﻿WEBVTT

00:00:01.002 --> 00:00:03.504
<i>‫من اوترد پسر اوترد هستم.</i>

00:00:04.964 --> 00:00:07.841
<i>‫اخبار مهمی به افرویچ رسید.</i>

00:00:07.925 --> 00:00:10.385
‫- الفوین توی جاده اسیر شده.
‫- توسط کی؟

00:00:10.469 --> 00:00:12.262
‫ما فکر می‌کنیم اونا مزدور باشن.

00:00:12.346 --> 00:00:15.181
‫ما به دست داشتن لرد
‫اتلهلم توی این قضیه مشکوکیم.

00:00:15.265 --> 00:00:17.934
<i>‫و سرنوشت من طبق این وقایع تغییر کرد.</i>

00:00:18.017 --> 00:00:19.644
‫لرد اتلهلم داره یه شورش رو ترتیب میده.

00:00:19.685 --> 00:00:22.188
‫اون با کنستانتین متحد شده...

00:00:22.271 --> 00:00:25.024
‫و به اون ازدواج با بانو
‫الفوین رو پیشکش کرده.

00:00:25.607 --> 00:00:26.650
‫ما کجا پیداش می‌کنیم؟

00:00:26.692 --> 00:00:30.195
‫توی یه قلعه که در شمال
‫این‌جاست، به اسم ببنبرگ.

00:00:30.278 --> 00:00:34.741
<i>‫حق موروثی من توسط
‫پسرعموم ویتگار از من دزدیده شده.</i>

00:00:34.824 --> 00:00:36.075
‫اسم تو فراموش میشه!

00:00:39.954 --> 00:00:42.331
<i>‫حالا فرصت اینو دارم که اونو پس بگیرم.</i>

00:00:42.414 --> 00:00:45.751
‫من نیروهای وسکس رو رهبری می‌کنم و
‫ما اسکاتلندی‌ها رو به بیرون مرزها میرونیم.

00:00:45.834 --> 00:00:48.770
‫در همین حال اتلهلم تسلیم
‫میشه و الفوین برمیگرده.

00:00:48.795 --> 00:00:51.130
<i>‫اما شاه ادوارد نقشه‌ی دیگه‌ای داشت.</i>

00:00:51.214 --> 00:00:54.884
‫در عوض ازدواج با الفوین
‫و منزوی شدن لرد اتلهلم...

00:00:54.967 --> 00:00:56.594
‫ما نورثامبریا رو به دو قسمت تقسیم می‌کنیم.

00:00:56.677 --> 00:00:59.471
‫زمین‌های اطراف ببنبرگ تحت
‫کنترل اسکاتلندی‌ها در میاد...

00:00:59.555 --> 00:01:01.640
‫و از شر اتلهلم هم راحت میشیم.

00:01:01.722 --> 00:01:03.808
<i>‫این‌طوری از اون حمایتی نمیشه.</i>

00:01:04.434 --> 00:01:07.520
‫من به خواهرت قول دادم
‫که از الفوین مراقبت می‌کنم.

00:01:07.604 --> 00:01:10.940
‫- من با اوترد هستم.
‫- ما با اوترد هستیم.

00:01:11.023 --> 00:01:13.484
‫اتلستن پسرم، تو چی میگی؟

00:01:14.193 --> 00:01:15.819
‫من از لرد اوترد پیروی می‌کنم.

00:01:16.612 --> 00:01:19.197
‫فکر کنم اوضاع طبق چیزی که
‫می‌خوای پیش نمیره، اعلیحضرت.

00:01:21.408 --> 00:01:23.660
‫من سرپیچی بیشتری رو تحمل نمی‌کنم.

00:01:23.743 --> 00:01:26.579
‫هر کسی این‌جا رو ترک کنه
‫مجازات مرگ در انتظارشه!

00:01:27.705 --> 00:01:29.582
<i>‫همه‌چی مقدر شده!</i>

00:01:29.606 --> 00:01:36.306
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:40.717 --> 00:01:44.679
‫زودباشید! بجنبید! الان صبح میشه.
‫[افرویچ]

00:01:44.762 --> 00:01:48.390
‫شاید بهتر باشه قبل رفتن منو به کشتن ندی.
‫[یورک - پادشاهی نورثامبریا]

00:01:48.474 --> 00:01:49.516
‫حرکت کن!

00:01:50.892 --> 00:01:54.396
‫- پادشاه نظرش بر نگشت؟
‫- اون از همه‌ی مشاورینش فاصله گرفته.

00:01:54.938 --> 00:01:56.981
‫قطعا اون با ساکسون‌ها درگیر نمیشه.

00:01:57.857 --> 00:02:00.318
‫اینو به الدرمن‌های مرسیا بگو.

00:02:03.320 --> 00:02:04.822
‫ما با طلوع آفتاب حرکت می‌کنیم.

00:02:13.705 --> 00:02:15.790
‫هنوز افرادش در رو مسدود کردن؟

00:02:15.873 --> 00:02:19.293
‫آره، و انگار مرسیایی‌ها
‫برای رفتن مصمم هستند.

00:02:20.210 --> 00:02:21.962
‫می‌ترسم هیچ کدوم کوتاه نیان.

00:02:32.513 --> 00:02:35.432
‫تو هم نمی‌تونی بخوابی؟

00:02:39.311 --> 00:02:42.606
‫پادشاه امشب به من علاقه‌ای نداره.

00:02:44.274 --> 00:02:49.320
‫من بهش گفتم که نباید به نورثامبریا
‫پشت کنه و اون از این حرفم خوشش نیومد.

00:02:49.403 --> 00:02:55.659
‫هیچ مردی از شنیدن حقیقت
‫از دهن زنی که عاشقشه لذت نمیبره.

00:02:56.827 --> 00:02:57.911
‫هوم.

00:03:00.914 --> 00:03:07.169
‫با این حال، وقتی حرفی
‫باید گفته بشه، خدا با ماست.

00:03:22.308 --> 00:03:24.185
‫کماکان داره از دستورات من سرپیچی میشه.

00:03:25.477 --> 00:03:28.564
‫نیروهای وسکس رو آماده
‫کنید. همه باید دم در جمع بشن.

00:03:28.647 --> 00:03:30.399
‫چشم،‌ اعلیحضرت.

00:03:31.775 --> 00:03:32.817
‫بانو.

00:03:33.693 --> 00:03:38.948
‫ادوارد، با ساکسون‌های دیگه درگیر نشو.

00:03:39.031 --> 00:03:42.952
‫یاگفو، تو باید به وینچستر برگردی.

00:03:44.203 --> 00:03:46.413
‫الان وقت متحد شدن نیست.

00:03:46.496 --> 00:03:49.749
‫ما متحدین تو نیستیم، فقط
‫زن‌هایی هستیم که عاشقتن.

00:03:50.917 --> 00:03:56.881
‫قسم می‌خورم که فقط اون چیزی
‫که به نظرم حقیقته رو بگم و برم.

00:03:57.798 --> 00:04:01.176
‫نقشه‌ی تو برای رها کردن الفوین...

00:04:01.260 --> 00:04:05.889
‫و معامله‌ کردن با
‫اسکاتلندی‌ها بدون مزایا نیست.

00:04:05.972 --> 00:04:09.684
‫این می‌تونه صلح رو به ارمغان بیاره، بله.

00:04:09.767 --> 00:04:13.729
‫اما بهای اون چند دسته شدن ساکسون‌ها هست.

00:04:13.813 --> 00:04:18.692
‫با جدا کردن مرسیا از وسکس ریسک نکن.

00:04:18.775 --> 00:04:20.652
‫تو باید به لرد الدهم مشاوره بدی.

00:04:20.735 --> 00:04:25.823
‫اما این کارو نمی‌کنم،
‫چون من با لرد الدهم موافقم.

00:04:28.743 --> 00:04:32.454
‫اگه اتلفلد بود از اوترد پیروی می‌کرد.

00:04:32.538 --> 00:04:36.249
‫من پادشاهم. من پیروی نمی‌کنم.

00:04:43.714 --> 00:04:47.843
‫تو پادشاهی هستی که انتخاب کردی رهبری نکنی.

00:04:47.927 --> 00:04:53.974
‫این تصمیمت اون‌قدر عجیبه
‫که چراییش برای من سوال شده.

00:04:55.267 --> 00:04:57.852
‫و من فقط یه جواب دارم.

00:04:59.979 --> 00:05:01.272
‫ترس.

00:05:01.897 --> 00:05:08.153
‫- من از اتلهلم، کنستانتین و بقیه ترسی ندارم.
‫- نه، اما تو از آلفرد و میراثش می‌ترسی.

00:05:18.412 --> 00:05:20.915
‫من یه چیزی به تو میگم.

00:05:20.998 --> 00:05:27.212
‫تو به قدری قوی هستی که می‌تونی مردی
‫باشی که رویای پدرش رو محقق می‌کنه.

00:05:27.796 --> 00:05:31.257
‫لازم نیست این رو به
‫عهده‌ی نوادگانت بذاری.

00:05:31.341 --> 00:05:36.595
‫تو لایق اینی که در این دوران...

00:05:36.679 --> 00:05:40.099
‫به عنوان کسی که انگلیس
‫رو متحد می‌کنه زندگی کنی.

00:05:40.182 --> 00:05:44.144
‫- این ترس نیست که جلوی من رو میگیره.
‫- من مادرتم...

00:05:46.688 --> 00:05:49.732
‫و وقتی که می‌ترسی می‌فهمم.

00:05:50.983 --> 00:05:53.068
‫برای همین این‌جام که بهت بگم...

00:05:53.152 --> 00:05:57.614
‫که باور دارم تو لایق این لحظه‌ای.

00:05:57.698 --> 00:06:01.576
‫تو به همون اندازه‌ی پدرت...

00:06:01.660 --> 00:06:04.704
‫خوب و راستین و نجیب هستی.

00:06:05.747 --> 00:06:11.043
‫و برای همین خدا کمکت می‌کنه.

00:06:19.592 --> 00:06:22.095
‫این سرنوشت توئه.

00:06:23.387 --> 00:06:26.265
‫این فرصت رو غنیمت بشمار.

00:06:43.864 --> 00:06:46.783
‫پست‌های خودتون رو ترک
‫کنید! به ارتش ملحق شید!

00:06:53.790 --> 00:06:54.999
‫وسکس پا پس کشید.

00:06:55.625 --> 00:06:58.336
‫افراد ادوارد دیگه از
‫این دیوارها دفاع نمی‌کنند.

00:07:18.979 --> 00:07:20.022
‫ما حرکت می‌کنیم.

00:07:20.856 --> 00:07:22.649
‫- درها رو باز کنید.
‫- بله، سرورم.

00:07:54.177 --> 00:07:55.846
‫به ببنبرگ میریم، لرد اوترد؟

00:07:56.721 --> 00:07:58.723
‫بذار پادشاه اعتبارش رو داشته باشه.

00:08:03.185 --> 00:08:05.187
‫اگه این دستور شماست.

00:08:05.271 --> 00:08:08.982
‫من به یه نفر احتیاج دارم که از
‫سرزمین‌های مرزی نورثامبریا دفاع کنه.

00:08:16.698 --> 00:08:19.283
‫ما توی جاده با شاه اسکاتلند مواجه میشیم!

00:08:19.367 --> 00:08:21.827
‫ما اتحاد اون رو با
‫لرد اتلهلم در هم میشکنیم...

00:08:21.911 --> 00:08:24.663
‫و برای گرفتن دختر اتلفلد مذاکره می‌کنیم.

00:08:26.456 --> 00:08:29.626
‫ما نورثامبریا رو برای
‫ساکسون‌ها نگه می‌داریم!

00:08:42.346 --> 00:08:45.974
‫پیش به سوی ببنبرگ!

00:09:50.929 --> 00:09:57.225
[ببنبرگ - بامبورگ - پادشاهی نورثامبریا]

00:10:05.003 --> 00:10:07.839
‫انتظار داریم که محاصره بشیم؟

00:10:08.632 --> 00:10:12.218
‫نه، ما می‌خوایم برای جنگ به جنوب بریم.

00:10:12.302 --> 00:10:17.932
‫ما نباید بیشتر از حد ضرورت از
‫مهمان‌نوازی نورثامبریایی ها استفاده کنیم.

00:10:19.475 --> 00:10:22.019
‫به محض این‌که ارتش کنستانتین بیاد...

00:10:22.102 --> 00:10:25.730
‫و ازدواج انجام بگیره،

00:10:26.773 --> 00:10:30.401
‫ما با تدارکات‌مون از این‌جا میریم.

00:10:30.485 --> 00:10:34.863
‫این ارتش کی به این‌جا میرسه؟

00:10:38.492 --> 00:10:39.743
‫به زودی.

00:10:45.873 --> 00:10:47.333
‫اون نمی‌دونه.

00:10:48.167 --> 00:10:52.838
‫با این همه هارت و پورتش
‫نمیدونه اسکاتلندی‌ها کی میان.

00:10:52.921 --> 00:10:54.298
‫اون فقط امیدواره که بیان.

00:10:55.674 --> 00:10:59.219
‫پسرعموت اوترد هنوز برای
‫پادشاه ساکسونی‌ها میجنگه؟

00:10:59.302 --> 00:11:00.428
‫بله.

00:11:01.346 --> 00:11:03.639
‫برای همین ما از این‌جا نمیریم...

00:11:03.723 --> 00:11:07.685
‫صرف نظر از متحدین‌مون و قول‌هایی که دادیم.

00:11:16.109 --> 00:11:18.403
‫ببین توی جاده کیو پیدا کردم.

00:11:18.486 --> 00:11:20.238
‫کینلف. دیر کردی.

00:11:20.321 --> 00:11:23.199
‫سرورم، من سفر مهمی داشتم،
‫خیلی حرفا برای گفتن دارم.

00:11:23.908 --> 00:11:25.242
‫اولش من گم شدم...

00:11:25.326 --> 00:11:28.537
‫- کنار پل شکسته توی...
‫- نه! الان وقتش نیست، کینلف.

00:11:30.497 --> 00:11:31.706
‫چه خبرهایی آوردی.

00:11:33.750 --> 00:11:36.335
‫اینا چیزایی هست که ۲ شب
‫پیش توسط پیش قراول‌ها دیده شده.

00:11:36.419 --> 00:11:39.964
‫افراد کنستانتین یه قایق نزدیک
‫بندرش توی دینبر آماده کردن.

00:11:41.090 --> 00:11:42.966
‫یه قایق نمی‌تونه یه ارتش رو منتقل کنه.

00:11:43.050 --> 00:11:47.178
‫ممکنه این یه گروه پیشرو باشه
‫که با خود کنستانتین حرکت می‌کنن؟

00:11:47.262 --> 00:11:49.514
‫کنستانتین پادشاه بزرگیه.

00:11:49.597 --> 00:11:53.142
‫اون مثل یه تاجر از
‫بندر وارد یه قلعه نمیشه.

00:11:53.226 --> 00:11:57.271
‫ممکنه یه هدیه برای مراسم عروسی آورده باشه؟

00:11:57.896 --> 00:12:00.566
‫نه، این کارش برای به رخ کشیدن قدرتشه.

00:12:01.149 --> 00:12:03.443
‫اون هر نیرویی که بتونه توی
‫راه پیدا کنه رو رهبری می‌کنه.

00:12:03.527 --> 00:12:06.446
‫موافقم. بعیده که اون از
‫طریق دریا به جنوب بیاد.

00:12:07.155 --> 00:12:10.449
‫کنستانتین با نقشه عمل می‌کنه. اون میدونه که
‫موج‌های دریا خیلی راحت مسیرشون عوض میشه...

00:12:10.533 --> 00:12:12.201
‫و خطر طوفان‌های تابستونی هست.

00:12:12.284 --> 00:12:14.453
‫خیلی خب، ما طبق نقشه جلو میریم.

00:12:14.536 --> 00:12:17.456
‫اگه شانس بیاریم چند روز طول
‫می‌کشه که ارتشش به طور کامل جمع بشه.

00:12:17.539 --> 00:12:18.582
‫به پیش.

00:12:28.174 --> 00:12:31.593
‫هر سربازی باید روزانه ۳ بار گزارش بده.

00:12:31.677 --> 00:12:37.182
‫وقتی ارتش شاه کنستانتین از افق ظاهر
‫شد،‌اون توی اون کلیسا آتش روشن کنید.

00:12:45.815 --> 00:12:46.857
‫مادر.

00:12:50.235 --> 00:12:52.070
‫این جایی هست که تو می‌مونی.

00:12:52.154 --> 00:12:54.280
‫این رو خطی بدون که ازش نباید عبور کنی.

00:12:54.364 --> 00:12:58.659
‫ادوارد، جون من اهمیتی نداره.

00:12:58.743 --> 00:13:02.913
‫خطری دودمان تو رو تهدید
‫نمی‌کنه... و تنها چیزی که مهمه همینه.

00:13:07.626 --> 00:13:09.294
‫ببنبرگ چه‌قدر با این‌جا فاصله داره؟

00:13:11.296 --> 00:13:15.174
‫۵ مایل، اما سفر ما طولانی‌تره.
‫[حدود ۸ کیلومتر]

00:13:15.258 --> 00:13:19.261
‫سپیده دم ما از وسط جنگل به
‫غرب میریم تا قلعه رو دور بزنیم.

00:13:19.345 --> 00:13:21.263
‫و توی جاده‌ی بالاترش شبیخون بزنیم.

00:13:21.346 --> 00:13:25.851
‫من کسی نیستم که سوال نظامی بپرسم،

00:13:25.934 --> 00:13:30.688
‫اما قطعا شایعه‌ی اردو زدن یه
‫ارتش بزرگ پخش میشه، مگه نه؟

00:13:32.982 --> 00:13:35.359
‫یه زمانی میرسه که ما
‫دیگه نمی‌تونیم مخفی بمونیم.

00:13:36.569 --> 00:13:38.570
‫فقط باید دعا کنیم که خدا با ما باشه.

00:13:40.947 --> 00:13:44.534
‫تو این‌جا می‌مونی و خر
‫نمیشی که به میدون جنگ بری؟

00:13:45.869 --> 00:13:48.045
‫اگه زخمی‌ها به کمک من
‫احتیاج داشته باشن، شاید...

00:13:48.071 --> 00:13:48.788
‫اون نمیره.

00:13:49.664 --> 00:13:51.582
‫ما نقش خودمون رو می‌دونیم.

00:13:51.665 --> 00:13:55.919
‫در بعضی مواقع مردها باید به تنهایی با
‫مشکلات مواجه بشن، و این یکی از اون مواقع هست.

00:14:15.228 --> 00:14:16.521
‫به سرورمون اطلاع بدید.

00:14:28.532 --> 00:14:29.866
‫اون پادشاهه.

00:14:29.950 --> 00:14:32.202
‫یه پادشاه کشتی بهتری رو انتخاب می‌کرد.

00:14:34.913 --> 00:14:36.456
‫البته این یکی شاید استثنا باشه.

00:14:37.123 --> 00:14:39.375
‫افرادم توی بندرگاه پیاده میشن.

00:14:39.458 --> 00:14:42.753
‫یه پادشاه از درب اصلی یه قلعه واردش میشه.

00:14:53.554 --> 00:14:55.014
‫اونا دارن میان.

00:15:01.728 --> 00:15:04.648
‫آماده باشید، پادشاه اسکاتلند وارد میشه!

00:15:06.775 --> 00:15:09.736
‫اعلیحضرت. تو از چیزی که
‫برنامه ریزی کرده بودیم زودتر اومدی.

00:15:09.819 --> 00:15:13.197
‫من دوست دارم بقیه رو غافلگیر کنم.

00:15:16.575 --> 00:15:22.747
‫امیدوار بودم که ورودت
‫کمی مخفیانه‌تر می‌بود.

00:15:23.623 --> 00:15:26.417
‫من پادشاه نشدم که توی جنگل مخفی بشم.

00:15:26.918 --> 00:15:31.755
‫ولی ما با ارزش‌ترین عنصری که توی جنگ...

00:15:31.839 --> 00:15:36.218
‫هست یعنی غافلگیری رو اختیار داریم.

00:15:36.301 --> 00:15:40.597
‫اگه اینو به باد بدیم،
‫ممکنه ادوارد بفهمه که...

00:15:40.680 --> 00:15:44.767
‫همه جا جاسوس هست. اون به زودی مطلع میشه.

00:15:44.850 --> 00:15:50.064
‫درسته، اما نقطه‌ ضعف
‫اون سراسیمگیش هست.

00:15:50.147 --> 00:15:56.403
‫- وقتی که اون در مورد اتحاد ما بفهمه...
‫- من منتظر نمیشینم که اون به ما حمله کنه.

00:15:58.029 --> 00:15:59.697
‫این بزدلانه هست.

00:16:02.116 --> 00:16:06.078
‫فکر می‌کردم موافقت کردیم
‫که حمله وقتی صورت بگیره...

00:16:06.161 --> 00:16:08.664
‫که تو با مرسیا وصلت کرده باشی.

00:16:08.747 --> 00:16:11.208
‫و منم سر قولم هستم.

00:16:17.380 --> 00:16:19.632
‫این پسریه که پادشاه ساکسون‌ها میشه؟

00:16:19.715 --> 00:16:23.719
‫درسته. الفورد، بیا و به
‫شاه کنستانتین تعظیم کن...

00:16:23.802 --> 00:16:27.222
‫بذار این پادشاه به یه
‫پادشاه آینده یه نصیحتی بکنه.

00:16:29.140 --> 00:16:31.893
‫به هر کسی که نحصیتت می‌کنه اعتماد نکن.

00:16:36.981 --> 00:16:39.775
‫- متوجه شدم.
‫- خب، بیاید غذا بخوریم.

00:16:41.360 --> 00:16:43.653
‫از بانو الفوین بخواه که به ما ملحق بشه.

00:16:51.202 --> 00:16:52.536
‫نه!

00:16:55.372 --> 00:16:58.792
‫من ترجیح میدم بعد از
‫شام تنها اونو ملاقات کنم.

00:17:01.586 --> 00:17:05.131
‫هیچ وقت با معده‌ی خالی
‫یه عروس رو ملاقات نکن.

00:17:07.383 --> 00:17:09.969
‫مگه نه؟

00:17:37.452 --> 00:17:40.246
‫هی، نظرت چیه، سرورم؟

00:17:41.080 --> 00:17:43.999
‫خوبه سه نفرمون سوار
‫اسب شیم و از این‌جا...

00:17:44.083 --> 00:17:48.086
‫به سمت دروازه بتازیم و به
‫پسرعموت یه درس حسابی بدیم؟

00:17:49.503 --> 00:17:52.966
‫تاختن به سمت دروازه
‫کاریه که قبلا امتحانش کردم.

00:17:57.428 --> 00:18:02.099
‫شاید راه تو بهتر از اینه که
‫این همه آدم رو به کشتن بدیم.

00:18:05.519 --> 00:18:08.688
‫بیخیال! اونا می‌خواستن به تو ملحق بشن.

00:18:08.772 --> 00:18:11.190
‫این چیزیه که اونا منتظرش بودن.

00:18:11.274 --> 00:18:13.859
‫اونا تا آخر عمرشون داستان‌هایی
‫از این نبرد رو تعریف می‌کنن.

00:18:13.943 --> 00:18:17.404
‫"ببنبرگ، نقش من توی فتحش"

00:18:21.116 --> 00:18:22.159
‫هی.

00:18:23.326 --> 00:18:28.331
‫سرورم. خبر مهمی دارم. نقشه‌ی
‫ما برای شبیخون نابهنگام بود.

00:18:28.414 --> 00:18:31.417
‫کنستانتین الان توی قلعه هست.

00:18:39.424 --> 00:18:41.426
‫جاسوسا گفتند که اون از دریا اومده.

00:18:44.679 --> 00:18:48.099
‫- این تقصیر منه. من در این مورد مشورت دادم.
‫- این‌طور نیست.

00:18:48.182 --> 00:18:51.602
‫ما داشتیم روی حدس عمل
‫می‌کردیم و حدس‌مون اشتباه بود.

00:18:57.691 --> 00:18:59.734
‫چند نفر توی این قایق بودن؟

00:19:00.693 --> 00:19:03.195
‫فکر می‌کنیم فقط یه تعداد
‫انگشت‌شماری باهاش بودن.

00:19:04.864 --> 00:19:06.865
‫همون‌طور که اوترد پیش بینی کرده بود.

00:19:07.825 --> 00:19:10.827
‫این رو به عنوان یه نشونه در نظر
‫نگیر. ما یه نقشه‌ی دیگه می‌کشیم.

00:19:10.911 --> 00:19:13.830
‫این یه نشونه‌ هست که ما باید
‫قبل از اومدن ارتشش حمله کنیم...

00:19:13.913 --> 00:19:16.833
‫- نه.
‫- همه‌ی هدف‌های ما توی یه جا هستند.

00:19:16.916 --> 00:19:20.294
‫اگه الان به قلعه حمله کنیم می‌تونیم
‫اتلهلم و کنستانتین رو توی تله بندازیم.

00:19:20.378 --> 00:19:24.673
‫الفوین درون قلعه هست. اون مجبور به
‫این ازدواج میشه و اونا تهدیدش می‌کنن.

00:19:24.757 --> 00:19:27.217
‫بله، اونا سعی می‌کنن ازش برای
‫معامله کردن استفاده کنند، اما...

00:19:27.300 --> 00:19:30.303
‫اما ما به اتلهلم اعتماد می‌کنیم که
‫وقتی گیر افتاده منطقی عمل کنه؟

00:19:35.308 --> 00:19:38.102
‫اگه ما بریم پیش کنستانتین،
‫این یه مذاکره میشه.

00:19:38.185 --> 00:19:39.937
‫اما حالا ما کاری می‌کنیم که چیزی
‫برای از دست دادن نداشته باشه.

00:19:40.020 --> 00:19:43.357
‫ما صدها نفر نیرو داریم. البته
‫که ببنبرگ استحکامات قوی داره، بله،

00:19:43.440 --> 00:19:45.150
‫اما ما خیلی بیشتر از اون‌ها نیرو داریم.

00:19:45.233 --> 00:19:48.486
‫دختر خودش وسط حقه‌بازی‌هاش مرد.

00:19:49.153 --> 00:19:53.657
‫ما نمی‌تونیم در آشوبی که ببنبرگ رو در
‫بر میگیره بچه‌ی اتلفلد رو به خطر بندازیم.

00:19:55.743 --> 00:19:57.327
‫یه راه دیگه‌ای هست.

00:20:01.164 --> 00:20:05.501
‫من با چند نفر از افرادم این‌جا رو
‫ترک می‌کنم. منتظر خبر ما باشید.

00:20:05.585 --> 00:20:08.671
‫ما الفوین رو از قلعه خارج
‫می‌کنیم و بعد شما می‌تونید حمله کنید.

00:20:08.754 --> 00:20:11.841
‫- چطور؟
‫- بندرگاه، سرورم؟

00:20:11.924 --> 00:20:15.552
‫نه. یه راهی به درون ببنبرگ هست که...

00:20:17.554 --> 00:20:21.099
‫یه ارتش نمی‌تونه از اون‌جا
‫رد بشه، حتی ۶ نفر هم نمی‌تونن.

00:20:21.975 --> 00:20:27.396
‫به نظرم خیلی خطرناکه، اما با تعداد کم...

00:20:28.189 --> 00:20:29.315
‫شاید ممکن باشه.

00:20:29.398 --> 00:20:33.151
‫وقتی این تعداد کم با نگهبان‌های
‫ببنبرگ مواجه بشن چه اتفاقی میفته؟

00:20:36.237 --> 00:20:38.156
‫پیرلیگ،‌ به اندازه‌ای قدرت
‫داری که به ما ملحق بشی؟

00:20:40.199 --> 00:20:41.868
‫اون‌ قدری قدرت داری که جلوی منو بگیری؟

00:20:43.244 --> 00:20:44.662
‫سرورم، بذارید من بخشی از این گروه باشم.

00:20:45.579 --> 00:20:47.498
‫هر خطری که باشه، اون‌قدری
‫مرد هستم که باهاش مواجه بشم.

00:20:47.539 --> 00:20:49.958
‫۴ عددیه که همیشه در
‫گذشته‌ برای ما جواب داده.

00:20:51.084 --> 00:20:56.005
‫نیروها رو به حالت آماده باش
‫در بیار. تا علامت من حمله نکن.

00:20:56.089 --> 00:20:57.882
‫طفره رفتن بسه. نقشه چیه؟

00:20:59.550 --> 00:21:01.969
‫اگه جواب بده، ما با الفوین برمیگردیم.

00:21:03.137 --> 00:21:04.179
‫اگه جواب نده؟

00:21:06.431 --> 00:21:08.892
‫این آخرین باری میشه که ما با هم حرف زدیم.

00:21:14.981 --> 00:21:18.234
‫ما میریم شمال، از ببنبرگ رد
‫میشیم و به خلیج کوچیک بعدی میریم.

00:21:20.569 --> 00:21:22.404
‫ما از کسی که می‌شناسم کمک میگیریم.

00:21:23.155 --> 00:21:25.031
‫اگه کمک نرسه چی؟

00:21:25.115 --> 00:21:27.575
‫اون موقع فینان باید یه فکری بکنه.

00:21:27.659 --> 00:21:28.785
‫چی؟

00:21:58.561 --> 00:22:01.272
‫ما کار داریم. با راهبه‌ها لاس نزن.

00:22:01.356 --> 00:22:03.232
‫این کار رو به عهده‌ی تو میذاریم، اوترد.

00:22:44.645 --> 00:22:47.314
‫اگه خبر داده بودی که میای
‫برات نوشیدنی آماده می‌کردیم.

00:22:47.397 --> 00:22:49.983
‫- این‌جایی!
‫- شانس آوردی.

00:22:50.066 --> 00:22:53.194
‫من بیشتر ماه رو توی
‫جزیره هستم. باید خبر میدادی.

00:22:53.277 --> 00:22:54.820
‫من نمی‌دونستم که می‌خوام بیام.

00:22:55.696 --> 00:22:58.824
‫- اما خدایان نقشه‌ی دیگه‌ای داشتن.
‫- اومدی دنبال آلیس؟

00:22:58.907 --> 00:23:00.534
‫اون حالش خیلی بهتره،

00:23:00.617 --> 00:23:03.578
‫البته هنوز رویای مرگ ملکه رو می‌بینه.

00:23:03.662 --> 00:23:05.080
‫من برای ببنبرگ اومدم.

00:23:06.623 --> 00:23:08.833
‫وقتش رسید؟ افراد لازم رو داری؟

00:23:09.876 --> 00:23:11.711
‫ادوارد جنوب این‌جا یه ارتش داره.

00:23:11.794 --> 00:23:14.713
‫عجب. معمولا خبر این چیزا به ما میرسه.

00:23:14.797 --> 00:23:16.840
‫قبلش من باید با تعداد کمی از افرادم...

00:23:16.924 --> 00:23:19.342
‫وارد قلعه بشم تا بانو الفوین رو آزاد کنم.

00:23:19.426 --> 00:23:21.720
‫اه. تو یه نقشه داری؟

00:23:21.803 --> 00:23:24.472
‫یه نقشه داره شکل میگیره.
‫اما من به کمک احتیاج دارم.

00:23:25.640 --> 00:23:30.853
‫- تو نه، من به کمک...
‫- نه! نه، اون خیلی بچه هست.

00:23:32.438 --> 00:23:35.774
‫کمک اونو نمی‌خوام. اصلا کمک اونو نمی‌خوام.

00:23:35.857 --> 00:23:39.152
‫اون‌قدری شانس دارم که
‫هستن تاجر توی این‌ زمین‌ها باشه؟

00:23:40.862 --> 00:23:44.824
‫اوترد، معلومه که خدایان طرف تو هستن. بیا.

00:23:53.790 --> 00:23:57.126
‫اون نمی‌خواد بره چون
‫این‌جا پول خوبی در میاره.

00:23:58.961 --> 00:24:01.964
‫- ما به یه محل داد و ستد تبدیل شدیم.
‫- من پیدات می‌کنم.

00:24:17.603 --> 00:24:19.563
‫اگه از من دزدی کنی پیشمون میشی!

00:24:24.443 --> 00:24:25.191
‫اوترد!

00:24:25.216 --> 00:24:27.487
‫من اومدم بهت پیشنهاد پول
‫بدم، نه این‌که ازت پول بگیرم.

00:24:27.570 --> 00:24:30.281
‫من نیازی ندارم، و کاری
‫که خواستی رو هم انجام دادم.

00:24:30.365 --> 00:24:33.326
‫آره، می‌دونم، و حالا بیشتر می‌خوام.

00:24:35.661 --> 00:24:37.079
‫من می‌خوام به ببنبرگ وارد بشم...

00:24:37.162 --> 00:24:39.998
‫و تو با پرت کردن حواس
‫نگهبانا به من کمک می‌کنی.

00:24:41.041 --> 00:24:46.629
‫نه. نه، قطعا نه. نه امروز
‫و نه هیچ روز دیگه‌ای.

00:24:48.339 --> 00:24:50.091
‫تصمیم بی‌خردانه‌ای هست.

00:24:51.383 --> 00:24:52.885
‫من زمین‌هام رو پس میگیرم...

00:24:52.968 --> 00:24:56.221
‫و ما برای مجازات تو
‫برای این امتناع برمیگردیم.

00:25:07.398 --> 00:25:10.984
‫اگه منو تهدید کنی امشب میرم به ببنبرگ
‫و در مورد حمله‌ی شما به اونا هشدار میدم.

00:25:13.862 --> 00:25:15.238
‫نه این‌ کارو نمی‌کنی.

00:25:17.532 --> 00:25:19.909
‫من مشغول پول در آوردنم.

00:25:21.244 --> 00:25:22.286
‫بگو ببینم.

00:25:23.454 --> 00:25:26.915
‫والهالا از مردی که به احمق‌ها
‫عتیقه می‌فروشه استقبال می‌کنه؟

00:25:30.919 --> 00:25:34.506
‫اجداد من برای پولدار شدن
‫به این سرزمین اومدن، اوترد.

00:25:35.465 --> 00:25:37.675
‫من فقط دارم طبق حق ذاتیم زندگی می‌کنم.

00:25:37.758 --> 00:25:39.969
‫تو حتی لازم نیست شمشیر بکشی.

00:25:40.553 --> 00:25:43.680
‫فقط می‌خوام نگهبانا رو به ساحل بکشونی.

00:25:43.764 --> 00:25:47.017
‫و برای این‌کار من بهت
‫پول میدم... خیلی زیاد.

00:25:48.852 --> 00:25:50.270
‫تو پول کافی رو نداری.

00:25:50.353 --> 00:25:53.189
‫می‌دونی که وقتی ببنبرگ رو بگیرم دارم.

00:25:56.942 --> 00:26:01.280
‫و توی مسابقه‌ی بین ویتگار و
‫من، تو می‌دونی که کی برنده میشه.

00:26:03.782 --> 00:26:06.409
‫من به وفاداری معروف نیستم، اوترد.

00:26:07.452 --> 00:26:09.620
‫سپردن چنین چیزی به من عاقلانه نیست.

00:26:15.042 --> 00:26:19.004
‫جدا کردن یه نگهبان از
‫پستش کار ساده‌ای نیست.

00:26:22.716 --> 00:26:25.009
‫- این برات هزینه داره.
‫- بله، می‌دونم.

00:26:27.220 --> 00:26:28.429
‫فینان بیرونه.

00:26:28.512 --> 00:26:29.972
‫اون نقشه رو توضیح میده.

00:26:35.811 --> 00:26:37.771
‫پیرلیگ می‌تونه کوچیک‌ترین
‫قایق ما رو قرض بگیره.

00:26:37.854 --> 00:26:42.066
‫اگه اون رو توی آب ببینن فکر
‫می‌کنن که اون برای زیارت اومده.

00:26:44.152 --> 00:26:45.695
‫مطمئن شو که اونو پس بیاری.

00:26:47.071 --> 00:26:48.405
‫هر کاری از دستم بر بیاد می‌کنم.

00:26:51.325 --> 00:26:52.451
‫موفق باشی.

00:26:59.290 --> 00:27:02.376
‫میگم... شاید بهتر باشه من به شما ملحق بشم.

00:27:03.169 --> 00:27:06.213
‫نه، لطفا این‌ کارو نکن. تو این‌جا
‫چیزهایی داری که باید ازشون محافظت کنی.

00:27:11.259 --> 00:27:13.261
‫من هیچ وقت مطمئن نیستم
‫که بشه به هستن اعتماد کرد.

00:27:17.765 --> 00:27:19.892
‫من دارم تصمیم درستی میگیرم؟

00:27:21.393 --> 00:27:23.604
‫نمی‌تونه اشتباه باشه که بخوای
‫از بانو الفوین محافظت کنی...

00:27:23.687 --> 00:27:25.814
‫یا برای بچه‌هات یه خونه پیدا کنی.

00:27:25.897 --> 00:27:28.650
‫این که چنین زمانی برای
‫تو مناسب هست یا نه رو...

00:27:29.776 --> 00:27:32.945
‫نمی‌دونم. امیدوارم که باشه.

00:27:35.781 --> 00:27:40.244
‫اما نیتت خالصه و برای
‫همین خدای من با تو همراهه.

00:27:44.164 --> 00:27:45.749
‫تا سپیده دم کار رو تموم کن.

00:27:46.916 --> 00:27:51.170
‫و فردا روز اول یه دنیای جدید میشه.

00:28:02.722 --> 00:28:05.933
‫- همه نقشه رو فهمیدن؟
‫- بله!

00:28:06.017 --> 00:28:09.145
‫- بله.
‫- هی، به اون بگو.

00:28:10.354 --> 00:28:13.357
‫اون نگهبانا رو قبل عوض شدن
‫جریان موج‌ها به بیرون می‌کشه،

00:28:13.440 --> 00:28:16.693
‫و باعث میشه تو یه فرصت
‫خیلی کوچیک و بی‌پروایانه...

00:28:16.776 --> 00:28:19.571
‫برای رد شدن از اتاق نگهبانا
‫قبل برگشتنشون پیدا کنی.

00:28:20.947 --> 00:28:23.324
‫تو اون قسمتی که هیچ غلطی
‫نمی‌کنی رو فراموش کردی.

00:28:25.076 --> 00:28:27.244
‫آره، من توی قایق میشینم
‫و هیچ غلطی نمی‌کنم.

00:28:27.328 --> 00:28:29.955
‫وقتی علامت رو ببینم
‫اونا رو میارم بیرون.

00:28:30.581 --> 00:28:33.375
‫عالیه، همه‌ی ما موافقت کردیم.

00:29:03.819 --> 00:29:06.988
‫شب داره نزدیک میشه و
‫هنوز خبری از اوترد نشد.

00:29:07.072 --> 00:29:09.741
‫اعلیحضرت، صبور باشید.

00:29:12.034 --> 00:29:13.327
‫اون هیچ وقت شما رو ناامید نکرده.

00:29:13.411 --> 00:29:15.871
‫اون قبلا برای زمین‌های خودش نمی‌جنگید.

00:29:15.955 --> 00:29:20.250
‫با این‌که از اتحاد ساکسون‌ها حرف میزنه،
‫ما می‌دونیم چی اونو به این‌جا آورده.

00:29:21.084 --> 00:29:23.086
‫- فکر نمی‌کنم این منصفانه باشه.
‫- شاید نباشه.

00:29:23.169 --> 00:29:26.130
‫اما کی ته دلش خیر ساکسون‌ها رو می‌خواد،

00:29:26.214 --> 00:29:28.758
‫- من یا اوترد؟ من...
‫- سرورم...

00:29:32.720 --> 00:29:37.182
‫جاسوسای شمال این‌جا میگن که اسکاتلندی‌ها
‫اردوگاه رو ترک کردن و به این سمت میان.

00:29:42.187 --> 00:29:44.939
‫- تا کی به ببنبرگ میرسن؟
‫- مشخص نیست.

00:29:45.815 --> 00:29:48.275
‫بستگی داره که اونا برای
‫نیروی کمکی توقف می‌کنن...

00:29:48.359 --> 00:29:51.653
‫- یا کل نیروهاشون همینه.
‫- اوترد چی؟

00:29:54.948 --> 00:29:57.492
‫خبری ازش نیست، کسی هم اونو ندیده.

00:29:59.244 --> 00:30:00.578
‫ما نمی‌تونیم ردش رو بگیریم.

00:30:09.670 --> 00:30:12.505
‫در مورد چی بحث میشه که ما باید بدونیم؟

00:30:13.006 --> 00:30:14.841
‫چی از من مخفی نگه داشته میشه؟

00:30:15.341 --> 00:30:16.592
‫فکر می‌کنم اون می‌خواد حمله کنه.

00:30:18.177 --> 00:30:19.679
‫بدون لرد اوترد؟

00:30:20.429 --> 00:30:24.016
‫به نظر میاد اون براش مهم نیست
‫که پدر من زنده می‌مونه یا میمیره.

00:30:24.683 --> 00:30:29.562
‫حرف زدن با اون در مورد الفوین تاثیری
‫نداره، و اهمیتی هم به ارد الفورد نمیده.

00:30:31.356 --> 00:30:32.732
‫ادوارد از دست رفته.

00:30:33.524 --> 00:30:36.777
‫اون‌قدر به‌خاطر خیانت اتلهلم خشمگین شده...

00:30:36.861 --> 00:30:39.321
‫که پسر خودش رو در یه
‫محاصره به خطر میندازه؟

00:30:39.405 --> 00:30:40.739
‫اون یه چیزیش شده.

00:30:45.368 --> 00:30:47.787
‫انگار که الان باور داره
‫که همیشه خدا یاریش می‌کنه.

00:30:53.959 --> 00:30:55.211
‫بانوی من.

00:30:56.503 --> 00:30:57.546
‫بانو.

00:31:01.007 --> 00:31:05.553
‫شاید در ترغیب پادشاه زیاده‌روی کردم.

00:31:09.765 --> 00:31:12.434
‫با من به جنوب بیا.

00:31:12.518 --> 00:31:14.728
‫نه! من از نبرد فرار نمی‌کنم.

00:31:14.812 --> 00:31:18.315
‫من این‌جا می‌مونم چون
‫شاید به درد مصدومین بخورم.

00:31:18.398 --> 00:31:20.859
‫من پیشنهاد نمیدم که فرار کنیم،

00:31:20.942 --> 00:31:24.237
‫اما اگه می‌خوای از یه کشتار
‫جلوگیری کنی به دنبال من بیا.

00:31:40.668 --> 00:31:43.129
‫می‌خوای بپری و شنا کنی؟

00:31:44.713 --> 00:31:46.215
‫شاید.

00:31:46.298 --> 00:31:48.175
‫نذار آرامش دریا گولت بزنه.

00:31:49.134 --> 00:31:52.178
‫امواج این‌جا سریع جهت عوض
‫می‌کنن. به یه صخره کوبیده میشی.

00:31:52.262 --> 00:31:55.139
‫برام مهم نیست. زندگی من تموم شده.

00:31:57.850 --> 00:31:59.602
‫تو پادشاه اسکاتلندی‌ها هستی؟

00:31:59.685 --> 00:32:01.187
‫تو عروسی؟

00:32:01.270 --> 00:32:02.646
‫این‌طور به من گفتن.

00:32:05.315 --> 00:32:08.109
‫چرا ازدواج نکردی؟ تو از پدر منم مسن‌تری.

00:32:08.610 --> 00:32:10.153
‫کدوم پدرت رو میگی؟

00:32:19.620 --> 00:32:22.998
‫عذر می‌خوام، شوخی بی‌رحمانه‌ای بود.

00:32:25.041 --> 00:32:27.710
‫- همین الانش هم از من متنفری؟
‫- بله.

00:32:27.794 --> 00:32:28.920
‫چرا؟

00:32:29.796 --> 00:32:32.089
‫چون نمی‌خوام با تو ازدواج کنم!

00:32:33.257 --> 00:32:38.595
‫این یه حقیقت ساده هست.
‫این به من تحمیل شده.

00:32:43.141 --> 00:32:46.269
‫منم نمی‌خوام با تو ازدواج کنم.

00:32:46.352 --> 00:32:49.605
‫- پس منو از این معامله آزاد کن.
‫- نه.

00:32:49.688 --> 00:32:51.523
‫چون من قول دادم.

00:32:51.607 --> 00:32:53.400
‫من دارم مبادله میشم.

00:32:57.445 --> 00:32:59.572
‫اوضاع این‌جوریه دیگه.

00:32:59.656 --> 00:33:01.949
‫تو ثروتمند میشی و به خوبی ازت مراقبت میشه.

00:33:02.033 --> 00:33:05.995
‫- این نفرین بدی نیست...
‫- تو اصلا نمی‌دونی چه حسی دارم!

00:33:18.965 --> 00:33:21.342
‫کیه که بهش علاقه داری؟

00:33:22.468 --> 00:33:23.344
‫بله؟

00:33:23.427 --> 00:33:26.180
‫دلت پیش کیه که این‌‌قدر باعث رنجشت شده؟

00:33:26.638 --> 00:33:28.473
‫اعلیحضرت. من باکره هستم.

00:33:29.182 --> 00:33:30.767
‫من اینو نپرسیدم.

00:33:32.435 --> 00:33:35.146
‫من سفره‌ی دلم رو پیش تو باز نمی‌کنم.

00:33:37.189 --> 00:33:38.316
‫خب...

00:33:42.486 --> 00:33:44.863
‫چون داریم ازدواج می‌کنیم،

00:33:46.781 --> 00:33:49.159
‫من حس می‌کنم که باید
‫اعتمادم رو به تو پیشکش کنم.

00:33:55.247 --> 00:33:56.582
‫من عاشق یه نفر هستم.

00:33:59.001 --> 00:34:01.461
‫اون زن هم متاهله...

00:34:03.171 --> 00:34:04.422
‫با این حال مال منه.

00:34:06.549 --> 00:34:11.345
‫و نمی‌خوام با پریدن روی یه
‫دختر نجیب‌زاده به اون خیانت کنم.

00:34:14.306 --> 00:34:15.349
‫پس...

00:34:17.726 --> 00:34:19.227
‫تو همسر من میشی.

00:34:20.312 --> 00:34:24.440
‫توی در هر قلعه‌ای که دوست
‫داری در آسایش زندگی می‌کنی.

00:34:25.608 --> 00:34:28.360
‫من از ثروت‌ سرزمین‌های
‫تو در مرسیا بهره‌مند میشم.

00:34:28.444 --> 00:34:29.737
‫شاید بهت سر بزنم...

00:34:30.696 --> 00:34:31.947
‫اما به اتاق خوابت نمیام.

00:34:34.282 --> 00:34:35.700
‫به طور خلاصه...

00:34:36.576 --> 00:34:38.369
‫ازدواج ما بی‌ثمره...

00:34:40.163 --> 00:34:41.539
‫و من هیچ وقت تو رو دوست نخواهم داشت.

00:34:49.338 --> 00:34:50.672
‫اعلیحضرت...

00:34:51.798 --> 00:34:55.969
‫مدت‌ها بود که کسی با من صادق نبوده.

00:35:14.360 --> 00:35:17.488
‫این اجدادت خیلی لاغر بودن، مگه نه؟

00:35:20.407 --> 00:35:22.451
‫برای رفتن و برگشتن چه‌ قدر وقت داریم؟

00:35:23.577 --> 00:35:26.538
‫تا هستن به خشکی برسه و نقشه رو اجرا کنه،

00:35:27.288 --> 00:35:28.623
‫به اندازه‌ی کافی وقت داریم.

00:35:35.962 --> 00:35:37.004
‫سرورم.

00:35:41.301 --> 00:35:43.928
‫دریا به یه کشتی دیگه خیانت کرد.

00:36:06.656 --> 00:36:09.451
‫این ساحل زمین ویتگار ببنبرگ هست.

00:36:10.368 --> 00:36:11.578
‫شما اینو می‌دونید.

00:36:11.662 --> 00:36:14.414
‫ما نمی‌خوایم بدون اجازه وارد بشیم،

00:36:14.497 --> 00:36:18.001
‫فقط می‌خوایم منتظر جنس‌هامون
‫بمونیم که دریا اونا رو به ساحل بیاره.

00:36:19.002 --> 00:36:20.378
‫کی با تو سفر می‌کنه، راهبه؟

00:36:20.461 --> 00:36:23.130
‫یه تاجر که به لیندسفارن عتیقه میاره.

00:36:24.298 --> 00:36:25.341
‫خودت رو معرفی کن.

00:36:28.051 --> 00:36:31.179
‫هستن. اجازه بده که منتظر موج بمونیم...

00:36:31.930 --> 00:36:33.681
‫و تو می‌تونی مقداری غنیمت از ما رو بگیری.

00:36:38.102 --> 00:36:39.437
‫این‌جا صبر کن.

00:36:58.996 --> 00:37:00.831
‫مسیر از بین رفته.

00:37:00.914 --> 00:37:04.126
‫راه دیگه‌ای هست؟ می‌تونیم خودمون برگردیم؟

00:37:04.209 --> 00:37:08.755
‫وقتی نمونده. موج داره برمیگرده.
‫سربازا پستشون رو ترک می‌کنن.

00:37:16.720 --> 00:37:18.764
‫تو همیشه می‌خواستی که توی ببنبرگ بمیری.

00:37:21.474 --> 00:37:24.018
‫بیاید کمتر حرف
‫بنزیم. ما بالا میریم.

00:37:38.240 --> 00:37:44.370
‫کمکی نکن. الان وقتش نیست
‫که با این چیزا حواسمون پرت بشه.

00:37:45.496 --> 00:37:49.083
‫اعلیحضرت، ما به خوبی از شما...

00:37:49.166 --> 00:37:52.377
‫و لرد اتلهلم مهمان‌نوازی کردیم.

00:37:52.461 --> 00:37:56.005
‫اجازه بدید که من غنیمت‌ها
‫رو به عنوان غرامت بردارم.

00:37:58.007 --> 00:37:59.133
‫جنس‌ها چی هستن؟

00:38:01.344 --> 00:38:02.553
‫عتیقه جات و نمک.

00:38:03.429 --> 00:38:05.764
‫وقتی که موج‌ها بیان، شاید
‫جنس‌های بیشتری پیدا بشه.

00:38:06.682 --> 00:38:09.768
‫من در زمینم هر چیزی
‫که دریا بیاره رو برمیدارم.

00:38:09.851 --> 00:38:12.729
‫این رسم معموله. می‌تونی
‫هر کاری صلاح می‌دونی بکنی.

00:38:18.984 --> 00:38:20.110
‫اما...

00:38:23.989 --> 00:38:26.241
‫اگه جات بودم حواسم به حقه‌ها بود.

00:38:27.117 --> 00:38:30.954
‫دانمارکی‌ها قبل حمله افرادی
‫رو برای شناسایی می‌فرستن.

00:38:32.538 --> 00:38:34.790
‫وقتی ما به جنوب رفتیم،

00:38:35.791 --> 00:38:38.168
‫شاید دزدای دریایی گریبانگیرت بشن.

00:38:40.170 --> 00:38:41.880
‫اون موقع دنبال می‌خوای ما رو پیدا کنی.

00:38:55.017 --> 00:38:57.227
‫افراد، به ساحل برید.

00:38:57.311 --> 00:38:58.770
‫شماها به حیاط مرکزی برید.

00:38:59.938 --> 00:39:02.399
‫وقتی موج برگشت به اندازه‌ی
‫خودتون غنیمت بردارید.

00:39:08.738 --> 00:39:12.032
‫- اون پسرعموشه؟
‫- آره. اما خیلی بهم شبیه نیستن.

00:39:12.116 --> 00:39:14.117
‫وقتی یه مرد طماع ببینم می‌شناسم.

00:39:14.743 --> 00:39:17.871
‫چیزای مشترک زیادی دارید.
‫باید بتونی اونو به حرف بگیری.

00:39:19.622 --> 00:39:23.251
‫ممنون که به ما اجازه دادید
‫که گنج‌مون رو جمع کنیم.

00:39:23.334 --> 00:39:27.921
‫ما می‌بینیم که دیگه دریا چی رو
‫میاره و زمین شما رو ترک می‌کنیم.

00:39:28.005 --> 00:39:31.591
‫حرفشو نزن، خودتون رو مهمون من بدونید.

00:39:33.176 --> 00:39:35.220
‫بیاید داخل قلعه، اون‌جا آتیش داریم گرمه.

00:39:35.303 --> 00:39:37.972
‫لطف داری، اما ما کارمون زیاده.

00:39:38.056 --> 00:39:40.474
‫من باید زائرین رو به جزیره برسونم.

00:39:41.392 --> 00:39:44.311
‫این‌جا خطرات زیادی سراغ مسافرا میاد.

00:39:44.395 --> 00:39:46.563
‫به داخل قلعه بیاید.

00:39:46.647 --> 00:39:51.067
‫یه جشن عروسی در راهه و ما دوست
‫داریم شما در اون حضور داشته باشید.

00:39:57.657 --> 00:40:02.244
‫افراد من جنس‌های تو رو جمع
‫می‌کنن، البته ما یه خراجی میگیریم.

00:40:17.800 --> 00:40:20.093
‫غنائم رو بردارید!

00:40:20.177 --> 00:40:23.138
‫هستن خیلی سخاوتمنده.

00:40:35.065 --> 00:40:37.442
‫اوه، ای خدا!

00:40:37.526 --> 00:40:40.028
‫باورت میشه؟

00:40:46.742 --> 00:40:48.869
‫دستتو بده من! دستتو بده من!

00:40:48.953 --> 00:40:50.996
‫اون یکی دستت رو بده من!

00:40:51.080 --> 00:40:53.582
‫بکشش بالا!

00:41:01.756 --> 00:41:03.966
‫ممنون.

00:41:07.594 --> 00:41:10.347
‫سریعا هر چیزی که می‌تونید
‫بردارید و به پست‌هاتون برگردید.

00:41:13.224 --> 00:41:16.019
‫و مراقب کشتی‌های دانمارکی دیگه باشید.

00:41:18.104 --> 00:41:20.147
‫من می‌خوام یه جای خلوت لباس بپوشم.

00:41:20.231 --> 00:41:22.733
‫توی قلعه بخشی برای زنان هست؟

00:41:23.567 --> 00:41:27.362
‫می‌تونی به آشپزخونه
‫بری. اون‌جا چند تا زن هستند.

00:41:55.846 --> 00:41:56.889
‫این یکی.

00:41:58.974 --> 00:42:01.810
‫این‌جا نسبت به بقیه ضعیف‌تر
‫به نظر میاد. امتحانش کن.

00:42:04.854 --> 00:42:06.397
‫خیلی سریع و پر سر و صدا انجامش میدی!

00:42:09.442 --> 00:42:10.818
‫من صدای کسی رو نمی‌شنوم.

00:42:11.652 --> 00:42:13.987
‫فکر می‌کنم هستن اونا رو به ساحل کشونده.

00:42:35.423 --> 00:42:36.549
‫هستن!

00:42:37.592 --> 00:42:42.096
‫این چهره‌ای هست که من فراموش نمی‌کنم.

00:42:43.931 --> 00:42:46.600
‫تو اون بیچاره‌ای هستی
‫که کشتیت نابود شد؟

00:42:47.267 --> 00:42:48.518
‫- بله.
‫- اه.

00:42:50.062 --> 00:42:53.189
‫من تو رو یادم نمیاد، سرورم.

00:42:53.898 --> 00:42:54.983
‫نه.

00:42:56.484 --> 00:42:58.277
‫نه، انگار منو یادت نمیاد.

00:42:59.945 --> 00:43:02.448
‫آخرین باری که همو دیدیم،

00:43:02.531 --> 00:43:06.493
‫تو منو توی مقبره‌ی
‫آلفرد زندانی کردی.

00:43:08.245 --> 00:43:13.374
‫محاصره‌ی وینچستر،
‫این روی حافظه‌ی من حک شده.

00:43:13.458 --> 00:43:19.046
‫و با این حال بعدش زنده
‫موندی و پیشرفت کردی.

00:43:19.129 --> 00:43:21.381
‫هر دوی ما...

00:43:23.300 --> 00:43:24.676
‫آدمای جوون‌تری بودیم.

00:43:26.386 --> 00:43:31.140
‫نوه‌ی من بعد اون قضیه تا
‫چند سال خواب درستی نداشت.

00:43:35.436 --> 00:43:39.147
‫خب، قندیل‌های تخمام از بین رفت...

00:43:39.231 --> 00:43:41.483
‫و راهم رو می‌کشم و میرم.

00:43:51.450 --> 00:43:53.702
‫یه مدتی بمون،‌ هستن.

00:43:53.785 --> 00:43:56.455
‫ما خاطرات زیادی برای بازگو کردن داریم.

00:45:05.809 --> 00:45:07.310
‫حفره رو مسدود کن.

00:45:11.230 --> 00:45:12.481
‫کافیه.

00:45:38.922 --> 00:45:40.214
‫قربان.

00:45:42.049 --> 00:45:43.342
‫هی، هی.

00:45:45.719 --> 00:45:48.597
‫بیا، احتمالش زیاده که تو رو بشناسن.

00:45:49.431 --> 00:45:51.475
‫اگه یکی از شما دو نفر شناسایی بشید چی؟

00:45:51.558 --> 00:45:53.101
‫من یه نقشه‌ای برای این دارم.

00:45:53.184 --> 00:45:55.562
‫زودباشید. بیاید الفوین رو پیدا کنیم!

00:45:59.649 --> 00:46:02.818
‫- سرورم، منتظر علامت اوترد باشید.
‫- ما صبر کردیم و چیزی نشنیدیم.

00:46:02.902 --> 00:46:05.237
‫وقتی که در اون می‌تونیم بر
‫دشمن پیروز بشیم داره به سر میاد.

00:46:05.320 --> 00:46:08.281
‫اما اوترد یا الفوین چی؟ اونا کشته میشن!

00:46:09.491 --> 00:46:11.910
‫- این دیوونگیه.
‫- آره.

00:46:13.953 --> 00:46:15.371
‫اما ما باید از دستورش اطاعت کنیم.

00:46:53.572 --> 00:46:55.199
‫اون پادشاه اسکاتلندی‌هاست؟

00:46:55.699 --> 00:46:56.783
‫آره.

00:47:06.375 --> 00:47:08.377
‫سرورم!

00:47:09.753 --> 00:47:10.796
‫سرورم!

00:47:11.713 --> 00:47:12.923
‫سرورم!

00:47:29.313 --> 00:47:30.355
‫هی، شماها!

00:47:34.526 --> 00:47:36.319
‫توی حیاط مرکزی بمونید.

00:47:39.405 --> 00:47:42.324
‫چرا کنستانتین افرادش رو این‌جا گذاشته؟

00:47:43.909 --> 00:47:48.038
‫ما ما در مورد روش‌هایی که برای
‫محافظت استفاده می‌کنیم صحبت نمی‌کنیم.

00:47:48.705 --> 00:47:50.165
‫باشه!

00:47:51.916 --> 00:47:53.835
‫شاه کنستانتین؟

00:47:55.211 --> 00:47:58.923
‫افرادت جایی می‌گرده که نباید بگرده.

00:47:59.715 --> 00:48:01.049
‫اون یکی از افراد من نیست.

00:48:13.602 --> 00:48:15.854
‫فکر می‌کنم خرت کردن، لرد ویتگار.

00:48:20.484 --> 00:48:22.360
‫چطور از افراد من عبور کردید؟

00:48:24.237 --> 00:48:26.447
‫شماها هم دانمارکی‌های کشتی شکسته هستید؟

00:48:27.782 --> 00:48:29.658
‫اونا رو شکنجه بدید تا راستشو بگن.

00:48:30.326 --> 00:48:32.619
‫نشونشون بدید که هر دزد
‫دریایی با چی مواجه میشه.

00:48:47.883 --> 00:48:49.843
‫شما دارید به خدا خدمت می‌کنید، دوستان.

00:48:49.927 --> 00:48:52.220
‫توی محموله‌ی بعدی من
‫۲ برابر این گیرتون میاد.

00:49:26.793 --> 00:49:29.170
‫- بانو الفوین؟
‫- بله؟

00:49:32.173 --> 00:49:33.549
‫- بیا.
‫- نه!

00:49:33.633 --> 00:49:35.634
‫بیا! من دارم سعی می‌کنم نجاتت بدم!

00:49:35.718 --> 00:49:39.096
‫من چندین بار اینو شنیدم
‫و هیچ وقت حقیقت نداشته.

00:49:39.179 --> 00:49:43.016
‫بانو الفوین، من لرد هستن هستم.

00:49:43.099 --> 00:49:46.269
‫- من دوست پدر حقیقیت بودم!
‫- لرد هستن؟

00:49:47.520 --> 00:49:50.773
‫تو سعی کردی مادرم رو بکشی! کمک!

00:49:50.856 --> 00:49:53.943
‫کمکم کنید! اعلیحضرت!

00:49:54.026 --> 00:49:56.153
‫این مرد سعی کرد منو بگیره.

00:49:58.155 --> 00:49:59.364
‫اون دختر اشتباه کرده.

00:50:04.577 --> 00:50:07.079
‫اگه به اون بانوی جوان
‫بی‌احترامی کردم عذرخواهی می‌کنم.

00:50:07.163 --> 00:50:10.583
‫رفتار ما با زن‌ها مثل شما نیست.

00:50:15.337 --> 00:50:19.215
‫من مرد با شرافتی هستم.
‫شاید سوتفاهم برام پیش اومده.

00:50:20.883 --> 00:50:22.176
‫تو یه دروغگویی.

00:50:22.260 --> 00:50:27.598
‫نقشه‌ی تو معلوم شد و
‫بقیه‌ی افرادت دستگیر شدن.

00:50:31.643 --> 00:50:35.480
‫حقیقت رو به من بگو که
‫چرا به ببنبرگ اومدی...

00:50:36.189 --> 00:50:38.316
‫و این‌طوری فقط
‫جون اونا رو میگیرم.

00:50:48.492 --> 00:50:49.993
‫من حقیقت رو میگم،

00:50:51.911 --> 00:50:53.997
‫من فقط به خودم خدمت می‌کنم.

00:50:58.959 --> 00:51:00.669
‫من این‌جا هیچ همدستی ندارم.

00:51:01.670 --> 00:51:03.380
‫و بخشی از هیچ نقشه‌ای نیستم.

00:51:36.368 --> 00:51:37.452
‫ترتیب اینو بدید.

00:51:37.536 --> 00:51:39.829
‫و کشیش رو بیارید!

00:51:39.913 --> 00:51:41.289
‫بیاید این ازدواج رو تمومش کنیم!

00:51:57.429 --> 00:51:59.430
‫شاید ما راه اشتباهی رو اومدیم.

00:52:01.224 --> 00:52:04.560
‫مزرعه دار گفت این شرقه،
‫اما حالا فکر می‌کنم که غربه.

00:52:04.643 --> 00:52:09.064
‫من به گفته شده که خیلی از
‫جنگل‌ نشین‌ها به اون زن ملحق شدند.

00:52:20.825 --> 00:52:22.910
‫ما می‌دونیم که این‌جایید!

00:52:22.993 --> 00:52:25.787
‫ما پیش‌آهنگ‌های شما رو دیدیم!

00:52:27.706 --> 00:52:29.624
‫بانو السویت.

00:52:36.088 --> 00:52:38.841
‫هر کاری می‌خواید بکنید! ما حرف نمیزنیم.

00:52:53.104 --> 00:52:55.314
‫حماقت کردی که به اینجا اومدی.

00:52:56.315 --> 00:52:58.192
‫من با مسیحی‌ها دوست نیستم.

00:52:58.275 --> 00:53:00.318
‫شاید، بله.

00:53:01.236 --> 00:53:02.487
‫اما...

00:53:05.281 --> 00:53:07.158
‫ما به کمک تو نیاز داریم.

00:53:13.497 --> 00:53:14.540
‫دست نگه دارید!

00:53:16.708 --> 00:53:19.878
‫بذارید من اولین ضربه رو بزنم.

00:53:20.336 --> 00:53:21.379
‫سرورم!

00:53:21.796 --> 00:53:23.589
‫سربازا دارن از جنوب نزدیک میشن.

00:53:23.673 --> 00:53:25.716
‫- چند نفر؟
‫- خیلی زیادن.

00:53:29.678 --> 00:53:31.138
‫من برمیگردم. صبر کنید.

00:53:51.198 --> 00:53:53.825
‫تو، دروازه رو مهر و موم کن!

00:53:58.621 --> 00:54:00.289
‫نه، هنوز نه.

00:55:08.684 --> 00:55:10.811
‫نزدیک‌تر نیا!

00:55:14.481 --> 00:55:15.690
‫حرف بزن!

00:55:16.441 --> 00:55:18.526
‫من از طرف ادوارد،

00:55:18.609 --> 00:55:22.154
‫پادشاه ساکسون و این زمین‌ها یه پیام آوردم!

00:55:23.739 --> 00:55:28.201
‫به ما لرد اتلهلم و بانو الفوین
‫رو بدید و ما حمله نمی‌کنیم.

00:55:28.285 --> 00:55:32.914
‫اگه درخواست ما رو رد کنید شما
‫رو محاصره می‌کنیم و بعد می‌کشیم!

00:55:33.331 --> 00:55:34.999
‫هیچ کسی زنده نمی‌مونه!

00:55:41.505 --> 00:55:49.505
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.
