﻿WEBVTT

00:00:05.135 --> 00:00:08.617
‫:آنچه گذشت
‫از اینجا به بعد عمل رو
‫بلدم و برام کاری نداره.

00:00:08.660 --> 00:00:10.836
‫- باید بدونم چه اتفاقی افتاد.
‫- دکتر اشمیت

00:00:10.880 --> 00:00:12.200
‫به جای این که صبر کنه شروع به بریدن کرد.

00:00:12.229 --> 00:00:13.970
‫زمان مرگ، 1:19.

00:00:14.014 --> 00:00:16.190
‫چرا تو برای جراحی آماده نشدی؟
‫اون یه تب خفیف داره.

00:00:16.233 --> 00:00:19.410
‫- دکتر گری، بیمار فشارش خیلی پایینه!
‫- جو، حق با تو هست.

00:00:19.454 --> 00:00:21.064
‫من تو این مدت به جای واقعیت داشتم
‫یه داستان دروغین را دنبال می کردم.

00:00:21.108 --> 00:00:22.781
‫نیازی نیست که ما همین الآن ازدواج کنیم.
‫همین که باهم باشیم کافیه، درسته؟

00:00:22.805 --> 00:00:24.241
‫چه اتفاقی افتاد؟
‫قلبه با «فاروک» مطابقت کامل داره.

00:00:25.721 --> 00:00:27.114
‫این یه قلبه زیبا و سالمه.
‫کاملاً بی نقصه.

00:00:28.158 --> 00:00:29.377
‫در چه حالی؟

00:00:29.420 --> 00:00:31.031
‫اگه «فاروک» بمیره، منم باش می میرم.

00:00:31.074 --> 00:00:32.914
‫- حالش خوب نیست.
‫- چه اتفاقی داره میفته اُوِن؟

00:00:34.512 --> 00:00:37.341
‫هیچ کس از جاش تکون نخوره.
‫یخدون رو بگیر و برو «فاروک» رو نجات بده.

00:00:37.385 --> 00:00:39.102
‫من به «نوح» داروهایی
‫ که لازم داشت تا بمیره رو دادم،

00:00:39.126 --> 00:00:40.625
‫و بهش قول دادم که به سه تا سرباز در حال مرگ

00:00:40.649 --> 00:00:42.346
‫دیگه هم همون دارو ها رو بدم.

00:00:42.390 --> 00:00:44.174
‫تکون بخور، قبل این که
‫ هر دو مون بریم ته درّه!

00:00:46.568 --> 00:00:49.310
‫♪♪

00:00:59.885 --> 00:01:00.973
‫اینا همون دارو هاست؟
‫آره.

00:01:02.366 --> 00:01:04.151
‫مطمئنی؟

00:01:04.194 --> 00:01:06.283
‫هیچ وقت توی زندگیم این قدر مطمئن نبودم.

00:01:06.327 --> 00:01:08.285
‫و «هدر» هم خبر داره؟
‫خبر داره.

00:01:08.329 --> 00:01:10.809
‫ما با هم یه برنامه ریختیم، و من
‫از اون دنیا بهتر می تونم

00:01:10.853 --> 00:01:12.507
‫مراقب «دنی» باشم.

00:01:14.944 --> 00:01:17.642
‫احساس خوبی درباره‌‌ی زندگیم دارم...

00:01:19.470 --> 00:01:21.385
‫...و درباره‌ی اون جایی که قراره
‫برم هم حس خوبی دارم.

00:01:23.083 --> 00:01:25.955
‫من بهترین تلاشمو کردم، و ...

00:01:25.998 --> 00:01:27.826
‫و فکر می کنم که خیلی عالی بود.

00:01:31.134 --> 00:01:32.527
‫آره.

00:01:34.398 --> 00:01:35.660
‫هی، دکتر هانت؟

00:01:36.922 --> 00:01:38.837
‫من نمی خوام که افراد
‫داخل یگانمون رو ترک کنم.

00:01:38.881 --> 00:01:41.144
‫اونا هم مثل من به کمکت احتیاج دارن.

00:01:41.188 --> 00:01:43.277
‫ما...

00:01:43.320 --> 00:01:44.843
‫به کمکت احتیاج داریم.

00:01:44.887 --> 00:01:46.541
‫لطفاً.

00:02:04.776 --> 00:02:06.735
‫اینجا، من اینجام!

00:02:06.778 --> 00:02:09.172
‫♪♪

00:02:09.216 --> 00:02:11.696
‫عصب واگ بزرگترین
‫و پیچیده ترین عصب

00:02:11.740 --> 00:02:13.220
‫در بین اعصاب مغزی هست.

00:02:13.263 --> 00:02:15.091
‫کارش اینه که اطلاعات رو

00:02:15.135 --> 00:02:16.745
‫از سطح مغز به بافت ها و اندام هایی

00:02:16.788 --> 00:02:19.182
‫که جا های دیگه‌ی بدن هستند
‫ انتقال میده و بالعکس.

00:02:19.226 --> 00:02:22.751
‫صبر کن! وایسا! وایسا!

00:02:22.794 --> 00:02:24.144
‫وایسا، وایسا!

00:02:24.187 --> 00:02:31.194
‫♪♪

00:02:31.238 --> 00:02:33.196
‫وقتی که بدن یه دوره‌ی
‫ طولانی از فشار

00:02:33.240 --> 00:02:34.850
‫یا آسیب دیدگی رو تحمل کنه،

00:02:34.893 --> 00:02:38.332
‫عصب واگ بیش از حد فعال میشه.

00:02:38.375 --> 00:02:40.943
‫درک ما از، فشار یا آسیب دیدگی
‫اصولاً به صورت احساسی هست...

00:02:40.986 --> 00:02:42.510
‫چرا صبر نکردی؟

00:02:42.553 --> 00:02:44.773
‫...ولی اثر اصلی آسیب روی جسم هست.

00:02:44.816 --> 00:02:46.340
‫این کار به شیوه‌ی آموزشی وبر نبود!

00:02:46.383 --> 00:02:47.776
‫وقتی که عصب واگ فعال میشه

00:02:47.819 --> 00:02:49.952
‫تلاششو می کنه تا ضربان قلب رو پایین بیاره.

00:02:49.995 --> 00:02:55.044
‫♪♪

00:02:55.087 --> 00:02:56.828
‫فشار خون میفته،

00:02:56.872 --> 00:03:00.397
‫و ممکنه حالت تهوع بهت دست بده،
‫میدان دیدت کاملا محدود بشه...

00:03:03.226 --> 00:03:06.664
‫...توی گوشات صدای زنگ بشنوی،
‫فشار خونت کم بشه،

00:03:06.708 --> 00:03:09.232
‫و ضربان قلبت غیر عادی بشه.

00:03:13.018 --> 00:03:16.108
‫و وقتی که ذهن رنج می بره،
‫جسم هم رنجور میشه،

00:03:16.152 --> 00:03:18.981
‫و کار برای خنثی کردن آسیب
‫ممکنه سخت بشه.

00:03:19.024 --> 00:03:24.856
‫♪♪

00:03:24.900 --> 00:03:26.858
‫- یه تصادف رخ داد.
‫- آره، شنیدم.

00:03:26.902 --> 00:03:28.120
‫تو خوبی؟

00:03:28.164 --> 00:03:29.774
‫تا وقتی که حل قلبه خوب باشه
‫منم حالم خوب میشه.

00:03:29.818 --> 00:03:50.926
‫♪♪

00:03:50.969 --> 00:03:52.884
‫ندوگو چی شده؟
‫قلبه ضربه دیده.

00:03:52.928 --> 00:03:54.340
‫باید خورده باشه به یه طرف یخدون
‫موقعی که ماشین....
‫هنوز قابل استفاده هست؟

00:03:57.324 --> 00:04:02.981
‫♪♪

00:04:03.025 --> 00:04:04.287
‫دکتر پیرس رو خبر کنید بیاد.

00:04:04.331 --> 00:04:06.463
‫لطفاً اعلام کنید دکتر پیرس
‫ به اتاق عمل شماره‌ی 3 بیاد.

00:04:06.507 --> 00:04:07.508
‫♪♪

00:04:21.348 --> 00:04:23.088
‫اُوِن.

00:04:24.568 --> 00:04:26.178
‫اُوِن، صدامو می شنوی؟

00:04:26.222 --> 00:04:27.591
‫هِیز، من از قبل داروها پیشم هستن، باشه؟
‫آه!

00:04:28.616 --> 00:04:30.095
‫منم. آملیام.

00:04:30.139 --> 00:04:31.183
‫لینک هم اینجاست.

00:04:32.576 --> 00:04:33.969
‫اینم از این.

00:04:34.012 --> 00:04:36.232
‫شما تصادف کردید.
‫یادت میاد؟

00:04:36.276 --> 00:04:38.558
‫توی راه برای کاهش درد بهت مرفین زدن
‫توی اتاق شماره یک اورژانسی.

00:04:38.582 --> 00:04:40.517
‫می دونم که پات درد میکنه،
‫ولی می تونی انگشتای پاتو تکون بدی؟

00:04:40.541 --> 00:04:41.977
‫چیزی حس می کنی؟

00:04:42.020 --> 00:04:43.718
‫خوبه، باشه.
‫اینو حس می کنی؟

00:04:43.761 --> 00:04:45.546
‫یه کمی.
‫خوبه، این خوبه.

00:04:45.589 --> 00:04:47.350
‫ازت سی تی اسکن می گیریم
‫و می بریمت به...

00:04:47.374 --> 00:04:50.290
‫آملیا. آملیا.
‫تدی در چه حاله؟ قلب «فاروک» چی شد؟

00:04:50.333 --> 00:04:51.943
‫تدی حالش خوبه.
‫بیرون وایساده.

00:04:51.987 --> 00:04:53.486
‫فاروک هم در حال جراحی شدنه.
‫قلبو به موقع رسوندن.

00:04:53.510 --> 00:05:03.510
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:04:53.510 --> 00:04:55.512
‫باشه. هِیز در چه حاله؟

00:04:55.556 --> 00:04:57.862
‫من ندیدمش، ولی میرم
‫ببینم چی می تونم بفهمم.

00:04:57.906 --> 00:04:59.516
‫آملیا.

00:04:59.560 --> 00:05:01.562
‫به مگان نگو که
‫من مصدومم، باشه؟

00:05:01.605 --> 00:05:03.085
‫اُوِن...
‫لطفاً

00:05:03.128 --> 00:05:05.870
‫لطفاً تا بعد این که که فاروک
‫ حالش خوب بشه بهش نگو.

00:05:07.568 --> 00:05:09.091
‫تدی

00:05:09.134 --> 00:05:10.832
‫می خوای بشینی؟

00:05:10.875 --> 00:05:12.113
‫اُوِن حالش...؟
‫داره خیلی درد می کشه،

00:05:12.137 --> 00:05:13.617
‫که در حال حاضر چیز خوبیه.

00:05:13.661 --> 00:05:15.619
‫ارزیابی اولیه، شکستگی های
‫زیادی در پای چپ رو

00:05:15.663 --> 00:05:17.142
‫نشون میده.
‫وضعیت معاینه اعصابش چطوره؟

00:05:17.186 --> 00:05:19.144
‫هوشیاره و از دستورات
‫پیروی می کنه.

00:05:19.188 --> 00:05:21.451
‫معاینه اعصاب حسی و حرکتیش
‫به نظر سالم می رسه.

00:05:22.365 --> 00:05:23.758
‫می تونه دوباره راه بره؟

00:05:23.801 --> 00:05:25.716
‫وقتی ازش سی تی اسکن بگیریم
‫خیلی چیزای بیشتری می فهمیم.

00:05:27.109 --> 00:05:28.676
‫تدی، اُوِن زنده است.

00:05:30.112 --> 00:05:32.375
‫هنوز همین جا پیشمونه.

00:05:32.419 --> 00:05:33.637
‫می تونی بری و ببینیش.

00:05:36.684 --> 00:05:37.748
‫تا الآن کسی خودت رو معاینه
‫ کرده ببینه در چه حالی؟

00:05:37.772 --> 00:05:40.949
‫من حالم خوبه. حالم خوبه...
‫فقط این که من...

00:05:40.992 --> 00:05:43.908
‫من فقط...

00:05:43.952 --> 00:05:46.650
‫فکر کنم لازمه چند لحظه بهم فرصت بدید.
‫مطمئن نیستم که...

00:05:46.694 --> 00:05:48.173
‫من فقط... یه چند لحظه بهم فرصت بدید.

00:05:48.217 --> 00:05:49.610
‫باشه راحت باش.

00:05:54.615 --> 00:05:55.896
‫تدی، خودتم باید معاینه بشی.

00:05:55.920 --> 00:05:57.400
‫اُوِن، اول منو از ماشین بیرون آورد،

00:05:57.444 --> 00:06:00.751
‫و منم رفتم کمک بیارم و...

00:06:00.795 --> 00:06:02.840
‫و بعدش شنیدم که ماشین سقوط کرد،

00:06:02.884 --> 00:06:06.322
‫و من در حالی که قلب فاروک تو
‫دستام بود کل راه رو تا اینجا روندم،

00:06:06.366 --> 00:06:08.411
‫و فکر کردم که اُوِن مرده.

00:06:08.455 --> 00:06:10.476
‫و مسئله اینه که حس می کنم که
‫کل وجودم مثل سرب سنگین شده

00:06:10.500 --> 00:06:14.461
‫یا اگه منظورمو بفهمی حس می کنم
‫کل وجودم مثل یخ منجمد شده، و من فقط...

00:06:14.504 --> 00:06:17.638
‫من فقط احتیاج دارم که وجودم از این
‫ حالت انجماد در بیاد قبل این که برم...

00:06:17.681 --> 00:06:19.074
‫قبل این که برم داخل و اُوِن رو ببینم.
‫وضعیت خیلی سختی رو گذروندی.

00:06:20.554 --> 00:06:22.338
‫سیستم عصبیت داره تلاششو
‫می کنه ازت محافظت کنه.

00:06:22.382 --> 00:06:25.036
‫ولی اُوِن زنده است.

00:06:25.080 --> 00:06:27.082
‫و اینو می دونم که

00:06:27.125 --> 00:06:28.562
‫نیاز داره تو رو ببینه.

00:06:30.477 --> 00:06:35.525
‫♪♪

00:06:39.486 --> 00:06:45.143
‫♪♪

00:06:46.841 --> 00:06:48.364
‫سلام، تدی.

00:06:50.061 --> 00:06:51.933
‫فکر کردم مردی.

00:06:54.370 --> 00:06:55.850
‫خودمم همین فکرو کردم.

00:06:59.331 --> 00:07:01.290
‫لطفاً میشه بیای اینجا پیش من؟

00:07:04.249 --> 00:07:05.686
‫هی.

00:07:07.601 --> 00:07:09.646
‫هنوز زندم و پیشتم.

00:07:15.957 --> 00:07:18.089
‫عاشقتم.
‫می دونم.

00:07:18.133 --> 00:07:20.396
‫دکتر «ردفورد» به بخش.

00:07:20.440 --> 00:07:22.137
‫هی.

00:07:22.180 --> 00:07:24.356
‫من فکر می کنم درستش اینه که یه سی تی اسکن از تمام
‫بدنش بگیریم و همه‌ی احتمالات ممکن رو در نظر بگیریم.

00:07:24.400 --> 00:07:26.924
‫نمی خوام ریسک اینو بکنم
‫که توی اتاق عمل غافلگیر بشم.

00:07:26.968 --> 00:07:29.840
‫کاملاً باهات موافقم.
‫هیچ کسی غافلگیر شدن رو دوست نداره.

00:07:31.146 --> 00:07:32.452
‫لینک؟

00:07:32.495 --> 00:07:34.105
‫دکتر «گلدبرگ» به مراقبت های ویژه.

00:07:34.149 --> 00:07:35.672
‫لینک، رو به راهی؟

00:07:37.631 --> 00:07:39.937
‫لینک، اُوِن برای من خیلی با ارزشه،
‫برای همه‌مون خیلی با ارزشه،

00:07:39.981 --> 00:07:41.461
‫بنا بر این هر مرگیت که هست...

00:07:41.504 --> 00:07:42.636
‫من کار دارم.

00:07:42.679 --> 00:07:44.812
‫توی اتاق رادیولوژی ملاقاتت می کنم.

00:07:46.814 --> 00:07:49.033
‫بِیلی، این ربطی به شیوه‌ی آموزشی وبر نداره!

00:07:49.077 --> 00:07:51.383
‫این مربوط به یه جراحه...
‫یه جراح که پاشو از حد خودش فراتر گذاشت.

00:07:51.427 --> 00:07:53.037
‫اگه ما هر زمان که یه جراح
‫ اشتباهی رو مرتکب می شد

00:07:53.081 --> 00:07:54.885
‫یه شیوه‌ی آموزشی رو
‫ لغو می کردیم، که دیگه الآن...

00:07:54.909 --> 00:07:58.390
‫یه اشتباه قابل پیشگیری.
‫این اشتباه قابل پیشگیری بود.

00:07:58.434 --> 00:08:00.741
‫من شیوه‌ی آموزشی وبر رو
‫به حالت تعلیق در میارم

00:08:00.784 --> 00:08:02.960
‫که این تعلیق از همین الآن
‫ و به مدت نامحدود خواهد بود.

00:08:03.004 --> 00:08:04.962
‫به هیچ وجه همچین کاری نمی کنی.
‫من چنین چیزی رو قبول نمی کنم.

00:08:05.006 --> 00:08:06.790
‫شاید الآن رئیس بیمارستان تو باشی،

00:08:06.834 --> 00:08:08.313
‫ولی من رئیس الرؤسا هستم.

00:08:08.357 --> 00:08:10.011
‫ریچارد، اگه اینجوریه منم میرم
‫هیئت مدیره‌ رو خبر می کنم.

00:08:10.054 --> 00:08:12.666
‫می خوای مقامتو به رخ «من» بکشی؟
‫گزارشتو به بچه های بالا میدم!

00:08:12.709 --> 00:08:14.015
‫بِیلی!
‫توی اون اتاق عمل باید

00:08:14.058 --> 00:08:16.191
‫یه پزشک متخصص به عنوان
‫ ناظر حضور می داشت!

00:08:16.234 --> 00:08:18.802
‫من دیگه در این مورد
‫باهات بحث نمی کنم!

00:08:20.282 --> 00:08:24.242
‫اشمیت، ول کن دیگه آبو الکی هدر نده.
‫دستات تمیزن.

00:08:24.286 --> 00:08:30.118
‫♪♪

00:08:30.161 --> 00:08:31.336
‫نمی دونم.

00:08:31.380 --> 00:08:33.338
‫با همچین کاری موافق نیستم.

00:08:33.382 --> 00:08:35.602
‫اگه این قلبه رو، که آسیبم دیده، بهش پیوند نزنیم،
‫مجبوریم دوباره به دستگاه گردش خون بیرون از بدن، متصلش کنیم

00:08:35.645 --> 00:08:37.342
‫که یه سری خطراتی داره
‫از جمله این که خونریزی کنه

00:08:37.386 --> 00:08:39.910
‫یا یه لخته خونی تو بدنش ایجاد بشه
‫و منجر به سکته کردنش یا حتی بدتر از اون بشه.

00:08:39.954 --> 00:08:41.627
‫من مطمئن نیستم بتونه اون قدری
‫زنده بمونه که یه قلب دیگه دریافت کنه.

00:08:41.651 --> 00:08:42.913
‫و اگه این قلب معیوب به خاطر این که

00:08:42.957 --> 00:08:44.741
‫توی یه یخدون این طرف و اون طرف پریده،
‫بعد پیوند درست کار نکنه

00:08:44.785 --> 00:08:47.178
‫بیمار فوراً سکته قلبی می کنه.

00:08:48.832 --> 00:08:50.399
‫تو منو به خاطر این که
‫ نظرمو بدونی خبر کردی بیام اینجا،

00:08:50.442 --> 00:08:52.532
‫و من فکر می کنم که باید صبر کنی
‫ یه قلب جدید برای پیوند پیدا بشه.

00:08:55.056 --> 00:08:57.580
‫باشه، همگی توجه کنید.
‫بیاید دهلیز راست قلب رو بشکافیم.

00:08:57.624 --> 00:08:58.799
‫دکتر ندوگو...
‫(این همه حرف نزدم که آخرشم کار خودتو بکنی!)

00:08:58.842 --> 00:09:00.888
‫دکتر پیرس، من خطرات احتمالی رو می دونم،

00:09:00.931 --> 00:09:04.674
‫ولی این که هانت و آلتمن و هِیز
‫ زنده‌ن یه معجزه است.

00:09:04.718 --> 00:09:06.913
‫این که این قلبه همین الآن جلومون
‫قرار داره خودش یه معجزه است.

00:09:06.937 --> 00:09:08.896
‫و این که ما شانس این رو
‫داریم تا ببینیم که آیا این قلبه

00:09:08.939 --> 00:09:12.726
‫داخل قفسه سینه‌ی فاروک می تپه، حالا
‫آسیبم دیده باشه یا نه خودش یه معجزه است.

00:09:12.769 --> 00:09:17.295
‫برای همین من به حس درونیم اعتماد می کنم
‫و بنا رو بر باور به رخ دادن معجزه می گذارم.

00:09:17.339 --> 00:09:19.994
‫و ازت درخواست می کنم که کمکم کنی
‫تا این پیوند را سریع و خوب انجام بدیم.

00:09:22.910 --> 00:09:23.910
‫باشه.

00:09:27.784 --> 00:09:29.264
‫چاقوی جراحی رو بدید.

00:09:29.307 --> 00:09:34.704
‫♪♪

00:09:40.754 --> 00:09:43.974
‫منظورت چیه که بیمار بهت دروغ گفت؟
‫بیمار یه انسداد روده داشت

00:09:44.018 --> 00:09:45.343
‫و تلاش کرد که دردش رو از ما پنهان کنه

00:09:45.367 --> 00:09:46.934
‫تا این که این قدر وضعیتش بد شد
‫که نزدیک بود روده اش سوراخ بشه.

00:09:46.977 --> 00:09:48.302
‫دچار عفونت شده بود.
‫نزدیک بود روی تخت جراحی بمیره.

00:09:48.326 --> 00:09:50.111
‫عجب احمقی بوده.

00:09:50.154 --> 00:09:51.678
‫به کار بردن کلمه‌ی «احمق» برای
‫توصیفش کم لطفیه.

00:09:51.721 --> 00:09:54.115
‫شاید «خود بزرگ بین» لغت مناسبی باشه.

00:09:54.158 --> 00:09:55.507
‫هی. می دونی چیه؟
‫یه فکر احمقانه به ذهنم رسیده.
‫چی هست؟

00:09:56.944 --> 00:09:58.772
‫یه هواپیمای جت از اینجا که هستم
‫به مقصد سیاتل داره حرکت می کنه،

00:09:58.815 --> 00:10:00.600
‫داره یه بیمار مراقبت
‫ های ویژه را انتقال میده.

00:10:00.643 --> 00:10:02.602
‫من مشغول انجام وظیفه نیستم،
‫برای همین قصد رفتن باهاش رو نداشتم

00:10:02.645 --> 00:10:03.690
‫ولی حالا که فکرش رو می کنم...
‫نمی دونم... سوار این جته بشم

00:10:05.213 --> 00:10:06.736
‫و بیام ببرمت مست کنی، غمات یادت بره!

00:10:06.780 --> 00:10:08.912
‫جدی می گی؟
‫از همچین فکری متنفری؟

00:10:08.956 --> 00:10:10.914
‫عاشق همچین فکریم.

00:10:10.958 --> 00:10:13.351
‫باشه، در این صورت دیگه باید برم.

00:10:18.879 --> 00:10:22.230
‫سلام. هِیز، چه اتفاقی برای کله ات افتاده؟

00:10:22.273 --> 00:10:24.275
‫یه...

00:10:24.319 --> 00:10:25.450
‫یه تصادف رخ داد.
‫چه جور تصادفی؟

00:10:28.976 --> 00:10:30.673
‫کل زندگیم...

00:10:33.110 --> 00:10:36.679
‫کل زندگی کوفتیم از جلوی چشمام رد شد.

00:10:36.723 --> 00:10:40.944
‫ابیگیل رو دیدم و...

00:10:40.988 --> 00:10:42.293
‫پسرام رو دیدم و...

00:10:43.730 --> 00:10:46.210
‫چیزای خیلی زیادی بودن که دیدم.
‫خیلی زیاد بودن.

00:10:47.690 --> 00:10:49.910
‫تا الآن معاینه شدی؟
‫حالم خوبه. حالم خوبه.

00:10:49.953 --> 00:10:52.521
‫خوب، من تشخیص خواهم داد که خوبی یا نه.
‫بیا بریم داخل بیمارستان. راه بیفت.

00:10:52.564 --> 00:10:56.481
‫♪♪

00:11:01.530 --> 00:11:02.966
‫مردمک هات که خوب به نظر میان.

00:11:04.794 --> 00:11:06.194
‫هوشیاریت رو از دست ندادی؟

00:11:06.230 --> 00:11:08.668
‫نه. گری من حالم خوبه.

00:11:08.711 --> 00:11:11.148
‫در مقیاس یک تا ده،
‫میزان درد سرت چقدر شدیده؟

00:11:11.192 --> 00:11:12.672
‫سرم درد نمی کنه.

00:11:14.761 --> 00:11:17.459
‫فقط به من اجازه بده
‫ فشار خونت رو اندازه بگیرم،

00:11:17.502 --> 00:11:19.504
‫و بعدش می تونیم هر دو
‫ موافق باشیم که حالت خوبه.

00:11:23.813 --> 00:11:25.685
‫نظرت در مورد قتل های از روی ترحم چیه؟

00:11:25.728 --> 00:11:27.599
‫وای.
‫چه افکار ناجوری پیدا کردی.

00:11:27.643 --> 00:11:29.253
‫نه، دارم جدی صحبت می کنم.

00:11:29.297 --> 00:11:31.212
‫نظرت در مورد قتل های از روی ترحم چیه؟

00:11:31.255 --> 00:11:32.430
‫و منظورم در مورد خودم نیست.

00:11:34.519 --> 00:11:36.130
‫من به مرگ با عزت و محترمانه معتقدم،

00:11:36.173 --> 00:11:38.045
‫اگه سؤالی که داری می پرسی همین هست.

00:11:38.088 --> 00:11:39.805
‫نه، سؤال من اینه که نظرت
‫ چیه در مورد یه دکتری که

00:11:39.829 --> 00:11:41.831
‫با اختیار خودش تصمیم به کشتن یه نفری گرفته

00:11:41.875 --> 00:11:43.920
‫یه نفری که می خواد بمیره،

00:11:43.964 --> 00:11:46.749
‫یه نفری که خودش به هر حال به زودی می میره.

00:11:46.793 --> 00:11:49.360
‫من می گم که اولین اصل پزشکی اینه
‫ که به کسی آسیبی نرسونی

00:11:49.404 --> 00:11:51.232
‫آره.
‫فکرشو می کردم اینو بگی.

00:11:55.018 --> 00:11:56.846
‫چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

00:11:58.979 --> 00:12:00.850
‫گوش کن.

00:12:00.894 --> 00:12:03.461
‫آلتمن و هانت هم توی
‫ اون ماشین همراه من بودن.

00:12:03.505 --> 00:12:05.376
‫هانت آسیب دید.
‫به چه شدتی؟

00:12:05.420 --> 00:12:07.509
‫به قدر کافی شدید آسیب دیده که احتمالاً
‫ نیاز به یه جراح عمومی ماهر داشته باشه.

00:12:09.119 --> 00:12:11.121
‫به محض این که شنیدم چی شده اومدم.

00:12:11.165 --> 00:12:12.296
‫وضعیت این سی تی اسکنا چه جوریه؟

00:12:12.340 --> 00:12:13.907
‫مهره یکم کمری کاملاً از هم پاشیده.

00:12:13.950 --> 00:12:15.870
‫لازمه که به سمت داخل برش بزنیم و قبل از
‫ این که مهره رو با یه نگهدارنده ثابت کنیم،

00:12:15.909 --> 00:12:17.911
‫ هر چی خرده قطعات
‫ استخوانی هست رو در بیاریم.

00:12:17.954 --> 00:12:19.105
‫شکستگی باز و در سطح پوست
‫ استخوان ران که نیاز به شستشو داره،

00:12:19.129 --> 00:12:20.652
‫و با یه میخ ارتوپدی ثابتش می کنیم

00:12:20.696 --> 00:12:22.785
‫علاوه بر این پای چپ یه شکستگی
‫ سر درشت نی هم داره.

00:12:22.829 --> 00:12:24.415
‫ما مجبوریم قبل از این که ترمیمش کنیم

00:12:24.439 --> 00:12:25.396
‫چند روز صبر کنیم تا ورمش فروکش کنه.
‫یه پارگی طحال هم اونجا هست؟

00:12:26.876 --> 00:12:28.704
‫آره، به نظر می رسه خفیفه.

00:12:28.748 --> 00:12:30.010
‫بیا تا با نتایج آزمایشگاهی زیر نظر بگیریمش.
‫آره، وضعیت پاش خیلی بدتره.

00:12:31.402 --> 00:12:33.361
‫فکر می کنی می تونه دوباره راه بره؟

00:12:33.404 --> 00:12:34.860
‫هر چی زودتر جراحیش رو شروع کنیم،
.زودتر متوجه می شیم
‫شپرد نظر تو چیه؟

00:12:34.884 --> 00:12:36.843
‫یه مقدار عقب رفتگی توی
‫ مجرای ستون فقرات وجود داره.

00:12:36.886 --> 00:12:39.933
‫ولی اُوِن یه مقدار حس و حرکت داره،
‫ که نشانه ی خوبی هست،

00:12:39.976 --> 00:12:41.824
‫ولی ما باید سریع به داخل برش بزنیم
‫ و کارمون را هم بی نقص انجام بدیم.

00:12:41.848 --> 00:12:43.719
‫اگه کارمون بی نقص نباشه اُوِن فلج میشه؟

00:12:43.763 --> 00:12:44.938
‫آره.

00:12:46.853 --> 00:12:49.116
‫باشه، هر قدر که اتاق عمل رو
‫ احتیاج داشته باشید، در اختیارتونه.

00:12:49.159 --> 00:12:50.813
‫در مورد اشمیت چی کار کنیم؟
‫در مورد چیش چی کار کنید؟

00:12:50.857 --> 00:12:52.554
‫اشمیت بهترین دستیاره.
‫می تونیم ازش استفاده کنیم؟

00:12:52.597 --> 00:12:54.948
‫اشمیت در دسترس نیست.

00:12:54.991 --> 00:12:56.273
‫می خوای من بیام؟
‫می خوای دستیار ما باشی؟
‫خوب، گفتتم که گفته باشم یه وقت
‫ ممکنه کمک لازم داشته باشید.

00:12:57.777 --> 00:12:59.604
‫مردیث، ما هوای اُوِن را داریم،
‫ ولی اگه اوضاع تغییر کرد،

00:12:59.648 --> 00:13:01.302
‫تو اولین کسی هستی که خبرت می کنیم.
‫باشه.

00:13:01.345 --> 00:13:02.888
‫بیمارمون بیدار شده.
‫باید برم سرش داد بزنم.

00:13:02.912 --> 00:13:04.914
‫اگه بهم احتیاج داشتید
‫ همین جا تو بیمارستانم، باشه؟

00:13:06.873 --> 00:13:09.658
‫ ضد عفونی کردن کل اتاق در حال انجام هست.

00:13:11.138 --> 00:13:13.401
‫تو قرار بوده که در حال نوشتن
‫ گزارش عمل جراحی باشی.

00:13:17.144 --> 00:13:18.904
‫هی، نمی دونم تو ذهنت واسه چه عمل
‫ جراحی داری دستاتو ضد عفونی می کنی

00:13:18.928 --> 00:13:19.929
‫ولی دستاتو ضد عفونی نکن.

00:13:19.973 --> 00:13:22.105
‫تو وضعیتی نیستی که بتونی بری سر عمل جراحی.

00:13:22.149 --> 00:13:24.804
‫ضد عفونی کردن کل اتاق در حال انجام هست.

00:13:27.023 --> 00:13:28.808
‫ببین، جراحی که هیچ وقت بیمارش نمرده باشه

00:13:28.851 --> 00:13:30.897
‫به اندازه کافی جراحی انجام نداده.

00:13:30.940 --> 00:13:34.552
‫حتی برای بهترین جراح ها
‫ هم مرگ بیمار پیش میاد.

00:13:40.167 --> 00:13:41.690
‫اشمیت، یه استراحتی به خودت بده.

00:13:41.733 --> 00:13:45.085
‫یه قدمی بزن، احساساتت رو دریاب...

00:13:45.128 --> 00:13:46.608
‫و بعدش گزارش عمل رو بنویس.

00:13:50.264 --> 00:13:51.874
‫من کار رو روی مهره‌ی کمر از
‫ هم پاشیده ات شروع می کنم،

00:13:51.918 --> 00:13:53.615
‫و بعدش لینک و نیکو شروع به کار

00:13:53.658 --> 00:13:54.940
‫روی شکستگی استخوان رانت می کنن.
‫به صورت برعکس هم میشه.

00:13:54.964 --> 00:13:56.966
‫اول شکستگی استخوان ران، بعدش ستون فقرات.

00:13:57.010 --> 00:13:58.663
‫ما همیشه با ستون فقرات شروع می کنیم.

00:13:58.707 --> 00:13:59.815
‫آره، وقتایی اون کارو می کنیم
‫ که شکستگی ستون فقرات

00:13:59.839 --> 00:14:01.753
‫ناپایدارتر باشه و نقص حسی
‫ و حرکتی وجود داشته باشه.

00:14:01.797 --> 00:14:04.036
‫توی این مورد، پا خرد شده و زخم باز هم داره

00:14:04.060 --> 00:14:06.628
‫و ضربانِ عروق رو و زیر پاش هم کم شده

00:14:06.671 --> 00:14:08.258
‫برای همین اگه بخواد پاش رو
‫ داشته باشه اولویت با پا هست.

00:14:08.282 --> 00:14:09.936
‫در واقع می تونیم با هم توافق
‫ کنیم و همزمان جراحی کنیم.

00:14:09.979 --> 00:14:12.131
‫هانت رو در موقعیت به پهلو قرار می دیم که
‫ جفتمون بتونیم به طور جانبی برش بزنیم...

00:14:12.155 --> 00:14:13.635
‫تو از وسط ناحیه کمریِ ستون فقرات برش می زنی،

00:14:13.678 --> 00:14:15.047
‫و منم از وسط کناره‌ی
‫ استخوان ران برش می زنم.

00:14:15.071 --> 00:14:17.247
‫هر دو به طور همزمان
‫ ترمیم ها رو انجام می دیم.

00:14:18.727 --> 00:14:20.511
‫اُوِن، خطرات احتمالی که هست
‫ اینه که خود پاتو از دست بدی

00:14:20.555 --> 00:14:22.774
‫یا قابلیت استفاده و
‫ کنترل پا هاتو از دست بدی.

00:14:22.818 --> 00:14:24.098
‫من واقعاً فکر می کنم که ما بخوایم...
‫- هِیز کجاست؟
‫- هِیز؟

00:14:25.603 --> 00:14:27.083
‫آره. باید ببینمش.

00:14:27.127 --> 00:14:28.931
‫لازمه که هر چه زودتر ببریمت به اتاق عمل.

00:14:28.955 --> 00:14:30.933
‫اُوِن،گوش کن. بعد از عملت
‫ می تونی با هِیز صحبت کنی.

00:14:30.957 --> 00:14:33.916
‫نه، نه. نه. نه. من باید با هِیز
‫ صحبت کنم و نمیشه که صبر کنم.

00:14:35.962 --> 00:14:37.702
‫میرم ببینیم می تونه قبل عمل بیاد ملاقاتت.

00:14:39.443 --> 00:14:40.792
‫باشه.

00:14:40.836 --> 00:14:43.360
‫و ما به طور همزمان جراحی می کنیم.

00:14:43.404 --> 00:14:51.404
‫♪♪

00:14:51.455 --> 00:14:53.675
‫باشه؟

00:15:00.116 --> 00:15:03.641
‫ندوگو. هنوز خبری نشده؟

00:15:03.685 --> 00:15:04.967
‫دوست دارم خبرای جدید رو به مادرش بدم.
‫هنوز راهی وجود ندازه که متوجه بشیم در چه حاله.

00:15:04.991 --> 00:15:06.620
‫هنوز یه جفت رگ خونی دیگه
‫ هست که باید به هم وصلشون کنیم.

00:15:06.644 --> 00:15:09.169
‫شاید مهم نباشه...

00:15:09.212 --> 00:15:11.214
‫ولی من یه حس خوبی دارم.

00:15:11.258 --> 00:15:21.964
‫♪♪

00:15:22.008 --> 00:15:25.576
‫دکتر «سلرز». دکتر «ماری سلرز» به بخش.

00:15:27.143 --> 00:15:28.579
‫دکتر «ماری سلرز» به بخش.

00:15:28.623 --> 00:15:30.930
‫خدای من. عجب وضعیت ناجوری داری.

00:15:30.973 --> 00:15:32.583
‫می تونست خیلی بدتر از اینا باشه.

00:15:32.627 --> 00:15:34.063
‫آره، ممکن بود من جای تو باشم.

00:15:38.154 --> 00:15:40.417
‫هانت، ازت ممنونم.

00:15:40.461 --> 00:15:42.245
‫غیر تشکر کردن دیگه نمی دونم چی بگم

00:15:42.289 --> 00:15:44.073
‫ازت ممنونم.

00:15:44.117 --> 00:15:46.162
‫تشکرتو با فراموش کردن چیزی که
‫ بهت گفتم می تونی نشون بدی.

00:15:49.383 --> 00:15:52.299
‫اگه چنین کاریو بکنم...

00:15:52.342 --> 00:15:54.605
‫اون وقت منم شریک در یک جرم محسوب میشم.

00:15:54.649 --> 00:15:57.304
‫هِیز، نوح در حال مرگ بود، اینو می دونی.

00:15:57.347 --> 00:15:59.088
‫واجد شرایط مرگ به کمک پزشک هم بود.

00:15:59.132 --> 00:16:00.631
‫پس چرا می خوای که من
‫ این موضوع را فراموش کنم؟

00:16:00.655 --> 00:16:02.570
‫چون دوستاش اهل ایالت هایی که

00:16:02.613 --> 00:16:04.528
‫مرگ با عزت و احترام را مجاز می دونن نیستند.

00:16:04.572 --> 00:16:07.923
‫من بهش یه قول دادم، و
‫ اونم به دوستاش یه قول داد.

00:16:07.967 --> 00:16:10.708
‫پس تو دارو ها رو دزدیدی و برنامه داری
‫ که مثل آبنبات توزیعشون کنی؟

00:16:10.752 --> 00:16:12.362
‫برنامه دارم که به اون سرباز ها احترامی رو

00:16:12.406 --> 00:16:14.016
‫نشون بدم که کشورمون نشون نداده.

00:16:14.060 --> 00:16:16.410
‫برنامه دارم که سر قولم به
‫ اون افراد بمونم، متوجهی؟

00:16:16.453 --> 00:16:18.431
‫تو جون منو نجات دادی و من باید
‫ چیزی که از عمرم باقی مونده

00:16:18.455 --> 00:16:20.892
‫را صرف مراقبت کردن از پسر هام بکنم.

00:16:20.936 --> 00:16:23.156
‫نمی تونم برم زندان.
‫همچین اتفاقی نمیفته.

00:16:23.199 --> 00:16:25.723
‫تو دارو های خاتمه دهنده به
‫ حیات رو دزدیدی که برنامه داری

00:16:25.767 --> 00:16:28.813
‫بین اون افرادی که واجد
‫ شرایط نیستند توزیع کنی.

00:16:28.857 --> 00:16:30.772
‫پا پیش بگذار،

00:16:30.815 --> 00:16:32.489
‫خودت به بِیلی بگو چه کاری کرده ای،
‫ بگو چه برنامه ای برای بعدش داری.

00:16:32.513 --> 00:16:33.751
‫هر چی این راز رو بیشتر پیش خودت نگه داری،
‫اوضاع بدتر میشه.

00:16:35.081 --> 00:16:36.996
‫خودت حقیقت را بگو تا من مجبور نشم بگم.

00:16:37.039 --> 00:16:38.867
‫من از یه صخره سقوط کردم
‫ تا تو مجبور نشی سقوط کنی.

00:16:38.910 --> 00:16:40.912
‫اگه زندانم نرم، به طور قطع به یقین

00:16:40.956 --> 00:16:42.914
‫پروانه‌ی طبابتم رو برای دونستن این موضوع

00:16:42.958 --> 00:16:45.284
‫ و قصور در گزارش دادنش از دست میدم.
‫هِیز، بی خیال شو دیگه.

00:16:45.308 --> 00:16:47.460
‫هانت، من به خاطر خارج کردنم
‫ از اون ماشین سپاسگزارتم،

00:16:47.484 --> 00:16:49.965
‫ولی نمی تونم هیچ قولی بهت بدم.

00:16:50.009 --> 00:16:51.793
‫نیازه که به همه‌ی جنبه های
‫ این موضوع فکر کنم.

00:16:59.888 --> 00:17:02.412
‫هی. چه خبر از قلب فاروک؟
‫هنوز خبری نداریم.

00:17:02.456 --> 00:17:04.414
‫باشه. ممنون.

00:17:04.458 --> 00:17:09.637
‫♪♪

00:17:09.680 --> 00:17:10.942
‫هی.

00:17:10.986 --> 00:17:16.818
‫♪♪

00:17:24.478 --> 00:17:26.132
‫متأسفم.
‫نه.

00:17:26.175 --> 00:17:27.524
‫نه، متأسف نباشم؟

00:17:27.568 --> 00:17:29.657
‫علاقه ای به عذرخواهیت ندارم.

00:17:29.700 --> 00:17:31.113
‫منم صادقانه بخوام بگم،
‫ علاقه ای به عذرخواهیت ندارم.

00:17:31.137 --> 00:17:33.530
‫دکتر بارتلی دو سال
‫ روی این شیوه نامه کار کرد،

00:17:33.574 --> 00:17:35.880
‫و تو تقریباً نابودش کردی.

00:17:35.924 --> 00:17:37.230
‫نفهمی کردم.

00:17:37.273 --> 00:17:38.883
‫کارت خیلی بدتر از نفهمی بود.

00:17:38.927 --> 00:17:42.104
‫دیوید، بدنت عفونی شد. نزدیک بود بمیری.

00:17:42.148 --> 00:17:45.107
‫ما بیمار دیگه ای که پارکینسون داشته باشه

00:17:45.151 --> 00:17:47.892
‫و به طور داوطلبانه اجازه بده که ما
‫ روی مغزش آزمایش کنیم، نداریم

00:17:47.936 --> 00:17:51.113
‫و حتی اگرم چنین بیماری داشتیم،
‫سازمان غذا و دارو آمریکا فقط تو رو تأیید کرد.

00:17:51.157 --> 00:17:52.854
‫تو خیلی برامون مهمی.

00:17:52.897 --> 00:17:55.857
‫وقت ما یه منبع جبران ناپذیره.

00:17:55.900 --> 00:17:57.467
‫من بچه هام اینجا توی سیاتل هستن

00:17:57.511 --> 00:18:00.340
‫که روزای با اونا بودنو دارم از دست میدم
‫ و این روز ها بر نمی گردن.

00:18:00.383 --> 00:18:03.430
‫بنابراین اگه دوباره یه مسخره بازی
‫ این شکلی در بیاری، من میرم.

00:18:03.473 --> 00:18:06.998
‫و اگه من برم، سازمان غذا و دارو هم
‫ این پروژه رو خاتمه میده.

00:18:07.042 --> 00:18:09.914
‫و اون موقع من دو سال از
‫ وقت دکتر بارتلی رو هدر دادم.

00:18:09.958 --> 00:18:12.308
‫ما ناراحتیمون تموم میشه،
‫ولی تو ناراحتیت می مونه

00:18:12.352 --> 00:18:14.136
‫چون با بیماری پارکینسون می میری.

00:18:14.180 --> 00:18:15.311
‫حالیت شد؟

00:18:15.355 --> 00:18:17.183
‫حالیم شد.

00:18:17.226 --> 00:18:21.448
‫♪♪

00:18:22.797 --> 00:18:24.364
‫آره.

00:18:24.407 --> 00:18:26.017
‫منم میرم بیرون.

00:18:27.193 --> 00:18:28.716
‫ولی فقط به این دلیل که
‫ قهوه‌ی بیشتری نیاز دارم.

00:18:30.935 --> 00:18:38.552
‫♪♪

00:18:41.859 --> 00:18:44.210
‫هی. بِیلی بهم گفت چه اتفاقی افتاد.

00:18:44.253 --> 00:18:45.752
‫فکر می کرد که ممکنه هنوز اینجا باشی،

00:18:45.776 --> 00:18:47.430
‫برای همین منو فرستاد تا ببرمت خونه.

00:18:47.474 --> 00:18:50.651
‫لیوای، این بدترین حس ممکنه.
‫و همه ما هم در چنین موقعیتی بوده ایم.

00:18:53.044 --> 00:18:54.568
‫لیوای، دستاتو داغون کردی!

00:18:55.569 --> 00:18:57.919
‫لیوای. باشه.
‫باید بس کنی...

00:18:59.355 --> 00:19:00.617
‫لیوای!
‫(تو روحت!)

00:19:23.379 --> 00:19:24.728
‫مگان.

00:19:27.166 --> 00:19:29.690
‫می خواستم خبرای جدیدو بهت بدم.
‫مادرت گفت که اینجایی.

00:19:31.300 --> 00:19:34.216
‫اومدم اینجا تا دعا کنم، ولی دعا نمی کنم.

00:19:34.260 --> 00:19:37.654
‫ولی دلیل این که اومدم اینجا دعا کنم
‫ اینه که هیچ کس هیچ چیزی بهم نمی گه.

00:19:37.698 --> 00:19:38.892
‫برای ساعت ها هیچ کس چیزی بهم نگفته.

00:19:38.916 --> 00:19:40.546
‫تدی رو ندیده ام. اُوِن رو ندیده ام.

00:19:40.570 --> 00:19:42.268
‫تو رو ندیده ام.

00:19:42.311 --> 00:19:44.705
‫هیچ کسی بهم خبر جدیدی نمی ده.

00:19:46.489 --> 00:19:47.708
‫اوضاع چقدر بده؟

00:19:49.536 --> 00:19:51.233
‫مگان، لازمه که برنامه‌ی تو رو بدونم.

00:19:51.277 --> 00:19:53.104
‫چه برنامه ای؟

00:19:53.148 --> 00:19:55.268
‫لازمه که بدونم به چه شیوه ای برنامه
‫ ریختی که کارت به خودکشی کردن نکشه؟

00:19:57.065 --> 00:19:59.241
‫شاید راهش مصرف کردن دارو باشه،
،شاید راهش بستری شدن تو بیمارستان برای درمان باشه

00:19:59.285 --> 00:20:01.200
‫شایدم راهش صحبت کردن با خانوادت باشه،

00:20:01.243 --> 00:20:04.028
‫که بهشون اجازه بدی تا بدونن چه حسی داری
‫ و بعدش بهشون اجازه بدی عهده دار کمک بهت بشن.

00:20:04.072 --> 00:20:06.770
‫هر چیزی که هست، من باید بدونم
‫ برنامه ات برای زندگی کردن چیه؟

00:20:15.126 --> 00:20:19.130
‫زن من چند سال پیش فوت شد.
‫این موضوع رو می دونستی؟

00:20:19.174 --> 00:20:20.871
‫نه.

00:20:20.915 --> 00:20:22.917
‫تلاش کردم که فراموشش کنم.
‫نتونستم.

00:20:22.960 --> 00:20:24.373
‫تقصیر رو انداختم گردن حملات عصبی پسرم،

00:20:24.397 --> 00:20:27.269
‫ولی در حقیقت...

00:20:27.313 --> 00:20:28.705
‫من «ابیگیل» رو فراموش نکردم.

00:20:31.317 --> 00:20:33.232
‫مطمئن نیستم که آیا هیچ وقت
‫ فراموشش خواهم کرد.

00:20:34.624 --> 00:20:36.211
‫ من به هیج وجه نمی خوام پسرام رو ترک کنم،

00:20:36.235 --> 00:20:38.715
‫ولی به شدت می خوام دوباره ابیگیل رو ببینم.

00:20:38.759 --> 00:20:42.197
‫چیزی که دارم می گم اینه که،
‫ می دونم چه حسی داره

00:20:42.241 --> 00:20:45.896
‫که هم بخوای زنده باشی و هم نخوای زنده باشی.

00:20:45.940 --> 00:20:47.898
‫عمق این جور اندوه رو درک می کنم.

00:20:47.942 --> 00:20:49.900
‫انگیزه‌ی این که بخوای کره‌ی خاکی رو
‫ به مقصد اون دنیا ترک کنی درک می کنم.

00:20:51.162 --> 00:20:53.730
‫ولی اگه قراره خبرای بد بیشتری بهت بدم،

00:20:53.774 --> 00:20:58.996
‫لازمه که بدونم صحبتام منجر به
‫ خودکشیت با یه بطری قرص نخواهد شد...

00:20:59.040 --> 00:21:00.650
‫که تو چنین کاری باهات همراهی نمی کنم.

00:21:04.437 --> 00:21:06.569
‫یه قرص آرامبخش خوردم. کمکم کرد.

00:21:09.442 --> 00:21:13.097
‫می تونی شاهد باشی که با
‫ پزشک معالجم تماس می گیرم.

00:21:13.141 --> 00:21:16.187
‫و به روانپزشکم هم ایمیل میزنم و یه
‫ نسخه اش را هم برای تو می فرستم.

00:21:16.231 --> 00:21:18.886
‫فقط خواهشاً...خواهشاً بهم بگو چی شده.

00:21:18.929 --> 00:21:20.801
‫همه چیز رو بهم بگو.

00:21:21.671 --> 00:21:23.369
‫یه تصادف رخ داد

00:21:23.412 --> 00:21:25.545
‫ماشین از جاده خارج شد. قلبه هم آسیب دید.

00:21:25.588 --> 00:21:27.503
‫ندوگو فکر می کنه که قلبه هنوز به درد بخوره،

00:21:27.547 --> 00:21:29.897
‫بنابراین همین الآن دارن روی
‫ فاروک عمل انجام میدن.

00:21:29.940 --> 00:21:31.507
‫اُوِن مجروح شد.

00:21:31.551 --> 00:21:32.876
‫جراحت هاش کشنده نیستند،
‫ولی پاش خرد شد.

00:21:33.988 --> 00:21:35.685
‫اُوِن هم الآن در حال جراحی شدنه.

00:21:37.121 --> 00:21:39.341
‫وای.

00:21:39.385 --> 00:21:40.777
‫سپلشت آید و زن زاید و مهمان برسد؟
‫(مصیبت ها پشت سر هم ردیف شدن!)

00:21:40.821 --> 00:21:42.692
‫آره.

00:21:42.736 --> 00:21:46.174
‫♪♪

00:21:46.217 --> 00:21:48.089
‫باشه.

00:21:48.132 --> 00:21:49.932
‫اجازه بده که با پزشک درمانگرت تماس بگیریم.
‫موبایلت پیشته؟

00:21:51.962 --> 00:21:53.224
‫آره.

00:21:53.268 --> 00:22:00.667
‫♪♪

00:22:00.710 --> 00:22:02.146
‫هی.
‫چه جور داره پیش میره؟

00:22:03.278 --> 00:22:04.714
‫آه.

00:22:04.758 --> 00:22:06.455
‫توی تصوراتم نمی گنجه که اُوِن هانت

00:22:06.499 --> 00:22:08.588
‫نتونه دیگه سرپا بالای میزهای عمل وایسه.

00:22:08.631 --> 00:22:11.025
‫عملش تا اینجای کار
‫ بد پیش رفته که اینو می گی؟

00:22:11.068 --> 00:22:13.070
‫آه، نمی دونم.
‫عمل کند پیش میره.

00:22:15.464 --> 00:22:16.944
‫از اشمیت خبر داری؟

00:22:16.987 --> 00:22:18.598
‫نه.

00:22:18.641 --> 00:22:20.513
‫از مرگ بیمارش حین جراحی داره عذاب می کشه.

00:22:20.556 --> 00:22:22.863
‫بیمار یه مرد جوان بین بیست تا سی سال بود

00:22:22.906 --> 00:22:25.387
‫توی اتاق عملی که اشمیت
‫ جراحش بود دچار خونریزی شد.

00:22:25.431 --> 00:22:28.869
‫و من می بایست در حال آروم کردن اشمیت باشم،
‫ ولی خودم خیلی عصبانی هستم

00:22:28.912 --> 00:22:32.133
‫چون که اشمیت بود که مشغول
‫ اتصال رگ ها به هم شد و

00:22:32.176 --> 00:22:34.875
‫منتظر حضور متخصص نظارت کننده نموند.
‫اوه.

00:22:34.918 --> 00:22:36.572
‫به سرخرگ مزانتریک تحتانی (سرخرگی در ناحیه روده ها
‫ که از سرخرگ آئورت منشأ می گیرد) بیش از حد کشش وارد کرد

00:22:36.616 --> 00:22:38.182
‫به طوری که رگه از بیخ سرخرگ آئورت کنده شد.

00:22:38.226 --> 00:22:41.621
‫فقط به خاطر غرور و اعتماد به سقف کاذب.
‫چیزی جز غرور عاملش نبود.

00:22:41.664 --> 00:22:43.405
‫منم اگه جای اشمیت بودم صبر نمی کردم.

00:22:43.449 --> 00:22:46.452
‫اگه اون زمان که من جراحی رو شروع کردم
‫ تو این شکلی آموزش می دادی، من...

00:22:46.495 --> 00:22:48.410
‫سر از پا نمی شناختم.

00:22:48.454 --> 00:22:50.301
‫کریستینا هم بود صبر نمی کرد.
‫ الکس هم صبر نمی کرد.

00:22:50.325 --> 00:22:52.283
‫باشه بابا. فهمیدم. مرسی از نظر گهربارت.

00:22:52.327 --> 00:22:53.894
‫دارم فقط نظرمو می گم که...

00:22:53.937 --> 00:22:55.678
‫نه، داری می گی که حق با بِیلی بود.

00:22:55.722 --> 00:22:58.028
‫داری می گی که ما باید شیوه‌ی آموزشی وبر
.‫ رو به طور کامل خاتمه بدیم

00:22:58.072 --> 00:23:00.161
‫نه، چیزی که من دارم می گم این نیست.

00:23:00.204 --> 00:23:02.772
‫من...

00:23:02.816 --> 00:23:06.428
‫من فقط دارم می گم که من...

00:23:06.472 --> 00:23:08.082
‫دلم برای اشمیت می سوزه.

00:23:08.125 --> 00:23:11.477
‫♪♪

00:23:11.520 --> 00:23:14.871
‫در حال نمایان کردن صفحه‌ی اتصال دیسک به مهره کمرم.
‫لطفاً مته رو بدید.

00:23:14.915 --> 00:23:17.372
‫یه لحظه قبل مته کاری صبر کن.
‫نیکو داره رگ هایی که به هم وصل کرده رو چک می کنه.

00:23:17.396 --> 00:23:18.788
‫بهم بگو چه زمانی مته کاری کنم.

00:23:22.705 --> 00:23:25.055
‫ضربان توی این ناحیه قویه.
‫ترمیم مقدماتی جواب داده.

00:23:25.099 --> 00:23:27.318
‫هیچ مشکل عصبی-عروقی دیگه ای رو نمی بینم.

00:23:27.362 --> 00:23:28.407
‫لطفاً بیشتر آبیاری کنید.

00:23:28.450 --> 00:23:30.452
‫شپرد، مته کاری کن.

00:23:46.207 --> 00:23:48.514
‫لطفاً میشه سالن تماشای عمل
‫ رو خالی از افراد کنید؟

00:23:48.557 --> 00:23:50.124
‫چی می گی؟
‫نیاز به تمرکز کردن دارم.

00:23:50.167 --> 00:23:53.693
‫و من... من درخواست می کنم
‫ که سالن تماشای عمل خالی بشه.

00:23:55.738 --> 00:23:57.740
‫لطفاً می تونید سالن تماشای عمل
‫ رو خالی از افراد کنید؟

00:24:03.050 --> 00:24:07.097
‫♪♪

00:24:07.141 --> 00:24:08.447
‫انبر استخوان شکاف رانژور رو بدید.

00:24:08.490 --> 00:24:10.013
‫حالا موقع اینه که یه مقدار
‫ از این بافت های مرده رو تمیز کنیم.

00:24:10.057 --> 00:24:11.580
‫کارت خوبه، نیکو.
‫حالا ازت می خوام که...

00:24:11.624 --> 00:24:12.949
‫بافت های مرده رو خارج کنی و بعدشم
‫ یه پانسمان مرطوب انجام بدی..
‫انجامش میدم.

00:24:14.931 --> 00:24:17.238
‫اُوِن، کارمون تقریباً تموم شد.

00:24:17.281 --> 00:24:21.155
‫♪♪

00:24:21.198 --> 00:24:26.160
‫پرستار «کایزر» به اتاق عمل.

00:24:26.203 --> 00:24:27.727
‫- اوه! ببخشید!
‫- اوه. اوه. حالت خوبه؟

00:24:27.770 --> 00:24:30.120
‫آه، من به کمکت احتیاج دارم.
‫مربوط به «لیوای» میشه.

00:24:30.164 --> 00:24:31.382
‫دوستمون به کمک ما احتیاج داره.

00:24:37.214 --> 00:24:39.695
‫- اوه، خدای من. (مجدداً تو روحت)
‫- لیوای، الآن چند ساعت گذشته.

00:24:39.739 --> 00:24:41.088
‫باید از این کار دست برداری.

00:24:42.524 --> 00:24:45.875
‫اوه... اشمیت.

00:24:45.919 --> 00:24:49.705
‫من شنیدم که چه اتفاقی افتاد، رفیق،
‫ خود منم قبلاً تو چنین موقعیتی بوده ام.

00:24:49.749 --> 00:24:51.446
‫اولین بیماری که زیر دستم مرد، رفتم که بِدَوَم.

00:24:51.490 --> 00:24:53.056
‫برای مدت پنج ساعت داشتم می دویدم

00:24:53.100 --> 00:24:54.469
‫تا این که پا هام که نیروشون تموم شد،
‫ غش کردم و دوستام در حالی که

00:24:54.493 --> 00:24:57.017
‫کنار خیابون از حال رفته بودم
‫ و نمی تونستم تکون بخورم، پیدام کردن.

00:24:57.060 --> 00:24:58.888
‫این موضوع برام قابل درکه.
‫می دونم چه حسی داری.

00:24:58.932 --> 00:25:01.456
‫ولی باید از این کار دست برداری، باشه؟

00:25:05.634 --> 00:25:07.593
‫آه، گوش کن ببین چی می گم.

00:25:07.636 --> 00:25:09.420
‫تو برو عقب.

00:25:09.464 --> 00:25:12.511
‫ببین، آه...
‫اوضاع درست میشه.

00:25:12.554 --> 00:25:14.208
‫ولی باید بیای عقب.

00:25:14.251 --> 00:25:16.253
‫و جریان آبم قطع میشه.

00:25:16.297 --> 00:25:17.864
‫فقط بیا عقب.

00:25:17.907 --> 00:25:19.300
‫هواتو دارم، رفیق.
‫نگران نباش.
‫- نه!
‫- نگران نباش. نگران نباش.

00:25:20.606 --> 00:25:22.651
‫- لیوای.
‫- نگران نباش.

00:25:22.695 --> 00:25:23.802
‫- مواظب باش!
‫- نگران نباش. نگران نباش.
‫لیوای.

00:25:25.219 --> 00:25:26.655
‫مشکلی نیست.
‫باشه.

00:25:26.699 --> 00:25:28.614
‫- مشکلی نیست، لیوای.
‫- حالت خوبه. حالت خوبه.

00:25:28.657 --> 00:25:30.050
‫- نگران نباش.
‫- حالت خوبه.
‫- مشکلی نیست.
‫- اجازه بده بلند بشه.

00:25:31.181 --> 00:25:32.487
‫مشکلی نیست.

00:25:47.763 --> 00:25:49.025
‫من اُوِن رو به بخش مراقبت های ویژه می برم.

00:25:49.069 --> 00:25:50.568
‫اولین جواب آزمایش های بعد از
‫ عمل رو چه زمانی لازم داری؟

00:25:50.592 --> 00:25:52.159
‫به محض این که اُوِن رو رسوندی می خوامشون.

00:25:52.202 --> 00:25:53.615
‫و من می خوام که بررسی های
‫ عصبی-عروقی همیشگی رو براش انجام بدن.

00:25:53.639 --> 00:25:55.292
‫فهمیدم.

00:25:55.336 --> 00:25:57.251
‫دکتر «رایموک» به بخش روانپزشکی.

00:25:57.294 --> 00:25:59.035
‫دکتر «رایموک»، با بخش روانپزشکی تماس بگیرید.

00:26:00.733 --> 00:26:02.517
‫تو کل روز رو صرف تنبیه من کردی

00:26:02.561 --> 00:26:04.388
‫چون دیدی که داشتم یه نفر دیگه رو می بوسیدم؟

00:26:04.432 --> 00:26:06.913
‫تو همه‌ی این مسائل رو... همه اش رو
‫ کشوندی و داخل جراحی اُوِن آوردی.

00:26:06.956 --> 00:26:09.132
‫فکر نمی کنی که شاید یه گفتگو داشته باشیم

00:26:09.176 --> 00:26:10.762
‫قبل این که بریم یه کسی که
‫ من عاشقشم رو جراحی کنیم؟

00:26:10.786 --> 00:26:13.615
‫داری سر به سرم می گذاری؟
‫فکر می کنی این تویی که حق داری ناراحت باشی؟

00:26:13.659 --> 00:26:15.182
‫جدی جدی این جوری فکر می کنی؟

00:26:15.225 --> 00:26:17.967
‫آملیا، منی که اینجام دارم برای
‫ بودن باهات روزشماری می کنم.

00:26:18.011 --> 00:26:20.622
‫دیوانه وار عاشقتم، حتی درست و
‫منطقی نمی تونم فکر کنم، دارم روزشماری می کنم،

00:26:20.666 --> 00:26:21.971
‫چون تو بهم گفتی که عاشقمی.

00:26:22.015 --> 00:26:24.713
‫بارها و بارها و بارها بهم گفتی عاشقمی.

00:26:24.757 --> 00:26:25.908
‫ما داشتیم با همدیگه یه زندگی رو می ساختیم،

00:26:25.932 --> 00:26:27.890
‫و به طور ناگهانی، تو گفتی:
‫ نه نمی خوام ، خیلی ممنون.

00:26:27.934 --> 00:26:30.153
‫و هنگامی که من داشتم خودمو عذاب می دادم
‫ و تلاش می کردم که خودمو قانع کنم که

00:26:30.197 --> 00:26:32.001
‫لازم نیست که من باهات ازدواج کرده باشم
‫ و فقط بودن باهات رو می خوام.

00:26:32.025 --> 00:26:34.897
‫از کی تا حالا همچین چیزی بوده؟
‫از الآن. از امروز.

00:26:34.941 --> 00:26:37.813
‫و اومدم که اینا رو بهت بگم،
‫ولی به جاش، در حال بوسیدن

00:26:37.857 --> 00:26:41.164
‫یه نفر دیگه اونم تو بیمارستان
‫ محل کارم پیدات کردم!

00:26:43.210 --> 00:26:45.342
‫تو... تو فوری همه چیزو فراموش کردی.

00:26:45.386 --> 00:26:47.170
‫تو فوری... تو فوری همه چیزو فراموش کردی

00:26:47.214 --> 00:26:48.670
‫انگار که یه سال و نیم گذشته
‫ هیچ اهمیتی نداشته.

00:26:48.694 --> 00:26:50.521
‫باشه. من همچین آدمی نیستم
‫ که راحت و فوری فراموش کنم.

00:26:50.565 --> 00:26:52.654
‫باید درباره‌ی هر چیزی فکر و تحلیل کنم

00:26:52.698 --> 00:26:54.308
‫و همه‌ی حالات ممکن رو توی سرم بررسی کنم

00:26:54.351 --> 00:26:56.527
‫و هر حسی که تو وجودم هست رو هم
‫ بررسی کنم، و این کار طاقت فرسا بود.

00:26:56.571 --> 00:26:58.529
‫و خودت می دونی که من یه سال رو صرف ملاقات های
‫ انجمنِ حمایتیِ ناشناسِ ترکِ الکل کردم

00:26:58.573 --> 00:27:00.140
‫و در حال تلاش بودم تا
‫ متوجه بشم که چه چیزی می خوام،

00:27:00.183 --> 00:27:03.796
‫و تو نمی خواستی بپذیری که
‫ من دارم تمام فکر و ذکرمو

00:27:03.839 --> 00:27:08.627
‫صرف چیزی که نمی خواستم... چیزی که
‫ نمی تونستم بخوام، می کنم.

00:27:08.670 --> 00:27:12.892
‫تو از من درخواست کردی تا باهات ازدواج کنم،

00:27:12.935 --> 00:27:14.609
‫و الآن هم یه بار دیگه،
‫ می خوای ذهنمو دستکاری کنی

00:27:14.633 --> 00:27:16.765
‫تا تصور کنم که تو رو بازی دادم؟

00:27:21.248 --> 00:27:25.208
‫همین جور مداوم این
‫ کلمه‌ی "دستکاری ذهنی" رو استفاده کن...

00:27:25.252 --> 00:27:27.404
‫این دستکاری ذهنی مال وقتیه که
‫ وانمود می کنی که تجربیات یه نفر دیگه

00:27:27.428 --> 00:27:30.561
‫و وجودشون واقعی نیست، درسته؟

00:27:30.605 --> 00:27:31.911
‫مثل زمانی که تو وانمود می کنی که

00:27:31.954 --> 00:27:34.391
‫ما با همدیگه یه بچه‌ی
‫ شگفت انگیز رو درست نکردیم

00:27:34.435 --> 00:27:37.830
‫چهار تا بچه رو بزرگ نکردیم، یا به طور
‫ خیلی زیادی عاشق همدیگه نبودیم.

00:27:39.745 --> 00:27:41.398
‫وقتی که تو وانمود می کنی که
‫ ما عاشق همدیگه نبودیم

00:27:41.442 --> 00:27:44.445
‫چون که آماده‌ی فراموش کردن رابطه مون شدی،
‫ اونم سر ارتباط با یه زن شانسی.

00:27:44.488 --> 00:27:46.360
‫اون زن یا مرد نیست تراجنسیتیه.

00:27:46.403 --> 00:27:49.189
‫اوه. باشه. این که تراجنسیتیه
‫ باعث میشه همه چی بهتر باشه!

00:27:55.325 --> 00:27:57.414
‫تبریکات فراوان میگم خدمتت بابت رابطه‌ی جدید!

00:27:57.458 --> 00:27:59.329
‫امیدوارم که خیلی خوشحال باشی!

00:27:59.373 --> 00:28:07.373
‫♪♪

00:28:07.729 --> 00:28:09.078
‫خوب، همگی توجه کنید.

00:28:09.122 --> 00:28:10.665
‫ما می خوایم تلاش کنیم که
‫ این قلبو به تپش در بیاریم

00:28:10.689 --> 00:28:11.840
‫اگه نتپید، لازمه که همه آماده باشن تا
‫دوباره جریان خون رو به جای قلب
‫  به مسیر فرعی خارج بدن انتقال بدیم.

00:28:16.782 --> 00:28:18.784
‫باشه. گیره ها رو در میارم.

00:28:24.267 --> 00:28:29.838
‫♪♪

00:28:29.882 --> 00:28:31.231
‫شروع کنیم.

00:28:31.274 --> 00:28:43.460
‫♪♪

00:28:43.504 --> 00:28:45.158
‫♪

00:28:45.201 --> 00:28:47.464
‫تو میری خونه، می گیری می خوابی،

00:28:47.508 --> 00:28:50.859
‫و آب می نوشی و اگه تونستی یه چیزی می خوری،
‫ اگه گریه هم تونستی می کنی،

00:28:50.903 --> 00:28:52.339
‫و کم کم

00:28:52.382 --> 00:28:53.982
‫دوباره حس خواهی کرد که
‫ می تونی دوباره نفس بکشی.

00:28:55.777 --> 00:28:57.997
‫کارم دارن، باید برم.
‫پانسمان رو خیلی محکم نبند.

00:28:58.040 --> 00:28:59.694
‫هی. تنها ولش نکنیا.

00:28:59.738 --> 00:29:01.000
‫اگه بهم احتیاج داشتی خبرم کن.
‫آره.

00:29:01.043 --> 00:29:03.916
‫♪

00:29:03.959 --> 00:29:06.701
‫چه اتفاقی افتاده؟
‫تو حالت خوبه؟

00:29:06.745 --> 00:29:08.877
‫♪

00:29:08.921 --> 00:29:11.662
‫هی. چه بلایی سرش اومده؟

00:29:11.706 --> 00:29:15.014
‫لیوای؟ اینجا چه خبره؟

00:29:15.057 --> 00:29:17.712
‫- بیا تا...
‫- آره، آره، هواشو دارم.

00:29:17.756 --> 00:29:19.627
‫♪

00:29:19.670 --> 00:29:21.542
‫نیکو، بیا تا با بریم یه قدمی بزنیم.

00:29:21.585 --> 00:29:23.849
‫باشه؟

00:29:23.892 --> 00:29:25.589
‫♪

00:29:25.633 --> 00:29:26.895
‫چه خبر شده؟

00:29:26.939 --> 00:29:30.769
‫خیلی خوب، رفیق. کارمون اینجا تموم شده.

00:29:30.812 --> 00:29:32.118
‫همه چیز درست میشه.

00:29:32.161 --> 00:29:42.868
‫♪♪

00:29:42.911 --> 00:29:51.137
‫♪

00:29:52.834 --> 00:29:56.359
‫♪

00:29:56.403 --> 00:29:59.406
‫قلبش داره می تپه و خوبم داره می تپه، مگان.

00:29:59.449 --> 00:30:04.367
‫♪

00:30:06.630 --> 00:30:09.808
‫♪

00:30:11.418 --> 00:30:12.941
‫♪

00:30:14.551 --> 00:30:16.249
‫ممنون. ممنون. ممنون.

00:30:17.206 --> 00:30:18.294
‫ممنون.

00:30:18.338 --> 00:30:20.819
‫♪

00:30:22.168 --> 00:30:25.606
‫دکتر ندوگو مطمئن شد که پیوند بی نقص باشه،

00:30:25.649 --> 00:30:26.729
‫و فاروک هم هر لحظه ممکنه به هوش بیاد.

00:30:28.000 --> 00:30:29.784
‫در مورد اُوِن چه خبری دارید؟

00:30:29.828 --> 00:30:31.830
‫تا الآن جراحیش به پایان رسیده یا...؟

00:30:31.873 --> 00:30:34.528
‫به محض این که بتونیم
‫ خبرای جدیدو بهت می رسونیم.

00:30:34.571 --> 00:30:37.966
‫در حال حاضر، من می خوام که
‫ اهمیت این موضوع را درک کنی.

00:30:38.010 --> 00:30:39.925
‫قلب فاروک داره توی قفسه‌ی سینش می تپه.

00:30:39.968 --> 00:30:41.970
‫حالشم خوبه.

00:30:42.014 --> 00:30:45.756
‫ و این خوبه که... این معجزه را
‫به طور کامل درک و باور کنی.

00:30:45.800 --> 00:31:18.093
‫♪♪

00:31:26.232 --> 00:31:27.886
‫دکتر بِیلی، میشه چند کلمه باهاتون صحبت کنم؟

00:31:27.929 --> 00:31:31.106
‫آره، فقط اجازه بده من...
‫اوه، سرت داغون شده.

00:31:31.150 --> 00:31:35.197
‫آه، خبر جدیدی از خانواده‌ی هانت داری؟

00:31:35.241 --> 00:31:37.591
‫پیوند قلب فاروک موفقیت آمیز بود.

00:31:37.634 --> 00:31:39.636
‫اوه. و در مورد اُوِن چی؟

00:31:39.680 --> 00:31:42.683
‫من، آه... خبری ندارم.

00:31:42.726 --> 00:31:45.077
‫خوب، من می خوام که سالم باشه.

00:31:45.120 --> 00:31:48.776
‫اون خونواده سختی های
‫ خیلی زیادی را پشت سر گذاشتن.

00:31:48.819 --> 00:31:51.213
‫زندگی هاشون را صرف
‫ خدمت به کشور و ارتش کردن.

00:31:51.257 --> 00:31:54.173
‫حتی مادرشونم تو ارتش
‫ پرستار بوده. اینو می دونستی؟

00:31:54.216 --> 00:31:56.827
‫نه.
‫یه خانواده‌ی کاملاً نظامی.

00:31:56.871 --> 00:32:01.093
‫اُوِن هانت یکی از بهترین
‫ افرادیه که من می شناسم.

00:32:01.136 --> 00:32:05.314
‫اون به بقیه اهمیت میده و می جنگه و اون...

00:32:05.358 --> 00:32:07.316
‫اون حالش خوب میشه.

00:32:07.360 --> 00:32:09.971
‫من همین الآن نیت می کنم براش که خوب بشه

00:32:10.015 --> 00:32:12.974
‫اُوِن هانت حالش خوب میشه.
‫خدایا صدامو می شنوی؟

00:32:13.018 --> 00:32:15.063
‫اوه، عجب روزی بود امروز.
‫در مورد ماجرای اشمیت خبر داری؟

00:32:15.107 --> 00:32:17.109
‫دکتر بِیلی.

00:32:17.152 --> 00:32:18.458
‫باید تصمیمم رو به اطلاعتون برسونم.
‫چی می گی؟
‫عذر می خوام.

00:32:21.287 --> 00:32:22.647
‫بچه هام، اینجا درست پرورش پیدا نمی کنن.
‫اونا خوشحال نیستن.

00:32:24.159 --> 00:32:25.159
‫باید بریم.

00:32:26.161 --> 00:32:27.858
‫کجا برید؟

00:32:27.902 --> 00:32:29.208
‫برگردیم به ایرلند.

00:32:30.513 --> 00:32:32.428
‫باشه.

00:32:35.431 --> 00:32:38.347
‫گمان کنم که کاری از دستم بر نیاد که

00:32:38.391 --> 00:32:42.351
‫قانعت کنم بمونی؟

00:32:42.395 --> 00:32:43.962
‫مثلاً از پسرهات حمایت
.مالی و معنوی صورت بگیره

00:32:44.005 --> 00:32:46.355
‫نه، عذر می خوام.
‫تصمیممو گرفته ام.

00:32:48.488 --> 00:32:52.057
‫آه...

00:32:52.100 --> 00:32:55.147
‫رئیس بخش اورژانس هنوز در حال جراحی شدنه

00:32:55.190 --> 00:32:58.498
‫و احتمالاً چند ماه
‫ لازم داره تا بهبود پیدا کنه،

00:32:58.541 --> 00:33:02.154
‫آه، به همین خاطر می تونی حداقل
‫ تا اُوِن حالش خوب بشه بهم وقت بدی؟

00:33:02.197 --> 00:33:04.895
‫منظورم اینه که، با این اوضاع،
‫ دارم جراح هام رو از دست میدم.

00:33:04.939 --> 00:33:06.506
‫نمی تونم.

00:33:09.161 --> 00:33:11.772
‫خیلی خیلی متأسفم.

00:33:11.815 --> 00:33:13.687
‫عاشق زمانی که اینجا گذشت بودم.

00:33:16.516 --> 00:33:18.822
‫ولی باید کاری رو که
‫ به نفع خانوادمه انجام بدم.

00:33:20.389 --> 00:33:22.565
‫بیمار هام رو ارجاع میدم.

00:33:22.609 --> 00:33:24.611
‫این آخرین نوبت کاری من خواهد بود.

00:33:28.180 --> 00:33:29.746
‫متأسفم.

00:33:29.790 --> 00:33:37.790
‫♪♪

00:33:39.408 --> 00:33:47.408
‫♪♪

00:33:57.557 --> 00:34:00.255
‫خوب، بریم تو مغازه‌ی «جو»
‫ جشن بگیریم و مشروب بزنیم

00:34:00.299 --> 00:34:01.778
‫یا تو رختخواب با لباس راحت؟

00:34:03.171 --> 00:34:04.451
‫بیمارستان یادبود گری-اسلون.
‫ چطور می تونم کمکتون کنم...

00:34:04.477 --> 00:34:06.174
‫چرا اونجوری بهم نگاه کردی؟

00:34:09.482 --> 00:34:11.179
‫"معجزه را باور کن."

00:34:13.094 --> 00:34:15.662
‫تو آدمی هستی که به معجزات باور داری.

00:34:15.705 --> 00:34:17.142
‫چنین چیزی رو در موردت نمی دونستم.
‫چی، یعنی تو معجزه رو باور نداری؟

00:34:18.578 --> 00:34:21.624
‫من به علم، دانش و عقل باور دارم...

00:34:21.668 --> 00:34:22.886
‫به خطر احتمالی که از قبل محاسبه شده باشه.

00:34:22.930 --> 00:34:24.627
‫و با این حال امروز، تو پا پیش گذاشتی

00:34:24.671 --> 00:34:27.108
‫و وقتی تصمیم گرفتم همچین
‫ حرکت بزرگی بزنم هوای منو داشتی.

00:34:27.152 --> 00:34:30.372
‫توی تک تک بخیه زدن ها و کارها اونجا بودی.

00:34:30.416 --> 00:34:31.634
‫منظورت چیه؟

00:34:31.678 --> 00:34:34.594
‫منظورم اینه که ما هر دو حضور پیدا کردیم.

00:34:34.637 --> 00:34:36.422
‫با هم یه تیم بودیم.

00:34:36.465 --> 00:34:39.425
‫اُوِن و تِدی و هِیز زنده هستن،

00:34:39.468 --> 00:34:41.731
‫و اون قلب پیوندی رو هم زنده نگه داشتن.

00:34:41.775 --> 00:34:44.212
‫ما دو تا با هم یه تیم بودیم
‫(با ریتم بخونید: بدونِ هم یَتیم بودیم!)

00:34:44.256 --> 00:34:46.084
‫ما به اون پسر یه قلب دادیم.

00:34:46.127 --> 00:34:48.216
‫برای همین چه معجزه بنامیش...

00:34:48.260 --> 00:34:51.480
‫چه بهش بگی مهارت، دقت، یا سخت کوشی.

00:34:51.524 --> 00:34:52.960
‫آره، در هر دو صورت،

00:34:53.003 --> 00:34:55.919
‫قلب تر و تازه‌ی اون پسر
‫ داره تو سینش می تپه.

00:34:57.965 --> 00:35:00.185
‫قلبش داره تو سینش می تپه.

00:35:01.664 --> 00:35:03.101
‫هوم.

00:35:07.148 --> 00:35:08.758
‫لباس راحت.

00:35:08.802 --> 00:35:10.673
‫قطعاً میریم با لباس راحت جشن می گیریم.

00:35:17.376 --> 00:35:19.421
‫مردیث!

00:35:19.465 --> 00:35:22.207
‫سلام.
.فکر کردم که هیچ وقت نمی رسی اینجا

00:35:22.250 --> 00:35:24.339
‫منظورت چیه؟ من درست سر وقت اومدم.
‫می دونم.

00:35:24.383 --> 00:35:25.906
‫اوضاعت چطوره؟

00:35:25.949 --> 00:35:27.299
‫روز بدی داشتی، آها؟
‫آره.

00:35:27.342 --> 00:35:29.127
‫چه خبرا؟

00:35:29.170 --> 00:35:30.954
‫دوستم درگیر یه تصادف ماشین شد.

00:35:30.998 --> 00:35:32.608
‫اوه، نه.
‫آره.

00:35:32.652 --> 00:35:35.045
‫یه دوست دیگمم کلاً از اینجا رفت.

00:35:35.089 --> 00:35:36.612
‫اوه، نه.

00:35:36.656 --> 00:35:38.832
‫و بعد از اینا هم رزیدنت مورد علاقه ام
‫ ناگهان توی کارش دچار بحران شد.

00:35:38.875 --> 00:35:41.235
‫پناه بر خدا. این بیمارستان جدی جدی
‫ بدون تو به فنا میره، این طور نیست؟

00:35:42.749 --> 00:35:44.533
‫خوب، من توی یه رستوران دلپذیر

00:35:44.577 --> 00:35:47.406
‫که از این جا هم دور نیست، میز رزرو کردم.

00:35:47.449 --> 00:35:49.277
‫فکر کردم که ممکنه چنین واکنشی نشون بدی

00:35:49.321 --> 00:35:51.497
‫برای همین یه اتاقم تو یه هتل که سرویس دهی
‫ به داخل اتاق شگفت انگیزی داره گرفتم

00:35:51.540 --> 00:35:53.325
‫آره، هتل بهتره.

00:35:53.368 --> 00:35:55.370
‫خیلی بهتره.

00:35:59.983 --> 00:36:03.117
‫سلام.

00:36:03.161 --> 00:36:04.597
‫چیپس می خوای؟

00:36:04.640 --> 00:36:07.077
‫آره، مرسی.

00:36:07.121 --> 00:36:08.862
‫♪

00:36:08.905 --> 00:36:10.516
‫جراحی چطور پیش رفت؟

00:36:10.559 --> 00:36:14.389
‫آه، خوب باید بگم که، بیمار مورد نظر (اُوِن)
‫ راه درازی را برای بهبود در پیش داره،

00:36:14.433 --> 00:36:17.436
‫ولی، اُوِن زنده است و فلجم نیست.

00:36:17.479 --> 00:36:19.873
‫و در ضمن شوهر سابقمم هست.

00:36:19.916 --> 00:36:23.137
‫و، آه، جراحی که همراه من
‫ عمل رو انجام داد هم

00:36:23.181 --> 00:36:26.053
‫پدره پسرمه،

00:36:26.096 --> 00:36:30.666
‫بنابراین، می دونی...یه جورایی تجدید دیدار خانوادگی بود.
‫درک می کنم.

00:36:32.059 --> 00:36:33.800
‫اوه، گرفتم چی شد!

00:36:33.843 --> 00:36:36.455
‫پس لینک به خاطر این که من وارد
‫ سالن تماشای جراحی شدم اونجا رو خالی کرد؟

00:36:36.498 --> 00:36:37.934
‫لینک، دید که داریم همو می بوسیم.

00:36:41.024 --> 00:36:42.591
‫زندگی من، آه...

00:36:46.029 --> 00:36:47.161
‫در هم و برهمه...

00:36:48.510 --> 00:36:50.251
‫و من کاملاً درک می کنم

00:36:50.295 --> 00:36:52.645
‫اگه تو نمی خوای که با این
‫ در هم ریختگی سر و کار داشته باشی.

00:36:52.688 --> 00:36:54.560
‫♪

00:36:57.127 --> 00:37:01.393
‫اینو بهم بگو، افراد مورد پسندت همیشه
‫ مردای جذاب با چونه های مربعین؟

00:37:01.436 --> 00:37:03.612
‫اخیراً که به نظر می رسه فرد مورد پسندم

00:37:03.656 --> 00:37:06.615
‫توی جذابِ چونه مربعی هستی.

00:37:08.138 --> 00:37:09.749
‫گُل گفتی.

00:37:09.792 --> 00:37:11.664
‫خودت چی؟ نوع خاصی از افراد هست که بپسندی؟

00:37:11.707 --> 00:37:14.580
‫نه، ولی دارم چیپسامو باهات
‫ تقسیم می کنم که چیز کمی هم نیست.

00:37:19.019 --> 00:37:22.022
‫♪

00:37:24.024 --> 00:37:27.462
‫♪

00:37:27.506 --> 00:37:28.420
‫بچه ات اینه؟
‫اسمش «اسکات» هست.

00:37:29.899 --> 00:37:31.640
‫هر شبی که با پدرشه،

00:37:31.684 --> 00:37:34.556
‫لینک یه عکسِ موقع خواب ازش برام می فرسته.

00:37:34.600 --> 00:37:36.384
‫حتی اگه در حال دعوا کردن با هم باشیم.

00:37:38.343 --> 00:37:39.779
‫لینک مرد خوبیه.

00:37:39.822 --> 00:37:41.911
‫از این که دلشو شکوندم متنفرم.

00:37:41.955 --> 00:37:46.089
‫و از این که باعث شد که دوباره
‫ از اول دلشو بشکنم هم متنفرم.

00:37:46.133 --> 00:37:51.617
‫♪♪

00:37:51.660 --> 00:37:52.966
‫می خوای برات مشروب بیارم؟

00:37:53.009 --> 00:37:54.837
‫آره.

00:37:54.881 --> 00:37:57.144
‫ولی، نه، چون من مشروب نمی نوشم.

00:37:57.187 --> 00:38:07.197
‫♪♪

00:38:07.241 --> 00:38:08.590
‫مرسی از چیپسا.

00:38:08.634 --> 00:38:13.116
‫♪

00:38:20.036 --> 00:38:21.777
‫ممنون.

00:38:28.262 --> 00:38:30.220
‫نمی خوام این حسو دوباره از اول تجربه کنم

00:38:33.398 --> 00:38:34.616
‫پس اینجوری نکن.

00:38:35.661 --> 00:38:37.140
‫آره حرفت خیلی کمک کرد (متحول شدم!).
‫ ممنونتم.

00:38:37.184 --> 00:38:39.752
‫دارم می گم که، اینجوری نکن.

00:38:39.795 --> 00:38:42.798
‫دارم می گم که زندگی به قدر کافی سخت هست،

00:38:42.842 --> 00:38:45.975
‫و بعضی اوقات تو روزای بدمون،
‫ مردم رو می کشیم

00:38:46.019 --> 00:38:48.891
‫و این قدر دستامونو می شوریم
‫ که ازشون خون بریزه.

00:38:48.935 --> 00:38:51.677
‫شاید لازم نباشه بیشتر از اون
‫ مقداری که مجبوری، رنج بکشی.

00:38:52.852 --> 00:38:54.070
‫به همین آسونیاست که می گی؟

00:38:55.637 --> 00:38:57.813
‫شاید.

00:38:57.857 --> 00:39:01.861
‫آملیا یه مامان خوب و یه جراح ماهره

00:39:01.904 --> 00:39:03.471
‫و برآورد من اینه که یه انسان نازنین هم هست،

00:39:03.515 --> 00:39:06.605
‫ولی چیزی که تو می خوای رو، نمی خواد.

00:39:06.648 --> 00:39:09.869
‫و تو... تو...

00:39:09.912 --> 00:39:12.132
‫اتیکوس لینکن هستی.

00:39:12.175 --> 00:39:16.397
‫تو بهترین جراح ارتوپد، بهترین مشروب سرو کن،

00:39:16.441 --> 00:39:17.833
‫ بهترین پدری که من می شناسم،

00:39:17.877 --> 00:39:21.315
‫و همین طور تو خیلیم جذابی.

00:39:21.359 --> 00:39:23.404
‫جدی می گم!

00:39:23.448 --> 00:39:25.406
‫تو جذاب ترین مردی هستی که همه می شناسن.

00:39:25.450 --> 00:39:29.323
‫بیا الکی وانمود نکنیم که جذاب نیستی.

00:39:29.367 --> 00:39:32.021
‫زن های دیگری هستن که...

00:39:32.065 --> 00:39:34.589
‫عاشق این هستن که عاشق تو باشن، لینک.

00:39:35.895 --> 00:39:37.287
‫آره اگه دم به تله بدم شکار خوبیم!

00:39:37.331 --> 00:39:38.941
‫شکی درش نیست.

00:39:45.295 --> 00:39:46.949
‫قبلاً برای آملیا غصه خوردی.

00:39:48.734 --> 00:39:50.518
‫قبلاً رنج بردی، شاید لازم باشه که...

00:39:53.869 --> 00:39:56.045
‫دیگه بیش از این رنج نبری.

00:39:56.089 --> 00:40:03.313
‫♪♪

00:40:03.357 --> 00:40:11.017
‫♪♪

00:40:11.060 --> 00:40:17.632
‫♪♪

00:40:17.676 --> 00:40:19.591
‫♪

00:40:19.634 --> 00:40:21.331
‫این فکر بدیه.

00:40:21.375 --> 00:40:22.811
‫بده واقعاً؟

00:40:22.855 --> 00:40:32.430
‫♪♪

00:40:32.473 --> 00:40:45.747
‫♪

00:40:47.880 --> 00:40:55.017
‫♪♪

00:40:55.061 --> 00:41:01.284
‫♪

00:41:01.328 --> 00:41:02.982
‫تحقیقات جدید اشاره بر این دارن که

00:41:03.025 --> 00:41:04.940
‫وقتی ما تأثیرات جسمانی مربوط

00:41:04.984 --> 00:41:07.116
‫به احساسات شدید را تجربه می کنیم،

00:41:07.160 --> 00:41:09.423
‫این تأثیرات به صورت پیام عصبی
‫ به عصب واگ بر می گردن.

00:41:09.467 --> 00:41:11.556
‫♪♪

00:41:11.599 --> 00:41:14.123
‫♪

00:41:16.778 --> 00:41:23.002
‫♪

00:41:24.351 --> 00:41:26.440
‫♪

00:41:26.484 --> 00:41:28.398
‫ما فکر می کنیم که دردِ ناشی از دلشکستگی

00:41:28.442 --> 00:41:30.183
‫خارج از کنترلمونه.

00:41:31.706 --> 00:41:49.028
‫♪♪

00:41:49.071 --> 00:41:53.598
‫ولی علم اظهار می کنه که

00:41:53.641 --> 00:41:57.906
‫اگه به جای درد کشیدن، آواز بخونیم...

00:41:57.950 --> 00:42:00.909
‫احتمالاً زودتر خوب می شیم.

00:42:00.953 --> 00:42:14.880
‫♪

00:42:14.923 --> 00:42:17.796
‫آه.

00:42:17.839 --> 00:42:21.800
‫باشه، باشه. هی.
‫باشه. اینو داشته باش.

00:42:21.843 --> 00:42:23.628
‫اگه آرامبخش بیشتری لازم داری
‫ اینو فشار بده، باشه؟

00:42:23.671 --> 00:42:25.586
‫باش.

00:42:25.630 --> 00:42:27.196
‫چند ثانیه فرصت بده اثر کنه.

00:42:27.240 --> 00:42:28.589
‫باشه.

00:42:30.809 --> 00:42:33.463
‫باشه. باشه. اوف.

00:42:33.507 --> 00:42:35.378
‫جراحی چی شد؟

00:42:35.422 --> 00:42:36.510
‫به خوبی پیش رفت.

00:42:36.554 --> 00:42:38.425
‫می تونم دوباره راه برم؟
‫آره.

00:42:38.468 --> 00:42:40.079
‫زمان می بره تا بتونی، ولی بله.

00:42:40.122 --> 00:42:43.343
‫اوه.

00:42:43.386 --> 00:42:46.476
‫یکمی قبلتر بِیلی اومد تا حالتو بررسی کنه.

00:42:46.520 --> 00:42:49.001
‫بهم گفت که هِیز اینجا رو ترک کرد.

00:42:49.044 --> 00:42:51.743
‫به بِیلی گفته که می خواد به ایرلند برگرده.

00:42:55.094 --> 00:42:56.965
‫توی اون ماشین چه اتفاقی افتاد، اُوِن؟

00:42:57.009 --> 00:42:59.185
‫قطعاً وقتی آسیب می بینیم
‫ و داریم رنج می کشیم،

00:42:59.228 --> 00:43:00.926
‫چیه که بهم نمی گیش؟

00:43:00.969 --> 00:43:03.319
‫گاهی اوقات راحت تره که همین جوری
‫ رنج کشیدنمون رو ادامه بدیم

00:43:03.363 --> 00:43:05.365
‫تا این که تلاش کنیم تا خوب بشیم.

00:43:05.389 --> 00:43:09.389
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.