﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:03.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:06.001 --> 00:00:09.801
اون روز توی خیابون، چرولو رو با نامزدش دیدم

00:00:09.901 --> 00:00:13.001
اون‌همه زیبایی که وقتی
...بچه بود توی ذهن‌ـش داشت

00:00:13.002 --> 00:00:14.921
به سمت نادرستی رفته

00:00:14.922 --> 00:00:17.502
« آن‌چه در «دوست نابغۀ من: داستان یک نام جدید» دیدید »

00:00:17.503 --> 00:00:19.053
!آدا

00:00:20.753 --> 00:00:22.053
فردا می‌بینم‌ـت

00:00:22.800 --> 00:00:24.550
نمی‌خوام چیزی رو ازـت مخفی کنم

00:00:25.250 --> 00:00:28.850
ما مکان خودمون رو می‌خوایم، زندگی خودمون رو

00:00:28.950 --> 00:00:30.150
من یه کاری برات دارم

00:00:30.350 --> 00:00:31.350
پیداش کن

00:00:31.900 --> 00:00:34.050
دور بمون، دیگه هرگز قرار نیست ببینی‌ـش

00:00:36.850 --> 00:00:38.950
می‌رم ببینم می‌خواد چی‌کار کنه

00:00:38.955 --> 00:00:41.050
من از وقتی بچه بودیم یه احساسی بهت داشتم

00:00:41.160 --> 00:00:43.360
مستحق این نیستی که توی این بیغوله زندگی کنی

00:00:44.050 --> 00:00:45.300
برگشتی

00:00:45.301 --> 00:00:47.000
من باردارـم، استه

00:00:48.100 --> 00:00:50.700
...لی -
بچه مال تو نیست -

00:00:51.700 --> 00:00:54.200
می‌تونی برای «نُرماله»، دانشگاه توی «پیزا» تلاش کنی

00:00:54.201 --> 00:00:56.000
بس کن! قرار نیست وایسم این‌جا
!و به شِرووِرهات گوش بدم

00:00:56.001 --> 00:00:58.000
!شِرووِر نیست! من می‌خوام ادامه‌تحصیل بدم

00:00:58.001 --> 00:01:00.001
اگه می‌ری، باید به قصد واردشدن باشه، لنو

00:01:22.919 --> 00:01:27.963
ازـت تاریخ دقیق نامه‌ای که «ورگا» درـش
جووانی ورگا: نویسندۀ ایتالیایی و بنیان‌گذار ]
[ مکتب ادبی «وریسم» یا واقع‌گری محض

00:01:27.965 --> 00:01:33.471
وفاداری‌ـش به شعرشناسی واقع‌گری محض رو اعلام
می‌کنه رو خواستم، و این‌که برای کی نوشته شده بود

00:01:37.433 --> 00:01:39.308
نمی‌دونم

00:01:39.310 --> 00:01:41.769
ما داریم راجع به یک محافظه‌کار کم‌هوش حرف می‌زنیم

00:01:41.771 --> 00:01:43.729
کافیه، ماری

00:01:43.731 --> 00:01:46.899
جدی درس‌خوندن

00:01:46.901 --> 00:01:50.986
به این معنا نیست که صرفاً کار یه
،نویسنده رو از جنبۀ مسلکی بخونی

00:01:50.988 --> 00:01:55.783
بلکه باید تاریخ‌های حیاتی رو
حفظ و زمینه‌یابی هم بکنی

00:01:55.785 --> 00:01:58.162
...استاد

00:01:59.413 --> 00:02:07.836
اتفاقاتی داره میوفته که بیش از حد جالبه که
بهم اجازه بده تنها روی درس شما تمرکز کنم

00:02:07.839 --> 00:02:09.505
من رو ببخشید اگه همچین حرفی می‌زنم

00:02:09.507 --> 00:02:13.845
ماری عزیز من، موقعیت‌ـت بهت اعتبار می‌ده

00:02:14.929 --> 00:02:20.266
چیزی که از اعتبارـت کم می‌کنه، و
،فکر می‌کنم خودت متوجه‌ش هستی

00:02:20.268 --> 00:02:25.104
اینه که با دونستن این‌که چی رو در خطر می‌ندازی
بدون آمادگی قبلی این‌جا حاضر می‌شی

00:02:25.106 --> 00:02:28.232
باید یاد بگیری از وقت‌ـت استفادۀ بهتری بکنی

00:02:28.234 --> 00:02:33.614
فقط یک راه وجود داره که از وقت خوب استفاده کرد -
بگو بشنویم -

00:02:35.158 --> 00:02:37.825
انقلاب‌کردن

00:02:37.827 --> 00:02:40.913
خیلی‌خب... ببین، من می‌خوام کمک‌ـت کنم

00:02:42.248 --> 00:02:44.625
امتحان‌ـت لیاقت بیش‌تر از 13 رو نداره

00:02:46.127 --> 00:02:50.588
متأسف‌ام، جات در دانشگاه «نُرماله» رو از دست می‌دی

00:02:50.590 --> 00:02:55.178
و بعد کُلی وقت برای انقلاب‌کردن داری

00:02:58.139 --> 00:03:00.183
ممنون، استاد

00:03:01.809 --> 00:03:03.811
لایق بیش‌تر نبودم

00:03:37.053 --> 00:03:38.928
اوناهاش‌ـش -
خب؟ -

00:03:38.930 --> 00:03:40.471
عالی -
نمره؟ -

00:03:40.473 --> 00:03:42.932
مهم نیست، خوب پیش رفت

00:03:42.934 --> 00:03:46.227
بیاید همون‌طور که گفتیم بریم ساحل -
آره، بیاید بریم -

00:03:46.229 --> 00:03:48.479
...جولیا گفت میاد به اتاق‌ـم

00:03:48.481 --> 00:03:50.981
امشب پیش من می‌مونی؟ -
آره -

00:03:50.983 --> 00:03:56.278
می‌خوام با تو تنها باشم، باشه؟
نه، شما بدون ما برید

00:03:56.280 --> 00:04:00.282
ما می‌ریم. به سرایدار می‌گم راه‌تون بده

00:04:00.284 --> 00:04:04.245
داری ما رو می‌پیچونی؟ -
!النا، متقاعدش کن -

00:04:04.247 --> 00:04:09.166
،ما همه داریم تلف می‌شیم
...بیاید بریم ماکارونی بخوریم

00:04:09.168 --> 00:04:11.585
ازـش عذرخواهی کن -
دیوونه شدی؟ -

00:04:11.587 --> 00:04:17.174
!ول‌ـش کن -
داشت شوخی می‌کرد -

00:04:17.176 --> 00:04:20.803
فقط داشتم شوخی می‌کردم -
!کون لق‌ـت -

00:04:20.805 --> 00:04:26.976
!فرانکو، برگرد! حماقت نکن -
!کون لق‌ـت -

00:04:26.978 --> 00:04:30.398
بیاید بگیریم‌شون، یالا! مراقب باشید

00:04:41.701 --> 00:04:43.327
!فرانکو

00:04:45.246 --> 00:04:46.914
!بدو، بدو

00:04:51.461 --> 00:04:55.673
کجا می‌ریم؟ -
!دور از همه -

00:05:14.984 --> 00:05:19.528
داس و چکش
...اربابان به سلاخی
[ داس و چکش: یکی از نمادهای کمونیستی ]

00:05:19.530 --> 00:05:23.199
« بعد از 22 سال کار در کارخانه اخراج شدم »
« باید شکم 4 تا بچه رو سیر کنم »

00:05:23.201 --> 00:05:26.160
وقت‌ـشه، وقت‌ـشه
...قدرت به کارگرها

00:05:26.162 --> 00:05:30.122
« کارگری یه حق‌ـه »

00:05:30.124 --> 00:05:33.503
وقت‌ـشه، وقت‌ـشه
...قدرت به کارگرها

00:05:37.381 --> 00:05:41.844
داس و چکش
...اربابان به سلاخی

00:05:45.181 --> 00:05:48.810
وقت‌ـشه، وقت‌ـشه
...قدرت به کارگرها

00:06:10.206 --> 00:06:13.709
!اوناهاش‌ـن، دارن می‌رسن! بیا، بیا

00:06:36.858 --> 00:06:40.568
النا، اونا باید احترام بیش‌تری بهت بذارن

00:06:40.570 --> 00:06:44.905
...تو ساکت می‌مونی، لبخند می‌زنی
از حق خودت دفاع کن

00:06:44.907 --> 00:06:48.119
بهم قول می‌دی؟ -
آره -

00:06:54.167 --> 00:06:56.584
با من بیا

00:06:56.586 --> 00:06:58.294
صبح به‌خیر -
سلام -

00:06:58.296 --> 00:07:01.297
ما می‌خوایم اون پالتو جناغی
توی ویترین رو تن بزنیم

00:07:01.299 --> 00:07:06.135
اونی که از پشم نؤ خالص‌ـه؟ -
پشم نؤ خالص، بله، بله -

00:07:06.137 --> 00:07:12.474
سایز خانم جوان رو می‌خواید؟ -
سایز همسرـم؟ بله -

00:07:12.477 --> 00:07:15.686
که این‌طور، می‌رم بیارم‌ـش -
ممنون -

00:07:15.688 --> 00:07:18.816
مارتا، می‌تونی یه دستی بهم برسونی؟

00:07:20.443 --> 00:07:23.068
فرانکو، لازم‌ـش ندارم -
چرا، داری -

00:07:23.070 --> 00:07:25.529
فقط این پالتو قدیمی‌ـه رو داری

00:07:25.531 --> 00:07:29.992
همین پالتو قدیمی‌ـه کارـم رو راه می‌ندازه -
ولی این‌یکی گرم‌تره -

00:07:29.994 --> 00:07:33.871
درست نیست -
چرا، هست -

00:07:33.873 --> 00:07:38.375
نه، نیست. تو همین‌جوری‌ـش کُلی هدیه بهم دادی

00:07:38.377 --> 00:07:44.548
لباس، عینک، سفر... بسه -
ولی من پول‌دارـم، النا -

00:07:44.550 --> 00:07:46.469
خیلی پول‌دار

00:07:47.678 --> 00:07:53.557
و تو هیچی نداری. به‌علاوه، لایق‌شون‌ـی

00:07:53.559 --> 00:07:57.061
خانم، اجازه هست؟ -
موردی نداره من انجام بدم؟ -

00:07:57.063 --> 00:07:58.815
ابداً

00:07:59.296 --> 00:08:00.339
ممنون

00:08:07.573 --> 00:08:12.537
ببین. خوشگل شدی

00:08:14.126 --> 00:08:19.085
فرانکو   - آدم‌هایی مثل توئن -
که از ساده‌ترین حقوق محروم‌ان

00:08:20.795 --> 00:08:23.631
دیدی اون کارگرها چقدر ناراحت بودن؟

00:08:25.216 --> 00:08:30.678
بی‌عدالتی حقیقی اینه که به‌خاطر آدم‌هایی
مثل من، اونا مجبورـن اون‌جوری زندگی کنن

00:08:30.680 --> 00:08:32.473
...فرانکو -
نه -

00:09:03.963 --> 00:09:06.174
به همین زودی بیدار شدی؟

00:09:07.675 --> 00:09:10.887
نمی‌خوای یه‌خرده بیش‌تر بخوابی؟ -
خواب‌ـم نمیاد -

00:09:14.098 --> 00:09:17.057
بهتره بری، النا

00:09:17.059 --> 00:09:20.313
برگرد دانشکده، اگه این‌جا
دیده بشی، داستان می‌شه

00:09:22.899 --> 00:09:24.275
الآن می‌رم

00:09:34.869 --> 00:09:36.454
چی شده؟

00:09:40.166 --> 00:09:45.463
النا، من می‌رم -
کجا می‌ری؟ به بقیه ملحق شی؟ -

00:09:47.590 --> 00:09:49.550
نه، متوجه نیستی

00:09:52.929 --> 00:09:57.973
از این‌جا می‌رم. بسه، این‌جا دیگه کاری ندارم

00:09:57.975 --> 00:10:03.812
این هم یکی از اون شوخی‌هاته؟ -
دیروز 13 گرفتم -

00:10:03.815 --> 00:10:05.733
جام در «نُرماله» رو از دست دادم

00:10:08.027 --> 00:10:12.488
چی؟ چرا بهم نگفتی؟

00:10:12.490 --> 00:10:16.702
چون برام مهم نیست، نمی‌خوام این‌جا بمونم

00:10:27.338 --> 00:10:29.632
النا؟

00:10:31.134 --> 00:10:37.598
...اون‌جوری نباش. ببین، واقعاً برام مهم نیست. النا

00:10:39.892 --> 00:10:45.312
دنیا به تغییر احتیاج داره، من وقتی
واسه درس‌خوندن برای امتحانات ندارم

00:10:45.314 --> 00:10:47.150
متوجه‌ای؟

00:10:51.195 --> 00:10:56.826
این سال‌ها برام شگفت‌انگیز بودن، ولی دیگه بسه

00:11:00.538 --> 00:11:07.128
،من مثل تو منظم و مرتب، یا مصمم نیستم
من پشتکار تو رو واسه موفق‌شدن ندارم

00:11:12.758 --> 00:11:14.719
چی‌کار باید بکنم، النا؟

00:11:17.889 --> 00:11:22.810
چیزهایی بگم مثل: در تماس
می‌مونیم، بهت سر می‌زنم؟

00:11:28.024 --> 00:11:31.652
دل‌ـم نمی‌خواد دیگه پا این‌جا در «پیزا» بذارم

00:11:32.820 --> 00:11:35.573
تا آخر عمرـم

00:12:09.315 --> 00:12:12.524
،فرانکو ماری، در اولین سال‌های دانشگاه‌ـم

00:12:12.527 --> 00:12:19.826
بهم یاد داد چطور زندگی کنم، چطور عشق‌بازی
کنم، درس بخونم، خوش بگذرونم، فکر کنم

00:12:21.536 --> 00:12:23.827
،دوست‌ـش داشتم

00:12:23.830 --> 00:12:28.668
جسم بی‌قرارـش رو دوست داشتم، حتی
با این‌که هیچ‌وقت ضروری در نظرـش نگرفتم

00:12:29.710 --> 00:12:35.256
.و بعد همون‌طوری که گفته بود اتفاق افتاد
مدتی برای هم نامه نوشتیم و بعد تموم شد

00:12:35.258 --> 00:12:41.013
اون به «پیزا» برنگشت و من
مدت زیادی ازـش بی‌خبر بودم

00:12:44.350 --> 00:12:46.644
« بر اساس رمانی از اِلنا فرانته »

00:12:49.616 --> 00:12:52.223
« دوست نابغۀ من: داستان یک نام جدید »

00:14:00.416 --> 00:14:04.065
« بخش پانزدهم: اشباح »

00:14:07.850 --> 00:14:14.772
اون زمستان، دوره‌ای طولانی و دل‌تنگی‌آور آغاز
شد، من هیچ کاری جز درس‌خوندن نداشتم

00:14:14.774 --> 00:14:17.274
،از اون‌جایی که فرانکو از زندگی‌ـم خارج شده بود

00:14:17.276 --> 00:14:23.991
همون ترسی که وقتی به «پیزا» رسیدم
من رو گرفته بود، مجدداً ظاهر شد

00:14:47.014 --> 00:14:53.352
حضور فرانکو شرایط واقعی‌ـم رو پنهان
کرده بود، ولی تغییرـش نداده بود

00:14:53.354 --> 00:14:58.025
و بعد از سه سال هنوز حقیقتاً
هم‌رنگ جماعت نشده بودم

00:15:12.665 --> 00:15:16.367
« خوابگاه دانشکدۀ زنان »

00:15:30.141 --> 00:15:32.310
لنو، کجائی؟

00:15:39.150 --> 00:15:41.609
یا حضرت مریم، لنو، کجائی؟

00:15:41.611 --> 00:15:43.321
مامان...؟

00:15:57.043 --> 00:15:59.796
مامان، این‌جام

00:16:03.508 --> 00:16:07.804
مامان... کمک‌ـم کن

00:16:09.514 --> 00:16:11.265
من این‌جام

00:16:15.144 --> 00:16:17.021
این‌جائی که، لنو

00:16:20.149 --> 00:16:25.569
!یا حضرت مریم... به‌قدر کافی طول کشید

00:16:25.571 --> 00:16:28.280
کسی این‌جا نیست، متروکه‌ست

00:16:28.282 --> 00:16:31.285
تک و تنهائی، دختر. بذار ببینم‌ـت

00:16:34.372 --> 00:16:36.582
رنگ گچ دیوار شدی

00:16:37.834 --> 00:16:40.086
موهات رو چی کردی؟

00:16:45.216 --> 00:16:49.554
هنوز تب داری. ازـت مراقبت می‌کنم

00:16:52.014 --> 00:16:58.020
چیه؟ به چی نگاه می‌کنی؟ -
این‌جا چی‌کار می‌کنی؟ -

00:17:00.148 --> 00:17:03.065
گفتی که نمیای، که تب داری

00:17:03.067 --> 00:17:05.401
باید می‌ذاشتم‌ـت به حال خودت؟

00:17:05.403 --> 00:17:08.988
چطوری اومدی؟ کی باهات اومد؟

00:17:08.990 --> 00:17:12.994
!کی قرار بود بیاد، پدرـت؟ حرف‌ها می‌زنی

00:17:14.203 --> 00:17:16.036
با قطار اومدم

00:17:16.038 --> 00:17:19.790
با قطار؟ ولی تو اصلاً تابه‌حال قطار سوار شدی؟

00:17:19.792 --> 00:17:23.212
نه، ولی باید بار اولی وجود می‌داشت

00:17:26.674 --> 00:17:32.054
تکون نخور، تب داری. حالا من درست‌ـش می‌کنم

00:17:39.312 --> 00:17:43.022
برات یه‌خرده سوپ گذاشتم، برات گرم‌ـش می‌کنم

00:17:43.024 --> 00:17:46.527
آشپزخونه‌ای وجود داره، اجاقی؟

00:17:49.113 --> 00:17:55.326
پایین پله‌ها، دست راست -
چرا کسی توی دانشکده نیست؟ -

00:17:55.328 --> 00:17:57.997
همه رفتن خونه، مامان

00:18:00.124 --> 00:18:05.087
کجا برم؟ -
پایین پله‌ها، دست راست -

00:18:34.117 --> 00:18:35.952
لنو؟

00:18:37.203 --> 00:18:42.625
لنو، دختر مامان، لنو. پا شو بشین، لنو. یالا

00:18:48.464 --> 00:18:50.631
باید بخوری‌ـش

00:18:50.633 --> 00:18:53.845
نمی‌خوام -
مجبورـی، برات خوبه -

00:18:55.721 --> 00:18:58.933
خودم می‌خورم -
پس من این‌جا چی‌کاره‌ام؟ -

00:19:05.439 --> 00:19:08.482
خواهر و برادرهات همه‌ش سراغ‌ـت رو می‌گیرن

00:19:08.484 --> 00:19:11.527
چطورـن؟ -
دارن بزرگ می‌شن -

00:19:11.529 --> 00:19:14.574
که به این معناست که من و پدرـت داریم پیر می‌شیم

00:19:17.034 --> 00:19:23.539
،محله عوض نشده، همون خانواده‌ها توی ساختمون
انگار که اصلاً هیچی تکون نمی‌خوره

00:19:23.541 --> 00:19:27.044
بعد توی آینه نگاه می‌کنم و متوجه
می‌شم که زمان تکون می‌خوره

00:19:31.632 --> 00:19:35.178
،زمان برای تو هم می‌گذره
برای همه می‌گذره

00:19:38.139 --> 00:19:42.894
بسه -
!یه‌خردۀ دیگه. یه‌خردۀ دیگه -

00:19:45.980 --> 00:19:50.818
خیلی‌خب دیگه. بعداً برات گرم‌ـش
می‌کنم، الآن استراحت کن

00:19:53.654 --> 00:19:56.906
به نظر میاد استفانو کاراچی
داره توی بدهی غرق می‌شه

00:19:56.908 --> 00:20:02.330
یه سال یه ماشین اسپورت می‌خره و سال بعد
اسم‌ـش می‌ره توی کتاب سرخ خانم سولارا

00:20:03.998 --> 00:20:07.293
سولاراها همه‌چی رو می‌قاپّن، همه این رو می‌دونیم

00:20:08.920 --> 00:20:13.797
لی‌لا فکر می‌کرد خدا می‌دونه که به کجا
می‌رسه، ولی ببین امروز چه وضعی داره

00:20:13.800 --> 00:20:19.680
...یه عروسی شاهدختانه، لباس‌های خوب، خونۀ جدید

00:20:23.810 --> 00:20:26.896
تو خیلی بهتر از اون‌ـی، و خوشگل‌تر

00:20:31.192 --> 00:20:34.818
«!پدرـت به همه می‌گه: «دختر من «پیزا»ـست

00:20:34.821 --> 00:20:37.821
انگار که راجع به کاخ شاه حرف می‌زنه

00:20:37.824 --> 00:20:39.492
...«و این هم از «پیزا

00:21:11.482 --> 00:21:14.861
یه عکس بگیر. فقط از من، نه بچه

00:21:17.363 --> 00:21:22.034
عقب‌تر. یه عکس از من بگیر

00:21:24.579 --> 00:21:27.373
...خاله لنو

00:21:29.459 --> 00:21:36.007
،حالا لباس‌هاش رو در بیار، بشورـش
کهنه و قنداق‌ـش رو عوض کن

00:21:43.556 --> 00:21:45.975
چی شده، لنو؟ چی شد؟

00:21:49.061 --> 00:21:53.939
هیچی، مامان. فقط خواب بد دیدم

00:21:53.941 --> 00:21:56.152
بخواب

00:22:04.911 --> 00:22:10.331
بعد از اتفاقی که با نینو افتاد
به لی‌لا فکر نکرده بودم

00:22:10.333 --> 00:22:13.083
روح‌ـمم خبر نداشت که چی‌کار می‌کنه

00:22:13.085 --> 00:22:18.716
در یکی از سفرهای نادرـم به خونه، من رو به صرف
ناهار دعوت کرد و چندتا دفترچۀ یادداشت بهم داد

00:22:19.759 --> 00:22:23.429
مجبورـم کرد قسم بخورم که هرگز نمی‌خونم‌شون

00:23:06.347 --> 00:23:13.644
گفت که اون‌ها کلماتی که بودن که طی
سال‌ها جمع‌آوری شدن، کلمات خطرناک

00:23:13.646 --> 00:23:18.568
،اگه استفانو پیداشون می‌کرد
ممکن بود اون و بچه رو بکُشه

00:23:38.463 --> 00:23:40.631
برگشتی

00:23:43.801 --> 00:23:45.845
بیا تو

00:23:57.899 --> 00:23:59.901
نگران‌مون کردی

00:24:03.696 --> 00:24:06.699
چی شد؟ -
من باردارـم، استه -

00:24:11.329 --> 00:24:13.956
...لی -
بچه مال تو نیست -

00:24:35.728 --> 00:24:39.104
بسه دیگه. بیا این‌جا

00:24:39.106 --> 00:24:41.232
گفتم مال تو نیست! شنیدی چی گفتم؟

00:24:41.234 --> 00:24:44.070
!مال تو نیست -
!لی‌لا، بس کن -

00:24:46.697 --> 00:24:48.866
من خیلی خوش‌حال‌ام

00:24:50.284 --> 00:24:53.953
،می‌دونم، باهات بد تا کردم
ولی دیگه بیا تموم‌ـش کنیم

00:24:53.955 --> 00:24:57.790
این چیزهای بد رو بهم نگو

00:24:57.792 --> 00:25:01.669
باهات چی کنم؟ چی می‌خوای؟

00:25:01.671 --> 00:25:04.421
من دیگه نمی‌خوام کار کنم

00:25:04.423 --> 00:25:07.760
نه در «پیاتزا دی مارتیری»، نه در خواربارفروشی

00:25:09.053 --> 00:25:15.977
،نمی‌خوام کسی رو ببینم. دوست
خانواده، مخصوصاً سولاراها رو

00:25:19.939 --> 00:25:25.278
می‌خوام خونه بمونم و یه زن
باشم. و بچه‌م رو بزرگ کنم

00:25:27.613 --> 00:25:29.866
و دیگه هرگز نباید بهم دست بزنی

00:25:37.582 --> 00:25:41.377
خیلی‌خب. خیلی‌خب، حالا بیا این‌جا

00:25:45.173 --> 00:25:47.840
موفق شدیم

00:25:47.842 --> 00:25:53.512
لی‌لا می‌دونست که آدم‌ها به خودشون دروغ می‌گن
،تا از خودشون در برابر حقیقت محفاظت کنن

00:25:53.514 --> 00:25:59.103
اما از این‌که چطور شوهرـش می‌تونست ان‌قدر
متقاعدکننده به خودش دروغ بگه شوکه شده بود

00:26:01.772 --> 00:26:11.739
و واقعاً خودش رو داخل آپارتمان حبس کرد، کنجکاوی‌ای
به کسب‌وکار استفانو، یا برادرـش یا پدرـش نشون نداد

00:26:11.741 --> 00:26:17.161
لی‌لا، باز کن. می‌دونم اون‌توئی

00:26:17.163 --> 00:26:19.373
نمی‌تونی این کار رو با من بکنی

00:26:23.377 --> 00:26:25.794
!نمی‌تونی این کار رو با من بکنی، لی

00:26:25.797 --> 00:26:29.965
،سولاراها ول‌کن من نیستن
کُفری‌ان که گذاشتی رفتی

00:26:29.967 --> 00:26:33.930
شوهرـت به فکر خودشه، لی، و حقوق
نمی‌ده، چه کاری از دست من بر میاد؟

00:26:39.018 --> 00:26:41.354
بهت احتیاج دارم، لی

00:26:42.855 --> 00:26:46.484
من خودم‌ام و خودم، بهت
احتیاج دارم که کمک‌ـم کنی

00:26:47.527 --> 00:26:50.404
...با کفش‌ها، با دکان، با پول

00:26:51.948 --> 00:26:54.450
احساس سردرگمی کامل دارم

00:27:00.373 --> 00:27:03.167
نمی‌تونی همیشه کاری که دل‌ـت
!می‌خواد رو بکنی، متوجه‌ای

00:27:04.961 --> 00:27:07.338
!هرزه

00:27:39.996 --> 00:27:46.166
احساس می‌کرد که گنده و بادکرده
شده، بیش‌تر از درون تا از بیرون

00:27:46.169 --> 00:27:51.422
شکم‌ـش رو به چشم یک بادکنک گوشتی می‌دید
که وقتی بچه فوت می‌کرد، منبسط می‌شد

00:27:51.424 --> 00:27:55.467
:و از چیزی می‌ترسید که همیشه ازـش واهمه داشت

00:27:55.470 --> 00:27:58.389
که ترک بخوره، لبریز بشه

00:28:00.475 --> 00:28:02.894
!لی‌لا، باز کن

00:28:04.562 --> 00:28:08.397
می‌دونم اون‌توئی. از چی قایم شدی؟

00:28:08.399 --> 00:28:11.275
خیال کردی کی هستی، هرزه؟

00:28:11.277 --> 00:28:14.320
،من و تو یه قول‌وقراری داشتیم
تو سر قول‌ـت نموندی

00:28:14.322 --> 00:28:18.034
من به سبک‌های جدید کفش احتیاج
دارم، تو قرار بود طراحی‌شون کنی

00:28:20.453 --> 00:28:25.541
!سلیطه! سلیطه، باز کن

00:28:31.088 --> 00:28:32.882
برمی‌گردم

00:28:59.659 --> 00:29:01.786
!محکم‌تر زور بزن، تقریباً تمومه

00:29:06.249 --> 00:29:08.501
!یه دونۀ دیگه

00:29:10.336 --> 00:29:14.048
!خوبه! ایناهاش‌ـش، داره خارج می‌شه

00:29:17.260 --> 00:29:18.803
!ایناهاش‌ـش

00:29:34.902 --> 00:29:38.406
ببین چه بچۀ خوشگل‌ـیه. یه پسر خوشگل

00:29:40.700 --> 00:29:42.493
سلام، رینو

00:29:48.541 --> 00:29:52.585
اسم بچه آکیله‌ست. می‌شنوی؟

00:29:52.587 --> 00:29:56.797
ترجیح می‌دم خودم رو بکُشم. اسم‌ـش رینوئه

00:29:56.799 --> 00:30:01.051
به خودت زحمت نده، من با
!دست‌های خودم می‌کُشم‌ـت

00:30:01.053 --> 00:30:04.597
!اسم‌ـش آکیله‌ست، لی! من رو سگ نکن

00:30:04.599 --> 00:30:07.558
!به من نگاه کن و بگو که اسم‌ـش آکیله‌ست، لی

00:30:07.560 --> 00:30:10.603
این جنجال واسه چیه؟ -
!چیزی نیست -

00:30:10.605 --> 00:30:15.816
!اسم‌ـش آکیله‌ست، لی
!من رو سگ نکن

00:30:15.818 --> 00:30:18.319
!لی‌لا! لی‌لا -
خواهش می‌کنم، آروم باشید -

00:30:18.321 --> 00:30:20.487
!لی‌لا، توی چشم‌های من نگاه کن -
!سروصدا رو تموم کنید -

00:30:20.490 --> 00:30:23.449
!دست‌ـت رو بکِش -
!بیرون -

00:30:23.451 --> 00:30:25.910
لی‌لا، داری کاری می‌کنی بیرون بشم؟

00:30:25.912 --> 00:30:29.163
!لی‌لا، اسم‌ـش آکیله‌ست

00:30:29.165 --> 00:30:32.333
اسم‌ـش آکیله‌ست! گفتم
!اسم‌ـش باید آکیله باشه

00:30:32.335 --> 00:30:35.755
!اسم‌ـش باید آکیله باشه، لی
!اسم‌ـش باید آکیله باشه

00:30:37.089 --> 00:30:39.050
گشته‌ته؟

00:30:48.643 --> 00:30:54.772
از احساس وابستگی اون به خودش خوش‌ـش اومد، از
،احساس جاری‌شدن شیر از خودش به اون خوش‌ـش اومد

00:30:54.774 --> 00:30:57.691
این‌که به‌تدریج سینه‌ش رو خالی کنه

00:30:57.693 --> 00:31:00.444
تنها پیوندی بود که بهش سلامتی داد

00:31:00.446 --> 00:31:06.619
و در دفترچه‌یادداشت‌هاش اقرار کرد که از لحظه‌ای
که بچه از شیر گرفته بشه وحشت داره

00:31:26.097 --> 00:31:28.766
لی‌لا، من می‌رم بیرون. می‌رم دکان

00:31:31.102 --> 00:31:33.020
خدافظ، آقاکوچولو

00:31:36.023 --> 00:31:39.861
شنیدی چی گفتم؟ ببَرـش بیرون
یه‌خرده هوای تازه بخوره

00:31:56.919 --> 00:31:58.588
!خانم

00:32:04.802 --> 00:32:10.099
می‌بینیدش؟ اسم‌ـش جناروئه. رینوچو

00:32:13.895 --> 00:32:15.813
و اون چیه؟

00:32:23.696 --> 00:32:26.238
اسم‌ـش «اولیس»ـه
اولیس یا یولسیز: رمان معروف «جیمز جویس» نویسندۀ ]
[ ایرلندی که از شاهکارهای ادبیات مدرن به ‌شمار می‌رود

00:32:26.240 --> 00:32:29.992
در مورد «اُدیسه» حرف می‌زنه؟ -
نه -

00:32:29.994 --> 00:32:33.454
در مورد این حرف می‌زنه که
زندگی امروزه چقدر ملال‌آوره

00:32:33.456 --> 00:32:35.581
ازـش خوش‌ـت میاد؟

00:32:35.583 --> 00:32:39.168
سخته، اصلاً متوجه‌ش نمی‌شم

00:32:39.170 --> 00:32:41.088
پس چرا می‌خونی‌ـش؟

00:32:43.216 --> 00:32:49.428
.یکی از آشناهام داشت می‌خوندش
ولی ازـش خوش‌ـش نیومد

00:32:49.430 --> 00:32:50.971
من خوش‌ـم اومد

00:32:50.973 --> 00:32:54.767
نباید کتاب‌هایی که متوجه نمی‌شی رو بخونی

00:32:54.769 --> 00:32:56.979
برات خوب نیست

00:33:01.067 --> 00:33:03.444
خیلی چیزها برای آدم خوب نیست

00:33:06.114 --> 00:33:08.407
تو خوش‌بخت نیستی

00:33:15.123 --> 00:33:17.750
تو برای چیزهای بزرگ مقدّر شده بودی

00:33:19.293 --> 00:33:24.338
انجام‌شون دادم. ازدواج کردم و بچه‌دار شدم

00:33:24.340 --> 00:33:27.760
اون کار رو بقیه هم می‌تونن انجام بدن -
منم مثل بقیه‌ام -

00:33:31.055 --> 00:33:33.266
اشتباه می‌کنی

00:33:34.809 --> 00:33:40.145
.نه، شما اشتباه می‌کنید
همیشه در اشتباه بودید

00:33:40.148 --> 00:33:43.023
تو بچۀ گستاخی بودی و هنوز هم هستی

00:33:43.025 --> 00:33:48.448
.ظاهراً درست یادم ندادید
ببخشید، من باید برم، دیروقت‌ـه

00:33:53.703 --> 00:33:59.373
:اون با قلبی پُرتپش توی دل‌ـش گفت
«داره متوجه می‌شه که من احمق‌ام»

00:33:59.375 --> 00:34:06.505
داره متوجه می‌شه که کُل خانواده‌م احمق‌ان، که»
،اجدادم احمق‌ان، که نوادگان‌ـم احمق خواهند بود

00:34:06.507 --> 00:34:08.676
«که جنارو احمق خواهد بود

00:34:09.969 --> 00:34:14.805
فکروذکرـش شده بود بالابردن
هوش پسر و برادرزاده‌ش

00:34:14.807 --> 00:34:21.896
دفترچه‌یادداشت‌ها کم‌کم داشتن با ایده‌های کتاب‌هایی
که همه‌ش در حال خریدشون بود پُر می‌شدن

00:34:21.898 --> 00:34:23.691
آفرین

00:34:25.359 --> 00:34:27.361
یه دونه هم بذار این‌جا

00:34:34.535 --> 00:34:37.077
نگران نباش، دوباره انجام‌ـش می‌دیم

00:34:37.079 --> 00:34:40.789
چی‌کار داری می‌کنی؟ -
به بازی‌کردن‌شون کمک می‌کنم -

00:34:40.792 --> 00:34:45.630
پسر من همین‌جوری‌ـش می‌دونه چجوری بازی کنه -
این‌جوری هم بازی می‌کنه، هم یاد می‌گیره -

00:34:46.839 --> 00:34:49.342
و چرا این‌همه وقت حروم می‌کنی؟

00:34:50.885 --> 00:34:56.891
خوندم که هر چیزی که هستیم، الآن
تعیین می‌شه، چند سال اول عمر

00:34:58.726 --> 00:35:02.311
تو هم می‌خوای بازی کنی؟ آره؟

00:35:02.313 --> 00:35:04.438
به نظرـت باهوش‌ـه؟

00:35:04.440 --> 00:35:08.569
همۀ بچه‌ها باهوش‌ان، فقط باید یادشون بدی

00:35:10.154 --> 00:35:14.617
به یاددادن‌شون ادامه بده، مثل
همیشه از کار دست نکِش

00:35:15.660 --> 00:35:18.830
اون باید خیلی باهوش بشه، مگه نه؟

00:35:26.170 --> 00:35:29.296
اگه باید بری، برو، من مراقب دینو هستم

00:35:29.298 --> 00:35:32.758
نه، دیروقت‌ـه

00:35:32.760 --> 00:35:37.807
...می‌خواستم ازـت بپرسم
اوضاع استفانو اخیراً چطور بوده؟

00:35:40.184 --> 00:35:41.602
خوب

00:35:43.437 --> 00:35:45.314
مثل همیشه

00:35:49.360 --> 00:35:52.155
چرا می‌پرسی؟

00:35:59.662 --> 00:36:01.414
...سلام، استه

00:36:04.667 --> 00:36:08.796
این به‌هم‌ریختگی چیه روی زمین؟ -
بعداً مرتب می‌کنم -

00:36:10.131 --> 00:36:15.134
شرط می‌بندم غذا هم نذاشتی -
عصبانی‌ای؟ -

00:36:15.136 --> 00:36:17.219
غذا گذاشتی؟

00:36:17.221 --> 00:36:19.638
وقت نداشتم، یه کاری‌ـش می‌کنیم

00:36:19.640 --> 00:36:24.059
.مطمئن‌ام زن من یه چیزی گذاشته
می‌تونید بیاید خونۀ من

00:36:24.061 --> 00:36:29.940
نه، ممنون. به نظرـم دیگه وقت‌ـشه که بری خونه

00:36:29.942 --> 00:36:32.234
اون یه‌خرده بی‌ادبانه‌ست

00:36:32.236 --> 00:36:35.321
تو و پسرـت هر روز این‌جائید

00:36:35.323 --> 00:36:39.494
وقتی که کارخونۀ کفش داره به خاک سیاه می‌شینه
تو می‌شینی اون‌جا و هیچ کاری نمی‌کنی

00:36:40.661 --> 00:36:43.414
چطور جرأت می‌کنی؟ -
سخت نگیر، رینو -

00:36:45.958 --> 00:36:48.334
و با برادر من اون‌جوری صحبت نکن

00:36:48.336 --> 00:36:51.045
و صدات رو جلوی بچه‌ها نبَر بالا

00:36:51.047 --> 00:36:56.344
می‌دونی چیه، استه؟ من مثل تو
خودم رو به سولاراها نفروختم

00:37:01.432 --> 00:37:04.600
حقیقت اینه که نمی‌خوای هیچ گُهی بخوری

00:37:04.602 --> 00:37:09.688
.شما چرولوها همه‌تون عین هم‌اید
نمی‌شه بهتون اطمینان کرد

00:37:09.690 --> 00:37:12.274
قبل از این‌که اسم «چرولو» رو به
زبون بیاری، دهن‌ـت رو آب بکِش

00:37:12.276 --> 00:37:14.818
آروم باشید، بچه این‌جاست

00:37:14.821 --> 00:37:20.491
کاری که می‌گم رو بکن، همین الآن
!برو خونه، وگرنه دهن‌ـت سرویس‌ـه

00:37:20.493 --> 00:37:25.120
استه، خواهش می‌کنم -
خیال کردی چه خری هستی؟ -

00:37:25.123 --> 00:37:28.543
تو هیچ‌کس نیستی، تو یه کثافت‌ـی

00:37:29.669 --> 00:37:35.258
،پدرـت بلد بود چجوری خلاف‌کار باشه
تو حتی همون کار رو هم بلد نیستی

00:37:38.970 --> 00:37:44.056
با من بیا! بی‌شعور! چی گفتی؟

00:37:44.058 --> 00:37:46.144
!کثافت

00:37:49.272 --> 00:37:55.568
!یالا، کثافت! از خونۀ من گم شو بیرون

00:37:55.570 --> 00:38:00.531
!انگل کثیف! تو و کُل خانواده‌ت

00:38:00.533 --> 00:38:02.867
!بیرون

00:38:02.869 --> 00:38:07.329
اون‌یکی کو؟ توله‌ش کو؟

00:38:07.331 --> 00:38:10.624
چی‌کار داری می‌کنی؟ -
!بیا این‌جا -

00:38:10.626 --> 00:38:14.378
!دست از سر پسره بردار! اون یه بچه‌ست

00:38:14.380 --> 00:38:18.301
!بیا این‌جا -
!دست از سرـش بردار -

00:38:19.343 --> 00:38:21.512
چته تو؟

00:38:34.233 --> 00:38:35.776
!مامان‌ـم رو می‌خوام

00:38:37.153 --> 00:38:39.197
دیگه تحمل‌ـش رو ندارم، لی

00:38:40.406 --> 00:38:43.201
دیگه حال‌ـم از این وضع گُه به هم
می‌خوره، دیگه تحمل‌ـش رو ندارم

00:39:00.092 --> 00:39:02.301
چیزی نشد، عزیز دل‌ـم

00:39:02.303 --> 00:39:09.352
در اون ماه‌ها، بعد از دوره‌ای از مدارایی
متقابل، رابطه‌شون دوباره وخیم شد

00:39:23.074 --> 00:39:25.157
سلام -
سلام، لی -

00:39:25.159 --> 00:39:30.871
منتظرـم بمون، با هم غذا می‌خوریم -
نه، فقط اومدم یه سلامی بکنم -

00:39:30.873 --> 00:39:34.210
توی شهر دنبال چندتا کتاب
بودم، دیگه داشتم می‌رفتم

00:39:38.840 --> 00:39:44.552
زمانی که با نینو در اون مکان گذرونده
،بود، در سایۀ کرکرۀ پایین‌اومده

00:39:44.554 --> 00:39:46.887
زمانی به نظر می‌رسید که
خیال‌بافی‌ـش کرده بود

00:39:46.889 --> 00:39:53.938
متوجه شد که دل‌تنگی‌ای براش نداشت و
این‌که چیزی که مهم بود، دیگه مهم نبود

00:39:58.234 --> 00:40:02.069
لی، چه غافل‌گیری دوست‌داشتنی‌ای

00:40:02.071 --> 00:40:04.574
سلام، میکله -
از این‌ورها؟ -

00:40:05.616 --> 00:40:09.118
یه کار همین نزدیکی‌ها داشتم، دارم می‌رم -
کجا می‌ری؟ -

00:40:09.120 --> 00:40:10.953
می‌رم خونه -
با وسایل نقلیۀ عمومی؟ -

00:40:10.955 --> 00:40:14.123
پس چجوری؟ -
من می‌رسونم‌ـت -

00:40:14.125 --> 00:40:15.916
تو که همین الآن اومدی

00:40:15.918 --> 00:40:20.296
مسئله‌ای نیست، آلفونسو
هست، اون بهترین عضو گروهه

00:40:20.298 --> 00:40:24.552
خیلی بهتر از برادرـت -
کار سختی نیست -
[ اشاره به بهتربودن از رینو ]

00:40:26.679 --> 00:40:31.142
بیا، می‌رسونم‌ـت خونه. بریم

00:40:43.988 --> 00:40:48.532
چی واسه گفتن به آلفونسو داشتی؟ -
چطور؟ -

00:40:48.534 --> 00:40:50.787
نمی‌تونم به آلفونسو حسودی کنم

00:40:52.663 --> 00:40:57.791
،و نه فقط به‌خاطر این‌که برادر استفانوئه
بلکه چون از زن‌ها خوش‌ـش نمیاد

00:40:57.794 --> 00:41:00.880
چرا نسبت به من حسودی‌ـت بشه؟

00:41:03.925 --> 00:41:07.720
،همین الآن شوهرـت رو ترک کن
امروز. تو و بچه رو می‌گیرم

00:41:09.388 --> 00:41:13.182
یه خونه توی «وومرو» با درنظرداشتن تو خریدم
[ منطقه‌ای در مرکز شهر ناپل ]

00:41:13.184 --> 00:41:15.394
اگه دوست داشته باشی همین
الآن بهت نشون‌ـش می‌دم

00:41:16.813 --> 00:41:21.901
هر کاری دوست داشته باشی می‌تونی اون‌جا انجام
بدی: مطالعه، نویسندگی، پیش رینوچو باشی

00:41:22.944 --> 00:41:25.822
فقط می‌خوام بهت نگاه کنم، به صدات گوش بدم

00:41:30.701 --> 00:41:35.123
فقط بگو آره یا نه -
نه، میکله، جواب‌ـم نه‌ست -

00:41:36.499 --> 00:41:39.583
برادرـت رو نخواستم، تو رو هم نمی‌خوام

00:41:39.585 --> 00:41:43.589
شما فکر می‌کنید می‌تونید همه‌چیز رو صاحب
بشید و برای هیچی احترام قائل نیستید

00:41:57.436 --> 00:41:59.814
پستونک‌ـش رو بذار دهن‌ـش، نذار گریه کنه

00:42:04.318 --> 00:42:06.320
براش خوبه یه‌خرده گریه کنه

00:42:08.156 --> 00:42:13.576
بهش فکر کن، لی، شاید فردا با التماس بیای

00:42:13.578 --> 00:42:15.872
واقعاً بعید می‌دونم

00:42:17.165 --> 00:42:20.084
واقعاً بعید می‌دونی؟ مطمئن‌ـی؟

00:42:21.794 --> 00:42:24.670
حتی اگه بهت بگم تو تنها کسی هستی که خبر نداره؟

00:42:24.672 --> 00:42:28.301
همه خبر دارن: پدرـت، مادرـت، برادر آشغال‌ـت

00:42:29.594 --> 00:42:31.886
بهت نگفتن تا آرامش رو حفظ کنن

00:42:31.888 --> 00:42:35.014
از چی خبر ندارم؟

00:42:35.016 --> 00:42:37.850
استفانو با دوست‌ـت وارد رابطه شده

00:42:37.852 --> 00:42:39.937
کی؟

00:42:42.398 --> 00:42:43.774
آدا

00:42:46.152 --> 00:42:52.656
،از زمانی که ایشکیا بودی معشوقه‌ش بوده
هر شب خونۀ تو همدیگه رو می‌دیدن

00:42:52.658 --> 00:42:54.742
...به هم زدن، برگشتن پیش هم

00:42:54.744 --> 00:43:00.416
حالا شوهرـت یه خونه مرکز شهر براش
اجاره کرده و اون‌جا همدیگه رو می‌بینن

00:43:05.797 --> 00:43:07.423
حرف‌ـم رو باور می‌کنی؟

00:43:08.966 --> 00:43:13.385
آره -
و خب؟ -

00:43:13.387 --> 00:43:15.971
و خب، حال‌ـم رو به هم می‌زنی

00:43:15.973 --> 00:43:19.685
،استفانو حال‌ـم رو به هم می‌زنه
همه‌تون حال‌ـم رو به هم می‌زنید

00:43:25.316 --> 00:43:31.195
لی‌لا با این حقیقت که شوهرـش یک معشوقه
،داشت مشکلی نداشت، و این‌که معشوقه‌ش آدا بود

00:43:31.197 --> 00:43:36.536
بلکه با نامعقولی حرف‌ها و اعمال‌ـش، زمانی
که اومد ایسکیا به دنبال‌ـش مشکل داشت

00:43:41.165 --> 00:43:43.791
متوجه شد که ترسیده

00:43:43.793 --> 00:43:48.879
که آیا شوهرـش یک زن دیگه گرفته
،بود و هر روز اون زن رو می‌خواست

00:43:48.881 --> 00:43:53.050
،می‌تونست عصبانی بشه
می‌تونست بیرون‌ـش کنه

00:43:53.052 --> 00:43:59.767
فکر می‌کرد خونه و منابعی که قادرـش می‌کرد بچه
رو به بهترین نحو بزرگ کنه رو از دست می‌ده

00:44:01.310 --> 00:44:03.604
چرا میز رو این‌جا چیدی؟

00:44:06.023 --> 00:44:10.319
همین‌جوری، فقط واسه تنوع -
سلام، آقاکوچولو -

00:44:27.044 --> 00:44:29.672
تابستون امسال برنامه‌مون چیه؟

00:44:31.716 --> 00:44:34.594
سوار اتوبوس می‌شیم و می‌ریم
ساحلِ همین نزدیکی‌ها

00:44:37.096 --> 00:44:40.099
نمی‌شه خونه اجاره کنیم؟

00:44:42.894 --> 00:44:46.898
برای بچه خوب نیست که توی راه
ساحل در رفت و برگشت باشه

00:44:52.236 --> 00:44:55.446
،اون کثافت‌ها، سولاراها
درآمدشون رو سهیم نمی‌شن

00:44:55.448 --> 00:44:58.451
جوری رفتار می‌کنن که انگار کفش‌ها
تمام‌وکمال مال خودشونه

00:44:59.702 --> 00:45:06.498
طراحی‌های تو رو برمی‌دارن، می‌دن پیشه‌ورهای حومه
براشون بدوزن‌شون و نشان سولاراها رو می‌زنن روـشون

00:45:06.501 --> 00:45:09.001
می‌گیری؟

00:45:09.003 --> 00:45:13.881
من دارم کُل پولی رو که روی کسب‌وکار پدرـت
سرمایه‌گذاری کردم رو از دست می‌دم

00:45:13.883 --> 00:45:16.677
خواربارفروشی جدیده درآمد نداره

00:45:17.804 --> 00:45:22.181
حالا می‌فهمی؟ -
آره -

00:45:22.183 --> 00:45:25.394
پس سعی کن بهم بند نکنی

00:45:28.022 --> 00:45:31.440
به اون میکله سولارای بی‌شعور چی گفتی؟

00:45:31.442 --> 00:45:34.735
هیچی -
غیرممکنه -

00:45:34.737 --> 00:45:37.988
توی هر بحثی تو رو پیش می‌کِشه و کلافه‌م می‌کنه

00:45:37.990 --> 00:45:42.578
باهاش صحبت کن و ببین چی می‌خواد
وگرنه صورت جفت‌تون رو له می‌کنم

00:45:49.502 --> 00:45:52.213
اون می‌خواد من رو بکنه، من چی کنم؟

00:45:53.506 --> 00:45:56.008
بذارـم بکندم؟

00:46:01.597 --> 00:46:03.975
نمی‌شه هم خدا رو خواست، هم خرما رو، لی

00:46:05.226 --> 00:46:09.564
،تو مطالعه داری، درس می‌خونی
از یه طرف هم بی‌نزاکت‌ـی

00:46:11.899 --> 00:46:14.402
تاب تحمل زن‌هایی مثل تو رو ندارم

00:46:20.783 --> 00:46:23.369
حال‌ـم رو به هم می‌زنی

00:46:31.252 --> 00:46:32.920
کجا می‌ری؟

00:46:38.342 --> 00:46:41.468
از اون لحظه به بعد، اون دیرتر و دیرتر اومد خونه

00:46:41.471 --> 00:46:48.853
،و یکشنبه‌ها، به‌جای این‌که طبق معمول تا ظهر بخوابه
صبح زود از خونه می‌رفت بیرون و کُل روز رو غیب‌ـش می‌زد
[ در ایتالیا روز تعطیل به‌جای جمعه، یک‌شنبه‌هاست ]

00:46:52.273 --> 00:46:59.572
،بعد یک غروب، لی‌لا تصمیم گرفت که توی روـش وایسه
جنارو رو خوابوند و منتظر موند تا استفانو بیاد خونه

00:47:16.172 --> 00:47:19.133
چی‌کار داری می‌کنی؟ -
یه دقیقه بشین -

00:47:30.770 --> 00:47:34.023
چیه؟ -
قضیۀ آدا رو می‌دونم -

00:47:37.360 --> 00:47:41.405
حتی می‌دونم چند وقته که
با هم‌اید و برام مهم نیست

00:47:43.574 --> 00:47:46.119
کاری که تو باهام کردی رو من با خودت کردم

00:47:47.286 --> 00:47:49.580
منظورـت چیه؟

00:47:50.665 --> 00:47:53.292
جنارینو پسر تو نیست

00:47:55.461 --> 00:47:58.170
باز دوباره شروع کردی؟

00:47:58.172 --> 00:48:00.299
تو زر مفت زیاد می‌زنی

00:48:23.364 --> 00:48:26.284
آدا توی خواربارفروشی فقط یه شاگرده

00:48:28.369 --> 00:48:32.540
مردم محله زیاد زر می‌زنن، باور نکن

00:48:39.213 --> 00:48:42.758
ولی اون حرف رو دیگه هیچ‌وقت
نباید راجع به پسر من بزنی

00:48:44.844 --> 00:48:48.222
وگرنه با دست‌های خالی می‌کُشم‌ـت
و شوخی هم ندارم

00:48:51.684 --> 00:48:55.269
جنارینو عین منه، کُل محله می‌گن

00:48:55.271 --> 00:48:58.230
و می‌دونی چرا پسر منه؟

00:48:58.232 --> 00:49:01.942
می‌دونی چرا با این‌که نمی‌خواستی‌ـش به دنیا اومد؟

00:49:01.944 --> 00:49:07.325
چون ثمرۀ عشق منه. چون دوست‌ـت دارم

00:49:08.409 --> 00:49:11.412
همیشه دوست‌ـت خواهم
داشت، دم محراب قول دادم

00:49:12.830 --> 00:49:18.002
.و هیچی نمی‌تونه ما رو جدا کنه
حتی اگه سلیطه‌بازی در بیاری

00:49:33.351 --> 00:49:35.186
...لی‌لا، من دوست‌ـت دارم

00:49:36.604 --> 00:49:38.606
بیا این‌جا -
!جرأت نداری -

00:49:40.316 --> 00:49:41.984
ولی چرا؟

00:49:44.529 --> 00:49:46.155
چرا؟

00:49:47.615 --> 00:49:50.118
توی فکر کس دیگه‌ای؟

00:49:57.083 --> 00:50:00.002
دوست‌ـت دارم، لی

00:50:01.963 --> 00:50:05.881
ول‌ـم کن -
لی‌لا، بهت احتیاج دارم -

00:50:05.883 --> 00:50:09.468
ول‌ـم کن، استه -
بیا این‌جا، دوست‌ـت دارم -

00:50:09.470 --> 00:50:11.470
!توروخّدا -
!چی‌کار داری می‌کنی؟ نه -

00:50:11.472 --> 00:50:14.139
بیا بریم اون‌تو -
ول‌ـم کن -

00:50:14.142 --> 00:50:18.852
...جنارو خوابه -
مهم نیست -

00:50:18.855 --> 00:50:23.568
توروخّدا، بهت احتیاج دارم. بیا -
نه -

00:50:26.612 --> 00:50:28.406
بهت احتیاج دارم

00:50:37.957 --> 00:50:39.500
دوست‌ـت دارم

00:50:44.255 --> 00:50:45.965
دوست‌ـت دارم

00:51:01.397 --> 00:51:04.732
در این مقطع دفترچه‌یادداشت‌ها ناگهان متوقف شدن

00:51:04.734 --> 00:51:10.321
زمانی که توی محله باهاش ناهار خوردم دادشون بهم

00:51:10.323 --> 00:51:15.201
می‌ترسیدم بلافاصله راهی پیدا کنه تا
،سلسله‌مراتب رو به حالت اولیه برگردونه

00:51:15.203 --> 00:51:18.871
باعث بشه اطمینان‌ـم به
،تصمیمات‌ـم رو از دست بدم

00:51:18.873 --> 00:51:24.043
ولی بیش از هر چیز دیگه‌ای می‌ترسیدم که به
،مشخصه‌های نینو در جنارو کوچولو اشاره کنه

00:51:24.045 --> 00:51:29.509
که یادم بیاره که بازیچه‌ای که باید
برای من می‌بود، برای اون بود

00:51:32.553 --> 00:51:37.141
دیگه نمی‌خوای؟ می‌خوای بری نقاشی کنی؟

00:51:57.537 --> 00:52:01.165
اوضاع با استفانو چطوره؟ -
خوبه -

00:52:05.294 --> 00:52:07.004
ببخشید

00:52:09.257 --> 00:52:10.842
...لی

00:52:13.219 --> 00:52:15.346
اون کتاب‌هام رو خراب کرد

00:52:18.141 --> 00:52:21.976
عادت کرده وسایل‌ـم رو می‌گرده

00:52:21.978 --> 00:52:25.606
نمی‌خواد حتی یه فکر هم برای خودم داشته باشم

00:52:28.317 --> 00:52:33.072
اگه بفهمه حتی یه چیز کم‌اهمیت
هم قایم کردم، می‌زندم

00:53:01.058 --> 00:53:09.315
این تمام اتفاقات‌ـیه که برام افتاد، تمام
فکرهایی که طی سال‌ها در سر داشتم

00:53:09.317 --> 00:53:12.651
چیزهایی راجع به من و تو هم هست

00:53:12.653 --> 00:53:17.450
ببَرـشون، می‌ترسم استفانو
پیداشون کنه و بخوندشون

00:53:21.037 --> 00:53:23.831
این‌ها برای اون نیست، برای تو هم نیست

00:53:25.249 --> 00:53:27.168
قسم بخور که هیچ‌وقت نمی‌خونی‌شون

00:53:29.462 --> 00:53:33.505
قسم می‌خورم -
...لنو -

00:53:33.508 --> 00:53:40.346
چیزی راجع به نینو، راجع به ایسکیا، راجع
،به دکان توی «پیاتزا دی مارتیری» یادم نمیاد

00:53:40.348 --> 00:53:43.684
به اتفاقی که براش افتاد، به
این‌که کجا رفت علاقه‌مند نیستم

00:53:45.686 --> 00:53:49.482
و با این حال به نظر می‌رسید که از
خودم هم بیش‌تر دوست‌ـش داشتم

00:53:55.196 --> 00:53:58.489
:یک چیز خوب راجع به شیدایی‌ها وجود داره

00:53:58.491 --> 00:54:00.950
بعد از مدتی می‌گذرن

00:54:00.952 --> 00:54:05.079
باید یه لطف دیگه هم در حق‌ـم بکنی -
چی؟ -

00:54:05.081 --> 00:54:06.914
،من و جنارینو باید بریم

00:54:06.916 --> 00:54:09.917
قبل از این‌که استفانو بدون
این‌که بفهمه، ما رو از بین ببَره

00:54:09.919 --> 00:54:12.169
داری من رو می‌ترسونی

00:54:12.171 --> 00:54:18.759
برو سراغ انزو، بهش بگو سعی خودم
رو کردم، ولی نتونستم موفق بشم

00:54:18.761 --> 00:54:22.304
متوجه نمی‌شم -
مهم نیست -

00:54:22.306 --> 00:54:25.685
تو «پیزا»یی، کُلی مشغلۀ فکری داری

00:54:26.936 --> 00:54:28.479
اون رو بهش بگو

00:54:30.815 --> 00:54:33.109
خیلی‌خب -
!مامان -

00:54:39.115 --> 00:54:41.824
برو باهاش بازی کن -
من؟ -

00:54:41.826 --> 00:54:43.244
آره

00:54:54.255 --> 00:54:56.549
رینو، با خاله لنو بازی کن

00:55:33.336 --> 00:55:38.380
.اومده پایین، خدا رو شکر
می‌تونم با خیال راحت برم

00:55:38.382 --> 00:55:42.468
بذار باهات بیام، مامان -
نه، بهتره این‌جا بمونی -

00:55:42.470 --> 00:55:47.389
چجوری می‌ری راه‌آهن؟ -
لنو، همون‌جوری که اومدم -

00:55:47.391 --> 00:55:49.225
می‌خوام باهات بیام

00:55:49.227 --> 00:55:52.311
راه رو بلدم، نباید بیش از حد به خودت فشار بیاری

00:55:52.313 --> 00:55:55.314
وگرنه مریضی‌ـت برمی‌گرده

00:55:55.316 --> 00:56:01.405
چیزهایی که برات آوردم توی کابینت‌ان، تا
بتونی خوردوخوراک سالم‌تری داشته باشی

00:56:02.532 --> 00:56:06.909
با چندتا دونه قابلمه چجوری می‌تونی آشپزی کنی؟

00:56:06.911 --> 00:56:09.455
یه بغل بده بهم

00:56:11.415 --> 00:56:14.627
دیگه مواظب خودت باش. متوجه‌ای؟

00:56:16.921 --> 00:56:20.091
می‌خوام بیام -
نیا بیرون، سرما می‌خوری -

00:56:21.175 --> 00:56:23.052
خدافظ، لنو

00:56:28.391 --> 00:56:29.767
ببخشید

00:56:31.477 --> 00:56:35.563
خدا حافظ، مامان‌جون -
خدا حافظ. ممنون، مامان -

00:56:35.565 --> 00:56:38.025
برو توی تخت‌خواب، هنوز زوده

00:57:28.159 --> 00:57:31.327
دفترچه‌یادداشت‌های لی‌لا آشفته‌م کردن

00:57:31.329 --> 00:57:38.209
هر کلمه، هر جمله من رو خوار و خفیف کرد، حتی
،اون‌هایی که وقتی هنوز بچه بود نوشته شده بودن

00:57:38.211 --> 00:57:43.923
،به نظر می‌رسید کلمات من رو پوچ می‌کردن
نه کلمات گذشته‌ام رو، بلکه کلمات الآن‌ـم رو

00:57:43.925 --> 00:57:48.636
یک‌مرتبه متوجه شدم که کُل
زندگی من یک «تقریباً» بود

00:57:48.638 --> 00:57:52.014
موفق شده بودم... تقریباً

00:57:52.016 --> 00:57:56.769
خودم رو از ناپل، از محله کنده بودم... تقریباً

00:57:56.771 --> 00:58:02.399
دوستانی داشتم که مال خانواده‌های
بافرهنگ بودن... تقریباً

00:58:02.401 --> 00:58:09.784
امتحان به امتحان، بیش‌تر مورد قبول استادان متفکری
که نسبت بهم تردید داشتن قرار گرفته بودم... تقریباً

00:58:11.661 --> 00:58:17.289
پشت تمام این «تقریباً»ها
به نظر واقعیت رو می‌دیدم

00:58:17.291 --> 00:58:24.590
هنوز ترسیده بودم و احساس می‌کردم که یک
جایی، لی‌لا، مثل همیشه، بدون «تقریباً»ها بود

00:59:04.630 --> 00:59:09.844
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:59:09.845 --> 00:59:14.016
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

01:00:21.670 --> 01:00:24.470
« آن‌چه در «دوست نابغۀ من: داستان یک نام جدید» خواهید دید »

01:00:24.970 --> 01:00:26.570
منم یه هدیه برای تو دارم

01:00:27.675 --> 01:00:29.175
یه رُمان‌ـه

01:00:36.300 --> 01:00:37.800
لی، باید از این‌جا بری

01:00:39.300 --> 01:00:40.720
همه‌چیز رو این‌جا ول کرد

01:00:49.600 --> 01:00:51.850
« دوست نابغۀ من: داستان یک نام جدید »
