﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:01.948
<c.red><i>پیش از این در
"The Originals"</i></c>

00:00:01.973 --> 00:00:05.533
<i>بگو ببینم ‫چند بوته
از نفرین اونجاست؟</i>

00:00:05.538 --> 00:00:09.904
<i>‫به قدری که 10باری ‫تو
و خانواده‌ات رو بکشه</i>

00:00:10.004 --> 00:00:12.004
<i>‫نیاکان از بین رفتن
‫یه تدبیر جدید لازم داریم</i>

00:00:12.004 --> 00:00:13.042
<i>‫تا «هالو» رو سر جاش بشونیم</i>

00:00:13.042 --> 00:00:16.000
<i>‫ما اتصالی که اجازه دسترسی ‫به
این دنیا رو میده نابود کردیم</i>

00:00:16.000 --> 00:00:18.259
<i>«ولی اگه ذره‌ای از «دِوینا
اونجا ‫مونده باشه</i>

00:00:18.284 --> 00:00:20.079
<i>اون‌وقت ‫اون می‌تونه
قربانی رو بپذیره</i>

00:00:20.079 --> 00:00:22.021
<i>‫و اتصال رو برگردونه</i>

00:00:22.021 --> 00:00:24.004
<i>واقعاً فکر می‌کنی اون اسلحه
مارسل» رو می‌کشه؟»</i>

00:00:24.004 --> 00:00:26.050
<i>‫به قدری قدرتمنده که اون رو بکشه</i>

00:00:26.050 --> 00:00:29.004
<i>‫«هالو» از مدت‌ها قبل در این شهر
‫رفت و آمد داشته</i>

00:00:29.004 --> 00:00:32.012
<i>‫دنبال یه چیزی می‌گرده
‫اینطور که معلومه 4تا چیز</i>

00:00:32.012 --> 00:00:34.038
<i>‫و کاملاً مطمئنم که یکیشون رو دارم</i>

00:00:34.038 --> 00:00:36.021
<i>‫وقتی یه جادوگر می‌خواد دوباره متولد بشه</i>

00:00:36.021 --> 00:00:38.021
<i>‫برای کامل شدن طلسم
‫باقیمانده جسدش لازمه</i>

00:00:38.021 --> 00:00:40.004
<i>‫تو یه تیکه از دشمنمون رو پیدا کردی</i>

00:00:40.004 --> 00:00:41.071
<i>3تا تیکه‌ی دیگه دست کیه؟</i>

00:00:41.071 --> 00:00:44.038
<i>دومنیک» گفت که اینجا یه چیزی پیدا کرده»</i>

00:00:44.038 --> 00:00:48.050
<i>‫خنجر «تونده» ‫نیستش</i>

00:00:48.050 --> 00:00:50.000
<i>‫داشتم اصل و نصب اونایی که</i>

00:00:50.000 --> 00:00:52.546
<i>‫مثل خانواده «هِیلی» نگهبان استخوان بودن
‫ردیابی می‌کردم</i>

00:00:56.500 --> 00:00:57.567
<i>«تایلر لاک‌وود»</i>

00:00:57.567 --> 00:00:59.579
<i>‫پس استخون‌ها تو «میستیک‌فالز»ـن</i>

00:00:59.579 --> 00:01:01.558
<i>‫این موجود همه‌جا پیرو داره</i>

00:01:01.558 --> 00:01:03.512
<i>اگه قبل از ما دستشون به
...بقیه استخون‌ها برسه</i>

00:01:03.512 --> 00:01:06.538
<i>‫اون‌وقت سعی می‌کنن
این شرارت رو بیشتر کنن</i>

00:01:06.538 --> 00:01:08.521
<i>‫و «هالو» میاد سراغ تک‌تکمون</i>

00:01:08.521 --> 00:01:10.508
<i>‫میدونی من کی هستم؟</i>

00:01:11.550 --> 00:01:14.571
<i>‫تو بهم جای امنی برای پنهان شدن میدی</i>

00:01:22.000 --> 00:01:25.900
<c.red>ساحل خلیج آمریکای شمالی "
" سال 500 بعد از میلاد</c>

00:02:26.400 --> 00:02:44.400
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:02:45.400 --> 00:02:51.400
<c.red>"The Originals"
فصل 4
قسمت 8 : نفرینی در خون من</c>

00:03:03.533 --> 00:03:05.592
هوپ» ، چه خبره؟»

00:03:06.575 --> 00:03:08.533
‫مامان؟

00:03:08.533 --> 00:03:10.567
‫تو هم صداشون رو می‌شنوی؟

00:03:13.554 --> 00:03:15.504
‫جریان چیه؟

00:03:15.504 --> 00:03:17.546
من رو نگاه کن
‫بگو چی شنیدی

00:03:17.546 --> 00:03:21.546
‫یه صداهایی شنیدم
‫می‌گفتن ما به این متصلیم . من و تو

00:03:22.592 --> 00:03:24.554
‫اگه این فسیل دروغ گفته باشه

00:03:24.554 --> 00:03:26.554
‫با کمال میل حاضرم پرتش کنم
‫تو رودخونه

00:03:26.554 --> 00:03:28.508
‫نه . استخون نه

00:03:28.508 --> 00:03:30.588
جادوگرها...نیاکان

00:03:32.583 --> 00:03:35.583
‫اونا برامون یه پیغام دارن

00:03:35.583 --> 00:03:37.567
‫یه هشدار

00:03:37.567 --> 00:03:39.571
‫- بگو چی گفتن
اونا ازت می‌خوان که -

00:03:39.571 --> 00:03:42.521
«بری کلیسای «سِینت ان
تا باهاشون صحبت کنی

00:03:42.521 --> 00:03:44.525
‫اونا گفتن باید به هر چی میگن عمل کنی

00:03:44.525 --> 00:03:45.542
‫همین الان باید انجامش بدی

00:03:47.546 --> 00:03:50.529
‫قبل از اینکه «هالو» بیاد سراغمون

00:04:00.533 --> 00:04:01.575
‫باید آروم بگیری

00:04:01.575 --> 00:04:03.583
‫من الان تو راه «نیو اورلانز» هستم

00:04:03.583 --> 00:04:06.533
‫و خبرهای خوبی دارم

00:04:06.533 --> 00:04:08.558
‫تو املاک «لاک‌وود» یه سرکی کشیدم

00:04:08.558 --> 00:04:14.529
‫و یه استخون انگشت باستانی عجیب پیدا کردم

00:04:14.529 --> 00:04:15.571
‫از تلاش‌هات ممنونم

00:04:15.571 --> 00:04:17.550
‫حالا اگه ممکنه هر چه سریع‌تر بیا

00:04:17.550 --> 00:04:20.550
«آروم باش «کلاوس
‫تنها دلیلی که میام اونجا

00:04:20.550 --> 00:04:23.546
به‌خاطر اینه که نمی‌خوام
نزدیک «میستیک‌فالز» بشین

00:04:23.546 --> 00:04:25.562
‫وقتی شماها میاید این اطراف
‫کشت و کشتار زیادی اتفاق میوفته

00:04:25.562 --> 00:04:27.521
خب ، این حرف حسابه

00:04:27.521 --> 00:04:29.579
‫خب «آلاریک» ، اگه میشه تعارف رو بذاریم کنار

00:04:29.579 --> 00:04:31.596
<i>‫راستی یه مسئله دیگه</i>

00:04:31.596 --> 00:04:34.533
لاک‌وود»ها فقط از استخون محافظت نمی‌کردن»

00:04:34.533 --> 00:04:36.583
‫اونا اسم‌ها ، تاریخ‌ها و موقعیت‌هاشون
‫رو هم ثبت کردن

00:04:36.583 --> 00:04:39.512
<i>‫کاشف به عمل اومد اونا از
‫بقیه‌ی خانواده‌هایی که</i>

00:04:39.512 --> 00:04:41.554
‫مسئول محافظت از مابقی
‫استخون‌ها بودن خبر داشتن

00:04:41.554 --> 00:04:44.500
‫اسم «لابونیر» برات آشنا نیست؟

00:04:45.571 --> 00:04:48.546
‫- آشناست . آره
<i>خب ، خوبه -</i>

00:04:48.546 --> 00:04:51.504
‫این شاید سرنخی باشه تا برای
‫پیدا کردن مابقی استخون‌ها کمکت کنه

00:04:51.504 --> 00:04:52.550
‫باید خودت تنهایی پیداشون کنی

00:04:52.550 --> 00:04:56.542
‫چون روزهای مبارزه
با هیولاهام به سر رسیده

00:04:56.542 --> 00:04:58.529
<i>‫خب ، شرایط اینه</i>

00:04:58.529 --> 00:05:02.542
‫تا ساعت 2 میام بار «جک» تو جاده 59

00:05:02.542 --> 00:05:06.538
‫اگه تا 2:10 اونجا نبودی
‫این دفتر و استخون رو

00:05:06.538 --> 00:05:07.596
<i>‫میندازم تو فاضلاب و میرم</i>

00:05:07.596 --> 00:05:10.546
‫اون‌وقت باید لای آشغالای
فاضلاب دنبالش بگردی

00:05:10.546 --> 00:05:12.546
‫خب ، متأسفانه من درگیر کار دیگه‎‌ای هستم

00:05:12.546 --> 00:05:14.550
‫و «آلایژا» میاد اونجا و اگه احیانا

00:05:14.550 --> 00:05:17.517
‫دیرش شد توصیه می‌کنم
یه‌کم صبور باشی

00:05:17.517 --> 00:05:19.508
‫و یه آبجو بزنی

00:05:19.508 --> 00:05:22.554
‫وگرنه چندتا هیولای دیگه میان سراغت

00:05:26.517 --> 00:05:28.500
لطفاً نرو

00:05:28.500 --> 00:05:31.508
«تنها هدف از رفتن‌ـت پیش «وینسنت
این بود که

00:05:31.508 --> 00:05:33.550
‫نیاکان رو بیاری طرفمون
‫استخون‌ها رو پیدا کنیم

00:05:33.550 --> 00:05:36.512
...جلوی «هالو» رو بگیریم که نتونه -
‫- چرا داری این‌کار رو می‌کنی؟

00:05:36.512 --> 00:05:37.588
‫چون ازم خواستن این‌کار رو بکنم

00:05:37.588 --> 00:05:39.575
‫جز من کی می‌خواد بره؟ تو؟

00:05:39.575 --> 00:05:42.571
‫تو گلوی 4تا جادوگر رو پاره کردی

00:05:42.571 --> 00:05:44.533
‫این‌کار ضروری بود

00:05:44.533 --> 00:05:46.525
‫جداً؟ ضروری بود؟

00:05:46.525 --> 00:05:50.596
‫چون ظاهراً همیشه واسه کارهای وحشتناک
‫یه ضرورت و بهونه‌ای هست

00:05:50.596 --> 00:05:53.512
‫ما تو جنگ با موجودی هستیم
‫که درک درستی ازش نداریم

00:05:53.512 --> 00:05:54.554
‫مسئله همینه

00:05:54.554 --> 00:05:58.529
‫ما سر از این موجود درنمیاریم
‫یا اینکه چطور جلوش رو بگیریم

00:05:58.529 --> 00:06:00.592
‫ولی مطمئناً کمک نیاز داریم

00:06:00.592 --> 00:06:02.554
‫و منم میرم کمک بیارم

00:06:04.558 --> 00:06:07.558
‫راست میگه

00:06:07.558 --> 00:06:09.575
‫ما متحد نیاز داریم

00:06:09.575 --> 00:06:11.583
‫حالا که ما میریم از ارواح بومی
‫درخواست کمک کنیم

00:06:11.583 --> 00:06:13.550
‫تو و «مارسل» باید دوست بشین

00:06:13.550 --> 00:06:14.596
‫ببخشید؟

00:06:14.596 --> 00:06:17.500
‫ما تو یه مسابقه واسه پیدا کردن
استخون‌ها هستیم

00:06:17.500 --> 00:06:18.546
‫«مارسل» شهر رو خوب می‌شناسه

00:06:18.546 --> 00:06:20.529
‫اون دشمن دشمن ماست

00:06:22.500 --> 00:06:25.508
‫ببین ، شاید وقتش باشه که
‫کدورت‌ها رو کنار بذاریم

00:06:25.508 --> 00:06:27.500
‫تا اینکه بیشتر باهاشون دشمنی کنیم

00:06:32.588 --> 00:06:35.554
<i>‫امروز یه اولویت داریم</i>

00:06:35.554 --> 00:06:38.542
‫باید جلوی «هالو» رو از بدست آوردن
‫2تا استخون باقیمونده بگیریم

00:06:38.542 --> 00:06:41.525
مایکلسون»ها یکیش رو دراختیار دارن»
‫«هالو» هم یکیش رو داره

00:06:41.525 --> 00:06:43.583
‫برای همینم هست که باید سراغش
‫رو از همه‌ی عقیقه‌فروش‌ها

00:06:43.583 --> 00:06:47.567
‫سمساری‌ها و مورخ‌های محلی بگیریم
‫تا تیکه‌های نهایی رو به چنگ بیاریم

00:06:47.567 --> 00:06:50.542
‫اگه این روح پلید قبل از ما دستش
به استخون برسه

00:06:50.542 --> 00:06:53.504
‫کشتنش غیرممکن میشه

00:06:53.504 --> 00:06:56.500
‫این جادوی باستانیه
‫محفل‌ها نمی‌تونن جلوش رو بگیرن

00:06:56.500 --> 00:06:57.550
‫ولی این شهر ماست

00:06:57.550 --> 00:06:59.567
‫هر کاری لازم باشه انجام میدیم
‫یا هر کی رو لازمه می‌کشیم

00:06:59.567 --> 00:07:01.525
‫تا ازش محافظت کنیم

00:07:01.525 --> 00:07:04.546
‫ما یه صلح 5 ساله داشتیم و من می‌خوام

00:07:04.546 --> 00:07:09.542
‫همین صلح رو هم ادامه بدیم
ولی به کمکتون نیاز دارم ‫. باشه؟

00:07:09.542 --> 00:07:11.562
‫حالا برید و پیداشون کنین

00:07:20.579 --> 00:07:23.529
‫همه‌جا رو دنبالت بودم

00:07:23.529 --> 00:07:28.521
‫خوشحالم که نگرانم بودی
‫ولی یه کاری داشتم

00:07:28.521 --> 00:07:31.542
‫«کلاوس» گفت سعی داشتی
‫آزادم کنی

00:07:31.542 --> 00:07:35.567
‫اینم گفت که دوست‌ـت «دومنیک»
‫به «هالو» خدمت می‌کرد

00:07:35.567 --> 00:07:39.508
‫فقط برای نجات تو
‫با «دومنیک» یه قراری گذاشتم

00:07:39.508 --> 00:07:41.508
‫حالا که برگشتی

00:07:41.508 --> 00:07:46.579
‫دوست دارم ببینم چطور میشه مشکلاتمون
رو یک‌بار و برای همیشه ‫پایان بدیم

00:07:53.646 --> 00:07:54.679
‫ساکته

00:07:54.679 --> 00:07:56.662
‫معلومه که ساکته . یه تله‌ست

00:07:56.662 --> 00:07:58.683
‫- این رو که نمیشه مطمئن بود
‫- جادوگرهای «نیو اورلانز»

00:07:58.683 --> 00:08:01.654
‫به مدت 3 قرن از خانواده‌ام
‫نفرت داشتن

00:08:01.654 --> 00:08:02.654
‫معلومه که یه تله‌ست

00:08:02.654 --> 00:08:04.646
‫محفل از هم‌نوعش محافظت می‌کنه

00:08:04.646 --> 00:08:07.608
‫الان «هوپ» یکی از اوناست
‫اون بخشی از میراثشونه

00:08:07.608 --> 00:08:10.608
‫«هوپ» به گفته یه فالگیر محله فرانسوی
‫یه جادوگر متفاوته

00:08:10.608 --> 00:08:12.658
‫و حالا که بحثش شد
‫باید بگم 7 سالشه

00:08:12.658 --> 00:08:15.617
‫اگه کسی بخواد باهاش حرف بزنه
‫باید ازم اجازه بگیره

00:08:15.617 --> 00:08:17.658
‫وقتی با پسرها قرار عاشقونه بذاره
‫قیافه‌ات دیدنی میشه

00:08:17.658 --> 00:08:19.658
‫متشخصانه رفتار می‌کنم

00:08:19.658 --> 00:08:22.675
‫و اگه معشوقه‌هاش از نظرم
واجد شرایط باشن

00:08:22.675 --> 00:08:25.642
‫مجبورشون می‌کنم کشیش بشن

00:08:27.650 --> 00:08:30.671
«ببین . دخترهای «درو

00:08:30.671 --> 00:08:34.604
‫به گمونم از طرف نیاکان‌تون حرف میزنید

00:08:34.604 --> 00:08:35.696
‫اومدیم که مطمئن بشیم برای جنگ نیومدی

00:08:35.696 --> 00:08:37.617
‫خب ، این به شما بسته‌ست ، نه؟

00:08:37.617 --> 00:08:38.642
‫ما نمی‌خوایم بجنگیم

00:08:38.642 --> 00:08:40.642
‫اومدیم که یه معامله‌ای پیشنهاد بدیم

00:08:42.654 --> 00:08:45.617
‫هر چند که برادرت 4تامون رو کشت

00:08:45.617 --> 00:08:47.642
‫پس بیا و وانمود نکنیم که دوستیم

00:08:47.642 --> 00:08:50.646
‫لطفاً اینطور در نظر بگیرید که
‫ظاهرسازی‌های دوستانه رو بیخیال شدیم

00:08:50.646 --> 00:08:53.675
‫نیاکان کجان؟

00:08:53.675 --> 00:08:57.638
‫مطمئنم افرادت استخون‌ها رو پیدا می‌کنن

00:08:57.638 --> 00:09:01.638
‫به اجبار یا متقاعدسازی‌های دیگه

00:09:01.638 --> 00:09:04.621
‫البته . فقط زمان می‌طلبه

00:09:04.621 --> 00:09:06.654
‫که البته این یه مورد رو نداریم

00:09:08.625 --> 00:09:10.654
‫اینجا چی‌کار داری؟

00:09:10.654 --> 00:09:11.667
‫باید حرف بزنیم

00:09:14.621 --> 00:09:16.621
‫اگه میشه تنهامون بذار

00:09:16.621 --> 00:09:18.675
‫تنهامون بذار

00:09:20.658 --> 00:09:22.658
‫خلاصه‌اش کن

00:09:22.658 --> 00:09:24.646
‫به کمکت نیاز دارم

00:09:24.646 --> 00:09:26.667
‫چند ساعت دیگه با یه حرفه‌ای
‫قرار ملاقات دارم

00:09:26.667 --> 00:09:29.650
‫الان از «میستیک‌فالز» راه افتاده
‫و یکی از استخون‌ها و یه وسیله

00:09:29.650 --> 00:09:31.667
‫برای پیدا کردن یه استخون دیگه میاره

00:09:31.667 --> 00:09:34.658
‫بین ما 3تا من و تو باید اون استخون‌ها
‫رو تا غروب بدست بیاریم

00:09:34.658 --> 00:09:38.654
‫چرا باید بهت اعتماد کنم یا اصلاً
چرا تو باید به من اعتماد کنی؟

00:09:38.654 --> 00:09:40.650
‫اعتماد ندارم

00:09:40.650 --> 00:09:44.617
‫ولی چرا بذاریم کدورت‌های قبلی
‫مانع هدف مشترکمون بشن؟

00:09:46.608 --> 00:09:48.600
‫یه پیشنهاد دارم

00:09:53.662 --> 00:09:55.692
‫تو باهام بیا

00:09:55.692 --> 00:09:58.650
‫منم تنها اسلحه‌ای رو که می‌تونه
‫جونت رو بگیره بهت میدم

00:10:13.148 --> 00:10:14.263
‫ما به خون‌تون نیاز داریم

00:10:14.629 --> 00:10:16.673
‫خنده‌دارـه . نشنیدم بگی "لطفاً"

00:10:16.673 --> 00:10:20.603
‫اگه جواب می‌خواید باید
به نیاکان هدایت‌ـتون کنیم

00:10:20.603 --> 00:10:22.634
...‫- ولی از اونجایی که جادوگر نیستین
‫- باید قوانین رو کمی منعطف کنیم

00:10:22.634 --> 00:10:25.606
‫- چطوری؟
‫- با یه راه گریز ساده

00:10:25.606 --> 00:10:27.601
‫شما هردوتون به خون یه جادوگر
نیو اورلانز»ـی متصل هستین»

00:10:27.601 --> 00:10:30.578
‫می‌تونیم از اون اتصال به بچه‌تون
‫برای یه طلسم استفاده کنیم

00:10:30.578 --> 00:10:32.148
‫و شما رو به گفتگویی با مردگان متصل کنیم

00:10:47.568 --> 00:10:49.626
‫چرا یه حسی بهم میگه
‫یه چیزی رو بهم نمیگین؟

00:10:49.626 --> 00:10:52.597
‫فقط یه مسئله...دردتون میاد

00:11:04.617 --> 00:11:07.556
‫حالا میشه ازشون عصبانی باشم؟

00:11:07.556 --> 00:11:09.563
‫بعداً عصبانی شو

00:11:09.563 --> 00:11:11.598
‫بالاخره اومدیم
‫شاید بتونیم یه جواب‌هایی هم بگیریم

00:11:11.598 --> 00:11:15.620
‫پس باید باید توی این برزخ تنگ و تاریک
‫ول بچرخیم ‫تا ارواح گمشده رو پیدا کنیم؟

00:11:22.620 --> 00:11:25.532
‫مطمئن نبودم بیاین

00:11:25.532 --> 00:11:27.573
‫خب ، من پر از غافلگیری هستم

00:11:27.573 --> 00:11:30.533
‫امیدوارم ما رو دست خالی
از این سفر نفرستی

00:11:32.545 --> 00:11:35.566
در واقع می‌خوام همین کار رو بکنم

00:11:37.561 --> 00:11:41.541
‫و شما باید به تک‌تک حرفام گوش کنین

00:11:41.541 --> 00:11:44.575
‫چون در حال حاضر من تنها کسی هستم
‫که بین شما و «هالو» وایساده

00:11:53.595 --> 00:11:56.584
‫از «کول» چه خبر؟
‫اینجا جز «نیو اورلانز» چیزی رو نمیشه دید

00:11:56.584 --> 00:11:58.579
‫به گمونم در حال حاضر در حال قدم زدن

00:11:58.579 --> 00:12:00.577
‫در ساحل «ریویرا»ـی فرانسه باشه
‫ولی مطمئنم وقتی بهش بگم

00:12:00.577 --> 00:12:02.571
‫چقدر خوب موندی برمیگرده

00:12:02.571 --> 00:12:04.541
‫- مرگ بهت میاد
‫- خفه‌شو

00:12:04.541 --> 00:12:06.526
‫با کمال میل البته وقتی اون یه چیزی

00:12:06.526 --> 00:12:08.538
‫بهمون بگه که سودمند باشه
‫چون تا جایی که یادمه

00:12:08.538 --> 00:12:10.543
‫وقتی «فِرِیا» اون رو به این جای
‫تاریک و خسته‌کننده فرستاد

00:12:10.543 --> 00:12:12.550
‫دوستش می‌خواست تیکه‌تیکه‌اش کنه

00:12:12.550 --> 00:12:14.566
‫می‌خوای «هالو» رو شکست بدی
‫منم همین رو می‌خوام

00:12:14.566 --> 00:12:16.551
‫نیاکان هم همین رو می‌خوان

00:12:16.551 --> 00:12:18.545
‫ولی قبلش باید بدونین با چی طرفید

00:12:21.506 --> 00:12:24.516
1000سال قبل از اینکه این شهر
‫پیدا بشه شروع شد

00:12:24.516 --> 00:12:27.522
2تا قبیله دشمن تصمیم گرفتن متحد بشن

00:12:27.522 --> 00:12:31.515
<i>‫فکر می‌کردن با اتحاد و صلح ‫به
عصر جدیدی از سازش وارد میشن</i>

00:12:34.483 --> 00:12:36.472
<i>‫ازدواجی صورت گرفت</i>

00:12:36.472 --> 00:12:38.488
<i>2تا جادوگر قدرتمند به وصال هم در اومدن</i>

00:12:38.488 --> 00:12:39.553
<i>‫تا یه محفل واحد به‌وجود بیارن</i>

00:12:50.554 --> 00:12:52.542
<i>‫یه عروسی تشریفاتی</i>

00:12:52.542 --> 00:12:55.469
«مثل همون عروسی که من و «جک
‫واسه اتحاد گله‌مون داشتیم

00:12:55.469 --> 00:12:57.552
‫بذار حدس بزنم
مشکلی پیش اومد

00:12:57.552 --> 00:13:00.525
‫اون زوج بچه‌دار شدن

00:13:09.492 --> 00:13:14.442
<i>‫برای 9 ماه بزرگان قبیله
‫به مادر بچه سر میزدن</i>

00:13:14.442 --> 00:13:17.457
<i>‫از جادو استفاده می‌کردن تا
‫بچه‌شون قدرت عظیمی بدست بیاره</i>

00:13:17.457 --> 00:13:23.492
<i>‫به این امید که این نوزاد
سمبل موفقیتشون بشه</i>

00:13:36.091 --> 00:13:38.811
<i>‫ولی نمیدونستن چی به دنیا آوردن</i>

00:13:44.425 --> 00:13:46.444
<i>«اسم دختره رو گذاشتن «اینادو</i>

00:13:46.444 --> 00:13:49.459
‫طولی نکشید فهمیدن که اون قدرتمندتر
از ‫اونیه که بتونن تصور کنن

00:13:55.429 --> 00:13:57.503
‫اون هنوز هم عطشی وحشتناکی
‫به قدرت بیشتر داشت

00:13:57.503 --> 00:14:00.434
‫و اینطوری بود که «هالو» زاده شد

00:14:00.434 --> 00:14:03.448
‫خب ، داستان دورهمی خیلی ترسناکی گفتی

00:14:03.448 --> 00:14:05.475
‫ولی چطوری بکشیمش؟

00:14:05.475 --> 00:14:09.463
‫متوجه نیستی ‫. نمی‌تونین

00:14:24.931 --> 00:14:28.935
‫خوبه که با ماشین اسپورت آلمانی اومدیم

00:14:28.935 --> 00:14:31.896
‫این رو تویی که کت‌شلوار
‫5هزاردلاری می‌پوشی میگی

00:14:31.896 --> 00:14:33.903
‫9هزار البته اگه دقیقش رو بخوای

00:14:33.903 --> 00:14:35.958
‫من که از پشت کوه نیومدم

00:14:35.958 --> 00:14:38.940
‫خیلی‌خب ، ببین
‫بهتره این حرفه‌ایت موفق بشه بیاد

00:14:38.940 --> 00:14:40.951
‫وگرنه یعنی زمانی رو که کم داریم
‫تلف کردیم

00:14:40.951 --> 00:14:42.937
‫خیلی بهم برخورد «مارسل»
‫من رو باش که فکر می‌کردم

00:14:42.937 --> 00:14:44.889
‫باهم به یه ماجراجویی به شدت جالب اومدیم

00:14:44.889 --> 00:14:46.925
‫خیال می‌کنی خیلی بامزه‌ای ، نه؟

00:14:46.925 --> 00:14:51.905
‫تنها دلیلی که من رو به این سفر آوردی
واسه این بود که مواظبم باشی

00:14:51.905 --> 00:14:57.862
‫- بچه‌داری کنم
نذاری قدرتم بیوفته دست «هالو» ، نه؟ -

00:14:57.862 --> 00:15:00.363
‫راستش همیشه تو فکر اینی که
‫به طریقی از خانواده‌ات محافظت کنی

00:15:00.364 --> 00:15:03.383
‫حداقل «کلاوس» این رو صادقانه نشون میده
‫ولی تو با اون

00:15:03.383 --> 00:15:05.373
‫ادب و کت‌شلوار و دستمال گردنت نه

00:15:05.374 --> 00:15:06.446
‫می‌خوای چی‌کار کنم؟

00:15:12.907 --> 00:15:14.138
‫ما در خطریم

00:15:14.139 --> 00:15:16.588
‫این رو میدونم و اینم میدونم که
‫چطوری با خطرات مقابله می‌کنی

00:15:16.589 --> 00:15:19.622
5سال پیش که قلبم رو دریدی
‫این رو واضح نشون دادی

00:15:19.980 --> 00:15:21.210
‫و محض اینکه الان قضیه رو روشن کنم

00:15:21.211 --> 00:15:24.183
‫باید بگم هیچ‌وقت تو رو
به‌خاطرش نمی‌بخشم

00:15:24.930 --> 00:15:26.449
‫ازت انتظار ندارم من رو ببخشی

00:15:30.643 --> 00:15:32.652
قطعاً منم خودم رو نمی‌بخشم

00:16:08.603 --> 00:16:10.643
‫ماشینت خراب شده؟

00:16:10.643 --> 00:16:13.638
‫آره . اعصابم رو به‌هم ریخته

00:16:13.638 --> 00:16:15.600
‫یهو خراب شد

00:16:15.600 --> 00:16:17.559
‫اگه نمی‌خوای تو هم
به وضع ماشین دچار بشی

00:16:18.565 --> 00:16:19.582
‫استخون رو بهم بده

00:16:19.582 --> 00:16:23.571
‫راستش شرمنده
قبل تو یکی دیگه خواسته

00:16:23.571 --> 00:16:25.588
‫و تازه خیلی عوضیه

00:16:36.596 --> 00:16:38.517
‫چرا می‌خندی؟

00:16:38.517 --> 00:16:40.535
‫چون من یه چیزی میدونم
‫که تو نمیدونی

00:16:41.573 --> 00:16:43.504
‫که چی باشه؟

00:16:43.504 --> 00:16:44.569
‫ماشین رو پر از «سی-4» کردم

00:16:49.540 --> 00:16:52.480
‫اگه این موجود اینقدر قدرتمنده
‫که نمیشه نابودش کرد

00:16:52.480 --> 00:16:54.495
‫چرا ما رو به اینجا کشوندی؟
‫چرا اینا رو بهمون گفتی؟

00:16:54.495 --> 00:16:56.513
‫نیاکان می‌خواستن بدونید

00:16:56.513 --> 00:17:00.481
‫لطفاً به نیاکان بگو ‫که
اونا خیلی وقتم رو تلف کردن

00:17:00.481 --> 00:17:01.524
1000سال عمر کردم

00:17:01.524 --> 00:17:03.513
‫ولی هیچ‌وقت با چیزی مواجه نشدم
‫که نشه کشتش

00:17:03.513 --> 00:17:06.470
‫ما این شبح رقت‌انگیز رو هم شکست میدیم

00:17:06.470 --> 00:17:08.533
‫تقصیر قبیله‌اش بود ‫که
به این هیولا تبدیل شد

00:17:08.533 --> 00:17:10.476
‫خانواده‌اش باید جلوش رو می‌گرفت

00:17:10.476 --> 00:17:11.524
‫خیال می‌کنی سعی نکردن؟

00:17:11.524 --> 00:17:14.452
‫تنها چیزی که می‌خواستن
‫باطل کردن جادوشون بود

00:17:15.517 --> 00:17:17.510
<i>‫ولی این تازه شروعِ پایان بود</i>

00:17:17.510 --> 00:17:21.432
<i>‫با گذر زمان که بزرگتر شد
‫قدرتش هم بیشتر شد</i>

00:17:21.432 --> 00:17:23.479
<i>‫«اینادو» از همه‌ی اشکال زندگی
‫تغذیه کرد</i>

00:17:23.479 --> 00:17:25.492
<i>‫عطش‌ـش سیر نشدنی داشت</i>

00:17:25.492 --> 00:17:28.499
<i>‫ترسی که به دل دیگران انداخته بود
رو دوست داشت</i>

00:17:28.499 --> 00:17:33.413
<i>‫مردمش اون رو بی‌رحم
‫بی‌احساس و پوچ میدونستن</i>

00:17:33.413 --> 00:17:36.432
<i>‫تا اینکه به این صفات تبدیل شد</i>

00:17:36.432 --> 00:17:39.457
<i>‫کم‌کم اون رو با صفت اصلیش صدا زدن</i>

00:17:39.457 --> 00:17:42.473
<i>‫«هالو»</i>

00:17:42.473 --> 00:17:44.433
‫همه‌شون رو کشت

00:17:44.433 --> 00:17:48.445
‫نه به‌خاطر اینکه بهش صدمه زده
‫یا اذیتش کرده بودن

00:17:48.445 --> 00:17:50.421
‫به‌خاطر لذتش این‌کار رو کرد

00:17:50.421 --> 00:17:54.381
‫خب ، راستش رو بخوای
‫همه روزهای بدی داریم

00:17:54.381 --> 00:17:56.413
‫- فکر می‌کنی خنده‌دارـه؟
‫- نه ولی با این حرفات

00:17:56.413 --> 00:17:58.375
‫ما رو گرفتی . شاید بتونی
‫بخشی از داستان رو

00:17:58.375 --> 00:18:00.434
‫که به دردمون می‌خوره بگی

00:18:00.434 --> 00:18:02.449
‫می‌خوای «هالو» رو شکست بدی؟

00:18:02.449 --> 00:18:05.364
‫اون فقط یه نقطه‌ضعف داره

00:18:05.364 --> 00:18:07.364
‫توجهم رو جلب کردی

00:18:07.364 --> 00:18:08.421
‫چیه؟

00:18:11.366 --> 00:18:14.348
‫تو

00:18:14.348 --> 00:18:15.910
‫تو تنها شانسی هستی که داریم

00:18:17.343 --> 00:18:18.387
‫این یعنی چی؟

00:18:18.387 --> 00:18:20.410
‫از حرف زدن با تو خسته شدم

00:18:24.327 --> 00:18:25.397
‫«دِوینا»؟

00:18:25.397 --> 00:18:28.358
‫«دِوینا»

00:18:46.885 --> 00:18:52.467
‫ممنون که اومدین ‫وگرنه باید این
راه دراز تا «میستیک‌فالز» رو میرفتم

00:18:52.517 --> 00:18:54.343
‫نگو که این همون آدم حرفه‌ایته

00:18:55.301 --> 00:18:56.339
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:18:56.839 --> 00:18:59.767
‫خب ، گذشته از خسارتی که
‫به ماشین کرایه‌ایم وارد شد

00:18:59.767 --> 00:19:02.446
‫یکی از اون جادوگر-خون‌آشام‌هایی که
‫اومد استخون رو ازم بگیره ترکوندم

00:19:02.446 --> 00:19:03.528
‫چه شکلی بود؟

00:19:03.528 --> 00:19:05.489
‫موهای خرمایی

00:19:05.489 --> 00:19:08.428
‫خوشگل ، تاپ توری

00:19:08.428 --> 00:19:10.473
‫کت سیاه ، چشمای درخشان آبی

00:19:11.504 --> 00:19:13.478
«سوفیا»

00:19:13.478 --> 00:19:16.424
‫«هالو» داخل «سوفیا»ست
‫و احتمالاً داره ازش استفاده می‌کنه

00:19:16.424 --> 00:19:17.464
‫یا از همه‌مون داره استفاده می‌کنه

00:19:17.464 --> 00:19:19.405
‫باید یه راهی برای نجاتش پیدا کنیم

00:19:19.405 --> 00:19:20.432
‫یا اون رو از این بدبختی خلاص کنیم

00:19:20.432 --> 00:19:22.470
‫شرمنده . چی گفتی؟
‫درست شنیدم؟

00:19:22.470 --> 00:19:25.394
‫درسته . این راه و روش «مایکلسون»ـه ، نه؟

00:19:25.394 --> 00:19:27.416
‫آخه وقتی میشه کسی رو کشت
‫چرا نجاتش بدین؟

00:19:27.416 --> 00:19:30.396
‫هی ، منم مثل این آقا از دعوا خوشم میاد

00:19:30.396 --> 00:19:33.425
‫ولی می‌خواید اینجا وایسید و در مورد
یه ‫استخون انگشت غر بزنید یا می‌خواید

00:19:33.425 --> 00:19:35.392
‫در مورد سرنخی که شاید ما رو به
‫بقیه استخون‌ها برسونه بحث کنید؟

00:19:35.392 --> 00:19:39.357
‫من دفتر ثبت رو نگاه کردم و اسم
«یه خونواده رو دیدم . «دل روبلِز

00:19:39.357 --> 00:19:41.381
‫نسلشون 10 سال پیش به سرانجام رسید

00:19:41.381 --> 00:19:42.421
«و طبق دفتر ثبت «لاک‌وود

00:19:42.421 --> 00:19:45.392
‫یه نفر از اعضای اون خانواده با یکی
از ‫اون استخون‌های مخفی دفن شده

00:19:45.392 --> 00:19:47.397
‫کجا؟

00:19:47.397 --> 00:19:49.395
«قبرستون «بِلَک کِلِی» در «ترمه

00:19:49.395 --> 00:19:52.367
خب ، «سوفیا» از ما جلوتره -
وایسا . وایسا . وایسا -

00:19:52.367 --> 00:19:54.330
‫اون قبرستون به‌خاطر سیل زیاد منتقل شد

00:19:54.330 --> 00:19:56.358
‫جسدها به 2تا مکان جدا از هم منتقل شدن

00:19:56.358 --> 00:19:57.406
‫دارها و ندارها

00:19:57.406 --> 00:19:59.383
‫«دل روبلِز» از طبقه اشراف بودن

00:19:59.383 --> 00:20:02.302
‫خب ، این یعنی سردابشون به
‫کلیسای «سِینت ایلبی» منتقل شده

00:20:02.302 --> 00:20:06.309
‫باید جالب باشه ولی میشه سر راه
من رو به بیمارستان برسونید؟ ‫ممنون

00:20:08.924 --> 00:20:10.336
‫این دیگه چه کوفتیه؟

00:20:10.788 --> 00:20:12.678
‫برای جلوی «هالو» رو گرفتن
‫این‌کار نیاز بود

00:20:12.679 --> 00:20:15.304
به «کلاوس» نیاز داریم -
‫- نه «هِیلی» . فقط به تو نیاز داریم

00:20:15.675 --> 00:20:17.628
‫منظورت چیه؟

00:20:17.628 --> 00:20:20.626
‫همه‌ـش مربوط به نسله

00:20:20.626 --> 00:20:22.651
‫این تنها چیزیه که علیه اون
‫جواب میده

00:20:25.155 --> 00:20:28.172
<i>‫وقتی شیطان درونش غیرقابل‌تحمل شد</i>

00:20:28.172 --> 00:20:32.111
<i>‫قبیله‌ها متحد شدن تا شکستش بدن</i>

00:20:46.224 --> 00:20:49.271
‫بزرگان قبیله تونستن با اتصالات عرفانی
‫اون رو بگیرن

00:20:51.272 --> 00:20:55.445
<i>‫ولی حتی با اون‌همه قدرت
‫«اینادو» خیلی قدرتمندتر بود</i>

00:20:55.445 --> 00:20:58.299
<i>‫به‌نظر میرسید مرگ تنها راه‌حل باشه</i>

00:20:59.267 --> 00:21:02.252
<i>4تا از قدرتمندترین بزرگان</i>

00:21:02.252 --> 00:21:09.149
<i>‫هر کدوم بخشی از قدرتشون رو
‫به یک تبر قدرتمند آغشته کردن</i>

00:21:10.179 --> 00:21:12.151
<i>وقتی اسلحه آماده شد</i>

00:21:13.221 --> 00:21:16.223
<i>‫این وظیفه رو به مادرش بسپرن</i>

00:21:16.223 --> 00:21:19.136
<i>‫یعنی کسی که به «اینادو» زندگی بخشید</i>

00:21:19.136 --> 00:21:22.134
<i>‫کسی باشه که زندگیش رو می‌گیره</i>

00:21:24.169 --> 00:21:27.173
<i>‫ولی قبل از اینکه بتونه بچه‌اش رو بکشه</i>

00:21:27.173 --> 00:21:29.167
<i>اینادو» یه طلسم نهایی انجام داد»</i>

00:21:33.083 --> 00:21:35.457
<i>‫طلسمی که از مرگش قدرت می‌گرفت</i>

00:21:38.147 --> 00:21:41.055
‫یه نفرین برای همه‌ی کسایی که
‫اون شب اونجا حضور داشتن

00:21:43.061 --> 00:21:45.048
<i>‫اونا رو به ماه کامل متصل کرد</i>

00:21:45.048 --> 00:21:47.115
<i>‫تا 1بار در ماه به هیولاهایی تبدیل بشن</i>

00:21:47.115 --> 00:21:49.067
<i>‫که قبلاً اون رو شکار می‌کردن</i>

00:22:01.035 --> 00:22:04.064
‫«هالو» نفرین گرگینه رو به‌وجود آورد

00:22:06.024 --> 00:22:08.035
‫تو نفرین هلال ماه رو داری

00:22:08.035 --> 00:22:11.030
‫اونم همینطور

00:22:11.030 --> 00:22:14.955
‫و مادرش ‫که وقتی نفرین شد
اولین گرگینه شد

00:22:14.955 --> 00:22:16.962
‫بقیه که فرار کردن

00:22:16.962 --> 00:22:18.984
‫به 6تا گرگینه دیگه‌ای که
‫می‌شناسی تبدیل شدن

00:22:18.984 --> 00:22:21.020
‫ولی نسل تو بود که آغازگر همه‌ـش بود

00:22:21.020 --> 00:22:23.991
‫و فقط نسل توئه که هنوز
‫قدرتی علیه «هالو» داره

00:22:23.991 --> 00:22:26.980
‫برای همین بود «لابونیر»ها رو شکار می‌کرد

00:22:26.980 --> 00:22:29.901
‫«هالو» ازت می‌ترسه

00:22:29.901 --> 00:22:30.943
‫می‌خواد تو رو بکشه

00:22:30.943 --> 00:22:34.895
و اگه بمیری فقط
یه «لابونیر» می‌مونه

00:22:34.895 --> 00:22:35.950
‫«هوپ»

00:22:35.950 --> 00:22:38.897
‫تو می‌تونی از دخترت محافظت کنی «هِیلی»

00:22:38.897 --> 00:22:40.891
‫ولی باید بهم اعتماد کنی

00:22:52.847 --> 00:22:53.918
‫اینم از سرداب «دل روبلِز»

00:22:59.860 --> 00:23:03.814
‫ظاهراً با توجه به تعداد جنازه‌ها
‫باید هزاران استخون رو برسی کنیم

00:23:06.832 --> 00:23:09.855
‫"قلب‌های ما همیشه از این سرزمین
‫دفاع خواهند کرد"

00:23:09.855 --> 00:23:11.823
به‌نظر یه‌جور سرنخ باشه

00:23:11.823 --> 00:23:12.818
‫بریم تو کارش

00:23:16.796 --> 00:23:19.812
‫نیاکان نمی‌تونن «هالو» رو پیدا کنن
‫این یعنی اون میزبان برگزیده‌ست

00:23:19.812 --> 00:23:23.750
‫اگه بتونی پیداش کنی
‫می‌تونی باهاش مقابله کنی

00:23:23.750 --> 00:23:25.751
‫خون‌ـت نقطه‌ضعف اونه
‫پس ازش استفاده کن

00:23:25.751 --> 00:23:27.771
‫وقتی روحت آزاد بشه
‫می‌تونم از «کلاوس» استفاده کنم

00:23:27.771 --> 00:23:29.739
‫تا طلسمی انجام بدم که
‫«هالو» رو تا ابد زندانی نگه داره

00:23:34.777 --> 00:23:37.722
‫یادت باشه «هِیلی» . اگه بهم اعتماد نکنی
‫این‌کار جواب نمیده

00:23:50.727 --> 00:23:52.663
‫میدونین که چی‌کار کنین

00:24:13.630 --> 00:24:16.646
‫«مارسل»

00:24:16.646 --> 00:24:19.629
«اولیویا تیئِرا دل روبلِز»

00:24:20.637 --> 00:24:23.628
تیئِرا» یعنی سرزمین»

00:24:23.628 --> 00:24:26.564
‫همونی که تمامی قلب‌ها ازش
‫دفاع خواهند کرد

00:24:27.612 --> 00:24:29.582
‫برو کنار

00:24:35.542 --> 00:24:38.576
‫و اینم از استخون ما

00:24:45.010 --> 00:24:46.032
‫اون رو بهم بده

00:24:46.032 --> 00:24:47.965
‫فکر نکنم

00:24:47.965 --> 00:24:49.015
‫تکرار نمی‌کنم

00:24:49.015 --> 00:24:50.964
‫همین الانشم یه استخون رو دارین

00:24:50.964 --> 00:24:53.969
‫عقل این رو میگه که اونا رو
‫جدا از هم نگه داریم

00:24:53.969 --> 00:24:57.923
‫در اختیار متحدی باشه که بهش اعتماد داری

00:24:57.923 --> 00:25:00.965
‫پس به گمونم باید بهم اعتماد کنی «آلایژا»

00:25:05.932 --> 00:25:08.893
‫من به هیچ‌کس اعتماد ندارم

00:25:08.893 --> 00:25:10.873
‫مراقب باش «آلایژا»

00:25:10.873 --> 00:25:12.870
‫کم‌کم صورت واقعی‌ـت رو داری نشون میدی

00:25:13.899 --> 00:25:17.810
‫همیشه دم از هدف والاتر میزنی
‫ولی وقتی نوبت به عمل میرسه

00:25:17.810 --> 00:25:20.828
‫همیشه سمبلی از کسی هستی
‫که خشونت‌آمیز واکنش نشون میده

00:25:20.828 --> 00:25:22.854
‫همیشه و تا ابد

00:25:40.751 --> 00:25:42.797
‫امان از شما مردها و رجز خوندنتون

00:25:42.797 --> 00:25:46.738
‫باید بهتر بدونین

00:25:46.738 --> 00:25:49.754
‫هر چی نباشه جایزه‌تون مال منه

00:25:59.907 --> 00:26:02.860
‫«سوفیا» ، میدونم هنوزم اون تویی

00:26:03.360 --> 00:26:05.334
‫درسته

00:26:05.334 --> 00:26:08.334
‫روحی قوی که در داخل پوسته‌ای
‫در حال مرگ در تکاپوئه

00:26:08.334 --> 00:26:11.369
‫ولی مثل همه‌تون اصلاً
باهام قابل مقایسه نیست

00:26:11.369 --> 00:26:13.324
‫برای آخرین‌بار میگم

00:26:13.324 --> 00:26:15.278
‫چیزی که دنبالشم رو بهم بدین

00:26:15.278 --> 00:26:17.303
‫- بیا بگیرش
‫- عادلانه‌ست

00:26:17.303 --> 00:26:20.249
‫البته اگه برای مرگ آماده باشید

00:26:25.245 --> 00:26:28.286
‫حالا وقت پایان بازی فرا میرسه

00:26:28.286 --> 00:26:30.215
‫هنوز نه

00:26:33.704 --> 00:26:34.786
‫با «هِیلی» چی‌کار کردی؟

00:26:34.786 --> 00:26:36.750
‫فرستادمش که همه‌مون رو نجات بده

00:26:36.750 --> 00:26:38.701
‫جداً؟

00:26:38.701 --> 00:26:41.723
‫یا می‌خوای اینطوری انتقام بگیری
‫که من رو اینجا نگاه داری؟

00:26:41.723 --> 00:26:43.705
‫انتقام برام مهم نیست

00:26:43.705 --> 00:26:46.675
‫من یه جادوگر «نيو اورلانز»ـی هستم
‫و از خونه‌ام محافظت می‌کنم

00:26:48.143 --> 00:26:50.637
‫نه فقط برای خودم بلکه برای دختر تو هم

00:26:50.637 --> 00:26:51.682
‫- پس آزادم کن
‫- نه

00:26:51.682 --> 00:26:52.714
‫اینجا بهت نیاز دارم

00:26:52.714 --> 00:26:56.625
‫راستش الان همون مشکلی رو داریم
‫که قبیله مرتکب شد

00:26:56.625 --> 00:26:59.642
‫بعد از اینکه قبیله «اینادو» رو کشت
روحش قدرتمندتر شد

00:26:59.642 --> 00:27:01.609
‫اونا رو روح‌زده کرد

00:27:01.609 --> 00:27:02.647
‫همون نورهای آبی

00:27:02.647 --> 00:27:04.629
‫بله

00:27:04.629 --> 00:27:07.569
‫اونا جسدش رو سوزوندن

00:27:07.569 --> 00:27:09.579
‫ولی همه‌ی اعضاش رو نمی‌شد سوزوند

00:27:09.579 --> 00:27:12.543
‫تا وقتی که اون اعضا کنار هم بودن
قدرتش بیشتر و بیشتر می‌شد

00:27:12.543 --> 00:27:18.601
<i>‫استخون‌های فناناپذیر بین 4تا
‫خانواده تقسیم شد</i>

00:27:25.481 --> 00:27:28.477
<i>‫وظیفه‌شون این بود که استخون‌ها
‫رو جدا از هم نگه دارن</i>

00:27:28.477 --> 00:27:32.503
<i>‫تا هیچ‌وقت نتونن دوباره کنار هم قرار بگیرن</i>

00:27:39.437 --> 00:27:42.440
‫حالا که آزاد شده تا وقتی همه‌ی اون
‫استخون‌ها رو جمع نکنه دست‌بردار نیست

00:27:42.440 --> 00:27:45.491
خب پس اون رو به همون زندونی برگردون
‫که این چند 1000 سال توش بوده

00:27:45.491 --> 00:27:47.448
‫حتماً

00:27:50.382 --> 00:27:51.470
‫تو برای همین اینجایی

00:28:03.334 --> 00:28:06.347
‫خون من دردت میاره ، نه؟

00:28:11.318 --> 00:28:15.309
‫هر کی که گفته چطور نابودم کنی
‫یه چیزی رو یادش رفته بهت بگه

00:28:15.309 --> 00:28:18.326
‫برای به دام انداختن من
‫آزادی قدرت می‌طلبه

00:28:18.326 --> 00:28:22.326
‫قدرتی که از قربانی کردن
یک ‫فناناپذیر آزاد میشه

00:28:22.326 --> 00:28:27.288
‫پس از قدرت من جذب می‌کنی
‫تا «هالو» رو زندانی کنی

00:28:27.288 --> 00:28:31.269
‫اون‌وقت تا کِی من باید نقش
‫باتری رو داشته باشم؟

00:28:31.269 --> 00:28:35.211
‫هنوز متوجه نیستی ، نه «کلاوس»؟

00:28:35.211 --> 00:28:37.235
‫تو باتری نیستی

00:28:37.235 --> 00:28:39.178
‫یه قربانی هستی

00:28:39.478 --> 00:28:40.563
<i>‫بگو ببینم</i>

00:28:40.563 --> 00:28:44.533
‫کدومتون می‌میره
‫تا جلوم رو بگیره؟

00:28:47.490 --> 00:28:49.463
‫هیچکی امروز نمی‌میره

00:28:49.463 --> 00:28:52.453
‫خب ، به گمونم دیگه کارمون اینجا تمومه

00:29:04.492 --> 00:29:05.822
‫حال‌ـت خوبه؟

00:29:07.275 --> 00:29:09.380
‫فکر کنم یکی می‌میره

00:29:10.950 --> 00:29:12.032
‫«کلاوس» پیش «دِوینا»ست

00:29:12.032 --> 00:29:13.417
‫وایسا ببینم . «دِوینا»؟

00:29:14.017 --> 00:29:18.956
‫نیاکان به یه قربانی نیاز دارن
‫تا برای همیشه «هالو» رو زندانی کنن

00:29:18.956 --> 00:29:20.923
‫«دِوینا» تردید نمی‌کنه

00:29:20.923 --> 00:29:23.898
<i>خب ، باید بگم که شایان</i>
ستایشه که فکر می‌کنی

00:29:23.898 --> 00:29:26.860
‫می‌تونی زندگیم رو بگیری
ولی وسیله‌اش رو نداری عزیزم

00:29:26.860 --> 00:29:29.848
‫«هالو» وسیله‌اش رو ساخته

00:29:29.848 --> 00:29:32.902
‫خارهای بوته رُزی که از
خون «مارسل» رشد کردن

00:29:32.902 --> 00:29:36.818
‫اون تنها چیزیه که نیاز دارم

00:29:36.818 --> 00:29:38.853
‫و قبلاً دخترهای «درو» رو فرستادم
‫که از اون بوته گیر بیارن

00:29:40.825 --> 00:29:43.819
‫وقتی برگردن ‫زمانت به سر میرسه

00:29:52.725 --> 00:29:53.786
‫پس برای زندانی کردن «هالو»
‫باید من رو بکشی؟

00:29:53.786 --> 00:29:55.739
‫متقاعدکننده‌ست ، نه؟

00:29:55.739 --> 00:29:57.696
‫من کمک کردم که اتصال
به نیاکان شکسته بشه

00:29:57.696 --> 00:29:58.751
‫اینطوری بود که «هالو» فرار کرد

00:29:58.751 --> 00:30:01.728
‫اگه می‌خوای کسی رو مقصر بدونی
‫من رو مقصر بدون . برام مهم نیست

00:30:01.728 --> 00:30:04.714
‫با مرگی آروم و درناک می‌میری

00:30:04.714 --> 00:30:09.670
‫متأسفم ولی نهایتش می‌تونم
‫کمی تحمل این درد رو برات راحت‌تر کنم

00:30:11.633 --> 00:30:12.619
‫«دِوینا»

00:30:21.577 --> 00:30:22.613
<i>دِوینا» ، این‌کار رو نکن»</i>

00:30:32.821 --> 00:30:34.831
‫باید همینجا بمونی

00:30:34.831 --> 00:30:36.815
‫هنوزم به‌خاطر اتفاقی که افتاد
‫«مایکلسون»‌ها رو مقصر میدونه

00:30:36.815 --> 00:30:38.774
‫رفتن تو شرایط رو بدتر می‌کنه

00:30:47.709 --> 00:30:49.703
‫«دِوینا»

00:30:55.614 --> 00:30:59.570
‫سعی نکن جلوم رو بگیری «مارسل»

00:30:59.570 --> 00:31:01.604
‫اگه «کلاوس» رو نکشم
اگه «هالو» رو زندانی نکنم

00:31:01.604 --> 00:31:03.530
‫میاد سراغ همه‌تون

00:31:03.530 --> 00:31:04.593
‫کل این شهر رو می‌سوزونه

00:31:04.593 --> 00:31:06.519
‫«دِوینا» ، خواهش می‌کنم

00:31:06.519 --> 00:31:08.500
‫«دِوینا» ، باید یه راه دیگه هم باشه

00:31:08.500 --> 00:31:09.504
‫نه

00:31:09.504 --> 00:31:12.481
‫فقط منتظر اسلحه بودم
...ولی الان که اینجایی

00:31:13.502 --> 00:31:16.422
‫متأسفم

00:31:16.422 --> 00:31:19.452
‫- ولی باید اون رو بکشی
‫- نه «دِوینا»

00:31:19.452 --> 00:31:21.411
‫اون اندازه 10 نفر عمر کرده
‫از سرش هم زیادیه

00:31:21.411 --> 00:31:23.427
‫نه . اون پدر «هوپ»ـه

00:31:23.427 --> 00:31:24.435
‫«هوپ» هنوز تو رو داره

00:31:24.435 --> 00:31:27.358
‫ولی اگه جلوی «هالو» رو نگیریم
هوپ» می‌میره»

00:31:28.417 --> 00:31:31.373
‫تو می‌تونی نجاتش بدی «مارسل»

00:31:31.373 --> 00:31:35.331
‫- و البته همه‌ی آدمای «نیو اورلانز» رو
‫- تمومش کن

00:31:35.331 --> 00:31:38.280
‫مسئله کدورت‌ـت نسبت به منه

00:31:38.280 --> 00:31:39.289
‫این مسئله به تو ربطی نداره

00:31:39.289 --> 00:31:40.320
‫مسئله یه قربانیه

00:31:40.320 --> 00:31:42.250
‫یک مرگ برای هدفی والاتر

00:31:42.250 --> 00:31:44.225
‫پس جون من رو بگیر

00:31:44.225 --> 00:31:45.236
‫- «آلایژا» ، نه
‫- نه

00:31:47.263 --> 00:31:49.241
...اگه واقعاً چاره‌ی دیگه‌ای نباشه

00:31:51.246 --> 00:31:52.241
‫پس همین الان تمومش کن

00:31:52.241 --> 00:31:53.635
‫نه ، نه

00:31:53.635 --> 00:31:54.715
‫نه . امروز هیچ‌کس نمی‌میره

00:31:54.715 --> 00:31:56.617
‫پس خودم انجامش میدم

00:31:56.617 --> 00:31:58.597
‫نه «دِوینا»

00:31:59.606 --> 00:32:00.587
‫«دِوینا»

00:32:18.038 --> 00:32:20.972
‫- «دِوینا» ، خواهش می‌کنم
‫- لازم نیست این‌کار رو بکنی

00:32:20.972 --> 00:32:22.914
‫متأسفم . تنها راهش همینه

00:32:28.918 --> 00:32:30.909
‫نه

00:32:32.911 --> 00:32:35.876
‫قول دادی کمک کنی
‫ولی کمک نمی‌کنی

00:32:35.876 --> 00:32:39.808
‫داری به ما صدمه میزنی
‫و من بهت اجازه نمیدم

00:33:25.507 --> 00:33:28.381
‫بابام گفت تو این چیزها رو مطالعه کردی

00:33:28.381 --> 00:33:30.406
‫آره . درسته

00:33:30.406 --> 00:33:34.313
‫توی دنیا چیزهای شگفت‌انگیز زیادی
‫برای مطالعه هست

00:33:34.313 --> 00:33:37.320
‫و حتی بعضی از اونا چیزهایی هستن
‫که نمی‌خوان به آدم صدمه‌ای بزنن

00:33:39.263 --> 00:33:40.268
‫چی تو دست‌ـته؟

00:33:41.945 --> 00:33:43.934
‫اینا برای آرامشه

00:33:44.929 --> 00:33:47.937
‫و این برای ثباته

00:33:48.137 --> 00:33:51.024
‫اینا باعث شکوفه دادن گل‌ها میشن

00:33:52.058 --> 00:33:54.940
‫اینا رو خودت یاد گرفتی؟

00:33:54.940 --> 00:33:57.930
‫خب ، من این رو تو یکی از کتاب‌های
‫عمه «فِرِیا» خوندم

00:33:57.930 --> 00:34:00.849
‫اون کمک می‌کنه یاد بگیرم

00:34:00.849 --> 00:34:03.779
‫ولی بعضی چیزها رو خودم یاد می‌گیرم

00:34:05.826 --> 00:34:09.728
‫خب ، این‌کارهات تحسین‌برانگیرـه

00:34:11.696 --> 00:34:13.663
‫اون دختر تحسین‌برانگیزیه

00:34:16.556 --> 00:34:20.520
‫از آشناییت خوشبختم
‫کوچیکترین «مایکلسون»

00:34:20.520 --> 00:34:22.487
‫بعداً می‌بینمت

00:34:26.405 --> 00:34:27.418
‫اونا واسه منن؟

00:34:28.411 --> 00:34:30.371
‫بعد از کاری که امروز کردی

00:34:30.371 --> 00:34:34.286
‫بابات به کل آدمای توی
آبنات‌فروشی نفوذ کرد

00:34:35.308 --> 00:34:37.298
‫به‌نظر بابا ناراحته

00:34:37.498 --> 00:34:42.353
‫فکر کنم می‌خواست امروز
‫خودش کسی باشه که یه کمکی می‌کنه

00:34:42.353 --> 00:34:44.349
‫ولی هردومون نظرمون یکیه

00:34:44.349 --> 00:34:46.312
‫تو خیلی کار شجاعانه‌ای کردی

00:34:46.312 --> 00:34:48.286
‫فقط پیش خودم فکر کردم که
‫اگه تو بودی چی‌کار می‌کردی

00:34:48.286 --> 00:34:52.158
‫همیشه میگی : اگه باهم باشیم

00:34:52.158 --> 00:34:53.204
‫هیچی نمی‌تونه بهمون صدمه بزنه

00:34:53.204 --> 00:34:55.137
‫همیشه و تا ابد

00:35:14.274 --> 00:35:16.257
‫به گمونم یه تشکر بهت بدهکارم

00:35:16.257 --> 00:35:20.157
«خب ، نرفتن به «ویرجینیا
‫برام کلی تشکره

00:35:20.157 --> 00:35:24.055
‫خب پس شاید بهتر باشه
بیخیال ‫تجدید خاطرات بشیم

00:35:24.055 --> 00:35:27.943
‫ببین ، یه نصیحت پدرانه بهت می‌کنم

00:35:27.943 --> 00:35:31.931
‫زیاد نمی‌تونی «هوپ» رو نگه داری

00:35:31.931 --> 00:35:36.770
‫و به گمونم میدونی که ‫من
و «کرولاین» یه مدرسه ساختیم

00:35:36.770 --> 00:35:38.715
‫جاییه برای بچه‌هایی که

00:35:38.715 --> 00:35:41.649
‫قدرت‌های ماوراءالطبیعه دارن
‫بچه‌هایی مثل «هوپ»

00:35:43.676 --> 00:35:46.579
2تا دخترمون اونجا یاد می‌گیرن

00:35:46.579 --> 00:35:50.468
‫یاد می‌گیرن برای انجام کارهای خوب
‫از قدرتشون استفاده کنن

00:35:50.468 --> 00:35:53.416
‫و هویتشون رو بدون ترس بپذیرن

00:35:56.382 --> 00:35:59.272
‫در اونجا همیشه به روی «هوپ» بازه

00:36:07.169 --> 00:36:10.064
‫سلامم رو به «میستیک‌فالز» برسون

00:36:45.033 --> 00:36:46.977
‫پیش خودت چی فکر می‌کردی؟

00:36:48.951 --> 00:36:50.873
‫نمی‌تونی بهم قول یه آینده رو بدی

00:36:50.873 --> 00:36:52.827
‫و بعدش خودت رو برای مرگ پیشنهاد بدی

00:36:52.827 --> 00:36:54.787
‫بقاء لازمه‌اش فداکاریه

00:36:54.787 --> 00:36:56.767
‫همیشه یه راه دیگه‌ای هست «آلایژا»

00:36:56.767 --> 00:36:57.731
‫برای راه دیگه‌ای وقت نداریم

00:36:57.731 --> 00:36:59.620
‫خب ، «هوپ» تازه خانواده‌اش
دورهم جمع شدن

00:36:59.620 --> 00:37:00.596
‫و اون بهت نیاز داره

00:37:00.596 --> 00:37:02.563
‫«هوپ» به پدرش نیاز داره

00:37:02.563 --> 00:37:04.509
‫من بهت نیاز دارم

00:37:07.394 --> 00:37:10.317
‫من عاشقتم

00:37:10.317 --> 00:37:13.233
‫ولی باید یه راهی برای مقابله
و پیروزی پیدا کنیم

00:37:13.233 --> 00:37:16.168
‫ولی در عین حال یه زندگی خوب داشته باشیم

00:37:20.089 --> 00:37:24.884
ربکا» ازم پرسید جایی هست که»
‫بتونم برم که خوشبخت باشم یا نه

00:37:25.868 --> 00:37:28.771
‫از نو شروع کنم

00:37:32.333 --> 00:37:33.889
«ماناسک»

00:37:34.642 --> 00:37:39.486
‫اونجا ‫روستای قشنگی
در جنوب فرانسه‌ست

00:37:39.486 --> 00:37:41.449
‫ییلاقه

00:37:47.215 --> 00:37:50.985
...وقتی که به این قائله فیصله بدیم

00:37:52.430 --> 00:37:54.395
‫که حتماً هم میدیم

00:37:54.395 --> 00:37:57.184
‫می‌برمت اونجا

00:37:57.184 --> 00:38:02.928
و بهت قول میدم جبرانش می‌کنم

00:38:19.178 --> 00:38:21.536
‫پس با دادن این به «مارسل» شروع کن

00:38:49.200 --> 00:38:52.002
‫«دِوینا» ، متأسفم

00:38:52.002 --> 00:38:54.802
‫وقتی از دست‌ـت دادم
‫انگار دنیام از هم پاشید

00:38:55.302 --> 00:38:57.198
‫دلم به درد اومد

00:38:57.198 --> 00:39:00.959
‫خشمگین و بی‌رحم شدم

00:39:00.959 --> 00:39:03.765
«عقده‌ام رو سر «کلاوس
و «آلایژا» خالی کردم

00:39:03.765 --> 00:39:08.427
‫و اونا حقشون بود

00:39:08.927 --> 00:39:17.350
ولی حالا با این وجود هنوزم نیستی

00:39:17.350 --> 00:39:22.034
‫و ‫تنها چیزی که من رو
نذاشته از کنترل خارج بشم

00:39:22.034 --> 00:39:25.798
‫قانونیه که ‫از زمان بچگیم داشتم

00:39:25.798 --> 00:39:30.158
‫بزرگ که شدم به چشم خودم دیدم بدون قانون
‫چه اتفاقی میوفته

00:39:34.718 --> 00:39:36.575
‫شاید فکر کنی ناامیدت کردم

00:39:36.575 --> 00:39:39.278
‫ولی میدونم که یه راه دیگه هم هست

00:39:39.278 --> 00:39:41.092
‫ایمان دارم

00:39:41.092 --> 00:39:42.904
‫حتی الان

00:39:52.855 --> 00:39:55.289
‫امیدوارم هنوز بهم ایمان داشته باشی

00:40:40.830 --> 00:40:43.212
‫برای مردن حاضری «آلایژا»؟

00:40:48.900 --> 00:40:52.300
‫چون من که برای زندگی آماده‌ی آماده‌ام

00:40:57.500 --> 00:41:08.500
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan_com  ::. </c>

00:41:09.500 --> 00:41:20.500
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>