﻿WEBVTT

00:00:11.112 --> 00:00:14.146
‫جمجمهٔ ما از مغزمون
‫محافظت می‌کنه.

00:00:14.470 --> 00:00:17.070
"Running Man" ترانهٔ ♫
♫ "Ollie Gabriel" از

00:00:17.236 --> 00:00:19.129
‫جریان چیه؟

00:00:19.163 --> 00:00:21.888
‫سلام. منم.
‫یه تومور بزرگ می‌خوای؟

00:00:21.923 --> 00:00:23.624
‫چرا باید همچین
‫چیزی رو بخوام؟

00:00:23.658 --> 00:00:26.159
‫این همونه که روی دیوار
‫اتاقم بود و درک کشیده بودش.

00:00:26.194 --> 00:00:28.228
‫گفتم شاید دوستش داشته باشی.
‫اینجا توی راهروئه.

00:00:28.263 --> 00:00:31.198
‫قفسهٔ سینه از
‫قلب‌مون محافظت می‌کنه.

00:00:34.836 --> 00:00:38.305
‫بدن طوری ساخته شده که از
‫آسیب‌پذیر‌ترین اعضامون محافظت کنه.

00:00:38.339 --> 00:00:39.740
‫داره تمیزکاری می‌کنه؟

00:00:39.774 --> 00:00:41.742
‫ساعت سه و نیم؟

00:00:41.776 --> 00:00:44.944
‫لااقل انتظار می‌ره اینطور عمل کنه.

00:00:48.283 --> 00:00:49.916
‫«جوزفین ویلسون»،

00:00:49.951 --> 00:00:51.257
‫قدرتمند در اورتوپدی
‫و پلاستیک.

00:00:51.291 --> 00:00:52.903
‫راستش برای ریاست بخش
‫اعصاب هم بد نیست.

00:00:52.937 --> 00:00:54.492
‫نتایجی که بدست آورده
‫خیلی عالی بوده.

00:00:54.513 --> 00:00:56.481
‫درسته. اون واقعاً ایستادگی کرده.

00:00:56.515 --> 00:00:57.615
‫سال سختی رو از لحاظ
‫شخصی داشته.
‫امکان نداشت چیزی
‫از این موضوع بدونم.

00:00:58.851 --> 00:00:59.951
‫«استفانی ادواردز».

00:00:59.985 --> 00:01:03.121
‫اون علاقه و استعداد روشنی
‫برای جراحی اعصاب نشون داده.

00:01:03.155 --> 00:01:05.657
‫اون هر چیزی بخواد بهش می‌دن.
‫اون یک فوق ستاره‌ست.

00:01:05.691 --> 00:01:06.825
‫خیلی خودانگیخته‌ست.

00:01:06.859 --> 00:01:08.626
‫بله. اون باعث
‫افتخار ما خواهد شد.

00:01:08.661 --> 00:01:11.563
‫داره خوش می‌گذره. درست مثل
‫تقسیم شاگردها با کلاه جادوگری.
‫(اشاره به داستان‌های جادوگری.)

00:01:11.597 --> 00:01:13.198
‫آره.

00:01:13.232 --> 00:01:14.332
‫«بنجامین وارن».

00:01:19.105 --> 00:01:20.687
‫چیزی که می‌خوای بگی رو بگو.

00:01:20.721 --> 00:01:23.908
‫وارن یه آدم همه فن حریفه.
‫هر جا که بذاریدش خوب کار می‌کنه.

00:01:23.943 --> 00:01:25.110
‫درسته.

00:01:27.446 --> 00:01:29.881
‫اون تمایل داره محتاطانه کار کنه.

00:01:29.915 --> 00:01:32.584
‫اون دنبال پرونده‌ها و
‫و تشخیص‌های ساده می‌ره.

00:01:32.618 --> 00:01:34.085
‫خودش رو عقب می‌کشه.
‫بدون هیچ ریسکی.

00:01:34.120 --> 00:01:37.325
‫بن وارن؟
‫آیا پرونده‌اش رو دیدی؟

00:01:37.359 --> 00:01:39.090
‫اون رفتارهای خیلی
‫پرخطری داشته.

00:01:39.125 --> 00:01:41.059
‫خودم مجبور شدم توبیخش کنم.

00:01:41.093 --> 00:01:42.327
‫البته که پرونده‌اش رو خوندم.

00:01:42.361 --> 00:01:43.998
‫بعد از اشتباهی مثل
‫اونچه که وارن مرتکب

00:01:44.023 --> 00:01:45.396
‫شد رزیدنت‌ها دو
‫جور رفتار می‌کنن.

00:01:45.431 --> 00:01:47.999
‫یا هوشمندانه‌تر عمل می‌کنند
‫یا بیشتر احتیاط می‌شن.

00:01:48.033 --> 00:01:49.400
‫وارن محتاط‌تر شد.

00:01:49.435 --> 00:01:51.503
‫اون ممکنه خودش از این
‫موضوع خبر نداشته باشه.

00:01:51.537 --> 00:01:54.372
‫بگذریم...
‫«مارتین کارور».

00:01:55.975 --> 00:01:57.408
‫تو با ویلسون زیاد صحبت می‌کنی؟
‫به طور روزانه. چطور؟

00:01:58.477 --> 00:02:02.413
‫به نظرت اون و کرو
‫پیش همدیگه برگشتن؟

00:02:02.448 --> 00:02:03.982
‫نمی‌دونم.

00:02:05.951 --> 00:02:07.352
‫مهم نیست.
‫فراموش کن پرسیدم.
‫تو ازش خوشت میاد.

00:02:08.587 --> 00:02:10.121
‫نه. باهات در این مورد
‫حرف نمی‌زنم.

00:02:10.155 --> 00:02:12.524
‫نه. وایستا. وایستا.
‫تو مرد خوبی هستی.

00:02:12.558 --> 00:02:14.792
‫به صلاحته که
‫این موضوع رو فراموش کنی.

00:02:14.827 --> 00:02:16.394
‫تو حرکت مهمی
‫از خودت نشون دادی

00:02:16.428 --> 00:02:18.897
‫ولی اون هنوز چیزی
‫بهت نگفته. مگه نه؟

00:02:19.514 --> 00:02:22.600
‫بنابراین در حق
‫خودت لطف کن.

00:02:22.635 --> 00:02:23.735
‫تمام حرف من اینه.
‫بفرما. از دوست به دوست.

00:02:25.104 --> 00:02:27.671
‫خیلی خب. بیا بریم
‫مردم رو درمان کنیم.

00:02:28.641 --> 00:02:30.608
‫سلام. یکی من رو پیج کرد.

00:02:30.643 --> 00:02:33.311
‫من بودم. نیاز به
‫کمکت دارم. خیلی فوری.

00:02:33.345 --> 00:02:34.913
‫- عالیه. کجا باید بریم؟
‫- خونهٔ من یا خونهٔ تو.

00:02:34.947 --> 00:02:36.648
‫امشب. درست وقتی
‫کارمون تموم شد.

00:02:36.682 --> 00:02:40.051
‫برام مهم نیست اگر برنامهٔ دیگه‌ای
‫داری. همه‌شون کنسل هستن.

00:02:40.085 --> 00:02:41.386
‫من برنامه‌های خودم رو دارم.

00:02:41.420 --> 00:02:43.755
‫پس تو برای یه شام رمانتیک
‫من رو پیج کردی.

00:02:43.789 --> 00:02:46.591
‫یعنی، البته.
‫می‌تونیم شام هم بخوریم.

00:02:46.625 --> 00:02:47.959
‫برنامهٔ من بیشتر...

00:02:47.993 --> 00:02:49.928
‫از نوع برهنه هستش.

00:02:49.962 --> 00:02:51.496
‫خیلی خب.

00:02:51.530 --> 00:02:52.897
‫محض شفاف‌سازی،
‫منظورم سکس هستش.

00:02:52.932 --> 00:02:54.832
‫آره. نه. نه.
‫فهمیدم.

00:02:54.867 --> 00:02:56.634
‫اما تو دودل هستی.

00:02:56.669 --> 00:02:58.836
‫من زیادی محکم جلو اومدم؟
‫یا تو هنوز آماده نیستی؟

00:02:58.871 --> 00:03:00.338
‫حسابی معذب شدی.

00:03:02.441 --> 00:03:04.742
‫سلام.
‫تو با کسی هستی؟

00:03:06.645 --> 00:03:07.679
‫اسمت چیه؟
‫«لیام».

00:03:08.948 --> 00:03:10.381
‫سلام لیام. آیا درد داری؟

00:03:11.717 --> 00:03:13.918
‫آیا مریضی؟
‫حس بدی داری؟

00:03:15.621 --> 00:03:18.022
‫خیلی خب. پدر و مادرت کجان؟

00:03:18.057 --> 00:03:20.190
‫من پدر و مادر ندارم.

00:03:22.461 --> 00:03:24.963
‫- اینجا کی رو داریم دلوکا؟
‫- ایشون «هالی هارنر» هستن.

00:03:24.997 --> 00:03:28.132
‫از درد ژنرالیزه سینه و شکم
‫در اثر سقوط شکایت دارن.

00:03:28.167 --> 00:03:30.468
‫در ضمن یک شکستگی
‫آشکار ساعد هم داره.

00:03:30.502 --> 00:03:32.203
‫فقط منتظر عکس‌های
‫رادیوگرافی هستیم که برسن.

00:03:32.238 --> 00:03:33.671
‫- سلام هالی. من دکتر کپنر هستم.
‫- سلام.
‫می‌تونی بهم بگی
‫چطور سقوط کردی؟

00:03:35.174 --> 00:03:38.276
‫من داشتم بهترین سکس
‫زندگیم رو تجربه می‌کردم.

00:03:38.310 --> 00:03:40.211
‫نه، سومین سکس عالی.

00:03:40.246 --> 00:03:42.680
‫با این حساب من از دیدن
‫بهترین متنفرم.

00:03:42.715 --> 00:03:44.949
‫نه، نه. بعدش مجبور شدم
‫برم دستشویی.

00:03:44.984 --> 00:03:47.685
‫همه جا تاریک بود و من سعی
‫داشتم دستشویی رو پیدا کنم.

00:03:47.720 --> 00:03:50.622
‫اما بجاش در ورودی خونه رو پیدا کردم و
‫مستقیم رفتم بیرون توی راه‌پله‌ها و...

00:03:50.656 --> 00:03:52.324
‫- اوه نه.
‫- آره، از دو ردیف پله.

00:03:52.358 --> 00:03:53.958
‫در حالیکه اون راحت خوابیده بود.

00:03:53.993 --> 00:03:55.727
‫همسایه‌اش من رو پیدا کردم.

00:03:55.761 --> 00:03:57.028
‫- آیا درد داره؟
‫- آره.

00:03:57.062 --> 00:03:58.663
‫اون یارو که باهاش بودی چی؟

00:03:58.697 --> 00:04:00.732
‫از اون موارد یک شبه بود.

00:04:00.766 --> 00:04:03.001
‫حتماً فکر می‌کنه من نصفه
‫شب خودم جیم شدم.

00:04:03.035 --> 00:04:04.402
‫که اشکالی هم نداره.

00:04:04.436 --> 00:04:06.237
‫راستش خوب هم هست.

00:04:07.606 --> 00:04:09.207
‫خدای من.

00:04:09.241 --> 00:04:10.408
‫چیه؟ چی شده؟

00:04:10.442 --> 00:04:12.143
‫شلوارم کف اتاقشه.

00:04:12.177 --> 00:04:14.312
‫خودش باید اون رو یکاریش بکنه.

00:04:14.346 --> 00:04:15.513
‫متأسفم هالی

00:04:15.547 --> 00:04:17.315
‫اما به نظر میاد بازوت
‫از دو قسمت شکسته.

00:04:17.349 --> 00:04:18.449
‫ای بابا!

00:04:18.484 --> 00:04:21.886
‫و توی قسمت بالا و چپ
‫شکم مایع آزاد وجود داره.

00:04:21.920 --> 00:04:24.155
‫لازمه برای پن اسکن
‫ببریمش بالا.

00:04:24.189 --> 00:04:26.957
‫- و جراح عمومی رو پیج کن.
‫- باشه.

00:04:27.593 --> 00:04:29.560
‫اون مجرده؟

00:04:38.404 --> 00:04:40.338
‫هی مگی.

00:04:40.372 --> 00:04:42.224
‫- سلام.
‫- سلام.

00:04:43.309 --> 00:04:44.609
‫امشب خونه هستی؟

00:04:44.643 --> 00:04:46.978
‫آره احتمالاً.
‫می‌خوایم چکار کنیم؟

00:04:48.314 --> 00:04:50.848
‫توی این فکر بودم که
‫ناتان رو امشب بیارم اونجا

00:04:50.882 --> 00:04:53.217
‫اما نمی‌خوام شرایط
‫معذب‌کننده یا ناجور باشه...

00:04:53.252 --> 00:04:54.452
‫اونجا خونهٔ خودته.

00:04:54.486 --> 00:04:56.053
‫بایستی بتونی هر کسی رو
‫که دلت می‌خواد بیاری.

00:04:56.088 --> 00:04:57.121
‫اما خونهٔ تو هم هست.

00:04:57.156 --> 00:04:59.891
‫داری می‌گی اگر من اونجا باشم
‫نمی‌خوای اون رو بیاری؟

00:04:59.925 --> 00:05:01.459
‫نه، اصلاً چنین حرفی نزدم.

00:05:01.493 --> 00:05:02.727
‫هیچ اشکالی نداره.

00:05:03.829 --> 00:05:04.862
‫اسکن‌های هالی آماده شده؟
‫- نه هنوز.
‫- باشه.

00:05:06.131 --> 00:05:08.347
‫یکم معذب‌کننده‌ست
‫اما اشکالی نداره.

00:05:08.382 --> 00:05:10.101
‫خیلی خب. فراموشش کن.
‫هر چیزی گفتم رو فراموش کن.

00:05:10.135 --> 00:05:11.135
‫- باشه. حتماً.
‫- خیلی خب.

00:05:11.170 --> 00:05:12.770
‫- خیلی خب.
‫- باشه.

00:05:13.772 --> 00:05:15.139
‫الو؟

00:05:15.174 --> 00:05:18.109
‫سلام هالی، اونجا در چه حالی؟

00:05:18.143 --> 00:05:20.659
‫راستش همین الان
‫یادم اومد که شاید

00:05:20.684 --> 00:05:23.448
‫موقع انجام اسکن چیز
‫عجیب و غریبی ببینید

00:05:23.482 --> 00:05:25.149
‫و من نمی‌خوام بترسید.

00:05:25.184 --> 00:05:26.617
‫‫نگران این نباش.

00:05:26.652 --> 00:05:28.453
‫ما همه‌جور چیزها رو دیدیم هالی.
‫بهم اعتماد کن.

00:05:28.487 --> 00:05:31.723
‫من یه تومور قلب بزرگ و
‫غیرقابل جراحی دارم.

00:05:31.757 --> 00:05:32.657
‫خدایا!

00:05:32.691 --> 00:05:34.859
‫می‌تونید راحت نادیده بگیریدش.

00:05:34.893 --> 00:05:37.127
‫ این فقط یه چیزیه که دارمش.

00:05:40.332 --> 00:05:49.832
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:05:50.456 --> 00:05:54.006
‫آیا یه درد تیز هستش مثل اینکه
‫کسی داره بهت چاقو می‌زنه

00:05:54.043 --> 00:05:58.079
‫یا یه درد ضربان‌داره مثل یه توپی که
‫دائم به سرت می‌خوره و برمی‌گرده؟

00:05:58.114 --> 00:05:59.881
‫فقط درد می‌کنه.

00:05:59.916 --> 00:06:02.017
‫گاهی اوقات حس می‌کنم
‫دارم دور خودم می‌چرخم.

00:06:02.051 --> 00:06:03.751
‫مثل وقتی سرگیجه داری؟

00:06:03.992 --> 00:06:07.088
‫درد ثابت. سرگیجه‌های گاه و بی‌گاه.
‫می‌تونه علت وستیبولار داشته باشه.

00:06:07.123 --> 00:06:08.723
‫می‌تونی بهمون بگی چه کسی
‫ازت مراقبت می‌کنه؟

00:06:08.758 --> 00:06:09.991
‫«شارلوت».
‫تو و شارلوت کجا
‫زندگی‌ می‌کنید؟

00:06:11.460 --> 00:06:12.394
‫توی یک مزرعه.

00:06:12.428 --> 00:06:15.897
‫عجب. این خیلی جالبه.
‫حیوون هم دارید؟

00:06:15.932 --> 00:06:19.334
‫یک موش... و یک غاز،
‫یک گوسفند...

00:06:19.368 --> 00:06:21.202
‫شرط می‌بندم خوک هم دارید.

00:06:21.237 --> 00:06:24.072
‫خیلی خب. یک دقیقه
‫همین جا بمون. باشه؟

00:06:26.159 --> 00:06:27.927
‫خیلی خب. یه مسئلهٔ
‫نورولوژیک در جریانه.

00:06:27.961 --> 00:06:29.161
‫لازمه ازش سی‌تی سر بگیریم.

00:06:29.196 --> 00:06:30.663
‫نمی‌تونیم.
‫بدون رضایت‌نامه نه.

00:06:30.697 --> 00:06:32.298
‫پس چطور پدر و مادر «ویلبر» رو پیدا کنیم؟
‫(شخصیت بچه خوک در داستان
‫«تار شارلوت».)

00:06:32.332 --> 00:06:34.934
‫برای گم‌شدن بچه
‫با پلیس تماس گرفتیم.

00:06:34.968 --> 00:06:36.469
‫نباید زیاد طول بکشه.

00:06:36.503 --> 00:06:38.670
‫اون بچه لباس‌های تمیزی داره.
‫به نظر خوب بهش رسیدگی می‌شه.

00:06:38.705 --> 00:06:41.073
‫- کتاب هم می‌خونه.
‫- یا کسی براش کتاب می‌خونه.

00:06:41.107 --> 00:06:43.074
‫اون... اون داره تشنج می‌کنه.

00:06:43.376 --> 00:06:44.777
‫لیام. لیام.
‫یکی یه چیزی
‫برای سرش بیاره!

00:06:46.146 --> 00:06:47.012
‫دو واحد لوارزپام!
‫و یک دوز اولیهٔ کپرا هم بیار!

00:06:48.515 --> 00:06:49.982
‫همین الان.

00:06:52.185 --> 00:06:55.354
‫تو مقداری خونریزی در اثر
‫پارگی طحال داری.

00:06:55.388 --> 00:06:58.791
‫ما ‌می‌خوایم کاری انجام بدیم که
‫بهش می‌گن آمبولیزاسیون شریان طحالی.

00:06:58.825 --> 00:07:00.659
‫تا بتونیم بدون جراحی
‫ترمیمش کنیم.

00:07:00.694 --> 00:07:03.162
‫باشه. من هستم. جراحی فقط
‫کمی سرعتم رو کم می‌کنه.

00:07:03.196 --> 00:07:05.130
‫اما در مورد تومورت...

00:07:05.165 --> 00:07:07.700
‫آره. سارکوم دهلیز چپ.
‫قابل جراحی نیست.

00:07:07.734 --> 00:07:10.269
‫من کمتر از یکسال زمان دارم.
‫اشکالی نداره.

00:07:10.303 --> 00:07:13.138
‫«غیرقابل جراحی» برای جراح‌های
‫مختلف، معنای مختلفی داره.

00:07:13.172 --> 00:07:15.774
‫من شش تا جراح رو دیدم.
‫بنابراین مراحلش رو می‌دونم.

00:07:15.809 --> 00:07:17.109
‫شماها در مرحلهٔ اول هستید.

00:07:17.143 --> 00:07:18.677
‫تومور رو می‌بینید و
‫چشم‌هاتون برق می‌زنه

00:07:18.712 --> 00:07:20.279
‫و فکر می‌کنید تنها شما
‫می‌تونید کنترلش کنید.

00:07:20.313 --> 00:07:22.314
‫مرحلهٔ دو... طرح‌ریزی می‌کنید

00:07:22.349 --> 00:07:25.318
‫اون هم طرحی متفاوت از اونچه قبلی‌ها
‫بهش رسیدن و ازم رضایت‌نامه می‌گیرید.

00:07:25.652 --> 00:07:27.887
‫مرحلهٔ ۳... متوجه می‌شید
‫که جواب نمی‌ده.

00:07:27.921 --> 00:07:30.723
‫حس غریبی پیدا می‌کنید
‫و خیلی ناراحت می‌شید

00:07:30.757 --> 00:07:32.825
‫حس می‌کنید که من رو
‫ناامید کردید. بعد این رو

00:07:32.859 --> 00:07:35.794
‫بعهدهٔ من می‌ذارید که متقاعدتون کنم
‫مشکلی ندارم تا حس بهتری پیدا کنید.

00:07:35.829 --> 00:07:36.895
‫می‌شه از این‌ها بگذریم؟

00:07:36.930 --> 00:07:39.632
‫می‌دونم پیچیده‌ست
‫اما واقعاً فکر می‌کنم...

00:07:39.666 --> 00:07:41.967
‫چه مدت باید استراحت کنم
‫تا زمانی که طحالم خوب بشه؟

00:07:42.002 --> 00:07:44.803
‫چقدر طول می‌کشه تا
‫دوباره برگردم روی زین و بتازم؟

00:07:44.838 --> 00:07:46.405
‫بستگی به نوع زین داره.

00:07:46.439 --> 00:07:48.908
‫من دوست دارم با هر تعداد
‫مرد که ممکنه سکس کنم

00:07:48.942 --> 00:07:51.143
‫تا اینکه دیگه تومورم
‫بهم این اجازه رو نده.

00:07:51.869 --> 00:07:52.911
‫چه اهدافی!
‫- تأثیرگذار بود.
‫- چه خوب.

00:07:54.147 --> 00:07:56.549
‫این سقوط یه خلل کوچولو توی
‫برنامه‌هام درست کرد.

00:07:56.583 --> 00:07:59.184
‫البته نه به یه شکل خوب.

00:07:59.219 --> 00:08:03.923
‫با فرض اینکه طحالت بدون
‫هیچ عارضه‌ای خوب بشه

00:08:03.957 --> 00:08:06.482
‫بایستی ظرف چند روز
‫یا شاید یک هفته

00:08:06.507 --> 00:08:08.928
‫بتونی به زندگی عادیت برگردی.

00:08:08.962 --> 00:08:12.773
‫خیلی خب. آیا امکانش
‫هست کوتاه‌ترش کنیم؟

00:08:13.633 --> 00:08:15.568
‫جداشدگی جزئی پوست،
‫شکستگی استخوان،

00:08:15.602 --> 00:08:17.269
‫آسیب بافتی و عصبی شدید.

00:08:17.304 --> 00:08:18.771
‫اینجا چی داریم؟

00:08:18.805 --> 00:08:20.906
‫- اوه!
‫- آره.

00:08:20.941 --> 00:08:23.909
‫یک بیمار ۲۷ ساله دستش
‫لای یک درب چرخان گیر کرده.

00:08:23.944 --> 00:08:25.744
‫جور در میاد.

00:08:25.779 --> 00:08:26.912
‫نقشهٔ بازی چیه؟
‫از اونجا که امتیاز MESS اون
‫برابر ۷ هستش

00:08:28.315 --> 00:08:29.782
‫ما درست در
‫ناحیهٔ خاکستری هستیم.
‫(کنایه از عدم قطعیت کامل در تصمیم‌گیری.)

00:08:29.816 --> 00:08:32.250
‫بین نجات دست یا
‫قطع کردنش. بنابراین...

00:08:32.285 --> 00:08:34.420
‫راستش دوست دارم نظر
‫وارن رو بشنوم.

00:08:34.454 --> 00:08:35.855
‫فکر خوبیه.

00:08:36.590 --> 00:08:39.058
‫خب... جراحی بازسازی که
‫از گزینه‌ها خارج هستش.

00:08:39.093 --> 00:08:41.094
‫منظورم اینه که اگر اون
‫مسیر رو بریم فقط...

00:08:41.128 --> 00:08:42.829
‫احتمال زیادی وجود داره
‫نتیجه نگیریم

00:08:42.863 --> 00:08:44.930
‫و شش ماه دیگه دوباره
‫به همین نقطه برمی‌گردیم

00:08:44.965 --> 00:08:47.299
‫- و یک دست معلول رو قطع می‌کنیم.
‫- درسته.

00:08:47.334 --> 00:08:49.367
‫قطع کردن دست آسون‌تره.

00:08:49.803 --> 00:08:52.771
‫اما بعضی بیمارها از لحاظ ذهنی
‫نمی‌تونن این رو هضم کنن.

00:08:52.806 --> 00:08:54.540
‫پس خردمندانه انتخاب کن.

00:08:54.574 --> 00:08:56.225
‫چون امتیاز MESS در
‫مقدار مرزی هستش

00:08:56.250 --> 00:08:57.876
‫باید دنبال اندیکاتورهای
‫دیگه باشیم.

00:08:57.911 --> 00:09:01.480
‫LSI و PSI می‌تونن بهمون
‫تصویر روشن‌تری از ایسکمی،

00:09:01.514 --> 00:09:04.917
‫آسیب استخوانی-ماهیچه‌ای
‫و گسترهٔ آسیب عروقی بدن.

00:09:04.951 --> 00:09:06.785
‫وارن، قرار نیست مقالهٔ
‫پژوهشی بنویسی.

00:09:06.820 --> 00:09:09.254
‫داری بیماری رو که الان زیر دریپ
‫مورفین هستش درمان می‌کنی.

00:09:09.288 --> 00:09:10.355
‫یک تصمیم بگیر.

00:09:11.489 --> 00:09:14.292
‫با توجه به این اعداد و ارقام
‫من می‌گم دست رو قطع کنیم.

00:09:15.028 --> 00:09:17.629
‫این هم یک عدد دیگه
‫برای تو وارن: «۲۷».

00:09:17.663 --> 00:09:20.466
‫یک آدم ۲۷ ساله می‌خواد
‫دستش رو داشته باشه.

00:09:20.500 --> 00:09:22.468
‫ما یک فلاپ چرخان انجام می‌دیم

00:09:22.502 --> 00:09:25.070
‫همراه با بید آنتی‌بیوتیک و سعی
‫می‌کنیم دست این مرد رو نجات بدیم.

00:09:25.105 --> 00:09:27.106
‫درسته. البته.

00:09:27.140 --> 00:09:29.220
‫یک اتاق عمل رزرو
‫کن و تعدادی عکس از

00:09:29.245 --> 00:09:31.410
‫ران راست و چپش برای
‫تهیهٔ گرافت بگیر.

00:09:31.444 --> 00:09:33.480
‫باشه.

00:09:34.514 --> 00:09:36.881
‫شرایط در ناحیهٔ خاکستری بود.

00:09:39.853 --> 00:09:42.521
‫سلام. مردیت داشت
‫در مورد اینکه

00:09:42.522 --> 00:09:44.023
‫امشب ناتان رو
‫بیاره اونجا حرف می‌زد.

00:09:44.024 --> 00:09:45.858
‫اون رو بیاره خونه؟

00:09:45.859 --> 00:09:47.021
‫- خونهٔ خودمون؟
‫- آره.

00:09:47.022 --> 00:09:48.994
‫بعدش صحبت‌مون یجورایی شد
‫و حالا دیگه منصرف شده.

00:09:48.995 --> 00:09:52.563
‫من هنوز از این واقعیت که با اون
‫رابطه برقرار کرده در عجبم.

00:09:53.299 --> 00:09:55.034
‫خدای من.

00:09:55.035 --> 00:09:56.235
‫- اون تومور.
‫- چی؟

00:09:56.236 --> 00:09:58.504
‫واسهٔ همین بود که عکس
‫تومور رو از اتاقش بیرون آورد.

00:09:58.505 --> 00:10:01.073
‫اون نمی‌خواد توی معبد مقدس
‫درک با ناتان سکس کنه.

00:10:01.074 --> 00:10:03.409
‫برای نفر قبلی این کار رو نکرد.

00:10:03.410 --> 00:10:05.811
‫و ببین چه اتفاقی افتاد...
‫اون جیغ می‌زد و گریه می‌کرد

00:10:05.812 --> 00:10:09.214
‫و ما هم یه مرد نیمه برهنه رو
‫پرتاب کردیم وسط خیابون.

00:10:09.215 --> 00:10:10.983
‫اون داره مسیر رو
‫پاک‌سازی می‌کنه.

00:10:10.984 --> 00:10:12.418
‫- داره از گذشته عبور می‌کنه.
‫- داره از گذشته عبور می‌کنه.

00:10:12.419 --> 00:10:15.954
‫قضیهٔ اون و ریگز جدیه.

00:10:16.089 --> 00:10:18.756
‫باید از این موضوع حمایت کنیم.

00:10:22.929 --> 00:10:26.098
‫ما الان توی شریان سلیاک هستیم.

00:10:26.099 --> 00:10:28.100
‫و حالا اون به نظر
‫شریان طحالی باشه.

00:10:28.101 --> 00:10:29.068
‫متوجه شدم.

00:10:29.069 --> 00:10:31.036
‫مردیت، حواست باشه.

00:10:31.037 --> 00:10:32.337
‫من امشب دیر میام خونه.

00:10:32.338 --> 00:10:34.373
‫خیلی خب.
‫ژلفوم رو بکار می‌گیرم.

00:10:34.374 --> 00:10:35.708
‫راستش چیزی بیشتر
‫از دیر کردن.

00:10:35.709 --> 00:10:37.776
‫می‌خوام یه نگاه دیگه‌ای
‫به پروندهٔ هالی بندازم.

00:10:37.777 --> 00:10:39.222
‫یه سری سوابق و
‫مطالعات قدیمی دارم
‫که می‌خوام بهشون
‫نگاهی بکنم.

00:10:40.547 --> 00:10:42.114
‫به نظرم اون نمی‌خواست
‫تو چنین کاری بکنی.

00:10:42.115 --> 00:10:44.917
‫انجام اسکن‌ها و کاغذبازی‌ها
‫مقداری زمان می‌بره.

00:10:44.918 --> 00:10:46.218
‫راستش زمان زیادی می‌بره.

00:10:46.219 --> 00:10:50.905
‫می‌تونی روی اینجا موندن من و
‫خونه نیومدنم حساب کنی.

00:10:50.906 --> 00:10:51.924
‫باشه.

00:10:51.925 --> 00:10:53.616
‫فقط می‌خواستم
‫اطلاع داشته باشی.

00:10:53.617 --> 00:10:54.960
‫ممنون.

00:10:54.961 --> 00:10:57.596
‫خیلی خب.

00:10:57.597 --> 00:10:58.931
‫بایستی سؤال کنم؟

00:10:58.932 --> 00:11:01.466
‫- نه.
‫- باشه.

00:11:06.828 --> 00:11:09.041
‫خیلی ممنون که ما رو پیدا کردید.

00:11:09.042 --> 00:11:10.943
‫ما با مدرسه تماس گرفتیم.

00:11:10.944 --> 00:11:13.479
‫به دوستش «سابرینا» زنگ زدیم.
‫با پلیس هم تماس گرفتیم.

00:11:13.480 --> 00:11:16.148
‫اون گفت با قطار اومده اینجا؟
‫خدای بزرگ.

00:11:16.149 --> 00:11:19.142
‫ما با اینجا یک ساعت فاصله داریم.

00:11:19.419 --> 00:11:21.887
‫موقعی که داشتیم باهاش
‫صحبت می‌کردیم لیام تشنج کرد.

00:11:21.888 --> 00:11:23.922
‫ما بردیمش برای سی‌تی اسکن
‫تا ببینیم جریان از چه قراره.

00:11:23.923 --> 00:11:27.126
‫«دیوید»، «ماری»،
‫لیام یک تومور خیلی بزرگ داره.

00:11:27.127 --> 00:11:29.128
‫بهش می‌گن آدنوم هیپوفیز

00:11:29.129 --> 00:11:32.163
‫و اون به جراحی مغز
‫نیاز خواهد داشت.

00:11:33.900 --> 00:11:36.100
‫متأسفم.

00:11:38.772 --> 00:11:41.006
‫آیا دلیل سردردهایی که داشت

00:11:41.007 --> 00:11:43.008
‫و اینکه خیلی خسته بود
‫همین بوده؟

00:11:43.009 --> 00:11:44.977
‫آره.

00:11:44.978 --> 00:11:47.346
‫کی می‌تونیم ببریمش خونه؟

00:11:47.347 --> 00:11:50.015
‫این بستگی داره که
‫بعد از انجام عمل

00:11:50.016 --> 00:11:52.184
‫چقدر طول بکشه تا
‫ورم‌های مغز از بین برن.

00:11:52.185 --> 00:11:54.153
‫بیشتر بیمارها می‌تونن ظرف...

00:11:54.154 --> 00:11:57.189
‫نه. لیام جراحی نخواهد شد.

00:11:57.190 --> 00:11:59.625
‫یا هر چیز دیگه‌ای.
‫نه سوزن بیشتر و نه اسکن بیشتر.

00:11:59.626 --> 00:12:02.040
‫ما به این چنین
‫مداخله‌هایی اعتقاد نداریم.

00:12:02.041 --> 00:12:04.163
‫به نظرم درست متوجه
‫حرف‌هایی که اینجا زدیم نشدید.

00:12:04.164 --> 00:12:07.065
‫اگر لیام رو بدون درمان به خونه
‫ببرید، وضعیتش بدتر می‌شه.

00:12:07.066 --> 00:12:08.133
‫ممکنه بمیره.

00:12:08.134 --> 00:12:11.003
‫نه دکتر. اینطور نمی‌شه.
‫اگر خدا نخواد نه.

00:12:11.004 --> 00:12:13.772
‫ممنون که به اعتقادات
‫ما احترام می‌ذارید.

00:12:13.773 --> 00:12:17.467
‫کی می‌تونید پسرم رو مرخص کنید؟

00:12:24.573 --> 00:12:26.240
‫و این قسمت بیان می‌کنه که شما

00:12:26.241 --> 00:12:29.494
‫آگاه هستید که خلاف توصیهٔ
‫پزشکی دارید لیام رو می‌برید.

00:12:29.495 --> 00:12:32.939
‫می‌دونم به احتمال زیاد این
‫موضوع به نظرتون یخرده...

00:12:32.940 --> 00:12:34.566
‫غیرعادی هستش.

00:12:34.567 --> 00:12:36.568
‫من از اینکه درک می‌کنید
‫قدردان هستم.

00:12:36.569 --> 00:12:38.904
‫آیا متوجه هستید که
‫«برخلاف توصیهٔ پزشکی»

00:12:38.905 --> 00:12:41.505
‫در این پرونده یعنی که
‫اگر لیام رو الان ببرید خونه

00:12:41.506 --> 00:12:44.217
‫احتمال زیادی وجود
‫داره که اون خواهد مرد؟

00:12:44.218 --> 00:12:46.692
‫ممنونم دکتر ادواردز.

00:12:51.725 --> 00:12:55.294
‫کی بهت یاد داده اینطوری
‫حرف زدن با بیمارها اشکالی نداره؟

00:12:55.295 --> 00:12:58.096
‫اون زن بیمار من نیست.

00:13:02.928 --> 00:13:04.637
‫آمبولیزاسیون به خوبی پیش رفت.

00:13:04.638 --> 00:13:06.939
‫من تونستم خونریزی در
‫محل طحال رو متوقف کنم.

00:13:06.940 --> 00:13:09.475
‫ما فقط باید برای ۲۴ ساعت آینده
‫تو رو تحت نظر بگیریم

00:13:09.476 --> 00:13:11.811
‫و بایستی حالت خوب بشه.

00:13:11.812 --> 00:13:13.479
‫خیلی خب.

00:13:13.480 --> 00:13:15.914
‫بهتر بود راحت
‫چراغ رو روشن می‌کردم.

00:13:15.915 --> 00:13:17.483
‫نمی‌خواستم بیدارش کنم.

00:13:17.484 --> 00:13:18.518
‫این مؤدبانه بوده.

00:13:18.519 --> 00:13:21.287
‫نه. به این خاطر بود که
‫نمی‌خواستم باهاش حرف بزنم.

00:13:21.288 --> 00:13:22.856
‫از اون تیپ مردهاست
‫که همیشه

00:13:22.857 --> 00:13:25.792
‫قبل اینکه چیزی بگن می‌گن:
‫«می‌خوام یه چیزی بهت بگم».

00:13:25.793 --> 00:13:28.094
‫انگار انقدر حرف خوبیه که
‫باید از قبل اعلام کنه.

00:13:28.095 --> 00:13:29.161
‫پس رابطه زیاد جدی نیست.

00:13:29.162 --> 00:13:31.931
‫خب منم واقعاً دنبال
‫چنین رابطه‌ای نمی‌گردم.

00:13:31.932 --> 00:13:33.032
‫من به زودی رفتنی‌ام.

00:13:33.033 --> 00:13:35.034
‫واسهٔ همین نمی‌تونم
‫به چیزی وابسته بشم.

00:13:35.035 --> 00:13:38.437
‫تنها دنبال چیزی هستم که
‫الان خوب به نظر بیاد.

00:13:38.438 --> 00:13:40.040
‫هالی، دوست‌پسرت اینجاست.

00:13:40.041 --> 00:13:42.441
‫می‌پرسه که آیا می‌تونه
‫بیاد بالا یا نه.

00:13:42.442 --> 00:13:43.609
‫خدای من.

00:13:43.610 --> 00:13:48.079
‫حتماً همسایه‌اش دهن‌لقی کرده.
‫آیا گفت «دوست‌پسر»؟

00:13:48.115 --> 00:13:50.783
‫می‌تونه بهش بگی من مردم؟

00:13:50.784 --> 00:13:53.886
‫می‌تونیم بهش بگیم که تو خوابی.

00:13:53.887 --> 00:13:56.322
‫اینطوری از اینجا نمی‌ره.
‫اگر همینطور منتظر بمونه

00:13:56.323 --> 00:14:00.359
‫بالاخره یه نفر مجبور می‌شه
‫واقعاً بهش بگه که من مردم.

00:14:00.360 --> 00:14:04.229
‫پس بیاید به زحمت نندازیمش.

00:14:04.398 --> 00:14:06.632
‫- ما می‌تونیم باهاش صحبت کنیم.
‫- باشه.

00:14:06.633 --> 00:14:09.902
‫اون خنگه ولی خواستنیه.

00:14:09.903 --> 00:14:12.637
‫و اون...

00:14:15.309 --> 00:14:19.144
‫اگر خواستید امتحانش کنید راحت
‫باشید. من که برنمی‌گردم.

00:14:21.415 --> 00:14:24.150
‫دکتر مینیک؟

00:14:24.151 --> 00:14:26.552
‫به نظرم در مورد
‫بن وارن حق با شماست.

00:14:26.553 --> 00:14:28.020
‫جداً؟

00:14:28.021 --> 00:14:32.158
‫آره. من چیزی دیدم که ممکنه
‫شک شما رو تأیید کنه.

00:14:32.159 --> 00:14:33.726
‫من یه عذرخواهی بهتون بدهکارم.

00:14:33.727 --> 00:14:35.328
‫من تازه واردم.
‫همین بهم کمک می‌کنه.

00:14:35.329 --> 00:14:37.647
‫شما این بچه‌ها رو سال‌هاست
‫که می‌شناسید. اما من نه.

00:14:37.648 --> 00:14:40.233
‫واقعاً حقیقت هم همینه.

00:14:40.234 --> 00:14:43.002
‫من داشتم پروندهٔ
‫استفانی ادواردز رو می‌خوندم

00:14:43.003 --> 00:14:44.837
‫و متوجه شدم که...

00:14:44.838 --> 00:14:46.939
‫وقتی که دوست‌پسرش
‫روی تخت عمل دکتر شفرد مرد

00:14:46.940 --> 00:14:49.008
‫ادواردز تقریباً بلافاصله
‫سرکارش برگشت.

00:14:49.009 --> 00:14:51.277
‫هیچ سابقه‌ای از مشاوره یا
‫درمان روانی ندیدم.

00:14:51.278 --> 00:14:53.913
‫اون حالش خوب بود.
‫تمرکز بالایی داشت.

00:14:53.914 --> 00:14:55.081
‫پس این یعنی نه.
‫چرا پرونده‌اش براتون جالب شده؟

00:14:56.516 --> 00:14:58.050
‫متوجه یه سری
‫علائم هشدار دهنده شدم.

00:14:58.051 --> 00:15:00.901
‫مثلاً امروز رفتار نامناسبی با یکی از
‫اعضای خانوادهٔ بیمار داشت.

00:15:00.902 --> 00:15:03.456
‫اون ممکنه گاهی کله‌شق
‫بشه یا با کنایه حرف بزنه.

00:15:03.457 --> 00:15:04.590
‫اون یه جراحه.

00:15:04.591 --> 00:15:06.359
‫جراحی که توسط
‫بیمارهاش تحریک می‌شه.

00:15:06.360 --> 00:15:08.470
‫ببین. به من اعتماد کن.
‫ادواردز بیشتر از

00:15:08.495 --> 00:15:10.429
‫خیلی از ماها در مورد
‫بیمارها می‌فهمه.

00:15:10.430 --> 00:15:13.298
‫شب بخیر.

00:15:14.735 --> 00:15:16.936
‫تو نمی‌تونی بهش بگی اون مرده.

00:15:16.937 --> 00:15:18.904
‫اما این چیزیه که خودش می‌خواست.

00:15:18.905 --> 00:15:22.208
‫اون احتیاج داره بدونه.
‫این یه محبته.

00:15:22.209 --> 00:15:24.543
‫حداقلش اینه که این کار غیرقانونیه.

00:15:24.544 --> 00:15:26.628
‫- این خودشه؟
‫- بله. سلام.

00:15:26.629 --> 00:15:27.874
‫- سلام.
‫- «کوری»؟

00:15:27.875 --> 00:15:29.582
‫بله. بله.
‫خودم هستم. سلام.

00:15:29.583 --> 00:15:30.716
‫آیا به هالی گفتید
‫که من اینجام؟

00:15:30.717 --> 00:15:32.451
‫بله. گوش کن کوری.

00:15:32.452 --> 00:15:34.587
‫ما گفتیم. گفتیم.
‫اون می‌دونه.

00:15:34.588 --> 00:15:36.389
‫آیا به نظرش این کار بجایی نیست؟

00:15:36.390 --> 00:15:38.658
‫ما تازه با هم... ما واقعاً
‫همدیگه رو نمی‌شناسیم...

00:15:38.659 --> 00:15:42.294
‫ما تازه با هم ملاقات کردیم
‫اما خیلی بهم نزدیک شدیم.

00:15:42.295 --> 00:15:44.797
‫آیا حالش خوبه؟

00:15:44.931 --> 00:15:48.501
‫کوری، ما خبرهای خیلی بدی داریم.

00:15:48.502 --> 00:15:49.568
‫هالی...

00:15:49.569 --> 00:15:51.404
‫...روز خیلی بدی داشته

00:15:51.405 --> 00:15:55.908
‫و الان واقعاً شرایط داشتن
‫ملاقات‌کننده رو نداره. برای همین...

00:15:55.909 --> 00:16:00.479
‫اوه. این... این عالیه.

00:16:00.480 --> 00:16:02.415
‫منظورم اینه که اون
‫حالش خوبه.

00:16:02.416 --> 00:16:04.316
‫من خیلی نگران بودم که...

00:16:04.317 --> 00:16:10.489
‫درسته. حالا می‌تونی بری خونه.
‫شب بخیر.

00:16:10.490 --> 00:16:11.924
‫اون اشتباه نمی‌گفت.

00:16:11.925 --> 00:16:13.793
‫پسره خواستنیه. شاید بهتر
‫باشه تو مخش رو بزنی.

00:16:13.794 --> 00:16:17.729
‫تو یک روح خیلی خیلی
‫تاریک هستی.

00:16:24.337 --> 00:16:27.572
‫من امشب نمی‌تونم بیام
‫که با هم باشیم.

00:16:29.309 --> 00:16:30.976
‫باشه. مسئله‌ای نیست.

00:16:30.977 --> 00:16:32.626
‫بیماری دارم که نزدیک
‫زایمانه و بچه دچار فتق

00:16:32.651 --> 00:16:34.380
‫مادرزادی دیافراگم هستش و
‫منم تمام شب اینجا هستم.

00:16:34.381 --> 00:16:35.848
‫خیلی متأسفم.

00:16:35.849 --> 00:16:37.983
‫البته. درک می‌کنم.

00:16:37.984 --> 00:16:40.286
‫فقط...

00:16:40.287 --> 00:16:43.888
‫خیلی منتظر امشب بودم.
‫فقط همین.

00:16:50.831 --> 00:16:54.834
‫من تمام روز دنبال تو می‌گردم.

00:16:54.835 --> 00:16:57.837
‫هر موقع که
‫از راهرویی می‌پیچم

00:16:57.838 --> 00:17:00.072
‫یا از کنار اتاق‌های
‫عکس‌برداری می‌گذرم.

00:17:00.073 --> 00:17:03.292
‫یا وقتی سوار آسانسور می‌شم

00:17:03.310 --> 00:17:07.213
‫به این امید هستم که
‫فقط بتونم یه نگاه ببینمت.

00:17:07.214 --> 00:17:12.016
‫و وقتی که... می‌بینمت...

00:17:13.153 --> 00:17:19.425
‫هر دفعه باعث می‌شه برای
‫یک لحظه به نفس زدن بیوفتم.

00:17:19.426 --> 00:17:23.228
‫قلبم تند تند می‌زنه.
‫کف دست‌هام عرق می‌کنن.

00:17:24.898 --> 00:17:27.399
‫دیدن تو...

00:17:27.400 --> 00:17:31.154
‫حرف زدن با تو و...

00:17:31.271 --> 00:17:33.471
‫لمس کردن تو...

00:17:34.541 --> 00:17:37.541
‫تنها چیزهایی هستن
‫که بهشون می‌تونم فکر کنم.

00:17:37.711 --> 00:17:39.178
‫واقعاً؟

00:17:39.179 --> 00:17:42.581
‫نمی‌تونم برای برنامهٔ
‫برهنه‌مون صبر کنم.

00:17:42.582 --> 00:17:45.417
‫اما یک شب دیگه انتظار و
‫خیال‌بافی کردن

00:17:45.418 --> 00:17:48.409
‫زیاد هم نباید بد بگذره.

00:18:00.350 --> 00:18:04.350
"U + Me (Love Lesson)" ترانهٔ ♫
♫ "Mary J. Blige" از

00:18:07.274 --> 00:18:10.943
‫سلام. سلام ناتان.

00:18:10.944 --> 00:18:15.513
‫نه. متأسفم.
‫مجبورم کنسل کنم.

00:18:15.582 --> 00:18:16.916
‫امروز روز سختی داشتم

00:18:16.917 --> 00:18:19.552
‫و زیاد حوصلهٔ ملاقات ندارم.

00:18:19.553 --> 00:18:22.453
‫آره، بیا ببینیم فردا چطور می‌شه.

00:18:22.589 --> 00:18:25.456
‫باشه. شب بخیر.

00:18:38.050 --> 00:18:40.850
‫(متن پیمان ازدواج مردیت و درک.)

00:19:07.082 --> 00:19:09.684
‫لیام رفته؟ تو اجازه دادی
‫پدر و مادرش ببرنش خونه!؟

00:19:09.685 --> 00:19:10.985
‫اون بیمار من بود!
‫ما نمی‌تونیم یک صغیر رو

00:19:12.154 --> 00:19:14.322
‫بر خلاف خواستهٔ پدر و مادرش
‫برای درمان نگه داریم.

00:19:14.323 --> 00:19:15.556
‫مخصوصاً اگر درمان بر خلاف
‫عقاید مذهبی‌شون باشه.
‫اون‌ها حق دارن اعتقادات‌شون
‫رو داشته باشن

00:19:16.925 --> 00:19:18.059
‫و ما هم مجبوریم بهش
‫احترام بذاریم.

00:19:18.060 --> 00:19:20.027
‫البته! اما شاید...

00:19:20.028 --> 00:19:22.390
‫اگر تومورش شروع به خونریزی
‫کنه چی؟ اگر سکته کنه چی؟

00:19:22.391 --> 00:19:25.099
‫به محض اینکه بهوش اومد
‫اون‌ها فرم اِی-ام-اِی رو امضا کردن.
‫(فرم اعلام آگاهی از عمل برخلاف توصیهٔ پزشکی.)

00:19:25.100 --> 00:19:28.432
‫اون بچه خودش به تنهایی سوار
‫قطار شد تا از ما درخواست کمک کنه.

00:19:28.433 --> 00:19:31.673
‫کمک واقعی! نه دعا کردن و یا
‫ریختن روغن زیتون روی سرش.

00:19:31.674 --> 00:19:33.775
‫هیچ جراح اعصابی بدون
‫رضایت‌نامهٔ والدین بچه

00:19:33.776 --> 00:19:35.360
‫جمجمهٔ اون رو سوراخ نمی‌کنه.

00:19:35.361 --> 00:19:36.507
‫چون این غیرقانونیه.
‫نمی‌تونیم حکم دادگاه بگیریم؟

00:19:37.509 --> 00:19:39.611
‫اگر اعتقادات خانواده‌ها مخالف
‫اقدامات درمانی باشه

00:19:39.612 --> 00:19:42.180
‫قانون ایالتی هم ازشون علیه
‫پیگرد قضایی حمایت می‌کنه.

00:19:42.181 --> 00:19:44.915
‫و من فکر می‌کنم
‫تو به خاطر سابقه‌ای که داری

00:19:44.916 --> 00:19:49.619
‫ بیشتر از بقیهٔ افراد اینجا
‫بخوای از متن قانون تبعیت کنی.

00:19:52.091 --> 00:19:53.391
‫چطور پیش رفت؟

00:19:53.392 --> 00:19:55.526
‫اون نیومد.

00:19:55.527 --> 00:19:56.894
‫چرا؟

00:19:56.895 --> 00:19:59.864
‫نمی‌دونم، اما شنیدم که
‫بهش زنگ زد و کنسل کرد

00:19:59.865 --> 00:20:02.704
‫و بعدش هم تمام شب رو
‫از اتاقش بیرون نیومد.

00:20:02.705 --> 00:20:04.202
‫تو گوش ایستاده بودی؟

00:20:04.203 --> 00:20:06.670
‫نه.

00:20:06.739 --> 00:20:07.972
‫شاید.

00:20:07.973 --> 00:20:09.907
‫کنجکاو بودم.

00:20:09.908 --> 00:20:11.976
‫در ضمن اون موقع توی راهرو بودم.

00:20:11.977 --> 00:20:15.346
‫به این نتیجه رسیدم بایستی اون
‫تومور بزرگ ترسناک رو جابجا کنم.

00:20:15.347 --> 00:20:17.582
‫- من یه تومور بزرگ ترسناک دارم.
‫- چی؟

00:20:17.583 --> 00:20:19.717
‫تمام شب رو بیدار بودم
‫و روش مطالعه می‌کردم

00:20:19.718 --> 00:20:20.807
‫و فکر می‌کنم حلش کردم.

00:20:20.808 --> 00:20:23.121
‫فکر می‌کنی اگر
‫توی خونهٔ راحت خودم بودم

00:20:23.122 --> 00:20:26.157
‫توی اتاق خودم، رختخواب خودم
‫بازم می‌تونستم حلش کنم!؟

00:20:26.158 --> 00:20:27.425
‫من یه تومور بزرگ ترسناک می‌خوام.

00:20:27.426 --> 00:20:29.894
‫یکی برای خودت پیدا کن.
‫باید برم بیمارم رو ببینم.

00:20:29.895 --> 00:20:31.429
‫تمام شب؟

00:20:31.430 --> 00:20:34.431
‫می‌دونم.

00:20:35.467 --> 00:20:38.603
‫هالی، می‌دونم بقیه دکترها
‫تو رو ناامید کردن

00:20:38.604 --> 00:20:41.072
‫اما اون‌ها خارج از چارچوب
‫فکر نمی‌کردن.

00:20:41.073 --> 00:20:45.143
‫من قلب تو و تومورت رو بررسی
‫کردم و می‌تونم از پسش بربیام.

00:20:45.144 --> 00:20:46.144
‫می‌دونم که می‌تونم.

00:20:46.145 --> 00:20:47.945
‫- نه.
‫- ببین...

00:20:47.946 --> 00:20:49.614
‫آیا می‌دونی که تنها شش
‫پزشک در دنیا هستن

00:20:49.615 --> 00:20:52.083
‫که می‌تونن این عمل رو
‫انجام بدن و من یکی‌شون هستم؟

00:20:52.084 --> 00:20:53.750
‫ببین، ما یک شانس داریم...

00:20:53.751 --> 00:20:56.654
‫نه. نه دوستان.
‫ببینید. بهتون گفتم.

00:20:56.655 --> 00:20:58.122
‫تجدید نظری در کار نباشه.

00:20:58.123 --> 00:21:00.024
‫توطئه‌چینی جدیدی
‫هم در کار نباشه.

00:21:00.025 --> 00:21:01.659
‫بهتون گفتم فقط طحالم
‫رو درست کنید

00:21:01.660 --> 00:21:03.428
‫و من رو بفرستید برم
‫پی کارم. همین.

00:21:03.429 --> 00:21:06.764
‫هالی، این کار می‌تونه
‫زندگی‌ت رو بهت برگردونه.

00:21:06.765 --> 00:21:08.299
‫درسته. اما این زندگی منه.

00:21:08.300 --> 00:21:10.001
‫احتیاج ندارم دوباره برگرده.

00:21:10.002 --> 00:21:12.203
‫من به اون فنس‌های سفید و
‫یه مشت بچه و سگ
‫(فنس‌های سفید دور تا دور خانه‌ها.)

00:21:12.204 --> 00:21:15.573
‫که از سر و کولم بالا برن و
‫یا هر نوع آینده‌ای که فکر می‌کنید

00:21:15.574 --> 00:21:17.375
‫می‌تونید بهم بدید نیاز ندارم.

00:21:17.376 --> 00:21:19.277
‫چون... نمی‌تونید.

00:21:19.278 --> 00:21:20.611
‫من احتیاجی به آینده ندارم.

00:21:20.612 --> 00:21:22.780
‫من الان دقیقاً همون چیزی
‫رو که می‌خوام دارم.

00:21:22.781 --> 00:21:24.649
‫آیا واقعاً این چیزیه که می‌خوای؟

00:21:24.650 --> 00:21:26.517
‫چیزی که می‌خوام اینه که...

00:21:26.518 --> 00:21:28.815
‫ترتیب یه مرد نابینا
‫رو بدم اون هم بعد از

00:21:28.840 --> 00:21:31.055
‫اینکه یک ماساژ
‫منحصر بفرد بهم داد.

00:21:31.056 --> 00:21:34.392
‫می‌خوام زیر یکی از اون سقف‌های
‫گنبدی که زیرش ریلکسیشن می‌کنن

00:21:34.393 --> 00:21:36.661
‫یک سکس نامناسب
‫و پرسر و صدا داشته باشم.

00:21:36.662 --> 00:21:39.130
‫و جراحی کردن مانع رسیدن
‫به این چیزها خواهد بود.

00:21:39.131 --> 00:21:43.221
‫بنابراین، ممنونم،‌ اما نه.

00:21:46.472 --> 00:21:49.172
‫می‌تونی حسش کنی؟

00:21:52.211 --> 00:21:55.011
‫یه لحظه صبر کن.

00:21:56.315 --> 00:21:57.748
‫سلام.

00:21:58.684 --> 00:21:59.851
‫حالت خوبه؟

00:21:59.852 --> 00:22:01.552
‫من دنبال دکتر کرو می‌گردم.

00:22:01.553 --> 00:22:03.688
‫من دکتر کرو رو می‌شناسم.

00:22:03.689 --> 00:22:04.555
‫لیام؟

00:22:04.556 --> 00:22:06.691
‫تو اینجا چکار...
‫من هواش رو دارم.

00:22:06.692 --> 00:22:07.759
‫مشکلی نیست.
‫حالت خوبه؟

00:22:08.727 --> 00:22:10.695
‫اشکالی نداره.
‫تو هیچ مشکلی نداری.

00:22:10.696 --> 00:22:14.365
‫حتماً سوار قطار شدن
‫رو خیلی دوست داری. آره؟

00:22:14.366 --> 00:22:16.734
‫بیا یه جا برای نشستن پیدا کنیم.

00:22:16.735 --> 00:22:19.002
‫فقط من رو دنبال کن. باشه؟

00:22:19.905 --> 00:22:22.039
‫لیام فکر کردم
‫داری من رو دنبال می‌کنی...

00:22:22.040 --> 00:22:23.775
‫حالت خوبه رفیق؟

00:22:23.776 --> 00:22:26.611
‫حالت خوبه؟

00:22:26.612 --> 00:22:29.479
‫لیام آیا می‌تونی...
‫آیا می‌تونی من رو ببینی؟

00:22:36.789 --> 00:22:37.955
‫تو وضعیت خوبی داری.

00:22:37.956 --> 00:22:40.657
‫انگشت من رو لمس کن.

00:22:42.761 --> 00:22:45.229
‫همه‌چیز سریع تاریک شد

00:22:45.230 --> 00:22:46.931
‫و دیگه نمی‌تونستم ببینم.

00:22:46.932 --> 00:22:49.287
‫تو الان اینجایی.
‫مشکلی نیست.

00:22:49.288 --> 00:22:54.238
‫سکته بوده. خونریزی تومور ممکنه
‫به عصب بینایی فشار آورده باشه.

00:22:54.239 --> 00:22:55.306
‫من خیلی متأسفم.

00:22:55.307 --> 00:22:56.974
‫- عزیزم.
‫- چرا متأسفی؟

00:22:56.975 --> 00:22:58.876
‫بهتون قول می‌دم
‫تمام سعی‌ام رو کردم.

00:22:58.877 --> 00:23:00.645
‫هر کاری که اون‌ها
‫گفتن انجام دادم

00:23:00.646 --> 00:23:04.115
‫و دعا کردم و دعا کردم
‫اما جواب نداد.

00:23:04.116 --> 00:23:05.783
‫خدا بهم کمک نکرد.

00:23:05.784 --> 00:23:07.952
‫آیا شما می‌تونید
‫کمکم کنید دکتر کرو؟

00:23:07.953 --> 00:23:09.487
‫آیا می‌تونید چشم‌هام
‫رو درمان کنید؟

00:23:09.488 --> 00:23:10.922
‫خیلی خب، یه نفس عمیق بکش.

00:23:10.923 --> 00:23:12.824
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

00:23:12.825 --> 00:23:15.393
‫لیام من قول می‌دم هر کاری
‫بتونم برای کمک بهت بکنم.

00:23:15.394 --> 00:23:17.829
‫اما اول لازمه با دکتر ادواردز
‫صحبت کنم. باشه؟

00:23:17.830 --> 00:23:20.109
‫تو فقط همین جا منتظر بمون.

00:23:22.167 --> 00:23:23.534
‫الان برمی‌گردم.

00:23:23.535 --> 00:23:25.436
‫بدون پدر و مادرش
‫چکار می‌تونیم بکنیم؟

00:23:25.437 --> 00:23:26.671
‫هنوز هم رضایت‌نامه لازمه.
‫اگر اورژانسی باشه نه.

00:23:27.739 --> 00:23:29.774
‫لازمه متخصص اعصاب رو پیج کنیم
‫و برای جراحی آماده‌اش کنیم.

00:23:29.775 --> 00:23:30.975
‫نباید دکتر مینیک رو پیج کنیم؟

00:23:30.976 --> 00:23:32.643
‫نه. چونکه...

00:23:32.644 --> 00:23:35.846
‫لیام داره تشنج می‌کنه.

00:23:37.349 --> 00:23:38.670
‫نه. اینطور نیست.
‫چرا. داره تشنج می‌کنه.

00:23:40.047 --> 00:23:42.086
‫ما نمی‌تونیم...
‫این اشتباهه.

00:23:42.087 --> 00:23:44.655
‫اشتباه اینه که مردن یک بچه رو
‫تماشا کنیم و کمک نکنیم.

00:23:44.656 --> 00:23:46.924
‫اگر همین الان در حال تشنج
‫می‌بود تو فقط تماشا می‌کردی؟

00:23:46.925 --> 00:23:48.571
‫اون داره تشنج می‌کنه.

00:23:48.572 --> 00:23:49.594
‫پس ما کنترلش می‌کنیم

00:23:49.595 --> 00:23:52.530
‫و یک اتاق عمل رزرو می‌کنیم
‫و شفرد رو پیج می‌کنیم.

00:23:52.531 --> 00:23:54.665
‫پس بهتره من باشم که دستورات
‫رو وارد کرده. منم که رزیدنتم.

00:23:54.666 --> 00:23:56.801
‫نه، نه، نه.

00:23:56.802 --> 00:23:58.703
‫امروز از روش مینیک استفاده می‌کنیم.

00:23:58.704 --> 00:24:02.606
‫من دستورات رو می‌نویسم
‫تا همه‌چیز به گردن من باشه.

00:24:05.010 --> 00:24:07.044
‫یادت باشه اول لورازپام بزنی.

00:24:07.045 --> 00:24:09.213
‫و... و... و...
‫به بغل بخوابونیش.

00:24:09.214 --> 00:24:10.815
‫- باشه؟
‫- باشه.

00:24:10.816 --> 00:24:13.316
‫و بهش مقداری مانیتول بده.

00:24:14.686 --> 00:24:17.822
‫هالی، هماتوکریت تو
‫وضعیت پایداری داشته.

00:24:17.823 --> 00:24:19.090
‫به نظر میاد آمبولیزاسیون جواب داده.

00:24:19.091 --> 00:24:22.560
‫خوبه، چون این بیمارستان
‫کلی مردهای جذاب داره

00:24:22.561 --> 00:24:25.630
‫و من تا از این سیم‌ها و
‫لوله‌ها خلاص نشدم

00:24:25.631 --> 00:24:27.565
‫ترجیح می‌دم
‫بهشون پیشنهادی ندم.

00:24:27.566 --> 00:24:31.013
‫اون می‌دونه می‌تونم از اینجا
‫ببینم سرک می‌کشه، مگه نه؟

00:24:31.036 --> 00:24:33.037
‫سلام هالی. ببین.

00:24:33.038 --> 00:24:34.739
‫می‌دونم که گفتی جراحی
‫تومور رو نمی‌خوای

00:24:34.740 --> 00:24:36.207
‫و می‌دونم که ترسیدی...

00:24:36.208 --> 00:24:37.808
‫نه. مسئله همینه...
‫من نترسیدم.

00:24:37.809 --> 00:24:39.911
‫وقتی برای اولین بار بیماریم
‫تشخیص داده شد، چرا.

00:24:39.912 --> 00:24:43.047
‫اما بعد فکر کردم چی می‌تونه باعث
‫بشه حس بهتری داشته باشم؟

00:24:43.048 --> 00:24:45.164
‫اینکه یه مرد جذاب رو
‫پیدا کنم و یه شب احمقانه

00:24:45.189 --> 00:24:46.884
‫رو بگذرونم و بعدش
‫همه‌چیز درست می‌شه.

00:24:46.885 --> 00:24:49.153
‫پس همین کار رو کردم
‫و به انجامش ادامه دادم

00:24:49.154 --> 00:24:50.588
‫تا اینکه فهمیدم...
‫چرا اصلاً کار دیگه‌ای بکنم؟

00:24:52.057 --> 00:24:53.357
‫سکس و مرگ.
‫این چیزیه که می‌خوام.

00:24:54.359 --> 00:24:56.861
‫تو ممکنه بگی که برای مردن
‫آماده‌ای. خیلی‌ها این رو می‌گن...

00:24:56.862 --> 00:24:59.430
‫اما به عنوان کسی که
‫دور و بر مرگ‌های زیادی بوده

00:24:59.431 --> 00:25:01.065
‫و از چنگال مرگ جا مونده

00:25:01.066 --> 00:25:02.833
‫می‌تونم بهت بگم که...

00:25:02.834 --> 00:25:04.934
‫خواستهٔ قلبی‌ت این نیست.
‫بهم اعتماد کن.

00:25:04.935 --> 00:25:06.938
‫خصوصاً وقتی که کسی مثل
‫دکتر پیرس رو داری

00:25:06.939 --> 00:25:09.173
‫که می‌گه می‌تونه درمانت کنه و
‫غیرممکن رو بهت پیش‌کش می‌کنه.

00:25:09.174 --> 00:25:10.241
‫این رو نادیده نگیر.

00:25:10.242 --> 00:25:12.543
‫مردن قسمت ترسناک ماجرا نیست.

00:25:12.544 --> 00:25:14.767
‫بلکه زنده موندن
‫و پذیرش این که

00:25:14.792 --> 00:25:18.215
‫در واقعیت زندگی‌ای داری
‫که باید سپری‌اش کنی ترسناکه.

00:25:18.216 --> 00:25:21.517
‫آیا دلت نمی‌خواد هنوز باشی
‫و زندگی کنی؟

00:25:29.461 --> 00:25:31.896
‫واقعاً فکر می‌کنی بتونی
‫تومور رو دربیاری؟

00:25:31.897 --> 00:25:33.764
‫بهت گفتم که می‌تونم.

00:25:33.765 --> 00:25:35.495
‫جدی گفتم.

00:25:35.496 --> 00:25:37.602
‫آره، اما دکترهای دیگه هم
‫جدی می‌گفتن.

00:25:37.603 --> 00:25:39.537
‫من تو رو زیر دستگاه بایپس می‌ذارم

00:25:39.538 --> 00:25:42.473
‫و قلبت رو خارج می‌کنم
‫تا بتونم به تومور برسم.

00:25:42.474 --> 00:25:45.810
‫دکتر گری و دکتر کپنر هم
‫برای کمک اونجا خواهند بود.

00:25:45.811 --> 00:25:47.524
‫هالی...

00:25:47.525 --> 00:25:49.967
‫من می‌تونم تومور رو خارج کنم.

00:25:54.553 --> 00:25:56.753
‫پس انجامش بده.

00:25:57.956 --> 00:25:59.723
‫آیا مطمئنی؟

00:25:59.724 --> 00:26:01.392
‫آره. این کار رو بکن.

00:26:01.393 --> 00:26:03.814
‫باشه.

00:26:05.964 --> 00:26:08.599
‫دکتر شفرد. قسمت مددکاری
‫شما رو پیج می‌کنن.

00:26:08.600 --> 00:26:09.837
‫تقریباً دیگه اینجا کارم تمومه.
‫بیسین.

00:26:10.972 --> 00:26:12.005
‫سلام، این لیام هستش؟

00:26:12.006 --> 00:26:13.841
‫لیام کوچولوئی که والدین
‫مذهبی داشت؟

00:26:13.842 --> 00:26:14.942
‫همینطوره.

00:26:14.943 --> 00:26:16.810
‫اسمش رو روی بورد دیدم
‫و باورم نمی‌شد.

00:26:16.811 --> 00:26:17.845
‫چطور رضایت گرفتید؟
‫احتیاجی بهش نداشتم.

00:26:18.873 --> 00:26:21.014
‫دوباره خودش پیداش شد
‫و اوضاع اورژانسی شد.

00:26:21.015 --> 00:26:23.116
‫کاری که برای نجاتش
‫لازم بود انجام دادیم.

00:26:23.117 --> 00:26:25.419
‫- کرو!
‫- آیا چیزی هست که بایستی بدونم؟

00:26:25.420 --> 00:26:27.338
‫تو بی اطلاع پدر و مادرش
‫جمجمهٔ این بچه رو باز کردی؟

00:26:27.363 --> 00:26:29.256
‫اون هم بعد اتفاقاتی
‫که آخرین بار افتاد؟

00:26:29.257 --> 00:26:30.312
‫اون توی اورژانس تشنج کرد.

00:26:30.313 --> 00:26:32.960
‫دکتر شفرد دوباره از بخش
‫مددکاری هستن. فوریه.

00:26:32.961 --> 00:26:34.361
‫پدر و مادر بیمار اینجا هستن.

00:26:34.362 --> 00:26:36.263
‫- آخرین بار چه اتفاقی افتاد؟
‫- چیزی نشد.

00:26:36.264 --> 00:26:38.699
‫بهتره یکی‌تون شروع به
‫حرف زدن کنه...

00:26:38.700 --> 00:26:41.018
‫همین حالا.

00:26:43.405 --> 00:26:45.138
‫پس شما الان اون رو
‫گروگان گرفتید؟

00:26:45.139 --> 00:26:47.374
‫من عصبانیت شما رو
‫درک می‌کنم آقای «فیشر»

00:26:47.375 --> 00:26:49.843
‫اما پسرتون همین الان
‫جراحی مغز داشته.

00:26:49.844 --> 00:26:51.712
‫این بیمارستان هنوز نمی‌تونه
‫اون رو مرخص کنه.

00:26:51.713 --> 00:26:54.853
‫این کار اون رو در معرض خطر شدید
‫عفونت و حتی مرگ قرار می‌ده.

00:26:54.854 --> 00:26:56.016
‫حق با اونه. هنوز حتی بهوش...
‫تو با من صحبت نکن.

00:26:57.318 --> 00:26:58.685
‫می‌دونستی موضع من و
‫همسرم اینجا چیه.

00:26:58.686 --> 00:27:00.721
‫- فشار داخل جمجمه‌ای اون...
‫- تو حق نداشتی بهش دست بزنی!

00:27:00.722 --> 00:27:02.789
‫اگر اون موقع دکتر کرو
‫دخالت نمی‌کرد‌

00:27:02.790 --> 00:27:04.982
‫الان ما داشتیم در مورد کاملاً
‫متفاوتی صحبت می‌کردیم.

00:27:04.983 --> 00:27:07.127
‫حالا، با توجه به حرف‌های
‫دکتر شفرد

00:27:07.128 --> 00:27:10.063
‫تومور لیام شدیداً روی
‫بینایی اون تأثیر گذاشته بود.

00:27:10.064 --> 00:27:11.365
‫فقط مسئلهٔ زمان هستش که...

00:27:11.366 --> 00:27:12.900
‫اما اون الان حالش خوبه؟
‫می‌تونه ببینه؟

00:27:12.901 --> 00:27:15.101
‫ماری.

00:27:17.505 --> 00:27:20.774
‫دکتر شفرد تونستن تمام تومور رو
‫از عصب بینایی خارج کنن.

00:27:20.775 --> 00:27:22.867
‫اما بایستی تا موقعی که
‫بهوش بیاد صبر کنیم

00:27:22.892 --> 00:27:24.912
‫تا بتونیم بازگشت
‫بینایی‌اش رو تأیید کنیم.

00:27:25.613 --> 00:27:27.246
‫عزیزم...

00:27:32.687 --> 00:27:34.455
‫امیدوارم از کار
‫پزشکی لذت برده باشی

00:27:34.480 --> 00:27:36.223
‫چون بعد از اینکه
‫از اینجا شکایت کنم

00:27:36.224 --> 00:27:38.357
‫تو دیگه کارت تمومه.

00:27:39.928 --> 00:27:40.794
‫می‌دونم تو یه کاری کردی.

00:27:40.795 --> 00:27:42.496
‫اون تشنج کرد.
‫سوابقش رو ببین.

00:27:42.497 --> 00:27:44.998
‫تو ممکنه بری زندان کرو.
‫دوباره.

00:27:44.999 --> 00:27:48.060
‫برای این یکی حاضرم برم.

00:27:56.702 --> 00:27:58.745
‫و چند تا انگشت می‌بینی؟

00:27:58.746 --> 00:28:01.498
‫سه تا؟

00:28:01.499 --> 00:28:02.833
‫درسته.
‫همه رو درست گفتی.

00:28:04.169 --> 00:28:06.537
‫کارت درسته لیام.

00:28:06.538 --> 00:28:08.704
‫ممنونم.

00:28:09.407 --> 00:28:12.283
‫خواهش می‌کنم.

00:28:12.577 --> 00:28:13.577
‫دکتر ادواردز.

00:28:13.578 --> 00:28:15.845
‫بله؟

00:28:19.584 --> 00:28:22.452
‫برمی‌گردم.

00:28:28.359 --> 00:28:30.594
‫- وقتشه شروع به حرف زدن کنی.
‫- ببخشید؟

00:28:30.595 --> 00:28:33.363
‫چرا دکتر کرو این دستورات
‫رو وارد کرده؟

00:28:33.364 --> 00:28:35.365
‫اون داشت به روش شما عمل می‌کرد.
‫اجازه داد من تصمیم بگیرم.

00:28:35.366 --> 00:28:38.502
‫پس اون بهت دستور نداد که بدون
‫رضایت والدین لیام عملش کنی؟

00:28:38.503 --> 00:28:39.937
‫همونطور که گفتم
‫من تصمیم‌گیری می‌کردم.

00:28:39.938 --> 00:28:42.573
‫کرو چکار کرد ادواردز؟

00:28:42.574 --> 00:28:44.575
‫احتیاج دارم بهم بگی
‫دقیقاً اون چکار کرد...

00:28:44.576 --> 00:28:47.643
‫چرا؟
‫همه توی پرونده هست.

00:28:48.680 --> 00:28:50.747
‫ما جونش رو نجات دادیم.

00:28:50.748 --> 00:28:51.782
‫لیام زنده‌ست.

00:28:51.783 --> 00:28:54.451
‫می‌تونه ببینه.
‫تومورش خارج شده

00:28:54.452 --> 00:28:56.720
‫و اون زنده‌ست.

00:28:56.721 --> 00:29:00.656
‫وظیفهٔ ما همینه. مگه نه؟

00:29:07.732 --> 00:29:11.101
‫دیوارهٔ دهلیز چپ رو می‌برم.

00:29:11.102 --> 00:29:12.569
‫کدوم دهلیز چپ؟

00:29:12.570 --> 00:29:14.738
‫این همه‌اش توموره.

00:29:14.739 --> 00:29:17.241
‫اون اصلاً چطور با وجود چنین چیزی
‫که روی سینه‌اش نشسته بوده

00:29:17.242 --> 00:29:18.775
‫ توان جسمی این همه
‫سکس رو داشته؟

00:29:18.776 --> 00:29:19.902
‫من وقتی از سر کار
‫می‌رم خونه

00:29:19.927 --> 00:29:21.778
‫به زور انرژی دارم که
‫جوراب پشمی پام کنم.

00:29:21.779 --> 00:29:24.046
‫بیسین با یخ.

00:29:25.450 --> 00:29:26.750
‫اما هالی اون بیرون

00:29:26.751 --> 00:29:28.552
‫هر کاری می‌خواد می‌کنه...

00:29:28.553 --> 00:29:29.920
‫با هر کسی که می‌خواد
‫سکس می‌کنه.

00:29:29.921 --> 00:29:32.489
‫هر وقت دلش بخواد.
‫یه جورایی حسودیم می‌شه.

00:29:32.490 --> 00:29:35.492
‫به این؟
‫به این حسودیت می‌شه؟

00:29:45.236 --> 00:29:47.504
‫لعنتی.

00:29:47.505 --> 00:29:51.741
‫به تمام مسیر تا
‫پریکارد خلفی اون حمله کرده.

00:29:52.310 --> 00:29:54.177
‫می‌ریم سراغ نقشهٔ جایگزین.

00:29:54.178 --> 00:29:55.979
‫بیاید ببینیم آیا می‌تونیم
‫این تومور رو

00:29:55.980 --> 00:29:58.714
‫از عروق ریوی
‫سیتوریداکشن کنیم یا نه.

00:30:08.359 --> 00:30:09.826
‫وارن.

00:30:09.827 --> 00:30:12.728
‫با من بیا.

00:30:20.772 --> 00:30:22.839
‫اینجا چی می‌بینی؟

00:30:22.840 --> 00:30:25.008
‫جراحی‌ها رو می‌بینم.

00:30:25.009 --> 00:30:28.211
‫نخیر. می‌بینی که «رزیدنت‌ها»
‫جراحی‌ها رو انجام می‌دن.

00:30:28.212 --> 00:30:29.313
‫اسم تو کجاست؟

00:30:29.314 --> 00:30:30.814
‫من بخش اورژانس رو پوشش می‌دم.

00:30:30.815 --> 00:30:31.882
‫دقیقاً.

00:30:31.883 --> 00:30:33.984
‫تو یک رزیدنت ارشدی.

00:30:33.985 --> 00:30:36.286
‫تو نبایستی انگشت پا بخیه بزنی

00:30:36.287 --> 00:30:37.621
‫تو بایستی آئورت ترمیم کنی.
‫قربان، مهم نیست
‫که توی اورژانسم.

00:30:38.964 --> 00:30:40.223
‫من مایلم جایی برم
‫که بهم نیاز باشه.
‫تو یه جراحی.

00:30:41.234 --> 00:30:42.793
‫به تو در اتاق عمل احتیاجه.

00:30:42.794 --> 00:30:45.729
‫فکر می‌کنی ویلسون و ادواردز
‫عقب نشستن و

00:30:45.730 --> 00:30:47.564
‫منتظر فرصتی شدن که
‫بتون بدرخشن؟

00:30:47.565 --> 00:30:48.799
‫نه.
‫- اون‌ها این رو بدست آوردن.
‫- دکتر وبر من...

00:30:50.168 --> 00:30:52.068
‫گوش کن. من می‌دونم
‫تو چه کارهایی می‌تونی بکنی.

00:30:52.069 --> 00:30:54.050
‫اما من تنها کسی
‫نیستم که از این بعد

00:30:54.075 --> 00:30:56.095
‫باید توصیه‌نامهٔ فلوشیپ
‫تو رو تهیه کنه.

00:30:56.140 --> 00:30:57.874
‫اینطور احساس می‌شه که
‫تو داری محتاطانه کار می‌کنی.

00:30:57.875 --> 00:30:59.810
‫کشیدی عقب.

00:30:59.811 --> 00:31:01.479
‫این‌ها حرف‌های مینیک هستش؟

00:31:01.480 --> 00:31:03.213
‫شما بهش گفتید که
‫اشتباه می‌کنه؟

00:31:03.214 --> 00:31:05.781
‫آیا اشتباه می‌کنه؟

00:31:06.303 --> 00:31:08.670
‫خودت بهم بگو.

00:31:11.923 --> 00:31:15.225
‫خیلی خب، اون رو از
‫عروق ریوی آزاد کردیم...

00:31:15.226 --> 00:31:16.593
‫باید همینطور ادامه بدیم

00:31:16.594 --> 00:31:20.096
‫باید هنوز این تومور رو دنبال کنیم.

00:31:22.066 --> 00:31:23.066
‫تو اینجا چکار می‌کنی؟
‫من عشق تومور دارم.

00:31:24.268 --> 00:31:25.869
‫یه جراحی مغز روی یک
‫پسر جوان داشتم.

00:31:25.870 --> 00:31:28.171
‫بعدش شنیدم که تو یک
‫تومور بزرگ خوشگل اینجا داری.

00:31:28.172 --> 00:31:29.606
‫بذار ببینم.

00:31:29.607 --> 00:31:31.875
‫این... خیلی عظیمه.

00:31:31.876 --> 00:31:34.002
‫این یک جلوهٔ زیباییه...

00:31:34.003 --> 00:31:37.014
‫این در دنیای تومورها مثل
‫سقف کلیسای سیستین هستش.
‫(تزیین شده بدست میکل‌آنژ.)

00:31:37.015 --> 00:31:39.890
‫این به درون مدیاستن خلفی
‫اون هم حمله کرده.

00:31:39.891 --> 00:31:42.991
‫این نوع تومورها خوشگل نیستن.
‫اون‌ها ترسناک و باهوش هستن

00:31:42.992 --> 00:31:44.789
‫و طراحی شدن تا قبل
‫از اینکه آدم‌ها فرصت

00:31:44.814 --> 00:31:46.757
‫زندگی پیدا کنن حیات رو
‫از اون‌ها بیرون بمکن.

00:31:46.758 --> 00:31:48.824
‫فوق‌العاده زیباست.

00:31:50.795 --> 00:31:52.429
‫چی شده؟

00:31:52.430 --> 00:31:55.731
‫اون تمام مسیر رو تا
‫مری گسترش پیدا کرده.

00:31:57.769 --> 00:32:00.871
‫نمی‌تونیم تمام حفرهٔ سینه‌اش
‫رو بازسازی کنیم.

00:32:00.872 --> 00:32:02.406
‫اگر وارد مری‌اش شده

00:32:02.407 --> 00:32:05.408
‫احتمالش هست که به
‫نخاعش هم حمله کرده باشه.

00:32:05.409 --> 00:32:07.811
‫اگر سعی کنی بیرون بیاریش
‫ریسک فلج کردنش وجود داره.

00:32:07.812 --> 00:32:08.945
‫خیلی خب.

00:32:08.946 --> 00:32:11.815
‫لااقل می‌تونیم تومور رو از
‫خود قلب خارج کنیم...

00:32:11.816 --> 00:32:13.550
‫و بعضی علائم رو از برطرف کنیم.

00:32:13.551 --> 00:32:15.886
‫دوباره رشد می‌کنه
‫اما رشدش کند خواهد بود...

00:32:15.887 --> 00:32:18.921
‫و برای اون مقداری زمان می‌خره.

00:32:20.258 --> 00:32:22.241
‫مگی؟

00:32:22.242 --> 00:32:25.262
‫مری رو ریسکت می‌کنم و یک
‫فیستول درست می‌کنم

00:32:25.263 --> 00:32:27.330
‫و بعد برمی‌گردم بازسازی
‫می‌کنم و...

00:32:27.331 --> 00:32:30.067
‫اما این غیرممکنه.

00:32:30.068 --> 00:32:31.601
‫این همون چیزیه که بهش گفتیم.

00:32:31.602 --> 00:32:33.804
‫بهش گفتیم ما کار
‫غیرممکن رو عملی می‌کنیم.

00:32:33.805 --> 00:32:37.774
‫آره اما ابنطوری هر نوع کیفیت
‫زندگی که داره رو ازش می‌گیریم.

00:32:37.775 --> 00:32:41.377
‫گفتنش دردناکه، اما اون خودش
‫رو به این نوع زندگی وفق داده.

00:32:41.378 --> 00:32:43.779
‫یاد گرفته چطور باهاش زندگی کنه.

00:32:43.981 --> 00:32:47.382
‫داری می‌گی باید بهش بگم
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم؟

00:32:50.437 --> 00:32:52.889
‫می‌شه یخرده سریع‌ترش کنیم؟
‫می‌خوام از اینجا برم بیرون.

00:32:52.890 --> 00:32:54.658
‫این شما رو از اینجا بیرون می‌بره...

00:32:54.659 --> 00:32:56.760
‫نمی‌خوام شما بیشتر از این
‫برای بچهٔ من تصمیم‌گیری کنید.

00:32:56.761 --> 00:32:58.128
‫ما این کار رو نکردیم.
‫لیام تصمیم گرفت.
‫ما از تصمیماتش حمایت کردیم.

00:32:59.263 --> 00:33:01.598
‫لیام یه بچه‌ست... بچهٔ منه.

00:33:01.599 --> 00:33:02.933
‫و این وظیفهٔ شما نیست.

00:33:02.934 --> 00:33:04.935
‫نه، این وظیفهٔ شماست.
‫ما وظیفهٔ شما رو انجام دادیم.

00:33:04.936 --> 00:33:06.670
‫وظیفهٔ شما محافظت از بچه‌تونه.

00:33:06.671 --> 00:33:08.705
‫وظیفهٔ شما اینه که اون رو
‫امن و سلامت نگه دارید

00:33:08.706 --> 00:33:10.307
‫و بهش بگید همه‌چیز
‫درست می‌شه

00:33:10.308 --> 00:33:12.442
‫و هر کاری بکنید تا
‫این اتفاق بیوفته.

00:33:12.443 --> 00:33:14.344
‫وظیفهٔ شما اینه و
‫نتونستید انجامش بدید.

00:33:14.345 --> 00:33:16.346
‫این وظیفهٔ من نیست.
‫این به خدا مربوطه.

00:33:16.347 --> 00:33:18.148
‫اگر خدا کاری برای لیام
‫کرده این بوده که

00:33:18.149 --> 00:33:20.784
‫اون رو به سلامت
‫به دست ما رسوند

00:33:20.785 --> 00:33:25.989
‫چون می‌دونسته که شما رو
‫چقدر ضعیف و احمق آفریده

00:33:25.990 --> 00:33:29.893
‫که بچهٔ خودتون رو
‫به کشتن خواهید داد.

00:33:29.894 --> 00:33:32.795
‫تو در جهنم خواهی سوخت.

00:33:56.430 --> 00:33:59.140
‫با توجه به اونچه که امروز دیدم
‫لازمه اون تعلیق بشه...

00:33:59.141 --> 00:34:00.141
‫صبر کن...
‫آیا به اون مرد آسیب رسوند؟

00:34:01.310 --> 00:34:02.844
‫این مهم نیست.
‫آیا اهمیتی داره؟

00:34:02.845 --> 00:34:04.179
‫نمی‌تونم باور کنم.
‫ادورادز؟
‫نمی‌تونید؟

00:34:05.081 --> 00:34:07.249
‫شما خودتون گفتید
‫که دوست‌پسرش مرد...

00:34:07.250 --> 00:34:08.583
‫که یکی از بیمارهای
‫سابقش بود.

00:34:08.584 --> 00:34:11.019
‫بدون هیچ مشاوره،
‫حمایت و مرخصی.

00:34:11.020 --> 00:34:13.154
‫بهت گفتم. ما مراقبش بودیم.
‫اون هیچ علامتی نشون نداد.

00:34:13.155 --> 00:34:14.365
‫شاگردهای مثل اون تا
‫موقعی که خیلی دیر
‫نشده نشون نمی‌دن
‫به چی نیاز دارن.

00:34:15.424 --> 00:34:17.959
‫اون تا مرز از دست دادن
‫همه‌چیز به کار ادامه می‌ده.

00:34:17.960 --> 00:34:19.794
‫اون به شدیدترین شکل
‫با بیمارها ارتباط برقرار می‌کنه...

00:34:19.795 --> 00:34:22.130
‫یا بیش از حد نزدیک می‌شه
‫و یا کاملاً سرد و بی‌روح می‌مونه.

00:34:22.131 --> 00:34:23.498
‫و حالا هم اینطوری؟

00:34:23.499 --> 00:34:27.301
‫این‌ها نشونه‌های
‫از دست رفتن رزیدنت هستن...

00:34:34.176 --> 00:34:35.310
‫فقط می‌خواستم بگم

00:34:35.311 --> 00:34:37.946
‫سرش رو هدف نگرفته بودم.
‫هدفم دیوار بود.

00:34:37.947 --> 00:34:39.347
‫من احمق نیستم.
‫تنها عصبانی بودم.

00:34:40.483 --> 00:34:42.050
‫نمی‌خواد الان بامزه باشی.

00:34:42.051 --> 00:34:43.785
‫بامزگی نمی‌کنم.

00:34:43.786 --> 00:34:45.320
‫جدی می‌گم.
‫نبایستی این کار رو می‌کردم.

00:34:45.321 --> 00:34:47.856
‫من عصبانی بودم.

00:34:47.857 --> 00:34:50.358
‫بیمار یه بچه بود.

00:34:50.359 --> 00:34:51.359
‫یه بچهٔ مریض.

00:34:51.360 --> 00:34:53.895
‫اون یه بچهٔ کوچولو بود
‫که هیچ کمکی نداشت.

00:34:53.896 --> 00:34:56.097
‫هیچ کمکی.

00:34:56.165 --> 00:34:59.467
‫من کنترلم رو از دست دادم

00:34:59.468 --> 00:35:01.602
‫و متأسفم.

00:35:03.873 --> 00:35:06.041
‫خیلی شگفت‌انگیزه و
‫هیچ‌کاریش هم نمی‌شه کرد.

00:35:06.042 --> 00:35:08.376
‫برای مدت‌ها همه چیز برای
‫خرابکاری ادواردز فراهم بوده...

00:35:08.377 --> 00:35:09.644
‫و من اون رو مقصر نمی‌دونم.

00:35:09.645 --> 00:35:11.246
‫اون محصولی از محیطش هستش.

00:35:11.247 --> 00:35:14.249
‫سرپرستی ضعیف یا شاید هم عدم
‫سرپرستی از جانب وبر و بیلی.

00:35:14.250 --> 00:35:17.185
‫و امروز هم پزشک
‫معالجش کرو بوده.

00:35:17.186 --> 00:35:20.188
‫به زحمت می‌شه گفت اون
‫نمونهٔ درخشان خودداری کردنه.

00:35:20.189 --> 00:35:22.157
‫- دقیقاً به همین خاطره که من
‫به روش خودم آموزش می‌دم.
‫- خیلی خب. متأسفم.

00:35:22.158 --> 00:35:24.025
‫اما می‌خوام درست همین‌جا
‫متوقفت کنم.

00:35:24.026 --> 00:35:25.393
‫ببخشید. می‌دونم اون دوستته...

00:35:25.394 --> 00:35:27.556
‫بس کن.

00:35:27.563 --> 00:35:30.231
‫من الان لباس زیر خیلی
‫تحریک‌کننده‌ای پوشیدم

00:35:30.232 --> 00:35:33.068
‫و از دیشب تا الان دارم
‫به امشب فکر می‌کنم.

00:35:33.069 --> 00:35:35.403
‫تنها کاری که می‌خوام بکنم اینه که
‫ببرمت خونه و لباس‌هات رو دربیارم.

00:35:35.404 --> 00:35:37.839
‫هرچی بیشتر در مورد وبر
‫و کرو صحبت کنی

00:35:37.840 --> 00:35:39.174
‫باعث می‌شه کمتر
‫بخوام اون کارها رو بکنم.

00:35:39.175 --> 00:35:41.176
‫پس، با کمال احترام...

00:35:41.177 --> 00:35:43.044
‫ساکت شو.

00:35:43.045 --> 00:35:46.714
‫فقط بشین توی ماشین
‫و با من به خونه بیا.

00:35:48.184 --> 00:35:49.351
‫جو؟

00:35:49.352 --> 00:35:52.187
‫گوش کن، می‌خوای با هم
‫یه آبجو بزنیم؟

00:35:52.188 --> 00:35:54.589
‫فردا ساعت ۷ یک
‫اکسیزیون تراتوم دارم.

00:35:54.590 --> 00:35:56.958
‫باید در موردش مطالعه کنم.
‫اما فردا چطوره؟

00:35:56.959 --> 00:35:59.294
‫آره. آره. حتماً. فردا.

00:35:59.295 --> 00:36:02.196
‫- راستی جو...
‫- بله.

00:36:04.208 --> 00:36:05.467
‫حالت خوبه؟
‫آره خوبم.

00:36:06.569 --> 00:36:09.629
‫راستش خیلی هم خوبم.

00:36:11.107 --> 00:36:13.108
‫به احتمال قوی صحبت کردن با تو

00:36:13.109 --> 00:36:15.310
‫یکی از معدود چیزهای خوبی
‫بوده که امسال اتفاق افتاده.

00:36:15.311 --> 00:36:17.278
‫- اندرو...
‫- صبر کن.

00:36:17.279 --> 00:36:19.247
‫سال گذشته خیلی سخت بوده...
‫برای هر دوی ما.

00:36:19.248 --> 00:36:20.949
‫می‌دونم و... متأسفم. من...

00:36:20.950 --> 00:36:24.060
‫می‌دونی چیه؟
‫من نیستم.

00:36:24.153 --> 00:36:26.121
‫من متأسف نیستم.

00:36:26.122 --> 00:36:27.389
‫چون حس می‌کنم با هم
‫از این شرایط گذشتیم.

00:36:27.390 --> 00:36:29.124
‫- حس می‌کنم انگار...
‫- بس کن.

00:36:29.125 --> 00:36:31.553
‫خواهش می‌کنم.

00:36:35.464 --> 00:36:37.599
‫می‌دونم چی می‌خوای بگی...

00:36:37.600 --> 00:36:40.301
‫من...

00:36:40.302 --> 00:36:41.803
‫من فکر نمی‌کنم تو...

00:36:41.804 --> 00:36:44.914
‫و وقتی اون رو بگی دیگه...

00:36:52.089 --> 00:36:54.448
‫باشه.

00:36:56.252 --> 00:36:59.345
‫فردا می‌بینمت.

00:37:03.859 --> 00:37:06.327
‫معاینهٔ میدان دیدش
‫خوب به نظر میاد.

00:37:06.328 --> 00:37:09.229
‫انتظار داریم یک ریکاوری
‫کامل داشته باشه.

00:37:11.600 --> 00:37:15.028
‫لیام تمام راه رو به تنهایی
‫تا بیمارستان اومد.

00:37:15.029 --> 00:37:17.538
‫بدون بینایی.

00:37:19.475 --> 00:37:21.910
‫این یک معجزه بوده.

00:37:21.911 --> 00:37:25.346
‫یا شاید کسی کمکش کرده.

00:37:25.347 --> 00:37:27.648
‫شاید کسی با ماشین
‫رسوندش اینجا.

00:37:30.286 --> 00:37:33.921
‫خداوند به کسانی کمک می‌کنه
‫که به خودشون کمک کنند.

00:37:40.629 --> 00:37:44.808
‫پس هنوز تومورم اون داخله.

00:37:44.809 --> 00:37:47.668
‫من خیلی متأسفم هالی.

00:37:49.238 --> 00:37:52.774
‫خدای من! من به
‫شماها چی گفتم؟

00:37:52.775 --> 00:37:55.510
‫شما پزشک‌ها
‫آدم‌های کله خرابی هستید.

00:37:55.511 --> 00:37:57.312
‫فقط باید تلاش‌تون رو بکنید

00:37:57.313 --> 00:37:59.748
‫فقط باید شکم آدم‌ها رو باز کنید.

00:37:59.749 --> 00:38:01.683
‫ریسکت کردن بار تومور
‫از روی قلبت

00:38:01.684 --> 00:38:05.745
‫به تخفیف علائمت کمک می‌کنه
‫و برات زمان می‌خره.

00:38:05.746 --> 00:38:08.590
‫درسته، این تومور فقط...

00:38:08.591 --> 00:38:10.825
‫این بخشی از وجود منه.

00:38:10.826 --> 00:38:14.062
‫مثل موهام، سینه‌هام

00:38:14.063 --> 00:38:18.365
‫یا انگشت‌های عجیب و
‫غریب پاهام.

00:38:18.367 --> 00:38:20.968
‫من براش جا باز کردم.

00:38:23.105 --> 00:38:25.006
‫ما مجبورت کردیم همون کاری رو
‫بکنی که قبلاً گفته بودی. مگه نه؟

00:38:25.007 --> 00:38:29.376
‫مجبورت کردیم کاری کنی که ما
‫حس بهتری از خودمون داشته باشیم.

00:38:30.746 --> 00:38:33.714
‫همیشه این اتفاق میوفته.

00:38:39.355 --> 00:38:41.289
‫تو توی دردسر افتادی.

00:38:41.290 --> 00:38:43.124
‫این رو یک اخطار بدون.

00:38:43.125 --> 00:38:44.225
‫من دیگه جدی‌تر بازی می‌کنم.

00:38:44.226 --> 00:38:46.261
‫از الان به بعد
‫بدجوری دنبالت می‌کنم.

00:38:46.262 --> 00:38:48.730
‫جراحی‌های تو رو می‌دزدم
‫و بهترین سرویس‌ها رو می‌گیرم.

00:38:48.731 --> 00:38:50.432
‫می‌تونی سرعتت رو
‫بیشتر کنی اما وقتی

00:38:50.457 --> 00:38:52.133
‫سرت رو برگردونی من
‫درست پشت‌سرت هستم.

00:38:52.134 --> 00:38:54.419
‫من دیگه نخواهم بود، بنابراین...

00:38:54.420 --> 00:38:56.204
‫منظورت چیه؟

00:38:56.205 --> 00:38:58.372
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

00:38:59.441 --> 00:39:02.075
‫مجوزهام لغو شدن.

00:39:02.578 --> 00:39:04.712
‫مجبورم برم مشاوره.

00:39:04.713 --> 00:39:07.115
‫جدی؟
‫برای چند وقت؟

00:39:07.116 --> 00:39:09.317
‫از جدی‌تر بازی کردن لذت ببر.

00:39:09.318 --> 00:39:12.920
‫الان واقعاً فرصتش رو داری
‫که من رو شکست بدی.

00:39:15.903 --> 00:39:18.927
"The One That You Want" ترانهٔ ♫
♫ "Madi Diaz" از

00:39:18.928 --> 00:39:20.662
‫سلام. خوشحالم که توی
‫دفترت پیدات کردم.

00:39:20.663 --> 00:39:23.631
‫من دکتر کرو هستم.
‫الکس کرو.

00:39:23.632 --> 00:39:26.301
‫نه، توی هیچ دردسری نیوفتادم.

00:39:26.302 --> 00:39:28.303
‫نه، به وکیل احتیاج ندارم.

00:39:28.304 --> 00:39:31.773
‫نیاز دارم یک نفر رو معرفی کنید.

00:39:31.774 --> 00:39:34.108
‫چون لازمه یکی رو پیدا کنم.

00:39:34.109 --> 00:39:36.477
‫می‌تونید بهم کمک کنید؟

00:39:36.478 --> 00:39:39.746
‫باشه، آره، یک لحظه.

00:39:40.316 --> 00:39:42.282
‫بله.

00:39:55.497 --> 00:39:57.031
‫بدن وفق پیدا می‌کنه.

00:39:57.032 --> 00:39:58.600
‫از خودش محافظت می‌کنه.

00:39:58.601 --> 00:40:03.671
‫اگر کاملاً درمان نمی‌شد ما واقعاً
‫نمی‌تونستیم زندگی کنیم، مگه نه؟

00:40:03.672 --> 00:40:06.507
‫امشب جوراب پشمی نمی‌پوشم.

00:40:06.508 --> 00:40:07.876
‫من الکل می‌خوام.
‫کسی می‌خواد یه نوشیدنی بزنیم؟

00:40:07.877 --> 00:40:09.944
‫بله. لطفاً.
‫و همینطور یک مرد.

00:40:09.945 --> 00:40:12.013
‫یک مرد جدید، مهربون و جذاب.

00:40:12.014 --> 00:40:13.711
‫- نمی‌خوام عاشقش بشم...
‫- نه، دوست‌پسر نمی‌خوام.

00:40:13.712 --> 00:40:15.316
‫فقط نمی‌خوام
‫واسهٔ خوش‌گذرونی

00:40:15.317 --> 00:40:16.718
‫تا موقع مرگم صبر کنم.
‫شماها هم هستین؟

00:40:18.120 --> 00:40:19.120
‫- نمی‌دونم.
‫- امشب نه.
‫پزشک هم نباشه.

00:40:20.289 --> 00:40:21.656
‫غریبه باشه.

00:40:21.657 --> 00:40:24.625
‫اگر هالی بود کجا می‌رفت؟
‫از ‌Yelp درمیارم.
‫(سایت اطلاع‌رسانی بین‌المللی.)

00:40:27.029 --> 00:40:29.063
‫شماها برید خوش بگذرونید.

00:40:29.064 --> 00:40:30.565
‫سلام. هالی چطوره؟

00:40:30.566 --> 00:40:32.066
‫آیا بهوش اومده؟
‫می‌تونم ببینمش؟

00:40:32.067 --> 00:40:35.403
‫کوری، خبرهای خوبی
‫در کار نیست.

00:40:35.404 --> 00:40:36.871
‫خیلی خب، خیلی خب...
‫وقتشه که اون رو فراموش کنی.

00:40:38.240 --> 00:40:40.308
‫خدای من.
‫آیا اون مرد؟

00:40:40.309 --> 00:40:42.310
‫نه، من این رو نگفتم.

00:40:42.311 --> 00:40:45.246
‫اما تو دیگه اون رو
‫نخواهی دید.

00:40:45.247 --> 00:40:48.549
‫کوری، اون دقایقی رو که با هم
‫گذروندید همیشه نزدیک قلبت نگه‌دار.

00:40:48.550 --> 00:40:50.251
‫اما اجازه نده اون‌ها
‫مانع‌ات بشن.

00:40:50.252 --> 00:40:52.487
‫دیگه اینجا نشین
‫و انتظار نکش.

00:40:52.488 --> 00:40:54.589
‫زندگی جدیدت رو بدست بگیر

00:40:54.590 --> 00:40:56.090
‫و برو بیرون و زندگی کن.

00:40:56.091 --> 00:40:59.060
‫- خیلی خب، من...
‫- «تغییر» خوبه.

00:40:59.061 --> 00:41:01.996
‫به همین خاطره که کمی لای
‫در رو باز می‌ذاریم...
‫(کنایه از ریسک کردن.)

00:41:01.997 --> 00:41:04.699
‫سلام. کل روز ندیدمت.

00:41:05.000 --> 00:41:06.668
‫- داری می‌ری بیرون؟
‫- آره.

00:41:06.669 --> 00:41:08.952
‫منم همینطور.

00:41:09.438 --> 00:41:14.538
‫و با تمام وجود امید داریم که
‫ارزش این ریسک رو داشته باشه.

00:41:15.193 --> 00:41:19.193
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.