
‫نه

01:49:44.700 --> 01:49:47.140
‫- می‌تونید لطفاً بیرون بیاید؟
‫- بله

01:49:48.740 --> 01:49:50.300
‫داره سعی می‌کنه عادی به نظر برسه

01:49:51.580 --> 01:49:54.020
‫می‌تونید بهمون کمک
‫کنید کاپوت رو باز کنیم؟

01:49:59.340 --> 01:50:01.580
‫به عقب ماشینش نرید

01:50:03.460 --> 01:50:04.460
‫باشه

01:50:04.740 --> 01:50:06.460
‫باشه، ممنون از همکاری‌تون

01:50:06.620 --> 01:50:07.660
‫می‌تونید برید
‫خیلی ممنون

01:50:08.740 --> 01:50:09.460
‫ممنون، آقا
‫متشکرم

01:50:12.940 --> 01:50:13.940
‫ممنون

01:50:19.820 --> 01:50:23.060
‫آره! آره!

01:50:25.500 --> 01:50:29.300
‫من فقط می‌خوام عادی رفتار کنم، مثل یه آدم آروم،

01:50:30.260 --> 01:50:31.740
‫با صدای نرم...

01:50:32.780 --> 01:50:34.740
‫فقط یه آدم نسبتاً ملال‌اور. من فقط نمی‌خوام...

01:50:34.900 --> 01:50:37.060
‫نمی‌خوام خیلی شاد و بشاش
‫باشم، چون ممکنه زیاده‌روی کنم

01:50:40.900 --> 01:50:42.140
‫- روز بخیر، آقا.
‫- روز بخیر

01:50:42.300 --> 01:50:43.710
‫- حال شما چطوره؟
‫- خیلی خوبم، ممنون

01:50:43.740 --> 01:50:46.780
‫شما به پست مرزی پانداماتنگا در بوتسوانا رسیدید

01:50:47.140 --> 01:50:48.140
‫چی؟

01:50:48.220 --> 01:50:50.420
‫شما به پست مرزی پانداماتنگا

01:50:50.620 --> 01:50:53.220
‫- در بوتسوانا رسیدید.
‫- آره، بله

01:50:53.420 --> 01:50:55.620
‫- چیزی برای اعلام کردن دارید؟
‫- نه

01:50:55.820 --> 01:50:57.860
‫می‌تونید بیاید و صندوق
‫عقب رو برامون باز کنید؟

01:51:02.300 --> 01:51:04.980
‫- لطفاً می‌تونید با ما بیاید؟
‫- بله

01:51:05.180 --> 01:51:07.140
‫این خیلی امیدوارکننده نیست، نه؟

01:51:16.740 --> 01:51:18.740
‫- خیلی ممنون.
‫- قابلی نداشت، خواهش می‌کنم

01:51:20.820 --> 01:51:21.900
‫از بوتسوانا لذت ببرید

01:51:22.580 --> 01:51:23.860
‫- و خوش بگذره.
‫- خوش می‌گذره
‫ممنون

01:51:28.220 --> 01:51:29.340
‫آره، ترکوندمش

01:51:30.540 --> 01:51:33.500
‫لطفاً می‌تونید بیاید و کاپوت رو باز کنید؟

01:51:36.140 --> 01:51:38.550
‫متوجه می‌شید، وقتی این کاپوت
‫رو باز کنم، این موتور اصلی استگ‌ـه

01:51:38.580 --> 01:51:41.380
‫و نه موتور روور که بهش پیوند زده شده

01:51:44.020 --> 01:51:46.220
‫در رو برام باز کنید

01:51:52.180 --> 01:51:54.580
‫خب کلی قوطی نوشیدنی خالی داریم

01:52:03.940 --> 01:52:04.980
‫باشه، آقا

01:52:05.140 --> 01:52:07.100
‫می‌تونید در رو ببندید

01:52:07.780 --> 01:52:08.960
‫ممنون

01:52:12.540 --> 01:52:14.420
‫اوه، لعنتی، فرمان داغه

01:52:14.580 --> 01:52:17.340
‫فرمان داغه، ولی بهش توجه نکنید

01:52:18.620 --> 01:52:20.700
‫ممنون، آقا

01:52:21.420 --> 01:52:24.700
‫با زانو فرمان میدم. با زانو فرمان میدم

01:52:28.100 --> 01:52:29.300
‫آخ

01:52:36.380 --> 01:52:37.900
‫ما سه تا قاچاقچی

01:52:38.100 --> 01:52:41.180
‫الان در آخرین سفرمون با هم هستیم

01:52:46.380 --> 01:52:51.380
‫به سمت جای مورد علاقه‌مون در دنیا می‌ریم

01:52:57.740 --> 01:53:02.860
‫ما هزاران و هزاران و هزاران مایل سفر کردیم

01:53:03.060 --> 01:53:07.300
‫و هزاران و هزاران و هزاران ماجراجویی داشتیم

01:53:10.220 --> 01:53:13.020
‫و داریم به همون جایی که شروع کردیم برمی‌گردیم

01:53:17.500 --> 01:53:22.100
‫هرگز فکر نمی‌کردم که کاری که با هم انجام میدیم...

01:53:22.780 --> 01:53:25.860
‫به این شکل ادامه پیدا کنه

01:53:28.780 --> 01:53:31.820
‫وقتی که این کار رو گرفتم، خیلی
‫هیجان‌زده بودم، خیلی وقت پیش

01:53:32.420 --> 01:53:33.660
‫خیلی هیجان‌زده

01:53:34.500 --> 01:53:37.540
‫ولی هرگز تصور نمی‌کردم
‫که این تبدیل به یه شغل بشه

01:53:37.700 --> 01:53:39.700
‫و یه ماجراجویی تعیین‌کننده در زندگی‌ام

01:53:39.860 --> 01:53:44.180
‫و گاهی اوقات، ماجراجویی که تقریباً
‫شغل و زندگی‌ام رو به پایان برسونه

01:53:48.740 --> 01:53:52.380
‫نمی‌تونم وانمود کنم که پایان
‫دادن به این کار برام سخت نیست

01:53:54.020 --> 01:53:55.330
‫چون واقعاً هست

01:54:01.180 --> 01:54:03.140
‫۲۲ سال

01:54:03.780 --> 01:54:05.700
‫بیش از یک سوم عمرم

01:54:10.740 --> 01:54:13.260
‫این مسئله قراره به شکل‌های
‫کوچکی بهم ضربه احساسی بزنه

01:54:13.870 --> 01:54:16.230
‫یعنی یه کیف سبز دارم، یه ساک سبز دارم

01:54:16.340 --> 01:54:19.530
‫که از اولین ویژه‌ برنامه در بوتسوانا استفاده کردم

01:54:19.550 --> 01:54:22.830
‫همیشه ازش برای ویژه برنامه‌ها استفاده
‫کردم، اما هیچ‌وقت به جای دیگه‌ای نبردمش

01:54:23.580 --> 01:54:25.380
‫پس با اون کیف سبز چه کار کنم؟

01:54:25.540 --> 01:54:30.140
‫یه روز، توی کمدی که کیف‌ها
‫رو نگه می‌داریم، بهش برمی‌خورم

01:54:30.700 --> 01:54:32.180
‫و فکر می‌کنم: «آه، آره»

01:54:34.500 --> 01:54:35.780
‫و دوباره به یادم میاد

01:54:42.300 --> 01:54:43.300
‫به هر حال
‫امیدوارم

01:54:45.860 --> 01:54:49.180
‫که کمی شادی برای شما به ارمغان آورده باشیم

01:54:55.700 --> 01:54:59.800
‫چند مایل جلوتر، هموند دوباره خراب شد

01:55:02.300 --> 01:55:04.260
‫ام، ماشین من روشن نمیشه

01:55:05.580 --> 01:55:08.500
‫و حتی با اینکه این آخرین سفر ما بود،

01:55:08.660 --> 01:55:12.620
‫احساس می‌کردیم که باید به
‫شیوه معمول واکنش نشان بدیم

01:55:12.780 --> 01:55:14.980
‫ما تو را به گرگ‌ها می‌سپاریم

01:55:19.260 --> 01:55:22.060
‫و وقتی که آسفالت قرار بود تمام بشه...

01:55:24.380 --> 01:55:27.420
‫تصمیم گرفتم یه بار دیگر به
‫ماشین کوچک و پرجنب و جوشم

01:55:27.620 --> 01:55:29.500
‫یه شتاب آخر بزنم

01:55:29.700 --> 01:55:30.980
‫♪ مونت کارلو ♪

01:55:31.140 --> 01:55:33.100
‫♪ روی آن بتن ایستاده ♪

01:55:33.300 --> 01:55:34.980
‫♪با قلبی از طلا و پاهایی سنگین♪

01:55:35.060 --> 01:55:36.700
‫♪بچه‌هایی برای تغذیه، بهشون اون چیزی که نیاز دارن رو بده♪

01:55:36.860 --> 01:55:38.310
‫♪ چون من نمی‌خوام یک مرد بی‌مسئولیت دیگه باشم ♪

01:55:38.340 --> 01:55:40.020
‫♪حالا، درس آموخته شده، وقتی که لاستیک‌ها می‌سوزند♪

01:55:40.180 --> 01:55:41.750
‫♪راهی طولانی پر از پیچ‌های تند بوده♪

01:55:41.780 --> 01:55:43.670
‫♪همه منحنی‌ها رو بگیر، گاز بده و منحرف شو♪

01:55:43.700 --> 01:55:46.020
‫♪چشم‌ها روی سفر تا وقتی که همه چیز محو بشه♪

01:55:48.500 --> 01:55:51.300
‫حالا، بالاخره داریم از میان بوته‌ها به سمت

01:55:51.500 --> 01:55:52.980
‫ماکگادیکگادی می‌ریم

01:55:54.380 --> 01:55:56.220
‫جاده‌های شنی. اینا رو یادمه

01:55:56.380 --> 01:55:58.380
‫خدا، چقدر خوب بودن

01:55:58.820 --> 01:56:00.060
‫خیلی راحت

01:56:04.780 --> 01:56:05.780
‫چی؟

01:56:14.860 --> 01:56:15.860
‫نه!

01:56:21.940 --> 01:56:23.820
‫وای خدای من

01:56:31.020 --> 01:56:32.100
‫این ماشین منه

01:56:32.700 --> 01:56:35.120
‫این ماشین منه از اولین ویژه برنامه

01:56:40.820 --> 01:56:43.180
‫ این...؟ نمی‌تونه مرسدس جیمز باشه

01:56:47.020 --> 01:56:48.820
‫باورم نمیشه

01:56:51.220 --> 01:56:52.940
‫کافه لایت بایت

01:56:55.220 --> 01:56:56.580
‫این شگفت‌انگیزه

01:56:56.740 --> 01:56:58.900
‫من... من... کمی

01:57:00.020 --> 01:57:01.220
‫احساساتی شدم

01:57:05.180 --> 01:57:06.300
‫یه لحظه صبر کنید

01:57:06.860 --> 01:57:09.340
‫درها رو برداشتیم. نه، برداشتیم؟ بله

01:57:09.940 --> 01:57:11.820
‫کسی درها رو پیدا کرده

01:57:12.540 --> 01:57:15.180
‫که ما برای عبور از ماکگادیکگادی برداشتیم

01:57:16.500 --> 01:57:17.300
‫چی شده؟

01:57:17.460 --> 01:57:21.780
‫ اینو باور نمی‌کنی

01:57:24.580 --> 01:57:25.820
‫خدایا، واقعاً؟
‫این ماشین منه

01:57:28.140 --> 01:57:29.620
‫این لانسیای قدیمیه منه

01:57:30.380 --> 01:57:32.820
‫- اون مرسدس منه؟
‫- فکر کنم مرسدس تو باشه

01:57:33.940 --> 01:57:35.460
‫می‌دونم که این مال منه،

01:57:35.660 --> 01:57:36.660
‫چون

01:57:37.660 --> 01:57:40.460
‫این باید دکمه دنده پنج‌سرعته
‫روی جعبه چهارسرعته باشه

01:57:42.840 --> 01:57:44.740
‫خدای من، واقعاً خودشه!

01:57:46.460 --> 01:57:50.860
‫من... من... واقعاً... قلبم داره دیوونه میشه

01:57:51.460 --> 01:57:54.300
‫ببین، آره، نشانش رفته، که
‫من به عنوان یادگاری برداشتم

01:57:54.500 --> 01:57:56.180
‫- یادگاری؟
‫- آره

01:57:56.700 --> 01:57:59.820
‫می‌دونی که من چه چیزی رو به
‫عنوان یادگاری از هر ویژه‌ برنامه نگه داشتم؟

01:57:59.980 --> 01:58:02.260
‫از هر ویژه‌ برنامه، من اینو با خودم داشتم

01:58:02.420 --> 01:58:05.020
‫- آره! آره!
‫- الان با خودم دارمش. صبر کن

01:58:05.220 --> 01:58:06.300
‫کجاست؟

01:58:06.460 --> 01:58:09.060
‫توی چمدانمه. همیشه توی چمدانمه

01:58:11.180 --> 01:58:12.180
‫ببخشید، بچه‌ها

01:58:21.420 --> 01:58:22.980
‫این یادگاری من بودش

01:58:23.140 --> 01:58:24.540
‫بیا بکنیمش تو

01:58:26.580 --> 01:58:28.660
‫مطمئنم که از اینجا برداشتمش

01:58:28.860 --> 01:58:29.980
‫بفرما

01:58:30.140 --> 01:58:32.060
‫چشمش رو پس گرفت!

01:58:32.580 --> 01:58:35.500
‫پس کسی حتماً پیداشون
‫کرده... باید همون درها باشن

01:58:35.700 --> 01:58:36.950
‫کسی اون‌ها رو پیدا کرده
‫و دوباره نصب‌شون کرده

01:58:36.980 --> 01:58:38.970
‫ما اون‌ها رو جاگذاشتیم...
‫یادم میاد، باید سبک می‌کردیم

01:58:39.060 --> 01:58:41.260
‫فکر می‌کنم درها رو پیش اون مرد گذاشتیم

01:58:41.420 --> 01:58:42.420
‫نوح

01:58:42.460 --> 01:58:44.060
‫- درسته همینه.
‫- نوح، مکانیک بوته‌ای

01:58:44.220 --> 01:58:47.020
‫دلم می‌خواد بدونم نوح رفته و ماشین‌ها
‫رو پیدا کرده و درها رو دوباره گذاشته

01:58:47.540 --> 01:58:48.940
‫احتمالاً همین کار رو کرده

01:59:07.540 --> 01:59:08.620
‫باشه

01:59:10.500 --> 01:59:11.620
‫باورنکردنی‌ـه

01:59:18.420 --> 01:59:22.800
‫[روز آخر]

01:59:26.980 --> 01:59:29.980
‫بعد از گذراندن یک شب تو یه کمپ لوکس،

01:59:30.140 --> 01:59:35.350
‫برای صبحانه جمع شدیم و
‫ذهن‌هامون همه روی یک چیز متمرکز بود

01:59:43.820 --> 01:59:45.380
‫از آمازون خبری شنیدی؟

01:59:45.540 --> 01:59:48.020
‫- آره، اینجا یه ایمیل دارم.
‫- داری؟

01:59:49.980 --> 01:59:52.090
‫می‌خوان لپ‌تاپ‌هاشون رو پس بگیرن

01:59:53.780 --> 01:59:56.380
‫- پس چک بزرگ و چاقی در کار
‫نیست؟ هیچ قراردادی نیست؟

01:59:56.540 --> 01:59:59.700
‫هیچ نامه‌ای برای خواهش
‫از ما برای ادامه دادن نیست؟

02:00:00.060 --> 02:00:01.300
‫نه، هیچ‌چیزی ندارم

02:00:01.780 --> 02:00:03.590
‫خب، این واقعاً آخرین صبحانه‌مونه، نه؟

02:00:03.620 --> 02:00:04.620
‫آره

02:00:06.340 --> 02:00:07.340
‫این آخرشه

02:00:08.220 --> 02:00:10.380
‫این رو دیدی، هموند؟

02:00:11.100 --> 02:00:12.580
‫وقتی دیروز خراب شدی،

02:00:13.260 --> 02:00:14.580
‫ما هم گذاشتیم ‌رفتیم

02:00:18.460 --> 02:00:19.860
‫صبر کن، اون‌ها...؟

02:00:20.500 --> 02:00:22.710
‫این‌ها ماشین‌هاتون هستن از وقتی
‫که آخرین بار اینجا بودیم؟ جدی؟

02:00:22.740 --> 02:00:24.230
‫آره. اون‌ها فقط کنار جاده بودن

02:00:24.260 --> 02:00:25.780
‫این‌ها حتماً همون‌ها هستن

02:00:25.980 --> 02:00:27.820
‫پس از اون زمان اینجا بودن. دور و بر می‌چرخیدن

02:00:28.020 --> 02:00:29.900
‫هنوزم همون بو رو میده، مرسدس‌ـه

02:00:30.100 --> 02:00:31.180
‫و در مورد این،

02:00:32.420 --> 02:00:34.580
‫امروز آخرین قسمت مسیر رو باید بریم

02:00:35.020 --> 02:00:37.260
‫یه سفر کوتاه به جزیره کوبو

02:00:37.420 --> 02:00:38.220
‫اهوم

02:00:38.420 --> 02:00:40.060
‫از روی دشت‌های نمکی رد بشیم

02:00:40.260 --> 02:00:41.780
‫چرا این کار رو

02:00:42.740 --> 02:00:45.480
‫به سبک ماکگادیکگادی، نکنیم؟

02:01:05.660 --> 02:01:07.260
‫همینه

02:01:07.460 --> 02:01:09.460
‫این همون طوریه که دفعه قبل انجام دادیم

02:01:09.940 --> 02:01:10.940
‫بدون درها!

02:01:12.860 --> 02:01:14.980
‫چه راهی برای پایان دادن به گرند تور!

02:01:15.500 --> 02:01:16.700
‫چه جایی!

02:02:23.220 --> 02:02:27.460
‫♪ این کوه‌های پوشیده از مه ♪

02:02:29.660 --> 02:02:32.620
‫♪ حالا برای من خونه‌ست ♪

02:02:35.980 --> 02:02:40.020
‫♪ ولی خونه‌ من دشت‌هاست ♪

02:02:42.060 --> 02:02:45.060
‫♪ و همیشه هم خواهد بود ♪

02:02:48.260 --> 02:02:52.460
‫♪ یه روز برمی‌گردی به ♪

02:02:54.860 --> 02:02:58.220
‫♪ دره‌ها و مزارع‌ات ♪

02:03:01.460 --> 02:03:07.500
‫♪ و دیگه شهوت این که برادران
‫جنگی باشیم رو نخواهی داشت ♪

02:03:24.140 --> 02:03:25.180
‫اوناهاشش

02:03:26.860 --> 02:03:28.220
‫جزیره کوبو

02:03:29.340 --> 02:03:30.700
‫وای خدا، فکر کنم همونه

02:03:32.500 --> 02:03:33.540
‫همونه

02:03:42.700 --> 02:03:44.860
‫درخت ما اونجاست

02:03:48.060 --> 02:03:50.340
‫فقط این مونده که بگم،

02:03:51.500 --> 02:03:54.780
‫خیلی، خیلی ممنون که تماشا کردید

02:03:56.420 --> 02:03:57.420
‫ممنون

02:04:00.860 --> 02:04:01.860
‫این خیلی معنی داره

02:05:49.460 --> 02:05:50.460
‫پوف

02:05:51.780 --> 02:05:53.020
‫و، ام...

02:05:54.060 --> 02:05:55.060
‫همینه

02:05:56.084 --> 02:06:03.084
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

02:06:08.808 --> 02:06:15.808
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

02:06:28.500 --> 02:06:30.580
‫♪ خدای عزیز من ♪

02:06:32.100 --> 02:06:34.620
‫♪ ام، خدای من ♪

02:06:36.540 --> 02:06:38.780
‫♪ واقعاً می‌خوام تو رو ببینم ♪

02:06:40.700 --> 02:06:43.100
‫♪ واقعاً می‌خوام با تو باشم ♪

02:06:44.700 --> 02:06:50.060
‫♪ واقعاً می‌خوام تو رو ببینم، خدا،
‫ولی خیلی طول می‌کشه، خدای من ♪

02:06:51.860 --> 02:06:54.420
‫♪ خدای عزیز من ♪

02:06:56.260 --> 02:06:58.700
‫♪ ام، خدای من ♪

02:07:00.380 --> 02:07:03.020
‫♪ واقعاً می‌خوام تو رو ببینم ♪

02:07:04.660 --> 02:07:07.060
‫♪ واقعاً می‌خوام تو رو ببینم ♪

02:07:08.620 --> 02:07:11.380
‫♪ واقعاً می‌خوام تو رو ببینم، خدا ♪

02:07:13.100 --> 02:07:17.980
‫♪ واقعاً می‌خوام تو رو ببینم، خدا،
‫ولی خیلی طول می‌کشه، خدای من ♪

02:07:18.140 --> 02:07:19.580
‫♪ هالیلویا ♪

02:07:19.740 --> 02:07:21.780
‫♪ خدای عزیز من ♪

02:07:21.940 --> 02:07:23.620
‫♪ هالیلویا ♪

02:07:23.780 --> 02:07:25.740
‫♪ ام، خدای من ♪

02:07:25.900 --> 02:07:27.540
‫♪ هالیلویا ♪

02:07:27.740 --> 02:07:29.780
‫♪ خدای من، خدای من، خدای من ♪

02:07:29.940 --> 02:07:31.940
‫♪ هالیلویا ♪

02:07:32.100 --> 02:07:33.740
‫♪ واقعاً می‌خوام تو رو بشناسم ♪

02:07:33.900 --> 02:07:36.500
‫♪ هالیلویا ♪

02:07:36.700 --> 02:07:40.180
‫♪ واقعاً می‌خوام با تو برم، هالیلویا ♪

02:07:40.340 --> 02:07:42.660
‫♪ واقعاً می‌خوام به تو نشون بدم، خدا ♪

02:07:42.820 --> 02:07:45.620
‫♪ که خیلی طول نخواهد کشید، خدای من ♪

02:07:45.780 --> 02:07:48.300
‫♪ هالیلویا ♪

02:07:48.460 --> 02:07:49.540
‫♪ ام، خدای من ♪

02:07:49.700 --> 02:07:51.540
‫♪ هالیلویا ♪

02:07:51.700 --> 02:07:54.580
‫♪ خدای عزیز من ♪

02:07:56.540 --> 02:07:58.100
‫ آماده‌اید، آقایون؟

02:07:58.500 --> 02:08:00.780
‫صادقانه بگم، نمی‌دونم

02:08:03.020 --> 02:08:05.300
‫- اون روشه!
‫- من روی شونترم!

02:08:05.500 --> 02:08:09.060
‫یه پیرمرد سه‌پایه درست
‫و حسابی از کنارمون گذشت!

02:08:10.860 --> 02:08:12.700
‫شاید کمی نشتی داشته باشه

02:08:13.500 --> 02:08:14.500
‫چه کودنی

02:08:17.140 --> 02:08:20.300
‫وقتی پلیس رسید، یحتمل
‫۴۰ نفر توی اتاق بودن

02:08:20.500 --> 02:08:22.300
‫وای!

02:08:22.460 --> 02:08:24.660
‫کلارکسن!

02:08:27.060 --> 02:08:29.180
‫به پهلو توی پارچه

02:08:31.860 --> 02:08:34.540
‫لعنتی

02:08:36.620 --> 02:08:41.020
‫کنار برو، کنار برو، من توی یه مسابقه‌ام

02:08:43.700 --> 02:08:45.860
‫- بیایید یه آهنگ بخونیم.
‫- نه

02:08:48.660 --> 02:08:50.300
‫تو این کار هیچ
‫شرافتی نیست، مگه نه؟

02:08:50.500 --> 02:08:51.500
‫نه

02:08:54.860 --> 02:08:56.300
‫خب، حالا وقتشه

02:08:57.100 --> 02:08:59.300
‫و، هیچ‌کس قبلاً اینو توی
‫یه برنامه ماشین نگفته،

02:09:00.140 --> 02:09:01.900
‫دنیا رو نجات بدید

02:09:04.140 --> 02:09:07.620
‫ما همه‌مون مجبور نیستیم به
‫همون خونه پیری‌ها بریم، مگه نه؟

02:09:07.780 --> 02:09:09.460
‫نه