﻿WEBVTT

00:00:00.010 --> 00:00:11.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:28.920 --> 00:00:33.471
شهر "درزدن‌ (در ايالت‌ ساكسونى‌ در آلمان‌)" که
...شهری زیبا، با عظمت و تاریخی هستش و

00:00:33.600 --> 00:00:35.830
...تا حالا در جریانِ جنگ قرار نگرفته

00:00:35.920 --> 00:00:39.595
و ساکنانش هم بر این باور بودند که غصب
...نشدنی هستش

00:00:39.720 --> 00:00:43.030
...بنا به سخنانِ فنیِ برخی از کارشناسان

00:00:43.120 --> 00:00:46.032
به یک شهری تبدیل شد که بمباران هایِ شدیدی
.داخلش انجام شد و موردِ حمله قرار گرفت

00:00:46.120 --> 00:00:52.036
تعدادِ خیلی زیادی پناهنده وجود داشت که از جبهۀ
...شرقی آمده بودند

00:00:52.120 --> 00:00:56.591
و در این مرحله جمعیتِ شهر دو برابرِ حالتِ
.معمولیش شده بود

00:00:56.720 --> 00:00:58.756
...تنها مردهایی که در شهر حضور داشتند

00:00:58.840 --> 00:01:02.628
.سربازانی بازنشسته، جانباز، کور و فلج بودند

00:01:02.720 --> 00:01:07.999
افرادِ کور سعی میکردند که افرادِ فلج و معلول رو
.جابجا کنند و نمیتونستند مسیرشون رو ببینند

00:01:08.080 --> 00:01:13.200
،برخی از افرادی هم که سعی میکردند قدم بزنند
...در آتیش قرار میگرفتند و متوقف میشدند و

00:01:13.320 --> 00:01:16.517
خیلی ناگهانی جلویِ چشمامون میسوختند و
.کلا نابود میشدند

00:01:16.600 --> 00:01:21.116
.در طوفان هایِ آتش، چنین فشارهایی وجود داره

00:01:21.200 --> 00:01:23.111
.وحشتناک ترین اتفاقِ ممکن هستش

00:01:23.200 --> 00:01:27.079
یا باید خودت رو نجات بدی و یا اینکه تا جایی که
...امکانش هست از آتش دور بشی

00:01:27.160 --> 00:01:29.390
به دلیلِ اینکه شدتِ طوفانِ آتش، آدم رو به داخل
.میکشه و نابود میکنه

00:01:32.120 --> 00:01:34.475
.روزِ بعد آمریکایی ها اومدند

00:01:34.560 --> 00:01:37.950
...تظاهراتِ غربی برایِ پشتیبانی از روس ها

00:01:38.040 --> 00:01:39.917
.حالا کمتر از 100 مایل دورتر، صورت گرفته بود

00:01:40.000 --> 00:01:45.154
،بیشتر از 1300 بمب افکنِ بی-17 از ارتشِ آمریکا
.آمده بودند تا شهر رو با خاک یکسان کنند

00:01:46.200 --> 00:01:50.716
شهر در آتش قرار داشت اما بعد از 3 روز ما مجبور
...بودیم واردِ منطقه بشیم و

00:01:50.800 --> 00:01:55.157
سعی کنیم تا مردم رو پیدا کنیم و از زیرِ آوار بیرون
.بیاریمشون

00:01:55.240 --> 00:02:00.394
گاهی اوقات یک کاسۀ دستشویی شاملِ 9 یا 10
...نفر میشد

00:02:00.480 --> 00:02:05.952
بدلیلِ اینکه سوخته بودند و بدنشون کوچیک شده
.بود

00:02:06.040 --> 00:02:09.828
ما باورمون نمیشد که این بدن واسه یک فردِ کامل
...و سالم بوده و

00:02:09.920 --> 00:02:14.152
.دیدنِ این صحنه ها واقعا وحشتناک بود

00:02:14.240 --> 00:02:17.869
من گاهی اوقات دو نفر رو میدیدم که به هم نزدیک
...بودند و

00:02:17.960 --> 00:02:23.637
شاید در ناامیدی یکدیگر رو بغل کرده بودند اما
.ازشون فقط یک جسمِ خیلی کوچیک باقی مونده بود

00:02:26.840 --> 00:02:31.072
..در مرکزِ شهر که توسطِ بازماندگان احاطه شده بود

00:02:31.160 --> 00:02:33.276
مردم توده‌ى هيزم‌ درست کردند كه‌ روى آن‌ جسد
.مى‌سوزانند و مراسمِ ختم صورت دادند

00:02:35.800 --> 00:02:40.271
.فرصتی برایِ حفر کردنِ قبر برایِ تک تکِ افراد نبود

00:02:40.360 --> 00:02:42.715
.مجبور بودیم که قبرهایِ بسیار بزرگی حفر کنیم

00:02:42.840 --> 00:02:49.393
برخی سعی میکردند تا افرادِ مرده رو بوسیلۀ
...جواهرات و چیزهایی که داشتند شناسایی کنند

00:02:49.520 --> 00:02:53.069
.اما تعدادِ زیادی از مردم شناسایی نشدند

00:02:57.160 --> 00:03:01.756
بعدها در ویرانی ها سنگ نوشته هایی پیدا میشد
:که روش نوشته شده بود

00:03:01.880 --> 00:03:04.235
"هنس، تو زنده هستی؟"

00:03:04.320 --> 00:03:07.517
"مارتا، هنوز در ویرانی ها قرار داری؟"

00:03:08.760 --> 00:03:11.752
.خساراتِ صنعتی زیاد نبود

00:03:11.840 --> 00:03:14.991
.خطوطِ راه آهن پس از 3 روز دوباره شروع به کار کرد

00:03:15.080 --> 00:03:18.231
.اما بیشتر از 100.000 نفر کشته شدند

00:03:18.320 --> 00:03:22.472
.شهرِ "درزدن" به یکی دیگه از آثارِ جنگ تبدیل شد

00:04:26.920 --> 00:04:30.230
..آخرین فیلمِ خبری ای که در آلمانِ نازی پخش شد

00:04:30.320 --> 00:04:35.792
،نیروهایی رو نمایش میداد که در سپاهِ شرقی
.در خاکِ آلمان با روس ها در حالِ نبرد بودند

00:04:38.920 --> 00:04:43.152
شعارها ترس از کارهایِ جنسیِ کمونیست هایِ
.روسی رو بیان میکرد و در این مورد بودند

00:04:45.320 --> 00:04:48.198
سلاحِ اصلیِ تبلیغاتی، داستانهایی در موردِ تجاوزِ
...جنسی بود که

00:04:48.280 --> 00:04:51.511
..تصاویری مبهم و کلیشه ای رو به نمایش میگذاشت

00:04:51.600 --> 00:04:54.717
و جنازه هایی رو نشون میداد که شاید مربوط به
.آلمانها بوده

00:04:56.680 --> 00:05:00.992
،داستانهایِ کثیف و حیوانیِ سربازانِ دشمن
...با زبانی کاملا نژاد پرستانه بیان میشد و

00:05:01.080 --> 00:05:05.119
از لغاتی مانندِ حیوان، متجاوزانِ جنسی، وحشی
استفاده میشد و آنها را افراد کثیفی مینامیدند که
.با حیوانات سکس میکنند

00:05:05.240 --> 00:05:07.356
(زبانِ آلمانی)

00:05:07.440 --> 00:05:10.113
(زبانِ آلمانی)

00:05:11.640 --> 00:05:16.475
پناهندگان از ایالاتِ شرقی و قلمروهایی که توسطِ
.دشمن اشغال شده بود، بازمیگشتند

00:05:16.560 --> 00:05:20.712
خانواده ها از هم جدا شده بودند و دیگه به هم
.نمی پیوستند

00:05:20.840 --> 00:05:25.391
هزاران نفر در آب ها غرق شدند و مردند و هزاران
.نفر هم به خاطرِ بمباران ها و گلوله هایِ دشمن

00:05:25.480 --> 00:05:29.871
دولت و ارتشِ قدرتمند و عظیمِ آلمان، حالا در حالِ
.فروپاشی و کوچک شدن بود

00:05:30.000 --> 00:05:32.434
آلمانی ها از مناطقی که توسطِ دشمن اشغال
.شده بود به کشور بازگشتند

00:05:41.120 --> 00:05:42.838
...در جبهۀ غربی

00:05:42.960 --> 00:05:45.872
نیرویِ هواییِ متفقین آن طرفِ رودخانۀ "راین" رو
...به آتش بستند و

00:05:45.960 --> 00:05:49.430
تمامِ آمادگی ها برایِ حملۀ نهایی رو از بین بردند
.و منحل کردند

00:05:49.520 --> 00:05:51.954
جنگنده هایِ متفیق بوسیلۀ بمب، موشک و
...توپ هایِ خود

00:05:52.080 --> 00:05:58.679
.پلها، خطوطِ راه آهن و جاده هارو کاملا نابود کردند

00:06:01.240 --> 00:06:03.549
..وزیرِ تسلیحاتِ هیتلر): وظیفۀ من بود که به هیتلر)

00:06:03.640 --> 00:06:08.555
بگم که جنگ از لحاظِ تسلیحات و ابزارهایِ جنگی
.در حالِ اتمام هستش و داریم شکست میخوریم

00:06:08.680 --> 00:06:11.797
و من بوسیلۀ تعدادی از نامه ها و یادداشت ها
...به وی اطلاع دادم و

00:06:11.880 --> 00:06:18.956
..تلخ ترین و زننده ترینِ آنها در 19 مارچ،سالِ 1945 بود

00:06:19.080 --> 00:06:24.074
که من خیلی رک چیزی رو به هیتلر گفتم که هیچکس
.جرأتِ گفتنش رو نداشت

00:06:24.160 --> 00:06:29.109
من به وی گفتم که جنگ، 4 یا 6 هفتۀ دیگه تمام
.میشه و شکست میخوریم

00:06:29.240 --> 00:06:32.232
هیتلر در موردِ تلفاتِ ارتشِ پیاده نظام حقیقت
...رو مطرح نکرد و

00:06:32.320 --> 00:06:35.039
این امر در گرفتنِ تعدادِ بی شماری نیرو و سربازِ
.جدید کاری مناسب و خوب بود

00:06:35.120 --> 00:06:38.556
هیتلر شخصا از سربازانِ جدیدش دیدن کرد و به
.آنها مدالهایی داد

00:06:38.640 --> 00:06:43.509
این نیروها با شور و اشتیاقِ به عضویت در آمدنِ
سوسیالیستِ ملی، تجربۀ نداشتشون رو جبران
.کردند

00:06:43.600 --> 00:06:47.275
یکی از نیروهایِ جوان گزارش میده که چگونه
:اسلحه هارو به خطِ مقدمِ لشگر میبرده

00:06:47.360 --> 00:06:52.309
(زبانِ آلمانی)

00:06:52.400 --> 00:06:55.437
(زبانِ آلمانی)

00:06:55.560 --> 00:06:59.758
.جایزۀ این شخصِ جوان، صلیبِ آهنیِ درجۀ 2 بود

00:07:04.760 --> 00:07:06.751
.24مارچ

00:07:06.840 --> 00:07:08.717
."عبور از رودخانۀ "راین

00:07:08.800 --> 00:07:12.190
."آخرین نمونۀ برجستۀ نبردِ "ژنرال‌ مونتگمرى

00:07:14.680 --> 00:07:18.468
آمریکایی ها در خلافِ جهتِ رودخانه تقریبا
.بدونِ مخالفتی حرکت کردند

00:07:18.560 --> 00:07:23.953
،هدفی که فرماندۀ میدانِ نبرد در ذهن داشت
.شهرِ برلین بود

00:07:37.480 --> 00:07:39.152
."آنسویِ رودخانۀ "راین

00:07:39.240 --> 00:07:42.789
..(ار مرزِ هلند تا جنگل‌ سياه‌ (در جنوب‌ باخترى آلمان‌

00:07:42.880 --> 00:07:46.111
صف هایِ ارتشِ متفقین بسمتِ قلبِ آلمان
...حرکت کردند

00:07:46.200 --> 00:07:49.351
و با مناظر و صحنه هایی روبرو شدند که در جنگ
.یه چیزِ کاملا عادی بود

00:07:55.600 --> 00:07:58.114
...شهرها و روستاهایِ این منطقه از آلمان

00:07:58.200 --> 00:08:02.159
،مانند شهرها و روستاهایی که در لهستان
...،فرانسه، روسیه

00:08:02.240 --> 00:08:06.199
يوگسلاوى و یونان توسط آلمان سوزانده شده
.بودند، به آتش کشیده شد

00:08:18.000 --> 00:08:22.551
اما برایِ شهروندان و زنان و بچه هایِ آلمان که
...سپری شدنِ جنگ رو دیده بودند

00:08:22.640 --> 00:08:27.077
نه محلۀ یهودی نشینی وجود داشت و نه
.اتاقِ اعدام بوسیلۀ گازِ سمی

00:08:27.200 --> 00:08:30.397
فقط در موردِ برخی از افراد خشونت به کار گرفته
میشد و همچنین برخی مردم نیز خیلی
.عصبانی بودند

00:08:30.480 --> 00:08:37.318
..اولین باری که من از هیتلر و حزبِ نازی متنفر شدم

00:08:37.400 --> 00:08:41.757
...تنفر از رژیمِ وحشتناک نبود

00:08:41.840 --> 00:08:45.628
.مثلِ این بود که در میانِ افرادی تبهکار قرار داشتم

00:08:45.720 --> 00:08:50.475
هیتلر به ما قول داده بود که نیمی از جهان رو
...تصاحب کنه

00:08:50.560 --> 00:08:53.552
...و از ما خواست تا کمکش کنیم

00:08:53.640 --> 00:08:55.870
...و ما هم همینکار رو کردیم

00:08:55.960 --> 00:08:58.315
.اما حالا، هیچی نداشتیم

00:08:58.400 --> 00:09:00.356
.تنها چیزی که داشتیم لباسهایِ تنمون بود

00:09:00.440 --> 00:09:04.228
سقوطِ دولتِ نازی، خلا بزرگی از خودش بجا
.گذاشت

00:09:04.320 --> 00:09:07.278
نیروها و ارتشی هایی که پیشروی میکردند از
.لحاظِ سیاسی بی گناه بودند

00:09:07.400 --> 00:09:10.836
.روشهاشون مقدماتی و آزمایشی بود

00:09:10.920 --> 00:09:13.832
.شهردار اولین کسی بود که باهاش روبرو شدیم

00:09:13.920 --> 00:09:15.990
...وی شالش رو بسته بود و

00:09:16.080 --> 00:09:18.992
.به ما میگفت که نازی نیستش

00:09:19.120 --> 00:09:20.951
.وی میگفت که انجمنِ شهرداری نازی نیست

00:09:21.080 --> 00:09:23.435
...ما بی درنگ همشون رو دستگیر کردیم و

00:09:23.520 --> 00:09:27.115
از کار برکنارشون کردیم و با کشتی به جایِ
دیگه ای فرستادیم، چونکه میدونستیم تمامِ
.افرادِ حزبِ نازی رو دستگیر میکنیم

00:09:27.240 --> 00:09:30.198
...سربازان در میانِ مردمِ شهر قرار میگرفتند و

00:09:30.280 --> 00:09:36.071
...بعد از چند ساعت ترس و دلواپسی

00:09:36.160 --> 00:09:41.188
وقتی مردم و سربازان متوجه میشدند که کسی
...نمیخواد به کسی آسیب برسونه

00:09:41.280 --> 00:09:46.832
شرایط بهتر میشد و ما هم با یکی از خانواده هایِ
...آلمانی خوراکی و شکلات و

00:09:46.920 --> 00:09:50.037
...غذا معاوضه کردیم و اونا هم در عوض

00:09:50.120 --> 00:09:55.831
،عکسهایِ خانوادگیشون رو به ما نشون دادند
...عکسهایی که بدونِ یونیفرم انداخته بودند

00:09:55.920 --> 00:09:58.992
و همچنین برخی از سربازانِ آمریکایی نیز عکسهایِ
.خانوادشون رو به آلمانی ها نشون میدادند

00:09:59.080 --> 00:10:03.073
خیلی جالب بود که احساساتِ مردم و سربازها
.نسبت بهم انقدر سریع تغییر میکرد

00:10:03.160 --> 00:10:07.472
مامورِ توپخانۀ آمریکا):یه خانمی اومد سمتِ من)
و سعی داشت تا برایِ من خدماتی رو انجام بده
...و سرویس بده

00:10:07.560 --> 00:10:09.755
وی سعی داشت تا بدین طریق چیزِ دیگه ای رو
.بدست بیاره

00:10:09.840 --> 00:10:12.957
اون روز خیلی عصبانی و بدخلق بودم و این
.خانم رو نگاه کردم

00:10:13.040 --> 00:10:16.589
پدرم بیمار بود و صلیبِ سرخ هم به من اطلاع داده
...بود که

00:10:16.760 --> 00:10:21.390
برادر زنم در آلمان کشته شده و من هم
...خیلی عصبانی بودم و

00:10:21.480 --> 00:10:25.792
از رویِ عصبانیت میتونستم هرکسی رو با
.دستام پاره کنم و بکشمش

00:10:25.880 --> 00:10:28.633
:من با ناامیدی و از رویِ ناچار بهش گفتم

00:10:28.720 --> 00:10:31.473
من رو اذیت نکن، تو داری با یه یهودی صحبت"
".و برخورد میکنی

00:10:31.560 --> 00:10:33.676
".هیچ کاری نداری که بخوای با من انجام بدی"

00:10:33.760 --> 00:10:38.914
:وی به من نگاه کرد و گفت

00:10:39.000 --> 00:10:42.276
".اما تو یه یهودیِ سفید هستی"

00:10:42.360 --> 00:10:47.195
و من هم هرکاری کردم تا جلویِ خودم رو بگیرم
.و نزنم تویِ دهنش

00:10:59.720 --> 00:11:02.029
به اردوگاه هایِ کارِ اجباری و اعدام در آلمان حمله
.شد

00:11:02.120 --> 00:11:06.910
خیلی از آلمانی ها از وجودِ این اردوگاه ها و شرایطش
.آگاه بودند و برخی هم ترجیح میدادند که ندونند

00:11:07.000 --> 00:11:09.560
حالا اونا مجبور بودند که افرادِ این اردوگاه هارو
.ببینند و از شرایطِ بدشون آگاه بشند

00:11:21.640 --> 00:11:26.839
در یکی از مناطق شهردار به همراهِ همسرش
.به خانه رفتند و خودشون رو دار زدند

00:11:29.080 --> 00:11:32.152
.اینجا بازداشتگاه‌ "بوخن‌ والد در آلمان‌" هستش

00:12:11.840 --> 00:12:15.116
،افرادی که در این بازداشتگاه ها از کارِ اجباری
...،اخراج از کشور

00:12:15.200 --> 00:12:18.033
انتخاب شدن برای اعدام بوسیلۀ گاز و گرسنگیِ
...شدید زنده مونده بودند

00:12:18.120 --> 00:12:20.350
...از تمامِ کشورهایِ اروپایی بودند که

00:12:20.440 --> 00:12:24.672
شغل، دین و عقیده هایِ سیاسیِ مختلفی
.داشتند

00:12:26.120 --> 00:12:29.032
برخی از این افراد خشمِ خودشون رو، رویِ افرادی
.که بهشون ستم کرده بودند، خالی نمودند

00:12:36.600 --> 00:12:39.114
.زندانی های متفقین آزاد گشتند

00:12:53.440 --> 00:12:57.877
.سربازانِ آلمانی اسیر شدند

00:13:22.920 --> 00:13:27.835
افرادِ عادی، کسانی که از کار برکنار شده بودند و
...زندانی هایِ جنگ، در خیابانها عبور میکردند و

00:13:27.920 --> 00:13:31.117
.هیچ حرفی نداشتند که به یکدیگر بگند

00:13:31.200 --> 00:13:35.990
آلمان مثلِ یک تودۀ مورچه شده بود که شخصی
غول پیکر تکه تکه کرده بودش. (از هم پاشیده
(شده بود

00:13:44.680 --> 00:13:46.511
...همه جا به تاراج و غارت کشیده شد و

00:13:46.600 --> 00:13:50.513
این فرصتی مختصر بود تا سقوطِ رژیمِ نازی
.رو جشن بگیرند

00:13:59.640 --> 00:14:03.394
افرادِ پیروز و فاتح در موردِ نظم و قانون، نظر و
.عقیدۀ خودشون رو داشتند

00:14:03.520 --> 00:14:06.273
.برخی از مکانها و دارایی ها، هنوز محترم بودند

00:14:36.400 --> 00:14:41.838
در ماهِ آپریل، سالِ 1945، برلین بیشتر ازینکه شبیه
.به یک شهر باشه، شبیه به ویرانه شده بود

00:14:41.920 --> 00:14:43.751
..."در مرکزِ شهرِ "برلین

00:14:43.840 --> 00:14:48.356
ساختمانی پیدا نمیشد که سالم و دست نخورده
.باشه

00:14:48.440 --> 00:14:51.716
...اما آرزویِ من بود که ارکسترِ سمفونی آلمان

00:14:51.800 --> 00:14:54.189
.برایِ آخرین بار، یک کنسرت رو تشکیل بده

00:14:54.280 --> 00:15:00.150
من میدونستم که این کنسرت آخرین کنسرتِ من
...برایِ مدتی طولانی و یا شاید برایِ همیشه هستش و

00:15:00.240 --> 00:15:06.031
...به همین دلیل دوستانم و

00:15:06.120 --> 00:15:10.398
.تا جایِ ممکن، مردمِ زیادی رو دعوت کردم

00:15:10.480 --> 00:15:14.996
به دلیلِ اینکه سیستمِ گرمایشی وجود نداشت
.با ژاکت هامون در سالن نشسته بودیم

00:15:15.080 --> 00:15:17.355
...هوا خیلی سرد بود و

00:15:17.440 --> 00:15:23.788
...در این فضا و شرایط و میانِ خرابی ها و فلاکت

00:15:23.880 --> 00:15:27.077
...کنسرت شروع شد و ما هم

00:15:27.160 --> 00:15:31.199
.رو خوندیم  "Gِtterdmmerung" آخرین قسمتِ

00:15:34.920 --> 00:15:38.435
هیتلر دیگه در میانِ مردم حضور پیدا نکرد و
.سخنرانی تشکیل نداد

00:15:38.520 --> 00:15:40.238
...وی بیشتر و بیشتر بسمتِ پناهگاه ها و

00:15:40.320 --> 00:15:46.031
ستادهایِ فرماندهیِ زیرزمینیش عقب نشینی
.میکرد و در این مکانها حضور پیدا میکرد

00:15:47.440 --> 00:15:53.151
وقتیکه برایِ کنفرانسِ نظامی از این کنسرت
...برگشتم

00:15:53.240 --> 00:15:57.995
به پناهگاهِ زیر زمینی اومدیم و هیتلر هم خیلی
.عصبانی بود

00:15:58.080 --> 00:16:00.833
ژزف‌ گوبلز (وزير تبليغات‌ آلمان‌ هيتلرى)" نیز"
.قبل از من اومده بود و حضور داشت

00:16:00.920 --> 00:16:07.678
"هیتلر تلگراف هایی رو که در موردِ مرگِ "روزولت
.دریافت کرده بود، به ما نشون داد

00:16:07.760 --> 00:16:11.435
ژزف‌ گوبلز" خیلی خوشحال شد و بالا پایین پرید"
"!!و میگفت: "همینه!!همینه

00:16:11.520 --> 00:16:15.991
".حالا همه چیز بهتر میشه"

00:16:18.600 --> 00:16:22.878
در شرق، فرماندهانِ روسی با استفاده از خطوطِ
...راه آهن که در اختیار روسیه در اومده بود

00:16:23.000 --> 00:16:26.754
به اندازۀ بسیار وسیعی تدارکات دریافت میکردند
.و منتقل می نمودند

00:16:26.880 --> 00:16:29.030
.این تدارکات شاملِ 6 تا لشگر میشد

00:16:29.120 --> 00:16:33.716
هدفشون این بود که نیروهایِ آلمان رو در نزدیکیِ
...برلین" نابود کنند و"

00:16:33.800 --> 00:16:37.110
.پایتختِ آلمانِ نازی رو بطورِ کامل تسخیر کنند

00:16:44.360 --> 00:16:50.037
در 75اُمین سالگردِ تولدِ "لنين‌ (رهبر انقلاب‌ كبير
روسيه‌ و اولين‌ نخست‌ وزير شوروى سابق‌)" در
...16آپریل،سالِ 1945

00:16:50.120 --> 00:16:53.271
.توپخانه هایِ بسیار زیادی شروع به شلیک کردند

00:17:06.000 --> 00:17:11.916
سربازِ 15 سالۀ آلمان): قلبم داشت میومد)
...تو دهنم و خیلی نگران و دلواپس بودم

00:17:12.000 --> 00:17:14.958
.چونکه میدونستم حملۀ روسیه شروع شده

00:17:29.400 --> 00:17:33.473
اولین حملات و رگبارها کمتر از اون چیزی که
.ژوکاف" انتظار داشت، موثر و نتیجه بخش بود"

00:17:33.560 --> 00:17:38.634
آلمانها هنوز در خطِ دومِ دفاعیشون در امنیت
.بودند

00:17:47.080 --> 00:17:50.117
..."در مرکزِ لشگر، روبرویِ "برلین

00:17:50.200 --> 00:17:56.150
حدودِ 400 توپ و مسلسل وجود داشت تا راهی
.برایِ حرکتِ تانکها باز کنند

00:18:06.920 --> 00:18:10.310
ارتشِ سرخِ روسیه، رویِ رودِ "ادر (كه‌ از جمهورى
چك‌ سر چشمه‌ گرفته‌ و بخشى‌ از مرز آلمان‌ و
...لهستان‌ را تشكيل‌ مى‌دهد)" قرار داشت

00:18:10.440 --> 00:18:14.672
و نیروهایِ خود را تقویت میکرد و به پایگاه هایِ
.اون منطقه حمله میکرد

00:18:14.800 --> 00:18:18.554
نیروهایِ جنگنده در برابرِ مقاومتِ شدیدی که وجود
.داشت، پیشروی میکردند و به حرکت ادامه میدادند

00:18:18.640 --> 00:18:24.476
برخی از سربازانِ جوان با سلاح هایِ ضدِ تانک
...از گودال هایِ حفر شده بیرون میومدند و

00:18:24.560 --> 00:18:28.599
به تانک ها شلیک میکردند و بیشتر از 4 تا
...تانک رو نابود کردند

00:18:28.680 --> 00:18:32.389
..و بقیۀ افراد هم با تفنگ هاشون شلیک میکردند و

00:18:32.480 --> 00:18:35.552
.تمامِ سربازانِ روسی رو کشتند

00:18:35.640 --> 00:18:41.351
...فکر کنم سربازانِ روسی قبل ازینکه

00:18:41.440 --> 00:18:43.590
به اینجا بیان،به کارخانۀ شیرینی و شکلات رفته
...بودند

00:18:43.680 --> 00:18:47.673
.بدلیلِ اینکه کلی شیرینی و شکلات داشتند

00:18:47.760 --> 00:18:50.479
...افرادِ گروهِ ما 15 و 16 ساله بودند و

00:18:50.560 --> 00:18:55.076
.با شکلات به سمتِ خیابان ها می دویدند

00:19:03.600 --> 00:19:06.353
.در غرب، داستان کاملا متفاوت بود

00:19:06.440 --> 00:19:10.956
نیروهایِ کنار کشیدۀ دشمن و صف هایِ متفقین
.بسمتِ شرق حرکت کردند

00:19:12.320 --> 00:19:15.869
میشد تلفن رو برداشت و با روستایِ بعدی تماس
...گرفت تا

00:19:15.960 --> 00:19:18.030
متوجه بشیم که آیا هنوز تحتِ کنترلِ آلمان
.هست یا نه

00:19:18.120 --> 00:19:20.509
:میشد تماس گرفت و گفت
"سلام، اونجا چه خبره؟"

00:19:20.600 --> 00:19:25.879
افراد با شرایطی رویایی و غیر واقعی روبرو شده
...بودند

00:19:26.000 --> 00:19:31.199
و در شهرها و روستاها هیچگونه مقاومتی صورت
.نمیگرفت

00:19:31.280 --> 00:19:34.078
به مناطقِ برون شهری هیچگونه خسارتی وارد
.نشد

00:19:34.160 --> 00:19:39.553
:و هر روزی که میگذشت افراد به خودشون میگفتند
".مطمئنا شرایط اینطوری پیش نمیره"

00:19:39.640 --> 00:19:43.315
من فکر میکنم که به تدریج، فکر و اندیشۀ زنده
...موندن

00:19:43.400 --> 00:19:46.597
.پس از تمامِ این جریانات، در اهمیت قرار گرفت

00:19:46.680 --> 00:19:50.468
...وقتی که کسی با مقاومتی روبرو میشد

00:19:50.560 --> 00:19:53.028
:برخی افراد عصبانی میشدند و میگفتند

00:19:53.120 --> 00:19:56.476
این مردم چجوری جرات میکنند که به تلاش"
"ادامه بدند و زجر کشیدن رو طولانی کنند؟

00:19:56.560 --> 00:20:00.758
و برخی دیگه از افراد هم شاد و برخی ناراحت
.بودند

00:20:06.640 --> 00:20:10.235
...یولزن" شهری کوچک در شمالِ آلمان"

00:20:10.320 --> 00:20:15.519
در 30 مایلیِ "رود الب‌ (كه‌ از شمال‌ غرب‌ جمهورى
چك‌ سرچشمه‌ مى‌ گيرد و در نزديكى‌ هامبورگ‌ در
آلمان‌ به‌ درياى شمال‌ مى‌ريزد)" قرار دارد. اینجا
.آلمان ها واقعا ایستادگی کردند و جنگیدند

00:20:30.200 --> 00:20:33.590
بینِ نیروهایِ متفقین حالا عصبانیت و ناراحتی
...وجود داشت

00:20:33.680 --> 00:20:36.194
و خیلی سریع نسبت به اتفاقات عکس العمل
.نشون میدادند و از سلاحِ خود استفاده میکردند

00:20:36.280 --> 00:20:39.511
دشمنانشون نیروهایِ برگزیده و همچنین افسرانِ
.کارآموز بودند

00:20:39.600 --> 00:20:42.512
...این نبرد 4 روز طول کشید و تلفاتِ زیادی داشت و

00:20:42.640 --> 00:20:45.916
قبل از اینکه مقاومت و نبرد به پایان برسه خیلی از
.افرادِ غیرنظامی کشته شدند

00:21:06.880 --> 00:21:09.758
.در اکثر موارد آلمانی ها تسلیم شدند

00:21:09.840 --> 00:21:13.310
هدفِ اصلیشون از اینکار اسیر شدن به همراهِ
...امريكايى هایِ‌ انگليسى‌ تبار بود تا

00:21:13.400 --> 00:21:15.391
...اسیر شدن به همراهِ روس هایی که

00:21:15.480 --> 00:21:19.632
.در کشورشون تلفاتهایِ زیادی رو صورت داده بودند

00:21:23.680 --> 00:21:28.356
.اونا سخت تلاش کردند تا در امنیت به غرب برسند

00:21:37.640 --> 00:21:41.758
در منطقۀ رودخانۀ "رور"،بیشتر از 300.000 نفر
...از ارتشِ گروهِ ب

00:21:41.840 --> 00:21:45.389
.محاصره شدند و مجبور شدند تا تسلیم بشند

00:21:46.560 --> 00:21:49.711
...متفقینِ غربی به هدفِ اصلیشون که

00:21:49.800 --> 00:21:54.476
،خراب کردنِ نیروهایِ زمینیِ آلمان در غرب بود
.دست یافتند

00:22:05.440 --> 00:22:07.749
(زبانِ آلمانی)

00:22:07.840 --> 00:22:11.628
...ترجمه): بعد از نیمۀ دومِ ماهِ آپریل)

00:22:11.720 --> 00:22:13.790
.هیتلر به پناهگاهِ زیرزمینیش رفت

00:22:13.880 --> 00:22:19.318
بدلیلِ اینکه حملاتِ هوایی خیلی شدیدتر شده بود
.و مدام صورت میگرفت

00:22:23.640 --> 00:22:26.712
...پناهگاهِ زیرزمینی به طوری تقسیم شده بود که

00:22:26.800 --> 00:22:31.351
در مناطقِ گودتر و پایین تر، یک اتاقِ کنفرانسِ
...مسائلِ نظامی وجود داشت که

00:22:31.440 --> 00:22:34.750
یک اتاقِ انتظار داشت که به قسمتِ مطالعۀ هیتلر
.منتهی میشد

00:22:34.840 --> 00:22:38.958
اتاقِ کار و اتاقِ خوابِ هیتلر از این قسمتِ انتظار
...شروع میشد و همچنین

00:22:39.040 --> 00:22:43.431
.اتاقی به همراهِ یک حمام برایِ "اوا براون" وجود داشت
(معشوقه آدولف هیتلر و برای مدتی کوتاه،همسر هیتلر)

00:22:46.120 --> 00:22:52.229
در زندگیِ سابقِ هیتلر، خانم هایی بودند که برایِ
...وی مهم بودند

00:22:52.320 --> 00:22:57.519
...اما فکر کنم در اواخر

00:22:57.600 --> 00:23:02.469
.هیچکسی به اندازۀ "اوا براون" به او نزدیک نبود

00:23:02.560 --> 00:23:07.839
وی، واقعا هیتلر رو دوست داشت و وقتی به
...برلین اومد

00:23:07.920 --> 00:23:13.153
هیتلر میخواست از دستش عصبانی بشه، اما
.نتونست

00:23:13.240 --> 00:23:16.710
...چشمانش سرشار از شادی شده بود

00:23:16.800 --> 00:23:21.590
...و ازینکه وی اومده بود خیلی خوشحال شده بود

00:23:21.680 --> 00:23:25.992
.و هیچکسی سعی نکرد که وی رو برگردونه

00:23:33.840 --> 00:23:37.310
...حالا روس ها فقط به برلین حمله میکردند

00:23:37.400 --> 00:23:40.631
...و نیروهایِ حملشون در نزدیکی هایِ برلین بودند

00:23:40.720 --> 00:23:44.110
.و خیابان به خیابان به نبرد پرداخته بودند

00:23:44.880 --> 00:23:49.715
...20آپریل، یعنی تولدِ هیتلر فرا رسید

00:23:49.800 --> 00:23:53.839
...و پیامهایِ تبریکی فرستاده شد

00:23:53.920 --> 00:23:58.675
و تمامِ افراد باهاش دست دادند و براش آرزویِ
.موفقیت کردند

00:23:58.760 --> 00:24:02.548
...خیلی غم انگیز بود

00:24:02.640 --> 00:24:06.633
.و تولدِ شادی نبود

00:24:06.720 --> 00:24:09.518
...وقتی کارهایِ رسمی به اتمام رسید

00:24:09.600 --> 00:24:15.869
هیتلر به جایِ خلوتی رفت اما "اوا براون" برخی
...از افراد رو دعوت کرد تا

00:24:15.960 --> 00:24:21.034
به طبقۀ بالا و به اتاقِ کوچیکش برند و تولد رو
...جشن بگیرند و

00:24:21.120 --> 00:24:28.800
یکی از افراد هم یک آهنگی پیدا کرد تا باهاش
.برقصه

00:24:28.880 --> 00:24:36.150
پس از اون، دورِ میز نشستیم و سعی کردیم تا
.شرایطِ سختمون رو فراموش کنیم

00:24:36.240 --> 00:24:39.710
...همه میگفتند و میخندیدند

00:24:39.800 --> 00:24:44.749
.شاد بودند و مست کرده بودند

00:24:44.840 --> 00:24:49.709
.یک شادی و خوشحالیِ مصنوعی بود

00:24:49.840 --> 00:24:51.876
(زبانِ آلمانی)

00:24:53.800 --> 00:24:57.873
ترجمه): بعد از اون، یک کنفرانسِ دیگه تشکیل)
...شد

00:24:57.960 --> 00:25:03.159
.اما تقریبا واضح بود که جنگ داشت به پایان میرسید

00:25:05.440 --> 00:25:09.752
مارتین بورمان" به من گفت که باید کارها رو شروع"
...کنم تا

00:25:09.840 --> 00:25:11.910
...همگی چمدان هامون رو آماده کنیم و اگر

00:25:12.000 --> 00:25:17.074
ممکن بود به خانۀ هیتلر در شهرکِ موجود در
.رشته کوه هایِ آلپ بریم

00:25:22.040 --> 00:25:27.558
:هیتلر کاملا مخالفت کرد و گفت
".نه، من نمیتونم برلین رو ترک کنم"

00:25:27.640 --> 00:25:33.158
من یا باید در برلین تصمیمی بگیرم یا اینکه"
".شکست میخورم

00:25:33.240 --> 00:25:38.633
...و این اولین باری بود که

00:25:38.720 --> 00:25:45.159
...هیتلر خودش بیان کرد که ممکنه پیروز نشیم

00:25:45.240 --> 00:25:51.759
.و احتمالِ شکست خوردن رو به زبون آورد

00:25:51.840 --> 00:25:55.879
...من یادمه که در 20 آپریل، سالِ 1945

00:25:55.960 --> 00:25:59.077
...تولدِ هیتلر بود و

00:25:59.200 --> 00:26:03.432
:ژزف‌ گوبلز" در رادیو سخنرانی کرد و گفت"

00:26:03.520 --> 00:26:08.719
...برلین برایِ آلمان خواهد ماند و"

00:26:08.800 --> 00:26:12.873
".شهرِ "وین" دوباره برایِ آلمان خواهد شد

00:26:12.960 --> 00:26:18.398
:مادرم وقتی اینو شنید گفت
".خدارو شکر، جنگ رو میبریم"

00:26:18.480 --> 00:26:23.918
من هم گفتم: "مادر، تو و "ژزف‌ گوبلز" اشتباه
".میکنید

00:26:24.000 --> 00:26:28.437
خیلی بده اما من مطمئن هستم که جنگ"
...داره به پایان میرسه و

00:26:28.520 --> 00:26:30.476
".ما در جنگ شکست میخوریم

00:26:30.560 --> 00:26:35.634
...مادرم گفت: " فکر میکنی در این شرایط

00:26:35.720 --> 00:26:38.109
"ژزف‌ گوبلز" به ما دروغ بگه؟"

00:26:48.200 --> 00:26:51.033
(زبانِ روسی)

00:26:52.040 --> 00:26:56.113
.ترجمه): نبرد بر سرِ شهرِ برلین، خیلی سخت بود)

00:26:56.200 --> 00:26:59.988
باید خیابان به خیابان، خانه به خانه، نبرد
...میکردیم و

00:27:00.080 --> 00:27:06.679
برخی از این خانه ها نیز 9 یا 10 طبقه بودند و
.تعدادشون هم زیاد بود

00:27:06.760 --> 00:27:10.309
فاشیست ها در هر طبقه حضور داشتند و سماجت
.میکردند

00:27:10.440 --> 00:27:13.750
همچنین در هر خیابان سنگرهایی درست کرده
.بودند

00:27:13.840 --> 00:27:18.391
اونا ساختمان هایِ اصلی رو به نقاطی مستحکم
.بر علیه ما، تبدیل کرده بودند

00:27:32.480 --> 00:27:38.077
..ما در برلین بودیم و در اون شب مادرم رو دیدم که

00:27:38.160 --> 00:27:42.517
.داشت گریه میکرد

00:27:42.600 --> 00:27:47.799
بدلیلِ اینکه فکر میکرد برایِ من اتفاقی افتاده و
.کشته شدم

00:27:47.880 --> 00:27:53.273
...دیگه شب شده بود و ما میخواستیم بخوابیم

00:27:53.400 --> 00:27:58.030
:اما برخی از مردانِ ساختمان بیرون اومدند و گفتند
"!این غیر ممکن هستش"

00:27:58.120 --> 00:28:02.591
شما نمیتونید بخوابید، چونکه روس ها ازینجا"
...دور نیستند و

00:28:02.680 --> 00:28:06.832
..اگر تا شب به اینجا برسند و شمارو با تفنگ ببینند

00:28:06.920 --> 00:28:09.229
".ممکنه که به ما شلیک کنند

00:28:09.320 --> 00:28:11.390
.پس نتونستیم اونجا بخوابیم

00:28:11.520 --> 00:28:15.479
ما خیابان رو بررسی کردیم و مدرسه ای رو
.پیدا کردیم و اونجا خوابیدیم

00:28:21.880 --> 00:28:24.678
(زبانِ روسی)

00:28:25.760 --> 00:28:27.876
...ترجمه): در روزِ 21اُم)

00:28:27.960 --> 00:28:32.476
.ما به قسمتِ راه آهنِ حومۀ شهرِ برلین رفتیم

00:28:35.640 --> 00:28:40.395
دستور و برنامه هایِ فرماندمون که باید در اون روز
.اجرا میکردیم در تمامِ کشور پیچیده بود

00:28:40.480 --> 00:28:43.199
:تمامِ مردم شنیده بودند که

00:28:43.280 --> 00:28:46.795
".سربازانِ روسی به داخلِ برلین نفوذ کردند"

00:28:52.160 --> 00:28:55.311
روس ها تاکنیک هاشون رو به دقت و با جزئیات
...بررسی کردند و انجام دادند

00:28:55.400 --> 00:28:58.676
و از مدلهایِ ساختمان ها و خیابانهایِ برلین
.برایِ برنامه ریزی، استفاده کرده بودند

00:28:58.760 --> 00:29:02.230
در پشتِ هرج و مرجِ ظاهریِ نبرد، برنامه ای دقیق
...وجود داشت تا

00:29:02.320 --> 00:29:05.596
.شهر رو محاصره کنند و به مرکزِ آن حمله کنند

00:29:05.720 --> 00:29:07.915
برخی از نیروها از روسیه آمده بودند و از میانِ
...مناطقی که

00:29:08.000 --> 00:29:12.152
آلمان ها در عقب نشینی نابود کرده بودند و به
.آتش و تاراج کشیده بودند، گذشتند

00:29:18.080 --> 00:29:20.833
..ساکنانِ برلین که به زیرزمین هایِ خود رفته بودند

00:29:20.920 --> 00:29:24.549
متعجب از این بودند که سرنوشتشون با آمدنِ
.روسها، چه خواهد شد

00:29:24.640 --> 00:29:27.279
(زبانِ روسی)

00:29:29.000 --> 00:29:32.356
ترجمه): حتی بچه ها هم از شهر خارج نشده)
.بودند

00:29:32.440 --> 00:29:35.352
.همشون در زیرزمین ها قرار گرفته بودند

00:29:37.720 --> 00:29:39.472
...من به داخلِ زیرزمین ها رفتم

00:29:39.600 --> 00:29:43.991
:و یادم میاد که اکثرا این جمله رو تکرار میکردند

00:29:45.520 --> 00:29:48.398
"کی میشه که این کابوس به اتمام برسه؟"

00:29:48.480 --> 00:29:54.874
...ناگهان در 22 آپریل

00:29:54.960 --> 00:29:58.919
...هیتلر و افسران از کنفرانسِ نظامی خارج شدند

00:29:59.000 --> 00:30:01.958
...و همشون چهره هایی سرد و

00:30:02.040 --> 00:30:08.388
...چشمهایی سیاه و ترسیده داشتند

00:30:08.480 --> 00:30:14.191
.و هیتلر از ما خواست که به اتاقِ انتظار برویم

00:30:14.280 --> 00:30:21.152
وی افرادی رو فرستاد تا "اوا براون"، منشی ها و
...آشپزها رو صدا کنند

00:30:21.240 --> 00:30:25.233
آشپزهایی که هنوز در برلین بودند و برایِ وی
.آشپزی میکردند

00:30:25.320 --> 00:30:29.916
...بعدش هیتلر اومد و با صدایی یکنواخت و

00:30:30.000 --> 00:30:35.279
نامهربانانه به طوری که تاحالا باهامون
:صحبت نکرده بود، به ما گفت

00:30:35.360 --> 00:30:38.989
".خانمها، خواهش میکنم وسایلتون رو جمع کنید"

00:30:39.080 --> 00:30:41.992
".شما باید به جنوب برید"

00:30:42.080 --> 00:30:46.471
".آخرین هواپیما حدودِ یک ساعت دیگه حرکت میکنه"

00:30:47.960 --> 00:30:51.839
:بعدش همه جارو سکوت فرا گرفت و هیتلر گفت
".نه، باید برید، همه چیز به پایان رسید"

00:30:51.920 --> 00:30:55.629
".هیچ امیدی نیست. باید برید"

00:30:55.720 --> 00:30:58.996
...همه جارو سکوت فرا گرفته بود و ما هم

00:30:59.080 --> 00:31:01.992
.متعجب شده بودیم

00:31:03.240 --> 00:31:08.314
...ناگهان "اوا براون" چند قدمی برداشت و

00:31:08.400 --> 00:31:11.039
:به نزدِ هیتلر رفت و گفت

00:31:11.120 --> 00:31:15.477
".اما من تورو تنها نمیذارم و کنارت میمونم "

00:31:15.600 --> 00:31:19.798
تو هم این رو میدونی که تنهات نمیذارم. سعی"
".نکن من رو بفرستی

00:31:19.880 --> 00:31:23.475
...بعدش هیتلر کاری متحیر کننده انجام داد که

00:31:23.560 --> 00:31:28.714
تا حالا انجام نداده بود و هیچ کسی تاحالا چنین
.چیزی رو از وی ندیده بود

00:31:28.800 --> 00:31:31.473
...وی لبهایِ "اوا براون" رو بوسید و

00:31:32.520 --> 00:31:40.029
...بعدش بقیۀ دخترها به همراهِ من

00:31:40.120 --> 00:31:44.318
".گفتیم که: "ما هم نمیریم و اینجا میمونیم

00:31:45.040 --> 00:31:48.828
...این اتفاق و شرایط در پناهگاهِ زیرزمینی

00:31:48.920 --> 00:31:52.230
.خیلی عالی بود

00:31:52.320 --> 00:31:54.550
...یک شخصی که غیرواقع بین هستش

00:31:54.680 --> 00:31:56.830
...نمیتونه بیان کنه که

00:31:56.920 --> 00:31:59.912
...شرایط و روحیۀ ما

00:32:00.000 --> 00:32:05.677
.چگونه مثلِ موج، بالا و پایین میشد

00:32:05.800 --> 00:32:10.920
گاهی اوقات تمامِ افراد شاد بودند و فکر میکردند و
:به خودشون میگفتند

00:32:11.000 --> 00:32:17.951
".خُب، الان نیروهایِ غربی برایِ آزادیِ برلین میان"

00:32:18.080 --> 00:32:20.435
...ژزف‌ گوبلز" یکی از بزرگترین"

00:32:20.520 --> 00:32:25.548
تصمیماتی رو که هیتلر در موردِ جنگ گرفته بود
:رو بیان میکرد و میگفت که

00:32:25.640 --> 00:32:30.555
...هیتلر مصمم هستش که

00:32:30.640 --> 00:32:34.872
دیگه بر علیه غرب نجنگه و فقط با شرق در برلین
...نبرد کنه

00:32:34.960 --> 00:32:38.999
و این بدین معنی خواهد بود که کشورهایِ قدرتمندِ
...غربی

00:32:39.080 --> 00:32:42.993
.در جنگیدن با روسیه به ما ملحق میشند

00:32:43.080 --> 00:32:46.277
این اتفاقات و بیانیه ها هر چند وقت صورت
.میگرفت

00:32:46.400 --> 00:32:52.589
و چند دقیقه بعد از اون، تمامِ افراد در موردِ
...خودکشی صحبت میکردند

00:32:52.680 --> 00:32:54.671
و اینکه چگونه برایِ این شرایط خودشون رو
.آماده کنند

00:32:54.760 --> 00:32:58.753
...ژزف‌ گوبلز" با جزئیات بیان میکرد که"

00:32:58.840 --> 00:33:05.234
چگونه به بچه هاش که در پناهگاهِ زیرزمینی بودند
.اجازه میده که کشته بشند

00:33:05.320 --> 00:33:06.753
(زبانِ آلمانی)

00:33:06.880 --> 00:33:10.873
ترجمه): بعد از چند روز، تلگرافی از طرفِ)
...هرمان‌ گورينگ‌" رسید که"

00:33:10.960 --> 00:33:13.952
"...گفته بود: "رهبرِ من

00:33:14.040 --> 00:33:19.068
"...رهبرِ عزیز من"
"...رهبرِ من"

00:33:21.760 --> 00:33:24.354
من میدونم که تو الان در شرایطِ سختی "
...قرار داری و متوقف شدی

00:33:24.480 --> 00:33:29.918
و دیگه آزادیِ کامل رو برایِ فرمان دادن در اختیار
".نداری

00:33:32.320 --> 00:33:37.394
طبقِ قانونِ جانشینی، حالا من به جایِ شما"
...میام و

00:33:37.480 --> 00:33:44.238
شرایط رو بر عهده میگیرم و نمایندۀ آلمان در
".مسائلِ داخلی و خارجی میشم

00:33:44.320 --> 00:33:47.915
".قربانت، گورینگ"

00:33:48.000 --> 00:33:54.155
.هیتلر خیلی در این مورد آشفته و سراسیمه شد

00:33:54.240 --> 00:33:58.472
وی رویِ صندلیش نشست و در ابتدا نتونست
.صندلیش رو نگه داره

00:34:00.480 --> 00:34:05.315
و "مارتین بورمان" هم آتیش بیاره معرکه شده
.بود و شرایط رو بدتر کرد

00:34:05.400 --> 00:34:08.631
:بعدش هیتلر گفت

00:34:08.720 --> 00:34:13.475
وقتی به من اولتيماتوم میدند، پس یعنی واقعا"
".دیگه همه چیز به اتمام رسیده

00:34:13.560 --> 00:34:19.476
...یه روز یکی از افرادِ خبرنگار و نشریاتی اومد و

00:34:19.560 --> 00:34:22.597
...خبر آورد که

00:34:22.680 --> 00:34:29.313
فکر کنم از خبرگذاری هایِ رادیویی و رویترز-
...شنیده بود

00:34:29.400 --> 00:34:34.520
...خبرآورد که هیملر با

00:34:34.600 --> 00:34:38.036
درموردِ قبولِ شکست و تسلیم  "Graf Bernadotte"
.شدن مذاکره کرده

00:34:38.120 --> 00:34:40.714
...و هیتلر هم خیلی ناراحت شد

00:34:40.800 --> 00:34:45.828
...چونکه هیملر یارِ وفادار و قهرمانِ وی بود و

00:34:45.960 --> 00:34:48.758
...همچنین امین ترین فردش

00:34:48.840 --> 00:34:54.597
و حالا هیتلر متوجه شده بود که هیملر قصد داشته
.تا بهش خیانت کنه

00:34:54.680 --> 00:35:01.074
وی خیلی ناگهانی یادش اومد که سمی که
...برایِ خودش داشت

00:35:01.200 --> 00:35:04.909
توسطِ یکی از افرادِ "هیملر" به دستش رسیده
...بود و

00:35:05.040 --> 00:35:08.157
...وی بدگمان شد که شاید

00:35:08.240 --> 00:35:12.631
هیملر" سعی داشته تا نیرنگ بزنه و کارِ کثیفی"
...انجام بده و

00:35:12.720 --> 00:35:19.558
به جایِ سم، بهش چیزی داده باشه که وی رو
...بیهوش کنه

00:35:19.640 --> 00:35:25.237
و بعدش وی رو برخلافِ خواستش به خارج از
...پناهگاه منتقل کنند و

00:35:25.320 --> 00:35:28.278
.به دشمن تحویلش بدند

00:35:28.360 --> 00:35:33.992
و برایِ آزمایش کردنِ اون سم و همچنین بررسی
...فرضیاتش

00:35:34.080 --> 00:35:39.712
دکتری خبر کرد تا کپسولِ سم رو، رویِ یک سگ
.امتحان کنند

00:35:39.800 --> 00:35:44.316
.بنابراین با سگش خداحافظی کرد

00:35:44.400 --> 00:35:50.669
فکر کنم سگ در کنارِ "ایوا براون" قرار داشت و
...پس از وی، مهمترین چیز برایِ هیتلر بود و

00:35:50.760 --> 00:35:53.354
وقتی اون سگ که اسمش "بلوندی" بود کپسول
.رو خورد، سریعا مردش

00:36:16.440 --> 00:36:19.637
...برایِ تعدادِ کمی که ضدِ حزبِ نازیِ آلمان بودند

00:36:19.720 --> 00:36:23.076
.روسها مانند آزادی گرایان و آزادکنندگان بودند

00:36:24.080 --> 00:36:26.548
...در صبحِ روزِ سه شنبه، 24اُم

00:36:26.640 --> 00:36:29.598
خیلی ناگهانی متوجه شدیم که "گشتاپو" ناپدید
.شده

00:36:29.680 --> 00:36:36.358
در طولِ شب، تمامِ زندان، دارایِ نگهبانانِ معمولی
...بود

00:36:36.440 --> 00:36:40.592
.یعنی افرادی پیر و نامرتب

00:36:40.680 --> 00:36:43.069
...وقتی که ما چنین چیزی رو دیدیم

00:36:43.160 --> 00:36:49.554
خیلی از یونیفرم هایِ پلیسِ "گشتاپو" اونجا
.مونده بودند

00:36:49.640 --> 00:36:53.872
:ما به همون نگهبانانِ معمولی گفتیم
...وقتی که روس ها بیان و اینجارو تسخیر کنند"

00:36:53.960 --> 00:36:59.398
.شما کسانی هستید که کشته میشید، نه ما"
".پس مارو آزاد کنید

00:36:59.480 --> 00:37:01.550
. ...اونا خیلی

00:37:01.640 --> 00:37:06.794
.اونا گفتند که: "نه، ما نمیتونیم اینکار رو کنیم
".امشب پلیسِ "گشتاپو" برمیگرده

00:37:06.880 --> 00:37:11.158
و در بعد از ظهرِ روزِ سه شنبه، ما با اونا به
:توافق رسیدیم و گفتیم

00:37:11.240 --> 00:37:15.074
...ببینید، ما ازینجا میایم بیرون و"

00:37:15.160 --> 00:37:18.232
...رویِ پشتِ بام نگهبانی میدیم

00:37:18.320 --> 00:37:23.189
و آمدنِ ارتشِ روسیه رو مشاهده میکنیم و
".منتظر میشیم

00:37:23.280 --> 00:37:29.753
به محضِ اینکه صدایِ توپخانه ها و شلیکِ"
...روس هارو شنیدیم

00:37:29.880 --> 00:37:33.634
".باید مارو کامل آزاد کنید و بذارید که بریم
".اونا هم گفتند: "باشه

00:37:33.720 --> 00:37:35.836
...وقتی که در زندان، درب باز شد

00:37:35.920 --> 00:37:38.275
بینِ ما یک دکترِ یهودی حضور داشت که روسی
...بود

00:37:38.400 --> 00:37:42.951
.بودش  "Sachsenhausen" و در اردوگاهِ کارِ اجباریِ

00:37:43.080 --> 00:37:45.514
...من نمیدونم که چرا

00:37:45.600 --> 00:37:49.593
یک ماهِ پیش، پلیسِ "گشتاپو" وی رو به این
...زندان فرستاده بود

00:37:49.680 --> 00:37:54.356
.تا بدترین کارهارو اونجا انجام بده

00:37:54.440 --> 00:37:58.718
ما نمیتونستیم باهاش زیاد ارتباط برقرار کنیم
.اما میشناختیمش

00:37:58.800 --> 00:38:03.669
بعدش وقتی آزاد شدیم اون به عنوانِ یک روسی
کجا میخواست بره؟

00:38:03.800 --> 00:38:05.950
".من بهش گفتم: "با ما بیا

00:38:06.040 --> 00:38:09.237
".مادر زنم بهت غذا میده. بیا به زیرزمینِ ما"

00:38:09.320 --> 00:38:14.997
وی با من اومد و وقتی اولین گروه از نیروهایِ
...روسیه دو روز بعد اومد

00:38:15.120 --> 00:38:18.829
وی سربازان رو دمِ درب دید و به زبانِ روسی
:باهاشون صحبت کرد و گفت

00:38:18.920 --> 00:38:22.469
".همۀ ما در زیرزمین ضدِ فاشیست هستیم "

00:38:22.560 --> 00:38:26.314
...وقتی بالاخره روس ها اومدند

00:38:26.400 --> 00:38:33.511
حداقل اولین دسته از نیروهایِ جنگنده که وارد
...شده بودند

00:38:33.600 --> 00:38:36.398
...ساعت هامون رو ازمون گرفتند و البته

00:38:36.480 --> 00:38:38.630
.خیلی مواظب و محتاط بودند

00:38:38.720 --> 00:38:40.950
.میتونستیم این قضیه رو درک کنیم

00:38:41.040 --> 00:38:46.034
اون سربازان چیزهایی که دوست داشتند رو از ما
.گرفتند اما خیلی مرتب و منظم باهامون برخورد کردند

00:38:46.160 --> 00:38:48.469
...اونا اینجا در این خانه موندند و

00:38:48.560 --> 00:38:54.237
3یا 4 نفر از اونا که افسرانِ عالی رتبه بودند در
.این اتاق زندگی کردند

00:38:54.320 --> 00:38:56.709
...اونا ساعت 8 صبح بیدار میشدند و

00:38:56.800 --> 00:38:59.519
ساعت 9 به محلی در برلین میرفتند به نامِ
..."تیرگارتن"

00:38:59.600 --> 00:39:01.591
...که ازینجا زیاد دور نیست

00:39:01.680 --> 00:39:05.116
...و پشتِ این منطقه، دفترِ مرکزی قرار داشت

00:39:05.200 --> 00:39:07.634
.جاییکه هیتلر هنوز در اونجا بود و نبرد میکرد

00:39:07.720 --> 00:39:10.314
...اونا میرفتند و کارشون رو انجام میدادند و

00:39:10.400 --> 00:39:14.712
ساعتِ 5 بعد از ظهر خیلی فعال و شیک
...برمیگشتند

00:39:14.800 --> 00:39:21.114
...و بعدش از من میخواستند تا پیانو بزنم و

00:39:21.240 --> 00:39:26.075
.و براشون آهنگی اجرا کنم

00:39:26.200 --> 00:39:29.909
.بعدش باهم نوشیدنی میخوردیم و آهنگ میخوندیم

00:39:30.000 --> 00:39:33.709
.ناگهان اولین سربازهایِ روسی رو دیدیم

00:39:34.600 --> 00:39:37.956
...اونا درب رو زدند

00:39:38.040 --> 00:39:41.874
.وارد شدند و خیلی مهربون برخورد کردند

00:39:41.960 --> 00:39:47.273
...اونا به مادرم و من گفتند که

00:39:47.360 --> 00:39:51.911
...اگر سربازِ آلمانی در خانه هستش

00:39:52.000 --> 00:39:54.992
.یا سلاحی داریم تحویل بدیم

00:39:55.120 --> 00:39:57.475
.بعدش رفتند

00:39:57.560 --> 00:40:04.033
.اما گروهِ بعدیِ روس ها متفاوت بودند

00:40:04.120 --> 00:40:10.719
یکی از اونا به من و یکی دیگه از اعضایِ خونه
.تجاوز کرد

00:40:10.800 --> 00:40:14.634
دوتا از خانمهایی که در خانۀ مجاور بودند کشته
...شدند و

00:40:14.720 --> 00:40:19.669
ما نتونستیم دفنشون کنیم، چونکه شلیک ها
.و تیراندازی ها هنوز ادامه داشت

00:40:19.760 --> 00:40:22.433
:وقتی روس ها اومدند از ما پرسیدند

00:40:22.520 --> 00:40:25.671
خانم هاتون کجا هستند؟"
... "میخوایم خانم هاتون رو بگیریم

00:40:25.760 --> 00:40:30.276
"،و مدام به آلمانی میگفتند "خانم،خانم،خانم

00:40:30.360 --> 00:40:35.912
...من فریبشون دادم و اونارو

00:40:36.000 --> 00:40:39.390
.بردم پیشِ دوتا از خانمهایی که مرده بودند

00:40:39.480 --> 00:40:42.790
فرشی رو که دورشون پیچیده بودم باز کردم و
".گفتم: "اینا خانم هایِ من هستند

00:40:42.880 --> 00:40:45.474
".من نمیتونم به شما خانمی بدم"

00:40:45.560 --> 00:40:49.599
این دوتا تنها خانم هایی هستند که ما"
".میشناختیم و اینجا بودند

00:40:49.680 --> 00:40:55.118
...و برخی از روس ها وقتی این صحنه رو دیدند

00:40:55.240 --> 00:40:57.879
...صلیب کشیدند

00:40:57.960 --> 00:41:02.476
..و دعا کردند که اینکارشون خیلی متحیر کننده بود

00:41:02.560 --> 00:41:09.079
و بعدش بلند شدند و من رو بوسیدند چونکه فکر
..میکردند که من شخصی هستم که دیگه زن ندارم

00:41:09.160 --> 00:41:14.917
...و به من هدیه، سیگار و نان دادند و

00:41:15.000 --> 00:41:18.959
...روی شونۀ من زدند و رفتند

00:41:19.080 --> 00:41:24.950
و چیزهایی رو که میخواستند گرفتند، احتمالا از
.خانۀ بعدی یا خیابانِ بعدی

00:41:25.040 --> 00:41:28.635
هر شب من عادت داشتم تا به خانه بروم و مادرم
...رو ببینم

00:41:28.720 --> 00:41:33.111
...چیزی برایِ خوردن به همراهِ سیگار بگیرم

00:41:33.200 --> 00:41:36.749
...چونکه هنگامِ روز غذایی دریافت نمیکردیم

00:41:36.880 --> 00:41:41.715
...و مادرم هر شب

00:41:41.800 --> 00:41:44.837
خیلی خوش شانس بود که میتونست من رو
.دوباره ببینه

00:41:44.920 --> 00:41:51.109
مادرم و همچنین بقیۀ افرادی که در منزل بودند
:به من گفتند

00:41:51.200 --> 00:41:53.395
...یونیفرمت رو در بیار"

00:41:53.480 --> 00:41:59.316
".اینجا بمون و به میدانِ نبرد برنگرد

00:42:00.480 --> 00:42:03.119
".من همیشه میگفتم: "نه، نمیتونم اینکار رو بکنم

00:42:03.200 --> 00:42:08.069
من نمیتونستم در منزل در امنیت بمونم و
.دوستانم در میدانِ نبرد بجنگند

00:42:14.520 --> 00:42:18.877
نبردِ برلین یکی از سخت ترین نبردهایِ دورانِ جنگ
.بود

00:42:18.960 --> 00:42:22.270
روس ها بیشتر از 100.000 نفر از افرادشون رو از
.دست دادند

00:42:33.440 --> 00:42:37.479
.تلفاتِ کلیِ آلمان معلوم نیست

00:42:55.960 --> 00:42:59.077
(زبانِ روسی)

00:43:00.760 --> 00:43:04.833
.ترجمه): حمله به برلین ادامه داشت)

00:43:04.920 --> 00:43:09.311
...حلقۀ محاصره در تمامِ شهر و مرکزِ برلین

00:43:09.480 --> 00:43:12.631
.تنگتر و تنگتر میشد

00:43:12.720 --> 00:43:14.915
...تنها چند یارد ما رو از

00:43:15.000 --> 00:43:17.958
...آشیانه و مقرِ فرماندهیِ هیتلر یعنی

00:43:18.040 --> 00:43:19.951
مرکزِ فرماندهی و کاخِ شاهنشاهی، جدا کرده
.بود

00:43:20.560 --> 00:43:24.792
پس از اون هیتلر شروع به گفتنِ آخرین خواسته هاش
.کرد

00:43:24.880 --> 00:43:29.317
در ابتدا وی خواسته هایِ شخصی و خصوصیش
...رو به من گفت

00:43:29.440 --> 00:43:34.275
.و پس از اون شهادت نامۀ سیاسیش رو بیان کرد

00:43:35.280 --> 00:43:38.431
...و من باید اعتراف کنم که

00:43:38.520 --> 00:43:45.915
...من در ابتدا خیلی هیجان زده بودم

00:43:46.000 --> 00:43:53.429
چونکه من انتظار داشتم که اولین و تنها شخصی
...هستم که

00:43:53.520 --> 00:43:57.593
...از مسائل با خبر میشه

00:43:57.680 --> 00:44:02.071
...و از تعاریف و اعلام ها

00:44:02.200 --> 00:44:06.079
...و دلایلِ اینکه چرا جنگ به اتمام رسید و

00:44:06.160 --> 00:44:10.358
...اینکه چرا هیتلر نتونست دشمن رو متوقف کنه

00:44:10.480 --> 00:44:14.598
و عاقبتِ داستان این بشه و همچنین از پیشرفت ها
.آگاه میشم

00:44:14.680 --> 00:44:20.516
.من فکر میکردم که حالا با حقیقت روبرو میشم

00:44:21.720 --> 00:44:24.837
...و قلبم داشت تند تند میزد

00:44:24.920 --> 00:44:29.357
.وقتیکه گفته هایِ هیتلر رو نوشتم

00:44:29.440 --> 00:44:32.193
.اما وی چیزِ جدیدی نگفت

00:44:32.280 --> 00:44:37.912
.وی جمله هایِ قدیمیش رو بیان کرد

00:44:38.000 --> 00:44:43.358
...وی تهمت ها و اتهام هایِ وارد شده رو بیان کرد

00:44:43.440 --> 00:44:49.834
...و عهدی که در موردِ انتقام از دشمن و

00:44:49.920 --> 00:44:54.948
.نظامِ سرمایه داریِ یهودیان رو خورده بود، بیان کرد

00:44:55.040 --> 00:44:59.272
...بعدش در بندِ دومِ شهادت نامۀ سیاسی

00:44:59.360 --> 00:45:04.434
...حکومت و دولتی جدید را

00:45:04.520 --> 00:45:06.829
.اعلام کرد

00:45:06.920 --> 00:45:10.037
(زبانِ آلمانی)

00:45:13.280 --> 00:45:16.875
ترجمه): "اوا براون" در این زمان "هیتلر" رو راضی)
...کرده بود و

00:45:16.960 --> 00:45:23.229
همچنین هیتلر میخواست که بدونِ آمادگی و
.سریع با وی عروسی کنه

00:45:30.360 --> 00:45:37.994
برای انجامِ اینکار، اونا یک مقامِ رسمی رو از
...وزارتِ تبلیغات خبر کردند

00:45:38.080 --> 00:45:41.789
.تا کارهایِ رسمی رو انجام بده

00:45:41.880 --> 00:45:47.034
...من به بقیۀ افراد در دفترِ کارِ هیتلر پیوستم و

00:45:47.120 --> 00:45:50.476
...اونا دورِ یک میزی نشسته بودند

00:45:50.640 --> 00:45:55.919
.و من هم باید به "اوا براون" تبریک میگفتم

00:45:56.000 --> 00:46:01.870
من یه مقدار در موردِ چیزی که میخواستم بگم
...خجالتی بودم

00:46:01.960 --> 00:46:04.793
...و با وی دست دادم و

00:46:04.880 --> 00:46:10.034
اون گفت:" حالا میتونی من رو خانمِ هیتلر صدا
.بزنی" و من هم همین کار رو کردم

00:46:11.000 --> 00:46:14.549
:رویِ موشک ها نوشته شده بود
".این واسه (پارلمان‌ آلمان‌) رايشتاگ‌ هستش"

00:46:20.200 --> 00:46:25.752
بقیه میگفتند: " شهرِ استالین گراد رو به خاطر
".بیار"، " اوکراین رو به خاطر بیار

00:46:25.840 --> 00:46:30.516
زنهایِ بیوه و بچه ها رو به خاطر بیار"، "اشکهارو"
".به خاطر بیار

00:46:32.920 --> 00:46:34.831
(زبانِ آلمانی)

00:46:34.920 --> 00:46:40.040
.ترجمه): هیتلر حالا نتیجه گیری کرده بود)

00:46:40.120 --> 00:46:43.317
.وی از همه خداحافظی کرد

00:46:43.400 --> 00:46:46.676
.من آخرین نفری بودم که هیتلر به نزدش رفت

00:46:47.720 --> 00:46:53.955
".هیتلر به من گفت: "من دستورِ فرار دادم

00:46:55.040 --> 00:46:58.032
".تو باید با گروه ازینجا فرار کنی"

00:46:58.120 --> 00:47:03.274
".به یکی از گروه ها بپیوند و بسمتِ غرب برو"

00:47:05.000 --> 00:47:11.678
بعدش من از هیتلر پرسیدم: "حالا باید برایِ کی
"بجنگیم؟

00:47:11.760 --> 00:47:15.116
:بعدش هیتلر در پاسخ با صدایی یکنواخت گفت

00:47:15.200 --> 00:47:17.839
".برایِ شخصی که جایِ من میاد"

00:47:17.920 --> 00:47:24.314
من به وی ادایِ احترام کردم. وی با من دست داد
.و من هم از اتاق خارج شدم

00:47:24.400 --> 00:47:28.632
...بعدش ناگهان صدایِ شلیک رو شنیدم

00:47:28.760 --> 00:47:33.311
.و خیلی واضح بود که از داخلِ پناهگاهِ زیرزمینی بود

00:47:33.400 --> 00:47:40.909
...چونکه صدایِ شلیک هایی که بیرون صورت میگرفت

00:47:41.000 --> 00:47:45.551
.میدونستیم چجوری هستند

00:47:45.640 --> 00:47:51.317
..."پسرِ کوچیکِ "گوبلز

00:47:51.400 --> 00:47:55.757
.متوجه شد که یک شلیکِ دیگه هم صورت گرفت

00:47:55.880 --> 00:48:01.671
".وی گفت: "اوه، دقیقا به وسطِ هدف خورد

00:48:01.760 --> 00:48:06.515
من هم گفتم آره درست میگی، دقیقا به وسطِ
.هدف خورد

00:48:06.600 --> 00:48:09.478
(زبانِ آلمانی)

00:48:09.560 --> 00:48:12.632
..ترجمه): من به همراهِ "بورمان" به اتاقِ کارِ هیتلر)

00:48:12.720 --> 00:48:19.592
...رفتم و اونجا دیدیم که

00:48:20.680 --> 00:48:24.878
...هیتلر در سمتِ چپِ کاناپه نشسته

00:48:24.960 --> 00:48:31.115
و صورتش هم رو به پایین هستش و به سمتِ
...راست مایل شده

00:48:31.200 --> 00:48:37.036
و متوجه شدیم که هیتلر با سلاحِ 7.65 کالیبری
.به گیجگاهِ خود شلیک کرده

00:48:38.040 --> 00:48:40.679
...خون در رویِ فرش جاری بود

00:48:40.760 --> 00:48:46.392
و در این میان مقداری خون هم رویِ کاناپه پاشیده
.شده بود

00:48:52.720 --> 00:48:57.840
.اوا براون" سمتِ راستِ وی نشسته بود"

00:48:57.920 --> 00:49:02.948
...وی پاهاش رو رویِ کاناپه قرار داده بود

00:49:03.040 --> 00:49:06.237
و اونجا نشسته بود و لبهاش به هم چسبیده
...بود

00:49:06.320 --> 00:49:09.596
...و خیلی سریع متوجه شدیم که وی

00:49:09.680 --> 00:49:12.194
.سیانور خورده

00:49:14.200 --> 00:49:17.158
...من از گردنِ هیتلر گرفتم

00:49:17.240 --> 00:49:21.995
و پشتِ من دو نفر از محافظانِ شخصیِ وی نیز
...حضور داشتند

00:49:23.880 --> 00:49:29.955
.بنابراین هیتلر رو بلند کردیم و به پارک بردیم

00:49:34.120 --> 00:49:39.035
...در پارک، بدن هاشون رو در کنارِ هم قرار دادیم

00:49:39.160 --> 00:49:42.391
.و روشون بنزین ریختیم

00:49:44.440 --> 00:49:49.309
...در پارکِ مرکزِ فرماندهی در همه جا آتش برپا

00:49:51.440 --> 00:49:53.510
...شده بود و همه چیز سوخته بود

00:49:53.600 --> 00:49:58.833
بنابراین نمیتونستیم با کبریتِ معمولی
.جنازه هارو بسوزانیم

00:50:04.960 --> 00:50:08.794
به همین دلیل من با چندتا برگه از دفتر یه فتیله
...درست کردم و

00:50:08.880 --> 00:50:13.795
بورمان هم که به طبقۀ بالا رفته بود و جنازه هایِ
...دیگه مثلِ

00:50:13.880 --> 00:50:18.795
دکتر "گوبلز"، "برگدولف" و برخی دیگه از افسران
...رو آورده بود

00:50:18.880 --> 00:50:25.035
اون فتیله رو روشن کرد و من هم بسمتِ جسدها
...پرت کردم

00:50:25.120 --> 00:50:29.477
.و در یک لحظه تمامِ جسدها آتش گرفت

00:50:37.280 --> 00:50:39.111
(زبانِ روسی)

00:50:39.200 --> 00:50:42.078
...ترجمه): اون شب ما اولین نفرات بودیم)

00:50:42.160 --> 00:50:45.391
.که در مرکزِ فرماندهی نبرد کردیم

00:50:47.840 --> 00:50:54.154
هدفمون این بود که پرچممون رو رویِ ساختمان
.نصب کنیم

00:50:54.280 --> 00:50:56.032
.گروهی از ما حضور داشت

00:50:56.120 --> 00:51:00.318
"گروهِ ما شاملِ من، "سلجن"، "الیمو" و "اوزبک
...میشد

00:51:00.400 --> 00:51:03.551
که "اوزبک" کمونیستی جوان و مسئولِ
.سازمان دهیِ لشگر بود

00:51:03.640 --> 00:51:07.189
وی به همراهِ کمونیست هایِ جوانش، با ما
.به نبرد پرداخت

00:51:07.280 --> 00:51:11.068
اونا از من محافظت کردند و من رو پوشش دادند و
.من جنگیدم تا پرچم رو بالا بکشم

00:51:11.160 --> 00:51:13.071
...اونا پرچم رو به من دادند تا

00:51:13.160 --> 00:51:15.799
.بتونم به داخلِ ساختمان برم و نصبش کنم

00:51:15.880 --> 00:51:17.871
...هنگامِ داخل شدن به ساختمان

00:51:17.960 --> 00:51:22.158
.از پله ها بالا رفتیم تا به اتاقِ زیرِ شیروونی برسیم

00:51:23.880 --> 00:51:29.955
برخی از فاشیست ها با ما روبرو شدند و به
.سرِ "سلجن" شلیک کردند و وی افتاد

00:51:30.080 --> 00:51:32.514
...وقتی که من مجبور بودم به بالا برم تا پرچم رو

00:51:32.600 --> 00:51:36.309
.نصب کنم، دوستاش سریعا به نزدش رفتند

00:51:42.560 --> 00:51:46.189
من باید از طریقِ سوراخی که به خاطرِ شلیک ها
...به وجود اومده بود به پشتِ بام میرفتم

00:51:46.280 --> 00:51:49.590
من با یک سیمِ تلگراف پرچمِ قرمزمون رو محکم
.کردم و نصب نمودم

00:51:53.640 --> 00:51:57.076
چطوری؟ -
...تو یکی از سربازهایِ "استالین" هستی -

00:51:57.160 --> 00:52:00.550
.و من خیلی خوشحالم که دیدمت

00:52:02.680 --> 00:52:06.150
وقتی نیروهایِ شرق و غرب در آلمان باهم روبرو
...شدند

00:52:06.240 --> 00:52:10.711
.مدتِ کوتاهی همه باهم دوست و مهربان بودند

00:52:10.800 --> 00:52:14.759
.خب، ما با هم برایِ یک هدف جنگیدیم -
.بله -

00:52:14.840 --> 00:52:21.234
آرزویِ بهترین هارو برات دارم رفیق. خیلی
.خوشحالم که دیدمت

00:52:21.320 --> 00:52:25.757
(زبانِ روسی) -
.ممنونم -

00:52:25.840 --> 00:52:29.549
ما زبانت رو نمیفهمیم اما منظورمون با هم یکی
.هستش

00:52:46.280 --> 00:52:51.718
ارتشِ سرخِ روسیه خودشون رو آزادی کننده
.میدونستند نه خونخواه

00:53:01.440 --> 00:53:04.796
اما جنایاتی که دولتِ هیتلر انجام داده بود باید
...تلافی میشد

00:53:04.880 --> 00:53:07.952
و این آلمانی هایِ معمولی بودند که سختی
.کشیدند و همه چیز سرشون تلافی شد

00:53:07.953 --> 00:53:18.953
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.
