﻿WEBVTT

00:00:03.544 --> 00:00:06.544
"Luxury" ترانه ♫
♫ "Frida Elsa" از

00:00:07.845 --> 00:00:10.474
‫هر روز افراد زیادی
‫از دور و برمون

00:00:10.475 --> 00:00:12.383
‫ازمون می‌پرسن حالمون چطوره.

00:00:12.384 --> 00:00:14.725
‫نمی‌خوای که...

00:00:14.726 --> 00:00:17.560
‫قبل از اینکه بری داخل
‫«دعای آرامش» رو بخونی؟
‫(دعایی معروف به قلم «راینهولد نیبور».)

00:00:18.738 --> 00:00:21.040
‫خیلی خب، فقط مواد مصرف نکن.

00:00:21.041 --> 00:00:23.708
‫و روز خوبی توی
‫مدرسه داشته باشی!

00:00:25.078 --> 00:00:27.780
‫اما وقتی ما جراح‌ها
‫حالتون رو می‌پرسیم

00:00:27.781 --> 00:00:29.782
‫حقیقتاً جوابتون برای ما مهمه.

00:00:29.783 --> 00:00:31.016
‫تو خوبی؟

00:00:31.017 --> 00:00:33.652
‫داشتم فکر می‌کردم
‫اگر هم سن اون بودم

00:00:33.653 --> 00:00:36.535
‫چه راه‌های فراری از
‫مدرسه به ذهنم می‌رسید.

00:00:36.623 --> 00:00:39.091
‫که چی بشه؟ می‌خوای
‫تمام روز همینجا وایستی

00:00:39.092 --> 00:00:41.060
‫که یه موقع مدرسه
‫رو ترک نکنه؟ یا...

00:00:41.061 --> 00:00:42.759
‫این هفته چند مورد اوردوز هروئین

00:00:42.760 --> 00:00:44.694
‫رو توی اورژانس معالجه کردی؟

00:00:44.695 --> 00:00:45.837
‫بیا دور مدرسه یه چرخی بزنیم
‫که مطمئن بشیم
‫از در پشتی فرار نکنه.

00:00:47.067 --> 00:00:48.267
‫- باشه.
‫- خیلی خب.
‫پاسخ شما به «حالتون چطوره؟»

00:00:49.736 --> 00:00:51.503
‫به ما نشون می‌ده
‫که چقدر در

00:00:51.504 --> 00:00:53.138
‫انجام وظیفه مراقبت
‫از شما موفق بودیم.

00:00:53.139 --> 00:00:55.507
‫اون یک اتفاق بود.

00:00:55.508 --> 00:00:57.142
‫تو بهترین گارسون
‫رستوران بودی

00:00:57.143 --> 00:00:58.744
‫و بعد اتفاقاً قهوه رو می‌ریزی

00:00:58.745 --> 00:01:00.846
‫روی اعصاب خرد کن‌ترین
‫مشتری ممکن؟

00:01:00.847 --> 00:01:02.448
‫کاملاً حقش بود.

00:01:02.449 --> 00:01:04.350
‫می‌دونستم!

00:01:04.351 --> 00:01:06.952
‫می‌دونی، مجبور شدم از انعام‌های
‫خودم پول جلیقه احمقانه و زشت‌شو بدم.

00:01:06.953 --> 00:01:08.654
‫اونطور که من یادمه
‫منم پول گذاشتم.

00:01:08.655 --> 00:01:11.323
‫متأسفانه، در خارج از حوزه
‫پزشکی، مراقبت از دیگران

00:01:11.324 --> 00:01:13.025
‫معمولاً پیچیده‌تره.

00:01:13.026 --> 00:01:14.593
‫اسپرسوی تریپل تو.

00:01:14.594 --> 00:01:17.463
‫و برات مجوز رأی دادن
‫به صورت پستی رو گرفتم.
‫(شیوه‌ای از رأی دادن غیرحضوری.)

00:01:17.464 --> 00:01:20.165
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

00:01:20.633 --> 00:01:22.500
‫صبح بخیر رئیس.

00:01:23.269 --> 00:01:24.837
‫ریچی.

00:01:24.838 --> 00:01:26.638
‫لینکلن.

00:01:28.141 --> 00:01:30.042
‫- الان بهت گفت «ریچی»؟
‫- آره.

00:01:30.043 --> 00:01:32.344
‫می‌گه اگر روی کامل گفتن
‫اسمش اصرار کنم

00:01:32.345 --> 00:01:34.279
‫اونم عوضش اسم
‫منو کوتاه می‌کنه.

00:01:34.280 --> 00:01:35.814
‫- چی بی‌ادب.
‫- اوه، نه، نه، نه.

00:01:35.815 --> 00:01:37.616
‫اون مرد خوبیه.
‫گیتاریست خفنی هم هست.

00:01:37.617 --> 00:01:39.118
‫آره، لینک خیلی خوبه.

00:01:39.119 --> 00:01:40.723
‫می‌دونید، دوستی ما
‫برمی‌گرده به اوایل دانشگاه.

00:01:40.747 --> 00:01:43.689
‫اوه! نه! نه، نه، نه.
‫اونجوری نه.

00:01:43.690 --> 00:01:46.191
‫ما با هم گارسون بودیم.
‫اون مثل برادرمه.

00:01:46.192 --> 00:01:47.726
‫خیلی خب، من
‫می‌رم آزمایشگاه

00:01:47.727 --> 00:01:50.028
‫ولی امیدوارم بعد ببینمت.

00:01:51.831 --> 00:01:53.832
‫وقتی فهمیدم
‫کاترین و کوراسیک

00:01:53.833 --> 00:01:57.069
‫با هم دوست قدیمی بودن...

00:01:57.070 --> 00:01:59.837
‫- زیادم خوشحال نشدم.
‫- می‌تونم کمکتون کنم؟

00:02:10.400 --> 00:02:13.400
‫(پیامک از مردیت:)
‫«لازمه صحبت کنیم.
‫فوریه. بهم زنگ بزن.»

00:02:13.924 --> 00:02:16.624
‫(تدی:)
‫«اختلاف ساعت داریم.
‫دارم می‌رم برای شام.»

00:02:22.580 --> 00:02:25.780
‫(مردیت:)
‫«روی تاب یا سرسره؟»

00:02:35.408 --> 00:02:37.231
«آناتومی گری»
(فصل پانزدهم - قسمت پنجم)

00:02:42.282 --> 00:02:44.416
‫چطور پیدام کردی؟

00:02:44.417 --> 00:02:45.617
‫قدیما کریستینا رو مجبور می‌کردی

00:02:45.618 --> 00:02:48.093
‫هر روز صبح اینجا
‫برات قهوه بیاره.

00:02:48.094 --> 00:02:52.364
‫و می‌دونستم اونقدر احمق نیستی
‫که با شرایط موجود پرواز کنی.

00:02:52.430 --> 00:02:54.266
‫پیرس بهت گفته.

00:02:54.267 --> 00:02:56.368
‫اینم از گواهی طبابتش.

00:02:56.369 --> 00:02:58.103
‫همه می‌دونیم تو از پیرس
‫شکایت نمی‌کنی.

00:02:58.104 --> 00:03:00.505
‫خودت مشکلات بزرگتری داری.

00:03:04.211 --> 00:03:07.046
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر، پارکر.

00:03:07.047 --> 00:03:08.347
‫اول چی داریم؟

00:03:08.348 --> 00:03:10.382
‫«سی‌سی کولوین»
‫در شرایط بعد از عمل پیوند قلب

00:03:10.383 --> 00:03:11.884
‫با نارسایی کلیه ثانویه

00:03:11.885 --> 00:03:13.786
‫ناشی از داروهای سرکوب
‫سیستم ایمنی.

00:03:13.787 --> 00:03:16.322
‫می‌دونستید اون یک
‫همسریاب حرفه‌ای هستش؟

00:03:16.323 --> 00:03:17.256
‫اوه، می‌دونستم.

00:03:17.257 --> 00:03:19.191
‫مجبور شدم عکس‌های
‫دوست دخترم رو بهش

00:03:19.192 --> 00:03:21.293
‫نشون بدم تا دست از
‫آدم جور کردن برام برداره.

00:03:21.294 --> 00:03:22.494
‫سلام.
‫خوش اومدید دکتر آوری.

00:03:23.864 --> 00:03:26.131
‫ممنونم پارکر. یه دقیقه
‫بهمون وقت بده لطفاً.

00:03:29.008 --> 00:03:32.336
‫مطمئن نبودم هیچ کدوم از
‫پیام‌هام رو خونده باشی.

00:03:32.372 --> 00:03:34.473
‫درسته...

00:03:34.474 --> 00:03:36.375
‫تو با یه بچه که استئوکندرومای
‫کتف داشت آشنا شدی

00:03:36.376 --> 00:03:38.077
‫بعدش دکمه توقف
‫سفرت رو فشار دادی

00:03:38.078 --> 00:03:39.912
‫که اون و خانواده‌اش رو
‫بیاری اینجا و عملش کنی.

00:03:39.913 --> 00:03:41.247
‫جوابم به دستت رسید؟

00:03:41.248 --> 00:03:42.882
‫منظورت همون
‫یک کلمه «اوکی» بود؟

00:03:42.883 --> 00:03:44.583
‫فکر می‌کردم تو طرفدار
‫خلاصه نویسی هستی.

00:03:44.584 --> 00:03:46.752
‫مگی، صبر کن. باشه؟

00:03:46.753 --> 00:03:49.021
‫می‌دونم سفر من یهویی بود.

00:03:49.022 --> 00:03:52.057
‫می‌دونم این هم ناگهانیه. من...

00:03:52.058 --> 00:03:53.525
‫خیلی دلم
‫برات تنگ شده.

00:03:53.526 --> 00:03:55.394
‫می‌خوام بتونیم با هم
‫بشینیم و صحبت کنیم

00:03:55.395 --> 00:03:57.029
‫و امشب ببرمت شام بخوریم.

00:03:57.030 --> 00:03:58.486
‫ببین...

00:03:58.487 --> 00:03:59.999
‫تو جراحی داری.
‫منم بیمارهایی دارم.

00:04:00.000 --> 00:04:02.567
‫می‌تونیم بعداً صحبت کنیم.

00:04:08.775 --> 00:04:12.411
‫سلام. من... متأسفم. دیر کردم؟

00:04:12.412 --> 00:04:16.348
‫نه، خوابم نمی‌برد برای همین
‫گفتم یکم دستم جلو باشه.

00:04:16.349 --> 00:04:18.417
‫امکان نداره بتونیم
‫در عرض یک سال

00:04:18.418 --> 00:04:20.252
‫همه این رویکردها رو بررسی کنیم.

00:04:20.253 --> 00:04:21.754
‫لازمه انتخاب‌ها رو جزئی‌تر کنیم.

00:04:21.755 --> 00:04:24.356
‫فقط با وکتورهای
‫مولکولی شروع می‌کنیم.

00:04:24.357 --> 00:04:26.458
‫فرآیند «حذف موارد».

00:04:26.459 --> 00:04:28.460
‫باید یک مشاوره جراحی بدی.

00:04:28.461 --> 00:04:30.429
‫- ما مشغولیم.
‫- ببین، گری، شفرد و هانت

00:04:30.430 --> 00:04:31.764
‫لحظه آخر همه‌شون
‫مرخصی گرفتن.

00:04:31.765 --> 00:04:33.399
‫برای همین لازمه
‫شما دو نفر فعلاً

00:04:33.400 --> 00:04:35.434
‫آینده رو معلق بذارید و به
‫بیمارهای موجود فعلی

00:04:35.435 --> 00:04:38.370
‫و به مورد مشاوره که توی دفتر منه
‫و از اونجا تکون نمی‌خوره برسید.

00:04:38.371 --> 00:04:40.105
‫شوهرت کلاً بدخلقه.

00:04:40.106 --> 00:04:43.074
‫- خودت رئیسش کردی.
‫- تو که باهاش ازدواج کردی.

00:04:43.443 --> 00:04:45.244
‫سلام، سلام.

00:04:45.245 --> 00:04:47.780
‫«هالین ولف» ریچی
‫سبک بلوز می‌خونه.
‫(خواننده و نوازنده سیاهپوست معروف.)

00:04:47.781 --> 00:04:50.249
‫سر کار نه؟ درسته. باشه.
‫متأسفم دکتر وبر.

00:04:50.250 --> 00:04:52.550
‫هلم، اشمیت، بیاید اینجا.

00:04:53.853 --> 00:04:57.356
‫خیلی خب، هانت نیست
‫برای همین فقط ما توی اورژانسیم.

00:04:57.357 --> 00:04:59.758
‫من مورد تروما رو به دست می‌گیرم
‫و شما سه تا بقیه اورژانس رو.

00:04:59.759 --> 00:05:01.427
‫گزارش کارتون رو به دلوکا بدید.

00:05:01.428 --> 00:05:03.395
‫گری-اسلووان به خاطر
‫فراهم کردن

00:05:03.396 --> 00:05:06.231
‫بالاترین سطح مراقبت‌های
‫پزشکی، به خودش می‌باله.

00:05:06.232 --> 00:05:07.933
‫همکار شما، دکتر روی

00:05:07.934 --> 00:05:10.202
‫به طرز تأسف‌باری در این
‫زمینه ضعف داشت.

00:05:10.203 --> 00:05:12.404
‫من ازتون انتظار دارم
‫بهتر عمل کنید.

00:05:12.405 --> 00:05:14.406
‫- خیلی خب، راه بیوفتید.
‫- باشه.

00:05:14.407 --> 00:05:15.774
‫ممنون دکتر وبر.
‫این یک لطف نبود.

00:05:17.210 --> 00:05:20.045
‫اینجا چی داریم؟

00:05:21.414 --> 00:05:23.983
‫تو هنوز بهم یک نوشیدنی
‫بدهکاری. امشب خوبه؟

00:05:23.984 --> 00:05:28.120
‫اوه، نمی‌دونم. شاید یه...
‫کاری داشته باشم...

00:05:28.121 --> 00:05:29.989
‫دکتر کیم، توی تخت سه
‫به کمکتون نیاز داریم.

00:05:29.990 --> 00:05:31.090
‫تا بعد.

00:05:31.091 --> 00:05:33.459
‫خیلی خب، اگر برنامه
‫اون کارت عوض شد

00:05:33.460 --> 00:05:35.404
‫من توی بار جو هستم.

00:05:37.797 --> 00:05:40.099
‫تو قرار آشنایی رو رد کردی؟
‫اونم با اون؟

00:05:40.100 --> 00:05:42.067
‫چی؟ نه.
‫اینکه قرار آشنایی نبود.

00:05:42.068 --> 00:05:45.670
‫دعوتت کرد برید بیرون نوشیدنی
‫بخورید. این یعنی قرار آشنایی.

00:05:50.977 --> 00:05:53.786
‫سلام کرو.
‫«هدیه‌ای برای تو دارم».

00:05:53.787 --> 00:05:55.773
‫- فکر می‌کردم هنوز تعطیلات هستی.
‫- تعطیلات که نبود.

00:05:55.774 --> 00:05:57.316
‫فقط مدتی مرخصی شخصی بود
‫که سر از یه چیزایی دربیارم.

00:05:57.317 --> 00:05:58.684
‫وقتی آدم سر کار نیست
‫یعنی رفته تعطیلاته.

00:05:58.685 --> 00:06:00.185
‫دنبال معنای زندگی گشتن

00:06:00.186 --> 00:06:02.321
‫فقط به این معنیه که تعطیلات
‫خسته‌کننده‌ای داشتی.

00:06:02.322 --> 00:06:03.455
‫هدیه چی هست؟

00:06:03.456 --> 00:06:07.960
‫یک بچه یازده ساله با استئوکندروما
‫شدید در هر دو کتف دارم

00:06:07.961 --> 00:06:09.361
‫عجیب‌ترین موردی از این
‫بیماریه که تا حالا داشتم.
‫- و به صورت خیریه هستش.
‫- خیریه!؟

00:06:10.827 --> 00:06:12.531
‫- من با خانواده‌ش ملاقات کردم.
‫- این کجاش هدیه‌ست؟

00:06:12.532 --> 00:06:15.249
‫ما داریم مثل خونریزی پول خرج...

00:06:17.003 --> 00:06:19.371
‫«رافی»، ببین کی اینجاست.

00:06:19.372 --> 00:06:20.939
‫دکتر آوری!

00:06:20.940 --> 00:06:22.374
‫قابل تو رو نداره.

00:06:22.375 --> 00:06:25.210
‫سلام رفیق!

00:06:33.935 --> 00:06:37.115
‫خانم «سالیوان»؟
‫سلام. من دکتر بیلی هستم.

00:06:37.116 --> 00:06:38.150
‫ایشون دکتر ویلسون هستن.

00:06:38.151 --> 00:06:40.185
‫- کرو.
‫- کرو.

00:06:40.186 --> 00:06:41.671
‫من برای دیدن دکتر گری اینجام.

00:06:41.672 --> 00:06:43.406
‫بله، دکتر گری در دسترس نیستن

00:06:43.407 --> 00:06:44.874
‫برای همین قرار هستش که ما...

00:06:44.875 --> 00:06:46.709
‫که «وقت من رو تلف کنید»؟

00:06:46.710 --> 00:06:49.378
‫من تا الان یک متخصص داخلی،
‫دو تا متخصص دستگاه گوارش

00:06:49.379 --> 00:06:51.714
‫و دو تا جراح دیدم که کلی هم
‫آزمایش‌های غیرقابل نتیجه‌گیری

00:06:51.715 --> 00:06:54.016
‫انجام دادن و آخرش تشخیص دادن
‫مشکل رفلاکس اسید معده

00:06:54.017 --> 00:06:56.818
‫و بی‌اشتهایی و اضطراب دارم
‫که هیچ‌کدومشون علت واقعی

00:06:56.819 --> 00:06:58.354
‫درد معده من نیست.

00:06:58.355 --> 00:06:59.989
‫برای همین اینجام
‫تا زنی که راجع بهش

00:06:59.990 --> 00:07:01.591
‫خوندم و بهترینه یعنی
‫«مردیت گری» رو ببینم.

00:07:01.592 --> 00:07:04.560
‫شما دو نفر هم کاملاً شفاف
‫گفتید که دکتر گری نیستید

00:07:04.561 --> 00:07:07.430
‫پس نخیر، خیلی ممنونم و خداحافظ.

00:07:07.431 --> 00:07:09.365
‫باشه.

00:07:09.366 --> 00:07:11.033
‫خانم سالیوان.

00:07:11.034 --> 00:07:13.603
‫من مردیت گری نیستم.
‫این حقیقته.

00:07:13.604 --> 00:07:17.073
‫اما من زنی هستم که
‫مردیت گری رو تعلیم داد.

00:07:17.074 --> 00:07:20.610
‫وقتی گری رو اولین بار دیدمش
‫مثل یک تیکه گل بی‌خاصیت بود.

00:07:20.611 --> 00:07:23.012
‫اما من با همین دستام
‫اون رو به جراحی که

00:07:23.013 --> 00:07:24.947
‫امروز هستش شکل دادم.

00:07:24.948 --> 00:07:28.617
‫منم برای ریزکبدها کمکش کردم.

00:07:31.888 --> 00:07:34.090
‫دکتر کرو رئیس بخش
‫جراحی اطفال

00:07:34.091 --> 00:07:36.092
‫ و همینطور فعلاً رئیس
‫همه‌چیز هستن.

00:07:36.093 --> 00:07:37.526
‫ایشون رافی و «امیر» هستن.

00:07:37.527 --> 00:07:39.195
‫خیلی ممنونم بابت انجام این کار.

00:07:39.196 --> 00:07:41.097
‫- اشکالی نداره یه نگاهی بندازم؟
‫- به هیچ وجه.

00:07:41.098 --> 00:07:43.432
‫سلام، رافی، می‌تونی برای من
‫دست‌هات رو بالای سرت بگیری؟

00:07:43.433 --> 00:07:45.701
‫اوه، آفرین.

00:07:46.937 --> 00:07:48.371
‫خیلی خب، شما چطور
‫با هم آشنا شدید؟

00:07:48.372 --> 00:07:50.039
‫در حال کوهنوردی در «اورگون».

00:07:50.040 --> 00:07:51.707
‫ما توی یک نهر
‫پیاده‌روی می‌کردیم.

00:07:51.708 --> 00:07:54.043
‫و اون‌ها هم برام «اسمور»های
‫فوق‌العاده‌ای درست کردن.
‫(یک خوراکی از نان تست، مارشملو و شکلات.)

00:07:54.044 --> 00:07:56.879
‫رافی عاشق شنا کردنه. حتی وقتی
‫هوای بیرون خیلی سرد باشه.

00:07:56.880 --> 00:07:59.248
‫همینطور قطاری سنگ زدن
‫روی آب و بالا رفتن از درخت‌ها.

00:07:59.249 --> 00:08:01.550
‫- کلاً هرکاری که توی فضای باز باشه.
‫- وقتی رافی هشت ساله بود

00:08:01.551 --> 00:08:03.786
‫مبتلا به استئوکندرومای
‫مولتیپل تشخیص داده شد.

00:08:03.787 --> 00:08:06.288
‫یعنی رشدهای اضافی خوش‌خیم
‫در استخوان‌ها و غضروف‌هام.

00:08:06.289 --> 00:08:07.546
‫اون‌ها ارثی هستن.

00:08:07.547 --> 00:08:09.558
‫روزی پنج بار اینا رو
‫برای بقیه آدما توضیح می‌ده.

00:08:09.559 --> 00:08:11.227
‫اگر بخوام بهت بگم
‫ما قراره چکار کنیم

00:08:11.228 --> 00:08:12.795
‫ما استخوان‌هات رو می‌تراشیم

00:08:12.796 --> 00:08:15.665
‫و دوباره بهشون شکل
‫می‌دیم تا از این شکل...

00:08:15.666 --> 00:08:17.400
‫به... این تبدیل بشن.

00:08:17.401 --> 00:08:18.668
‫آیا مطمئن هستید که
‫بهتره الان برشون داریم؟

00:08:18.669 --> 00:08:20.803
‫پزشک اطفالش گفت احتمالاً
‫بهتر باشه تا بزرگتر شدنش صبر کنیم.

00:08:20.804 --> 00:08:23.710
‫نه. می‌خوام همین الان برداشته
‫بشن. ظاهرشون ناجوره!

00:08:23.711 --> 00:08:26.075
‫مشکلی نیست. چه حالا و چه وقتی
‫بزرگتر بشه، ریسکش فرقی نداره.

00:08:26.076 --> 00:08:28.744
‫در ضمن دست آدم‌های واردی هستید.
‫من و آوری تیم خوبی هستیم.

00:08:28.745 --> 00:08:30.513
‫ببخشید که دیر کردم.

00:08:30.514 --> 00:08:32.581
‫مجبور شدم یک پین توی
‫یک درشت‌نی فرو کنم.

00:08:32.582 --> 00:08:34.650
‫چه خبرا؟ رفیق کوچولو؟

00:08:34.651 --> 00:08:37.620
‫من دکتر لینکلن هستم.
‫اما تو می‌تونی لینک صدام کنی.

00:08:37.621 --> 00:08:40.322
‫- اونم توی این هست؟
‫- اون رئیس اورتوپدیه. آره.

00:08:40.323 --> 00:08:42.525
‫آوری بهم نگفته بود که
‫تو هم توی این پرونده هستی.

00:08:42.526 --> 00:08:43.693
‫چه دلنشین.

00:08:43.694 --> 00:08:46.261
‫آره. دلنشین.

00:08:48.365 --> 00:08:50.766
‫خیلی خب، علائم
‫حیاتیت خوب هستن

00:08:50.767 --> 00:08:54.470
‫اما دوست دارم یک آزمایش خون
‫و یک اکوی دیگه هم انجام بدم.

00:08:54.471 --> 00:08:56.172
‫و...

00:08:56.173 --> 00:08:59.975
‫یه پرنده کوچولو بهم خبر
‫داده که دکتر آوری برگشته.

00:09:00.677 --> 00:09:03.679
‫یا باید می‌گفتم یا درباره
‫خودم صحبت می‌کردم...

00:09:03.680 --> 00:09:06.649
‫آه، بله سیسی.
‫دکتر آوری موقتاً برگشته.

00:09:06.650 --> 00:09:08.217
‫اینجاست که یک جراحی
‫پیچیده رو انجام بده

00:09:08.218 --> 00:09:09.604
‫و بعد دوباره می‌ره.

00:09:09.605 --> 00:09:12.321
‫پس از این ناراحتی که
‫برگشتنش زیاد طولانی نیست.

00:09:12.322 --> 00:09:14.657
‫البته. بیاید اینطور فکر کنیم.

00:09:14.658 --> 00:09:18.430
‫وقتی معایناتم رو تموم کردم
‫برمی‌گردم تا اکوت رو انجام بدم.

00:09:19.106 --> 00:09:20.996
‫چه اتفاقی بین‌شون افتاده؟

00:09:20.997 --> 00:09:23.131
‫- نمی‌دونم.
‫- پارکر!

00:09:24.701 --> 00:09:26.302
‫وقتی ۱۴ سالم بود

00:09:26.303 --> 00:09:29.238
‫وسط وقت مدرسه دچار
‫مسمومیت الکلی شدم.

00:09:29.239 --> 00:09:30.740
‫تا حالا این ماجرا
‫رو برات گفتم؟

00:09:30.741 --> 00:09:32.675
‫بیلی بهم گفت
‫یه اپی هستش

00:09:32.676 --> 00:09:34.577
‫که روی گوشی بچه‌ت نصب
‫می‌کنی تا ردیابیش کنی.

00:09:34.578 --> 00:09:35.911
‫آره. قبلاً انجام دادم.
‫به این کارم افتخار نمی‌کنم.

00:09:37.314 --> 00:09:40.216
‫و البته این اپ هم هست...
‫که پیامک‌هاش رو شنود می‌کنه.

00:09:40.217 --> 00:09:41.751
‫اوه. این کار دیگه یخرده...

00:09:41.752 --> 00:09:43.686
‫تهاجمیه؟ زیاده‌رویه؟

00:09:43.687 --> 00:09:45.221
‫پیامکی اومد بود
‫راجع به اینکه

00:09:45.222 --> 00:09:46.989
‫یه تعداد از بچه‌ها می‌خوان
‫امروز کلاس رو بپیچونن.

00:09:46.990 --> 00:09:49.878
‫- برای همینه که ما اینجاییم.
‫- تو خودت یک معتاد در حال بازتوانی

00:09:49.879 --> 00:09:53.028
‫هستی، و داری یکی دیگه رو هم
‫ترک می‌دی و براش دلسوزی می‌کنی.

00:09:53.029 --> 00:09:54.730
‫هر کسی هم که باشه...

00:09:54.731 --> 00:09:56.098
‫دیوونه می‌شه؟

00:09:56.099 --> 00:09:58.470
‫می‌خواستم بگم
‫«زیادی درگیر می‌شه».

00:09:59.603 --> 00:10:01.737
‫پاکشون کن.

00:10:01.738 --> 00:10:04.739
‫اگر خودم پاک کنم بعداً
‫دوباره وسوسه می‌شم.

00:10:05.776 --> 00:10:07.576
‫باشه.

00:10:09.112 --> 00:10:10.513
‫همه‌شون رفتن!

00:10:10.514 --> 00:10:12.581
‫لازم نیست جزئیات
‫برنامه ناهارش با...

00:10:12.582 --> 00:10:14.717
‫«راشل» و «آیلین» رو بدونیم.

00:10:14.718 --> 00:10:16.352
‫می‌خوان با هم ناهار بخورن؟

00:10:16.353 --> 00:10:17.805
‫خوبه!

00:10:17.806 --> 00:10:19.455
‫اون‌ها دخترهای
‫مؤدبی به نظر میان.

00:10:19.456 --> 00:10:21.624
‫وقتی آدم داره ترک می‌کنه
‫دوست پیدا کردن خیلی سخته...

00:10:21.625 --> 00:10:23.692
‫چی شده که من به
‫چنین آدمی تبدیل شدم؟

00:10:23.693 --> 00:10:26.361
‫من که یجورایی
‫از این آدم خوشم میاد.

00:10:27.464 --> 00:10:29.799
‫خیلی خب، هلم، برو یه مقدار
‫پانسمان بیار که به این بخوره.

00:10:29.800 --> 00:10:31.567
‫دکتر وبر.

00:10:31.568 --> 00:10:33.435
‫یک زخم کوچولو روی سر و
‫یکی روی ساق پا داره

00:10:33.436 --> 00:10:35.771
‫و من تازه ترمیم پا رو تموم کردم.

00:10:35.772 --> 00:10:37.706
‫مشکلی هست اشمیت؟

00:10:37.707 --> 00:10:39.608
‫لبه‌ها انگار روی هم نمیان.

00:10:39.609 --> 00:10:40.810
‫خب، خودم می‌تونم ببینم.

00:10:40.811 --> 00:10:42.812
‫دلوکا، براش توصیه‌ای نداری؟

00:10:42.813 --> 00:10:44.474
‫اول یک بخیه کنج رویبالاترین قسمتش بزن.

00:10:44.475 --> 00:10:45.621
‫بعدش بقیه روی هم میوفتن.

00:10:45.622 --> 00:10:48.783
‫- زود باش. خودت که بلدی.
‫- درسته. ببخشید.

00:10:51.721 --> 00:10:54.123
‫ببینید، اشمیت فقط
‫یک مقدار حواسش پرته.

00:10:54.124 --> 00:10:55.891
‫فکر می‌کنم یه
‫احساسی نسبت به هلم داره.

00:10:55.892 --> 00:10:58.260
‫این عذر توئه یا اون؟

00:10:58.261 --> 00:11:01.211
‫این عذر نیست دکتر وبر.
‫فقط یک توضیحه.

00:11:01.212 --> 00:11:02.631
‫پس نزدیک بود فریبم بدی.
‫تو و اشمیت هر دو
‫روی یک بیمار بودید

00:11:03.900 --> 00:11:05.634
‫و با اینحال متوجه نشدی
‫اون به کمک نیاز داره؟

00:11:05.635 --> 00:11:07.936
‫یه مقدار از خودت
‫انگیزه نشون بده دلوکا.

00:11:09.406 --> 00:11:12.141
‫من... من صبحونه خوردم

00:11:12.142 --> 00:11:13.809
‫اگر داری صبحونه درست می‌کنی.

00:11:13.810 --> 00:11:16.885
‫اوه، نه. باید برای مراسم
‫آشپزی زولا کلوچه درست کنم

00:11:16.886 --> 00:11:18.147
‫و حتماً هم باید خونگی باشن

00:11:18.148 --> 00:11:19.849
‫چون گویا اینطوری می‌گن
‫به بچه‌ش اهمیت می‌ده.

00:11:19.850 --> 00:11:22.685
‫زولا شکلات می‌خواد. شکلات
‫ریزه نه. خود شکلات.

00:11:22.686 --> 00:11:26.755
‫تو می‌دونستی پودر کاکائو و
‫هات چاکلت با هم فرق دارن؟

00:11:26.756 --> 00:11:27.957
‫- کیک‌پزی بلد نیستی، آره؟
‫- من تازه یاد گرفتم
‫که باید فر رو از قبل گرم کرد.

00:11:29.426 --> 00:11:30.860
‫می‌دونی چیه؟
‫به نظر سرت شلوغه.

00:11:30.861 --> 00:11:32.828
‫برای همین من می‌رم.

00:11:32.829 --> 00:11:34.496
‫فقط باش.

00:11:34.497 --> 00:11:36.932
‫که یه موقع من کل
‫خونه رو به آتیش نکشم.

00:11:36.952 --> 00:11:38.434
‫- باشه.
‫- می‌بینی؟

00:11:38.435 --> 00:11:40.056
‫تو هم به زودی به
‫تمام این کارها می‌رسی

00:11:40.057 --> 00:11:41.770
‫کلوچه‌پزی، دنبال مهدکودک گشتن

00:11:41.771 --> 00:11:43.305
‫پیدا کردن یک مدرسه خوب.

00:11:43.306 --> 00:11:45.007
‫و حالا شروع کرد.

00:11:45.008 --> 00:11:46.775
‫ببین، مردیت، من به
‫آلمان برمی‌گردم.

00:11:46.776 --> 00:11:49.178
‫یک پزشک زنان و زایمان خیلی
‫خوب توی «لاندستول» دارم

00:11:49.179 --> 00:11:51.847
‫و اونجا زایمان می‌کنم و خودم
‫تنهایی بچه‌ام رو بزرگ می‌کنم.

00:11:51.848 --> 00:11:53.148
‫و به آون نمی‌گی؟

00:11:53.149 --> 00:11:55.517
‫خب، برنامه‌ام این بود که بگم

00:11:55.518 --> 00:11:57.052
‫و می‌خواستم
‫بخاطر اون حرف‌های

00:11:57.053 --> 00:11:58.888
‫زشتی که بهش زدم
‫عذرخواهی هم بکنم

00:11:58.889 --> 00:12:02.191
‫اما وقتی برگشتم اینجا فهمیدم
‫همه حرفام درست بودن.

00:12:02.192 --> 00:12:04.492
‫اونطور که فکر می‌کنی نیست.

00:12:04.828 --> 00:12:07.229
‫اون با همسر سابقش و
‫دو تا بچه هم‌خونه نیست؟

00:12:07.230 --> 00:12:09.031
‫خیلی خب، باشه،
‫این قسمتش حقیقت داره.

00:12:09.032 --> 00:12:10.566
‫اما اون داره از اون
‫بچه سرپرستی می‌کنه

00:12:10.567 --> 00:12:13.068
‫و آملیا هم به مادر بچه کمک
‫می‌کنه که زندگیش رو از دست نده.

00:12:13.069 --> 00:12:15.357
‫من فقط...

00:12:15.572 --> 00:12:18.007
‫من که فکر نمی‌کنم
‫گفتنش نتیجه‌ای بده.

00:12:18.008 --> 00:12:19.808
‫پس چرا اینجایی؟

00:12:19.809 --> 00:12:22.878
‫- خودت منو تعقیب می‌کردی.
‫- نه، نه. چرا توی سیاتل هستی؟

00:12:22.879 --> 00:12:25.381
‫علتش رو هم گردن
‫اون لخته خون ننداز

00:12:25.382 --> 00:12:26.982
‫چون هر دو می‌دونیم
‫اگر واقعاً می‌خواستی

00:12:26.983 --> 00:12:29.018
‫از شهر بری، می‌تونستی با
‫قطار یا اتوبوس بری.

00:12:29.019 --> 00:12:31.553
‫نمی‌دونم. خیلی خب؟
‫نمی‌دونم. فقط...

00:12:31.554 --> 00:12:33.822
‫نمی‌دونم چرا اینجام و
‫چکار می‌خوام بکنم.

00:12:33.823 --> 00:12:36.759
‫توی این مدت توی یک
‫هتل مجلل چپیده بودم

00:12:36.760 --> 00:12:38.994
‫و یه صورتحساب خدمات
‫گزاف پرداخت کردم

00:12:38.995 --> 00:12:40.729
‫تا سعی کنم جواب همین رو
‫بفهمم، اما هنوزم نمی‌دونم.

00:12:40.730 --> 00:12:42.598
‫این داره دیوونه‌م می‌کنه
‫و حالم رو می‌گیره.

00:12:42.599 --> 00:12:44.934
‫تو داری با اون
‫تخم‌مرغ‌ها چکار می‌کنی!؟

00:12:44.935 --> 00:12:47.369
‫بیا. بده من.

00:12:48.238 --> 00:12:49.872
‫چنگال لازم ندارم.

00:12:56.459 --> 00:13:00.058
‫خیلی خب، بذار
‫ببینیم اینجا چی داریم.

00:13:04.268 --> 00:13:05.835
‫خیلی خب، این دریچه میترالته.

00:13:05.836 --> 00:13:09.238
‫حالا دکتر آوری چه
‫اشتباهی مرتکب شده؟

00:13:10.140 --> 00:13:11.774
‫بیا روی خودت تمرکز کنیم، باشه؟

00:13:11.775 --> 00:13:14.143
‫من الان دارم روی
‫خودم تمرکز می‌کنم.

00:13:14.144 --> 00:13:15.945
‫اگر چیزی باشه که باعث
‫بشه تو خودت رو بخوری

00:13:15.946 --> 00:13:18.181
‫ترجیح می‌دم قبل از اینکه
‫قلبم رو توی دستات

00:13:18.182 --> 00:13:21.684
‫بگیری زودتر از
‫شرش خلاص بشیم.

00:13:22.319 --> 00:13:25.054
‫بخاطر نحوه رفتنش ناراحتم.
‫تصمیم به این بزرگی گرفته بود که بره

00:13:25.055 --> 00:13:27.490
‫اما به من از طریق
‫پیام صوتی خبر داد

00:13:27.491 --> 00:13:29.792
‫بعدم که رفت خیلی
‫به ندرت تماس می‌گرفت.

00:13:29.793 --> 00:13:30.960
‫کی چنین کاری می‌کنه؟

00:13:30.961 --> 00:13:33.162
‫اینکه آدم سؤالات مهمی
‫داشته باشه رو درک می‌کنم.

00:13:33.163 --> 00:13:35.965
‫خب برو. برو دنبال حقیقت
‫و هر چی دلت می‌گه بکن.

00:13:35.966 --> 00:13:37.667
‫اما فقط منو
‫از ماجرا بیرون نذار.

00:13:37.668 --> 00:13:40.235
‫سؤالات مهم خودت چی هستن؟

00:13:41.338 --> 00:13:43.072
‫شاید «اون کی برمی‌گرده؟».

00:13:43.073 --> 00:13:46.075
‫«آیا اصلاً می‌خواد
‫توی یک رابطه باشه؟»

00:13:46.076 --> 00:13:49.616
‫«چرا همه‌ش برام عکس
‫از درخت‌ها می‌فرسته؟»

00:13:50.981 --> 00:13:53.383
‫نه سؤالاتی که در مورد اون هستن.

00:13:53.384 --> 00:13:55.918
‫در مورد خودت.

00:14:04.361 --> 00:14:06.062
‫لینک، طرف تو اوضاع چطوره؟

00:14:06.063 --> 00:14:09.032
‫داره پیش‌می‌ره.
‫اره استخوان.

00:14:09.033 --> 00:14:11.000
‫بروک داشت از عروسی‌تون
‫برام تعریف می‌کرد.

00:14:11.001 --> 00:14:12.168
‫به نظر یک روز
‫حسابی پرماجرا بوده.

00:14:12.169 --> 00:14:13.770
‫- بروک؟
‫- منظورش جوئه.

00:14:13.771 --> 00:14:17.017
‫جو. ببخشید.
‫هنوز عادت نکردم.

00:14:17.791 --> 00:14:19.108
‫پس شما دو تا
‫همدیگه رو می‌شناسید؟

00:14:19.109 --> 00:14:20.743
‫ از دانشگاه و
‫با هم همکار هم بودیم.

00:14:20.744 --> 00:14:22.578
‫- کدوم بیمارستان؟
‫- غذاخوری «جیمیز کرب شک».

00:14:22.579 --> 00:14:25.114
‫هی، آوری، مرخصی تو چطور بود؟

00:14:29.386 --> 00:14:32.535
‫خیلی خوب پیش می‌ره.
‫هنوز چند هفته ازش مونده.

00:14:32.536 --> 00:14:34.203
‫می‌خوام برم سمت «سانتا باربارا».

00:14:34.204 --> 00:14:36.511
‫اما هنوز بین «یوسمیتی»
‫و «زایون» تصمیم نگرفتم.

00:14:36.512 --> 00:14:38.480
‫- زایون. این که پرسیدن نداره.
‫- جدی؟

00:14:38.481 --> 00:14:40.215
‫«آنجلز لندینگ»
‫نزدیک ۱۸۰۰ متر ارتفاع داره

00:14:40.216 --> 00:14:41.783
‫و تو روی یک پل
‫کوچیک راه می‌ری

00:14:41.784 --> 00:14:43.518
‫که از زنجیر‌های کنارش
‫باید دستتو بگیری.

00:14:43.519 --> 00:14:44.953
‫می‌خوام امتحانش کنم.

00:14:44.954 --> 00:14:46.621
‫تو چطور رئیس؟
‫کوهنوردی می‌کنی؟

00:14:46.622 --> 00:14:50.291
‫- من اهل «آیووا»م.
‫- جواب پاتولوژی اومده.

00:14:51.327 --> 00:14:53.995
‫- فکر می‌کردم گفتی بدخیم نیست.
‫- لعنتی.

00:14:53.996 --> 00:14:57.065
‫اسکن کبد و مجاری صفراوی
‫و ای-آر-سی-پی منفی بودن.

00:14:57.066 --> 00:15:00.735
‫که این سنگ کیسه صفرا و مسیر
‫صفراوی رو رد می‌که.

00:15:00.736 --> 00:15:03.171
‫درسته. این رو نیم‌ساعت
‫پیش بهتون گفتم.

00:15:03.172 --> 00:15:05.373
‫باشه، می‌دونیم. اما کارمون رو
‫اینطوری انجام می‌دیم.

00:15:05.374 --> 00:15:07.375
‫آره، آره. فرآیند حذف
‫کردن موارد. درک می‌کنم.

00:15:07.376 --> 00:15:09.477
‫توی ماشین فروشی منم
‫همین کار رو می‌کنیم.

00:15:09.478 --> 00:15:12.180
‫من مکانیکم و هر چیزی که
‫بلدم رو از بابام یاد گرفتم.

00:15:12.181 --> 00:15:14.048
‫پدرم اون مغازه
‫رو ۴۵ سال اداره کرد

00:15:14.049 --> 00:15:16.411
‫بعد بازنشسته شد و سپردش به من...

00:15:16.585 --> 00:15:18.486
‫بعلاوه اون ظرف غذا خوری.

00:15:18.487 --> 00:15:20.688
‫لابد با خودت آوردی
‫چون برات شانس میاره؟

00:15:20.689 --> 00:15:22.590
‫برای حمل کردن ناهارم آوردمش.

00:15:22.591 --> 00:15:24.425
‫من پیوسته بخاطر آزمایش‌های
‫ناشتایی که شما دکترا می‌دین

00:15:24.426 --> 00:15:26.861
‫ناشتام، برای همین با خودم
‫ساندویچ میارم که بعدش بخورم.

00:15:26.862 --> 00:15:29.531
‫می‌خوام یک اسکن
‫تکنسیوم انجام بدم

00:15:29.532 --> 00:15:32.427
‫تا دیورتیکول مکل رو رد کنم.

00:15:32.535 --> 00:15:34.836
‫- اونم نیست.
‫- قبلاً آزمایش دادی؟

00:15:34.837 --> 00:15:37.038
‫نه، اما توی اینترنت
‫راجع بهش خوندم.

00:15:37.039 --> 00:15:40.008
‫اینترنت تشخیص دقیقی بدست نمی‌ده.

00:15:40.009 --> 00:15:44.411
‫درسته، البته تا جایی که
‫من فهمیدم، شما هم نمی‌تونید.

00:15:45.614 --> 00:15:47.949
‫تو کسی بودی
‫که اصرار داشتی

00:15:47.950 --> 00:15:50.051
‫راجع به خودم و ریگز
‫به مگان هانت توضیح بدم.

00:15:50.052 --> 00:15:51.619
‫چون تو جراحش بودی.

00:15:51.620 --> 00:15:53.721
‫چون اون حق داشت
‫همه اطلاعات رو داشته باشه.

00:15:53.722 --> 00:15:55.958
‫این کارها به همین خاطره؟

00:15:55.959 --> 00:15:58.293
‫داری منو بخاطر جدا کردن
‫تو و ریگز سرزنش می‌کنی؟

00:15:58.294 --> 00:16:00.261
‫نه. خودم رابطه با
‫ریگز رو بهم زدم.

00:16:00.262 --> 00:16:03.464
‫اما آون دوستمه و
‫آملیا هم خواهرمه.

00:16:03.465 --> 00:16:04.899
‫درسته.

00:16:04.900 --> 00:16:06.968
‫- بخاطر من نیست.
‫- تو بهترین دوستشی.

00:16:06.969 --> 00:16:08.469
‫بودم، دیگه نیستم.

00:16:08.470 --> 00:16:10.538
‫- نمی‌تونم باشم.
‫- چرا؟

00:16:10.539 --> 00:16:12.574
‫چون ازش متنفرم مردیت.

00:16:12.575 --> 00:16:15.643
‫انقدر ازش متنفرم که
‫می‌خوام صورتش رو له کنم.

00:16:15.644 --> 00:16:17.745
‫حتی نمی‌تونم بهش نگاه کنم.

00:16:17.746 --> 00:16:20.281
‫چطوری آخه می‌تونم کنار
‫اون یه بچه رو بزرگ کنم؟

00:16:21.383 --> 00:16:23.451
‫من بدون پدرم بزرگ شدم
‫چون مادرم انقدر ازش

00:16:23.452 --> 00:16:27.488
‫بدش میومد که اجازه نده
‫اون به من عشق بورزه.

00:16:27.489 --> 00:16:29.991
‫یک روز بچه‌ت می‌ره که
‫پدرش رو پیدا کنه.

00:16:29.992 --> 00:16:31.926
‫اون موقع با یک ورشکسته
‫یا الکلی روبرو نمی‌شه.

00:16:31.927 --> 00:16:34.562
‫با یک مرد خوب مواجه
‫می‌شه که دنیاش خراب شده.

00:16:34.563 --> 00:16:38.165
‫آیا انقدر ازش متنفری که حاضری
‫این کار رو با هردوشون بکنی؟

00:16:40.636 --> 00:16:43.504
‫دیگه اسنک‌های اون رو نخور.
‫الان غذا سفارش می‌دم.

00:16:43.505 --> 00:16:45.440
‫صبح بخیر، عزیزان!

00:16:45.441 --> 00:16:47.609
‫من «جیم بلومکوئیست»
‫هستم، معاون مدرسه.

00:16:47.610 --> 00:16:49.844
‫بخش حراست گفتن شما چند
‫ساعته اینجا پارک کردید.

00:16:49.845 --> 00:16:52.280
‫درسته، ما منتظر یه نفر
‫هستیم. یک دانش آموز.

00:16:52.281 --> 00:16:53.848
‫شما از والدین هستین؟

00:16:53.849 --> 00:16:57.985
‫نه، چرا... تعریفش
‫یه مقدار سخته.

00:16:58.587 --> 00:17:00.622
‫بله. بتی نلسون
‫با ما زندگی می‌کنه

00:17:00.623 --> 00:17:03.424
‫و من سرپرستی بچه‌ش
‫رو به عهده دارم...

00:17:03.425 --> 00:17:05.627
‫می‌بینید؟ واقعاً اسم
‫مشخصی براش وجود نداره.

00:17:05.628 --> 00:17:07.862
‫شما نمی‌تونید توی محدوده
‫مدرسه بی‌هدف ول بگردید.

00:17:07.863 --> 00:17:09.998
‫باید حرکت کنید...

00:17:09.999 --> 00:17:11.633
‫آقا و خانم...

00:17:11.634 --> 00:17:13.434
‫اوه، نه، نه، ما،
‫ما، خب، ما، ما

00:17:13.435 --> 00:17:15.103
‫الان می‌ریم.

00:17:15.104 --> 00:17:17.805
‫آره. الان می‌ریم.

00:17:17.806 --> 00:17:20.041
‫اون سرطان داره؟

00:17:20.042 --> 00:17:22.543
‫زود متوجه شدیم.
‫این خبر خوبیه.

00:17:22.544 --> 00:17:24.679
‫اما ما چند بار
‫نمونه‌برداری کرده بودیم.

00:17:24.680 --> 00:17:26.681
‫بله، می‌فهمم، اما شرایط
‫می‌تونه عوض بشه.

00:17:26.682 --> 00:17:27.815
‫بیماری‌ها دچار جهش می‌شن

00:17:27.816 --> 00:17:30.551
‫و اگر نمونه از محل
‫سرطانی برداشته نشده باشه

00:17:30.552 --> 00:17:33.320
‫بیماری از نظر پنهان می‌مونه.

00:17:34.690 --> 00:17:37.959
‫الان، من می‌تونم
‫کتف رو کامل خارج کنم

00:17:37.960 --> 00:17:39.527
‫و توده سرطانی رو هم
‫باهاش دربیارم.

00:17:39.528 --> 00:17:41.963
‫یا اینکه فقط قسمت‌های
‫رشد کرده رو دربیارم

00:17:41.964 --> 00:17:46.567
‫که این یعنی بعدش نیاز
‫به پرتودرمانی داره

00:17:46.568 --> 00:17:48.536
‫که برای بچه‌ای به این
‫کوچیکی خطرناک می‌تونه باشه.

00:17:48.537 --> 00:17:52.973
‫مادرش موقع زایمان مرد.
‫اون تنها چیزیه که دارم.

00:17:53.542 --> 00:17:55.576
‫اگر من کتف رو دربیارم

00:17:55.577 --> 00:17:58.579
‫دامنه حرکتی اون
‫شدیداً محدود می‌شه

00:17:58.580 --> 00:18:01.549
‫و اندام‌های مصنوعیش هم با
‫بیشتر شدن سنش باید تعویض بشن.

00:18:01.550 --> 00:18:04.787
‫اما سرطان دیگه از بین می‌ره.

00:18:04.820 --> 00:18:07.688
‫اون زنده می‌مونه.

00:18:08.657 --> 00:18:10.591
‫من نمی‌خواستم از
‫اسمور‌هام به شما بدم.

00:18:10.592 --> 00:18:13.094
‫یعنی چی؟

00:18:13.095 --> 00:18:15.863
‫وقتی شما رو جای
‫نهر دیدیم، رافی گفت

00:18:15.864 --> 00:18:17.899
‫«اون آقاهه خودش تنهاست.
‫باید به اونم بدیم.»

00:18:17.900 --> 00:18:20.768
‫من با خودم گفتم: «من هم
‫خسته‌ام و هم گرسنه.»

00:18:20.769 --> 00:18:24.072
‫«نمی‌خوام دسرم رو
‫به هر غریبه‌ای بدم.»

00:18:24.073 --> 00:18:26.774
‫اما این کار رو کردم
‫تا اون رو خوشحال کنم.

00:18:26.775 --> 00:18:29.377
‫و حالا، حرف شما
‫به این معنیه که

00:18:29.378 --> 00:18:32.212
‫همون دسر داره
‫جونش رو نجات می‌ده.

00:18:33.549 --> 00:18:35.216
‫ممنونم.

00:18:35.217 --> 00:18:37.612
‫هر کاری که لازمه برای
‫نجاتش انجام بدید.

00:18:37.753 --> 00:18:40.421
‫مطلقاً همین کار رو می‌کنم.

00:18:47.490 --> 00:18:49.625
‫بایستی هر روز
‫یک ساعت بذارن

00:18:49.626 --> 00:18:51.250
‫که تمام شهر
‫اون موقع آروم بگیرن.

00:18:51.251 --> 00:18:52.912
‫«ساعت چرت زدن سیاتل».
‫هیچ کسی صدمه نمی‌بینه

00:18:52.913 --> 00:18:55.730
‫و همه ما هم فرصت
‫دستشویی رفتن رو پیدا می‌کنیم.

00:19:00.399 --> 00:19:02.333
‫قرار آشنایی نیست.

00:19:02.334 --> 00:19:04.402
‫من بهش یک نوشیدنی بدهکارم.

00:19:04.403 --> 00:19:06.237
‫داری این رو می‌گی که...

00:19:06.238 --> 00:19:08.339
‫که وقتی بوست کرد
‫بیشتر غافلگیر بشی؟

00:19:08.340 --> 00:19:10.674
‫هی بچه‌ها! بیدار شید!

00:19:11.510 --> 00:19:12.877
‫چه اتفاقی افتاده؟

00:19:12.878 --> 00:19:15.413
‫«مالی گراهام»، ۱۹ ساله.
‫دچار آسم.

00:19:15.414 --> 00:19:18.082
‫بهش دو تا نبولایزر دادم و
‫یک واحد سولو-مدرول تزریق کردم.

00:19:18.083 --> 00:19:20.218
‫- اکسیژن خونش رو تحت نظر دارم.
‫- نه، نداری!

00:19:20.219 --> 00:19:22.286
‫اون دچار تندنفسی شده.
‫اکسیژنش روی ۸۰ درصده.

00:19:22.287 --> 00:19:24.689
‫داره دیکامپنسیت می‌کنه.
‫هیچ هوایی رو جابجا نمی‌کنه.

00:19:24.690 --> 00:19:26.791
‫خیلی خب، مجبوریم لوله بذاریم.
‫برای القای سریع بیهوشی آماده بشید.

00:19:26.792 --> 00:19:28.593
‫- نیاز به یک پزشک معالج نداریم؟
‫- کسی رو می‌بینی؟

00:19:28.594 --> 00:19:31.028
‫من، من وبر رو میارم.

00:19:32.231 --> 00:19:34.965
‫خیلی خب. طاقت بیار مالی.
‫بخاطر من. باشه؟

00:19:35.901 --> 00:19:39.136
‫بجنب هلم. بجنب.

00:19:41.607 --> 00:19:43.608
‫خیلی خب.

00:19:43.609 --> 00:19:45.977
‫زود باش. زود باش.

00:19:45.978 --> 00:19:48.412
‫نمی‌ره داخل. یک اسکوپ بده.

00:19:51.450 --> 00:19:54.084
‫زود باش، مالی.
‫چیزی نیست. از پسش برمیای.

00:19:55.954 --> 00:19:58.889
‫بجنب! اونو بهم بده هلم.

00:19:59.758 --> 00:20:01.694
‫خیلی خب.

00:20:02.561 --> 00:20:04.328
‫خیلی خب.

00:20:04.329 --> 00:20:07.798
‫زود باش. زود باش.
‫موفق شدم.

00:20:12.271 --> 00:20:14.838
‫نه، هلم، خودم دارمش.

00:20:19.645 --> 00:20:20.978
‫نزدیک بود دچار
‫حمله قلبی بشه.

00:20:20.979 --> 00:20:22.580
‫فکر نمی‌کردم انتظار
‫داشتید منتظرتون بمونم.

00:20:22.581 --> 00:20:23.948
‫حق با تو بوده.

00:20:23.949 --> 00:20:26.818
‫اما دفعه بعدی سعی کن
‫انترنت رو هم وارد کنی.

00:20:26.819 --> 00:20:29.805
‫اینجا یک بیمارستان آموزشیه.

00:20:32.758 --> 00:20:35.101
‫پس این شبیه
‫گوی‌های پیشگوی جادوئیه؟

00:20:35.102 --> 00:20:36.427
‫یه جورایی.

00:20:36.428 --> 00:20:39.931
‫با این تفاوت که خیلی راحت‌تر می‌شه
‫این رو توی سالن مطالعه قایم کرد.

00:20:39.932 --> 00:20:42.100
‫چطور می‌شه تا حالا از اینا ندیدی؟

00:20:42.101 --> 00:20:43.968
‫سالن مطالعه برای انجام تکالیف بود.

00:20:43.969 --> 00:20:45.803
‫اگر اون زمان بودی
‫با هم دوست نمی‌شدیم.

00:20:45.804 --> 00:20:47.605
‫خیلی خب، حالا...

00:20:47.606 --> 00:20:49.674
‫آیا بایستی تمام روز
‫اینجا پارک کنیم؟

00:20:49.675 --> 00:20:52.709
‫- تو چی فکر می‌کنی لئو.
‫- لئو، تو چی فکر می‌کنی؟

00:20:53.467 --> 00:20:56.313
‫نه؟ هیچی؟

00:20:58.223 --> 00:21:00.184
‫می‌گه: «بله، قطعاً».

00:21:00.185 --> 00:21:02.220
‫شوخیت گرفته؟

00:21:02.221 --> 00:21:04.723
‫من کالجم رو هم با
‫همین روش انتخاب کردم.

00:21:04.724 --> 00:21:06.190
‫یه سؤال بپرس.

00:21:06.191 --> 00:21:08.025
‫آیا آملیا عقلش رو از دست داده؟

00:21:08.026 --> 00:21:09.861
‫عالیه. حالا یک رنگ انتخاب کن.

00:21:09.862 --> 00:21:13.058
‫- قرمز.
‫- ق-ر-م-ز.

00:21:13.059 --> 00:21:14.957
‫- حالا یک عدد انتخاب کن.
‫- دو.

00:21:16.087 --> 00:21:17.988
‫پنج.

00:21:19.071 --> 00:21:23.340
‫«صد در صد».
‫می‌بینی؟ جواب می‌ده.

00:21:24.576 --> 00:21:27.321
‫آملیا. اون بتیه.

00:21:27.679 --> 00:21:31.248
‫خیلی خب. چکار کنیم؟

00:21:43.862 --> 00:21:47.631
‫خیلی خب. می‌مونیم.

00:21:49.001 --> 00:21:52.403
‫تو یه جور نابغه‌ای.

00:21:52.404 --> 00:21:54.191
‫من فقط طبق
‫دستور پخت عمل کردم.

00:21:54.192 --> 00:21:55.617
‫- منم همینطور.
‫- می‌دونی چیه؟

00:21:55.618 --> 00:21:59.010
‫مشکل من همینه. همیشه
‫تبعیت می‌کنم. محتاطم.

00:21:59.011 --> 00:22:00.845
‫تو در زمان جنگ
‫به ارتش محلق شدی.

00:22:00.846 --> 00:22:02.874
‫آدم احتیاط کاری نیستی.

00:22:02.875 --> 00:22:05.076
‫نه. اون کار از سر شجاعت نبود.

00:22:05.077 --> 00:22:07.051
‫بخاطر «الیسون» بود.

00:22:07.052 --> 00:22:08.219
‫الیسون کیه؟

00:22:08.220 --> 00:22:10.521
‫محبوب‌ترین آدم زندگی من که
‫توی برج دوم کشته شد.
‫(اشاره به حادثه یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱.)

00:22:10.522 --> 00:22:12.690
‫یک ماه بعد از خاکسپاری مادرم

00:22:12.691 --> 00:22:14.650
‫و یک سال بعد از خاکسپاری بابام.

00:22:14.651 --> 00:22:18.862
‫اون... اون ازم مراقبت کرد.

00:22:19.436 --> 00:22:23.634
‫وقتی اون مرد آرزو می‌کردم
‫ای کاش منم باهاش رفته بودم.

00:22:23.635 --> 00:22:25.203
‫درک می‌کنم.

00:22:25.204 --> 00:22:27.872
‫شهر ما نیویورک بود، اما بدون اون
‫نمی‌دونستم چطور اونجا زندگی کنم.

00:22:27.873 --> 00:22:31.742
‫برای همین رفتم به عراق و
‫از همونجا بود که با اون

00:22:31.743 --> 00:22:35.246
‫جراح با استعداد و
‫تودار شروع به کار کردم

00:22:35.247 --> 00:22:36.881
‫که هیچ تردیدی
‫به دلش راه نمی‌داد.

00:22:36.882 --> 00:22:39.267
‫انقدر خوش‌بین بود که
‫نمی‌تونستم تحمل کنم.

00:22:39.268 --> 00:22:41.491
‫اون سعی نکرد من رو درمان کنه
‫یا بهم بگه چطور سوگواری کنم.

00:22:41.492 --> 00:22:43.493
‫اون فقط در کنارم بود
‫و مهربون بود

00:22:43.494 --> 00:22:44.995
‫و من هم عاشقش شدم.

00:22:44.996 --> 00:22:47.397
‫اما اون یک نامزد داشت و منم
‫نمی‌خواستم از دستش بدم

00:22:47.398 --> 00:22:50.033
‫چون دیگه نمی‌تونستم کس
‫دیگه‌ای رو از دست بدم.

00:22:52.203 --> 00:22:54.492
‫برای همین محتاطانه عمل کردم.

00:22:54.906 --> 00:22:57.912
‫من از آون متنفر نیستم. من...

00:22:58.176 --> 00:23:00.710
‫عاشقشم.

00:23:05.637 --> 00:23:07.838
‫این بیمار تو نیست؟

00:23:09.253 --> 00:23:11.822
‫بود، اما معلوم شد
‫ماجرا سر دراز داره.

00:23:11.823 --> 00:23:13.757
‫زود متوجهش شدیم، برای همین...

00:23:13.758 --> 00:23:16.225
‫امیدوارم بتونیم همه‌ش رو دربیاریم.

00:23:17.362 --> 00:23:19.562
‫شگفت‌انگیزه.

00:23:20.832 --> 00:23:24.034
‫آره. یه جور معجزه‌ست.
‫من تونستم...

00:23:24.035 --> 00:23:27.074
‫درست به موقع پیداش کنم.

00:23:27.075 --> 00:23:30.774
‫ولی رفتارت مثل کسی به نظر نمیاد
‫که جون یه پسر بچه رو نجات داده.

00:23:30.775 --> 00:23:33.110
‫آره، فقط چون...

00:23:33.111 --> 00:23:34.678
‫رافی بچه خیلی فعالیه.

00:23:34.679 --> 00:23:37.581
‫عاشق شنا کردن و بالا رفتن از
‫درخت‌ها و اینطرف و اونطرف دویدنه

00:23:37.582 --> 00:23:39.516
‫اما قراره بهوش بیاد و متوجه بشه

00:23:39.517 --> 00:23:41.259
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونه
‫دستش رو بلند کنه.

00:23:41.260 --> 00:23:44.021
‫من دارم جونش رو نجات می‌دم اما
‫اون به قضیه اینطور نگاه نمی‌کنه.

00:23:44.022 --> 00:23:47.624
‫اون یه بچه‌ست که
‫می‌خواد بازی کنه

00:23:47.625 --> 00:23:50.927
‫و من کسی هستم که
‫اون رو ازش گرفتم.

00:23:54.766 --> 00:23:56.066
‫مامانم همیشه می‌گفت:

00:23:56.067 --> 00:23:59.635
‫«از قله کوه، همه‌چیز
‫واضح‌تر دیده می‌شه.»

00:24:00.471 --> 00:24:04.875
‫می‌دونی، وقتی یکم فاصله می‌گیری

00:24:04.876 --> 00:24:06.710
‫و خودت رو از مشکلاتت جدا می‌کنی

00:24:06.711 --> 00:24:08.578
‫همه‌شون به نظر
‫قابل حل می‌رسن.

00:24:08.579 --> 00:24:10.580
‫اما بعدش برمی‌گردی
‫به زندگی واقعی و

00:24:10.581 --> 00:24:13.617
‫دیگه هیچی سیاه و سفید نیست.
‫همه‌چیز خاکستری و ماته.

00:24:13.618 --> 00:24:17.286
‫«از قله کوه، همه‌چیز
‫واضح‌تر دیده می‌شه.»

00:24:18.756 --> 00:24:22.258
‫بچه‌ها، کاری نکنید! کاری نکنید!
‫الان میام اونجا.

00:24:27.430 --> 00:24:29.735
‫پرتودرمانی؟ بهت که گفتم این
‫کار باعث سوزوندن ریه‌هاش می‌شه.

00:24:29.736 --> 00:24:32.905
‫- و استخوان‌ها هم که قبلاً خارج شدن.
‫- پرتودهی خارج از بدن.

00:24:32.906 --> 00:24:34.540
‫استخوان‌ها که خارج هستن
‫پس می‌تونیم

00:24:34.541 --> 00:24:35.908
‫پرتودهی رو خارج
‫از بدن انجام بدیم

00:24:35.909 --> 00:24:37.409
‫و دوز اشعه رو تا هر جا
‫که دلمون خواست بالا ببریم

00:24:37.410 --> 00:24:38.744
‫اساساً مثل اینکه
‫بذاریمش توی اجاق مایکروویو.

00:24:38.745 --> 00:24:40.412
‫بهش آسیبی نمی‌زنه
‫اما سرطان رو نابود می‌کنه.

00:24:40.413 --> 00:24:41.947
‫- و تمام سلول‌های سالم رو.
‫- اهمیتی نداره.

00:24:41.948 --> 00:24:43.349
‫ما کتف رو جایگزین می‌کنیم

00:24:43.350 --> 00:24:45.217
‫و چارچوب برای این اونجاست
‫شده که سلول‌های جدید رشد کنن.

00:24:45.218 --> 00:24:47.786
‫دقیقاً. این کار بهترین مطابقت رو
‫نسبت به هر عضو مصنوعی می‌ده.

00:24:47.787 --> 00:24:49.581
‫رباط‌ها رو دوباره در وضعیت
‫طبیعی‌شون متصل می‌کنیم

00:24:49.582 --> 00:24:50.956
‫با کمترین حد کاهش تحرک.

00:24:50.957 --> 00:24:53.425
‫- و بدون هیچ جراحی اضافی.
‫- می‌تونیم این کار رو بکنیم؟

00:24:53.426 --> 00:24:56.027
‫البته. بزن بریم.

00:25:05.160 --> 00:25:08.360
"Taste" ترانه ♫
♫ "Sleeping at Last" از

00:26:38.231 --> 00:26:41.033
‫- اتصال کامل شد.
‫- هموستاز خوبی بود.

00:26:41.034 --> 00:26:43.468
‫آماده‌ایم که ببندیم.

00:26:54.405 --> 00:26:57.216
‫متأسفانه ما تمام آزمایش‌هایی

00:26:57.217 --> 00:27:00.218
‫که می‌تونستم فکرش
‫رو بکنیم رو انجام دادیم.

00:27:20.907 --> 00:27:23.475
‫آیا، آیا متوجه می‌شید
‫چی دارم می‌گم؟

00:27:23.476 --> 00:27:27.846
‫می‌فهمم. اما قبول نمی‌کنم.

00:27:27.847 --> 00:27:30.449
‫ناتوانی‌تون در تشخیص بیماریم
‫رو نمی‌تونم قبول کنم

00:27:30.450 --> 00:27:32.785
‫و برگه‌های ترخیص
‫رو هم همینطور.

00:27:32.786 --> 00:27:35.354
‫پس من ساندویچم رو می‌خورم
‫و شما هم می‌رید بخاطر بیارید

00:27:35.355 --> 00:27:38.957
‫که معلم مردیت گری شما بودید.

00:27:42.929 --> 00:27:46.098
‫«نینا»، ما دیگه آزمایشی
‫نداریم که انجام بدیم.

00:27:46.099 --> 00:27:49.068
‫پس آزمایش‌های جدید
‫پیدا کنید. اختراع کنید.

00:27:49.069 --> 00:27:50.769
‫ازم مراقبت کنید.
‫این شغل شماست.

00:27:50.770 --> 00:27:52.137
‫بهتر نیست روانپزشک رو پیج کنم؟

00:27:52.138 --> 00:27:54.073
‫من نمی‌تونم اینطوری
‫به زندگی ادامه بدم.

00:27:54.074 --> 00:27:56.908
‫نمی‌تونم تحمل کنم که بهم
‫بگن این‌ها همه‌ش توی ذهنمه

00:27:56.909 --> 00:27:58.043
‫در حالی که می‌دونم نیستن.
‫نمی‌تونم تحمل کنم بهم بگن

00:27:59.446 --> 00:28:01.980
‫دیوونه‌ام، در حالی که نیستم.

00:28:01.981 --> 00:28:04.083
‫اگر کمکم نکنید
‫خودم رو می‌کشم

00:28:04.084 --> 00:28:07.852
‫و اونطوری حق با همه پزشک‌هایی
‫می‌شه که گفتن مشکل توی ذهنمه.

00:28:08.655 --> 00:28:11.256
‫اما حق با اونا نیست.

00:28:11.257 --> 00:28:13.758
‫من می‌دونم معده من یک مشکلی...

00:28:14.427 --> 00:28:15.794
‫نینا؟

00:28:15.795 --> 00:28:18.063
‫خیلی خب. چیه؟

00:28:18.064 --> 00:28:19.164
‫- چیه؟
‫- معده‌م!

00:28:19.165 --> 00:28:21.100
‫اینجا؟

00:28:21.101 --> 00:28:23.870
‫خیلی خب، دکتر وبر
‫تخت‌های یک و دو

00:28:23.871 --> 00:28:25.137
‫آماده مرخص شدن هستن

00:28:25.138 --> 00:28:27.573
‫و متخصص اعصاب هم توی راهه که
‫سی-اچ-آی تخت شش رو بررسی کنه

00:28:27.574 --> 00:28:31.609
‫اما خودم یک بررسی اولیه انجام
‫دادم و به نظرم حالش خوبه.

00:28:32.979 --> 00:28:37.348
‫تخت دو بیمار هلمه
‫و تخت شش مال اشمیته.

00:28:38.518 --> 00:28:40.753
‫خب خودتون گفتید یکم از
‫خودم حرکت نشون بدم...

00:28:40.754 --> 00:28:43.881
‫این به این معنی نیست
‫که همه کار رو خودت بکنی.

00:28:43.923 --> 00:28:45.958
‫شما مشکلی با من دارید دکتر وبر؟

00:28:45.959 --> 00:28:48.494
‫اوه، کاملاً برعکس.
‫من تو رو یک دوست می‌دونم.

00:28:48.495 --> 00:28:51.401
‫دوست؟ شما تمام روز
‫بی‌دلیل همش‌ بهم گیر دادید.

00:28:51.402 --> 00:28:52.621
‫من کوچکترین
‫اشتباهی مرتکب نشدم.
‫حتی وظایف دیگران
‫رو هم به گردن گرفتم.

00:28:54.033 --> 00:28:56.602
‫پس اگر درسی باید می‌گرفتم
‫لطفاً روشنم کنید.

00:28:56.603 --> 00:28:58.670
‫من توی اورژانس به
‫دوست احتیاج ندارم، دلوکا.

00:28:58.671 --> 00:29:00.205
‫من پزشک‌هایی رو لازم دارم که

00:29:00.206 --> 00:29:02.341
‫نه تنها بتونن بهترین
‫مراقبت رو به عمل بیارن

00:29:02.342 --> 00:29:04.143
‫بلکه به دیگران هم
‫همین رو یاد بدن.

00:29:04.144 --> 00:29:07.146
‫این همون چیزیه که رزیدنت‌ها رو
‫از پزشک‌های معالج متمایز می‌کنه.

00:29:07.147 --> 00:29:11.316
‫از دستم عصبانی نشو چون
‫من این توانایی رو در تو می‌بینم.

00:29:13.720 --> 00:29:15.320
‫آه، درد می‌گیره.

00:29:15.321 --> 00:29:18.524
‫می‌دونم. فقط سعی کن
‫آروم باشی. باشه؟

00:29:18.525 --> 00:29:19.892
‫چیزی می‌شنوی؟

00:29:19.893 --> 00:29:22.494
‫یه جور صدای
‫جریان شدید هوا.

00:29:22.495 --> 00:29:25.197
‫مثل هضم شدن ساندویچش؟

00:29:25.198 --> 00:29:28.333
‫بیشتر شبیه صدای
‫مربوط به عروقه.

00:29:28.334 --> 00:29:30.026
‫بیا. بذار سونو رو امتحان کنیم.

00:29:30.027 --> 00:29:32.221
‫حتماً.

00:29:36.709 --> 00:29:39.511
‫و به طرف راست.

00:29:40.079 --> 00:29:41.513
‫می‌خوام فشار بدم

00:29:41.514 --> 00:29:43.515
‫ببخشید، ببخشید، ببخشید.

00:29:43.516 --> 00:29:46.014
‫یک نفس عمیق برام بکش.

00:29:46.553 --> 00:29:49.555
‫و بیرون بده.

00:29:49.556 --> 00:29:51.056
‫اونجاست!

00:29:51.057 --> 00:29:54.026
‫سندورم رباط آرکوئیت مدیان.

00:29:54.027 --> 00:29:55.994
‫- تو دچار مالس هستی.
‫- وای!

00:29:55.995 --> 00:29:57.729
‫من فقط راجع بهش خونده بودم.

00:29:57.730 --> 00:30:02.034
‫یک رباط دور شریان سلیاک
‫تو خیلی محکم پیچیده شده.

00:30:02.035 --> 00:30:03.268
‫وقتی چیزی می‌خوری
‫اون منبسط می‌شه.

00:30:03.269 --> 00:30:04.770
‫می‌دونی، هیچ‌کس
‫متوجهش نشده

00:30:04.771 --> 00:30:07.439
‫چون تو همیشه
‫قبل از ویزیت ناشتا بودی.

00:30:07.440 --> 00:30:09.775
‫ما می‌تونیم به صورت لاپاراسکوپیک
‫وارد بشیم و ببریمش.

00:30:09.776 --> 00:30:12.677
‫فقط بیست دقیقه طول می‌کشه.

00:30:14.380 --> 00:30:15.614
‫می‌دونستم واقعیه.

00:30:15.615 --> 00:30:19.618
‫آره، این یه چیز واقعیه.

00:30:19.619 --> 00:30:22.421
‫و ما پیداش کردیم.

00:30:22.422 --> 00:30:25.390
‫و مردیت گری نکرد.

00:30:26.459 --> 00:30:28.227
‫فکر می‌کردم آسون‌تر باشه.

00:30:28.228 --> 00:30:29.607
‫نمی‌دونم چطور بهش بگم.
‫اما همینطور نمی‌دونم
‫چطور بهش نگم.

00:30:31.064 --> 00:30:33.232
‫حس می‌کنم کاملاً
‫از کنترل خارج شدم.

00:30:33.233 --> 00:30:35.133
‫اوه، این فقط بخاطر
‫هورمون‌هاست. بالاخره می‌گذره.

00:30:35.134 --> 00:30:37.703
‫اوه، نمی‌گذره.

00:30:37.704 --> 00:30:40.272
‫یعنی، هیچی راجع به این
‫ماجرا بالاخره نمی‌گذره.

00:30:40.273 --> 00:30:42.274
‫همین «خارج از کنترل»
‫بودن هم می‌گذره.

00:30:42.275 --> 00:30:44.476
‫گوش کن، مادر بودن باعث
‫می‌شه سکوت رو بشکنی.

00:30:44.477 --> 00:30:45.978
‫اصلاً باید همینطور باشه.

00:30:45.979 --> 00:30:47.312
‫آیا...

00:30:47.313 --> 00:30:50.115
‫آیا برای آملیا این اتفاقی
‫که من فکر می‌کنم افتاده؟

00:30:50.116 --> 00:30:52.284
‫آون گفت اون نمی‌خواست
‫بچه داشته باشه

00:30:52.285 --> 00:30:53.418
‫و اینکه زندگی مشترکشون
‫واقعاً داغون بوده

00:30:53.419 --> 00:30:55.053
‫منظورم اینه آون
‫پشت تلفن بهم گفت:

00:30:55.054 --> 00:30:56.555
‫«اون رفته. داره خودشو
‫ازم مخفی می‌کنه.»

00:30:56.556 --> 00:30:58.257
‫«نمی‌خواد همسر من باشه.»

00:30:58.258 --> 00:31:00.158
‫منم نمی‌دونستم
‫چه چیزی در جواب بگم.

00:31:00.159 --> 00:31:03.762
‫می‌دونم آملیا تومور
‫مغزیش رو درآورده و...

00:31:03.763 --> 00:31:05.130
‫اما آیا علتش
‫همین بود که یهو

00:31:05.131 --> 00:31:07.266
‫باعث شد بخواد آون و یک
‫خانواده رو داشته باشه؟

00:31:07.267 --> 00:31:09.134
‫یعنی انقدر تغییر کرد؟

00:31:09.135 --> 00:31:10.469
‫مردیت، آیا اون
‫همه‌جوره پاش هست؟

00:31:10.470 --> 00:31:12.004
‫نمی‌دونم. متأسفم.

00:31:12.005 --> 00:31:15.908
‫نمی‌تونم از جانب آملیا صحبت کنم
‫و نمی‌خوام هم حتی سعی کنم.

00:31:15.909 --> 00:31:18.443
‫چیزی که می‌دونم اینه که
‫تو احتیاج داری با آون صحبت کنی

00:31:18.444 --> 00:31:20.345
‫چون هر چی بیشتر
‫این راز رو نگهداری

00:31:20.346 --> 00:31:23.061
‫شرایط برای همه بدتر می‌شه.

00:31:23.062 --> 00:31:25.884
‫قرار نیست اینطوری آون رو
‫از دست بدی. اون آونه.

00:31:25.885 --> 00:31:28.320
‫مردیت، خودم می‌دونم
‫قرار نیست از دستش بدم.

00:31:28.321 --> 00:31:31.089
‫اون، اون آونه.

00:31:31.090 --> 00:31:34.493
‫اون خوب و محترم و
‫وفادار و مهربونه.

00:31:34.494 --> 00:31:37.963
‫وقتی که بهش بگم من
‫بچه اون رو حامله هستم

00:31:37.964 --> 00:31:39.283
‫اون سرپرستی منو
‫قبول می‌کنه.

00:31:39.284 --> 00:31:40.966
‫و بعد تا آخر عمرم

00:31:40.967 --> 00:31:43.135
‫این سؤال برام باقی
‫می‌مونه که آیا بخاطر تعهد

00:31:43.136 --> 00:31:46.304
‫اخلاقی هستش که با منه
‫یا اینکه واقعاً این رو می‌خواسته.

00:31:48.207 --> 00:31:51.043
‫سلام بچه‌ها.
‫مدرسه چطور بود؟

00:31:51.044 --> 00:31:52.277
‫- خوب.
‫- خوب.
‫- خوب؟
‫- اینجا چه بوی خوبی میاد!

00:31:53.713 --> 00:31:55.614
‫آره! نگاه کن چی دارم.

00:31:55.615 --> 00:31:57.950
‫تدی، تمام چیزهایی که
‫فکر می‌کنی می‌دونی

00:31:57.951 --> 00:31:59.785
‫به محض اینکه بچه بدنیا
‫بیاد کاملاً تغییر می‌کنن.

00:31:59.786 --> 00:32:01.053
‫کلوچه‌ها روی میزه.

00:32:01.054 --> 00:32:04.022
‫اون موقع دیگه بخاطر خودت
‫نیست که قضیه رو بهش می‌گی.

00:32:05.224 --> 00:32:08.327
‫- هی، می‌خوای من جات رو بگیرم؟
‫- خودم دارمش.

00:32:08.328 --> 00:32:10.028
‫- فکر می‌کنی نمی‌تونم؟
‫- نه، نه.

00:32:10.029 --> 00:32:11.964
‫برعکس، راستش فکر می‌کنم
‫تو رابطه‌ت باهاش عالیه.

00:32:11.965 --> 00:32:14.299
‫پس چرا زل زدی بهم؟

00:32:14.300 --> 00:32:16.668
‫نمی‌دونم. فقط...

00:32:16.669 --> 00:32:18.303
‫فقط برام سؤال شده که

00:32:18.304 --> 00:32:20.305
‫آیا واقعاً همین بود که باعث
‫شد زندگی مشترکمون از هم بپاشه؟

00:32:20.306 --> 00:32:23.160
‫خب، اول از همه
‫تومور مغزی بود.

00:32:23.161 --> 00:32:25.276
‫می‌دونم. می‌دونم.

00:32:26.412 --> 00:32:28.380
‫و همینطور...

00:32:28.381 --> 00:32:29.881
‫«کریستوفر».

00:32:29.882 --> 00:32:32.483
‫- کی؟
‫- بچه‌ام.

00:32:33.419 --> 00:32:37.021
‫اسمش این بود.
‫کریستوفر.

00:32:38.324 --> 00:32:41.226
‫تا حالا هیچ‌وقت اسمش
‫رو اینقدر بلند نگفته بودم.

00:32:41.227 --> 00:32:43.829
‫حتی پیش خودم.

00:32:44.263 --> 00:32:46.531
‫اما عاشقش بودم...

00:32:46.532 --> 00:32:49.626
‫در تمام لحظاتی که زنده بود.

00:32:49.736 --> 00:32:52.537
‫خیلی خیلی دوستش داشتم.

00:32:53.072 --> 00:32:56.441
‫وقتی مرد، دردش غیرقابل تحمل بود.

00:32:56.442 --> 00:32:58.844
‫فکر می‌کنم از اونجا
‫ترسیده شدم

00:32:58.845 --> 00:33:01.680
‫که دوست داشتن یک بچه دیگه

00:33:01.681 --> 00:33:05.350
‫شاید باعث بشه خاطره
‫کریستوفر کمرنگ بشه.

00:33:05.351 --> 00:33:07.983
‫اما الان مشکلی ندارم.

00:33:07.984 --> 00:33:09.921
‫قبل از این نمی‌تونستم
‫اسمش رو به زبون بیارم

00:33:09.922 --> 00:33:12.958
‫اما حالا برای اولین بار در
‫زندگیم حس می‌کنم که

00:33:12.959 --> 00:33:15.093
‫می‌تونم راجع بهش صحبت کنم
‫و احساس این رو نداشته باشم

00:33:15.094 --> 00:33:17.682
‫که حرف زدن از اون باعث
‫درهم شکستنم بشه.

00:33:17.683 --> 00:33:21.466
‫می‌تونم به لئو و بتی نگاه کنم

00:33:21.467 --> 00:33:23.935
‫و می‌دونم که...

00:33:23.936 --> 00:33:26.038
‫اون‌ها نمی‌تونن
‫خاطره‌ش رو پاک کنن.

00:33:26.372 --> 00:33:28.740
‫هیچی نمی‌تونه

00:33:29.308 --> 00:33:32.210
‫و این چیز خوبیه.

00:33:42.684 --> 00:33:44.785
‫پیدامون کردی.

00:33:44.786 --> 00:33:48.021
‫شماها جداً تمام روز اینجا بودید؟

00:33:48.756 --> 00:33:50.290
‫امروزت چطور بود؟

00:33:50.291 --> 00:33:52.426
‫بد نبود.

00:33:52.427 --> 00:33:53.861
‫فقط در همین حد؟
‫بد نبود، و منم مواد مصرف نکردم.

00:33:55.263 --> 00:33:57.397
‫این شد.

00:34:00.468 --> 00:34:04.737
‫آیا آون سبک مردهای
‫میان‌سال لباس پوشیده؟

00:34:06.040 --> 00:34:07.908
‫خیلی خب.
‫برو صندلی خودت.

00:34:07.909 --> 00:34:10.043
‫«بله، قطعاً.»

00:34:13.281 --> 00:34:15.382
‫خیلی خب، من برم با
‫پدر رافی صحبت کنم.

00:34:15.383 --> 00:34:17.384
‫مزد تلاش خودته.

00:34:17.385 --> 00:34:18.705
‫هی، می‌شه یک لحظه
‫صبر کنی رئیس؟
‫چرا؟

00:34:19.839 --> 00:34:24.463
‫چون از زمانی که فهمیدی من و
‫جو با هم دوست هستیم

00:34:24.491 --> 00:34:27.293
‫به نظر میاد می‌خوای منو بکشی.

00:34:28.001 --> 00:34:30.397
‫برای همین فقط محض
‫شفاف‌سازی می‌خواستم

00:34:30.398 --> 00:34:32.466
‫بگم چیزی بین ما نبوده.
‫اون مثل خواهر منه.

00:34:32.467 --> 00:34:34.468
‫تو «پاول» رو می‌شناختی؟

00:34:34.469 --> 00:34:36.270
‫چون یک برادر خوب
‫از خواهرش محافظت می‌کرد.

00:34:36.271 --> 00:34:38.438
‫تو هیکلت دو برابر اونه.
‫می‌تونستی دخلشو بیاری.

00:34:38.439 --> 00:34:39.659
‫من دیدمش.
‫ازش خوشم نیومد.

00:34:39.660 --> 00:34:41.341
‫به خودشم گفتم.
‫اما اون به حرفم گوش نکرد.

00:34:41.342 --> 00:34:44.578
‫اون زمان جو زیاد به نظرات
‫دیگران گوش نمی‌کرد.

00:34:44.579 --> 00:34:45.946
‫آره. هنوزم نمی‌کنه.

00:34:45.947 --> 00:34:47.614
‫من ازش خوشم نیومد
‫اونم از من خوشش نیومد.

00:34:47.615 --> 00:34:50.083
‫جو گفت اون بخاطر رفاقتی که
‫بین ما هست حسادت می‌کنه

00:34:50.084 --> 00:34:51.485
‫و به همین خاطر جو
‫شروع به دور شدن کرد.

00:34:51.486 --> 00:34:53.587
‫من فکر می‌کردم دارم
‫بهش احترام می‌ذارم.

00:34:53.588 --> 00:34:56.167
‫اصلاً نمی‌دونستم که اون یارو...

00:34:56.190 --> 00:34:58.025
‫من از یارو خوشم نیومد
‫اما به خدا قسم می‌خورم

00:34:58.026 --> 00:35:02.428
‫اگر باخبر بودم، آره...
‫می‌زدم دخلشو میاوردم.

00:35:10.550 --> 00:35:12.651
‫سلام.

00:35:15.410 --> 00:35:16.977
‫خب...

00:35:16.978 --> 00:35:18.645
‫هنوز از دست جکسون عصبانیم.

00:35:18.646 --> 00:35:20.581
‫یه جورایی.

00:35:20.582 --> 00:35:23.717
‫اما فکر می‌کنم بیشتر
‫از دست خودم عصبانیم.

00:35:23.718 --> 00:35:26.316
‫چون حق با توئه.
‫من سؤالات مهمی دارم

00:35:26.317 --> 00:35:27.716
‫که تا حالا اون‌ها رو نپرسیدم
‫چون توی سؤالات زندگی
‫دیگران گیر افتاد بودم

00:35:29.157 --> 00:35:30.657
‫و این باید متوقف بشه.

00:35:30.658 --> 00:35:32.259
‫برای همین ممنونم.

00:35:32.260 --> 00:35:35.228
‫خیلی برات خوشحالم مگی.

00:35:35.229 --> 00:35:39.499
‫فکر نمی‌کنم علاوه بر این اومده باشی
‫که بگی اهدا کننده پیدا شده.

00:35:39.500 --> 00:35:41.168
‫نه هنوز.

00:35:41.169 --> 00:35:42.836
‫اما هنوز امیدم رو از دست ندادم.

00:35:42.837 --> 00:35:45.516
‫تو هم نبایستی از دست بدی. قبول؟

00:35:45.517 --> 00:35:48.174
‫قبول.

00:36:50.672 --> 00:36:52.992
‫سلام، اشمیت.
‫تونستی بیای.

00:37:05.520 --> 00:37:08.621
‫شاید شرایط رو
‫اشتباه برداشت کردم.

00:37:09.524 --> 00:37:11.594
‫متأسفم.

00:37:20.301 --> 00:37:22.269
‫سلام، عمل
‫لاپاراسکوپی نینا رو

00:37:22.270 --> 00:37:24.037
‫برای اولین برنامه فردا گذاشتم.

00:37:24.038 --> 00:37:26.806
‫عالیه.

00:37:28.843 --> 00:37:32.379
‫می‌دونم کلی رویکردهای
‫مختلف برای مسئله داریم

00:37:32.380 --> 00:37:34.481
‫اما این چیز خوبیه، مگه نه؟

00:37:34.482 --> 00:37:36.349
‫روش صحیح
‫یه جایی همینجاست.

00:37:36.350 --> 00:37:38.918
‫من نگران اون نیستم.

00:37:40.722 --> 00:37:42.122
‫موضوع چیه؟

00:37:42.123 --> 00:37:44.725
‫خیلی خب. فرآیند حذف موارد.

00:37:44.726 --> 00:37:49.730
‫من به شکل سیستماتیک عوامل
‫استرس‌زا رو از زندگیم حذف کردم

00:37:49.731 --> 00:37:52.899
‫قهوه کمتر، ورزش بیشتر،
‫غذای بهتر.

00:37:52.900 --> 00:37:54.534
‫اما هنوز استرس دارم.

00:37:54.535 --> 00:37:58.238
‫بیمارهای کمتری قبول کردم.
‫اما هنوز استرس دارم.

00:37:58.239 --> 00:38:01.374
‫برای همین شدیدترین
‫اقدام رو انجام دادم

00:38:01.375 --> 00:38:03.977
‫و از شغلی که تمام زندگی
‫حرفه‌ایم رو برای

00:38:03.978 --> 00:38:08.582
‫بدست آوردنش تلاش
‫کرده بودم پا پس کشیدم.

00:38:08.583 --> 00:38:11.752
‫اما با اینکه الان شوهر تو تمام
‫اون استرس‌ها رو داره

00:38:11.753 --> 00:38:13.186
‫من هنوزم استرس دارم.

00:38:13.187 --> 00:38:18.786
‫بنابراین اگر یه آدم
‫منطقی و علمی باشم

00:38:19.093 --> 00:38:21.661
‫باید جای دیگه به دنبال
‫منشأ این استرس باشم.

00:38:21.662 --> 00:38:23.896
‫چه چیز دیگه‌ای وجود داره؟

00:38:27.869 --> 00:38:30.070
‫شوهرم...

00:38:30.071 --> 00:38:31.772
‫یک آتش‌نشانه.

00:38:31.773 --> 00:38:34.040
‫امروز هیچ خبری ازش ندارم

00:38:34.041 --> 00:38:38.345
‫و وقتی ازش خبر ندارم
‫نمی‌تونم نفس بکشم.

00:38:38.346 --> 00:38:42.148
‫خیلی خب. بن وارن
‫تو رو خیلی دوست داره.

00:38:43.718 --> 00:38:46.232
‫می‌دونم شغلش ترسناکه اما...

00:38:46.233 --> 00:38:48.288
‫شما دو تا با هم خوبید.

00:38:48.289 --> 00:38:50.990
‫شما دو تا الگو هستید.

00:38:52.627 --> 00:38:56.730
‫امروز کارمون خوب بود.
‫فردا صبح می‌بینمت.

00:38:56.731 --> 00:39:01.367
‫جراح‌ها تعلیم دیدن تا
‫از دیگران مراقبت کنن.

00:39:08.546 --> 00:39:09.687
‫اون حالش خوبه؟

00:39:09.688 --> 00:39:11.878
‫برای مدتی یخرده
‫درد می‌کشه

00:39:11.879 --> 00:39:13.647
‫و مجبوره فیزیوتراپی انجام بده

00:39:13.648 --> 00:39:15.649
‫اما آره، همه‌چیز خوب به نظر میاد.

00:39:15.650 --> 00:39:18.718
‫اونجا خیلی خوب عمل کرد.

00:39:21.622 --> 00:39:22.956
‫- ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

00:39:22.957 --> 00:39:25.458
‫خیلی خیلی ممنونم.

00:39:26.470 --> 00:39:29.470
"Bound Together" ترانه ♫
♫ "Kate York (feat. VANYO)" از

00:39:30.331 --> 00:39:32.399
‫بعضی زیست‌شناس‌ها
‫اعتقاد دارن که

00:39:32.400 --> 00:39:34.500
‫میل به کمک کردن
‫جزو طبیعت انسانه.

00:39:41.075 --> 00:39:43.918
‫می‌شه ببوسمت، لطفاً؟

00:39:44.612 --> 00:39:45.979
‫ما موفق شدیم.

00:39:45.980 --> 00:39:48.782
‫ما جونش رو نجات دادیم...
‫و همینطور کیفیت زندگیش رو.

00:39:48.783 --> 00:39:50.750
‫- تبریک می‌گم.
‫- نه، نه. «ما»؟

00:39:50.751 --> 00:39:52.446
‫هر دومون. تو، ایده تو بود.

00:39:52.447 --> 00:39:54.487
‫می‌دونی، با هم انجامش دادیم.

00:39:54.488 --> 00:39:57.190
‫فردا دوباره داری می‌ری؟

00:39:57.191 --> 00:39:59.125
‫نه، نه.
‫دیگه کاری با رفتن ندارم.

00:39:59.126 --> 00:40:01.528
‫اینجا جاییه که بیشتر از
‫هر جا احساس می‌کنم

00:40:01.529 --> 00:40:03.196
‫به چیزی بزرگ‌تر از
‫خودم وصل هستم

00:40:03.197 --> 00:40:05.665
‫و توی اتاق عمل کاری رو
‫می‌کنم که توش خیلی خوبم.

00:40:05.666 --> 00:40:07.267
‫امروز روز فوق‌العاده‌ای داشتم.

00:40:07.268 --> 00:40:09.537
‫بهترین روزی که
‫بعد از یه مدت طولانی داشتم.

00:40:09.538 --> 00:40:11.704
‫و تو بخش خیلی
‫بزرگی ازش هستی.

00:40:13.708 --> 00:40:18.664
‫از نحوه رفتنم ازت عذرخواهی
‫می‌کنم. حقیقتاً می‌گم. باشه؟

00:40:18.665 --> 00:40:21.347
‫این اتفاق دیگه نمیوفته.

00:40:21.983 --> 00:40:24.483
‫امشب نمی‌تونم باهات شام بخورم.

00:40:25.052 --> 00:40:29.189
‫باید روی قلب‌های
‫شارژ شدنیم کار کنم.

00:40:29.190 --> 00:40:32.292
‫جکسون، این کار...
‫این کار قله کوه منه.

00:40:32.293 --> 00:40:34.494
‫شاید این‌ها نتونن به
‫سیسی کمکی بکنن

00:40:34.495 --> 00:40:36.896
‫اما به خیلی آدم‌های
‫دیگه کمک خواهند کرد.

00:40:38.332 --> 00:40:41.367
‫اما بله. لطفاً منو ببوس.

00:40:45.539 --> 00:40:47.507
‫دانشمندها اعتفاد دارن
‫ما از لحاظ زیست‌شناسی

00:40:47.508 --> 00:40:49.812
‫برای همدلی کردن
‫برنامه‌ریزی شدیم.

00:40:50.478 --> 00:40:53.813
‫فکر می‌کنم همین یکی از دلایلی هستش
‫ که گونه ما تا امروز دوام آورده.

00:40:53.814 --> 00:40:55.916
‫داری میای خونه؟

00:40:55.917 --> 00:40:57.884
‫تمام روز توی اتاق عمل بودم.
‫از کارهام عقبم.

00:40:57.885 --> 00:40:59.853
‫خب عقب باش.
‫ما تازه ازدواج کردیم.

00:40:59.854 --> 00:41:01.821
‫باید کارهای تازه
‫ازدواج کرده‌ها رو بکنیم.

00:41:01.822 --> 00:41:03.523
‫مثل چی؟

00:41:03.524 --> 00:41:05.725
‫اگر چیزی به ذهنت نمی‌رسه

00:41:05.726 --> 00:41:07.193
‫من درخواست ابطال ازدواج می‌خوام.

00:41:07.194 --> 00:41:10.596
‫باشه. باشه. میام.

00:41:11.832 --> 00:41:13.934
‫شنیدم امروز با لینک کار کردی.

00:41:13.935 --> 00:41:17.937
‫آره. به نظر آدم خیلی خوبی میاد.

00:41:21.242 --> 00:41:23.609
‫داری چکار می‌کنی؟

00:41:27.014 --> 00:41:30.583
‫ما غریزه‌ای ذاتی داریم که
‫از همدیگه حمایت کنیم.

00:41:31.719 --> 00:41:34.020
‫آدم فقط تا مدتی می‌تونه
‫از خودش مراقبت کنه.

00:41:34.021 --> 00:41:35.956
‫- ممنونم.
‫- من باید از تو تشکر کنم.

00:41:35.957 --> 00:41:37.524
‫- تو اون‌ها رو درست کردی.
‫- نه، منظورم برای امروز بود.

00:41:37.525 --> 00:41:39.592
‫صحبت کردن با کسی غیر از
‫خدمات هتل خیلی خوب بود.

00:41:39.593 --> 00:41:40.627
‫من همیشه اینجا هستم.

00:41:40.628 --> 00:41:43.696
‫اما من اونی نیستم که
‫بایستی باهاش صحبت کنی.

00:41:48.235 --> 00:41:51.270
‫سلام؟ مر؟ اوه! کلوچه!

00:41:52.606 --> 00:41:54.574
‫- اینا فوق‌العاده‌ن.
‫- تو اینجا چکار می‌کنی؟

00:41:54.575 --> 00:41:56.042
‫فقط داشتم یه چیزایی برمی‌داشتم.

00:41:56.043 --> 00:41:59.446
‫فکر کنم یکم بیشتر از اونی که
‫قرار بود پیش آون بمونم.

00:41:59.447 --> 00:42:00.981
‫بیاید این حقیقت رو بپذیریم که

00:42:00.982 --> 00:42:06.117
‫بعضی مشکلات خیلی بزرگتر از اون
‫هستن که به تنهایی تحملشون کنیم.

00:42:06.141 --> 00:42:10.141
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.