﻿WEBVTT

00:00:00.024 --> 00:00:15.024
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:39.048 --> 00:00:44.048


00:00:56.014 --> 00:00:59.327
‫اه. صبح بخیر.

00:00:59.351 --> 00:01:01.246
‫سر حرفت موندی.

00:01:01.270 --> 00:01:02.956
‫فکر می‌کردم صبحونه‌هایی
‫که با هم می‌خوریم رو...

00:01:02.980 --> 00:01:06.084
‫به عنوان ادامه بی‌رحمی‌هات
‫علیه من از اون روز...

00:01:06.108 --> 00:01:07.627
‫لغو می‌کنی.

00:01:07.651 --> 00:01:09.379
‫من یکمی راهم رو گم کردم.

00:01:09.403 --> 00:01:11.881
‫من برگشتم، همین کافیه.

00:01:11.905 --> 00:01:13.591
‫عذرخواهی قبول شد.

00:01:13.615 --> 00:01:15.426
‫قصد عذرخواهی نداشتم.

00:01:15.450 --> 00:01:16.427
‫سلام، پاول.

00:01:16.451 --> 00:01:18.491
‫می‌تونیم امروز بریم
‫وضعیت اتاق کودک رو ببینیم؟

00:01:19.121 --> 00:01:22.350
‫با محافظت، بله.

00:01:22.374 --> 00:01:23.750
‫هیجان‌انگیزه.

00:01:24.668 --> 00:01:27.480
‫یه جورایی غیرقابل تصوره که این‌جا...

00:01:27.504 --> 00:01:30.066
‫یه موجود متحرک متکلم باشه.

00:01:30.090 --> 00:01:33.194
‫همچنین یه موجود خواننده،
‫رقصنده، شکارکننده و گاینده.

00:01:33.218 --> 00:01:36.281
‫یا یه موجود خواننده،
‫نویسنده، فلسفه‌باف و نیکوکار.

00:01:36.305 --> 00:01:38.950
‫خب، اون فوق‌العاده میشه.

00:01:38.974 --> 00:01:41.161
‫بالاخره با هم کنار اومدیم.

00:01:41.185 --> 00:01:44.455
‫بودن یه انسان درون تو باید عجیب باشه.

00:01:44.479 --> 00:01:47.876
‫تا حالا فکر کردی "اگه اون
‫یه چاقو داشت چی میشد؟"

00:01:47.900 --> 00:01:50.444
‫هیچ وقت این فکر رو نکردم.

00:01:51.236 --> 00:01:54.924
‫ولی باعث احساسات گوناگون شدیدی میشه.

00:01:54.948 --> 00:01:57.242
‫این زردآلوی کوفتی احساس
‫شدیدی در من ایجاد می‌کنه.

00:01:58.535 --> 00:02:02.789
‫چشمات رو ببند و تصور کن که
‫نرم‌ترین و رسیده‌ترین کس رو می‌خوری.

00:02:03.624 --> 00:02:04.642
‫من...

00:02:04.666 --> 00:02:06.603
‫احتمالا این‌کارو نمی‌کنم.

00:02:06.627 --> 00:02:09.505
‫من برای صبحونه دیدرو دیرم شده.

00:02:24.144 --> 00:02:28.082
‫من باور دارم که می‌تونیم
‫یک ملت بزرگ رو ایجاد کنیم...

00:02:28.106 --> 00:02:30.192
‫که با فرانسه رقابت کنه.

00:02:30.984 --> 00:02:33.254
‫ما می‌تونیم فلاسفه
‫خودمون رو داشته باشیم که

00:02:33.278 --> 00:02:35.548
‫جسورانه به، به دور از
‫ذهن‌ترین چیزها فکر کنند،

00:02:35.572 --> 00:02:38.551
‫و دانشمندانی که چیزهای
‫غیرقابل تصور رو کشف کنند.

00:02:38.575 --> 00:02:41.888
‫ما باید از بهترین افرادی که این
‫کشورها در خودشون دارند یاد بگیریم...

00:02:41.912 --> 00:02:45.517
‫و یک روسیه جدید رو به پیش ببریم.

00:02:45.541 --> 00:02:49.562
‫خب... بیاید در مورد رساله
‫دیدرو که باید می‌خوندید حرف بزنیم.

00:02:49.586 --> 00:02:51.129
‫برداشت کلی‌تون چی بود؟

00:02:54.758 --> 00:02:57.904
‫ما داریم روسیه رو بازسازی می‌کنیم،
‫و من آرزو می‌کنم که شما هم مثل من،

00:02:57.928 --> 00:03:00.448
‫در این ایده‌های روشن‌فکرانه غوطه‌ور بشید،

00:03:00.472 --> 00:03:03.016
‫چون این خاکیه که توش روسیه رو می‌کاریم.

00:03:03.433 --> 00:03:07.104
‫خب، در مورد اون رساله هر نظری دارید بگید.

00:03:10.190 --> 00:03:12.710
‫- میشه حرف بزنم؟
‫- البته.

00:03:12.734 --> 00:03:15.463
‫اسقف اعظم دربار، بازل.

00:03:15.487 --> 00:03:17.048
‫- کون‌کش.
‫- اون مرد؟

00:03:17.072 --> 00:03:18.591
‫اون زن.

00:03:18.615 --> 00:03:21.511
‫دیدرو زمان زیادی برای
‫کشیش‌ها اختصاص نمی‌داد.

00:03:21.535 --> 00:03:25.098
‫اما من هر کسی که حقیقت
‫رو بازگو کنه می‌بخشم.

00:03:25.122 --> 00:03:28.393
‫خدا، ایده‌ها، ودکا...

00:03:29.377 --> 00:03:31.479
‫همه این‌ها باعث روح‌افزایی میشه.

00:03:31.503 --> 00:03:33.022
‫هورا!

00:03:33.046 --> 00:03:34.482
‫هورا!

00:03:34.506 --> 00:03:35.859
‫واقعا، هورا!

00:03:35.883 --> 00:03:37.467
‫دیگه کی؟

00:03:44.266 --> 00:03:45.726
‫راسکلوی؟

00:03:46.435 --> 00:03:48.121
‫بله، شگفت‌انگیز بود.

00:03:48.145 --> 00:03:50.874
‫کدوم جزئش شگفت‌انگیز بود؟

00:03:50.898 --> 00:03:52.625
‫رساله.

00:03:52.649 --> 00:03:54.502
‫هم کلش و هم جزئش.

00:03:54.526 --> 00:03:57.046
‫همه اون رو خوندن، مگه نه؟

00:03:59.072 --> 00:04:02.034
‫یه مباحثه آزاد می‌تونه هیجان‌انگیز باشه.

00:04:06.288 --> 00:04:08.016
‫من یه چیزی دارم.

00:04:08.040 --> 00:04:09.058
‫داری؟

00:04:09.082 --> 00:04:11.936
‫اسمش "افکار یک امپراتور سابق" هست.

00:04:11.960 --> 00:04:13.313
‫این چیه؟

00:04:13.337 --> 00:04:17.442
‫"در حالی که اسارت خود رو
‫سپری می‌کنم، در مورد دربار...

00:04:17.466 --> 00:04:19.569
‫و عشق خودم به اون‌ها فکر می‌کنم.

00:04:19.593 --> 00:04:23.805
‫کی می‌تونه سکس‌گروهی خوک و
‫فندق رو در سال ۱۷۵۶ به یاد بیاره؟

00:04:24.431 --> 00:04:28.912
‫اعضای دربار تا چند روز بعد با چربی
‫خوک و تخم‌های خالی خوابیدند."

00:04:28.936 --> 00:04:30.330
‫خفه‌اش کن.

00:04:30.354 --> 00:04:32.081
‫من از اونا خواستم که
‫افکارشون رو به اشتراک بذارن.

00:04:32.105 --> 00:04:33.541
‫افکار خودشون، نه پیتر.

00:04:33.565 --> 00:04:36.211
‫"من وقتی رو یادمه که بیماری
‫آنفولانزا دربار رو در بر گرفت.

00:04:36.235 --> 00:04:40.465
‫من بلافاصله دستور دادم که هر کاسه
‫بخوری با ویسکی اسکاتلندی پر بشه.

00:04:40.489 --> 00:04:41.966
‫ما تونستیم از بیماری خودمون لذت ببریم...

00:04:41.990 --> 00:04:43.927
‫و همون شب نطفه چند نوزاد منعقد شد."

00:04:45.327 --> 00:04:47.722
‫ممنون، گریگور ما
‫جلسه رو ادامه میدیم.

00:04:47.746 --> 00:04:51.351
‫من از شما به‌خاطر اجازه
‫آزادی بیان تشکر می‌کنم.

00:04:51.375 --> 00:04:55.647
‫من این رو برای مطالعه
‫شما توی دربار میذارم.

00:04:55.671 --> 00:04:57.816
‫هورا! به افتخار کاترین!

00:04:57.840 --> 00:04:59.550
‫هورا!

00:05:06.974 --> 00:05:08.743
‫گریگور. اون چی بود؟

00:05:08.767 --> 00:05:10.286
‫فکر می‌کردم خوش می‌گذره.

00:05:10.310 --> 00:05:12.163
‫من از خودم فکری نداشتم، پس...

00:05:12.187 --> 00:05:14.374
‫یه فکری پیدا کن! رساله دیدرو رو بخون.

00:05:14.398 --> 00:05:15.792
‫می‌خونم.

00:05:15.816 --> 00:05:17.651
‫پیتر تو رو برای این‌کار مامور کرده؟

00:05:19.611 --> 00:05:21.589
‫بین خودمون بمونه، اون خیلی ناراحته.

00:05:21.613 --> 00:05:22.550
‫اون دلش برای دربار تنگ شده.

00:05:22.574 --> 00:05:24.592
‫فکر می‌کردم این یکم خوشگذرونی بی‌خطره.

00:05:24.616 --> 00:05:27.053
‫می‌تونم گزارش کنم که دربار سرگرم شدند.

00:05:27.077 --> 00:05:28.721
‫شاید خوب باشه که
‫اونو یادشون بمونه.

00:05:28.745 --> 00:05:31.248
‫اون کابوس نباید از ذهن مردم پاک بشه.

00:05:32.916 --> 00:05:34.918
‫من از این‌کار خوشم
‫نیومد. تکرار نشه.

00:05:35.669 --> 00:05:37.129
‫متوجه شدم.

00:05:37.838 --> 00:05:39.423
‫تو با جورجینا نرفتی؟

00:05:41.508 --> 00:05:42.777
‫نه.

00:05:42.801 --> 00:05:44.654
‫تو با اون تبعید شده بودی.

00:05:44.678 --> 00:05:48.575
‫من از علیاحضرت درخواست می‌کنم که بمونم.

00:05:48.599 --> 00:05:50.100
‫تو انتخاب کردی که بمونی؟

00:05:50.601 --> 00:05:51.852
‫من...

00:05:52.728 --> 00:05:53.979
‫نمی‌تونم ولش کنم.

00:05:54.938 --> 00:05:57.024
‫حداقل تو فهمیدی که عاشق کی هستی.

00:05:59.902 --> 00:06:02.297
‫من نمی‌فهمم.

00:06:02.321 --> 00:06:05.884
‫شاید بعضی‌ها اونو به‌طور
‫کلی خوش‌تیپ بدونند،

00:06:05.908 --> 00:06:09.345
‫به‌خاطر متقارن بودن صورتش،
‫چشمای قهوه‌ای عمیقش و این‌جور چیزا،

00:06:09.369 --> 00:06:12.539
‫اما... مطمئنم بقیه به
‫زودی به ذاتش پی می‌برن.

00:06:13.707 --> 00:06:15.143
‫می‌تونی اونو بکشی؟

00:06:15.167 --> 00:06:17.896
‫نه. اون زن بلافاصله به من شک می‌کنه.

00:06:17.920 --> 00:06:20.482
‫به‌علاوه، اون آدم ساده‌ای به نظر می‌رسه.

00:06:20.506 --> 00:06:23.550
‫یک سرباز پیاده توی بازی خیلی بزرگ اون.

00:06:24.676 --> 00:06:25.987
‫من اون نگاه رو می‌شناسم.

00:06:26.011 --> 00:06:27.322
‫جرات نداری این‌کارو بکنی.

00:06:27.346 --> 00:06:29.574
‫برای خراب کردن بهترین دوست من نقشه نکش.

00:06:29.598 --> 00:06:31.659
‫فکر می‌کردم من بهترین دوست توام؟

00:06:31.683 --> 00:06:33.995
‫تو هم هستی، که باعث میشه
‫این برای من خیلی سخت بشه،

00:06:34.019 --> 00:06:35.955
‫پس در این قضیه به من فکر کن.

00:06:35.979 --> 00:06:39.083
‫اون منو به یه گوشه رونده و
‫می‌دونی که چه‌قدر از این متنفرم.

00:06:39.107 --> 00:06:40.275
‫نه، نه، نه...

00:06:41.235 --> 00:06:44.881
‫اون لجوجه، بله، اما باهوش‌ هم هست.

00:06:44.905 --> 00:06:46.779
‫اگه راهی برای کار
‫کردن با اون پیدا کنی،

00:06:46.803 --> 00:06:48.676
‫از جهاتی گوش می‌کنه که
‫پیتر هیچ‌وقت نمی‌کرد.

00:06:48.700 --> 00:06:52.222
‫هر دوی شما عاشق مکالمات حوصله‌سربر
‫و کتاب‌های حوصله‌سربرتر هستید.

00:06:52.246 --> 00:06:54.599
‫- باید خوب با هم کنار بیاید.
‫- تموم شد؟ خیلی تاثیرگذار بود.

00:06:54.623 --> 00:06:57.018
‫نه. این کار من رو هم خیلی خوشحال می‌کنه،

00:06:57.042 --> 00:06:59.628
‫که باید اولویت اول هر کسی باشه.

00:07:00.712 --> 00:07:03.173
‫من از این آزمایش خسته شدم.

00:07:04.091 --> 00:07:05.652
‫کاملا موافقم.

00:07:05.676 --> 00:07:07.487
‫اون باهات رفتار بدی کرد.

00:07:07.511 --> 00:07:10.114
‫- پس میشه الان بکشیمش؟
‫- نه، نمی‌تونیم.

00:07:10.138 --> 00:07:13.326
‫گریگور متن من رو خوند،
‫این اولین قسمت نقشه بود.

00:07:13.350 --> 00:07:15.370
‫- و کشتن اون بخش دومه؟
‫- نه، آرکیدی!

00:07:15.394 --> 00:07:17.205
‫شکست اون اولین قسمته،

00:07:17.229 --> 00:07:19.541
‫کمک من به اون قسمت دومه،

00:07:19.565 --> 00:07:21.960
‫و زندگی عاشقانه با کاترین زنده...

00:07:21.984 --> 00:07:22.961
‫سومین قسمته.

00:07:22.985 --> 00:07:24.754
‫کیر تو این زندگی، اصلا گوش می‌کنی چی میگم؟

00:07:24.778 --> 00:07:26.214
‫عذرمی‌خوام.

00:07:28.156 --> 00:07:29.843
‫زن‌ها به التماس افتادند...

00:07:29.867 --> 00:07:32.470
‫و مردها تشنه بازگشت شما به قدرت هستند.

00:07:32.494 --> 00:07:34.347
‫با من خوش می‌گذره. خوبه
‫که بهشون یادآوری کردی.

00:07:34.371 --> 00:07:36.224
‫تو دربار رو پس می‌گیری.

00:07:36.248 --> 00:07:38.518
‫من هیچ‌وقت دربار رو از دست
‫ندادم. تاج و تخت رو از دست دادم.

00:07:38.542 --> 00:07:41.187
‫و من اونو از دست ندادم،
‫به‌طور موقت اونو قرض دادم.

00:07:41.211 --> 00:07:43.547
‫منظورت از این‌ حرفا چیه؟
‫چون تا الان ازشون بدم اومده.

00:07:44.131 --> 00:07:45.799
‫من واقعا منظوری ندارم.

00:07:46.466 --> 00:07:49.070
‫جز این‌که ما باید تو رو به قدرت برگردونیم!

00:07:49.094 --> 00:07:51.531
‫فکر می‌کردم این برخورد بدی که با تو داشت،

00:07:51.555 --> 00:07:54.617
‫لگد زدن، در قفل کردن، نابودی مامی...

00:07:54.641 --> 00:07:56.202
‫قابل تحمل نیست!

00:07:56.226 --> 00:07:58.454
‫من به تو یه چیز عجیب رو میگم.

00:07:58.478 --> 00:08:02.125
‫بی‌رحمی اون باعث میشه که
‫من متوجه شم چه‌قدر به هم میایم.

00:08:02.149 --> 00:08:06.171
‫در حالی که اونا داشتن پدر منو در
‫می‌آوردن، من توی چشم‌هاش نگاه کردم،

00:08:06.195 --> 00:08:10.699
‫و رنگ آبی سرد چشماش باعث شد که از نظر
‫جنسی جوری به خودم بلرزم که سابقه نداشته.

00:08:13.619 --> 00:08:16.222
‫اگه بلرزی نشونه‌گیری من خراب میشه!

00:08:16.246 --> 00:08:17.372
‫این تقصیر تو بود.

00:08:17.956 --> 00:08:19.041
‫عذر می‌خوام.

00:08:19.958 --> 00:08:22.395
‫اون مثل یه زندانی منو
‫توی اتاقم گیر انداخت.

00:08:22.419 --> 00:08:25.023
‫هیچ کسی نباید چنین قدرتی روی من
‫داشته باشه، حتی اگه عاشقشون باشم

00:08:25.047 --> 00:08:27.442
‫البته مگر این‌که توی مسائل
‫جنسی این اجازه رو به اونا داده باشم،

00:08:27.466 --> 00:08:28.943
‫که یه بار این تجربه رو با جورج داشتم.

00:08:28.967 --> 00:08:32.989
‫بعد اون در حالی که مثل بارون بهار
‫خیس بود اومد پیش من و روی میز خم شد،

00:08:33.013 --> 00:08:35.700
‫و من با خشونتی اونو گاییدم که منو ترسوند.

00:08:35.724 --> 00:08:39.561
‫و با این حال اون بعدش به
‫آرومی زمزمه کرد "ممنون"

00:08:40.479 --> 00:08:41.813
‫خیلی دوست‌داشتنی بود.

00:08:42.313 --> 00:08:44.083
‫تو دلت برای اون تنگ شده، گریگور؟

00:08:44.107 --> 00:08:47.420
‫نمی دونم، هنوز درگیر داستان تو بودم.

00:08:47.444 --> 00:08:48.654
‫من داستان‌هامو این‌جوری میگم.

00:08:49.571 --> 00:08:51.424
‫مهمونی اون یه شکست بود.

00:08:51.448 --> 00:08:53.092
‫من یه مهمونی راه میندازم.

00:08:53.116 --> 00:08:55.178
‫همه مهمونی‌های منو تقریبا به
‫اندازه علاقه‌شون به من دوست دارند.

00:08:55.202 --> 00:08:56.888
‫قطعا.

00:08:56.912 --> 00:08:58.431
‫برنامه فوق‌العاده‌ایه،

00:08:58.455 --> 00:09:02.101
‫فقط این واقعیت جلوش رو میگیره
‫که تو در خونه خودت تبعید شدی...

00:09:02.125 --> 00:09:04.395
‫و هیچ کسی به جز ما
‫اجازه ملاقات با تو رو نداره.

00:09:04.419 --> 00:09:07.106
‫من دیگه رویاهای بزرگم
‫رو با تو به اشتراک نمیذارم...

00:09:07.130 --> 00:09:10.300
‫اگه این‌قدر به مسائل جزئی گیر بدی.

00:09:13.387 --> 00:09:18.034
‫ملاقات شما با سفیر عثمانی...

00:09:18.058 --> 00:09:21.579
‫ببخشید، صحبت کردن با شما
‫وقتی در این حالت هستید خیلی عجیبه.

00:09:21.603 --> 00:09:25.083
‫این خیلی عجیبه که ریه‌هات توی
‫گلوت مثل یه آکاردئون له بشه...

00:09:25.107 --> 00:09:28.068
‫توسط یه موجود مهاجم خارجی
‫که داره بدنت رو در بر می‌گیره.

00:09:28.694 --> 00:09:32.197
‫پس همه ما باید به این درجه از عجیب
‫و غریب بودن عادت کنیم، مگه نه؟

00:09:32.823 --> 00:09:35.343
‫سفیر سوندوک امروز میاد.

00:09:35.367 --> 00:09:38.054
‫اون بو دیگه چه کوفتیه؟

00:09:38.078 --> 00:09:42.308
‫زالو، برای تسکین فشار ناحیه پایین لگن اون.

00:09:42.332 --> 00:09:44.394
‫خیلی خب. البته.

00:09:44.418 --> 00:09:45.854
‫ببخشید.

00:09:45.878 --> 00:09:49.274
‫ممنونم که همه شما بدون گلایه خودتون رو...

00:09:49.298 --> 00:09:51.151
‫با چیزی تطبیق میدید که برای...

00:09:51.175 --> 00:09:53.444
‫تمامی لحظات روزتون سخت و ناخوشاینده.

00:09:53.468 --> 00:09:54.946
‫خاک؟

00:09:54.970 --> 00:09:56.138
‫بله.

00:09:59.308 --> 00:10:02.269
‫عثمانی‌ها هیچ‌وقت با این‌که تو
‫روسیه رو رهبری می‌کنی کنار نمیان.

00:10:02.895 --> 00:10:05.415
‫اونا اعتقاد دارند که جای
‫زن روی صورت یه مرده.

00:10:05.439 --> 00:10:08.042
‫اشتباه می‌کنی. اونا فرج‌لیسی
‫رو گناه بزرگی می‌دونن.

00:10:08.066 --> 00:10:09.544
‫اونا به این‌کار ناهار شیطان میگن.

00:10:09.568 --> 00:10:13.882
‫و با این حال این وعده غذایی فوق‌العاده‌ای
‫در هر زمانی از شبانه‌روز هست.

00:10:14.948 --> 00:10:16.968
‫سفیر منو ملاقات می‌کنه...

00:10:16.992 --> 00:10:19.846
‫و مجذوب و عاشق من میشه، مثل همه.

00:10:19.870 --> 00:10:22.807
‫قطعا. و سوندوک مرد جهان‌دیده‌ای هست،

00:10:22.831 --> 00:10:26.644
‫اون به هفت زبان حرف میزنه،
‫بین دیپلمات‌ها یه افسانه هست.

00:10:26.668 --> 00:10:29.063
‫این جلسه فایده‌ای نداره.

00:10:29.087 --> 00:10:31.024
‫از وقتی که تو به قدرت رسیدی،

00:10:31.048 --> 00:10:34.694
‫عثمانی‌ها در مناطق مرزی ما پیشروی کردند.

00:10:34.718 --> 00:10:37.429
‫تو زودتر حمله کن، از
‫خودت قدرت نشون بده.

00:10:38.388 --> 00:10:41.242
‫یا این‌که من از خودم
‫هوش و منطق نشون میدم...

00:10:41.266 --> 00:10:45.079
‫و کمکشون می‌کنم ببینن که امپراتوری‌های
‫ما می‌تونن چه دوستای خوبی برای هم باشن.

00:10:45.103 --> 00:10:48.708
‫اهداف بزرگترمون رو به یاد بیار، ولمنتوف.

00:10:48.732 --> 00:10:50.335
‫جنگ یکی از اونا نیست.

00:10:50.359 --> 00:10:51.586
‫دقیقا.

00:10:51.610 --> 00:10:54.172
‫مطمئنم که به یادآوری این نیازی نداری،

00:10:54.196 --> 00:10:59.886
‫اما باید به عثمانی‌ها
‫منطق و ثبات رو نشون داد.

00:10:59.910 --> 00:11:02.579
‫و البته من و ولمنتوف
‫اون‌جا هستیم که کمکت کنیم.

00:11:04.456 --> 00:11:08.728
‫عزیزم، تو شکوفه‌ای هستی که
‫تا حالا در این باغ رشد نکرده بوده.

00:11:08.752 --> 00:11:12.232
‫نیازی نیست که شکوه خودت رو...

00:11:12.256 --> 00:11:14.776
‫برای تحت تاثیرگذاشتن مردی
‫که نمی‌تونه ببینه تغییر بدی.

00:11:14.800 --> 00:11:16.569
‫کارت تموم نشد، الیزابت؟

00:11:16.593 --> 00:11:20.406
‫من موافقم که ما نیازی به تحت تاثیر
‫گذاشتن اون نداریم، جز توسط حمله...

00:11:20.430 --> 00:11:22.826
‫با یه نقشه ظریف و خشونت‌بار،

00:11:22.850 --> 00:11:25.352
‫تا اونا به‌خاطر حماقتشون
‫در تحریک من اشکشون در بیاد.

00:11:26.854 --> 00:11:28.164
‫داری یه میخ رو مک میزنی؟

00:11:28.188 --> 00:11:31.125
‫آره، و از این‌کار خجالت نمی‌کشم

00:11:31.149 --> 00:11:35.571
‫قطعا نباید خجالت بکشی، چون
‫حس خجالت ممکنه به بچه منتقل بشه.

00:11:36.154 --> 00:11:38.383
‫- من با سلطان دیدار کردم.
‫- واقعا؟

00:11:38.407 --> 00:11:40.134
‫ما توی یه جلسه بودیم.

00:11:40.158 --> 00:11:42.220
‫مطمئنم این داستان خوبی برای
‫تعریف کردن سر یه ناهاره، اما...

00:11:42.244 --> 00:11:46.516
‫پیتر کبیر منو با خودش برای
‫جلسات به قسطنطنیه می‌برد.

00:11:46.540 --> 00:11:50.395
‫یه شب سر شام، پیتر کبیر توی جمع حاضر نبود.

00:11:50.419 --> 00:11:52.438
‫من خواستم کیک بردارم،

00:11:52.462 --> 00:11:55.108
‫و سلطان دست منو گرفت،

00:11:55.132 --> 00:11:58.862
‫محکم گازش گرفت و توی صورتم تف کرد.

00:11:58.886 --> 00:12:03.783
‫حرف‌های عجیبی گفت که فکر
‫می‌کنم معنی اون‌ها "خوک جنده" میشد.

00:12:03.807 --> 00:12:06.494
‫خوک جنده؟ جدی میگی؟

00:12:06.518 --> 00:12:10.456
‫ظاهرا زن‌ها بعد از
‫اسب‌ها می‌تونن کیک بخورن.

00:12:10.480 --> 00:12:12.125
‫این فرهنگ اون‌ها هست.

00:12:12.149 --> 00:12:13.960
‫مردها رهبری می‌کنند.

00:12:13.984 --> 00:12:17.696
‫برای همین بهتره که من
‫مذاکرات رو رهبری کنم.

00:12:18.447 --> 00:12:20.365
‫من فکر بهتری دارم.

00:12:21.158 --> 00:12:22.468
‫این فکر بدیه.

00:12:22.492 --> 00:12:24.429
‫این یه توهین به اونا هست.

00:12:24.453 --> 00:12:26.431
‫اگه باعث جنگ بشه، من مشکلی ندارم.

00:12:26.455 --> 00:12:29.225
‫چه‌قدر از این موضع تو غافلگیر شدم.

00:12:53.690 --> 00:12:56.544
‫- سفیر سوندوک
‫- ملکه.

00:12:56.568 --> 00:12:58.070
‫دیدن شما افتخار بزرگیه.

00:13:05.285 --> 00:13:06.429
‫من گیج شدم.

00:13:06.453 --> 00:13:08.431
‫که مشاورین ارشد من زن هستند؟

00:13:08.455 --> 00:13:10.558
‫بله. اون ارلو نیست.

00:13:10.582 --> 00:13:13.019
‫خب، من هنوز این‌جا
‫نقش سازنده ای دارم.

00:13:13.043 --> 00:13:15.337
‫مسئله فقط یه ترتیب جایگاه عجیبه.

00:13:16.129 --> 00:13:18.024
‫این مثل یه توهینه.

00:13:18.048 --> 00:13:21.528
‫این ترتیب.

00:13:21.552 --> 00:13:24.030
‫واقعا؟ ما خیلی دوستش داریم.

00:13:24.054 --> 00:13:27.158
‫خدا همه‌جا هست، پس قراردادن
‫جایگاه کلیسا در کنار دیوار...

00:13:27.182 --> 00:13:28.600
‫اصلا توهین حساب نمیشه.

00:13:29.643 --> 00:13:33.730
‫سیاست‌مداری هنر
‫رویکرد بدون‌جانبداری هست،

00:13:35.065 --> 00:13:39.987
‫احترام به احساسات بقیه برای...

00:13:40.904 --> 00:13:42.406
‫تسهیل روابط.

00:13:43.991 --> 00:13:47.011
‫- ممنون بابت توضیحت
‫- این رو می‌دونستم.

00:13:47.035 --> 00:13:50.932
‫من سیاستمداری رو پاک‌سازی
‫تعصبات قدیمی می‌دونم،

00:13:50.956 --> 00:13:55.436
‫تا یک توافق جدید بتونه بین
‫۲ امپراتوری بزرگ ایجاد بشه.

00:13:55.460 --> 00:13:57.129
‫این دیدگاه منه.

00:13:57.838 --> 00:14:01.526
‫این پیشروی‌های ارتش عثمانی در
‫مناطق مرزی ما باید بلافاصله قطع بشه.

00:14:01.550 --> 00:14:02.652
‫کار جنگ‌سالارهای محلیه.

00:14:02.676 --> 00:14:06.197
‫متاسفانه من و یا سلطان کاری
‫در این مورد نمی‌تونیم انجام بدیم.

00:14:06.221 --> 00:14:10.660
‫می‌دونی که اداره این
‫امپراتوری‌های بزرگ چطوریه.

00:14:10.684 --> 00:14:11.911
‫این گروه‌های حاشیه‌ای رو نمیشه کاری کرد.

00:14:11.935 --> 00:14:15.165
‫غارت روستاهای روسی ممکنه
‫به عنوان اقدام جنگی تلقی بشه.

00:14:15.189 --> 00:14:16.749
‫فکر نمی‌کنم قضیه این‌قدر جدی باشه.

00:14:16.773 --> 00:14:18.376
‫تو توی اون روستاها زندگی نمی‌کنی، مگه نه؟

00:14:18.400 --> 00:14:21.796
‫ولمنتوف. بدون شک مشتاق جنگی.

00:14:21.820 --> 00:14:25.449
‫- برای دفاع از روسیه.
‫- بعد از اون افتضاح سوئد؟

00:14:26.116 --> 00:14:29.929
‫مطمئنم که سلطان قدرت کافی
‫رو برای کنترل مناطقش داره.

00:14:29.953 --> 00:14:32.015
‫یه زن داره قدرت‌های
‫سلطان رو زیر سوال می‌بره؟

00:14:32.039 --> 00:14:35.059
‫ملکه ما هوش گزنده‌ای داره.

00:14:35.083 --> 00:14:36.728
‫سلطان باید اینو درک کنه.

00:14:36.752 --> 00:14:38.062
‫دقیقا.

00:14:38.086 --> 00:14:39.814
‫اه!

00:14:39.838 --> 00:14:42.233
‫سلطان برای نوزاد یه هدیه فرستاده.

00:14:42.257 --> 00:14:45.487
‫ما از علاقه تو به اسب‌ها آگاهی داریم.

00:14:45.511 --> 00:14:48.740
‫- چطور جرات کردی!
‫- آشغال بی‌نزاکت!

00:14:57.981 --> 00:15:00.084
‫خیلی ممنون.

00:15:00.108 --> 00:15:02.086
‫چه هدیه‌ی مدبرانه‌ای.

00:15:02.110 --> 00:15:05.131
‫خوبه که یه آلمانی شوخ‌طبع رو می‌بینم.

00:15:05.155 --> 00:15:07.008
‫من خودم رو روس می‌دونم،

00:15:07.032 --> 00:15:11.346
‫و همیشه حاضرم راه صلح رو به جنگ ترجیح بدم.

00:15:11.370 --> 00:15:14.849
‫چنین چیزی هم برای روس‌ها
‫و هم آلمانی‌ها غیرمعموله،

00:15:14.873 --> 00:15:18.853
‫اما به نظر میاد که تو به طرز خوشایندی
‫در تمامی زمینه‌ها غیرعادی باشی.

00:15:18.877 --> 00:15:22.857
‫خدا با اعطای یک رهبر به ما که تمامی
‫دسته‌بندی‌ها رو نفی می‌کنه، لطف کرده.

00:15:22.881 --> 00:15:26.152
‫وای، آرچی! فراموش کردم که این‌جایی.

00:15:26.176 --> 00:15:27.386
‫خیلی دوری.

00:15:28.095 --> 00:15:30.073
‫امشب با من شام می‌خوری؟

00:15:30.097 --> 00:15:31.616
‫خیلی دوست دارم.

00:15:31.640 --> 00:15:34.661
‫یک ضیافت ترتیب داده شده،

00:15:34.685 --> 00:15:37.789
‫با ماهی انچوی که به شکل سرخ شده،
‫کباب شده، پخته شده، سوپ، آبپز شده،

00:15:37.813 --> 00:15:39.541
‫بخارپز شده و دودی سرو میشه.

00:15:39.565 --> 00:15:43.753
‫در کنارش ۲۷ مدل پلو و
‫برای دسر آشوره رو داریم.
‫[یک دسر ترکی]

00:15:43.777 --> 00:15:44.879
‫چه ضیافتی.

00:15:44.903 --> 00:15:48.383
‫غذاهای کشور من که
‫توسط خارجی‌ها پخته شده.

00:15:48.407 --> 00:15:49.533
‫ممنون،‌ ارلو.

00:15:50.576 --> 00:15:54.121
‫این ضیافت شام فقط
‫برای من و ملکه هست؟

00:15:55.539 --> 00:15:56.915
‫البته.

00:16:07.176 --> 00:16:08.361
‫اون از من خوشش اومد، ارلو.

00:16:08.385 --> 00:16:10.822
‫ما می‌تونیم یه توافق
‫کنیم. این‌طور فکر نمی‌کنی؟

00:16:10.846 --> 00:16:13.116
‫من این‌طور فکر می‌کنم. خیلی آزاردهنده‌ست.

00:16:13.140 --> 00:16:15.160
‫ما قطعا ناراحتش کردیم.

00:16:15.184 --> 00:16:17.561
‫به‌ نظرم اون باهوش‌تر از این حرفاست.

00:16:19.438 --> 00:16:21.332
‫ملکه، میشه یه صحبتی داشته باشم؟

00:16:21.356 --> 00:16:23.543
‫خیلی خب. جواب من "نه" هست.

00:16:23.567 --> 00:16:27.088
‫شروع خوبی داشتی. من یه چیزی
‫رو توی اتاق جلسات رسمی جا گذاشتم.

00:16:27.112 --> 00:16:29.757
‫من میرم تا مجبور
‫نشم باز بهونه بیارم.

00:16:29.781 --> 00:16:32.552
‫ملکه، تو رهبری استواری
‫رو از خودت نشون دادی!

00:16:32.576 --> 00:16:36.472
‫نحوه برخوردت با سفیر
‫یک درس سیاستمداری و...

00:16:36.496 --> 00:16:39.124
‫- چی می‌خوای؟
‫- در مورد بازل حرف دارم.

00:16:40.375 --> 00:16:43.188
‫- اون این‌جا می‌مونه.
‫- بله، البته.

00:16:43.212 --> 00:16:45.940
‫و من هیجان‌زده هستم
‫که اون با ما کار می‌کنه.

00:16:45.964 --> 00:16:47.358
‫چی؟

00:16:47.382 --> 00:16:48.735
‫من با وقت کمی که دارم
‫به همه امورات نمی‌رسم...

00:16:48.759 --> 00:16:50.695
‫و با این‌که حضور اون در
‫این‌جا در ابتدا شوکه‌کننده بود،

00:16:50.719 --> 00:16:54.306
‫متوجه شدم که خوشحال میشم دیدگاه خودم
‫رو در مورد کلیسا با اون به اشتراک بذارم.

00:16:54.932 --> 00:16:57.035
‫چه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسته، آرچی؟

00:16:57.059 --> 00:16:58.745
‫هیچی.

00:16:58.769 --> 00:17:02.332
‫فقط یه ارزیابی مجدد داشتم.

00:17:02.356 --> 00:17:04.167
‫این کشمکش طاقت‌فرسا هست،

00:17:04.191 --> 00:17:07.128
‫و می‌ترسم که روسیه رو
‫به مسیر تاریکی هدایت کنه.

00:17:07.152 --> 00:17:08.987
‫و تو رو زودتر از موعد بفرسته سینه قبرستون.

00:17:09.530 --> 00:17:12.175
‫و مریال فکر می‌کنه ما
‫می‌تونیم با هم کنار بیایم.

00:17:12.199 --> 00:17:14.677
‫این خوش‌بینی ازش بعیده.

00:17:14.701 --> 00:17:18.664
‫این که هر دوی ما از نزدیک‌ترین
‫دوستان اون هستیم یه نشونه نیست؟

00:17:19.373 --> 00:17:21.141
‫فکر نمی‌کنم.

00:17:21.165 --> 00:17:24.437
‫ماریال دوست داره خمیر مغز گوسفند بخوره.

00:17:24.461 --> 00:17:28.358
‫بعضی وقتا باید اونو به‌خاطر
‫سلیقه‌ بدش ببخشم و به راهم ادامه بدم.

00:17:28.382 --> 00:17:32.427
‫من دستم رو برای دوستی دراز
‫کردم، نمی‌خوام اونو به یه مشت تبدیل کنم.

00:17:33.011 --> 00:17:34.364
‫این یه تهدید بود؟

00:17:34.388 --> 00:17:37.867
‫یک درخواست عاجزانه برای صلح بین ما.

00:17:37.891 --> 00:17:39.309
‫بامزه بود.

00:17:44.690 --> 00:17:46.167
‫اوه! اوه!

00:17:53.657 --> 00:17:54.908
‫اوه!

00:17:55.534 --> 00:17:56.553
‫وای.

00:17:56.577 --> 00:17:58.245
‫واقعا.

00:17:59.538 --> 00:18:03.643
‫باید بگم که به‌خاطر علاقه
‫تو کمی غافلگیر شدم. من...

00:18:03.667 --> 00:18:06.044
‫از نزدیک به سر شوهر من شلیک کردی؟

00:18:07.337 --> 00:18:08.565
‫بله.

00:18:08.589 --> 00:18:14.070
‫عجیبه، اما از اون موقع من خیلی
‫وقتا در مورد دادن به تو خیالبافی می‌کنم.

00:18:14.094 --> 00:18:15.572
‫سوگواری عجیبیه،

00:18:15.596 --> 00:18:18.575
‫خشم نسبت به شوهر احمقم
‫که خودش رو به کشتن داد.

00:18:18.599 --> 00:18:20.702
‫من تصمیم گرفتم به این تن بدم.

00:18:20.726 --> 00:18:21.977
‫که این‌طور.

00:18:23.187 --> 00:18:25.022
‫خب، من خیلی ممنونم.

00:18:25.898 --> 00:18:27.083
‫تو...

00:18:27.107 --> 00:18:28.751
‫زیبا و کردنی هستم.

00:18:28.775 --> 00:18:30.003
‫می‌دونم.

00:18:30.027 --> 00:18:32.029
‫دقیقا.

00:18:32.738 --> 00:18:36.950
‫این یه روز جدید برای
‫همه ما توی یک دربار جدیده.

00:18:37.951 --> 00:18:39.929
‫کار با اون چطوره؟

00:18:39.953 --> 00:18:41.264
‫اون خارق‌العاده هست.

00:18:41.288 --> 00:18:45.226
‫البته یه زنه و نسبت به بعضی‌ها
‫دیرتر برای جنگ قانع میشه،

00:18:45.250 --> 00:18:49.063
‫اما... زیرکی اون رو تحسین می‌کنم.

00:18:49.087 --> 00:18:53.401
‫شوهرم گفت که تو زیرک
‫هستی و پیتر جلوی تو رو گرفته.

00:18:53.425 --> 00:18:56.029
‫امیدوارم این بار آزادی عمل داشته باشی.

00:18:56.053 --> 00:18:57.405
‫عثمانی‌ها حریف نیرومندی هستند.

00:18:57.429 --> 00:18:59.908
‫عثمانی‌ها؟ ما می‌خوایم
‫با عثمانی‌ها بجنگیم؟

00:18:59.932 --> 00:19:01.618
‫نه، نه، نه.

00:19:01.642 --> 00:19:03.620
‫ذهن خوشگل خودتو با این فکرا...

00:19:03.644 --> 00:19:06.539
‫دست منو نوازش نکن. سگ که نیستم.

00:19:06.563 --> 00:19:09.751
‫ما قراره بجنگیم یا نه؟ تو
‫یه چیزی به من بدهکاری.

00:19:09.775 --> 00:19:11.878
‫تو شوهر کوفتی منو کشتی، عوضی.

00:19:11.902 --> 00:19:14.613
‫چرا این‌قدر آتیشت تنده؟

00:19:15.822 --> 00:19:18.951
‫ما امروز با سفیر عثمانی
‫دیدار داشتیم، عوضی.

00:19:19.618 --> 00:19:24.331
‫فکر می‌کنم با اون درگیر
‫شده بود، اما هنوز معلوم نیست.

00:19:25.249 --> 00:19:26.434
‫که این‌طور.

00:19:33.924 --> 00:19:36.528
‫من یه روزی اون چیز رو
‫با سس کره و سیر می‌پزم.

00:19:36.552 --> 00:19:39.322
‫تموم نشد؟ ما کارهای
‫زیادی برای انجام دادن داریم.

00:19:39.346 --> 00:19:41.908
‫عزیزم، تو خیلی خسته به نظر میای.

00:19:41.932 --> 00:19:44.327
‫ورم و خجالت اثرات جانبی بارداری هست.

00:19:44.351 --> 00:19:45.662
‫خیلی طبیعیه.

00:19:45.686 --> 00:19:47.121
‫من خیلی مضطرب هستم.

00:19:47.145 --> 00:19:49.606
‫خیلی چیزا به این شام با عثمانی بستگی داره.

00:19:50.399 --> 00:19:52.776
‫می‌دونم چطور باید
‫رفتار کنم، و با این‌حال...

00:19:53.527 --> 00:19:58.049
‫بارداری احساسات
‫جسمی رو تشدید کرده.

00:19:58.073 --> 00:19:59.968
‫اونا منو در بر گرفتن.

00:19:59.992 --> 00:20:02.136
‫این مقدار اضطراب خیلی جدیه.

00:20:02.160 --> 00:20:05.056
‫ممکنه باعث منفجر
‫شدن بچه توی رحم بشه.

00:20:05.080 --> 00:20:06.850
‫تو باید خودت رو راحت کنی.

00:20:06.874 --> 00:20:09.394
‫خودارضایی در طی بارداری مجاز هست،

00:20:09.418 --> 00:20:12.313
‫اما باید تحت نظارت من انجام بشه.

00:20:12.337 --> 00:20:14.315
‫این ضروریه؟

00:20:14.339 --> 00:20:17.277
‫احتمالا اون‌قدری که من
‫نشون میدم ضروری نیست.

00:20:17.301 --> 00:20:21.030
‫اگه به سوندوک نمی‌دی،
‫باید به یکی دیگه بدی.

00:20:21.054 --> 00:20:23.116
‫خوشحال میشم که به ملکه خدمت کنم.

00:20:23.140 --> 00:20:25.743
‫دانشم در مورد ساختمان بدن منو
‫به یک شریک جنسی ماهر تبدیل کرده.

00:20:25.767 --> 00:20:27.036
‫چه جالب.

00:20:27.060 --> 00:20:30.540
‫از پیشنهادت ممنونم، وینودل.
‫اما می‌تونی ما رو ترک کنی.

00:20:30.564 --> 00:20:31.958
‫باشه.

00:20:31.982 --> 00:20:34.443
‫اگه احتیاج به خودارضایی
‫داشتید من رو خبر کنید.

00:20:35.611 --> 00:20:37.362
‫نیازی ندارم. روز خوش.

00:20:40.240 --> 00:20:44.453
‫وقتش رسیده که درست حسابی
‫گاییده بشی. به‌خاطر سلامت بچه.

00:20:46.371 --> 00:20:47.891
‫من ملکه هستم.

00:20:47.915 --> 00:20:50.459
‫پیدا کردن یه نفر خیلی ساده نیست.

00:20:51.126 --> 00:20:54.564
‫اگه به دکتر بدم، اون حین
‫مستی به دوستاش میگه.

00:20:54.588 --> 00:20:57.317
‫و بعد جنده سلطنتی میشم، نه ملکه.

00:20:57.341 --> 00:20:59.194
‫اگه به یه سرباز بدم می‌خواد ترفیع بگیره.

00:20:59.218 --> 00:21:01.821
‫اگه به یه اشراف‌زاده بدم، زمین
‫و معافیت از مالیات می‌خواد.

00:21:01.845 --> 00:21:04.199
‫درسته، اما یه راه حلی هست.

00:21:04.223 --> 00:21:05.909
‫هیچ چیزی نمی‌تونه از این ساده‌تر باشه.

00:21:05.933 --> 00:21:07.059
‫نگهبانا.

00:21:07.809 --> 00:21:09.954
‫- نگهبانا؟
‫- این یه سنته.

00:21:09.978 --> 00:21:12.665
‫برای قرن‌ها اونا آموزش
‫دیدن که راز نگه دار باشند.

00:21:12.689 --> 00:21:14.834
‫همچنین اونا باید هر کاری
‫که تو می‌خوای رو انجام بدن،

00:21:14.858 --> 00:21:17.587
‫صرف نظر از عجیب یا بدوی بودنش.

00:21:17.611 --> 00:21:19.756
‫اونا هیچ تعللی نمی‌کنند.

00:21:19.780 --> 00:21:22.842
‫من دنبال کسی نمی‌گردم که نتونه منو رد کنه.

00:21:22.866 --> 00:21:24.093
‫واقعا؟

00:21:24.117 --> 00:21:27.621
‫نابرابری قدرت برای من شدیدا شهوت‌برانگیزه.

00:21:28.330 --> 00:21:30.123
‫فکر کنم از این جهت سنتی باشم.

00:21:36.797 --> 00:21:40.610
‫سونسکا خبرهایی داره و هزینه
‫زیادی برای گرفتنش صرف کرده.

00:21:42.052 --> 00:21:45.990
‫کاترین و ولمنتوف نگرانن
‫که عثمانی‌ها یه شری به پا کنند.

00:21:46.014 --> 00:21:47.909
‫سفیر امروز باهاش ملاقات کرد...

00:21:47.933 --> 00:21:51.871
‫و کاترین امیدواره که اونو جزئی
‫از مریدهای مجیزگوی خودش بکنه.

00:21:51.895 --> 00:21:53.373
‫این‌که موفق شده یا نه مشخص نیست.

00:21:53.397 --> 00:21:56.543
‫شاید سوندوک باید به یک درکی برسه...

00:21:56.567 --> 00:21:58.944
‫که در مورد ملاقاتش در
‫این‌جا چه چیزی رو گزارش بده.

00:21:59.945 --> 00:22:02.507
‫سلطان باورهای عجیبی در مورد زن‌ها داره.

00:22:02.531 --> 00:22:05.134
‫منظورت اون باور "بعضی‌هاشون
‫ساحره‌های شاخدار هستند" هست؟

00:22:05.158 --> 00:22:06.135
‫دقیقا.

00:22:06.159 --> 00:22:09.597
‫اون به ساحره‌هایی باور داره که
‫از خون دماغ مردان تغذیه می‌کنند...

00:22:09.621 --> 00:22:11.912
‫ساحره‌هایی که مرغ‌هایی
‫رو نگهداری می‌کنند،

00:22:11.936 --> 00:22:14.227
‫که وقتی روی اون‌ها ادرار
‫کنی به شیطان تبدیل میشند.

00:22:14.251 --> 00:22:16.896
‫تو این قضیه رو خیلی پیچیده
‫و عجیب و غریبش می‌کنی.

00:22:16.920 --> 00:22:18.857
‫سوندوک آدم مهربونیه که از من خوشش میاد.

00:22:18.881 --> 00:22:21.025
‫من علاقه‌ای که اون به من داره رو بهش
‫یادآوری می‌کنم، و مطمئن میشیم که بدونه...

00:22:21.049 --> 00:22:22.777
‫کاترین مدت زیادی صاحب تاج و تخت نیست.

00:22:22.801 --> 00:22:24.863
‫ولی اون عاشق زن‌های بلونده.

00:22:24.887 --> 00:22:28.158
‫و اون زن خاص‌ترین موجود زنده
‫دنیاست، چطور ممکنه کسی عاشقش نشه؟

00:22:28.182 --> 00:22:30.994
‫- من از دید شخصی به این قضیه نگاه نمی‌کنم.
‫- جواب خوبی بود، عزیزم.

00:22:31.018 --> 00:22:34.289
‫خیلی خب. بیاید روی سوندوک کار
‫کنیم. اما بذارید من این رو به همتون بگم.

00:22:34.313 --> 00:22:36.270
‫ما اون رو متزلزل می‌کنیم،
‫اما هیچ‌وقت بهش...

00:22:36.294 --> 00:22:38.251
‫صدمه نمی‌زنیم و اونو توی
‫خطر نمی‌اندازیم، فهمیدید؟

00:22:38.275 --> 00:22:40.879
‫ما می‌تونیم زیرکانه پیش بریم، مگه نه؟

00:22:40.903 --> 00:22:42.463
‫زیرک لقب منه.

00:22:42.487 --> 00:22:44.406
‫فکر می‌کردم لقبت لووشکا هست؟

00:22:45.741 --> 00:22:47.302
‫چه صبح زیبایی.

00:22:47.326 --> 00:22:53.057
‫اول اون صبحونه دیدرو، و بعد دسر سوندوک.

00:22:53.081 --> 00:22:55.351
‫فکر می‌کنم صحبت انتهایی من خوب بود.

00:22:55.375 --> 00:22:56.644
‫حس می‌کنم اونا رو برانگیخت.

00:22:58.629 --> 00:23:00.356
‫هوم؟

00:23:00.380 --> 00:23:02.817
‫این یه واکنش خصمانه شوق‌انگیز بود.

00:23:02.841 --> 00:23:06.178
‫خب، فکر می‌کنم اونا شنیدن که
‫میگی "وای، چرا تو فرانسوی نیستی؟"

00:23:07.221 --> 00:23:08.531
‫نه. نه، این...

00:23:08.555 --> 00:23:11.743
‫ببخشید، این تفسیر خیلی بدبینانه من بود.

00:23:11.767 --> 00:23:15.371
‫بحث رو عوض کنیم،‌
‫اون یارو بازل چه‌ کس‌کشیه.

00:23:15.395 --> 00:23:18.208
‫باید بفرستیش بره خونه
‫و یا اگه آسون‌تره بکشیش.

00:23:18.232 --> 00:23:20.168
‫اوه؟ برام سوال شده که چرا اینو می‌خوای؟

00:23:20.192 --> 00:23:23.588
‫می‌دونستی که اون می‌تونه
‫با هر دو دستش بنویسه؟

00:23:23.612 --> 00:23:25.715
‫راسکلوی میگه این شومه،

00:23:25.739 --> 00:23:30.303
‫و اون روی آرنجش پوست اضافه
‫داره که نشونه نابودی مزارعه،

00:23:30.327 --> 00:23:32.805
‫و نگاه بهش هم خیلی آزاردهنده هست.

00:23:32.829 --> 00:23:35.350
‫حس می‌کنم می‌خوای
‫از آرچی محافظت کنی.

00:23:35.374 --> 00:23:40.396
‫اون گزینه مهربون‌تر و
‫عاقل‌تری برای رهبری کلیسا هست.

00:23:40.420 --> 00:23:44.442
‫پیشنهاد می‌کنم دستت رو از این قضیه
‫خارج کنی تا اون رو از دست ندادی.

00:23:44.466 --> 00:23:45.926
‫باشه.

00:24:04.903 --> 00:24:07.155
‫اتاق امنه. می‌تونید برید داخل.

00:24:08.240 --> 00:24:12.035
‫اه، به نظرت چه رنگی بهتره؟

00:24:13.537 --> 00:24:15.098
‫مطمئن نیستم.

00:24:15.122 --> 00:24:16.766
‫به نظرم خوبه هر دیواری
‫رو متفاوت رنگ کنیم.

00:24:16.790 --> 00:24:18.476
‫سبز به‌خاطر طبیعت.

00:24:18.500 --> 00:24:21.479
‫اون یکی برای آفتاب روز جدید زرد میشه،

00:24:21.503 --> 00:24:24.440
‫و این یکی قرمز تیره مثل خون برای آینده‌اش.

00:24:24.464 --> 00:24:26.860
‫اون یکی رو رنگ گوشت خوک برشته میزنیم،

00:24:26.884 --> 00:24:30.137
‫یا این رنگ.

00:24:31.346 --> 00:24:34.284
‫آخ. بازم شرمنده.

00:24:34.308 --> 00:24:35.660
‫حرفش هم نزن.

00:24:35.684 --> 00:24:39.122
‫طاقت‌فرساست، اما دارم به چیزهایی
‫فکر می‌کنم که حواسم رو از درد پرت کنه.

00:24:39.146 --> 00:24:41.249
‫بیشتر به پاول فکر می‌کنم. سلام، پاول.

00:24:41.273 --> 00:24:42.292
‫خوبه.

00:24:42.316 --> 00:24:45.587
‫و فکر می‌کنم باید جشن
‫پیش از تولد برای بچه بگیریم.

00:24:45.611 --> 00:24:47.672
‫چی؟ نه.

00:24:47.696 --> 00:24:49.966
‫روس‌ها عاشق این‌ جشن‌ها
‫هستند. دربار خوشحال میشه.

00:24:49.990 --> 00:24:52.343
‫مردم می‌خوان به ما هدیه بدند.

00:24:52.367 --> 00:24:54.304
‫برای همین جشن می‌گیریم.

00:24:54.328 --> 00:24:56.622
‫- نه.
‫- البته.

00:24:58.081 --> 00:24:59.392
‫اه.

00:24:59.416 --> 00:25:01.251
‫واقعا کلیه منو داغون کردند.

00:25:02.669 --> 00:25:05.440
‫باشه بابا. ما جشن پیش از تولد می‌گیریم.

00:25:05.464 --> 00:25:08.151
‫چون تو توی مهمونی‌گرفتن افتضاحی
‫من برنامه‌ریزیش رو انجام میدم.

00:25:08.175 --> 00:25:10.653
‫عالیه. و من هم میرم سراغ اداره کشور،

00:25:10.677 --> 00:25:12.679
‫چون تو در این کار افتضاحی.

00:25:13.430 --> 00:25:14.782
‫این رساله تو...

00:25:14.806 --> 00:25:17.160
‫- چه خوب، تو خوندیش.
‫- نخوندمش.

00:25:17.184 --> 00:25:19.454
‫گریگور با اون صبحونه منو خراب کرد.

00:25:19.478 --> 00:25:21.456
‫من باهاش حرف میزنم.

00:25:21.480 --> 00:25:24.501
‫اون می‌خواد دوست داشته بشه، و
‫بدون شک تصور کرده افکار من...

00:25:24.525 --> 00:25:27.420
‫سرگرم‌کننده هست و
‫برای اون تاثیر خوبی داره.

00:25:27.444 --> 00:25:30.197
‫اون جورج رو از دست
‫داده، پس موقعیتش رو درک کن.

00:25:31.365 --> 00:25:33.301
‫هدفش چی بود؟

00:25:33.325 --> 00:25:36.638
‫من حوصله‌ام سر رفته بود، و بعد به
‫فکر پاول افتادم. خواستم خاطراتم رو...

00:25:36.662 --> 00:25:38.723
‫به شکل یه داستان قبل خواب در بیارم،

00:25:38.747 --> 00:25:41.184
‫و فکر کردم شاید برای دربار جالب باشه.

00:25:41.208 --> 00:25:42.685
‫دلت برای توجه اونا تنگ شده.

00:25:42.709 --> 00:25:44.711
‫با وجود این‌که وحشتناک بود.

00:25:45.420 --> 00:25:48.691
‫من می‌تونم همه رساله‌های
‫تو رو توقیف کنم و بسوزونم.

00:25:48.715 --> 00:25:51.802
‫تو به آزادی مطبوعات باور
‫داری، این چطور به نظر می‌رسه؟

00:25:53.011 --> 00:25:54.179
‫البته من یه...

00:25:55.097 --> 00:25:57.492
‫چی بهش میگن؟ که وقتی
‫من یه کاری علیه تو کردم،

00:25:57.516 --> 00:26:00.161
‫و تو عصبانی شدی و تلافی کردی؟

00:26:00.185 --> 00:26:02.121
‫طعنه.

00:26:02.145 --> 00:26:05.124
‫یا به قول فرانسوی‌ها ایرونی.

00:26:05.148 --> 00:26:06.501
‫خوب بود.

00:26:06.525 --> 00:26:08.169
‫خیلی ممنون.
‫[به زبان فرانسوی]

00:26:08.193 --> 00:26:09.528
‫از درس‌ها یادم مونده.

00:26:11.613 --> 00:26:14.908
‫من اینو با استفاده از اعضای بدن
‫خرس‌‌های واقعی برای پاول درست کردم.

00:26:22.958 --> 00:26:26.146
‫- حالت خوبه؟
‫ - خوبم، ممنون که پرسیدی.

00:26:26.170 --> 00:26:29.732
‫- یکمی نامطمئن به نظر میای.
‫- نه، عالیه، فقط...

00:26:29.756 --> 00:26:32.152
‫خیلی وقت بود با کسی نبودم.

00:26:32.176 --> 00:26:35.155
‫هیچ کس نمی‌تونه درک کنه که
‫چرا تو به جورج خیانت نکردی.

00:26:35.179 --> 00:26:37.222
‫خب، من... می‌دونی...

00:26:39.224 --> 00:26:41.077
‫کیرت توی من نیست.

00:26:41.101 --> 00:26:42.370
‫آره، بهت بر نخوره.

00:26:42.394 --> 00:26:45.522
‫راستش این وضعیت برام یکم عجیبه.

00:26:46.190 --> 00:26:48.710
‫اه! سوندوک، دوست قدیمی من.

00:26:48.734 --> 00:26:51.004
‫چه قدر خوب که دوباره دیدمت.

00:26:51.028 --> 00:26:53.071
‫- من هم همین‌طور!
‫- یعنی چی؟

00:26:54.907 --> 00:26:58.011
‫خب، من خیلی حالم خوبه. قراره بابا بشم.

00:26:58.035 --> 00:26:59.220
‫مبارکه.

00:26:59.244 --> 00:27:01.163
‫من... اوه.

00:27:07.085 --> 00:27:09.105
‫خیلی خوب بود، ممنون.

00:27:09.129 --> 00:27:10.380
‫خواهش می‌کنم.

00:27:11.548 --> 00:27:14.110
‫چه اتفاقی برات افتاد؟ قضیه کودتا چی بود؟

00:27:14.134 --> 00:27:16.905
‫من داشتم برنده می‌شدم. در
‫هر مقطعی می‌تونستم برنده بشم.

00:27:16.929 --> 00:27:18.364
‫و بعد خیلی گرسنه شدم.

00:27:18.388 --> 00:27:22.452
‫می‌دونی بعضی وقتا خیلی گرسنه
‫میشی و میگی "من واقعا باید غذا بخورم،

00:27:22.476 --> 00:27:24.120
‫و برام مهم نیست چی میشه"؟

00:27:24.144 --> 00:27:27.874
‫من موقتا کناره‌گیری کردم،
‫اما به قدرت برمی‌گردم.

00:27:27.898 --> 00:27:32.587
‫چون این سرنوشت من و اراده خدا
‫هست که می‌دونم شما این رو جدی می‌گیرید.

00:27:32.611 --> 00:27:36.049
‫آره، ما همیشه تو رو به
‫عنوان اراده خداوند دیدیم،

00:27:36.073 --> 00:27:38.885
‫اما حالا یکمی توسط اقدامات خدا گیج شدیم.

00:27:38.909 --> 00:27:41.346
‫خب،‌ این اراده اونه که
‫من تاج و تخت رو پس بگیرم،

00:27:41.370 --> 00:27:43.097
‫وگرنه چرا باید زنده باشم؟

00:27:43.121 --> 00:27:44.641
‫نمی‌دونم.

00:27:44.665 --> 00:27:46.601
‫می‌خواستم از کاترین
‫بپرسم که چرا این‌کارو کرده،

00:27:46.625 --> 00:27:50.045
‫اما من توسط موهاش افکارم منحرف شد.

00:27:51.421 --> 00:27:53.817
‫موهاش مثل کلاله ذرت می‌مونه.

00:27:53.841 --> 00:27:57.177
‫- و اون موهارو بپیچی دور ک...
‫- تو مردی.

00:27:58.303 --> 00:27:59.388
‫جان؟

00:28:01.139 --> 00:28:03.785
‫من می‌خوام جونت رو نجات بدم.

00:28:03.809 --> 00:28:05.286
‫اگه تو برگردی پیش سلطان...

00:28:05.310 --> 00:28:08.540
‫و بهش اطلاع بدی که کاترین حاکم واقعیه،

00:28:08.564 --> 00:28:11.042
‫و خدا و این‌که اجداد من برای
‫چندین قرن حاکم بودند رو نادیده بگیری...

00:28:11.066 --> 00:28:14.170
‫و بگی "نگران باش، سلطان،
‫باید با اون زن معامله کرد"...

00:28:14.194 --> 00:28:17.948
‫اگه من طی چند ماه و شاید چند هفته آینده حکومت
‫رو به دست بگیرم اون چطور واکنش نشون میده؟

00:28:18.532 --> 00:28:19.717
‫اون گلوت رو می‌بره.

00:28:19.741 --> 00:28:21.302
‫تو در این مورد مطمئنی؟

00:28:21.326 --> 00:28:23.304
‫این فقط یه چالش خدا برای منه،

00:28:23.328 --> 00:28:25.431
‫تا به عنوان یه رهبر
‫نسبتا بهتر به قدرت برگردم.

00:28:25.455 --> 00:28:27.851
‫روی کاغذ شاید اون دربار رو
‫داشته باشه، اما اونا عاشق من هستند.

00:28:27.875 --> 00:28:29.293
‫محبوبیت من داره افزایش پیدا می‌کنه.

00:28:30.752 --> 00:28:33.106
‫راستی گریگور، خیلی فلک‌زده به نظر میای.

00:28:33.130 --> 00:28:35.733
‫من مشکلی ندارم...

00:28:35.757 --> 00:28:38.010
‫شاید بهتر باشه بس کنم. آره.

00:28:42.014 --> 00:28:43.432
‫عمو وارنیا.

00:28:45.392 --> 00:28:47.287
‫فکر کردم رفتی.

00:28:47.311 --> 00:28:50.165
‫رفته بودم. من به اونا خبرهای
‫خوب در مورد ساخت جاده رو گفتم...

00:28:50.189 --> 00:28:51.690
‫و شادی زیادی ایجاد شد.

00:28:52.983 --> 00:28:54.460
‫خوشحال شدم که تونستم
‫به منطقه خودم کمک کنم.

00:28:54.484 --> 00:28:58.047
‫ارلو! ارلو! ارلو!

00:28:58.071 --> 00:28:59.966
‫بس کن، داری خجالت زده‌ام می‌کنی.

00:28:59.990 --> 00:29:02.719
‫عثمانی‌ها دارن از کنترل خارج میشن.

00:29:02.743 --> 00:29:04.387
‫ما داریم بهش رسیدگی می‌کنیم.

00:29:04.411 --> 00:29:07.140
‫البته. مردم داستان تو رو
‫می‌نویسن، می‌دونی که؟

00:29:07.164 --> 00:29:09.475
‫واقعا؟ اهالی روستا خیلی باسواد نیستن.

00:29:09.499 --> 00:29:13.146
‫توی گه متولد شد‌، تا ستاره‌ها بالا رفت.

00:29:13.170 --> 00:29:14.338
‫ممنون.

00:29:16.298 --> 00:29:17.966
‫ما آدمای فقیریم.

00:29:19.092 --> 00:29:20.403
‫فقیرترین آدم‌ها.

00:29:20.427 --> 00:29:22.030
‫می‌دونم.

00:29:22.054 --> 00:29:23.347
‫پول خوبه.

00:29:24.389 --> 00:29:26.016
‫- پول؟
‫- پول.

00:29:26.808 --> 00:29:29.037
‫به مردممون روحیه میده.

00:29:29.061 --> 00:29:31.813
‫این به لب‌های زخم‌خورده
‫اون‌ها نون می‌رسونه.

00:29:33.273 --> 00:29:35.210
‫فکر نکنم بتونم چنین کاری بکنم.

00:29:35.234 --> 00:29:37.694
‫اما می‌دونم که می‌تونی. و می‌کنی.

00:29:39.363 --> 00:29:41.090
‫چون دلت صافه.

00:29:41.114 --> 00:29:46.161
‫تو عاشق مردمتی و دل
‫سیاه و چشم شرور نداری.

00:29:47.663 --> 00:29:48.872
‫مگه نه؟

00:29:49.873 --> 00:29:53.752
‫نه، من دل سیاه و چشم شرور ندارم.

00:29:57.172 --> 00:29:58.549
‫پول

00:30:12.062 --> 00:30:14.106
‫ظاهرا یه مهمونی برگزار شده.

00:30:38.338 --> 00:30:39.649
‫می‌بینی، اونا عاشق من هستند،

00:30:39.673 --> 00:30:42.759
‫و قدرت اون یک توهمه که من
‫در زمان مناسب خوردش می‌کنم.

00:30:51.977 --> 00:30:53.729
‫چطور اجازه برگزاری یه مهمونی پیدا کرده؟

00:30:54.897 --> 00:30:56.732
‫فکر می‌کنم اون یه موقعیت مناسب...

00:30:57.691 --> 00:30:59.151
‫و بهونه پیدا کرده.

00:31:00.485 --> 00:31:03.298
‫خوش اومدی! این جشن پیش از تولد ماست.

00:31:03.322 --> 00:31:05.008
‫چه‌قدر سریع ترتیبش رو دادی.

00:31:05.032 --> 00:31:07.385
‫عجیب به نظر می‌رسی.

00:31:07.409 --> 00:31:08.928
‫ممنون.

00:31:08.952 --> 00:31:11.681
‫جشن پیش‌ از تولد زیبایی
‫هست، ملکه. تبریک میگم.

00:31:11.705 --> 00:31:14.601
‫من قبل‌تر داشتم به کاترین توضیح
‫می‌دادم که وقتی یه مهمونی می‌گیری...

00:31:14.625 --> 00:31:18.313
‫باید بداهه، خودجوش و
‫لبریز از عشق و الکل باشه.

00:31:18.337 --> 00:31:21.149
‫اما فکر کنم درک این برای
‫یه آدم ضدحال سخت باشه،

00:31:21.173 --> 00:31:23.902
‫یه نفر که بقیه رو مجبور می‌کنه
‫موقع صبحونه تکلیف انجام بدن.

00:31:23.926 --> 00:31:25.653
‫اون خوش گذشت.

00:31:25.677 --> 00:31:28.198
‫ما یه صبحونه دیدرو
‫داشتیم. همه عاشقش شدند.

00:31:28.222 --> 00:31:29.866
‫مطمئنم که همین‌طور بوده.

00:31:29.890 --> 00:31:31.743
‫حتی با یادآوریش برای یه
‫لحظه هم حوصله‌ام سر رفت.

00:31:31.767 --> 00:31:33.411
‫من باید برم. باید به بقیه بگم...

00:31:33.435 --> 00:31:36.813
‫اون چیزایی که از فواره میاد
‫بیرون ودکا با طعم گیلاسه نه خون.

00:31:38.190 --> 00:31:40.299
‫فکر کردم قراره ساعت ۷
‫تو محل اقامت من همو ببینیم.

00:31:40.323 --> 00:31:41.169
‫قرار همین بود.

00:31:41.193 --> 00:31:44.672
‫اما در نهایت به نظرم کار بیهوده‌ای میومد.

00:31:44.696 --> 00:31:46.299
‫ببخشید، اما برداشت من این بود که...

00:31:46.323 --> 00:31:48.301
‫ما صبح پیشرفت‌هایی داشتیم.

00:31:48.325 --> 00:31:52.472
‫به نظر میاد که بقیه
‫اون‌طوری که تو نشون دادی...

00:31:52.496 --> 00:31:54.307
‫کاملا با حکومت تو تطابق پیدا نکردند.

00:31:54.331 --> 00:31:55.808
‫این حرفا چیه. اونا عاشق من هستند.

00:31:55.832 --> 00:31:58.937
‫و با این‌حال ما این‌جا توی
‫مهمونی شوهرت هستیم،

00:31:58.961 --> 00:32:03.233
‫جایی که مثل ماهی ساردین توی
‫هم میلولن و ودکای اونو می‌نوشن.

00:32:03.257 --> 00:32:05.401
‫تو خیلی قانع کننده به نظر نمیای.

00:32:05.425 --> 00:32:06.986
‫- این...
‫- همگی گوش کنند!

00:32:07.010 --> 00:32:08.321
‫همگی گوش کنند!

00:32:08.345 --> 00:32:10.281
‫من دوست دارم یه صحبتی بکنم!

00:32:13.767 --> 00:32:16.204
‫بله! منم همین‌طور!

00:32:16.228 --> 00:32:17.330
‫درسته!

00:32:17.354 --> 00:32:20.458
‫احتمالا ملکه تکالیف بیشتری
‫رو می‌خواد به بقیه محول کنه.

00:32:20.482 --> 00:32:21.918
‫این حقیقت نداره!

00:32:21.942 --> 00:32:24.087
‫من می‌خواستم از همه شما برای
‫اومدن به مهمونی من تشکر کنم.

00:32:25.529 --> 00:32:26.714
‫مشخصا این مهمونی مال منه.

00:32:26.738 --> 00:32:28.508
‫من برای شما ریلت اردک فراهم کردم...

00:32:28.532 --> 00:32:31.803
‫که من صاحبش هستم و به آشپزهای
‫خودمون برای پختنش پول دادم.

00:32:31.827 --> 00:32:33.721
‫از دید خدا من هنوز فرد برگزیده هستم.

00:32:33.745 --> 00:32:37.183
‫خدا به مردمش اهمیت میده،
‫پس بهتره دوباره انتخاب کنه.

00:32:37.207 --> 00:32:38.768
‫بیاید خودمونو به گا بدیم!

00:32:41.587 --> 00:32:45.275
‫به سلامتی مهمونی‌های دیگه‌ای
‫مثل این، چون من ملکه شما هستم،

00:32:45.299 --> 00:32:47.944
‫که شما عاشقش هستید
‫و فکر می‌کنید خیلی باحاله.

00:32:47.968 --> 00:32:51.114
‫اما نه به اندازه من. چون من
‫برای باحال بودنم شناخته شد‌م.

00:32:51.138 --> 00:32:54.242
‫دقیقا، برای چیز دیگه‌ای شناخته شده نیستی.

00:32:54.266 --> 00:32:57.662
‫- هورا!
‫- هورا!

00:32:57.686 --> 00:32:59.646
‫اه. شکستت دادم.

00:33:06.403 --> 00:33:08.715
‫- من به توصیه تو عمل کردم.
‫- خب؟

00:33:08.739 --> 00:33:11.176
‫من تحقیر شدم. چنین
‫چیزی اصلا خوشایند نبود.

00:33:11.200 --> 00:33:15.680
‫سال‌ها خیانت از ۲ طرف رو
‫نمیشه با یک مکالمه درست کرد.

00:33:16.788 --> 00:33:19.976
‫و هر دوی شما بدترین شروع رو با
‫همدیگه داشتید، نباید اینو فراموش کنی.

00:33:20.000 --> 00:33:22.770
‫- چطور؟
‫- به گذشته فکر کن.

00:33:22.794 --> 00:33:26.858
‫سعی کن ببینی می‌تونی انگشتت
‫رو روش بذاری... یا توش بذاری.

00:33:26.882 --> 00:33:28.175
‫آها.

00:33:29.259 --> 00:33:30.820
‫اون وظیفه من بود.

00:33:30.844 --> 00:33:33.490
‫ناهنجار و ناخوشایند بود، اما وظیفه من بود.

00:33:33.514 --> 00:33:36.659
‫این شروع یه عذرخواهی نیست، مگه نه؟

00:33:43.065 --> 00:33:44.417
‫اه!

00:34:01.458 --> 00:34:05.063
‫اه! اون تو بازی نیست، تاتیانا.

00:34:05.087 --> 00:34:07.023
‫وظیفه اون پاک کردن آب منیه!

00:34:07.047 --> 00:34:09.233
‫صبر کن ببینم، بازی اینه که
‫به رعیت‌ها شلغم پرت کنید؟

00:34:09.257 --> 00:34:11.443
‫کاترین عزیز، می‌خوای
‫ما شلغم‌ها رو هم ول کنیم...

00:34:11.467 --> 00:34:13.112
‫تا احساسات‌شون جریحه دار نشه؟

00:34:13.136 --> 00:34:15.990
‫من می‌خواستم یه چیز
‫باحال‌تر رو پیشنهاد کنم.

00:34:16.014 --> 00:34:18.492
‫به یه نفر شلغم بزن که
‫به نحوی بهت بدی کرده.

00:34:18.516 --> 00:34:20.244
‫اوه!

00:34:20.268 --> 00:34:21.996
‫- این خیلی باحال‌تره.
‫- اسمولنی!

00:34:24.690 --> 00:34:26.459
‫هورا برای ملکه!

00:34:26.483 --> 00:34:29.295
‫دقیقا‌! هورا برای من!

00:34:29.319 --> 00:34:31.737
‫هورا!

00:34:32.406 --> 00:34:33.842
‫سلام.

00:34:33.866 --> 00:34:36.177
‫من چیزای خوبی در
‫مورد مدرسه دخترا شنیدم.

00:34:36.201 --> 00:34:37.178
‫واقعا؟

00:34:37.202 --> 00:34:40.205
‫من هم این‌طور فکر می‌کنم، اما
‫هیچ‌وقت نمیشه مطمئن بود.

00:34:41.081 --> 00:34:43.017
‫ذهن‌های ما تصویری از دنیا بر اساس...

00:34:43.041 --> 00:34:45.979
‫درک ما به وسیله حس‌‌هایی
‫که داریم ایجاد می‌کنه

00:34:46.003 --> 00:34:49.231
‫"دانش یک سازه هست"
‫امانوئل کانت [فیلسوف آلمانی]

00:34:49.255 --> 00:34:52.110
‫تو کانت رو می‌شناسی؟
‫من از کانت سر در نمیارم.

00:34:52.134 --> 00:34:53.486
‫می‌تونی.

00:34:53.510 --> 00:34:56.114
‫من فکر می‌کنم، پس من نمی‌تونم.

00:34:56.138 --> 00:34:57.740
‫این جمله دکارت بود.
‫[فیلسوف فرانسوی]

00:34:57.764 --> 00:34:58.974
‫اما دقیقا این نبود.

00:35:00.559 --> 00:35:01.685
‫پس جمله دکانت بود؟
‫[ترکیب دکارت و کانت]

00:35:02.477 --> 00:35:03.538
‫این بامزه بود.

00:35:03.562 --> 00:35:05.397
‫بیشتر بخوریم؟

00:35:08.066 --> 00:35:10.086
‫فکر می‌کنم اونا برای بچه هستند.

00:35:10.110 --> 00:35:11.236
‫اون هیچ‌وقت متوجه نمیشه.

00:35:12.362 --> 00:35:13.989
‫نوشیدنی می‌خوری، ماریال؟

00:35:17.284 --> 00:35:19.012
‫پس اسم منو یادت مونده.

00:35:19.036 --> 00:35:20.370
‫البته.

00:35:21.288 --> 00:35:23.933
‫و با این‌حال، آخرین باری
‫که با هم حرف زدیم کی بوده؟

00:35:23.957 --> 00:35:27.187
‫تو و جورج اون اختلاف رو داشتید.

00:35:27.211 --> 00:35:28.938
‫من اجبارا یک رعیت شدم،

00:35:28.962 --> 00:35:32.692
‫و اون تصمیم گرفت دوستی ما رو فراموش
‫کنه و با طعنه و تحقیر با من رفتار می‌کرد.

00:35:32.716 --> 00:35:33.943
‫منظورت اون اختلافه؟

00:35:33.967 --> 00:35:36.237
‫اون از تحقیر بقیه خجالت نمی‌کشید.

00:35:36.261 --> 00:35:38.430
‫در زمان‌هایی این بدترین خصلت اون بود.

00:35:38.764 --> 00:35:40.033
‫در زمان‌هایی بهترین خصلتش بود.

00:35:40.057 --> 00:35:42.809
‫حتی زمانی که من و اون دوست
‫بودیم ما دو تا به ندرت حرف می‌زدیم.

00:35:43.393 --> 00:35:45.538
‫اون ترجیح می‌داد که ما با هم حرف نزنیم.

00:35:45.562 --> 00:35:46.939
‫چرا؟

00:35:47.731 --> 00:35:50.901
‫- من با تو باکرگیم رو از دست دادم.
‫- نمی‌تونی بگی که اون حسودی می‌کرده.

00:35:51.485 --> 00:35:54.154
‫اون در تمام مدت ازدواج
‫شما به بهترین دوستت می‌داد.

00:35:54.738 --> 00:35:56.758
‫اون یک ازدواج منطقی نبود.

00:35:56.782 --> 00:35:58.534
‫من باید برم.

00:35:59.785 --> 00:36:01.453
‫من می‌تونم باهات بیام؟

00:36:04.706 --> 00:36:05.791
‫بله.

00:36:12.965 --> 00:36:15.276
‫روی پاول شیرینی ماکارون هست!

00:36:19.555 --> 00:36:21.807
‫سلام.

00:36:33.151 --> 00:36:35.654
‫ما این‌طوری این‌کار رو انجام نمیدیم.

00:36:36.905 --> 00:36:38.800
‫ببخشید که بهت سیلی زدم.

00:36:38.824 --> 00:36:40.552
‫عیبی نداره.

00:36:44.621 --> 00:36:47.559
‫اوه! تو توی ریشت شپش داری.

00:36:47.583 --> 00:36:49.561
‫می‌دونم.

00:36:49.585 --> 00:36:52.671
‫شپش ریش بین نگهبان‌ها خیلی شایعه.

00:36:54.631 --> 00:36:55.817
‫باشه.

00:36:55.841 --> 00:36:57.968
‫این کار تمومه. تو می‌تونی بری.

00:36:58.719 --> 00:37:00.262
‫اونو ببین.

00:37:00.846 --> 00:37:03.783
‫چه سیبیلوی متکبریه.

00:37:03.807 --> 00:37:05.994
‫هیجان انگیزه مگه نه؟

00:37:06.018 --> 00:37:08.997
‫نحوه برخورد با این قضیه خیلی خطرناکه.

00:37:09.021 --> 00:37:12.625
‫گفتگوهای صلح و بشقاب ماهی انچوی.

00:37:12.649 --> 00:37:15.736
‫من روش اونا رو می‌شناسم. تو هم می‌شناسی.

00:37:16.403 --> 00:37:18.464
‫ما باید قدرت نشون بدیم.

00:37:18.488 --> 00:37:20.216
‫اونا فقط همین رو می‌فهمن.

00:37:20.240 --> 00:37:22.844
‫شاید به‌خاطر اینه که همه
‫فقط اینو امتحان کردند.

00:37:22.868 --> 00:37:25.346
‫شاید یه راه جدید منجر
‫به یه نتیجه جدید بشه.

00:37:25.370 --> 00:37:26.723
‫من می‌تونم توی این جنگ پیروز بشم.

00:37:26.747 --> 00:37:30.393
‫اما نه در صورتی که به من از
‫ابتدا یه دست ورق بد داده بشه.

00:37:30.417 --> 00:37:33.212
‫ملکه باید یه کاری بکنه...

00:37:34.254 --> 00:37:36.649
‫یا در آخر شب، سوندوک با
‫دونستن این به خونه میره که...

00:37:36.673 --> 00:37:39.569
‫ملکه یه صلح‌طلبه که
‫یه شوهر محبوب داره.

00:37:39.593 --> 00:37:43.656
‫اونا زمین ما رو میگیرن و
‫مردم ما رو سلاخی می‌کنند،

00:37:43.680 --> 00:37:47.059
‫و اون انتظار داره براش
‫بشقاب ماهی انچوی بیارن.

00:37:48.018 --> 00:37:53.482
‫می‌دونی، من توی اون سفر
‫به قسطنطنیه همراه پیتر بودم.

00:37:54.399 --> 00:37:56.193
‫یادم نمیاد که کسی تو رو گاز گرفته باشه.

00:37:57.277 --> 00:37:58.880
‫واقعا؟

00:37:58.904 --> 00:38:00.781
‫چه‌قدر عجیب.

00:38:02.157 --> 00:38:03.909
‫ولی تو اغلب اوقات مست بودی.

00:38:09.790 --> 00:38:11.309
‫سلام.

00:38:11.333 --> 00:38:13.812
‫متوجه شدم که تو با یه
‫نگهبان این‌جا رو ترک کردی؟

00:38:13.836 --> 00:38:15.897
‫ما به یه سیستم لیست
‫شرح وظایف احتیاج داریم.

00:38:15.921 --> 00:38:17.482
‫نه. شپش ریش داشت.

00:38:17.506 --> 00:38:18.841
‫اوه.

00:38:19.758 --> 00:38:23.071
‫متاسفانه امشب خودمو
‫بدون هیچ دلیلی کوچیک کردم.

00:38:23.095 --> 00:38:24.948
‫دربار عاشق توئه.

00:38:24.972 --> 00:38:26.390
‫سوندوک این‌طور نیست.

00:38:27.182 --> 00:38:30.411
‫مزیت زن بودن اینه که بدونی ما...

00:38:30.435 --> 00:38:34.707
‫عمق و قدرت دیده و شناخته نشده‌ای داریم...

00:38:34.731 --> 00:38:37.335
‫که فراتر از هر چیزی
‫هست که یک مرد ممکنه بدونه،

00:38:37.359 --> 00:38:41.923
‫و با دونستن این،‌ هر وقت بخوایم،

00:38:41.947 --> 00:38:45.367
‫ما می‌تونیم یه مرد رو توی
‫بازی خودش شکست بدیم.

00:38:46.118 --> 00:38:47.411
‫دقیقا.

00:38:56.253 --> 00:39:00.316
‫اوه! ما داشتیم در مورد سفر شکاری
‫پارسالمون به موشکین حرف می‌زدیم.

00:39:00.340 --> 00:39:01.800
‫چه جالب.

00:39:02.509 --> 00:39:04.028
‫ما باید گاهی اوقات شکار بریم.

00:39:04.052 --> 00:39:06.763
‫- تو بری شکار؟
‫- بله.

00:39:07.598 --> 00:39:09.951
‫متاسفانه وقتش رسیده که تو بری.

00:39:09.975 --> 00:39:13.121
‫نگهبانا. امپراتور رو به یه
‫اتاق دیگه راهنمایی کنید.

00:39:13.145 --> 00:39:17.500
‫امشب خوش گذشت، و من دوست دارم
‫گهگاهی بهش یه حالی بدم. اما کافی بود.

00:39:17.524 --> 00:39:20.128
‫چرا جوری حرف می‌زنی
‫که انگار من این‌جا نیستم؟

00:39:20.152 --> 00:39:21.337
‫اوه! یعنی چی؟

00:39:21.361 --> 00:39:22.922
‫هی، ولم کنید!

00:39:22.946 --> 00:39:24.382
‫صبر کنید! هی!

00:39:24.406 --> 00:39:25.406
‫هی!

00:39:26.909 --> 00:39:29.119
‫خب... شکار.

00:39:29.703 --> 00:39:31.472
‫فردا بریم؟

00:39:31.496 --> 00:39:33.433
‫بله، فکر کنم بهتره بریم.

00:39:37.169 --> 00:39:40.297
‫حس می‌کنم بالاخره آزاد شدم
‫که هر کاری دلم می‌خواد بکنم.

00:39:40.923 --> 00:39:44.343
‫من امروز توی یه سکس چهارنفره
‫بودم. سال‌ها بود چنین کاری نکرده بودم.

00:39:45.677 --> 00:39:46.988
‫خوش به حالت.

00:39:47.012 --> 00:39:49.073
‫هر روز پر از...

00:39:49.097 --> 00:39:51.826
‫چیزهایی هست که سال‌ها اونا رو انجام ندادم.

00:39:51.850 --> 00:39:53.852
‫پس اصلا دلت برای اون تنگ نشده؟

00:39:54.436 --> 00:39:56.206
‫چه سوال افتضاحی.

00:39:56.230 --> 00:39:58.082
‫ببخشید. من...

00:39:58.106 --> 00:39:59.733
‫مطمئنم که دلت تنگ شده.

00:40:00.567 --> 00:40:02.069
‫نمی‌دونم.

00:40:03.278 --> 00:40:06.132
‫من چیز زیادی حس نکردم.
‫نمی‌خوام چیزی حس کنم

00:40:06.156 --> 00:40:07.842
‫فکر نمی‌کنم خوب باشه که بکنیم.

00:40:07.866 --> 00:40:10.011
‫اگه بکنیم تقارن خوبی داره.

00:40:10.035 --> 00:40:11.387
‫ما اولین تجربه همدیگه بودیم.

00:40:11.411 --> 00:40:13.640
‫در صورتی تقارن حساب میشه
‫که آخرین تجربه همدیگه هم باشیم.

00:40:13.664 --> 00:40:17.685
‫ما می‌تونیم هر ده سال بکنیم.
‫امشب و بعد یک دهه دیگه.

00:40:17.709 --> 00:40:21.421
‫فکر می‌کنم من نیاز دارم شخصی
‫که بهش میدم یه چیزی رو حس کنه.

00:40:22.047 --> 00:40:23.942
‫بی حسی خیلی جذاب نیست.

00:40:27.135 --> 00:40:28.637
‫قابل درکه.

00:40:39.940 --> 00:40:42.001
‫در مورد بی‌حسی.

00:40:42.025 --> 00:40:44.045
‫فرض کن من به خودم اجازه
‫حس کردن چیزی رو بدم.

00:40:44.069 --> 00:40:48.550
‫و چیزی که حس می‌کنم اینه
‫که دلم خیلی برای اون تنگ شده...

00:40:48.574 --> 00:40:52.786
‫و من زیر فشار اون درد گیر افتادم،

00:40:53.370 --> 00:40:56.057
‫و هیچ قدرتی برای برخواستن ندارم.

00:40:56.081 --> 00:40:58.000
‫این چه فایده‌ای برای من داره؟

00:40:58.667 --> 00:41:01.503
‫یا فرض کن که بفهمم دلم براش تنگ نشده.

00:41:02.796 --> 00:41:06.734
‫این هم جان‌فرسا هست. نصف
‫زندگی من روی یک دروغ صرف شد.

00:41:06.758 --> 00:41:10.762
‫پس یا باید بی‌حس باشم، یا
‫یه حس افتضاح داشته باشم.

00:41:18.478 --> 00:41:20.230
‫این احساس افتضاحی داشت؟

00:41:20.772 --> 00:41:22.232
‫نه.

00:41:31.950 --> 00:41:33.678
‫هنوز افتضاح نیست.

00:41:33.702 --> 00:41:35.495
‫- اما بدون حس هم نبود؟
‫- نه.

00:41:55.641 --> 00:41:57.702
‫ممنون که به من ملحق شدی.

00:41:57.726 --> 00:42:00.163
‫فکر می‌کنم هر چه‌قدر یه
‫نفر بیشتر شخصی رو بشناسه،

00:42:00.187 --> 00:42:03.208
‫بیشتر متوجه نقاط مشترک بین خودشون میشه.

00:42:03.232 --> 00:42:05.001
‫این در مورد کشورها هم صادقه.

00:42:05.025 --> 00:42:09.255
‫و من باور دارم که برای خماری روز
‫بعد مستی درمان بهتری از کشتن نیست.

00:42:09.279 --> 00:42:11.448
‫این هم در مورد کشورها صادقه.

00:42:15.869 --> 00:42:19.414
‫عاشق نحوه سقوط اون‌ها
‫هستم، خیلی شاعرانه هست.

00:42:19.957 --> 00:42:21.351
‫تو شعرهای مولانا رو خوندی؟

00:42:21.375 --> 00:42:22.543
‫نه.

00:42:23.460 --> 00:42:27.023
‫که مطمئنم می‌دونی، برای همین پرسیدی.

00:42:29.174 --> 00:42:30.693
‫آفرین.

00:42:30.717 --> 00:42:32.612
‫به نظر میاد غافلگیر شدی.

00:42:32.636 --> 00:42:33.762
‫تو هم همین‌طور.

00:42:34.513 --> 00:42:35.764
‫اصلا غافلگیر نشدم.

00:42:46.483 --> 00:42:50.612
‫من نگرانم که منو دست کم بگیری
‫و جلوی سلطانت شرمنده بشی.

00:42:52.072 --> 00:42:55.927
‫تو باید بدونی که من برای
‫کشورم قاطعانه عمل می‌کنم.

00:43:00.747 --> 00:43:03.542
‫فکر کنم ولمنتوف توی جنگله.

00:43:04.334 --> 00:43:07.004
‫مگه میشه یه رهبر استراتژی نداشته باشه؟

00:43:07.671 --> 00:43:09.715
‫شلیک خوبی بود، ولمنتوف!

00:43:12.426 --> 00:43:14.571
‫تو می‌خوای منو تحت تاثیر قرار بدی.

00:43:14.595 --> 00:43:16.180
‫بله.

00:43:17.181 --> 00:43:20.743
‫و این داشت جواب میداد، پس به این فکر کن.

00:43:20.767 --> 00:43:24.289
‫چه‌قدر چیزی که نظر تو رو در
‫مورد من شکل میده ساده هست،

00:43:24.313 --> 00:43:27.149
‫آقای سفیر خبره جهان‌دیده.

00:43:27.482 --> 00:43:29.210
‫به نکته خوبی اشاره کردی.

00:43:29.234 --> 00:43:31.153
‫تو فکر می‌کنی من دووم نمیارم.

00:43:32.404 --> 00:43:35.657
‫اما به این خاطره که تو تا
‫حالا حاکمی مثل من ندیدی.

00:43:36.325 --> 00:43:38.261
‫چون من آینده هستم.

00:43:38.285 --> 00:43:39.679
‫شاید همین‌طور باشی.

00:43:41.622 --> 00:43:43.892
‫شاید هم یه بچه متوهم هستی.

00:43:43.916 --> 00:43:46.251
‫اما تو حاضری ریسک کنی که من این‌طور نیستم؟

00:43:46.793 --> 00:43:48.438
‫می‌تونم یه پیشنهادی بکنم؟

00:43:48.462 --> 00:43:52.108
‫برای بهبود مسائل سیاسی
‫شاید بهتر باشه که به دروغ...

00:43:52.132 --> 00:43:56.362
‫با یک کابینه مشاورین نزدیک
‫کاملا مونث جلوی من ظاهر نشی...

00:43:56.386 --> 00:43:58.805
‫فقط برای این‌که چنین چیزی
‫باعث عصبانیت من بشه.

00:43:59.681 --> 00:44:01.993
‫محض اطلاعت این باعث عصبانیت من نشد.

00:44:02.017 --> 00:44:03.352
‫چه جالب.

00:44:04.311 --> 00:44:06.915
‫- من می‌تونم یه پیشنهادی بکنم؟
‫- البته.

00:44:06.939 --> 00:44:08.666
‫سیبیلت رو نزن.

00:44:08.690 --> 00:44:11.669
‫شاید بعدا وسوسه شی که اونو بتراشی.

00:44:11.693 --> 00:44:14.964
‫تو فکر می‌کنی "دوباره در میاد. خطری نداره"

00:44:14.988 --> 00:44:20.619
‫اما هیچ وقت مثل قبل در
‫نمیاد، و سیبیل خوشگلی هم داری.

00:44:22.746 --> 00:44:25.457
‫و اگه هدف، گرفتن همه پرنده‌ها هست...

00:44:30.420 --> 00:44:33.715
‫نیازی نیست که هر چیزی به زور گرفته بشه.

00:44:38.554 --> 00:44:43.243
‫اونا دوستانه به نظر می‌رسیدن
‫و دوشادوش هم قدم می‌زدند.

00:44:43.267 --> 00:44:45.269
‫صحیح.

00:44:46.937 --> 00:44:48.689
‫اون با کشتن اتفاقی مخالفه،

00:44:49.606 --> 00:44:53.211
‫اما چنین کشتنی اتفاقیه که من با
‫روش معینی دور اندیشی کنم...

00:44:53.235 --> 00:44:55.004
‫و این واقعا یه استراتژی سیاسی باشه؟

00:44:55.028 --> 00:44:58.883
‫چون من به دردسر توی مرزمون احتیاج
‫دارم، و من نیاز دارم که سوندوک اونو نکنه،

00:44:58.907 --> 00:45:01.678
‫چون من اون مرد رو می‌شناسم و
‫اون یه راهی برای این‌کار پیدا می‌کنه.

00:45:01.702 --> 00:45:03.871
‫اون به من گفت هیپنوتیزم جزئی از روش‌هاشه.

00:45:07.249 --> 00:45:08.309
‫خیلی خب.

00:45:08.333 --> 00:45:10.127
‫آرکیدی، می‌خوام یه کاری برام بکنی.

00:45:11.461 --> 00:45:14.023
‫- البته.
‫- انگار مردد بودی.

00:45:14.047 --> 00:45:15.591
‫نه، نه. من...

00:45:16.216 --> 00:45:19.887
‫من به تاتیانا قول دادم که شب با
‫هم باشیم، اما می‌تونم این‌کارو بکنم.

00:45:20.679 --> 00:45:21.930
‫اونو با خودت ببر.

00:45:24.349 --> 00:45:27.620
‫من به شما یه عذرخواهی بدهکارم، ملکه.

00:45:27.644 --> 00:45:28.746
‫تو به من عذرخواهی‌های زیادی بدهکاری.

00:45:28.770 --> 00:45:32.834
‫وقتی اولین ملاقات خودمون رو به یاد میارم،
‫آرزو می‌کنم که به شکل متفاوتی پیش می‌رفت.

00:45:32.858 --> 00:45:34.419
‫البته.

00:45:34.443 --> 00:45:37.380
‫وقتی من اون رو به یاد میارم،
‫احساس سردی به من دست میده،

00:45:37.404 --> 00:45:39.340
‫و بعد دوست دارم ۱۲ بار به تو چاقو فرو کنم.

00:45:39.364 --> 00:45:41.301
‫کاملا متوجه این مسئله هستم.

00:45:41.325 --> 00:45:46.163
‫و با هدف یک شروع تازه،
‫من برای تو یک هدیه دارم.

00:45:52.252 --> 00:45:54.898
‫یا عیسی مسیح!

00:45:54.922 --> 00:45:58.109
‫- انگشت متجاوز.
‫- می‌بینمش.

00:45:58.133 --> 00:45:59.611
‫این حرکت،

00:45:59.635 --> 00:46:04.782
‫هر چقدر هم که تهاجمی و
‫بزرگ باشه، بی‌فایده هست.

00:46:04.806 --> 00:46:07.660
‫ما دیدگاه‌های کاملا متفاوتی
‫در مورد روسیه داریم.

00:46:07.684 --> 00:46:09.829
‫و با این حال هر دوی
‫ما می‌خوایم نجاتش بدیم.

00:46:09.853 --> 00:46:12.749
‫من هنوز باور دارم که با
‫همدیگه می‌تونیم این‌‌ کار رو بکنیم.

00:46:12.773 --> 00:46:16.461
‫این تلاش بی‌پایانی می‌طلبه در
‫صورتی که من نیازی به این‌ کار ندارم.

00:46:16.485 --> 00:46:18.880
‫من یک شخص رو پیدا
‫کردم که مثل من فکر می‌کنه.

00:46:18.904 --> 00:46:21.674
‫کسی که کلیسا رو نمی‌فهمه.

00:46:21.698 --> 00:46:23.343
‫اون یه کشیش محلیه.

00:46:23.367 --> 00:46:25.345
‫آدم خوبیه، اما ساده هست.

00:46:25.369 --> 00:46:27.162
‫اون کلیسا رو به
‫اندازه کافی می‌فهمه.

00:46:28.080 --> 00:46:29.641
‫معنای این حرف یعنی چی؟

00:46:29.665 --> 00:46:31.458
‫تو رساله دیدرو رو خوندی.

00:46:32.042 --> 00:46:34.437
‫چه خدا وجود داشته باشه یا نه،

00:46:34.461 --> 00:46:39.067
‫اون در بین متعالی‌ترین و
‫بی‌فایده‌ترین حقیقت‌ها قرار می‌گیره.

00:46:39.091 --> 00:46:41.486
‫تو چیزهای خطرناکی میگی، ملکه.

00:46:41.510 --> 00:46:44.197
‫کلیسا برای این مردم یک معنایی داره.

00:46:44.221 --> 00:46:45.865
‫تو نمی‌تونی اونو رد کنی.

00:46:45.889 --> 00:46:48.267
‫به سرعت نمی‌تونم
‫این‌کارو بکنم، حق با توئه.

00:46:49.268 --> 00:46:52.187
‫اما به وقتش ما شاید بتونیم
‫راه بهتری رو معرفی کنیم.

00:46:53.105 --> 00:46:55.750
‫- تو از ۲ تا استفاده کردی.
‫- ببخشید؟

00:46:55.774 --> 00:46:58.902
‫انگشت. تو از ۲ انگشت استفاده کردی.

00:46:59.528 --> 00:47:00.988
‫اوه، بله.

00:47:01.822 --> 00:47:04.575
‫بعد از قطع اولین
‫انگشت مقداری حالم بد شد.

00:47:06.785 --> 00:47:09.496
‫البته الان خوشحالم که به
‫همون یک انگشت اکتفا کردم.

00:47:10.205 --> 00:47:11.623
‫دقیقا.

00:47:12.040 --> 00:47:13.292
‫منم همین‌طور.

00:47:16.128 --> 00:47:19.482
‫اه! من یه فکری داشتم.

00:47:19.506 --> 00:47:21.693
‫کی هست که چیزی ازت انتظار نداشته باشه،

00:47:21.717 --> 00:47:26.322
‫توی دربار علیه تو از این استفاده نکنه،
‫و به صورت تضمینی تو رو ارضا کنه؟

00:47:26.346 --> 00:47:31.185
‫تقریبا هیچ کسی نیست که همه
‫این معیارها رو داشته باشه جز...

00:47:33.687 --> 00:47:35.856
‫اون حقه رو بلده.

00:47:37.482 --> 00:47:39.067
‫اینو بنداز دور.

00:48:12.935 --> 00:48:15.830
‫خیلی خب، حالا چه‌کار کنیم؟

00:48:15.854 --> 00:48:18.041
‫واقعا باید سرش رو ببریم؟

00:48:18.065 --> 00:48:19.566
‫ظاهرا.

00:48:22.694 --> 00:48:23.987
‫برید بیرون.

00:48:24.363 --> 00:48:26.674
‫اه! انتظار نداشتم امروز ببینمت.

00:48:26.698 --> 00:48:29.117
‫حرف نزن.

00:48:31.245 --> 00:48:32.788
‫با زبونت اون کار رو بکن.

00:48:32.812 --> 00:48:50.812
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.