﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:08.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:09.051 --> 00:00:12.638
‫وقتی آدم رو واسه اثری استخدام می‌کنن،
‫مشکل از این قراره...

00:00:12.722 --> 00:00:15.808
‫- که نمی‌دونه فیلمه راجع به چیه.
‫- آره.

00:00:15.892 --> 00:00:17.769
‫یعنی راجع به خوش‌تیپ بودن پل نیومنه؟

00:00:17.852 --> 00:00:21.355
‫راجع به تخریب زنان به دست...

00:00:21.439 --> 00:00:22.857
‫فرهنگی مرد محوره؟

00:00:22.940 --> 00:00:24.567
‫- آره.
‫- راجع به زندگی مشترک قشنگه؟

00:00:24.650 --> 00:00:28.112
‫آره. یعنی فیلمه راجع به پله یا جوآن یا...

00:00:28.196 --> 00:00:29.655
‫با این حرفت یاد حرف خودت افتادم...

00:00:29.739 --> 00:00:31.115
‫که وقتی چند وقت پیش راجع به رابطه‌ام...

00:00:31.199 --> 00:00:33.326
‫ازت مشورت خواسته بودم،
‫بهم گفته بودی؛

00:00:33.409 --> 00:00:35.995
‫گفته بودی همیشه تو هر رابطه‌ای...

00:00:36.078 --> 00:00:37.413
‫فرد سومی هم وجود داره...

00:00:37.497 --> 00:00:40.583
‫و فرد سوم مذکور
‫خودِ رابطه است.

00:00:40.666 --> 00:00:43.503
‫شخص متفاوتی ایجاد می‌کنه...

00:00:43.586 --> 00:00:45.046
‫که ترکیب دو طرف رابطه است.

00:00:45.129 --> 00:00:48.841
‫و با خودم می‌گم یعنی
‫فیلمه راجع به اینه که...

00:00:48.925 --> 00:00:50.593
‫که اگه فقط رو یه نفر تمرکز کنیم،

00:00:50.676 --> 00:00:52.011
‫راحت‌تر ساخته می‌شه یا نه.

00:00:52.094 --> 00:00:55.473
‫راجع به همون آدمه،
‫همون آدمی که...

00:00:55.556 --> 00:00:58.184
‫چیه؟

00:00:58.267 --> 00:01:00.353
‫گمون کنم بهتره همین کار رو بکنم.

00:01:09.028 --> 00:01:11.197
‫«گاهی فکری بزرگ.:

00:01:11.280 --> 00:01:13.032
‫این مال صحنه فیلم‌برداریشه.

00:01:13.115 --> 00:01:15.409
‫پل این فیلم رو به ارث برد.

00:01:15.493 --> 00:01:17.286
‫داشت توش بازی می‌کرد،

00:01:17.370 --> 00:01:19.789
‫ولی بعدش کارگردانش رو اخراج کردن...

00:01:19.872 --> 00:01:22.333
‫و خودش مجبور شد
‫کارگردانیش رو به عهده بگیره.

00:01:32.051 --> 00:01:34.053
‫«گاهی فکری بزرگ»...

00:01:34.136 --> 00:01:36.639
‫تو دوران بد و ناآرامی ساخته شد.

00:01:38.224 --> 00:01:39.600
‫با همه درگیر بودم.

00:01:39.684 --> 00:01:40.977
‫با مدیر برنامه‌هام درگیر بودم.

00:01:41.060 --> 00:01:43.396
‫با یونیورسال درگیر بودم.

00:01:43.479 --> 00:01:47.567
‫رابطه‌ام با جوآن هم به مشکل خورده بود.

00:01:47.650 --> 00:01:50.069
‫خیلی تحت فشار بودم.

00:01:50.152 --> 00:01:53.739
‫بیش از حد مشروب می‌خوردم.

00:01:53.823 --> 00:01:55.283
‫آبجو نداری؟

00:01:58.786 --> 00:02:01.664
‫بیش از حد مشروب می‌خورد
‫و خیلی خسته بود.

00:02:01.747 --> 00:02:02.999
‫همزمان کارگردانی و بازیگری می‌کرد.

00:02:03.082 --> 00:02:04.667
‫بعدش که کارش تموم می‌شد،
‫نسخه تدوین‌نشده رو نگاه می‌کرد...

00:02:04.750 --> 00:02:07.461
‫و بعدش شش هشت‌تا مارتینی می‌خورد.

00:02:11.632 --> 00:02:13.968
‫اومده بودم نیویورک
‫که پل باهام تماس گرفت...

00:02:14.051 --> 00:02:16.721
‫و گفت «گاهی فکری بزرگ»...

00:02:16.804 --> 00:02:20.516
‫کاملا از کنترل خارج شده،
‫بعدش کارگردانیش رو به دست گرفت.

00:02:20.600 --> 00:02:23.019
‫می‌خواست بدونه می‌تونم برم اونجا...

00:02:23.102 --> 00:02:25.271
‫و کمی کمکش کنم یا نه.

00:02:27.815 --> 00:02:29.984
‫واقعا بیش از حد مشروب می‌خورد.

00:02:32.403 --> 00:02:34.238
‫ازش پرسیده بودم چقدر مشروب می‌خوره.

00:02:34.322 --> 00:02:36.449
‫یادمه بهم گفته بود:

00:02:36.532 --> 00:02:40.286
‫«هوم. خیلی زیاد می‌خورم.»

00:02:40.369 --> 00:02:41.871
‫جرج که از راه می‌رسه، می‌بینه پل...

00:02:41.954 --> 00:02:44.040
‫داره خودش را مشروب
‫به کشتن می‌ده.

00:02:44.123 --> 00:02:45.291
‫خود جرج روی هیل...

00:02:45.374 --> 00:02:46.709
‫هم خیلی مشروب می‌خورد.

00:02:46.792 --> 00:02:48.628
‫آره. عین این می‌مونه
‫که ویلی نلسون به آدم بگه...

00:02:48.711 --> 00:02:50.379
‫داری بیش از حد گل می‌کشی، متوجهی؟

00:02:50.463 --> 00:02:53.633
‫وقتی چنین آدمی نگران آدم بشه،
‫می‌فهمه تو دردسر افتاده.

00:02:53.716 --> 00:02:57.678
‫پل آدم خیلی خشمگینیه.
‫واقعا سرخورده است.

00:02:57.762 --> 00:02:59.931
‫ولی خشم هم نوعی از زنده بودنه.

00:03:00.014 --> 00:03:02.892
‫یعنی به نظرم خشمگین بودن
‫پیش‌نیاز زندگیه.

00:03:02.975 --> 00:03:05.937
‫نمی‌شه که دست رو دست بذاریم
‫تا هرچی می‌خواد بشه،

00:03:06.020 --> 00:03:10.024
‫پل هم چنین کاری نمی‌کنه.
‫اصول خاصی داره.

00:03:10.107 --> 00:03:13.653
‫خشمگین بودن هم پیش‌نیاز
‫رفتار اصولیه.

00:03:19.075 --> 00:03:21.035
‫آهای! بس کن...

00:03:27.750 --> 00:03:30.294
‫باید آدم پوست‌کلفتی رو انتخاب می‌کردن.

00:03:30.378 --> 00:03:33.381
‫آدم باید خودش تصمیم بگیره
‫از چه چیزهایی ناراحت بشه...

00:03:33.464 --> 00:03:35.007
‫و از چه چیزهایی نشه.

00:03:35.091 --> 00:03:37.510
‫احتمالا واسه همین اون‌قدر مشروب می‌خوردم.

00:03:37.593 --> 00:03:39.679
‫ای حرومزاده!
‫میز پدرم بودها.

00:03:43.057 --> 00:03:45.267
‫نمی‌دونم بهتره چنین حرفی بزنم یا نه.

00:03:45.351 --> 00:03:49.188
‫تصمیمش با خودته
‫که حلش کنی یا نه.

00:03:49.271 --> 00:03:51.023
‫ولی با جوآن یه خانواده تشکیل داده بود...

00:03:51.107 --> 00:03:52.358
‫و شاهدخت‌های کوچولوش...

00:03:52.441 --> 00:03:53.985
‫تو عمارتی خارق‌العاده اون طرف شهر...

00:03:54.068 --> 00:03:56.696
‫ساکن بودن
‫و یه خونه هم تو ولی بود...

00:03:56.779 --> 00:04:00.700
‫که دختر دیگه و یه پسر ساکنش بودن.

00:04:00.783 --> 00:04:04.453
‫همیشه حس می‌کردم
‫لزومی نداره حسش کنم.

00:04:04.537 --> 00:04:06.038
‫اطلاعاتی ندارم.

00:04:06.122 --> 00:04:10.042
‫ولی همیشه حس می‌کردم
‫اون شرایط رو درک می‌کنم...

00:04:10.126 --> 00:04:11.752
‫و اگه...

00:04:11.836 --> 00:04:16.340
‫اگه خودم جاش بودم،
‫به شدت احساس گناه می‌کردم.

00:04:18.217 --> 00:04:20.052
‫خب، پل، چرا طلاقت از جکی...

00:04:20.136 --> 00:04:22.722
‫اون‌قدر دشوار بود؟

00:04:22.805 --> 00:04:25.057
‫پنجاه درصد جمعیت آمریکا...

00:04:25.141 --> 00:04:29.145
‫چون اصلا طلاق باکلاسی نبود استوارت.

00:04:29.228 --> 00:04:30.730
‫چرا؟

00:04:30.813 --> 00:04:33.441
‫اصلا افرادی رو که قرار بود
‫با این کارمون آسیب ببینن...

00:04:33.524 --> 00:04:37.820
‫آروم نکردیم و بهشون توضیح ندادیم.

00:04:40.489 --> 00:04:43.743
‫بهشون نگفتین جریان از چه قراره؟

00:04:43.826 --> 00:04:47.747
‫آره، ولی باید طوری توضیح می‌دادیم
‫که درک کنن.

00:04:47.830 --> 00:04:49.415
‫ولی دلیلش این بود
‫که خودم درک نمی‌کردم.

00:04:49.498 --> 00:04:54.086
‫این‌طور نیست که اگه خودم درک می‌کردم،
‫چنین کاری نمی‌کردم.

00:04:54.170 --> 00:04:57.423
‫الان چطوری توضیحش می‌دی؟

00:04:57.506 --> 00:04:59.759
‫خب، نمی‌دونم استوارت.

00:04:59.842 --> 00:05:01.969
‫نمی‌تونم تصور کنم.

00:05:10.561 --> 00:05:12.563
‫وای!

00:05:15.691 --> 00:05:17.902
‫خیلی خوب توقف کردیم.

00:05:17.985 --> 00:05:20.196
‫کارت درسته پسر.

00:05:24.450 --> 00:05:26.827
‫یه شب همین‌جوری
‫از تخت افتاد پایین.

00:05:26.911 --> 00:05:29.080
‫دیدم رو زمین افتاده
‫و سرش خون میاد.

00:05:29.163 --> 00:05:31.457
‫اون موقع دیگه چیزی نمونده بود که بگم:

00:05:31.540 --> 00:05:33.876
‫«خب، دیگه بسه.»

00:05:33.959 --> 00:05:36.128
‫شرمنده، ولی مجبور شده بودم
‫به خدمت یه...

00:05:36.212 --> 00:05:39.799
‫اصلا طاقتش رو ندارم.
‫اصلا طاقتش رو ندارم.

00:05:39.882 --> 00:05:41.133
‫- بیا بالا.
‫- یه چیزی رو جا گذاشتم.

00:05:41.217 --> 00:05:42.760
‫دفعات زیادی چنین فکری کرده بودم.

00:05:42.843 --> 00:05:44.470
‫- هنک.
‫- ولم کن لیلاند.

00:05:44.553 --> 00:05:45.888
‫هنک، بـ...

00:05:49.016 --> 00:05:49.975
‫حالت خوبه؟

00:05:50.059 --> 00:05:53.896
‫یوهو!
‫یوهو، یوهو.

00:05:56.524 --> 00:06:00.903
‫تو خواب‌هام هنوز بچه‌ام.

00:06:02.655 --> 00:06:06.200
‫می‌تونم بدوم،
‫می‌تونم اسکیت‌سواری کنم.

00:06:06.283 --> 00:06:09.537
‫دیشب دست پسری رو...

00:06:09.620 --> 00:06:11.330
‫که تو کلاس خانم تریستروم...

00:06:11.413 --> 00:06:13.207
‫پشتم می‌نشست، گرفته بودم.

00:06:13.290 --> 00:06:17.378
‫ولی وقتی بیدار شدم،
‫دلم شکسته بود.

00:06:19.880 --> 00:06:21.215
‫پیر شدم.

00:06:21.298 --> 00:06:23.175
‫ای بابا.

00:06:23.259 --> 00:06:27.346
‫این حرفت این‌قدر مسخره است
‫که حتی نظری هم نمی‌دم.

00:06:27.430 --> 00:06:29.181
‫خدایا، تو که خیلی جوانی.

00:06:29.265 --> 00:06:33.310
‫تو که هنوز زندگی نکردی.

00:06:33.394 --> 00:06:36.021
‫چشم به هم بزنم، تموم شده.

00:06:36.105 --> 00:06:39.692
‫فرصت هیچ کاری رو ندارم.

00:06:39.775 --> 00:06:41.861
‫راستش، گاهی اوقات
‫وسط اتاقم می‌ایستم...

00:06:41.944 --> 00:06:43.362
‫و با خودم می‌گم
‫واسه چی...

00:06:43.445 --> 00:06:45.072
‫با قیچی اومدم اینجا؟

00:06:45.156 --> 00:06:47.158
‫صبح تا ظهر می‌گذره،

00:06:47.241 --> 00:06:48.367
‫ولی من صرفا...

00:06:48.450 --> 00:06:50.703
‫جوراب‌های ساق‌بلند رو
‫از کشو درمیارم.

00:06:51.954 --> 00:06:53.789
‫ببین.

00:06:53.873 --> 00:06:56.667
‫اندازه یه فنجون زمان به آدم می‌دن،

00:06:56.750 --> 00:06:58.711
‫حالا یا باید بخوردش،
‫یا بریزدش رو زمین.

00:06:58.794 --> 00:07:01.505
‫خیال کردی واسه زمان
‫فرقی می‌کنه چیکار می‌کنی؟

00:07:03.716 --> 00:07:05.467
‫تو که مجبور نیستی جای من باشی.

00:07:05.551 --> 00:07:07.261
‫- همه‌چی رو برداشتی؟
‫- آره.

00:07:09.597 --> 00:07:12.016
‫اون‌قدر از دستش ناراحت شده بود...

00:07:12.099 --> 00:07:16.395
‫که همه‌شون رو سوار ماشین کرد
‫و با هم رفتیم ملیبو.

00:07:16.478 --> 00:07:21.150
‫یعنی در واقعش ترکش کرد
‫و گفت «من دیگه نیستم».

00:07:22.234 --> 00:07:25.404
‫می‌ره خونه‌اش،
‫در می‌زنه،

00:07:25.487 --> 00:07:27.573
‫می‌بینه کل بچه‌هاش تو خونه‌ان
‫و خودش هم خونه است، ولی می‌گه:

00:07:27.656 --> 00:07:30.492
‫«نه‌خیر، اینجا خونه تو نیست.
‫اینجا محل سکونتت نیست.»

00:07:30.576 --> 00:07:32.119
‫«اینجا محل سکونت خودمونه.»

00:07:32.203 --> 00:07:35.080
‫اون هم می‌گه:
‫«دارم میام خونه.»

00:07:35.164 --> 00:07:38.751
‫در جوابش می‌گه:
‫«باید اول مشروب رو ترک کنی.»

00:07:38.834 --> 00:07:43.797
‫اون هم می‌گه:
‫«من از اتمام حجت خوشم نمیاد.»

00:07:44.882 --> 00:07:48.093
‫اِم، همون‌جا خوابید...

00:07:48.177 --> 00:07:49.720
‫نمی‌دونم همون شب بود یا نه،

00:07:49.803 --> 00:07:52.890
‫نمی‌دونم یه شب بود، دو شب بود،
‫یا چهار هفته بود.

00:07:52.973 --> 00:07:55.601
‫ولی جلوی پارکینگ خونه می‌خوابید...

00:07:55.684 --> 00:07:57.937
‫و نمی‌ذاشت بیاد تو خونه.

00:07:58.020 --> 00:08:00.105
‫می‌گفت:
‫«مذاکره بی مذاکره.»

00:08:00.189 --> 00:08:04.068
‫«مذاکره نمی‌کنیم.
‫همینه که هست.»

00:08:04.151 --> 00:08:08.697
‫در نهایت مجبور شدم
‫زنگ در اصلی رو بزنم.

00:08:08.781 --> 00:08:10.282
‫در رو باز کرد،
‫من هم گفتم:

00:08:10.366 --> 00:08:12.952
‫«من جای دیگه‌ای رو ندارم.»

00:08:13.035 --> 00:08:14.870
‫بعدش گفت:

00:08:14.954 --> 00:08:17.957
‫«نظرت چیه مشروبات سنگین رو ترک کنم؟»

00:08:18.040 --> 00:08:19.458
‫«فقط آبجو بخورم؟»

00:08:19.541 --> 00:08:22.544
‫در جوابش می‌گه «خیلی‌خب»
‫و در رو باز می‌کنه.

00:08:24.880 --> 00:08:26.257
‫خودش هم خیلی سرسخت بود.

00:08:26.340 --> 00:08:28.342
‫غر می‌زد که «خیلی از این شرایط متنفرم».

00:08:28.425 --> 00:08:30.803
‫«از سر تا پای تورهای تبلیغاتی متنفرم.»

00:08:30.886 --> 00:08:33.305
‫«در واقع فقط از همون بازیگری خوشم میاد.»

00:08:33.389 --> 00:08:36.225
‫قابل پیش‌بینی نبود.
‫اضطراب داشت.

00:08:36.308 --> 00:08:37.685
‫گاهی اوقات کینه‌ای می‌شد.

00:08:37.768 --> 00:08:40.980
‫گاهی اوقات خیلی عصبی و ترش‌رو می‌شد.

00:08:41.063 --> 00:08:42.648
‫گاهی اوقات خیلی دلربا می‌شد.

00:08:42.731 --> 00:08:45.234
‫به شدت عشق می‌ورزید،
‫کل این خصوصیات رو داشت.

00:08:45.317 --> 00:08:47.444
‫نمی‌شد راحت باهاش کنار اومد.

00:08:47.445 --> 00:08:50.350
‫شرمنده. ولی به محض این که فیلم رو
‫با حضورم معرفی کردن، برمی‌گردم هتلم...

00:08:50.450 --> 00:08:54.300
‫و امروز دیگه کار نمی‌کنم.

00:08:54.535 --> 00:08:56.453
‫خودم می‌دونم...
‫خب، حتما فیلم درامه.

00:08:56.537 --> 00:08:58.998
‫ولی پیامش چیه؟

00:08:59.081 --> 00:09:00.416
‫وای خدایا.
‫از من نپرس.

00:09:00.499 --> 00:09:02.501
‫موضوع فیلم چیه؟

00:09:02.584 --> 00:09:04.169
‫تقریبا دو ساعته.

00:09:07.256 --> 00:09:09.466
‫اون هم باهاش کنار می‌اومد.

00:09:09.550 --> 00:09:13.345
‫گمون کنم یکی از دلایل
‫علاقه‌اش هم همین بود.

00:09:13.429 --> 00:09:15.931
‫مسلما، همه می‌خواستن بدونن...

00:09:16.015 --> 00:09:18.684
‫زندگی با پل نیومن واقعا چه شکلیه.

00:09:18.767 --> 00:09:20.352
‫با صبوری می‌گفت:
‫«اصلا راجع به همدیگه...»

00:09:20.436 --> 00:09:23.605
‫«و فیلم‌های همدیگه صحبت نمی‌کنیم.»

00:09:23.689 --> 00:09:25.190
‫بالاخره جفتشون هنرمند بودن...

00:09:25.274 --> 00:09:27.359
‫و واسه همین، هر وقت دعواشون می‌شد،

00:09:27.443 --> 00:09:31.864
‫کلی داد می‌کشیدن، چیز پرت می‌کردن
‫و جفتشون می‌رفتن بیرون.

00:09:31.947 --> 00:09:35.534
‫خیلی رمانتیک و پرشور بود.

00:09:35.617 --> 00:09:36.869
‫التماس می‌کرد
‫که سر آخرین سانس،

00:09:36.952 --> 00:09:38.203
‫بعد از معرفی فیلمش،

00:09:38.287 --> 00:09:40.080
‫بره و کار دیگه‌ای نکنه.

00:09:40.164 --> 00:09:43.542
‫ساعت شش و نیم
‫تو انستیتوی فیلم آمریکا نمایش داشت.

00:09:43.625 --> 00:09:45.210
‫بعدش رفت هتلشون...

00:09:45.294 --> 00:09:48.172
‫و قرار بود شوهرش، پل نیومن،
‫هم بهش ملحق بشه.

00:09:48.255 --> 00:09:50.215
‫خبرنگاران حق ندارن وارد هتل بشن.

00:09:50.299 --> 00:09:52.384
‫سالی کوئین از «سی‌بی‌اس نیوز».

00:09:52.468 --> 00:09:53.761
‫برنده این جایزه جوآن وودوارد...

00:09:53.844 --> 00:09:55.804
‫برای بازی در
‫«آرزوهای تابستان، رویاهای زمستان»ـه.

00:09:57.264 --> 00:09:59.224
‫فیلم به شدت مهم دیگه‌ای هم هست...

00:09:59.308 --> 00:10:01.852
‫که اسمش «آرزوهای تابستان،
‫رویاهای زمستان»ـه.

00:10:01.935 --> 00:10:04.229
‫به نظر خودم یکی از بهترین
‫نقش‌آفرینی‌هام رو ارائه داده بودم...

00:10:04.313 --> 00:10:06.565
‫و به نظرم بقیه بازیگرانش
‫هم خارق‌العاده بودن،

00:10:06.648 --> 00:10:08.359
‫ولی موفق نشد.

00:10:08.442 --> 00:10:12.029
‫من هم با خودم گفتم:
‫«از این به بعد دیگه پسرفت می‌کنم،»

00:10:12.112 --> 00:10:16.408
‫«آخه با این سن
‫که نقش‌های زیادی بهم نمی‌دن،»

00:10:16.492 --> 00:10:18.577
‫«من که جین فوندا نیستم
‫که بخوان...»

00:10:18.660 --> 00:10:20.079
‫«بهم نقش اصلی بدن.»

00:10:20.162 --> 00:10:21.997
‫جوآن، ظاهرا برنده پیشین...

00:10:22.081 --> 00:10:23.957
‫بهترین بازیگر مرد انجمنمون...

00:10:24.041 --> 00:10:26.418
‫کنارت وایستاده
‫که جایزه خودت رو بهت بده.

00:10:26.502 --> 00:10:30.172
‫در واقع چندین ساله که کنارته.

00:10:30.255 --> 00:10:32.424
‫پل نیومن، لطفا صحبت کن.

00:10:36.929 --> 00:10:38.055
‫سلام دیوید.

00:10:38.138 --> 00:10:40.182
‫نمی‌دونم خودتون
‫خبر دارین یا نه،

00:10:40.265 --> 00:10:42.935
‫ولی شوهر یکی از ستاره‌های...

00:10:43.018 --> 00:10:47.815
‫مشهور سینما بودن کار راحتی نیست.

00:10:47.898 --> 00:10:49.733
‫- تقدیم به تو جوآن.
‫- ممنون عشقم.

00:10:52.986 --> 00:10:56.073
‫ظاهرا من و جوآن رشد کرده بودیم.

00:10:56.156 --> 00:10:58.200
‫داشتیم راه‌حلی نهایی
‫برای مسئله...

00:10:58.283 --> 00:11:00.369
‫بازیگریمون پیدا می‌کردیم.

00:11:02.538 --> 00:11:06.375
‫ظاهرا اصلا مغرور نبود،
‫ولی خیلی مغرور بود،

00:11:06.458 --> 00:11:08.210
‫یه لحظه خیلی واسه خودش
‫ارزش قائل می‌شد،

00:11:08.293 --> 00:11:11.380
‫ولی یه لحظه بعدش
‫خیلی داغون می‌شد.

00:11:11.463 --> 00:11:13.215
‫خلاصه وقتی کم می‌آورد،

00:11:13.298 --> 00:11:15.008
‫درک می‌کردم و اصلا مقصر نمی‌دونستمش.

00:11:15.092 --> 00:11:17.177
‫خودش هم در نهایت درکم می‌کرد.

00:11:17.261 --> 00:11:18.637
‫وایستا ببینم.
‫وایستا.

00:11:20.889 --> 00:11:22.141
‫وای، چه خارق‌‌العاده شدی.

00:11:22.224 --> 00:11:23.851
‫تو هم همین‌طور،

00:11:23.934 --> 00:11:27.479
‫ولی موهای بالای گوشت
‫کمی خاکستری شدن.

00:11:27.563 --> 00:11:29.440
‫تنها فرقمون همینه.

00:11:29.523 --> 00:11:32.109
‫باقی چیزهامون خیلی به هم میاد.

00:11:33.569 --> 00:11:37.239
‫ریلکه گفته بود:
‫«وقتی انسان بپذیرد...»

00:11:37.322 --> 00:11:40.993
‫«که حتی میان صمیمی‌ترین انسان‌ها...»

00:11:41.076 --> 00:11:44.121
‫«هم بی‌نهایت فاصله است،»

00:11:44.204 --> 00:11:48.167
‫«می‌توان شاهد رشد
‫فردی خارق‌العاده کنار خود بود؛»

00:11:48.250 --> 00:11:53.922
‫«اگر افراد موفق شوند
‫به فاصله میانشان عشق بورزند،»

00:11:54.006 --> 00:11:57.843
‫«می‌توانند یکدیگر را زیر آسمان...»

00:11:57.926 --> 00:12:01.597
‫«تمام و کمال شاهد باشند.»

00:12:01.680 --> 00:12:03.265
‫آدم گاهی اوقات
‫که می‌خواد...

00:12:03.348 --> 00:12:04.933
‫از رابطه محافظت کنه
‫و هیچ‌کدوم به هم نمی‌پرن،

00:12:05.017 --> 00:12:07.227
‫از پرخاش دور می‌شه.

00:12:07.311 --> 00:12:09.396
‫اصلا نمی‌تونم دربیارمشون.

00:12:09.480 --> 00:12:11.023
‫شاید بهتر باشه تلاشی هم نکنی.

00:12:12.900 --> 00:12:15.360
‫بعدش می‌تونه مراقبت کنه.

00:12:15.444 --> 00:12:18.697
‫گاهی اوقات آدم حس می‌کنه
‫باید مراقبت کنه.

00:12:20.616 --> 00:12:23.410
‫ولی هر کاری می‌کنیم،
‫در یه سطحه.

00:12:23.494 --> 00:12:25.370
‫صرفا از زندگی باهاش لذت می‌برم.

00:12:45.349 --> 00:12:48.852
‫گاهی اوقات که حس می‌کردیم
‫زندگی مشترکمون...

00:12:48.936 --> 00:12:50.395
‫دیگه دوام نمیاره،

00:12:50.479 --> 00:12:53.857
‫خودم و پل مجبور بودیم طاقت بیاریم.

00:12:56.109 --> 00:12:57.903
‫باید خودمون رو کنار می‌ذاشتیم...

00:12:57.986 --> 00:13:01.156
‫و به سه مسئله خیلی مهم توجه می‌کردیم:

00:13:01.240 --> 00:13:05.869
‫به غرور خودم، غرور خودش
‫و غرور خودمون.

00:13:06.828 --> 00:13:09.039
‫واسه بقای رابطه‌مون،

00:13:09.122 --> 00:13:11.583
‫باید غرور شخصیمون رو کنار می‌ذاشتیم...

00:13:11.667 --> 00:13:13.919
‫و غرور جفتمون رو مد نظر قرار می‌دادیم.

00:13:18.340 --> 00:13:22.261
‫به نظرم مستندمون
‫باید راجع به فاصله...

00:13:22.344 --> 00:13:23.595
‫بینشون باشه؛

00:13:23.679 --> 00:13:27.599
‫یعنی «من تو زندگی خودم
‫احساس امنیت می‌کنم...»

00:13:27.683 --> 00:13:30.102
‫«و جفتمون می‌تونیم پیشرفت کنیم.»

00:13:30.185 --> 00:13:32.437
‫عشق موجب پیشرفت آدم می‌شه، درسته؟

00:13:39.444 --> 00:13:41.572
‫آقایون...

00:13:41.655 --> 00:13:44.283
‫موتور ماشینتون رو روشن کنین.

00:13:46.618 --> 00:13:49.246
‫امروز به افتخار پل...

00:13:49.329 --> 00:13:51.123
‫تی‌شرت بوبا والاسم رو پوشیدم.

00:13:51.206 --> 00:13:52.499
‫چند وقته که سعی دارم
‫راجع به مسابقات...

00:13:52.583 --> 00:13:54.710
‫ماشین‌‌رانی اطلاعات کسب کنم.

00:13:54.793 --> 00:13:56.003
‫آره.

00:13:56.086 --> 00:13:58.088
‫آخه اصلا هیچ اطلاعاتی ندارم.

00:13:58.171 --> 00:14:00.966
‫آره، ضمنا، نمی‌دونم
‫اصلا درکش می‌کنم یا نه.

00:14:01.049 --> 00:14:02.342
‫در زمینه رانندگی تو مسابقات...

00:14:02.426 --> 00:14:04.720
‫ماشین‌رانی خیلی جدی هستی.

00:14:04.803 --> 00:14:08.557
‫شروع چنین کاری در سن
‫چهل و هفت سالگی خیلی دشواره.

00:14:08.640 --> 00:14:10.350
‫چرا رقص این‌قدر مهمه؟

00:14:10.434 --> 00:14:14.146
‫لحظه کوتاهی تو ذهن خودم...

00:14:14.229 --> 00:14:19.234
‫حس می‌کنم مارگوت فونتین
‫یا سینتیا گرگوری هستم...

00:14:19.318 --> 00:14:21.236
‫یعنی حسی به آدم دست می‌ده
‫که با خودش می‌گه:

00:14:21.320 --> 00:14:22.946
‫«همه باید همین شکلی باشن.»

00:14:23.030 --> 00:14:25.449
‫نیومن در اولین تلاشش
‫برای به دست آوردن قهرمانی،

00:14:25.532 --> 00:14:27.576
‫مقام نهم رو از آن خود کرد...

00:14:27.659 --> 00:14:30.162
‫و تلاشش قابل ستایش بود.

00:14:30.245 --> 00:14:32.748
‫فقط براتوورستش خوب بود.

00:14:32.831 --> 00:14:35.542
‫پل به کارهای متعددی علاقمند بود
‫و دلیلش هم همین بود.

00:14:35.626 --> 00:14:39.838
‫می‌خواست مسابقه بده
‫و من هم سوار ماشینش بشم.

00:14:39.921 --> 00:14:42.883
‫من گفتم «نه»؛

00:14:42.966 --> 00:14:44.343
‫ولی خودش عاشق این کار بود.

00:14:44.426 --> 00:14:46.178
‫واسه همین می‌رفت سراغش.

00:14:46.261 --> 00:14:47.971
‫جوآن هم عاشق بازیگری بود.

00:14:52.976 --> 00:14:55.354
‫این‌ها کی هستن؟

00:14:55.437 --> 00:14:57.981
‫طرفدارن.
‫گمون کنم همه‌شون طرفدارن.

00:15:00.525 --> 00:15:02.694
‫باورم نمی‌شه چند بار
‫چنین کاری کرده بودم.

00:15:02.778 --> 00:15:05.530
‫یعنی تو کل مسابقاتش حاضر بودم.

00:15:05.614 --> 00:15:09.576
‫کار تابستونمون همین بود.

00:15:09.660 --> 00:15:11.370
‫خوش می‌گذشت.

00:15:11.453 --> 00:15:13.205
‫به همه خوش می‌گذشت.

00:15:13.288 --> 00:15:14.456
‫وقتی پل برنده می‌شد،

00:15:14.539 --> 00:15:17.042
‫بچه‌ها رژه پیروزی می‌رفتن...

00:15:17.125 --> 00:15:19.795
‫و همگی دور ماشینش جمع می‌شدیم.

00:15:21.213 --> 00:15:24.466
‫انگار خانوادگی سیرک داشتیم.

00:15:24.549 --> 00:15:26.468
‫زندگی مشترکشون
‫خیلی خوب پیش رفت،

00:15:26.551 --> 00:15:29.388
‫آخه اصلا وجه اشتراکی ندارن.

00:15:29.471 --> 00:15:33.016
‫یعنی اصلا سد راه همدیگه نمی‌شن.

00:15:33.100 --> 00:15:34.851
‫زوج‌های بدبخت،

00:15:34.935 --> 00:15:38.021
‫زوج‌هایی که آرزوها، عقاید...

00:15:38.105 --> 00:15:40.273
‫و سرگرمی‌های مشترکی دارن،

00:15:40.357 --> 00:15:44.152
‫در نهایت راهشون به رینو ختم می‌شه.

00:15:44.236 --> 00:15:47.155
‫شما دو نفر علاقه مشترکی هم دارین؟

00:15:49.658 --> 00:15:51.243
‫نه.

00:15:51.326 --> 00:15:52.953
‫علاقه مشترکی داریم؟

00:15:55.330 --> 00:15:56.581
‫راستش نه.

00:15:56.665 --> 00:15:58.917
‫بزن به چاک دیگه!

00:15:59.000 --> 00:16:00.627
‫پشت دروازه رو بپا!

00:16:00.711 --> 00:16:02.879
‫آهای هاراهان، دختره لزه!

00:16:02.963 --> 00:16:04.256
‫خودم می‌دونم، خودم می‌دونم!

00:16:04.339 --> 00:16:06.717
‫یکی از خصوصیات سری پل،

00:16:06.800 --> 00:16:10.929
‫شوخ‌طبعی کودکانه‌اشه.

00:16:11.012 --> 00:16:13.598
‫خب، مشخصه.

00:16:13.682 --> 00:16:15.475
‫تو فیلم خارق‌العاده «ضربه محکم» مشخصه...

00:16:15.559 --> 00:16:18.103
‫که دیوانه است.

00:16:23.525 --> 00:16:26.528
‫«ضربه محکم» فیلم سحرآمیزیه.

00:16:26.611 --> 00:16:28.363
‫نمی‌دونم چرا سحرآمیز بود،

00:16:28.447 --> 00:16:32.033
‫خیلی نوآوری داشت.

00:16:32.117 --> 00:16:35.328
‫دیگه اصلا «بانوی اسپانیا» رو نزن!

00:16:35.412 --> 00:16:38.290
‫نمی‌تونم «ضربه محکم» رو تماشا کنم...
‫نمی‌دونم.

00:16:38.373 --> 00:16:40.542
‫یه جوری بود.

00:16:40.625 --> 00:16:42.461
‫پل همین شکلیه دیگه، نه؟

00:16:42.544 --> 00:16:43.879
‫معلوم بود...

00:16:43.962 --> 00:16:46.047
‫که خیلی از بازی تو اون فیلم
‫لذت برده بود،

00:16:46.131 --> 00:16:48.383
‫آخه می‌تونست خودش رو رها کنه.

00:16:48.467 --> 00:16:49.718
‫می‌شه حواست به زمین بازی باشه؟

00:16:49.801 --> 00:16:52.679
‫همه‌مون هاکی بلدیم.

00:16:52.763 --> 00:16:53.930
‫ولی هوشمندانه بازی کنیم.

00:16:54.014 --> 00:16:55.599
‫درسته.
‫بریم دخلشون رو بیاریم.

00:16:55.682 --> 00:16:56.808
‫به خدمتشون می‌رسیم! ای خدا!

00:16:56.892 --> 00:16:58.852
‫بریم تو کارش!
‫بریم تو کارش!

00:16:58.935 --> 00:17:01.646
‫- بریم تو کارش.
‫- بریم بترکونیم.

00:17:01.730 --> 00:17:03.732
‫باید حتما پیروز بشیم، خب؟
‫تا حالا کلی باختیم.

00:17:03.815 --> 00:17:05.108
‫آره، کلی باختیم!

00:17:09.446 --> 00:17:10.781
‫واسه همین اومدیم اینجا
‫که برنده بشیم بچه‌ها.

00:17:12.240 --> 00:17:14.367
‫حواسمون رو جمع کنیم.
‫هوشمندانه بازی کنیم.

00:17:14.451 --> 00:17:16.953
‫تک‌تک بازیکنانمون از کل
‫باشگاه‌های لیگ بهترن،

00:17:17.037 --> 00:17:18.121
‫فقط باید حواسمون رو جمع کنیم.

00:17:19.247 --> 00:17:20.874
‫کسی بهتر از ما نیست!
‫بریم تو کارش!

00:17:20.957 --> 00:17:23.168
‫بریم بریدن.
‫بازی داره شروع می‌شه.

00:17:26.421 --> 00:17:28.882
‫فیلمی به نام «دابلیویواس‌ای» هست.

00:17:28.965 --> 00:17:31.301
‫داشت سعی می‌کرد
‫فیلمی سیاسی بسازه،

00:17:31.384 --> 00:17:34.221
‫- ولی متوجه شد فیلمش بیش از حد جدیه.
‫- درسته.

00:17:34.304 --> 00:17:35.472
‫ولی بعدش «ضربه محکم» رو
‫ساخت...

00:17:35.555 --> 00:17:36.598
‫که فیلم سیاسی خیلی بهتری بود.

00:17:36.681 --> 00:17:38.308
‫«خیلی‌خب،
‫ملت رو می‌خندونم...»

00:17:38.391 --> 00:17:41.520
‫«و بهشون می‌فهمونم چقدر درب و داغونیم.»

00:17:41.603 --> 00:17:43.688
‫«کارم رو بامزه انجام می‌دم.»

00:17:43.772 --> 00:17:45.524
‫اصلا صاحب باشگاه کیه؟

00:17:45.607 --> 00:17:47.859
‫- چه بدونم.
‫- نمی‌دونی؟

00:17:47.943 --> 00:17:51.154
‫منظورت چیه؟
‫صاحبش شرکته دیگه.

00:17:51.238 --> 00:17:52.989
‫چه فرقی می‌کنه.
‫حقوقت رو می‌گیری دیگه، نه؟

00:17:53.073 --> 00:17:54.407
‫به این می‌گن روحیه رج.
‫احسنت.

00:17:54.491 --> 00:17:56.159
‫«ضربه محکم» فیلم پیچیده‌ایه.

00:17:56.243 --> 00:17:58.078
‫در واقع راجع به سیستم اجتماعیمونه...

00:17:58.161 --> 00:18:00.163
‫و دنیای ورزش استعاره است.

00:18:00.247 --> 00:18:01.414
‫تقلب کردنشون،

00:18:01.498 --> 00:18:04.209
‫افراد مرموزی که تیم رو به بازی می‌گیرن...

00:18:04.292 --> 00:18:05.585
‫و خودشون پشت پرده‌ان...

00:18:05.669 --> 00:18:07.587
‫و هیچ ارتباط مستقیم
‫یا اتحادی ندارن...

00:18:07.671 --> 00:18:12.384
‫و اصلا درکی از خود تیم و بازیکنانش ندارن.

00:18:12.467 --> 00:18:14.928
‫حسابدارم بهم می‌گه
‫بهتره تیم رو منحل کنم...

00:18:15.011 --> 00:18:16.221
‫و از مالیاتم بکاهم.

00:18:16.304 --> 00:18:18.890
‫♪ دیگه نمی‌تونم ازت دور بمونم. ♪

00:18:18.974 --> 00:18:22.060
‫یعنی می‌تونین تیم رو بفروشین،
‫ولی چنین کاری نمی‌کنین؟

00:18:22.143 --> 00:18:25.856
‫احتمالا بتونم تیم رو بفروشم،
‫ولی نمی‌شه.

00:18:25.939 --> 00:18:28.024
‫♪ همه‌چی ردیفه
‫و داره جفت و جور می‌شه. ♪

00:18:28.108 --> 00:18:29.734
‫♪ باید سریع برگردیم. ♪

00:18:29.818 --> 00:18:32.445
‫یعنی «ضربه محکم» در واقع...

00:18:32.529 --> 00:18:36.241
‫انگشت اتهامی به سمت
‫مردان بی‌شعوره...

00:18:36.324 --> 00:18:37.701
‫که نویسنده‌اش هم زنه.

00:18:37.784 --> 00:18:39.786
‫همین زن واسه «بازگشت به وطن»
‫جایزه اسکار برده بود.

00:18:39.870 --> 00:18:43.331
‫ته فیلم همه‌شون لخت می‌شن...

00:18:43.415 --> 00:18:45.542
‫و با سینه‌بند اسکیت‌سواری می‌کنن.

00:18:45.625 --> 00:18:47.210
‫- درست نمی‌گم؟
‫- درسته.

00:18:47.294 --> 00:18:48.962
‫لخت شدن ته فیلم...

00:18:49.045 --> 00:18:53.008
‫نشون می‌ده که همه‌چی دروغه
‫و خیلی شجاعانه و افسرده کننده است.

00:18:53.091 --> 00:18:55.468
‫بالاخره یکی مجبور شد
‫لباسش رو دربیاره...

00:18:55.552 --> 00:18:57.137
‫و روشون بشاشه.

00:18:57.220 --> 00:19:01.600
‫فریاد اعتراضی غیرتعمدی
‫علیه اون سیستم،

00:19:01.683 --> 00:19:05.604
‫به بازی گرفتن‌هاشون، معاملاتشون،
‫آیینشون و مزخرفاتشون بود.

00:19:14.696 --> 00:19:16.239
‫دلت نمی‌خواد مشهورتر بشی؟

00:19:16.323 --> 00:19:18.283
‫اصلا مشهورتر شدن واسه کسی...

00:19:18.366 --> 00:19:20.160
‫چون خودت یعنی چی؟

00:19:20.243 --> 00:19:22.162
‫اِم... آره.

00:19:22.245 --> 00:19:23.663
‫مشهورتر بشی؟

00:19:23.747 --> 00:19:25.624
‫- مشهورتر بشم؟
‫- گمون کنم منظورش...

00:19:25.707 --> 00:19:29.085
‫راستش، تقریبا همین‌طوره،
‫گمون کنم...

00:19:29.169 --> 00:19:30.462
‫دلم می‌خواست...

00:19:30.545 --> 00:19:36.635
‫بتونم نقش‌های مهم‌تری ایفا کنم.

00:19:36.718 --> 00:19:38.136
‫تو فیلم‌های پرستاره بازی کنی.

00:19:38.219 --> 00:19:40.180
‫آره.

00:19:40.263 --> 00:19:43.099
‫واقعا از اولش هم بازی تو تئاتر رو
‫بیشتر دوست داشتم.

00:19:43.183 --> 00:19:45.518
‫در نتیجه، می‌شه گفت
‫خوبه که برگشتم سراغ تئاتر.

00:19:45.602 --> 00:19:48.438
‫اصلا آثار شاو رو ایفا نکرده بودم،
‫واسه همین تو «کاندیدا» بازی کردم.

00:19:48.521 --> 00:19:52.025
‫آثار نوئل کوارد رو هم ایفا نکرده بودم،
‫واسه همین تو «التهاب» بازی کردم.

00:19:52.108 --> 00:19:54.152
‫خیلی خوشم اومد.

00:19:54.235 --> 00:19:56.696
‫یکی از قشنگ‌ترین نقش‌های عمرم...

00:19:56.780 --> 00:20:00.325
‫بازی در نقش آماندا
‫تو «باغ‌وحش شیشه‌ای» بود.

00:20:00.408 --> 00:20:03.286
‫سال‌های پیش که تازه
‫در کودکی بازیگری رو...

00:20:03.370 --> 00:20:04.496
‫شروع کرده بودم،

00:20:04.579 --> 00:20:07.374
‫نقش لارا رو تو سالن کوچکی
‫ایفا کرده بودم.

00:20:07.457 --> 00:20:12.504
‫نمای کوتاهی از ماه نقره‌ای.

00:20:12.587 --> 00:20:13.797
‫وقتی جوآن می‌گه...

00:20:13.880 --> 00:20:16.007
‫خودش رو ستاره محسوب نمی‌کنه،

00:20:16.091 --> 00:20:19.469
‫یعنی از نظر استودیوها...

00:20:19.552 --> 00:20:21.513
‫پولساز نیست.

00:20:21.596 --> 00:20:22.555
‫... داره چرت می‌زنه.

00:20:22.639 --> 00:20:23.848
‫من هم طرف خدمتکارمونم!

00:20:23.932 --> 00:20:25.767
‫سانی، اگه ماریا رو بیدار کنی، خودم...

00:20:25.850 --> 00:20:28.853
‫- ما که ماریا رو اخراج کردیم!
‫- این یه ماریای دیگه است!

00:20:28.937 --> 00:20:31.147
‫ولی تا ابد ستاره محسوب می‌شه،

00:20:31.231 --> 00:20:34.401
‫آخه بازیگر مشهوریه...

00:20:34.484 --> 00:20:37.195
‫و از بهترین بازیگران تاریخه.

00:20:37.278 --> 00:20:39.698
‫همیشه هم می‌خوان باهاش کار کنن.

00:20:42.242 --> 00:20:47.914
‫وقتی از عرصه سریال‌های
‫کمدی موقعیت تلویزیونی...

00:20:47.998 --> 00:20:50.583
‫خارج شدم، شرایط به شدت دشواری داشتم،

00:20:50.667 --> 00:20:55.005
‫آخه تو دهه شصت تو سریال‌های
‫کمدی موقعیت بازی می‌کردم...

00:20:55.088 --> 00:20:57.549
‫و کسی از اون عرصه
‫به عرصه دیگه‌ای نمی‌رفت.

00:20:57.632 --> 00:20:59.759
‫در نتیجه، وقتی خواستن «سیبیل» رو بسازن،

00:20:59.843 --> 00:21:01.219
‫کسی از حضور من خوشش نمی‌اومد.

00:21:01.302 --> 00:21:03.013
‫از جو صحنه معلوم بود.

00:21:03.096 --> 00:21:04.514
‫«داریم وقتمون رو تلف می‌کنیم؟»

00:21:04.597 --> 00:21:07.017
‫من هم اصلا فراموش نمی‌کنم.

00:21:07.100 --> 00:21:09.728
‫رو یه صندلی راحتی نشسته بود.

00:21:09.811 --> 00:21:13.648
‫همیشه فقط در حد سلام و احوال‌پرسی
‫صحبت می‌کردیم.

00:21:13.732 --> 00:21:15.817
‫جفتمون بازیگرانی بودیم
‫که سریع مسیرمون عوض شد.

00:21:15.900 --> 00:21:17.152
‫می‌ترسم.

00:21:17.235 --> 00:21:19.821
‫سیبیل؟

00:21:19.904 --> 00:21:22.574
‫از سیبیل متنفرم.
‫ازش متنفرم.

00:21:22.657 --> 00:21:23.867
‫خودت کی هستی؟

00:21:23.950 --> 00:21:25.994
‫از پس هر کاری برمیام.
‫از پس هر کاری که بخوام برمیام.

00:21:26.077 --> 00:21:27.579
‫من هم اصلا فراموش نمی‌کنم...

00:21:27.662 --> 00:21:32.417
‫ته سکانسی رو زمین افتاده بودم،

00:21:32.500 --> 00:21:35.378
‫غل خوردم و داشتم گریه می‌کردم.

00:21:35.462 --> 00:21:38.882
‫سرم رو روی زانوش گذاشتم،

00:21:38.965 --> 00:21:43.970
‫اون هم دستش رو خیلی آروم گذاشت روی سرم.

00:21:44.054 --> 00:21:46.765
‫من هم...
‫شال بلندی انداخته بود.

00:21:46.848 --> 00:21:51.269
‫شالش رو برداشتم
‫و دماغم رو باهاش پاک کردم.

00:21:51.352 --> 00:21:54.564
‫بعدش شنیدم...
‫استوارت بهم گفت...

00:21:54.647 --> 00:21:57.150
‫جوآن بهشون گفته بود:

00:21:57.233 --> 00:22:00.612
‫«اگه سالی بازی نکنه،
‫من هم نقش دکتر ویلبر رو ایفا نمی‌کنم.»

00:22:00.695 --> 00:22:02.405
‫ایشون ونساست...

00:22:02.489 --> 00:22:05.825
‫و کل آهنگ‌هات رو می‌پاد.

00:22:09.621 --> 00:22:13.124
‫همون کارش زندگیم رو عوض کرد.

00:22:13.208 --> 00:22:17.170
‫یهو مورچه‌ای رو دیدم...

00:22:17.253 --> 00:22:21.966
‫که نمی‌تونست یه دونه ماسه رو بلند کنه...

00:22:22.050 --> 00:22:25.637
‫و وزنش خیلی زیاد بود.

00:22:25.720 --> 00:22:28.348
‫همین‌طور تقلا می‌کرد.

00:22:28.431 --> 00:22:32.519
‫ولی به زودی،
‫مورچه دیگه‌ای از راه رسید...

00:22:32.602 --> 00:22:35.814
‫و جفتشون دوتایی...

00:22:35.897 --> 00:22:37.273
‫اون دونه ماسه رو بلند کردن...

00:22:37.357 --> 00:22:39.359
‫و با همدیگه بردنش.

00:22:39.442 --> 00:22:41.653
‫خیلی معجزه‌آساست که دو موجود...

00:22:41.736 --> 00:22:45.323
‫وقتی به همدیگه اهمیت بدن،

00:22:45.406 --> 00:22:48.326
‫چقدر موفق می‌شن، مگه نه؟

00:22:56.292 --> 00:22:58.503
‫طبق قانون، باید بهتون بگم...

00:22:58.586 --> 00:22:59.838
‫که ایالت کالیفرنیا دست‌های من رو...

00:22:59.921 --> 00:23:01.673
‫تحت عنوان سلاح مرگبار ثبت کرده.

00:23:01.756 --> 00:23:03.007
‫متوجهین؟

00:23:03.091 --> 00:23:05.718
‫عه، واقعا؟
‫کمربند مشکی داری، ها؟

00:23:05.802 --> 00:23:06.970
‫شک نکن.

00:23:07.053 --> 00:23:09.139
‫ببینم چند مرده حلاجی.

00:23:13.143 --> 00:23:15.353
‫اِم، الان بحث فرق می‌کنه.

00:23:15.437 --> 00:23:17.313
‫شوخی کردم بابا.

00:23:17.397 --> 00:23:19.607
‫راستش، کمربند قهوه‌ای دارم.
‫کجا بشینم؟

00:23:19.691 --> 00:23:22.485
‫موقع فیلم‌برداری «دراونینگ پول»...

00:23:22.569 --> 00:23:24.362
‫شرایط دشواری داشت.

00:23:24.445 --> 00:23:27.198
‫یادمه یه بار که تو نیو اورلئان
‫مشغول فیلم‌برداری بودیم،

00:23:27.282 --> 00:23:29.200
‫بچه‌هاش اومدن دیدنش.

00:23:29.284 --> 00:23:31.494
‫ببین، تصمیمش با خودته...

00:23:31.578 --> 00:23:34.205
‫که این مسائل رو منتشر کنی یا نه، ولی...

00:23:34.289 --> 00:23:37.458
‫آخه این حرفم به شدت شخصیه...

00:23:37.542 --> 00:23:38.877
‫و مطمئن نیستم باید بگم یا نه.

00:23:38.960 --> 00:23:42.088
‫ولی یادمه پسرش
‫و دو دخترش...

00:23:42.172 --> 00:23:44.048
‫اومده بودن دیدنش.

00:23:44.132 --> 00:23:46.342
‫ما هم خیابون‌ها رو بسته بودیم...

00:23:46.426 --> 00:23:48.094
‫و پلیس‌ها سر صحنه حضور داشتن.

00:23:48.178 --> 00:23:51.764
‫همه اومده بودن لحظه‌ای
‫پل نیومن رو که به شدت...

00:23:51.848 --> 00:23:53.016
‫مشهور بود ببینن.

00:23:53.099 --> 00:23:55.101
‫من هم نمی‌دونم
‫سر چی بحث کردن،

00:23:55.185 --> 00:23:57.395
‫ولی با پسرش بحثش شده بود،

00:23:57.478 --> 00:24:01.399
‫پسرش هم با صدای بلندی
‫که همه می‌شنیدن...

00:24:01.482 --> 00:24:03.276
‫به پل توهین کرد.

00:24:03.359 --> 00:24:05.111
‫من هم شگفت‌زده شده بودم.

00:24:05.195 --> 00:24:07.947
‫نابود شده بودم.

00:24:08.031 --> 00:24:11.284
‫گمون نکنم دلم بخواد بهت بگم
‫چی گفته بود.

00:24:11.367 --> 00:24:16.080
‫حرفش این‌قدر شخصی
‫و خصوصی بود که اصلا...

00:24:16.164 --> 00:24:17.665
‫گمون کنم بهتر باشه نگم.

00:24:17.749 --> 00:24:20.585
‫گمون نکنم دلم بخواد
‫به پل یادآوری کنم،

00:24:20.668 --> 00:24:22.795
‫آخه خیلی ناراحت‌کننده بود.

00:24:31.137 --> 00:24:33.848
‫اسکات چتربازی می‌کرد.

00:24:37.518 --> 00:24:39.270
‫کار عجیبیه.

00:24:43.858 --> 00:24:47.278
‫اصلا علاقه به این کار رو درک نکردم.

00:24:52.784 --> 00:24:54.410
‫راستش، افراد زیادی...

00:24:54.494 --> 00:24:58.248
‫بهم می‌گن: «چه کاری از دستت برمی‌اومد؟»

00:24:58.331 --> 00:24:59.832
‫ولی هنوز هم تا حد زیادی...

00:24:59.916 --> 00:25:02.877
‫حس می‌کنم واقعا کاری از دستم برمی‌اومد.

00:25:02.961 --> 00:25:05.088
‫به نظرم پل...

00:25:05.171 --> 00:25:07.840
‫به دلایل شخصی خودش
‫می‌خواست...

00:25:07.924 --> 00:25:11.135
‫پسرش مردانه بار بیاد
‫و ترسی نداشته باشه،

00:25:11.219 --> 00:25:15.014
‫پشت فرمون بشینه،
‫اسب‌سواری کنه،

00:25:15.098 --> 00:25:17.976
‫اسکات کل این کارها رو می‌کرد
‫و لابد خیلی...

00:25:18.059 --> 00:25:22.814
‫دوست داشت بکنه،
‫ولی باید بگم...

00:25:22.897 --> 00:25:26.818
‫همیشه تا حد زیادی
‫به فکر فرو می‌رم.

00:25:26.901 --> 00:25:29.487
‫راجع به علاقه پل به مسابقات ماشین‌رانی...

00:25:29.570 --> 00:25:31.823
‫هم به فکر فرو می‌رم.

00:25:31.906 --> 00:25:35.493
‫این ماشین پله
‫که افتضاح بود،

00:25:35.576 --> 00:25:39.831
‫خراب شد و تصادف کرد
‫و هر کاری جز برنده شدن ازش ساخته بود.

00:25:39.914 --> 00:25:45.920
‫به نظر من، انگار یه مرد گنده
‫داره ادای پسربچه‌ها رو درمیاره.

00:25:46.004 --> 00:25:47.505
‫اون شکلی بود.

00:25:47.588 --> 00:25:49.966
‫... خیلی سریع تجربه کسب می‌کنه.

00:25:50.049 --> 00:25:51.801
‫هرچی بیشتر تجربه
‫ماشین‌رانی کسب کنه،

00:25:51.884 --> 00:25:53.720
‫بهتر عمل می‌کنه.

00:25:53.803 --> 00:25:56.431
‫اسکات هم تو دره فورج...

00:25:56.514 --> 00:25:57.807
‫به مشکل برخورد.

00:25:57.890 --> 00:26:00.351
‫این‌قدر داغون شده بودی
‫که نمی‌تونستی خودت تا اونجا بری.

00:26:00.435 --> 00:26:02.478
‫تنها باری بود که شاهد بودم...

00:26:02.562 --> 00:26:03.813
‫توان رانندگی نداشتی.

00:26:06.149 --> 00:26:08.026
‫دختری تو اتاقش بود.

00:26:08.109 --> 00:26:10.528
‫جریان از این قرار بود.

00:26:10.611 --> 00:26:12.196
‫خیلی زود خبر رسید...

00:26:12.280 --> 00:26:13.489
‫تو کنتیکت تصادف کرده.

00:26:13.573 --> 00:26:15.450
‫بعد از قول و قرارش،
‫ماشینش رو داغون کرد،

00:26:15.533 --> 00:26:20.580
‫رفت سراغ ادامه تحصیل
‫و باز هم آشوب به پا کرد.

00:26:23.583 --> 00:26:25.710
‫یادمه بعد از صحبتتون...

00:26:25.793 --> 00:26:28.338
‫که می‌شه گفت با مدیرشون...

00:26:28.421 --> 00:26:30.923
‫به توافقی رسیدی
‫و اسکات بغلت کرد،

00:26:31.007 --> 00:26:35.094
‫گفته بودی حس می‌کنی بخشیددت.

00:26:35.178 --> 00:26:38.723
‫خیلی عجیب بود که جاتون عوض شده بود
‫و با این که اون اشتباه کرده بود،

00:26:38.806 --> 00:26:42.685
‫تو نیاز داشتی ببخشدت.

00:26:42.769 --> 00:26:45.271
‫آره.

00:26:48.107 --> 00:26:50.568
‫سر فیلم «والدو پپر»...

00:26:50.651 --> 00:26:52.904
‫خیلی از اسکات خوشم اومد.

00:26:52.987 --> 00:26:57.241
‫می‌شه گفت که کس دیگه‌ای
‫چندان ازش خوشش نمی‌اومد.

00:26:57.325 --> 00:26:58.493
‫دارن چیکار می‌کنن؟

00:26:58.576 --> 00:27:00.870
‫خیلی گستاخ و کم‌گو بود...

00:27:00.953 --> 00:27:04.248
‫و گاهی اوقات کمی دیوانه‌بازی درمی‌آورد.

00:27:04.332 --> 00:27:08.294
‫پل هم به هر دری زد که درستش کنه.

00:27:08.378 --> 00:27:10.588
‫دلم واسه اسکات می‌سوخت.

00:27:10.671 --> 00:27:11.964
‫می‌گیم رو باله‌اش بشینه...

00:27:12.048 --> 00:27:13.841
‫- آره، بعدش الکی می‌ترسه.
‫- درسته.

00:27:13.925 --> 00:27:17.678
‫- بعدش هم لباسش با باد کنده می‌شه.
‫- ایول!

00:27:17.762 --> 00:27:20.890
‫اسکات همیشه تو ذهنش
‫جایگاه خاصی داشت.

00:27:20.973 --> 00:27:23.184
‫ای خدا!
‫از بچه‌های خودمونه.

00:27:23.267 --> 00:27:24.727
‫وای خدا.

00:27:28.356 --> 00:27:31.150
‫ولی دلسوزی که به درد کسی نمی‌خوره.

00:27:33.152 --> 00:27:34.904
‫چیزی از تراپی اسکات...

00:27:34.987 --> 00:27:38.282
‫به خاطر نداری؟

00:27:38.366 --> 00:27:40.326
‫یادمه...

00:27:40.410 --> 00:27:45.623
‫دکترش بهم گفته بود...

00:27:45.706 --> 00:27:48.209
‫که واقعا بهتره رو رابطه اسکات...

00:27:48.292 --> 00:27:51.421
‫با پدرش تمرکز کنم.

00:27:51.504 --> 00:27:54.799
‫از پل پرسید حاضره باهامون بیاد...

00:27:54.882 --> 00:27:58.636
‫جلسه تراپی یا نه.

00:27:58.719 --> 00:28:04.225
‫دکتره میز عسلی کوچکی داشت...

00:28:04.308 --> 00:28:06.644
‫و پل تا حالا ندیده بودش.

00:28:06.727 --> 00:28:10.815
‫کفشش رو درآورد،
‫پاش رو گذاشت رو میز...

00:28:10.898 --> 00:28:13.276
‫و این شکلی تکیه داد.

00:28:15.069 --> 00:28:17.196
‫دکتره خیلی عصبانی شده بود
‫و بعدش بهم گفت...

00:28:17.280 --> 00:28:19.949
‫از رفتار آقای نیومن
‫کاملا مشخص بود...

00:28:20.032 --> 00:28:21.868
‫که دلش نمی‌خواد به هیچ شکل...

00:28:21.951 --> 00:28:24.454
‫به درد بخوری تو تراپی اسکات
‫نقش داشته باشه.

00:28:29.292 --> 00:28:30.668
‫وای خدا.

00:28:30.751 --> 00:28:32.753
‫سوگند خورده بودم
‫اصلا چنین کاری نکنم.

00:28:34.338 --> 00:28:38.426
‫بابت درک نکردن اسکات
‫عصبانی نشم.

00:28:39.969 --> 00:28:41.179
‫خیلی احساس گناه می‌کنم...

00:28:41.262 --> 00:28:43.306
‫که اسکات رو درک نکرده بودم.

00:28:53.941 --> 00:28:56.194
‫وقتی جکی بهم گفت
‫تراپیسته از این که...

00:28:56.277 --> 00:28:58.404
‫پام رو گذاشتم رو میز قضاوت کرده
‫اسکات برام مهم نیست،

00:28:58.488 --> 00:29:01.407
‫ازش پرسیدم:
‫«واسه چی با هواپیما اومدم کالیفرنیا؟»

00:29:01.491 --> 00:29:04.035
‫«اگه برام مهم نبود،
‫واسه چی اومدم دفترش؟»

00:29:04.118 --> 00:29:06.704
‫پام رو که بالا می‌ذارم،
‫آروم‌تر می‌شم...

00:29:06.787 --> 00:29:08.873
‫و می‌تونم راحت‌تر
‫اضطرابم رو پنهان کنم.

00:29:08.956 --> 00:29:10.374
‫یعنی با این کار علاقه‌ای...

00:29:10.458 --> 00:29:13.878
‫به حرف‌هاش ندارم؟

00:29:13.961 --> 00:29:16.088
‫خجالت نمی‌کشه
‫که می‌گه برام مهم نیست؟

00:29:16.172 --> 00:29:19.217
‫طرف داشت طبق اطلاعات خودش
‫وقایع رو بررسی می‌کرد.

00:29:19.300 --> 00:29:22.303
‫من از اون افرادم
‫که اطلاعاتی ندارم.

00:29:22.386 --> 00:29:24.388
‫جسمم و ذهنم اطلاعات رو پس می‌زنن.

00:29:24.472 --> 00:29:26.349
‫راجع به خودم هم اطلاعات کمی دارم.

00:29:26.432 --> 00:29:30.603
‫خودم می‌دونم که می‌تونستم
‫بهتر با بچه‌هام رفتار کنم.

00:29:30.686 --> 00:29:31.896
‫ولی می‌تونستم بدتر هم رفتار کنم.

00:29:31.979 --> 00:29:33.064
‫می‌تونستم همه‌شون رو بندازم تو کمد...

00:29:33.147 --> 00:29:34.398
‫و تا می‌خوردن، می‌زدمشون...

00:29:34.482 --> 00:29:36.859
‫یا بهشون تجاوز می‌کردم
‫یا کتکشون می‌زدم.

00:29:36.943 --> 00:29:39.278
‫ولی اصلا از این کارها نکردم.

00:29:41.989 --> 00:29:43.324
‫می‌تونستم حضور پررنگ‌تری داشته باشم.

00:29:43.407 --> 00:29:44.951
‫می‌تونستم بیشتر درکشون کنم.

00:29:45.034 --> 00:29:46.452
‫می‌تونستم صبورتر باشم.

00:29:46.536 --> 00:29:49.372
‫می‌تونستم دست از کارم بکشم
‫و سر صحنه نرم.

00:29:50.831 --> 00:29:53.960
‫می‌تونستم کارهایی بکنم
‫که شخصیتشون فرق کنه.

00:29:55.836 --> 00:29:59.257
‫نمی‌دونم شخصیتشون
‫در اون صورت چقدر فرق می‌کرد.

00:30:02.218 --> 00:30:05.096
‫در اون صورت باید آدم دیگه‌ای می‌بودم.

00:30:11.018 --> 00:30:13.980
‫اخیرا خیلی خوشحال شدم
‫که استفانی یادش مونده بود...

00:30:14.063 --> 00:30:16.691
‫وقتی یه تابستون اومده بود دیدنمون،

00:30:16.774 --> 00:30:19.485
‫موقع خوابشون می‌اومدم پایین و می‌گفتم:

00:30:19.569 --> 00:30:21.946
‫«این چیه؟
‫یه گونی سیب‌زمینیه؟»

00:30:22.029 --> 00:30:24.615
‫تو پتو می‌پیچیدمشون
‫و رو شونه‌ام...

00:30:24.699 --> 00:30:25.866
‫بلندشون می‌کردن.

00:30:25.950 --> 00:30:28.411
‫با خوشحالی باهام بازی می‌کردن.

00:30:30.246 --> 00:30:33.666
‫حتی خودم هم یادم نیست
‫چنین کارهای خوبی کرده باشم.

00:30:36.210 --> 00:30:38.754
‫فقط یادمه داستان اشباح
‫براشون تعریف می‌کردم.

00:30:48.389 --> 00:30:50.099
‫یاد عکسی افتادم...

00:30:50.182 --> 00:30:53.311
‫که تو خونه‌شون تو نیویورکه؛

00:30:53.394 --> 00:30:55.771
‫یه دیوار پر از عکس داشتن...

00:30:55.855 --> 00:30:59.358
‫و بابام خودش با چکش
‫عکس‌ها رو به دیوار زده بود.

00:30:59.442 --> 00:31:01.485
‫یکیشون عکس والدینمه
‫که تو رودخونه آسپتاک...

00:31:01.569 --> 00:31:05.239
‫سوار قایق زرد رنگی هستن.

00:31:06.198 --> 00:31:09.660
‫احتمالا درست حدس می‌زنم
‫که بابام داره آبجو می‌خوره.

00:31:09.744 --> 00:31:13.581
‫وقتی نیاز داشتن
‫از هیاهو دور بشن،

00:31:13.664 --> 00:31:17.835
‫با همدیگه تو رودخونه آسپتاک پارو می‌زدن.

00:31:17.918 --> 00:31:21.547
‫به نظرم همین لحظات تار و پود اصلی...

00:31:21.631 --> 00:31:25.635
‫رابطه‌شون بود که با هم موندن.

00:31:27.637 --> 00:31:29.555
‫صدات زیبا،
‫موهات نرم...

00:31:29.639 --> 00:31:31.557
‫و رنگ چشمت عین شبی پرستاره است.

00:31:32.933 --> 00:31:36.687
‫زیبا‌ترین زن کل دنیایی.

00:31:36.771 --> 00:31:37.730
‫چنین آدمی هستی.

00:31:39.982 --> 00:31:42.109
‫نمی‌خواستم صحبت فرهنگی کنم،

00:31:42.193 --> 00:31:43.653
‫ولی تو این کشور عادت داریم...

00:31:43.736 --> 00:31:47.740
‫از شخصیت‌های بزرگ متعددی
‫افسانه بسازیم.

00:31:47.823 --> 00:31:50.701
‫روی بین یکی از همین مثال‌هاست.

00:31:50.785 --> 00:31:53.871
‫یعنی واقعا ازشون افسانه می‌سازیم.

00:31:53.954 --> 00:31:55.623
‫یونانیان باستان...

00:31:55.706 --> 00:31:59.418
‫آفرودیته رو می‌پرستیدن.

00:31:59.502 --> 00:32:02.463
‫عاشق زنان فانی هم بودن.

00:32:02.546 --> 00:32:05.466
‫من هم همین‌طورم.

00:32:05.549 --> 00:32:07.259
‫نظرت راجع به نقد «تایم» چیه؟

00:32:07.343 --> 00:32:08.678
‫کدوم نقدشون؟

00:32:08.761 --> 00:32:09.970
‫نقد «قاضی روی بین» رو می‌گم.
‫بهت نگفتن؟

00:32:12.848 --> 00:32:15.893
‫نقدشون خیلی به نفع خرسه بود،

00:32:15.976 --> 00:32:18.938
‫ولی از بازی خودم
‫خیلی خرده گرفته بودن.

00:32:19.021 --> 00:32:21.065
‫آهای خرسه!
‫آهای خرسه!

00:32:23.984 --> 00:32:26.028
‫دستت رو هم قطع می‌کنم!

00:32:26.112 --> 00:32:28.239
‫خودم می‌دونم!
‫خودم می‌دونم! خودم می‌دونم!

00:32:28.322 --> 00:32:30.574
‫می‌شه گفت جالبه،

00:32:30.658 --> 00:32:31.992
‫آخه نشون می‌ده...

00:32:32.076 --> 00:32:34.203
‫که بازیگری رو به کل نادیده می‌گیرن.

00:32:34.286 --> 00:32:35.538
‫یعنی اصلا...

00:32:35.621 --> 00:32:37.873
‫چیه؟ یعنی از خرسه بهتر بودی؟

00:32:37.957 --> 00:32:39.750
‫نه.

00:32:39.834 --> 00:32:42.503
‫اگه آدم بازیگر قابلی باشه،

00:32:42.586 --> 00:32:45.548
‫کنار می‌کشه که خرسه
‫تو سکانس مذکور بدرخشه.

00:32:47.258 --> 00:32:49.176
‫به نظرت چه‌جور ستاره‌ای
‫بهتر از همه خودش رو وقف داده؟

00:32:49.260 --> 00:32:51.178
‫ستاره‌ای که زندانی شهرتش نباشه.

00:32:51.262 --> 00:32:52.263
‫متوجه منظورم هستی؟

00:32:52.346 --> 00:32:53.764
‫به نظرم پدرم ستاره خیلی خوبیه.

00:32:53.848 --> 00:32:55.141
‫- به نظرت خیلی ماهره؟
‫- آره.

00:32:55.224 --> 00:32:56.517
‫- از چه نظر؟
‫- جدی می‌گم.

00:32:56.600 --> 00:32:59.854
‫خیلی متواضعه.

00:32:59.937 --> 00:33:02.481
‫بین کارش...

00:33:02.565 --> 00:33:04.734
‫و زندگی شخصیش مرز کشیده...

00:33:04.817 --> 00:33:08.529
‫و در این حین تا حد زیادی
‫سلامت روانش رو حفظ می‌کنه.

00:33:08.612 --> 00:33:11.240
‫آها. به نظرت بهت افتخار می‌کنه؟

00:33:11.323 --> 00:33:13.659
‫خیلی دوستم داره.

00:33:13.743 --> 00:33:16.203
‫آره، به نظرم بهم افتخار می‌کنه.

00:33:17.872 --> 00:33:20.082
‫راستش، وقتی آدم تو زندگیش...

00:33:20.166 --> 00:33:21.459
‫این همه نقش بازی می‌کنه،

00:33:21.542 --> 00:33:24.211
‫انگار ستاره سینما بودن...

00:33:24.295 --> 00:33:26.756
‫هم یکی از همون نقش‌هاست.

00:33:26.839 --> 00:33:29.300
‫تا حالا چنین حسی داشتی؟

00:33:29.383 --> 00:33:31.135
‫داشتم، ولی من نقش بازی نمی‌کنم.

00:33:31.218 --> 00:33:33.804
‫اون‌جوری خیلی سخت می‌شه.

00:33:33.888 --> 00:33:37.224
‫تعریف ستاره تو این صنعت...

00:33:37.308 --> 00:33:39.310
‫یعنی طرف مثل نیومن باشه.

00:33:39.393 --> 00:33:40.728
‫اگه بگه تو فیلمی بازی می‌کنه،

00:33:40.811 --> 00:33:43.522
‫می‌شه بیست میلیون بودجه ساخت
‫واسه فیلمه تأمین کرد.

00:33:43.606 --> 00:33:45.399
‫به این می‌گن ستاره.

00:33:45.483 --> 00:33:47.735
‫ولی در عین حال، لیبراچی هم ستاره است.

00:33:47.818 --> 00:33:50.154
‫خودشه.
‫این یکی خیلی فیلم مهمیه.

00:33:50.237 --> 00:33:53.574
‫فیلم «آسمانخراش جهنمی»ـه.

00:33:53.657 --> 00:33:55.201
‫مخاطبین گرامی،
‫این فیلم از نظر...

00:33:55.284 --> 00:33:57.495
‫دست‌اندرکاران «فاکس قرن بیستم»،

00:33:57.578 --> 00:33:59.997
‫پرفروش‌ترین فیلم سال آینده است.

00:34:00.080 --> 00:34:01.497
‫به نظرمون از «جهنم زیر و رو»...

00:34:01.521 --> 00:34:03.584
‫هم پرفروش‌تر می‌شه
‫و امیدواریم همین‌طور باشه.

00:34:03.667 --> 00:34:06.337
‫چندتا فیوز رو بررسی کردی؟

00:34:11.258 --> 00:34:14.178
‫چندتا فیوز رو بررسی کردی؟

00:34:14.261 --> 00:34:16.680
‫باید چندتاشون رو بررسی کنم؟

00:34:16.764 --> 00:34:19.683
‫دلیل اصلی علاقمند شدنت
‫به ایفای چنین نقشی...

00:34:19.767 --> 00:34:21.560
‫تو «آسمانخراش جهنمی» چی بود؟

00:34:21.644 --> 00:34:23.771
‫می‌شه برامون بگی؟

00:34:23.854 --> 00:34:26.023
‫با پل مصاحبه‌ای کرده بودن...

00:34:26.106 --> 00:34:28.442
‫و ازش می‌پرسن چرا
‫تو «آسمانخراش جهنمی» بازی کرده، خب؟

00:34:28.526 --> 00:34:29.735
‫باید می‌گفت: «ببین،»

00:34:29.819 --> 00:34:31.862
‫«الان همه می‌خوان
‫از این فیلم‌ها بسازن.»

00:34:31.946 --> 00:34:33.781
‫فیلم وحشتناکیه.

00:34:36.575 --> 00:34:40.329
‫نوآوری داره، آخه موضوعش...

00:34:40.412 --> 00:34:43.666
‫ماجراجویی رو تو محیط نویی
‫به تصویر می‌کشه...

00:34:43.749 --> 00:34:47.461
‫و با ارتفاع و آتش مخلوط کرده.

00:34:47.545 --> 00:34:51.882
‫آدم خودش حس می‌کنه...
‫تو برخی فیلم‌های غیرعادی‌ترش می‌بینم...

00:34:51.966 --> 00:34:54.218
‫که خیلی دلش می‌خواد
‫فیلم مبتکرانه‌ای بازی کنه.

00:35:01.809 --> 00:35:04.395
‫رابرت آلتمن و پل نیومن
‫دارن راجع به فروش...

00:35:04.478 --> 00:35:07.064
‫یکی از افسانه‌های آمریکایی
‫فیلم می‌سازن.

00:35:07.148 --> 00:35:08.440
‫دارن باهمدیگه یکی از خفن‌ترین...

00:35:08.524 --> 00:35:11.902
‫آثار غرب وحشی رو بازسازی می‌کنن.

00:35:11.986 --> 00:35:14.530
‫مدام می‌گفت داره نقش خودش رو بازی می‌کنه.

00:35:14.613 --> 00:35:16.031
‫می‌گفت خودش بوفالو بیله.

00:35:16.115 --> 00:35:18.200
‫ستاره خودمه.

00:35:18.284 --> 00:35:21.245
‫مال همه‌مونه.

00:35:21.328 --> 00:35:23.414
‫ستاره ماست.

00:35:23.497 --> 00:35:24.832
‫ستاره آمریکاست.

00:35:24.915 --> 00:35:27.084
‫مدام می‌گفت:
‫«نقش بوفالو بیل رو بازی نمی‌کنم.»

00:35:27.168 --> 00:35:29.628
‫«نقش ردفورد رو بازی می‌کنم،
‫نقش مک‌کوئین رو بازی می‌کنم،»

00:35:29.712 --> 00:35:31.338
‫«نقش نیومن رو بازی می‌کنم.»

00:35:31.422 --> 00:35:35.467
‫«نقش ستاره‌های سینما رو بازی می‌کنم،
‫آخه بوفالو بیل چنین آدمی بود.»

00:35:39.013 --> 00:35:41.765
‫اولین ستاره سینمای تاریخ
‫محسوبش کردم...

00:35:41.849 --> 00:35:43.475
‫و بعدش نقشش رو ایفا کردم.

00:35:43.559 --> 00:35:47.271
‫خندیدن به قهرمانان آدم
‫اصلا اشکالی نداره.

00:35:47.354 --> 00:35:48.689
‫دلیل اصلی لذت بردن من...

00:35:48.772 --> 00:35:50.274
‫از این نقش هم همینه...

00:35:50.357 --> 00:35:53.694
‫که واسه خودم، ردفورد، گیبل،

00:35:53.777 --> 00:35:57.448
‫ترسی و مک‌کوئین خیلی دشواره،
‫آخه اصلا نمی‌شه...

00:35:57.531 --> 00:35:59.491
‫یه انسان بتونه خصوصیتی رو...

00:35:59.575 --> 00:36:02.620
‫که موجب افسانه‌ای شدنش بوده
‫پس از سال‌ها حفظ کنه.

00:36:02.703 --> 00:36:04.496
‫راجع به آغاز فرهنگ شهرت،

00:36:04.580 --> 00:36:06.123
‫برنامه‌سازی و معروف شدنه؟

00:36:06.206 --> 00:36:09.460
‫راجع به مدیر برنامه‌ها، نویسنده‌ها،
‫مسئولین تبلیغات و تهیه‌کنندگانه.

00:36:09.543 --> 00:36:11.712
‫اخیرا رفته بودی اروپا، مگه نه؟

00:36:11.795 --> 00:36:13.130
‫سلامم رو به ملکه می‌رسونی؟

00:36:13.213 --> 00:36:14.798
‫آره، هنوز هم ازت تعریف می‌کنن بیل.

00:36:14.882 --> 00:36:16.425
‫بی‌صبرانه منتظرن برگردی.

00:36:16.508 --> 00:36:18.552
‫بیل، امسال بیش از همیشه
‫پیشرفت می‌کنیم.

00:36:18.636 --> 00:36:20.554
‫قراره بیش از دو میلیون
‫درآمد داشته باشیم.

00:36:20.638 --> 00:36:23.807
‫تا حالا بهت گفته بودم
‫با سواری متوالی...

00:36:23.891 --> 00:36:25.809
‫با پونی اکسپرس
‫و طی کردن پونصد و بیست کیلومتر...

00:36:25.893 --> 00:36:28.646
‫در هجده روز رکورد زدم؟

00:36:28.729 --> 00:36:29.980
‫مصمم بود که طرف...

00:36:30.064 --> 00:36:32.483
‫اصلا خودش رو تحسین نکنه،

00:36:32.566 --> 00:36:35.069
‫فردی وحشت‌زده
‫در قامت یه ستاره باشه،

00:36:35.152 --> 00:36:37.529
‫فردی باشه که به شدت
‫خودش رو تحقیر می‌کنه.

00:36:37.613 --> 00:36:41.492
‫می‌تونه درست سوار این اسب بشه؟

00:36:41.575 --> 00:36:43.410
‫ولی اگه نتونه...

00:36:46.997 --> 00:36:50.209
‫چرا همگیتون سلطان خطابش کردین؟

00:37:04.974 --> 00:37:06.850
‫مهم نبود چه خبر باشه،

00:37:06.934 --> 00:37:08.352
‫پل هر شب سر ساعت...

00:37:08.435 --> 00:37:11.689
‫مشخصی عذر می‌خواست
‫و غیبش می‌زد،

00:37:11.772 --> 00:37:14.316
‫من هم بالاخره ازش پرسیدم:
‫«کجا می‌ری؟»

00:37:14.400 --> 00:37:20.155
‫هر شب برمی‌گشت اتاق خودش،

00:37:20.239 --> 00:37:21.824
‫با جوآن تماس می‌گرفت...

00:37:21.907 --> 00:37:25.744
‫و تقریبا یه ساعت تلفنی
‫با جوآن صحبت می‌کرد.

00:37:25.828 --> 00:37:27.830
‫گفتم: «هر روز همین کار رو می‌کنی؟»

00:37:27.913 --> 00:37:29.915
‫گفت: «هر روز خدا همین کار رو می‌کنم.»

00:37:37.006 --> 00:37:39.925
‫عشق عزیزم،
‫تلفن چه اختراع...

00:37:40.009 --> 00:37:41.093
‫افتضاحیه.

00:37:41.176 --> 00:37:42.386
‫حداقل از نظر من که افتضاحه.

00:37:42.469 --> 00:37:44.680
‫امشب حس کردم دارم مزاحمت می‌شم...

00:37:44.763 --> 00:37:46.765
‫و واقعا دلت نمی‌خواد صحبت کنی.

00:37:46.849 --> 00:37:50.978
‫از ادراک فرا حسیم متنفرم.

00:37:51.061 --> 00:37:53.230
‫دلم برات تنگ شده.

00:37:53.313 --> 00:37:55.858
‫نمی‌شناسمت.

00:37:55.941 --> 00:37:58.110
‫ولی باز هم دلم برات تنگ شده.

00:37:58.193 --> 00:38:00.487
‫فقط کاش خوشحال باشی...

00:38:00.571 --> 00:38:02.906
‫و احساساتت رو بیان کنی...

00:38:02.990 --> 00:38:04.408
‫و صرفا افکارت رو بیان نکنی.

00:38:04.491 --> 00:38:07.369
‫از طرف خودم.

00:38:07.453 --> 00:38:10.497
‫عشقم، دارم با هواپیما می‌رم...

00:38:10.581 --> 00:38:13.167
‫پنسیلوانیا، جانزتاون.

00:38:13.250 --> 00:38:14.918
‫قبل از حرکت یه سر رفتم...

00:38:15.002 --> 00:38:16.628
‫«پی‌جی کلارک» که همبرگر بخورم...

00:38:16.712 --> 00:38:20.591
‫و باید بگم غرق در حس نوستالژی شدم.

00:38:20.674 --> 00:38:23.552
‫یادمه کنار می‌نشستیم
‫و تا ساعت دو بامداد...

00:38:23.635 --> 00:38:24.928
‫آواز می‌خوندیم.

00:38:25.012 --> 00:38:27.931
‫قطار خیابون سوم هنوز کار می‌کرد.

00:38:28.015 --> 00:38:31.602
‫خونه‌ات سر تقاطی خیابون
‫پنجاه و یکم و یازدهم بود.

00:38:31.685 --> 00:38:33.270
‫پشت‌صحنه «پیک‌نیک» می‌رقصیدیم.

00:38:33.353 --> 00:38:37.483
‫کسی نمی‌تونه انکار کنه
‫که این لحظات در زمان و مکان ثبت شدن...

00:38:37.566 --> 00:38:39.276
‫و تا جایی که ما می‌دونیم،
‫ممکنه انرژی الکتریکی...

00:38:39.360 --> 00:38:43.447
‫با سرعت دویست و نود کیلومتر بر ثانیه
‫ثبتشون کرده باشه.

00:38:45.199 --> 00:38:48.452
‫ما به کل روایات کتبی دسترسی داریم.

00:38:48.535 --> 00:38:51.497
‫چه فردا، چه هفته آینده،
‫چه سال آینده.

00:38:51.580 --> 00:38:52.873
‫وقتی ناراحت می‌شیم...

00:38:52.956 --> 00:38:55.000
‫و می‌خوایم حرف‌های بدی بزنیم،

00:38:55.084 --> 00:38:56.877
‫باید یادمون باشه که می‌تونیم...

00:38:56.960 --> 00:38:59.421
‫حرف‌های خوبی هم بزنیم.

00:38:59.505 --> 00:39:03.342
‫چنین امری پس از سال‌ها ثابت شده.

00:39:05.010 --> 00:39:08.013
‫چنین افکاری تو ارتفاع
‫شش هزار و هفتصد متری بامزه است.

00:39:08.097 --> 00:39:09.306
‫بوس بهت. از طرف پل.

00:39:15.646 --> 00:39:18.273
‫پی‌نوشت: امروز صبح خبری به دستم رسید.

00:39:18.357 --> 00:39:22.820
‫اعتیاد اسکات باز هم عود کرده.

00:39:22.903 --> 00:39:25.030
‫زنده می‌مونه یا نه؟

00:39:26.907 --> 00:39:29.993
‫آدم به فکر فرو می‌ره.

00:39:30.077 --> 00:39:32.830
‫خب، حضار گرامی، الان در خدمت...

00:39:32.913 --> 00:39:34.665
‫فرزند یکی از قهرمانان ماشین‌رانی،

00:39:34.748 --> 00:39:37.501
‫پل نیومن هستیم،
‫این شما و این...

00:39:37.584 --> 00:39:40.629
‫اسکات نیومن، بازیگر جوان.

00:40:04.987 --> 00:40:07.239
‫اسکات نیومن با موفقیت...

00:40:07.322 --> 00:40:10.159
‫از روی سه ماشین پرید.

00:40:20.002 --> 00:40:22.921
‫شکل هندسی دنیا...

00:40:23.005 --> 00:40:26.592
‫تصویری از طرح زندگیه.

00:40:26.675 --> 00:40:30.095
‫بهتون یاد دادن با هم فرقی ندارن.

00:40:30.179 --> 00:40:33.182
‫بهتون یاد دادن...

00:40:33.265 --> 00:40:34.558
‫دنیا پنج جهت داره...

00:40:34.641 --> 00:40:37.895
‫و زندگی پنج مرحله داره.

00:40:37.978 --> 00:40:43.066
‫اولین بخشش درد به دنیا اومدنه.

00:40:43.150 --> 00:40:44.568
‫دومین بخشش...

00:40:44.651 --> 00:40:46.486
‫یه روزی تحت تأثیرش قرار می‌گیرم.

00:40:46.570 --> 00:40:48.780
‫خیلی تحت تأثیر قرار می‌گیرم.
‫ولی هنوز نگرفتم.

00:40:50.699 --> 00:40:52.743
‫نمی‌دونم چه اتفاقی
‫به خاطرم می‌اندازه،

00:40:52.826 --> 00:40:54.620
‫ولی هنوز حل نشده.

00:40:56.872 --> 00:40:59.333
‫به هر دری زدم
‫که فراموش کنم...

00:40:59.416 --> 00:41:01.835
‫چنین اتفاقی رخ داده.

00:41:01.919 --> 00:41:03.962
‫صبح خیلی زود باهام تماس گرفتن...

00:41:04.046 --> 00:41:06.423
‫و رفتم چاشت بخورم.

00:41:06.506 --> 00:41:08.508
‫به کسی چیزی نگفتم.

00:41:11.178 --> 00:41:13.764
‫تماس‌های تلفنیمون
‫طی شش یا هفت سال قبلش...

00:41:13.847 --> 00:41:15.390
‫از شدتش کاسته بودن...

00:41:15.474 --> 00:41:17.935
‫و سر هر تماس تلفنی
‫می‌گفتن شرایط خیلی خطرناکه.

00:41:18.018 --> 00:41:21.355
‫می‌گفتن قراره اتفاق وحشتناکی رخ بده.

00:41:21.438 --> 00:41:22.940
‫می‌گفتن تصادف کرده.
‫گم شده.

00:41:23.023 --> 00:41:24.149
‫کسی پیداش نمی‌کنه.

00:41:24.233 --> 00:41:27.611
‫دکترش تماس می‌گرفت،
‫سوزان تماس می‌گرفت.

00:41:27.694 --> 00:41:28.946
‫انگار هیچ‌جوره نمی‌شد...

00:41:29.029 --> 00:41:31.865
‫اون روند رو متوقف کرد.

00:41:31.949 --> 00:41:34.326
‫آدم منتظر آخرین تماس می‌موند.

00:41:36.036 --> 00:41:39.498
‫ولی وقتی بالاخره تماس می‌گیرن،
‫کاملا باورش نمی‌شه.

00:41:46.213 --> 00:41:49.132
‫بارها زانو زده بودم...

00:41:49.216 --> 00:41:51.802
‫و از اسکات بابت بخشی از وجودم
‫که موجب شده انگیزه...

00:41:51.885 --> 00:41:55.222
‫تخریب‌گری پیدا کنه،
‫طلب بخشش کردم.

00:41:57.224 --> 00:42:00.519
‫می‌خوام مسئولیتش رو قبول کنم.

00:42:03.063 --> 00:42:05.774
‫وقتی آدم نتونه برقصه،
‫نتونه توپ تنیس رو بزنه...

00:42:05.857 --> 00:42:09.194
‫یا نتونه قبل از این که کار از کار بگذره،

00:42:09.278 --> 00:42:11.071
‫متوجه حال پسرش بشه،

00:42:11.154 --> 00:42:15.325
‫نمی‌تونه بی‌خیال بشه.

00:42:15.409 --> 00:42:16.660
‫اگه درک نکنه هم...

00:42:16.743 --> 00:42:20.872
‫کلا آدمیه که درک نمی‌کنه دیگه.

00:42:20.956 --> 00:42:23.667
‫تنها کاری که از دستش برمیاد
‫طلب بخششه.

00:42:25.168 --> 00:42:28.672
‫بعدش هم بچه‌اش بهش می‌گه:

00:42:28.755 --> 00:42:32.801
‫«طلب بخششت رو می‌خوام چیکار؟»

00:42:32.884 --> 00:42:34.678
‫و انگشت وسطش رو نشون می‌ده.

00:42:48.942 --> 00:42:51.236
‫پل یه راست رفت مرده‌شوی‌خانه.

00:42:51.320 --> 00:42:55.073
‫گفت تجربه خیلی سهمگینی بود.

00:42:55.157 --> 00:42:59.870
‫گفت حتما باید می‌رفت
‫که کنار اسکات باشه.

00:42:59.953 --> 00:43:03.040
‫گفت: «یهو شناختمش...»

00:43:03.123 --> 00:43:06.501
‫«و تونستم اشک بریزم،
‫نگاهش کنم و دوستش داشته باشم.»

00:43:20.182 --> 00:43:22.267
‫خیلی سعی کردم
‫خودم رو راضی کنم برم...

00:43:22.351 --> 00:43:24.478
‫مرده‌شوی‌خانه و اسکات رو ببینم.

00:43:24.561 --> 00:43:27.064
‫شب قبل از رفتنم،

00:43:27.147 --> 00:43:32.110
‫یکی از واضح‌ترین خواب‌های عمرم رو دیدم.

00:43:32.194 --> 00:43:34.321
‫کلئا و امیلی تو خوابم
‫دختر بچه بودن...

00:43:34.404 --> 00:43:36.573
‫و با سن واقعیشون فرق داشتن...

00:43:36.657 --> 00:43:41.161
‫و داشتن باهام می‌اومدن
‫مرده‌شوی‌خانه که اسکات رو ببینیم.

00:43:41.244 --> 00:43:46.083
‫از راه‌پله بالا رفتیم و وارد اتاقی
‫که اسکات رو خوابونده بودن شدیم،

00:43:46.166 --> 00:43:48.919
‫اون هم بلند شد نشست...

00:43:49.002 --> 00:43:50.754
‫و پاهاش رو از لبه تابوتش انداخت پایین.

00:43:50.837 --> 00:43:53.465
‫کنار تابوتش نشست و صحبت کردیم.

00:43:59.054 --> 00:44:02.224
‫فضای دوست‌داشتنی و گرمی بود.

00:44:02.307 --> 00:44:07.521
‫بعد از این که مدتی صحبت کردیم،
‫کم‌کم درخشید.

00:44:07.604 --> 00:44:09.981
‫خودش هم فهمید داره می‌درخشه.

00:44:10.065 --> 00:44:13.652
‫بعدش گفت:
‫«به نظرم بهتره دیگه برین.»

00:44:15.654 --> 00:44:19.574
‫من هم گفتم: «ولی سوزان و لیزی
‫می‌خوان دسته‌ای از موهات بچینن.»

00:44:19.658 --> 00:44:22.869
‫اون هم گفت: «خیلی‌خب.»

00:44:22.953 --> 00:44:25.914
‫موهاش به برگ تبدیل شدن.

00:44:25.997 --> 00:44:29.835
‫من هم یادمه موقع چیدنش
‫با خودم گفتم: «چه عجیب.»

00:44:29.918 --> 00:44:32.462
‫«حالا چطوری می‌خوام
‫این رو تو گردنبند بذارم؟»

00:44:42.013 --> 00:44:45.058
‫واقعا باور داشتم،
‫هنوز هم باور دارم...

00:44:45.142 --> 00:44:48.019
‫که واقعا به دیدنش رفته بودیم.

00:44:53.483 --> 00:44:57.696
‫♪ شهر بی نام و نشونی آتش گرفته. ♪

00:44:59.239 --> 00:45:03.535
‫وقتی خبر به شدت غم‌انگیز اسکات رو شنیدم،

00:45:03.618 --> 00:45:07.456
‫رفتم تو اتاق پروش
‫تو تریلرش.

00:45:07.539 --> 00:45:10.125
‫همدیگه رو بغل کردیم.

00:45:10.208 --> 00:45:15.672
‫گفتم:
‫«پل، نمی‌دونم چطوری...»

00:45:15.755 --> 00:45:18.425
‫«نمی‌دونم تو این شرایط چی می‌گن.»

00:45:18.508 --> 00:45:20.677
‫«یعنی هر چیزی برام قابل تصوره،»

00:45:20.760 --> 00:45:21.970
‫«ولی از دست دادن بچه...»

00:45:22.053 --> 00:45:26.099
‫«اصلا نمی‌دونم چی بگم.»

00:45:28.602 --> 00:45:31.188
‫اون هم صرفا گفت: «باشه پسر.»

00:45:39.321 --> 00:45:41.406
‫خاطرات خوشی از خیلی وقایع ندارم...

00:45:41.490 --> 00:45:43.658
‫و نمی‌شه بهتون بگم
‫واقعا چی گفته بود،

00:45:43.742 --> 00:45:47.662
‫ولی اولین مکالمه شخصی خودم بود.

00:45:47.746 --> 00:45:50.665
‫مکالمه عمیقی بود.

00:45:50.749 --> 00:45:52.959
‫صرفا موضوع حرفمون این بود...

00:45:53.043 --> 00:45:54.294
‫که پسر فرد بلندپروازی بودن...

00:45:54.377 --> 00:45:57.756
‫خیلی دشواره.

00:45:57.839 --> 00:45:59.132
‫گفته بود:

00:45:59.216 --> 00:46:01.635
‫«گمون نکنم دلم بخواد
‫پسر خودم باشم.»

00:46:03.553 --> 00:46:06.264
‫ضمنا، شرکت کردنش
‫تو مسابقات ماشین‌رانی...

00:46:06.348 --> 00:46:08.600
‫تو اون سن...

00:46:18.318 --> 00:46:21.238
‫راستش، گمون کنم زندگی
‫از نظر افرادی که چنین کارهایی می‌کنن،

00:46:21.321 --> 00:46:24.324
‫به شدت خطرناک باشه.

00:46:24.407 --> 00:46:28.537
‫صبح بلند شدن و زندگی کردن
‫کار خطرناکیه.

00:46:28.620 --> 00:46:31.248
‫خیلی خطرناکه
‫و کار خاصی از دست آدم برنمیاد.

00:46:31.331 --> 00:46:33.416
‫ولی می‌تونه تا حدی از خطرش بکاهه...

00:46:33.500 --> 00:46:35.252
‫و تحت کنترل دربیاره.

00:46:35.335 --> 00:46:37.796
‫پل در سال اخیر این‌قدر
‫درگیر ماشین‌رانی شده...

00:46:37.879 --> 00:46:40.006
‫که تعداد مسابقات امسالش...

00:46:40.090 --> 00:46:41.967
‫از کل عمرش پیشی گرفته.

00:46:42.050 --> 00:46:44.177
‫از نظر برخی الان دیگه
‫واسه ماشین‌رانی...

00:46:44.261 --> 00:46:47.430
‫بیشتر از بازیگری وقت می‌ذاره.

00:46:49.349 --> 00:46:50.475
‫نگرانش بودم.

00:46:50.559 --> 00:46:52.394
‫واقعا خیلی نگران بودم.

00:46:52.477 --> 00:46:54.104
‫به نظر می‌اومد...

00:46:54.187 --> 00:46:55.438
‫آینده کاریش از هم بپاشه،

00:46:55.522 --> 00:46:58.775
‫آخه فقط می‌خواست مسابقه بده.

00:46:58.858 --> 00:47:00.610
‫زندگی عین میدون مین می‌مونه.

00:47:00.694 --> 00:47:02.153
‫آدم ممکنه بدجوری آسیب ببینه...

00:47:02.237 --> 00:47:06.241
‫یا به طریقی احساسی کشته بشه.

00:47:06.324 --> 00:47:08.827
‫به نظرم ملت از همین می‌ترسن.

00:47:08.910 --> 00:47:11.830
‫خودم که می‌ترسم.

00:47:11.913 --> 00:47:15.959
‫نمی‌شه زندگی رو تحت کنترل درآورد.
‫کنترلش از دستمون خارجه.

00:47:16.042 --> 00:47:17.294
‫نمی‌شه به زندگی چیره شد.

00:47:17.377 --> 00:47:20.463
‫نمی‌شه به مهارت زندگی کردن چیره شد.

00:47:26.344 --> 00:47:27.512
‫زیاد دور خودش نچرخیده.

00:47:27.596 --> 00:47:29.472
‫دو سه باری هم پیش اومده بود...

00:47:29.556 --> 00:47:31.266
‫که با هم کنار نیایم.

00:47:31.349 --> 00:47:32.976
‫واسه خودم نشسته بودم
‫و منتظر بودم و می‌گفتم:

00:47:33.059 --> 00:47:34.728
‫«چی شد؟ کجا رفت؟»

00:47:38.106 --> 00:47:41.818
‫اگه الان اشتباه کنم،
‫تصادف می‌کنم.

00:47:41.901 --> 00:47:45.822
‫ولی اگه روش درستش رو یاد بگیرم،
‫تصادف نمی‌کنیم.

00:47:47.407 --> 00:47:49.868
‫اون‌جوری قشنگ می‌شه.

00:47:49.951 --> 00:47:51.369
‫پرواز می‌کنیم و می‌ریم.

00:47:58.793 --> 00:48:01.963
‫صرفا مسابقه می‌دم
‫و سعی می‌کنم زنده بمونم.

00:48:03.000 --> 00:48:23.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.