﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.800
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:11.000 --> 00:00:17.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:17.769 --> 00:00:23.441
‫من تو تگزاس، فورت ورث بزرگ شدم
‫و باید یکشنبه‌ها می‌رفتم کلیسا.

00:00:23.524 --> 00:00:25.234
‫آره.

00:00:25.318 --> 00:00:28.362
‫یادمه ژوئیه بود و هوا خیلی گرم بود.

00:00:28.446 --> 00:00:30.156
‫نامادریم ناخوش بود...

00:00:30.239 --> 00:00:32.658
‫و گفته بود خونه می‌مونه.

00:00:32.742 --> 00:00:36.329
‫ما هم داشتیم تو بزرگراه می‌رفتیم
‫که پدرم بهم گفت:

00:00:36.412 --> 00:00:40.082
‫«راستش، ساعت یازده و ربع
‫یه فیلم کابویی پخش می‌کنن.»

00:00:40.166 --> 00:00:42.835
‫«می‌تونیم به جاش
‫بریم اون رو ببینیم.»

00:00:42.919 --> 00:00:45.463
‫من هم با خودم گفتم:
‫«وای خدایا.»

00:00:45.546 --> 00:00:49.342
‫پدرم هم من رو برد...

00:00:49.425 --> 00:00:53.513
‫که «بوچ کسیدی و ساندس کید» رو ببینیم.

00:00:54.597 --> 00:00:56.557
‫از اون روز به بعد هم...

00:00:56.641 --> 00:01:00.436
‫سینما حکم کلیسای زندگی من رو پیدا کرد.

00:01:00.520 --> 00:01:04.315
‫آره، الان دارم می‌رم.
‫باشه. خیلی‌خب، خداحافظ.

00:01:04.398 --> 00:01:06.692
‫من هم خیلی دوستت دارم.

00:01:10.446 --> 00:01:11.823
‫سلام.

00:01:11.906 --> 00:01:14.492
‫سلام، سلام. حالت چطوره؟

00:01:14.575 --> 00:01:17.787
‫خوبم پسر. بذار صفحه رو بیارم پایین
‫که خودم این‌قدر تاریک نیفتم.

00:01:17.870 --> 00:01:20.248
‫نوشته در حال ضبطه؟

00:01:22.708 --> 00:01:24.085
‫عه.

00:01:24.168 --> 00:01:26.754
‫دارم فکر می‌کنم باید کجا می‌رفتم که...

00:01:26.838 --> 00:01:28.923
‫خیلی‌خب.
‫برو تو تنظیمات صوتی.

00:01:29.006 --> 00:01:31.008
‫این سگ‌ها رو باش پسر.

00:01:31.092 --> 00:01:33.427
‫ایشون جورجیاست.
‫ایشون هم چته.

00:01:33.511 --> 00:01:36.305
‫در حین صحبت ما چرت می‌زنن.

00:01:36.389 --> 00:01:37.598
‫سلام.

00:01:37.682 --> 00:01:39.559
‫- الان لندنی؟
‫- آره.

00:01:39.642 --> 00:01:41.769
‫ایشون رزی، هاپوی خودمه
‫که از نژاد سنت برنارده.

00:01:41.853 --> 00:01:45.439
‫گمون کنم آدم تو قرنطینه
‫همین کارها رو می‌کنه دیگه.

00:01:45.523 --> 00:01:46.649
‫من تو کشورم.

00:01:46.732 --> 00:01:48.651
‫یه سال آزگاره که همین‌جام...

00:01:48.734 --> 00:01:51.654
‫و به فکرم افتاده سوپ درست کنم.

00:01:53.072 --> 00:01:55.449
‫ولی خوبم. خوبم.
‫از کار کردن خوشحالم.

00:01:55.533 --> 00:01:58.244
‫دارم سعی می‌کنم دیوانه نشم.

00:01:58.327 --> 00:02:01.914
‫آخه یازده ماهه که قرنطینه‌ایم...

00:02:01.998 --> 00:02:04.375
‫حس می‌کنم بیش از نیمی
‫از شش ماه اخیر رو...

00:02:04.458 --> 00:02:06.502
‫پای «زوم» گذرونده باشم.

00:02:06.586 --> 00:02:08.170
‫دقیقا قبل از آغاز قرنطینه...

00:02:08.254 --> 00:02:10.464
‫اتفاقی واسه من و رایان افتاده بود؛

00:02:10.548 --> 00:02:14.010
‫یکی از فرزندان پل نیومن
‫و جوآن وودوارد...

00:02:14.093 --> 00:02:15.803
‫باهام تماس گرفته بود...

00:02:15.887 --> 00:02:20.516
‫که ببینه حاضرم مستندی
‫راجع به پل و جوآن کارگردانی کنم یا نه.

00:02:22.435 --> 00:02:25.271
‫واسه همین مجبورم بعدازظهرها،

00:02:25.354 --> 00:02:26.981
‫عصرها و اوقات فراغتم رو...

00:02:27.064 --> 00:02:31.277
‫صرف بررسی زندگی دو شخصی کنم
‫که موفقیتشون...

00:02:31.360 --> 00:02:34.864
‫تو حرفه ما قابل اندازه‌گیری نیست.

00:02:34.865 --> 00:02:36.249
‫[پل نیومن و جوآن وودوارد
‫با همدیگر شانزده فیلم،]

00:02:36.273 --> 00:02:37.657
‫[سه تئاتر برادوی
‫و چندین سریال تلویزیونی ساختند.]

00:02:37.658 --> 00:02:39.535
‫با چنین سرمایه‌گذاری‌ای،
‫تقریبا اصلا...

00:02:39.619 --> 00:02:41.787
‫لازم نمی‌شه بفروشیشون.

00:02:41.871 --> 00:02:43.831
‫یادت باشه که معامله جزئی...

00:02:43.915 --> 00:02:45.458
‫از معامله کلان بهتره.

00:02:45.541 --> 00:02:50.463
‫یادته قبل از ادواجمون،
‫یه روز عصر...

00:02:50.546 --> 00:02:52.590
‫رو ایوان جلویی خونه والدینم نشسته بودیم؟

00:02:55.051 --> 00:02:57.094
‫تابستون بود.

00:02:59.221 --> 00:03:00.932
‫خب، فکر نکنم یادم باشه.

00:03:01.015 --> 00:03:05.645
‫یه سری از «رباعیات خیام» رو
‫برام خونده بودی.

00:03:05.728 --> 00:03:08.439
‫همیشه یه جلد «رباعیات خیام» همراهت داشتی.

00:03:08.522 --> 00:03:12.777
‫این‌قدری بود.
‫یادت نمیاد؟

00:03:12.860 --> 00:03:15.780
‫«ما را غم نان کشته
‫و تو مست شراب.»

00:03:15.863 --> 00:03:18.157
‫«ماییم اسیر برزخ بیم و امید،
‫در چنبر خاک و باد و هم آتش و هم آب.»

00:03:21.327 --> 00:03:23.537
‫خب، ردیفش می‌کنیم یا نه؟

00:03:28.209 --> 00:03:30.711
‫پای دو تن از اولین مشاهیر وسطه...

00:03:30.795 --> 00:03:31.963
‫که زن و شوهر هم بودن.

00:03:32.046 --> 00:03:34.173
‫دو امر غیرممکن رو ممکن کرده بودن.

00:03:34.256 --> 00:03:37.218
‫اولین باری که پل نیومن
‫و جوآن وودوارد رو از نزدیک...

00:03:37.301 --> 00:03:40.513
‫دیده بودم، شونزده ساله بودم.

00:03:40.596 --> 00:03:42.014
‫یه سر بیا...

00:03:42.098 --> 00:03:45.518
‫فرستاده بودنم مدرسه‌ای
‫تو نیوجرسی...

00:03:45.601 --> 00:03:48.688
‫و اولین روز مدرسه‌ام بود،
‫اصلا باورم نمی‌شد.

00:03:48.771 --> 00:03:52.525
‫ولی معلوم شد یکی از بچه‌های
‫پل نیومن و جوآن وودوارد...

00:03:52.608 --> 00:03:53.859
‫همون مدرسه می‌رفت...

00:03:53.943 --> 00:03:56.988
‫و تو محوطه مدرسه قدم می‌زدن.

00:03:58.489 --> 00:03:59.740
‫از نظر خودم،

00:03:59.824 --> 00:04:02.535
‫تا اون موقع به کل دستاوردهایی...

00:04:02.618 --> 00:04:05.538
‫که آرزوشون رو داشتم
‫رسیده بودن.

00:04:05.621 --> 00:04:08.624
‫انگار انسان‌های درجه‌یکی بودن.

00:04:08.708 --> 00:04:11.085
‫جفتشون هنرمندانی استثنایی بودن.

00:04:11.168 --> 00:04:14.255
‫هم عشق داشتن.
‫هم خانواده داشتن.

00:04:14.338 --> 00:04:17.174
‫هم شهروندان اخلاق‌مداری بودن.

00:04:17.258 --> 00:04:20.052
‫کل آرزوهای من رو عملی کرده بودن.

00:04:20.136 --> 00:04:23.764
‫من هم قدم زدنشون رو
‫تماشا کرده بودم.

00:04:23.848 --> 00:04:29.603
‫و با خودم فکر می‌کردم:
‫«جای اون‌ها بودن چه حسی داره؟»

00:04:29.687 --> 00:04:32.523
‫تنها کسیه که نامزدی‌های
‫بهترین بازیگرش...

00:04:32.606 --> 00:04:36.068
‫گمون کنم یکی از سه بازیگریه
‫که طی پنج دهه...

00:04:36.152 --> 00:04:37.778
‫نامزد بهترین بازیگر شده.

00:04:37.862 --> 00:04:40.531
‫ولی بعدش کارهای
‫جوآن چشم آدم رو می‌گیره.

00:04:40.614 --> 00:04:42.408
‫هم «بفتا» برده بود.
‫هم «اسکار» برده بود.

00:04:42.491 --> 00:04:45.494
‫دو بار جایزه «حلقه منتقدان
‫فیلم نیویورک» رو برده. جوایزش...

00:04:45.578 --> 00:04:50.416
‫پل چهار بار قهرمان ملی
‫مسابقات ماشین‌رانی بوده.

00:04:50.499 --> 00:04:51.876
‫از مسابقات ماشین‌رانی
‫پول درمی‌آورد.

00:04:51.959 --> 00:04:54.754
‫تازه، بعدش هم پونصد میلیون دلار
‫رو اهدا کرده بودن.

00:04:54.837 --> 00:04:58.841
‫واسه همین آدم با خودش می‌گه:
‫«خیلی‌خب، از کجا شروع کنم؟»

00:04:58.924 --> 00:05:01.427
‫من خبر نداشتم که داشت
‫با دوستش، استورات استرن،

00:05:01.510 --> 00:05:04.972
‫رو شرح‌حالی کار می‌کرد.

00:05:05.056 --> 00:05:06.682
‫طرف فیلم‌نامه‌نویس مشهوریه.

00:05:06.766 --> 00:05:08.809
‫فیلم‌نامه «شورش بی‌دلیل»
‫و «ریچل، ریچل» کار خودش بود.

00:05:08.893 --> 00:05:11.103
‫واسه همین...

00:05:11.187 --> 00:05:13.522
‫با کل اشخاص حاضر
‫در زندگی پل مصاحبه کرده بودن.

00:05:13.606 --> 00:05:15.232
‫گمون کنم با بیش از صد نفر،
‫از افراد مشهور گرفته...

00:05:15.316 --> 00:05:20.654
‫تا پرستاران بچه و دستیارها
‫و هر کسی که باهاشون...

00:05:20.738 --> 00:05:22.281
‫ارتباط داشت، مصاحبه کرده بودن.

00:05:22.365 --> 00:05:24.992
‫یعنی با آلتمن مصاحبه می‌کرد،
‫با کازان مصاحبه می‌کرد،

00:05:25.076 --> 00:05:27.661
‫با کارل مالدن مصاحبه کرده بود،
‫با تام کروز مصاحبه کرده بود.

00:05:27.745 --> 00:05:30.331
‫- با بروس درن مصاحبه کرده بود.
‫- با تام کروز؟

00:05:30.414 --> 00:05:31.916
‫نوار این مصاحبات چی شده بود؟

00:05:31.999 --> 00:05:33.209
‫متأسفانه یه روزی...

00:05:33.292 --> 00:05:34.585
‫انداختشون دور.

00:05:34.668 --> 00:05:37.254
‫پل کل نوارهای مصاحبات،
‫از جمله مصاحبه خودش رو...

00:05:37.338 --> 00:05:39.465
‫سوزوند.

00:05:39.548 --> 00:05:41.884
‫کسی هم از دلیلش خبر نداره.

00:05:41.967 --> 00:05:43.636
‫راستش، آدم که فکر می‌کنه،

00:05:43.719 --> 00:05:45.638
‫می‌شه گفت کار خیلی خفنی کرده.

00:05:45.721 --> 00:05:47.014
‫چند روز پیش باهام تماس گرفتن که:

00:05:47.098 --> 00:05:49.141
‫«خب، شاید همه‌شون رو نسوزونده باشه.»

00:05:49.225 --> 00:05:50.893
‫یا یه سریشون رو پیدا کردن.

00:05:50.976 --> 00:05:53.104
‫خب، معلوم شد به درد نمی‌خورن.

00:05:53.187 --> 00:05:54.480
‫یعنی به کارمون نمیان.

00:05:54.563 --> 00:05:55.981
‫خیلی‌خب، نابود شده بودن؛

00:05:56.065 --> 00:05:59.485
‫ولی استورات داده بود
‫متن کل مصاحبات رو نوشته بودن.

00:05:59.568 --> 00:06:01.779
‫- این یکی از جعبه‌های...
‫- شوخیت گرفته؟

00:06:01.862 --> 00:06:04.990
‫- متون مصاحبه‌ایه که به دستم رسیده.
‫- شوخیت گرفته؟

00:06:05.074 --> 00:06:08.661
‫یعنی چند صد هزار صفحه است.

00:06:08.744 --> 00:06:12.998
‫دارم سعی می‌کنم از کل دوستانم بخوام
‫به این حرف‌ها حیات ببخشن.

00:06:13.082 --> 00:06:15.418
‫دارم سعی می‌کنم
‫نمایشی صوتی...

00:06:15.501 --> 00:06:17.628
‫باهاشون بسازم
‫و جامعه‌ای گذشته رو به تصویر بکشه.

00:06:17.711 --> 00:06:19.713
‫خلاصه که می‌خوام با شما
‫چنین کاری بکنم.

00:06:19.797 --> 00:06:22.341
‫سم راکول قراره مصاحبه کارگردان...

00:06:22.424 --> 00:06:23.676
‫«لوک خوش‌دست» رو بخونه.

00:06:23.759 --> 00:06:26.053
‫لورا لینی مصاحبه جوآن وودوارد رو می‌خونه.

00:06:26.137 --> 00:06:29.390
‫زویی کازان قراره مصاحبه
‫اولین همسر پل رو بخونه.

00:06:29.473 --> 00:06:31.100
‫کارن آلن مصاحبه
‫نامادری جوآن رو می‌خونه.

00:06:31.183 --> 00:06:34.520
‫جاش همیلتون مصاحبه
‫کارگردان تئاترشون رو می‌خونه.

00:06:34.603 --> 00:06:36.772
‫وینسنت دن آفریو
‫مصاحبه جان هیوستون رو می‌خونه.

00:06:36.856 --> 00:06:40.192
‫جورج کلونی قبول کرده
‫مصاحبه پل رو بخونه.

00:06:40.276 --> 00:06:43.404
‫یعنی قراره با بررسی نسل قبلمون...

00:06:43.487 --> 00:06:47.074
‫خوش بگذرونیم.

00:06:47.158 --> 00:06:48.367
‫من همین‌جوری می‌خونم.

00:06:48.450 --> 00:06:49.702
‫احتمالا روزنامه‌وار بخونم.

00:06:49.785 --> 00:06:51.162
‫همین‌طوری می‌خونم دیگه.

00:06:51.245 --> 00:06:52.788
‫فقط یه بار روزنامه‌وار بخونش.

00:06:52.872 --> 00:06:56.500
‫عالیه. عالیه.

00:06:56.584 --> 00:07:00.880
‫«به نظرم وقتی ملت
‫در آینده این اثر حماسی رو ببینن،»

00:07:00.963 --> 00:07:03.215
‫«البته اگه واقعا کسی
‫در آینده ببیندش،»

00:07:03.299 --> 00:07:06.343
‫«متوجه می‌شن
‫که به عبارتی با پایان دوران سینما...»

00:07:06.427 --> 00:07:09.138
‫«در قالب هنری جهانی مواجه هستن.»

00:07:09.221 --> 00:07:11.223
‫«الان سریال‌های کوتاه تلویزیونی...»

00:07:11.307 --> 00:07:13.934
‫«جای سینما رو گرفتن...»

00:07:14.018 --> 00:07:16.729
‫«و مردم بیش از فیلم‌های سینمایی...»

00:07:16.812 --> 00:07:18.814
‫«ازشون خوششون میاد.»

00:07:18.898 --> 00:07:21.400
‫«در نتیجه، به نظرم
‫ملت آخرین ستاره‌های سینما...»

00:07:21.483 --> 00:07:23.319
‫«محسوبشون کنن.»

00:07:23.402 --> 00:07:25.654
‫جوآن وودوارد.
‫جناب پل نیومن.

00:07:25.738 --> 00:07:27.907
‫«آخرین افرادی بودن
‫که در ابتدای...»

00:07:27.990 --> 00:07:29.533
‫«فعالیت کاریشون، عین...»

00:07:29.617 --> 00:07:34.413
‫گری کوپر و کاترین هپبورن
‫باهاشون رفتار می‌کردن.»

00:07:34.496 --> 00:07:35.748
‫«جون سالم هم به در بردن.»

00:07:38.200 --> 00:07:43.300
‫[بخش یکم:
‫یتیم‌های کیهانی]

00:07:44.548 --> 00:07:46.133
‫«خب، ماه فوریه بود...»

00:07:46.217 --> 00:07:49.053
‫«جوآن روز تولد نوزده سالگیش...»

00:07:49.136 --> 00:07:51.555
‫«واسه اولین بار اومده بود نیویورک...»

00:07:51.639 --> 00:07:53.974
‫«و ما با تاکسی رفته بودیم
‫ایستگاه پنسیلوانیا دنبالش...»

00:07:54.058 --> 00:07:57.436
‫«و گفته بود:
‫«بابا جون، می‌شه زمین رو ببوسم؟»

00:07:57.519 --> 00:08:02.066
‫«اون هم گفت: «هر کاری می‌خوای بکن عزیزم،
‫جشن تولد خودته.»

00:08:02.149 --> 00:08:04.652
‫«اون هم می‌خواست هر کاری بکنه.»

00:08:04.735 --> 00:08:08.530
‫کدوم نمایش رو تماشا کردیم؟
‫خب، نمی‌دونم.

00:08:08.614 --> 00:08:12.451
‫«خب، گمون کنم «آقای رابرتس» رو دیده بودیم.»

00:08:12.534 --> 00:08:14.370
‫بعدش هم رفتیم محله لاتین.

00:08:14.453 --> 00:08:16.372
‫رفته بودیم «کوپاکابانا.»

00:08:16.455 --> 00:08:19.124
‫«اون شب اجرای فرانک سیناترا رو
‫شنیده بودیم.»

00:08:19.208 --> 00:08:21.418
‫♪ می‌شه لطف کنی... ♪

00:08:21.502 --> 00:08:22.795
‫«سوار اتوبوس شدیم...»

00:08:22.878 --> 00:08:24.338
‫«و روز تولد نوزده سالگیش
‫با اتوبوسی دوطبقه...»

00:08:24.421 --> 00:08:28.300
‫«کل خیابون پنجم رو طی کردیم.»

00:08:28.384 --> 00:08:31.762
‫هر روز از نیوجرسی، گلن راک می‌رفت اونجا...

00:08:31.845 --> 00:08:35.683
‫که تو «نیبرهود پلی‌هاوس»
‫بازیگری یاد بگیره.

00:08:35.766 --> 00:08:37.685
‫قسم می‌خورم.

00:08:37.768 --> 00:08:40.271
‫یادمه وقتی جوآن تازه اومده بود اینجا،

00:08:40.354 --> 00:08:41.730
‫باهاش صحبت کرده بودم...

00:08:41.814 --> 00:08:44.775
‫و ازش پرسیده بودم
‫واسه چی می‌خواد بازیگر بشه.

00:08:44.858 --> 00:08:47.027
‫خب، کمی فکر کرد و مضطرب شد.

00:08:47.111 --> 00:08:50.489
‫بعدش هم با لهجه غلیظ جنوبی بهم گفت...

00:08:50.572 --> 00:08:54.326
‫کار دیگه‌ای بلد نیست.

00:08:54.410 --> 00:08:57.246
‫ده ثانیه مونده. دوربین یک ثابت بمونه.
‫دوربین دوم آماده باشه.

00:08:57.329 --> 00:08:58.831
‫اولین باری که شاهد بازیگریش بودم،

00:08:58.914 --> 00:09:03.043
‫تو فیلم‌های تلویزیونیش بود.

00:09:03.127 --> 00:09:05.754
‫از وقتی از «نیبرهود پلی‌هاوس»
‫فارغ‌التحصیل شد،

00:09:05.838 --> 00:09:08.674
‫تو برنامه‌های زنده تلویزیونی
‫ایفای نقش می‌کرد.

00:09:08.757 --> 00:09:12.052
‫«برنامه رابرت مونتگومری»
‫یکی از اولین کارهاش بود،

00:09:12.136 --> 00:09:18.183
‫من هم تا چند سال پیراهنش
‫تو اون برنامه رو نگه داشته بودم.

00:09:18.267 --> 00:09:21.312
‫گمون کنم معبد رو...

00:09:21.395 --> 00:09:23.689
‫از بالا تا پایین پوشونده بودن.

00:09:23.772 --> 00:09:26.483
‫حس می‌کردم بالاخره از راه رسیدم.

00:09:26.567 --> 00:09:28.193
‫راستش رو بخواین،
‫گمون کنم طی دو سال...

00:09:28.277 --> 00:09:30.988
‫تو تقریبا صد برنامه تلویزیونی
‫حضور داشتم.

00:09:34.575 --> 00:09:38.537
‫♪ ما اعضای ارتشیم جناب گرین. ♪

00:09:38.620 --> 00:09:43.208
‫♪ سربازخونه‌هامون رو تمیز
‫و مرتب نگه می‌داریم. ♪

00:09:43.292 --> 00:09:44.793
‫تو دفتر مدیر برنامه‌های مشترکمون آشنا شدیم؛

00:09:44.877 --> 00:09:47.629
‫اسمش مینارد موریس بود
‫و مدیر برنامه خارق‌العاده‌ای بود.

00:09:47.713 --> 00:09:50.090
‫مینارد از دفترش اومد بیرون و گفت:

00:09:50.174 --> 00:09:53.427
‫«می‌خوام به یکی از جدیدترین
‫بازیگرانم معرفیت کنم.»

00:09:53.510 --> 00:09:54.845
‫من هم گفتم: «باشه.»

00:09:54.928 --> 00:09:58.307
‫بعدش موجودی چهارشونه...

00:09:58.390 --> 00:10:01.894
‫با پیراهنی یقه دراز
‫و کت‌شلواری تک‌دکمه اومد...

00:10:01.977 --> 00:10:05.606
‫که انگار پوستش هیچ چروکی نداشت.

00:10:05.689 --> 00:10:08.150
‫من هم ازش متنفر بودم.

00:10:08.233 --> 00:10:10.569
‫بعدش هم جفتتون
‫در طول اجرای نمایش «پیک‌نیک» تو برادوی...

00:10:10.652 --> 00:10:13.238
‫بازیگر ذخیره بودین.

00:10:13.322 --> 00:10:15.908
‫درسته. جفتمون بازیگر ذخیره بودیم.

00:10:15.991 --> 00:10:17.326
‫ولی اون نقش ثابت گرفت.

00:10:17.409 --> 00:10:19.578
‫بازیگر نقشش رو اخراج کردن.

00:10:19.661 --> 00:10:20.954
‫خودش نقشش رو بازی کرد.

00:10:21.200 --> 00:10:25.750
‫[«پیک‌نیک»، سال 1953]

00:10:25.800 --> 00:10:29.650
‫[خودم!]

00:10:33.092 --> 00:10:37.137
‫«پیک‌نیک» باعث شد
‫بتونم به کل آرزوهام برسم.

00:10:37.221 --> 00:10:38.764
‫شیفته این بودم که تو یکی از تئاترهای...

00:10:38.847 --> 00:10:42.267
‫برادوی، بازیگری حرفه‌ای باشم.

00:10:42.351 --> 00:10:43.560
‫در طول اجرا،

00:10:43.644 --> 00:10:46.105
‫اصلا به اتاق پروم نمی‌رفتم.

00:10:46.188 --> 00:10:49.441
‫پشت صحنه می‌موندم،
‫پرده رو سوراخ می‌کردم...

00:10:49.525 --> 00:10:51.318
‫و حضار رو تماشا می‌کردم.

00:10:54.196 --> 00:10:56.782
‫خودم و جوآن بازیگر ذخیره بودیم...

00:10:56.865 --> 00:10:59.785
‫و من مجبور بودم در نقش هال برقصم.

00:10:59.868 --> 00:11:01.120
‫رقصش خیلی جذاب بود.

00:11:01.203 --> 00:11:04.039
‫ولی من اصلا رقص بلد نبودم.

00:11:04.123 --> 00:11:06.333
‫من و جوآن همون‌جوری عاشق شدیم.

00:11:09.253 --> 00:11:11.130
‫همیشه در حین اجرای
‫رالف و جنیس...

00:11:11.213 --> 00:11:14.967
‫سعی می‌کرد پشت‌صحنه
‫بهم یاد بده.

00:11:15.050 --> 00:11:17.302
‫جاشوا لوگن که فضای رقص رو
‫آماده می‌کرد،

00:11:17.386 --> 00:11:19.430
‫رالف و جنیس از هم دور می‌شدن،

00:11:19.513 --> 00:11:22.641
‫بعدش نزدیک می‌شدن،
‫دوباره دور می‌شدن،

00:11:22.724 --> 00:11:25.352
‫نزدیک می‌شدن و دوباره دور می‌شدن.

00:11:27.271 --> 00:11:30.983
‫جاش به رالف گفته بود:
‫«فرض کن کیرت یازده متره...»

00:11:31.066 --> 00:11:33.777
‫«و ده متر با هم فاصله دارین.»

00:11:33.861 --> 00:11:36.280
‫چنین تصوری واسه بازیگر خیلی خوبه.

00:11:38.073 --> 00:11:42.453
‫ولی وقتی رالف و جنیس
‫داشتن رو صحنه می‌رقصیدن،

00:11:42.536 --> 00:11:45.372
‫من و جوآن هم داشتیم پشت‌صحنه...

00:11:45.456 --> 00:11:48.333
‫رقص مرگبارمون رو تمرین می‌کردیم.

00:11:48.417 --> 00:11:52.588
‫من هم به زودی تو شلوارم
‫به مشکل عظیمی خوردم.

00:11:53.922 --> 00:11:57.134
‫بهم گفت: «وای خدا جون، این چیه؟»

00:11:59.720 --> 00:12:03.223
‫خودم دنبال شهوت‌رانی بودم.

00:12:03.307 --> 00:12:07.019
‫خب، جوآن اومد خونه
‫و به خودم و ران گفت...

00:12:07.102 --> 00:12:08.687
‫در حین تمرین «پیک‌نیک»
‫با مردی آشنا شده...

00:12:08.770 --> 00:12:11.190
‫که قراره باهاش ازدواج کنه.

00:12:11.273 --> 00:12:12.900
‫من گفتم: «منظورت چیه؟»

00:12:12.983 --> 00:12:15.194
‫اون هم گفت:
‫«خب، ساکن لانگ آیلنده...»

00:12:15.277 --> 00:12:17.196
‫«و از بازیگران ذخیره است.»

00:12:17.279 --> 00:12:19.781
‫وقتی اومده بود خونه،
‫عین اولین روزی...

00:12:19.865 --> 00:12:21.950
‫که رفته بود تمرین، مصمم بود.

00:12:22.034 --> 00:12:24.870
‫حرف عاقلانه‌ای نزده بود.

00:12:24.953 --> 00:12:27.873
‫بالاخره، طرف متأهل بود دیگه.

00:12:33.795 --> 00:12:37.799
‫جوآن و پل به هم می‌اومدن.

00:12:37.883 --> 00:12:40.135
‫در این زمینه شکلی نبود.

00:12:42.137 --> 00:12:44.389
‫اون شب، پشت‌صحنه
‫سالن تئاتر دیده بودیمش،

00:12:44.473 --> 00:12:50.812
‫یه شب تو واحدش مونده بود
‫و کلیدش رو پس داده بود.

00:12:50.896 --> 00:12:53.565
‫ولی من به اون چیزها فکر نکرده بودم.

00:12:55.067 --> 00:12:59.404
‫می‌دونستیم که جفتمون یتیم هستیم.

00:12:59.488 --> 00:13:02.449
‫یتیم جماعت هم شوق و اشتیاق زیادی داره.

00:13:04.660 --> 00:13:07.079
‫دو یتیمی بودیم
‫که دائما سکس می‌کردیم...

00:13:07.162 --> 00:13:09.414
‫و همه‌جا رو شهوت‌مال کرده بودیم...

00:13:09.498 --> 00:13:13.210
‫از هتل‌ها، متل‌ها، پارک‌ها و مستراح‌های
‫عمومی گرفته تا صندلی پشتی ماشین‌ها،

00:13:13.293 --> 00:13:17.589
‫ماشین‌های اجاره‌ای «هرتز»،
‫استخرها و نیمکت‌ها.

00:13:17.673 --> 00:13:20.467
‫بهتره خودتون تصور کنین.

00:13:24.900 --> 00:13:27.473
‫[«ساعت حسابی»]

00:13:27.474 --> 00:13:29.268
‫«ساعت حسابی» را...

00:13:29.351 --> 00:13:30.978
‫زنده از نیویورک تماشا می‌کنین.

00:13:31.061 --> 00:13:32.479
‫سلام، بنده سیدنی لومت هستم.

00:13:32.563 --> 00:13:35.107
‫کارگردان این اجرا هستم.

00:13:35.190 --> 00:13:36.900
‫این نمایش خیلی برام شخصیه.

00:13:36.984 --> 00:13:38.986
‫پل رو اولین بار تو «پیک‌نیک» دیده بودم.

00:13:39.069 --> 00:13:42.447
‫دیده بودم چقدر واسه اون نقش
‫بی‌نقص و جذابه،

00:13:42.531 --> 00:13:44.950
‫آدم عصاقورت‌داده و محکمیه،
‫ولی بازیگره.

00:13:45.033 --> 00:13:46.618
‫بنده والتر کرانکیت هستم.

00:13:46.702 --> 00:13:48.287
‫الان می‌بریمت آتن،
‫کنار زندان...

00:13:48.370 --> 00:13:49.788
‫که سقراط رو نگه داشتیم.

00:13:49.871 --> 00:13:51.540
‫بعدش که داشتم
‫همون اوایل...

00:13:51.623 --> 00:13:53.709
‫رو «تو اون‌جایی» کار می‌کردم،

00:13:53.792 --> 00:13:55.794
‫بازیگرهاش به دو دسته
‫تقسیم می‌شدن.

00:13:55.877 --> 00:13:57.629
‫اگه لهجه نیویورکی نداشتن،

00:13:57.713 --> 00:13:59.965
‫بازیگر اروپایی محسوب می‌شدن.

00:14:00.048 --> 00:14:01.383
‫اگه لهجه نیویورکی داشتن...

00:14:01.466 --> 00:14:03.176
‫که اکثرشون هم داشتن...

00:14:03.260 --> 00:14:04.595
‫به نظرت اصلا احتمالش هست...

00:14:04.678 --> 00:14:06.388
‫که سقراط نجات پیدا کنه؟

00:14:06.471 --> 00:14:10.017
‫پل درجا به دسته بازیگران اروپایی منتقل شد،

00:14:10.100 --> 00:14:12.019
‫آخه اصلا لهجه نیویورکی نداشت.

00:14:12.102 --> 00:14:13.812
‫شهروند افلاطون،
‫به نظرتون می‌شه...

00:14:13.895 --> 00:14:15.314
‫الان وقت ندارم.

00:14:15.397 --> 00:14:17.691
‫بازیش تو «مرگ سقراط» حرف نداشت.

00:14:17.774 --> 00:14:19.276
‫نقش افلاطون رو بازی کرده بود،

00:14:19.359 --> 00:14:22.821
‫البته اگه حافظه‌ام درست یاری کنه،

00:14:22.904 --> 00:14:25.782
‫تو یه اثر آمریکایی هم
‫با جوآن بازیش داده بودم.

00:14:25.866 --> 00:14:27.117
‫کریس هستم.

00:14:27.200 --> 00:14:28.368
‫آره، خودم می‌دونم.

00:14:28.452 --> 00:14:30.662
‫به گمونم در حین تمرینات فهمیده بودم...

00:14:30.746 --> 00:14:32.039
‫که با همدیگه می‌رن و میان.

00:14:32.122 --> 00:14:35.125
‫مدام با هم می‌رسیدن
‫و با هم می‌رفتن.

00:14:35.208 --> 00:14:37.419
‫- عه، این‌جوری نکن.
‫- چرا نکنم؟

00:14:39.755 --> 00:14:43.342
‫می‌تونین تصور کنین
‫اولین تئاتر برادوی‌تون...

00:14:43.425 --> 00:14:46.595
‫«پیک‌نیک» باشه که ویلیام اینج
‫بابتش «پولیتزر» ببره...

00:14:46.678 --> 00:14:48.347
‫و کارگردان جاش لوگن باشه؟

00:14:48.430 --> 00:14:51.933
‫بعدش هم روزهایی که کار ندارین،
‫برین «اکتورز استودیو»...

00:14:52.017 --> 00:14:55.187
‫و شاهد ایفای نقش مارلون براندو
‫و مریلین مونرو...

00:14:55.270 --> 00:14:56.688
‫و تمریناتشون باشین؟

00:14:56.772 --> 00:14:58.482
‫داری تمرین می‌کنی راهبه بشی؟

00:14:58.565 --> 00:15:00.692
‫دانشکده‌مون عادیه.

00:15:00.776 --> 00:15:02.194
‫یه لحظه وایستا ببینم.

00:15:02.277 --> 00:15:04.946
‫اولین فیلمی که روم تأثیر گذاشته بود،

00:15:05.030 --> 00:15:07.491
‫«در بارانداز» بود.

00:15:07.574 --> 00:15:11.536
‫واقع‌گرایانه بودنش
‫و حضور براندو خیلی مؤثر بود.

00:15:11.620 --> 00:15:13.538
‫مناطق روستایی.

00:15:13.622 --> 00:15:14.915
‫از مناطق روستایی خوشم نمیاد.

00:15:14.998 --> 00:15:16.541
‫با دیدن جیرجیرک‌ها مضطرب می‌شم.

00:15:21.546 --> 00:15:22.881
‫شما هم از هنرآموزان...

00:15:22.964 --> 00:15:24.383
‫«اکتورز استودیو» بودین آقای نیومن.

00:15:24.466 --> 00:15:26.885
‫تحصیلات و تمریناتی که اونجا داشتین...

00:15:26.968 --> 00:15:28.637
‫چقدر اهمیت داشت؟

00:15:28.720 --> 00:15:32.891
‫خب، هر مدل بازیگری که شده باشم،

00:15:32.974 --> 00:15:34.559
‫چه بازیگر خوبی شده باشم، چه بد،

00:15:34.643 --> 00:15:37.521
‫به خاطر «اکتورز استودیو» بوده،

00:15:37.604 --> 00:15:39.439
‫آخه قطعا مهم‌ترین...

00:15:39.523 --> 00:15:43.568
‫المان فعالیت بازیگریم بودن.

00:15:43.652 --> 00:15:47.197
‫خودم هم اونجا خیلی تلاش کردم.

00:15:47.280 --> 00:15:49.741
‫شخصی که الان وارد شد،
‫لی استراسبرگ،

00:15:49.825 --> 00:15:51.118
‫رئیس استودیومونه.

00:15:51.201 --> 00:15:53.995
‫الیا کازان که از مؤسسین اینجاست،
‫پشت سرش وارد شد.

00:15:54.079 --> 00:15:56.998
‫خب، کار خود استودیومون
‫از سال چهل و شش آغاز شد.

00:15:57.082 --> 00:15:58.333
‫می‌شه گفت «اکتورز استودیو»...

00:15:58.417 --> 00:16:00.711
‫نقش مربی بازیگریم رو داشت.

00:16:00.794 --> 00:16:02.337
‫بازیگران خانه‌ای نداشتن.

00:16:02.421 --> 00:16:03.630
‫الیا کازان حکم مربیم رو داشت.

00:16:03.714 --> 00:16:06.258
‫مخصوصا کلی از آثار
‫تنسی ویلیامز درس گرفتم.

00:16:06.341 --> 00:16:09.177
‫لزومی نداشت تنسی سعی کنه شاعر باشه.

00:16:09.261 --> 00:16:12.764
‫ذاتا شاعر بود.
‫بهترین مربیم خودش بود.

00:16:12.848 --> 00:16:15.434
‫افرادی که شاهد کار کردنشون
‫اونجا بودم،

00:16:15.517 --> 00:16:18.729
‫سرنخ‌هایی بهم دادن
‫که بفهمم بازیگری یعنی چی...

00:16:18.812 --> 00:16:22.274
‫بن گازارا، جرالدین پیج، کیم استنلی،

00:16:22.357 --> 00:16:26.528
‫کارل مالدن، جولی هریس
‫و ایلای والاک.

00:16:26.611 --> 00:16:30.657
‫از مارلون گرفته تا جیمی دین.

00:16:31.950 --> 00:16:34.619
‫پل خودش عضوشون شده بود،

00:16:34.703 --> 00:16:36.955
‫من هم نمی‌دونستم چه شکلیه،

00:16:37.038 --> 00:16:39.374
‫واسه همین اصلا نمی‌دونستم
‫می‌خوام عضو چه جایی بشم.

00:16:39.458 --> 00:16:42.586
‫ولی به نظرم...
‫به نظرم جای خوبی بود.

00:16:42.669 --> 00:16:45.797
‫بالاخره بقیه عضوش بودن دیگه.

00:16:48.550 --> 00:16:52.179
‫سلام مادر عزیزم، چند وقت بود
‫که می‌خواستم برات نامه بنویسم.

00:16:52.262 --> 00:16:56.433
‫قبول شدم.
‫الان رسما عضوشون شدم.

00:16:56.516 --> 00:16:59.144
‫بگذریم، بعدش هفته‌ام
‫از این رو به اون رو شد.

00:16:59.227 --> 00:17:00.771
‫رفتم «دایی وانیا» رو تماشا کردم.

00:17:00.854 --> 00:17:04.566
‫با شخصیت‌پردازیش کاری نداشتن.

00:17:04.649 --> 00:17:06.526
‫به اون مدل بازیگری...

00:17:06.610 --> 00:17:09.237
‫عادت نداشتم،

00:17:09.321 --> 00:17:11.865
‫آخه می‌دیدم اون جماعت
‫بدون فصاحت...

00:17:11.948 --> 00:17:13.700
‫و بازیگری اجرا می‌کنن.

00:17:15.577 --> 00:17:17.329
‫البته خودم هم خبر نداشتم...

00:17:17.412 --> 00:17:21.249
‫نظر دیگران راجع به بازیم از چه قراره،

00:17:21.333 --> 00:17:25.879
‫حتما حس می‌کردن شایستگیش رو دارم،
‫حس می‌کردم شایسته و پرانرژی هستم...

00:17:25.962 --> 00:17:27.464
‫و کمی ازم می‌ترسیدن.

00:17:27.600 --> 00:17:29.900
‫بازیگری یعنی انجام اعمال.

00:17:29.925 --> 00:17:31.384
‫انجام اعمال خیالی یا احساسی؟

00:17:31.468 --> 00:17:34.221
‫آخه خودم همیشه شنیدم
‫شرایطمون خیالیه.

00:17:34.600 --> 00:17:36.500
‫همه‌اش خیالیه دیگه.

00:17:37.600 --> 00:17:40.550
‫خیال کردی «هملت» واقعیه؟

00:17:40.560 --> 00:17:41.978
‫فقط می‌خوام بمیرم.

00:17:42.062 --> 00:17:44.523
‫فقط می‌خوام بمیرم.

00:17:44.606 --> 00:17:47.442
‫بازیگران کم‌کم حس می‌کردن...

00:17:47.526 --> 00:17:49.861
‫می‌تونن به حرفه‌شون...

00:17:49.945 --> 00:17:51.905
‫- و هویتشون افتخار کنن...
‫- ای دروغگو!

00:17:51.988 --> 00:17:53.365
‫افتخار کنن که بازیگر هستن...

00:17:53.448 --> 00:17:56.034
‫و حس می‌کردن بازیگر
‫به پیشرفت جامعه کمک می‌کنه.

00:17:56.117 --> 00:17:58.411
‫... بیش از حده!

00:17:58.495 --> 00:17:59.663
‫دیگه نمی‌تونم کمکت کنم.

00:17:59.746 --> 00:18:01.039
‫دیگه کمکی از دستم برنمیاد!

00:18:01.122 --> 00:18:02.374
‫ولی من هم نقش دارم!

00:18:02.457 --> 00:18:04.209
‫همگیمون نقش داریم!

00:18:07.504 --> 00:18:11.258
‫با نسلی طرف هستیم
‫که وارد سینما شد...

00:18:11.341 --> 00:18:14.845
‫و اولین باری که مارلون براندو
‫فریاد زد «استلا!»...

00:18:14.928 --> 00:18:19.057
‫شاهدش بودن و می‌دونستن
‫کار تنسی ویلیامز...

00:18:19.140 --> 00:18:22.060
‫و الیا کازانه
‫و هنر تغییر پیدا کرد.

00:18:22.143 --> 00:18:24.646
‫استلا!

00:18:24.729 --> 00:18:26.148
‫ولی این افراد...

00:18:26.231 --> 00:18:29.776
‫من رو بازیگر محسوب نمی‌کردن.

00:18:29.860 --> 00:18:31.695
‫فعالیت فیلم‌سازیت با فیلمی...

00:18:31.778 --> 00:18:35.073
‫به نام «جام نقره» آغاز شد.

00:18:36.616 --> 00:18:37.659
‫خب، واقعا باید...

00:18:37.742 --> 00:18:38.910
‫دنبال بقا باشیم.

00:18:38.994 --> 00:18:42.080
‫سپاس‌گزار بودم
‫که بعدش جون سالم به در بردم.

00:18:42.163 --> 00:18:43.290
‫تقصیر کسی نبود.

00:18:43.373 --> 00:18:45.542
‫ولی بدترین فیلم...

00:18:45.625 --> 00:18:47.168
‫دهه 1950 بود.

00:18:47.169 --> 00:18:51.000
‫[به دنبال جام گم‌شده شام آخر]

00:18:53.842 --> 00:18:56.595
‫هم‌اکنون در خیابان‌های
‫باستانی انطاکیه هستین...

00:18:56.678 --> 00:19:00.932
‫و نظامیان سزار با اعمال قدرت،
‫بت‌پرستی رو حاکم کردن.

00:19:01.016 --> 00:19:03.560
‫یادمه یه بار یکی تو استودیو گفته بود:

00:19:03.643 --> 00:19:07.355
‫«بین گازارا می‌گه به نظرش
‫از اون بی‌شعورهای شیکر هایتسی هستی.»

00:19:07.439 --> 00:19:09.065
‫همه‌چی ساختگیه.

00:19:09.149 --> 00:19:10.567
‫لحظه‌ای واقعی نداریم.

00:19:12.611 --> 00:19:13.612
‫من هم می‌دونستم...

00:19:13.695 --> 00:19:14.905
‫می‌خوای آزادم کنی؟

00:19:14.988 --> 00:19:17.490
‫که اگه بن گازارا چنین حرفی زده،

00:19:17.574 --> 00:19:20.785
‫اگه اون گفته باشه
‫بازیم مصنوعیه،

00:19:20.869 --> 00:19:21.953
‫بازیم مصنوعیه.

00:19:22.037 --> 00:19:24.623
‫نگهبان رو صدا کنین!
‫نگهبان! نگهبان! نگهبان!

00:19:27.959 --> 00:19:29.377
‫تا همین امروز هم...

00:19:29.461 --> 00:19:30.962
‫در مقایسه با افراد خاصی
‫که در زمینه تئاتر...

00:19:31.046 --> 00:19:32.380
‫فعالیت می‌کنن...

00:19:32.464 --> 00:19:35.800
‫و خیلی دلم می‌خواد
‫از اطرافیانشون باشم،

00:19:35.884 --> 00:19:40.221
‫افرادی چون جان مالکوویچ،
‫جرالدین پیج، ریپ تورن،

00:19:40.305 --> 00:19:45.727
‫اسکورسیزی، نیکلسون،
‫براندو، هیوستون...

00:19:45.810 --> 00:19:48.647
‫و همین افراد...

00:19:48.730 --> 00:19:51.483
‫نمی‌تونم در جا شخصیتی رو
‫از آن خودم کنم.

00:19:51.566 --> 00:19:54.653
‫واقعا بازیگر خاصی نیستم.

00:19:54.736 --> 00:19:59.282
‫انگار همیشه اهل شیکر هایتسم.

00:19:59.366 --> 00:20:02.994
‫اون افراد ذاتا خودشون بودن.

00:20:03.078 --> 00:20:06.331
‫نمی‌خوان کسی که نیستن باشن.

00:20:17.342 --> 00:20:19.219
‫جوآن، کریسمس پارسال...

00:20:19.302 --> 00:20:21.554
‫که بهت سر زده بودیم،
‫هنوز مجرد بودی،

00:20:21.638 --> 00:20:23.181
‫ولی یادمه اون موقع گفته بودی...

00:20:23.264 --> 00:20:25.266
‫بهترین هدیه عمرت...

00:20:25.350 --> 00:20:27.727
‫یه سری چراغ سیار از طرف...

00:20:27.811 --> 00:20:30.522
‫گمون کنم گفته بودی
‫دوستی بود که خیلی باهات صمیمیه.

00:20:30.605 --> 00:20:32.357
‫احیانا اون دوستت پل نبود؟

00:20:32.440 --> 00:20:33.566
‫بود.

00:20:33.650 --> 00:20:34.901
‫سی و شش سال پیش،

00:20:34.985 --> 00:20:37.320
‫نیومن و جوآن وودوارد
‫تازه ازدواج کرده بودن.

00:20:37.404 --> 00:20:39.322
‫تا خودمون نشونش نداده بودیم،

00:20:39.406 --> 00:20:41.074
‫یادش نبود تو برنامه‌مون
‫حضور داشته.

00:20:41.157 --> 00:20:42.617
‫اون موقع سی و سه ساله بودم.

00:20:42.701 --> 00:20:44.786
‫به نظرم الان تو عصر همنوایی
‫زندگی می‌کنیم...

00:20:44.869 --> 00:20:46.788
‫که آدم باید همرنگ جماعت باشه.

00:20:46.871 --> 00:20:48.957
‫اگه همرنگ جماعت نباشه...

00:20:49.040 --> 00:20:50.375
‫و به رهبر گله مردم...

00:20:50.458 --> 00:20:52.544
‫نگه چشم قربان،

00:20:52.627 --> 00:20:54.004
‫می‌گن طرف سرکشه.

00:20:54.087 --> 00:20:57.340
‫من دارم به شدت تلاش می‌کنم
‫و امیدوارم...

00:20:57.424 --> 00:20:59.551
‫آدم مستقلی باشم.
‫به نظرم...

00:20:59.634 --> 00:21:00.844
‫طرف رو نمی‌شناسم.

00:21:00.927 --> 00:21:05.265
‫اصلا یادم نیست چطور...

00:21:06.516 --> 00:21:10.228
‫خیلی خوشحالم که طرف...

00:21:10.312 --> 00:21:11.730
‫که طرف...
‫یعنی اصلا...

00:21:11.813 --> 00:21:13.732
‫طرف کیه؟

00:21:13.815 --> 00:21:15.483
‫خودشون هم عین مردم...

00:21:15.567 --> 00:21:18.528
‫متوسط هستن و...

00:21:18.611 --> 00:21:20.447
‫مشکلم از این قراره
‫که صرفا مجموعه‌ای...

00:21:20.530 --> 00:21:22.657
‫از وقایع رو به خاطر میارم.

00:21:22.741 --> 00:21:26.745
‫اصلا نمی‌دونم از کجا شروع شده.

00:21:26.828 --> 00:21:29.456
‫یه سری از مردم حس می‌کنن
‫زندگی کاملی داشتن،

00:21:29.539 --> 00:21:32.375
‫ولی من حس می‌کنم
‫صرفا یه سری وقایع...

00:21:32.459 --> 00:21:35.503
‫به طور تصادفی به همدیگه چسبیدن.

00:21:35.587 --> 00:21:36.755
‫وسطش رفته اولش...

00:21:36.838 --> 00:21:38.757
‫یا اولش رفته وسطش.

00:21:38.840 --> 00:21:42.635
‫به نظرم نه منطقیه،
‫نه فرقی می‌کنه.

00:21:45.513 --> 00:21:47.557
‫حالا اومدیم ونیز.

00:21:47.640 --> 00:21:50.268
‫ای خدا. وای، گور اونجاست.

00:21:54.397 --> 00:21:55.982
‫من موقع بازی تو «گاتاکا»...

00:21:56.066 --> 00:21:57.192
‫با گور ویدال همکاری کرده بودم؛

00:21:57.275 --> 00:21:59.444
‫- یعنی می‌شه سال نود و پنج. درسته؟
‫- درسته.

00:21:59.527 --> 00:22:02.113
‫یعنی اون موقع دو سه سال
‫از وقتی «جایزه ملی کتاب» رو...

00:22:02.197 --> 00:22:03.990
‫برده بود، گذشته بود.
‫ولی از من بشنوین،

00:22:04.074 --> 00:22:07.452
‫وقتی گور ویدال وارد صحنه فیلم‌برداری می‌شد،
‫همه ساکت می‌شدن.

00:22:07.535 --> 00:22:08.787
‫مطمئنم...

00:22:08.870 --> 00:22:13.291
‫محل کارت رو خیلی تمیز نگه می‌داری جروم.

00:22:13.374 --> 00:22:15.251
‫آدم متفکر مشهوری بود.

00:22:15.335 --> 00:22:18.880
‫طرف مؤلفی بود که عکسش
‫رو جلد مجله «تایم» رفته بود.

00:22:18.963 --> 00:22:21.382
‫- دقیقا.
‫- انتشارات بزرگی به خاطر...

00:22:21.466 --> 00:22:23.802
‫همجنسگرا بودنش،
‫آثارش رو نقد نمی‌کردن.

00:22:23.885 --> 00:22:25.637
‫بهترین رمان‌نویس سیاسی
‫بعد از دیزرائیلی...

00:22:25.720 --> 00:22:27.013
‫خطابش می‌کردن.

00:22:27.097 --> 00:22:28.890
‫عده‌ای هم کونی چپول کمونیست
‫خطابش می‌کنن.

00:22:30.600 --> 00:22:34.813
‫وای. یعنی طرف
‫آدم رادیکال مشهوریه؛

00:22:34.896 --> 00:22:36.689
‫ولی بهترین دوستشونه.

00:22:36.773 --> 00:22:38.066
‫خودم می‌دونم.

00:22:38.149 --> 00:22:39.859
‫از همین‌جا معلوم می‌شه
‫چه‌جور آدم‌هایی بودن.

00:22:44.155 --> 00:22:47.534
‫گمون کنم یکی از آخرین
‫تئاترهای تلویزیونیم...

00:22:47.617 --> 00:22:53.665
‫سال پنجاه و چهار بود.
‫یعنی سی سال پیش بود.

00:22:53.748 --> 00:22:56.543
‫اسمش هم «مرگ بیلی د کید» بود...

00:22:56.626 --> 00:22:58.920
‫و خیلی‌ها تحت تأثیرش قرار گرفته بودن.

00:22:59.003 --> 00:23:04.175
‫تئاتری غیرعادی بود
‫که پخش تلویزیونیش مؤثر بود...

00:23:04.259 --> 00:23:07.804
‫و پل نیومن جوان
‫توش ایفای نقش می‌کرد.

00:23:07.887 --> 00:23:11.599
‫خوشم اومده بود
‫و بدجوری عاشق دوست‌دخترش بودم.

00:23:11.900 --> 00:23:14.476
‫[لس آنجلس، سال 1954]

00:23:14.477 --> 00:23:16.688
‫خودم اون موقع ساکن «شاتو»...

00:23:16.771 --> 00:23:18.189
‫تو لس آنجلس بودم.

00:23:18.273 --> 00:23:19.357
‫پل و جوآن اومده بودن.

00:23:19.440 --> 00:23:20.733
‫همگیمون اومده بودیم نیویورک...

00:23:20.817 --> 00:23:23.862
‫و همگی مطمئن بودیم
‫قراره مشهور بشیم.

00:23:23.945 --> 00:23:25.530
‫همه‌مون هم مشهور شدیم.

00:23:25.613 --> 00:23:28.032
‫تونی پرکینز و جیمی دین هم بودن.

00:23:28.116 --> 00:23:29.534
‫چهار پنج نفر بودیم.

00:23:29.617 --> 00:23:32.370
‫انگار همگیمون داشتیم...

00:23:32.453 --> 00:23:35.123
‫در مسیر جریان هالیوود شنا می‌کردیم.

00:23:35.206 --> 00:23:38.626
‫همگی با هم تو ملیبو خونه‌ای گرفتیم...

00:23:38.710 --> 00:23:40.336
‫که مال شرلی مک‌لین بود.

00:23:40.420 --> 00:23:42.881
‫پل و جوآن هنوز ازدواج نکرده بودن.

00:23:42.964 --> 00:23:47.302
‫خب، مسلما خودش متأهل بود،
‫ولی زنش کس دیگه‌ای بود.

00:23:47.385 --> 00:23:50.263
‫من هم با «مترو» قرارداد داشتم.

00:23:50.346 --> 00:23:52.056
‫پل با «وارنر» قرارداد داشت،

00:23:52.140 --> 00:23:57.729
‫«وارنر» اون موقع معروف نبود
‫و تو بربنک بود،

00:23:57.812 --> 00:24:04.819
‫جوآن هم با «فاکس قرن بیستم»
‫قرارداد داشت.

00:24:04.903 --> 00:24:09.157
‫♪ بسیار مقدسی. ♪

00:24:09.240 --> 00:24:13.244
‫♪ کسی در کنارت نیست. ♪

00:24:13.328 --> 00:24:14.787
‫♪ بی‌نقصی. ♪

00:24:14.871 --> 00:24:16.331
‫بادی، تو واسه جوآن وودوارد قرارداد فیلم...

00:24:16.414 --> 00:24:17.749
‫جور کردی.

00:24:17.832 --> 00:24:19.459
‫خودت کشفش کردی.

00:24:19.542 --> 00:24:22.629
‫معلوم بود بازیگر خوبیه.

00:24:22.712 --> 00:24:26.466
‫ولی سینما خیلی گسترده‌تره.

00:24:26.549 --> 00:24:29.761
‫از جوآن آزمایشی فیلم و عکس گرفتیم...

00:24:29.844 --> 00:24:33.431
‫که ببینیم رو پرده سینما
‫چه شکلی می‌افته.

00:24:33.514 --> 00:24:36.226
‫یه سری از فیلم‌های
‫آزمایشی رو مشاهده می‌کنین.

00:24:42.690 --> 00:24:46.277
‫رمز موفقیتش اینه...

00:24:46.361 --> 00:24:48.029
‫که بازیگر کنجکاویه،

00:24:48.112 --> 00:24:51.783
‫آخه با دیدن پنج دقیقه ابتدایی
‫حضورش تو هر اثری،

00:24:51.866 --> 00:24:53.701
‫با خودم می‌گم:
‫«وای نه، نه، نه.»

00:24:53.785 --> 00:24:56.496
‫«دوستم جوآن تو این فیلمه.»

00:24:56.579 --> 00:24:58.081
‫مطمئنم اندازه‌اته.

00:24:58.164 --> 00:24:59.832
‫هم‌اندازه بقیه درستشون کردم.

00:24:59.916 --> 00:25:04.003
‫صداش کنجکاوانه است،
‫لحنش نسبتا ساده است و تغییر نمی‌کنه.

00:25:04.087 --> 00:25:06.381
‫گاهی اوقات به نقشش می‌خوره،

00:25:06.464 --> 00:25:07.840
‫گاهی اوقات هم نمی‌خوره.

00:25:07.924 --> 00:25:10.301
‫به عمرم چنین حسی نداشتم.

00:25:10.385 --> 00:25:14.055
‫ولی بعدش که
‫تقریبا هشت دقیقه می‌گذره،

00:25:14.138 --> 00:25:17.141
‫یادم می‌ره طرف جوآنه.

00:25:17.225 --> 00:25:18.643
‫مسئله دیگه‌ای رو می‌دونی؟

00:25:18.726 --> 00:25:20.061
‫چه مسئله‌ای؟

00:25:20.144 --> 00:25:22.313
‫واقعا خیلی نازی.

00:25:22.397 --> 00:25:24.399
‫خیلی‌خب.

00:25:24.482 --> 00:25:25.650
‫حس می‌کنم خیلی خوش‌بختم.

00:25:25.733 --> 00:25:28.069
‫خیلی خوشحالم.
‫خیلی ممنونم.

00:25:28.152 --> 00:25:29.529
‫خواهش می‌کنم.
‫خواهش می‌کنم.

00:25:29.612 --> 00:25:31.656
‫خب، چی...
‫چی برات تعریف کنم؟

00:25:31.739 --> 00:25:34.284
‫اولین سوالی که می‌خواستم
‫ازت بپرسم،

00:25:34.367 --> 00:25:38.538
‫اینه که یادته اولین باری
‫که نام جوآن وودوارد رو...

00:25:38.621 --> 00:25:42.625
‫شنیدی و فهمیدی بازیگره، کی بود؟

00:25:42.709 --> 00:25:46.963
‫خب، «بوسه پیش از مرگ» رو...

00:25:47.046 --> 00:25:50.008
‫تو سالن سینمای تخفیف‌دار...

00:25:50.091 --> 00:25:53.469
‫«آکادمی موسیقی»
‫تو خیابون چهاردهم...

00:25:53.553 --> 00:25:55.680
‫دیده بودم.

00:26:07.358 --> 00:26:09.652
‫چند ماه بعدش
‫هم تو همون سینما،

00:26:09.736 --> 00:26:10.987
‫شاید هم یه سال بعدش بود...

00:26:11.070 --> 00:26:14.907
‫که «پیش‌پرداخت ممنوع» رو دیدم.

00:26:14.991 --> 00:26:17.702
‫اون‌جایی که فریزر رو باز می‌کنه...

00:26:17.785 --> 00:26:19.245
‫- آره. آره.
‫- حرف نداره.

00:26:19.329 --> 00:26:21.539
‫دنبال چی می‌گردی؟

00:26:21.622 --> 00:26:23.333
‫خب، دنبال یخ می‌گردم.

00:26:33.968 --> 00:26:36.095
‫چی شده؟

00:26:36.179 --> 00:26:37.388
‫سرم گیج می‌ره.

00:26:37.472 --> 00:26:39.807
‫حتما چیز نامناسبی خوردم.

00:26:39.891 --> 00:26:41.768
‫«بازیگری عین سکس می‌مونه.»

00:26:41.851 --> 00:26:44.145
‫«آدم باید انجامش بده،
‫نباید راجع بهش صحبت کنه.»

00:26:44.228 --> 00:26:46.189
‫نظرت چیه کمی قهوه بخوری؟

00:26:46.272 --> 00:26:48.733
‫کی خواست هوشیار بشه؟

00:26:48.816 --> 00:26:49.901
‫نه‌خیر.

00:26:49.984 --> 00:26:51.694
‫خودت برام روشنش کن.

00:26:58.050 --> 00:26:59.743
‫[«خشم و هیاهو»
‫به قلم ویلیام فاکنر]

00:26:59.744 --> 00:27:03.373
‫سنم خیلی کم بود
‫و اصلا...

00:27:03.456 --> 00:27:05.833
‫آثار ویلیام فاکنر رو نخونده بودم.

00:27:05.917 --> 00:27:08.503
‫به نظر خودم
‫ناشناخته می‌اومد،

00:27:08.586 --> 00:27:11.923
‫ولی خودش خیلی خوب
‫توش بازی کرده بود.

00:27:12.006 --> 00:27:13.674
‫خودش چنین تجربیاتی داشت، متوجهی؟

00:27:13.758 --> 00:27:16.094
‫متوجه نمی‌شم.

00:27:16.177 --> 00:27:17.762
‫از اینجا تا ممفیس می‌ری.

00:27:17.845 --> 00:27:19.347
‫از ممفیس تا اینجا میای.

00:27:19.430 --> 00:27:21.557
‫ولی اصلا ممفیس پیاده نمی‌شی.

00:27:21.641 --> 00:27:24.727
‫بی‌جهت پول رفت و برگشت می‌دی.

00:27:24.811 --> 00:27:27.855
‫خب، ذهنت رو درگیر نکن.

00:27:27.939 --> 00:27:31.317
‫من آدم خاصی هستم.

00:27:31.401 --> 00:27:33.903
‫همه‌چی غریزیه.

00:27:33.986 --> 00:27:37.323
‫همه‌چی طبیعیه.

00:27:37.407 --> 00:27:41.452
‫فرق بازیگری خودش و پل...

00:27:41.536 --> 00:27:47.166
‫اینه که پل دائم فکر می‌کنه.

00:27:47.250 --> 00:27:49.752
‫همین گاهی اوقات
‫سد راهش می‌شه.

00:27:49.836 --> 00:27:51.295
‫از نظر نسل ما...

00:27:51.379 --> 00:27:56.342
‫بازیگر بودن مردانگی رو
‫زیر سوال می‌برد،

00:27:56.426 --> 00:27:57.760
‫واسه همین آدم باید وانمود می‌کرد...

00:27:57.844 --> 00:28:01.931
‫اساسا کسب و کار به شدت پیچیده‌ایه.

00:28:02.014 --> 00:28:03.975
‫بعدش هم آدم عین پزشک...

00:28:04.058 --> 00:28:05.518
‫یا فضانورد فکر می‌کرد.

00:28:05.601 --> 00:28:08.020
‫ولی چنین کاری واسه زنان
‫خیلی عادیه.

00:28:08.104 --> 00:28:10.356
‫یعنی مخصوصا تو نسل خودمون...

00:28:10.440 --> 00:28:15.153
‫زنان باید تو زندگی واقعی
‫هم بازیگری می‌کردن،

00:28:15.236 --> 00:28:17.113
‫چه برسه جلوی دوربین.

00:28:26.372 --> 00:28:29.125
‫مخاطبین گرامی،
‫وارد یکی از اتاق‌های آکوستیک...

00:28:29.208 --> 00:28:30.918
‫استودیو «فاکس قرن بیستم» شدیم...

00:28:31.002 --> 00:28:32.879
‫تا با نانالی جانسون
‫دیداری داشته باشیم.

00:28:32.962 --> 00:28:35.214
‫آقای جانسون فیلم «سه چهره ایو» رو...

00:28:35.298 --> 00:28:38.301
‫با بازی بازیگر جوان، جوآن وودوارد،
‫کارگردانی می‌کنه.

00:28:38.384 --> 00:28:42.180
‫تو «سه چهره ایو»،
‫سه شخصیت مختلف داریم...

00:28:42.263 --> 00:28:44.515
‫که تو بدن یه زن هستن.

00:28:44.599 --> 00:28:45.850
‫یادمه نیویورک بودم...

00:28:45.933 --> 00:28:48.769
‫و داشتم از قطار پیاده می‌شدم...

00:28:48.853 --> 00:28:50.688
‫که فیلم‌نامه‌اش رو
‫تو قطار خوندم...

00:28:50.771 --> 00:28:52.523
‫و شیکاگو پیاده شدم.

00:28:52.607 --> 00:28:53.774
‫با مدیر برنامه‌هام
‫تماس گرفتم و گفتم:

00:28:53.858 --> 00:28:55.026
‫«نمی‌خوام توش بازی کنم.
‫فیلم ترسناکیه.»

00:28:55.109 --> 00:28:56.444
‫اون هم گفت:
‫«خب، مجبوری بازی کنی.»

00:28:56.527 --> 00:28:58.446
‫می‌شه با خانم وایت صحبت کنم؟

00:28:58.529 --> 00:29:02.450
‫می‌شه با ایو وایت هم صحبت کنم؟

00:29:02.533 --> 00:29:05.578
‫ایو وایت؟

00:29:05.661 --> 00:29:07.580
‫با مارتا گراهام که با همدیگه...

00:29:07.663 --> 00:29:11.751
‫تو «نیبرهود پلی‌هاوس»
‫درس خونده بودیم تماس گرفتم.

00:29:11.834 --> 00:29:13.377
‫بهش گفتم:
‫«نمی‌دونم چیکار کنم...»

00:29:13.461 --> 00:29:16.881
‫«و هر حرفی که بزنی،
‫ممنونت می‌شم.»

00:29:16.964 --> 00:29:20.635
‫اون هم گفت: «نوع راه رفتن
‫هر کدومشون رو انتخاب کن.»

00:29:20.718 --> 00:29:23.054
‫سلام دکتر.

00:29:23.137 --> 00:29:26.432
‫خانم وایت؟

00:29:26.516 --> 00:29:29.060
‫ببین چطوری می‌ایستن؟
‫چطوری راه می‌رن؟

00:29:29.143 --> 00:29:31.562
‫خیلی‌خب، حالا برگرد.

00:29:31.646 --> 00:29:35.399
‫جوآن هم می‌خواست رقاص بشه.

00:29:35.483 --> 00:29:36.651
‫آرزوی رقاص شدن داشت.

00:29:36.734 --> 00:29:38.778
‫از اولش آرزوی رقاص شدن داشت.

00:29:38.861 --> 00:29:42.114
‫از تکون خوردن بدن...

00:29:42.198 --> 00:29:46.244
‫همراه با موسیقی خوشش می‌اومد.

00:29:50.122 --> 00:29:53.876
‫به نظر من یکی
‫از تعاریف مناسب بازیگری...

00:29:53.960 --> 00:29:55.378
‫اینه که بازیگری یعنی آدم بتونه...

00:29:55.461 --> 00:29:58.881
‫تحت شرایطی خیالی،
‫واقع‌گرایانه زندگی کنه.

00:29:58.965 --> 00:30:00.424
‫نمی‌دونم به من چه ربطی داره.

00:30:00.508 --> 00:30:02.385
‫من که باهاش کاری ندارم.

00:30:02.468 --> 00:30:04.470
‫به هنرجویانمون یاد می‌دیم...

00:30:04.554 --> 00:30:07.265
‫که کل کارهاشون
‫باید با دلیل باشه.

00:30:07.348 --> 00:30:12.019
‫باید اتفاقی واقعی
‫موجب انجام اعمالشون شده باشه.

00:30:15.231 --> 00:30:18.276
‫رفتار و حرکات شدید اشخاص...

00:30:18.359 --> 00:30:22.029
‫از اتفاقات درونیشون ناشی می‌شه.

00:30:22.113 --> 00:30:24.323
‫در نتیجه، ایو وایت رو داشتیم...

00:30:24.407 --> 00:30:28.369
‫که زنی محزون و عبوس بود...

00:30:28.452 --> 00:30:30.413
‫و همه‌چی رو تو خودش می‌ریخت.

00:30:30.496 --> 00:30:35.459
‫ایو بلک رو داشتیم
‫که از هیچ کاری عذاب وجدان نمی‌گرفت،

00:30:35.543 --> 00:30:39.046
‫رفتارش کودکانه بود، رها بود
‫و همه‌چی رو بروز می‌داد.

00:30:40.548 --> 00:30:43.175
‫خوشت میاد؟

00:30:43.259 --> 00:30:44.468
‫جین رو هم داشتیم...

00:30:44.552 --> 00:30:47.179
‫که خیلی بالغ بود،
‫می‌فهمید داره چیکار میکنه...

00:30:47.263 --> 00:30:50.474
‫و تقریبا صاف راه می‌رفت.

00:30:50.558 --> 00:30:52.727
‫راستی، جین چطوره؟

00:30:54.562 --> 00:30:55.646
‫جین دیگه کیه؟

00:30:55.730 --> 00:30:57.565
‫اسمم رو می‌گم.
‫اسمم جین باشه.

00:30:57.648 --> 00:30:59.066
‫خب، چرا جین باشه؟

00:30:59.150 --> 00:31:01.527
‫چرا نباشه؟

00:31:01.611 --> 00:31:02.903
‫قدرت چنین اجرایی...

00:31:02.987 --> 00:31:05.281
‫تو سالن سینما غیر قابل تصوره.

00:31:05.364 --> 00:31:06.991
‫اون موقع
‫کسی شاهد...

00:31:07.074 --> 00:31:08.159
‫چنین چیزی نبود.

00:31:08.242 --> 00:31:11.412
‫تأثیر خیلی بزرگی گذاشت.

00:31:11.495 --> 00:31:14.290
‫اگه کار خفن‌تری هم نمی‌کرد،

00:31:14.373 --> 00:31:15.833
‫باید اعتراف کنم...

00:31:15.916 --> 00:31:19.670
‫که تأثیر بزرگی گذاشته بود.

00:31:19.754 --> 00:31:22.715
‫می‌خوام شعری برات بخونم.

00:31:22.798 --> 00:31:24.508
‫من سینما نمی‌رم،

00:31:24.592 --> 00:31:28.054
‫ولی اکثر فیلم‌های جوآن رو دیدم.

00:31:28.137 --> 00:31:30.681
‫یادمه وقتی تو
‫«سه چهره ایو» بازی کرده بود،

00:31:30.765 --> 00:31:34.852
‫مادر رو هم برده بودیم سینما.

00:31:34.935 --> 00:31:36.187
‫شعر غیرمسجعه.

00:31:36.270 --> 00:31:38.439
‫مسلما، وقتی تو بار بود...

00:31:38.522 --> 00:31:41.317
‫و اون پیراهن پر زرق و برق رو پوشیده بود،

00:31:41.400 --> 00:31:44.862
‫مادر گفته بود:
‫«امکان نداره این نوه من باشه.»

00:31:44.945 --> 00:31:47.573
‫♪ بی‌خیالم نشو. ♪

00:31:47.657 --> 00:31:50.701
‫♪ من خیلی دوستت دارم. ♪

00:31:50.785 --> 00:31:54.121
‫جوآن سریع پیشرفت کرد،

00:31:54.205 --> 00:31:56.832
‫پل به اون سرعت پیشرفت نکرد.

00:31:59.460 --> 00:32:01.379
‫چی؟ چی؟
‫چی؟ چی؟

00:32:01.462 --> 00:32:04.465
‫♪ فقط خودت رو دوست دارم. ♪

00:32:04.548 --> 00:32:07.343
‫کازان بازی پل رو
‫تو «پیک‌نیک» دیده بود.

00:32:07.426 --> 00:32:09.804
‫کازان شاهد کارهاش
‫تو «اکتورز استودیو» بود.

00:32:09.887 --> 00:32:11.681
‫واسه همین، کازان به پل قول داده بود...

00:32:11.764 --> 00:32:14.141
‫واسه «شرق بهشت»
‫اول از خودش آزمون بگیره،

00:32:14.225 --> 00:32:17.353
‫- وای!
‫- ولی کازان نمی‌خواست نقش رو بهش بده.

00:32:17.436 --> 00:32:19.563
‫پل کل بازیگران احتمالی کرلی...

00:32:19.647 --> 00:32:21.732
‫تو «اکلاهما!» رو بررسی کرده بود.

00:32:21.816 --> 00:32:24.777
‫گمون کنم یادمه
‫که پل گفته بود...

00:32:24.860 --> 00:32:28.072
‫واسه بیست و شش فیلم
‫آزمون داده بود.

00:32:28.155 --> 00:32:30.950
‫مسلما، چون جیمی دین
‫داشت تو «شورش» بازی می‌کرد،

00:32:31.033 --> 00:32:34.495
‫نقش «شهر ما» رو بهش دادن.

00:32:35.329 --> 00:32:39.041
‫هر نقشی که بهش می‌رسید،
‫نفشی جزئی بود...

00:32:39.125 --> 00:32:42.878
‫که بازیگر بهتری ردش کرده بود.

00:32:44.463 --> 00:32:46.215
‫گمون کنم بهت گفته باشم...

00:32:46.298 --> 00:32:48.300
‫که تو کلاس با پل آشنا شده بودم.

00:32:48.384 --> 00:32:50.594
‫قبلا واسه آزمون‌های بازیگری
‫کمکش می‌کردم.

00:32:50.678 --> 00:32:53.305
‫همیشه دوست‌دخترش رو می‌آورد،

00:32:53.389 --> 00:32:55.182
‫یعنی جوآن هم بود.

00:32:55.266 --> 00:32:56.976
‫قبل از اجرای «ساعات ناامیدی»...

00:32:57.059 --> 00:32:59.562
‫تو برادوی، نتونسته بودم
‫واقعا باهاش آشنا بشم.

00:33:01.105 --> 00:33:04.316
‫اون موقع داشت دوران
‫سختی رو می‌گذروند.

00:33:04.400 --> 00:33:06.944
‫پل موقع اجرای «ساعات ناامیدی»...

00:33:07.027 --> 00:33:08.863
‫به شدت احساس نارضایتی می‌کرد.

00:33:08.946 --> 00:33:11.073
‫دوران دشواری بود،

00:33:11.157 --> 00:33:14.452
‫آخه جریان جکی در میان بود.

00:33:14.535 --> 00:33:16.912
‫نمی‌خواست جکی رو ناراحت کنه.

00:33:16.996 --> 00:33:18.956
‫تو «راشن تی روم» آشنا شده بودیم.

00:33:19.039 --> 00:33:20.249
‫اون رو هم آورده بود.

00:33:20.332 --> 00:33:24.587
‫زیبا بود.
‫یعنی خیلی زیبا بود.

00:33:24.670 --> 00:33:26.130
‫جفتشون هم خیلی مهربون بودن،

00:33:26.213 --> 00:33:28.591
‫ولی اصلا نباید ازدواج می‌کردن.

00:33:41.228 --> 00:33:43.063
‫اِم، بذار ببینم.

00:33:43.147 --> 00:33:44.398
‫پسرم می‌گه سرعت اینترنت...

00:33:44.482 --> 00:33:47.485
‫تو یکی از نقاط خونه‌مون خیلی بهتره...

00:33:47.568 --> 00:33:49.153
‫و احتمالا بهتر بود
‫از اول همون‌جا می‌نشستم.

00:33:49.236 --> 00:33:50.488
‫ناراحت نباش.

00:33:50.571 --> 00:33:52.656
‫آخه وسط خونه‌مونه.

00:33:52.740 --> 00:33:55.326
‫خلاصه، اِم...

00:33:55.409 --> 00:34:02.333
‫اصلا فرصت داشتی
‫وقایع بین...

00:34:02.416 --> 00:34:05.795
‫خودش و مادرم رو درک کنی؟

00:34:05.878 --> 00:34:08.547
‫خیلی خوشحال می‌شم
‫خودت برام تعریف کنی.

00:34:10.758 --> 00:34:14.512
‫از زمان طلاقشون تعریف می‌کنم.

00:34:16.096 --> 00:34:21.852
‫مادرم خیلی داغون شده بود.

00:34:21.936 --> 00:34:26.899
‫سه بچه زیر پنج سال
‫رو دستش مونده بود.

00:34:26.982 --> 00:34:29.110
‫من نوزاد بودم...

00:34:29.193 --> 00:34:32.363
‫و مجبور بودم شاهد
‫موفقیت بابام و نامادریم...

00:34:32.446 --> 00:34:35.366
‫تو هالیوود و قراردادهاشون باشم.

00:34:35.449 --> 00:34:37.827
‫خودش هم می‌خواست
‫بازیگر بشه.

00:34:37.910 --> 00:34:39.912
‫آره، واکنش خیلی مناسبی داشتی.

00:34:39.995 --> 00:34:43.290
‫واقعا روایت ناراحت‌کننده‌ایه.

00:34:43.374 --> 00:34:46.919
‫اِم...

00:34:47.002 --> 00:34:48.712
‫یعنی تصور کن.

00:34:48.796 --> 00:34:50.798
‫مامانم طلاق گرفت...

00:34:50.881 --> 00:34:53.676
‫و بعدش جوآن «اسکار» برد.

00:34:56.804 --> 00:34:58.848
‫الان هفدهم مارسه...

00:34:58.931 --> 00:35:01.267
‫و قراره وقایع مربوط به جکی رو...

00:35:01.350 --> 00:35:03.185
‫مرور کنیم.

00:35:03.269 --> 00:35:04.937
‫سوالاتم رو ازش پرسیدم.

00:35:05.020 --> 00:35:06.772
‫پس بریم ببینیم چی گفته.

00:35:06.856 --> 00:35:09.358
‫وقتی به فکر نوشتن
‫این شرح‌حال بودن...

00:35:09.441 --> 00:35:11.068
‫و داشتن متون مصاحبات رو می‌نوشتن،

00:35:11.151 --> 00:35:15.614
‫با اولین همسرش تماس گرفتن
‫و ازش خواستن نظر خودش رو بگه...

00:35:15.698 --> 00:35:20.202
‫و بهش گفتن تجربیات حقیقی خودش رو تعریف کنه.

00:35:20.286 --> 00:35:25.583
‫اِم، چنین اطلاعاتی خیلی ارزشمنده.

00:35:25.666 --> 00:35:30.170
‫خب، نمی‌خوای اولین سوالت رو بپرسی؟

00:35:30.254 --> 00:35:32.590
‫اِم، چرا، حالا که حرفش شد،

00:35:32.673 --> 00:35:34.258
‫راجع به پل چیزی گفته بودی؛

00:35:34.341 --> 00:35:38.554
‫راجع به صمیمیتش
‫با بقیه حرف زده بودی.

00:35:38.637 --> 00:35:43.309
‫خب، حرفم تو این مایه‌ها بود...

00:35:43.392 --> 00:35:45.144
‫که تا حدی به خاطر پیشینه خودش...

00:35:45.227 --> 00:35:47.313
‫و تا حدی به خاطر پیشینه من...

00:35:47.396 --> 00:35:49.315
‫و احتمالا صرفا به خاطر
‫اون نسل از افرادی...

00:35:49.398 --> 00:35:52.318
‫که با انتظارات خاصی ازدواج می‌کردن،

00:35:52.401 --> 00:35:55.696
‫احتمالا هیچ‌کدوممون اصلا...

00:35:55.779 --> 00:35:58.115
‫نمی‌تونستیم مفهوم صمیمیت رو...

00:35:58.198 --> 00:36:01.368
‫درک کنیم.

00:36:01.452 --> 00:36:05.039
‫به نظرت خوشحال بودی؟

00:36:05.122 --> 00:36:07.625
‫احتمالا حس می‌کردم باید باشم.

00:36:09.376 --> 00:36:10.544
‫به نظرت واقعا بودی؟

00:36:12.546 --> 00:36:14.381
‫اِم... هوم.

00:36:14.465 --> 00:36:18.886
‫نه. هنوز جزو نسلی بودم
‫که اصلا از این حرف‌ها نمی‌زنن.

00:36:18.969 --> 00:36:21.472
‫با هر کی ازدواج می‌کردیم،
‫همون بود و یس.

00:36:21.555 --> 00:36:24.099
‫خب؟ به نفعمون بود
‫به طریقی...

00:36:24.183 --> 00:36:25.476
‫با زندگیمون کنار بیایم.

00:36:27.019 --> 00:36:30.522
‫خودت چه حسی داشتی؟
‫چقدر بلندپرواز بود؟

00:36:30.606 --> 00:36:32.983
‫هوم.

00:36:33.067 --> 00:36:35.569
‫وقتی بحث افرادی می‌شه
‫که چندین سال در مسیر...

00:36:35.653 --> 00:36:41.033
‫شهرت تقلا می‌کنن،
‫اسم اون هم وسط میاد...

00:36:41.116 --> 00:36:42.785
‫و می‌گن این شکلی بوده،

00:36:42.868 --> 00:36:46.330
‫ولی از نظر من، اصلا...

00:36:46.413 --> 00:36:48.415
‫این شکلی نبوده.

00:36:48.499 --> 00:36:49.917
‫شهرت رو راحت به دست آورد.

00:36:50.000 --> 00:36:51.710
‫مخاطبین گرامی، همین الان
‫خبر داغی...

00:36:51.794 --> 00:36:54.630
‫از «یونایتدپرس اینترنشنال»
‫به دستمون رسید.

00:36:54.713 --> 00:36:56.632
‫عصر امروز،
‫یکی از ستارگان جوان...

00:36:56.715 --> 00:36:58.175
‫هالیوود رو کشتن.

00:36:58.258 --> 00:37:00.427
‫آقای ترن‌اپ‌اسپید...

00:37:00.511 --> 00:37:02.805
‫راننده ماشینی بود
‫که جلوی پورشه...

00:37:02.888 --> 00:37:05.516
‫جیمی دین رو گرفته بود...

00:37:05.599 --> 00:37:06.892
‫همیشه به شوخی می‌گفتیم...

00:37:06.976 --> 00:37:09.520
‫اگه آقای ترن‌آپ‌اسپید نبود،

00:37:09.603 --> 00:37:11.522
‫پل اصلا نمی‌تونست
‫نقش جیمی دین رو...

00:37:11.605 --> 00:37:12.856
‫«کسی آن بالا مرا دوست دارد»
‫از آن خودش کنه.

00:37:12.940 --> 00:37:19.029
‫و اگه چنین اتفاقی نمی‌افتاد...

00:37:19.113 --> 00:37:23.826
‫تو کار خودمون چنین مواردی رو
‫ایجاز خطاب می‌کنیم.

00:37:28.455 --> 00:37:34.044
‫♪ کسی آن بالا مرا دوست دارد. ♪

00:37:37.881 --> 00:37:42.011
‫♪ من برای کسی آن بالا عزیزم! ♪

00:37:43.762 --> 00:37:46.181
‫اگه تو نبودی، اصلا پول نداشتم.
‫می‌دونستی؟

00:37:46.265 --> 00:37:53.147
‫♪ کسی آن بالا
‫با ترس‌هایم آشناست... ♪

00:37:53.230 --> 00:37:55.774
‫♪ و دعاهای بی‌صدایم را می‌شنود. ♪

00:37:55.858 --> 00:37:56.942
‫ملت می‌گن...

00:37:57.026 --> 00:37:58.068
‫نمی‌دونم ناراحت می‌شی یا نه،

00:37:58.152 --> 00:37:59.236
‫ولی ملت در طول فعالیتت،

00:37:59.320 --> 00:38:00.404
‫همیشه بازیت رو با مارلون براندو...

00:38:00.487 --> 00:38:01.822
‫مقایسه کردن و می‌گن بازیگری...

00:38:01.905 --> 00:38:04.616
‫و رفتارت خیلی شبیهه.

00:38:04.700 --> 00:38:07.661
‫این حرفشون رو اعصابت می‌ره؟

00:38:07.745 --> 00:38:09.329
‫خب، رو اعصابم می‌ره،

00:38:09.413 --> 00:38:11.749
‫آخه به نظرم...

00:38:11.832 --> 00:38:14.209
‫ملت خودشون رو راحت می‌کنن
‫و مثلا می‌گن:

00:38:14.293 --> 00:38:15.502
‫«فلانی عین جوانی‌های بیل هولدنه.»

00:38:15.586 --> 00:38:19.798
‫یا با شخص دیگه‌ای مقایسه‌اش می‌کنن.

00:38:19.882 --> 00:38:22.509
‫خلاصه... اِم...

00:38:22.593 --> 00:38:25.721
‫به نظرم رفتار قشنگی نیست.

00:38:25.804 --> 00:38:28.599
‫به نظر خودش هم رفتار قشنگی نبود؟

00:38:28.682 --> 00:38:30.642
‫نه‌خیر، اول خودش مشهور شده بود.

00:38:34.021 --> 00:38:35.731
‫من خیلی خوش‌شانس بودم.

00:38:35.814 --> 00:38:38.484
‫کسی اون بالا من رو دوست داره.

00:38:38.567 --> 00:38:45.949
‫♪ آره، کسی آن بالا... ♪

00:38:46.033 --> 00:38:48.494
‫♪ مرا دوست دارد. ♪

00:38:48.577 --> 00:38:51.705
‫سال 1943 به نیروی دریایی ملحق شدم...

00:38:51.789 --> 00:38:55.125
‫و در طرح «وی12» شرکت کردم
‫که خلبان بشم.

00:38:55.209 --> 00:38:57.544
‫ولی وقتی فهمیدن کوررنگی دارم،

00:38:57.628 --> 00:38:58.879
‫فرستادنم تمرینات عادی...

00:38:58.962 --> 00:39:02.466
‫و مسئول بی‌سیم صندلی پشتی...

00:39:02.549 --> 00:39:06.011
‫و شلیک‌کننده هواگردهای اژدرافکن شدم.

00:39:06.095 --> 00:39:08.472
‫مه 1945 بود...

00:39:08.555 --> 00:39:10.307
‫واحدم رو به ناو...

00:39:10.390 --> 00:39:13.727
‫هواپیمابر «یواس‌اس بانکر هیل» اعزام کردن،

00:39:13.811 --> 00:39:16.188
‫ولی خلبانمون گوش‌درد گرفت...

00:39:16.271 --> 00:39:18.816
‫و گروه دیگه‌ای رو
‫جامون فرستادن.

00:39:18.899 --> 00:39:23.403
‫چند روز بعدش حمله انتحاری رخ داد،
‫به «بانکر هیل» حمله کردن...

00:39:23.487 --> 00:39:25.572
‫و تقریبا چهارصد تن
‫از سربازانش رو کشتن.

00:39:25.656 --> 00:39:27.199
‫کسی خونه نیست؟

00:39:27.282 --> 00:39:28.951
‫وقتی آدم به خاطر گوش‌درد گرفتن خلبانش...

00:39:29.034 --> 00:39:31.745
‫از چنین واقعه‌ای قسر در می‌ره...

00:39:31.829 --> 00:39:34.039
‫سورپرایز!

00:39:34.123 --> 00:39:35.332
‫وای...

00:39:35.416 --> 00:39:37.501
‫این هم نمونه دیگه‌ای
‫از خوش‌شانسی نیومنه.

00:39:42.300 --> 00:39:44.400
‫[«من رازی دارم»]

00:39:46.552 --> 00:39:48.679
‫مایه افتخارمه
‫که مرد جوانی رو...

00:39:48.762 --> 00:39:51.515
‫از ستارگان جدید هالیوود
‫بهتون معرفی کنم.

00:39:51.598 --> 00:39:55.144
‫اخیرا نقش اصلی
‫فیلم زیبای...

00:39:55.227 --> 00:39:57.855
‫«کسی آن بالا مرا دوست دارد» رو
‫ایفا کرده:

00:39:57.938 --> 00:40:00.983
‫جناب پل نیومن.

00:40:01.066 --> 00:40:04.194
‫پیشرفت کاریش
‫و تغییر شرایط زندگی...

00:40:04.278 --> 00:40:07.364
‫و این‌جور چیزها...

00:40:07.447 --> 00:40:10.951
‫خیلی سریع رخ داد.

00:40:11.034 --> 00:40:14.163
‫افرادی چون جاش لوگن،
‫الیا کازان،

00:40:14.246 --> 00:40:16.456
‫ویلیام اینج و تنسی ویلیامز
‫وارد زندگیش شدن.

00:40:16.540 --> 00:40:21.044
‫پل تا شش هشت ماه پیش،
‫فقط اسمشون رو شنیده بود.

00:40:28.177 --> 00:40:29.761
‫به نظرم جوآن وودوارد...

00:40:29.845 --> 00:40:33.015
‫از بهترین بازیگران تاریخ این کشور باشه.

00:40:33.098 --> 00:40:35.893
‫خیلی هم دلش می‌خواست
‫این نقش رو ایفا کنه.

00:40:35.976 --> 00:40:39.104
‫این نقش رو غریزی ایفا می‌کرد.

00:40:39.188 --> 00:40:41.773
‫خیلی از بقیه جلوتر بود.

00:40:41.857 --> 00:40:47.404
‫ضمنا، اگه احیانا از همبازی شدن
‫با «بازیگران بزرگ» می‌ترسید،

00:40:47.487 --> 00:40:48.864
‫خیلی خوب باهاش همبازی شد.

00:40:48.947 --> 00:40:50.741
‫فیلم بزرگی بود.

00:40:50.824 --> 00:40:54.077
‫پات رو اون طرف دنده بذار.

00:41:00.709 --> 00:41:02.669
‫جفت پاهات رو گفتم.

00:41:10.761 --> 00:41:12.429
‫یعنی اون سکانسی...

00:41:12.512 --> 00:41:15.140
‫که با براندو تو «همیشه در فرار» بیرونن...

00:41:15.224 --> 00:41:17.309
‫وای خدایا.

00:41:20.812 --> 00:41:22.814
‫صدای مردگان رو می‌شنوی؟

00:41:22.898 --> 00:41:24.274
‫واقعا شگفت‌انگیزه.

00:41:24.358 --> 00:41:26.944
‫ادم تک‌تک کلماتش رو باور می‌کنه.

00:41:27.027 --> 00:41:28.904
‫خارق‌العاده است.

00:41:28.987 --> 00:41:30.989
‫مردگان که حرف نمی‌زنن.

00:41:40.415 --> 00:41:42.167
‫معلومه که می‌زنن.

00:41:44.962 --> 00:41:48.465
‫عین پرندگان تو ویستریا هیل گپ می‌زنن.

00:41:53.553 --> 00:41:56.181
‫ولی یه کلمه بیشتر نمی‌گن.

00:42:00.143 --> 00:42:03.814
‫فقط می‌گن «زندگی کنین».

00:42:03.897 --> 00:42:07.734
‫زندگی کنین. زندگی کنین.
‫زندگی کنین. زندگی کنین. زندگی کنین.

00:42:09.820 --> 00:42:11.989
‫چیز دیگه‌ای بلد نیستن.

00:42:12.072 --> 00:42:14.408
‫نصیحت دیگه‌ای به ذهنشون نمی‌رسه.

00:42:19.413 --> 00:42:22.499
‫خیلی ساده است.

00:42:22.582 --> 00:42:24.918
‫دستورالعمل ساده‌ایه.

00:42:26.837 --> 00:42:30.382
‫خواهش می‌کنم.
‫اجازه بده.

00:42:30.465 --> 00:42:32.009
‫اجازه بده.

00:42:32.092 --> 00:42:36.513
‫آشناییم با جوآن باعث شد
‫موجودی جنسی درونم بیدار بشه.

00:42:36.596 --> 00:42:38.640
‫اون بهم چیزهای زیادی یاد داد
‫و تشویقم کرد.

00:42:38.724 --> 00:42:42.102
‫از تجربیات لذت می‌برد.

00:42:42.185 --> 00:42:44.438
‫من صرفا موجودی هستم
‫که خودش خلق کرده.

00:42:44.521 --> 00:42:45.564
‫واسه چی...
‫واسه چی این‌قدر...

00:42:45.647 --> 00:42:48.400
‫خودت رو به نمایش می‌ذاری؟

00:42:48.483 --> 00:42:52.321
‫آخه آدم بدن‌نمایی هستم.

00:42:52.404 --> 00:42:53.822
‫می‌خوام ملت بدونن زنده‌ام.

00:42:53.905 --> 00:42:56.158
‫خودت نمی‌خوای ملت بدونن زنده‌ای؟

00:42:56.241 --> 00:42:57.576
‫من صرفا می‌خوام زندگی کنم.

00:42:57.659 --> 00:42:59.161
‫برام مهم نیست ملت بدونن
‫زنده‌ام یا نه.

00:42:59.244 --> 00:43:03.332
‫خب، من می‌خوام در مرکز توجهات باشم،
‫حرفم رو بشنون و حسم کنن.

00:43:04.374 --> 00:43:07.044
‫پل به مارلون حسودی می‌کرد؟

00:43:07.127 --> 00:43:09.212
‫پل به مارلون حسودی می‌کرد؟

00:43:09.296 --> 00:43:11.715
‫همه به مارلون حسودی می‌کردن.

00:43:11.798 --> 00:43:13.884
‫دلم می‌خواد چیزی رو عین تو...

00:43:13.967 --> 00:43:16.219
‫که گیتار به دست می‌گیری،
‫به دست بگیرم.

00:43:16.303 --> 00:43:18.055
‫خیلی دوست دارم چیزی رو
‫اون شکلی به دست بگیرم.

00:43:18.138 --> 00:43:22.934
‫بازیگر بزرگ نسلشون مارلون بود...

00:43:23.018 --> 00:43:27.230
‫و پل رو مارلون شماره دو
‫محسوب می‌کردن.

00:43:27.314 --> 00:43:29.775
‫به نظرم پل نباید بهش حسودی کنه،

00:43:29.858 --> 00:43:31.735
‫آخه براندو... بحثش فرق می‌کنه.

00:43:31.818 --> 00:43:33.111
‫خارق‌العاده بود.

00:43:33.195 --> 00:43:34.988
‫براندو بهترین بازیگر جوانی بود
‫که به عمرم دیدم.

00:43:35.072 --> 00:43:36.740
‫متوجه نمی‌شم.

00:43:36.823 --> 00:43:38.658
‫- عین شهاب‌واره‌ای می‌موند، متوجهی؟
‫- باید روراست باشم.

00:43:38.742 --> 00:43:42.412
‫یعنی گمون کنم...

00:43:43.955 --> 00:43:46.249
‫اگه پل... یعنی...

00:43:46.333 --> 00:43:49.419
‫حق داره به مارلون حسودی کنه.

00:43:49.503 --> 00:43:51.880
‫من با مارلون و پل
‫در جوانیشون همکاری کرده بود.

00:43:51.963 --> 00:43:53.548
‫مارلون نابغه است.

00:43:53.632 --> 00:43:56.218
‫شرط می‌بندم اصلا قرار نیست
‫با کسی در حد مارلون همکاری کنم.

00:43:56.301 --> 00:43:58.428
‫گمون کنم کارل مالدن...

00:43:58.512 --> 00:43:59.721
‫داشت از کلاسشون تعریف می‌کرد،

00:43:59.805 --> 00:44:02.182
‫آخه با جیمی دین،

00:44:02.265 --> 00:44:04.768
‫مارلون براندو و پل نیومن
‫تو یه کلاس بود. خب؟

00:44:04.851 --> 00:44:06.019
‫خب.

00:44:06.103 --> 00:44:08.397
‫شرایطشون رو با داستان
‫خرگوش و لاک‌پشت مقایسه می‌کنه...

00:44:08.480 --> 00:44:09.981
‫و می‌گه براندو
‫عین خرگوشه می‌مونه.

00:44:10.065 --> 00:44:12.859
‫یهو با سرعت زیادی
‫بیش از بقیه پیشرفت کرد.

00:44:12.943 --> 00:44:15.862
‫بعدش هم پل نیومن
‫شیکر هایتسی رو داریم...

00:44:15.946 --> 00:44:17.697
‫که عین لاک‌پشت پیش می‌رفت.

00:44:17.781 --> 00:44:19.324
‫بعدش هم توصیف می‌کنه
‫که شاهد...

00:44:19.408 --> 00:44:21.076
‫اوایل فعالیت کاریش...

00:44:21.159 --> 00:44:22.911
‫می‌گفت:
‫«بازیگری من در حد اون نیست.»

00:44:22.994 --> 00:44:24.413
‫«اون از من مردتره.»

00:44:24.496 --> 00:44:26.164
‫مطمئن نیستم گفته باشه
‫«از من مردتره» یا نه،

00:44:26.248 --> 00:44:27.791
‫ولی گفته بود
‫«بازیگری من در حد اون نیست».

00:44:27.874 --> 00:44:29.918
‫«من در این حدم.
‫اون هم در این حده.»

00:44:30.001 --> 00:44:32.879
‫وقتی آدم می‌بیندش،
‫اصلا نمی‌فهمه...

00:44:32.963 --> 00:44:36.466
‫چنین شخصی این‌قدر بااستعداده.

00:44:36.550 --> 00:44:40.804
‫من هم شیفته همین
‫به ظاهر عادی بودنش می‌شم،

00:44:40.887 --> 00:44:45.016
‫آخه تابلوئه که زندگیش اصلا عادی نبوده.

00:44:45.100 --> 00:44:48.019
‫یعنی دقیقا نقطه عکس مارلونه.

00:44:49.855 --> 00:44:51.940
‫تا بالت نشکسته،

00:44:53.942 --> 00:44:55.485
‫پرواز کن و برو پرنده کوچولو.

00:44:58.405 --> 00:45:00.699
‫از نظر من مارلون براندو...

00:45:00.782 --> 00:45:05.495
‫مثال بی‌نقصی از اولین دروس بازیگریه...

00:45:05.579 --> 00:45:09.332
‫که آدم باید خودش در شرایط
‫اون شخصیت فرض کنه،

00:45:09.416 --> 00:45:11.710
‫نه این که وانمود کنه
‫خود اون شخصیته.

00:45:11.793 --> 00:45:16.673
‫آدم احساسات ناشی از واقعه‌ای خاص...

00:45:16.756 --> 00:45:20.218
‫یا شخصی خاص رو
‫تعمدا برمی‌انگیزه...

00:45:20.302 --> 00:45:24.139
‫و کلمات مؤلف رو با اون احساس بیان می‌کنه.

00:45:24.222 --> 00:45:26.224
‫می‌شه برام مثالی...

00:45:26.308 --> 00:45:28.059
‫از ادای غیرتعمدی...

00:45:28.143 --> 00:45:30.520
‫و تعمدی دیالوگ بزنی؟

00:45:30.604 --> 00:45:32.022
‫بذار دیالوگ ساده‌ای رو مثال بزنم.

00:45:32.105 --> 00:45:34.065
‫«چنین کاری درست نیست.

00:45:34.149 --> 00:45:36.067
‫«خواهش می‌کنم بس کن.»

00:45:36.151 --> 00:45:38.528
‫«چنین کاری به نفع
‫هیچ‌کدوممون نیست.»

00:45:38.612 --> 00:45:41.198
‫«خواهش می‌کنم بس کن.»

00:45:41.281 --> 00:45:43.533
‫خب، الان...

00:45:43.617 --> 00:45:45.911
‫دارم مسئله‌ای رو که واسه خودم...

00:45:45.994 --> 00:45:49.456
‫خیلی مهمه متصور می‌شم.

00:45:49.539 --> 00:45:51.458
‫خیلی مهمه، خب؟

00:45:51.541 --> 00:45:54.711
‫می‌تونم اون مسئله رو
‫جلوی چشمم ببینم و بشنوم.

00:45:54.794 --> 00:45:59.758
‫می‌تونم با همون حس بیانش کنم،
‫مثلا بگم «بس کن».

00:45:59.841 --> 00:46:03.512
‫«چنین کاری نه به نفع توئه،
‫نه به نفع من.»

00:46:03.595 --> 00:46:06.389
‫«بس کن.»

00:46:06.473 --> 00:46:11.603
‫بازیگری متد همینه دیگه.

00:46:13.438 --> 00:46:15.941
‫همیشه خودم رو...

00:46:16.024 --> 00:46:18.068
‫ظرفی خالی فرض می‌کنم.

00:46:18.151 --> 00:46:19.611
‫آدم قلبی مصنوعی پیدا می‌کنه.

00:46:19.694 --> 00:46:21.696
‫کیری مصنوعی پیدا می‌کنه،

00:46:21.780 --> 00:46:23.490
‫مغزی مصنوعی پیدا می‌کنه.

00:46:23.573 --> 00:46:25.367
‫این همه چیزها
‫بهش اضافه می‌شه...

00:46:25.450 --> 00:46:28.620
‫و با خودش می‌گه:
‫«ایول، ببینم چه شکلیه.»

00:46:28.703 --> 00:46:30.789
‫مهم‌ترین مسئله...

00:46:30.872 --> 00:46:34.584
‫با این حال بخش ساختگی شخصیتم،
‫خود شخصیتم سینماییم رو...

00:46:34.668 --> 00:46:37.462
‫سراسر دنیا قبول دارن،

00:46:37.546 --> 00:46:39.589
‫ولی شاید واقعا
‫چنین آدمی نباشه.

00:46:41.341 --> 00:46:43.677
‫ممکنه من آدمی باشم...

00:46:43.760 --> 00:46:46.054
‫ممکنه برداشتی باشم
‫که توماس مان از خودش داشت،

00:46:46.137 --> 00:46:49.307
‫ممکنه شخصیت به شدت
‫حوصله‌سربر، عادی،

00:46:49.391 --> 00:46:54.104
‫کسل‌کننده و بی‌روحی داشته باشم.

00:46:54.187 --> 00:46:56.565
‫اصلا من کی هستم؟

00:46:56.648 --> 00:46:58.108
‫طرف کیه؟

00:46:58.191 --> 00:47:01.319
‫طرف خودته. خودته.

00:47:01.403 --> 00:47:03.446
‫باید همین کار رو بکنی.

00:47:03.530 --> 00:47:05.365
‫آره. کار دشواریه.

00:47:05.448 --> 00:47:06.700
‫کار دشواریه.

00:47:06.783 --> 00:47:09.911
‫آخه من کی هستم
‫سوال مهمیه، خب؟

00:47:13.248 --> 00:47:14.583
‫تنها روش استعدادیابیم...

00:47:14.666 --> 00:47:17.002
‫همینه که خیلی آروم پیش برم،
‫بشناسمشون،

00:47:17.085 --> 00:47:19.004
‫باهاشون قدم بزنم،
‫با دوست‌دخترشون،

00:47:19.087 --> 00:47:21.172
‫مادرشون، پدرشون
‫یا اطرافیانشون آشنا بشم.

00:47:21.256 --> 00:47:24.134
‫این‌جوری باهام صمیمی می‌شن
‫و می‌فهمم چه‌جور آدمی هستن،

00:47:24.217 --> 00:47:26.636
‫می‌فهمم درونشون چه خبره،
‫ذاتشون چه شکلیه،

00:47:26.720 --> 00:47:30.932
‫چه ابزاری واسه هنرمون
‫در اختیار دارن.

00:47:31.016 --> 00:47:34.477
‫تو نمایش جدید تنسی ویلیامز بازی می‌کنین،

00:47:34.561 --> 00:47:35.645
‫مگه نه آقای نیومن؟

00:47:35.729 --> 00:47:37.314
‫درسته، اسمش «پرنده شیرین جوانی»ـه.

00:47:37.397 --> 00:47:38.773
‫- «پرنده شیرین جوانی»؟
‫- درسته.

00:47:38.857 --> 00:47:40.817
‫خودت تهیه‌کننده‌اشی
‫یا کارگردانشی؟

00:47:40.900 --> 00:47:42.235
‫نه، من بازیگرش هستم.

00:47:42.319 --> 00:47:43.653
‫بازیگرش هستی؛ ولی تهیه‌کننده
‫یا کارگردانش نیستی؟

00:47:43.737 --> 00:47:45.030
‫نه، کارگردانش آقای کازانه.

00:47:45.113 --> 00:47:47.157
‫ولی خودت تا حالا
‫تهیه‌کننده یا کارگردان بودی؟

00:47:47.240 --> 00:47:49.326
‫کازان واسه همه
‫حکم خدا رو داشت، خب؟

00:47:49.409 --> 00:47:51.995
‫یعنی عین ترکیب پل توماس اندرسن،

00:47:52.078 --> 00:47:54.664
‫اسپیلبرگ و کوئنیتن می‌موند،
‫متوجه منظورم هستی؟

00:47:54.748 --> 00:47:57.918
‫اولین بار، موقع ایفای نقشش
‫تو «پیک‌نیک» اسمش رو شنیدم.

00:47:58.001 --> 00:48:00.545
‫رفتم نمایشش رو دیدم
‫و کارش بد نبود.

00:48:00.629 --> 00:48:02.464
‫خوب بود.

00:48:02.547 --> 00:48:06.509
‫بازیگری استثنایی نبود.
‫در اون حد نبود.

00:48:06.593 --> 00:48:09.846
‫یکی از خصوصیاتش رو
‫پنهان کرده.

00:48:09.929 --> 00:48:11.556
‫خانواده‌ات چیکاره‌ان؟

00:48:11.640 --> 00:48:15.352
‫بازرگان اجناس ورزشی هستن.

00:48:15.435 --> 00:48:17.354
‫حس می‌کردی
‫بازیگری تو خونته...

00:48:17.437 --> 00:48:21.066
‫یا یهویی متوجه شدی بلدی؟

00:48:21.149 --> 00:48:23.693
‫یه سری سوانح مختلف
‫موجب کشفش شد.

00:48:23.777 --> 00:48:27.072
‫مضطربه.
‫وقتی پیش منه، مضطرب می‌شه.

00:48:27.155 --> 00:48:28.615
‫نمی‌دونم چرا.

00:48:28.698 --> 00:48:31.284
‫من اصلا بهش شک نداشتم.

00:48:31.368 --> 00:48:32.744
‫خوب نمی‌شناسمش.

00:48:32.827 --> 00:48:34.704
‫فقط یه دفعه...

00:48:34.788 --> 00:48:37.749
‫نه، قبل از «پرنده شیرین جوانی»...

00:48:37.832 --> 00:48:40.543
‫با حری پیج، اصلا پل رو
‫خوب نمی‌شناختم.

00:48:40.627 --> 00:48:41.878
‫اون موقع می‌شناختمش...

00:48:41.961 --> 00:48:43.880
‫و بازیش تو «پرنده شیرین جوانی»
‫خیلی خوب بود.

00:48:43.963 --> 00:48:45.507
‫می‌دونی کدوم نمایش رو می‌گم؟

00:48:45.590 --> 00:48:46.925
‫«پرنده شیرین جوانی»...

00:48:47.008 --> 00:48:48.843
‫نمایش به شدت موفق
‫تنسی ویلیامزه.

00:48:48.927 --> 00:48:50.804
‫این نمایش‌نامه‌نویس بزرگ...

00:48:50.887 --> 00:48:53.556
‫در اولین اجرای تئاترش حاضر شده
‫و «پرنده شیرین جوانی»...

00:48:53.640 --> 00:48:54.849
‫به نظرتون...

00:48:54.933 --> 00:48:56.142
‫کل نمایش‌هاتون...

00:48:56.226 --> 00:48:57.852
‫درون‌مایه یکسانی دارن...

00:48:57.936 --> 00:48:59.396
‫که قابل تشخیص باشه؟

00:48:59.479 --> 00:49:04.442
‫به نظرم بیشتر در دفاع از رمانتیسم می‌نویسم.

00:49:04.526 --> 00:49:06.861
‫نتونستم رمانیسم رو...

00:49:06.945 --> 00:49:10.115
‫در قالب بازارپردازی درک کنم.

00:49:10.198 --> 00:49:12.867
‫واسه همین بازی کردم.

00:49:15.662 --> 00:49:17.205
‫داشتم از چیزی فرار می‌کردم.

00:49:17.288 --> 00:49:18.915
‫دنبال چیز خاصی نبودم.

00:49:22.585 --> 00:49:25.588
‫کازان می‌خواست
‫از فقدان اشک بریزم.

00:49:25.672 --> 00:49:29.384
‫نگران بود از پس چنین کاری برمیایم یا نه.

00:49:29.467 --> 00:49:31.010
‫وقتی تمریناتمون رو شروع کرده بودیم،

00:49:31.094 --> 00:49:33.888
‫گاهی یه قطره اشک می‌ریختم.

00:49:33.972 --> 00:49:35.557
‫وقتی نمی‌ریختم،

00:49:35.640 --> 00:49:38.685
‫به نوری در انتهای ادیتوریوم زل می‌زدم.

00:49:38.768 --> 00:49:41.354
‫بهش زل می‌زدم
‫تا تو چشمم اشک جمع بشه،

00:49:41.438 --> 00:49:43.356
‫آخه به نور حساسیت داشتم.

00:49:43.440 --> 00:49:46.359
‫حرکت کسی رو تو سالن حس می‌کردم،

00:49:46.443 --> 00:49:49.237
‫آخه کازان تو سالن جابه‌جا می‌شد...

00:49:49.320 --> 00:49:51.656
‫و از جلو تا عقب،
‫رو کل صندلی‌ها می‌نشست...

00:49:51.740 --> 00:49:54.617
‫و سعی می‌کرد ببینه
‫بازیم واقع‌گرایانه است یا نه.

00:49:57.829 --> 00:50:02.000
‫یه بار که مشغول خودگویی بودم،

00:50:02.083 --> 00:50:04.961
‫به نظرش واقع‌گرایانه نبود.

00:50:05.044 --> 00:50:06.379
‫با ترس گفتم...

00:50:06.463 --> 00:50:08.798
‫نور انتهای سالن رو خاموش کردن.

00:50:11.050 --> 00:50:12.385
‫حتما با خودش گفته بود:

00:50:12.469 --> 00:50:15.513
‫«یعنی داره چنین کاری می‌کنه؟
‫به نوره زل می‌زنه؟»

00:50:17.432 --> 00:50:19.517
‫من رو به بازی گرفته بود.

00:50:19.601 --> 00:50:22.187
‫این‌قدر بابت کشف رازم
‫عصبانی شده بودم...

00:50:22.270 --> 00:50:25.148
‫که با سرخوردگی زدم زیر گریه.

00:50:25.231 --> 00:50:26.524
‫واقعا اشک ریختم.

00:50:26.608 --> 00:50:28.276
‫مسلما اون اشک ریختنم...

00:50:28.359 --> 00:50:30.612
‫بدتر از کل بازی‌های خودم
‫ذهنش رو خراب کرد.

00:50:33.907 --> 00:50:38.161
‫در نهایت گفتم:
‫«می‌دونی قراره تو «پرنده شیرین جوانی»...

00:50:38.244 --> 00:50:40.163
‫«نقش کی رو بازی کنی؟»

00:50:40.246 --> 00:50:41.915
‫«نقش جمهوری‌خواهی
‫احساساتی رو بازی می‌کنی.»

00:50:50.465 --> 00:50:52.634
‫ایفای نقش پل
‫تو «پرنده شیرین جوانی»...

00:50:52.717 --> 00:50:55.386
‫کمی حس شرم به آدم منتقل می‌کنه.

00:50:55.470 --> 00:50:57.639
‫گمون کنم خیلی رو این مسئله تأکید کردم،

00:50:57.722 --> 00:51:00.141
‫آخه یادمه به خودش هم گفته بودم.

00:51:00.225 --> 00:51:02.519
‫می‌شه چیزی برام بیاری
‫که بشوره و ببردش؟

00:51:02.602 --> 00:51:04.187
‫نمی‌دونم خودش یادش باشه یا نه.

00:51:04.270 --> 00:51:06.564
‫یادمه بهش گفته بودم
‫که از خودش خجالت می‌کشه.

00:51:06.648 --> 00:51:08.358
‫قرار نیست بهم آب بدی.

00:51:08.441 --> 00:51:10.068
‫به خودش افتخار نمی‌کنه.

00:51:10.151 --> 00:51:12.695
‫نمی‌دونه چیکارش کنه...

00:51:12.779 --> 00:51:14.531
‫و تو همون شرایط گیر کرده.

00:51:14.614 --> 00:51:17.617
‫به نظرم همین حس تو اجراش هم دخیل بود.

00:51:17.700 --> 00:51:19.160
‫آدم حسش می‌کرد.

00:51:19.244 --> 00:51:22.038
‫حس می‌کرد طرف کسیه
‫که درست تربیت شده.

00:51:22.121 --> 00:51:23.414
‫حتی حس می‌کرد
‫پسر سوسولیه.

00:51:23.498 --> 00:51:27.001
‫ولی همیشه چنین خصوصیتی داشت.

00:51:27.085 --> 00:51:28.211
‫خصوصیت ذاتیش بود.

00:51:28.294 --> 00:51:33.174
‫♪ خداوند با من صمیمی است... ♪

00:51:33.258 --> 00:51:34.634
‫کل جوانب افرادی...

00:51:34.717 --> 00:51:37.512
‫چون چنس، تو ذهن خودمه.

00:51:37.595 --> 00:51:40.098
‫اون‌ها هم عین خودم
‫بیش از حد تلاش می‌کنن.

00:51:40.181 --> 00:51:43.059
‫اون‌ها هم خودم چاهی کندن
‫که توش گیر افتادن.

00:51:45.562 --> 00:51:48.481
‫شخصیت آدم خصوصیات
‫عمیقی داره که اگه بتونه...

00:51:48.565 --> 00:51:52.151
‫بهشون دسترسی پیدا کنه،
‫می‌تونه به کارشون بگیره.

00:51:52.235 --> 00:51:54.070
‫لزومی نداره همیشه بررسی کنه...

00:51:54.153 --> 00:51:56.114
‫و تحقیق کنه.

00:51:56.197 --> 00:51:59.534
‫به زبان ساده، تجربیات خودش رو
‫به کار می‌گیره.

00:52:05.456 --> 00:52:08.710
‫اولین باری که از حضور جوآن
‫با خبر شدی، کی بود؟

00:52:08.793 --> 00:52:12.297
‫دقیقا بعد از تولد استفانی بود،

00:52:12.380 --> 00:52:14.716
‫یعنی دقیقا بعدش بود.

00:52:14.799 --> 00:52:18.553
‫خیلی خوب یادمه،
‫آخه به شدت عصبانی بودم.

00:52:20.638 --> 00:52:23.474
‫بدجوری حس می‌کردم
‫بهم خیانت شده...

00:52:23.558 --> 00:52:26.269
‫و هنوز هم چنین حسی دارم.

00:52:26.352 --> 00:52:28.897
‫آخه...

00:52:28.980 --> 00:52:30.648
‫اِم... وای.

00:52:30.732 --> 00:52:33.067
‫اصلا چه فرقی می‌کنه؟

00:52:33.151 --> 00:52:38.823
‫مسلما از یه روزی فهمیده بودم...

00:52:38.907 --> 00:52:40.617
‫کل کارهامون تشریفاتی شده.

00:52:40.700 --> 00:52:43.786
‫نمی‌دونم چطوری فهمیدم،

00:52:43.870 --> 00:52:46.873
‫آخه اصلا یادم نیست.

00:52:46.956 --> 00:52:50.168
‫فقط یادمه تنهایی
‫سوار مترو شدم...

00:52:50.251 --> 00:52:53.796
‫و رفتم خونه‌مون تو فلاشینگ مدوز...

00:52:53.880 --> 00:52:57.008
‫و احساس محرومیت می‌کردم.

00:52:59.218 --> 00:53:02.305
‫طی اون سال‌ها اصلا با جوآن...

00:53:02.388 --> 00:53:03.932
‫ارتباطی نداشتی؟

00:53:08.686 --> 00:53:10.063
‫چیز خیلی بامزه‌ای برات تعریف می‌کنم،

00:53:10.146 --> 00:53:12.106
‫ولی نباید ضبطش کنی.

00:53:17.278 --> 00:53:20.156
‫یعنی از اولش رابطه نامشروع داشتن؟

00:53:20.239 --> 00:53:23.952
‫پنج سالی می‌شد.
‫پنج سالی می‌شد.

00:53:24.035 --> 00:53:27.163
‫بالاخره مدت زیادیه.

00:53:27.246 --> 00:53:29.207
‫واقعا مدت خیلی زیادیه.

00:53:35.296 --> 00:53:38.132
‫چرا اون شکلی نگاهم می‌کنی؟

00:53:38.216 --> 00:53:40.677
‫چه شکلی نگاهت می‌کنم مگی؟

00:53:40.760 --> 00:53:42.762
‫همین شکلی که الان داشتی نگاهم می‌کردی.

00:53:44.597 --> 00:53:47.433
‫من که آگاهانه نگاهت نمی‌کنم مگی.

00:53:51.312 --> 00:53:53.147
‫خودم حواسم بود که...

00:53:54.816 --> 00:53:58.486
‫کازان همیشه می‌گه...

00:53:58.569 --> 00:54:03.241
‫مردان داستان‌های تنسی ویلیامز
‫از خودشون خجالت می‌کشن.

00:54:03.324 --> 00:54:05.076
‫هم «پرنده شیرین جوانی» این‌جوریه،
‫هم «گربه روی شیروانی داغ».

00:54:05.159 --> 00:54:09.706
‫خودش هم همیشه از پدرت می‌خواست
‫حس شرم خودش رو به کار بگیره.

00:54:09.789 --> 00:54:11.499
‫من هم با دیدن
‫«گربه روی شیروانی داغ»...

00:54:11.582 --> 00:54:12.834
‫و «پرنده شیرین جوانی»...

00:54:12.917 --> 00:54:14.877
‫با خودم فکر کردم
‫رابطه نامشروعش...

00:54:14.961 --> 00:54:18.131
‫در حالی که با مادرت مزدوج بود،
‫خیلی طولانی بوده.

00:54:18.214 --> 00:54:21.009
‫خودم تا قبل از دیدنش،
‫نمی‌دونستم.

00:54:21.092 --> 00:54:25.179
‫اصلا خبر نداشتم
‫اون‌قدر طولانی بوده.

00:54:25.263 --> 00:54:27.557
‫یعنی وقتی حالم از دروغ
‫به هم می‌خوره،

00:54:27.640 --> 00:54:29.976
‫در واقع حالم از خودم به هم می‌خوره.

00:54:30.059 --> 00:54:31.352
‫وقتی هم چنین حرف می‌شنوم...

00:54:31.436 --> 00:54:32.729
‫ظریف‌ترین شرایط تاریخ،

00:54:32.812 --> 00:54:34.439
‫شرایط عاشقیه.

00:54:34.522 --> 00:54:37.066
‫ظریف‌ترین گیاه دنیا عشقه.

00:54:37.150 --> 00:54:40.778
‫ولی ما طوری باهاش رفتار می‌کنیم،
‫انگار جنسش از فولاده.

00:54:40.862 --> 00:54:43.531
‫از خودم خجالت می‌کشم بابا خان.
‫واسه همین مستم.

00:54:43.614 --> 00:54:46.409
‫وقتی مستم،
‫می‌تونم خودم رو تحمل کنم.

00:54:46.492 --> 00:54:48.077
‫ولی همیشه سر صبح باهاش مواجه می‌شی، مگه نه؟

00:54:48.161 --> 00:54:49.328
‫با حقیقت روبه‌رو می‌شی.

00:54:49.412 --> 00:54:52.415
‫الان هم روبه‌رو شدی!

00:54:54.542 --> 00:54:55.668
‫دلت واسه خودت می‌سوزه.

00:54:55.752 --> 00:54:57.253
‫همین و بس.
‫دلت واسه خودت می‌سوزه!

00:54:57.336 --> 00:55:00.548
‫من در ساخت هر فیلم،
‫فرض می‌کنم...

00:55:00.631 --> 00:55:04.093
‫مشغول نبردی
‫در جنگ هستم.

00:55:04.177 --> 00:55:05.511
‫بچه‌ای سی ساله هستی.

00:55:05.595 --> 00:55:07.638
‫به زودی بچه‌ای پنجاه ساله می‌شی.

00:55:07.722 --> 00:55:11.017
‫حقیقت شامل درد،
‫عرق ریختن، پرداخت قبوض...

00:55:11.100 --> 00:55:14.520
‫و سکس با زنیه که دیگه دوستش نداری.

00:55:14.604 --> 00:55:16.564
‫حقیقت شامل آرزوهاییه
‫که به حقیقت نمی‌پیوندن...

00:55:16.647 --> 00:55:18.900
‫و کسی هم قبل از مرگت
‫اسمت رو تو روزنامه چاپ نمی‌کنه.

00:55:18.983 --> 00:55:22.779
‫روابط شخصیت‌ها
‫هم به شدت تنش‌زا،

00:55:22.862 --> 00:55:24.989
‫صمیمی و فاش‌کننده می‌شه.

00:55:25.073 --> 00:55:28.284
‫حالا این رو بپوش ببینم.

00:55:28.367 --> 00:55:31.746
‫عین به دنیا اومدن،
‫ازدواج کردن، طلاق گرفتن،

00:55:31.829 --> 00:55:33.706
‫پیر شدن و کلی چیزهای دیگه می‌مونه،

00:55:33.790 --> 00:55:39.295
‫آخه آدم حتما باید اون درس‌ها رو بگیره.

00:55:39.378 --> 00:55:42.006
‫حقیقت از همین قراره.
‫تو هم نمی‌تونی قبولش کنی.

00:55:42.090 --> 00:55:44.967
‫می‌شه خیلی صادقانه صحبت کنیم؟

00:55:45.051 --> 00:55:47.595
‫ناصادقانه که نمی‌شه صحبت کنیم.

00:55:47.678 --> 00:55:50.640
‫خب، اول ازتون بپرسم که چرا...

00:55:50.723 --> 00:55:52.975
‫تو آثار اخیرتون آثاری از بی‌رحمی،

00:55:53.059 --> 00:55:56.312
‫خشونت و خشم دیده می‌شه؟

00:55:56.395 --> 00:55:57.814
‫خب، من قصد چنین کاری نداشتم.

00:55:57.897 --> 00:56:00.399
‫تنش، خشم و خشونت رو به افزایش دنیا رو...

00:56:00.483 --> 00:56:03.444
‫دنبال کردم و تو آثار خودم...

00:56:03.528 --> 00:56:04.779
‫بروزشون دادم...

00:56:04.862 --> 00:56:06.405
‫آخرین شب اجرای
‫«پرنده شیرین جوانی»...

00:56:06.489 --> 00:56:09.742
‫احساساتم فوران کرد.

00:56:09.826 --> 00:56:13.037
‫کنترلش دست خودم نبود.

00:56:13.121 --> 00:56:15.915
‫متوجه شدم که نامم
‫در کنار جرالدین پیج،

00:56:15.998 --> 00:56:18.835
‫تنسی ویلیامز و کازان،
‫در گوشه‌ای...

00:56:18.918 --> 00:56:21.045
‫از تاریخ ثبت شده.

00:56:21.129 --> 00:56:23.005
‫ولی الان دیگه تموم شده.

00:56:26.092 --> 00:56:28.177
‫اصلا پل رو از نزدیک دیدی؟

00:56:28.261 --> 00:56:31.180
‫یه بار تو یه مراسم خیریه دیده بودمش.

00:56:31.264 --> 00:56:33.307
‫افراد مشهور داشتن...

00:56:33.391 --> 00:56:37.311
‫الکل و پیش‌غذا پخش می‌کردن...

00:56:37.395 --> 00:56:39.272
‫که ثروتمندان پول اهدا کنن.

00:56:39.355 --> 00:56:40.857
‫اون هم بهم نگاه کرد
‫و چشمک زد.

00:56:40.940 --> 00:56:42.066
‫گفت: «آبجو می‌خوری؟»

00:56:42.150 --> 00:56:43.818
‫من هم گفتم:
‫«آره، معلومه...»

00:56:43.901 --> 00:56:45.945
‫«که می‌خوام از پل نیومن آبجو بگیرم.»

00:56:46.028 --> 00:56:48.239
‫بعدش هم ازش آبجو گرفتم و همین.

00:56:48.322 --> 00:56:52.201
‫همون یه بار دیدمش.
‫تو هم دیدیش؟

00:56:52.285 --> 00:56:54.745
‫یه بار دیده بودمش.

00:56:54.829 --> 00:56:57.915
‫اومده بود پشت‌صحنه دیدنم.

00:56:57.999 --> 00:57:00.251
‫یه بار بیشتر پل و جوآن رو ندیده بودم.

00:57:00.334 --> 00:57:02.086
‫اومده بود اجرای...

00:57:02.170 --> 00:57:04.714
‫«کامینو رئال» تنسی ویلیامز رو ببینن.

00:57:04.797 --> 00:57:06.340
‫بعد از اجرامون هم...

00:57:06.424 --> 00:57:08.384
‫اومدن پشت‌صحنه
‫که بازیگران رو تمجید کنن.

00:57:08.467 --> 00:57:12.597
‫اواخر دهه نود بود.
‫خیلی مهربون و سخاوتمند بودن.

00:57:12.680 --> 00:57:15.057
‫پشت سرم وایستاده بودن
‫و در حالی که از تو آینه...

00:57:15.141 --> 00:57:18.394
‫اتاق پروم بهشون زل زده بودم،
‫کمی گپ زدیم.

00:57:20.229 --> 00:57:22.899
‫بعدش یادم اومد
‫یکی از مربی‌های بازیگریم...

00:57:22.982 --> 00:57:27.737
‫جریان اتاق کوچکی تو تایمز اسکوئر رو
‫برام تعریف کرده بود.

00:57:27.820 --> 00:57:31.741
‫من هم تصور کردم پل و جوآن جوان
‫دارن تو اون کلاس...

00:57:31.824 --> 00:57:35.494
‫عین خودم سوگند بازیگری رو یاد می‌کنن.

00:57:35.578 --> 00:57:37.580
‫- خودم خواهد بود.
‫- من یتیمی کیهانی نیستم.

00:57:37.663 --> 00:57:39.123
‫- من یتیمی کیهانی نیستم.
‫- دلیلی نداره ترسو باشم.

00:57:39.207 --> 00:57:42.585
‫این سوگندنامه رو الیا کازان
‫واسه بازیگران نوشته.

00:57:42.668 --> 00:57:44.921
‫- دلیلی نداره رفتار رکیکی داشته باشم.
‫- دلیلی نداره رفتار رکیکی داشته باشم.

00:57:45.004 --> 00:57:46.589
‫- ولی پاسخ می‌دم.
‫- ولی پاسخ می‌دم.

00:57:46.672 --> 00:57:48.633
‫- با صدای رسا صحبت می‌کنم.
‫- با صدای رسا صحبت می‌کنم.

00:57:48.716 --> 00:57:51.135
‫سفره دلم رو باز می‌کنم.

00:57:51.219 --> 00:57:52.762
‫آسیب‌پذیر می‌شم.

00:57:52.845 --> 00:57:54.347
‫شاید به تک‌تک دارایی‌های دنیا...

00:57:54.430 --> 00:57:56.641
‫رسیده باشم، ولی بیش از هر چیز...

00:57:56.724 --> 00:57:58.935
‫می‌خوام خودم باشم.

00:57:59.018 --> 00:58:00.019
‫بیش از هر چیز...

00:58:00.102 --> 00:58:01.437
‫می‌خوام خودم باشم.

00:58:01.520 --> 00:58:03.648
‫به طرد شدن اعتراف می‌کنم،
‫به درد اعتراف می‌کنم،

00:58:03.731 --> 00:58:07.276
‫به سرخوردگی و حتی حقارت اعتراف می‌کنم،

00:58:07.360 --> 00:58:09.528
‫به شرم اعتراف می‌کنم،
‫به خشم اعتراف می‌کنم.

00:58:09.612 --> 00:58:11.155
‫به هر اتفاقی که برام بیفته
‫اعتراف می‌کنم.

00:58:11.239 --> 00:58:12.615
‫به هر اتفاقی که برام بیفته اعتراف می‌کنم.

00:58:12.698 --> 00:58:15.284
‫گریه نکن عزیز دلم،
‫اشکالی نداره.

00:58:15.368 --> 00:58:16.619
‫اشکالی نداره.

00:58:16.702 --> 00:58:20.456
‫بهترین و انسانی‌ترین خصوصیت‌های وجودم رو...

00:58:20.539 --> 00:58:23.918
‫خودم به دست آوردم...

00:58:24.001 --> 00:58:25.461
‫و از دنیا مخفی کردم.

00:58:25.544 --> 00:58:27.505
‫خودم به دست آوردم
‫و از دنیا مخفی کردم.

00:58:27.588 --> 00:58:29.048
‫تمرین می‌کنم.

00:58:29.131 --> 00:58:30.967
‫چطوری همگیتون با پادشاه
‫اشتباهش گرفتین؟

00:58:31.050 --> 00:58:34.136
‫شاید عاشقت باشم،
‫ولی اصلا ازت خوشم نمیاد!

00:58:34.220 --> 00:58:35.596
‫تمرین می‌کنم.

00:58:35.680 --> 00:58:37.807
‫- صدام رو بلند می‌کنم.
‫- صدام رو بلند می‌کنم.

00:58:37.890 --> 00:58:38.891
‫صدام رو به گوش ملت می‌رسونم.

00:58:38.975 --> 00:58:40.142
‫صدام رو به گوش ملت می‌رسونم.

00:58:49.568 --> 00:58:51.946
‫دلیل موندگاری رابطه من و جوآن این بود...

00:58:52.029 --> 00:58:54.115
‫که انگار هر چیزی ممکن بود.

00:58:58.411 --> 00:58:59.787
‫با بقیه،

00:58:59.870 --> 00:59:03.291
‫برخی چیزها ممکن بود،
‫ولی هر چیزی ممکن نبود.

00:59:04.959 --> 00:59:08.337
‫از همون اولش
‫حس می‌کردیم...

00:59:08.421 --> 00:59:09.630
‫به هر چیزی می‌رسیم.

00:59:14.844 --> 00:59:19.056
‫به نظرم دو تکه شده بود،

00:59:19.140 --> 00:59:23.352
‫به خاطر همون شرایط...
‫متوجهی؟

00:59:23.436 --> 00:59:26.022
‫آخه وقتی پل اومد به وید گفت...

00:59:26.105 --> 00:59:28.357
‫قراره با جوآن ازدواج کنه،

00:59:28.441 --> 00:59:33.029
‫یادمه که به وید گفته بود
‫سه بچه هم داره.

00:59:33.112 --> 00:59:36.699
‫وید هم گفت:
‫«از من بشنو پل.»

00:59:36.782 --> 00:59:39.201
‫«این سه بچه به خواست خودشون
‫به دنیا نیومدن.»

00:59:39.285 --> 00:59:43.706
‫«و اگه موقعی باهاشون بدرفتاری کنی
‫یا بهشون رسیدگی نکنی،»

00:59:43.789 --> 00:59:46.208
‫«باید به خودم جواب پس بدی.»

00:59:49.462 --> 00:59:54.717
‫پل هم گفت: «اصلا باهام به مشکل نمی‌خوری.»

00:59:57.400 --> 01:00:05.800
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.