﻿WEBVTT

00:00:25.391 --> 00:00:26.674
اون تمام انگیزه های زندگی کردن رو داشت

00:00:26.726 --> 00:00:28.309
و با این حال مفقود شده است

00:00:28.344 --> 00:00:30.311
 حالا سوالی ترسناک مطرح شده که

00:00:30.346 --> 00:00:33.014
چه بر سر یک همسر جوان و یک دانشجوی پزشکی

00:00:33.016 --> 00:00:35.566
بیست سال پیش، اینجا در نیویورک، آمده؟

00:00:37.687 --> 00:00:40.187
به لطف اشاره کوچکی از طرف یک مدعی علیه در یک پرونده نامربوط

00:00:40.239 --> 00:00:42.740
کتی دورست به ناگهان به چیزی

00:00:42.775 --> 00:00:45.276
بیشتر از یک خاطره تبدیل میشود

00:00:46.579 --> 00:00:50.197
<c.yellow>«کارگاه جو بسرا - پلیس نیویورک» </c>
یه فردی به اسم «تیموتی مارتین» رو دستگیر کردم

00:00:50.249 --> 00:00:52.033
 تیمی برای انجام چندین فقره اعمال ناشایست در انظار عمومی

00:00:52.035 --> 00:00:53.451
دستگیر شده بود

00:00:53.503 --> 00:00:57.004
در واقع اون خودش رو بدون لباس در معرض دید خانم ها قرار میداد

00:00:57.040 --> 00:01:00.041
محکوم شد و درست قبل از اجرای حکم

00:01:00.093 --> 00:01:02.209
 وکیلش با من تماس گرفت و گفت که

00:01:02.211 --> 00:01:04.295
تیمی میخواد با من سر یه قتل قدیمی

00:01:04.347 --> 00:01:06.347
که ازش اطلاعات داره صحبت کنه

00:01:06.382 --> 00:01:08.432
قتلی که اینجا، توی شمال وستچستر اتفاق افتاده بود

00:01:11.564 --> 00:01:13.971
اون گفت، شنیده که

00:01:14.023 --> 00:01:19.276
 یه زن جوان به اسم کتی دورست
 توسط شوهرش توی

00:01:19.312 --> 00:01:21.529
خونه اطراف شهرشون در سیلم جنوبی کشته شده

00:01:23.616 --> 00:01:25.232
یادمه اون روز، چراغ قرمز کوچکی

00:01:25.234 --> 00:01:27.151
روی پیغام گیرم چشمک میزد

00:01:27.203 --> 00:01:30.071
دکمه روی دستگاه رو زدم و پیغام از طرف جو بسرا بود

00:01:32.658 --> 00:01:35.659
:و اون گفت که
«.ما دنبال پرونده کتی دورست هستیم»

00:01:35.712 --> 00:01:37.461
قلبم تقریبا وایساد

00:01:37.497 --> 00:01:41.298
هورا
انگار توی دلم داشتن عروسی میگرفتن

00:01:41.334 --> 00:01:44.969
انگار که دوباره امیدهامون زنده شده بودن

00:01:45.004 --> 00:01:46.504
یه جورایی بهت مون زده بود

00:01:46.556 --> 00:01:47.722
خب، یعنی، میدونید

00:01:47.757 --> 00:01:51.425
فراموش نکنید که بیست سال از اون اتفاق میگذره

00:01:51.477 --> 00:01:54.428
و یهویی احتمال حل شدن قضیه گم شدن کتی

00:01:54.480 --> 00:01:58.432
بره بالا

00:02:01.521 --> 00:02:03.237
دو نفر با ماشین اومدن

00:02:03.272 --> 00:02:06.607
داخل ملک و گفتن که کاراگاه هستن

00:02:06.659 --> 00:02:09.910
و اگر میشه بیان داخل و به یه چیزی نگاه بندازن

00:02:09.946 --> 00:02:11.612
و یه چندتا سوال ازم بپرسن

00:02:13.282 --> 00:02:16.867
داخل کمد رو نگاه کردن و یکی
از قفسه ها رو از جاش در آوردن

00:02:16.919 --> 00:02:22.623
و شروع کردن به ریختن خرت و پرتا به بیرون
بعدش همینطوری رفتن جلوتر

00:02:22.675 --> 00:02:24.508
و رسیدن به بخشی که اصلا نمیدونستم توی خونه ام وجود داره

00:02:26.179 --> 00:02:28.429
 فکر میکنم که دنبال اسلحه ای  یا

00:02:28.464 --> 00:02:29.797
لکه خونی چیزی میگشتن

00:02:32.051 --> 00:02:33.684
هیچ کس هیچ وقت اون خونه رو نگشته بود

00:02:33.719 --> 00:02:35.352
هیچ کس هیچ وقت اقدام به گشتن اون خونه هم نکرده بود

00:02:35.388 --> 00:02:38.055
دریاچه رو بگردید
بقیه جاها رو بگردید

00:02:38.107 --> 00:02:41.475
مننظورم اینه که خیلی مهم بود که پای یه منطقه خیلی بزرگ

00:02:41.477 --> 00:02:43.194
در میون بود که باید مورد بازرسی قرار میگرفت

00:02:43.229 --> 00:02:45.479
خیلی مهم بود که این پرونده
اونطوری که باید مورد

00:02:45.481 --> 00:02:46.864
بازرسی قرار میگرفت، قرار نگرفته بود

00:02:46.899 --> 00:02:48.616
هیچ کس حتی بهش نگاه هم ننداخته بود

00:02:48.651 --> 00:02:51.118
میدونید، باید از خونه اول شروع میشد

00:02:52.000 --> 00:03:13.142
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:04:01.143 --> 00:04:12.165
<c.yellow>#TheJinx
قسمت سوم
دختر گانگستر</c>

00:04:40.263 --> 00:04:42.229
آیا رابرت دورست از مظنونینه؟

00:04:42.265 --> 00:04:45.266
ما نه میگیم که نقش داره
نه میگیم که نقش نداره

00:04:45.268 --> 00:04:46.934
مطمئنا اون، شخصیه که بیشترین

00:04:46.986 --> 00:04:49.737
اطلاعات رو از کتلین دورست داره

00:04:51.190 --> 00:04:53.440
خب، شما در مورد این تحقیقات میشنیدید

00:04:53.442 --> 00:04:54.942
مقاله ها رو میخوندید

00:04:54.944 --> 00:04:56.443
تعجب میکردم

00:04:56.495 --> 00:05:00.497
شاخ در میاوردم

00:05:00.533 --> 00:05:03.834
تا قبل از اون هیچ وقت اسم
جنین پیرو رو نشنیده بودم

00:05:03.869 --> 00:05:07.371
بعد بهم در مورد جنین پیرو گفتن

00:05:07.423 --> 00:05:09.373
اینکه دنبال آرزوهای بزرگه

00:05:09.425 --> 00:05:13.177
اینکه دنبال یه چیز بزرگه، یه چیزی در سطح کشور

00:05:13.212 --> 00:05:17.298
اینطوری نبود که در مورد جزئیات اصلا نگران نباشم

00:05:17.300 --> 00:05:22.303
غواص ها تا جایی که نفس شون یاری میکرد، دریاچه رو میگشتن

00:05:22.355 --> 00:05:25.522
.دیوار خونه رو خراب میکنن
مسخره بازی

00:05:25.558 --> 00:05:27.274
غواص ها برای چی بودن؟

00:05:27.310 --> 00:05:29.310
معلومه دیگه، دنبال قسمت های بدن میگشتن

00:05:29.362 --> 00:05:31.528
دنبال چیزی بودن که بشه به عنوان مدرک ازش استفاده بشه

00:05:33.749 --> 00:05:36.584
ولی چیزی که اعلام نکردن، چیزایی بود که پیداشون کردن

00:05:39.090 --> 00:05:40.508
خب چی پیدا کردن؟

00:05:41.907 --> 00:05:44.959
هیچ چیزی که ارزش یه مدرک رو داشته باشه

00:05:46.579 --> 00:05:50.798
یادمه که نا امید شده بودم

00:05:50.833 --> 00:05:54.001
خب میدونید، توی جستجوها هیچ چیزی پیدا نشده بود

00:05:54.053 --> 00:05:56.503
ولی خب علاقه منو تحریک کرد

00:05:56.555 --> 00:05:58.839
 چونکه چه بر اساس|

00:05:58.891 --> 00:06:01.725
 تناقض گفته ها میبود یا

00:06:01.761 --> 00:06:03.761
دادستان ها یا پلیسا

00:06:03.813 --> 00:06:05.312
این وسط اتفاقات بیشتری در جریانه

00:06:07.516 --> 00:06:09.650
اسم من «اد مورفی»ـه و مامور تحقیق ارشد

00:06:09.685 --> 00:06:11.402
دادستانی وستچستر هستم

00:06:11.437 --> 00:06:13.771
<c.yellow>«اِد مورفی - بازپرس ویژه دادستانی وستچستر»</c>
تقریبا چهل سالی میشه که توی این بخش فعالیت میکنم

00:06:15.408 --> 00:06:16.690
حالا که دوباره پرونده باز شده

00:06:16.742 --> 00:06:18.692
و داره دوباره بررسی میشه

00:06:18.694 --> 00:06:20.160
یه سری چیزا خودشون رو میدادن

00:06:20.196 --> 00:06:23.197
 و این تصمیم توسط دادستانی گرفته شده بود که

00:06:23.199 --> 00:06:25.666
پرونده باید مورد بررسی قرار بگیره تا ببینیم چی کار میتونیم بکنیم

00:06:28.037 --> 00:06:29.837
 واسه همین، برگشتیم و دوباره با هر کسی که

00:06:29.872 --> 00:06:32.673
بیست سال پیش باهاش صحبت شده، مصاحبه کردیم

00:06:34.377 --> 00:06:36.377
وقتی که شروع به صحبت با دوستان کتی کردم

00:06:36.429 --> 00:06:41.932
همه شون گفتن که باید
با«سوزان برمن» صحبت کنم

00:06:44.053 --> 00:06:45.519
گفتن که اون دوست خیلی نزدیک باب بوده

00:06:45.554 --> 00:06:48.022
و از زمان کالج باهم دوست بودن

00:06:48.057 --> 00:06:49.723
گفتن که وقتی کتی گم شده بود

00:06:49.775 --> 00:06:53.143
سوزان بود که از بابی در مقابل رسانه ها محافظت میکرد

00:06:53.195 --> 00:06:56.280
 عملا بهم گفتن که اگر کسی چیزی از گم شدن

00:06:56.315 --> 00:06:59.149
کتی بدونه، اون سوزان برمن ـه

00:07:03.091 --> 00:07:06.594
آیا شما با سوزان برمن توی دانشگاه لس آنجلس آشنا شدید؟

00:07:07.220 --> 00:07:09.931
بله، توی همون اولین تابستون با سوزان آشنا شدم

00:07:10.473 --> 00:07:12.558
بلافاصله هم بهترین دوستای هم شدیم

00:07:13.174 --> 00:07:15.499
من و سوزان کلی وقت با هم گذروندیم

00:07:15.551 --> 00:07:19.803
میتونستیم باهم صحبت کنیم
... و چیز مشترک بین مون این بود که

00:07:19.839 --> 00:07:23.424
والدینش رو زمان کودکی از دست داده بود

00:07:23.426 --> 00:07:26.510
و منم وقتی بچه بودم مادرم رو از دست دادم

00:07:26.562 --> 00:07:28.645
گذشته اون چطوری بود؟

00:07:28.681 --> 00:07:33.650
پولدار بود، از لاس وگاس میومد و پدرش از اعضای مافیا بود

00:07:39.275 --> 00:07:40.858
 این دختر کوجولوی خوشگل وقتی که این

00:07:40.910 --> 00:07:42.409
عکس ازش گرفته شد، پنج ساله بود

00:07:42.445 --> 00:07:43.944
مادرش یه «تّپ دنسر» بود

00:07:43.996 --> 00:07:46.029
ولی وقتی که ازدواج کرد از رقصدن هم دست کشید

00:07:46.082 --> 00:07:49.850
پدرش مردی قدرتمند و ثروتمند بود
که همیشه تنها دخترش رو تحسین میکرد

00:07:49.885 --> 00:07:51.385
اون دختر کوچولو، سوزان برمن ـه

00:07:51.420 --> 00:07:53.854
«و نو.یسنده کتاب «ایزی استریت

00:07:53.889 --> 00:07:55.756
شما تا وقتی بیست و یک ساله بشید

00:07:55.791 --> 00:07:58.292
نمیدونستید که پدرتون گانگستره

00:07:58.344 --> 00:07:59.960
آخرش چطوری فهمیدید؟

00:08:00.012 --> 00:08:01.795
یکی از دوستام توی دانشگاه لس آنجلس به اسم ازم پرسید

00:08:01.797 --> 00:08:02.963
 که فلان کتاب جنایی ای که

00:08:03.015 --> 00:08:04.181
تازه اومده رو دیدم یا نه

00:08:04.266 --> 00:08:05.299
و منم گفتن نه

00:08:05.351 --> 00:08:07.468
بعد رفتم توی یه کتاب فروشی توی لس آنجلس و نگاهی بهش انداختم

00:08:07.470 --> 00:08:09.136
:پدرم رو دیدم که با این شرح توصیف شده بود

00:08:09.188 --> 00:08:10.521
«یک خلافکار سابق از «سینگ سینگ

00:08:10.556 --> 00:08:12.856
که میتونست یه آدم رو بکشه اونم وقتی که یه دستش رو به پشتش گرفته

00:08:15.561 --> 00:08:19.062
 با چیزی مرتبط بود که

00:08:19.115 --> 00:08:21.031
شرکت قتل» نام داشت»

00:08:21.066 --> 00:08:22.816
<c.yellow>«تام پدن [پدر] - پسر خاله سوزان برمن»</c>
هیچی نباشه، اون یه زمانی

00:08:22.818 --> 00:08:24.535
سارق بانک بوده

00:08:24.570 --> 00:08:26.120
واسه همین

00:08:28.457 --> 00:08:31.258
اون به پدرش افتخار میکرد

00:08:31.293 --> 00:08:33.744
و از زندگی براش بزرگتر بود

00:08:33.796 --> 00:08:37.831
واسه همین، آره، آره براش مثل یه خدا بود

00:08:39.251 --> 00:08:42.836
 حتی توی هال خونه شون
عکسی که وقتی دستگیر شده رو هم زدن به دیوار

00:08:46.058 --> 00:08:48.509
وقتی بابی دورست رو میبینه
یه اتفاقی میافته

00:08:48.511 --> 00:08:53.013
:انگار اینطوری گفته که
... یه مرد به قدرتمندی پدرم»

00:08:53.065 --> 00:08:55.182
پارتی داره

00:08:55.234 --> 00:08:57.100
پول داره

00:08:57.153 --> 00:09:00.154
همیشه میتونه از دردسرهاش قسر در بره

00:09:00.189 --> 00:09:01.605
«.و به من نیاز داره

00:09:01.657 --> 00:09:03.941
همیشه عادت داشت که بگه
«.به من نیاز داره»

00:09:06.779 --> 00:09:08.362
«یه دوستی خاصی بین مون هست»

00:09:18.757 --> 00:09:20.958
 نوزده سال پیش رابرت دورست به پلیس گفت

00:09:21.010 --> 00:09:22.960
 که از خانه اطراف شهرشون در سیلم جنوبی نزدیک نیویورک، همسرش رو

00:09:23.012 --> 00:09:26.964
به این ایستگاه قطار نزدیک اونجا آورده

00:09:27.016 --> 00:09:29.299
و اون هم قطاری که به شهر میرفته رو سوار شده

00:09:29.351 --> 00:09:31.268
و از اونجا به اپارتمان شون در منهتن رفته

00:09:31.303 --> 00:09:33.220
و هفته ای پر مشغله رو توی دانشکده پزشکی سپری کرده

00:09:35.808 --> 00:09:38.725
ولی بعد از اون هیچ کدوم از نزدیکان کتی، اون رو نمیبینن

00:09:43.949 --> 00:09:45.616
همسر زیبای مرد ثروتمند و از افراد قدرتمند در حوزه املاک منهتن

00:09:45.651 --> 00:09:47.985
ناپدید شده

00:09:49.538 --> 00:09:53.323
 از سی و یکم ژانویه، بعد از اینکه از
 تعطیلات آخر هفته خود در اطراف شهر

00:09:53.375 --> 00:09:57.044
باز میگردد، هیچ نشانه ای از  کتلین دورست 29 ساله

00:09:57.079 --> 00:09:59.630
با موهای طلایی رنگ مشاهده نشده

00:09:59.665 --> 00:10:02.549
دربان ساختمان شماره سی و هفت در منطقه ریورسایت درایو

00:10:02.585 --> 00:10:04.801
 یکشنبه شب او را در هنگام ورود به ساختمان و ورود به

00:10:04.837 --> 00:10:06.220
آپارتمانش مشاهده میکند

00:10:08.841 --> 00:10:11.358
این اطلاعاتی نیست که از پلیس جمع آوری شده باشند

00:10:11.393 --> 00:10:14.428
ما چنین اطلاعاتی رو به کسی نمیدیم

00:10:14.430 --> 00:10:18.565
 این اطلاعات از طرف خانواده دورست

00:10:18.601 --> 00:10:20.067
به دست رسانه ها داده شده

00:10:25.691 --> 00:10:29.826
 وقتی که کتی ناپدید شد
میدیدم که رسانه ها تماس میگیرن

00:10:29.862 --> 00:10:33.747
به سوزان گفتم که این خبرنگار و اون خبرنگار هی با من تماس میگیرن

00:10:33.782 --> 00:10:36.667
میشه که بهشون زنگ بزنی و کارا رو راست و ریست کنی؟

00:10:36.702 --> 00:10:38.368
از اونجایی که سوزان یه نویسنده بود

00:10:38.420 --> 00:10:41.622
تجربه رو در رو شدن با مطبوعات رو داشت

00:10:41.624 --> 00:10:45.175
سوزان قبول کرد که به سخنگوی رابرت تبدیل بشه

00:10:49.048 --> 00:10:52.766
 اون به قبول این واقعیت کمک کرد که

00:10:52.801 --> 00:10:55.636
کتی زنده به منهتن رسیده بود

00:10:57.473 --> 00:11:01.892
باب و سوزان کمپینی رو تدارک دیده بودن

00:11:01.944 --> 00:11:04.478
که این فکرا رو توی افکار بیرون از خانواده جا بندازن

00:11:04.480 --> 00:11:08.482
و هنوز هیچی نشده، مردم هم شروع کردن به باور شون

00:11:08.534 --> 00:11:10.817
واسه همین، خیلی سخت میشد که فهمید

00:11:10.819 --> 00:11:12.819
واقعا چه اتفاقی افتاده

00:11:18.661 --> 00:11:21.044
<c.yellow>«جولی اسمیت - از دوستان سوزان برمن»</c>
اگر دوباره پرونده کتی رو احیا کنیم

00:11:21.080 --> 00:11:25.666
آدمایی بودن که وقتی ما فکر میکردیم اون مرده

00:11:25.718 --> 00:11:27.751
زنده دیده بودند

00:11:27.803 --> 00:11:30.053
و دوشنبه بعد از ظهر صدای اون از پشت تلفن شنیده شده

00:11:30.139 --> 00:11:31.672
خانم دورست سال چهارم تحصیلات پزشکی رو اینجا

00:11:31.724 --> 00:11:34.007
در دانشکده پزشکی آلبرت انیشتین پشت سر میگذاشتند

00:11:34.059 --> 00:11:36.593
و قرار بوده که صبح اون روز در اینجا، در یک کلاس بالینی شرکت کنند

00:11:36.645 --> 00:11:39.062
ولی تماس میگیرند و اعلام میکنند که حال مناسبی ندارند

00:11:39.098 --> 00:11:40.681
و نمیتونند اون روز رو حاضر بشن

00:11:40.683 --> 00:11:43.016
و تا جایی که پلیس میدونه
این آخرین باری بوده که کسی

00:11:43.018 --> 00:11:45.435
صدای اون رو میشنیده

00:11:45.487 --> 00:11:47.604
مدیر دانشکده پزشکی

00:11:47.656 --> 00:11:51.191
مشخصا یه نفر به آقای دورست

00:11:51.243 --> 00:11:53.193
کمک میکرده که بهش زنگ بزنه

00:11:54.958 --> 00:11:56.585
شما فکر میکنید اون کی بوده؟

00:11:56.699 --> 00:11:59.116
خب، امروز که اینجا نشستم

00:11:59.168 --> 00:12:02.119
شرطی که میبندم این خواهد بود که
اون فرد سوزان برمن بوده

00:12:11.513 --> 00:12:14.464
توی ذهن ما، کتی به منهتن رسیده بود

00:12:14.516 --> 00:12:21.138
با کمی شانس و یه کمی زیرکی

00:12:21.190 --> 00:12:22.222
باور مون شد

00:12:22.224 --> 00:12:26.193
فکر میکنم که رابرت دورست تونسته بود دور مون بزنه

00:12:26.228 --> 00:12:28.528
 فکر میکنم که همه مون الان، سی سال بعد، میدونیم که

00:12:28.564 --> 00:12:31.898
که هر چیزی که باب میگه رو باید بهش شک کنید

00:12:31.950 --> 00:12:33.550
فکر نمیکنم که اون موقع اینطور فکر میکردن

00:12:37.956 --> 00:12:39.990
میخواید در مورد جزئیات پرونده صحبت کنید؟

00:12:40.042 --> 00:12:41.241
جزئیات پرونده اینه که

00:12:41.293 --> 00:12:44.511
کتی دورست و باب دورست زن و شوهر بودند

00:12:44.546 --> 00:12:46.380
<c.yellow>«کوین هاینس - معاون سابق دادستانی وستچستر»</c>
ازدواج شون خوب پیش نمیره

00:12:46.415 --> 00:12:49.416
به شدت بی ثبات میشه

00:12:49.418 --> 00:12:51.918
ما فهمیدیم که کتی طلاق میخواسته

00:12:51.970 --> 00:12:53.086
یه وکیل طلاق رو استخدام میکنه

00:12:55.140 --> 00:12:57.758
پنجشنبه قبلش که گم بشه

00:12:57.810 --> 00:12:59.843
وکیل کتی گفته بود که باب

00:12:59.895 --> 00:13:03.680
پیشنهاد شون مبنی بر قبول توافق نامه طلاق رو رد کرده

00:13:03.732 --> 00:13:06.650
واسه همین، سه روز قبل از این اتفاق

00:13:06.685 --> 00:13:08.318
 باب توافقی که توی طلاق شون میخواسته رو

00:13:08.353 --> 00:13:10.437
رد میکنه

00:13:10.489 --> 00:13:12.439
و باهم میرن به اون خونه

00:13:18.497 --> 00:13:21.615
زمان مفقود شدنش

00:13:21.667 --> 00:13:25.786
اونا توی یه خونه ییلاقی توی سیلم جنوبی بودن

00:13:25.788 --> 00:13:29.339
و هیچ مدرکی وجود نداره
هیچ مدرک قابل استنادی وجود نداره

00:13:29.374 --> 00:13:30.924
که کتی سیلم جنوبی رو ترک کرده باشه

00:13:38.967 --> 00:13:40.967
نمیدونم چطوری کتی رو کشته

00:13:41.019 --> 00:13:43.179
ولی فکر نمیکنم که کتی سوار قطار شده باشه
مطمئنم

00:14:02.825 --> 00:14:04.124
آیا شما ارتباطی با

00:14:04.159 --> 00:14:05.709
مرگ همسر تون دارید؟

00:14:05.744 --> 00:14:07.410
نمیدونم که اصلا مرده

00:14:08.831 --> 00:14:10.997
فکر میکنید که احتمال داره هنوز زنده باشن؟

00:14:11.049 --> 00:14:15.469
ممکنه
ولی اینطور به نظر نمیرسه

00:14:15.504 --> 00:14:16.504
اینطوری فکر نمیکنم

00:14:16.555 --> 00:14:18.505
فکر میکنم که قریب به یقین مرده

00:14:18.557 --> 00:14:22.008
ولی نمیدونم که مرده باشه

00:14:22.060 --> 00:14:24.344
خب، پس بذارید دقیق تر بپرسم

00:14:24.396 --> 00:14:25.479
آیا ارتباطی با

00:14:25.514 --> 00:14:27.764
مفقود شدن همسر تون دارید؟

00:14:27.816 --> 00:14:30.267
نه
نمیدونم کجاست

00:14:30.319 --> 00:14:31.685
نمیدونم که چه بلایی سرش اومده

00:14:31.737 --> 00:14:34.938
نمیدونم که چطوری این اتفاق سرش اومده

00:14:34.990 --> 00:14:38.692
هیچ ارتباطی با اتفاقی که براش افتاده ندارم

00:14:38.744 --> 00:14:43.947
 به جز اینکه بگم منحرف شدن یا هر چیزی که شما میگید

00:14:43.999 --> 00:14:46.416
 ازدواج بدی بود و حداقل نصفش

00:14:46.451 --> 00:14:48.752
یا بیشترش تقصیر من بود

00:14:48.787 --> 00:14:50.837
 ولی به جز این

00:14:50.873 --> 00:14:52.672
من هیچ ارتباطی با اتفاقات یا دلایلی

00:14:52.708 --> 00:14:56.793
که باعث ناپدید شدنش شد ندارم

00:15:04.219 --> 00:15:06.553
وقتی که اولین بار اظهاراتش رو به پلیس میگه

00:15:06.555 --> 00:15:08.355
ماشین رو خونه میذاره

00:15:08.390 --> 00:15:10.557
ماشین رو با خودش به شهر نمیاره

00:15:10.559 --> 00:15:11.858
اون روزی که به پلیس گزارش میکنه

00:15:11.894 --> 00:15:13.860
ماشینی در اختیار نداره

00:15:13.896 --> 00:15:16.279
شاید میترسیده که ماشین رو اونجا بیاره

00:15:16.315 --> 00:15:18.398
چونکه شاید پلیس بخواد بگردتش یا اینکه نگاهی بهش بندازه

00:15:21.203 --> 00:15:23.820
شاید کتی رو برداشته و انداخته توی صندوق عقب ماشین

00:15:23.872 --> 00:15:26.072
و یه جایی از شرش خلاص شده

00:15:28.994 --> 00:15:32.329
تعدادی از سوابق تماس های تلفنی رو پیدا کردیم و

00:15:32.381 --> 00:15:34.748
فهمیدیم که بعضی از اونها نشون میدن که

00:15:34.800 --> 00:15:37.667
 روز سه شنبه تماس هایی از نوع پرداخت هزینه با مقصد از
 شیپ باتم» توی نیوجرسی با»

00:15:37.719 --> 00:15:39.920
.شرکت دورست گرفته شده
درست بعد از گم شدن کتی

00:15:42.057 --> 00:15:44.391
تونستیم رد اون تماس ها رو بگیریم که از کجا گرفته شدن

00:15:44.426 --> 00:15:48.261
فهمیدیم که تماسا از یه تفلن سکه ای توی مغازه لباس شویی گرفته شدند

00:15:49.731 --> 00:15:51.982
حالا، از کجا میدونیم باب دورست این تماس ها رو گرفته؟

00:15:52.017 --> 00:15:54.267
خب، یکی از چیزهایی که میدونیم اینه که تنها

00:15:54.319 --> 00:15:57.437
دو نفر از شرکت دورست تماس هایی از این دست رو گرفتن

00:15:57.489 --> 00:15:59.105
این رو از کسایی فهمیدیم که اونجا کار میکردند

00:15:59.157 --> 00:16:01.241
و یکی از اونها باب دورست بوده

00:16:01.276 --> 00:16:03.526
و فرد دیگه سیمور بوده

00:16:03.579 --> 00:16:06.613
از اونجایی که سیمور بدون شک اون روز در شیپ باتم نبوده

00:16:13.205 --> 00:16:15.088
شما قبلا با پرداخت هزینه از طرف مقصد با شرکت تماس میگرفتید

00:16:15.123 --> 00:16:16.289
همیشه

00:16:16.291 --> 00:16:18.875
راجع بهش برام بگید -
زنگ میزدم و اونا هزینه تماس رو میدادن -

00:16:20.963 --> 00:16:23.213
چرا این کار رو میکردید؟

00:16:23.265 --> 00:16:27.183
نمیخواستم پول بدم بابتش
بذار سیمور پول شونو بده

00:16:27.219 --> 00:16:29.970
تنها دلیلی که من زنگ میزدم
بخاطر این بود که از من میخواست تا زنگ بزنم

00:16:31.473 --> 00:16:34.975
 یه سلسله تماس اینطوری از

00:16:34.977 --> 00:16:37.527
شیپ باتم نیوجرسی گرفته شده

00:16:39.648 --> 00:16:41.615
یه جایی توی ساحل باید باشه

00:16:41.650 --> 00:16:44.651
بله -
سه تماس با پرداخت هزینه از طرف مقصد -

00:16:44.703 --> 00:16:46.987
با شرکت دورست از شیپ باتم انجام شده

00:16:46.989 --> 00:16:48.788
حالا، شما اونی هستید که این طور تماس هارو میگیره

00:16:48.824 --> 00:16:50.323
 واسه همین فکر میکنم احتمال این خواهد بود که

00:16:50.375 --> 00:16:52.375
«.خب باب حتما این تماس ها رو گرفته»

00:16:52.411 --> 00:16:53.994
مگر اینکه باب اون تماس ها رو نگرفته باشه

00:16:54.046 --> 00:16:56.046
باب توی شیپ باتم نبوده

00:16:57.833 --> 00:16:59.833
میتونید بگید که چه دلیلی داشته

00:16:59.885 --> 00:17:01.668
این تماس ها، این نوع تماس ها

00:17:01.720 --> 00:17:03.336
 اون روز

00:17:03.388 --> 00:17:04.471
با شرکت دورست گرفته شدند؟

00:17:04.506 --> 00:17:07.557
اصلا نمیدونم کی اون تماس ها رو گرفته

00:17:07.592 --> 00:17:09.175
آیا افراد دیگه ای هم بودند که بدونید

00:17:09.177 --> 00:17:12.012
از این طور تماس ها با شرکت بگیرند؟

00:17:12.064 --> 00:17:13.513
چند نفری بودند بله

00:17:16.151 --> 00:17:17.934
بله

00:17:17.986 --> 00:17:20.186
 از کارکنان؟
یا اعضای خانواده

00:17:22.107 --> 00:17:24.357
یه نفر یه خانه ساحلی داشته

00:17:24.409 --> 00:17:26.609
 و تماس میگرفته

00:17:26.662 --> 00:17:29.579
تا با یکی از منشی ها صحبت کنه
البته نه اون منشی همیشگی

00:17:29.614 --> 00:17:31.164
تا تماس رو قبول کنه

00:17:34.002 --> 00:17:35.618
اون بهار، تابستون و پاییز

00:17:35.671 --> 00:17:38.788
این اتفاق مرتب میافتاد

00:17:42.210 --> 00:17:45.295
اصلا شک نکنید که همه جوره دنبال جسد گشتیم

00:17:45.347 --> 00:17:48.548
منظورم اینه که ما میدونیم که اون روزای بعد از گم شدن کتی

00:17:48.600 --> 00:17:50.467
توی نیوجرسی بوده

00:18:00.112 --> 00:18:01.778
فکر میکنید که اون الان کجاست؟

00:18:01.813 --> 00:18:03.730
یا اینکه جسدش کجا میتونه باشه؟

00:18:03.782 --> 00:18:06.232
اصلا

00:18:06.234 --> 00:18:08.868
نمیدونم چطوری شروع کنم

00:18:08.904 --> 00:18:12.155
نمیدونم جسدی در میونه
نمیدونم مرده یا نه

00:18:12.207 --> 00:18:15.909
نمیدونم که ممکنه جسدش توی نیویورک باشه یا نه

00:18:15.961 --> 00:18:17.243
یا اینکه توی نیوجورسی باشه یا نه

00:18:17.295 --> 00:18:21.548
یا اینکه قطب شماله یا نه یا هر چی

00:18:26.254 --> 00:18:27.254
اگر شما به شیب باتم برید

00:18:27.305 --> 00:18:29.422
اون منطقه رو کاج ها محاصره کردند

00:18:29.474 --> 00:18:32.092
فقط املاک و زمین هایی رو میبینید که

00:18:32.094 --> 00:18:33.494
که رابرت میتونسته جسد رو رها کنه

00:18:37.015 --> 00:18:39.899
در واقع اینجا، منطقه ای هست که سر دسته باندهای خلافکاری

00:18:39.935 --> 00:18:41.651
دستور میدادند که جسدها رها بشن

00:18:44.439 --> 00:18:46.489
و ربطش به موضوع چیه؟
خب، سوزان برمن

00:18:46.525 --> 00:18:49.409
که اون زمان خیلی با باب جور بوده

00:18:49.444 --> 00:18:50.410
رابطه ها و دوستای زیادی داشته

00:18:50.445 --> 00:18:52.005
که میتونسته این جنایت رو سر و سامان بدند

00:18:56.535 --> 00:18:58.501
من میگم که سوزان هر کاری میکنه

00:18:58.537 --> 00:19:00.537
تا به دوست نزدیکش کمک کنه

00:19:01.923 --> 00:19:04.040
مهم نیست که در چه وضعیتی قرار داره

00:19:05.043 --> 00:19:06.960
اون، وفادار بود

00:19:07.012 --> 00:19:10.463
به نظر من، از همه لحاظ وفادار بود

00:19:17.139 --> 00:19:19.022
توی تمام اون سالها رابطه شما با

00:19:19.057 --> 00:19:21.057
سوزان برمن چطور بود؟

00:19:21.109 --> 00:19:23.143
وقتی که کتی ناپدید شد

00:19:23.145 --> 00:19:24.978
توی چند سال اول

00:19:25.030 --> 00:19:27.730
سوزان، هنوز توی نیویورک زندگی میکرد

00:19:27.783 --> 00:19:30.984
و من مرتب توی نیویورک میدیدمش

00:19:30.986 --> 00:19:33.903
بعدش به لس آنجلس نقل مکان کرد

00:19:35.240 --> 00:19:38.541
توی اینترنت دنبال سوزان برمن گشتم

00:19:38.577 --> 00:19:41.327
 «از «بیک من پلیس

00:19:41.329 --> 00:19:44.247
تا «بندیکت کنیون» توی کالیفرنیا

00:19:44.299 --> 00:19:48.334
یه نقشه تا دم در خونه شو به پلیس دادم

00:19:48.386 --> 00:19:52.088
:و گفتم که
هر کاری که میکنید، با این زن صحبت کنید»

00:19:52.140 --> 00:19:54.340
اون بیشتر از چیزی که میگه میدونه

00:19:54.426 --> 00:19:55.675
دوست خوب باب ـه

00:19:55.677 --> 00:19:58.344
«.شاید چیزی بهتون نگه ولی شاید م بگه

00:19:59.681 --> 00:20:02.148
:صحبتی داشتیم که توش بهش گفتم

00:20:02.184 --> 00:20:05.068
 سوزان اون بخش از نیویورک تایمز رو دیدی که»

00:20:05.103 --> 00:20:08.521
«توش از باز شدن دوباره پرونده دورست نوشته؟

00:20:08.523 --> 00:20:10.356
و اون گفت که جولی در مورد این موضوع با من صحبت نکن

00:20:10.408 --> 00:20:12.575
نمیخوام که در موردش صحبت کنم

00:20:12.611 --> 00:20:14.444
اونا دنبال اینن که بابی رو گیر بندازن

00:20:14.496 --> 00:20:15.578
اینو گفت

00:20:25.707 --> 00:20:28.258
آیا حول و هوش اون زمان با سوزان در ارتباط بودید؟

00:20:28.293 --> 00:20:29.425
بله

00:20:29.461 --> 00:20:31.794
اگر یادتون میاد، چی گفت؟

00:20:31.847 --> 00:20:34.714
نوشت که:«وای بابی این وحشتانکه

00:20:34.716 --> 00:20:38.301
«.حالم بهم میخوره که باید درگیرش بشی

00:20:38.353 --> 00:20:39.719
ولی شنیده بودی که پلیس

00:20:39.771 --> 00:20:40.720
رفته سراغش؟

00:20:40.772 --> 00:20:42.856
بله -
چی گفت؟ -

00:20:42.891 --> 00:20:45.108
پلیس لس آنجلس با من تماس گرفته»

00:20:45.143 --> 00:20:48.528
«.میخوان که در مورد گم شدن کتی دورست باهام صحبت کنن

00:20:51.399 --> 00:20:53.900
اون موقع یه اتفاقی برای سوزان میافته

00:20:53.952 --> 00:20:58.071
مدت کمی بعد از اون اتفاق
سوزان برمن به قتل میرسه

00:20:58.073 --> 00:21:01.074
تقریبا کریسمس سال 2000

00:21:43.087 --> 00:21:45.589
بهم از آخرین باری که اونو دیدی بگو

00:21:45.754 --> 00:21:47.203
 آره، داشتم تقریبا برای سه هفته

00:21:47.255 --> 00:21:50.039
تعطیلات میرفتم اروپا

00:21:50.091 --> 00:21:51.811
و توی محل زندگیم جای پارک نداشتم

00:21:51.843 --> 00:21:53.376
واسه همین ماشینم رو توی گاراژ پارک کردم

00:21:53.428 --> 00:21:55.545
و سوزان هم ماشین شو اینجا گذاشت

00:21:55.597 --> 00:21:58.348
و یه کم چرخیدیم و یه سری

00:21:58.383 --> 00:22:01.467
هدیه و کارت بهم دادیم و آرزوهای قشنگ کردیم

00:22:01.469 --> 00:22:04.137
و بعدش تاکسی اومد و گفتیم که عاشق همیم

00:22:04.139 --> 00:22:05.638
و من سوار تاکسی شدم و رفتم

00:22:14.118 --> 00:22:17.079
اولین بار چه زمانی سوزان برمن به قسمتی از زندگی شما بدل شد؟

00:22:17.246 --> 00:22:18.901
سیزده سالم بود که باهاش آشنا شدم

00:22:18.954 --> 00:22:21.321
اون شروع کرد بود به قرار گذاشتن با پدرم

00:22:23.158 --> 00:22:25.708
حدودا یک سال بعد از اینکه قرار میذاشتن

00:22:25.744 --> 00:22:28.628
اومدیم تا باهاش زندگی کنیم

00:22:31.499 --> 00:22:36.419
 واسه اینکه اون خیلی روشن، خوشحال، سرخوش، فرز

00:22:36.471 --> 00:22:39.505
باهوش و با فهم و شعور بود

00:22:39.507 --> 00:22:43.810
زندگی روزمره خوب و عالی بود

00:22:43.845 --> 00:22:46.262
کلی میخنده
کلی میخنده

00:22:46.314 --> 00:22:50.933
و میدونید و شدیدا زیاد خرج میکرد

00:22:50.986 --> 00:22:54.103
و همه چی میتونه به یه داستان تبدیل بشه

00:22:56.274 --> 00:22:58.524
اون چند سالی که مادر اون بچه ها بود

00:22:58.576 --> 00:23:00.360
دوباره شروع کرده بود به زندگی کردن

00:23:00.362 --> 00:23:04.447
<c.yellow>«دنی مارکس - دختر خاله سوزان برمن»</c>
دیدن این مسئله خیلی جالب بود که

00:23:04.499 --> 00:23:07.617
وقتی رابطه پدرشون با اون به اتمام رسید

00:23:07.669 --> 00:23:11.537
هر دوی این بچه ها با خواسته خودشون و با هم دیگه

00:23:11.539 --> 00:23:14.590
 بیانیه ای رو امضا کردن و انتخاب کردن که

00:23:14.626 --> 00:23:16.542
با مادرشون، سوزان زندگی کنن

00:23:18.813 --> 00:23:23.299
وقتی که زنگ زدم و شب سال نو گوشی رو برنداشت

00:23:23.351 --> 00:23:25.685
مشخصا نمیدونستم چی شده
ولی میدونستم که یه چیزی شده

00:23:27.689 --> 00:23:28.938
خب، واسه این زنگ زدم

00:23:28.973 --> 00:23:31.224
که نیم ساعت برای شام دیر کرده بود

00:23:31.226 --> 00:23:33.643
 و اون همیشه وقتی پای

00:23:33.695 --> 00:23:35.695
کارای خانوادگی پیش میومد خیلی وقت شناس بود

00:23:39.951 --> 00:23:41.951
:گفتم
...سوزی دنی ام»

00:23:41.986 --> 00:23:44.904
امیدوارم که امشب رو با فردا شب اشتباه نگرفته باشی

00:23:44.956 --> 00:23:46.823
کوکو رو» گرفتم و منتظریم که بیای»

00:23:46.875 --> 00:23:48.708
تامی گشنشه و مامان هم گشنشه

00:23:48.743 --> 00:23:50.410
«کجایی پس؟

00:23:50.462 --> 00:23:54.330
همینجا بود که کسی گوشی رو
برداشت و صدای یه مرد بود

00:23:54.382 --> 00:23:55.665
:گفتم
«شما؟»

00:23:55.717 --> 00:23:57.166
«...گفت که:«کاراگاه

00:23:57.218 --> 00:24:00.753
اصلا اسمشم نشنیدم
فقط کاراگاه رو شنیدم

00:24:00.755 --> 00:24:02.588
از اداره پلیس لس آنجلس

00:24:06.895 --> 00:24:09.011
در تاریخ بیست و چهار دسامبر سال 2000»

00:24:09.064 --> 00:24:12.465
 افسران گشت بخش شرقی لس آنجلس به درخواست بی سیم

00:24:12.500 --> 00:24:16.502
«.یک درب باز واقع در پلاک 1527، بندیکت کانیون درایو پاسخ دادند

00:24:18.073 --> 00:24:20.239
افسرها به محض رسیدن به صحنه

00:24:20.275 --> 00:24:22.008
متوجه شدند که در عقبی بازه و

00:24:22.043 --> 00:24:23.443
«.وارد خانه شدند

00:24:25.613 --> 00:24:27.613
 افسرها، جسد قربانی رو»

00:24:27.665 --> 00:24:29.949
در حالی که پشت خوابیده بود، کف اتاق خوابی

00:24:30.001 --> 00:24:32.952
«.که در جنوب قربی اتاق پذیرایی قرار داشت پیدا کردند

00:24:34.956 --> 00:24:38.791
قربانی متحمل جراحتی ناشی از اصابت گلوله به سر شده بود»

00:24:38.793 --> 00:24:42.128
«.پزشکی قانونی زمان مرگ وی را ساعت 13:48 دقیقه اعلام کرد

00:24:46.384 --> 00:24:49.352
<c.yellow>«کارآگاه پاول کولتر - اداره پلیس لس آنجلس»</c>
اولین چیزی که یادمه شرایط خونه بود

00:24:49.387 --> 00:24:52.188
خیلی خالی بود

00:24:52.223 --> 00:24:54.307
فکر میکنم که تمام اثاثیه اونجا

00:24:54.359 --> 00:24:56.776
رو بقیه براش گرفته بودن

00:24:58.880 --> 00:25:02.415
هیچ فرشی روی کف نبود

00:25:02.450 --> 00:25:04.717
هیچ وسیله گرمایی داخل خونه نبود

00:25:07.188 --> 00:25:08.554
و هیچ کمد یا کشویی هم روی زمین نیافتاده بود

00:25:08.590 --> 00:25:10.022
هیچ چیزی زمین نیافتاده بود

00:25:10.058 --> 00:25:12.725
همه چیز دست نخورده بود
رایانه سر جاش بود

00:25:14.662 --> 00:25:17.563
در اصلی با قفل کشویی بسته شده بود

00:25:17.599 --> 00:25:20.166
هیچ نشانه ای از ورود زوری دیده نمیشد

00:25:21.269 --> 00:25:23.836
که برای من اینطوری به نظر میرسید
و اینطوری نشون میداد که

00:25:23.888 --> 00:25:27.006
هر کسی اونو کشته

00:25:27.058 --> 00:25:30.476
احتمالا خود سوزان برمن داخل خونه راهش داده

00:25:46.361 --> 00:25:49.862
توی دفتر منتظر بودم تا با کسی مصاحبه کنم

00:25:49.914 --> 00:25:51.247
«و یهویی چشمم افتاد به روزنامه «دیلی نیوز

00:25:51.282 --> 00:25:54.033
و یه خبر خیلی کوچولو از لس آنجلس کار کرده بودند

00:25:54.085 --> 00:25:58.871
که نوشته بود سوزان برمن
به ضرب گلوله در لس آنجلس کشته شده

00:25:58.873 --> 00:26:00.289
کم مونده بود از صندلیم بیافتم زمین

00:26:00.341 --> 00:26:03.042
فقط پاشدم وایسادم و میخواستم که برم

00:26:06.764 --> 00:26:10.883
این مسئله شاید تنها باری توی این پرونده باشه

00:26:10.935 --> 00:26:13.853
که نفسم رو بند آورد

00:26:13.888 --> 00:26:16.105
وقتی تلفن رو جواب دادم وایساده بودم

00:26:16.140 --> 00:26:18.224
احساس کردم که زانوهام دارن شل میشن

00:26:18.276 --> 00:26:21.477
چونکه من بهشون گفته بودم برن اونجا

00:26:25.950 --> 00:26:29.202
وقتی که شنیدم سوزان کشته شده

00:26:29.237 --> 00:26:31.954
اولین نفری که به ذهنم رسید رابرت دورست بود

00:26:31.990 --> 00:26:33.739
چونکه قرار بود به زودی باهاش صحبت کنیم

00:26:35.929 --> 00:26:38.077
سوزان برمن فقط کشته نشد

00:26:38.129 --> 00:26:40.580
دارم میگم یعنی یه طوری اعدام شد

00:26:40.582 --> 00:26:43.416
مرگ اون بسیار سوال برانگیزه

00:26:43.418 --> 00:26:45.384
نه تنها از این جهت که یک قتل به حساب میاد

00:26:45.420 --> 00:26:48.638
بلکه زمان بندی بسیار بسیار عجیبه

00:26:54.762 --> 00:26:57.730
وقتی که خبر کشته شدن سوزان رو شنیدید چه عکس العلمی داشتید؟

00:26:57.765 --> 00:27:00.900
احساس وحشتناکی داشتم

00:27:00.935 --> 00:27:02.852
گیج شده بود که اونا

00:27:02.904 --> 00:27:05.021
 میخواستن همه این مسئله ها رو کنار هم قرار بدن که

00:27:05.073 --> 00:27:07.773
من این کارو کردم یا من کاری کردم که اون کشته بشه

00:27:07.825 --> 00:27:11.110
آیا شما ارتباطی با مرگ سوزان برمن داشتید؟

00:27:11.112 --> 00:27:14.614
هیچ ارتباطی با مرگ سوزان برمن نداشتم

00:27:16.417 --> 00:27:18.117
آیا نظری دارید که ممکنه

00:27:18.119 --> 00:27:20.002
چه اتفاقی برای سوزان افتاده باشه؟

00:27:20.038 --> 00:27:21.203
نه

00:27:26.844 --> 00:27:28.628
 آیا با عقل شما جور در میاد که

00:27:28.630 --> 00:27:30.429
یه سری از آدما به شما مشکوک باشن برای ...؟

00:27:30.465 --> 00:27:33.099
صد در صد
 یعنی خب

00:27:33.134 --> 00:27:34.800
بخاطر اینکه اون سخنگوی من بود

00:27:34.802 --> 00:27:35.968
یهویی اون میمیره

00:27:36.020 --> 00:27:40.523
درست بعد از اینکه جنین پیرو
تحقیق در مورد من رو شروع میکنه

00:27:42.610 --> 00:27:43.693
مشکوک میشدن که من صدای اون رو خفه کردم

00:27:47.482 --> 00:27:48.698
اون در مورد باندهای خلاف کاری مینوشت

00:27:48.733 --> 00:27:51.083
و دختر یکی از همون خلافکارا بود

00:27:51.119 --> 00:27:52.568
واسه همین، وقتی شب سال نو سوزان برمنِ نویسنده

00:27:52.620 --> 00:27:55.321
با جراحتی ناشی از شلیک گلوله به سرش در منزلش

00:27:55.373 --> 00:27:57.957
در بندیکت کانیون، بی جان پیدا میشود

00:27:57.992 --> 00:28:00.576
تمام سوالات بدیهی آشکار میشوند

00:28:00.628 --> 00:28:02.828
 از همه مهمتر این سوال که
«آیا این جنایت از نوع مافیایی بوده است؟»

00:28:07.335 --> 00:28:09.251
 از اینکه رابرت دورست از مظونین قتل

00:28:09.304 --> 00:28:12.555
سوزان برمن نیست تعجب کرده بودیم

00:28:12.590 --> 00:28:17.677
اداره پلیس لس آنجلس به دنبال ارتباط این قتل
با باندهای خلافکاری میگشت

00:28:17.729 --> 00:28:20.262
 مدیرت برنامه های سوزان برمن اعلام کرد که

00:28:20.315 --> 00:28:22.431
او در حالی کشته شد که بر روی یک پروژه تلویزیونی

00:28:22.483 --> 00:28:26.402
در مورد زندگی روزانه خلافکارهای لاس وگاس کار میکرده

00:28:26.437 --> 00:28:29.071
با من در مورد چیزی که روش کار میکرد صحبت کرده بود

00:28:29.107 --> 00:28:30.439
فکر میکنم که فیلم نامه نبود

00:28:30.491 --> 00:28:32.274
فکر کنم که یه داستان خبری بود

00:28:32.327 --> 00:28:35.361
و فکر کنم با خلافکارا ارتباط داشت

00:28:35.363 --> 00:28:36.612
یه چیز گنده

00:28:36.664 --> 00:28:40.916
قرار بود که یه چیزی بسازه که تاثیر گذار باشه

00:28:40.952 --> 00:28:43.536
«.یه چیز گنده قراره اتفاق بیافته»

00:28:43.538 --> 00:28:46.172
و من گفتم که خب چی؟

00:28:46.207 --> 00:28:47.373
خب الان نمیتونم راجع بهش صحبت کنم»

00:28:47.425 --> 00:28:49.425
«.ولی یه چیز گنده قراره اتفاق بیافته

00:28:59.887 --> 00:29:01.520
بلافاصه مشکوک شدم

00:29:03.391 --> 00:29:05.141
پشت سر

00:29:05.193 --> 00:29:08.694
اینطور کشتن یه کشتن مرسوم بین مافیاست

00:29:46.267 --> 00:29:47.987
اداره پلیس «بورلی هیلز» نامه ای رو توی صندوق پستی

00:29:48.019 --> 00:29:50.152
دریافت میکنه

00:29:50.188 --> 00:29:53.105
به عنوان آدرس روی پاکت نوشته شده بود
«پلیس بورلی هیلز»

00:29:53.157 --> 00:29:54.657
بورلی رو هم با غلط املایی نوشته بود

00:29:54.692 --> 00:29:58.444
به جای اینکه با «ال» و «وای» نوشته بشه
با «ال»، «ای» و «وای» نوشته شده بود

00:29:58.496 --> 00:30:03.282
و یه یادداشت که روش نوشته شده بود
بندیکت کانیون، پلاک 1527

00:30:03.334 --> 00:30:04.950
«و کلمه «نعش

00:30:07.038 --> 00:30:08.838
 تمبر نامه به تاریخ یک روز قبل از

00:30:08.873 --> 00:30:12.258
پیدا شدن جسد قربانی بود

00:30:12.293 --> 00:30:13.959
اون نامه خیلی چیزا میگه

00:30:14.011 --> 00:30:17.379
اون نامه به یه اداره پلیس ارسال شده بود

00:30:17.432 --> 00:30:21.634
تا یه نفر بیاد و جسد رو پیدا کنه

00:30:21.686 --> 00:30:28.274
واسه اینکه همونجا نمونه
تجزیه نشه و فاسد نشه

00:30:28.309 --> 00:30:31.143
یعنی خب، مشخصا یه نفر که به اون آدم ارزش قائل میشده

00:30:35.366 --> 00:30:39.452
واسه همین مافیا رو از مظونین احتمالی خط زدیم

00:30:45.576 --> 00:30:46.876
خب، راجع به این چی فکر میکنید؟

00:30:46.911 --> 00:30:47.960
در مورد این یادداشت؟

00:30:47.995 --> 00:30:50.162
یعنی، آیا این یادداشت معنی ای برای شما داره؟

00:30:50.164 --> 00:30:52.548
آره، خب این آدرس سوزان ـه

00:30:52.583 --> 00:30:56.218
با حروف بزرگ و با فاصله نوشته شده
تا دست خطش رو مخفی کنه

00:30:56.254 --> 00:30:58.838
و بورلی رو هم اشتباه نوشتن

00:30:58.840 --> 00:31:00.339
آیا میتونید بهم بگید چه دلیل داره

00:31:00.391 --> 00:31:03.676
یه نفر همچین یادداشتی رو بنویسه؟

00:31:03.728 --> 00:31:06.228
نمیتونم فکرشو بکنم

00:31:06.264 --> 00:31:08.013
نمیتونم فکر شو بکنم

00:31:08.015 --> 00:31:09.982
یکی از احتمالات اینه که

00:31:10.017 --> 00:31:11.567
فرضا کسی نوشته که اونو دوست داشته

00:31:11.602 --> 00:31:14.436
نمیخواسته همینطوری توی خونه اش بمونه

00:31:14.489 --> 00:31:15.688
... میدونید، اگر می بایست بمیره، اینطوری نباید

00:31:15.690 --> 00:31:18.190
اگر کسی دوستش داشته، پس چرا اونو کشته؟

00:31:18.242 --> 00:31:22.194
و حالا شما دارید این ریسک بزرگ رو میکنید

00:31:24.165 --> 00:31:25.748
چه ریسک بزرگی؟

00:31:25.783 --> 00:31:28.367
 شما یه یادداشتی رو برای پلیس مینویسد که

00:31:28.369 --> 00:31:31.253
فقط خود قاتل میتونه نوشته باشه

00:31:36.878 --> 00:31:38.318
یکی از چیزاهایی که ضبط کردیم

00:31:38.346 --> 00:31:41.463
درایو هاردِ رایانه سوزان بود

00:31:41.516 --> 00:31:43.766
 و دفتری از حساب ها رو توش پیدا کردیم

00:31:43.801 --> 00:31:48.137
که توش اسم افرادی نوشته شده بود که براش پول ارسال کردند

00:31:48.189 --> 00:31:50.639
 داشته به همکارای قدیمی

00:31:50.691 --> 00:31:55.027
یا دوستای قدیمی پیغام میداده تا پول ازشون بگیره

00:31:59.450 --> 00:32:01.617
اون کم کم با مشکلات مالی رو به رو شده بود

00:32:03.704 --> 00:32:06.155
اجاره اش چند ماه عقب افتاده بود

00:32:07.252 --> 00:32:10.088
در مورد وضعیتش چی میگفت؟

00:32:10.244 --> 00:32:12.044
<c.yellow>«تام پدن [پسر] - پسرخاله سوزان برمن» </c>
اون داشت از این وضعیت عبور میکرد

00:32:12.079 --> 00:32:16.999
یه سری معامله ها داشت که به نظر خوب میرسیدن

00:32:17.051 --> 00:32:18.968
پروژه هایی توی هالیوود داشت

00:32:21.255 --> 00:32:23.806
سوزان کلی نمایشنامه تلویزیونی نوشته بود

00:32:23.841 --> 00:32:26.425
کلی نشست و همایش داشت

00:32:26.477 --> 00:32:29.345
و کلی به خودش ایمان داشت

00:32:29.397 --> 00:32:30.596
واقعا داشت

00:32:30.598 --> 00:32:34.600
ولی هیچ وقت یکی ازاز اون نمایشنامه ها هم خریداری نشد

00:32:37.071 --> 00:32:38.270
زن بودن

00:32:38.272 --> 00:32:41.407
یه زن سن بالاتر بودن توی این صعنت جوون

00:32:41.442 --> 00:32:45.194
فقط سخت تر و سخت تر میشد

00:32:48.616 --> 00:32:50.950
به شدت در مضیقه بود

00:32:50.952 --> 00:32:52.518
بخاطر همین، سوزانی که در مضیقه بود

00:32:52.553 --> 00:32:54.954
با سوزانی که من میشناختم فرق داشت

00:32:55.006 --> 00:32:59.291
مردم کارایی میکنن که روابط شون عوض میشه

00:32:59.293 --> 00:33:02.177
سوزان میتونست خوب با آدما ارتباط برقرار کنه

00:33:04.682 --> 00:33:06.131
با مردم خیلی خوب تا میکرد

00:33:06.133 --> 00:33:08.300
میتونست با مردم در مورد چیزی که میخواد کنار بیاد

00:33:20.197 --> 00:33:21.981
نشانه هایی وجود داشت که اون

00:33:21.983 --> 00:33:23.649
چند فقره چک از بابی دورست دریافت کرده

00:33:33.327 --> 00:33:35.210
<c.yellow>«استفان سیلورمن - از دوستان سوزان برمن» </c>
سوزان آدم سرسختی بود

00:33:35.246 --> 00:33:38.664
و این مسئله نترسونده بودتش

00:33:38.716 --> 00:33:40.749
نمیگم که با تهدید ازش اخاذی کرده

00:33:40.801 --> 00:33:44.303
ولی اینو میخوام بگم که پیش خودش میگفته
«... میتونم از این پول»

00:33:44.338 --> 00:33:47.389
یا میگفته
«... این پول به هر دوتامون میتونه»

00:33:47.425 --> 00:33:48.425
میتونم ببینم که اینطوری بوده

00:33:57.518 --> 00:34:00.736
آیا پای مطلبی در میون بود که سوزان به عنوان رازدار شما بدونه که

00:34:00.821 --> 00:34:03.072
دوست نداشته باشید، اون رو به پلیس بگه؟

00:34:03.107 --> 00:34:04.773
خب، ما کلی مسائل شخصی داشتیم

00:34:04.825 --> 00:34:06.358
و هیچ کدوم شون ارتباطی با کتی نداشتند

00:34:06.410 --> 00:34:09.244
 یعنی، وقتی که کتی میزد به سرش

00:34:09.280 --> 00:34:12.114
همش در مورد کتی صحبت میکردیم

00:34:12.166 --> 00:34:17.369
الان که اینجا نشستم، نمیتونم صتور کنم که

00:34:17.421 --> 00:34:19.455
اون با پلیس در مورد این چیزا صحبت کنه

00:34:19.507 --> 00:34:20.789
:ولی صحبت ها اینطوری بود که
... اگر پلیسا بخوان با من صحبت بکنن»

00:34:20.841 --> 00:34:22.124
منم فقط باهاشون صحبت میکنم

00:34:22.176 --> 00:34:24.710
«مشکلی نداره؟

00:34:24.712 --> 00:34:25.794
منم گفتم
«.هر کاری میخوای بکنی بکن»

00:34:33.604 --> 00:34:34.803
<c.yellow>«صحبت های ضبط شده در مراسم یادبود سوزان برمن» </c>
اسم «سارب کافمن»ـه

00:34:34.855 --> 00:34:37.523
سوزان برمن مادرم بود

00:34:39.226 --> 00:34:41.310
فقط یه درخواست دارم که میخوام اعلام کنم

00:34:41.362 --> 00:34:44.279
که بهترین ها رو توی ذهن مون نگه داریم

00:34:44.315 --> 00:34:48.400
و سعی کنیم که زیاد در اندوه این اتفاق باقی نمونیم

00:34:49.987 --> 00:34:53.622
مردم همینطوری برای مراسم سالگرد میومدن

00:34:53.657 --> 00:34:57.076
و انتظار میرفت که بابی هم اونجا باشه

00:34:58.329 --> 00:35:01.130
به نظرم اون زمان رابرت توی لس آنجلس بود

00:35:01.165 --> 00:35:02.664
ولی به مراسم تدفین نیومد

00:35:02.717 --> 00:35:04.133
به مراسم یادبود هم نیومد

00:35:06.690 --> 00:35:09.150
ولی باب باهاتون تماس گرفت؟ درسته؟

00:35:09.256 --> 00:35:10.672
بله، بهم زنگ زد

00:35:12.259 --> 00:35:14.059
 راستش رو بخواید

00:35:14.095 --> 00:35:15.227
یه کم احساس کردم که تماسش تهدید آمیزه

00:35:15.262 --> 00:35:18.514
 گفتش که

00:35:18.566 --> 00:35:20.766
کامل یادم نمیاد که چی گفت

00:35:20.818 --> 00:35:23.152
یادم نیست که چرا تماس گرفته بود

00:35:23.187 --> 00:35:24.269
:میتونه این بوده باشه که زنگ زده بگه

00:35:24.271 --> 00:35:25.821
«.فقط میخواستم احوالی بپرسم»

00:35:25.856 --> 00:35:28.857
هیج وقت حتی یه لحظه هم علاقه ای به من نشون نداده بود

00:35:28.909 --> 00:35:31.443
بابی زنگ زد
و چرا نباید زنگ میزد؟

00:35:31.445 --> 00:35:34.580
اون بهترین دوستش بود یا یکی از
بهترین دوستاش بود

00:35:34.615 --> 00:35:36.915
مام بابتش متاسفم بودیم

00:35:38.521 --> 00:35:39.856
رابرت چی گفت؟

00:35:39.969 --> 00:35:41.670
«خدای من، دیدی بدبخت شدیم؟»

00:35:42.809 --> 00:35:45.770
آیا از تحقیقات حول محور قتل سوزان هم سوال کرد؟

00:35:46.043 --> 00:35:50.379
الان اینو میگید، شاید سوال کرد

00:35:50.431 --> 00:35:55.134
تلاش میکرد تا با کسایی که
طرف سوزان بودن، متحد بشه و همدردی بکنه

00:35:55.186 --> 00:35:56.802
چراشو مطمئن نیستم

00:35:56.854 --> 00:35:58.637
شاید، برای این بود که نذاره با پلیس صحبت کنیم

00:35:58.639 --> 00:36:00.389
که خب ما قبلش با پلیسا صحبت کرده بودیم

00:36:00.441 --> 00:36:01.774
اصلا نمیدونم

00:36:01.809 --> 00:36:04.610
 ولی صد در صد دنبال این بود که

00:36:04.645 --> 00:36:06.779
بفهمه کجا میتونه دوست پیدا کنه

00:36:10.503 --> 00:36:14.090
اولین تماسی که با بابی بعد از قتل
سوزان داشتید، کی بود؟

00:36:14.405 --> 00:36:18.040
مدت کوتاهی بعد از اون بود

00:36:18.075 --> 00:36:19.241
یادم نیست که من بهش زنگ زدم یا اون زنگ زد

00:36:19.293 --> 00:36:20.793
یه زمانی بود که من رفته بودم سراغ

00:36:20.828 --> 00:36:23.378
وسیله ای که کارتهای کاری شو نگه میداشت و شروع کردم به مطلع کردن بقیه

00:36:23.414 --> 00:36:25.247
به خبرنگارها زنگ میزدم

00:36:25.299 --> 00:36:27.132
به پلیس زنگ میزدم

00:36:27.168 --> 00:36:29.501
 مشخص بود که خیلی همدردی میکنه

00:36:29.553 --> 00:36:32.221
 و خیلی از شنیدنش ناراحت شده بود و
ازم پرسید که چه کاری ازش بر میاد

00:36:33.941 --> 00:36:35.307
 و همون زمان ها بود که

00:36:35.342 --> 00:36:39.344
مردم شروع کردن به صحبت در مورد باب به عنوان یه مظنون

00:36:39.396 --> 00:36:41.346
ولی هیچ وقت با عقل من جور در نمیومد

00:36:41.348 --> 00:36:43.482
حتی یه لحظه هم همچین فکری نکردم

00:36:44.852 --> 00:36:46.485
میدونستم که سوزان چطوری راجع بهش فکر میکرد

00:36:49.440 --> 00:36:51.240
سارب و بابی بعد از مرگ سوزان

00:36:51.275 --> 00:36:52.691
خیلی باهم نزدیک شدن

00:36:53.861 --> 00:36:56.028
... که یه مشکل بود، چونکه

00:36:56.080 --> 00:37:00.165
... بقیه ما، میدونید خب

00:37:00.201 --> 00:37:02.868
احساس میکردیم که توی یه واقعیت دیگه از ماجرا زندگی میکنیم

00:37:02.920 --> 00:37:07.339
:وقتی مردم سعی میکردن که فرضیه غالب رو بهم توضیح بدن، اینطوری میگفتن که

00:37:07.374 --> 00:37:09.374
... ببین، زنش گم شده بود و»

00:37:09.426 --> 00:37:10.759
«.خیلی از مردم فکر میکردن که اون زن شو کشته

00:37:10.845 --> 00:37:12.928
:میگفتن
ببین، دوباره، یه ماه»

00:37:12.963 --> 00:37:14.680
دو ماه پیش پرونده زن شو باز کردن

00:37:14.715 --> 00:37:18.550
«عجیب نیست؟

00:37:18.602 --> 00:37:21.220
 و
«.ببین اتفاق تصادفی ای در میون نیست»

00:37:21.222 --> 00:37:25.107
اولش گفتم که معلومه که تصادفه

00:37:25.142 --> 00:37:26.558
همیشه تصادفه

00:37:28.812 --> 00:37:30.896
آره، اون جزو لیست هست

00:37:30.948 --> 00:37:33.649
چونکه اجازه داده بود تا واردش کنن

00:37:33.701 --> 00:37:36.568
شاید اون به بابی پشت کرده

00:37:36.620 --> 00:37:37.786
میدونید خب

00:37:37.821 --> 00:37:41.240
ولی، هیچ چیز دیگه ای توی این قضیه با عقلم جور در نمیاد

00:37:43.327 --> 00:37:44.960
میتونم بفهمم که چطوری یه جوون

00:37:44.995 --> 00:37:48.213
که تازه کسی که مثل مادر بهش نگاه میکرده رو از دست میده

00:37:48.249 --> 00:37:50.999
و زندگی شو به شروع میکرده

00:37:51.051 --> 00:37:54.753
دوست داشته باشه که حرفای یه مولتی میلیونر رو باور کنه

00:37:54.755 --> 00:37:56.638
که میتونه یه دوست خوب براش باشه

00:37:57.777 --> 00:38:00.613
بعد از مرگ سوزان، آیا باب پولی به شما داد؟

00:38:01.095 --> 00:38:03.095
... خب، نه، اینطوری نبود، یعنی خب

00:38:03.097 --> 00:38:06.098
... یه سری
اساسا توی یه صحبتی

00:38:06.150 --> 00:38:08.183
که یه موقعی باهم داشتیم

00:38:08.235 --> 00:38:11.436
این مسئله دوباره پیش اومد که من دانشگاه نرفتم

00:38:11.488 --> 00:38:14.606
ازم پرسید که پول دانشگاه رفتنت چقدر میشه؟

00:38:14.658 --> 00:38:17.910
و منم بهش گفتم که حدود دویست هزار دلار

00:38:17.945 --> 00:38:20.028
مسلما زیاد بود، ولی خب نه زیاد

00:38:20.080 --> 00:38:23.282
یعنی خب، شهریه و زندگی و اینکه بشه تمرکز کرد

00:38:23.334 --> 00:38:25.500
بهم گفت که برای چهار سال، سالی 25 هزار دلار بهم میده

00:38:29.558 --> 00:38:30.558
...ماه های بعدش

00:38:30.601 --> 00:38:31.936
باب رو دوباره دیدید؟

00:38:32.343 --> 00:38:33.792
توی سفر بعدیش که اومده بود این سمت

00:38:33.844 --> 00:38:35.961
گفت که میخواد شام رو با من بخوره

00:38:36.783 --> 00:38:38.243
و باهاش شام خوردید؟

00:38:38.432 --> 00:38:39.681
نه

00:38:39.717 --> 00:38:41.049
شام نخوردیم

00:38:41.204 --> 00:38:42.405
چرا؟

00:38:42.519 --> 00:38:44.219
چونکه ظاهرا، یه کم بعدش

00:38:44.271 --> 00:38:48.307
... داشت فرار میکرد، بخاطر خب

00:38:48.359 --> 00:38:50.859
اون موقع برای قتل و تکه تکه کردن یه نفر

00:38:50.894 --> 00:38:54.146
دستگیر شده بود

00:38:54.198 --> 00:38:57.366
واسه همین نتونست به شام برسه

00:39:05.709 --> 00:39:07.125
پلیس گالوستون متقاعد شده که

00:39:07.161 --> 00:39:09.628
 رابرت دورست پنجاه و هشت ساله
همسایه خود، موریس بلک هفتاد و یک ساله را

00:39:09.663 --> 00:39:11.997
کشته و جسدش رو تکه تکه نموده است

00:39:11.999 --> 00:39:14.333
پس از آن نیز جسد را در خلیج گالوستون رها کرده

00:39:16.303 --> 00:39:18.337
یه شب روی توی زندان بودم

00:39:20.841 --> 00:39:24.426
کارآگاه اونجا بهم گفته بود که

00:39:24.478 --> 00:39:26.228
 مظنون به قتل ام و وثیفه

00:39:26.263 --> 00:39:30.148
آزادیم هم 250 هزار دلاره

00:39:30.184 --> 00:39:32.851
... و فکر نمیکردم وقتی که به اتهام قتل میگیرنت

00:39:32.903 --> 00:39:36.104
خب یعنی، اینطوری نبود که هیچی ندونم
ولی خب نمیتونید برای کسی که چنین اتهامی رو داره

00:39:36.156 --> 00:39:38.156
وثیقه تعیین کنید

00:39:38.192 --> 00:39:40.993
چونکه خب معلومه میذاره در میره

00:39:41.028 --> 00:39:42.411
ولی خب قصد تون وقتی که وثیقه رو تهیه کردید

00:39:42.446 --> 00:39:44.913
این بود که فرار کنید؟

00:39:44.948 --> 00:39:47.366
 خداحافظ  250 هزار دلار

00:39:47.368 --> 00:39:50.035
خداحافظ زندان
دیگه کاری ندارم با شما

00:39:54.708 --> 00:39:56.625
وارث سلطنت کسب و کار املاک نیویورک، رابرت دورست

00:39:56.677 --> 00:39:58.260
دوباره تحت بازداشت قرار گرفت

00:39:58.295 --> 00:40:00.712
 وی در حالی که سعی در دزدیدن یک
ساندویچ سالاد مرغ به قیمت شش دلار بود

00:40:00.764 --> 00:40:03.849
در پنسیلوانیا دستگیر شد

00:40:06.053 --> 00:40:08.854
«رفته بودم توی فروشگاه «وگمن

00:40:08.889 --> 00:40:10.222
تا روزنامه بخرم

00:40:13.310 --> 00:40:17.396
نمیدونم چی شد که فکر کردم باید جنس بلند کنم

00:40:17.398 --> 00:40:20.365
میخواستم ببینم میتونم ازش در برم یا هر چیزی که بود

00:40:20.401 --> 00:40:22.484
به هر حال تصمیم گرفتم که به جای دادن پولش، بدزدمش

00:40:22.536 --> 00:40:23.902
فقط میخواستم برش دارم

00:40:27.074 --> 00:40:28.073
داشتم از اونجا میرفتم

00:40:28.075 --> 00:40:31.126
دوتا از مامورین امنیتی جلوی در بودن

00:40:31.161 --> 00:40:32.744
و باید باهام صحبت میکردن

00:40:32.746 --> 00:40:34.079
گفتن که ببخشید ولی باید با ما بیاید

00:40:34.131 --> 00:40:35.881
این چرت و پرتا

00:40:35.916 --> 00:40:38.834
به طرز احمقانه ای من هم باهاشون رفتم

00:40:38.886 --> 00:40:41.136
و بازداشت شدم

00:40:43.924 --> 00:40:46.892
دورست برای قتل در گالوستون تگزاس تحت تعقیب بوده

00:40:46.927 --> 00:40:49.761
 و در لس آنجلس و وست چستر نیویورک هم

00:40:49.813 --> 00:40:51.563
مظنون به قتله

00:40:54.651 --> 00:40:55.851
سر سوزان برمن چی اومد؟

00:40:55.903 --> 00:40:57.623
آیا شما ارتباطی با اون قتل دارید؟

00:41:03.026 --> 00:41:04.776
چرا سرتون رو تراشیده بودید؟

00:41:04.828 --> 00:41:07.779
داشتم فرار میکردم
سعی کرده بودم که تغییر قیافه بدم

00:41:07.831 --> 00:41:09.414
واقعا خوب جواب داد

00:41:11.368 --> 00:41:13.752
ابروهاتون رو هم تراشیده بودید؟

00:41:13.787 --> 00:41:16.371
همه چیو -
چرا؟ -

00:41:16.423 --> 00:41:18.590
بیشتر شبیه به خودم نمیشدم

00:41:18.625 --> 00:41:20.792
... قیافه رو
وقتی که ابرو و موها رو باهم میزنی

00:41:20.844 --> 00:41:24.463
قیافه ات عجیب میشه

00:41:24.515 --> 00:41:26.348
از قصد بود پس؟

00:41:26.383 --> 00:41:29.957
آره، چطور میشه ابروهاتو تصادفی بزنی؟

00:41:30.981 --> 00:41:45.981
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.