﻿WEBVTT

00:00:02.000 --> 00:00:03.000
<c.red><i>پيش از اين در
"The Originals"</i></c>

00:00:03.220 --> 00:00:05.615
<i>من و برادرانم اولين خون‌آشام‌ها هستيم</i>

00:00:05.650 --> 00:00:08.010
<i>در کلّ تاريخ...خانواده‌ي اصيل‌ها</i>

00:00:08.240 --> 00:00:11.270
<i>3قرن پيش ما در ساختن شهري
به اسم "نيو اورلانز" کمک کرديم</i>

00:00:12.150 --> 00:00:15.450
<i>ما در اينجا خوشبخت بوديم . يک خانواده بوديم</i>

00:00:15.720 --> 00:00:19.190
<i>اخيراً گروهي از جادوگران برادرم را
با فريب دوباره به اينجا کشوندند</i>

00:00:19.225 --> 00:00:21.230
<i>با طعمه قرار دادن کودکش که هنوز متولّد نشده</i>

00:00:22.140 --> 00:00:24.750
<i>من تلاش کردم به او کمک کنم
امّا او خيانت کرد و من رو به</i>

00:00:24.785 --> 00:00:26.270
<i>دشمنش خون‌آشامي به نام مارسل فروخت</i>

00:00:26.950 --> 00:00:29.760
<i>از آن‌موقع من توسّط جادوگر قدرتمندي زنداني شده‌ام</i>

00:00:31.020 --> 00:00:34.500
<i>برادرم در تلاشه تا از طريق ديگران
آزادي من رو بدست بياره</i>

00:00:36.520 --> 00:00:37.980
<i>امّا من نقشه‌ي خودم رو دارم</i>

00:00:38.210 --> 00:00:40.050
<i>اگر اثبات بشه که اين جادوگر دشمن ماست</i>

00:00:40.540 --> 00:00:43.700
<i>به هر قيمتي شده جلوي اون رو مي‌گيرم</i>

00:00:57.920 --> 00:00:59.830
"تو هموني هستي که بهش ميگن "مرد اخلاق

00:01:09.890 --> 00:01:10.920
آره

00:01:11.650 --> 00:01:13.080
همينو بهم ميگن

00:01:14.330 --> 00:01:16.635
"امّا با اين وجود من دنبال برادرم اومدم "نيو اورلانز

00:01:16.670 --> 00:01:18.940
تا توي جنگ شرکت کنم

00:01:19.910 --> 00:01:23.980
پس من از تو مي‌پرسم

00:01:26.080 --> 00:01:29.160
آيا اين‌کار به نظر تو اخلاقي مياد؟

00:01:30.110 --> 00:01:31.310
انگار حالت خوب نيست

00:01:32.250 --> 00:01:32.965
خب ، همين امروز صبح بود که

00:01:33.000 --> 00:01:35.385
يه خنجر اسرارآميز توي سينه ـم جا خوش کرد

00:01:35.420 --> 00:01:38.190
پس من که ميگم خوب خودمو جمع و جور کردم

00:01:39.080 --> 00:01:44.350
دِوينا" ، من معتقدم که تو و من قدرت اينو داريم"

00:01:44.385 --> 00:01:46.300
که جنگ بين جادوگرا و خون‌آشاما رو

00:01:46.335 --> 00:01:47.695
قبل از اينکه واقعاً شروع بشه تمومش کنيم

00:01:47.730 --> 00:01:50.025
من با کنترل کردن برادرم

00:01:50.060 --> 00:01:52.320
تو با رفتار کردن مثل خود واقعيت

00:01:52.330 --> 00:01:55.740
نه مثل ابزاري براي مارسل يا جادوگرا

00:01:58.040 --> 00:01:59.470
اون‌وقت من چرا بايد به تو اعتماد کنم؟

00:01:59.750 --> 00:02:02.610
خب ، به‌خاطر يه چيز
با وجود اشتهاي ولع آميزم

00:02:02.645 --> 00:02:04.330
اصلاً سعي نکردم خون تو رو بخورم

00:02:04.500 --> 00:02:06.760
چرا که نه؟ من تنها آدم اينجام

00:02:08.360 --> 00:02:10.745
حتّي با وجود اوضاع الانم

00:02:10.780 --> 00:02:13.130
من از يه بچّه تغذيه نمي‌کنم

00:02:52.200 --> 00:03:03.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:03:04.200 --> 00:03:09.200
<c.red>"The Originals"
فصل 1
قسمت 5 : گناهکاران و قديسان</c>

00:03:10.200 --> 00:03:20.200
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan_com  ::. </c>

00:03:29.320 --> 00:03:30.340
ما يه قراري داشتيم

00:03:30.430 --> 00:03:31.825
تو از بچّه‌ي متولّد نشده‌ي من مراقبت مي‌کني

00:03:31.860 --> 00:03:33.220
من هم سپاه مارسل رو خلع‌سلاح مي‌کنم

00:03:33.580 --> 00:03:36.750
و در حاليکه من مشغول عمل کردن
به قول و قرار خودم بودم

00:03:36.840 --> 00:03:38.555
تو گذاشتي که يه مشت جادوگر خل و چل

00:03:38.590 --> 00:03:41.210
به "هِيلي" حمله کنن و تقريباً بکشنش

00:03:41.360 --> 00:03:43.550
قسم مي‌خورم که اين ماجرا
هيچ ارتباطي به من نداره

00:03:43.700 --> 00:03:45.710
من و "هِيلي" به‌هم متّصل شديم . يادتون رفته؟

00:03:45.745 --> 00:03:47.157
اگه اون بميره منم مي‌ميرم

00:03:47.192 --> 00:03:48.535
پس اونا کي بودن؟

00:03:48.570 --> 00:03:50.670
اونها يه حزب افراطي هستن

00:03:50.830 --> 00:03:52.160
سابين" در کمال حماقت به اونا"

00:03:52.170 --> 00:03:54.240
درباره‌ي بينش‌هايي که از بچّه داشته گفته

00:03:54.250 --> 00:03:55.255
چه‌جور بينش‌هايي؟

00:03:55.290 --> 00:03:56.535
اون هميشه از اين بينش‌ها داره

00:03:56.570 --> 00:03:58.365
و اونا رو به هر نحوي ميشه تعبير کرد

00:03:58.400 --> 00:04:00.160
من حدس ميزنم که اون اين‌دفعه اشتباه کرده

00:04:00.220 --> 00:04:01.655
خب ، مي‌تونم بپرسم که

00:04:01.690 --> 00:04:03.850
از اين بينش خاص چه تعبيري شده؟

00:04:05.620 --> 00:04:08.780
تقريباً اينه که بچّه‌ي تو براي
تمام جادوگرا مرگو به همراه مياره

00:04:08.815 --> 00:04:12.480
خب ، از همين لحظه احساس مي‌کنم که
علاقه‌ام به اين بچّه چندين برابر شد

00:04:12.540 --> 00:04:13.385
سوفي ، ببين

00:04:13.420 --> 00:04:16.260
من به آلايژا قول دادم که از

00:04:16.295 --> 00:04:17.535
بچّه‌ي معجزه‌آساي مايکلسون مراقبت کنم

00:04:17.570 --> 00:04:20.320
تا زماني که اون داره سعي مي‌کنه
وفاداري جادوگر شما "دِوينا" رو کسب کنه

00:04:20.380 --> 00:04:23.530
پس چطوره بهم بگي که اين حزب
در چه حد افراطي هستن؟

00:04:24.150 --> 00:04:25.790
آلايژا داره با "دِوينا" حرف ميزنه؟

00:04:25.960 --> 00:04:28.070
آره . با توجّه به صحبتايي که کرديم انگار اينطوريه

00:04:29.030 --> 00:04:32.450
پس حدس ميزنم که اون درباره‌ي اين جماعت
حرفاي زيادي براي زدن داشته باشه

00:04:33.260 --> 00:04:34.120
بگو ببينم

00:04:36.460 --> 00:04:39.590
من هميشه جادوگرا رو تأييد نکردم

00:04:40.900 --> 00:04:45.300
<c.red>" 8ماه قبل "</c>

00:04:45.890 --> 00:04:47.170
همگي بنوشيد

00:04:47.590 --> 00:04:49.790
خوشگذروني توي "ريو" اينجورياس

00:04:52.290 --> 00:04:54.510
خواهر من عين والدينمون فدايي بود

00:04:54.520 --> 00:04:56.390
و اونا توي تربيت ما خيلي سفت و سخت مي‌گرفتن

00:04:56.640 --> 00:04:57.760
که اين هميشه منو ديوونه مي‌کرد

00:04:58.590 --> 00:04:59.745
<i>درست زماني که 21 سالم شد</i>

00:04:59.780 --> 00:05:04.080
<i>من محلّه رو ترک کردم که سفر کنم و خوش باشم</i>

00:05:04.970 --> 00:05:06.520
امّا من دلم مي‌خواست سرآشپز بشم

00:05:06.555 --> 00:05:08.070
"واسه همينم برگشتم "روسو

00:05:16.110 --> 00:05:20.365
"جِين.ان"

00:05:20.400 --> 00:05:23.410
من نبودم . سلام

00:05:24.930 --> 00:05:26.505
به خونه خوش اومدي سوفي

00:05:26.540 --> 00:05:28.190
ميشه بريم يه جا حرف بزنيم؟

00:05:28.830 --> 00:05:29.930
همينجا بگو

00:05:30.510 --> 00:05:32.190
بزرگترا يه تصميمي گرفتن

00:05:32.280 --> 00:05:34.410
"قراره بريم براي "دِرو

00:05:35.380 --> 00:05:36.330
چي؟

00:05:36.600 --> 00:05:38.275
دِرو" ديگه چه مزخرفيه؟"

00:05:38.310 --> 00:05:41.025
اين يه تشريفات مذهبيه که گروه ما
هر 3 قرن يه بار انجامش ميده

00:05:41.060 --> 00:05:43.820
که باعث ميشه پيمان ما نسبت به
جادوي آبا و اجداديمون تمديد ميشه

00:05:43.855 --> 00:05:45.335
ما اجدادمون رو خشنود مي‌کنيم

00:05:45.370 --> 00:05:47.460
اونها هم باعث ميشن
جادوي اجدادي ما در جريان بمونه

00:05:47.495 --> 00:05:49.105
و چرا من تا به‌حال چيزي از اين نشنيده بودم؟

00:05:49.140 --> 00:05:51.630
چون "دِرو" هميشه مثل يه افسانه به نظر ميومد

00:05:51.665 --> 00:05:53.605
يه داستاني که نسل به نسل چرخيده

00:05:53.640 --> 00:05:57.210
مثل کشتي نوح يا روي آب راه رفتن بودا

00:05:57.240 --> 00:05:59.130
از اونايي که بعضي مردم فکر مي‌کنن دقيقاً همينه

00:05:59.140 --> 00:06:00.720
و بعضي هم فکر مي‌کنن تمثيله

00:06:01.380 --> 00:06:05.520
براي از نو متولّد شدن ما بايد از جان گذشتگي کنيم

00:06:05.620 --> 00:06:08.960
براي از نو متولّد شدن ما بايد از جان گذشتگي کنيم

00:06:08.995 --> 00:06:12.300
براي از نو متولّد شدن ما بايد اعتقاد داشته باشيم

00:06:12.810 --> 00:06:15.390
براي از نو متولّد شدن ما بايد اعتقاد داشته باشيم

00:06:15.560 --> 00:06:18.460
تو به "دِرو" کردن اعتقاد داري؟

00:06:18.750 --> 00:06:20.330
نه حتّي يه درصد

00:06:21.580 --> 00:06:23.200
سوفي

00:06:23.570 --> 00:06:24.715
داري چي‌کار مي‌کني؟

00:06:24.750 --> 00:06:27.080
جامعه‌اي رو حفظ مي‌کنم که تو انکارش مي‌کني

00:06:27.210 --> 00:06:29.240
شماها همه مسخره‌اين

00:06:29.275 --> 00:06:31.270
مونيک"؟ تو هم؟"

00:06:31.430 --> 00:06:33.120
مامانم بهم گفت بايد اين‌کار رو بکنم

00:06:34.050 --> 00:06:36.600
آره . خب پس لازم شد من و مامانت
چند کلمه‌اي اختلاط کنيم

00:06:41.790 --> 00:06:44.740
<i>اونا دختراي جامعه‌ي ما رو
مجبور مي‌کردن که ماه‌ها تمرين کنن</i>

00:06:44.775 --> 00:06:46.912
4تا از آنها براي "دِرو" انتخاب مي‌شدن

00:06:46.947 --> 00:06:49.050
اونا مي‌گفتن که اين مايه‌ي افتخاره

00:06:49.060 --> 00:06:50.530
که اونا ويژه هستن

00:06:50.565 --> 00:06:52.000
من فکر مي‌کردم که اين يه افسانه‌ست

00:06:52.260 --> 00:06:53.530
بود؟

00:06:58.940 --> 00:07:03.110
مارسل ، يه ذره زود امروز بيدار نشدي؟

00:07:03.145 --> 00:07:04.892
ميدونم که من يه کاري کردم که آسون به نظر بياد

00:07:04.927 --> 00:07:06.640
امّا با اين همه من يه امپراطوري دارم
که بايد اداره ـش کنم

00:07:06.650 --> 00:07:07.915
<i>هر کي يه عقيده‌اي داره</i>

00:07:07.950 --> 00:07:10.520
اين همه مسئوليت به نظر من خيلي خسته کننده‌ست

00:07:10.530 --> 00:07:11.795
خب پس اين شايد يه‌کم هيجان‌انگيزش بکنه

00:07:11.830 --> 00:07:14.930
من همين الان شنيدم که يه مشت
جادوگر دم رودخونه مُردن

00:07:14.940 --> 00:07:16.760
از اون خرابکارياست که فقط
از عهده‌ي يه گرگينه برمياد

00:07:16.795 --> 00:07:18.305
فقط مسئله اينجاست که ماه کامل نبوده

00:07:18.340 --> 00:07:19.970
من اونجا يه خبرچين دارم که مي‌خوام ملاقاتش کنم

00:07:19.980 --> 00:07:22.020
و خيلي دوست دارم که تو هم با من بياي

00:07:22.055 --> 00:07:24.060
جادوگراي مرده‌ي دم رودخونه

00:07:24.090 --> 00:07:25.255
بيشتر از اينکه يه مشکل باشه

00:07:25.290 --> 00:07:27.250
يه دليل واسه‌ي جشن گرفتن و شاديه

00:07:27.285 --> 00:07:28.902
خب ، يه چيزي باعث مرگ اونا شده که

00:07:28.937 --> 00:07:30.485
هنوز هم ممکنه اونجا باشه

00:07:30.520 --> 00:07:33.720
و از اونجايي که خون تو
تنها درمان گاز گرگينه‌ست

00:07:33.730 --> 00:07:35.990
من واقعاً دوست دارم که تو هم منو همراهي کني

00:07:36.040 --> 00:07:37.075
خب ، چرا که نه؟

00:07:37.110 --> 00:07:39.090
منم سال‌هاست رودخونه نرفتم

00:07:39.490 --> 00:07:40.660
دارم ميام

00:07:40.720 --> 00:07:42.090
مراقب خودت باش داداش

00:07:43.460 --> 00:07:44.710
اين خودشه

00:07:44.910 --> 00:07:46.275
الان نمي‌توني بري اونجا

00:07:46.310 --> 00:07:48.730
من بايد بقاياي جادوگرا رو جمع کنم و مراسم تقديسو واسشون اجرا کنم

00:07:48.765 --> 00:07:50.410
اگر قبل از غروب آفتاب به اونا نرسم

00:07:50.445 --> 00:07:52.090
ما ارتباطمون رو با جادوي اونا از دست ميديم

00:07:52.100 --> 00:07:55.100
اون جادوگرا مي‌خواستن "هِيلي" رو بکشن

00:07:55.110 --> 00:07:57.300
من ترجيح ميدم که خبرچين
مارسل چيزي پيدا نکنه که

00:07:57.335 --> 00:07:59.137
اونو بکشونه سمت ما

00:07:59.172 --> 00:08:00.940
سمت اون يا ميدوني که...اون

00:08:01.120 --> 00:08:03.150
چقدر تو باحالي

00:08:03.230 --> 00:08:06.790
همينجا بمون و بقيه‌ي داستانتو بذار
واسه وقتي که من برگشتم

00:08:12.830 --> 00:08:14.220
ببين کي برگشته

00:08:14.920 --> 00:08:17.110
اومدي زنداني توي شيروونيتو ببيني؟

00:08:17.145 --> 00:08:18.255
بيشين بينيم بابا

00:08:18.290 --> 00:08:20.660
اون زنداني نيست
در ضمن امشب مي‌برمش يه جاي ديگه

00:08:20.695 --> 00:08:22.465
خيليا ميدونن اون اينجاست

00:08:22.500 --> 00:08:24.270
من از وقتي بيرون شهر بودم شنيدم که

00:08:24.305 --> 00:08:25.645
مي‌خواي چي‌کار بکني

00:08:25.680 --> 00:08:28.600
از اون دختر استفاده مي‌کني
که نذاري جادوگرا جادو کنن؟

00:08:28.660 --> 00:08:30.425
"با تمام احترامي که برات قائلم پدر "کِي

00:08:30.460 --> 00:08:32.640
اگر بخواي از حقوق جادوگرا دفاع کني

00:08:32.780 --> 00:08:34.460
حرفي باهم نداريم

00:08:44.340 --> 00:08:45.430
ساز ميزني؟

00:08:46.230 --> 00:08:48.960
اون مال من نيست

00:09:00.540 --> 00:09:02.000
خبر خوب دارم "دي" کوچولو

00:09:02.120 --> 00:09:03.750
مي‌خوام از اين خاکدوني ببرمت بيرون

00:09:03.785 --> 00:09:05.160
جدّي ميگي؟ کي؟

00:09:05.195 --> 00:09:06.045
امشب

00:09:06.080 --> 00:09:08.160
فقط بايد هماهنگي‌هاي لازمو انجام بدم

00:09:08.300 --> 00:09:09.520
اصيل ما حالش چطوره؟

00:09:10.060 --> 00:09:12.110
مزاحم جسدش نشو

00:09:12.310 --> 00:09:13.850
يه طلسم دارم انجام ميدم

00:09:15.270 --> 00:09:16.405
که اينطور

00:09:16.440 --> 00:09:17.505
وسايلتو جمع کن ، باشه؟

00:09:17.540 --> 00:09:18.730
فقط چيزايي که مي‌خواي ببري

00:09:18.740 --> 00:09:20.360
هرچيز ديگه‌اي که بخواي واست مي‌خرم

00:09:20.395 --> 00:09:21.610
باشه

00:09:33.030 --> 00:09:34.940
تو فاش نکردي که من بيدارم

00:09:35.760 --> 00:09:37.340
هنوز صحبتامون تموم نشده

00:09:40.550 --> 00:09:42.430
تو و مارسل خيلي صميمي به نظر مياين

00:09:43.240 --> 00:09:44.760
مارسل فاميل منه

00:09:45.160 --> 00:09:48.530
و با اين وجود مارسل کسيه که
از آزار رسوندن به جادوگرا لذّت مي‌بره

00:09:49.400 --> 00:09:53.170
همونايي که فکر مي‌کنم به عنوان
خانواده ـت حسابشون مي‌کني

00:09:53.430 --> 00:09:54.820
اين تو رو ناراحت نمي‌کنه؟

00:09:55.180 --> 00:09:57.770
نه . اونا حقّشونه

00:09:59.380 --> 00:10:00.545
چرا اينجوري ميگي؟

00:10:00.580 --> 00:10:03.540
چون اونا همه‌شون دروغگو ـن

00:10:04.040 --> 00:10:07.290
<i>اونا من و دوستامو مجبور کردن که
مراسم مذهبي "دِرو" رو انجام بديم</i>

00:10:10.810 --> 00:10:12.390
<i>اونا گفتن که شرکت کردن ما</i>

00:10:12.400 --> 00:10:14.230
<i>براي خانواده‌مون استحکام</i>

00:10:14.930 --> 00:10:16.100
<i>و سلامتي به ارمغان مياره</i>

00:10:22.570 --> 00:10:24.160
<i>که از ما تا ابد به عنوانِ</i>

00:10:24.195 --> 00:10:25.750
<i>ناجيان جامعه تقدير ميشه</i>

00:10:26.860 --> 00:10:29.030
امّا تنها چيزي که اونا واقعاً مي‌خواستن
قدرت بيشتر بود

00:10:29.660 --> 00:10:31.620
پس منم قبل از اينکه اونا بدستش بيارن رفتم

00:10:31.850 --> 00:10:33.570
و الان وقت اونا داره تموم ميشه

00:10:33.760 --> 00:10:36.000
چون بعد از "دِرو" مرحله‌ي جمع‌آوري محصوله

00:10:36.035 --> 00:10:37.090
و اگر اونا "دِرو" کردن رو کامل نکنن

00:10:37.125 --> 00:10:38.710
جمع‌آوري محصولي هم در کار نخواهد بود

00:10:39.230 --> 00:10:40.700
به زودي تمام جادوگراي محلّه

00:10:40.710 --> 00:10:42.890
شروع به از دست دادن قدرتشون مي‌کنن

00:10:44.330 --> 00:10:46.890
در آخر همه‌شون ديگه جادوگر نخواهند بود

00:10:47.620 --> 00:10:50.080
براي کامل کردن اين آيين مذهبي
بايد چه کاري انجام بشه؟

00:10:53.080 --> 00:10:54.270
من بايد بميرم

00:11:16.410 --> 00:11:18.635
هي ، چه غلطي مي‌کني؟

00:11:18.670 --> 00:11:20.980
تو که به‌هرحال ميري اونجا

00:11:21.300 --> 00:11:22.540
منم مي‌خوام باهات بيام

00:11:22.550 --> 00:11:23.375
نه . قربونت

00:11:23.410 --> 00:11:24.980
امروز صبح به اندازه‌ي کافي کلاوس بهم حمله کرد

00:11:25.015 --> 00:11:25.990
به تکرار شدنش نيازي ندارم

00:11:26.000 --> 00:11:29.410
اگر هر چيزي که باعث مُردن اون جادوگرا شده

00:11:29.445 --> 00:11:30.475
هنوز اونجا باشه؟

00:11:30.510 --> 00:11:32.960
فکر مي‌کنم ديگه تا الان بهمون اثبات شده که
اون از من خوشش مياد و از جادوگرا متنفّره

00:11:32.970 --> 00:11:34.730
پس تو با من بيشتر در اماني

00:11:35.190 --> 00:11:37.770
متأسّفم که نمي‌تونم اين علاقه‌ي يهوييت
به امنيت خودمو باور کنم

00:11:39.900 --> 00:11:40.605
گوش کن

00:11:40.640 --> 00:11:42.465
تنها دليلي که من از اول به اين شهر کوفتي اومدم

00:11:42.500 --> 00:11:45.030
اين بود که درباره‌ي خانواده ـم بيشتر بدونم

00:11:45.065 --> 00:11:46.305
خواهر تو همون کسي بود که به من گفت

00:11:46.340 --> 00:11:48.920
مارسل گرگينه‌ها رو از شهر
به سمت رودخونه فراري داده

00:11:48.955 --> 00:11:49.765
و ديشب

00:11:49.800 --> 00:11:52.830
کاملاً مطمئنم که يه فرشته‌ي نجات گرگي
جون منو نجات داده

00:11:52.865 --> 00:11:54.045
پس منم باهات ميام

00:11:54.080 --> 00:11:56.800
يعني شما 2تا از اين احمق‌تر هم مي‌تونين باشين؟

00:11:59.760 --> 00:12:01.610
ميدونين که اونا قايم‌موشک‌بازي رو بلدن؟

00:12:01.750 --> 00:12:02.445
تو که شنيدي کلاوس چي گفت

00:12:02.480 --> 00:12:04.335
اون و مارسل دقيقاً دارن ميرن
همونجايي که شما مي‌خواين برين

00:12:04.370 --> 00:12:08.380
پس حواسشون رو پرت کن . مگر اينکه بخواي

00:12:08.415 --> 00:12:10.430
يه زن حامله‌ي سرشار از هورمون رو

00:12:10.465 --> 00:12:11.110
تو يه مقبره زنداني کني

00:12:11.290 --> 00:12:13.420
و آلايژا اگه بفهمه که من و بچّه بر اثرِ خفقان مرديم

00:12:13.455 --> 00:12:15.550
عصباني نميشه؟

00:12:20.740 --> 00:12:21.625
مشکل چيه ربکا؟

00:12:21.660 --> 00:12:23.725
در جريان هستي که من با
دوست‌پسر سابق جنابعالي بيرونم؟

00:12:23.760 --> 00:12:26.310
اون سر و صداهاي وحشتناک که عين
انسان‌هاي اوليه‌ست مال چيه؟

00:12:26.345 --> 00:12:28.010
با توجّه به وحشتناک بودنش

00:12:28.045 --> 00:12:30.035
بار "اوگي گنده‌ـه" ي دم رودخونه‌ست

00:12:30.070 --> 00:12:31.915
خب ، يه چند دور مشروب سفارش بده

00:12:31.950 --> 00:12:34.470
و چند دقيقه جادوگراي مُرده رو فراموش کن

00:12:34.505 --> 00:12:36.057
جادوگره راهي مأموريت تدفين شده

00:12:36.092 --> 00:12:37.575
مادر بچّه ـتم در جستجوي گذشتگانشه

00:12:37.610 --> 00:12:39.740
<i>و منم دنبال عمل کردم به قولم
به آلايژا ـم که سالم نگهش دارم</i>

00:12:39.775 --> 00:12:42.290
پس خواهشاً بيخيال شو

00:12:55.630 --> 00:12:56.745
همه چيز روبراست؟

00:12:56.780 --> 00:13:00.190
همون مشکل هميشگي...خواهر زودجوش

00:13:01.540 --> 00:13:03.085
خب ، اين خبرچينت کجاست؟

00:13:03.120 --> 00:13:05.095
توماس؟ بيرون داره دنبال سرنخ مي‌گرده

00:13:05.130 --> 00:13:07.200
يه نوشيدني بگير . بعدش ميريم دنبالش

00:13:07.430 --> 00:13:11.000
خب پس فکر کنم يه‌کم فرصت داريم که
درباره‌ي بعضي مسائل بازم حرف بزنيم

00:13:11.630 --> 00:13:13.800
مثلاً اينکه چرا تو آلايژا رو برنگردوندي؟

00:13:14.050 --> 00:13:15.545
شايد جادوگر جوونت

00:13:15.580 --> 00:13:17.850
داره از مصاحبت باهاش لذّت مي‌بره

00:13:18.900 --> 00:13:21.110
ببين بيچاره چقدر حوصله ـش سر رفته بوده

00:13:23.050 --> 00:13:25.050
تو هيچ‌وقت بس نمي‌کني ، نه؟

00:13:25.085 --> 00:13:27.015
تو هيچ‌وقت جواب نميدي ، نه؟

00:13:27.050 --> 00:13:28.565
تو چرا اينقدر درباره‌ي
دِوينا" کنجکاوي مي‌کني؟"

00:13:28.600 --> 00:13:32.610
اگه منم يه جادوگر 16 ساله‌ي
قدرتمند تحت فرمانم داشتم

00:13:32.700 --> 00:13:34.640
تو هم درباره ـش کنجکاو مي‌شدي

00:13:35.930 --> 00:13:37.550
تو هيچ‌وقت اونو بدست نمياري

00:13:37.560 --> 00:13:40.360
باشه ، باشه

00:13:41.360 --> 00:13:43.820
پس سؤالاي بي‌ضرر مي‌پرسم

00:13:44.250 --> 00:13:45.570
چطوري باهاش آشنا شدي؟

00:13:48.800 --> 00:13:50.450
اين غافلگيرت مي‌کنه

00:13:50.910 --> 00:13:52.650
قضيه مربوط به 8 ماه پيشه

00:13:52.760 --> 00:13:55.320
قبل از اينکه جادوگرا رو از استفاده‌ي جادو منع کنم

00:13:55.640 --> 00:13:58.880
روابط بين خون‌آشاما و جادوگرا

00:13:58.915 --> 00:14:00.822
طوري نبود که بتوني اسمشو بذاري دوستانه

00:14:00.857 --> 00:14:03.273
به هيچ وجه امّا بذار اينطوري بگم که

00:14:03.308 --> 00:14:05.690
يه‌کم کمتر از هم جدا شده بوديم

00:14:05.920 --> 00:14:09.080
تازه بعضيامونم خيلي خوب باهم کنار ميومدن

00:14:24.670 --> 00:14:26.215
اوضاع خيلي خيطه

00:14:26.250 --> 00:14:29.005
من دارم با جادوگراي خرفت جنگ‌طلب سر و کلّه ميزنم

00:14:29.040 --> 00:14:31.725
شما جادوگرا همه‌تون يه رگه‌هايي از ديوونگي دارين

00:14:31.760 --> 00:14:35.410
و خواهر من اين‌دفعه واقعاً از اونور بوم افتاده

00:14:35.445 --> 00:14:37.800
"آره . "جِين.ان" که کلّاً روي پيشونيش نوشته "فدايي

00:14:37.835 --> 00:14:38.715
اونکه مسلّمه

00:14:38.750 --> 00:14:40.605
اونا مي‌خوان تمام دختراي 16 ساله‌ي

00:14:40.640 --> 00:14:42.980
گروه ما بميرن که

00:14:43.015 --> 00:14:44.950
اين آيين مذهبي احمقانه اجرا بشه

00:14:46.040 --> 00:14:47.600
کمکي از دست من برمياد؟

00:14:47.930 --> 00:14:50.270
نه . تو به اندازه‌ي کافي با اونا دردسر درست کردي

00:14:50.305 --> 00:14:51.740
کي؟ من پير بي‌آزار؟

00:14:53.580 --> 00:14:54.655
خيلي عوضي هستي

00:14:54.690 --> 00:14:56.730
تو هميشه با جادوگرا به مشکل مي‌خوري

00:14:57.050 --> 00:15:00.270
...و به‌خاطر همين

00:15:03.180 --> 00:15:04.950
اين قضيه بين ما مي‌مونه

00:15:08.000 --> 00:15:09.800
<i>تو و سوفي؟</i>

00:15:09.835 --> 00:15:11.600
اي آدم دورو

00:15:13.780 --> 00:15:15.955
تو اون جادوگرا رو شکنجه ميدي

00:15:15.990 --> 00:15:18.540
اون‌وقت با "سوفي دِوِرو" نقش
رومئو ژوليت هم بازي مي‌کني؟

00:15:18.575 --> 00:15:20.375
اونجوريا نبود

00:15:20.410 --> 00:15:23.360
فقط يه سکس رضايت‌بخش واسه هردومون بود

00:15:26.010 --> 00:15:28.075
پس اگه سوفي وقتي که احتياج به کمک داشت از تو

00:15:28.110 --> 00:15:32.090
عاشق پنهوني خون‌آشامش کمک نخواست

00:15:32.960 --> 00:15:34.190
پس چي‌کار کرد؟

00:15:34.360 --> 00:15:36.250
همون کاري رو کرد که هر دختر خوب ديگه‌اي مي‌کنه

00:15:37.350 --> 00:15:38.690
رفت پيش پدر روحانيش

00:15:39.120 --> 00:15:42.020
تو هيچ‌وقت به امور جادوگرا اهميتي ندادي سوفي

00:15:42.210 --> 00:15:43.870
و الان اونقدر گستاخ شدي که مسائل خصوصي ما رو

00:15:43.905 --> 00:15:45.530
جلوي يه غريبه فاش مي‌کني؟

00:15:45.565 --> 00:15:47.017
بايد يه راه ديگه پيدا کنين

00:15:47.052 --> 00:15:48.435
تو فکر مي‌کني ما از اين‌کار خوشمون مياد؟

00:15:48.470 --> 00:15:50.640
حضور خون‌آشام‌ها توي محلّه داره قدرتمندتر ميشه

00:15:50.675 --> 00:15:52.777
ما براي شکست دادن اونا به قدرت بيشتري نياز داريم

00:15:52.812 --> 00:15:54.845
شرايط خشن کاراي خشن طلب مي‌کنه

00:15:54.880 --> 00:15:57.520
"اين از خشن اونورتره "باستيانا

00:15:57.555 --> 00:16:00.160
تو درک نمي‌کني چون تو اعتقاد نداري

00:16:00.220 --> 00:16:01.845
تو هيچ‌وقت اعتقادي نداشتي

00:16:01.880 --> 00:16:05.420
امّا من به اندازه‌اي اعتقاد دارم که
همه چيز رو در اين راه فدا کنم

00:16:05.455 --> 00:16:07.510
و انتخاب شدن براي اين پيشکش

00:16:07.550 --> 00:16:08.725
يه افتخاره

00:16:08.760 --> 00:16:11.105
"اين يه افسانه‌ست "جِين.ان

00:16:11.140 --> 00:16:14.020
کاري که شما قصد انجامش رو دارين نه تنها اشتباهه

00:16:14.055 --> 00:16:15.965
بلکه توي شهر من غيرقانونيه

00:16:16.000 --> 00:16:18.085
شهر شما که پر شده از خون‌آشاما؟

00:16:18.120 --> 00:16:21.090
بين خون‌آشاما و جامعه‌ي انسان‌ها
دقيقاً همون قرارداري هست

00:16:21.125 --> 00:16:23.265
که بين ما با شما هست

00:16:23.300 --> 00:16:25.690
"از افراد محلّي و از خانه‌ها دفاع کن"

00:16:25.725 --> 00:16:27.415
اگر از اين ديدگاه هم نگاه کنيم

00:16:27.450 --> 00:16:30.045
کاري که شما مي‌خواين بکنين
خيلي با اين قانون فاصله داره

00:16:30.080 --> 00:16:32.640
ما فقط مي‌خوايم چيزي که نياز داريم رو بدست بياريم

00:16:33.110 --> 00:16:36.100
ارتباط ما با اجدادمون به مرور زمان ضعيف ميشه

00:16:36.135 --> 00:16:37.375
مي‌کاري و برداشت مي‌کني

00:16:37.410 --> 00:16:38.980
دِرو" اينجوري کار مي‌کنه"

00:16:38.990 --> 00:16:43.600
من تنها متّحد شما جادوگرا توي اين شهر هستم

00:16:43.620 --> 00:16:46.920
شماها واقعاً مي‌خواين بدون من
با مارسل روبرو بشين؟

00:16:46.930 --> 00:16:48.460
چون اگر به اين عمليات "دِرو" ادامه بدين

00:16:48.495 --> 00:16:50.430
اين اتّفاق واستون ميفته

00:16:50.590 --> 00:16:52.600
همه چيز روبراهه عمو "کيارِن"؟

00:16:53.380 --> 00:16:54.980
"ديگه کارمون داشت تموم مي‌شد "شان

00:16:56.030 --> 00:16:57.080
درسته؟

00:16:58.320 --> 00:17:00.350
فکر مي‌کنم منظورم رو به وضوح بيان کردم

00:17:00.370 --> 00:17:02.400
ما اين مسئله رو به اطّلاع بزرگانمون ميرسونيم

00:17:07.750 --> 00:17:09.295
"به يادگيريت ادامه بده "شان

00:17:09.330 --> 00:17:12.370
عموي تو يه الگوي فوق‌العاده‌ست

00:17:18.010 --> 00:17:20.155
<i>جادوگرا از دست "کيارِن" شکار بودن</i>

00:17:20.190 --> 00:17:23.700
سوفي به من گفت که جادوگرا
برادرزاده‌ي اون "شان" رو طلسم کردن

00:17:23.735 --> 00:17:25.980
کاري کردن که به نظر بياد اون
کم‌کم داره عقلش رو از دست ميده

00:17:26.015 --> 00:17:27.445
که حواس "کيارِن" رو پرت کنن

00:17:27.480 --> 00:17:29.680
که خودشون بتونن براي "دِرو" برنامه‌ريزي کنن

00:17:31.280 --> 00:17:33.525
پس اونا به برادرزاده‌ي "کيارِن" حمله کردن

00:17:33.560 --> 00:17:36.820
آره . اون بچّه ديگه مثل روز اولش نشد

00:17:36.855 --> 00:17:38.285
آخرش هم قاطي کرد و

00:17:38.320 --> 00:17:40.330
تمام همکلاسي‌هاي علوم ديني ـش رو کشت

00:17:40.365 --> 00:17:42.940
همه‌شون رو . آخرش هم خودش رو کشت

00:17:43.900 --> 00:17:45.770
انگار اين داستانو خونده بودم

00:17:46.660 --> 00:17:48.935
اون پسره يه دوقلو رو کشت

00:17:48.970 --> 00:17:51.920
يا خودش دوقلو بود يا همچين چيزي

00:17:51.930 --> 00:17:54.360
نه ، نه . اون يه خواهر دوقلو داشت

00:18:03.840 --> 00:18:05.185
پس روشنم کن

00:18:05.220 --> 00:18:07.460
منظورت از اينکه گفتي بايد بميري چي بود؟

00:18:07.495 --> 00:18:09.020
دِرو" کردن اينجوري بود"

00:18:10.180 --> 00:18:12.460
اونا مي‌گفتن که ما 4تا دختر رو يه‌جورايي

00:18:12.495 --> 00:18:14.800
مي‌فرستن به برزخ براي آرامش ابدي
به عنوان بخشي از پيشکش

00:18:14.870 --> 00:18:16.840
و بعد در زمان برداشت محصول

00:18:16.875 --> 00:18:18.810
ما از نو زنده مي‌شديم
و دوباره متولّد مي‌شديم

00:18:18.900 --> 00:18:21.350
من هيچ‌وقت به اون بخش برزخش نرسيدم

00:18:21.385 --> 00:18:23.800
که معنيش اينه که "دِرو" ناتموم موند

00:18:24.260 --> 00:18:26.330
به همين خاطره که جادوگرا دارن قالب تهي مي‌کنن

00:18:26.420 --> 00:18:28.055
جمع‌آوري محصول تقريباً نزديکه

00:18:28.090 --> 00:18:31.020
و اگه تا اون زمان تمومش نکنن کارشون ساخته‌ست

00:18:32.430 --> 00:18:34.230
تنها کاري که من بايد بکنم اينه که منتظر بمونم

00:18:34.340 --> 00:18:35.490
بعدش چي ميشه؟

00:18:35.780 --> 00:18:38.380
اونا مجازات ميشن و من آزاد ميشم

00:18:40.210 --> 00:18:41.470
از دست مارسل؟

00:18:42.320 --> 00:18:43.490
از جادو

00:18:45.080 --> 00:18:46.920
همه‌ي قدرت ما از بين ميره

00:18:49.110 --> 00:18:50.270
من يه موجود عادي ميشم

00:18:50.960 --> 00:18:53.880
اين چيزيه که مي‌خواي؟
مي‌خواي عادي باشي؟

00:18:55.760 --> 00:18:58.000
فقط از ايني که الان هستم خوشم نمياد

00:19:00.390 --> 00:19:05.070
بعضي وقتا نمي‌تونم قدرت جادويي ـم رو کنترل کنم

00:19:06.910 --> 00:19:10.220
من به آدما صدمه ميزنم

00:19:10.780 --> 00:19:12.390
حتّي وقتايي که همچين قصدي ندارم

00:19:13.370 --> 00:19:15.080
نظرت چيه راجبِ دوستات برام تعريف کني

00:19:17.360 --> 00:19:18.540
حتماً دلت براشون تنگ شده

00:19:20.770 --> 00:19:21.940
اسمِ يکيشون "تيم" هستش

00:19:22.370 --> 00:19:24.010
<i>روحشم از اين قضاياي جادوگري و اين چيزا خبر نداره</i>

00:19:24.045 --> 00:19:25.310
<i>يه آدم معمولي ـه</i>

00:19:25.930 --> 00:19:28.960
"بهترين دوستم "مونيک

00:19:32.940 --> 00:19:34.730
اونم توي مراسم "دِرو" نقش داشت

00:19:36.790 --> 00:19:37.910
دختر خوش‌شانسي ـه

00:19:38.670 --> 00:19:41.460
هيچ‌وقت هيچ‌کس به‌خاطر من نجنگيد
ولي يه نفر به‌خاطر اون مبارزه کرد

00:19:43.320 --> 00:19:44.225
"تنها کسي که به مراسم "دِرو

00:19:44.260 --> 00:19:46.290
اعتراض کرد خاله‌ي مونيک بود

00:19:47.560 --> 00:19:48.810
خاله‌ش کي هست؟

00:19:51.290 --> 00:19:52.510
"سوفي دِوِرو"

00:20:04.780 --> 00:20:06.350
خب ، اين مراسم "دِرو" که ميگي

00:20:06.385 --> 00:20:07.600
بيشتر راجع بهش برام بگو

00:20:07.730 --> 00:20:08.975
کلاوس گفت منتظرش بمونيم

00:20:09.010 --> 00:20:11.145
درسته ولي اينم گفت که نزديک رودخانه نشيم

00:20:11.180 --> 00:20:15.230
ولي ما الان وسط يه مُشت
جک و جونور چندش وايساديم

00:20:15.930 --> 00:20:17.220
رسيديم

00:20:41.320 --> 00:20:42.940
اين رد پاي يه گرگينه است؟

00:20:45.080 --> 00:20:46.380
کي اونجاست؟

00:20:48.540 --> 00:20:49.910
اين چه کوفتيه ديگه؟

00:20:51.120 --> 00:20:52.340
يه اصيل؟

00:20:55.040 --> 00:20:56.225
يعني الان ماجرا ايني هستش که ميگم

00:20:56.260 --> 00:20:58.355
با وجود اينکه عقل جور ديگه حکم مي‌کرد
<i>تو و "هِيلي" پا شديد رفتيد نزديک رودخونه</i>

00:20:58.390 --> 00:21:01.210
<i>اونجا هم با يه مردي که به نظر مياد</i>
خبرچين مارسل باشه برخورد کرديد

00:21:01.245 --> 00:21:02.395
بعدش طرف رو گم کرديد

00:21:02.430 --> 00:21:04.285
همينطوره و حالا هم که همه

00:21:04.320 --> 00:21:08.050
کاملاً متوجه شديم که بنده عُرضه‌ي
خواهر ، دوست يا اصيل بودن رو ندارم

00:21:08.085 --> 00:21:09.220
بهتره بدوني که اين يارو الان تو راهه

00:21:09.255 --> 00:21:10.950
تا بياد پيش مارسل آمار منو بده

00:21:10.985 --> 00:21:12.262
<i>يه مرتيکه لاغر مُردني که عجله داره</i>

00:21:12.297 --> 00:21:13.505
انگار که روح ديده باشه

00:21:13.540 --> 00:21:16.280
<i>خودم ترتيبش رو ميدم</i>
يه‌کم سرگرمي مي‌چسبه

00:21:17.080 --> 00:21:18.390
الان راه ميوفتم

00:21:21.630 --> 00:21:22.975
بازم خواهرت بود؟

00:21:23.010 --> 00:21:25.835
فقط دنبال جلبِ توجه هستش پس بيخيالش

00:21:25.870 --> 00:21:28.060
تازه داشتيم ميرسيديم به جاهاي خوب داستان

00:21:28.170 --> 00:21:30.050
نميشه راجب اين موضوع شوخي کنم

00:21:30.610 --> 00:21:31.765
من هر کار بگي کردم

00:21:31.800 --> 00:21:33.785
ولي عمراً کاري به بچّه جماعت ندارم

00:21:33.820 --> 00:21:36.420
"تا اون‌موقع کسي جز "سوفي دِوِرو
مراسم "دِرو" رو زير سوال نبرده بود

00:21:37.170 --> 00:21:38.880
حتّي مادر خودم هم اين‌کار رو نکرده نبود

00:21:39.060 --> 00:21:40.415
بنابراين منم اعتراضي نداشتم

00:21:40.450 --> 00:21:42.280
خيال مي‌کرديم چه افتخاري نصيبمون شده

00:21:42.520 --> 00:21:46.080
با تمام وجود ايمان داشتيم
واقعاً احمق بوديم

00:21:46.420 --> 00:21:48.100
چطوري مراسم شروع شد؟

00:21:50.280 --> 00:21:52.130
مثلِ شاهدخت‌ها قدم برميداشتيم

00:21:54.980 --> 00:21:56.760
<b>مادرم کلي بهم افتخار مي‌کرد</b>

00:21:56.795 --> 00:21:59.270
قدرت جادويي ما کمرنگ مي‌شود

00:21:59.410 --> 00:22:03.450
 همانطور که وابستگي ما به
نياکانمون به مرور زمان ضعيف‌تر شده است

00:22:03.660 --> 00:22:06.520
ما عاجزانه ازشون استدعا مي‌کنيم
که اين هديه‌ي ما رو

00:22:06.555 --> 00:22:09.180
به نشونه‌ي ايمان ما بپذيرند

00:22:10.170 --> 00:22:11.715
<i>باستيانا" يکي از بزرگان"</i>

00:22:11.750 --> 00:22:13.530
4عنصر رو احضار کرد تا

00:22:13.565 --> 00:22:15.857
قدرت جادويي آينده و گذشته‌ي
ما رو باهم يکي کنند

00:22:15.892 --> 00:22:18.150
زمين تا ما رو به نياکانمون متصل کنه

00:22:18.340 --> 00:22:20.400
<i>آب تا جامعه رو نجات ببخشه</i>

00:22:21.470 --> 00:22:24.050
باد براي اينکه ما رو پيش
نياکانمون ببره و بازگردونه

00:22:27.310 --> 00:22:29.190
آتش براي تزکيه کردن

00:22:34.810 --> 00:22:36.275
بعد از اون همه مقدمه‌چيني‌ها

00:22:36.310 --> 00:22:38.770
خوب ميدونستيم چه چيزي در انتظارمون هست

00:22:38.810 --> 00:22:39.740
براي چندين هفته بهمون مي‌گفتن

00:22:39.750 --> 00:22:42.020
چاقويي که ازش براي بُردين
کف دستمون استفاده ميشه

00:22:42.055 --> 00:22:43.505
ما رو به خواب فرو مي‌بره

00:22:43.540 --> 00:22:47.110
و بعد از "دِرو" هممون دوباره زنده ميشيم

00:22:47.145 --> 00:22:49.810
بهمون مي‌گفتن بيدار ميشيم و همه باهم

00:22:49.845 --> 00:22:51.730
نيرومندتر از هميشه خواهيم بود

00:22:52.400 --> 00:22:54.275
و انگار ما هم تمام اينا رو کاملاً از بَر شده بوديم

00:22:54.310 --> 00:22:56.450
و به‌خاطر خوني که اهدا مي‌کنيم فقط

00:22:56.485 --> 00:22:58.590
جاي يه زخم کوچيک روي کف دستمون باقي مي‌مونه

00:23:02.030 --> 00:23:04.205
نه ، دست نگه‌دار . "باستيانا" ، وايسا

00:23:04.240 --> 00:23:06.840
باستيانا" ، بايد دست نگه داري"
تو رو خدا اين‌کار رو نکن

00:23:07.700 --> 00:23:09.410
<i>با اينکه سوفي سعي کرد جلوي مراسم رو بگيره</i>

00:23:09.445 --> 00:23:12.192
<i>ما به هيچي شک نکرديم</i>

00:23:12.227 --> 00:23:14.940
براي متولد شدن بايد قرباني بشي

00:23:14.975 --> 00:23:16.880
آيا ايمان داري؟

00:23:30.340 --> 00:23:33.390
 تمام افراد حاضر در مراسم

00:23:33.800 --> 00:23:35.240
ميدونستن قراره آخرش چي بشه

00:23:35.275 --> 00:23:37.200
البته به جز ما 4تا

00:23:38.220 --> 00:23:39.710
نمي‌خواستن ما رو خواب کنن

00:23:39.745 --> 00:23:41.440
مي‌خواستن ما رو قتل‌عام کنن

00:23:41.475 --> 00:23:44.940
نه ، وايسا . نه ، نه

00:23:45.090 --> 00:23:46.710
"مونيک دِوِرو"

00:23:46.745 --> 00:23:48.155
نه ، نه

00:23:48.190 --> 00:23:50.550
نرو مونيک

00:23:51.890 --> 00:23:53.395
<i>به همه التماس مي‌کردم کمکم کنن</i>

00:23:53.430 --> 00:23:55.690
<i>حتّي مادر خودم بهم پشت کرد</i>

00:23:56.500 --> 00:23:58.690
<i>سوفي همينطور سر خواهرش داد ميزد</i>

00:23:58.725 --> 00:24:00.560
<i>که يه نفر کمکمون کنه</i>

00:24:01.140 --> 00:24:03.150
آخه شماها چه مرگتونه؟

00:24:04.280 --> 00:24:05.850
ولي هيچ‌کس کاري نکرد

00:24:06.830 --> 00:24:08.540
با اينحال تو جون سالم به‌در بردي

00:24:09.550 --> 00:24:12.070
بنابراين حتماً شخصي يا چيزي مداخله کرده

00:24:13.490 --> 00:24:14.760
درسته

00:24:15.510 --> 00:24:17.090
بالاخره يه نفر به دادمون رسيد

00:24:17.340 --> 00:24:20.420
مونيک ، فرار کن . فرار کن

00:24:29.470 --> 00:24:30.720
مارسل

00:24:32.420 --> 00:24:34.400
تو بودي که جلوش رو گرفتي

00:24:34.930 --> 00:24:37.330
پدر "کيارِن" همه‌ي جزئيات رو از سوفي شنيده بود

00:24:37.970 --> 00:24:40.170
بعد از جريان قتل پسرخواهرش در کليسا

00:24:40.205 --> 00:24:41.260
خيلي داغون شده بود

00:24:41.420 --> 00:24:43.455
و قبل از مراسم "دِرو" از شهر رفت

00:24:43.490 --> 00:24:45.590
ولي قبل از رفتنش اومد پيشم

00:24:45.625 --> 00:24:47.655
و ازم خواست جلوي مراسم "دِرو" رو بگيرم

00:24:47.690 --> 00:24:50.220
از اينکه من خوش نداشتم جادوگرها
قدرتمندتر بشن خبر داشت

00:24:51.370 --> 00:24:54.385
منم در مورد افرادي که از بچّه‌ها سوءاستفاده
مي‌کنن قوانين خاص خودم رو دارم

00:24:54.420 --> 00:24:57.400
بنابراين طبق خواسته‌ش عمل کردم
ولي دير رسيدم

00:25:07.880 --> 00:25:08.980
خدايا ، مونيک

00:25:09.015 --> 00:25:10.620
نه

00:25:15.090 --> 00:25:17.125
ولم کن

00:25:17.160 --> 00:25:20.190
تمومش کن . بسه ، ولم کن

00:25:20.230 --> 00:25:21.660
تمومش کن

00:25:26.450 --> 00:25:27.660
گرفتمت

00:25:28.120 --> 00:25:30.800
ديدن مقاومت "دِوينا" باعث شد
يه حس خاصي بهم دست بده

00:25:32.340 --> 00:25:34.780
اون راحت تن به سلاخي شدن نداده بود ، متوجهي؟

00:25:35.930 --> 00:25:37.250
مي‌فهمم

00:25:38.430 --> 00:25:39.900
مارسلوس

00:25:43.710 --> 00:25:45.430
انگار من و اون

00:25:46.010 --> 00:25:47.880
دو روح هم‌سرشت هستيم

00:26:16.060 --> 00:26:17.075
<i>هر دختري که مي‌مرد</i>

00:26:17.110 --> 00:26:19.460
قدرتش رو به دختر بعدي منتقل مي‌کرد

00:26:19.495 --> 00:26:20.465
از اونجايي که من آخرين نفر بودم

00:26:20.500 --> 00:26:22.635
خيلي ناگهاني تمام قدرت در من جمع شد

00:26:22.670 --> 00:26:24.560
قدرتي که قرار بود به زمين برگرده

00:26:24.595 --> 00:26:26.455
تا از نياکان‌مون دلجويي کنه

00:26:26.490 --> 00:26:29.050
بنابراين "دِرو" واقعاً داشت جواب ميداد

00:26:29.085 --> 00:26:31.160
يه‌جورايي داشت جواب ميداد

00:26:31.460 --> 00:26:32.930
و منم ميدونستم که بايد کشته بشم

00:26:32.965 --> 00:26:34.592
تا مراسم "دِرو" کامل بشه

00:26:34.627 --> 00:26:36.220
و همگي ما مجدداً احيا بشيم

00:26:36.540 --> 00:26:39.940
ولي اونا راجب طريقه‌ي کشتن ماها بهمون دروغ گفتن

00:26:41.000 --> 00:26:44.120
از کجا معلوم که راجب
زنده‌ شدنمون خالي نمي‌بستن؟

00:26:46.470 --> 00:26:49.730
ولي بيشتر از همه صرفاً
دلم نمي‌خواست بميرم

00:26:50.450 --> 00:26:54.920
واسه همين گذاشتم مارسل نجاتم بده
اون جون منو نجات داد

00:27:03.210 --> 00:27:05.630
پس تو واقعاً شواليه‌ي
سوار بر اسب سفيد هستي

00:27:06.140 --> 00:27:08.220
هر چند "دِوينا" بايد متوجه شده باشه که

00:27:08.255 --> 00:27:10.110
هر جفتتون به يک اندازه بهم بدهکار هستيد

00:27:10.730 --> 00:27:12.180
"هيچ‌وقت نمي‌تونستي بدون کمک "دِوينا

00:27:12.215 --> 00:27:14.270
استفاده از جادو رو براي جادوگرا قدغن کني

00:27:14.420 --> 00:27:16.670
دِوينا" هم چندان دل خوشي از جادوگرا نداره

00:27:16.810 --> 00:27:18.135
من دارم ازش محافظت مي‌کنم

00:27:18.170 --> 00:27:19.630
خيلياشون دنبال اين هستن
که دستشون به "دِوينا" برسه

00:27:19.665 --> 00:27:21.665
و دخلش رو بيارن تا بتونن "دِرو" رو تکميل کنن

00:27:21.700 --> 00:27:23.860
اگر اين اتفاق نيوفته بقيه دخترا
مُرده باقي خواهند موند

00:27:23.895 --> 00:27:25.145
و خود جادوگرها هم قدرتشون رو از دست ميدن

00:27:25.180 --> 00:27:27.270
ولي اگر موفق بشن جنابعالي
قدرت خودت رو از دست ميدي

00:27:27.305 --> 00:27:29.040
دِوينا" هم کشته ميشه"

00:27:29.510 --> 00:27:31.450
خدايي ياد ايام قديم نيوفتاديد؟

00:27:32.150 --> 00:27:34.220
دقيقاً چقدر مشروب زديد به بدن؟

00:27:34.255 --> 00:27:36.290
چيزي نمونده کار دستِ خودمون بديم

00:27:37.360 --> 00:27:38.980
ميرم دستشويي

00:27:39.610 --> 00:27:41.110
سه سوت برميگردم

00:27:44.040 --> 00:27:46.770
از دهه‌ي 20 تا حالا اينقدر
مست و پاتيل نديده بودمش

00:27:46.800 --> 00:27:48.440
يعني اومدي با خودت ببريش خونه؟

00:27:50.650 --> 00:27:52.060
پس خيال کردي واسه چي اومدم اينجا؟

00:27:52.095 --> 00:27:53.195
نميدونم

00:27:53.230 --> 00:27:55.535
 مثلاً بياي اينجا تا خيالت راحت بشه

00:27:55.570 --> 00:27:57.840
يه وقت اينقدري مست نکرده باشم که
اسرار راجب خودم و خودت رو

00:27:57.875 --> 00:27:59.240
که بهتره ناگفته بمونن لو بدم

00:28:02.580 --> 00:28:04.170
خودم بهتر ميدونم نبايد چيزي بگم

00:28:04.930 --> 00:28:06.360
خدا کنه

00:28:06.770 --> 00:28:09.310
چون مطمئناً دلت نمي‌خواد من
از دستت عصباني و دلخور باشم

00:28:09.345 --> 00:28:12.180
ربکا مايکلسون

00:28:12.730 --> 00:28:16.710
اين تويي که دلت نمي‌خواد من از دستت
عصباني باشم و دشمن به شمار بياي

00:28:24.620 --> 00:28:25.945
گمون کنم توماس باشي

00:28:25.980 --> 00:28:28.035
مارسل ازم خواسته سر دربيارم

00:28:28.070 --> 00:28:30.075
چي راجب جادوگرهاي مُرده ميدوني

00:28:30.110 --> 00:28:33.510
شنيدم دنبال يه گرگينه‌ي حامله مي‌گردن

00:28:33.545 --> 00:28:35.840
از حماقتش بود که تنهايي زده بود بيرون

00:28:35.875 --> 00:28:37.645
آره ، درسته . همينطوره

00:28:37.680 --> 00:28:39.670
واقعاً بعضيا اينقدر ساده‌لوح هستن
که آدم شاخ درمياره

00:28:39.705 --> 00:28:40.880
درسته

00:28:51.630 --> 00:28:54.190
ديگه مي‌توني اينو به صاحب اصلي خودش برگردوني

00:28:54.225 --> 00:28:55.660
تعميرش کردم

00:29:04.710 --> 00:29:06.930
حتّي مطمئن نيستم دوباره مي‌بينمش يا نه

00:29:22.250 --> 00:29:25.250
دِوينا" ، قدرتي که الان در اختيارِ تو هست"

00:29:25.280 --> 00:29:26.570
از دوستان مُرده‌ي خودت سرچشمه مي‌گيره

00:29:26.605 --> 00:29:28.250
ظرفيتِ تو کمتر از اين حرفاست

00:29:28.510 --> 00:29:29.665
بايد بتوني نيروي خودت رو کنترل کني

00:29:29.700 --> 00:29:32.500
لازمه‌ي اين موضوع مطالعه و تمرين هستش

00:29:33.960 --> 00:29:36.170
مادرم جادوگر قدرتمندي بود

00:29:37.260 --> 00:29:38.765
اون کتاب‌هاي طلسم خودش رو برامون به ارث گذاشته

00:29:38.800 --> 00:29:41.135
کتاب‌هايي پُر از انواع طلسم و جادو

00:29:41.170 --> 00:29:43.435
اين کتاب‌ها شامل تمام ترفندهايي هستش

00:29:43.470 --> 00:29:46.240
که براي کنترل قدرت ـت ممکنه بهشون نياز پيدا کني

00:29:47.640 --> 00:29:49.300
اگر منو از اينجا آزاد کني

00:29:50.660 --> 00:29:52.330
منم اونا رو باهات درميون ميزارم

00:29:53.870 --> 00:29:55.570
به‌هرحال اگر تو همراه مارسل از اينجا بري

00:29:55.605 --> 00:29:57.220
هرگز دوباره همديگه رو نخواهيم ديد

00:29:58.350 --> 00:30:01.810
منم نمي‌تونم پيدات کنم يا بهت کمک کنم

00:30:04.010 --> 00:30:06.050
جادوگرا منو فريب دادن

00:30:07.030 --> 00:30:08.940
خودت ميدوني آخر و عاقبتش چي شد

00:30:09.230 --> 00:30:11.040
ولي من فريب ـت نميدم

00:30:12.140 --> 00:30:14.920
يه چيزي رو در ازاي يه چيز ديگه ازت مي‌گيرم

00:30:17.350 --> 00:30:19.080
دارم بهت پيشنهاد معامله ميدم

00:30:30.680 --> 00:30:32.730
ربکا ، سريع دست به‌کار شدي

00:30:32.890 --> 00:30:33.925
مارسل کجاست؟

00:30:33.960 --> 00:30:35.650
داره رژ لبش رو درست مي‌کنه؟

00:30:35.685 --> 00:30:37.185
سليقه‌ي من بهتر از اين حرفاست

00:30:37.220 --> 00:30:40.080
اونجا کثيفه . کجا غيبش زد؟

00:30:41.290 --> 00:30:43.130
بهت خبر نداد که داره از اينجا ميره؟

00:30:44.470 --> 00:30:45.830
نه

00:30:46.410 --> 00:30:48.290
به نظرت فهميده داريم الکي معطلش مي‌کنيم؟

00:30:48.325 --> 00:30:49.740
نه

00:30:52.670 --> 00:30:56.200
مگر اينکه خودش هم ما رو معطل کرده بوده

00:30:58.100 --> 00:30:59.910
خب ، اينم از فرصتمون

00:31:00.790 --> 00:31:02.635
حاضري از اينجا بري؟

00:31:02.670 --> 00:31:04.480
لحظه‌شماري مي‌کنم واسه رفتن -
خيلي خب -

00:31:07.180 --> 00:31:09.250
آلايژا رو هم به عنوان کادوي خدافظي ميذاريم بمونه

00:31:09.285 --> 00:31:10.625
شايد اينطوري منو به‌خاطر گول زدن

00:31:10.660 --> 00:31:12.850
خواهر و برادرش ببخشند

00:31:13.160 --> 00:31:14.460
بزن بريم

00:31:33.270 --> 00:31:34.640
چي شده؟

00:31:36.350 --> 00:31:37.205
چه اتفاقي داره ميوفته؟

00:31:37.240 --> 00:31:40.900
نميدونم . يه جاي کار مي‌لنگه

00:31:47.620 --> 00:31:51.220
مارسل ، يه موجود خطرناکي اون بيرون هست

00:31:52.890 --> 00:31:54.280
منو برگردون

00:31:57.980 --> 00:31:59.250
لعنتي

00:32:45.070 --> 00:32:47.060
هيچ‌کس اينجا دنبالت نمي‌گرده

00:32:48.870 --> 00:32:50.570
يه مدت کوتاه اينجا مي‌موني

00:32:51.040 --> 00:32:53.440
تا من ببرمت بيرون شهر به يه جاي امن

00:32:55.000 --> 00:32:57.680
فعلاً هر چي بخواي برات فراهم مي‌کنم

00:32:58.080 --> 00:32:59.510
دوست داري چي‌کار کني؟

00:33:01.610 --> 00:33:02.890
نقاشي بکشم

00:33:03.040 --> 00:33:06.050
هنرمندي پس . ايول ، باشه

00:33:06.150 --> 00:33:08.120
فردا لوازم نقاشي رو برات مي‌خرم

00:33:08.155 --> 00:33:09.990
برات پرده هم مي‌خرم

00:33:10.025 --> 00:33:11.350
مارسل

00:33:13.570 --> 00:33:15.260
ميدوني چيزي که من واقعاً‌ مي‌خوام چيه؟

00:33:18.510 --> 00:33:20.120
مي‌خوام يه کار کنم تقاص پس بدن

00:33:30.850 --> 00:33:32.170
آلايژا؟

00:33:36.940 --> 00:33:38.690
خوشحالم که جايي نرفتي

00:33:39.650 --> 00:33:42.170
سر قول ـت راجب کتاب طلسم مادرت مي‌موني؟

00:33:42.205 --> 00:33:43.470
حتماً

00:33:46.180 --> 00:33:47.465
ميدوني ، مشکلات به کنار

00:33:47.500 --> 00:33:49.820
خانواده‌ام براي من از هر چيزي باارزش‌تر هستند

00:33:51.080 --> 00:33:53.810
بابت اينکه خانواده‌‌ي تو نااميدت کردن متأسفم

00:33:55.270 --> 00:33:57.940
برادرت کلاوس تو رو توي يه تابوت
دودستي تقديم مارسل کرد

00:33:57.975 --> 00:33:59.950
با اين وجود هنوزم ازش دلسرد نشدي

00:34:00.480 --> 00:34:02.580
راستش من دست از دلسرد شدن کشيدم

00:34:05.770 --> 00:34:07.250
مايه‌ي رنج و مصيبته

00:34:09.410 --> 00:34:12.640
تا آخرين نفس به‌خاطر خانواده‌ام
دست از مبارزه برنميدارم

00:34:13.170 --> 00:34:15.350
منم تا آخرين نفسم با جادوگرا مي‌جنگم

00:34:20.140 --> 00:34:21.400
حالا چي؟

00:34:22.020 --> 00:34:24.140
ولش مي‌کني اون بالا تا بالاخره يکي پيداش کنه؟

00:34:24.175 --> 00:34:26.135
کيارِن" ، اعصاب ندارم

00:34:26.170 --> 00:34:29.070
"ناسلامتي قرار بود بعد از "دِرو
اونو از "نيو اورلانز" خارج کني

00:34:29.105 --> 00:34:31.360
درسته 3تا دختر ديگه رو از دست داديم
ولي "دِوينا" که جون سالم به‌در برد

00:34:31.395 --> 00:34:33.150
اصلاً به همين دليل سراغت اومدم

00:34:33.185 --> 00:34:34.500
نقشه همين بود

00:34:34.535 --> 00:34:35.915
نقشه‌ها عوض ميشن

00:34:35.950 --> 00:34:38.440
بخصوص بعد از اينکه فهميدي
دِوينا" چقدر قدرتمند هستش"

00:34:40.200 --> 00:34:41.765
بذار يه چيزي رو واضح برات بگم

00:34:41.800 --> 00:34:43.295
توي اين 8 ماهي که جنابعالي از اينجا تشريف برديد

00:34:43.330 --> 00:34:45.305
اين شهر رو خيلي منظّم داشتم اداره مي‌کردم

00:34:45.340 --> 00:34:47.830
لازم نکرده برگردي و توي کاراي من سرک بکشي

00:34:47.865 --> 00:34:51.380
من هر کار بخوام هر جا که عشقم بکشم
انجام ميدم . حاليت شد؟

00:34:51.690 --> 00:34:55.610
مي‌خواي رئيس‌بازي دربياري؟
مي‌خواي تصميم‌گيري با خودت باشه؟

00:34:55.645 --> 00:34:59.530
باشه ولي در مورد انسان‌ها تصميم‌گيري با منه

00:35:05.190 --> 00:35:07.370
ضمناً دلت نمي‌خواد من باهات سر لج بيوفتم

00:35:08.100 --> 00:35:11.000
واسه همين يه چيزي رو بهت پيشنهاد ميدم

00:35:11.340 --> 00:35:12.980
از خواهرزاده‌ي من فاصله بگير

00:35:13.860 --> 00:35:16.110
باشه . حالا اين خواهرزاده‌ت کدوم خري هست؟

00:35:16.470 --> 00:35:17.240
"کمي"

00:35:37.110 --> 00:35:40.580
اون آدما...همه‌ي اين اتفاقا
فقط به‌خاطر يه خواب و خيال در مورد بچّه‌ام

00:35:40.615 --> 00:35:41.700
که به نظر تو واقعيت نداره

00:35:42.650 --> 00:35:46.270
ببين ، من "سابين" رو دوست دارم

00:35:46.420 --> 00:35:48.700
ولي اون يه جادوگر عاشق ماجرا درست کردن ـه

00:35:49.300 --> 00:35:52.600
هميشه حواسم هست اين نکته رو در مورد
چيزايي که مي‌بينه يا ميگه فراموش نکنم

00:35:53.270 --> 00:35:55.380
فقط کاش دهنش رو بسته نگه ميداشت

00:35:55.770 --> 00:35:57.040
"مراسم "دِرو

00:35:58.210 --> 00:35:59.900
خودت گفتي اعتقادي بهش نداري

00:36:01.610 --> 00:36:02.490
حق با تو بود؟

00:36:03.410 --> 00:36:04.160
نه

00:36:05.230 --> 00:36:06.890
من با چشماي خودم ديدم

00:36:07.280 --> 00:36:10.830
داشت جواب ميداد . واقعي بود

00:36:13.640 --> 00:36:16.780
پس از کجا مطمئني چيزي
که "سابين" ديد واقعي نيست؟

00:36:32.280 --> 00:36:34.820
منو به گردش علمي مي‌بري تا حواسمو پرت کني

00:36:35.110 --> 00:36:36.725
رقت‌انگيز و تابلوئه

00:36:36.760 --> 00:36:38.100
بهتر از اين حرفا آموزشت داده بودم

00:36:38.110 --> 00:36:39.960
تو بهم ياد دادي چطور از چيزي که
بهم تعلق داري محافظت کنم

00:36:40.720 --> 00:36:43.650
حق نداري "دِوينا" رو از من جدا کني
ختم کلام

00:36:43.870 --> 00:36:45.735
مارسل ، قانون تغييرناپذير طبيعت اينه که

00:36:45.770 --> 00:36:47.600
هميشه موجودات قوي‌تر بر ضعيفا غلبه مي‌کنن

00:36:47.635 --> 00:36:49.320
اگه جنابعالي قوي‌تر ـه بودي

00:36:49.330 --> 00:36:51.365
سال‌ها قبل مثله يه لاشي کوچولو

00:36:51.400 --> 00:36:53.400
از "نيو اورلانز" نميزدي به چاک

00:36:56.480 --> 00:36:59.670
خيلي وقته داري واسه يه مُشت
بچّه اداي شاه‌ها رو درمياري

00:37:00.040 --> 00:37:03.430
مارسل ، خيال نکن منم يکي
از نوکرهاي شب‌گرد ـت هستم

00:37:03.520 --> 00:37:05.490
هر وقت عشقم بکِشه "دِوينا" رو همراهم مي‌برم

00:37:12.530 --> 00:37:13.830
مارسل ، ازت عذر مي‌خوام

00:37:14.560 --> 00:37:19.180
اگه قرار باشه کسي به برادرم
درسي ياد بده اون منم

00:37:27.410 --> 00:37:29.100
اگه لازم باشه برات قلاده هم مي‌گيرم

00:37:29.210 --> 00:37:30.950
اين آخرين‌بار بود که تشريف بردي رودخونه

00:37:31.180 --> 00:37:32.940
راستي جريان تو و گرگينه‌ها چيه؟

00:37:33.860 --> 00:37:35.370
حس مي‌کنم يه‌جورايي به‌هم ارتباط داريم

00:37:37.680 --> 00:37:38.540
نميدونم

00:37:39.690 --> 00:37:42.040
شايدم اميد واهي دارم . خيال مي‌کنم

00:37:42.050 --> 00:37:44.455
مي‌تونم يه خانواده‌ي واقعي براي خودم پيدا کنم

00:37:44.490 --> 00:37:48.380
ولي گاهي اوقات وقتي حس مي‌کنم
توي اين دنيا تنها هستم

00:37:48.950 --> 00:37:50.030
باعث ميشه دست از تلاش برندارم

00:37:52.520 --> 00:37:53.580
راست ميگي

00:37:56.240 --> 00:37:58.765
والا اگر از من بپرسي

00:37:58.800 --> 00:38:01.110
خانواده فقط مايه‌ي دردسره

00:38:01.145 --> 00:38:03.420
ولي در مورد اينکه گفتي تنهايي

00:38:03.470 --> 00:38:04.500
چطور جرأت مي‌کني؟

00:38:05.400 --> 00:38:07.690
من واسه هر کسي نميزنم يه جفت پوتين نازنين

00:38:07.725 --> 00:38:09.980
رو اونم واسه قدم زدن اطراف يه رودخونه خراب کنم

00:38:16.900 --> 00:38:18.780
...نيک ، چه عجب . چه

00:38:26.510 --> 00:38:32.480
آلايژا...صحيح و سالمي

00:38:39.630 --> 00:38:40.780
حالا که برگشتي خونه

00:38:40.860 --> 00:38:42.840
اولين برنامه‌ت اينه که دخل نيکلاوس رو بياري؟

00:38:43.190 --> 00:38:45.730
يه لحظه منو ببخش

00:38:50.940 --> 00:38:51.810
کجا داره ميره؟

00:39:14.880 --> 00:39:16.030
پس برگشتي

00:39:17.300 --> 00:39:18.790
آره ، برگشتم

00:39:32.410 --> 00:39:34.400
وقتي نمي‌توني سر قول‌هات بموني
الکي وعده وعيد بي‌خود نده

00:39:37.660 --> 00:39:38.530
به خونه خوش ‌آمدي

00:39:45.700 --> 00:39:48.080
<i>تمام چيزايي که باعث شدند به
نيو اورلانز" بيايم دروغي بيش نبودند"</i>

00:39:48.500 --> 00:39:50.980
داستاني که "سوفي دِوِرو" از خودش درآورده

00:39:51.030 --> 00:39:53.995
تلاش براي کنترل محلّه‌ي فرانسوي‌ها

00:39:54.030 --> 00:39:57.490
جنگ بين خون‌آشام‌ها و جادوگرا
به هيچ‌وجه بر سر قلمرو نبوده

00:39:57.525 --> 00:39:58.780
به‌خاطر "دِوينا" بوده

00:39:59.380 --> 00:40:03.830
به خدا قسم اصلاً خبر نداشتم "دِرو" واقعي بوده

00:40:03.940 --> 00:40:06.700
ولي از يه چيزي خوب مطمئن بودي
اينکه من اشتباه مي‌کنم

00:40:07.110 --> 00:40:09.750
و زندگي مونيک رو سر هيچ و پوچ به خطر ميندازم

00:40:10.160 --> 00:40:12.100
و حالا دخترم مُرده

00:40:15.020 --> 00:40:16.820
تو رو خدا بهم بگو چطور همه چيز رو درست کنم

00:40:18.060 --> 00:40:19.695
حالا که "دِوينا" تو چنگ مارسل هستش

00:40:19.730 --> 00:40:21.420
اصلاً چطوري بايد پيداش کنيم؟

00:40:21.990 --> 00:40:23.625
اگر مراسم "دِرو" رو کامل نکنيم

00:40:23.660 --> 00:40:26.480
مونيک و 2تا دختر ديگه واقعاً‌ مي‌ميرن

00:40:29.860 --> 00:40:30.680
منو نگاه کن

00:40:33.530 --> 00:40:37.200
من و تو يه راهي براي برگردوندن
مونيک پيدا مي‌کنيم

00:40:38.340 --> 00:40:39.620
اين ميشه راز کوچک بين خودمون

00:40:40.520 --> 00:40:41.720
باهم عملي ـش مي‌کنيم

00:40:42.180 --> 00:40:44.430
جلوي ورود و خروج خون‌آشام‌ها
به قبرستون رو مي‌گيريم

00:40:44.880 --> 00:40:47.520
دِوينا" رو گير مياريم
جلوي مارسل رو مي‌گيريم"

00:40:47.610 --> 00:40:49.390
و يک‌بار براي هميشه مراحل مراسم رو انجام ميديم

00:40:50.500 --> 00:40:52.830
حتي اگر لازم باشه شخصاً
گلوي "دِوينا" رو گوش تا گوش مي‌برم

00:40:58.060 --> 00:41:00.545
"هشت ماه پيش "سوفي دِوِرو

00:41:00.580 --> 00:41:03.310
و خواهرش "جِين.ان" همه چيز خودشون رو از دست دادن

00:41:04.150 --> 00:41:06.790
ولي 4 ماه بعد يه دختر جوان و حامله

00:41:06.825 --> 00:41:08.280
يهو وارد رستوران اونا ميشه

00:41:08.760 --> 00:41:10.360
ناگهان تمام اميدهاشون دوباره زنده ميشه

00:41:10.570 --> 00:41:12.660
جِين.ان" زندگي خودش رو فدا مي‌کنه"

00:41:12.670 --> 00:41:15.470
تا خواهرش بتونه با استفاده از تو "دِوينا" رو پيدا کنه

00:41:16.250 --> 00:41:18.960
اگر "سوفي دِوِرو" با موفقيت "دِوينا" رو گير بياره

00:41:19.540 --> 00:41:22.000
مي‌تونه دختر "جِين.ان" رو زنده کنه

00:41:22.940 --> 00:41:24.920
ما فکر مي‌کرديم قراره بيايم اينجا و بر سر قدرت بجنگيم

00:41:26.350 --> 00:41:27.480
ولي موضوع به خانواده برميگرده

00:41:30.230 --> 00:41:31.970
سوفي دِوِرو" حاضره براي زنده کردن خواهرزاده‌ش"

00:41:32.005 --> 00:41:33.710
تا سر حد مرگ مبارزه کنه

00:41:35.860 --> 00:41:37.630
اين قضيه باعث ميشه سوفي از
هر کس ديگه‌اي خطرناک‌تر باشه

00:41:40.400 --> 00:41:49.400
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan_com  ::. </c>

00:41:50.400 --> 00:41:59.400
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>