﻿WEBVTT FILE

1
00:00.162 --> 00:10.241
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

2
00:11.136 --> 00:15.115
‫تری سیاتل رو ملاقات کنید، بخش قتل.

3
00:15.140 --> 00:18.268
‫برای تری، هر روز به
‫معنای یه پرونده‌ی قتل جدیده،

4
00:18.852 --> 00:21.771
‫و یه مهمون مشهور هم همکارشه.

5
00:22.272 --> 00:26.484
‫مهمون امروز: بازیگر برنده‌ امی، انی مورفی.

6
00:26.985 --> 00:28.653
‫اما یک نکته‌ای هست،

7
00:28.737 --> 00:30.822
‫به انی فیلمنامه داده نشده

8
00:30.905 --> 00:33.825
‫اون نمی‌دونه چه اتفاقی قراره بی‌افته.

9
00:34.325 --> 00:38.872
‫در طول پرونده اون و تری باید
‫با همدیگه به‌ طور بداهه جلو برند.

10
00:38.955 --> 00:42.083
‫اما انی باید به تنهایی
‫قاتل رو مشخص کنه.

11
00:42.834 --> 00:46.087
‫پس به اون‌ها ملحق شید در
‫حالی که اونا یه بلیط یک طرفه...

12
00:46.921 --> 00:48.631
‫به مردرویل می‌گیرند.

13
00:56.264 --> 00:58.099
‫یک روز دیگه با حل پرونده‌های قتل

14
00:58.183 --> 01:00.977
‫درحالی که غیر مستقیم به همسرم
‫نشون میدم که می‌خوام برگرده.

15
01:01.061 --> 01:04.355
‫یا اسمی که ما تو کسب و کار
‫قتل روش گذاشتیم، پنج‌شنبه.

16
01:04.439 --> 01:07.525
‫خب، خب، خب... دونات مجانی!

17
01:07.609 --> 01:10.695
‫مثل اینکه کارآگاه ارشد مورد
‫علاقه‌ی همه دونات مجانی آورده!

18
01:10.779 --> 01:11.613
‫درسته...

19
01:11.696 --> 01:15.241
‫اون درآمد تصرف‌پذیری
‫داره و برای شما خرجش می‌کنه

20
01:15.325 --> 01:17.094
‫مگر اینکه بخواین سهمتون
‫رو بدین چون ارزون نبودن...

21
01:17.118 --> 01:19.079
‫ممنون مرد، یکی برمی‌دارم...

22
01:20.330 --> 01:21.330
‫اون مال منه

23
01:22.373 --> 01:24.667
‫-کدوم؟
‫-داشتی کدوم رو بر می‌داشتی؟

24
01:24.751 --> 01:26.169
‫-اون یکی رو
‫-آره، اون مال منه

25
01:26.795 --> 01:31.424
‫در ضمن، خوشم نمیاد وقتی یکی میاد و
‫سعی می‌کنه دونات یکی دیگه رو برداره.

26
01:31.508 --> 01:33.009
‫شاید اصلا دونات مال تو
‫نیست که بتونی کنترلش کنی

27
01:34.260 --> 01:36.012
‫شاید اگر یه کم با اون دونات مهربون‌تر بودی

28
01:36.513 --> 01:38.157
‫یکی دیگه سعی نمی‌کرد بخورتش

29
01:38.181 --> 01:41.226
‫خب شاید اون دونات نحوه‌ی
‫ابراز علاقه‌ی من رو نمی‌فهمه

30
01:41.726 --> 01:44.395
‫و شاید من و اون دونات سعی داشتیم
‫تو جلسات مشاوره مشکلمون رو حل کنیم.

31
01:44.479 --> 01:46.582
‫خب، شاید دونات از اینکه صبر
‫کنه تا تو خودت رو جمع و جور کنی

32
01:46.606 --> 01:49.484
‫خسته شد و تصمیم گرفت که
‫آماده‌ست با یه مرد واقعی باشه.

33
01:49.567 --> 01:50.485
‫چی؟

34
01:55.031 --> 01:56.366
‫بیخیال... چی؟

35
01:57.700 --> 01:58.827
‫چه خبر شده؟

36
01:58.910 --> 02:01.454
‫سطل زباله رو آتیش زد

37
02:01.538 --> 02:02.997
‫و منم خاموشش کردم

38
02:03.581 --> 02:06.251
‫خوب شد اینجا بودم... خداروشکر!

39
02:06.334 --> 02:09.170
‫-نصف دونات شکلاتی من رو می‌خوای رئیس؟
‫-ممنونم!

40
02:09.254 --> 02:10.672
‫حرفش هم نزن

41
02:14.342 --> 02:15.342
‫باشه

42
02:15.510 --> 02:18.638
‫محض اطلاع دونات
‫استعاره از تو بود

43
02:19.389 --> 02:21.641
‫پس الان تو رو از وسط پاره کرد

44
02:21.724 --> 02:23.476
‫گاهی وقت‌ها یه دونات فقط یه دوناته تری

45
02:23.560 --> 02:24.853
‫بیا دنبالم

46
02:30.525 --> 02:33.736
‫خدای من تری... اینجا رو ببین!

47
02:33.820 --> 02:35.989
‫گوش کن، راستش رو بهم بگو

48
02:36.072 --> 02:38.074
‫این چیزی که بین تو و دز
‫هست واقعا حقیقت داره؟

49
02:38.158 --> 02:40.718
‫تری، حقیقت داره و نیاز
‫داری که فقط قبولش کنی.

50
02:40.743 --> 02:43.663
‫فقط یک مورد بگو که باعث
‫میشه اون بهتر از من باشه

51
02:44.706 --> 02:46.666
‫خب، فکر نکنم بتونم فقط یک مورد بگم...

52
02:46.749 --> 02:49.043
‫آره، دیدی؟ بفرما! نمی‌تونی بگی!

53
02:49.127 --> 02:52.922
‫تری، تو حالت خوب میشه...
‫با یه آدم جدید آشنا میشی...

54
02:53.006 --> 02:56.801
‫در واقع، همین الان یه آدم
‫جدید برات دارم، یه همکار جدید...

55
02:56.885 --> 02:58.511
‫-نه، نه، نه... رئیس!
‫-بیا تو انی!

56
02:58.595 --> 03:00.680
‫رئیس بیخیال انگار هر روز
‫داری این کار رو می‌کنی...

57
03:00.763 --> 03:02.181
‫راجع به چی صحبت می‌کنی؟

58
03:03.224 --> 03:04.350
‫سلام

59
03:04.976 --> 03:07.854
‫تری، با همکار جدیدت آشنا شو، انی مورفی!

60
03:07.937 --> 03:10.356
‫انی، این کارآگاه ارشد، تری سیاتله.

61
03:10.440 --> 03:12.358
‫اوه، دست دادن قدیمی...

62
03:12.442 --> 03:13.985
‫سلام، از آشنایی باهاتون خوشوقتم.

63
03:14.068 --> 03:14.861
‫آره

64
03:14.944 --> 03:18.364
‫راستی، "ارشد" بودنم از نظر اهمیت جایگاهه

65
03:18.448 --> 03:19.699
‫از نظر سنی نیست.

66
03:20.617 --> 03:22.452
‫فقط می‌دونی، واضحا خیلی جوونم

67
03:22.535 --> 03:24.954
‫که احتمالا با توجه به هیکلم
‫خودت می‌تونی تشخیص بدی. پس...

68
03:25.038 --> 03:26.039
‫آره

69
03:26.122 --> 03:27.540
‫این چیزیه که قراره باهاش سر و کله بزنی...

70
03:27.624 --> 03:30.627
‫موفق باشی و پیشاپیش معذرت می‌خوام، باشه؟

71
03:30.710 --> 03:31.628
‫بشین

72
03:31.711 --> 03:32.629
‫-باشه
‫-آره

73
03:32.712 --> 03:33.712
‫این مال توئه؟

74
03:33.755 --> 03:35.608
‫اوه، می‌دونی چیه؟ می‌تونی
‫فقط... آره مشکلی نیست.

75
03:35.632 --> 03:37.526
‫تمیزه، می‌تونی بدیش به من، بیا...

76
03:38.676 --> 03:39.676
‫نه

77
03:40.803 --> 03:43.139
‫بندازش تو سطح زباله، اونقدری که می‌خواستم

78
03:43.223 --> 03:45.642
‫تمیز نبود. آره، اینجا بشین...

79
03:47.810 --> 03:50.980
‫باشه، خیلی‌خب

80
03:51.606 --> 03:53.149
‫-انی مورفی
‫-آره

81
03:53.233 --> 03:54.793
‫بذار درجا بهت بگم اینجا قراره چی کار کنیم

82
03:54.817 --> 03:57.171
‫قراره برای خودمون یه کم نقش
‫آفرینی کنیم و ببینیم چی تو چنته داری

83
03:57.195 --> 03:57.904
‫باشه

84
03:57.987 --> 04:00.049
‫می‌خوام ببینم مهارت‌های لازم برای
‫اینکه پلیس بخش قتل بشی رو داری یا نه

85
04:00.073 --> 04:03.076
‫من قراره یه دختر 10 ساله باشم، به اسم سوزی

86
04:03.701 --> 04:05.912
‫و برای کمک میام پیش تو، باشه؟

87
04:05.995 --> 04:08.414
‫و تو یه کارآگاه بخش قتل
‫هستی و من میام به سمتت

88
04:08.498 --> 04:10.250
‫و من یه... کارآگاه کمکم کن!

89
04:10.333 --> 04:12.168
‫اسم من سوزیه، من ده سالمه، کمکم کن!

90
04:12.252 --> 04:13.503
‫سوزی، چی شده؟

91
04:13.586 --> 04:18.258
‫اومدم خونه و دیدم مامانی و بابایی
‫روی زمین دراز کشیدن و تکون نمی‌خورن

92
04:18.341 --> 04:21.552
‫و همه‌جاشون رو یه چیز قرمز
‫رنگی گرفته که مثل کچاپ می‌مونه

93
04:21.636 --> 04:24.740
‫نیاز دارم که کمی آروم باشی،
‫باشه، من رو میبری خونه‌تون؟

94
04:24.764 --> 04:25.908
‫اون چیزهای قرمز همه‌جا هست...

95
04:25.932 --> 04:28.160
‫-کچاپ همه‌جاست.
‫-می‌فهمم، این رو می‌فهمم.

96
04:28.184 --> 04:31.896
‫ما کارخونه‌ی کچاپ داریم و همه‌جا
‫رو کچاپ گرفته. چه فکری می‌کنی؟

97
04:32.438 --> 04:36.192
‫باشه این... شما واقعا کارخونه‌ی تولید کچاپ دارین؟

98
04:36.276 --> 04:37.151
‫بله

99
04:37.235 --> 04:38.695
‫خودشه، باشه، باشه...

100
04:38.778 --> 04:41.364
‫-ولی همه‌جاشون... باشه؟
‫-آره

101
04:41.447 --> 04:43.825
‫سوزی بهت گفت که کچاپ بود

102
04:43.908 --> 04:46.369
‫-خانوادش صاحب کارخونه‌ی کچاپ هستن
‫-آره

103
04:46.452 --> 04:49.652
‫اولش وقتی راجع به چیز قرمز
‫گفت فکر کردی چی هست؟

104
04:49.706 --> 04:51.457
‫خون

105
04:52.041 --> 04:53.293
‫خدای من

106
04:53.376 --> 04:54.961
‫ذهن تو درجا به اون سمت میره، ها؟

107
04:55.044 --> 04:57.255
‫-بهت گفت کچاپه
‫-آره

108
04:57.338 --> 04:59.340
‫همون اول گفت، اتفاقی که واقعا افتاده

109
04:59.424 --> 05:01.592
‫اینه که دستگاه کچاپ خانوادش منفجر شده

110
05:01.676 --> 05:03.553
‫و مادر و پدرش بیهوش شدن

111
05:03.636 --> 05:07.098
‫و بخاطر مسمومیت ناشی
‫از کربن مونوکسید مردن

112
05:07.181 --> 05:08.391
‫آره، فکر نمی‌کردم...

113
05:08.474 --> 05:11.436
‫و سوزی فامیل دیگه‌ای نداشت که بره پیششون

114
05:11.519 --> 05:14.063
‫پس در آخر فقط تو سیستم پرورشگاه
‫از این خونه به اون خونه می‌رفت

115
05:14.147 --> 05:16.482
‫تا اینکه فرار کرد و زندگی تو خیابون رو شروع کرد

116
05:17.066 --> 05:18.776
‫و شاید هم وارد کسب و کار
‫قاچاق انسان و برده‌داری شد

117
05:21.779 --> 05:24.508
‫خیلی کارت خوب بود ولی، این
‫رو تایید می‌کنم... این یکی سخت بود.

118
05:24.532 --> 05:27.160
‫سوزی و کارخونه‌ی کچاپ
‫یکی از سخت‌ترین‌ داستان‌هامونه

119
05:27.243 --> 05:28.244
‫-باشه
‫-سخت‌ترین داستان منه

120
05:28.328 --> 05:32.206
‫من در طول سال‌ها برای کمک به
‫کار‌آموز‌های جوون زیاد نقش‌آفرینی کردم

121
05:32.290 --> 05:33.684
‫می‌دونی، اگر قراره همکار باشیم

122
05:33.708 --> 05:36.753
‫باید مطمئن باشیم که هوای همدیگه رو داریم.

123
05:36.836 --> 05:38.463
‫-بله
‫-ممکنه بهم خیانت کنی؟

124
05:38.546 --> 05:40.465
‫نه، این کار رو نمی‌کنم.

125
05:40.548 --> 05:43.485
‫ای کاش می‌تونستم بگم که منم اینقدر
‫از خودم مطمئنم که بهت خیانت نمی‌کنم.

126
05:43.509 --> 05:45.219
‫راستش من خیلی آدم دمدمی مزاجی هستم.

127
05:45.303 --> 05:47.055
‫خب، امیدوارم هیچ‌وقت کارمون به اونجا نکشه.

128
05:47.138 --> 05:48.782
‫مطمئنی که بهم خیانت نمی‌کنی؟

129
05:48.806 --> 05:52.435
‫منظورم اینه که، فکر کنم فقط
‫زمان همه‌چیز رو مشخص می‌کنه.

130
05:52.518 --> 05:54.663
‫نمی‌خوام وقتی خبردار بشم که خنجر تو پشتمه

131
05:54.688 --> 05:55.898
‫مثلا بگم اوه الان تازه خبردار شدم!

132
05:56.731 --> 05:59.484
‫زمان مشخصش کرد! زیادی دیر کردی... زمان!

133
05:59.567 --> 06:00.902
‫آره، من این کار رو نمی‌کنم

134
06:00.985 --> 06:02.570
‫خب، خواهیم دید.

135
06:02.653 --> 06:05.333
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم
‫که تا حالا به هیچکس نگفتم

136
06:06.616 --> 06:09.827
‫از وقتی رئیس من رو از خونه انداخته بیرون...

137
06:10.828 --> 06:12.288
‫و درخواست طلاق داده،

138
06:12.789 --> 06:15.541
‫تو دفترم زندگی می‌کنم.

139
06:18.169 --> 06:20.004
‫هیچکس این رو نمی‌دونه.

140
06:20.088 --> 06:21.547
‫هیچ احدی این رو نمی‌دونه

141
06:21.631 --> 06:23.883
‫هیچ کسی تو کل این دنیا خبر نداره

142
06:23.966 --> 06:26.344
‫-ولی با این حال دوست دارم به قضیه مثبت نگاه کنم.
‫-منم همینطور.

143
06:26.427 --> 06:27.970
‫ببخشید میپرم وسط حرفتون

144
06:28.054 --> 06:31.099
‫نه، نپریدی وسط... فقط
‫وسط یه مکالمه‌ایم  که بلاخره...

145
06:31.182 --> 06:34.018
‫روحیه‌مون مثبته و داریم خوش
‫می‌گذرونیم محض رضای خدا!

146
06:34.769 --> 06:36.604
‫اشکش رو در آوردی؟

147
06:36.687 --> 06:38.981
‫آره، ولی دارم گریه نمی‌کنم.

148
06:39.065 --> 06:41.901
‫من... من... فقط یه کم دلم پره از...

149
06:43.027 --> 06:44.027
‫خوشی.

150
06:44.070 --> 06:46.155
‫خب، خودت رو جمع و
‫جور کن چون یه قتل رخ داده.

151
06:46.247 --> 06:50.918
‫بازرس ارشد بهداشت شهر سر نهار
‫مرده و با صورت رفته تو سوپش.

152
06:50.993 --> 06:52.370
‫می‌خوام شما دوتا برین اونجا

153
06:52.453 --> 06:54.122
‫هی، گند نزن

154
06:54.622 --> 06:55.540
‫نمی‌زنم

155
06:57.458 --> 06:59.794
‫عجب... بازرس ارشد بهداشت...

156
07:00.545 --> 07:04.882
‫باشه، خب... آماده‌ای که یه
‫پرونده قتل رو حل کنی، انی مورفی؟

157
07:04.966 --> 07:05.966
‫آماده‌ام.

158
07:06.008 --> 07:08.594
‫می‌خوام بشنوم، بگو...
‫ "آماده‌ام تا یه پرونده قتل حل کنم."

159
07:08.678 --> 07:10.318
‫-آماده‌ام تا یه پرونده قتل حل کنم.
‫-داد بزن!

160
07:10.388 --> 07:12.098
‫آماده‌ام تا یه پرونده قتل حل کنم.

161
07:12.181 --> 07:13.181
‫بزن بریم!

162
07:15.560 --> 07:18.354
‫یادم رفته بود چقدر قویم!

163
07:19.480 --> 07:22.817
‫با ماشین رمپیجم به سمت صحنه
‫جرم تو شهرداری حرکت کردیم.

164
07:22.900 --> 07:27.864
‫وقت این بود که انی به چهره
‫آغشته به سوپ مرگ نگاه کنه

165
07:29.198 --> 07:30.198
‫ممنونم

166
07:30.241 --> 07:32.452
‫پیشخدمت، یه یارویی تو سوپ منه!

167
07:33.911 --> 07:35.621
‫تمومش کن، زود باش...

168
07:35.705 --> 07:38.666
‫-طبیعیه که اینقدر شوخی می‌کنی؟
‫-آره، تو این حرفه انجامش میدیم.

169
07:38.749 --> 07:42.420
‫ببخشید. امبر کنگ، پزشک
‫قانونی. امبر، این همکار جدیدمه...

170
07:42.503 --> 07:43.629
‫انی مورفی.

171
07:43.730 --> 07:45.113
‫خیلی شانس آوردی باهاش همکار شدی

172
07:45.181 --> 07:48.058
‫آره، اسم طرف آلیستر هیل هستش

173
07:48.134 --> 07:49.894
‫بازرس ارشد بهداشت شهره

174
07:50.511 --> 07:52.680
‫خیلی سرسخته، حدس می‌زنم
‫دشمنای زیادی برای خودش تراشیده.

175
07:52.763 --> 07:54.724
‫-انی، بیا اینور
‫-باشه

176
07:55.558 --> 07:56.559
‫بفرما انی

177
07:56.642 --> 07:59.562
‫-چی می‌بینی؟
‫-قضیه از چه قراره؟ چی تو چنته داری
‫؟

178
07:59.645 --> 08:01.123
‫چی فکر می‌کنی؟ چی دستگیرت شد؟

179
08:01.147 --> 08:03.191
‫خب، شاید حمله قلبی باشه

180
08:03.274 --> 08:06.986
‫بنظر من جامعه طردش کرد

181
08:07.737 --> 08:11.699
‫و بعد امیدش برای زندگی
‫رو از دست داد. فقط طرد شد.

182
08:11.782 --> 08:12.658
‫قتل توسط طرد شدگی؟

183
08:12.742 --> 08:16.162
‫قتل توسط طرد شدگی، یکی
‫فهمید که خودش رو خیس کرده

184
08:16.829 --> 08:18.765
‫فکر نکنم جامعه کسی رو بخاطر
‫خیس کردن خودش طرد کنه

185
08:18.789 --> 08:20.958
‫خداروشکر!

186
08:21.959 --> 08:25.004
‫خدای من، بخاطر خیس کردن خودت طرد نمیشی!

187
08:25.087 --> 08:27.215
‫اگر این یه قانونه، من مشکلی ندارم.

188
08:27.298 --> 08:28.841
‫-باشه...
‫-نه اینکه من مشکلی نداشته باشم،

189
08:29.467 --> 08:32.011
‫-اون مشکلی نداره.
‫-اون مشکلی نداره و ما هم مشکلی نداریم، آره!

190
08:32.094 --> 08:34.305
‫-خب، ماجرا از این هم باحال‌تره!
‫-باشه...

191
08:34.388 --> 08:36.682
‫این مرد توسط یه...

192
08:38.434 --> 08:39.644
‫قورباغه کشته شده.

193
08:39.727 --> 08:43.105
‫-دقیق‌تر بگم توسط یه قورباغه سمی طلایی.
‫-این یارو رو میگه!

194
08:43.189 --> 08:45.775
‫که میشه در جنگل‌های دور
‫افتاده کلمبیا پیداشون کرد.

195
08:45.858 --> 08:49.153
‫عجب... بین اون همه راه
‫برای مردن تو کلمبیا... عجیبه!

196
08:49.237 --> 08:52.031
‫چون اولین راه اینه که یه یارویی

197
08:52.114 --> 08:55.451
‫از پشت یه موتور سیکلت بهت تیراندازی کنه.

198
08:55.535 --> 08:58.996
‫- و راه دیگه هم که... روتی توت توت!
‫-اوردوز کوکائین. آره.

199
08:59.705 --> 09:01.183
‫-روتی توت توت!
‫-روتی توت توت!

200
09:01.207 --> 09:02.458
‫پس مرد چون...

201
09:02.542 --> 09:06.087
‫اوه آره، خب سرخ‌پوست‌ها سم
‫طبیعی این قورباغه رو استخراج می‌کنن

202
09:06.170 --> 09:08.130
‫و من همین الان تو سوپ این یارو پیداش کردم.

203
09:08.214 --> 09:10.049
‫باشه، دیگه چی؟
‫دیگه چی می‌تونی بگی؟

204
09:10.132 --> 09:13.302
‫قربانی سوپ رو از جای مورد
‫علاقه‌ش سفارش داده، "شهر سوپ"

205
09:13.386 --> 09:15.805
‫ولی واضحا یک نفر کیسه
‫غذاش رو دستکاری کرده.

206
09:15.888 --> 09:18.432
‫ساک غذای شهر سوپ قهوه‌ایه و
‫وسطش لوگوی شرکت کشیده.

207
09:18.516 --> 09:19.684
‫اون کیسه سفیده

208
09:20.184 --> 09:21.184
‫آره

209
09:21.811 --> 09:24.188
‫درسته، خب پس این سرنخ اوله، یه سرنخه...

210
09:24.272 --> 09:26.649
‫هیچ‌کس صورت پیک رستوران رو ندیده

211
09:26.732 --> 09:30.278
‫ولی نگهبان امنیتی صدای
‫سوت زدن یکی رو شنیده.

212
09:30.361 --> 09:34.532
‫راحت نیست که قابل شناسایی باشه صدای...

213
09:36.325 --> 09:37.243
‫تو می‌تونی؟

214
09:38.828 --> 09:39.828
‫خوبه...

215
09:40.288 --> 09:42.290
‫منم می‌تونم

216
09:44.458 --> 09:45.626
‫داری رو چه نوتی سوت می‌زنی؟

217
09:45.710 --> 09:47.169
‫آره، فکر کنم...

218
09:47.253 --> 09:48.337
‫تو بالا بزن

219
09:48.421 --> 09:50.006
‫-باشه
‫-باشه، برو!

220
09:56.095 --> 09:56.929
‫بهتره که...

221
09:57.013 --> 09:59.265
‫بهتره که... آره.
‫خب، این گوشی اونه؟

222
09:59.348 --> 10:03.311
‫بیاین بازش کنیم. چی داریم...
‫نه، تشخیص چهره داره.

223
10:03.394 --> 10:06.105
‫بازش کنین، صورتش رو
‫بیارین بالا تا بازش کنین.

224
10:06.211 --> 10:10.633
‫آره فقط از صورتش استفاده کنین.
‫فقط صورتش رو بگیرین و بکشین بالا...

225
10:11.527 --> 10:14.864
‫می‌تونی... آره. صورتش رو بکش بالا...

226
10:14.947 --> 10:16.365
‫بفرما... خوبه

227
10:16.449 --> 10:18.451
‫مثل بچه کوچولوت می‌مونه

228
10:19.452 --> 10:22.413
‫حالا شد. درست شد. آره...

229
10:23.456 --> 10:26.834
‫ها... یه پیام تهدید‌آمیز از
‫طرف یه آشپز عصبانی.

230
10:26.917 --> 10:30.463
‫خیلی‌خب، مثل اینکه اولین
‫مظنون خودمون رو پیدا کردیم.

231
10:30.546 --> 10:32.316
‫کار دیگه‌ای هست بخوای بکنی؟
‫دیگه نمی‌خوای عکس بگیری؟

232
10:32.340 --> 10:33.650
‫فکر کنم عکس نگیرم مشکلی پیش نمیاد....

233
10:33.674 --> 10:34.842
‫منظورم اینه که، خیلی خوش قیافه‌ست!

234
10:34.925 --> 10:36.862
‫-نظرت چیه یکی دیگه بگیری؟
‫-ولی نیازی ندارم. ندارم... نه!

235
10:36.886 --> 10:38.262
‫یه نگاه دیگه بنداز!

236
10:38.346 --> 10:40.973
‫خیلی خوش‌قیافه... ببینش!

237
10:44.101 --> 10:46.312
‫بگیرش امبر! بگیر! بگیر! بگیر!

238
10:48.064 --> 10:49.982
‫باشه، این خیلی خیلی حس اشتباه بهم میده...

239
10:50.082 --> 10:54.586
‫به سمت "چز نانت" حرکت کردیم تا با مالک و
‫سر‌آشپز رستوران، "نانت دوبوآ" صحبت کنیم.

240
10:54.654 --> 10:58.074
‫آلیستر هیل به تازگی بدلیل نقض چند
‫قانون جزئی رستورانش رو بسته بود

241
10:58.157 --> 11:01.243
‫که این باعث شد بالای
‫منوی مظنونین‌ ما قرار بگیره.

242
11:01.327 --> 11:03.287
‫هنوز باز نکردیم!

243
11:03.312 --> 11:08.650
‫خب، شاید برای نهار باز
‫نکردین ولی برای قتل چی؟

244
11:08.793 --> 11:11.420
‫شما پلیس‌های قتلین؟

245
11:11.504 --> 11:14.590
‫درسته... نگاش کن!
‫نشانت رو نشونش بده!

246
11:15.341 --> 11:16.634
‫یه چیز باحال بگو!

247
11:16.717 --> 11:17.843
‫این نشان رو ببین!

248
11:19.011 --> 11:20.179
‫درسته، یه چیز باحال‌تر بگو!

249
11:21.639 --> 11:23.182
‫یه نگاه به این نشان بنداز!

250
11:24.892 --> 11:26.227
‫بهش بگو چرا اینجاییم.

251
11:26.310 --> 11:28.813
‫ما یه صحنه جرم خیلی آزاردهنده داریم

252
11:28.896 --> 11:30.773
‫که توش یه مردی رو پیدا کردیم

253
11:30.856 --> 11:33.234
‫در حالی که صورتش
‫افتاده تو کاسه سوپ گوجه.

254
11:33.317 --> 11:36.070
‫آره، آقای هیل رو یادتونه؟

255
11:36.153 --> 11:39.740
‫اون مرد کوچولو مزخرف مرده!
‫چه روز خوبیه!

256
11:39.824 --> 11:42.451
‫عجب. خب، باشه... یه
‫سری سوال داریم از شما.

257
11:42.535 --> 11:45.704
‫من خیلی عجله دارم، امشب
‫قراره بلاخره دوباره باز کنیم

258
11:45.788 --> 11:49.041
‫پس اگر می‌خواین صحبت کنین، باید
‫کمکم کنین موادم رو آماده کنم. بیاین، بیاین!

259
11:49.125 --> 11:50.042
‫منظورت چیه؟

260
11:50.126 --> 11:53.337
‫خیلی‌خب، آره... خب
‫شما 30 تا از اینا درست کنین...

261
11:53.421 --> 11:57.716
‫با تمشک و کاستارد کره‌ای، با
‫بالاترین سرعت ممکن. باشه؟

262
11:57.800 --> 11:58.902
‫صبر کن، می‌خوای ما این کار رو بکنیم؟

263
11:58.926 --> 11:59.802
‫آره، باشه

264
11:59.885 --> 12:02.322
‫-پس با بالاترین سرعت ممکن، دقیقا مثل این!
‫-ما هیچی بلد نیستیم...

265
12:02.346 --> 12:04.974
‫-باشه، خب... خیلی هم عالی.
‫-باشه، شروع کنین. پس سوال دارین...

266
12:05.057 --> 12:06.618
‫باشه، تو سوالی داری؟

267
12:06.642 --> 12:08.537
‫-من شروع کنم؟
‫- تو سوالی نداری؟

268
12:08.561 --> 12:10.855
‫فکر کنم، آره... ببخشید...

269
12:11.730 --> 12:12.730
‫خدا، زود باش!

270
12:12.773 --> 12:15.252
‫باید در حین سوال پرسیدن به درست
‫کردن ادامه بدی وگرنه ما رو میندازه بیرون.

271
12:15.276 --> 12:18.112
‫اولین سوال اینه که قربانی
‫رو از کجا می‌شناختی؟

272
12:18.195 --> 12:21.240
‫آه، اون راسو کوچولو عوضی تو
‫سه هفته گذشته رستورانم رو بسته بود!

273
12:21.824 --> 12:23.576
‫150 هزار دلار ضرر کردم

274
12:23.659 --> 12:25.703
‫فقط بخاطر اینکه در یکی از
‫ظرف‌های پلاستکیم گم شده بود!

275
12:25.786 --> 12:28.706
‫راستی، این چیزیه که
‫فرانسوی‌ها ندارن... سرعت!

276
12:28.789 --> 12:31.041
‫-فکر کنم باید بیشتر شبیه...
‫-درست می‌کنم!

277
12:31.125 --> 12:33.419
‫گوش کن، حس می‌کنم سوال‌ها مهم‌ترن

278
12:33.502 --> 12:35.588
‫ولی با این حال از شکل این متنفرم.

279
12:35.671 --> 12:36.755
‫منظورت چیه

280
12:36.839 --> 12:38.174
‫"از شکل این متنفرم" ؟

281
12:38.257 --> 12:39.300
‫داری من رو بد جلوه میدی!

282
12:39.383 --> 12:41.051
‫فقط سوال بعدی رو می‌پرسم!

283
12:41.135 --> 12:42.386
‫سوال رو ازش بپرس.

284
12:43.012 --> 12:45.222
‫می‌تونین بگین اون روز دقیقا کجا بودین؟

285
12:45.306 --> 12:47.641
‫ها! البته که می‌دونم کجا بودم!

286
12:47.725 --> 12:50.186
‫فکر کردی تو این دنیا به
‫صورت ناخود‌آگاه حرکت می‌کنم!؟

287
12:50.269 --> 12:52.897
‫به کار‌آموزهاتون این
‫سوال‌ها رو یاد میدین؟

288
12:52.957 --> 12:56.300
‫سوال احمقانه‌ای بود، اینطور فکر
‫نمیکنی؟ اینارو ببین، چقدر بی‌نقصن...

289
12:56.358 --> 12:57.836
‫-ممنونم
‫-می‌خوای بزنی رو دستم؟

290
12:57.860 --> 12:58.694
‫-آره
‫-چون مال من شبیه...

291
12:58.777 --> 13:00.196
‫صبر کن، واقعا می‌خوای بزنی رو دستم؟

292
13:00.279 --> 13:01.322
‫خیلی‌خب، اوه!

293
13:04.575 --> 13:05.677
‫خدای من، داری چی کار می‌کنی؟

294
13:05.701 --> 13:08.120
‫چی کار می‌کنی؟ این دیوونگیه!

295
13:08.204 --> 13:10.039
‫باشه، بسه دیگه. اگر
‫نمی‌تونی ماکارون درست کنی

296
13:10.122 --> 13:12.374
‫می‌تونی سوپ رو هم بزنی، تو نه! اون.

297
13:12.458 --> 13:14.043
‫سوپ رو هم بزن، باشه

298
13:14.126 --> 13:15.794
‫باید همه‌ی تیکه‌های بزرگ رو در بیاری

299
13:15.878 --> 13:17.463
‫عالیه، و من چی کار کنم برات؟

300
13:17.546 --> 13:20.966
‫فکر کنم بهتره تو همونجا بمونی
‫و هر کاری که می‌کنی رو بکنی.

301
13:21.675 --> 13:23.719
‫خدایا، فرانسوی‌ها خیلی تیکه می‌ندازن

302
13:23.802 --> 13:25.530
‫هی، کارآگاه! سوال دیگه‌ای نداری از من؟

303
13:25.554 --> 13:27.306
‫شروع کن سوپر استار...

304
13:27.389 --> 13:29.767
‫میشه ازم بپرسی.... خب من از شما می‌پرسم...

305
13:29.850 --> 13:31.936
‫-خیلی حواسم پرته، خیلی متاسفم.
‫-باشه

306
13:32.770 --> 13:34.480
‫اوه، پسر. فقط...

307
13:34.563 --> 13:37.441
‫اخیرا به جنوب سفر کردین... لطفا!

308
13:37.525 --> 13:40.611
‫-چت شده؟
‫-نکن... من فقط... نمی‌تونم گوش بدم....

309
13:40.694 --> 13:43.113
‫نمی‌تونم تمرکز کنم یا بشنوم چی میگه!

310
13:43.197 --> 13:46.283
‫سعی دارم کمکت کنم. من همکارتم.
‫قبلا راجع به همین صحبت کردیم.

311
13:46.367 --> 13:49.161
‫خانم دوبوآ، شما به آمریکای جنوبی سفر کردین؟

312
13:49.245 --> 13:51.097
‫خب، البته! من همیشه در حال سفرم.

313
13:51.121 --> 13:54.083
‫به همه جای دنیا برای پیدا
‫کردن طعم‌های جدید تا ادغام...

314
13:54.166 --> 13:57.461
‫اوه خدای من! میشه اون سوت
‫زدن جهنمیت رو تموم کنی؟

315
13:57.545 --> 13:59.630
‫عذر می‌خوام! ببخشید... ببخشید!

316
13:59.713 --> 14:00.881
‫بهت گفتم می‌تونم سوت بزنم!

317
14:00.956 --> 14:03.875
‫یک جواب هم نشنیدم!

318
14:03.968 --> 14:05.386
‫سوال دیگه‌ای داری خانم خوشگله؟

319
14:05.469 --> 14:06.512
‫فقط بذار...

320
14:06.595 --> 14:08.472
‫می‌خوام که شما...

321
14:09.890 --> 14:10.808
‫باشه؟

322
14:10.891 --> 14:11.971
‫حالا کی داره کارش رو خوب انجام میده؟

323
14:12.017 --> 14:13.686
‫چرا صدای هم زدن رو نمی‌شنوم؟

324
14:13.769 --> 14:15.563
‫آره، چرا هم نمیزنی انی؟

325
14:15.646 --> 14:17.147
‫باشه، این چیزیه که سرت میاد

326
14:17.231 --> 14:19.066
‫وقتی سعی می‌کنی ادای بچه
‫مثبت‌ها رو در بیاری... هم بزن!

327
14:19.149 --> 14:20.776
‫-با چی؟
‫-هم بزن!

328
14:20.859 --> 14:21.735
‫با دستات!

329
14:21.819 --> 14:23.946
‫-این بهداشتی نیست...
‫-فقط یه کم انجامش بده...

330
14:24.029 --> 14:26.657
‫میندازتمون بیرون! فقط... ببر داخل.

331
14:26.740 --> 14:29.743
‫بیشتر ببر تو... اوه کل
‫دست.... افرین... هم بزن!

332
14:29.827 --> 14:30.929
‫-حالا شد...
‫-متنفرم از این.

333
14:30.953 --> 14:32.246
‫باشه، سوالی دارین؟

334
14:32.329 --> 14:33.390
‫-آره، من یه سوال دارم.
‫-بله؟

335
14:33.414 --> 14:36.333
‫چرا دست انی تو سوپه؟

336
14:36.417 --> 14:39.545
‫-چی کار داری می‌کنی؟ ای حیوون!
‫-چی کار داری می‌کنی، انی؟

337
14:39.628 --> 14:40.421
‫واقعا متاسفم

338
14:40.504 --> 14:42.047
‫داری سعی می‌کنی رستورانم رو ببندن؟

339
14:42.131 --> 14:43.549
‫حواسم پرت شد

340
14:43.632 --> 14:44.985
‫بسه دیگه، جفتتون برین بیرون از آشپزخونه‌م!

341
14:45.009 --> 14:46.552
‫-بیرون!
‫-بله، برو...

342
14:46.635 --> 14:48.137
‫میشه یه چیزی بدی بخوریم بعد بریم...

343
14:48.220 --> 14:50.574
‫چون یه جورایی نهار نخوردیم...
‫یه کیسه غذای بیرون بری چیزی....

344
14:50.598 --> 14:52.725
‫شما فک کردین اینجا یکی از
‫شعبه‌های "لابستر قرمزه" که

345
14:52.808 --> 14:54.852
‫کیسه غذای بیرون بر به ملت بدیم؟

346
14:54.935 --> 14:57.354
‫نه، ما اصلا کیسه غذا نداریم، به هیچ وجه!

347
14:57.438 --> 14:59.023
‫لعنتی! لعنت بهت!

348
14:59.106 --> 15:01.191
‫-شرمنده بابت سوپت...
‫-ممنون.

349
15:01.275 --> 15:02.735
‫آره، شرمنده بابت همکارم.

350
15:02.818 --> 15:05.362
‫بعد از شستن دست انی

351
15:05.446 --> 15:09.158
‫به یه مدرسه ابتدایی محلی رفتیم
‫تا با خانم آنیا کمپبل صحبت کنیم.

352
15:09.241 --> 15:12.036
‫یه معلم مهد کودک که با
‫قربانی درگیر شده بود.

353
15:12.119 --> 15:16.248
‫سلام! آنیا کمپبل هستم. به
‫اتاق شماره چهار خوش اومدین.

354
15:16.332 --> 15:20.586
‫بله، ممنونم. من کارآگاه
‫ارشد، تری سیاتل هستم.

355
15:20.669 --> 15:23.881
‫این همکارم، انی مورفیه. ارشد نیست...

356
15:23.964 --> 15:26.425
‫یعنی به اندازه من مهم نیست.

357
15:26.508 --> 15:27.801
‫-دارم یاد می‌گیرم.
‫-باشه...

358
15:27.885 --> 15:29.386
‫ما از بخش قتل اومدیم...

359
15:29.470 --> 15:32.264
‫اوه، پلیس! خیلی هم عالی!

360
15:32.348 --> 15:33.891
‫من به تمام دانش‌آموزام میگم که

361
15:33.974 --> 15:37.770
‫پلیس‌ها بهشون کمک می‌کنن
‫و امن نگهشون میدارن.

362
15:40.105 --> 15:43.525
‫خب گوش کن، یه موضوع جدی
‫هست که باید راجع بهش صحبت کنیم.

363
15:43.609 --> 15:45.861
‫اوه خب پس... بریم روی فرش بشینیم

364
15:45.945 --> 15:47.905
‫و کمی حرف دلمون رو بزنیم... بریم؟

365
15:47.988 --> 15:49.073
‫زنگ دایره‌ای نشسته!

366
15:49.156 --> 15:50.908
‫اه بیخیال... متنفرم از
‫زنگ دایره‌ای نشستن...

367
15:50.991 --> 15:53.994
‫آم ما اینجا از کلمه‌ی "میم"
‫استفاده نمی‌کنیم کارآگاه...

368
15:54.078 --> 15:56.121
‫باشه، خیلی هم خوب...

369
15:57.790 --> 16:00.250
‫چهار زانو بشینید دوستای من

370
16:00.334 --> 16:02.294
‫ببین، انی بلده...

371
16:02.962 --> 16:04.421
‫زود باش کارآگاه...

372
16:05.214 --> 16:07.800
‫خب چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

373
16:07.883 --> 16:10.886
‫خب، نیاز داریم با تو راجع به یه...

374
16:11.720 --> 16:13.013
‫قتل صحبت کنیم.

375
16:13.597 --> 16:15.557
‫-اوه خدا...
‫-بهش بگو انی

376
16:15.641 --> 16:18.811
‫ما به تازگی یه

377
16:18.894 --> 16:22.481
‫یه جسد افتاده تو سوپ گوجه پیدا کردیم

378
16:23.399 --> 16:27.486
‫و مردی که اون جسد بهش
‫تعلق داره... تعلق داشت...

379
16:27.569 --> 16:30.239
‫-پس یعنی جنازه الان متعلق به یکی دیگه‌ست؟
‫-نه...

380
16:30.322 --> 16:33.993
‫-برای منم گیج‌کننده بود حرفش...
‫-منظورم رو بد رسوندم...

381
16:35.119 --> 16:37.162
‫مردی که مرد جسدش اونجا بود...

382
16:37.246 --> 16:38.080
‫بله

383
16:38.163 --> 16:40.207
‫و اسم اون مرد مرده...

384
16:44.962 --> 16:48.215
‫-آلف... آلیستره...
‫-آلف! آلف که نیست!

385
16:48.841 --> 16:51.760
‫تو گاهی... وقتی حس ناراحتی داریم...

386
16:51.844 --> 16:53.595
‫به یاد آوردن اسامی می‌تونه کار سختی باشه...

387
16:53.679 --> 16:55.806
‫-روز اولمه، متاسفم.
‫-نه، مشکلی نیست.

388
16:55.889 --> 16:58.017
‫مردی که جسدش اونجا بود...

389
16:58.100 --> 16:59.101
‫بله

390
16:59.184 --> 17:00.602
‫اسمش آلیستر هیل بود.

391
17:00.686 --> 17:02.938
‫بازرس بهداشت؟ اوه!

392
17:03.022 --> 17:07.317
‫می‌دونی، وقتی یکی میمیره، ممکنه تا ابد
‫احساس ناراحتی به آدم دست بده... درسته؟

393
17:07.401 --> 17:10.404
‫می‌خوای راجع به احساساتی
‫که الان داری صحبت کنی؟

394
17:10.904 --> 17:13.323
‫فقط کمی ناامیدم...

395
17:13.415 --> 17:17.627
‫ناامیدی، آره... خیلی تو شناسایی
‫کردن احساساتت ماهری. خیلی خوبه.

396
17:17.703 --> 17:19.204
‫یک، دو، سه... نگاه‌ها رو من!

397
17:19.288 --> 17:20.956
‫چیه؟ بله...؟

398
17:21.040 --> 17:24.168
‫احیانا گاهی تمرکز کردن
‫برای کارآگاه سیاتل سخته؟

399
17:24.251 --> 17:25.794
‫بنظرم همینطوره، آره...

400
17:25.878 --> 17:28.047
‫متنفرم... نمی‌تونم ثابت یه جا رو نگاه کنم!

401
17:29.214 --> 17:33.177
‫ ازتون می‌خوام که کایوتی آروم
‫و ساکت من باشین... باشه کارآگاه؟

402
17:33.260 --> 17:36.388
‫وگرنه، باید یه مدتی رو
‫روی نیمکت تفکر بشینین.

403
17:37.347 --> 17:39.027
‫رو نیمکت تفکر چه اتفاقی میوفته؟

404
17:39.099 --> 17:41.894
‫میشینی و به کاری که کردی فکر می‌کنی

405
17:42.936 --> 17:44.313
‫می‌دونی چیه؟

406
17:44.396 --> 17:48.317
‫می‌دونین چیه؟ چرا در حین
‫صحبت کردن، کمی نقاشی نکشیم؟

407
17:48.400 --> 17:50.277
‫-نقاشی کشیدن رو دوست دارین کار‌آگاه‌ها؟
‫-نه...

408
17:50.360 --> 17:51.445
‫باشه

409
17:51.528 --> 17:54.073
‫این داره دیوونه‌م می‌کنه.
‫باشه؟ من از مهد کودک متنفرم!

410
17:54.156 --> 17:56.658
‫داره خوابم می‌گیره...
‫حس می‌کنم ممکنه گریه کنم!

411
17:56.742 --> 17:58.053
‫باشه، تو در چه حالی با این اوضاع؟

412
17:58.077 --> 18:00.704
‫یه بخشی از شرایط شغلیه دیگه... درسته؟

413
18:00.788 --> 18:04.833
‫خب، می‌خوام که هر کدوم
‫شما یه خودنگاره بکشه.

414
18:05.959 --> 18:08.170
‫خوبه، خیلی‌خب... حالا بهم بگین
‫که چطور می‌تونم کمکتون کنم.

415
18:08.253 --> 18:11.924
‫از درگیری‌تون با آلیستر هیل برامون بگین

416
18:12.007 --> 18:14.426
‫آره، ما یه شیرینی فروشی
‫راه انداخته بودیم تا پول جمع کنیم

417
18:14.510 --> 18:16.178
‫برای خریدن وسایل کلاس... می‌دونی؟

418
18:16.261 --> 18:20.015
‫یعنی بودجه‌ای که دولت بهمون میده
‫برای خریدن همه وسایل اطرافت کافی نبود.

419
18:20.099 --> 18:24.394
‫پس هر سال، یه شیرینی فروشی بزرگ
‫راه میندازیم تا بقیه پولش رو در بیاریم.

420
18:24.478 --> 18:28.190
‫و یهو از نا کجا آباد پیداش
‫شد و شیرینی فروشی رو بست.

421
18:28.273 --> 18:29.983
‫اوه، آره... این رو ببین...

422
18:30.692 --> 18:31.985
‫یه عروسکه...

423
18:32.069 --> 18:33.445
‫عروسکه.

424
18:33.529 --> 18:35.322
‫می‌دونستم که عروسکه.

425
18:35.405 --> 18:37.241
‫فقط دوست دارم پیپی کنم!

426
18:37.324 --> 18:41.495
‫تری، لطفا خودنگاره‌ت رو
‫بردار و روی نیمکت تفکر بشین.

427
18:41.578 --> 18:43.580
‫-فورا...
‫-اوه، خدای من...

428
18:43.664 --> 18:45.999
‫-یک، دو...
‫-دارم میرم! دارم میرم!

429
18:46.083 --> 18:49.419
‫محکم بشین... پاهات رو درست بذار.

430
18:50.879 --> 18:54.967
‫بگذریم، آره... بازرس یهو سر رسید

431
18:55.050 --> 18:57.219
‫و گفت که ما مجوز‌های لازم رو نداریم

432
18:57.302 --> 18:59.054
‫و اینکه بچه‌ها توری مو نپوشیدن

433
18:59.138 --> 19:01.723
‫و اینکه هیچکس صلاحیت
‫آشپزی و کار با غذا رو نداره.

434
19:01.807 --> 19:06.562
‫مجبور شدیم همه چیز رو بندازیم دور
‫و 5 هزار دلار هم ازمون جریمه گرفت.

435
19:06.645 --> 19:07.521
‫5 هزار دلار؟

436
19:07.604 --> 19:10.399
‫-آره، امسال دیگه چسب ماتیکی نگرفتیم.
‫-درسته...

437
19:10.482 --> 19:13.235
‫اوه خدای من، چقدر دیگه
‫باید رو این نیمکت تفکر بشینم؟

438
19:13.318 --> 19:17.114
‫من واقعا... باید برم دستشوئی
‫و می‌خوام به مامانم زنگ بزنم.

439
19:17.197 --> 19:18.317
‫به چی فکر می‌کنی؟

440
19:18.365 --> 19:20.365
‫قراره روی نیمکت تفکر فکر کنی...

441
19:21.994 --> 19:24.246
‫اینکه چطور مودب‌تر باشم

442
19:25.330 --> 19:27.624
‫و چیزی هست که بخوای به انی بگی؟

443
19:29.376 --> 19:30.752
‫ببخشید بابت رفتارم

444
19:31.420 --> 19:33.881
‫خیلی خوبه، معذرت‌خواهیت قبوله.

445
19:33.964 --> 19:36.466
‫-خیلی مهربونی انی، آفرین!
‫-ممنونم.

446
19:36.550 --> 19:40.637
‫می‌دونین چیه؟ چرا به
‫خودنگاره‌ها نگاه نکنیم؟ باشه؟

447
19:40.721 --> 19:43.724
‫همه کارشون تمومه؟ تری،
‫میشه لطفا دوباره بیای پیش ما

448
19:44.516 --> 19:47.019
‫یکم تندتر بیا تری

449
19:47.102 --> 19:49.289
‫-انی، بیا مال تو رو ببینیم
‫-من جلوی ساق پام درد می‌کنه...

450
19:49.313 --> 19:54.776
‫اوه عجب... خیلی قشنگه!

451
19:54.860 --> 19:57.654
‫اوه، خیلی تو شکل کشیدن خوبی...

452
19:57.738 --> 20:01.408
‫خیلی عالیه. چیزهای زیادی
‫هم راجع به علم می‌دونی...

453
20:02.117 --> 20:03.744
‫-همینطوره
‫-از علوم خوشت میاد انی؟

454
20:03.827 --> 20:05.621
‫اره، من رشته‌ی تحصیلیم
‫زیست‌شناسی بود، برای همین...

455
20:05.704 --> 20:08.290
‫-می‌تونم تو خودنگاره‌ت ببینمش...
‫-ممنونم

456
20:08.373 --> 20:09.934
‫حالا به سوالات برگردیم...

457
20:09.958 --> 20:12.252
‫تا حالا به آمریکای جنوبی سفر کردی؟

458
20:12.336 --> 20:15.047
‫خب، فکر می‌کنم سفر کردن خیلی باحاله

459
20:15.130 --> 20:18.592
‫و اتفاقا یه تابلوی سفر داریم
‫که همه می‌تونن پرش کنن.

460
20:18.675 --> 20:20.915
‫خیلی جاهای باحالی هست که همه می‌تونن برن

461
20:21.386 --> 20:22.679
‫خیلی‌خب، تری

462
20:22.763 --> 20:24.431
‫بیا به خودنگاره تو نگاه کنیم

463
20:28.477 --> 20:29.728
‫اوه، تری

464
20:29.811 --> 20:32.022
‫یه گرگ کشیدم که داره گردنم رو می‌جوه

465
20:32.105 --> 20:33.398
‫باشه، اون...

466
20:33.482 --> 20:35.400
‫راستش بهترین گرگیه که تا حالا کشیدم

467
20:38.737 --> 20:41.698
‫یه مظنون دیگه برای
‫بازجویی مونده بود و این بار

468
20:41.782 --> 20:45.786
‫انی باید کاملا مخفی وارد عمل میشد.

469
20:48.705 --> 20:50.249
‫باشه، حالا گوش کن

470
20:50.322 --> 20:52.626
‫سوژه ما وینی "چنگال" پالمیری هست.
‫(شومبول چنگال)

471
20:52.709 --> 20:55.170
‫اون رئیس جنایتکار مافیای
‫ماشین‌های مواد غذائیه... خیلی‌خب؟

472
20:55.254 --> 21:00.175
‫و منبعم بهم گفته که با آلیستر هیل
‫درست قبل از مرگش صحبت کردن.

473
21:00.884 --> 21:02.135
‫-پس...
‫-باشه

474
21:02.928 --> 21:04.137
‫-آماده‌ای؟
‫-آره

475
21:04.221 --> 21:07.140
‫ازت می‌خوام این رو نگه
‫داری. خیلی خب، حالا گوش کن

476
21:07.975 --> 21:10.560
‫داری تنهایی میری
‫اون تو، پس گیر نیوفت!

477
21:10.644 --> 21:13.772
‫باشه؟ چون اگر گیر بیوفتی، کل
‫تحقیقات و بازجویی خراب میشه.

478
21:14.356 --> 21:15.232
‫تو میمیری

479
21:15.315 --> 21:18.068
‫ولی من اونی هستم که یه
‫عالمه کاغذ بازی براش می‌مونه...

480
21:18.777 --> 21:20.112
‫فقط دارم سعی می‌کنم...

481
21:20.904 --> 21:22.090
‫فقط داشتم سعی می‌کردم یه
‫صدایی برای شخصیتم انتخاب کنم.

482
21:22.114 --> 21:23.282
‫صدات رو پیدا کن

483
21:23.365 --> 21:25.242
‫باشه، حالا گوش کن

484
21:25.826 --> 21:29.913
‫قراره از طریق این تو
‫گوشت راهنماییت کنم. باشه؟

485
21:29.997 --> 21:34.084
‫این رو بذار تو گوشت و دقیقا
‫همون چیزی که بهت میگم رو بگو

486
21:34.668 --> 21:35.668
‫و چیزیت نمیشه.

487
21:35.711 --> 21:37.045
‫-می‌شنوی؟
‫-اره

488
21:37.129 --> 21:38.714
‫صدات رو پیدا کردی؟

489
21:38.797 --> 21:40.549
‫تو کی هستی؟

490
21:40.632 --> 21:42.092
‫من وینی قهرمان هستم

491
21:42.175 --> 21:44.886
‫نه، اون وینی چنگاله

492
21:46.513 --> 21:47.764
‫تو می‌تونی

493
21:50.767 --> 21:51.852
‫برو

494
21:53.478 --> 21:54.646
‫فقط...

495
22:08.410 --> 22:12.372
‫عالی انجامش میدی، فقط هر
‫چیزی که بهت میگم رو بگو.

496
22:16.543 --> 22:17.586
‫تو کدوم خری هستی؟

497
22:17.669 --> 22:19.171
‫اسم من...

498
22:19.254 --> 22:22.090
‫اسم من...

499
22:22.174 --> 22:23.717
‫جانی

500
22:23.800 --> 22:24.634
‫جانی

501
22:24.718 --> 22:25.844
‫میپل‌کاکه.
‫(شومبول شربتی)

502
22:25.927 --> 22:27.429
‫میپل‌کاکه.

503
22:27.512 --> 22:30.932
‫عمدتا من رو به عنوان "پادشاه
‫پنکیک" تو منطقه سه ایالته می‌شناسن!

504
22:31.016 --> 22:32.934
‫خب، عدمتا من رو به عنوان...

505
22:33.018 --> 22:36.438
‫"پادشاه پنکیک" تو منطقه
‫سه ایالته می‌شناسن!

506
22:36.521 --> 22:37.981
‫چطور تا حالا چیزی راجع بهت نشنیدم؟

507
22:38.065 --> 22:39.608
‫شاید هرگز چیزی ازم نشنیدی...

508
22:39.691 --> 22:41.943
‫آره، شاید هرگز چیزی ازم نشنیدی...

509
22:42.027 --> 22:45.614
‫چون تو کله‌ت به جای مغز، گوه سگ داری...

510
22:45.697 --> 22:47.032
‫چون...

511
22:47.115 --> 22:50.827
‫چون تو کله‌ت به جای
‫مغز، گوه سگ داری...

512
22:50.911 --> 22:52.204
‫چه زری زدی؟

513
22:52.287 --> 22:54.081
‫گفتم به تازگی از هارتفورد به اینجا اومدم

514
22:54.164 --> 22:56.166
‫گفتم به تازگی از هارتفورد به اینجا اومدم

515
22:56.249 --> 22:57.626
‫-هارتفورد!
‫-آره

516
22:57.709 --> 22:59.878
‫شهر نورها... مثل مکه مسلمونا می‌مونه!

517
22:59.961 --> 23:03.048
‫دوست داشتم یه سر بزنم ولی
‫مامورهای فدرال پاسپورتم رو ازم گرفتن!

518
23:03.131 --> 23:04.049
‫مامورهای فدرال...

519
23:04.132 --> 23:06.927
‫مامورهای فدرال...

520
23:07.010 --> 23:08.428
‫مامورهای فدرال.

521
23:08.512 --> 23:11.181
‫رئیس، هارتفورد تو کنتیکته.
‫نیازی به پاسپورت نداری.

522
23:11.264 --> 23:12.599
‫کی با تو حرف زد؟

523
23:12.682 --> 23:14.768
‫-هیچکس با تو نبود!
‫-هیچکس با تو نبود!

524
23:14.851 --> 23:16.496
‫اصلا نمی‌دونم شما
‫دوتا چی دارین میگین؟

525
23:16.520 --> 23:17.896
‫دقیقا

526
23:17.979 --> 23:19.189
‫این حرفت درسته...

527
23:19.272 --> 23:21.358
‫آره، دقیقا درست گفتی...

528
23:21.441 --> 23:25.403
‫چی کمکی می‌تونم بهت
‫بکنم آقای پادشاه پنکیک؟

529
23:25.487 --> 23:26.863
‫رضایت خاطرت رو می‌خوام

530
23:26.947 --> 23:28.365
‫رضایت خاطرت رو می‌خوام

531
23:28.448 --> 23:31.952
‫تا پنکیک‌های مدل کنتیکتم رو با...

532
23:32.035 --> 23:35.997
‫تا پنکیک‌های مدل کنتیکتم رو با...

533
23:36.081 --> 23:37.707
‫ماشین غذام بفروشم.

534
23:38.333 --> 23:42.087
‫با ماشین... ماشین... غذام بفروشم.

535
23:42.170 --> 23:43.880
‫اسم ماشینت چیه؟

536
23:43.964 --> 23:46.133
‫اورگاسم فلپ‌جک
‫(فلپ‌جک = یک نوع شیرینی)

537
23:47.050 --> 23:48.050
‫فلپ...

538
23:49.678 --> 23:51.263
‫اورگاسم فلپ‌جک

539
23:51.346 --> 23:53.181
‫چه اسم جذابی. چطور به ذهنت رسید؟

540
23:53.265 --> 23:55.725
‫فقط به دوتا چیز که مامانت
‫دوست داره فکر کردم...

541
23:55.816 --> 23:57.901
‫فقط به دوتا چیز که مامانت
‫دوست داره فکر کردم.

542
23:57.978 --> 23:59.563
‫چه زری زدی؟

543
23:59.646 --> 24:00.522
‫من...

544
24:00.605 --> 24:03.400
‫اوه خدا، فقط جعبه رو بذار روی میز

545
24:03.483 --> 24:06.528
‫بذارین، بذارین این رو بذارم اینجا...

546
24:07.112 --> 24:08.655
‫یه سری هدیه براتون آوردم

547
24:08.738 --> 24:10.031
‫یه سری هدیه براتون آوردم.

548
24:10.115 --> 24:12.617
‫یه پلی‌استیشن 2 برات گرفتم

549
24:12.701 --> 24:15.620
‫یه پلی‌استیشن 2 برات گرفتم

550
24:15.704 --> 24:17.706
‫شماره 36 مجله "مکسیم"

551
24:17.789 --> 24:21.168
‫شماره 36 مجله "مکسیم"

552
24:21.251 --> 24:23.587
‫و یک تی‌شرت "من خونه‌م، ببرینم مست."

553
24:23.670 --> 24:26.256
‫و یک تی‌شرت "من خونه‌م، ببرینم مست."

554
24:29.009 --> 24:30.093
‫پس...

555
24:38.351 --> 24:39.895
‫هدایای سخاوتمندانه‌ایه...

556
24:39.978 --> 24:44.858
‫رضایت خاطر من رو برای فروختن پنکیک‌های
‫مدل کنتیکتیت خوشمزه‌ت به دست آوردی.

557
24:44.941 --> 24:46.943
‫یه سوال هست که نیاز دارم بپرسم...

558
24:47.027 --> 24:49.070
‫یه سوالی هست که باید بپرسم...

559
24:49.154 --> 24:51.364
‫ممکنه بازرس بهداشت مشکلی اینجاد کنه؟

560
24:51.448 --> 24:53.700
‫ممکنه بازرس بهداشت مشکلی اینجاد کنه؟

561
24:55.035 --> 24:56.035
‫بخند

562
24:57.537 --> 25:00.165
‫دیگه نیاز نیست کسی نگران اون یارو باشه

563
25:00.874 --> 25:01.874
‫بیشتر بخند

564
25:02.918 --> 25:04.336
‫از اونا بیشتر بخند

565
25:04.419 --> 25:08.798
‫شکمت رو بگیر، شکمت رو بگیر!

566
25:10.800 --> 25:12.552
‫خیلی خنده‌دار بود، حرفی که زدی...

567
25:12.636 --> 25:14.596
‫خیلی خنده‌دار بود، حرفی که زدی.

568
25:14.679 --> 25:17.557
‫اون یارو هیل تو کل شهر
‫برامون مشکل درست می‌کرد

569
25:17.641 --> 25:19.017
‫نمیشد اصلا باهاش بحث منطقی کرد

570
25:19.100 --> 25:20.870
‫می‌دونی، حتی آوردیمش اینجا کمی صحبت کنیم...

571
25:20.894 --> 25:23.271
‫-می‌دونی، برای اینکه بهش رشوه بدیم.
‫-آره.

572
25:23.355 --> 25:25.416
‫ولی رشوه هم نمی‌گرفت، پس چه میشه کرد؟

573
25:25.440 --> 25:26.358
‫شاید بتونی بکشیش.

574
25:26.441 --> 25:27.817
‫آره، شاید بتونی بکشیش.

575
25:28.944 --> 25:33.323
‫می‌دونی، من خودم یکی از اوناییم
‫که خیلی پنکیک درست می‌کنم...

576
25:33.406 --> 25:35.909
‫با چی کار می‌کنی، کلوچه پز یا تابه؟

577
25:35.992 --> 25:37.327
‫آم...

578
25:37.410 --> 25:39.162
‫من تو... دیگ میپزم.

579
25:39.246 --> 25:41.206
‫من بیشتر تو دیپ میپزم.

580
25:41.289 --> 25:43.124
‫تو دیگ میپزیشون؟

581
25:43.792 --> 25:45.794
‫-آره
‫-بخارپزشون می‌کنم بعد می‌جوشونمشون.

582
25:45.877 --> 25:47.754
‫بخارپزشون می‌کنم و بعد می‌جوشونمشون.

583
25:47.837 --> 25:50.298
‫پنکیک‌هات رو می‌جوشونی؟

584
25:50.382 --> 25:53.468
‫انی، من دیگه چیزی تو ذهنم
‫نیست برای صحبت راجع به پنکیک.

585
25:53.551 --> 25:54.844
‫یه چیزی راجع به این یارو درست نیست...

586
25:54.928 --> 25:57.222
‫اره، فکر نکنم...

587
25:57.305 --> 25:59.516
‫-فقط نمی‌تونم...
‫-هی! هی!

588
25:59.599 --> 26:00.919
‫این یارو رو گوشه خیابون پیدا کردم!

589
26:02.852 --> 26:04.187
‫خوبی؟

590
26:04.271 --> 26:07.524
‫تری سیاتل... باید حدس میزدم.

591
26:08.316 --> 26:10.819
‫می‌دونی، نمی‌دونم سعی داری
‫چه جرمی رو بهمون بچسبونی...

592
26:10.902 --> 26:13.321
‫ولی قرار نیست بمونم تا بفهمم.

593
26:14.489 --> 26:16.741
‫ماشین رو روشن کن ما از اینجا میریم!

594
26:16.825 --> 26:18.010
‫می‌خواین چی کارش کنیم رئیس؟

595
26:18.034 --> 26:19.911
‫دست و پاشون رو ببندین
‫و بندازینشون تو فریزر

596
26:19.995 --> 26:22.872
‫امیدوارم هرکی پیداتون
‫می‌کنه دسر دوست داشته باشه

597
26:22.956 --> 26:26.710
‫چون قراره دوتا
‫پلیس یخی پیدا کنه...

598
26:27.794 --> 26:29.754
‫چون که پلیسین و یخ زدین...

599
26:30.505 --> 26:33.049
‫اوه خدای من، باورم نمیشه
‫قراره اینطوری تموم بشه.

600
26:33.675 --> 26:34.926
‫قراره اینطوری تموم بشه؟

601
26:35.010 --> 26:37.762
‫آره، واقعا متاسفم انی

602
26:37.846 --> 26:41.349
‫بهم اعتماد کردی و الان قراره بخاطرش بمیری

603
26:41.433 --> 26:44.728
‫و هر جور بهش نگاه می‌کنم،
‫حس می‌کنم یه کوچولو من مقصرم.

604
26:44.811 --> 26:47.731
‫آره، فکر می‌کردم خیلی
‫اوضاع خوب پیش میرفت اونجا.

605
26:49.190 --> 26:50.775
‫اگر می‌تونستم دوباره از اول انجامشون بدم

606
26:52.193 --> 26:53.903
‫باید بگم که احتمالا...

607
26:55.113 --> 26:58.074
‫یاد می‌گرفتم که پنکیک چیه قبل
‫از اینکه تو رو بفرستم اون داخل.

608
26:58.992 --> 27:00.702
‫آره کمک بزرگی می‌کرد

609
27:00.785 --> 27:02.329
‫می‌دونی بزرگترین پشیمونیم چیه؟

610
27:02.412 --> 27:05.248
‫هیچ‌وقت نرفتم برادوی تا
‫نمایش زنده تامی تون رو ببینم.

611
27:05.332 --> 27:07.125
‫نمی‌دونم چیه...

612
27:07.208 --> 27:10.128
‫تامی تون، مرد رقص و آواز!

613
27:12.630 --> 27:13.965
‫یه جورایی تکه!

614
27:14.632 --> 27:16.551
‫-هیچ‌کدوم اینا دیگه اهمیتی نداره.
‫-می‌دونستم، نه...

615
27:17.510 --> 27:20.847
‫اینجا گیر افتادیم و هیچ راه
‫فراری نیست. باورم نمیشه.

616
27:20.930 --> 27:22.640
‫من فقط...

617
27:23.224 --> 27:24.642
‫نمی‌تونم باور کنم...

618
27:25.226 --> 27:28.229
‫-که قراره اینجا باشیم...
‫-چه غلطا...

619
27:29.272 --> 27:30.272
‫چیه؟

620
27:31.107 --> 27:33.234
‫چند وقته که دستات بازه؟

621
27:36.446 --> 27:39.491
‫بعد از اینکه به یه نحوی موفق
‫شدیم دست و پامون رو باز کنیم

622
27:39.574 --> 27:43.536
‫هر سه مظنون رو قانع کردیم تا برای
‫یک وعده غذایی خاص به "چز نانت" بیان.

623
27:43.620 --> 27:47.040
‫اون عصر، غذای تو منو "مرغ قاتل گیر" بود.

624
27:47.123 --> 27:48.917
‫خب، همه جمع شدیم

625
27:49.626 --> 27:51.044
‫به تمام مدارک نگاه کردی

626
27:51.795 --> 27:53.296
‫با مظنونین صحبت کردی

627
27:53.380 --> 27:58.301
‫و الان وقتشه که کمی عدالت سرو کنیم.

628
27:58.385 --> 28:01.054
‫ازت می‌خوام این دیس
‫رو بذاری جلوی کسی که

629
28:01.137 --> 28:03.723
‫فکر می‌کنی آلیستر هیل رو کشته.

630
28:03.807 --> 28:06.142
‫آشپز نانته،

631
28:06.226 --> 28:11.481
‫خانم آنیا کمپبله یا وینی "چنگال"

632
28:11.564 --> 28:14.025
‫فقط اسمشون رو بگو و بلند هم بگو

633
28:14.109 --> 28:16.820
‫و یه آشی براشون بپز.

634
28:39.926 --> 28:41.678
‫خانم آنیا کمپبل

635
28:44.264 --> 28:45.807
‫اینجا چه خبره؟

636
28:45.890 --> 28:48.309
‫رئیس، همکارم، انی مورفی

637
28:48.393 --> 28:50.937
‫فهمید که کی آلیستر هیل رو کشته.

638
28:51.020 --> 28:52.188
‫اوه، فهمیدی... که اینطور!

639
28:52.272 --> 28:53.982
‫و چرا فکر می‌کنی آنیاست؟

640
28:54.065 --> 28:58.528
‫اولا، یه نقشه تو کلاسش بود

641
28:58.611 --> 29:02.323
‫تا به بقیه نشون بده هر کسی به کجا سفر کرده

642
29:02.407 --> 29:06.327
‫و اسمش دو بار روی نقشه نوشته
‫شده بود، روی آمریکای جنوبی

643
29:06.411 --> 29:09.247
‫دوما، خیلی خوب سوت میزد!

644
29:09.914 --> 29:12.834
‫و اینکه متوجه شدم

645
29:12.917 --> 29:14.103
‫وقتی تو صحنه قتل بودیم

646
29:14.127 --> 29:18.006
‫حروفی که باهاشون به
‫رستوران‌ها نمره داده بود

647
29:18.089 --> 29:21.968
‫به ترتیب حروف الف و ب و پ بودن...

648
29:22.886 --> 29:26.306
‫دقیقا جوری که معلم‌های مهد
‫کودک به بچه‌هاشون آموزش میدن.

649
29:26.389 --> 29:30.852
‫پس فکر کردم شاید یه جورایی آخرین تلاش

650
29:30.935 --> 29:36.524
‫قربانی‌مون بود برای
‫اینکه نشون بده قاتل کیه.

651
29:36.608 --> 29:41.154
‫انی مورفی، از منطق عجیبی استفاده کردی

652
29:41.237 --> 29:44.282
‫سرنخ‌ها رو ندیدی و کاملا
‫از خودت سرنخ در آوردی

653
29:44.365 --> 29:48.244
‫دلایل تو، صادقانه بگم با
‫تئوری‌های توطئه هم مرزه.

654
29:48.328 --> 29:50.497
‫انی مورفی، تو...

655
29:54.334 --> 29:56.628
‫-درست میگی.
‫-آره!

656
29:58.129 --> 30:00.006
‫-عجب!
‫-کارت عالی بود!

657
30:00.089 --> 30:02.842
‫قاتل واضحا معلم مهد کودک بود

658
30:02.926 --> 30:07.263
‫تو به درستی فهمیدی که نقشه
‫"جاهایی که رفتیم" تو کلاس آنیا کمپبل

659
30:07.347 --> 30:09.766
‫ثابت می‌کنه که به کلمبیا سفر کرده

660
30:09.849 --> 30:13.061
‫جایی که سم کشنده قورباغه پیدا میشه.

661
30:13.144 --> 30:15.396
‫کلاسش پر از کیسه‌های پلاستیکی بود

662
30:15.480 --> 30:18.316
‫کاملا مشابه با اونی که
‫سوپ باهاش حمل شده بود.

663
30:18.399 --> 30:22.237
‫آنیا درست مثل قاتل سوت
‫زد تا توجه تری رو جلب کنه.

664
30:23.404 --> 30:25.615
‫قاتل نمی‌تونست نانت باشه، از سوت زدن متنفره

665
30:26.324 --> 30:29.285
‫اوه خدای من! میشه اون سوت
‫زدن جهنمیت رو تموم کنی؟

666
30:29.369 --> 30:30.995
‫عذر می‌خوام، ببخشید.

667
30:31.079 --> 30:34.207
‫و با اینکه وینی از یه کیسه کاغذی سفید
‫برای نگه داشتن پول رشوه استفاده کرد

668
30:34.290 --> 30:36.125
‫نمی‌تونست به کلمبیا سفر کنه

669
30:36.209 --> 30:38.336
‫ولی مامورهای فدرال
‫پاسپورتم رو ازم گرفتن!

670
30:38.419 --> 30:40.839
‫ولی چیزی که کار آنیا رو یکسره کرد

671
30:40.922 --> 30:45.552
‫کتابچه‌ی حیوانات کشنده‌ای
‫بود که گوشه‌ی میزش بود.

672
30:46.302 --> 30:48.972
‫کدوم معلم مهد کودکی به اون احتیاج داره؟

673
30:49.681 --> 30:51.933
‫معلم قاتل.

674
30:52.016 --> 30:53.059
‫ببرینش.

675
30:53.142 --> 30:55.562
‫برای بچه‌ها انجامش دادم!

676
30:55.645 --> 30:57.397
‫تو می‌دونی انی...

677
30:58.273 --> 30:59.774
‫بهشون بگو!

678
30:59.858 --> 31:03.236
‫خب، مثل اینکه قراره
‫25 سال یا تا ابد روی

679
31:03.862 --> 31:05.697
‫نیمکت تفکر حبس بشه.

680
31:07.198 --> 31:08.449
‫-یادته؟
‫-آره

681
31:08.533 --> 31:09.784
‫-وقتی من روی...
‫-یادمه.

682
31:09.868 --> 31:11.828
‫تبریک میگم، انی مورفی

683
31:11.911 --> 31:14.372
‫بهت افتخار میکنم، باریکلا دختر!

684
31:15.206 --> 31:16.916
‫خب، کارت عالی بود انی

685
31:17.792 --> 31:18.668
‫دستت رو بیار همکار

686
31:18.751 --> 31:19.911
‫دستت رو بیار همکار

687
31:19.961 --> 31:22.338
‫خیلی خوب بودی و همکار محشری میشی

688
31:23.089 --> 31:25.592
‫خب بذار بهت بگم الان چی واقعا حال میده بهم

689
31:25.675 --> 31:26.926
‫چی؟

690
31:27.010 --> 31:29.762
‫الان می‌تونم یه سطل پنکیک بخورم

691
31:30.430 --> 31:32.056
‫بیا راجع بهش صحبت کنیم، باشه؟

692
31:32.140 --> 31:33.725
‫-یعنی توی سطل نمی...
‫-نه.

693
31:33.808 --> 31:34.808
‫باشه

694
31:35.184 --> 31:36.728
‫تا حالا پنکیک خوردی؟

695
31:36.811 --> 31:38.104
‫فکر نکنم خورده باشم.

696
31:38.187 --> 31:40.940
‫آنچه در قسمت بعد
‫مردرویل خواهید دید...

697
31:41.024 --> 31:43.067
‫کارآگاه، با شارون استون ملاقات کن.

698
31:43.151 --> 31:44.402
‫خب، سلام...

699
31:44.485 --> 31:48.573
‫تحت هیچ شرایطی من و
‫تو نمی‌تونیم عاشق هم بشیم.

700
31:49.532 --> 31:52.302
‫اوه خدای من! یه کم نشتی داریم...

701
31:52.327 --> 31:53.912
‫این کار مخصوص روز اول نیست...

702
31:53.945 --> 31:59.342
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.