﻿WEBVTT

00:00:00.975 --> 00:00:10.974
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:22.875 --> 00:01:24.538
!فرار کن -
مایلز چی!؟ -

00:01:24.541 --> 00:01:27.058
طوری نیست. باید از اینجا بریم

00:01:27.625 --> 00:01:30.625
کجا میریم!؟ -
نمیدونم. هر جایی. هر جایی -

00:01:30.708 --> 00:01:32.830
!فلورا -
!نه! از این بازی خوشم نمیاد -

00:01:32.833 --> 00:01:35.205
!من از اینجا نمیرم -
!ششش! فلورا -

00:01:35.208 --> 00:01:36.663
!و نمیتونی مجبورم بکنی

00:01:36.666 --> 00:01:39.925
!ششش! بجنب! باید بریم -
مایلز! کجایی!؟ -

00:01:59.875 --> 00:02:02.208
...حدود اواسط قرن هفدهم

00:02:06.708 --> 00:02:10.058
یه مرد بیوه توی استان همپشایر زندگی میکرد

00:02:11.706 --> 00:02:13.247
اسم زیاد مهم نیست

00:02:13.250 --> 00:02:16.333
اسمش رو میذارم آقای ویلوبی

00:02:16.875 --> 00:02:20.400
اسمش هم مثل خودش
آوای خیلی قابل احترامی داشت

00:02:22.580 --> 00:02:25.288
بعد از شش سال از ازدواجش
بیوه شده بود

00:02:25.291 --> 00:02:27.875
و خودش رو وقف بزرگ کردن فرزندانش کرد

00:02:28.416 --> 00:02:31.958
دو دختر که با فاصله‌ی پنج سال
از همدیگه بزرگ شدن

00:02:32.541 --> 00:02:33.833
بزرگ‌تره، وایولا

00:02:34.583 --> 00:02:35.916
کوچیک‌تره، پردیتا

00:02:36.416 --> 00:02:39.416
به یاد دختر کوچولویی
که بین اون‌ها دنیا اومد

00:02:39.500 --> 00:02:41.416
که فقط چند هفته زنده موند

00:02:43.791 --> 00:02:47.916
پدرشون که فوت کرد
دیدن لازمه که ازدواج کنن

00:02:49.041 --> 00:02:50.788
چرا که جفتشون زن بودن
و مردی نداشتن

00:02:50.791 --> 00:02:53.791
و داشتن کنترل دارایی‌های
آقای ویلوبی رو از دست می‌دادن

00:02:54.625 --> 00:02:56.208
،و عمارت بلای

00:02:57.041 --> 00:02:58.750
خونه‌ی همیشگی‌شون

00:03:05.416 --> 00:03:07.558
زن ها در اون دوره هیچی نداشتن

00:03:08.625 --> 00:03:11.600
بدون داشتن یه مرد، نه زمان حال داشتن
نه آینده‌ای

00:03:13.708 --> 00:03:15.791
پس یه بار دیگه دختر کوچولو شدن

00:03:17.416 --> 00:03:20.125
ولی الان توی دنیا جز همدیگه چیزی نداشتن

00:03:24.791 --> 00:03:27.875
دو تا خواهر در این زمان
،در اول دوره‌ی جوونی

00:03:27.878 --> 00:03:29.228
خودشون بودن

00:03:29.833 --> 00:03:32.166
،پردیتا با شیرینی خودش

00:03:32.250 --> 00:03:33.558
وایولا با هوش خودش

00:03:34.250 --> 00:03:37.291
و وایولا، البته توی بهترین لباس‌ها

00:03:37.375 --> 00:03:38.375
همیشه

00:03:39.080 --> 00:03:41.413
در بین مردان جوون
دوستان و همسایه‌هاشون

00:03:41.416 --> 00:03:43.125
جوون های عالی زیادی بودن

00:03:43.958 --> 00:03:46.955
چند تا عاشق سینه‌چاک، و دو سه تا

00:03:46.958 --> 00:03:49.875
که دوست داشتن عاشقانی جهانی بشن

00:03:50.666 --> 00:03:51.708
یا فاتحین

00:03:52.458 --> 00:03:54.683
ولی وایولا می‌دونست چی هستن

00:03:55.125 --> 00:03:58.583
شکم‌پرست، فرصت‌طلب، کرکس

00:04:00.583 --> 00:04:03.558
کرکس‌هایی که میخواستن جسد پدرشون رو بخورن

00:04:04.583 --> 00:04:06.666
تا ثروتش رو از طریق دخترانش صاحب بشن

00:04:07.708 --> 00:04:10.291
نه، بلای باید توی خانواده بمونه

00:04:10.791 --> 00:04:12.666
و خواهران باید کنترلش رو داشته باشن

00:04:13.166 --> 00:04:15.333
حتی اگه هر چیز دیگه از دست بره

00:04:18.250 --> 00:04:21.491
برای همین، وایولا
یه پسردایی دورش رو دعوت کرد

00:04:22.833 --> 00:04:24.708
آقایی به اسم آرتور لوید

00:04:27.500 --> 00:04:29.375
در واقع، انسان کاملی نبود

00:04:30.664 --> 00:04:32.872
یه مرد جوون، روراست

00:04:32.875 --> 00:04:34.375
مصمم و باهوش بود

00:04:35.291 --> 00:04:36.875
،در سلامتی و اُمیدبخشی

00:04:37.500 --> 00:04:39.666
ثروت زیادی داشت

00:04:39.750 --> 00:04:42.250
و سرمایه‌ی کوچیکش از
عشق‌ورزی‌های خرج نشده‌ش

00:04:45.833 --> 00:04:48.833
وایولا مطمئن شد که وقت رسیدنش، نباشه

00:04:49.666 --> 00:04:52.872
این باعث شد که پردیتا
پسردایی مسافر رو پذیرایی کنه

00:04:52.875 --> 00:04:54.916
وقتی که وایولا وقتش رو میگذروند

00:04:55.000 --> 00:04:57.308
و در این حین، فهمید که یه مرد خوب هست

00:04:58.125 --> 00:04:59.541
خوش قیافه بود

00:04:59.625 --> 00:05:01.583
درس خونده بود و سفر کرده بود

00:05:01.666 --> 00:05:04.225
فرانسوی حرف میزد
فلوت میزد

00:05:04.625 --> 00:05:07.416
و با ذائقه‌ای خیلی خوب
شعرها رو بلند میخوند

00:05:09.496 --> 00:05:11.830
،و همین‌که پردیتا کم‌کم داشت

00:05:11.833 --> 00:05:13.758
...به مرد جوون علاقه‌مند میشد

00:05:20.291 --> 00:05:21.913
،وایولا گفت که بخاطر

00:05:21.916 --> 00:05:24.958
درگیری‌ای سر اجاره‌های جمع آوری نشده
دیر کرده

00:05:25.041 --> 00:05:27.583
بعضیا بعد از مرگ پدرش
خواستن از فرصت استفاده کنن

00:05:28.083 --> 00:05:30.583
فکرش رو نمیکردن که اون می‌دونست
چطور حسابرسی بکنه

00:05:31.583 --> 00:05:34.791
این داستان واقعیت داشت
ولی نمایشی هم بود

00:05:35.916 --> 00:05:39.083
درواقع، تمام جزئیات ورود وایولا
از قبل طراحی شده بود

00:05:39.708 --> 00:05:41.205
،عرق اسب سواریش

00:05:41.208 --> 00:05:42.791
،پریشونی موهاش

00:05:42.875 --> 00:05:45.041
کسب و کار، دفاتر مالی

00:05:45.125 --> 00:05:46.916
چکمه‌های سواری توی سرسرای خونه

00:05:47.000 --> 00:05:49.166
حتی پورتره‌ای که پشتش آویزون بود

00:05:49.169 --> 00:05:52.935
که توسط وایولا بعنوان بخشی از
پیام اصلیش به آرتور اجرا شده بود

00:05:53.000 --> 00:05:55.538
،شاید با اون یا خواهرش ازدواج بکنه

00:05:55.541 --> 00:05:58.791
ولی نباید رئیس عمارت بلای رو اشتباه بگیره

00:05:59.291 --> 00:06:01.058
و نه روال پیشرفت کارها رو

00:06:02.458 --> 00:06:04.083
،ازدواج یه مراسم کوچیک بود

00:06:04.166 --> 00:06:06.416
که باعث برقراری قرار کاری میشد

00:06:06.958 --> 00:06:08.958
،یه نتیجه‌ی خوب برای وایولا

00:06:09.041 --> 00:06:11.825
که میخواست همچنان صاحب عمارت بلای باشه

00:06:12.333 --> 00:06:14.125
،و یه نتیجه‌ی خوب برای پردیتا

00:06:14.208 --> 00:06:16.872
که همیشه لذت میبرد که خواهر کوچیکه بود

00:06:16.875 --> 00:06:19.616
تا از این روز به بعد
داشته باشم و نگهت بدارم

00:06:20.208 --> 00:06:23.058
در خوبی یا بدی، در فقر یا ثروت

00:06:23.500 --> 00:06:24.975
در بیماری یا سلامتی

00:06:25.708 --> 00:06:28.016
تا عشق بورزم و گرامی بدارم

00:06:28.583 --> 00:06:30.558
تا مرگ ما را جدا کند

00:06:33.458 --> 00:06:36.100
،طبق امر مقدس خداوند

00:06:37.958 --> 00:06:41.225
و بر تو، عهد می‌بندم

00:06:44.625 --> 00:06:48.725
من وایولا، تو، آرتور را
بعنوان شوهر قانونی خودم برمیگزینم

00:06:49.316 --> 00:06:51.541
تا از این روز به بعد
داشته باشم و نگهت بدارم

00:06:52.041 --> 00:06:54.790
در خوبی یا بدی، در فقر یا ثروت

00:06:54.791 --> 00:06:56.665
در بیماری یا سلامتی

00:06:56.666 --> 00:06:58.850
تا عشق بورزم و گرامی بدارم

00:07:01.291 --> 00:07:02.600
تا مرگ ما را جدا کند

00:07:04.041 --> 00:07:06.332
و اطاعت کنی

00:07:06.333 --> 00:07:09.516
تا عشق بورزی، گرامی بداری و اطاعت کنی

00:07:15.208 --> 00:07:18.249
کشیش فکر میکرد که اشتباهی یادش رفته

00:07:18.250 --> 00:07:19.350
اینطور نبود

00:07:19.666 --> 00:07:22.891
برای پردیتا جای تعجب نداشت
چونکه خواهرش رو بهتر از هر کسی می‌شناخت

00:07:23.541 --> 00:07:26.249
و پردیتا فکر کرد که برای
خدا هم جای تعجب نداشت

00:07:26.250 --> 00:07:28.832
چرا که پیوند تاکتیکی خواهرش
مقدس بود

00:07:28.833 --> 00:07:30.850
بهرحال خودش اینطوری کردش

00:08:05.958 --> 00:08:08.582
معامله انجام شد، کسب و کار به نتیجه رسید

00:08:08.583 --> 00:08:10.165
عمارت نجات داده شد

00:08:10.166 --> 00:08:12.600
وایولای جوان خیالش راحت شد

00:08:14.125 --> 00:08:15.225
می‌تونست بخوابه

00:08:17.583 --> 00:08:18.683
بیدار میشد

00:08:21.125 --> 00:08:23.100
فکر میکرد شاید بخاطر اتاقه

00:08:23.500 --> 00:08:27.933
اتاق مادرش بود. تخت پدر مادرش
و حالا مال اون بود

00:08:30.750 --> 00:08:33.933
با بی‌قراری‌ای که برای قلبش جدید بود

00:08:34.958 --> 00:08:36.100
راه میرفت

00:08:41.291 --> 00:08:42.475
میخوابید

00:08:45.166 --> 00:08:46.350
بیدار میشد

00:08:49.083 --> 00:08:50.225
راه میرفت

00:08:53.208 --> 00:08:55.266
خب شاید اصلا بخاطر اتاق نبود

00:08:56.125 --> 00:08:58.308
نه، شاید چیز دیگه‌ای بود

00:09:03.666 --> 00:09:05.975
،وایولا فهمید که غیر از هدفش

00:09:06.583 --> 00:09:09.641
این ازدواج شاید مقداری عشق هم داشت

00:09:26.166 --> 00:09:28.683
من سخنان عاشقانه‌ای ندارم که بگم

00:09:29.791 --> 00:09:31.225
اونجا خیلی درنده هست

00:09:33.250 --> 00:09:34.766
ولی تو درنده‌تر هستی

00:09:37.125 --> 00:09:38.433
بلای به تو تعلق داره

00:09:38.958 --> 00:09:41.558
و همونطور که خواستن از من بگیرنش
میخوان از تو هم بگیرنش

00:09:42.708 --> 00:09:44.641
ولی بهشون اجازه نمیدم

00:09:46.291 --> 00:09:49.141
در عوض، ما کوه‌ها رو جابجا میکنیم، دخترم

00:09:51.083 --> 00:09:52.225
تویی

00:09:53.833 --> 00:09:54.975
منم

00:09:56.525 --> 00:09:57.625
ما هستیم

00:10:06.000 --> 00:10:08.290
،ایزابل که دنیا اومد

00:10:08.291 --> 00:10:10.058
دوران خیلی خوشی بود

00:10:10.791 --> 00:10:14.707
ولی هیچی ثابت نمی‌مونه
و همه چی با گذر زمان تغییر میکنه

00:10:14.708 --> 00:10:17.290
تغییر اغلب، خبر نمیکنه

00:10:17.291 --> 00:10:19.758
ورود خودش رو اعلام نمیکنه

00:10:19.958 --> 00:10:22.183
نه، تغییر یهویی میاد

00:10:22.666 --> 00:10:25.141
،وقتی یکی می‌فهمه که رسیده

00:10:25.791 --> 00:10:27.933
دیگه دندوناش رو تیز کرده

00:10:33.375 --> 00:10:34.600
...برای وایولا هم

00:10:36.291 --> 00:10:38.624
،تردیدهاش کم‌کم شروع شدن

00:10:38.625 --> 00:10:42.266
مثل اتفاق ناچیز توی ریه‌هاش

00:10:44.382 --> 00:10:47.311
وایولا علاقه‌ی مُفرطی به لباس‌ها داشت

00:10:47.314 --> 00:10:49.314
و بهترین سلیقه رو توی دنیا داشت

00:10:49.583 --> 00:10:51.516
سلیقه‌ای که شوهرش خیلی دوست داشت

00:10:52.250 --> 00:10:55.665
چندین یارد از ابریشم و ساتن‌های درخشان

00:10:55.666 --> 00:10:59.832
از چیت موصلی، مخمل و قیطان
از سرتاسر دنیا

00:10:59.833 --> 00:11:01.832
و همشون گران‌بها بودن

00:11:01.833 --> 00:11:05.433
بعضیاشون اونقدر کمیاب و گرون بودن
که انگار رشته‌هایی از جواهرات بودن

00:11:06.041 --> 00:11:08.141
همشون به دستان زیرکش رسیدن

00:11:08.541 --> 00:11:11.058
بدون اینکه ذره‌ای لاف و ادعا بکنه

00:11:14.750 --> 00:11:17.808
نه، از لب‌هاش فقط بیماری می‌اومد

00:11:19.833 --> 00:11:21.850
دیگه نادیده گرفتنش غیرممکن شده بود

00:12:07.708 --> 00:12:09.040
طاعون نیست

00:12:09.041 --> 00:12:10.266
خدا رو شکر

00:12:12.208 --> 00:12:14.290
ولی چیز خوبی نیست

00:12:14.291 --> 00:12:15.475
بیماری ریه رو داره

00:12:16.333 --> 00:12:17.707
...این یعنی چ -
چقدر میکشه، دکتر؟ -

00:12:17.708 --> 00:12:19.999
این یعنی چی؟ -
چقدر میکشه، دکتر؟ -

00:12:20.000 --> 00:12:22.275
چند ماه، نهایت چند ماه

00:12:23.000 --> 00:12:25.683
و من اون رو جدا از بقیه‌تون نگه میدارم

00:12:26.166 --> 00:12:27.391
دخترمون

00:12:28.208 --> 00:12:30.457
نمیتونه بدون مادرش بخوابه

00:12:30.458 --> 00:12:31.999
جدا

00:12:32.000 --> 00:12:33.600
بهش رسیدگی میکنی

00:12:34.208 --> 00:12:35.124
درمانش میکنی

00:12:35.325 --> 00:12:38.050
نمیدونم میتونم یا نه -
میکنی -

00:12:38.916 --> 00:12:41.183
میکنی. خدا کمکت میکنه، ولی میکنی

00:12:54.041 --> 00:12:55.391
نه

00:12:56.333 --> 00:12:57.891
نه، میخوام توی تخت خودمون باشم

00:12:58.833 --> 00:13:00.141
نمیتونیم، عشقم

00:13:01.741 --> 00:13:04.216
میخوام توی تخت خودمون باشم

00:13:04.958 --> 00:13:06.058
آرتور

00:13:08.000 --> 00:13:09.766
خواهش میکنم -
 ایزابل -

00:13:11.083 --> 00:13:12.183
به ایزابل فکر کن

00:14:27.333 --> 00:14:29.174
،و همه چی که داغون بود

00:14:29.375 --> 00:14:31.308
کشیش دوباره به بلای اومد

00:14:32.791 --> 00:14:35.450
ولی برای اجرای مراسمی
،که خیلی غم‌انگیزتر بود

00:14:36.083 --> 00:14:39.249
نسبت به آوای ازدواج زیبایی
که قبلا خونده بود

00:14:39.250 --> 00:14:42.516
من می‌روم و جایی برایت آماده میکنم

00:14:43.583 --> 00:14:45.725
و دوباره خواهم آمد

00:14:46.875 --> 00:14:49.391
و تو را پیش خودم خواهم برد

00:14:50.500 --> 00:14:52.016
،تا در جایی که من باشم

00:14:52.416 --> 00:14:54.308
تو هم آن جا باشی

00:14:57.458 --> 00:14:58.558
،خواهر

00:14:59.208 --> 00:15:01.308
باید ابیات رو تکرار بکنی

00:15:02.375 --> 00:15:04.100
بعد از من کلمات رو بگو

00:15:05.416 --> 00:15:08.308
من می‌روم و جایی برایت آماده میکنم

00:15:10.375 --> 00:15:14.350
و دوباره خواهم آمد
و تو را پیش خودم خواهم برد

00:15:14.833 --> 00:15:18.558
،تا در جایی که من باشم
تو هم آن جا باشی

00:15:19.833 --> 00:15:22.308
اوه خواهر. بیا دوباره امتحان بکنیم

00:15:24.416 --> 00:15:27.540
من می‌روم و جایی برایت آماده میکنم

00:15:27.541 --> 00:15:28.641
نه

00:15:29.416 --> 00:15:30.766
چی گفتی؟

00:15:32.166 --> 00:15:33.266
نه

00:15:34.458 --> 00:15:35.808
من از اینجا نمیرم

00:15:39.416 --> 00:15:40.891
...به خدات بگو

00:15:41.833 --> 00:15:46.475
که... من... از اینجا... نمیرم

00:15:49.500 --> 00:15:52.466
وایولا، باید ابیات رو تکرار بکنی

00:15:53.250 --> 00:15:57.100
مسئله دیگه جسم تو نیست، عشقم

00:15:57.750 --> 00:16:00.124
باید روحت رو درمان بکنیم

00:16:00.125 --> 00:16:03.082
نگران روحت هستم -
!نه -

00:16:03.083 --> 00:16:04.183
نه پردیتا

00:16:04.500 --> 00:16:06.082
تو بهشون بگو، خواهر

00:16:06.083 --> 00:16:09.382
به این کشیش
،و خدایی که دوست داره بگو

00:16:09.465 --> 00:16:10.506
بهشون بگو، نه

00:16:10.625 --> 00:16:13.790
خدا میخواد وقتی به منزلش وارد میشه
روحش پاک باشه

00:16:13.791 --> 00:16:15.058
خدا باید بهتر بدونه

00:16:15.583 --> 00:16:17.225
اون همونطوری هست که خدا آفریده

00:16:18.000 --> 00:16:20.391
اگه میگه از اینجا نمیره، نمیره

00:16:27.583 --> 00:16:29.540
زمان بهش توجهی نکرد

00:16:29.541 --> 00:16:32.582
روزها تبدیل به هفته‌ها شد
به ماه‌ها، به سال‌ها

00:16:32.583 --> 00:16:34.224
خورشید چرخید و چرخید

00:16:34.225 --> 00:16:36.158
سیاره‌های بی‌شمار، چرخیدن

00:16:37.208 --> 00:16:38.415
...و بعد

00:16:38.416 --> 00:16:39.516
ایزابل

00:16:40.083 --> 00:16:43.290
پنج سال بعد، همه چی فرق کرده بود

00:16:43.291 --> 00:16:44.391
!ایزابل

00:16:44.833 --> 00:16:46.536
لطفا چند دقیقه دیگه

00:16:46.539 --> 00:16:48.745
حتی نمیتونی اون کتاب رو بخونی

00:16:48.748 --> 00:16:50.288
اندازه‌ی کافی بلدم

00:16:50.291 --> 00:16:51.391
تخت‌خواب

00:16:52.041 --> 00:16:53.933
همونطور که سه بار گفتم

00:16:59.166 --> 00:17:00.266
نه

00:17:00.541 --> 00:17:01.582
یه رقص سریع

00:17:01.583 --> 00:17:02.665
نه

00:17:02.666 --> 00:17:03.957
فقط یکی پس

00:17:03.958 --> 00:17:07.058
ولی وقت خوابیدنش هست -
فقط یکی -

00:17:08.250 --> 00:17:09.391
آقای خوب

00:17:15.833 --> 00:17:18.933
می‌بینی؟ داری توش حرفه‌ای میشی

00:17:19.541 --> 00:17:21.391
آره، فکر میکنم تقریبا آماده‌ای

00:17:22.625 --> 00:17:23.957
نیاز به موسیقی داریم

00:17:23.958 --> 00:17:25.183
نه نداریم

00:17:25.666 --> 00:17:29.058
درواقع، برای اینکه رقص رو یاد بگیریم
فقط نیاز به شماره‌ها داریم

00:17:32.416 --> 00:17:34.082
یک دو سه

00:17:34.083 --> 00:17:35.915
یک دو سه

00:17:35.916 --> 00:17:37.457
یک دو سه

00:17:37.458 --> 00:17:39.374
قدم دو سه

00:17:39.375 --> 00:17:40.665
بچرخ دو سه

00:17:40.666 --> 00:17:43.499
خاله، موسیقی لازم داریم، مگه نه؟

00:17:43.500 --> 00:17:45.665
خواب لازم داریم

00:17:45.666 --> 00:17:47.707
ای، تو چقدر خسته‌کننده‌ای

00:17:47.708 --> 00:17:49.448
اوه جدی!؟

00:17:50.000 --> 00:17:51.915
اصلا بلدی برقصی؟

00:17:51.916 --> 00:17:54.374
خیلی خوب بلدم برقصم، خانم جوان

00:17:54.375 --> 00:17:56.124
هیچوقت ندیدم برقصی

00:17:56.125 --> 00:17:57.582
به چالش کشیدت، پردی

00:17:57.583 --> 00:17:59.766
خیلی خوب میدونم

00:18:01.083 --> 00:18:03.683
اوه نه نه نه نه -
فقط یه بار -

00:18:05.041 --> 00:18:07.683
بیا به خانم جوان نشان بدیم
درستش چطوریه

00:18:22.458 --> 00:18:24.207
یک دو سه

00:18:24.208 --> 00:18:25.957
یک دو سه

00:18:25.958 --> 00:18:27.624
قدم دو سه

00:18:27.625 --> 00:18:29.915
بچرخ دو سه

00:18:29.916 --> 00:18:34.600
یک دو سه

00:18:51.458 --> 00:18:53.457
وایولا برخلاف پیش‌بینی‌های

00:18:53.458 --> 00:18:55.157
پزشکان و کشیش‌ها، عمل کرد

00:18:55.458 --> 00:18:59.533
زنده موند، بعضیا میگفتن که
فقط بخاطر کله‌شق بودنش

00:18:59.833 --> 00:19:00.790
!بیدار شدی مامانی

00:19:00.791 --> 00:19:04.165
ایزابل، عزیزم، میدونی که نباید
زیاد به مامان نزدیک بشی

00:19:04.166 --> 00:19:06.624
وای، بیرون از تختت چیکار میکنی؟
سرما میخوری

00:19:06.625 --> 00:19:08.391
نمیخواستم مزاحم رقص شما بشم

00:19:09.791 --> 00:19:13.040
بیا، بذار برگردونیمت به اتاقت
برات یه مقدار دارو و چای درست میکنم

00:19:13.041 --> 00:19:16.016
چای نمیخوام. میخوام با دخترم حرف بزنم

00:19:45.458 --> 00:19:46.558
من رو ببر به تختم

00:19:49.000 --> 00:19:50.100
البته

00:20:22.125 --> 00:20:24.124
عذر میخوام -
نیازی نیست -

00:20:24.125 --> 00:20:26.975
میدونی که میتونم باهاش برقصم -
میدونم -

00:20:27.666 --> 00:20:30.258
میتونم با شوهر خودم برقصم

00:20:31.708 --> 00:20:33.975
نمیخوام این کار رو بکنی

00:20:34.916 --> 00:20:36.433
این یا هر کار دیگه‌ای

00:20:37.208 --> 00:20:38.308
هیچوقت این کار رو نمیکنم

00:20:42.250 --> 00:20:43.433
خوب بخواب، خواهر

00:20:48.041 --> 00:20:51.308
بعضیا توی روستا می‌گفتن که
مرگ سراغ وایولا اومده بود

00:20:51.708 --> 00:20:53.165
درواقع توی شب

00:20:53.166 --> 00:20:54.725
اون چند سال اول

00:20:55.125 --> 00:20:58.457
یه کالسکه‌ی سیاه
که توسط یه اسب چشم‌قرمز کشیده میشد

00:20:58.458 --> 00:21:00.965
جلوی عمارت بلای جلوشون گرفته میشد

00:21:01.166 --> 00:21:05.141
درواقع اون کالسکه‌ی سیاه و راننده‌ش
اغلب جلوشون گرفته میشد

00:21:05.833 --> 00:21:08.141
که دیگه سمت عمارت بلای نیاد

00:21:16.583 --> 00:21:19.350
♪ من و عشقم دراز کشیدیم ♪

00:21:20.416 --> 00:21:23.441
♪ زیر بید گریان ♪

00:21:24.875 --> 00:21:27.975
♪ و حالا تنها دراز کشیدم ♪

00:21:29.083 --> 00:21:32.016
♪ و کنار درخت گریه میکنم ♪

00:21:33.000 --> 00:21:37.183
♪ آهنگ «ای درخت بید» رو میخونم ♪

00:21:38.083 --> 00:21:41.433
♪ کنار درختی که همراهم گریه میکنه ♪

00:21:42.333 --> 00:21:46.350
♪ آهنگ «ای درخت بید» رو میخونم ♪

00:21:47.083 --> 00:21:51.100
♪ تا عاشقم پیشم برگرده ♪

00:22:08.708 --> 00:22:11.874
میخوام باهاش بخوابم -
نمیتونی، وایولا -

00:22:11.875 --> 00:22:13.600
ولی امروز حالم بهتره

00:22:14.083 --> 00:22:17.600
هر روز این رو میگی
و حالت بدتر و بدتر و بدتر میشه

00:22:22.000 --> 00:22:24.207
بانوی عمارت بلای

00:22:24.208 --> 00:22:25.374
من همچین طمعی ندارم

00:22:25.375 --> 00:22:28.374
دروغ میگی -
وایولا، ندارم -

00:22:28.375 --> 00:22:29.475
دروغگو

00:22:34.666 --> 00:22:38.374
اگه گهگداری به من نگاه میکنه
بخاطر اینه که تنهاست

00:22:38.375 --> 00:22:40.040
و انسانه

00:22:40.041 --> 00:22:43.457
بخاطر اینه که توی پنج سال گذشته
،تنها وظیفه‌ی شوهرانه‌ای که انجام داده

00:22:43.458 --> 00:22:44.891
سوگواری کردن برات هست

00:22:54.625 --> 00:22:57.050
من اجازه‌ش رو نمیدم -
نمیدی -

00:22:57.416 --> 00:22:58.891
میدونم، متوجه شدم

00:23:01.583 --> 00:23:03.266
باید بهش فکر کنی، وای

00:23:04.416 --> 00:23:05.616
به ایزابل فکر کن

00:23:06.541 --> 00:23:10.040
چی براش باقی می‌مونه؟
چه خاطراتی از تو همراهش می‌مونه؟

00:23:10.041 --> 00:23:12.808
این خواهد بود؟ این نسخه از تو؟

00:23:14.333 --> 00:23:17.241
چون وایولا، عشق که باشه
بذار هر طوری میخواد بشه

00:23:26.750 --> 00:23:30.207
درست قبل از سال ششم
زندگی مرگ‌مانند وایولا

00:23:30.208 --> 00:23:33.207
تمام جواهرات و لباس‌هایی رو که در روزهای

00:23:33.208 --> 00:23:35.933
قبل از مرگش جمع کرده بود رو
به اتاقش خواست

00:24:25.875 --> 00:24:28.391
من رو با حلقه‌هام خاک نکنین

00:24:29.125 --> 00:24:30.308
یا لباس‌هام

00:24:31.583 --> 00:24:35.141
حلقه‌هام و قیطان‌هام و ابریشمم

00:24:36.875 --> 00:24:40.933
الان میتونم بدون غرور بگم که
دیگه نمیخوامشون

00:24:44.083 --> 00:24:46.641
اون‌ها ارثیه‌ی خیلی خوبی
برای دخترمون میشن

00:24:49.375 --> 00:24:50.850
و تو نگهشون می‌داری

00:24:51.916 --> 00:24:54.225
برای اون، ازشون نگهداری میکنی

00:24:55.041 --> 00:24:56.683
تا وقتی سنش برسه

00:24:59.416 --> 00:25:00.683
،پارچه پیچ کردمشون

00:25:01.583 --> 00:25:03.225
روشون گلبرگ‌های رُز ریختم

00:25:04.333 --> 00:25:07.725
رنگشون رو توی تاریکی حفظ میکنه

00:25:09.083 --> 00:25:10.850
بهم قول میدی، آرتور؟

00:25:12.666 --> 00:25:14.082
چی رو بهت قول بدم؟

00:25:14.083 --> 00:25:16.308
قول میدی که براش، نگهشون داری؟

00:25:17.125 --> 00:25:18.600
که کلیدش رو نگه میداری

00:25:19.000 --> 00:25:21.207
و هیچوقت به کسی نمیدیش

00:25:21.208 --> 00:25:23.975
جز بچه‌مون

00:25:26.250 --> 00:25:27.350
قول بده

00:25:28.375 --> 00:25:29.516
بهت قول میدم

00:25:50.708 --> 00:25:53.308
،با گذر زمان ثروتشون کمتر میشد

00:25:53.750 --> 00:25:56.124
آرتور بیشتر و بیشتر باید کار میکرد

00:25:56.125 --> 00:26:00.225
در ماورای اقیانوس‌ها
به جاهایی زیبا و ثروتمند

00:26:04.375 --> 00:26:08.082
و با رفتن آرتور
تمام بهانه‌ها کنار گذاشته شد

00:26:08.083 --> 00:26:10.374
شاید وقتش بود

00:26:10.375 --> 00:26:13.749
شاید این واقعیت که هر چیزی توی دنیا
یه نقطه‌ای داره

00:26:13.750 --> 00:26:16.915
که نمی‌تونه فراتر از اون رو تحمل کنه

00:26:16.916 --> 00:26:19.600
،ولی اون شب، همینطور که
پردیتا خواهرش رو گرفته بود

00:26:20.041 --> 00:26:21.475
یه فکری به سرش اومد

00:26:21.875 --> 00:26:24.957
یه سال پیش به زبانش اومده بود

00:26:24.958 --> 00:26:29.475
و مثل درد توی ریه‌های وایولا
به جاهای مخفی هم رفته بود

00:26:30.000 --> 00:26:33.516
اون کلمه شب‌ها به افکارش میومد
و بیدار هم میشد

00:26:34.125 --> 00:26:37.558
اون کلمه از سینه‌ش شروع شد
مثل بیماری وایولا

00:26:39.333 --> 00:26:41.540
گسترش پیدا کرد، مُصر بود

00:26:41.541 --> 00:26:45.332
یه نجوا توی گوشش، توی تمام ذهنش

00:26:45.333 --> 00:26:50.332
و حالا اون کلمه از شونه‌ش
پایین رفت و همینطور از آرنجش

00:26:50.333 --> 00:26:52.766
تا اینکه اون کلمه به کف دستش رسید

00:26:53.875 --> 00:26:55.766
...اون کلمه

00:26:56.333 --> 00:26:58.124
مرحمت بود

00:26:58.125 --> 00:27:00.558
و اون کلمه... دروغ بود

00:27:03.291 --> 00:27:06.915
،چون وقتی داشت دستش رو حرکت می‌داد

00:27:06.916 --> 00:27:08.582
توی ذهن یا قلبش مرحمت نبود

00:27:08.583 --> 00:27:12.582
تمام سیلی‌ها، تمام توهین‌ها
و تمام روزهایی بود که گذشته بود

00:27:12.583 --> 00:27:15.016
تمام لحظات بعد از آخرین ابیات

00:27:15.791 --> 00:27:19.665
کلمه‌ی دیگه‌ای بود که
تمام این مدت تحت تاثیر قرار داده بودش

00:27:19.666 --> 00:27:22.957
در پایان فهمید که
اون کلمه، مرحمت نبود

00:27:22.958 --> 00:27:24.082
نه

00:27:24.083 --> 00:27:26.808
...اون کلمه، همیشه

00:27:27.666 --> 00:27:28.766
کلمه‌ی "کافی" بود

00:28:03.291 --> 00:28:06.891
آرتور دوران داغداریش رو راحت گذروند

00:28:36.166 --> 00:28:38.558
"من محافظت میکنم"

00:28:45.791 --> 00:28:49.957
از اونجایی که بیوه شده بود
،حالا ارباب عمارت بلای

00:28:49.958 --> 00:28:53.332
خیلی زود میشد پیش‌بینی کرد
که دوباره ازدواج میکنه

00:28:53.333 --> 00:28:55.210
و حداقل دو جین دختر بود که

00:28:55.213 --> 00:28:58.412
که ازشون، یکی‌شون شاید بگه که
،تقصیر اون نبوده که

00:28:58.625 --> 00:29:01.082
،بعد از شش ماه از برگشتنش

00:29:01.083 --> 00:29:03.141
پیش‌بینی درست در نیومد

00:29:04.250 --> 00:29:07.933
چرا که در چشمان پردیتا
بازتاب وایولا رو می‌دید

00:29:08.541 --> 00:29:10.266
،و این بازتاب، زیادتر میشد

00:29:11.208 --> 00:29:13.475
او رو در برابر باقی آواها ناشنوا کرده بود

00:29:15.958 --> 00:29:18.766
به شکلی بسیار خصوصی ازدواج کردن

00:29:19.833 --> 00:29:21.266
تقریبا مخفی

00:29:21.666 --> 00:29:25.082
،به این امید خنده‌دار که

00:29:25.083 --> 00:29:27.558
شاید وایولا شاید خبردار نشه

00:29:30.166 --> 00:29:31.624
،و در شب عروسی‌شون

00:29:31.625 --> 00:29:35.415
که پردیتا در تختی خوابید
که برای خواهرش بود

00:29:35.416 --> 00:29:38.266
هر کدومشون به چیزی که میخواستن رسیدن

00:29:39.666 --> 00:29:41.832
،برای آرتور، زنی زیبا

00:29:41.833 --> 00:29:44.641
چیزی که از قبل بخاطر نَسبش براش آشنا بود

00:29:45.708 --> 00:29:48.266
ولی همونطور که دیدین
،امیال پردیتا

00:29:48.833 --> 00:29:50.641
خیلی مرموز بود

00:29:54.416 --> 00:29:56.665
،در طول سه سال اول ازدواجشون

00:29:56.666 --> 00:30:00.141
خانم لوید جدید نتونست مادر بشه

00:30:02.166 --> 00:30:05.082
،و دختر جدیدش، در هر موقعیت

00:30:05.084 --> 00:30:07.809
قبول نمیکرد که اون رو
بعنوان مادر خودش ببینه

00:30:42.000 --> 00:30:45.383
آرتور هم از طرف دیگه
پول خیلی زیادی رو از دست داد

00:30:45.875 --> 00:30:47.165
،این شرایط آخر

00:30:47.166 --> 00:30:49.433
،باعث شد هزینه‌هاش رو کاهش بده

00:30:50.166 --> 00:30:52.582
،و پردیتا از اون چیزی که خواهرش بود

00:30:52.583 --> 00:30:53.975
رفاه کمتری داشت

00:30:57.625 --> 00:30:59.207
،خیلی وقت بود فهمیده بود

00:30:59.208 --> 00:31:01.523
،که کمد بزرگ خواهرش

00:31:01.579 --> 00:31:03.995
برای دخترش مُهر و موم شده بود

00:31:04.333 --> 00:31:08.266
و توی تاریکی شیروونی پُر از خاک
داشتن رنگشون رو از دست می‌دادن

00:31:09.541 --> 00:31:12.457
یه فکر حالم‌بهم زن بود که
،این پارچه های گران‌بها

00:31:12.458 --> 00:31:15.725
باید منتظر فرمان یه دختر کوچولو باشن

00:31:16.125 --> 00:31:17.225
،و بنابراین

00:31:17.833 --> 00:31:20.058
،در ششمین سالگرد مرگ وایولا

00:31:22.333 --> 00:31:24.308
پردیتا صبرش لبریز شد

00:31:25.375 --> 00:31:27.308
خونه نیاز به تعمیرات داره

00:31:27.708 --> 00:31:29.433
وضع مالی‌مون افتضاحه

00:31:30.166 --> 00:31:33.266
راه‌حلش رو داریم، بالای سرمون هست

00:31:33.875 --> 00:31:36.374
حتی دیگه نمیتونیم خدمتکار بگیریم

00:31:36.375 --> 00:31:39.707
و بالای سرمون، ابریشم
جواهرات و پارچه‌ی کتان داریم

00:31:39.708 --> 00:31:41.290
پردیتا -
برای نجاتمون کافی نیستن -

00:31:41.291 --> 00:31:42.599
ولی برای کشتی کافیه

00:31:42.600 --> 00:31:44.908
نه -
ازمون میخواست این کار رو بکنیم -

00:31:45.333 --> 00:31:48.165
اگه می‌تونست پیش‌بینی بکنه
،که اوضاع چقدر سخت میشه

00:31:48.166 --> 00:31:50.225
،تو چقدر سخت پول بدست میاری

00:31:51.333 --> 00:31:52.683
من؟ -
بله -

00:31:53.166 --> 00:31:56.308
یا تو مسئول امور مالی ما
نبودی، شوهر عزیزم؟

00:31:57.041 --> 00:31:59.850
تو نبودی که دارایی ما رو
نیست و نابود کردی؟

00:32:01.708 --> 00:32:04.082
بیشتر از همه چیز
خواهرم میخواست که بلای شکوفا بشه

00:32:04.083 --> 00:32:07.749
هر کاری که از دستش برمیومد میکرد
تا عمارت رو نجات بده

00:32:07.750 --> 00:32:08.915
و تو این رو میدونی

00:32:08.916 --> 00:32:10.082
اون‌ها برای ایزابل هستن

00:32:10.083 --> 00:32:11.808
!عمارت برای ایزابل هست

00:32:12.500 --> 00:32:15.540
و ما میذاریم قبل از اینکه
به سن بلوغ برسه، نابود بشه؟

00:32:15.541 --> 00:32:17.933
...یک بار و برای همیشه، پردیتا

00:32:19.125 --> 00:32:20.790
جای بحث نداره

00:32:20.791 --> 00:32:24.707
و شدیدا ناراحت میشم
اگه دوباره بهش اشاره کنی

00:32:24.708 --> 00:32:25.808
خیلی خب

00:32:26.250 --> 00:32:28.600
خوشحالم که ارزشم رو فهمیدم

00:32:29.000 --> 00:32:31.808
که حس کردم قربانی یک هوس شدم

00:32:36.833 --> 00:32:39.725
این یه هوس نیست، عزیزم

00:32:41.458 --> 00:32:42.725
یه قول هست

00:32:43.708 --> 00:32:44.957
یه سوگند

00:32:44.958 --> 00:32:46.058
یه سوگند

00:32:47.875 --> 00:32:48.975
به وایولا

00:32:49.916 --> 00:32:51.016
البته

00:32:51.666 --> 00:32:53.975
نباید سوگندمون به وایولا رو نقض بکنیم

00:32:55.250 --> 00:32:58.433
ولی وایولا چه حقی داشت
که آینده‌ی ما رو نابود بکنه؟

00:33:00.458 --> 00:33:04.308
چه حقی داشت که تو رو
محدود به پلیدی و ظلم بکنه؟

00:33:04.791 --> 00:33:05.933
بسه دیگه

00:36:03.000 --> 00:36:04.100
پردیتا؟

00:36:46.750 --> 00:36:49.040
،ما برمیگردیم، شنونده‌ی عزیز

00:36:49.041 --> 00:36:50.582
به یک شب دیگه

00:36:50.583 --> 00:36:53.391
به شبی که وایولا توش می‌خوابید

00:39:29.000 --> 00:39:30.600
می‌خوابید

00:39:33.250 --> 00:39:34.433
بیدار میشد

00:39:45.208 --> 00:39:46.641
راه میرفت

00:40:23.208 --> 00:40:24.808
می‌خوابید

00:40:26.875 --> 00:40:28.725
بیدار میشد

00:40:30.583 --> 00:40:31.725
راه میرفت

00:40:36.375 --> 00:40:37.933
و زمان گذشت

00:40:38.708 --> 00:40:42.016
زمان زیادی که نمیشد پیش‌بینی کرد

00:40:53.291 --> 00:40:54.391
می‌خوابید

00:40:55.958 --> 00:40:57.225
بیدار میشد

00:40:58.833 --> 00:41:00.141
راه میرفت

00:41:02.733 --> 00:41:03.774
می‌خوابید

00:41:03.875 --> 00:41:05.141
بیدار میشد

00:41:05.625 --> 00:41:06.725
راه میرفت

00:41:09.041 --> 00:41:11.308
،و به مرور، که هممون اینطوریم

00:41:12.125 --> 00:41:13.225
همش رو اعتراف کرد

00:41:18.750 --> 00:41:20.266
اعتراف کرد که مُرده

00:41:21.083 --> 00:41:23.183
اعتراف کرد که شوهرش ترکش کرده

00:41:23.791 --> 00:41:26.641
اعتراف کرد که دخترش
داشت بدون اون بزرگ میشد

00:41:28.583 --> 00:41:31.582
و اعتراف کرد که اتاقش یه رویا بود

00:41:31.583 --> 00:41:34.391
یه سازه، یه دروغ ترجیحی

00:41:35.208 --> 00:41:37.391
نسبت به حقیقت گنجه

00:41:38.500 --> 00:41:41.808
ولی در پایان این برزخ منتظرش موندن

00:41:42.300 --> 00:41:46.433
پاداشی با علم به اینکه یک روز
اون در باز خواهد شد

00:41:47.041 --> 00:41:49.790
،یک روز، قفل‌ها کلیدشون رو خواهند یافت

00:41:49.791 --> 00:41:53.058
و یک روز، ایزابل گنجه‌ی مادرش رو باز میکنه

00:41:53.458 --> 00:41:55.016
و طلب پاداشش رو میکنه

00:41:55.958 --> 00:41:57.790
پاداش جفتشون

00:41:57.791 --> 00:42:00.600
و روزی پس از دیگری
شبی پس از دیگری

00:42:01.625 --> 00:42:04.850
بعد از اقیانوسی از زمان
بالاخره لحظه‌ش رسید

00:43:01.416 --> 00:43:03.124
،وقتی شوهرش رو دید

00:43:03.125 --> 00:43:06.933
تغییراتش بواسطه‌ی گذر زمان رو ندید
فقط ناراحتیش رو دید

00:43:07.625 --> 00:43:08.725
فقط همین

00:43:09.041 --> 00:43:10.975
...و اینطور، او که در خود فرو رفته بود

00:43:11.966 --> 00:43:13.833
خوابید و منتظر موند

00:43:35.250 --> 00:43:38.266
خانم پردیتا رو دفن کردن
و خواستن زندگی جدیدی رو شروع کنن

00:43:39.166 --> 00:43:41.957
کسب و کار صفر بود
عمارت از دست رفته بود

00:43:41.958 --> 00:43:44.332
اگه قانونی هم نرفته بود
 به لحاظ روحی رفته بود

00:43:44.333 --> 00:43:46.332
،داشتن از اینجا می‌رفتن

00:43:46.333 --> 00:43:49.540
عمارت رو می‌فروختن و زندگی
آروم‌تر و کوچک‌تری پیدا می‌کردن

00:43:49.541 --> 00:43:51.141
که فقط برای دو تاشون ساخته شده بود

00:43:51.708 --> 00:43:53.141
...اون دو تا و همینطور

00:43:54.291 --> 00:43:55.391
وایولا

00:43:56.125 --> 00:43:59.225
بالاخره، حداقل می‌تونست همراهشون باشه

00:43:59.666 --> 00:44:01.832
شوهرش، دخترش

00:44:01.833 --> 00:44:05.749
مهم نبود که نمی‌تونستن ببیننش
نمی‌تونستن لمسش کنن، صداش رو بشنون

00:44:05.750 --> 00:44:07.332
مهم نبود

00:44:07.333 --> 00:44:10.016
پیش اون‌ها بود، و فقط همین مهم بود

00:44:12.750 --> 00:44:14.207
،داشتن بلای رو ترک می‌کردن

00:44:14.208 --> 00:44:16.882
بیشتر چیزهایی که متعلق
به اون‌ها بود رو ترک می‌کردن

00:44:17.083 --> 00:44:20.457
پاداشش برای این همه سال انزوا

00:44:20.458 --> 00:44:23.475
برای تمام دردهای قلب خسته‌ش

00:44:23.875 --> 00:44:26.790
،ولی آرتور مرد خرافاتی‌ای شده بود

00:44:26.791 --> 00:44:29.874
و ترس رو توی صورت
بی‌چهره‌ی پردیتا دیده بود

00:44:29.875 --> 00:44:32.377
،خرافاتش به منطقش غلبه کرد

00:44:32.379 --> 00:44:34.379
ولی باز هم اعتماد به نفس داشت

00:44:34.500 --> 00:44:36.790
،زن دومش هر طلسمی که فکر میکرد داره

00:44:36.791 --> 00:44:40.624
خطر نمیکرد که دخترش رو
به دستای سردش بسپاره

00:44:40.625 --> 00:44:42.725
دختر اون، نه هر کس دیگه

00:44:51.500 --> 00:44:55.207
این توهین آخر فرستاده شدن
به اعماق باتلاقی

00:44:55.208 --> 00:44:57.433
درحالیکه دخترش داشت یه زن بالغ میشد

00:44:57.875 --> 00:45:00.016
این تنهایی مطلق

00:45:03.208 --> 00:45:05.641
قلب وایولا رو تکه تکه کرد

00:45:06.708 --> 00:45:10.165
،حس کشیده شدن به جایی دیگه

00:45:10.166 --> 00:45:11.749
،قلمرویی در ماورا

00:45:11.750 --> 00:45:14.124
در سال‌های پس از مرگش، رنگ باختن

00:45:14.125 --> 00:45:16.999
ولی الان اون‌ها رو رد میکنه

00:45:17.000 --> 00:45:19.433
،با هر ذره از اراده‌ی قابل توجهش

00:45:19.833 --> 00:45:23.165
درست مثل زمانی که بیمار بود
،و برخلاف تمام پیش‌بینی‌ها

00:45:23.166 --> 00:45:25.558
وایولا نمی‌رفت

00:45:26.583 --> 00:45:30.475
بزرگ‌ترین دختر ویلوبی
،بانوی وقت بلای

00:45:31.125 --> 00:45:34.433
بعضیا میگفتن که، در تنهایی لجاجت‌آمیز موند

00:45:36.750 --> 00:45:39.002
کشش دنیای بعدی رو نادیده گرفت

00:45:39.004 --> 00:45:41.304
در عوض کشش خودش رو ساخت

00:45:41.625 --> 00:45:42.933
کشش اراده

00:45:43.416 --> 00:45:46.874
که مسیر عمارت بلای رو تا همیشه عوض میکرد

00:45:46.875 --> 00:45:49.475
و یک بار دیگه، می‌خوابید

00:46:01.541 --> 00:46:03.100
بیدار میشد

00:46:13.541 --> 00:46:15.308
و راه میرفت

00:46:18.916 --> 00:46:20.749
،و انگار که یه از کابوس بیدار شده بود

00:46:20.750 --> 00:46:22.915
به خونه‌ش برمیگشت

00:46:22.916 --> 00:46:26.225
هر دفعه حس میکرد که یه رویا بود

00:46:29.958 --> 00:46:32.499
،حس میکرد که اگه به سمت اتاق خوابش بره

00:46:32.500 --> 00:46:34.933
،به اتاقی که زمانی با شوهرش شریک بود

00:46:35.916 --> 00:46:37.016
،دختر نوزادش

00:46:37.916 --> 00:46:41.290
،شاید این کابوس رنگ ببازه

00:46:41.291 --> 00:46:44.249
راحت بتونه به گرمای ملحفه‌ها سُر بخوره

00:46:44.250 --> 00:46:46.600
و در آغوش خانواده‌ش آروم بگیره

00:46:47.291 --> 00:46:49.308
که تمام این مدت منتظرش بودن

00:46:50.208 --> 00:46:53.225
...و به اون تخت خالی خیره میشد

00:46:54.625 --> 00:46:56.350
و وایولا یادش میومد

00:46:58.000 --> 00:47:00.475
و خود این به یاد اومدن
یه درد تازه بود

00:47:22.791 --> 00:47:25.207
،قلبش دوباره تکه تکه میشد

00:47:25.208 --> 00:47:26.600
،که در آغوشش می‌سوخت

00:47:26.983 --> 00:47:29.940
،دردی خشکاننده که امید داشت توسط

00:47:30.041 --> 00:47:32.850
آب‌های سرد و گل‌آلود
عمارت جدیدش، تموم بشه

00:47:33.291 --> 00:47:34.391
خونه‌ی جدیدش

00:47:36.250 --> 00:47:38.308
،بنابراین، می‌خوابید

00:47:38.750 --> 00:47:40.058
و فراموش میکرد

00:47:40.458 --> 00:47:43.100
در حین فراموش کردن، بیدار میشد

00:47:46.333 --> 00:47:47.641
راه میرفت

00:47:49.916 --> 00:47:53.124
...چند شب... چند راه رفتن

00:47:53.125 --> 00:47:54.790
دیگه نمی‌تونست بشماره

00:47:54.791 --> 00:47:56.540
توجهش فقط به جلوش بود

00:47:56.541 --> 00:47:59.040
،فقط به تختی که هدفش بود

00:47:59.041 --> 00:48:02.749
و به دختری که هر دفعه‌ای
که بیدار میشد، امید داشت

00:48:02.750 --> 00:48:04.433
در اونجا منتظرش باشه

00:48:15.833 --> 00:48:18.975
حتی نفهمید که یک دهه گذشته

00:48:19.375 --> 00:48:22.290
حتی بعد از شیوع طاعون در روستا

00:48:22.291 --> 00:48:24.290
که عمارت خالی رو تبدیل کرده بود به محل قرنطینه

00:48:24.291 --> 00:48:27.725
برای مرگ‌های سُرفه‌دار که داشت
جامعه‌ی قبلیش رو نابود میکرد هم نفهمید

00:48:29.708 --> 00:48:30.808
کجاست؟

00:48:35.750 --> 00:48:37.558
اینجا چیکار میکنی؟

00:48:42.791 --> 00:48:43.891
امن نیست

00:48:44.250 --> 00:48:46.433
...نباید بدون لباس محافظ توی این بخش باشی

00:48:47.541 --> 00:48:48.541
کجاست؟

00:48:52.416 --> 00:48:54.624
و پزشک طاعون، مُرد

00:48:54.625 --> 00:48:58.933
پس سریعا فراموش کرد
و پدیده‌ی عجیبی رُخ داد

00:48:59.625 --> 00:49:01.611
،بنظر میرسید کشش اون بود

00:49:01.614 --> 00:49:04.540
کشش خود ساخته‌ش که
اون رو در اونجا نگه داشته بود

00:49:04.541 --> 00:49:06.225
که اون رو در برزخ نگه داشته بود

00:49:07.125 --> 00:49:09.058
بقیه رو هم نگه می‌داشت

00:49:10.166 --> 00:49:11.499
می‌خوابید

00:49:11.500 --> 00:49:14.058
و همونطور که وقتی کسی
خواب می‌بینه، فراموش میکرد

00:49:14.875 --> 00:49:17.391
و بعد از فراموش کردن، بیدار میشد

00:49:19.875 --> 00:49:20.975
راه میرفت

00:49:34.375 --> 00:49:37.225
وایولا خیلی کم متوجه جن‌گیری خودش شد

00:49:43.625 --> 00:49:45.207
،و شوربختانه، کشیش بدبخت

00:49:45.208 --> 00:49:48.058
دومین کسی که خودش رو در مسیر وایولا دید

00:49:51.916 --> 00:49:53.058
می‌خوابید

00:49:53.541 --> 00:49:56.808
فراموش میکرد و فراموش میکرد و فراموش میکرد

00:49:57.416 --> 00:49:58.808
،و در حین این فراموشی

00:49:59.208 --> 00:50:01.391
بیماری‌ای هیولا مانند

00:50:02.750 --> 00:50:04.225
همه چیز رنگ می‌بازن

00:50:04.625 --> 00:50:09.082
همه چیز. گوشت، سنگ، حتی خود ستاره‌ها

00:50:09.083 --> 00:50:12.790
زمان همه چیز رو می‌گیره
رسم دنیا همینه

00:50:12.791 --> 00:50:16.637
گذشته دور میشه
...خاطرات محو میشن، و همینطور

00:50:16.739 --> 00:50:18.539
روح هم همینطوره

00:50:18.916 --> 00:50:20.558
همه چیز در برابر زمان تسلیم میشن

00:50:21.166 --> 00:50:22.266
حتی روح

00:50:24.500 --> 00:50:27.891
بیدار میشه، راه میره، حتی بیشتر فراموش میکنه

00:50:28.550 --> 00:50:29.833
اسمش، فراموش شده

00:50:30.333 --> 00:50:32.350
اسم خواهرش، فراموش شده

00:50:32.833 --> 00:50:34.607
همونطور که خاطراتش ترکش کردن

00:50:34.708 --> 00:50:36.850
همینطور، چهره‌ش

00:50:37.666 --> 00:50:39.183
...چیزهای خیلی کمی یادش مونده بود

00:50:39.666 --> 00:50:43.374
یک شب، یک دختر رو
در تخت قدیمی دخترش پیدا کرد

00:50:43.375 --> 00:50:46.475
و یادش نمیومد که امید داشت کی رو ببینه

00:50:46.875 --> 00:50:49.725
فقط این رو یادش میومد که تا اینجا میومد

00:50:50.125 --> 00:50:51.957
و امید داشت یه بچه رو پیدا کنه

00:50:51.958 --> 00:50:54.100
و اینجا یه بچه بود

00:50:54.500 --> 00:50:56.808
حتما بچه‌ای بود که دنبالش بود

00:50:57.625 --> 00:50:58.725
حتما

00:51:00.708 --> 00:51:03.725
می‌خوابید، و رنگ می‌باخت

00:51:04.125 --> 00:51:06.975
و رنگ می‌باخت، و رنگ می‌باخت

00:51:08.000 --> 00:51:09.475
و بقیه هم همینطور

00:51:10.750 --> 00:51:12.641
،روح‌هایی که در مدار مونده بودن

00:51:15.000 --> 00:51:17.332
بدبخت‌هایی که در چاه
کششی گیر افتاده بودن

00:51:17.333 --> 00:51:18.808
که عمارت بلای رو بهش تبدیل کرده بود

00:51:22.125 --> 00:51:23.600
اون‌ها هم محو میشدن

00:51:36.625 --> 00:51:40.040
بزرگ‌ترین دختر ویلوبی
،که زمانی بانوی بلای بود

00:51:40.041 --> 00:51:43.082
حالا فقط یک فکر بود، فقط یک حس

00:51:43.083 --> 00:51:45.920
نه اصلا یک زن بود
نه اصلا یک شخص بود

00:51:45.922 --> 00:51:47.922
نه یک اسم یا یک چهره بود

00:51:48.416 --> 00:51:49.499
فقط نیاز بود

00:51:49.500 --> 00:51:50.600
نیاز

00:51:50.833 --> 00:51:51.933
و تنهایی

00:51:52.625 --> 00:51:53.725
و خشم

00:51:54.083 --> 00:51:55.516
سرنوشتش یک کابوس بود

00:51:56.583 --> 00:51:58.766
سرنوشتی که نصیب هر کسی میشد
که در بلای گیر می‌افتادن

00:51:59.250 --> 00:52:01.749
سرنوشتی که نصیب خواهر وایولا شد

00:52:01.750 --> 00:52:03.290
که حالا توی اتاق زیر شیروونی فراموش شده

00:52:03.291 --> 00:52:05.558
نمی‌دونست که زمانی اصلا یه خواهر داشت

00:52:06.041 --> 00:52:08.183
که به قتل رسونده
یا توسطش به قتل رسیده

00:52:10.000 --> 00:52:12.457
،سرنوشتی که نصیب هر بدبختی میشد که

00:52:12.458 --> 00:52:14.707
در مسیر همیشگیش قرار می‌گرفتن

00:52:14.708 --> 00:52:15.808
وایسا

00:52:16.625 --> 00:52:17.725
!وایسا

00:52:18.708 --> 00:52:20.766
،سرنوشتی که سال‌ها بعد نصیب

00:52:21.291 --> 00:52:22.766
خدمتکار بیچاره شد

00:52:24.133 --> 00:52:27.625
سرنوشتی که حتی نصیب سایر کسانی شد
که به دلایل دیگه در بلای، فوت کردن

00:52:28.416 --> 00:52:31.183
که خودشون رو در چنگال
کشش وایولا پیدا کردن

00:52:32.083 --> 00:52:34.516
حتی اگه تا حالا تو دستان سردش نبودن

00:52:38.200 --> 00:52:40.790
،برای هر کسی که در زمین بلای بمیره

00:52:40.791 --> 00:52:42.350
هیچ اُمیدی نبود

00:52:44.291 --> 00:52:46.457
هیچ امیدی برای قربانیان بلای نبود

00:52:46.458 --> 00:52:48.100
،چه قربانیان سرنوشت باشن

00:52:48.733 --> 00:52:49.833
چه شرارت

00:52:50.666 --> 00:52:53.141
یا بیماری، یا از همدیگه

00:52:57.625 --> 00:53:00.183
،و بنظر هیچ امیدی برای پرستار جوون نبود

00:53:01.875 --> 00:53:05.540
که از تعداد بالای مُرده‌ها ترسیده بود

00:53:05.541 --> 00:53:08.183
اون ساکنین بدبخت چاه کشش

00:53:08.541 --> 00:53:11.600
و کسی که بالاخره پا در
مسیر سرنوشت خودش گذاشت

00:53:19.602 --> 00:53:30.602
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.