﻿WEBVTT FILE

1
00:00.000 --> 00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

2
00:11.094 --> 00:15.056
‫با تری سیاتل آشنا بشید،‌ کاراگاه بخش قتل.

3
00:15.140 --> 00:18.268
‫برای تری هر روز به
‫معنای یه پرونده‌ی قتل جدیده،

4
00:18.852 --> 00:21.771
‫و یه مهمون مشهور جدید همکارشه.

5
00:22.272 --> 00:26.484
‫مهمان امروز:
‫اسطوره‌ی هالیوود شارون استون.

6
00:26.985 --> 00:28.653
‫اما یه نکته‌ای هست.

7
00:28.737 --> 00:30.822
‫به شارون فیلمنامه داده نشده.

8
00:30.905 --> 00:33.825
‫اون نمی‌دونه چه اتفاقی قراره بیفته.

9
00:34.325 --> 00:38.872
‫اون و تری باید با هم به صورت
‫بداهه توی پرونده پیش برن.

10
00:38.955 --> 00:42.083
‫اما شارون به تنهایی باید قاتل رو مشخص کنه.

11
00:42.834 --> 00:46.087
‫پس به اون‌ها محلق بشید
‫در حالی که یه بلیط یه طرفه...

12
00:46.921 --> 00:48.631
‫برای مردرویل می‌گیرند.

13
00:55.180 --> 00:57.390
‫زندگی یعنی خود پروری.

14
00:57.474 --> 01:00.101
‫اگه بهتر نشی، مرده‌تر میشی.

15
01:00.185 --> 01:01.978
‫و من هنوز مرده‌تر نشدم.

16
01:02.062 --> 01:05.607
‫تری سیاتل پیر هنوز چند
‫تا حقه توی آستینش داره.

17
01:05.690 --> 01:06.566
‫- واقعا؟
‫- آره. واقعا.

18
01:06.649 --> 01:09.235
‫- خیلی خب.
‫- چه کراوات خوشگلی.

19
01:09.319 --> 01:10.820
‫تا حالا ندیده بودم اینو بپوشی.

20
01:13.239 --> 01:14.239
‫رئیس.

21
01:14.699 --> 01:16.159
‫کاراگاه فیلیپس.

22
01:16.242 --> 01:19.579
‫بیخیال. منو دز صدا بزن، تری.
‫بهت گفتم که همه منو دز صدا می‌زنن.

23
01:19.662 --> 01:22.999
‫همه این‌طور نیستند. باید
‫بشنوی که چیا صدات می‌زنن.

24
01:23.083 --> 01:24.626
‫واقعا؟ مثلا چی صدام می‌زنن؟

25
01:24.709 --> 01:27.003
‫استخون زشت،

26
01:27.087 --> 01:29.672
‫گه مغز، لب قارچی،

27
01:30.381 --> 01:31.132
‫گوز خفه کن.

28
01:31.216 --> 01:32.216
‫اون جعبه‌ها چی هستند؟

29
01:32.717 --> 01:35.595
‫من برای یه فرصت تجاری
‫خیلی سودمند انتخاب شدم.

30
01:35.678 --> 01:38.598
‫من یه شیک سلامتی تحول آفرین می‌فروشم:

31
01:38.681 --> 01:42.393
‫طلای علمی زنده‌ی فوق
‫رژیمی، یا به طور مخفف اسلاج.

32
01:42.477 --> 01:44.813
‫همسایه‌ی من درگیر یکی از اون شرکت‌ها شد.

33
01:44.896 --> 01:46.696
‫این یکی از اون شرکت‌های
‫بازاریابی شاخه‌ای کلاهبرداره.

34
01:46.773 --> 01:49.165
‫نه کلاهبرداری نیست. تنها
‫کاری که باید برای برگردوندن...

35
01:49.189 --> 01:51.402
‫سرمایه‌ام بکنم اینه که ۱۰
‫هزار دلار جنس بفروشم...

36
01:51.486 --> 01:54.948
‫و ۱۰ نفر زیرشاخه بگیرم، و
‫۱۰ بار این ۲ کار رو تکرار کنم.

37
01:55.031 --> 01:59.160
‫تری، تو درگیر یه شرکت هرمی کلاهبردار
‫شدی. چطور می‌تونی این‌قدر زودباور باشی؟

38
01:59.244 --> 02:00.930
‫من کمکت می‌کنم. قیمت هر جعبه چه‌ قدره؟

39
02:00.954 --> 02:03.832
‫نمی‌خوام. اصلا به درد تو نمی‌خوره.

40
02:03.915 --> 02:05.635
‫این به درد یه ورزشکار
‫حرفه‌ای مثل من می‌خوره.

41
02:05.834 --> 02:06.960
‫فقط می‌خواستم لطف کنم.

42
02:07.961 --> 02:10.130
‫اوه. گوز خفه کن داره میره.

43
02:10.213 --> 02:12.924
‫خب، فرصت تجاریت باید صبر کنه.

44
02:13.007 --> 02:14.652
‫وقتش رسیده که تو همکار
‫جدیدت رو ملاقات کنی.

45
02:14.676 --> 02:17.321
‫همکار جدید؟ بیخیال، رئیس. من توی
‫یه شرکت مکمل‌های غذایی شریک شدم...

46
02:17.345 --> 02:19.931
‫که کمکم می‌کنه به عنوان یه
‫کسب و کار و یه شخص رشد کنم.

47
02:20.014 --> 02:23.351
‫کاراگاه، با شارون استون آشنا شو.

48
02:23.434 --> 02:26.020
‫شارون، این کاراگاه ارشد تری سیاتل هست.

49
02:26.104 --> 02:27.147
‫سلام علیکم.

50
02:27.230 --> 02:28.439
‫سلام.

51
02:28.523 --> 02:31.109
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.
‫بازوهات کار می‌کنند؟

52
02:31.734 --> 02:32.610
‫بعضی وقتا.

53
02:32.694 --> 02:34.571
‫- اینا رو بگیر.
‫- نه، ممنون.

54
02:35.238 --> 02:36.489
‫رئیس، بهش دستور بده اینا رو بگیره.

55
02:36.573 --> 02:37.824
‫من این‌کارو نمی‌کنم.

56
02:39.492 --> 02:43.329
‫این شروع خوبی نیست، کارآموز. بیا دنبالم.

57
02:43.913 --> 02:46.291
‫- خیلی خب.
‫- تو قراره ۲ تا کسب و کار رو یاد بگیری.

58
02:46.374 --> 02:49.752
‫بیا بریم، شارون استون.
‫البته اگه این اسم واقعیت باشه.

59
02:52.505 --> 02:55.174
‫من اینا رو میندازم کنار بقیه‌ی جنسا.

60
02:56.426 --> 03:00.555
‫راستش نباید هیچ وقت اسلاج رو بندازی.
‫وقتی تکون می‌خوره خیلی ناپایدار میشه.

61
03:01.139 --> 03:04.309
‫می‌تونی اون‌جا بشینی.
‫شرمنده بابت اونا، من...

62
03:04.392 --> 03:06.352
‫من هفته‌ی گذشته توی روزنامه بودم.

63
03:07.103 --> 03:09.981
‫ممنون. برای بار اول توی روزنامه
‫بودم، برای همین چند تا خریدم.

64
03:10.064 --> 03:11.524
‫خبر مهمیه.

65
03:11.608 --> 03:14.527
‫اونا اشتباهی از عکس من
‫توی یه آگهی ترحیم استفاده کردند.

66
03:14.611 --> 03:16.863
‫با این حال تو هنوز زنده ای.

67
03:16.946 --> 03:20.450
‫بگو ببینم، چرا می‌خوای
‫یه کاراگاه بخش قتل بشی؟

68
03:20.533 --> 03:22.327
‫من واقعا از جرم خوشم میاد.

69
03:23.244 --> 03:26.080
‫- قسمت مورد علاقه‌ات چیه؟
‫- من به معمای جرم علاقه دارم.

70
03:26.164 --> 03:30.335
‫من دوست دارم بفهمم چرا آدما
‫کارای عجیب و بد رو انجام میدن.

71
03:30.418 --> 03:33.254
‫من برای قرار گرفتن توی یه
‫وضعیت احساسی این‌ کارو می‌کنم.

72
03:33.338 --> 03:34.523
‫مثلا همین الان.

73
03:34.547 --> 03:35.548
‫درسته.

74
03:36.341 --> 03:39.344
‫من می‌خوام گریه کنم. خیلی خب،
‫تو وارد یه وضعیت احساسی شو.

75
03:45.808 --> 03:47.393
‫- ببخشید، کاراگاه.
‫- بله؟

76
03:47.477 --> 03:48.603
‫چرا الان داریم گریه می‌کنیم؟

77
03:48.686 --> 03:52.649
‫بعضی وقتا باید جلوی خانواده‌ها گریه کنی و
‫یه کاری کنی که حس کنند بهشون اهمیت میدی

78
03:52.732 --> 03:55.193
‫اوه، چون دلت براشون می‌سوزه.

79
03:55.276 --> 03:57.528
‫خب، تو باید ظاهر دلسوزانه
‫رو جلوی اونا داشته باشی.

80
03:58.196 --> 04:01.074
‫چون مثلا اونا میگن
‫"پسرم... اون حقش این نبود"

81
04:01.157 --> 04:04.369
‫و تو فکر می‌کنی "ای بابا،
‫کاش رستوران الان باز باشه."

82
04:04.452 --> 04:07.080
‫و بله، البته که پسرت حقش این نبود...

83
04:07.163 --> 04:08.456
‫اما من داستان کامل رو نمی‌دونم.

84
04:08.539 --> 04:11.292
‫شاید واقعا حقش بوده.
‫شاید آدم دهن‌گشادی بوده.

85
04:12.877 --> 04:16.089
‫یکی از بهترین مزیت‌های
‫کاراگاه قتل بودن رو می‌دونی؟

86
04:16.172 --> 04:18.841
‫- بله؟
‫- خنده‌هاش.

87
04:19.342 --> 04:21.427
‫ما خیلی این‌جا می‌خندیم.

88
04:22.720 --> 04:24.847
‫بذار یه سوال ازت بپرسم.
‫تو تا حالا یه جسد دیدی؟

89
04:25.723 --> 04:27.642
‫- بله.
‫- جالب نیست؟

90
04:27.725 --> 04:29.894
‫من اولین جسدم رو یادمه. من ۶ سالم بود.

91
04:29.978 --> 04:34.649
‫ما توی یه شهربازی بودیم،
‫و یه کارتن خواب بود...

92
04:34.732 --> 04:35.984
‫و اون چیز بزرگ...

93
04:36.067 --> 04:37.652
‫- چرخ و فلک؟
‫- چرخ و فلک!

94
04:37.735 --> 04:40.488
‫و اون خوابیده بود. اون مست بود.

95
04:40.571 --> 04:43.658
‫اونا روشنش کردن و یارو له شد.

96
04:46.452 --> 04:49.414
‫هی می‌چرخید و اونا
‫نتونستند خاموشش کنند.

97
04:49.497 --> 04:52.292
‫و همه‌ی بچه‌ها جیغ می‌زدن...

98
04:52.375 --> 04:55.003
‫و گریه می‌کردن و والدینشون اون‌جا بودند.

99
04:55.086 --> 04:56.379
‫بابام اون شب ما رو ترک کرد.

100
04:56.462 --> 05:01.092
‫و آخرین باری که دیدمش داشت موقع
‫سوار شدن به شورلت کاپریسش بالا می‌آورد.

101
05:03.052 --> 05:05.888
‫تو داستان بامزه‌ای داری؟

102
05:07.640 --> 05:08.725
‫ندارم.

103
05:08.808 --> 05:10.935
‫ببین، فقط یه قانون هست
‫که من توی این شغل دارم.

104
05:11.602 --> 05:12.937
‫خوبه، بنویسش.

105
05:13.896 --> 05:19.444
‫تحت هیچ شرایطی من و تو نباید عاشق هم بشیم.

106
05:20.695 --> 05:22.280
‫بیشتر از چیزی که فکر
‫کنی چنین اتفاقی میفته.

107
05:22.363 --> 05:23.489
‫امروز از این خبرا نیست.

108
05:23.573 --> 05:24.573
‫توی چشمای من نگاه کن.

109
05:24.615 --> 05:26.075
‫هوم.

110
05:26.993 --> 05:27.869
‫چیزی حس می‌کنی؟

111
05:27.952 --> 05:29.329
‫هیچی.

112
05:29.412 --> 05:30.532
‫خوب نگاه می‌کنی؟

113
05:30.580 --> 05:31.497
‫هیچ اتفاقی نمیفته.

114
05:31.581 --> 05:34.876
‫این چشم رو ببین. این یکی خیلی عمیقه.

115
05:35.877 --> 05:36.711
‫هیچی.

116
05:36.794 --> 05:40.214
‫چند تا کار هست که برای
‫مطمئن شدن باید بکنیم، خب؟

117
05:40.298 --> 05:43.551
‫اینا برای تضمین این هستند
‫که هیچ اتفاقی نمیفته، خب؟

118
05:43.634 --> 05:45.821
‫کاری که می‌کنیم اینه که ما به هم...

119
05:45.845 --> 05:47.680
‫خجالت‌آورترین رازمون رو میگیم.

120
05:48.973 --> 05:52.727
‫و این‌جوری امکان نداره ما از نظر
‫جنسی نسبت به هم کشش پیدا کنیم...

121
05:52.810 --> 05:54.955
‫و در نهایت عاشق هم بشیم که
‫هیچ کدوممون این رو نمی‌خوایم.

122
05:54.979 --> 05:56.856
‫آماده‌ای؟ من اول میگم.

123
05:57.440 --> 05:59.400
‫من از سال ۱۹۹۲ نخ دندون نکشیدم.

124
05:59.484 --> 06:00.484
‫خیلی خب.

125
06:01.694 --> 06:03.529
‫تو بگو. چی داری؟ حالمو بد کن.

126
06:04.113 --> 06:05.573
‫سگ من عن خودشو می‌خوره.

127
06:06.240 --> 06:07.950
‫تا حالا شده به عن
‫سگ‌های دیگه هم ناخونک بزنه؟

128
06:08.034 --> 06:09.744
‫- ممکنه.
‫- ممکنه.

129
06:09.827 --> 06:11.537
‫در مورد چه جور سگی حرف می‌زنیم؟

130
06:11.621 --> 06:12.830
‫اون سگ بامزه‌ایه.

131
06:12.914 --> 06:14.082
‫- اون سگ بامزه‌ایه.
‫- آره.

132
06:14.165 --> 06:15.458
‫که عن خودش رو می‌خوره.

133
06:15.541 --> 06:18.086
‫بعضی وقتا عن سگ‌های دیگه هم می‌خوره.

134
06:18.169 --> 06:21.005
‫با توجه به این اطلاعات فکر
‫می‌کنم بتونم بهت اعتماد کنم.

135
06:21.672 --> 06:24.092
‫وقت کاره، کاراگاها. یه قتل رخ داده.

136
06:24.175 --> 06:28.387
‫یه جراح محبوب توی بیمارستان
‫اصلی شهر کشته شده. سریع برید اون‌جا.

137
06:28.471 --> 06:32.892
‫خیلی خب، شارون استون،
‫کاراگاه کارآموز. بیا بریم.

138
06:34.560 --> 06:36.729
‫می‌دونی چیه؟ من یکمی اسلاج میارم.

139
06:37.313 --> 06:39.565
‫صحنه‌ی جرم جای خوبی
‫برای پیدا کردن مشتریای جدیده.

140
06:39.649 --> 06:41.818
‫ما به بیمارستان شهر رفتیم.

141
06:41.901 --> 06:44.904
‫معمولا وقتی یه نفر توی اتاق عمل
‫میمیره، این یه حادثه‌ی غم‌انگیزه.

142
06:44.987 --> 06:50.326
‫امروز هم همین‌طور بود،
‫اما در عین حال یه قتل هم بود.

143
06:51.327 --> 06:54.831
‫خیلی خب، می‌خوام این‌جا رو
‫صحنه‌ی جرم خودت بدونی، شارون،

144
06:54.914 --> 06:57.208
‫من برای پشتیبانی
‫این‌جا هستم. خب؟

145
06:57.291 --> 06:58.417
‫- سلام.
‫- سلام.

146
06:58.501 --> 07:00.378
‫این کارآموز شارون استونه،

147
07:00.461 --> 07:03.923
‫که به طور مداوم سگش رو
‫مجبور می‌کنه عن خودشو بخوره...

148
07:04.006 --> 07:09.178
‫و سعی می‌کنه عاشق من نشه،
‫و ما می‌بینیم که موفق میشه یا نه.

149
07:09.262 --> 07:12.065
‫من خیلی از خانم‌های
‫کاراگاه خوشم میاد، آره.

150
07:12.089 --> 07:13.015
‫شما؟

151
07:13.099 --> 07:15.101
‫- امبر کنگ. خیلی از دیدنت هیجان زده هستم.
‫- منم از دیدنت خوشحالم

152
07:15.184 --> 07:16.954
‫- امبر کنگ، واحد تحلیل جرم.
‫- منم از دیدنت خوشحالم.

153
07:16.978 --> 07:21.023
‫اون خیلی باحاله. از اسکیت خوشش میاد.
‫به تیک‌تاک و این‌جور چیزا هم علاقه داره.

154
07:21.107 --> 07:23.943
‫- برای این آدم چه اتفاقی افتاده؟
‫- آره، ما این‌جا چی داریم، امبر؟

155
07:24.026 --> 07:27.989
‫راستش این بهترین جسدیه که به چشم دیدید.

156
07:29.157 --> 07:34.203
‫سباستین پیرس، دکتر بیمارستان.
‫قلب اون با جراحی از سینه‌اش جدا شده.

157
07:34.287 --> 07:35.580
‫قاتل این‌کارو کرده؟

158
07:35.663 --> 07:40.501
‫آره. این قطعا کار یه جراح
‫ماهره، چون این بخیه‌ها...

159
07:40.585 --> 07:43.796
‫- خیلی تمیز کار شده.
‫- قاتل از این‌جا تا این‌جا رفته...

160
07:43.880 --> 07:46.007
‫و هیچ چیزی این‌جا
‫یا این‌جا به جا نداشته.

161
07:46.090 --> 07:49.886
‫که خیلی دقیق کار شده. از این‌جا...

162
07:50.678 --> 07:51.929
‫- بیب.
‫- همون‌جا.

163
07:52.013 --> 07:53.449
‫- می‌دونم.
‫- بیب، بیب.

164
07:53.473 --> 07:55.141
‫اونا از اینجا...

165
07:55.224 --> 07:57.477
‫- بیب، بیب.
‫- بیب، باب، باب.

166
07:57.560 --> 07:59.020
‫شگفت‌انگیزه.

167
07:59.103 --> 08:01.314
‫فکر می‌کنی قاتل این
‫صدا رو در آورده؟ مثلا...

168
08:01.397 --> 08:04.275
‫دو دو دو دو!

169
08:04.358 --> 08:08.154
‫فکر نکنم، اگه من جاش
‫بودم این‌کارو می‌کردم...

170
08:11.324 --> 08:12.783
‫امبر، این قهوه‌ی توئه؟

171
08:12.867 --> 08:14.952
‫نه، من فقط چای می‌خورم.

172
08:15.036 --> 08:18.498
‫پس این متعلق به قاتله. بیاید برش
‫داریم. نمی‌خوام بهش دست بزنم.

173
08:20.458 --> 08:21.709
‫خیلی خب. گرفتمش.

174
08:21.792 --> 08:24.712
‫- این از آخرین طلاقم رو مخ تره.
‫- از اون‌جا بازش کن.

175
08:24.795 --> 08:25.875
‫- خیلی خب.
‫- خیلی خب، اینم از این.

176
08:25.922 --> 08:28.674
‫- آره. اینم از این.
‫- بازش کن. آفرین.

177
08:28.758 --> 08:30.635
‫اوه! نمی‌دونستم قراره خالیش کنی.

178
08:30.718 --> 08:31.862
‫- ببخشید.
‫- خب، لیوان مهم نیست.

179
08:31.886 --> 08:34.263
‫ما قهوه رو می‌خوایم، درسته؟

180
08:34.347 --> 08:36.015
‫بهتره لیوان هم بذاری توی کیسه.

181
08:36.098 --> 08:39.435
‫خیلی خب، بیا پخش بشیم. تو از این‌ طرف برو.

182
08:39.519 --> 08:42.730
‫من این طرف میرم و دنبال
‫چند تا سر نخ دیگه می‌گردم.

183
08:42.813 --> 08:44.693
‫صبر کن. تو اون موسیقی
‫رو می‌شنوی؟ اون موسیقی چیه؟

184
08:45.191 --> 08:46.526
‫اون آهنگ رکوئیم موتزارته.

185
08:46.609 --> 08:49.195
‫- تو اینو گذاشتی؟
‫- نه، وقتی اومدیم داشت پخش میشد.

186
08:49.278 --> 08:50.422
‫احتمالا قاتل اینو پخش کرده.

187
08:50.446 --> 08:52.114
‫وای!

188
08:52.198 --> 08:53.533
‫- عقب وایسا.
‫- چیه؟

189
08:53.616 --> 08:54.616
‫بذار ببینم.

190
08:54.659 --> 08:56.077
‫وای خدا، این یه قلبه.

191
08:56.160 --> 08:58.746
‫به نظر میاد که روش پا گذاشته شده.

192
08:58.829 --> 08:59.997
‫این یه مدرک فوق‌العاده هست.

193
09:00.081 --> 09:01.082
‫ما باید اینو ضبط کنیم.

194
09:01.165 --> 09:02.083
‫صبر کن، صبر کن.

195
09:02.166 --> 09:05.086
‫این بخشی از بدنه. من باید
‫اونو برای کالبدشکافی ببرم.

196
09:05.169 --> 09:09.298
‫شارون، بهش بگو این یه مدرکه. ما
‫اینو برای تحقیق در مورد قتل لازم داریم.

197
09:09.382 --> 09:13.302
‫شارون، تو طرف کی هستی؟
‫طرف منی یا طرف علم؟

198
09:14.095 --> 09:15.805
‫من همیشه طرف علمم.

199
09:15.888 --> 09:19.141
‫- ممنون. صبر کن، نه.
‫- ما به این نیاز داریم.

200
09:30.653 --> 09:32.989
‫باشه. باشه. بگیرش، روانی!

201
09:35.241 --> 09:37.285
‫پر کرک و مو شد دیگه.

202
09:40.288 --> 09:43.374
‫اولین جایی که رفتیم دفتر
‫رئیس بیمارستان شهر...

203
09:43.457 --> 09:45.376
‫دکتر جاسلین الکساندر بود.

204
09:45.459 --> 09:49.714
‫اون رئیس پیرس بود، و شایعه
‫شده که با هم دشمنی خونی بدی داشتند.

205
09:49.797 --> 09:53.384
‫این اصطلاح "خون بد" رو وقتی می‌خواستم
‫به صلیب سرخ خون اهدا کنم یاد گرفتم.

206
09:53.467 --> 09:59.467
‫اگه من یکی از اونا داشتم،‌ روش
‫نوشته بود تری سیاتل، س.پ.د.ح.ا.و

207
10:00.600 --> 10:01.809
‫معناش چیه؟

208
10:02.435 --> 10:03.644
‫سوپرپلیس در حال انجام وظیفه.

209
10:04.645 --> 10:05.479
‫اوه...

210
10:05.563 --> 10:07.499
‫اگه می‌تونستی چیزی
‫آخر اسمت بنویسی چی بود؟

211
10:07.523 --> 10:08.608
‫ش.ه.ف.ح

212
10:08.691 --> 10:12.361
‫- شارون استون، ش.ه.ف.ح؟
‫- ش.ه.ف.ح. شاخ همه فن حریف.

213
10:14.322 --> 10:16.449
‫- این منو ترسوند.
‫- واقعا؟

214
10:16.532 --> 10:17.972
‫- نزدیک بود اسلحه بکشم.
‫- واقعا؟

215
10:18.034 --> 10:20.870
‫خدا لعنتش کنه، باز تفنگمو یادم رفت بیارم.

216
10:20.953 --> 10:23.140
‫- همش جا میذارمش.
‫- کاراگاها، بیاید سریع کارو تموم کنیم.

217
10:23.164 --> 10:24.874
‫این قتل بدجوری روزمو خراب کرد.

218
10:24.957 --> 10:27.627
‫وای. تسلیت میگم.

219
10:29.503 --> 10:31.547
‫این ویالون بزرگیه.

220
10:31.631 --> 10:35.092
‫اون ویولون سل هست، کاراگاه.
‫من توی سمفونی محلی مینوازم.

221
10:35.176 --> 10:38.596
‫آره، من بهش میگم ابرویولون.

222
10:38.679 --> 10:40.890
‫میشه لطفا کارمون رو بکنیم؟

223
10:40.973 --> 10:41.807
‫شروع کن، شارون.

224
10:41.891 --> 10:44.352
‫می‌تونی رابطه‌ی خودت رو
‫با دکتر پیرس توصیف کنی.

225
10:44.435 --> 10:45.435
‫من رئیس اون بودم.

226
10:46.354 --> 10:49.357
‫اما چه رابطه‌ای با دکتر پیرس داشتی؟

227
10:49.440 --> 10:51.359
‫این تنها رابطه‌ی ما بود.

228
10:51.442 --> 10:52.443
‫صبر کن ببینم.

229
10:53.986 --> 10:55.905
‫اون داره از جواب دادن طفره میره.

230
10:56.697 --> 10:59.950
‫می‌خوام یه روش دیگه‌ای رو امتحان
‫کنم. می‌خوام با من همراهی کنی.

231
11:00.034 --> 11:01.535
‫باشه. من هستم.

232
11:03.287 --> 11:07.875
‫دکتر الکساندر. لطفا کارآموز
‫منو ببخش. اون جدید و احمقه...

233
11:07.958 --> 11:10.961
‫و نمی‌دونه که چه‌قدر بی‌ادب و پررو هست.

234
11:11.045 --> 11:12.129
‫خب، اون اصلا دوست داشتنی نیست.

235
11:12.213 --> 11:14.131
‫معمولا بهم میگن کنار اومدن باهام سخته.

236
11:14.215 --> 11:17.885
‫ببین، بازجویی‌ها می‌تونن
‫خیلی خالی از عاطفه باشند،

237
11:17.968 --> 11:21.138
‫و ما می‌خوایم تو رو بشناسیم،
‫ولی می‌خوایم تو هم ما رو بشناسی.

238
11:21.222 --> 11:23.682
‫پس یه کاری می‌کنیم، ما
‫از تو یه سوال می‌پرسیم،

239
11:23.766 --> 11:26.602
‫و بعد تو می‌تونی از ما
‫یه سوال بپرسی، چطوره؟

240
11:26.685 --> 11:28.270
‫- خیلی خوبه.
‫- باشه.

241
11:28.354 --> 11:31.148
‫مردم معمولا به نیازهای من اهمیت نمیدن.

242
11:31.232 --> 11:33.776
‫من باید این‌جا فقط
‫مشکل بقیه رو حل کنم.

243
11:33.859 --> 11:35.319
‫خیلی خب، خیلی خب، این خوبه.

244
11:35.903 --> 11:39.365
‫می‌خوام رابطه‌ی خودت رو
‫با دکتر پیرس توصیف کنی.

245
11:39.949 --> 11:43.160
‫من رئیس اون بودم، و
‫اون منو بیچاره کرده بود.

246
11:43.244 --> 11:45.663
‫اون یه جراح درجه یک بود،

247
11:45.746 --> 11:49.625
‫اما قیافه‌ی عالی اون بقیه
‫رو دچار دردسر می‌کرد.

248
11:49.708 --> 11:51.669
‫می‌تونی اینو برای من توصیف کنی؟

249
11:51.752 --> 11:56.048
‫دکترها و پرستارا دائما
‫گوشی‌های خودشون رو...

250
11:56.132 --> 12:00.010
‫داخل بیمارها گم می‌کردن،‌ چون سعی
‫می‌کردن وسط جراحی با اون سکس چت کنن.

251
12:00.094 --> 12:02.221
‫آره، این یه کابوس پزشکی بود.

252
12:02.304 --> 12:04.557
‫به نظر شخصی خودت اون جذاب بود؟

253
12:04.640 --> 12:06.600
‫صبر کن، فکر کنم نوبت
‫اونه که سوال بپرسه. بگو.

254
12:06.684 --> 12:07.869
‫- نوبت منه، درسته؟
‫- بله.

255
12:07.893 --> 12:10.896
‫باز هم میگم. باید همکار
‫منو ببخشی، اون تازه کاره.

256
12:10.980 --> 12:13.190
‫- من جدیدم و کار کردن باهام سخته.
‫- اون خیلی احمقه،

257
12:13.274 --> 12:16.026
‫علاوه بر اینا داره سعی
‫می‌کنه که عاشق من نشه،

258
12:16.110 --> 12:18.380
‫و فکر نکنم اون توی این قضیه موفق بشه.

259
12:18.404 --> 12:20.698
‫این منو مستقیما
‫به سوالم می‌رسونه.

260
12:21.657 --> 12:23.200
‫به نظر تو همکارت جذابه؟

261
12:23.284 --> 12:25.619
‫وای.

262
12:26.662 --> 12:29.123
‫خب، در مورد دکتر پیرس صحبت کنیم.

263
12:29.206 --> 12:30.446
‫عالیجناب، می‌خوام با خصومت...

264
12:30.499 --> 12:33.461
‫از شاهد سوال بپرسم،
‫مشکلی نیست؟ کدوم بخش از...

265
12:33.544 --> 12:36.046
‫همکارت به نظر بیشتر
‫جذابه؟ یه چیز جسمی رو بگو.

266
12:36.797 --> 12:38.507
‫من از سکوت‌هاش خوشم میاد.

267
12:38.591 --> 12:41.594
‫خوبه. باشه، ادامه بده.

268
12:41.677 --> 12:44.638
‫کسی رو می‌شناسی که...

269
12:45.556 --> 12:49.310
‫بخواد اونو بکشه؟ و اگه خودتم
‫می‌خواستی اونو بکشی دلیلش چی بود؟

270
12:49.393 --> 12:53.481
‫یه معشوقه‌ی پس زده شده و یک
‫شوهر دل شکسته جزء گزینه‌ها هستند.

271
12:53.564 --> 12:56.484
‫کسی چه می‌دونه؟ ممکنه کار هر کسی باشه.

272
12:56.567 --> 12:57.943
‫خیلیا درگیر اون بودن.

273
12:58.027 --> 13:02.323
‫آخرین باری که دکتر پیرس
‫رو دیدی کی بود و اون چی گفت؟

274
13:02.406 --> 13:03.532
‫دیروز صبح بود.

275
13:04.325 --> 13:06.243
‫اون رابطه‌ی خودش رو
‫با یکی از دکترهای ما...

276
13:06.327 --> 13:09.330
‫مدیسون چن تموم کرده بود، و
‫اون دکتر حسابی عصبانی بود.

277
13:09.830 --> 13:13.292
‫این مدیسون چن وقتی
‫که قتل انجام شد کجا بود؟

278
13:13.375 --> 13:14.502
‫می‌تونم من الان یه سوال بپرسم؟

279
13:14.585 --> 13:16.229
‫- بله، منم همینو می‌خوام.
‫- فکر می‌کردم بازی اینه.

280
13:16.253 --> 13:18.297
‫- قانون اینو میگه.
‫- خیلی خب.

281
13:19.507 --> 13:21.147
‫وقتی باکرگیت رو از دست دادی گریه کردی؟

282
13:21.175 --> 13:23.445
‫خیلی خب، می‌دونی چیه؟ این
‫بازجویی تمومه. بیاید از این‌جا بریم.

283
13:23.469 --> 13:25.030
‫- نباید از این خجالت بکشی.
‫- فکر می‌کنم منم بخوام اینو بدونم.

284
13:25.054 --> 13:27.473
‫- فکر می‌کنم که ما بخوایم...
‫- این برای خیلی از مردا اتفاق میفته.

285
13:27.556 --> 13:29.725
‫- من یه سوالی از تو دارم.
‫- بله؟

286
13:29.808 --> 13:32.102
‫تو سازمان غذا و دارو آشنا داری؟

287
13:32.686 --> 13:36.982
‫ما به کلاس زومبای شهر رفتیم
‫تا با دکتر مدیسون چن صحبت کنیم.

288
13:37.066 --> 13:39.527
‫دکتر پیرس قبل از کشته شدن
‫با اون قطع رابطه کرده بود.

289
13:39.610 --> 13:44.573
‫ما باید می‌فهمیدیم که علائم اون
‫شامل خشم مرگبار میشه یا نه.

290
13:44.657 --> 13:46.659
‫وای، این‌جا رو ببین.

291
13:47.535 --> 13:49.745
‫شبیه رویای هر اسلاج فروشی هست.

292
13:50.246 --> 13:52.540
‫ما خیلی راحت این‌جا ۲ جعبه می‌فروشیم.

293
13:52.623 --> 13:55.125
‫- این‌جا هستم، کاراگاها!
‫- اه!

294
13:55.209 --> 13:56.877
‫دکتر مدیسون چن.

295
13:56.961 --> 14:01.674
‫من کاراگاه تری سیاتل هستم و این
‫هم کاراگاه بخش قتل شارون استونه.

296
14:01.757 --> 14:04.218
‫از دیدنتون خیلی خوشحالم.
‫ممنون که به این‌جا اومدین.

297
14:04.301 --> 14:06.887
‫این تنها ساعت مرخصی منه.
‫تو اهل ورزش زومبا هستی؟

298
14:07.638 --> 14:08.514
‫نه، پس...

299
14:08.597 --> 14:10.641
‫اما بدنت برای این عالیه.

300
14:10.724 --> 14:12.452
‫- تو چی، کاراگاه؟
‫- ممنون.

301
14:12.476 --> 14:13.912
‫نه، من کاری نمی‌کنم که توی اون...

302
14:13.936 --> 14:16.105
‫مشت زدن به مردا یا مشت
‫زدن مردا به من رو نداشته باشه.

303
14:16.188 --> 14:18.816
‫اگه بخوام کاملا صادق باشم
‫بعضی وقتا زنا هم به من مشت میزنن.

304
14:18.899 --> 14:22.069
‫خب، زومبا شاید تو رو غافلگیر
‫کنه و تو عاشق موسیقی میشی.

305
14:22.152 --> 14:24.280
‫تنها چیزی که این روزا
‫بهش گوش میدم این موسیقیه.

306
14:24.363 --> 14:27.449
‫با توجه به این‌که دوست پسرت به
‫تازگی مرده خیلی سرحال به نظر میای.

307
14:27.533 --> 14:30.452
‫خب، می‌دونی، گذشته‌ها گذشته.

308
14:30.536 --> 14:32.371
‫می‌دونی، و اون حقش بود.

309
14:32.454 --> 14:35.791
‫به نظر میاد آدم خیلی فعالی هستی
‫که واقعا اسلاج به دردش می‌خوره.

310
14:35.875 --> 14:38.377
‫اون پر از آمفتامین گیاهیه.

311
14:38.460 --> 14:41.589
‫من به اون نیازی ندارم. تنها
‫محرکی که من این روزا استفاده می‌کنم...

312
14:41.672 --> 14:43.299
‫زومبا و حس‌های مثبته.

313
14:43.382 --> 14:46.385
‫به زومبا خوش اومدین.

314
14:46.468 --> 14:49.763
‫- بیاید به زمین رقص.
‫- خیلی خب، ما چند تا سوال در مورد...

315
14:49.847 --> 14:50.714
‫مرگ دکتر سباستین پیرس داشتیم.

316
14:50.738 --> 14:52.242
‫شاگردای ثابتم می‌دونن
‫که من فقط یه قانون دارم:

317
14:52.266 --> 14:55.853
‫همیشه حرکت کنید. شروع کنیم!

318
14:55.936 --> 14:58.022
‫- ما سوالاتی داریم در مورد...
‫- هی، شما ۲ نفر.

319
14:58.105 --> 14:59.982
‫- بله؟
‫- پاهاتونو تکون بدید.

320
15:00.065 --> 15:02.818
‫من توی کلاس نیستم. من یه کاراگاه بخش قتلم.

321
15:02.902 --> 15:03.819
‫شارون، نشانت رو بهش نشون بده.

322
15:03.903 --> 15:05.422
‫شرمنده، کاراگاها. اگه توی این‌جا باشید...

323
15:05.446 --> 15:08.240
‫باید حرکت کنید. زودباشید.

324
15:08.324 --> 15:10.135
‫- وقتی اون باهات قطع رابطه کرد.
‫- این یه قانون نیست.

325
15:10.159 --> 15:11.761
‫- این یه پیشنهاد بود.
‫- دلت شکست؟

326
15:11.785 --> 15:16.040
‫ما فقط یه هفته با هم بودیم، ولی این
‫حس رو داشت که انگار یه عمر با هم بودیم.

327
15:16.123 --> 15:18.208
‫- برای اون همین‌طور بوده.
‫- یعنی...

328
15:18.292 --> 15:22.004
‫ما همه‌ی کارا رو با هم انجام
‫می‌دادیم، حتی جراحی‌ها رو.

329
15:22.087 --> 15:23.672
‫سباستین اونا رو باز می‌کرد.

330
15:23.756 --> 15:26.842
‫- و من اونا رو بخیه می‌زدم.
‫- تو یه بخیه زن...

331
15:26.926 --> 15:28.486
‫- جراحی قلب هستی؟
‫- آره. آره...

332
15:28.510 --> 15:29.803
‫اون همیشه میذاشت من تموم کنم.

333
15:29.887 --> 15:30.888
‫- خیلی خب.
‫- می‌دونی چی میگم؟

334
15:30.971 --> 15:32.973
‫این مهمه.

335
15:33.057 --> 15:35.100
‫شلوغش کنید. زودباشید.

336
15:35.184 --> 15:39.188
‫چرا فکر می‌کنی که چنین چیزی حقش بود؟

337
15:39.271 --> 15:42.650
‫دیروز اون یهویی منو ول کرد.

338
15:42.733 --> 15:46.862
‫می‌تونی تصور کنی؟ اون قلبم
‫رو از جا در آورد و روش پا گذاشت.

339
15:46.946 --> 15:49.823
‫اون روی قلبت پا گذاشت. خیلی خب.

340
15:49.907 --> 15:53.077
‫وای خدا. دیگه نمی‌تونم.

341
15:53.160 --> 15:55.955
‫و من سرلوحه‌ی زندگیم یادم اومد:

342
15:56.038 --> 15:59.166
‫وقتی خوشحال نیستی،‌ خودتو خوشحال کن.

343
15:59.249 --> 16:01.001
‫چون حدس بزن چی شده؟ من تازه نامزد کردم.

344
16:01.085 --> 16:04.213
‫تو باید به زندگی ادامه بدی، چون
‫توی بیمارستان زندگی سریع میگذره.

345
16:04.296 --> 16:05.881
‫من به اسلاج نیاز دارم.

346
16:05.965 --> 16:08.217
‫من باید یه جایی پیدا کنم که
‫بالا بیارم. من باید اسلاج بخورم.

347
16:08.300 --> 16:10.636
‫بیاید جلو. اون طرف، آره.

348
16:10.719 --> 16:12.319
‫- من یه سوال دیگه دارم.
‫- بفرما.

349
16:12.388 --> 16:15.516
‫اگه قرار باشه قلب یه نفر
‫رو در بیاری و اونو لگد کنی...

350
16:15.599 --> 16:17.935
‫- بعدش اونو بخیه میزنی؟
‫- آره. البته.

351
16:18.018 --> 16:20.980
‫- ممنون. بعدا می‌بینمت.
‫- خداحافظ.

352
16:23.983 --> 16:26.986
‫آقا، شما که روی تختی، می‌تونم
‫در مورد اسلاج باهات حرف بزنم؟

353
16:27.569 --> 16:30.656
‫می‌تونم در مورد اسلاج
‫باهات حرف بزنم؟ اسلاج عالیه.

354
16:30.739 --> 16:33.784
‫سازمان غذا و دارو تائیدش کرده. سازمان غذا
‫و داروی گواتمالا قراره اسلاج رو تایید کنه.

355
16:33.867 --> 16:35.703
‫اسلاج رو امتحان کن. بهش فرصت بده.

356
16:37.496 --> 16:39.873
‫احتمالا یکی از اعضای
‫فامیلش رو از دست داده بود.

357
16:40.457 --> 16:43.377
‫می‌دونی، ما تیم خیلی خوبی میشیم.

358
16:43.460 --> 16:44.628
‫- ممنون.
‫- خواهش.

359
16:45.212 --> 16:47.047
‫و منظورم فقط در مورد
‫چیزای مربوط به قتل نیست.

360
16:48.215 --> 16:54.013
‫می‌دونم که گفتم این اتفاق
‫نباید بیفته، اما شارون...

361
16:56.515 --> 16:58.934
‫من می‌خوام که تو...

362
17:01.353 --> 17:03.230
‫بیای و...

363
17:04.565 --> 17:06.275
‫شریک تجاری اسلاج من بشی.

364
17:06.984 --> 17:07.901
‫اوه...

365
17:07.985 --> 17:11.530
‫من فقط می‌خوام که یه چک تضمینی...

366
17:11.613 --> 17:14.950
‫به مبلغ سرمایه‌گذاری
‫اولیه من یا نصف رو بدی.

367
17:15.034 --> 17:17.578
‫یا اگه ۱۳ هزار دلار
‫نقدی هم بدی مشکلی نیست.

368
17:18.162 --> 17:19.747
‫البته، دو سومش...

369
17:19.830 --> 17:22.750
‫برای شش سال اولیه‌ی حق امتیازت میره،

370
17:22.833 --> 17:25.335
‫اما وقتی که اولین فروشم رو انجام بدم،

371
17:25.419 --> 17:27.700
‫واقعا حس می‌کنم که
‫بخت به من رو می‌کنه.

372
17:28.338 --> 17:30.591
‫- به اشتیاقت احترام میذارم...
‫- بهش فکر کن.

373
17:30.674 --> 17:32.217
‫و من خوشحال میشم که...

374
17:32.301 --> 17:34.112
‫- بهش فکر کنی.
‫- در حال یادگیری بهت کمک کنم.

375
17:34.136 --> 17:35.846
‫به عنوان یه شریک. پس آره.

376
17:36.764 --> 17:39.016
‫نه، اما در حال یادگیری بهت کمک می‌کنم.

377
17:41.101 --> 17:44.271
‫این اولین باره که بعد ۱۵
‫سال به این بیمارستان میام.

378
17:44.938 --> 17:47.816
‫- آره.
‫- چرا ۱۵ سال پیش این‌جا بودی؟

379
17:48.609 --> 17:52.529
‫اون شبی بود که همکار قدیمیم لوری مرد.

380
17:53.530 --> 17:56.825
‫خاطرات اون دفتر منو مثل یه شبح تسخیر کرده،

381
17:56.909 --> 17:59.703
‫مثل شبح لوری، اما اون لوری نیست.

382
18:00.370 --> 18:02.057
‫اون همیشه می‌گفت که
‫اگه به عنوان یه روح برگرده...

383
18:02.081 --> 18:05.042
‫خشتک منو می‌کشه روی سرم تا بدونم اونه.

384
18:05.125 --> 18:09.296
‫بگذریم، نکته این‌جاست که قتل اون
‫حل نشده و من نمی‌تونم بیخیالش بشم.

385
18:09.922 --> 18:11.590
‫- من متاسفم.
‫- آره.

386
18:12.758 --> 18:15.361
‫تو می‌خوای برای من در مورد بدترین
‫اتفاقی که برات افتاده حرف بزنی؟

387
18:16.762 --> 18:18.490
‫- می‌دونی، من ۱۳ یا ۱۴ ساله بودم و...
‫- وای خدا، می‌دونی چیه؟

388
18:18.514 --> 18:20.808
‫اگه بخوایم این جرم رو حل کنیم باید بریم.

389
18:20.891 --> 18:21.767
‫آره.

390
18:21.850 --> 18:24.520
‫آماده‌ای که این تحقیقات
‫رو به سرانجام برسونیم؟

391
18:25.104 --> 18:25.687
‫آره.

392
18:25.771 --> 18:29.441
‫خیلی خب. وقت ضد عفونی کردن دست‌هاست.

393
18:29.525 --> 18:33.403
‫آخرین مظنون ما ویل گونزالز
‫بود، متخصص هوشبری.

394
18:34.113 --> 18:36.448
‫ظاهرا همسرش یه
‫سابقه‌ای با قربانی داشته،

395
18:36.532 --> 18:39.576
‫و اون سابقه معمولی
‫نبوده، بلکه جنسی بوده.

396
18:39.660 --> 18:43.330
‫اونا سکس داشتند. آمیزش جنسی استاندارد.

397
18:43.413 --> 18:44.748
‫رسیدیم.

398
18:45.374 --> 18:48.669
‫طبق انتظار ما ۲ تا دکتر واقعی هستیم...

399
18:48.752 --> 18:51.588
‫که برای انجام جراحی به این‌جا اومدیم.

400
18:51.672 --> 18:54.067
‫شرمنده، فکر نکنم ما همو دیده باشیم.
‫شماها جدید اومدید توی بیمارستان یا...؟

401
18:54.091 --> 18:57.594
‫بله. خیلی خوبه. دکتر برت رترسون،

402
18:58.178 --> 19:03.225
‫و ایشون هم دکتر ایوا
‫براون‌فینگر آلمانی هستند،

403
19:03.892 --> 19:07.563
‫یه جراح آلمانی پر آوازه
‫که از آلمان به این‌جا اومده.

404
19:07.646 --> 19:09.314
‫لهجه‌ی غلیظ داشته باش.

405
19:09.398 --> 19:11.441
‫توی کدوم بیمارستان آلمان تحصیل کردی؟

406
19:12.025 --> 19:16.822
‫بیمارستان فراو... فراو هانگنشینگن.

407
19:16.905 --> 19:18.240
‫خیلی پرآوازه هست.

408
19:18.323 --> 19:20.218
‫وای،‌ دیدار با شما
‫افتخار بزرگیه، خانم دکتر.

409
19:20.242 --> 19:21.118
‫بله، هست.

410
19:21.201 --> 19:23.453
‫ما این‌جا هستیم که...

411
19:23.537 --> 19:27.207
‫- جراحی انجام بدیم.
‫- جراحی انجام بدیم که مشخصه یه...

412
19:27.291 --> 19:28.291
‫مثل بریدنه.

413
19:28.333 --> 19:32.421
‫یه ترمیم پارگی شاهرگ سینه‌ای دیگه. لعنتی.

414
19:32.504 --> 19:33.940
‫- همه چیز رو به راهه؟
‫- نه، نه، مشکلی نیست.

415
19:33.964 --> 19:35.024
‫خیلی وقته که ما...

416
19:35.048 --> 19:37.360
‫- جراحی سینه رو انجام ندادیم.
‫- من توی این کار ماهرم. من عاشق بریدنم.

417
19:37.384 --> 19:38.945
‫- آره، اون عاشق بریدنه.
‫- بریدن تخصص منه.

418
19:38.969 --> 19:40.155
‫من توی برش خیلی تخصص دارم.

419
19:40.179 --> 19:43.265
‫تو باید این یارو رو معطل
‫کنی و ازش اطلاعات بکشی...

420
19:43.348 --> 19:46.059
‫قبل این‌که جراحی واقعی رو انجام بدیم، خب؟

421
19:46.643 --> 19:48.454
‫بیا این‌کارو بکنیم. بیا
‫این‌جوری جلو بریم،‌ باشه؟

422
19:48.478 --> 19:51.356
‫خب،‌ دکتر گونزالز،‌ من
‫می‌خوام ازت بپرسم...

423
19:51.440 --> 19:54.735
‫رابطه‌ی تو با دکتر پیرس چطور بود؟

424
19:54.818 --> 19:57.988
‫- چی بگم.
‫- توی آلمان این‌جوری گپ میزنن.

425
19:58.071 --> 20:01.366
‫اون یارو حقش بود. البته چیز مهمی نیست.

426
20:01.450 --> 20:04.703
‫اما شما در مورد اون قضیه
‫رابطه‌اش با همسر من شنیدید.

427
20:04.786 --> 20:06.580
‫اون شیطونیش با همسرت؟

428
20:06.663 --> 20:08.600
‫اما در کل این قضیه به نفع من شد...

429
20:08.624 --> 20:12.127
‫چون من حق سکس به دست آوردم. یعنی
‫می‌تونم یه ایکسی رو به انتخاب خودم بکنم.

430
20:12.211 --> 20:13.295
‫ایکس یعنی هر کسی.

431
20:13.378 --> 20:15.339
‫و همسرم به من اجازه داد یه قایق بخرم.

432
20:15.422 --> 20:17.591
‫- این معامله‌ی خیلی خوبیه.
‫- آره.

433
20:17.674 --> 20:20.427
‫چی باعث شد که بخوای یه متخصص هوشبر بشی؟

434
20:20.510 --> 20:23.030
‫خیلی جالبه، من می‌خواستم
‫جراحی انجام بدم...

435
20:23.055 --> 20:25.599
‫و من توی همه چیز آموزش
‫دیدم،‌ اما این خیلی باحاله...

436
20:25.682 --> 20:29.394
‫که این‌جا یه دکمه بزنی و مغز این
‫یارو رو به پوره‌ی سیب‌ تبدیل کنی.

437
20:29.478 --> 20:30.520
‫- البته.
‫- مگه نه؟

438
20:30.604 --> 20:32.999
‫ما باید کارمون رو شروع
‫کنیم، من عاشق گپ زدنم،

439
20:33.023 --> 20:34.709
‫اما نباید اونو مدت طولانی
‫در این حالت نگه داریم.

440
20:34.733 --> 20:37.444
‫خیلی خب. بیا شروع کنیم. چاقو رو بده من.

441
20:38.028 --> 20:39.780
‫- ببخشید. چاقو؟
‫- اسکالوپ.

442
20:39.863 --> 20:41.657
‫- منظورش تیغ جراحیه.
‫- تیغ جراحی.

443
20:41.740 --> 20:44.618
‫خیلی عجیبه چون توی سرم
‫شنیدم که تو گفتی چاقو...

444
20:44.701 --> 20:46.203
‫- خب؟
‫- و با خودم فکر کردم این امکان نداره.

445
20:46.286 --> 20:47.871
‫معلومه امروز قهوه‌ام رو نخوردم.

446
20:47.955 --> 20:49.414
‫وای خدا. ببخشید.

447
20:49.498 --> 20:51.208
‫- خیلی خب.
‫- وای خدای من.

448
20:51.291 --> 20:52.891
‫از بندری که قایقم اون‌جا
‫پهلو گرفته زنگ زدن.

449
20:52.918 --> 20:53.752
‫- خیلی خب.
‫- باید اینو جواب بدم.

450
20:53.835 --> 20:55.379
‫البته. ما باید...

451
20:55.462 --> 20:56.940
‫- این یارو رو عمل کنیم.
‫- آره، ادامه بدید.

452
20:56.964 --> 20:58.590
‫ممنون که به ما اجازه میدی کارمون رو بکنیم.

453
20:58.674 --> 21:01.176
‫من یه شکاف ایجاد می‌کنم.

454
21:01.802 --> 21:03.682
‫فقط برای این‌که این‌طور به نظر
‫بیاد که می‌دونیم داریم چه کار می‌کنیم.

455
21:05.347 --> 21:06.348
‫اوه!

456
21:07.224 --> 21:08.976
‫- اوه. وای پسر
‫- اوه! اینو ببین.

457
21:09.059 --> 21:10.912
‫- بذار گاز استریل بیارم.
‫- این‌جا یه خبریه.

458
21:10.936 --> 21:12.956
‫- وای خدا. وای خدا.
‫- آره، کمکم کن. خوبه.

459
21:12.980 --> 21:14.332
‫- آره، خیلی خب، می‌دونی چیه؟
‫- وای خدای من.

460
21:14.356 --> 21:16.501
‫من یه برش دیگه ایجاد
‫می‌کنم که متقارن بشه...

461
21:16.525 --> 21:17.442
‫- و فشارش کم بشه.
‫- شاید بهتر باشه این‌کارو نکنی.

462
21:17.526 --> 21:18.753
‫- شاید بهتره این‌کارو نکنی.
‫- فقط برای کم شدن فشار.

463
21:18.777 --> 21:21.488
‫- وای خدا. همه جا خون ریخته.
‫- وای خدا.

464
21:21.571 --> 21:23.007
‫- وای خدا.
‫- صبر کن، بیا سراغ شکاف اصلی.

465
21:23.031 --> 21:25.051
‫- گندش بزنن.
‫- اینو ببند، و من فکر می‌کنم که...

466
21:25.075 --> 21:26.743
‫من دیگه چیزی ندارم.

467
21:26.827 --> 21:29.621
‫- وای خدا. وای خدا.
‫- خون داره ازش فواره میزنه. وای پسر.

468
21:29.705 --> 21:31.724
‫- وای خدا.
‫- این خوبه. صبر کن.

469
21:31.748 --> 21:33.417
‫- وای خدا.
‫- خیلی خب. این...

470
21:33.500 --> 21:34.960
‫- داره خون میره.
‫- خون رو با این جمع کن.

471
21:35.043 --> 21:36.938
‫- همه جا داره خونی میشه.
‫- با این خون رو جمع کن.

472
21:36.962 --> 21:39.042
‫- بیا.
‫- تو می‌تونی یه برش دیگه ایجاد کنی.

473
21:39.548 --> 21:41.341
‫توی روز اول نباید این کارا رو کرد.

474
21:42.175 --> 21:44.553
‫خیلی خب. صبر کن. نه، چیزی نیست.

475
21:44.636 --> 21:47.347
‫انگشتت رو بذار این‌جا.
‫این یکی داره بدتر میشه.

476
21:47.431 --> 21:48.682
‫باورم نمیشه.

477
21:48.765 --> 21:51.476
‫- آره.
‫- دکتر گونزالز،‌ ما یکم نشتی داریم.

478
21:51.560 --> 21:53.687
‫باور کنید منم روز سختی دارم.

479
21:53.770 --> 21:54.646
‫- واقعا؟
‫- یه اتفاقی برای قایقم افتاده.

480
21:54.730 --> 21:57.250
‫کد آبی. یه میز بیارید. ما باید
‫جلوی خونریزی رو بگیریم.

481
21:57.274 --> 21:58.954
‫آره، یه میز نوشیدنی بیارید.

482
21:58.984 --> 22:00.694
‫- میز جراحی رو بیارید.
‫- شماها می‌تونید به این رسیدگی کنید؟

483
22:00.777 --> 22:03.322
‫دیگه بقیه‌اش با خودتون. دکتر گونزالز.

484
22:03.405 --> 22:05.824
‫- یه جراحی سینه‌ی موفق دیگه...
‫- تو هم همین‌طور.

485
22:05.907 --> 22:09.244
‫- من خیلی جراحی‌های موفق داشتم.
‫- تو خیلی خیلی فوق‌العاده‌ای.

486
22:09.328 --> 22:10.648
‫- فوق‌العاده.
‫- بریم.

487
22:11.204 --> 22:14.041
‫بعد از شستن خون از روی خودمون،

488
22:14.124 --> 22:19.046
‫ما خدمه‌ی بیمارستان رو جمع کردیم تا
‫شارون بتونه تشخیص کاراگاهیش رو اعلام کنه.

489
22:19.129 --> 22:23.592
‫وقتش رسیده بود که اون به ما بگه
‫فکر می‌کنه کی دکتر پیرس رو کشته.

490
22:23.675 --> 22:26.762
‫خانم‌ها و آقایون، میشه لطفا توجه کنید؟

491
22:27.471 --> 22:32.225
‫وقتش رسیده که کاراگاه کارآموز
‫شارون استون تصمیم بگیره...

492
22:32.309 --> 22:36.229
‫که کدوم یکی از این ۳
‫مظنون دکتر پیرس رو کشتند.

493
22:36.313 --> 22:37.981
‫کار دکتر چن بوده،

494
22:38.732 --> 22:39.900
‫دکتر الکساندر...

495
22:40.692 --> 22:42.360
‫یا دکتر گونزالز؟

496
22:42.944 --> 22:47.574
‫و اون این کارو می‌کنه درست بعد این‌که من
‫به شما در مورد یه کسب و کار باور نکردنی...

497
22:47.657 --> 22:49.159
‫و یه ماده‌ی مغذی عالی اطلاعات بدم.

498
22:49.242 --> 22:50.952
‫شما فیل نیستید. چرا باید برای
‫دو قرون پول سگ دو بزنید؟

499
22:51.036 --> 22:53.038
‫- بگید دیگه.
‫- من کلاس زومبام رو برای این ول کردم.

500
22:53.121 --> 22:54.498
‫خیلی خب. خیلی خب.

501
22:54.581 --> 22:57.250
‫شارون، این فرصت تو برای درخشیدنه.

502
22:57.334 --> 23:02.089
‫می‌خوام این لیوان اسلاج بسیار
‫مغذی و خوش فروش رو بگیری...

503
23:02.172 --> 23:06.051
‫و به هر کسی که فکر می‌کنی
‫دکتر پیرس رو کشته بدی.

504
23:22.484 --> 23:27.572
‫من؟ چی؟ نه. این توهین‌آمیزه.

505
23:27.656 --> 23:28.740
‫هی، این‌جا چه خبره؟

506
23:28.824 --> 23:32.661
‫رئیس، ما فهمیدیم که کی دکتر پیرس رو کشته.

507
23:32.744 --> 23:34.204
‫کار دکتر چن بود.

508
23:34.287 --> 23:37.374
‫دقیقا چرا فکر می‌کنی که کار دکتر چن بوده؟

509
23:37.457 --> 23:43.255
‫خب، من حس کردم که دکتر چن خیلی سریع
‫توی یک روز برای نامزد شدن اقدام کرد...

510
23:43.338 --> 23:45.298
‫و اون با این قضیه مشکل عاطفی نداشت.

511
23:45.382 --> 23:50.095
‫اون همچنین قابلیت
‫انجام جراحی قلب...

512
23:50.178 --> 23:51.513
‫و بخیه زدنش رو داشته،

513
23:51.596 --> 23:54.516
‫و رئیس بیمارستان انگیزه‌ای نداشته.

514
23:54.599 --> 23:56.935
‫می‌تونسته خیلی راحت اونو اخراج کنه.

515
23:57.018 --> 24:02.399
‫و در حالی که متخصص هوشبری ما
‫از رفتار دکتر پیرس خوشش نمیومده،

516
24:02.482 --> 24:08.113
‫این قضیه به نفع اون شده، پس
‫حس کردم اون معشوقه‌ی دل شکسته...

517
24:08.196 --> 24:11.783
‫که به نظر میاد هیچ احساسی
‫بروز نمیده این‌کارو کرده.

518
24:11.867 --> 24:16.621
‫اون اینم گفت که پیرس قلبش
‫رو از جا در آورد و اونو لگد کرد،

519
24:16.705 --> 24:21.418
‫و این دقیقا همون چیزی هست
‫که برای دکتر پیرس اتفاق افتاد.

520
24:22.377 --> 24:23.377
‫عالیه.

521
24:24.963 --> 24:26.298
‫عالیه.

522
24:26.381 --> 24:28.967
‫عالیه. موافقم، عالیه.

523
24:29.050 --> 24:32.220
‫تو تونستی که توی این قضیه...

524
24:35.849 --> 24:37.726
‫- در اشتباه کامل باشی.
‫- واقعا؟

525
24:37.809 --> 24:38.393
‫بله،

526
24:38.476 --> 24:40.395
‫مشخص بود که قاتل...

527
24:40.896 --> 24:42.814
‫دکتر گونزالزه.

528
24:43.481 --> 24:45.734
‫بله، اون یه متخصص هوشبریه،

529
24:45.817 --> 24:49.112
‫اما اون گفت که به عنوان
‫یه جراح آموزش دیده.

530
24:49.196 --> 24:50.715
‫خیلی جالبه، من می‌خواستم
‫جراحی انجام بدم...

531
24:50.739 --> 24:52.842
‫و توی همه چیز آموزش دیدم.

532
24:52.866 --> 24:55.493
‫و اون لیوان قهوه‌ای که توی
‫صحنه جرم پیدا شد رو یادته؟

533
24:55.577 --> 24:58.997
‫نه تنها گونزالز تایید کرد
‫که اون قهوه می‌خوره،

534
24:59.080 --> 25:00.916
‫من امروز قهوه‌ام رو نخوردم.

535
25:00.999 --> 25:05.420
‫اون دقیقا همون نوع لیوان رو
‫با خودش در طی جراحی داشت.

536
25:05.503 --> 25:08.340
‫مشخصه که امکان نداشت
‫کار دکتر مدیسون چن باشه.

537
25:08.423 --> 25:10.091
‫اون قهوه نمی‌خوره.

538
25:10.175 --> 25:14.221
‫و تنها محرکی که من این روزها
‫استفاده می‌کنم زومبا و انرژی مثبته.

539
25:14.304 --> 25:17.474
‫و کار دکتر الکساندر
‫نبود. اون یه جراح نیست.

540
25:17.557 --> 25:20.143
‫اون توی مدیریت بیمارستان تخصص داره.

541
25:20.227 --> 25:23.104
‫این روی پلاک اسمش نوشته شده بود.

542
25:23.188 --> 25:26.441
‫اما آخرین میخ به تابوت دکتر گونزالز...

543
25:26.524 --> 25:30.278
‫موسیقی کلاسیکی بود که در طی قتل پخش شد.

544
25:30.362 --> 25:32.089
‫اون موسیقی رو می‌شنوی؟ اون چیه؟

545
25:32.113 --> 25:33.490
‫اون آهنگ رکوئیم موتزارته.

546
25:33.573 --> 25:36.701
‫دکتر گونزالز طرفدار پر و
‫پا قرص موسیقی کلاسیک بود.

547
25:36.785 --> 25:38.119
‫از کجا می‌دونیم؟

548
25:38.912 --> 25:44.459
‫چون آهنگ زنگ گوشیش همونی
‫بود که در طی قتل پخش میشد.

549
25:44.542 --> 25:47.420
‫ببخشید. وای، خدای من.

550
25:49.005 --> 25:50.590
‫من از هیچی پشیمون نیستم.

551
25:50.674 --> 25:53.093
‫جز... گیر افتادن.

552
25:54.135 --> 25:55.428
‫برگرد این‌جا!

553
25:55.512 --> 25:58.932
‫شغل دکتر گونزالز به خواب ابدی فرو رفت.

554
25:59.015 --> 26:00.016
‫شارون استون،

555
26:00.809 --> 26:01.476
‫تو اخراجی.

556
26:01.559 --> 26:03.144
‫اوه، خدا رو شکر.

557
26:03.228 --> 26:07.565
‫می‌دونی چیه؟ تو کارت خوب
‫بود، کاراگاه کارآموز شارون استون.

558
26:07.649 --> 26:08.400
‫ممنون.

559
26:08.483 --> 26:09.651
‫و من متاسفم.

560
26:10.777 --> 26:12.153
‫شاید عاشق هم نشده باشیم...

561
26:12.904 --> 26:15.115
‫اما حداقل از هم خوشمون اومد.

562
26:15.198 --> 26:17.492
‫ای بابا، کاراگاه سیاتل.

563
26:17.575 --> 26:20.328
‫نظرت چیه که بریم بیرون و
‫بذاری من برات یه نوشیدنی بگیرم؟

564
26:20.412 --> 26:21.746
‫به حساب من.

565
26:21.830 --> 26:25.500
‫این عالیه. بیا بریم.

566
26:26.126 --> 26:27.294
‫تری سیاتل.

567
26:27.961 --> 26:29.838
‫ببین، من بهت گفتم تکونش ندی.

568
26:29.921 --> 26:33.717
‫اون خیلی ناپایداره. زنگ بزن به آتش‌نشانی.

569
26:37.887 --> 26:41.808
‫من کل روز رو نزدیک بیمارایی بودم که
‫با چنگ و دندون به زندگی چسبیدند،

570
26:41.891 --> 26:44.728
‫و فهمیدم که خودم هم به یه چیزی چسبیدم،

571
26:44.811 --> 26:46.688
‫اما من به مرگ چسبیده بودم.

572
26:47.188 --> 26:51.318
‫من ۱۵ سال سعی کردم با تلاش برای
‫پیدا کردن قاتلت به میراثت ادای احترام کنم.

573
26:52.319 --> 26:53.778
‫حالا فهمیدم...

574
26:53.862 --> 26:55.613
‫بهترین راه برای ادای احترام به خاطراتت...

575
26:57.699 --> 26:59.451
‫اینه که بالاخره رهات کنم.

576
27:03.455 --> 27:04.831
‫خداحافظ، لوری.

577
27:19.179 --> 27:20.180
‫الو؟

578
27:20.263 --> 27:22.932
‫من یه چیز خیلی مهمی دارم که باید بهت بگم.

579
27:23.016 --> 27:24.309
‫در مورد لوری هست.

580
27:31.983 --> 27:34.611
‫آنچه در قسمت بعد خواهید دید.

581
27:35.111 --> 27:36.863
‫تری این همکار جدیدت کن جانگ هست.

582
27:36.946 --> 27:38.448
‫- سلام.
‫- ما آماده‌ی انجام چی هستیم؟

583
27:38.531 --> 27:41.451
‫پرده‌برداری از یه توطئه‌ی بزرگ.

584
27:41.534 --> 27:44.204
‫- تو کی هستی؟
‫- نگران نباش. من برای کمک این‌جا هستم.

585
27:44.287 --> 27:46.956
‫من می‌خوام که اعتمادش رو جلب
‫کنی و هر چیزی که می‌دونه رو...

586
27:47.040 --> 27:48.375
‫قبل این‌که تو رو بکشه بفهمی.

587
27:48.399 --> 27:59.399
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.