﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:19.769 --> 00:00:22.271
بيست و ششم - مي - 1940

00:00:31.114 --> 00:00:34.450
تجهيزات مستعمل شده و رها شده در امتداد جاده ها

00:00:34.534 --> 00:00:38.912
بريتانياييها و فرانسوي ها بسمت تنها کانال باقي
مونده عقب نشيني کردند

00:00:38.997 --> 00:00:41.248
"دانکرک"
(محلي جنگ بين متحدين و آلمان ها صورت گرفت)

00:00:41.332 --> 00:00:43.959
ده مايل آن طرف تر , در امتداد ساحل

00:00:44.044 --> 00:00:48.047
نيروهاي زرهي آلماني منتظر دستور هيتلر براي حمله بودند

00:00:49.090 --> 00:00:50.841
آنسوي ساحل هاي دانکرک

00:00:50.925 --> 00:00:53.761
نزديک به نيم ميليون نفر
بريتانيايي و فرانسوي

00:00:53.845 --> 00:01:00.017
محاصره شده بودند و اميد اندکي به نجات توسط
کشتيهاي انگليسي داشنتد

00:01:57.575 --> 00:01:59.159
آنجا توده اي از سربازان بودند

00:01:59.244 --> 00:02:02.079
و بصورت وي شکل پايين مي آمدند

00:02:02.163 --> 00:02:06.708
و هنگام رسیدن به خشکی بصورت خط صاف در می آمدند

00:02:06.793 --> 00:02:11.964
البته خيلي از سربازان تا گردن زير آب بودن

00:02:12.048 --> 00:02:14.091
و دست و پا ميزدن و ميگفتن
"ماين سوييپر : يه نوع کشتي نظامي"

00:02:14.175 --> 00:02:16.301
تا بتوانند نزديک کشتي شوند و سوار شوند

00:02:16.386 --> 00:02:19.596
گروه ديگري مشغول گشت در قايقهاي کوچک بودند

00:02:19.681 --> 00:02:22.891
ولي بنظر نميرسيد که آنها ترس و نگراني
داشته باشند

00:02:22.976 --> 00:02:25.644
وقتي کنار اين قايقها ميرفتيد

00:02:25.728 --> 00:02:29.940
بسیاری از آنها با تعداد زيادي سرباز همراه بودند

00:02:30.066 --> 00:02:32.526
که مصمم بسمت انگليس برميگشتند

00:02:32.610 --> 00:02:37.072
یکی از آنها بعضی اوقات پیشنهاد می داد که نفرات را
پیاده کنند تا

00:02:37.198 --> 00:02:39.408
بتوانند برگردند و نفرات بيشتری نجات دهدند
: و ميگفتند

00:02:39.492 --> 00:02:43.495
"هيچ ترسي نيست چون ما کار خودمان را انجام داديم"
"و داريم به انگلستان برميگرديم"

00:02:43.580 --> 00:02:45.164
"شما برويد و سهم خودتان را انجام دهید"

00:02:46.624 --> 00:02:49.251
... ساحل خيلي
هزاران نفر انجا بودند

00:02:49.377 --> 00:02:52.421
شبيه زمان تعطیلات ساحل مارگيت شده بود

00:02:53.715 --> 00:02:57.342
سربازان در شرايط بسیار بدي بودند

00:02:58.094 --> 00:03:01.013
انجا يک مرد بسيار استثنايي بود که هيچ وقت يادم نميره

00:03:01.097 --> 00:03:04.516
او در حالي که ميخنديد سوار شد

00:03:04.642 --> 00:03:07.936
و يک تفنگ که سر نيزه هم داشت در دستش بود

00:03:08.021 --> 00:03:09.938
ما بايد همه سلاح ها را ميگرفتيم

00:03:10.023 --> 00:03:13.025
ولي نميتوانستيم آن اسلحه را از دستش بگيريم

00:03:13.109 --> 00:03:17.571
به دستش چسبيده بود بطوريکه فيکس شده بود

00:03:18.740 --> 00:03:22.743
يکي نفر در ساحل بود و زمانیکه سوار کشتي شد فکر کرد
که از این پس در امانه

00:03:22.827 --> 00:03:25.120
و در واقع همچين فکري ميکردند
: ميگفتن

00:03:25.205 --> 00:03:29.041
"انگلستان - اي خانه قشنگ و زيبا داريم مي آيیم"

00:03:29.167 --> 00:03:31.668
ما تحت تاثير قرار گرفته بوديم
آنها خيلي خسته بودند

00:03:31.753 --> 00:03:34.630
خيلي از آنها خوابشان برده بود

00:03:37.634 --> 00:03:41.094
وظيفه ما متوقف کردن هواپيماهاي دشمن بود

00:03:41.179 --> 00:03:46.225
چون اگر هواپيماهاي دشمن بر فراز دانکرک پرواز ميکردند

00:03:46.351 --> 00:03:49.686
کساني که درساحل بودن قتل عام ميشدند

00:03:49.771 --> 00:03:52.439
آنها هيچ اسلحه اي
هيچ ضد هوايي نداشتند

00:03:52.523 --> 00:03:57.486
بمب افکن هاي آلماني
( بمب افکنهاي آلمانها:  Stukas)

00:03:57.612 --> 00:04:02.157
آنها را ميکشتند و ما قادر نبوديم که آنها را خارج کنيم

00:04:02.242 --> 00:04:05.535
يکي ديگه از برنامه هاي آلمانها غرق کردن کشتيها بود

00:04:05.620 --> 00:04:09.539
آنها ميدانستند که افراد نميتوانند تا انگلستان شنا کنند

00:04:09.624 --> 00:04:11.708
به همین علت افراد تلاش ميکردند تا سوار کشتيها شوند

00:04:11.834 --> 00:04:16.838
و اگر آنها کشتيها را غرق ميکردند ارتش انگلستان
به دام مي افتاد

00:04:21.427 --> 00:04:25.389
نيروي هوايي سلطنتي سعي کرد که نيروي هوايي آلمانها را
از ساحل دور نگه دارد

00:04:25.473 --> 00:04:29.685
ولی 6 عدد از آنها نابود شدند و 200 عدد دیگر
غرق شدند

00:04:33.022 --> 00:04:37.693
فرمانده تقريبا نصف نيروهاي خود را در
نبرد فرانسه از دست داده بود

00:04:37.777 --> 00:04:40.445
صد هواپيما درعمليات دانکرک باقي مونده بودند

00:04:50.290 --> 00:04:52.833
دانکرک يک شکست بزرگ خورده بود

00:04:52.917 --> 00:04:56.253
اما تلاش الهام گرفته از نيروي دريايي سلطنتي و
قايقهاي کوچک

00:04:56.337 --> 00:05:00.799
نزديک به 330,000 سرباز بريتانيايي و فرانسوي را
نجات داد

00:05:02.010 --> 00:05:04.303
براي يک هفته اوضاع آروم بود

00:05:04.387 --> 00:05:07.389
و ارتش آلمان دست کشيده بود

00:05:07.473 --> 00:05:12.227
من فکر نميکردم که بتوانند آنها را نجات بدهند
اين نظر من بود

00:05:12.312 --> 00:05:14.646
ولي بيشتر شبيه يه معجزه بود

00:05:14.731 --> 00:05:18.358
هوا خوب بود و دريا آروم بود

00:05:18.443 --> 00:05:21.028
و اين بهترين کمک براي همه بود

00:05:21.112 --> 00:05:24.781
ولي اگر دريا مطلاطم بود شما نمي توانستيد از دانکرک
نجات پيدا کنيد

00:05:24.866 --> 00:05:28.952
چون وقتي سطح آب سمت ساحل بالا مي آمد
آنها ميرفتند

00:05:29.078 --> 00:05:32.456
هر لحظه که ارتش آلمان به موفقيت دست پيدا ميکرد

00:05:32.540 --> 00:05:34.750
مي توانست همه عمليات را متوقف کند

00:05:34.834 --> 00:05:38.545
من فکر نميکنم
بدون تلاش شجاعانه

00:05:38.629 --> 00:05:42.632
سربازاي بريتانيا و فرانسه که آلمانها را
به عقب هدايت ميکردند

00:05:42.717 --> 00:05:46.845
قادر به متوقف کردن نیروهای زرهی آلمانها بودند

00:05:46.929 --> 00:05:49.389
اگر هيتلر ميخواست انجام ميداد

00:05:50.933 --> 00:05:55.270
چيزي که از دانکرک در 4 ژوئن مانده بود

00:05:55.355 --> 00:05:58.273
هزاران سربازنجات نیافته بود

00:06:01.235 --> 00:06:03.653
دو هفته بعد
فرانسه مبارزه را متوقف کرد

00:06:03.780 --> 00:06:07.491
و نخست وزير بريتانيا
: چرچيل، به جهانيان اعلام کرد

00:06:07.575 --> 00:06:12.996
**آ**آنچه را که جنرال ويگان جنگ فرانسه را تشبيه کرده بود
**شما ميدونيد**

00:06:13.081 --> 00:06:17.167
**نبرد بريتانيا در حال آغاز است**

00:06:17.251 --> 00:06:23.173
**هيتلر ميداند که يا بايد ما را در اين سرزمين شکست دهد**
**يا بازنده جنگ خواهد بود**

00:06:23.674 --> 00:06:28.220
**اگر ما بتوانيم جلوي او ايستادگي کنيم**
**همه اروپا آزاد خواهد شد**

00:06:28.304 --> 00:06:34.476
** و زندگي جهانيان بسمت پيشرفت خواهد رفت**

00:06:35.269 --> 00:06:37.145
**اما اگر شکست خوريدم**

00:06:37.230 --> 00:06:43.235
**تمام جهان بسمت پرتگاه يک عصر جديد تاريکي نزول خواهد کرد**

00:06:44.362 --> 00:06:48.240
**بگذاريد ما خودمان وظيفه مان را کنترل کنيم**

00:06:49.200 --> 00:06:51.827
**و غير از خود را**

00:06:51.911 --> 00:06:56.498
**و اين محقق نمي شود مگر با امپراطوري بريتانيا **
**و کشورهاي مشترک المنافع**

00:06:56.624 --> 00:06:58.792
**بعد از هزاران سال**

00:06:58.876 --> 00:07:01.211
**: مردم هنوز ميگويند **

00:07:02.213 --> 00:07:05.257
**اين بهترين دوران ما بود**

00:07:17.145 --> 00:07:18.645
- ترجمه نشده -

00:07:21.315 --> 00:07:24.776
بريتانيا آماده تهاجم فوري بود

00:07:24.861 --> 00:07:28.447
خارج کردن کودکان از مناطق جنوب و شرق آغاز شد

00:07:28.531 --> 00:07:31.408
جايي که انتظار آلمانها ميرفت

00:07:34.495 --> 00:07:37.873
بعضي از والدين بچه هاي خود را به آن سمت آبها فرستادند

00:07:37.957 --> 00:07:41.251
اما اين کار بعد از غرق شدن يکي از کشتيها توسط آلمانها متوقف شد

00:07:41.377 --> 00:07:44.004
درحاليکه 90 کودک در آن حضور داشنتد

00:07:50.970 --> 00:07:54.514
براي محافظت در برابر تهاجم، بيش از يک
ميليون نفر

00:07:54.640 --> 00:07:58.018
داوطلب براي تشکيل سپاه نياز است

00:08:10.072 --> 00:08:13.575
آنها با جارو دستي تمرين ميکردند چون هيچ اسلحه يدکي
وجود نداشت

00:08:13.659 --> 00:08:18.038
و در برابر حمله آلمانها تمرين ميکردن

00:08:39.810 --> 00:08:44.022
آموزش ارتش به طور منظم
به نظر مي رسد که این ویژگی خبرها را به خود جلب کرد

00:09:21.227 --> 00:09:24.396
ارتش اسلحه هاي خود را از دانکرک برگرداند

00:09:24.480 --> 00:09:28.233
اما تقريبا همه چيز
در فرانسه رها شده بود

00:09:28.317 --> 00:09:33.613
در ماه ژوئن، تنها بخشي از بريتانيا که در
کانادا استقرار داشت به طور کامل مجهز بود

00:09:33.698 --> 00:09:38.118
يادم مي آید در ماه ژوئن بسمت جنوب شرقي بريتانيا ميرفتم

00:09:38.202 --> 00:09:40.579
جايي که جنرال "ترن" اونجا بود

00:09:40.663 --> 00:09:44.207
کنت، سوري، ساسکس
اونجا

00:09:44.292 --> 00:09:48.712
اگر براي گرفتن آنجا تلاش ميکردند
منطقه خوبي براي فرود آلمانها بود

00:09:48.796 --> 00:09:53.258
و به ياد دارم که يک يادداشتي براي وينستون نوشتم که
هنوز در برگه ها و اسناد موجود هست

00:09:53.342 --> 00:09:55.760
اگر درست يادم باشه
:همچين چيزي گفتم

00:09:55.845 --> 00:09:59.347
**سربازا از قواي خوبي برخوردار هستن و بخوبي **
**تعليم ديده اند**

00:09:59.432 --> 00:10:06.146
**ولي هيچ اسلحه ي ضد تانکي وجود ندارد**

00:10:06.230 --> 00:10:09.733
**هيچ ضد تانک و هيج تانکي**

00:10:09.817 --> 00:10:14.195
و جايي بود که بايد انتظار ميرفت که آلمانها در آنجا فرود بيايند

00:10:14.280 --> 00:10:16.531
آنجا لخت بود

00:10:17.158 --> 00:10:20.619
شاه بريتانيا به تنهايي

00:10:20.703 --> 00:10:23.288
بدون هيچ متحدي ايستاده بود

00:10:23.372 --> 00:10:26.416
فرمانده کل قبول کرده بود که

00:10:26.500 --> 00:10:30.295
خيلي از هواپيما ها را براي کمک به فرانسه از دست داده

00:10:31.631 --> 00:10:36.217
نام ايستگاه ها براي گمراهي آلمانها و گيج شدن آنها حذف شد

00:10:36.344 --> 00:10:39.054
اين کار مسافران بريتانيا را دستپاچه کرد

00:10:39.722 --> 00:10:45.226
موانعی براي تانکهای آلمانها بمنظور جلوگیری از پيشروي آسان در امتداد
ريل ها گذاشته شد

00:10:50.733 --> 00:10:55.654
مناطق مورد تهاجم با سيم خاردار ها پوشش داده شدند

00:10:55.780 --> 00:11:00.116
همچينين در سواحل
جايي که سطح آب کم بود

00:11:00.201 --> 00:11:03.745
جي بي پريستلي" به ياد"
سفر به کنار دريا می گوید

00:11:03.829 --> 00:11:09.626
در يک روز گرم تابستاني

00:11:09.710 --> 00:11:13.838
به يکي از استراحتگاه هاي ساحلي
ساحل "کنت" رفتم

00:11:14.882 --> 00:11:17.467
آخرين باري که آنجا را ديده بودم
بسيار شلوغ و پر بود

00:11:17.551 --> 00:11:22.097
ساحلي کاملا قديمي که تمام شور و شوق جنگ از آنجا رفته بود

00:11:22.181 --> 00:11:28.353
ديدن آن ساحل عجيب و غريب و خالي

00:11:28.437 --> 00:11:33.274
سواحل ترک شده بودند و بجای آنها
تعداد زيادي سيم خاردار همه جا پر شده بود

00:11:33.401 --> 00:11:39.739
به اين فکر رفتم که اين شبيه يک سمبلي است که
مردم حس ميکنند

00:11:39.824 --> 00:11:45.578
و آنها آماده بودند که در آن برحه زمانی آنجا را
ترک کنند

00:11:45.663 --> 00:11:48.164
به منظور رويارويي با جنگ

00:11:50.751 --> 00:11:54.504
چرچيل همه جا را گرفته بود
و بعندان يک سياستمدار مظنون شناخته شده بود

00:11:54.588 --> 00:11:58.133
شرایط زندگی مردم بریتانیا مطلبید که مقومت کنند

00:11:58.217 --> 00:12:00.468
موقعیتی بود که او خودش را نشان دهد

00:12:00.553 --> 00:12:02.846
توصيف يک تصوير رنگي از خود

00:12:02.930 --> 00:12:07.225
برای مبارزه در وایت هیل تخریب همه نفرات را رهبری کند

00:12:07.309 --> 00:12:12.147
بلافاصله چرچيل نخست وزير شد، شيوه در وايت هال تغيير کرده بود

00:12:12.231 --> 00:12:16.609
مردم نه تنها که باید سریع فکر می کردند بلکه
باید سریع هم عمل میکردند

00:12:16.694 --> 00:12:20.739
کارمندان نمونه دولت در حال فرار کردن بودند

00:12:20.823 --> 00:12:23.616
چرچيل آدم بسيار پر انرژي بود

00:12:23.701 --> 00:12:27.412
بطور ناگهاني قويترين و با انرژي ترين ارتش را ساخت

00:12:27.496 --> 00:12:30.957
به سربازان زماني که رژه ميرفتند رسيدگي ميکرد

00:12:31.041 --> 00:12:34.210
و در پشت سر او همه مردان جوان به دنبال او بودند

00:12:34.295 --> 00:12:38.840
به ياد داريم که يک بار گفت که ميخواهد به يک کار جديدي
رسيدگي کند

00:12:38.924 --> 00:12:44.596
و با وجود اينکه 65 سال داشت از يک طاق آجري بالا رفت

00:12:44.680 --> 00:12:48.308
و روي يک گودال از سيمان شل پا گذاشت

00:12:48.392 --> 00:12:51.978
و با يک گستاخي خاصي که من را به تعجب وا داشت

00:12:52.062 --> 00:12:56.524
"و گفتم که : "شما واترلو را ملاقات کرديد زماني که در سيمان گير کرده بود

00:12:56.609 --> 00:13:00.779
: و بسمت من برگشت و گفت
**چطور جرئت کردي ؟ بگذريم . همزاد من**

00:13:05.075 --> 00:13:08.036
کارخانه هاي اسلحه ساعتها کار ميکردند

00:13:08.120 --> 00:13:10.371
تا خلاء هاي بريتانيا را براي دفاع جبران کنند

00:13:10.456 --> 00:13:13.875
توليدات در ژوئن به اوج رسيد و با خستگي
کارگران افت کرد

00:13:13.959 --> 00:13:16.669
و در يک زمان بحراني به طول انجاميد

00:13:19.048 --> 00:13:21.174
توليدات هوايي دو برابر شد

00:13:21.258 --> 00:13:25.845
صدها هواپيما و بالگرد در طول يک هفته بازسازي شد

00:13:25.930 --> 00:13:28.932
وزير توليدات هوايي
لرد بيوربوک

00:13:29.016 --> 00:13:33.686
مراقب اين بود که مردم عادي حس کنند جرئي از توليدات
جنگ هستند

00:13:33.771 --> 00:13:37.273
پدر من استاد تبليغات بود

00:13:37.358 --> 00:13:39.943
نا اميدي اونجا را گرفته بود

00:13:40.027 --> 00:13:43.321
تا جایی که از مردم خواستند که وسایل فلزی خود را تحویل دهند

00:13:43.405 --> 00:13:45.698
"استنلي بالدوين"
دروازه هاي خودشو تحويل نداد

00:13:45.783 --> 00:13:49.285
اما مردم هر چيزي را که بعنوان آهن ميتونستند
تهیه کنند تحویل دادند

00:13:49.370 --> 00:13:53.790
خلبانان که ما ميدانيم که نميشه بدون وجود آنها
هواپيما ساخت

00:13:53.916 --> 00:13:58.711
مردم را به اين باور رساندند که در يک شرايط بسيار بدي هستند

00:13:58.796 --> 00:14:03.341
و دستاورد عظيمي شکل گرفت و به مقدار زيادي ظرف دست بدست آمد

00:14:03.425 --> 00:14:08.763
که نميدانستند با آنها چه کنند
ولي يک کار خارق العاده اي بود

00:14:08.848 --> 00:14:11.307
اما تهاجم آلمانها به کجا رسيده بود ؟

00:14:11.892 --> 00:14:13.685
- ترجمه نشده -

00:14:18.357 --> 00:14:22.360
در ژوئن سال 1940 هيتلر هنوز به فکر حمله به انگلستان هم نيفتاده بود

00:14:22.444 --> 00:14:27.699
و پيروزي جنگ با فرانسه را جشن ميگرفت
و انتظار داشت بريتانيا صلح کند

00:14:27.783 --> 00:14:31.160
برلين يک خوش آمدگويي جانانه به او و

00:14:31.245 --> 00:14:34.581
فرمانده هاي دريايي و ديگر فرماندهان در 6 جولاي
گفتند

00:14:34.665 --> 00:14:38.835
فقط نيروي دريايي آلمان برنامه حمله را داشتند

00:14:38.919 --> 00:14:41.296
در آن زمانی که هیتلر مشغول به جشن بود

00:14:41.380 --> 00:14:45.258
ارتش برنامه های خودش را داشت که به نیروی دریایی
وابسته بود

00:14:48.012 --> 00:14:51.431
همه نظرها به گورینگ رییس لوفتواف بود که پیروز
جنگ هوایی باشد

00:14:51.515 --> 00:14:53.558
برای یک یورش حیاتی

00:14:53.642 --> 00:14:58.271
و "گورين" ايمان داشت که "لوفتواف" به تنهايي
بريتانيا را از پا در مي آورد

00:14:58.355 --> 00:15:02.817
مذاکرات بین بخش ها ماه ها طول کشید

00:15:03.402 --> 00:15:05.778
ارتش در ابتدا ميخواست به 40 بخش تقسيم شود

00:15:05.863 --> 00:15:08.573
"در قسمت وسيع جلو بين "رامسگيت" و "ليوم بي

00:15:08.657 --> 00:15:11.993
فشاری از سمت خط مالدون در اسیکس تا سرورن استاری

00:15:12.119 --> 00:15:14.162
تا لندن را محاصره کنند

00:15:14.246 --> 00:15:17.415
اين برنامه بعدا به 9 بخش تقسيم شد

00:15:17.499 --> 00:15:21.669
"بين "برايتون" و "فلکستون
که توسط دو بخش هوايي پشتيباني ميشدند

00:15:21.754 --> 00:15:24.297
که در کل 200.000 نفر ميشدند

00:15:24.423 --> 00:15:27.508
در سپتامبر بريتانيا بر کمبود خود غلبه کرد

00:15:27.593 --> 00:15:31.971
و 16 بخش در قسمت جنوبي گذاشت

00:15:35.851 --> 00:15:40.813
یک یگان یورشی آلمانها بسمت بندرهای شمالی تجمیع شدند

00:15:43.651 --> 00:15:46.486
باند فرود آماده شده بود و قايقها تبديل به

00:15:46.570 --> 00:15:49.072
وسايلي براي حمل سربازان و تانکها شده بودند

00:15:51.283 --> 00:15:53.993
ارتش فکر کرد که آنها بسيار کوچک اند

00:15:54.078 --> 00:15:57.372
نیروی دریایی فکر ميکرد که محافظت از اين وسيله با اين سايز بسيار مشکل است

00:15:57.456 --> 00:16:00.625
هر دو به اين نتيجه رسيدند که برتري نيروي هوايي نیاز است

00:16:00.709 --> 00:16:04.921
عمليات موسوم به
درياي شير، در اواسط سپتامبر راه اندازي شد

00:16:05.005 --> 00:16:10.301
برنامه ها "لوفواففه" را تحت تاثير قرار نميداد

00:16:10.386 --> 00:16:13.638
به نظر من . نقشه ي جالب و جديي نبود

00:16:13.722 --> 00:16:21.020
بويژه اينکه نيروي دريايي نميخواست که هيچ مسئوليتي را
داشته باشد

00:16:21.105 --> 00:16:25.400
و نيروي دريايي در ابتدا از نيروي هوايي درخواست کرد

00:16:25.484 --> 00:16:30.947
که برتري هوايي را

00:16:31.031 --> 00:16:33.449
بر فراز محل جنگ سازمان دهي کند

00:16:34.702 --> 00:16:39.038
آمادگي نيروي دريايي
قانع کننده نبود

00:16:39.123 --> 00:16:44.585
...مضافا آمادگي ما
نيروي وابسته به من براي اين طراحي شده بود که

00:16:44.712 --> 00:16:48.840
يک يا دو بال به انگليس انتقال پيدا کنند

00:16:48.924 --> 00:16:53.094
و آماده سازي ما واقعا .... مضحک بود

00:16:53.637 --> 00:16:57.390
نيروي هوايي تعليم نديده بود و آماده

00:16:57.474 --> 00:17:01.894
برای انجام یک جنگ مستقل بر فراز لندن

00:17:14.158 --> 00:17:16.951
"اولين هدف "لوفتوافه

00:17:17.036 --> 00:17:19.454
کاروان هاي تجاري
و بنادر بود

00:17:19.538 --> 00:17:24.000
به خصوص در
کانالهاي باريک دريايي

00:17:24.084 --> 00:17:26.586
دوور به به عنوان گوشه آتش دوزخ شناخته شده است.

00:17:26.670 --> 00:17:30.631
اونجا هميشه مطلبي بود براي خبرنگاران که بتونن ازش استفاده کنند

00:17:30.716 --> 00:17:34.302
"به عنوان مثال، "چارلز گاردنر
: از بي بي سي

00:17:35.429 --> 00:17:39.766
اکنون آلمانها در حال بمب باران مناطق دريايي هستند

00:17:39.850 --> 00:17:42.769
آنها 1 2 3 4 5 6 7

00:17:42.853 --> 00:17:46.230
تا دارن سمت هدف خودشون ميرن

00:17:46.315 --> 00:17:48.858
بووم . نه هنوز يک کشتي را هم نزده

00:17:48.942 --> 00:17:54.113
تقريبا 10 کشتي هستند که هنوز يکي از آنها هم مورد اصابت
قرار نگرفته

00:17:59.578 --> 00:18:02.371
شما الان ميتوانيد صداي سلاح هاي ما را بشنويد

00:18:03.207 --> 00:18:07.001
جنگ داره در ميگيره و ميتوانيد صداي مسلسل ها را بشنويد

00:18:07.086 --> 00:18:10.046
اون يه بمب بود . اگر بتوانيد تصور کنيد

00:18:10.130 --> 00:18:12.924
يک بمب ديگري رها شد

00:18:13.884 --> 00:18:16.177
افتاد ... برخورد نکرد

00:18:16.261 --> 00:18:18.679
آنها هيچکدام را نزدن

00:18:20.015 --> 00:18:22.975
را زديم"  Messerschmitt" ما الان
بسيار زيبا بود

00:18:23.060 --> 00:18:28.439
الان داره سقوط ميکنه
فکر کنم اين اوليش بود

00:18:28.565 --> 00:18:32.193
یک سقوط تند . من الان جای خودم را
عوض میکنم که بهتر ببینم

00:18:32.277 --> 00:18:35.238
داره ميره
داره مستقيم بسمت دريا ميره

00:18:35.322 --> 00:18:37.156
بوممم

00:18:37.241 --> 00:18:40.368
واي پسر . تاحالا همچين صحنه اي را نديده بودم

00:18:40.452 --> 00:18:44.872
نيروي سلطنتي الان ميگيرتش

00:18:46.959 --> 00:18:50.920
سيستم کشتي ها مختل شد و به بنادرگاه "دوور" رفتند

00:18:51.004 --> 00:18:53.422
ولي زمانيکه اين شهر از تلفات و مرده ها رنج ميبرد

00:18:53.507 --> 00:18:57.718
دودينگ" هنوز نيروهاي خودش را مجبور به استفاده از "
همه قواي خود نکرده بود

00:18:57.803 --> 00:19:00.179
نکته منحصر به فرد در مورد فرماندهي جنگ

00:19:00.264 --> 00:19:03.724
زماني بود که جنگ در سپتامبر 1939 تموم شد

00:19:04.476 --> 00:19:10.648
ما اونجا يک سيستمي داشتيم که کل کشور را پوشش داده بود

00:19:10.732 --> 00:19:16.404
و اون سيستم بر پايه ي رادار بسته شده بود
RDF يا بقول امروزي ها

00:19:16.864 --> 00:19:20.074
ايستگاه رادار ما دور ساحل بود

00:19:20.159 --> 00:19:22.994
و تا 100 مايلي را ميتوانست پوشش بده

00:19:23.078 --> 00:19:25.121
و داشتند کارها را انجام میدادند

00:19:25.247 --> 00:19:30.168
و همه اطلاعات را به فرمانده ميدادند

00:19:30.252 --> 00:19:33.212
در واقع رادار برنده جنگ بريتانيا بود

00:19:33.297 --> 00:19:37.550
بخاطر اينکه بدون آن ما کاري ازمون ساخته نبود

00:19:37.676 --> 00:19:42.889
و با وجود تعداد محدودي از جنگنده ها و خلبانان
ما کاري نميتوانستيم انجام بدهيم

00:19:42.973 --> 00:19:45.892
همونطور که معلوم بود ما بايد روي زمين منتظرشان ميبوديم

00:19:45.976 --> 00:19:48.352
و رادار اونها را مشاهده ميکرد

00:19:48.437 --> 00:19:53.316
و از طريق کنترل هاي مختلف ما قادر بوديم

00:19:53.400 --> 00:19:58.446
"در زماني که آلمانها در محلهاي "کلايس
یا "آبويل" هستند پرواز کنيم

00:19:58.530 --> 00:20:04.118
و با اين شرايط ما نه بنزين مصرف ميکرديم
نه زمان از دست ميداديم و نه انرژي

00:20:04.244 --> 00:20:08.289
در واقع ما بنزين خودمان را ذخیره میکردیم

00:20:08.373 --> 00:20:13.211
و بعد از آن پرواز ميکرديم و ميتوانستيم مستقيم بسمت آلمانها برويم

00:20:13.337 --> 00:20:18.007
و به ما اطلاعاتي از قبيل ارتفاع - فاصله و تعدادشاون را ميداد
که اين بسيار مهم بود

00:20:19.885 --> 00:20:23.387
در 13 آگوست
گورين تاکتيک خود را عوض کرد

00:20:23.513 --> 00:20:26.891
او دستور حمله به استگاه رادار و فرودگاه ها را داد

00:20:26.975 --> 00:20:30.603
که فرمانده جنگ ملزم به دفاع از آنها بود

00:20:33.065 --> 00:20:37.526
درحليکه بمب افکن هاي آلمان بسمت لندن و جنوب شرقي مرفتند

00:20:37.611 --> 00:20:40.279
و آنها را در برابر جنگنده های بریتانیایی

00:20:40.364 --> 00:20:43.908
که براي حمله به بمب افکن ها مي آمدند  اسکورت میکردند

00:21:04.721 --> 00:21:08.683
جنگ بر فراز لندن براي "لوفتوافه" ضرر داشت

00:21:08.767 --> 00:21:13.145
از او انتظار ميرفت ولي تجهيزات لازم براي پيروزي
به تنهايي را نداشت

00:21:16.233 --> 00:21:20.152
بمب افکن هاي آلماني براي حمل بمب هاي سنگين
طراحي نشده بودند

00:21:20.237 --> 00:21:24.865
جنگنده هاي آلماني به اندازه کافي سوخت براي چرخ زدن
براي نيم ساعت دور لندن را داشتند

00:21:24.950 --> 00:21:27.910
درحاليکه جنگنده هاي انگليسي
به مقر خود نزديک مي شدند

00:21:27.995 --> 00:21:33.082
ميتوانستند که دوباره سوخت گيري کنند و دوباره به
جنگ برگردند

00:21:34.334 --> 00:21:36.419
محدوده ما واقعا محدود بود

00:21:36.503 --> 00:21:40.548
و ما قفط ميتوانستيم قسمت کوچکي از خاک
بريتانيا را پوشش دهیم

00:21:40.632 --> 00:21:43.467
که لندن هم جزء آنها بود

00:21:43.552 --> 00:21:47.638
ولي بر فراز لندن به عنوان مثال
فقط ميتوانستيم 10 دقيقه دوام بیاوریم

00:21:47.723 --> 00:21:49.890
تا بتوانیم از آنسمت به سمت قرارگاه برگردیم

00:21:52.019 --> 00:21:58.149
پس اين محدوده کم جنگنده ها و اسکورت ها

00:21:58.233 --> 00:22:03.863
شايد .... نکته اصلي ميبود

00:22:05.991 --> 00:22:11.203
که هشدار يک حمله هوايي موثر را به ما مي داد

00:22:12.664 --> 00:22:15.166
لوفتوافه" خلبانان خودش را"

00:22:15.250 --> 00:22:18.127
درباره خسارت وارده به بريتانيا گمراه کرده بود

00:22:18.211 --> 00:22:21.047
آنها ادعا کرده بودند که 8 تاي آنها از بين رفته اند

00:22:21.131 --> 00:22:23.382
ولي در واقع هيچ کدام از آنها از بين نرفته بودند

00:22:23.467 --> 00:22:26.927
و آن خسارتهاي کوچک خيلي زود بازسازي شدند

00:22:27.012 --> 00:22:30.890
خلبانان آلماني انتظار چنين مقاومتي را نداشتند

00:22:30.974 --> 00:22:33.059
و درباره پيروزي در جنگ نااميد شده بودند

00:22:33.143 --> 00:22:38.981
خدمه جنگ متقاعد شده بودند که نميتوانند پيروز
ميدان باشند

00:22:39.066 --> 00:22:45.363
و ما نميتوانستيم که انگلستان را با زور و حمله
محاصره کنيم

00:22:45.447 --> 00:22:52.036
بدون هيچ عملياتي از سمت نيروي زميني و دريايي

00:22:52.120 --> 00:22:56.207
به همين منظور ما از فرمانده خواستيم که

00:22:56.291 --> 00:23:00.127
به ارتش دريايي دستور حمله بده

00:23:02.005 --> 00:23:05.966
فقط 1400 نفر از خلبانان و نيروي زميني بريتانيا

00:23:06.051 --> 00:23:08.552
براي تهاجم ايستادگي کردند

00:23:08.637 --> 00:23:13.599
و احساس مسئوليت آنها واقعا قابل تحسين بود

00:23:13.683 --> 00:23:16.811
و به همه جهانيان بيباکي خودشان را نشان دادند

00:23:16.895 --> 00:23:21.565
من فکر میکنم که آنها وضعیت را تحت کنترل داشتند

00:23:24.152 --> 00:23:27.571
بعضي از افراد که فقط
فوتبال بازي ميکردند و يا استراحت ميکردند

00:23:27.697 --> 00:23:33.994
و بعضي ها هم خواب , مطالعه و به راديو گوش
ميدادند

00:23:34.079 --> 00:23:36.163
و اين زندگي ما بود

00:23:42.087 --> 00:23:46.090
من ميخواستم که يک هواپيما را بزنم ولي
نميخواستم که يک آلماني را بکشم

00:23:46.174 --> 00:23:48.050
واقعا نميخواستم

00:23:48.135 --> 00:23:53.597
ما خبرهايي درباره افرادمون شنيده بوديم که
وقتي با چتر نجات پايين مي آمدند آلمانها آنها را ميزدند

00:23:53.682 --> 00:23:56.434
و اين واقعا وحشتناک بود

00:23:56.518 --> 00:23:59.812
ولي ما مطمئن نبوديم که واقعا درسته يا نه

00:23:59.896 --> 00:24:06.360
من تجربه اين رو داشتم که يکي از آلمانها به بال
من آويزون شده بود

00:24:06.445 --> 00:24:11.782
اون از بمب افکن با چتر نجات پايين پريد و
بالهاي من را گرفت

00:24:11.867 --> 00:24:17.121
و من مراقب اين بودم که او را هرچه زودتر

00:24:17.205 --> 00:24:20.082
با ياو کردن رهاييش بدم

00:24:20.167 --> 00:24:23.586
هيچ تاعرفي بين آلمانها و بريتانيايي ها نبود

00:24:23.712 --> 00:24:27.465
ابدا ... تا جايي که نگراني داشتم از آنها نفرت داشتم

00:24:27.549 --> 00:24:30.926
آنها ميخواستند ما را برده خود کنند

00:24:55.118 --> 00:24:57.036
اوج نبرد

00:24:57.120 --> 00:24:59.705
در پايان آگوست و ابتداي سپتامبر بود

00:24:59.789 --> 00:25:04.376
هيتلر تصميم به حمله خود گرفت

00:25:04.461 --> 00:25:11.425
اما جنگ بين تعداد انگشت شماري از سربازاي دو طرف بود

00:25:20.727 --> 00:25:23.687
جنگ به اوج خود رسيده بود

00:25:23.772 --> 00:25:26.524
چون با توجه به اينکه تعداد زيادي جنگنده وجود داشت

00:25:26.650 --> 00:25:31.654
ناگهان وقتي شما با يک فرد خاصي به جنگ ميري
آسمان خالي خالي ميشود

00:25:38.954 --> 00:25:42.081
هيچ کس فکرش را هم نميکرد که او کشته بشه

00:25:42.165 --> 00:25:46.377
مرگ واقعا چيزي بود که نبايد بهش فکر ميکردي

00:25:46.461 --> 00:25:51.298
و اگر غیر از این بود شما عصبانی و نگران میشدید

00:25:51.841 --> 00:25:56.845
اگر فردی نا پدید میشد باید نگران میشدید

00:26:01.893 --> 00:26:06.772
در واقع احساسات شما به اوج خودش ميرسه وقتي
دوستي را از دست بدهيد

00:26:06.856 --> 00:26:11.277
ولی شما ... شما روی مرگ او هیچوقت ساکن نمی مانید و از یاد
میرود

00:26:11.361 --> 00:26:16.407
بعضي مواقع شما ميتوانيد بگوييد که يکي از سربازان
در شرف مرگ هست

00:26:18.743 --> 00:26:22.830
بهترين دوست من در "مسرشميت" کشته شد

00:26:22.914 --> 00:26:25.624
و يکي او را از پشت زد

00:26:25.750 --> 00:26:30.129
من بهش هشدار دارم ولي شما کاري ازتون ساخته نيست
و شما شاهد مرگ او هستيد

00:26:30.213 --> 00:26:33.382
روي شما خيلي تاثير ميزاره ولي
بايد باهاش کنار بياين

00:26:33.466 --> 00:26:37.803
دوست شما اثر عميقي روي شما ميگذارد ولي
نميتوانيد کمک کنيد

00:26:41.224 --> 00:26:44.685
در آخرين هفته آگوست و در اوايل سپتامبر

00:26:44.769 --> 00:26:48.230
صد و سه نفر از خلبانان ارشد کشته شدند

00:26:48.315 --> 00:26:51.692
صد و بيست و هشت تاي آنها بشدت زخمي شدند

00:26:53.695 --> 00:26:58.407
شش فرودگاه کلیدی در جنوب شرقی برای چند روز متوقف شدند

00:26:58.491 --> 00:27:00.784
در مقابل جنگندها و بمب افکن هاي آلمانها

00:27:00.869 --> 00:27:04.038
برتانيايي ها به سرعتي که آلمانها جنگندهایشان را از
دست ميدادند نبودند

00:27:04.122 --> 00:27:06.206
نزديک به 500 تا در دو هفته

00:27:07.834 --> 00:27:11.086
در هفته آخر آگوست و اوايل سپتامبر

00:27:11.171 --> 00:27:14.632
آن دو هفته بدترين ها را براي ما رقم زد

00:27:14.716 --> 00:27:18.052
چون در اخرين هفته آگوست

00:27:18.136 --> 00:27:22.264
آلمانها بيرحمانه فرودگاه ها را مورد حمله قرار دادند

00:27:22.349 --> 00:27:27.978
و در 31 آگوست که قطعا بدترين روز ما بود

00:27:28.063 --> 00:27:31.231
فرمانده هوايي نزديک به شکست بود

00:27:31.316 --> 00:27:33.817
و "داووين" بسيار آگاه بود

00:27:33.943 --> 00:27:37.363
مطلبي که او را خيلي نگران کرده بود
حمله کوبنده به فرودگاه ها بود

00:27:37.447 --> 00:27:41.742
و تخمين ميزد که چقدر ميتواند دوام بياورد

00:27:41.826 --> 00:27:44.286
وقتي ميگويم او
منظورم فرمانده جنگنده هاست

00:27:44.371 --> 00:27:47.122
چون با يک مشکل بزرگ روبرو میشد

00:27:47.207 --> 00:27:50.042
و انکار کردن برتري آلمانها

00:27:50.168 --> 00:27:52.670
و آنها داشتند فرودگاه ها را تکه تکه ميکردند

00:27:52.754 --> 00:27:55.339
با تهديد
ضربه زدن از فرماندهي جنگنده

00:27:55.423 --> 00:27:59.885
در 6 سپتانبر پادشاه و ملکه فرمانده جنگ را ملاقات کردند

00:27:59.969 --> 00:28:02.179
و در آنجا تعدادي از مردم حضور داشتند

00:28:02.263 --> 00:28:06.767
و اظهار داشتند که "داووين" چقدر خسته بنظر مي آيد

00:28:06.851 --> 00:28:10.604
بعد از 7 سپتامبر

00:28:10.689 --> 00:28:16.485
زماني که زنگ خطر حمله بصدا در آمد
"حمله قريب الوقوع"

00:28:16.611 --> 00:28:19.947
و در طول آن روز بطور قابل ملاحظه اي همه چيز
آرام شده بود

00:28:20.031 --> 00:28:24.118
و همه ما تعجب کرده بوديم که شيطان چه برنامه اي
در پيش داره و چه اتفاقي قراره رخ دهد

00:28:24.202 --> 00:28:27.746
و در بعد از ظهر بود که
آلمانها شروع کردند

00:28:27.872 --> 00:28:32.876
بسياري از خلبانان با
اين يورش مواجه شدند

00:28:32.961 --> 00:28:36.630
و سنگين ترين حمله اي بود که تا حالا انجام داده بودند

00:28:36.715 --> 00:28:41.218
و بعد از آن چيزي که "داووين" آن را به يک معجزه
تشبيه کرد

00:28:41.302 --> 00:28:45.264
حمله روي فرودگاه ها صورت نگرفت
و بسمت لندن صورت گرفت

00:28:45.348 --> 00:28:47.558
و فرودگاه ها در امان ماندند

00:28:47.642 --> 00:28:49.768
پنج دقيقه به پنچ

00:28:49.853 --> 00:28:52.104
سکوت برقرار شد

00:28:52.188 --> 00:28:57.234
به ايوان رفتم و از رودخانه نگاه کردم

00:28:57.360 --> 00:28:59.778
و آسمان پر از هواپيما بود

00:28:59.863 --> 00:29:05.284
و در عرض چند دقيقه بمبي روي بندر "ميلوال" رها شد

00:29:05.368 --> 00:29:07.953
و ميتوانستم ببينم

00:29:10.540 --> 00:29:14.168
شنبه بود که آنها عملا

00:29:14.252 --> 00:29:18.172
از مسير "سيلورتاون" تا خود "سيلورتاون" را نابود کردند

00:29:18.256 --> 00:29:22.050
در واقع همه "تايدل باسن" و اقامتگاه ها

00:29:22.135 --> 00:29:26.138
سيلورتاون" نابود شده بود و مطمئن بودم که اين"
اتفاق افتاد

00:29:27.265 --> 00:29:30.142
اگر آن شيوه از بمب باران در روز ادامه پيدا ميکرد

00:29:32.061 --> 00:29:35.522
همه چيز را مورد هدف قرار ميداد

00:29:35.607 --> 00:29:39.610
کشتي سازي، کارخانه گاز

00:29:39.694 --> 00:29:43.489
...شرکت هاي نفتي، همه چيز

00:29:43.573 --> 00:29:47.701
تقريبا همه بمب ها به هدف خودشون خورده بودند

00:29:48.912 --> 00:29:52.164
اونشب 250 بمب افکن برگشتند

00:29:52.248 --> 00:29:55.459
بنادر و انبارها بي ترديد آتش گرفتند

00:29:55.543 --> 00:29:59.004
اما تغيير تاکتيک حلقه فشار را تنگتر کرد

00:30:04.302 --> 00:30:07.930
فرمانده هاي ارشد جمع شدند
لندن سوخت

00:30:33.456 --> 00:30:36.792
پس از حمله در7 سپتامبر
بسياري از گروه نجات و آتش نشاني

00:30:36.876 --> 00:30:39.461
چهل ساعت بي وقفه کار کردند

00:30:39.546 --> 00:30:42.923
بسیاری ار ما خسته شده بودیم
یکی از آنها گفت

00:30:43.007 --> 00:30:46.468
یک نگاهی به اطراف بندازید و بقیه کارها را ببینید

00:31:06.114 --> 00:31:10.367
در 15 سپتامبر ," لوفتوافه" ترتيب يک حمله بزرگ
ديگر را در روز داد

00:31:10.451 --> 00:31:12.536
بدون هیچ مقاومتی

00:31:12.662 --> 00:31:16.331
اما اينبار اسپيتفاير و هوريکانس منتظر آنها بودند

00:32:10.845 --> 00:32:15.766
در ان روز - 15 سپتامبر - 56 هواپيماي
آلماني سقوط کردند

00:32:16.392 --> 00:32:19.645
بریتانيا فرماندهي هوايي را در روز حفظ کرد

00:32:23.483 --> 00:32:27.069
نيروي سلطنتي پيروز جنگ بريتانيا شد

00:32:41.042 --> 00:32:43.669
سپتامبر 1940

00:32:43.753 --> 00:32:45.837
ديگر هيچ اثري از حمله در روز نيست

00:32:45.922 --> 00:32:48.840
و خبري از حمله  قبل از بهار نيست

00:32:48.925 --> 00:32:53.178
اما شهر هاي بريتانيا هدف بمب افکن ها در شب بودند

00:32:53.262 --> 00:32:57.307
براي 76 روز لندن بمب باران شد

00:32:57.392 --> 00:33:00.894
صف بستن برای اقامت در پناهگاه ها به یک عادت تبدیل شده بود

00:33:00.979 --> 00:33:06.358
آزیرهای مداوم و صبحگاهی بخشی از زندگی مردم شده بود

00:34:12.175 --> 00:34:14.551
من صداي نزديک شدن هواپيما ها را ميشنيدم

00:34:14.635 --> 00:34:19.181
و به نظر من آنها تلاش برای تخريب پشت خانه را
ميکردند

00:34:19.265 --> 00:34:21.933
من گوش ميدادم و ميلرزيم و ميگقتم
"بعدي مال منه"

00:34:22.018 --> 00:34:27.147
آنها گفتن 6 بمب
"يک . دو . سه . چهار ... اين يکي مال منه"

00:34:27.231 --> 00:34:30.358
"نه "بعدی حتما ... آنها خونه من را جا انداختند

00:34:30.443 --> 00:34:32.194
و اينطوري کل شب ميگذشت

00:34:32.278 --> 00:34:37.240
براي 10 بار به خانوم و باجناق هام ميگفتم
"من الان ميرم بيرون"

00:34:37.325 --> 00:34:42.245
از در بیرون میرفتم

00:34:42.330 --> 00:34:48.126
و در جاده آپروچ که در 20 یاردی کلیسا بود جایی که
مستقر بودیم راه میرفتم

00:34:48.211 --> 00:34:50.962
.... ناگهان صدای

00:34:51.047 --> 00:34:53.173
هيچي ... من هيچي نشنيدم

00:34:53.257 --> 00:34:56.259
در اين باره با مردم صحبت ميکردم

00:34:56.344 --> 00:34:58.762
و بمبی که به آنها اصابت میکرد را هیچوقت نمی شنویدند

00:34:58.846 --> 00:35:02.891
و من فکر ميکردم که اگر مردم همينجا بمانند همين
تجربه را کسب ميکنند

00:35:02.975 --> 00:35:05.477
بمبي که شما را ميزند ولي هيچ وقت نميشنويد

00:35:05.561 --> 00:35:07.437
و چشمام سياهي ميرفت

00:35:07.522 --> 00:35:09.606
خودمو نگه ميداشتم و برميگشتم

00:35:09.732 --> 00:35:14.444
و تنها چیزی که میدیدم یک هاله بزرگی بود که
تا وسط جاده را گرفته بود

00:35:14.529 --> 00:35:17.322
تقريبا دو برابر اين محل

00:35:17.406 --> 00:35:20.492
یک هاله خرمایی آنجا بود

00:35:53.067 --> 00:35:55.152
مهم نيست که شما کجا پناه گرفته ايد

00:35:55.236 --> 00:36:00.574
اونجا هميشه افرادي بودند که باعث سرگرمي ميشدند

00:36:00.700 --> 00:36:03.368
تا اون فشار را کم کنند

00:36:04.370 --> 00:36:09.291
ايستگاه هاي زيرزميني نبايد براي محل اسکان بي پناهان
استفاده ميشد

00:36:09.375 --> 00:36:13.962
اما مردم به انجا ميرفتند و مقامات مجبور به پذيرش
بودند

00:36:14.630 --> 00:36:16.214
ما همگي مي نواختيم

00:36:16.299 --> 00:36:19.259
همه خوشحال بودیم و انگار هيچ جنگي
در ميان نيست

00:36:19.343 --> 00:36:20.594
يک غذاخوري وجود دارد

00:36:20.678 --> 00:36:24.973
وقتي بمب ها تموم ميشدند من شروع به خوندن
ميکردم و بعد با مردم مينوشيديم

00:36:25.057 --> 00:36:29.936
بغير ازيک شب که خيلي بد بود و من داشتم
دعا ميکردم

00:36:34.775 --> 00:36:39.863
من داشتم با مسئول توپ خانه که در هايد پارک بود
صحبت ميکردم

00:36:39.947 --> 00:36:44.534
و بدون هيچ ترديدي به ما گفت
: و وقتي اشک ميريخت گفت

00:36:44.619 --> 00:36:47.495
"زماني که ما به لندن بريم"

00:36:47.580 --> 00:36:51.374
"همه اسلحه هاي خودمان را پر ميکنيم و شليک ميکنيم"

00:36:51.500 --> 00:36:55.462
"ما ميدانيم که هيچ يک از تيرهاي ما به هواپيما نيمخوره"

00:36:55.588 --> 00:36:58.798
"ولي اين را به من نگوييد که به شما شجاعت نميده"

00:36:58.883 --> 00:37:03.345
و هيچ کسي دور اون ميز نبود فکر کنم

00:37:03.429 --> 00:37:07.432
و زمانی که صدای شلیک ما را بشنوند فکر میکنند
"خوبه . بریم بزنیمشون"

00:37:07.516 --> 00:37:11.478
و آتها فقط ميدانستند که اين فقط روحيه دادن است
و اين کاري بود که انجام داد

00:37:11.562 --> 00:37:15.732
اما بمب ها فرود مي آمدند و چيزي
نبود که جلوي آنها را بگيرد

00:37:27.245 --> 00:37:28.912
هفتاد و شش روز

00:37:28.996 --> 00:37:32.332
گروهای نجات براي پيدا کردن نجات يافتگان تلاش ميکردند

00:37:32.416 --> 00:37:37.337
بمبی روی یک ساختمان تغریبا روی طبقه چهارم فرود آمد

00:37:37.421 --> 00:37:39.881
و تمام جلوی ساختمان را از بین برد

00:37:39.966 --> 00:37:43.760
"و آنها گفتند : "اونجا یک مرد پیر هستش که به پناهگاه نمیره

00:37:43.844 --> 00:37:47.889
بنابراين ما بالا رفتيم، و هنگامي که ما اون بالا رسيديم،
چاپچي داشت خروپف ميکرد

00:37:47.974 --> 00:37:53.144
نزديک به 20 بطري خالي اطرافش بود و
تختش کنار خيابان بود تغريبا

00:37:53.229 --> 00:37:55.814
و بعد از اون هيچ وقت بيدار نشد

00:38:00.820 --> 00:38:06.116
ما شاهد يک بانوي پير بوديم که گيج شده بود،
و ما گفتيم: شما بايد بيرون بيايد.

00:38:06.200 --> 00:38:07.951
و بيرون آمد و تنها چيزي که تنش بود

00:38:08.035 --> 00:38:11.705
نصف يک لباس خواب بود

00:38:12.331 --> 00:38:16.167
: و گفتم که
"شما بايد يچيزي بپوشيد .. يخورده خودتو بپوشون"

00:38:16.252 --> 00:38:19.879
اون تقريبا 80 سالش بود
و کاملا ژوليده شده بود

00:38:20.006 --> 00:38:25.844
و گفت که : من ميرم يه پيزي بپوشم
و وقتي برگشت ديدم يک کلاه برداشته

00:38:31.600 --> 00:38:35.562
هر طور که بود مردم باید با کابوس خود
به کار مشغول میشدند

00:38:35.646 --> 00:38:38.732
خیابان های کنده شده و ریل های بمب خورده

00:38:41.277 --> 00:38:45.989
گزارشگر رادیو به آمريکاييها گفت که لندن کمک لازم داره

00:38:46.073 --> 00:38:48.742
روحیه مردمان لندن همدردی و کمک نیاز داشت

00:38:48.826 --> 00:38:51.870
اما ايالات متحده کاري انجام نداد

00:38:52.872 --> 00:38:57.709
زماني که بريتانيا از سپتامبر 1940 تا مي 1941
تنها ماند

00:38:57.793 --> 00:39:02.255
چهل هزار نفر در يورش و جنگ کشته شدند

00:39:03.758 --> 00:39:06.384
هزاران نفر بي خانمان شدند

00:39:06.469 --> 00:39:10.055
و در استراحتگاه ها زندگي ميکردند

00:39:11.557 --> 00:39:14.976
پوشاک و هر چيز ديگری با تخريب خانه ها از بين رفت

00:39:15.061 --> 00:39:16.853
و هيچ روحيه اي نمانده بود

00:39:16.937 --> 00:39:21.524
بذاريد صادقانه بگم . شما الان خيلي راحت ميگوييد
"ميخوام برم حمام کنم"

00:39:21.609 --> 00:39:25.570
اما شما از ترس هشدار آن را نصفه کاره انجام میدادید

00:39:25.654 --> 00:39:29.949
پس شما آب گرم داريد . دوش داريد و ميتوانيد
خود را بشوريد

00:39:30.034 --> 00:39:32.535
و هر چيزي را که خواستيد ميتوانيد برداريد

00:39:32.620 --> 00:39:34.704
و تا فردا صبح حمام کنيد

00:39:34.789 --> 00:39:38.750
هيچ وقت حمام نداشتيم

00:39:42.338 --> 00:39:49.177
چیز غیرعادی در نظر شما بود
"هیچ پنجره ای نبود اما روح های زیادی بود"

00:39:49.261 --> 00:39:53.848
"يا . "شرمنده ما در اصلي نداريم . لطفا در نزنيد. بيايد داخل

00:39:53.933 --> 00:39:57.519
و شما اين يادداشتهاي بامزه را ميديديد که بيرون گذاشتن

00:39:57.645 --> 00:40:01.940
و اين يک نوع تبليغ بود که شما متوجه شويد
چيزي در آنجا هست

00:40:02.024 --> 00:40:06.069
هرچه بيشتر نگاهش ميکرديد بيشتر تشويق ميشديد که
بفهميد چه خبري اون تو هست

00:40:06.153 --> 00:40:11.366
هروقت که شما براي کار از خانه بيرون ميرفتيد و
خانواده خودتون را تنها ميگذاشتيد

00:40:11.450 --> 00:40:14.160
هميشه اين فکر تو ذهنتون بود که

00:40:14.245 --> 00:40:16.329
کسانی هستند که

00:40:16.414 --> 00:40:20.708
اگر اتفاقي در خانه بيافتد آنها براي حل مشکل آنجا هستند

00:40:24.588 --> 00:40:28.425
کارخانه ها شب و روز کار ميکردند

00:40:28.509 --> 00:40:32.053
ولي کارگران شيفت شب بصورت دائم از حملات
رنج ميبردند

00:40:32.138 --> 00:40:36.683
هيچ دفاعي در برابر بمب باران آلمانها در شب نبود

00:40:36.767 --> 00:40:40.812
نا اميدي فرماندهاي ارشد "داووين" را نگران کرده بود

00:40:40.896 --> 00:40:45.400
يک بار زماني که بمب افکن ها به لندن مي آمدند
با او به ردهيل رفتيم

00:40:45.526 --> 00:40:50.280
اونجا يک فرمانده اسکادران بود که به جيمي کوچولو
معروف بود

00:40:50.364 --> 00:40:55.869
و زماني که با ماشين نشسته بوديم گفت
"مکس . من سرم رو در دستانم گرفتم"

00:40:55.953 --> 00:41:01.249
وقتي مردم دارن بمب باران ميشوند و من کاري ازم
ساخته نيست

00:41:01.333 --> 00:41:03.793
برای راحتی مقامات

00:41:03.878 --> 00:41:07.422
کاخ باکينگهام مثل شرق لندن بمباران شد

00:41:07.506 --> 00:41:12.051
و ميشد ديد که پادشاه و ملکه و بقيه مردم مثل هم شدند

00:41:14.638 --> 00:41:19.267
پادشاه جورج و ملکه اليزابت با راهپيمايي در منطقه بليتز
براي خودشان احترام و شخصيت جمع کردند

00:41:23.856 --> 00:41:28.526
و براي اولين بار آنها بشکل مردم عادی در آمده بودند

00:41:31.780 --> 00:41:35.783
چرچیل نیز مخالفان سیاسی را

00:41:35.868 --> 00:41:38.077
براي فراموش کردن گذشت وادار کرد

00:41:38.162 --> 00:41:41.998
اکثر شرف لندن دو پنسي هم براي چرچيل قائل نبودند

00:41:42.082 --> 00:41:43.875
به عنوان يک سياستمدار

00:41:43.959 --> 00:41:48.046
اما کسي که جاي چمبرلين را گرفت

00:41:48.130 --> 00:41:50.673
يک رهبر بود

00:41:50.758 --> 00:41:55.386
و هربار که سخن ميگفت يک اعتماد به نفس خاصي
به مردم ميداد

00:41:55.471 --> 00:41:58.264
خواه او را بعنوان يک محافظه کار پذيرفته بودند

00:41:58.349 --> 00:42:03.269
اما اون اونجا بود و براي مردم بود
و برعليه دشمن بود

00:42:05.856 --> 00:42:09.567
اما بعضي اوقات از او متفاوت استقبال مي شد

00:42:09.652 --> 00:42:12.487
يادم مياد در خيابان گرين

00:42:12.571 --> 00:42:15.198
چرچيل از آن خيابان رد ميشد

00:42:15.282 --> 00:42:18.952
اونجا يک حفره بسيار بزرگي بود

00:42:19.036 --> 00:42:23.748
و آنجا زناني بودند که سعي ميکردند وسايل خودشون
را از خانه هاي خراب شده خود بيرون بياوردند

00:42:24.625 --> 00:42:29.671
و چرچيل بعد از اينکه نگاهي به اطراف انداخت گفت
"ما آن را ميبريم"

00:42:29.755 --> 00:42:34.759
و زني گفت که چه چيزي را ميتوانيد ببريد

00:42:34.843 --> 00:42:39.264
و آنها گفتند :
"ما ميخواهيم ببريم و شما جلوي راه نايستيد"

00:42:50.401 --> 00:42:53.486
دسامبر 1940

00:42:53.571 --> 00:42:59.450
بمبهاي آتش زاي بمب افکن هاي آلمانها لندن را به
آتش کشيدند

00:42:59.535 --> 00:43:03.246
هزار پانصد حريق در شهر صورت گرفت

00:43:03.330 --> 00:43:07.458
کليساي جامع سنت پل
توسط آتش احاطه شده بود

00:43:10.879 --> 00:43:14.090
شما ميتوانستيد سوختن لندن را ببينيد

00:43:14.174 --> 00:43:17.760
از 60 مايلي مي توانستيد آتش راببينيد

00:43:24.184 --> 00:43:28.438
آن شب من در پناهگاهي بودم که بالاي سر ما داشت ميسوخت

00:43:28.522 --> 00:43:32.108
و ما بايد از آنجا خارج ميشديم و ترسي به خودمان راه
نميداديم

00:43:32.192 --> 00:43:36.654
و بايد بسمت بالاي جاده کمرشيال ميرفتيم

00:43:36.739 --> 00:43:40.199
جايي در يک کارخانه که يک پناهگاه در زيرزمين آن وجود داشت

00:43:40.284 --> 00:43:43.745
و زماني که داشتيم به آن سمت ميرفتيم همه جا پر از اتش
بود

00:43:43.829 --> 00:43:47.498
ميتوانستم گرمي ان را از زمين حس کنم
گودالهاي آب داغ شده بودند

00:43:47.625 --> 00:43:52.128
و در پناهگاه تمام شب را ايستاده بوديم
و روي شانه هاي يکديگر خوابيديم

00:43:52.212 --> 00:43:57.133
من کل شب را ايستاده بودم و روي شانه هاي
يکي خوابيدم

00:44:01.555 --> 00:44:06.309
در نهايت ما خيلي اب مصرف کرديم و آبمان تمام شد

00:44:06.393 --> 00:44:09.687
و آن زمان ما ايستاديم واجازه داديم آتش بسوزد

00:44:09.772 --> 00:44:13.274
و نميتوانستيم کاري انجام دهيم

00:44:20.074 --> 00:44:23.284
قلب شهر لندن خراب شد

00:44:23.369 --> 00:44:26.037
ولي کليساي سنت پال باقي ماند

00:44:27.956 --> 00:44:31.751
منچستر، کاونتري، بيرمنگام،
سوانسي، ليورپول و بسياري ديگر

00:44:31.835 --> 00:44:35.672
همه در مصيبت لندن شريک شدند و کلا هر جايي که
نيروي هوايي آلمان به آنجا دسترسي داشت

00:44:35.756 --> 00:44:38.091
با پايگاه هايي که در فرانسه بود

00:44:38.175 --> 00:44:42.345
براي بمب افکنهاي بريتانيايي سخت بود که به شهرهاي
آلمان برسند

00:44:42.429 --> 00:44:48.267
دولت به دنبال راه هاي ديگري
براي انتقال جنگ به خاک دشمن بود

00:44:48.352 --> 00:44:52.438
ما تصميم گرفتيم تنها جايي که ميتوانيم با دشمن روبرو شويم

00:44:52.523 --> 00:44:57.902
صحرايي در شمال آفريقا بود
بطور کلي در خاورميانه

00:44:57.986 --> 00:45:02.240
هيچ جاي ديگري نبود
ما نميتوانستيم در لندن فرود داشته باشيم

00:45:02.324 --> 00:45:07.120
ما نمیتوانستیم از این راه به آلمانها ضربه بزنیم

00:45:07.204 --> 00:45:11.249
... بنابراين دو گزينه
آنها جايگزين نبودند

00:45:11.333 --> 00:45:16.170
اين دو بمباران ممکن بود
و جنگ در خاور ميانه است

00:45:16.255 --> 00:45:19.132
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:45:19.258 --> 00:45:25.346
ما شروع به فشار، تحريک،
درخواست نيروي زرهي بيشتر در خاور ميانه کرديم

00:45:25.431 --> 00:45:30.309
ما بايد نيروي زرهي را بيرون از خط دفاع بريتانيا ميبرديم

00:45:30.436 --> 00:45:33.688
و هيچ راه ديگري وجود نداشت

00:45:34.189 --> 00:45:35.857
دهم دسامبر 1940

00:45:35.941 --> 00:45:39.652
دو بخش مشترک المنافع
زير نظر جنرال ويول

00:45:39.737 --> 00:45:43.823
به ارتش بزرگ ايتاليا در شمال آفريقا حمله کردند

00:45:45.617 --> 00:45:49.912
و آنها با سرعت خوبی پیشروی میکردند

00:45:50.956 --> 00:45:53.082
گروه ها پشت گروه ها فرستاده ميشدند

00:45:53.167 --> 00:45:55.418
صد هزار اسير گرفته شد

00:45:55.502 --> 00:45:59.297
و الان شانسي بود براي مقابله با دشمن اصلي
آلمان

00:45:59.381 --> 00:46:02.717
از سمت يوگوسلاوي و يونان

00:46:02.801 --> 00:46:06.554
ما فکر کرديم که اگر اين انجام شدني باشد

00:46:06.638 --> 00:46:15.271
که برخي از کشورهاي بالکان را به جنگ با هيتلر ببريم

00:46:15.355 --> 00:46:20.193
عواقب ناشي از آن
ممکن است واقعا پيش بيني نشده باشد

00:46:20.319 --> 00:46:22.320
نمي توان نتيجه را پيش بيني کرد

00:46:22.404 --> 00:46:26.866
از نظر کابينه جنگ
و کميته دفاع

00:46:26.950 --> 00:46:32.163
اگر يونانيان قرار به
دفاع از خود در برابر آلماني ها بودند

00:46:32.247 --> 00:46:35.541
ما بايد آنها را کمک ميکرديم

00:46:35.667 --> 00:46:37.418
و ديل و من به آنجا فرستاده شديم

00:46:37.544 --> 00:46:41.756
بعد از پیروزی ویول در قاهره به دنبال کار خود رفت

00:46:41.840 --> 00:46:46.761
هنگامي که به آنجا رسيديم، ويويل گفت: "من اميدوارم که
شما نمي خواهید ذهن من را بخوانيد.

00:46:46.845 --> 00:46:50.014
من فکر نميکنم که وقت را تلف کنيم

00:46:50.098 --> 00:46:53.100
من شروع حرکت سربازان

00:46:53.185 --> 00:46:55.394
ميکنم که بتوانيم به يونان برسيم

00:46:55.479 --> 00:46:59.732
رفتن به يونان
براي ممانعت ازحمله آلمان بود

00:46:59.817 --> 00:47:03.361
برای خیلی از یونانی ها وانمود میشد که تسریع بورزند

00:47:05.739 --> 00:47:09.242
اما زماني که آلمان ها در تاريخ 6 آوريل 1941
حمله کردند

00:47:09.326 --> 00:47:11.994
يونان در سه هفته غرق شد

00:47:12.079 --> 00:47:15.164
همچنين يوگوسلاوي که به متحدين پيوسته بود

00:47:15.249 --> 00:47:19.460
پنجاه هزار سرباز مشترک تخليه شدند

00:47:19.545 --> 00:47:22.839
...يک اعترافي است که

00:47:24.007 --> 00:47:27.760
ما هدفي را که دنبالش بوديم را بدست نياورديم

00:47:27.845 --> 00:47:32.098
ما قادر به انجام آن
به کمک يوگوسلاوها نبوديم

00:47:32.182 --> 00:47:36.060
هر مبارزه مؤثر در بالکان

00:47:36.144 --> 00:47:39.814
ترکيه، اين درست است
سکوي دفاعي باقي ماند

00:47:39.898 --> 00:47:44.485
اما ما يونان را از دست داديم
و بسياري از مردان از دست داديم - مرداني شجاع

00:47:44.570 --> 00:47:46.737
و خيلي ها دستگير شدند

00:47:47.447 --> 00:47:50.783
در واقع شرايط بر عليه ما بود

00:47:50.868 --> 00:47:55.371
و يک زمان بسيار ناراحت کننده اي بود
که در آن هيچ سوالي نيست

00:47:55.455 --> 00:47:58.207
در مي 1941 آلمان و متحدانش

00:47:58.292 --> 00:48:02.044
کنترل بسياري از قاره اروپا را در دست گرفت

00:48:02.129 --> 00:48:05.214
و در شمال آفريقا
يک نيروي کوچک آلماني زير نظر رومل

00:48:05.299 --> 00:48:08.175
تقريبا تمام دستاوردهاي بريتانيا را دوباره گرفت

00:48:08.260 --> 00:48:11.971
بريتانيا سعي در حفظ کريت به عنوان يک پايگاه نيروي دريايي داشت

00:48:18.020 --> 00:48:19.770
با تسلط کامل بر آسمانها

00:48:19.855 --> 00:48:23.024
آلمان با 16000 چتر باز به کريت حمله کرد

00:48:23.108 --> 00:48:28.195
اولين حمله بزرگ هوابردي در تاريخ جنگ

00:48:29.156 --> 00:48:34.035
به رغم تلفات سنگين، آنها موفق به فرود روي فرودگاه مالم شدند

00:48:34.119 --> 00:48:37.038
اين به اين معناست که سربازان بيشتري ميتوانند آنجا فرود آيند

00:48:57.100 --> 00:48:58.726
با کمک بمباران هاي فشرده

00:48:58.810 --> 00:49:03.439
آلمان ها قادر به پيشرفت
در برابر نيروهاي مشترک المنافع بزرگ بودند

00:49:04.066 --> 00:49:07.568
بار ديگر قدرت هوايي پيروز جنگ شد

00:49:07.653 --> 00:49:11.280
: تلفات مشترک المنافع
سيزده هزار کشته، زخمي و يا دستگير شده

00:49:11.365 --> 00:49:16.285
و اضافه کردن آنها به ليست نروژ فرانسه و يونان

00:49:16.370 --> 00:49:20.748
مردم بريتانيا شگفت زده بودند که چه مدت ديگر دوام مي آورند

00:49:20.832 --> 00:49:24.752
چرچيل فکر ميکرد که کريت بايد همه ارزش ها را نگه دارد

00:49:24.836 --> 00:49:28.506
اگر ما کريت را از دست ميداديم
ما پايگاه خودمان را در مديترانه شرقي از دست ميداديم

00:49:28.590 --> 00:49:30.675
هم نيروي هوايي و هم نيروي دريايي

00:49:31.343 --> 00:49:34.762
و اون مدام به ويول تلگراف ميزد و ميگفت

00:49:34.846 --> 00:49:41.769
مطمئنا شما مي توانيد فقط با يک يا دو گروه تانک يدکي از
فرودگاه مرلين دفاع کنيد

00:49:41.853 --> 00:49:46.482
فرمانده هوایی در کریت
"در برابر چتر بازان آلمانی"

00:49:46.566 --> 00:49:49.276
ويول" جواب داد که ما هيچ تانکي نداريم"

00:49:49.361 --> 00:49:54.615
همه آنها خراب شده اند و يا موتورهايشان روغن ميخواهد و از
اين دسته پاسخ ها

00:49:54.700 --> 00:49:57.702
و او حتي يک تانک يدکي هم نداشت

00:49:57.786 --> 00:50:01.247
خب، کرت از دست داد رفته بود.
اين يک فاجعه بزرگ بود

00:50:01.331 --> 00:50:04.875
و همه چه در خانه هايشان و چه عوام ناراحت بودند

00:50:04.960 --> 00:50:10.214
و بهار 1941 نقطه عطفي براي ما در جنگ بود

00:50:10.298 --> 00:50:15.720
تلاش ميکرديم که تا ساعت 2:30 بامداد بيدار بمانم

00:50:15.804 --> 00:50:20.474
و خبرها را به آمريکا و قلمرو و غيره بدهم

00:50:20.559 --> 00:50:26.188
و از خواب زیبای خودم

00:50:26.273 --> 00:50:29.734
در پايگاه خبر رساني میزدم

00:50:29.818 --> 00:50:35.406
و در صبح بيرون آمدم و قدم ميزدم و فکر ميکردم

00:50:35.490 --> 00:50:40.619
"فکر نکنم چيز ديگري بيشتر از اين مانده باشد . همه
چيز نابود شده"

00:50:40.746 --> 00:50:43.998
در آن روزها شما فکر ميکرديد
اگر دو هفته ديگر ادامه پيدا کند

00:50:44.082 --> 00:50:46.959
هيچ چيزي جز قلوه سنگ باقي نخواهد ماند

00:50:53.592 --> 00:50:56.052
دهم مي 1941

00:50:56.136 --> 00:50:59.472
لندن از مخربترين حمله شبانه رنج ميبرد

00:50:59.556 --> 00:51:03.184
نزديک به سه هزار نفر کشته يا زخمي شدند

00:51:05.645 --> 00:51:08.856
صدها آتش سوزي رها شدند تا بسوزند

00:51:08.940 --> 00:51:13.027
هيچ پاياني از کشتار و تخريب وجود نداشت

00:51:13.111 --> 00:51:18.115
و لندن نميدانست که نقطه عطف بود

00:51:18.200 --> 00:51:21.077
آوريل 1941

00:51:21.161 --> 00:51:26.123
هيتلر تمام فرمانده  هاي فرانسه را جمع کرد

00:51:27.375 --> 00:51:31.003
و... بمدت 2 ساعت

00:51:31.088 --> 00:51:38.594
براي ما درباره پارت دوم جنگ بريتانيا صحبت کرد

00:51:40.097 --> 00:51:44.183
و ... به ما گفت که

00:51:44.267 --> 00:51:49.730
دو نفر از شما
يکي از دوستانم ملدرس و من

00:51:51.316 --> 00:51:57.905
که این کار صرفا برای استتار در برابر حمله به روسیه

00:51:58.740 --> 00:52:00.991
در آوريل 1941 خواهد بود

00:52:02.035 --> 00:52:05.496
و حمله دهم مي

00:52:05.580 --> 00:52:09.834
فقط به عنوان يک استتار در نظر گرفته ميشود

00:52:11.545 --> 00:52:15.923
براي آغاز مبارزه با روسيه

00:52:20.011 --> 00:52:22.972
در ميان قربانيان
حمله 10 مي

00:52:23.056 --> 00:52:24.598
مجلس عوام بود

00:52:24.683 --> 00:52:28.727
دقيقا يک سال
يک سال نااميدي و شکست

00:52:28.812 --> 00:52:31.564
و چرچیل در دفتر خود باقی ماند

00:52:31.648 --> 00:52:34.441
ولی جنگ مهم به پیروزی منجر شد

00:52:34.526 --> 00:52:37.444
بريتانيا جان سالم به در برد

00:52:37.529 --> 00:52:39.488
و الان نوبت روسيه بود
