﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:01.000
<c.red><i>?آنچه که در سريال
: گذشت "The Last Kingdom"</i></c>

00:00:01.101 --> 00:00:03.343
<i>من «اوترِد» پسرِ «اوترِد» هستم</i>

00:00:03.979 --> 00:00:10.318
<i>بانو «اَتِلفِلد» خواسته‌ي پدرش را اجابت کرد
و با «اِتِلرِد» لردِ «مرسيا» ازدواج کرد</i>

00:00:10.319 --> 00:00:14.947
<i>و «آلفرد» را در رسيدن به روياي انگلستاني
يکپارچه نزديک‌تر از هميشه ساخت</i>

00:00:14.948 --> 00:00:17.277
<i>سرورم ، عشق بايد با ملايمت
و مهرباني باشد</i>

00:00:19.077 --> 00:00:23.914
<i>در يک وصلت فرخنده‌تر
پدر «بيوکا» با خواهرم «تورا» ازدواج کرد</i>

00:00:23.915 --> 00:00:26.167
<i>«عذر مي‌خوام لرد «اوترِد
من «آسفِرت» هستم</i>

00:00:26.168 --> 00:00:27.501
<i>تو پسر حرومزاده «آلفرد» هستي</i>

00:00:27.502 --> 00:00:30.921
<i>«بعد از اينکه «اريک» و «سيگفريد
برادران شمالي</i>

00:00:30.922 --> 00:00:33.299
<i>نتوانستند من را براي ملحق شدن
به سپاه‌شان متقاعد کنند</i>

00:00:33.300 --> 00:00:35.801
<i>شهر «لاندن» را به تصرف درآوردند</i>

00:00:35.802 --> 00:00:39.722
<i>تو ميگي به من سوگند وفاداري خوردي
ولي با اينحال مدام به «دِين‌لند» رفت و آمد مي‌کني</i>

00:00:39.723 --> 00:00:41.474
<i>چطور بهت اعتماد کنم؟</i>

00:00:41.475 --> 00:00:44.602
<i>آلفرد» فرماندهي سپاهش»
را به «اِتِلرِد» سپرد</i>

00:00:44.603 --> 00:00:46.896
<i>فردا عازم جنگ ميشيم
مي‌خوام که تو هم همراهم بياي</i>

00:00:46.897 --> 00:00:48.261
<i>به ميدان نبرد؟</i>

00:00:48.262 --> 00:00:54.403
<i>و براي پس‌گرفتن شهر اعزام شديم
ولي هيچ احدي را پيدا نکرديم</i>

00:00:54.404 --> 00:00:57.365
<i>اگه اراده کنيم راهي وجود داره تا بزرگترين ارتشي
که اين کرانه‌ها به خودش ديده را درست کنيم</i>

00:00:57.366 --> 00:01:01.243
<i>سرورم -
اين علامتي‌ـه که از چند فرسخي ديده ميشه -</i>

00:01:01.244 --> 00:01:05.163
<i>«تورا» -
مرگ در راه‌ـه -</i>

00:01:05.199 --> 00:01:07.576
<i>جنگل...به سمت جنگل</i>

00:01:07.705 --> 00:01:10.419
<i>اين يه حقه است . مطمئنم</i>

00:01:10.420 --> 00:01:13.631
<i>و از عواقب وحشتناکِ آن ترس دارم</i>

00:01:13.632 --> 00:01:15.179
<i>همه چيز به سرنوشت بستگي دارد</i>

00:01:42.000 --> 00:01:50.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:53.000 --> 00:01:57.000
<c.red>"The Last Kingdom"
فصل 2 : قسمت 7</c>

00:02:30.250 --> 00:02:36.063
نه ، نه . خدايا ، خودت رحم کن
که حقيقت نداشته باشه

00:02:36.064 --> 00:02:37.865
«تورا»

00:02:37.866 --> 00:02:40.301
«بانو «اَتِلفِلد -
«تورا» -

00:02:42.679 --> 00:02:43.970
«تورا»

00:02:45.519 --> 00:02:47.627
تو رو خدا زنده باش
تو رو خدا زنده باش

00:02:47.628 --> 00:02:53.437
«بانو «اَتِلفِلد -
تورا»...«تورا» ، خواهش مي‌کنم» -

00:02:56.234 --> 00:02:57.443
«تورا»

00:02:58.987 --> 00:03:01.079
«بانو «اَتِلفِلد

00:03:03.739 --> 00:03:07.139
تمام مردها رو از دم تيغ گذروندن -
زن‌ها هم همينطور -

00:03:09.057 --> 00:03:12.500
اون دختر شاه «آلفرد»ـه
امکان نداره بکشنش

00:03:12.501 --> 00:03:14.156
امکان نداره

00:03:16.087 --> 00:03:17.766
«تورا»

00:03:29.059 --> 00:03:30.350
تو رو خدا

00:03:36.024 --> 00:03:37.123
«بيوکا»

00:03:40.715 --> 00:03:42.277
«بيوکا»

00:03:42.278 --> 00:03:44.813
«تورا»

00:03:44.814 --> 00:03:46.883
«بيوکا»

00:03:46.884 --> 00:03:48.447
«تورا»

00:03:48.448 --> 00:03:50.053
«بيوکا»

00:03:50.054 --> 00:03:52.081
«تورا»

00:03:52.082 --> 00:03:53.510
«بيوکا»

00:03:55.630 --> 00:03:58.895
فکر کردم مُردي
از خدا مي‌خواستم جون منم بگيره

00:03:58.896 --> 00:04:01.930
فکر کردم مُردي
فکر کردم مُردي

00:04:04.845 --> 00:04:08.005
تورا»؟ «تورا»؟»

00:04:09.057 --> 00:04:12.692
تورا» ، «اَتِلفِلد» کجاست؟»

00:04:15.755 --> 00:04:17.428
جواب بده

00:04:17.429 --> 00:04:18.818
معلومه که جواب ميده

00:04:22.779 --> 00:04:24.422
نميدونم

00:04:26.932 --> 00:04:29.122
دستگيرش کردن؟

00:04:29.123 --> 00:04:31.495
...باهم فرار کرديم ولي

00:04:31.496 --> 00:04:34.635
بعدش «اَتِلفِلد» رفته بود

00:04:37.961 --> 00:04:39.789
سرورم ، ما جستجو رو ادامه ميديم

00:04:42.115 --> 00:04:46.018
بُردنش . حتماً همينطوره
وگرنه چه دليلي داره که شهر رو رها کنن

00:04:46.019 --> 00:04:47.513
و به اردوگاه حمله کنن؟

00:04:47.514 --> 00:04:49.508
اون دختر پادشاهه

00:04:50.796 --> 00:04:52.000
جرأتش رو ندارن

00:04:56.237 --> 00:04:58.894
اردوگاه و اطرافش رو جستجو مي‌کنيم

00:04:58.895 --> 00:05:01.055
دنبال بانو «اَتِلفِلد» بگرديد

00:05:12.394 --> 00:05:14.761
من رو کجا مي‌بري؟

00:05:14.762 --> 00:05:18.997
بالاخره زبونت باز شد؟
به سمت «بَئِمفليوت» ميريم

00:05:18.998 --> 00:05:21.500
بعدش چي؟ کشتي؟

00:05:22.446 --> 00:05:24.231
قفس؟

00:05:24.232 --> 00:05:28.468
هنوز تصميم نگرفتم
به‌خاطر تو از خيرِ «لاندن» گذشتم

00:05:31.625 --> 00:05:36.007
اريک» ، دختره چجورياست؟ گرم‌ـه؟»

00:05:36.069 --> 00:05:37.356
ثروتمنده

00:05:37.357 --> 00:05:41.094
بايدم همينطور باشه
اون جاده‌ي ما براي رسيدن به افتخاره

00:05:56.920 --> 00:05:59.039
به «آلفرد» چي مي‌خواي بگي؟

00:06:00.659 --> 00:06:02.362
به جز حقيقت چي مي‌تونم بگم؟

00:06:03.566 --> 00:06:07.968
آلفرد» ازت مي‌پرسه که چرا «اَتِلفِلد» همراهت بود»
درحالي‌که اصلاً نبايد همراهت مي‌بود

00:06:07.969 --> 00:06:10.521
خودم خوب ميدونم نبايد اونجا مي‌بود

00:06:11.832 --> 00:06:15.349
بايد بگي «اَتِلفِلد» اصرار کرد . التماس کرد

00:06:15.653 --> 00:06:19.805
و تو هم چنان شيفته‌ي عروست بودي
که نتونستي درخواستش رو رد کني

00:06:19.807 --> 00:06:22.339
و خودم رو ضعيف جلوه بدم؟

00:06:22.340 --> 00:06:26.660
سرورم ، اين يه انتخاب‌ـه
بين دلباخته بودن يا احمق بودن

00:06:27.698 --> 00:06:29.234
اوترِد»؟»

00:06:29.235 --> 00:06:31.269
اوترِد» ، کجا ميري؟»

00:06:31.270 --> 00:06:35.062
ميرم «کوکهام» خونه خودم
همونجايي که «آلفرد» دستور داد بمونم

00:06:35.125 --> 00:06:37.534
همونجايي که زنم رو گذاشتم

00:06:38.622 --> 00:06:40.698
ولي شاه ممکنه کارِت داشته باشه

00:06:40.699 --> 00:06:44.882
پادشاه با اون‌همه خِرَد و فرزانگي
«چاره‌اي جز تبعيد کردنش پيدا نکرد پدر «بيوکا

00:06:47.054 --> 00:06:50.880
درضمن بايد اين شُبهه رو به‌وجود بياري
که چطور شمالي‌ها

00:06:50.919 --> 00:06:54.491
از موقعيت مکان و زمانيِ «اَتِلفِلد» باخبر بودند

00:07:14.966 --> 00:07:18.101
اگر واقعاً باور داري که «اَتِلفِلد» زنده است
از اونجا که آدمي نيستي

00:07:18.102 --> 00:07:21.258
که ولش کني به امون خدا
که شکي هم نيست که اين‌کار رو نمي‌کني

00:07:21.259 --> 00:07:25.681
پس دليل اصلي‌ـت براي برگشتن به
کوکهام» به جاي «وينچستر» چيه؟»

00:07:25.682 --> 00:07:28.464
تو «وينچستر» حرفي براي گفتن نيست

00:07:28.465 --> 00:07:31.216
نمي‌خوام جزء دادگاه نجواکنندگان باشم

00:07:31.217 --> 00:07:35.472
هر وقت حرفي واسه گفتن داشتيم ميريم
نه قبلش

00:07:39.184 --> 00:07:41.578
«سيتريک» -
بله سرورم؟ -

00:07:43.972 --> 00:07:46.447
همراه "ريپر" به سمت «بَئِمفليوت» برو

00:07:46.448 --> 00:07:50.079
ناوگان «اريک» و «سيگفريد» اونجاست
خودشون هم همونجا خواهند بود

00:07:50.080 --> 00:07:51.400
بايد جاسوسي کنيم؟

00:07:51.401 --> 00:07:54.289
بايد با چشم خودت ببيني
که بانو «اَتِلفِلد» زنده است

00:07:54.290 --> 00:07:57.632
و چطور باهاش رفتار مي‌کنند
«بعد «ريپر» رو بفرست پيش من به «کوکهام

00:07:57.633 --> 00:08:00.934
تو همونجا مي‌موني
و جاسوسي مي‌کني

00:08:00.935 --> 00:08:04.154
سيتريک» ، من بايد از تمام سوراخ‌سنبه‌هاي»
بَئِمفليوت» باخبر باشم»

00:08:04.155 --> 00:08:06.919
از تک‌تکِ علف‌هايي که اطراف دژ سبز شدند

00:08:06.920 --> 00:08:08.770
چشم سرورم

00:08:11.400 --> 00:08:14.400
<c.red>" بَئِمفليوت "</c>

00:08:14.400 --> 00:08:18.900
<c.red>" بنفليت "
" قلمرو آنگلياي شرقي "</c>

00:08:19.224 --> 00:08:23.420
<i>اين رو مي‌بيني؟</i>
هر روز جنگجوهاي بيشتري به ما ملحق ميشن

00:08:24.458 --> 00:08:27.531
همين که خبر اسير کردن تو به گوش‌شون برسه
بيشتر هم ميشن

00:08:27.533 --> 00:08:32.788
همه براي جنگ لحظه‌شماري مي‌کنن
بابتش بايد از شما تشکر کنم بانو

00:08:34.055 --> 00:08:35.633
داخل قلعه مردهاي زيادي منتظرن

00:08:36.838 --> 00:08:40.327
مي‌خوان بهت نزديک بشن
توي چشمات زُل بزنن

00:08:40.328 --> 00:08:41.865
مي‌خوان من رو بترسونن

00:08:43.194 --> 00:08:44.607
بله

00:09:08.410 --> 00:09:10.571
يادتون‌ـه چي بهتون گفتم؟

00:09:11.983 --> 00:09:14.101
گفتم که مي‌خوام

00:09:14.102 --> 00:09:18.629
دختر شاه «آلفرد» رو دعوت کنم
حالا اون اينجاست

00:09:21.538 --> 00:09:23.117
به خدايان قسم مي‌خورم

00:09:24.986 --> 00:09:29.887
که اين غنيمت به ارزاني
فروخته نخواهد شد

00:09:29.888 --> 00:09:35.931
ثروت و افتخار
در انتظار همه شما خواهد بود

00:09:55.977 --> 00:09:58.510
اين بهترين جايي‌ـه که داريم

00:09:58.511 --> 00:10:01.833
اين‌ها افراد من هستن
اونا مراقب‌ـت هستن

00:10:01.834 --> 00:10:04.700
هميشه بايد تحت‌نظر باشي

00:10:04.701 --> 00:10:06.777
اينجا جاتون امنه

00:10:06.778 --> 00:10:10.298
و همراهان من چطور؟
خدمتکارهام که تو اردوگاه بودن؟

00:10:12.137 --> 00:10:16.208
«هر زني غير از «اَتِلفِلد
يا کشته شده يا تصاحب

00:10:22.938 --> 00:10:27.492
به احتمال زياد تصاحب شدند
يه سطل اون گوشه هست

00:10:28.255 --> 00:10:31.993
يه سطلِ سلطنتي
براي اينکه دست‌ـتان اوخ نشه

00:10:42.800 --> 00:10:45.000
<c.red>" وينتاسيستر "</c>

00:10:45.000 --> 00:10:48.200
<c.red>" وينچستر "
" قلمرو وِسکس "</c>

00:10:57.918 --> 00:11:03.651
اِتِلرِد» ، انتظار داشتم يک پيک بياد»
البته چند روز بعد ، نه الان

00:11:05.853 --> 00:11:08.989
خبر من مهم‌تر از اون بود
که به پيک اعتماد کنم

00:11:13.922 --> 00:11:16.061
لاندن» دوباره پس گرفته شد»

00:11:16.405 --> 00:11:18.606
خدا را شکر

00:11:18.607 --> 00:11:24.920
...هيچ مرد شمالي در شهر زنده نماند ولي

00:11:24.921 --> 00:11:28.312
اين پيروزي بزرگ
به بهاي قابل توجهي بدست آمد

00:11:29.955 --> 00:11:31.682
راه و رسم جنگ همينه

00:11:34.627 --> 00:11:36.751
سرورم قضيه مربوط به «اَتِلفِلد»ـه

00:11:39.715 --> 00:11:40.897
چه ربطي؟

00:11:43.260 --> 00:11:47.426
مي‌ترسيم که ايشان را
اسير کرده باشند

00:11:49.524 --> 00:11:51.653
سرورم ، دعا مي‌کنيم
که همين اتفاق رخ داده باشه

00:11:51.654 --> 00:11:54.785
توسط شمالي‌ها؟ -
اَتِلفِلد» همراه شما بوده؟» -

00:11:54.786 --> 00:11:59.046
چه بلايي سر دخترم ميارن؟ -
اَتِلفِلد» اونجا بود؟» -

00:12:01.176 --> 00:12:04.641
دختر من رو با خودت به ميدان جنگ بردي؟

00:12:04.642 --> 00:12:06.061
جنگي در کار نبود سرورم

00:12:06.062 --> 00:12:09.026
ايشان جزء سپاه مهاجمين نبودند سرورم
صد البته که نبودند

00:12:09.027 --> 00:12:12.367
فاصله زيادي با سپاه داشتند -
ولي گويا فاصله مطمئني نداشتند -

00:12:12.368 --> 00:12:16.585
مسلماً من آدم ضعيفي بودم
ولي اون خودسر و مشتاق بود

00:12:16.586 --> 00:12:18.757
خودش اصرار کرد
که تا يک مسيري همراه ما بياد

00:12:18.758 --> 00:12:20.594
تو ناسلامتي شوهرش هستي

00:12:20.595 --> 00:12:22.557
برام سخت‌ـه که
دست رد به سينه‌اش بزنم

00:12:22.558 --> 00:12:25.397
اون زنده است؟ با چشم خودت ديدي؟
اين رو جواب بده

00:12:25.398 --> 00:12:29.991
بايد زنده باشه سرورم
چه دليلي براي کشتنش دارند؟

00:12:29.992 --> 00:12:31.662
ولي به‌طور قطع نميدوني؟

00:12:33.751 --> 00:12:34.920
نه

00:12:37.760 --> 00:12:40.829
اينم نميدونم که از کجا فهميدن
اَتِلفِلد» با ما سفر مي‌کنه»

00:12:42.312 --> 00:12:45.401
اوترِد» فکر مي‌کنه که»
اونا به «بَئِمفليوت» برگشتند

00:12:45.402 --> 00:12:48.408
اون خوب مي‌شناست‌شون -
اوترِد» به «کوکهام» برگشت سرورم» -

00:12:48.409 --> 00:12:51.622
فقط از دستورات قبلي شما
پيروي مي‌کرد سرورم

00:12:58.316 --> 00:13:07.388
بعد از شنيدن وقايع و بهانه‌ها
چيزي که بايد بدونم حقايق هستند

00:13:08.491 --> 00:13:13.376
من در سراسر اين سرزمين آدمايي دارم
براشون پيام مي‌فرستم و خبر مي‌گيرم

00:13:13.377 --> 00:13:15.466
تنها کاري که از دستم برمياد همينه

00:13:19.027 --> 00:13:21.145
تنها کاري که از دست همه ما
برمياد همينه . عزيزم

00:13:23.567 --> 00:13:26.867
سرورم ، قول شرف ميدم
نجاتش خواهم داد

00:13:31.001 --> 00:13:32.630
هيچ ميدوني چي‌کار کردي؟

00:13:33.924 --> 00:13:38.184
احتمالاً نميدوني چون همونقدر که
به‌دردنخور هستي مغرور هم هستي

00:13:39.646 --> 00:13:42.359
من هيچ‌کاري جز اجراي
فرامين پادشاه انجام ندادم

00:13:42.360 --> 00:13:47.497
کل پادشاهي رو در خطر قرار دادي
تمام پادشاهي‌ها رو

00:13:49.251 --> 00:13:54.930
تو يه وزغي . يه ابله . يه احمق
با جاه‌طلبي بسيار فراتر از ظرفيت‌ـت

00:13:54.931 --> 00:13:57.227
اگه من اين رو بتونم ببينم
مطمئنم «آلفرد» هم مي‌تونه ببينه

00:13:57.228 --> 00:13:59.565
لرد «اودا» ، مقصود خودتون رو
به روشني بيان کرديد

00:13:59.566 --> 00:14:02.954
اين 1بار گستاخي شما رو مي‌بخشيم -
تو من رو مي‌بخشي؟ -

00:14:03.009 --> 00:14:05.826
نبايد سرورم رو به اين
شکل مورد خطاب قرار بديد

00:14:05.831 --> 00:14:09.924
مي‌تونم بهتون پيشنهاد کنم
تشريف ببريد و يک جام شراب ديگه بنوشيد؟

00:14:15.353 --> 00:14:17.565
پدر «بيوکا» و «استياپا» ، همراه من بياييد

00:14:17.566 --> 00:14:19.570
تمام جزئيات رو از لحظه‌اي که

00:14:19.571 --> 00:14:22.075
وينچستر» رو ترک کرديد برام تعريف مي‌کنيد»
دنبالم بياييد

00:14:22.076 --> 00:14:23.789
بله سرورم

00:14:28.800 --> 00:14:32.224
لاندن» دوباره پس گرفته شد» "
و هيچ مرد شمالي

00:14:32.225 --> 00:14:34.187
" در شهر زنده نماند

00:14:36.401 --> 00:14:37.737
خيلي خوب شروع کردي

00:14:39.366 --> 00:14:43.207
شايد بايد به شاه يادآوري کنم که
چه کسي بود که به «دِين‌لند» سفر مي‌کرد

00:14:43.208 --> 00:14:45.337
«يادآوري مي‌کنم که دوستِ شما «اوترِد

00:14:45.338 --> 00:14:51.518
کسي‌ـه که شاهِ «مرسيا» صداش مي‌کنند
و حتماً گوشزد مي‌کنم که چقدر شما علاقه‌مند

00:14:51.519 --> 00:14:52.980
به تخت‌شان هستيد

00:14:54.985 --> 00:14:56.470
حتماً بگو

00:14:58.492 --> 00:15:02.576
ولي بذار يادت بندازم که
تنها مردي که مي‌تونه

00:15:02.577 --> 00:15:05.134
اين گندکاري بزرگ رو جمع و جور کنه

00:15:05.135 --> 00:15:08.023
همون مردي‌ـه که اينطور مستأصل
به دنبال خراب کردنش هستي

00:15:08.024 --> 00:15:09.757
«اوترِد»

00:15:11.613 --> 00:15:13.388
«شاهِ «مرسيا

00:15:29.562 --> 00:15:31.009
تو چه فکري هستي؟

00:15:34.400 --> 00:15:36.025
تو فکر «اَتِلفِلد» هستم

00:15:37.778 --> 00:15:39.627
اگه زنده باشه
چشم اميدش به توئه

00:15:46.120 --> 00:15:47.630
آلفرد» پدرش‌ـه»

00:15:49.957 --> 00:15:53.907
ولي چشم اميدش به توئه
«اوترِد» از «بِبِنبِرگ»

00:15:55.921 --> 00:16:01.018
درسته که اين مشکل تو نيست
ولي تو حلش مي‌کني

00:16:01.302 --> 00:16:04.488
«با فرستادن «سيتريک
زودتر کارِت رو شروع کردي

00:16:04.489 --> 00:16:07.466
بيا کنارم بشين -
نه . گرسنه‌ام -

00:16:09.352 --> 00:16:11.112
کمکت مي‌کنم

00:16:11.113 --> 00:16:15.137
نه . خودم انجامش ميدم
فکر کنم يه چيزي گرفتم

00:16:15.138 --> 00:16:17.192
بالاخره شام جور شد

00:16:17.193 --> 00:16:18.698
عجب هيولايي هم هست

00:16:24.200 --> 00:16:27.118
سرورم ، گفتين که شما رو پيدا کنم

00:16:27.119 --> 00:16:30.418
تو کي هستي؟ -
«پسر حرومزاده «آلفرد -

00:16:33.592 --> 00:16:37.768
من «آسفِرت» هستم بانو
آسفِرتِ» خالي»

00:16:44.534 --> 00:16:48.459
به هر شخص در هر شهري
سپرده شده که دعا کنند

00:16:48.460 --> 00:16:50.338
که دختر پادشاه زنده و سلامت باشه

00:16:50.339 --> 00:16:54.389
پس حتماً زنده است . حالش هم خوبه
و فوري آزاد ميشه

00:16:54.390 --> 00:16:56.061
خيلي‌خب ، شب‌بخير بگو

00:16:57.105 --> 00:16:59.526
شما که مرد معتقدي نيستيد سرورم؟

00:16:59.527 --> 00:17:01.948
معلومه که اعتقاد دارم

00:17:01.949 --> 00:17:03.578
ولي به خدايان راستين

00:17:05.165 --> 00:17:07.086
و به سرنوشت

00:17:09.383 --> 00:17:12.096
آسفِرت» ، دوست داري به»
يه کافر خدمت کني؟

00:17:12.097 --> 00:17:14.185
بانو ، خدا در وجود تمام مردان خوب هست

00:17:14.186 --> 00:17:17.652
و عموي من «لفريچ» بارها بهم گفته بود
که شوهر شما مرد خوبيه

00:17:19.155 --> 00:17:20.617
يه مرد عالي

00:17:21.995 --> 00:17:23.539
واقعاً اين رو مي‌گفت؟

00:17:23.540 --> 00:17:25.211
بله . مي‌گفت سرورم

00:17:27.090 --> 00:17:31.768
با اينحال اين مرد خوب
فقط به يک دليل اجازه داد بهش ملحق بشي

00:17:34.148 --> 00:17:36.069
«براي خجالت‌زده کردن «آلفرد

00:17:39.870 --> 00:17:41.081
راست ميگه

00:17:43.670 --> 00:17:46.885
سرورم ، ممکنه اين دليلي باشه که
اجازه داديد بهتون ملحق بشم

00:17:46.886 --> 00:17:49.350
ولي به شما دليلي ميدم که
اجازه بديد بمونم

00:17:52.649 --> 00:17:55.571
«سرنوشت تو رو کشونده اينجا «آسفِرت

00:17:55.572 --> 00:17:59.518
بهتره «وينچستر» خيلي بيشتر از
دعا و نيايش داشته باشه

00:18:01.210 --> 00:18:05.344
چون ما هم به‌زودي ميريم اونجا -
نه -

00:18:05.345 --> 00:18:08.309
تو خودت هم مي‌خواي بري
پس چرا بچه‌بازي درمياري؟

00:18:08.310 --> 00:18:10.106
...ما وقتي راهي «وينچستر» ميشيم

00:18:12.528 --> 00:18:14.324
که از «بَئِمفليوت» برام خبر بيارند

00:18:41.203 --> 00:18:43.374
آدم‌هام ميگن حاضر نيستي غذا بخوري

00:18:44.669 --> 00:18:46.966
بله . مي‌خوام قبلش خودم را بشورم

00:18:48.553 --> 00:18:50.974
کاسه که داري . آب هم هست
ديگه چي مي‌خواي؟

00:18:50.975 --> 00:18:52.269
منظورم حمام کردن بود

00:18:52.270 --> 00:18:55.818
مي‌خوام برم بيرون . هواي تازه استشمام کنم
ديگه داره حالم از اينجا به‌هم مي‌خوره

00:18:55.819 --> 00:18:58.575
ميدوني ، پيشنهاد برادرم اين بود
بذاريمت توي يک بشکه

00:18:58.576 --> 00:19:00.664
تا جلوي همه حمام کني

00:19:23.425 --> 00:19:24.719
بانو

00:19:28.102 --> 00:19:33.113
ترتيبي ميدم که در خلوت خودت حمام کني
ولي بايد در ازاش

00:19:33.114 --> 00:19:35.912
غذايي که ميارند را بخوري

00:19:40.422 --> 00:19:41.633
خيلي‌خُب

00:19:44.849 --> 00:19:46.561
پس به توافق رسيديم

00:19:49.777 --> 00:19:51.280
ممنونم

00:20:11.890 --> 00:20:18.885
احساس مي‌کنم زنده است.  توي قلبم
ولي خدا ميدونه چه بلايي دارند سرش ميارند

00:20:30.871 --> 00:20:34.963
اون شجاعت مادرش را به ارث برده
براي همين اطمينان دارم

00:20:34.964 --> 00:20:37.574
که از اين آزمون سخت هم
سربلند بيرون مياد

00:20:43.116 --> 00:20:49.122
سرورم ، منم ترجيح ميدم که اون رو مايل‌ها
دورتر از اينجا در «کوکهام» ببينم

00:20:51.377 --> 00:20:56.534
ولي امکانش نيست که شما
اوترِد» را به دربار احضار کنيد؟»

00:20:56.738 --> 00:20:59.624
خودم ميدونم که اون هيچ‌وقت ايمان نخواهد آورد -
نمي‌تونم -

00:20:59.625 --> 00:21:02.794
«ولي اگر شما بفرستينش «بَئِمفليوت
و اگر دخترمان اون رو ببينه

00:21:02.795 --> 00:21:06.923
ميدوني که نمي‌تونم اين‌کار رو بکنم -
شايد بهش جرأت دوباره بده -
اَتِلفِلد» به «اوترِد» ايمان داره»

00:21:06.924 --> 00:21:10.611
و ما هم به خداوند و به دعا و نيايش

00:21:16.163 --> 00:21:17.406
حق با شماست

00:21:22.336 --> 00:21:24.469
تنهاتون ميذارم
تا به نامه‌نگاري‌هاتون برسيد

00:21:51.460 --> 00:21:54.526
«چيزي را که بايد ديديم «ريپِر
«وقتش‌ـه بري پيش «اوترِد

00:21:55.603 --> 00:21:57.260
همين حالا

00:22:07.659 --> 00:22:11.056
اين‌همه نگهبان براي چيه؟
نکنه ازم مي‌ترسي؟

00:22:12.133 --> 00:22:15.841
تو کُلي مي‌ارزي بانوي من
حتي اگه دست و روت نشُسته باشه

00:22:36.100 --> 00:22:40.180
اون دختر يک پادشاهه
پس همه سرهاشون را برگردونند

00:22:40.181 --> 00:22:41.795
مي‌خوام پس سرِ همه‌تون بهش باشه

00:22:41.796 --> 00:22:44.571
سرورم ، حالا مگه چي ميشه
يه نگاهي بندازيم؟

00:22:44.572 --> 00:22:46.159
گفتم پسِ سرِتون

00:23:22.818 --> 00:23:24.910
حق با شما بود سرورم

00:23:27.364 --> 00:23:29.503
واقعاً خوشگل‌ـه -
آره . هست -

00:23:29.504 --> 00:23:33.973
ولي اون خيلي بيشتر از اين حرفاست
اون دختر ده‌ها برابر وزنش طلا و نقره مي‌ارزه

00:23:35.043 --> 00:23:37.728
براي همين داشتم فکر مي‌کردم
بايد تا مي‌تونيم پروارش کنيم

00:23:56.358 --> 00:23:57.910
اين بازي اسم هم داره؟

00:23:59.043 --> 00:24:00.554
"هفت سنگ"

00:24:02.232 --> 00:24:03.934
اون‌وقت واسه چي حالا؟

00:24:08.488 --> 00:24:09.657
اون «ريپر‌»ـه

00:24:09.659 --> 00:24:14.132
بايد از «بَئِمفليوت» خبر آورده باشه
ميرم «اوترِد» را خبر کنم

00:24:16.222 --> 00:24:18.479
«اوترِد» ، «اوترِد»

00:24:20.695 --> 00:24:21.782
«اوترِد»

00:24:38.671 --> 00:24:42.035
سرورم ، اگر شمالي‌ها براي تامين آذوقه
«رو آوردند به غارت «مرسيا

00:24:42.036 --> 00:24:44.689
فکر مي‌کنيد چقدر طول بکشه
تا سراغ «وِسکس» هم بيان؟

00:24:44.690 --> 00:24:47.657
آيا وقت آن نرسيده
تا ارتش آزاد را تشکيل بديم؟
<c.colorff8000>ارتشي متشکل از مردان غيرنظامي که)
(داوطلبانه براي دفاع از سرزمين‌شان مي‌جنگيدند</c>

00:24:47.658 --> 00:24:49.560
اِتِلوولد» ، از اونجا که تو ملکي نداري»

00:24:49.561 --> 00:24:53.239
پس در جايگاهي هم نيستي که بخواي
درمورد لزوم تشکيل ارتش آزاد حرف بزني

00:24:54.807 --> 00:24:57.816
امّا روي سخنم با ارباباني‌ـه که ملک دارند

00:24:57.817 --> 00:24:59.906
هر کدام از شما محصولي داريد
که بايد دِروش کنيد

00:24:59.907 --> 00:25:02.540
پس بايد در اسرع‌وقت محصول را دِرو
و در نزديک‌ترين جاي ممکن انبار کنيد

00:25:02.541 --> 00:25:03.668
و ازش محافظت کنيد

00:25:03.669 --> 00:25:06.344
تا اگر حمله کردند
نتونند چيزي را به تاراج ببرند

00:25:06.345 --> 00:25:09.521
ولي مهم‌تر اينکه ما نبايد
حتي يک ارزن خوراک به دست آن‌ها بديم

00:25:09.522 --> 00:25:11.884
چشم طمع آن‌ها به «وِسکس» را
کور خواهيم کرد

00:25:12.616 --> 00:25:15.123
و همين که دِرو تمام شد
مرداني که توان جنگيدن دارند را

00:25:15.124 --> 00:25:18.091
از کار مرخص کنيد
تا اگر مي‌خوان به ارتش ملحق بشن

00:25:18.092 --> 00:25:23.066
بهتر نيست اين‌کار را اجباري کنيد سرورم؟
مرسيا» به کمک ارتش نياز داره»

00:25:23.067 --> 00:25:25.574
بايد درموردِ اين کافرها کاري بکنيد

00:25:25.575 --> 00:25:28.542
اين کافرها که ميگيد
«گروگاني را در اختيار دارند لرد «سِلوين

00:25:28.543 --> 00:25:31.301
نکنه مي‌خوايد باعث مرگ
بانو «اَتِلفِلد» بشيد؟

00:25:31.302 --> 00:25:35.565
سرورم ، قصد ندارم
موجب آزردگي خاطر مبارک بشم

00:25:35.566 --> 00:25:40.665
ولي درصورتي‌که ايشان واقعاً زنده است
نبايد تا حالا خواسته‌هاشون را مطرح مي‌کردند؟

00:25:40.666 --> 00:25:44.051
«آن‌ها مي‌خواند ما بهشون التماس کنيم «سِلوين
آن‌ها ترس و وحشت ما را مي‌خوان

00:25:44.052 --> 00:25:46.748
چون از قدرت ايمان ما آگاهي ندارند سرورم

00:25:52.037 --> 00:25:53.667
پدر «پيِرليگ»؟

00:25:54.963 --> 00:25:59.393
عذر مي‌خوام سرورم
ولي «اوترِد» از بخشِ چيز تشريف آوردند

00:25:59.394 --> 00:26:01.422
درخواست شرفيابي به حضور شما را داره

00:26:04.378 --> 00:26:06.197
آيا ميشه بهش اعتماد کرد"؟"

00:26:07.346 --> 00:26:10.815
سرورم ، آيا مطمئنيد
جايگاه «اوترِد» در اين سمت جنگ‌ـه؟

00:26:10.816 --> 00:26:14.264
«سرورم ، اتفاقاً جايگاه «اوترِد
دقيقاً همينجا در ميان بزرگان «وِسکس»‌ـه

00:26:14.265 --> 00:26:16.458
سرورم ، اگه نظر من را بخوايد
بايد بذاريد بياد داخل

00:26:16.459 --> 00:26:19.552
منم همينطور -
بذاريد بياد -

00:26:19.553 --> 00:26:21.016
جناب پادشاه؟

00:26:29.537 --> 00:26:33.048
ارباب «اوترِد» مي‌تونند به «ويتان» ملحق بشوند -
بله سرورم -

00:26:38.274 --> 00:26:39.904
سرورم

00:26:48.892 --> 00:26:50.230
«بانو «اِلسويت

00:26:52.362 --> 00:26:55.162
اينجا اومدم چون خبرهايي
درمورد «اَتِلفِلد» برام آوردند

00:26:55.163 --> 00:26:56.458
کي؟ شمالي‌ها؟

00:26:56.459 --> 00:27:00.136
«جاسوس‌هام که آنطرف ديوارهاي «بَئِمفليوت
در کنار شمالي‌ها مي‌خوابند

00:27:00.137 --> 00:27:02.604
سرورم ، «اَتِلفِلد» زنده است

00:27:03.649 --> 00:27:06.262
آدم‌هام ايشان را با
چشماي خودشان ديدن

00:27:07.453 --> 00:27:10.086
خدا رو شکر -
خدا را هزاران مرتبه شکر -

00:27:10.087 --> 00:27:12.970
پس چرا هنوز مشخص نکردند
چه خواسته‌هايي دارند؟

00:27:12.971 --> 00:27:15.729
چون دارند خبر گروگاني که گرفتند را
در همه‌جا پخش مي‌کنند سرورم

00:27:15.730 --> 00:27:18.530
فخر مي‌فروشند؟
براي اسير کردن يک زن؟

00:27:18.531 --> 00:27:21.164
نه . براي ارتشي که با خون‌بهاي
اون خواهند ساخت

00:27:21.165 --> 00:27:22.963
من دقيقاً از همين مي‌ترسيدم سرورم

00:27:24.635 --> 00:27:27.832
گمان نمي‌کنم کسي اينجا
شک داشته باشه وقتش که برسه

00:27:27.833 --> 00:27:30.780
آن‌ها خواسته‌هايي قابل توجه
مطرح خواهند کرد

00:27:31.093 --> 00:27:33.036
خواسته‌هايي که پرداختن‌شان
عواقبي خواهد داشت

00:27:33.037 --> 00:27:35.147
معلومه که خواسته‌هاي غيرمعقولي
خواهند داشت

00:27:35.148 --> 00:27:36.775
آن‌ها دست بالا را در مذاکرات دارند

00:27:36.826 --> 00:27:39.418
پس خواسته‌هايي مطرح مي‌کنند
که مجبور بشيم به حداقل آن‌ها رضايت بديم

00:27:39.693 --> 00:27:41.574
يعني قصد داريد باهاشون مذاکره کنيد سرورم؟

00:27:44.083 --> 00:27:45.921
قصد دارم دخترم را برگردونم

00:27:45.922 --> 00:27:48.382
و مهم نيست به چه بهايي سرورم؟

00:27:48.383 --> 00:27:51.715
مرسيا» سرزمين ثروتمندي»
...که نيست هيچ بلکه

00:27:51.845 --> 00:27:55.556
وِسکس» سهم «مرسيا» را از نقره‌ها خواهد داد»
و اگر لازم باشه از خون‌هايي که خواهد ريخت

00:27:55.557 --> 00:27:57.308
من کاري را مي‌کنم که لازمه

00:27:57.309 --> 00:28:00.154
و اگر اين يعني مذاکره
پس مذاکره مي‌کنم

00:28:00.155 --> 00:28:04.114
سرورم ، توصيه مي‌کنم که شما
شخصاً در اين مذاکرات حاضر نشيد

00:28:04.115 --> 00:28:08.569
حضور شما در مقام پادشاه و پدرِ گروگان فقط
باعث بالا رفتن بهاي آزادي شاهزاده خواهد شد

00:28:08.570 --> 00:28:10.673
اگر شاه نه پس کي؟

00:28:12.736 --> 00:28:14.386
سکوت

00:28:19.831 --> 00:28:21.204
اِتِلرِد»؟»

00:28:25.904 --> 00:28:28.912
بله سرورم -
تو بايد اون شخص باشي -

00:28:28.999 --> 00:28:33.016
حل اين مناقشه به «مرسيا» مربوطه
پس تو بايد به «بَئِمفليوت» بري

00:28:34.680 --> 00:28:35.634
حتماً سرورم

00:28:35.683 --> 00:28:38.963
و چه کسي به نمايندگي از «وِسکس» سرورم؟

00:28:38.964 --> 00:28:41.368
به‌هرحال مسئوليت نجاتِ جانِ دختر شما

00:28:41.473 --> 00:28:44.401
«باري‌ـه که بايد بين «وِسکس
و «مرسيا» تقسيم بشه

00:28:49.736 --> 00:28:53.948
من پيشنهاد مي‌کنم لرد «اوترِد» را
به نمايندگي از «وِسکس» بفرستيم

00:28:53.949 --> 00:28:55.439
موافقم

00:29:08.380 --> 00:29:13.656
عذر مي‌خوام سرورم ولي فکر مي‌کنم
اوترِد» تنها انتخابي‌ـه که داريد»

00:29:21.101 --> 00:29:22.599
سرورم؟

00:29:32.589 --> 00:29:35.086
اوترِد» ، تو «اِتِلرِد» را در اين راه»
همراهي مي‌کني

00:29:35.719 --> 00:29:37.675
هر کاري که از دستم بربياد مي‌کنم سرورم

00:29:40.505 --> 00:29:41.712
بانوي من

00:29:55.531 --> 00:29:56.863
«اوترِد»

00:30:02.440 --> 00:30:06.560
اوترِد» ، بايد من رو ببخشي»
ولي من از شاه خواستم

00:30:06.561 --> 00:30:08.725
که من را از اين سفر معاف کنه

00:30:10.454 --> 00:30:14.260
به‌خاطر گناهانم خدا هميشه من را
در کنار تو قرار داده

00:30:14.261 --> 00:30:19.057
و اين‌بار براي تنها گذاشتن‌ـت
احساس شرم مي‌کنم

00:30:19.099 --> 00:30:21.877
«نه «بيوکا» . جاي تو توي «وينچستر
پيش «تورا» هست

00:30:21.878 --> 00:30:23.364
خدا حفظت کنه

00:30:24.684 --> 00:30:28.933
اوترِد» ، تو خيلي چيزها به من دادي»
ولي بهترين هديه‌اي که بهم دادي

00:30:28.934 --> 00:30:32.070
شجاعت نزديک شدن به «تورا» بود

00:30:32.071 --> 00:30:34.711
پس حتماً موقع دعا کردن
من رو که فراموش نمي‌کني؟

00:30:34.712 --> 00:30:36.115
شايد

00:30:37.394 --> 00:30:38.741
هرگز

00:30:48.719 --> 00:30:50.024
گفتم مال منه

00:30:52.676 --> 00:30:55.455
افراد آروم و قرار ندارند
شکار ارضاشون نمي‌کنه

00:30:56.718 --> 00:30:59.748
شايد بهتره بريم اونطرف روخونه
تا کمي خون بريزند

00:30:59.749 --> 00:31:01.375
اونطرف رودخونه «وِسکس»‌ـه

00:31:01.376 --> 00:31:04.430
چه بهتر . اينطوري اگه «آلفرد» رو ديدم
بهش ميگم برادرم داره

00:31:04.431 --> 00:31:06.065
دخترش را سيخ ميزنه

00:31:10.712 --> 00:31:12.578
مي‌تونم ببينم که ازش خوشت اومده

00:31:12.579 --> 00:31:14.765
اينقدر که ازش سواري بگيرم . آره

00:31:16.356 --> 00:31:20.685
خُب پس معطل چي هستي؟
يه کير کوچولو که به جاييش بر نمي‌خوره

00:31:30.445 --> 00:31:33.881
هِستِن» ، داري کجا ميري؟»

00:31:33.882 --> 00:31:37.829
«ببند اون گاله رو «داگفين
شتر ديدي نديدي

00:31:50.008 --> 00:31:51.509
چي مي‌خواي؟

00:31:51.510 --> 00:31:53.013
من چي مي‌خوام؟

00:31:54.223 --> 00:31:57.269
اومدم اينجا بهت يادآوري کنم
که يک زني

00:31:57.270 --> 00:31:58.897
و يک گروگان

00:32:02.528 --> 00:32:05.220
عاشق پوست رنگ‌پريده‌ات شدم

00:32:06.786 --> 00:32:09.247
نشونم بده . لباسات رو دربيار

00:32:09.248 --> 00:32:11.836
لرد «اريک» ميدونه تو اينجايي؟

00:32:13.422 --> 00:32:15.383
خودِ لرد «اريک» من رو فرستاده

00:32:17.247 --> 00:32:23.145
حالا يا لباسات رو درمياري
يا خودم جرشون ميدم

00:32:30.575 --> 00:32:32.412
داگفين» ، نگه‌ـش دار»

00:32:35.458 --> 00:32:38.588
بلند شو . گفتم بلند شو

00:32:38.589 --> 00:32:40.597
سرورم ، اون يک گروگان‌ـه

00:32:41.322 --> 00:32:43.554
روي پاهات وايستا

00:32:43.555 --> 00:32:49.065
اون گروگان‌ـه -
اون ارزشمنده -

00:32:52.946 --> 00:32:54.517
قيمتي‌ـه

00:32:56.491 --> 00:32:58.133
ولش کنين

00:33:00.870 --> 00:33:02.530
تنهامون بذار

00:33:08.837 --> 00:33:10.210
همه‌تون

00:33:43.622 --> 00:33:47.355
نبايد همچين اتفاقي ميفتاد
و ديگه هم نميوفته

00:33:49.294 --> 00:33:50.679
عذر مي‌خوام

00:33:56.259 --> 00:33:58.344
عذر مي‌خوام

00:33:58.345 --> 00:34:01.536
اين اولين‌بارـم نيست
که يک مرد باهام بدرفتاري مي‌کنه

00:34:04.017 --> 00:34:05.443
ديگه کدوم‌شان؟

00:34:07.079 --> 00:34:10.519
اينجا نه . مربوط ميشه به قبل از اينجا

00:34:14.126 --> 00:34:17.355
ولي حالا ميدونم اگه دوباره
اين اتفاق افتاد چي‌کار کنم

00:34:17.356 --> 00:34:22.054
از سطل آب استفاده مي‌کنم
و البته چاقو

00:34:24.361 --> 00:34:25.787
کار درستي مي‌کني

00:34:27.004 --> 00:34:29.164
شما ارزش زيادي داريد بانوي من

00:34:33.212 --> 00:34:36.483
در آرامش بخوابيد . شب خوش

00:35:10.250 --> 00:35:11.547
«اودا»

00:35:16.047 --> 00:35:19.508
ديروقت‌ـه . قصد داشتم
بشينم اندکي تفکر کنم

00:35:19.509 --> 00:35:22.591
ميدونم به عادت هميشگي سرورم
ولي منتظر بودم تا باهاتون حرف بزنم

00:35:25.432 --> 00:35:28.767
سرورم ، اميدوارم به‌خاطر حرفي
که مي‌خوام بزنم من رو ببخشيد

00:35:28.768 --> 00:35:32.155
دغدغه من «وِسکس»‌ـه
و آينده‌ي انگلستان

00:35:36.044 --> 00:35:38.673
شما درباره آزادي «اَتِلفِلد» حرف زديد

00:35:38.714 --> 00:35:43.362
چه مي‌خواد به بهاي نقره باشه
چه به بهاي خون

00:35:43.363 --> 00:35:44.700
درسته

00:35:44.701 --> 00:35:46.784
ولي راه سومي هم هست

00:35:47.951 --> 00:35:52.325
اگر خون‌بها از حد معقول بيشتر باشه
اگر خوني که اين جنگ طلب مي‌کنه

00:35:52.326 --> 00:35:55.533
از حد گذر کنه
اگر اقتدار «وِسکس» سرورم

00:35:55.534 --> 00:35:57.575
...و عزت اين پادشاهي در خطر باشه

00:36:00.033 --> 00:36:05.137
اون‌وقت نبايد ايشان را ترغيب کنيد
که خودشان جان خودشان را بگيرند؟

00:36:07.450 --> 00:36:08.908
«براي صلاح و مصلحت «وِسکس

00:36:11.699 --> 00:36:15.283
حتي برخي شايد بگن
اين خودش نوعي شهادت‌ـه

00:36:19.532 --> 00:36:20.781
«حرفات رو شنيدم «اودا

00:36:20.782 --> 00:36:23.511
خوشحالم که احساس مي‌کني
مي‌توني همچين توصيه‌اي بهم بدي

00:36:25.782 --> 00:36:28.407
حالا مي‌خوام تفکر کنم
و تو هم اينجا را ترک مي‌کني

00:36:30.282 --> 00:36:31.823
سرورم

00:36:32.948 --> 00:36:38.156
به اطراف‌تون نگاه کنيد
ببينيد که چه فداکاري‌هايي صورت گرفته

00:36:39.832 --> 00:36:41.905
صدها مرد از پس صدها تنِ ديگه

00:36:41.906 --> 00:36:46.530
زنان و کودکاني جون‌شان را براي چيزي دادند
که حالا در اختيار ماست

00:36:46.531 --> 00:36:50.447
«آن‌ها جان خودشان را دادند «اودا
نه اينکه جان خودشان را بگيرند

00:36:51.531 --> 00:36:53.779
و هر کدام‌شان را در بهشت"
"پاداشي خواهد بود

00:36:53.780 --> 00:36:55.613
اين اون چيزيه که ما بهش
اعتقاد داريم . درسته؟

00:36:55.614 --> 00:37:02.613
منظورم منم همينه سرورم . در بهشت
هيچ فداکاري بدون پاداش نخواهد موند

00:37:04.946 --> 00:37:08.634
شما پيش از آنکه پدر باشيد
پادشاه اين سرزمين هستيد

00:37:12.571 --> 00:37:14.738
من به جايگاه خودم واقفم

00:37:18.362 --> 00:37:20.258
و تو همين حالا اينجا را ترک مي‌کني

00:37:24.404 --> 00:37:25.654
سرورم

00:38:00.610 --> 00:38:02.655
گفتم شايد دوست داشته باشي
هواي شب را استشمام کني

00:38:02.866 --> 00:38:04.408
ممنونم

00:38:10.318 --> 00:38:12.909
شبي که من به دنيا اومدم
ماه کامل بود

00:38:15.359 --> 00:38:19.276
پدرم مي‌خواست به احترام خداي ماه
"اسمم را بذاره "موني

00:38:21.192 --> 00:38:25.275
ولي «موني» مجبوره
هر شب از گرگ آسماني فرار کنه

00:38:27.431 --> 00:38:30.150
و مادرم دوست نداشت
هيچ گرگي من رو تعقيب کنه

00:38:34.150 --> 00:38:38.737
به ماه که نگاه کردم ديدم آسمون چقدر صاف‌ـه
گفتم باهم ازش لذت ببريم

00:38:40.149 --> 00:38:42.324
خوشحالم که به فکرم بودي

00:38:43.274 --> 00:38:46.294
مجبور بودم چون يا بايد تو رو مياوردم اينجا
يا برادرم رو

00:38:46.295 --> 00:38:49.049
قبول کن انتخاب سختي‌ـه

00:39:03.023 --> 00:39:06.023
تا حالا همچين صورتي رو
به عمرم نديدم

00:39:08.939 --> 00:39:13.273
ولي حالا حتي وقتي چشمام رو مي‌بندم
باز هم مي‌بينمش

00:39:17.314 --> 00:39:19.322
همسرت مرد خوشبختي‌ـه

00:39:20.397 --> 00:39:22.547
همسرم من رو نمي‌بينه

00:39:24.068 --> 00:39:26.646
پس يا احمق‌ـه يا کور

00:39:26.647 --> 00:39:28.563
کور نيست

00:39:33.313 --> 00:39:35.346
پس فکر مي‌کنم مهربون هم نيست

00:39:36.605 --> 00:39:39.088
اون همون مردي‌ـه
که باهات بدرفتاري کرده؟

00:39:41.479 --> 00:39:44.571
اگه حق انتخاب داشتم
اون کسي نبود که باهاش مي‌بودم

00:40:21.402 --> 00:40:23.300
تو...هي تو

00:40:24.655 --> 00:40:25.820
«اِتِلوولد»

00:40:28.034 --> 00:40:29.761
اودا» ، بازم که مستي»

00:40:29.762 --> 00:40:32.163
اميدوارم اينطور باشه
چون هيچي نمي‌بينم

00:40:32.164 --> 00:40:34.587
با سن و سالي که تو داري
مشروب برات خوب نيست

00:40:35.746 --> 00:40:39.201
نظر تو درباره پرداخت
خون‌بهاي «اَتِلفِلد» چيه؟

00:40:44.300 --> 00:40:45.521
نظري نداري؟

00:40:48.721 --> 00:40:50.813
نظري که بشه بلند گفت نه

00:40:52.350 --> 00:40:54.809
يعني از اون پدر هيچي در وجود تو هست؟

00:40:54.810 --> 00:40:58.754
از اون پادشاه؟ -
از اينکه مي‌بينم فکر مي‌کني -
اين سوال پرسيدن داره نااميد شدم

00:40:59.815 --> 00:41:04.397
من هم خونِ اون پدر را تو رگ‌هام دارم
هم وجودش را . اين رو دانمارکيا خوب فهميدند

00:41:05.363 --> 00:41:06.559
حتي مُرده‌هاشون

00:41:10.576 --> 00:41:15.877
و من هر روز بيشتر به پدرم شبيه ميشم
نمي‌بيني چه لباس پاکيزه‌اي تنم‌ـه؟

00:41:19.794 --> 00:41:21.159
پدرت مرد بزرگي بود

00:41:27.259 --> 00:41:28.469
مرد بزرگي که دوستم بود

00:41:31.055 --> 00:41:36.935
پس اگر واقعاً تو پسر اون پدري
شايد به کمکت نياز داشته باشم

00:41:36.936 --> 00:41:38.408
براي چي به کمک من نياز داري؟

00:41:46.779 --> 00:41:50.036
فکر مي‌کنم به تختخواب‌تون
بيشتر نياز دارين سرورم

00:41:50.991 --> 00:41:52.206
و يک بالش

00:42:08.759 --> 00:42:12.714
بايد بدي يکي از اين آهنگرها
برات جاي تيغه يک قاشق روش بسازه

00:42:14.421 --> 00:42:16.085
برگ‌ها دارند ميريزند

00:42:16.086 --> 00:42:20.373
مي‌خوام تا آخر زمستون خون‌بها را گرفته باشيم
که بهار ارتش‌مان اينجا باشه

00:42:20.374 --> 00:42:23.080
و تابستون تاج پادشاهي روي سرمان

00:42:24.121 --> 00:42:26.806
اون‌ها هم همين رو مي‌خوان
تا زمستون بهشون جواب بديم

00:42:30.199 --> 00:42:31.823
سواريش چطور بود؟

00:42:35.195 --> 00:42:39.483
خوشت نمياد
خيلي استخواني و پُرسروصداست

00:42:40.940 --> 00:42:42.855
هر چند به‌درد وقت‌گذروني مي‌خوره

00:42:45.770 --> 00:42:48.288
اگه يه وقت يه توله توي
شکمش بذاري چي؟

00:42:50.391 --> 00:42:53.492
اون‌وقت «آلفرد» با پولي که ميده
2نفر تحويل مي‌گيره

00:42:58.093 --> 00:43:01.298
«خونِ يه «وايکينگ
براي قدرت بخشيدن به دودمانش خوبه ، نه؟

00:43:11.748 --> 00:43:14.869
وقتي به «بَئِمفليوت» برسيم
اون‌ها چکار مي‌کنن؟

00:43:14.870 --> 00:43:18.325
مراسمي در کار خواهد بود
باده‌نوشي يا غذايي؟

00:43:18.326 --> 00:43:20.365
مراسم قرباني کافران خواهد بود

00:43:20.366 --> 00:43:24.571
جوان‌ترين عضو ملاقات‌کننده‌ها رو
با تبر به دو نيم مي‌کنن

00:43:25.903 --> 00:43:27.735
سعي مي‌کنن که تحقيرمون کنن

00:43:29.067 --> 00:43:31.356
به چه شکل؟

00:43:31.357 --> 00:43:33.937
با توهين ، ستيزه‌‌جويي

00:43:33.938 --> 00:43:36.186
چرا؟ -
چون زورشون ميرسه -

00:43:49.175 --> 00:43:53.462
هِستِن» ، ما راهي «بَئِمفليوت» هستيم»

00:43:53.463 --> 00:43:55.044
از طرف «آلفرد»؟

00:43:55.045 --> 00:43:56.377
«بله . از طرف «آلفرد

00:43:57.876 --> 00:44:01.955
من اينجام تا شما رو تا دژ راهنمايي کنم سرورم
شما به همراه 2 نفر ديگه

00:44:01.956 --> 00:44:04.691
من حداقل با نيمي از افرادم ميام
نه کمتر

00:44:10.464 --> 00:44:11.822
قبول

00:44:12.841 --> 00:44:15.361
بانو «اَتِلفِلد»؟ حال ايشون خوبه؟

00:44:15.362 --> 00:44:18.134
تا وقتي که نبينمش
مذاکره‌اي صورت نمي‌گيره

00:44:18.135 --> 00:44:19.857
حالش خوبه

00:44:19.858 --> 00:44:25.152
سرورم «اريک» مراقب هستند
تا ايشون رضايت کامل داشته باشند سرورم

00:44:27.967 --> 00:44:31.076
حرکت کنيد و ما هم پشت سرتون ميايم -
به اسب‌ها نياز پيدا نمي‌کنيد -

00:44:49.028 --> 00:44:51.002
سرورم ، من يک سوال دارم

00:44:51.003 --> 00:44:54.069
ما از اين ديدار خواهان چه چيزي هستيم؟

00:44:54.070 --> 00:44:59.237
سوال کردن داره؟ معلومه
مي‌خوايم «اَتِلفِلد» رو آزاد کنيم

00:44:59.238 --> 00:45:02.473
اگه به جاش جنگ حاصل بشه چي؟

00:45:03.818 --> 00:45:05.612
اين فقط يه سوال‌ـه سرورم . همين

00:45:07.405 --> 00:45:11.458
بدون شک زنم رو از دست ميدم
اين خودش دليلي ميشه براي جنگ

00:45:13.786 --> 00:45:16.759
خواه ناخواه جنگ اتفاق ميوفته
شکي در اين نيست

00:45:18.416 --> 00:45:21.418
تنها تفاوتي که مي‌تونه باشه
اندازه‌ي سپاهي‌ـه

00:45:21.419 --> 00:45:23.453
که ما در ميدان نبرد
با اون مواجه خواهيم شد

00:45:24.419 --> 00:45:26.460
ما آمادگي لازم رو خواهيم داشت

00:45:26.461 --> 00:45:29.127
اما آيا اين چيزيه که ما مي‌خوايم؟

00:45:29.128 --> 00:45:32.753
آلفرد» دخترش رو مي‌خواد»
اين واضح‌ـه

00:45:32.754 --> 00:45:37.878
اما آيا اين به نفع «مرسيا» هم هست؟
«آيا اين به نفع «اِتِلرِد

00:45:37.879 --> 00:45:41.888
«فرمانرواي «مرسيا» و «لاندن
و شايد فراتر از اون‌ها هم هست؟

00:45:44.005 --> 00:45:47.900
به نظر من سرورم ، شما تمام تلاش‌تون رو
براي آزادي ايشون انجام بديد

00:45:47.901 --> 00:45:50.922
اما نه به قيمتي
که باعث نابودي خود ما بشه

00:46:23.510 --> 00:46:25.384
همه‌تون بايد زانو بزنيد

00:46:25.385 --> 00:46:30.384
نميزنيم . ما براي صلح
و در جايگاهي برابر اينجا هستيم

00:46:30.386 --> 00:46:33.010
مجبورمون کرديد
فاصله زيادي رو پياده طي کنيم

00:46:33.011 --> 00:46:34.969
همينقدر احترام که گذاشتيم کافيه

00:46:38.220 --> 00:46:40.344
«تو بايد به من ملحق مي‌شدي «اوترِد

00:46:40.345 --> 00:46:44.678
اگه مي‌خواستي بهت ملحق بشم
چرا يه مرد مُرده رو گذاشتي که پيشگويي کنه؟

00:46:44.679 --> 00:46:46.178
چرا خودت درخواست نکردي؟

00:46:46.179 --> 00:46:49.346
من اگه مي‌خواستم ممکن بود رد کني
اما خواستِ خدايان رو؟

00:46:53.138 --> 00:46:55.826
پادشاه «وِسکس» مراتب احترام‌شون
رو به شما ميرسونن

00:46:56.847 --> 00:46:59.520
اميدوارن همراهي دخترشون
براي شما مسرت‌بخش بوده باشه

00:47:02.100 --> 00:47:03.805
مسرت‌بخش؟

00:47:07.258 --> 00:47:09.005
هر چند اين يکي عزيزدُردونه‌اش نيست

00:47:10.242 --> 00:47:13.651
وگرنه چرا بايد اجازه ميداد
با همچين کون گلابي ازدواج کنه

00:47:13.652 --> 00:47:16.379
که الان پشت من ايستاده؟ -
قبل از اينکه مذاکره‌اي صورت بگيره -

00:47:16.380 --> 00:47:20.641
کون گلابي مي‌خواد
تا مطمئن بشه که حال زنش خوبه

00:47:20.642 --> 00:47:23.903
و اگه نباشه؟ اون‌وقت چي؟

00:47:25.075 --> 00:47:28.954
جناب کون گلابي چي‌کار مي‌کنه؟ مي‌گوزه؟

00:47:33.852 --> 00:47:37.888
با من مي‌جنگي؟ با برادرم چطور؟

00:47:39.074 --> 00:47:40.929
من استقبال مي‌کنم

00:47:46.156 --> 00:47:47.648
تو فقط زانو ميزني

00:47:49.353 --> 00:47:51.824
نميزنم -
زانو بزن -

00:48:00.649 --> 00:48:04.782
من براي مذاکره اومدم
تقاضا دارم با احترام باهام رفتار بشه

00:48:04.783 --> 00:48:08.449
اگه علاقه‌اي به شنيدن قيمت پيشنهادي من نداريد
خوشحال ميشم که اينجا را ترک کنم

00:48:10.080 --> 00:48:11.902
«اَتِلفِلد»

00:48:12.894 --> 00:48:14.897
همينطور که مي‌بيني حالش خوبه

00:48:17.924 --> 00:48:21.120
مي‌خوام باهاش صحبت کنم -
پس بکن -

00:48:34.389 --> 00:48:35.881
باهات خوب رفتار مي‌کنن؟

00:48:37.202 --> 00:48:38.821
آره

00:48:38.822 --> 00:48:41.465
توي اين مدت بهت دست نزدن؟

00:48:43.937 --> 00:48:45.471
نه . نزدن

00:48:51.951 --> 00:48:55.531
کاري که الان مي‌خوام انجام بدم
ضمانتِ قيمتي منصفانه براي آزاد کردنت‌ـه

00:48:56.353 --> 00:48:59.186
يه‌کم لفاظي مي‌کنيم

00:48:59.187 --> 00:49:04.323
ولي نگران حرف‌هايي که ممکنه بزنم نباش
بهت اطمينان ميدم

00:49:04.324 --> 00:49:07.819
وقتي اين‌کار تموم بشه
تاوان کاري که با ما کردن رو پس خواهند داد

00:49:09.481 --> 00:49:10.888
ممنونم سرورم

00:49:16.910 --> 00:49:18.699
قيمت شما چيه؟

00:49:18.700 --> 00:49:21.045
بايد عادلانه باشه
يا اينکه مي‌تونيد نگه‌ـش داريد

00:49:23.261 --> 00:49:25.860
طوري صحبت مي‌کني
که انگار به زنت اهميت نميدي

00:49:25.861 --> 00:49:28.375
البته که اون براي من اهميت داره
اما اون يه قيمتي داره

00:49:28.376 --> 00:49:32.169
که نمي‌تونم بيشتر از اون پرداخت کنم
و پرداخت هم نخواهم کرد

00:49:32.170 --> 00:49:35.367
پس بگو چقدر . بگو چقدر ميدي؟

00:49:38.533 --> 00:49:41.282
100پوند نقره

00:49:42.156 --> 00:49:44.351
سرزمين من استطاعت
بيشتر از اين رو نداره

00:49:52.258 --> 00:49:54.772
اين مرد از طرفِ «آلفرد» صحبت مي‌کنه؟

00:49:54.773 --> 00:49:56.819
نه . اينطور نيست

00:50:01.338 --> 00:50:06.537
وِيلند»...«وِيلند» کجاست؟»
اينجا نمي‌بينمش

00:50:06.538 --> 00:50:08.978
«وِيلند» ، «وِيلند»

00:50:11.418 --> 00:50:13.583
«وِيلند»

00:50:13.824 --> 00:50:14.824
«وِيلند»

00:50:23.037 --> 00:50:25.494
...اين مردي که اينجاست

00:50:27.743 --> 00:50:29.417
بزنش

00:50:39.486 --> 00:50:42.416
<i>اون يه دختره ، نه پسر</i>

00:50:42.417 --> 00:50:45.807
مورد بي‌مهري بوده و در حقيقت
به «مرسيا» تبعيدش کردن تا آخر عمرش

00:50:45.808 --> 00:50:50.078
شوهرش ترتيبش رو بده
همون کسي که شما با سخاوتمندي خوابش کردين

00:50:50.079 --> 00:50:53.972
اما برعکس شوهرش «آلفرد» علاقه‌اي
به پرداخت مبلغ آنچناني نداره

00:50:53.973 --> 00:50:57.363
آلفرد» چه مبلغي رو پيشنهاد داده؟ بگو» -
ميگم -

00:50:57.364 --> 00:51:02.639
به غير از 100 پوند نقره‌اي
که توسط شوهرش گفته شد

00:51:02.640 --> 00:51:06.282
آلفرد» 200 پوند نقره ديگه اضافه مي‌کنه»

00:51:08.124 --> 00:51:11.515
جمعاً 300 پوند؟ -
مبلغ منصفانه‌اي‌ـه -

00:51:11.516 --> 00:51:14.906
در گذشته سر دخترِ يک پادشاه فرنگي
با همين مبلغ به توافق رسيدند

00:51:14.907 --> 00:51:17.754
پيِرليگ»؟» -
حقيقت داره . سرورم قيمت منصفانه‌اي‌ـه -

00:51:22.696 --> 00:51:26.271
نه . نه . نه

00:51:26.272 --> 00:51:31.178
نه . نه «آلفرد» يه پادشاه فرنگي‌ـه
و نه اين قيمت يه قيمت منصفانه‌ست

00:51:31.179 --> 00:51:32.925
من که ميگم قيمت منصفانه‌اي‌ـه

00:51:32.926 --> 00:51:35.545
مثل اون کون گلابي تو هم گوزيدي

00:51:37.376 --> 00:51:43.613
بله . چه بوي بدي هم ميده . به خدايان که
بوي خيلي بدي ميده . درها رو باز کنيد

00:51:43.614 --> 00:51:45.276
قيمت منصفانه‌اي‌ـه

00:51:45.277 --> 00:51:48.838
به نظر من که هست -
دارين با اين پيشنهادتون بهم توهين مي‌کنيد -

00:51:50.185 --> 00:51:54.135
اگه واقعاً پيشنهاد «آلفرد» همين باشه
من ترجيح ميدم

00:51:54.136 --> 00:51:58.045
دخترش رو بيارم توي همين اتاق
و بذارم همه به نوبت ترتيبش رو بدن

00:52:01.247 --> 00:52:06.987
قسم مي‌خورم ببندمش به يه گاري
و در تمام پادشاهي‌ها بگردونمش

00:52:08.816 --> 00:52:12.518
اين چيزيه که مي‌خواي «ساکسون»؟

00:52:13.890 --> 00:52:16.468
به من توهين نکن

00:52:16.469 --> 00:52:19.006
بهت توهين نمي‌کنم -
نکن -

00:52:30.318 --> 00:52:33.998
پادشاه اختياراتي بهم داده
تا مقداري قيمت رو بالا ببرم

00:52:36.556 --> 00:52:39.966
عجب غافلگيري

00:52:41.463 --> 00:52:44.373
پس بگو

00:52:44.374 --> 00:52:48.199
سرورم ، اگه اجازه بديد
براي صرفه‌جويي در وقت و جوهر

00:52:48.201 --> 00:52:51.070
شايد بهتره شما قيمت رو بگيد

00:52:52.359 --> 00:52:54.979
يه قيمت قابل قبول ، نه غيرممکن

00:52:56.227 --> 00:52:57.516
بگو

00:53:04.794 --> 00:53:08.038
10هزار پوند نقره ، 1000 پوند طلا

00:53:09.535 --> 00:53:11.738
تحويلش هم بايد با خود «آلفرد» باشه

00:53:11.740 --> 00:53:13.069
البته

00:53:13.070 --> 00:53:16.772
و براي اينکه بيشتر راضي بشيد
لباس دلقک‌ها رو هم تنش کنه خوبه؟

00:53:17.853 --> 00:53:22.831
با احترام «سيگفريد» گنده‌گوزيت
از من و کون گلابي هم بيشتره

00:53:26.445 --> 00:53:29.584
ميرم بشاشم
اينطور که معلومه حالا حالاها اينجاييم

00:54:35.199 --> 00:54:41.607
«اِتِلرِد» فرمانرواي «مرسيا»
اگه فکِت نشکسته به ما ملحق شو

00:54:41.608 --> 00:54:42.937
يه چيزي بخور

00:54:42.938 --> 00:54:47.187
بله . ميام . باعث خوشحاليم‌ـه

00:54:47.188 --> 00:54:49.413
مذاکره تموم شد

00:54:49.414 --> 00:54:50.301
تموم شد؟

00:54:50.354 --> 00:54:53.187
معامله انجام شد و خيلي هم بد بود
چيزي نگو

00:54:53.275 --> 00:54:57.994
اوترِد» و پدر «پيِرليگ» رفتن»
تا از حال بانو خبردار بشن سرورم

00:54:57.995 --> 00:55:01.697
پس من ميرم پيش اون -
نه -

00:55:01.698 --> 00:55:04.710
همينجا منتظر مي‌موني

00:55:04.711 --> 00:55:08.586
همينجا کنار خودم ميشيني

00:55:21.976 --> 00:55:26.022
به سلامتي نقره و طلا -
و به مقدار زياد سرورم -

00:55:26.023 --> 00:55:27.285
بنوش

00:55:32.529 --> 00:55:33.912
<i>داره عبادت مي‌کنه</i>

00:55:36.283 --> 00:55:39.166
بذار کمي با اون کشيش خلوت کنه
بعد مي‌توني ببينيش

00:55:41.413 --> 00:55:43.538
26تا کشتي

00:55:43.539 --> 00:55:48.291
تا ماه بعدي زيادتر هم ميشن
و همينطور ماه بعدش

00:55:48.292 --> 00:55:51.334
آلفرد» داره بهاي نابوديِ خودش رو»
پرداخت مي‌کنه

00:55:51.335 --> 00:55:54.336
نبايد «آلفرد» از «وِسکس» رو دست‌کم بگيري

00:55:54.337 --> 00:55:59.297
هرگز اما مبلغي که توافق کرديم رو
پرداخت مي‌کنه ديگه؟

00:55:59.298 --> 00:56:01.091
مي‌کنه

00:56:02.467 --> 00:56:04.572
حتي براي دختري که دوستش نداره؟

00:56:05.969 --> 00:56:09.220
آلفرد» داره جون ميده»
با جون و دل عاشقش‌ـه

00:56:09.221 --> 00:56:11.137
شوهرش اينطور نيست

00:56:11.138 --> 00:56:14.890
«خشمت نسبت به «اِتِلرِد
من رو شگفت‌زده کرد

00:56:14.891 --> 00:56:16.475
دليلش چي بود؟

00:56:18.143 --> 00:56:22.561
يه اشتباه بود -
درسته -

00:56:22.562 --> 00:56:25.155
ولي خوب نشون دادي
که اون دختر برات مهمه

00:56:32.859 --> 00:56:35.527
نمي‌تونم بذارم اون بره

00:56:35.528 --> 00:56:37.412
نمي‌تونم بدمش بره

00:56:39.196 --> 00:56:43.906
ما روي مبلغي به توافق رسيديم
قرارداد بسته شده

00:56:43.907 --> 00:56:45.992
با برادرم

00:57:00.876 --> 00:57:03.460
«لرد «اوترِد -
بانو -

00:57:04.794 --> 00:57:07.545
پدرتون مراتب مهرباني‌شون رو
براي شما فرستادن

00:57:07.546 --> 00:57:09.797
مطمئنم که در محراب به خواب رفته

00:57:11.006 --> 00:57:14.800
ترتيب دادم تا آزادتون کنن
به‌زودي به خونه برميگرديد

00:57:15.842 --> 00:57:17.260
با «اريک» صحبت کردي؟

00:57:20.220 --> 00:57:21.533
بله

00:57:23.098 --> 00:57:25.000
بهت چي گفت؟

00:57:28.475 --> 00:57:32.816
بانو ، اون يه شمالي و يه کافرـه -
اون همانقدر کافره که تو هستي -

00:57:32.817 --> 00:57:35.422
داشتن ذره‌اي اميد به اينکه
روزي با همديگه باشيد ديوانگي‌ـه

00:57:35.423 --> 00:57:37.242
به جايي نميرسه -
اينطور نيست -

00:57:37.243 --> 00:57:41.832
فکر کردين چون شما مي‌خواين اين اتفاق ميوفته؟
بانو ، هرگز همچين اتفاقي نخواهد افتاد

00:57:41.833 --> 00:57:45.018
ولي بايد بيوفته -
شوهرتون چي؟ -

00:57:45.962 --> 00:57:48.739
من درمورد شوهرم صحبت نمي‌کنم

00:57:48.740 --> 00:57:50.476
اون براي من اهميتي نداره

00:57:50.477 --> 00:57:52.751
و هرگز هم نخواهد داشت -
اما اون دست روي دست نميذاره -

00:57:52.752 --> 00:57:54.169
برام اهميتي نداره

00:57:54.170 --> 00:57:58.048
نه «سيگفريد» دست روي دست ميذاره
و نه پدرتون

00:57:58.049 --> 00:58:01.718
تمام خانواده‌تون رو از دست ميديد -
يک خانواده جديد درست مي‌کنم -

00:58:01.719 --> 00:58:03.804
ما يک خانواده جديد درست مي‌کنيم
«من و «اريک

00:58:03.805 --> 00:58:06.139
و اون‌ها خواهند مُرد مثل خود شما

00:58:06.140 --> 00:58:08.183
در آتش با برق شمشير

00:58:08.184 --> 00:58:09.851
پس با خوشحالي خواهم مُرد

00:58:09.853 --> 00:58:12.479
اَتِلفِلد» ، گوش کن»
هرگز رنگ آرامش رو نخواهي ديد

00:58:12.480 --> 00:58:14.566
هرگز -
زندگي با «اريک» چيزيه که من مي‌خوام -

00:58:15.650 --> 00:58:18.832
اين هم براي من بهترين‌ـه
«و هم براي «وِسکس

00:58:20.488 --> 00:58:22.913
اين رو به کسي غير از تو نمي‌تونم بگم

00:58:24.409 --> 00:58:27.303
از کسي به غير از تو نمي‌تونم بخوام

00:58:32.167 --> 00:58:33.621
کمک‌مون مي‌کني تا فرار کنيم؟

00:58:38.348 --> 00:58:42.555
بانو ، من سوگند وفاداري به پدرتون خوردم
اگه کمک‌تون کنم و موفق بشيم

00:58:42.556 --> 00:58:44.965
من رو مي‌کشه اما بدتر از اون

00:58:44.966 --> 00:58:47.375
از من مي‌خوايد
تا حکم مرگ شما رو هم صادر کنم

00:58:47.376 --> 00:58:50.078
نه . من ازت مي‌خوام
تا بذاري زندگي کنم

00:58:52.363 --> 00:58:56.268
من اون گنجينه‌اي نخواهم شد
که باهاش ارتشي عليه پدرم بسازند

00:58:56.269 --> 00:58:57.889
چنين اتفاقي نخواهد افتاد

00:58:57.890 --> 00:59:00.091
هرگز

00:59:00.093 --> 00:59:03.167
من همراه با «اريک» از اينجا ميرم

00:59:03.168 --> 00:59:04.788
يا هرگز جايي نميرم

00:59:06.409 --> 00:59:10.412
اوترِد» ، ازت مي‌خوام»
که زندگيم رو نجات بدي

00:59:10.413 --> 00:59:13.606
«و با اين‌کار مردم «وِسکس
و «مرسيا» رو هم در امان بداري

00:59:16.753 --> 00:59:18.353
کمکم مي‌کني؟

00:59:20.131 --> 00:59:21.162
لطفاً؟

00:59:24.100 --> 00:59:34.100
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.