﻿WEBVTT FILE

1
00:00.000 --> 00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

2
00:11.094 --> 00:15.056
‫با تری سیاتل آشنا بشید‌، بخش قتل.

3
00:15.140 --> 00:18.226
‫برای تری هر روز به
‫معنای یه پرونده‌ی قتل جدیده،

4
00:18.852 --> 00:21.771
‫و یه مهمون مشهور همکارش میشه.

5
00:22.272 --> 00:26.443
‫مهمون امروز: سلطان کمدی کونان اوبراین.

6
00:26.943 --> 00:28.611
‫اما یه نکته‌ای اینجا هست.

7
00:28.695 --> 00:30.822
‫به کونان فیلمنامه داده نشده.

8
00:30.905 --> 00:33.825
‫اون نمی‌دونه چه اتفاقی قراره بی‌افته.

9
00:34.325 --> 00:38.872
‫اون و تری با همدیگه باید
‫در طی پرونده بداهه عمل کنند.

10
00:38.955 --> 00:42.042
‫اما کونان باید به تنهایی قاتل رو مشخص کنه.

11
00:42.834 --> 00:46.087
‫پس به اون‌ها ملحق شید در
‫حالی که یه بلیط یک طرفه...

12
00:46.921 --> 00:48.631
‫برای مردرویل دارند.

13
00:52.927 --> 00:54.167
‫یه شهر بزرگ.

14
00:55.096 --> 00:57.557
‫جایی که فقط اونی که
‫قوی‌تره زنده می‌مونه...

15
00:57.640 --> 01:00.477
‫و اونی که بی‌رحمه پیشرفت می‌کنه.

16
01:01.102 --> 01:02.937
‫من این جمله رو بداهه گفتم.

17
01:03.021 --> 01:06.399
‫کاری نداشت. من همه
‫جور کار باحالی انجام میدم.

18
01:07.067 --> 01:09.736
‫اسم من تری سیاتل هست.

19
01:09.819 --> 01:14.532
‫من یه کاراگاه ارشد بخش قتل
‫هستم. و توی کارم حرف ندارم.

20
01:14.616 --> 01:15.616
‫کاراگاه.

21
01:20.371 --> 01:21.372
‫صبح بخیر، رئیس.

22
01:21.456 --> 01:22.499
‫از دیدنت خوشحالم.

23
01:22.582 --> 01:24.667
‫منم از دیدنت خوشحالم. امیدوارم
‫اوضاع بر وفق مرادت باشه.

24
01:24.751 --> 01:27.295
‫اوضاع بر وفق مرادمه. ممنون.

25
01:27.837 --> 01:30.437
‫تو باید بیای خونه و بقیه‌ی
‫آت و آشغالاتو جمع کنی.

26
01:30.465 --> 01:33.384
‫اونا آت و آشغال نیستن، رواندا. اونا
‫حاصل ۱۷ سال زندگی مشترک هستند.

27
01:33.468 --> 01:37.096
‫اونا یه پلی‌استیشن۲ خراب،
‫چند تا مجله‌ی قدیمی مکسیم...

28
01:37.180 --> 01:40.016
‫یه رسید کارواش که توسط اکسل روز امضا شده،

29
01:40.099 --> 01:42.310
‫و یه تیشرته که روش نوشته "منو
‫ببرید مست، من خونه‌ام" هست.

30
01:42.393 --> 01:44.771
‫اگه تو یکی از اون مقاله‌های
‫مجله‌ی ماکسیم رو خونده بودی،

31
01:44.854 --> 01:46.123
‫می‌دونستی که یه مرد امروزی...

32
01:46.147 --> 01:48.274
‫تری، بیا آت و آشغالاتو ببر
‫وگرنه اونا رو می‌ریزم بیرون.

33
01:48.858 --> 01:49.901
‫باشه؟

34
01:50.693 --> 01:51.693
‫باشه.

35
01:53.029 --> 01:56.574
‫قیافه‌ی ناراحت به خودت نگیر،
‫کاراگاه. من یه هدیه برات دارم.

36
01:57.492 --> 01:58.368
‫یه همکار جدید.

37
01:58.451 --> 02:01.663
‫نه، شوخی می‌کنی. بیخیال،
‫زندگی من همین‌جوریش داغونه...

38
02:01.746 --> 02:03.998
‫حالا باید یه کارآموز بخش
‫قتل رو هم تر و خشک کنم؟

39
02:04.082 --> 02:06.960
‫یادته وقتی از برادرزاده‌ات
‫پرستاری می‌کردم چی شد؟

40
02:07.043 --> 02:09.045
‫بیا، کونان.

41
02:15.635 --> 02:17.011
‫یکم بیا جلوتر.

42
02:19.556 --> 02:21.599
‫هیچ وقت دوست نداشتم فرض
‫کنم که چه‌قدر می‌تونم نزدیک بشم.

43
02:21.683 --> 02:23.059
‫مشکلی نیست.

44
02:24.060 --> 02:27.730
‫تری، با همکار جدیدت
‫آشنا شو: کونان اوبریاین.

45
02:28.231 --> 02:31.442
‫کونان، این کاراگاه ارشد تری سیاتل هست.

46
02:31.526 --> 02:33.528
‫از دیدنت خوشحالم، آقا. حالت چطوره؟

47
02:34.237 --> 02:36.197
‫خیلی محکم دست میدی، مگه نه؟

48
02:38.366 --> 02:40.827
‫- آره.
‫- وای خدا.

49
02:48.334 --> 02:51.004
‫- آره.
‫- آره، خیلی خب. آره.

50
02:51.087 --> 02:52.714
‫انگشتات رو بکن توی گوشت.

51
02:54.883 --> 02:56.050
‫شوخیت گرفته؟

52
02:57.427 --> 03:01.097
‫مگه من تولد هفت سالگیمه؟ چون
‫تو یه دلقک کوفتی استخدام کردی!

53
03:01.180 --> 03:03.600
‫تو تنها کاراگاهی هستی که
‫نمی‌تونه با همکارش کنار بیاد.

54
03:03.683 --> 03:05.143
‫آره، چون همه‌ی اونا احمقن!

55
03:05.226 --> 03:08.146
‫این یارو رو ببین که انگشتش
‫رو کرده تو گوشش. ای خدا!

56
03:08.229 --> 03:09.022
‫من می‌تونم...

57
03:09.105 --> 03:11.900
‫انگشتا خیلی خوب جلوی صدا رو نگرفتن...

58
03:11.983 --> 03:13.985
‫پس من کلمه‌ی دلقک و احمق رو شنیدم.

59
03:14.068 --> 03:15.653
‫تری، یه کاریش بکن.

60
03:16.404 --> 03:17.655
‫از دیدنت خوشحال شدم.

61
03:17.739 --> 03:18.823
‫بذار یه چیزی بهت بگم.

62
03:18.907 --> 03:22.911
‫این هیولای موقرمز بزرگترین
‫اشتباه تاریخ بخش قتل شهریه!

63
03:23.995 --> 03:24.995
‫قصد بی‌احترامی نداشتم.

64
03:25.330 --> 03:26.414
‫به دل نگرفتم.

65
03:26.497 --> 03:27.665
‫به نظر خیلی نگران میای.

66
03:27.749 --> 03:31.127
‫این روز اول کارمه و تو هم
‫تا حدودی اسطوره‌ای، پس...

67
03:31.794 --> 03:33.546
‫تری سیاتل بودی،‌ آره؟

68
03:33.630 --> 03:37.300
‫تو از تامی تون کوفتی هم بیشتر تعظیم می‌کنی.
‫[خواننده و بازیگر قدیمی تئاتر]

69
03:37.383 --> 03:40.678
‫خیلی خب، به نظرم ارجاع
‫تاریخ گذشته‌ای بود، اما...

70
03:41.346 --> 03:42.388
‫بیا دنبالم.

71
03:52.815 --> 03:54.735
‫دفتر خوبی داری.

72
03:55.485 --> 03:56.402
‫خیلی وراجی.

73
03:56.486 --> 03:58.196
‫آره. خیلی خب.

74
03:58.696 --> 04:02.283
‫کاراگاه ارشد تری سیاتل
‫هستم، و نه تا حالا سیاتل نرفتم.

75
04:03.409 --> 04:04.637
‫این قرار بود سوال اولم باشه.

76
04:04.661 --> 04:06.037
‫- البته که می‌خواستی اینو بپرسی.
‫- آره.

77
04:06.120 --> 04:07.538
‫من توی سیاتل ازدواج کردم.

78
04:08.498 --> 04:09.290
‫چی؟

79
04:09.374 --> 04:10.792
‫من توی سیاتل ازدواج کردم.

80
04:10.875 --> 04:12.835
‫نه، منظورم اینه که تو متاهلی؟

81
04:13.586 --> 04:14.586
‫آره.

82
04:14.837 --> 04:15.837
‫با چی ازدواج کردی؟

83
04:16.464 --> 04:17.799
‫با یه زن شگفت‌انگیز.

84
04:18.675 --> 04:19.842
‫خودشم اینو می‌دونه؟

85
04:19.926 --> 04:20.926
‫اه...

86
04:21.302 --> 04:23.388
‫اون تا حدودی در جریانه.
‫بهتره این‌جوری بگم.

87
04:23.471 --> 04:24.138
‫گوش کن،

88
04:24.222 --> 04:25.932
‫امیدوارم این حرفمو به دل نگیری،

89
04:26.015 --> 04:29.602
‫اما من دنبال همکار نیستم.
‫من بهترین همکار رو داشتم.

90
04:29.686 --> 04:33.314
‫اسمش لوری گریفن بود.
‫اون ۱۵ سال پیش به قتل رسید.

91
04:34.107 --> 04:34.732
‫اوه...

92
04:34.816 --> 04:37.318
‫و به احترام لوری گریفن،

93
04:38.069 --> 04:40.697
‫میزش کاملا دست نخورده مونده.

94
04:41.239 --> 04:42.282
‫از اون شب تا الان.

95
04:42.782 --> 04:45.342
‫همه چیز مثل همون موقعی هست که
‫این‌جا رو ترک کرد. یادداشت‌هاش...

96
04:45.785 --> 04:47.287
‫صبحونه‌ی بوریتوش،

97
04:47.370 --> 04:50.665
‫خرگوش خونگیش،‌ گالیور. خیلی
‫دلم برای اون کوچولو تنگ شده.

98
04:50.748 --> 04:53.751
‫می‌دونستی حتی بعد از مرگ
‫صاحبشون می‌تونی به اونا غذا بدی.

99
04:53.835 --> 04:56.129
‫اگه بهش دست می‌زدم بی‌احترامی می‌شد.

100
04:56.212 --> 04:58.506
‫فقط بهش آب و غذا می‌دادی
‫که اون خرگوش بتونه...

101
04:58.589 --> 04:59.841
‫این بی‌احترامیه.

102
04:59.924 --> 05:00.717
‫تا ۴۰ سال زنده بمونه.

103
05:00.800 --> 05:01.801
‫بی‌احترامیه.

104
05:01.884 --> 05:04.262
‫قبل این‌ چه کار می‌کردی،

105
05:04.345 --> 05:07.533
‫قبل این‌که تصمیم بگیری کاراگاه
‫بخش قتل بشی چه کاری می‌کردی؟

106
05:07.557 --> 05:10.643
‫خیلی چیزا بودم. یه
‫مدت کمدین بودم...

107
05:10.727 --> 05:13.047
‫گوش کن، الان هیچ کدوم اینا
‫مهم نیست. هیچ کسی اهمیتی نمیده.

108
05:13.104 --> 05:15.523
‫- تو الان اینو پرسیدی.
‫- نه، اما اصلا مهم نیست.

109
05:15.606 --> 05:18.318
‫بخش قتل شهری برای
‫بچه‌ننه‌های نازپرورده‌ای نیست...

110
05:18.401 --> 05:21.696
‫که می‌ترسن لب‌هاشونو کثیف و
‫شلوارشون رو خیس کنن. فهمیدی؟

111
05:21.779 --> 05:23.197
‫نه، فکر نکنم فهمیده باشم.

112
05:23.281 --> 05:25.551
‫چون تو هیچ چیزی در مورد
‫کثیف کردن لب‌هات نمی‌دونی، مگه نه؟

113
05:25.575 --> 05:27.535
‫احتمالا لب‌هاتو خیلی تمیز نگه می‌داری.

114
05:27.618 --> 05:29.787
‫من می‌تونم این لب‌ها رو تا
‫اون‌جایی که بخوای کثیف کنیم.

115
05:29.871 --> 05:32.040
‫هر جور چیزی بهش بمالم.

116
05:32.123 --> 05:34.208
‫ما توی بخش قتل شهری آدمای بدی هستیم.

117
05:34.876 --> 05:36.544
‫من آدم بدیم. تو آدم بدی هستی؟

118
05:36.627 --> 05:37.503
‫گوش کن،

119
05:37.587 --> 05:39.380
‫تو یه آدم بد خفنی. همه اینو می‌دونن.

120
05:39.464 --> 05:41.942
‫و منم می‌خوام به تو برسم. می‌خوام
‫دستامو کثیف کنم، لبامو کثیف کنم.

121
05:41.966 --> 05:44.510
‫من می‌خوام هر پرونده‌ای
‫که به پستمون بخوره رو حل کنم.

122
05:45.178 --> 05:46.596
‫اون جربزه داره.

123
05:46.679 --> 05:50.975
‫اون می‌تونه یه کاراگاه
‫کارآموز سرسخت بخش قتل بشه.

124
05:51.059 --> 05:53.978
‫خب، این خبر خوبیه.
‫چون یه قتلی اتفاق افتاده.

125
05:54.062 --> 05:55.146
‫چی؟

126
05:55.688 --> 05:59.400
‫یه شعبده‌باز که توی افتتاحیه‌ی
‫کتابخونه‌ی شهر اجرا داشت...

127
05:59.484 --> 06:01.778
‫با اره دستیارش رو نصف کرد...

128
06:01.861 --> 06:03.696
‫اما نتونست دوباره سرهمش کنه.

129
06:03.780 --> 06:06.365
‫خاک تو سر دست و پا چلفتیش کنن.

130
06:06.449 --> 06:08.993
‫می‌خوام شما دو تا خیلی سریع برید اون‌جا.

131
06:10.620 --> 06:11.788
‫خداحافظ، رئیس.

132
06:12.371 --> 06:13.790
‫آماده‌ای این قتل رو حل کنیم؟

133
06:13.873 --> 06:15.458
‫آره. من آماده‌ی شروعم.

134
06:15.541 --> 06:17.460
‫- آره، بیا بریم.
‫- خیلی خب.

135
06:18.336 --> 06:19.962
‫ما با ماشین داج رمپیج مدل ۸۲ خودم...

136
06:20.046 --> 06:22.632
‫به کتابخونه رفتیم تا
‫صحنه‌ی جرم رو بررسی کنیم.

137
06:23.257 --> 06:26.677
‫وقتش رسیده بود که کونان
‫پوشک‌ کارآموزیش رو در بیاره...

138
06:26.761 --> 06:29.347
‫و مثل یه پسر گنده برینه تو شلوارش.

139
06:29.430 --> 06:31.933
‫- تری سیاتل، کاراگاه ارشد...
‫- مهم نیست.

140
06:32.517 --> 06:35.728
‫نیازی نیست که نشونش بدی...
‫ما توی صحنه‌ی جرمیم، خب؟

141
06:36.312 --> 06:39.107
‫فکر کنم باید بفهمیم
‫این‌جا چه اتفاقی افتاده.

142
06:39.190 --> 06:40.775
‫- سرکارا
‫- سرکارا

143
06:41.275 --> 06:42.777
‫من قبل تو گفتم اینو.

144
06:42.860 --> 06:43.860
‫خیلی خب.

145
06:46.197 --> 06:48.116
‫خب، این یارو رو ببین.

146
06:48.199 --> 06:49.659
‫سلام، سیاتل.

147
06:50.326 --> 06:51.606
‫تو باید همکار جدید تری باشی.

148
06:51.661 --> 06:54.122
‫آره. من همکار جدیدشم،
‫کونان اوبراین. اسمت چیه؟

149
06:54.205 --> 06:56.833
‫کاراگاه درن فیلیپس. بیشتر
‫مردم منو دز صدا میزنن.

150
06:56.916 --> 06:58.477
‫هیچ کسی تو رو... من
‫اصلا تو رو دز صدا نمیزنم.

151
06:58.501 --> 06:59.127
‫از دیدنت خوشحال شدم.

152
06:59.210 --> 07:01.671
‫کاراگاه فیلیپس، از دیدنت
‫مفتخر شدم. چه خبره؟

153
07:01.754 --> 07:05.007
‫این‌قدر با این یارو خوش و
‫بش نکن. چته؟ تو خجالت‌آوری.

154
07:05.091 --> 07:07.486
‫فقط بهش بگو این صحنه‌ی جرم
‫ماست و گورتو از این‌جا گم کن.

155
07:07.510 --> 07:10.304
‫هی، این صحنه‌ی جرم
‫ماست. ما پیگیریش می‌کنیم.

156
07:10.388 --> 07:14.267
‫به ما گفتند که یه قتل رخ داده.

157
07:14.892 --> 07:20.231
‫قربانی در طی چیزی که میشه بهش
‫گفت نمایش شعبده با اره دو نیم شده.

158
07:20.314 --> 07:22.525
‫چرا داری به اون میگی؟ اون یه افسره.

159
07:22.608 --> 07:25.987
‫من دارم حقایقی رو که تا
‫الان شنیدم بازبینی می‌کنم.

160
07:26.070 --> 07:29.157
‫بیاید ادامه بدیم. آقا، ما
‫چطور می‌تونیم کمک کنیم؟

161
07:29.240 --> 07:30.450
‫ما این‌جا چی داریم؟

162
07:30.533 --> 07:32.368
‫این آقا کیث شگفت انگیز هست.

163
07:32.452 --> 07:35.163
‫دستیار اون با اره دو نیم شد.

164
07:35.246 --> 07:37.957
‫من نمی‌دونم چی شد.

165
07:38.833 --> 07:40.877
‫دستیارم سارا و من...

166
07:40.960 --> 07:43.713
‫ما همون حقه‌ای رو اجرا
‫کردیم که همیشه می‌کردیم.

167
07:43.796 --> 07:45.673
‫یه نفر باید رفته باشه داخل و...

168
07:45.756 --> 07:48.759
‫ اره‌ی تقلبی رو با اره‌ی
‫واقعی جایگزین کرده باشه.

169
07:48.843 --> 07:53.055
‫خون، اون‌جا خونه. همه جا خونه!

170
07:53.139 --> 07:56.642
‫به فکرت رسید که با این همه خون...

171
07:56.726 --> 07:59.770
‫شاید بهتر باشه اره کردن رو
‫متوقف کنی؟ این به ذهنت رسید؟

172
08:00.730 --> 08:01.397
‫شاید.

173
08:01.481 --> 08:03.691
‫شما یه کلمه‌ی ایمنی دارید
‫که معمولا ازش استفاده کنید؟

174
08:03.774 --> 08:05.943
‫- البته که ما کلمه‌ی ایمنی داریم.
‫- خیلی خب.

175
08:06.444 --> 08:09.322
‫اگه مشکلی پیش میومد
‫دستیارم باید داد میزد "صبر کن!"

176
08:09.405 --> 08:11.991
‫اما چیزی که شنیدم این بود که
‫"کیث، تو داری با اره منو نصف می‌کنی"

177
08:13.242 --> 08:16.204
‫- فکر کنم این کلمه‌ی ایمنی حساب نمیشه.
‫- نه، اینا مثل هم نیستند.

178
08:16.287 --> 08:18.372
‫- واقعا نیست.
‫- باید طبق رویه عمل می‌کرد.

179
08:19.123 --> 08:20.750
‫ما تسلیت میگیم.

180
08:21.250 --> 08:22.250
‫ممنون.

181
08:22.919 --> 08:23.836
‫امبر.

182
08:23.920 --> 08:27.715
‫این امبر کنگه. واحد تحلیل جرم.

183
08:28.633 --> 08:29.509
‫از دیدنت خوشحال شدم.

184
08:29.592 --> 08:31.594
‫وای، این‌جا رو باش.

185
08:31.677 --> 08:36.390
‫کاراگاه بخش قتل، کنگ کورنر...

186
08:36.474 --> 08:37.850
‫- چی؟
‫- شرمنده.

187
08:37.934 --> 08:40.895
‫چه کار می‌کنی؟ خیلی خجالت آوری...

188
08:40.978 --> 08:42.188
‫من مضطرب شدم.

189
08:42.271 --> 08:43.814
‫امبر...

190
08:43.898 --> 08:49.820
‫ما می‌خوایم بدونیم این‌جا چی شده.
‫وضعیت جسمی قربانی چطوره... فکر کنم مرده.

191
08:49.904 --> 08:50.738
‫خیلی مرده.

192
08:50.821 --> 08:52.782
‫ما این‌جا چی داریم، امبر؟

193
08:52.865 --> 08:54.909
‫بذارید سلاح قتل رو به شما نشون بدم.

194
08:54.992 --> 08:57.995
‫جالب این‌جاست که اثر انگشتی روش نیست.

195
08:58.496 --> 09:01.290
‫اما نمی‌تونید حدس بزنید
‫روی دسته‌ی اون چی پیدا کردم.

196
09:01.374 --> 09:03.000
‫ذراتی از سس تند.

197
09:03.084 --> 09:04.126
‫وای!

198
09:04.210 --> 09:06.504
‫- سس تند روی دسته.
‫- تند.

199
09:07.088 --> 09:09.423
‫جسد همین‌جاست.

200
09:09.507 --> 09:11.217
‫و داری دلقک‌بازی در میاری.

201
09:11.717 --> 09:12.927
‫آروم باش.

202
09:13.010 --> 09:17.431
‫ذراتی از سس تند. تونستی مشخص
‫کنی که چه جور سس تندی بوده؟

203
09:17.515 --> 09:21.644
‫هنوز نه، اما اثراتی از موی
‫حیوون خونگی رو هم پیدا کردیم.

204
09:21.727 --> 09:23.813
‫احتمالا یه حیوون کوچیک بوده.

205
09:24.397 --> 09:24.981
‫جالبه.

206
09:25.064 --> 09:27.184
‫نظرت چیه؟ شاید یه سگ
‫بیگل می‌خواسته انتقام بگیره.

207
09:29.277 --> 09:30.528
‫چیز دیگه‌ای داری، امبر؟

208
09:30.611 --> 09:32.947
‫خب، چمدون رو دیدی؟

209
09:33.656 --> 09:36.576
‫کیث شگفت انگیز اره‌ی تقلبی
‫خودش رو این‌جا نگه می‌داشت.

210
09:36.659 --> 09:38.911
‫ظاهرا اون تنها کسی
‫بوده که کلیدش رو داشته...

211
09:38.995 --> 09:42.456
‫پس حتما یه نفر بعد باز کردن
‫قفل اره‌ها رو جا به جا کرده.

212
09:42.540 --> 09:44.292
‫ببخشید، آقای پلیس.

213
09:44.959 --> 09:45.959
‫بله؟

214
09:46.544 --> 09:49.213
‫اون شعبده‌باز کی قراره
‫حقه‌ی خودش رو تموم کنه؟

215
09:49.297 --> 09:50.506
‫اه...

216
09:51.257 --> 09:51.966
‫خب،

217
09:52.049 --> 09:54.135
‫من مدارک رو بررسی می‌کنم...

218
09:54.218 --> 09:56.429
‫و این آقای قد بلند و جوون...

219
09:56.512 --> 09:59.181
‫خوشحال میشه که سوالات تو رو جواب بده.

220
09:59.265 --> 10:00.266
‫خب...

221
10:01.225 --> 10:02.393
‫سلام، اسمت چیه؟

222
10:02.476 --> 10:05.479
‫کی اون شعبده‌باز قراره
‫اون خانم رو بهم بچسبونه؟

223
10:06.063 --> 10:07.063
‫خب...

224
10:07.481 --> 10:09.942
‫اون خانم نمی‌تونه دوباره بهم وصل بشه...

225
10:10.610 --> 10:12.153
‫چون اتفاقی که افتاد این بود...

226
10:12.236 --> 10:13.654
‫که شعبده‌باز...

227
10:13.738 --> 10:15.906
‫واقعا اونو از وسط با اره نصف کرد،

228
10:15.990 --> 10:17.241
‫و پوست، بند،

229
10:17.325 --> 10:19.744
‫عضله و استخونش بریده شد.

230
10:19.827 --> 10:23.372
‫اون در یک آن فکر کنم ۹۰ درصد
‫خون بدنش رو از دست داد...

231
10:23.456 --> 10:25.666
‫و بعد به اون خلاء سیاهی رفت...

232
10:26.876 --> 10:28.002
‫که به عنوان مرگ شناخته میشه.

233
10:28.753 --> 10:30.171
‫جایی که از اون برگشتی نیست.

234
10:30.671 --> 10:33.382
‫اون رفته. برای همیشه رفته.

235
10:33.466 --> 10:35.968
‫اینا اصلا یعنی چی؟ من...

236
10:36.052 --> 10:36.969
‫اون مرده.

237
10:37.053 --> 10:38.813
‫- نمی‌فهمم...
‫- اون کاملا مرده.

238
10:38.888 --> 10:40.765
‫نمی‌فهمم. جادو واقعی هست یا نه؟

239
10:40.848 --> 10:42.618
‫این سوال ساده‌ای هست، آقا. آره یا نه؟

240
10:42.642 --> 10:43.517
‫این جادو نیست.

241
10:43.601 --> 10:44.518
‫این جادوئه.

242
10:44.602 --> 10:46.103
‫- وای خدا.
‫- تابلوی پشت سرت رو ببین.

243
10:46.604 --> 10:50.733
‫آره، می‌دونم. بزرگترا به این میگن دروغ.

244
10:50.816 --> 10:51.816
‫مردن این‌جوریه؟

245
10:51.859 --> 10:54.945
‫من همینو بهت گفتم. آره، مردن این‌جوریه.

246
10:55.029 --> 10:56.364
‫اون به بهشت میره، آره؟

247
10:56.989 --> 10:58.407
‫خب،‌ من نمی‌دونم.

248
10:58.491 --> 11:00.910
‫اون وقتی رفت بهشت هنوز ۲ تیکه هست؟

249
11:00.993 --> 11:04.705
‫خب، نه، حدس میزنم
‫قبل این‌که اونا دفنش کنند...

250
11:04.789 --> 11:07.041
‫خیلی خب، کارآموز. بیا
‫بریم. ما مدارک جدید پیدا کردیم.

251
11:07.124 --> 11:09.251
‫من مدت زیادی روی زانو نشسته بودم.

252
11:09.752 --> 11:13.881
‫اولین مظنون ما دستیار سابق
‫کیث شگفت انگیز یعنی دب بود.

253
11:14.382 --> 11:16.258
‫اون اخیرا با یه دستیار...

254
11:16.342 --> 11:19.720
‫جوون‌تر و حالا مرده‌تر
‫یعنی سارا جایگزین شده بود.

255
11:21.764 --> 11:24.183
‫به رستوران خونگی
‫کورکی جک خوش اومدین.

256
11:24.266 --> 11:27.770
‫ما کلی چیزای عجیب و غریب و
‫مقدار متوسطی غذا سرو می‌کنیم.

257
11:27.853 --> 11:29.438
‫اسم من دب هست، من پیشخدمت شما هستم.

258
11:29.522 --> 11:33.901
‫می‌تونم برای شروع یه کاسه از غذای
‫سوخاری خودمون که شهرت جهانی داره رو بیارم؟

259
11:33.984 --> 11:36.195
‫ما برای غذا اشتها نداریم، دب.

260
11:37.029 --> 11:39.365
‫ما برای جواب اشتها داریم.

261
11:39.990 --> 11:42.177
‫این قضیه در مورد اون اتفاقی هست که توی
‫نمایش شعبده‌ی کیث برای سارا افتاد؟

262
11:42.201 --> 11:44.245
‫درسته. به‌خاطر اتفاقی
‫هست که برای سارا افتاده.

263
11:44.328 --> 11:47.057
‫گوش کنید، من باهاتون حرف
‫میزنم، اما باید یه چیزی سفارش بدید...

264
11:47.081 --> 11:48.642
‫چون اگه این‌کارو نکنید رئیسم عصبانی میشه.

265
11:48.666 --> 11:49.810
‫باشه. من می‌تونم یه چیزی بخورم.

266
11:49.834 --> 11:51.836
‫البته، آره. من...

267
11:51.919 --> 11:53.959
‫می‌دونی چیه، اونا برگر
‫با گوشت چرخ‌کرده دارن.

268
11:54.380 --> 11:57.174
‫اونا دوباره سرو میشن.
‫آره. ما ۲ تا از اونا می‌خوریم.

269
11:57.258 --> 11:59.760
‫می‌خواید در ازای ۵ دلار
‫بیشتر ۲ تا اسلاپاریتاس اضافه کنید؟

270
11:59.844 --> 12:03.305
‫- این‌کارو بکنیم.
‫- ۲ تا اسلاپاریتاس.

271
12:03.389 --> 12:04.932
‫- آره.
‫- من با غذای شما برمی‌گردم.

272
12:05.015 --> 12:07.226
‫تو عاشق این برگر گوشت چرخ کرده میشی.

273
12:07.309 --> 12:09.728
‫تا حالا ساندویچی که این‌قدر
‫آبکی باشه نخوردی. باورنکردنیه.

274
12:09.812 --> 12:11.331
‫خیلی خب. من مشتاق خوردنش هستم.

275
12:11.355 --> 12:14.817
‫انگار داری استفراغ
‫می‌خوری. خیلی خوشمزه‌ست.

276
12:16.026 --> 12:19.321
‫خیلی خب، ما ۲ تا برگر
‫گوشت چرخ کرده داریم.

277
12:19.405 --> 12:20.990
‫آره، همینو سفارش دادیم.

278
12:23.159 --> 12:26.203
‫و ۲ تا اسلاپاریتاس.

279
12:26.287 --> 12:28.247
‫دو تا اسلاپاریتاس.

280
12:28.330 --> 12:33.294
‫این خوبه. تو باید این سس
‫تند ویژه‌شون رو امتحان کنی.

281
12:33.794 --> 12:35.397
‫که بیشتر از این غذات شل و ول بشه.

282
12:35.421 --> 12:37.173
‫این خیلی تنده...

283
12:37.256 --> 12:40.384
‫آره. خوبه. تو تا حالا ساندویچی
‫به این شل و ولی نخوردی.

284
12:40.468 --> 12:42.178
‫خیلی خب.

285
12:42.845 --> 12:44.448
‫- بخوریم؟
‫- آره. بخوریم.

286
12:44.472 --> 12:45.890
‫من باید به میزای دیگه برسم، پس...

287
12:45.973 --> 12:48.559
‫خب، من قتل دیگه‌ای ندارم، پس...

288
12:48.642 --> 12:50.186
‫- وای خیلی آبکیه.
‫- خیلی خب.

289
12:50.269 --> 12:51.479
‫خیلی خب.

290
12:51.562 --> 12:53.147
‫این ساندویچ شل و ولیه.

291
12:56.650 --> 12:59.069
‫- من سعی کردم بهت هشدار بدم.
‫- آره.

292
13:01.322 --> 13:03.550
‫خیلی خب، تو توی دفترچه‌ات
‫سوالی داری که بخوای بپرسی؟

293
13:03.574 --> 13:05.493
‫آره، سوالی از من داری؟

294
13:06.285 --> 13:08.078
‫بپرس سوالتو. وقتشه که بدرخشی.

295
13:08.162 --> 13:10.956
‫- وای خدا.
‫- هی، ما کل روز رو وقت نداریم.

296
13:11.040 --> 13:12.666
‫خیلی خب، ببخشید.

297
13:12.750 --> 13:14.550
‫می‌خوای یه لقمه‌ی دیگه بخوری؟ گرسنته؟

298
13:15.878 --> 13:19.798
‫بذار بیشتر آبکیش بکنم. تا حالا
‫ساندویچی به این شل و ولی نخوردی.

299
13:19.882 --> 13:22.051
‫- این عالیه.
‫- حسابی آبکی شد.

300
13:22.134 --> 13:24.094
‫نه، این عالیه. ولی کارت خیلی جالب نبود.

301
13:24.595 --> 13:25.596
‫وای خدای من.

302
13:29.683 --> 13:30.726
‫بیا.

303
13:34.772 --> 13:36.190
‫کارتو شروع کن، کونان.

304
13:37.024 --> 13:39.235
‫درسته که کیث شگفت‌انگیز...

305
13:39.860 --> 13:43.405
‫تو رو با سارا جایگزین کرد
‫چون فکر می‌کرد زیادی پیر شدی؟

306
13:48.285 --> 13:50.913
‫عجب، کونان چه مرگته؟

307
13:50.996 --> 13:53.123
‫من بهترین سال‌های عمرم رو...

308
13:53.624 --> 13:56.794
‫توی جعبه‌ها رفتم و توسط...

309
13:56.877 --> 13:58.254
‫کبوترا یا حیوونای بدجنس
‫دیگه مورد حمله قرار گرفتم.

310
13:59.255 --> 14:01.340
‫برای چی؟ که با یه...

311
14:01.423 --> 14:04.426
‫دختر ۱۹ ساله که سینه‌هاش
‫پروتزیه و حتی بلد نیست...

312
14:04.510 --> 14:07.638
‫یه قفل رو باز کنه جایگزین بشم.

313
14:07.721 --> 14:09.431
‫این خیلی تحقیرآمیزه!

314
14:09.515 --> 14:10.641
‫غذاتو بخور! تو غذاتو نمی‌خوری...

315
14:10.724 --> 14:13.227
‫نمی‌دونم چی داری میگی! من همه چیو خوردم!

316
14:13.310 --> 14:15.396
‫حق با اونه. اون غذاتو خوب آبکی نکردی.

317
14:16.397 --> 14:17.815
‫من می‌خوام بمیرم.

318
14:26.949 --> 14:28.701
‫یه سوال دیگه داره.

319
14:28.784 --> 14:31.745
‫میشه گفت که تو علیه سارا کینه به دل گرفتی؟

320
14:31.829 --> 14:33.414
‫معلومه! اگه تو بودی نمی‌گرفتی؟

321
14:35.791 --> 14:36.375
‫احتمالا چرا.

322
14:36.458 --> 14:37.918
‫صورتت چرا این‌جوری شده؟

323
14:39.378 --> 14:40.438
‫من فشار خونم بالاست.

324
14:40.462 --> 14:43.299
‫کس دیگه‌ای هست که بخواد به اون آسیب بزنه؟

325
14:44.717 --> 14:47.970
‫اون قبلا دستیار یه شعبده‌باز
‫دیگه به اسم ملوین جادویی بود.

326
14:48.596 --> 14:49.430
‫ملوین جادویی؟

327
14:49.513 --> 14:54.101
‫آره. من شنیدم که اونا از هم بد جدا
‫شدند، می‌تونی با اون حرف بزنی.

328
14:54.184 --> 14:55.227
‫حالت خوبه؟

329
14:55.811 --> 14:57.205
‫شاید بهتر باشه اون غذای...

330
14:57.229 --> 15:00.524
‫نه، نمی‌تونم. خیلی از این غذا خوردم.

331
15:02.026 --> 15:04.570
‫- همه چیز درست میشه.
‫- هیچی درست نمیشه!

332
15:04.653 --> 15:06.864
‫زندگی منو ببین!

333
15:06.947 --> 15:10.326
‫هیچ کسی نمی‌خواد یه دستیار
‫شعبده‌باز ۴۰ ساله رو استخدام کنه!

334
15:10.409 --> 15:11.160
‫شلوغش نکن.

335
15:11.243 --> 15:12.995
‫من توی این جای تخمی کار می‌کنم.

336
15:13.078 --> 15:17.625
‫لباس‌هام بوی گوشت بخارپز میده. دوست‌پسر
‫احمقم سعی کرد با خرید یه توله سگ...

337
15:17.708 --> 15:20.336
‫حالمو بهتر کنه، اما من به
‫حیوونای خونگی حساسیت دارم.

338
15:20.419 --> 15:24.048
‫برای همین مجبور شدم بهش بگم "تو
‫نمی‌تونی اون سگ رو توی خونه‌ی من نگه داری"

339
15:24.131 --> 15:27.426
‫و بعد اون گفت "من نمی‌تونم الان
‫حرف بزنم،‌ دب. الان با زن و بچه‌هام هستم.

340
15:27.509 --> 15:29.094
‫و می‌دونی که ما باید حد
‫و حدودی رو رعایت کنیم."

341
15:29.178 --> 15:32.473
‫برای همین هیچ چاره‌ای ندارم
‫جز این‌که برم به خونه‌اش...

342
15:32.556 --> 15:34.975
‫و جلوی کل خانواده‌اش آبروشو ببرم.

343
15:35.059 --> 15:36.379
‫وقتی آماده بودید حساب می‌کنیم.

344
15:37.686 --> 15:38.896
‫به لطف چیزی که دب گفت،

345
15:38.979 --> 15:43.192
‫ما رقیب کیث شگفت‌انگیز یعنی ملوین جادویی
‫رو برای بازجویی به ایستگاه پلیس آوردیم.

346
15:43.275 --> 15:46.528
‫وقتش رسیده بود که کونان
‫و من آستینامون رو بالا بزنیم.

347
15:47.154 --> 15:49.615
‫ما یه مظنون داریم. این
‫یارو ملوین داره میاد این‌جا.

348
15:50.866 --> 15:52.701
‫- ما باید اونو خوردش کنیم.
‫- خیلی خب.

349
15:52.785 --> 15:54.161
‫ما باید مقاومتش رو خورد کنیم.

350
15:55.079 --> 15:57.790
‫می‌خوای پلیس خوب/پلیس بد باشیم؟ یا
‫این‌که هر ۲ نفرمون باید پلیس بد باشیم؟

351
15:57.873 --> 15:59.667
‫فکر می‌کنم ۲ تا... هر ۲ تامون بد باشیم.

352
15:59.750 --> 16:01.510
‫- پلیس بد، پلیس بدتر.
‫- آره.

353
16:01.585 --> 16:02.461
‫بریم.

354
16:02.544 --> 16:05.381
‫می‌تونم چیزی برات بیارم؟ قهوه یا چیز دیگه؟

355
16:05.464 --> 16:07.651
‫راستش، آره. من برای
‫صبحونه یه بوریتو می‌خورم.

356
16:07.675 --> 16:08.842
‫۳ تا تخم مرغ،

357
16:08.926 --> 16:10.678
‫عسلی باشن، پیاز و فلفل،

358
16:10.761 --> 16:13.180
‫سس تاباسکو، نمک و فلفل سیاه.

359
16:13.263 --> 16:14.848
‫می‌دونی حقه‌ی مورد علاقه‌ی من چیه؟

360
16:14.932 --> 16:16.826
‫هر روز صبح این کوچولو رو غیب می‌کنم.

361
16:16.850 --> 16:20.312
‫برای مظنون قتل از غذا خبری نیست.

362
16:20.396 --> 16:21.647
‫شماها چیزی نمی‌خواید؟

363
16:21.730 --> 16:23.410
‫از این‌جا برو، هیوز. تو از همه بدتری.

364
16:24.233 --> 16:27.611
‫گوش کن چی میگم، ملوین. بشین، اوبراین.

365
16:34.034 --> 16:35.577
‫خیلی خفن شروع کردی.

366
16:35.661 --> 16:36.787
‫آره، من نتونستم...

367
16:36.870 --> 16:38.515
‫تو صندلی رو چرخوندی و
‫بعد نتونستی درست روش بشینی.

368
16:38.539 --> 16:41.250
‫نه، فقط... از قبل بهش فکر نکرده بودم.

369
16:41.333 --> 16:43.085
‫خب، ملوین جادویی.

370
16:44.420 --> 16:45.522
‫می‌تونی از آینه منو ببینی؟

371
16:45.546 --> 16:49.216
‫سلام، وقتی زنم آرایش می‌کنه
‫این‌جوری باهاش حرف میزنم.

372
16:49.299 --> 16:51.695
‫- تو شوخی‌های زیادی می‌کنی، ملوین.
‫- آره، تو شوخیای زیادی می‌کنی.

373
16:51.719 --> 16:54.972
‫خب، به عنوان یه شعبده‌باز من باید زیاد
‫چرت و پرت بگم و از شوخی هم خوشم میاد.

374
16:55.055 --> 16:56.098
‫یه جوک برای همکارم تعریف کن.

375
16:56.181 --> 16:58.892
‫خیلی خب، ۲ تا یهودی میرن داخل...

376
16:58.976 --> 17:00.912
‫- یهودی، نه ما با این مشکل داریم.
‫- آره، ما چنین جوکی نمی‌خوایم.

377
17:00.936 --> 17:01.979
‫یه چیز دیگه بگو.

378
17:02.062 --> 17:05.232
‫خیلی خب، ۴ یا ۵ تا یهودی...

379
17:05.315 --> 17:06.650
‫- نه، نه، نه.
‫- می‌دونی چیه؟ نه.

380
17:06.734 --> 17:08.068
‫گوش کن، ملوین.

381
17:08.152 --> 17:10.630
‫می‌دونی امروز برای دستیار
‫سابقت سارا چه اتفاقی افتاد؟

382
17:10.654 --> 17:12.632
‫آره. این وحشتناکه. این
‫بدترین کابوس یه شعبده‌بازه.

383
17:12.656 --> 17:13.741
‫رفتارت باورکردنی نیست.

384
17:13.824 --> 17:16.201
‫تو خیلی در این مورد ناراحت به
‫نظر نمیای و من می‌خوام بدونم چرا؟

385
17:16.285 --> 17:18.045
‫چون شاید تو یه ربطی به این قضیه داشتی!

386
17:18.120 --> 17:20.414
‫کاراگاه، تو داری منو به چی متهم می‌کنی؟

387
17:20.497 --> 17:23.625
‫یه زن جوون بر خلاف خواسته
‫خودش امروز به قتل رسید...

388
17:23.709 --> 17:26.420
‫و اگه من بفهمم تو ربطی به این قضیه داشتی،

389
17:27.004 --> 17:29.715
‫به خدا قسم که پوستت رو می‌کنم،

390
17:29.798 --> 17:32.801
‫می‌خورمش و بعد میرینمش...

391
17:32.885 --> 17:34.845
‫و از اون مدفوع...

392
17:34.928 --> 17:39.099
‫به عنوان کود برای درختی استفاده
‫می‌کنم که یه روزی تو رو از اون دار میزنم.

393
17:39.183 --> 17:40.910
‫تو قراره بمیری و ما
‫قراره تو رو تماشا کنیم...

394
17:40.934 --> 17:44.146
‫مگر این‌که به ما بگی دقیقا چی شد!

395
17:44.229 --> 17:46.190
‫- چی شد؟
‫- چی شد؟

396
17:46.899 --> 17:51.153
‫کاراگاها، من تا جای
‫ممکن پایبند به قانون هستم.

397
17:51.236 --> 17:52.488
‫می‌تونم براتون یه مثال بزنم.

398
17:52.571 --> 17:56.033
‫هر وقتی که یه چیزی پیدا می‌کنم که
‫مال من نیست همیشه اونو پس میدم.

399
17:56.116 --> 17:58.702
‫مثل این سکه که من از...

400
17:58.786 --> 18:00.913
‫- چی...؟
‫- پشت گوشت پیدا کردم!

401
18:00.996 --> 18:03.957
‫صبر کن! وای خدا. یکی دیگه هم در اومد!

402
18:04.041 --> 18:04.958
‫اینو می‌بینی؟

403
18:05.042 --> 18:06.561
‫آره، اون از قبل توی دستش اینو داشته...

404
18:06.585 --> 18:08.087
‫این باورنکردنیه!

405
18:08.170 --> 18:10.631
‫این سکه‌ها خیلی آسون
‫پشت گوشتون گم میشن...

406
18:10.714 --> 18:11.941
‫- چون اونا کوچیکن.
‫- آره، خیلی کوچیکن.

407
18:11.965 --> 18:15.010
‫اما اگه من قاطی‌شون کنم...

408
18:15.094 --> 18:16.220
‫بعد فوتش کنم، این‌جا رو ببینید.

409
18:16.804 --> 18:21.517
‫و حالا شد یه نیم دلاری. یه سکه‌ی ۵۰ سنتی.

410
18:21.600 --> 18:22.911
‫اینو بنداز توی قلکت.

411
18:22.935 --> 18:24.937
‫- این خیلی عجیبه.
‫- نه نیست.

412
18:25.020 --> 18:26.188
‫پشمام.

413
18:26.271 --> 18:27.665
‫اون همیشه یه سکه توی اون یکی دستش داره.

414
18:27.689 --> 18:30.025
‫فکم افتاد رو زمین.

415
18:30.109 --> 18:31.789
‫خب، شاید بهتر باشه فکت رو تمیز کنی.

416
18:32.528 --> 18:35.572
‫- راستش، این خیلی باحال بود.
‫- بذار فکت رو تمیز کنم.

417
18:35.656 --> 18:37.509
‫- از این یکی خوشم اومد.
‫- ما به این چیز نیازی نداریم.

418
18:37.533 --> 18:41.537
‫پس فقط یکمی گرد پری
‫می‌ریزیم و این‌جا میمالیم و بعد...

419
18:41.620 --> 18:43.556
‫- من ندیدمش... این...
‫- امکان نداره!

420
18:43.580 --> 18:45.975
‫- این نامعقول بود. این...
‫- فهمیدید چی میگم.

421
18:45.999 --> 18:48.836
‫- این حقه‌ی قابل قبولی بود.
‫- باید رک حرفمو بزنم...

422
18:48.919 --> 18:51.606
‫من حس خوبی دارم. حس
‫می‌کنم این مظنون مشکلی نداره.

423
18:51.630 --> 18:53.507
‫نه، من سوالاتی دارم.

424
18:53.590 --> 18:56.760
‫می‌تونی به ما بگی که بین تو و
‫دستیار سابقت چه اتفاقی افتاد؟

425
18:56.844 --> 18:58.720
‫مشاجره‌ای رخ داد؟

426
18:58.804 --> 19:00.698
‫- می‌تونم کل داستان رو به تو بگم.
‫- خیلی خب.

427
19:00.722 --> 19:03.433
‫اما قبلش به کمک تو نیاز دارم.

428
19:03.517 --> 19:04.768
‫- خیلی خب.
‫- اگه مشکلی نداری.

429
19:04.852 --> 19:05.769
‫هر کاری می‌خوای بکن.

430
19:05.853 --> 19:08.438
‫خب این یه دست ورقه.

431
19:08.522 --> 19:11.733
‫قبل از این‌که آدما رو بیارن
‫اتاق بازجویی می‌گردنشون؟

432
19:12.359 --> 19:13.527
‫- حالا.
‫- خیلی خب.

433
19:13.610 --> 19:15.839
‫- من اینا رو پخش می‌کنم و می‌خوام...
‫- شبیه یه دسته‌ی ورق معمولی هست.

434
19:15.863 --> 19:18.949
‫کاراگاه، هر ورقی که می‌خوای رو بردار.

435
19:19.032 --> 19:22.202
‫هر ورقی. اجازه نده من روت تاثیر بذارم.

436
19:22.286 --> 19:24.305
‫یکی رو انتخاب کن. اونو می‌خوای؟
‫نمی‌خوای نظرت رو عوض کنی؟

437
19:24.329 --> 19:26.540
‫- خیلی خب، من می‌خوام نظرم رو عوض کنم.
‫- خیلی خوبه.

438
19:26.623 --> 19:28.000
‫من این یکی رو انتخاب می‌کنم.

439
19:28.083 --> 19:29.793
‫ما می‌تونیم کل روز رو این‌جا باشیم. ممنون.

440
19:29.877 --> 19:32.158
‫من عاشق اینم... اصلا
‫می‌تونم کل روز اینو تماشا کنم.

441
19:32.212 --> 19:35.233
‫تو ورق رو برداشتی. اونو به همکارت
‫نشون بده، لطفا. اونو به من نشون نده.

442
19:35.257 --> 19:38.093
‫من دارم پایین رو نگاه می‌کنم. خیلی خب.

443
19:38.177 --> 19:41.180
‫و حالا می‌خوام هر جایی که
‫می‌خوای اونو لای ورقا بذاری.

444
19:41.889 --> 19:44.850
‫من کل حواسم به دستاشه. کلکش رو می‌فهمم.

445
19:44.933 --> 19:46.101
‫حواست بهش باشه.

446
19:46.643 --> 19:49.271
‫و من خیلی خوب اونا رو با
‫هم قاطی می‌کنم. و من بهت میگم...

447
19:49.354 --> 19:52.482
‫سارا تا چند ماه دستیار من بود...

448
19:52.566 --> 19:55.068
‫و همه چیز عالی بود.

449
19:55.152 --> 19:57.821
‫اون کارش عالی بود و یک روز...

450
19:57.905 --> 20:00.199
‫اون دیگه نیومد سر کار،

451
20:01.033 --> 20:03.577
‫و من فکر کردم این
‫عجیبه. و هفته‌ی بعد...

452
20:03.660 --> 20:07.706
‫من دیدم که اون برای
‫کیث شگفت‌انگیز کار می‌کنه...

453
20:07.789 --> 20:09.791
‫و اون داشت همه‌ی حقه‌های منو اجرا می‌کرد!

454
20:09.875 --> 20:12.461
‫- اون حقه‌های تو رو دزدید.
‫- اون نمایش تو رو دزدید.

455
20:12.544 --> 20:14.647
‫- این انگیزه حساب میشه.
‫- این انگیزه هست.

456
20:14.671 --> 20:17.758
‫اما من بهتون میگم که این به نفع من بود...

457
20:17.841 --> 20:20.260
‫چون باعث شد از کنج راحتیم بیام بیرون...

458
20:20.344 --> 20:23.096
‫و مجبورم کرد که اجرام رو بهتر کنم.

459
20:23.180 --> 20:24.389
‫من خیلی بابت این ممنونم.

460
20:25.098 --> 20:27.392
‫- می‌تونم از شما ۲ نفر یه سوالی بپرسم؟
‫- آره، بپرس.

461
20:27.476 --> 20:29.436
‫میشه لطفا این ضبط رو...

462
20:29.519 --> 20:32.189
‫که تمام مدت این‌جا جلوی چشم شما بوده...

463
20:32.272 --> 20:35.275
‫رو بردارید و ببینید که یه ورق زیرش هست.

464
20:35.359 --> 20:36.985
‫میشه برای اولین بار به ما بگی...

465
20:37.069 --> 20:39.696
‫که چه ورقی رو انتخاب کردی؟

466
20:39.780 --> 20:41.031
‫بی‌بی پیک بود.

467
20:41.114 --> 20:43.200
‫بی‌بی‌ پیک. حالا اگه اون ورق رو......

468
20:43.283 --> 20:45.786
‫بررسی کنی و به ما نشون بدی...

469
20:45.869 --> 20:49.373
‫می‌بینی که اون در واقع بی‌بی پیکه.

470
20:49.456 --> 20:53.043
‫شوخیت گرفته؟

471
20:53.126 --> 20:53.877
‫خانم‌ها و آقایون.

472
20:53.961 --> 20:55.587
‫این جادوگریه!

473
20:57.005 --> 20:58.257
‫این باورنکردنیه!

474
20:58.757 --> 21:01.051
‫هیچ کسی این‌قدر برای
‫حقه‌های ورق هیجان‌زده نمیشه.

475
21:01.134 --> 21:02.134
‫تو...

476
21:02.886 --> 21:05.055
‫شاید اگه این‌قدر ترسیدی،
‫بهتره به من دستبند بزنی.

477
21:05.138 --> 21:08.058
‫آره، آره، آره! بذار این‌کارو بکنم.

478
21:08.141 --> 21:11.770
‫خیلی خب، بذار ببینم.
‫امکان نداره اینو باز کنی.

479
21:12.688 --> 21:14.982
‫مشکل دستبندها اینه که...

480
21:15.065 --> 21:16.376
‫بعضی‌وقتا کارشون رو انجام نمیدن...

481
21:16.400 --> 21:18.044
‫مخصوصا وقتی به دست
‫کسی باشن که جادو بلده!

482
21:18.068 --> 21:19.068
‫اون موفق شد!

483
21:19.403 --> 21:20.403
‫خیلی ممنون.

484
21:22.239 --> 21:24.842
‫آقایون، من دوست دارم کل روز
‫این‌جا بمونم و نمایشم رو کامل اجرا کنم...

485
21:24.866 --> 21:27.035
‫اما باید برم. امروز
‫برای بچه‌ها اجرا دارم...

486
21:27.119 --> 21:28.704
‫و باید خرگوشم رو آماده کنم.

487
21:28.787 --> 21:30.122
‫پس اگه بتونم برم...

488
21:30.205 --> 21:34.334
‫آقایون، من به شما بدرود می‌فرستم.

489
21:40.966 --> 21:42.968
‫هی، ببخشید، باید
‫برم انتهای راهرو...

490
21:43.051 --> 21:45.029
‫از درای ۲ لنگه و بعد سمت راست برم یا چپ؟

491
21:45.053 --> 21:48.307
‫آره برو... برو سمت راست خودت. آره.

492
21:48.390 --> 21:49.975
‫- باشه. خیلی خب.
‫- خیلی خب.

493
21:51.476 --> 21:54.313
‫ما یه مظنون دیگه داشتیم،
‫و برای رسیدن به اون...

494
21:54.396 --> 21:56.732
‫کونان باید به یه خونه می‌رفت.

495
21:56.815 --> 21:59.568
‫خیلی خب، این خونه‌ی
‫کتی جوهانسون هست.

496
21:59.651 --> 22:05.651
‫اون رهبر گروه محلی
‫انجمن مادران ضد شعبده هست.

497
22:06.033 --> 22:09.953
‫اونا فکر می‌کنن شعبده می‌تونه
‫منجر به ارتباط با ماورا،

498
22:10.454 --> 22:13.206
‫شیطان پرستی و س ک س بشه.

499
22:14.374 --> 22:15.374
‫سکس.

500
22:15.417 --> 22:17.377
‫می‌دونی منظور حرفم چی بود؟

501
22:17.461 --> 22:19.046
‫- آره. من درستش رو گفتم.
‫- که این‌طور.

502
22:19.129 --> 22:21.965
‫من می‌خوام بری و به اون‌جا نفوذ کنی...

503
22:22.049 --> 22:24.760
‫و بفهمی که اون قادر
‫به انجام قتل هست یا نه.

504
22:24.843 --> 22:26.762
‫و تو از این گوشی استفاده می‌کنی،

505
22:26.845 --> 22:29.473
‫من یه گوشی دارم و تو هم
‫از این گوشی استفاده می‌کنی.

506
22:29.556 --> 22:31.058
‫و من اون رو میذارم تو گوشم و...

507
22:31.141 --> 22:34.686
‫تو اینو میذاری توی گوشت و به
‫چیزی که بهت میگم گوش می‌کنی.

508
22:35.687 --> 22:38.565
‫و دقیقا اون کاری که میگم رو می‌کنی.

509
22:38.648 --> 22:39.191
‫خیلی خب.

510
22:39.274 --> 22:40.942
‫اما بدیهیه که ما به یه
‫کلمه‌ی رمز نیاز داریم.

511
22:41.026 --> 22:42.527
‫اگه اوضاع بد پیش رفت.

512
22:42.611 --> 22:44.630
‫اگه اوضاع بد پیش رفت ما
‫به یه کلمه‌ی رمز احتیاج داریم.

513
22:44.654 --> 22:45.654
‫من پیداش کردم.

514
22:47.491 --> 22:48.492
‫تیتینوپ.

515
22:49.159 --> 22:50.202
‫تیتینوپ.

516
22:50.285 --> 22:51.870
‫می‌دونی تیتینوپ یعنی چی؟

517
22:51.953 --> 22:52.621
‫نه، نمی‌دونم.

518
22:52.704 --> 22:55.957
‫ به ته مونده‌ی کم غذا اینو میگن.

519
22:56.041 --> 22:57.876
‫مثلا خورده نون یا هر چیزی که توی بشقابه.

520
22:57.959 --> 22:59.937
‫- اوه، یکم تیتینوپ
‫- آره، مثل یکم تیتینوپ.

521
22:59.961 --> 23:01.588
‫راستی این ماشین خیلی خوبیه.

522
23:02.089 --> 23:02.672
‫ممنون.

523
23:02.756 --> 23:05.300
‫آره، این ماشینه یا هدیه‌ی یادگاری مهمونی؟

524
23:08.011 --> 23:09.054
‫داری شوخی می‌کنی؟

525
23:09.721 --> 23:10.721
‫من باید برم.

526
23:13.725 --> 23:17.354
‫خیلی خب، کونان. می‌خوام
‫بری سمت در و در بزنی.

527
23:25.320 --> 23:27.989
‫سلام علیکم، خانم‌های دوست داشتنی.

528
23:28.073 --> 23:29.825
‫سلام علیکم، خانم‌های دوست داشتنی.

529
23:31.201 --> 23:35.205
‫ببخشید، اما این یه رویداد
‫خصوصی برای مادرهاست.

530
23:35.288 --> 23:36.790
‫آره، اما من تازه به شهر اومدم.

531
23:36.873 --> 23:38.667
‫آره، ولی من تازه اومدم به این شهر.

532
23:38.750 --> 23:40.335
‫و من واقعا از شعبده متنفرم.

533
23:40.418 --> 23:41.753
‫و من از شعبده متنفرم.

534
23:41.837 --> 23:43.672
‫میشه فقط یه امروزو این‌جا باشم؟

535
23:43.755 --> 23:46.550
‫و فکر کردم شاید بتونم امروز
‫رو این‌جا باشم. مشکلی نیست؟

536
23:47.926 --> 23:49.010
‫اسمت چیه؟

537
23:49.094 --> 23:50.387
‫تاد.

538
23:50.470 --> 23:52.722
‫- اسمم تاده.
‫- تاد، تاد چی؟

539
23:52.806 --> 23:54.141
‫تاد کرینگ...

540
23:54.224 --> 23:56.518
‫اسم من تاد کرینگ هست.

541
23:56.601 --> 23:57.269
‫تون.

542
23:57.352 --> 23:58.562
‫- تون.
‫- برگ.

543
23:59.104 --> 24:01.022
‫کرینگ‌تون‌برگ. اسمم...

544
24:01.106 --> 24:01.606
‫سان.

545
24:01.690 --> 24:04.276
‫ببخشید، تاد کرینگ‌تون‌برگ‌سان. و...

546
24:04.359 --> 24:05.359
‫فیلد.

547
24:05.902 --> 24:06.570
‫فیلد.

548
24:06.653 --> 24:09.447
‫تو اهل کجایی،‌ تاد کرینگ‌تون‌سان‌فیلد؟

549
24:09.531 --> 24:11.241
‫یه ایالتی رو بگو که
‫کسی اون‌‌جا زندگی نمی‌کنه.

550
24:11.741 --> 24:12.741
‫من اهل آیداهو هستم.

551
24:12.784 --> 24:13.910
‫من توی آیداهو بزرگ شدم.

552
24:15.036 --> 24:17.747
‫تو خوب داری پیش میری، همکار. عالی هستی.

553
24:17.831 --> 24:19.833
‫اما تا چند دقیقه خودت باید پیش بری.

554
24:19.916 --> 24:21.796
‫من باید یه کار خیلی مهمی رو بکنم.

555
24:22.377 --> 24:26.298
‫مطمئنم که شنیدی چه اتفاقی
‫برای پسرم جیموتی افتاد.

556
24:26.882 --> 24:28.943
‫یه روز اون داشت جلوی آینه
‫حقه‌های سکه‌ای رو تمرین می‌کرد

557
24:28.967 --> 24:30.594
‫و روز بعدش معلوم نبود که کجا...

558
24:31.178 --> 24:33.847
‫داره حقه‌ی خیابونی اجرا
‫می‌کنه و غازها رو قایم می‌کنه.

559
24:33.930 --> 24:34.723
‫بله...

560
24:34.806 --> 24:37.100
‫تو فکر می‌کنی این شعبده‌بازها...

561
24:37.184 --> 24:40.228
‫مسئولیت کارهاشون رو به عهده
‫می‌گیرن، اما اونا براشون مهم نیست.

562
24:40.312 --> 24:43.982
‫من سال‌ها به کیث شگفت‌انگیز
‫التماس می‌کردم که به بچه‌ها فکر کنه.

563
24:44.065 --> 24:45.317
‫- آره.
‫- بهش التماس کردم.

564
24:45.901 --> 24:48.945
‫و اون دستیار بیچاره‌اش، اگه مرگش...

565
24:49.029 --> 24:51.031
‫حتی یه بچه‌ی دیگه‌ رو از
‫زندگی شعبده‌بازی نجات بده...

566
24:51.114 --> 24:52.234
‫ارزشش رو داشته.

567
24:52.282 --> 24:54.242
‫- می‌تونم یه خوراکی برات درست کنم؟
‫- بله.

568
24:54.326 --> 24:55.243
‫تاد.

569
24:55.327 --> 24:56.494
‫- آره، این خوبه.
‫- خیلی خب.

570
24:56.578 --> 25:00.165
‫بذار یه کاسه از چیلی
‫مشهور هلن رو برات بریزم!

571
25:00.248 --> 25:01.291
‫اوه، من...

572
25:01.374 --> 25:03.043
‫ممنون، هلن.

573
25:03.126 --> 25:04.586
‫آره، من باور می‌کنم...

574
25:04.669 --> 25:07.130
‫از اینا بهش بزنی خوشمزه میشه...

575
25:07.214 --> 25:08.423
‫چون اگه راستش رو بخوای...

576
25:09.424 --> 25:12.969
‫اون غذای گربه مزه‌ی
‫بهتری از این چیلی داره.

577
25:13.053 --> 25:17.349
‫پس بذار ببینم درست فهمیدم.
‫تو عصبانی و خوشحال هستی.

578
25:17.432 --> 25:19.643
‫من نگفتم خوشحالم، یه
‫مرگ اتفاق افتاده. اما...

579
25:20.560 --> 25:24.522
‫اگه به قدرت مرگ و زندگی بعدش فکر کنی...

580
25:26.274 --> 25:27.692
‫- چطوره؟
‫- خیلی خوبه.

581
25:27.776 --> 25:28.776
‫- آره؟
‫- خیلی خوبه.

582
25:28.818 --> 25:29.527
‫وای خدای من.

583
25:29.611 --> 25:31.005
‫باید این جلسه رو شروع کنم!

584
25:31.029 --> 25:33.990
‫خیلی خب، بیا این‌جا بشین، تاد.

585
25:34.074 --> 25:35.492
‫بله. همین‌جا؟ باشه.

586
25:35.575 --> 25:36.575
‫هادسون.

587
25:36.785 --> 25:39.955
‫خیلی ممنون. بیاید شروع کنیم، خانم‌ها.

588
25:40.038 --> 25:40.914
‫بیاید جمع بشید.

589
25:40.997 --> 25:42.791
‫خیلی خب، قبل شروع،

590
25:42.874 --> 25:45.085
‫می‌خوام یه مهمون خیلی خاص رو معرفی کنم.

591
25:45.168 --> 25:48.004
‫تاد، پاشو. خجالت نکش.

592
25:48.088 --> 25:49.899
‫تاد، خانم‌ها، این تاده.

593
25:49.923 --> 25:53.009
‫اعضای جدید همیشه سوگند یاد می‌کنند...

594
25:53.093 --> 25:56.263
‫و من می‌خوام این‌جا جلوی
‫این گروه زنای خداترس بایستی...

595
25:57.055 --> 25:59.266
‫و شهادت بدی که فکر می‌کنی شعبده...

596
25:59.891 --> 26:01.268
‫ابزار شیطانه.

597
26:01.977 --> 26:03.186
‫هوم...

598
26:03.270 --> 26:08.191
‫خب، من به شما تجربه‌ی
‫فوق‌العاده‌ای که داشتم رو میگم.

599
26:08.817 --> 26:10.735
‫من یه بچه بودم...

600
26:11.611 --> 26:14.114
‫و من می‌خواستم یه شعبده‌باز بشم.

601
26:14.197 --> 26:15.865
‫برای همین خیلی تمرین کردم...

602
26:15.949 --> 26:19.119
‫و به یه شعبده‌باز خیلی خوب تبدیل شدم.

603
26:19.202 --> 26:22.163
‫و یه روز من به حیاط مدرسه رفتم و گفتم...

604
26:22.247 --> 26:24.708
‫"این‌جا رو ببینید" و ورق‌هامو باز کردم...

605
26:24.791 --> 26:27.210
‫و قبل این‌که بتونم کار دیگه‌ای بکنم...

606
26:27.294 --> 26:28.503
‫اونا منو کتک زدند.

607
26:29.212 --> 26:31.339
‫اونا برای ۴۰ دقیقه منو کتک زدند،

608
26:31.423 --> 26:32.465
‫بعد اونا کارشون رو متوقف کردند،

609
26:32.966 --> 26:34.259
‫و رفتن بستنی گرفتند...

610
26:34.342 --> 26:36.344
‫و برگشتند و به کتک
‫زدن من ادامه دادند.

611
26:36.428 --> 26:38.763
‫و چی به سر پسرایی اومد که تو رو کتک زدند؟

612
26:38.847 --> 26:41.975
‫خب، همه‌ی اونا سناتور شدند. تک تکشون.

613
26:42.058 --> 26:43.058
‫اسم یکیشون رو بگو.

614
26:43.310 --> 26:44.728
‫دایان فاینستین
‫[سناتور کالیفرنیا]

615
26:48.273 --> 26:49.607
‫قلدر اصلی بود.

616
26:50.483 --> 26:51.609
‫اون وحشیانه منو کتک زد.

617
26:51.693 --> 26:52.902
‫این اصلا منطقی نیست.

618
26:52.986 --> 26:56.781
‫دارم کم کم شک می‌کنم که اسم تو
‫تاد کرینگ‌تون‌برگن‌سان هست یا نه.

619
26:56.865 --> 26:57.907
‫این چه حرفیه.

620
26:57.991 --> 27:00.577
‫تاد، ماهی مخصوص آیداهو چیه؟

621
27:00.660 --> 27:02.454
‫اون...

622
27:03.038 --> 27:05.665
‫ماهی کاد شکم‌سفید.

623
27:05.749 --> 27:06.833
‫اشتباه گفتی!

624
27:06.916 --> 27:08.335
‫قزل‌آلای بی‌رحمه.

625
27:08.418 --> 27:09.836
‫کی اصلا ماهی مخصوص ایالت رو می‌دونه؟

626
27:09.919 --> 27:12.172
‫این شخص یه متقلبه، خانم‌ها،

627
27:12.255 --> 27:15.091
‫و اون با استفاده از هنر حقه‌بازی...

628
27:15.175 --> 27:17.302
‫می‌خواد که با ما س ک س داشته باشه.

629
27:17.385 --> 27:18.261
‫نه!

630
27:18.345 --> 27:20.430
‫حمله کنید! ماما! ماما!

631
27:20.513 --> 27:22.849
‫- ماما! ماما!
‫- تیتینوپ! تیتینوپ!

632
27:22.932 --> 27:24.327
‫اون موقع ظاهر میشه.

633
27:24.351 --> 27:27.771
‫حالا ما "انداختن فرانسوی"
‫رو انجام میدیم که انتقال توپه،

634
27:27.854 --> 27:30.023
‫شما دستتون رو میارید جلو و میگید،

635
27:30.106 --> 27:32.984
‫"اوه، این یه سکه‌ی دیگه توی گوشته؟"

636
27:33.068 --> 27:34.861
‫ماما! ماما! ماما!

637
27:35.445 --> 27:35.945
‫کونان.

638
27:36.446 --> 27:38.716
‫- تیتینوپ. تیتینوپ.
‫- کونان، چه خبره؟ چه خبره؟

639
27:38.740 --> 27:40.909
‫- تیتینوپ! تیتینوپ!
‫- ماما! ماما!

640
27:40.992 --> 27:43.453
‫خیلی خب،‌ خودت رو توی
‫یه اتاق امن حبس کن کونان.

641
27:43.536 --> 27:44.954
‫من دارم میام که نجاتت بدم.

642
27:45.038 --> 27:47.415
‫- تیتینوپ!
‫- ماما! ماما! ماما!

643
27:52.545 --> 27:55.131
‫درو قفل کرده. می‌تونیم منتظرش بمونیم.

644
27:55.840 --> 27:59.135
‫خانم‌ها! یه مردی توی خیابون از
‫بچه‌ها می‌خواد یه ورق رو انتخاب کنند.

645
28:00.136 --> 28:01.304
‫هر ورقی باشه مهم نیست!

646
28:05.225 --> 28:09.104
‫کونان! من کاراگاه ارشد تری
‫سیاتل هستم. می‌تونی بیای بیرون.

647
28:10.647 --> 28:11.647
‫تو جات امنه.

648
28:12.565 --> 28:14.835
‫- تو جات امنه. حالت خوبه؟
‫- من خوبم، من خوبم.

649
28:14.859 --> 28:16.419
‫خیلی خب، بیا از این‌جا گورمون رو...

650
28:16.903 --> 28:18.279
‫وای. این خوراکی‌ها رو ببین.

651
28:18.363 --> 28:19.739
‫بیا چند تاشون رو برداریم، بیا.

652
28:21.032 --> 28:23.743
‫تورتیای ساده. من هیچ وقت
‫نمی‌تونم تورتیای ساده پیدا کنم.

653
28:23.827 --> 28:24.494
‫خب، اونا رو همه جا می‌فروشن.

654
28:24.577 --> 28:26.263
‫اما هر باری که من میرم فروشگاه میگم،

655
28:26.287 --> 28:27.807
‫"شما تورتیای ساده دارید؟"
‫اونا میگن "نه، ما تموم کردیم"

656
28:27.831 --> 28:29.290
‫اونا همه جا هستند.

657
28:29.374 --> 28:32.085
‫همه تورتیای ساده دارن.

658
28:32.168 --> 28:34.129
‫وقتش رسیده بود که کونان تصمیم بگیره...

659
28:34.212 --> 28:35.839
‫کی سارای بیچاره رو کشته،

660
28:35.922 --> 28:39.008
‫برای همین ما ۳ مظنون
‫رو به کتابخونه کشوندیم...

661
28:39.092 --> 28:41.886
‫به بهونه‌ی یه نمایش حقه‌ بازی دیگه.

662
28:43.471 --> 28:47.142
‫خانم‌ها و آقایون، ما
‫امشب حقه‌ای اجرا نمی‌کنیم.

663
28:47.642 --> 28:52.063
‫در واقع، ما از یه حقه
‫پرده برداری می‌کنیم.

664
28:52.814 --> 28:53.814
‫حقه‌ی...

665
28:54.315 --> 28:55.859
‫بیگناهی.

666
28:56.359 --> 28:57.359
‫درسته.

667
28:57.652 --> 29:00.572
‫جلوی ما این ۳ کلاه قرار داره.

668
29:00.655 --> 29:02.657
‫در هر کدوم اسم یه مظنونه.

669
29:02.741 --> 29:03.950
‫همکارم، کونان اوبراین...

670
29:04.033 --> 29:07.287
‫حالا نشون میده که باور
‫داره کی مرتکب این قتل شده.

671
29:07.370 --> 29:09.664
‫کونان، اون دب بوده،

672
29:10.165 --> 29:12.167
‫ملوین جادویی بوده،

673
29:12.667 --> 29:14.377
‫یا کثی بوده؟

674
29:14.878 --> 29:15.878
‫کونان،

675
29:16.463 --> 29:19.966
‫لطفا انتخاب کن که فکر می‌کنی کی قاتله.

676
29:29.184 --> 29:30.518
‫قاتل...!

677
29:33.313 --> 29:35.315
‫ملوین جادوئیه.

678
29:36.733 --> 29:37.733
‫نه.

679
29:39.068 --> 29:40.612
‫این‌جا چه خبره؟

680
29:40.695 --> 29:43.072
‫رئیس، ما فهمیدیم که قاتل کیه.

681
29:43.156 --> 29:44.491
‫کونان فهمید.

682
29:44.574 --> 29:48.077
‫من دلایل منطقی دارم که چرا
‫قاتل باید ملوین جادویی باشه.

683
29:48.161 --> 29:51.247
‫من مطمئن نیستم که چرا به
‫عنوان یه شعبده‌باز لباس پوشیدم،

684
29:52.040 --> 29:54.292
‫اما مطمئنم...

685
29:55.251 --> 29:57.337
‫که اون قاتله.

686
29:57.420 --> 29:59.088
‫و مدارکت چیه؟

687
29:59.172 --> 30:00.256
‫ملوین جادویی،

688
30:00.340 --> 30:03.593
‫تو به ما گفتی که باید بری
‫خرگوشت رو آماده کنی

689
30:04.302 --> 30:07.514
‫شاید بهتره نذاری بره سراغ سس تند،

690
30:08.473 --> 30:11.392
‫چون کیه که روی اره سس تند به
‫جا بذاره و اثر انگشتی نداشته باشه؟

691
30:12.435 --> 30:14.312
‫آقا، این کار...

692
30:15.980 --> 30:17.023
‫یه شعبده‌بازه.

693
30:18.024 --> 30:19.376
‫همچنین فکر می‌کنم تو
‫یه انگیزه‌ی دیگه داشتی.

694
30:19.400 --> 30:22.362
‫من فکر می‌کنم. کثی مادر توئه.

695
30:22.987 --> 30:25.073
‫و تو از مادرت متنفری...

696
30:25.782 --> 30:27.909
‫و چون اون با شعبده‌بازی مخالفت می‌کنه،

697
30:28.409 --> 30:29.661
‫می‌خواستی براش پاپوش بدوزی.

698
30:30.370 --> 30:31.704
‫این قسمت حرفت خیلی دور از ذهن بود.

699
30:31.788 --> 30:33.790
‫من جوون‌ترین آدم این‌جام.

700
30:34.415 --> 30:35.542
‫متوجه‌ام.

701
30:35.625 --> 30:37.627
‫و من نمی‌دونم این قضیه‌ی
‫سن چطور با منطق سازگاره.

702
30:37.710 --> 30:39.003
‫هنوز دارم روی این کار می‌کنم.

703
30:39.087 --> 30:41.130
‫خیلی ممکنه که من پدر تو باشم.

704
30:41.631 --> 30:42.757
‫- آره.
‫- از نظر سنی.

705
30:43.258 --> 30:44.759
‫کونان اوبراین،

706
30:44.843 --> 30:48.304
‫این برای من هیچ لذتی نداره که بگم تو...

707
30:49.764 --> 30:51.140
‫۱۰۰ درصد...

708
30:55.812 --> 30:56.563
‫درست میگی.

709
30:56.646 --> 30:57.646
‫آره!

710
30:58.231 --> 30:59.524
‫آره!

711
30:59.607 --> 31:03.695
‫اون ملوین جادویی بود که
‫دستیار شعبده‌باز رو کشت.

712
31:04.195 --> 31:08.408
‫تو متوجه شدی که ملوین هر روز صبح
‫روی بوریتوی خودش سس تند میریزه.

713
31:08.491 --> 31:12.203
‫سه تا تخم مرغ عسلی،
‫پیاز، فلفل، سس تاباسکو...

714
31:12.287 --> 31:14.664
‫و برای نمایشش صاحب یه خرگوشه.

715
31:14.747 --> 31:16.457
‫من باید خرگوشم رو آماده کنم.

716
31:16.541 --> 31:19.878
‫ما می‌دونیم امکان نداشت دب باشه.
‫اون به حیوونای خونگی حساسیت داره.

717
31:19.961 --> 31:22.160
‫دوست پسرم با خریدن یه
‫توله سگ می‌خواست منو...

718
31:22.184 --> 31:24.382
‫خوشحال کنه، اما من به
‫حیوون خونگی حساسیت دارم!

719
31:24.465 --> 31:27.051
‫در همین حال کثی از هر کس
‫دیگه‌ای انگیزه‌ی بیشتری داشت،

720
31:27.677 --> 31:29.762
‫اما اون نمی‌دونست
‫چطور قفل در رو باز کنه...

721
31:29.846 --> 31:34.309
‫وقتی تو برای حفظ جونت فرار کردی.

722
31:35.018 --> 31:36.019
‫در قفله.

723
31:36.102 --> 31:39.731
‫اما می‌دونی کی می‌تونست یه
‫قفل رو باز کنه؟ ملوین جادویی.

724
31:39.814 --> 31:41.816
‫مخصوصا کسی که می‌دونه...

725
31:41.900 --> 31:44.777
‫- اون موفق شد!
‫- خیلی ممنون.

726
31:44.861 --> 31:48.072
‫ملوین جادویی قاتله.

727
31:49.282 --> 31:50.491
‫اونو ببرید.

728
31:51.910 --> 31:54.329
‫من فقط برای این کشتمش
‫چون می‌خواستم بمیره!

729
31:54.913 --> 31:57.957
‫این دلیل خیلی خوبی برای کشتن یه نفر هست.

730
31:58.917 --> 32:00.561
‫دستبندها روی اون جواب نمیدن.

731
32:00.585 --> 32:02.253
‫همین الانش هم دستبندش رو باز کرد.

732
32:02.337 --> 32:05.173
‫کونان اوبراین، تبریک میگم.

733
32:06.966 --> 32:08.760
‫خب، کونان، تو موفق شدی.

734
32:10.094 --> 32:12.847
‫تو پرونده رو حل کردی،
‫حتی با این‌که منطق تو...

735
32:13.556 --> 32:15.224
‫با هیچ عقلی جور در نمیومد.

736
32:16.059 --> 32:18.061
‫اما تو پلیس فوق‌العاده‌ای میشی.

737
32:20.021 --> 32:21.564
‫منم یه چیزی یاد گرفتم.

738
32:22.106 --> 32:23.942
‫من یه حقه‌ی شعبده‌ی کوچیک یاد گرفتم.

739
32:24.025 --> 32:24.901
‫تو حقه یاد گرفتی.

740
32:24.984 --> 32:27.737
‫درسته. عطسه بزن.

741
32:29.238 --> 32:30.238
‫بیا.

742
32:30.531 --> 32:32.617
‫بذار یه دستمال بهت بدم.

743
32:33.201 --> 32:34.201
‫بفرما.

744
32:37.080 --> 32:38.831
‫من یه دستمال دارم.

745
32:40.917 --> 32:43.628
‫تموم نمیشه. تموم نمیشه.

746
32:43.711 --> 32:45.254
‫این هیچ وقت تموم نمیشه.

747
32:45.338 --> 32:47.131
‫- خیلی زیاده...
‫- من دارم...

748
32:48.174 --> 32:50.635
‫خیلی خب، می‌دونی چیه؟ الان
‫دیگه فکر می‌کنم شعبده احمقانه هست.

749
32:51.219 --> 32:53.763
‫آنچه در قسمت بعد از مردرویل خواهید دید...

750
32:53.846 --> 32:56.116
‫تری، به همکار جدیدت مارشان لینچ سلام کن.

751
32:56.140 --> 32:58.460
‫- چه‌قدر تمرین داشتی؟
‫- من فیلم "روز تمرین" رو دیدم.

752
33:00.853 --> 33:02.981
‫این سلاح قتله.

753
33:03.005 --> 33:15.005
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.