﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:05.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:05.230 --> 00:00:07.230
اینجا

00:00:07.230 --> 00:00:10.230
ریزنبوله؟

00:00:10.230 --> 00:00:12.570
...اینجا خیلی

00:00:12.570 --> 00:00:15.630
ببخشید،اگه واست اینجا مثل یه روستای دور افتاده می مونه

00:00:18.580 --> 00:00:19.910
دوباره منو نگاه کرد

00:00:19.910 --> 00:00:21.580
چی شده؟

00:00:21.580 --> 00:00:25.580
اون از وقتی سوار قطار شدیم داره منو هی نگاه میکنه

00:00:25.580 --> 00:00:28.250
...باید میدونستم که چرا

00:00:28.250 --> 00:00:31.240
چون خیلی خوشگلم

00:00:33.930 --> 00:00:36.590
ببخشید،شما سارا هستید؟

00:00:36.590 --> 00:00:37.930
خیلی بزرگ شدی

00:00:37.930 --> 00:00:40.400
نه ،اصلا

00:00:47.610 --> 00:00:52.200
...خدای من،چطور اون پیرمرد میتونه  وانمود کنه که منو میشناسه

00:00:54.610 --> 00:00:56.610
سارا

00:00:56.610 --> 00:00:59.380
اسم مادرم بود

00:01:04.220 --> 00:01:07.890
چی شده؟
مگه نگفتی میخوای بری راشو والی برای تحقیقات

00:01:07.890 --> 00:01:10.230
ولی توی این همه مدت توی سنترال بودی؟

00:01:10.230 --> 00:01:14.230
اینجوری ها هم نیست ،من حواسم به آل و اد بود

00:01:14.230 --> 00:01:16.230
که این طور

00:01:16.230 --> 00:01:20.570
حالا اون دوتا کی بر میگردند

00:01:20.570 --> 00:01:25.240
مامان بزرگ،توی راشو والی یکی رو ملاقت کردم که شما رو میشناخت

00:01:28.250 --> 00:01:30.920
!مامان بزرگ،ما اینجا نیستیم ها؟

00:01:30.920 --> 00:01:32.750
واقعا که

00:01:33.920 --> 00:01:36.320
لطفا،یه لحظه صبر کنید

00:01:42.930 --> 00:01:44.930
او،قدرت عشقو ببین

00:01:44.930 --> 00:01:46.930
بالاخره برگشتی

00:01:46.930 --> 00:01:51.270
پیناکو_سان ،من نمیتونم خونمو پیدا کنم

00:01:51.270 --> 00:01:53.940
...خونه تو؟ دیگه وجود نداره

00:01:53.940 --> 00:01:56.610
مامان بزرگ،این یارو میشناسی؟

00:01:56.610 --> 00:02:00.610
تو اونموقع خیلی کوچیک بودی که به یاد بیاری

00:02:00.610 --> 00:02:04.210
این مرد پدر اد و آل

00:02:05.550 --> 00:02:09.590
،درسته ، بعد از مدت ها برگشتم

00:02:09.590 --> 00:02:11.920
ولی خونه ام ازبین رفته

00:02:13.560 --> 00:02:15.560
سنگ کیمیا

00:02:15.560 --> 00:02:21.230
اونایی که دنبالشن دیگه از قانون "مبادله مساوی" در کیمیاگری پیروی نمیکنند

00:02:21.230 --> 00:02:25.900
برای اینکه چیزی رو بدست بیاری دیگه نیازی نیست چیزی رو از دست بدی

00:02:25.900 --> 00:02:30.640
ما داریم دنبالش میگردیم و بالاخره پیداش میکنیم

00:02:31.900 --> 00:03:01.640
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:02:31.900 --> 00:03:01.640
قسمت 43:سگ ولگرد فرار میکند

00:04:23.580 --> 00:04:26.280
چرا اینقدر سریع میری؟

00:04:27.250 --> 00:04:30.160
بدن من به یه جورایی روشن شد

00:04:30.160 --> 00:04:32.750
اگه خسته شدی،میتونیم استراحت کنیم

00:04:36.930 --> 00:04:38.270
نه نمیتونیم

00:04:38.270 --> 00:04:42.600
چیزی که گفتی ،ممکنه درست باشه

00:04:42.600 --> 00:04:45.160
درمورد رییس براد لی؟

00:04:46.270 --> 00:04:50.440
اون مرد... رییس.. اون یه هومونکولوسه

00:04:51.950 --> 00:04:55.280
ایندفعه خود رییس مأموریت اداره میکنه

00:04:55.280 --> 00:04:59.290
فکر نکنم،اون انوی لعنتی جاشو گرفته باشه
(به اون تغییر شکل داده باشه، انوی توانایی تغییر شکل داره)

00:04:59.290 --> 00:05:02.560
حتی منشی رییس هم یه هومونکولوس بود

00:05:02.560 --> 00:05:04.630
اگرمنو تو به ارتش برگردیم ،ممکنه که

00:05:04.630 --> 00:05:07.290
...ولی داداش،منشی رییس خیلی شبیه

00:05:07.290 --> 00:05:08.300
این حرفو نزن

00:05:08.300 --> 00:05:13.230
ولی خود استاد گفت وقتی که تکنیک ((تغییر شکل انسان)) شکست می خوره یه هومونکولوست به وجود میاد
( تکنیک &lt;&lt;تغییر شکل انسان&gt;&gt; همون تکینیکی که آل و اد سعی کردند باهاش مادرشونو برگردونند)

00:05:13.230 --> 00:05:15.570
بهت گفتم که اون حرفو نزن

00:05:27.920 --> 00:05:29.580
...آل

00:05:29.580 --> 00:05:35.920
الان چه اتفاقی افتاد؟
اون دروازه بزرگ...اون قبلا دیدم

00:05:35.920 --> 00:05:39.590
داداش،اون واقعی بود؟

00:05:39.590 --> 00:05:42.930
استاد گفت همچین چیزی وجود نداره

00:05:42.930 --> 00:05:45.930
پس چطور وقتی من به تو دست زدم همچین اتفاقی افتاد؟

00:05:45.930 --> 00:05:51.610
من یه کیمیاگرم،ممکنه ضمیر ناخوداگاه  من به سنگ کیمیا واکنش نشون بده

00:05:51.610 --> 00:05:56.170
داداش،واقعا فکر میکنی من به سنگ کیمیا تبدیل شدم

00:06:00.280 --> 00:06:02.950
ولی چنین چیزی نمیتونه اتفاق افتاده باشه

00:06:02.950 --> 00:06:05.290
...تازه سنگ کیمیا نمیتونه که یه

00:06:05.290 --> 00:06:07.320
کسی که تا حالا سنگ فیلسوف ندیده

00:06:07.320 --> 00:06:09.290
پس ممکنه به هر شکلی باشه

00:06:09.290 --> 00:06:12.890
پس یادت باشه زیاد نزدیک من نشی

00:06:12.890 --> 00:06:14.230
داداش

00:06:14.230 --> 00:06:15.660
اگر حواسمون نباشه دوباره به من بخوری

00:06:15.660 --> 00:06:17.900
ممکنه یه واکنش اتفاق بیفته

00:06:17.900 --> 00:06:20.070
اگر تو قبل از اینکه بدنتو برگردونیم ناپدید بشی

00:06:20.070 --> 00:06:22.700
همه ی این کارا بی فایده بوده

00:06:25.910 --> 00:06:28.240
داداش ،کجا داریم میریم؟

00:06:28.240 --> 00:06:29.580
ریزنبول

00:06:29.580 --> 00:06:31.910
ولی اون اولین جایی که ارتش میره دنبالمون میگرده

00:06:31.910 --> 00:06:35.250
بدون شک الان اون هومونکولوس ها دنبالت اند

00:06:35.250 --> 00:06:40.410
اگر می خوایم اونارو شکست بدیم ،اول باید یه چیزی اونجا بدست بیارم

00:06:57.270 --> 00:07:01.280
مسلم که مرگ کیمبلی قبل از اون نور قرمز بوده

00:07:01.280 --> 00:07:05.610
ولی زخمی هنوز زندست

00:07:05.610 --> 00:07:08.550
بنظر میرسه مردم شهر قبل از اینکه

00:07:08.550 --> 00:07:10.550
ارتش حمله کنه به بیرون شهر فرار کرده بودند

00:07:10.550 --> 00:07:14.890
ما یه راه مخفی در زیر زمین پیدا کردیم
که داریم ردشو میگیریم ببینیم به کجا ختم میشه

00:07:14.890 --> 00:07:18.890
پس به این معنی که اصلا نمی خواستند مقاومت کنند

00:07:18.890 --> 00:07:22.260
نقشه اونا این بوده که از  سرباز های ارتش به عنوان

00:07:22.260 --> 00:07:23.900
عوامل برای اون تکینیک کیمیاگری استفاده کنند

00:07:23.900 --> 00:07:25.930
اد و آل به نظر میرسه حالشون خوب باشه

00:07:25.930 --> 00:07:29.900
تعدادی سرباز ردشونو تا بیرون شهر گرفتند

00:07:29.900 --> 00:07:34.910
اونا گفتند که اد به همراه آل یک ساعت پیش اینجا رو ترک کردند

00:07:34.910 --> 00:07:37.910
اونا هنوز دارند به سفرشون ادامه میدند؟

00:07:37.910 --> 00:07:42.920
باور نمیکنم که اونا به زخمی برای ساختن سنگ کیمیا کمک کرده باشند

00:07:42.920 --> 00:07:44.580
سرهنگ

00:07:48.260 --> 00:07:53.090
تلفات شامل 28 نفر مرده ،67 نفر زخمی که شامل 5 افسر هم میشه

00:07:53.090 --> 00:07:55.930
و حدود 900 نفر هم ناپدید شدند

00:07:55.930 --> 00:07:59.600
الان در حال برسی هستیم که چه چیزی باعث ناپدید شدنشون شده

00:07:59.600 --> 00:08:03.270
تنها یه نفر که دقیقا میدونه چه اتفاقی افتاده

00:08:03.270 --> 00:08:05.610
منظورتون زخمی؟

00:08:05.610 --> 00:08:07.610
...تمام فلزی

00:08:07.610 --> 00:08:10.540
برادران الریک

00:08:10.540 --> 00:08:13.550
اونا توی لیور چه کار میکردند؟

00:08:13.550 --> 00:08:15.880
مثل اینکه اونا در تعقیب زخمی بودند

00:08:15.880 --> 00:08:19.890
چرا؟مگه اونا دستور داشتند که زخمی رو دستگیر کنند؟

00:08:19.890 --> 00:08:24.560
نه،اونا در حال پرس و جو در مورد تحقیق کیمیاگریشون بودند

00:08:24.560 --> 00:08:28.900
اونا یه دفعه سرو کلشون توی لیور پیدا شدو زخمی رو دیدند

00:08:28.900 --> 00:08:33.900
نزدیک به 1000 افسرو سرباز تلفات دادیم

00:08:33.900 --> 00:08:38.240
این دلیل نمیشه که این کار برادران الریک باشه

00:08:38.240 --> 00:08:42.580
نظر من اینه که بهشون یه فرصت بدیم که کاری که کردند رو توضیح بدند

00:08:42.580 --> 00:08:46.580
داری میگی خودت میخوای شخصا دستگیرشون کنی؟

00:08:46.580 --> 00:08:48.420
باشه،ولی اگر نتونستی دستگیرشون کنی

00:08:48.420 --> 00:08:51.590
اونی که باید کاراشونو توضیح بده خودت هستی

00:08:51.590 --> 00:08:53.820
همراهشون برو

00:08:59.590 --> 00:09:01.930
بر اساس اطلاعات من

00:09:01.930 --> 00:09:05.130
امکانش هست که برادران الریک میخوان با

00:09:05.130 --> 00:09:07.940
یه عده که خودشونو هومونکولوس می نامند مبارزه کنند

00:09:07.940 --> 00:09:11.440
اونارو بگیر و برشون گردون

00:09:11.440 --> 00:09:14.600
اگر تونستی دستگیرشون کنی اجازه میدم که خودت درموردشون قضاوت کنی

00:09:18.210 --> 00:09:19.550
سرهنگ

00:09:19.550 --> 00:09:21.250
خودتون که شنیدید

00:09:21.250 --> 00:09:24.080
ازتمام اطلاعاتی که داریم باید جای برادران الریک رو پیدا کنیم

00:09:25.220 --> 00:09:27.890
واقعأ داریم میریم آل و اد دستگیر کنیم؟

00:09:27.890 --> 00:09:29.560
به ما اینو دستور دادند

00:09:29.560 --> 00:09:32.630
ولی این کار «زخمی» بوده

00:09:32.630 --> 00:09:34.560
همچنین آرچر هم توی این قضیه مقصر بوده

00:09:34.560 --> 00:09:37.230
نمیدونم چه اتفاقی افتاده ولی نمیتونه کار اون دو برادر باشه

00:09:37.230 --> 00:09:39.230
ولی اونا فرار کردند

00:09:39.230 --> 00:09:41.230
اگر بزاریم از دستمون فرار کنند ،سرهنگ تنبیه می شه

00:09:41.230 --> 00:09:44.910
اون گفت اگه کارها از کنترل خارج شد باید بکشیدشون

00:09:44.910 --> 00:09:47.240
میتونیم حرکت کنیم ،سرهنگ؟

00:09:47.240 --> 00:09:48.760
بله

00:10:36.890 --> 00:10:39.890
دوباره کل شبو اینجا بودی؟

00:10:39.890 --> 00:10:41.900
هاا؟

00:10:41.900 --> 00:10:47.230
.من فقط درک خوبی از حس گذر زمان ندارم

00:10:47.230 --> 00:10:50.240
چه مدت که تریشا مرده؟

00:10:50.240 --> 00:10:51.570
شش سالی میشه

00:10:51.570 --> 00:10:56.200
که اینطور،اون بچه ها حتما باید خیلی ناراحت شده باشن

00:10:57.910 --> 00:11:02.250
سارا راکبل؟ مگه تو سارا نیستی

00:11:02.250 --> 00:11:08.750
مگه بهت نگفتم ،من وینری ام سارا مادر من بوده

00:11:15.600 --> 00:11:19.600
...که اینطور،توی جنگ

00:11:19.600 --> 00:11:23.470
توی جنگ نمردند به قتل رسیدند

00:11:23.470 --> 00:11:25.940
حقیقت اینکه اونا به وسیله ی سرباز های خودی کشته شدند

00:11:25.940 --> 00:11:30.280
چون اونا هم سرباز های خودی و هم دشمن معالجه می کردند

00:11:30.280 --> 00:11:32.280
چه اندوهناک

00:11:32.280 --> 00:11:36.280
لطفا به این آسونی اون حرفو نزنید ،اون اتفاق اندوهناک نبود

00:11:36.280 --> 00:11:41.050
من مردی که پدر و مادرمو کشته میشناسم

00:11:41.050 --> 00:11:44.290
همینطور میدونم که اون مرد بدی نبوده

00:11:44.290 --> 00:11:47.960
به خاطر همین نمی دونم باید چه کار کنم

00:11:47.960 --> 00:11:49.990
...به خاطر همین

00:11:50.960 --> 00:11:54.300
به خاطر همین اندوهناکه

00:12:13.250 --> 00:12:17.550
وینری-سان،از گشنگی دارم میمیرم

00:12:19.260 --> 00:12:21.600
...ستوان رز

00:12:21.600 --> 00:12:24.600
و اینجانب براش

00:12:24.600 --> 00:12:26.600
شما اومدید دنبال ما مگه نه؟

00:12:26.600 --> 00:12:29.600
به خاطر اینکه ما چیزی رو دیدیم که نباید می دیدیم

00:12:29.600 --> 00:12:33.770
شما  واقعا اومدید دنبال ما

00:12:40.950 --> 00:12:42.350
شسکا

00:12:47.290 --> 00:12:48.960
...من نمیدونستم

00:12:48.960 --> 00:12:51.630
که اون بچه ها خونه دیگه ندارند

00:12:51.630 --> 00:12:55.960
منظورت چیه که اون دو نفر تحت تعقیب ارتش اند؟

00:12:55.960 --> 00:12:59.300
ما یه تماس فوری از شرق دریافت کردیم

00:12:59.300 --> 00:13:00.800
...به دستور رییس

00:13:00.800 --> 00:13:04.000
کیمیاگر تمام فلزی و برادرش باید دستگیر بشند

00:13:04.000 --> 00:13:08.310
ما متعقیدیم که اونا با قیام  شهر لیور یه جورایی مرتبط اند

00:13:08.310 --> 00:13:11.240
اون دوتا چه غلطی میکنند؟

00:13:11.240 --> 00:13:14.580
یه نفر که توی ارتباطات میشناسمش اینارو بهم گفت

00:13:14.580 --> 00:13:18.920
از الان  گروه تحقیقات زیر نظر جنرال هاکورو اداره میشه

00:13:18.920 --> 00:13:21.920
اونا باید تا الان این قضیه رو به ادارات پلیس خبر داده باشند

00:13:21.920 --> 00:13:23.590
ولی ستوان گفت

00:13:23.590 --> 00:13:27.590
می خواد بره مرخصی،ولی من فکر کنم میخواست با من قرار بزاره

00:13:27.590 --> 00:13:30.600
تو خوشت نمیاد از هوا به این خوبی لذت ببری؟

00:13:30.600 --> 00:13:33.930
چطور میتونی این همه راه رو بیای به اون آدما های فراری (آل و اد)این اطلاعاتو بدی

00:13:33.930 --> 00:13:38.610
چی گفتی؟حتی اگر این دستور رییس باشه من نمیتونم چنین چیزی رو باور کنم

00:13:38.610 --> 00:13:40.610
چطور میتونند اون دوتا شورشی باشند

00:13:40.610 --> 00:13:41.940
نه منظورم این نبود

00:13:41.940 --> 00:13:45.610
ما نیمدونیم که اونا میخوان به اینجا برگردند یا نه

00:13:45.610 --> 00:13:46.950
نه

00:13:46.950 --> 00:13:48.880
اونا برمیگردند

00:13:48.880 --> 00:13:53.290
حتی اگر خونه هم نداشته باشند،اینجا هنوز خونشونه

00:13:53.290 --> 00:13:55.960
بعلاوه تو هم اینجایی

00:13:55.960 --> 00:13:59.550
خیلی وقت پیش ها اینجا خط راه آهن نداشت

00:14:01.290 --> 00:14:06.130
حتی یه جاده هم نداشت که بشه باهاش به شرق رفت

00:14:06.970 --> 00:14:10.640
همگی باید از اون کوه بالا میرفنتد واز دره رد میشدند

00:14:10.640 --> 00:14:12.570
.تا بالاخره به شرق برسند

00:14:12.570 --> 00:14:16.580
یعنی قبلا از این دره زیاد استفاده میکردیم

00:14:16.580 --> 00:14:19.910
فهمیدم ،آل و اد حتما  میخوان از اونجا بیان

00:14:19.910 --> 00:14:21.250
ممنون,عمو جان

00:14:21.250 --> 00:14:22.250
عمو؟

00:14:22.250 --> 00:14:25.590
<i>بیا بریم شسکا
رز سان و براش شما همیجا منتظر باشید!</i>

00:14:25.590 --> 00:14:28.590
اگر گروه تحقیق اومدند اینجا ما معطلشون میکنیم

00:14:28.590 --> 00:14:29.990
ممنون

00:14:31.930 --> 00:14:37.330
اون گفت اینجا راه آهنی وجود نداشته ؟
این مربوط میشه به صد سال قبل

00:14:46.940 --> 00:14:48.840
آل قایم شو

00:14:52.280 --> 00:14:53.950
داداش؟

00:14:53.950 --> 00:14:55.920
بیخیال فقط قایم شو

00:14:59.620 --> 00:15:03.620
خوب که چی؟ یعنی اون داره فقط به خاطر ترفیع این کار هارو میکنه

00:15:03.620 --> 00:15:05.630
من که نگفتم این تنها  دلیلشه

00:15:05.630 --> 00:15:06.960
مگه اون(رییس) اینو نگفت؟

00:15:06.960 --> 00:15:09.300
اگر برادران الریک فرار کنند

00:15:09.300 --> 00:15:12.570
سرهنگ باید مسئوليت تمام اتفاقاتی که توی شهر لیور افتادو به عهده بگیره

00:15:12.570 --> 00:15:17.230
سرهنگ؟پس در اینصورت کاری از دست ما بر نمیاید

00:15:22.580 --> 00:15:24.910
سلام ادوارد

00:15:24.910 --> 00:15:26.910
همونجور که سرهنگ پیش بینی کرد

00:15:26.910 --> 00:15:30.510
تو از میانبر قدیمیت برای رسیدن به شهر استفاده کردی

00:15:33.250 --> 00:15:35.260
خوب، حالامیتونیم بریم؟

00:15:35.260 --> 00:15:36.590
برو اونور

00:15:36.590 --> 00:15:38.260
<i>اد</i>

00:15:38.260 --> 00:15:41.690
من دیگه هیچوقت به ارتش برنمی گردم

00:15:43.600 --> 00:15:48.600
زود باش شلیک کن،ببینم میتونی به اوتو-میل من شلیک کنی یا  نه

00:15:48.600 --> 00:15:50.270
<i>ادوارد ،آخه چرا؟</i>

00:15:50.270 --> 00:15:51.940
زود باش شلیک کن

00:15:51.940 --> 00:15:53.600
دست نگه دار

00:16:01.280 --> 00:16:03.310
<i>هاووک سان</i>

00:16:05.950 --> 00:16:09.620
ما برنمی گردیم

00:16:09.620 --> 00:16:11.890
آل،بریم

00:16:11.890 --> 00:16:13.450
متاسفم

00:16:15.560 --> 00:16:17.690
زودتر بیا

00:16:22.240 --> 00:16:23.900
ادوارد کون

00:16:23.900 --> 00:16:26.010
اگر چیزی میخوای بگی ما گوش میکنیم

00:16:26.010 --> 00:16:27.910
ما دشمنت نیستیم

00:16:27.910 --> 00:16:32.250
تا تحقیقات رسمی بشه تو میتونی بی گناهی تو ثابت کنی

00:16:32.250 --> 00:16:34.980
فعلا حالت خوبه

00:16:35.920 --> 00:16:39.920
اون دونفر واقعا میخوان دشمن ما بنشد؟

00:16:39.920 --> 00:16:42.590
وقتی بگیریمشون میفهمیم

00:16:42.590 --> 00:16:45.260
شما ها دیگه دفعه بعد ،مردد  نشید

00:16:45.260 --> 00:16:50.220
سرهنگ، میتونی یه چیزی از جیبم در بیاری؟

00:16:54.930 --> 00:16:57.270
من اینو توقیف میکنم

00:16:57.270 --> 00:17:00.610
اونا نمیتونند زیاد دور شده باشند

00:17:00.610 --> 00:17:04.940
چون آلفونس نمیتونه توی آب بره

00:17:04.940 --> 00:17:07.740
بخاطر اون مهرخونی

00:17:21.560 --> 00:17:23.390
این نگه دارید

00:17:37.240 --> 00:17:40.910
کی درمورد برادران الریک به شما گفته؟

00:17:40.910 --> 00:17:42.920
هیچکس

00:17:42.920 --> 00:17:46.920
واقعا فکر میکنید اون دوتا خیانتکار باشند

00:17:46.920 --> 00:17:50.250
وقتی دستگیرشون کردیم ازشون بازجویی میکنیم می فهمیم

00:17:52.930 --> 00:17:57.600
تو همونی نبودی که آل و اد متقاعد کرد به ارتش بپیوندند

00:17:57.600 --> 00:17:59.070
بی فایدست

00:17:59.070 --> 00:18:01.940
این مرد نمی خواد بدونه چه اتفاق هایی داره توی ارتش می افته

00:18:01.940 --> 00:18:07.130
جوابمو بده مگه این مثل اون اتفاقی نیست که تو پدر و مادرمو کشتی؟

00:18:20.550 --> 00:18:21.550
داداش؟

00:18:21.550 --> 00:18:25.620
از روى بى احتياطى به من دست نزن ،معلوم نیست چه اتفاقی می افته

00:18:48.920 --> 00:18:51.920
چرا دارین فرار میکنید؟

00:18:51.920 --> 00:18:53.920
اد!آل

00:18:53.920 --> 00:18:56.260
!وینری

00:18:56.260 --> 00:19:01.930
تو می خوای ما رو دستگیر کنی مگه نه؟
سگ ها هم وقتی می خوای بگیریشون فرار می کنند

00:19:01.930 --> 00:19:05.600
یه سگ تربیت شده هیچ وقت بر خلاف دستورات استادش عمل نکینه

00:19:05.600 --> 00:19:06.930
استاد؟

00:19:06.930 --> 00:19:10.870
اگر نه ،پس چرا یه دفعه یه سگ فراری شدی؟

00:19:10.870 --> 00:19:14.210
آرو باش ادوارد-کون،مگه تو همونی نیستی که قبول کردی سگ ارتش بشی

00:19:14.210 --> 00:19:16.180
تا به هدف هات برسی

00:19:16.180 --> 00:19:18.110
مگه خودت اینو نگفتی؟

00:19:20.880 --> 00:19:23.880
من دیگه سگ ارتش نیستم

00:19:23.880 --> 00:19:26.390
یعنی داری میشی همون بچه بیچاره ای که بودی

00:19:26.390 --> 00:19:27.550
اره

00:19:27.550 --> 00:19:30.250
هرچی میخوای اسمشو بزار

00:19:36.230 --> 00:19:37.900
دیگه خیس شدی سرهنگ

00:19:37.900 --> 00:19:39.230
آل

00:19:39.230 --> 00:19:39.900
سرگرد

00:19:39.900 --> 00:19:41.630
قربان

00:19:58.250 --> 00:20:00.250
آل

00:20:00.250 --> 00:20:04.260
من میتونم با کیمیاگریم گلوله سنگی درست کنم

00:20:04.260 --> 00:20:07.960
منم با هوای فشرده اونا رو آتیش مزنم

00:20:07.960 --> 00:20:09.930
یک حمله ی موثر مگه نه؟

00:20:09.930 --> 00:20:13.800
...پس قتل عام ایشیبال کار تو بوده با همین دستات

00:20:28.550 --> 00:20:30.570
...داداش

00:20:46.900 --> 00:20:48.990
دست نگه دارید

00:20:55.240 --> 00:20:57.910
لطفا ..دست نگه دارید

00:20:57.910 --> 00:21:01.250
...وینری

00:21:01.250 --> 00:21:05.650
خیلی وقت پیش من دو نفر کشتم

00:21:06.920 --> 00:21:09.920
اون دونفر دکتر بودند

00:21:09.920 --> 00:21:12.590
اونا بیمار ها رو درمان میکردند فرقی نداشت دوست باشند یا دشمن

00:21:12.590 --> 00:21:15.930
این چیزی که خودشون می گفتند

00:21:15.930 --> 00:21:20.600
بعضی از بیمار ها که اونا نجاتشون دادند دشمن ما شدند

00:21:20.600 --> 00:21:23.540
ارتش از اونا خواست که از کارشون دست نگه دارند

00:21:23.540 --> 00:21:25.940
ولی اون دونفر گوش نمی کردند

00:21:25.940 --> 00:21:31.100
بعدش به من دستور دادند...اونارو بکشم

00:21:34.280 --> 00:21:38.950
...از اون موقع قسم خوردم که

00:21:38.950 --> 00:21:42.290
اگر به من دستور دادند
به هیچ دستور نامعقولانه ای گوش ندم

00:21:42.290 --> 00:21:45.450
به خاطر همین من خودمو توی موقیعتی قرار دادم که مجبور نباشم از دستورات پیروی کنم

00:21:47.290 --> 00:21:50.960
دلیلی که من دنبالت بودم این نبود که به دستورات عمل کنم

00:21:50.960 --> 00:21:54.630
به خاطر اینکه شماها منو عصبانی کردید

00:21:54.630 --> 00:21:58.830
چرا بدون اینکه از من کمک بخواین فرار کردین؟

00:21:59.000 --> 00:22:15.000
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.