﻿WEBVTT

00:00:04.750 --> 00:00:12.750
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:20.550 --> 00:00:25.200
‫[ویلو]

00:00:25.450 --> 00:00:29.300
‫[دیباچه]

00:00:35.041 --> 00:00:36.333
‫در دورانی خوفناک،

00:00:37.291 --> 00:00:38.625
‫کودکی به دنیا اومد.

00:00:40.125 --> 00:00:43.791
‫کودکی به نام الورا دانان
‫که سرنوشتش نجات دنیامون بود.

00:00:45.125 --> 00:00:47.875
‫دو قهرمان دور از انتظار،
‫الورا رو که نیروهایی خبیث...

00:00:47.958 --> 00:00:51.458
‫همیشه دنبالش بودن، نجات دادن.

00:00:52.250 --> 00:00:53.583
‫نلوینی کشاورز...

00:00:53.666 --> 00:00:55.291
‫که آرزوی ساحر شدن داشت، نجاتش داد.

00:00:55.375 --> 00:00:59.708
‫ویلو دل پاکی داشت
‫و همیشه شجاعت به خرج می‌داد.

00:01:00.625 --> 00:01:02.958
‫اون یکیشون...

00:01:03.041 --> 00:01:07.041
‫سارقی دروغگو، سرکش و به شدت متکبر بود.

00:01:08.916 --> 00:01:11.041
‫با مادمارتیگان ازدواج کردم.

00:01:12.625 --> 00:01:13.750
‫چی بگم؟

00:01:15.458 --> 00:01:17.541
‫جوان بودم دیگه.

00:01:21.750 --> 00:01:25.000
‫مادرم، ملکه باوموردا رو
‫با همدیگه شکست داده...

00:01:25.083 --> 00:01:26.875
‫و قلمرو تیر آسلین رو...

00:01:26.958 --> 00:01:29.833
‫از شر طلسمش نجات دادیم.

00:01:34.833 --> 00:01:36.666
‫خیال می‌کردیم جنگ به اتمام رسیده.

00:01:37.458 --> 00:01:39.208
‫ولی مدت کوتاهی
‫بعد از بازگشت ویلو به خونه،

00:01:40.541 --> 00:01:42.166
‫تصویری بهش الهام شد.

00:01:45.250 --> 00:01:46.375
‫بهش الهام شد روزی...

00:01:46.916 --> 00:01:51.541
‫موجود باستانی خبیثی مجددا برمی‌خیزه،
‫شهبانوی آینده رو نابود می‌کنه...

00:01:51.625 --> 00:01:54.500
‫و پایان کار ایشون
‫دوران تاریک جدیدی رو رقم می‌زنه.

00:01:55.958 --> 00:01:58.875
‫بدین ترتیب، الورا رو مخفی کرده...

00:01:58.958 --> 00:02:00.875
‫و هویت واقعیش رو از همه،

00:02:02.458 --> 00:02:03.583
‫حتی از خودش مخفی کردن.

00:02:05.083 --> 00:02:07.333
‫جور دیگه‌ای نمی‌شد
‫ازش محافظت کنم.

00:02:07.334 --> 00:02:09.750
‫[فصل یکم]
‫[گیل‌ها]

00:02:10.750 --> 00:02:17.750
..:: بلبل جان تقدیم میکند ::..
<font color=#FFFF00>

00:02:17.950 --> 00:02:24.950
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:02:40.708 --> 00:02:41.750
‫داشتم شکستت می‌دادم.

00:02:43.250 --> 00:02:44.875
‫خودت رو سرزنش نکن.

00:02:45.666 --> 00:02:46.750
‫هم مهارت مطرحه،

00:02:47.833 --> 00:02:48.833
‫هم استعداد.

00:02:49.333 --> 00:02:50.458
‫من هم بااستعدادم،
‫هم ماهرم.

00:02:50.541 --> 00:02:52.333
‫خیلی هم متکبری.

00:02:52.958 --> 00:02:54.000
‫باید باشم دیگه.

00:02:55.583 --> 00:02:57.791
‫از کجا معلوم؟
‫شاید چند سال دیگه واقعا شکستم دادی.

00:02:57.875 --> 00:03:01.125
‫اگه اون سنگه شل نبود،
‫شکستت داده بودم.

00:03:01.208 --> 00:03:03.250
‫اجرای استادانه حرکات مهم نیست جید،

00:03:03.333 --> 00:03:05.166
‫وقف یافتن با محیط مهمه.

00:03:05.833 --> 00:03:08.125
‫من هم در این زمینه
‫از تو ماهرترم.

00:03:08.208 --> 00:03:11.083
‫آره، از هر نظر برتر هستین علیاحضرت.

00:03:12.791 --> 00:03:14.666
‫یه روزی ثابت می‌کنم.

00:03:17.041 --> 00:03:19.125
‫بگو که هنوز به فکرش نیستی.

00:03:20.291 --> 00:03:22.208
‫مثلا بریم اون طرف دیواره...

00:03:22.291 --> 00:03:25.375
‫و ماجراجویی‌های خفنی رو
‫که همیشه می‌گفتیم...

00:03:27.708 --> 00:03:29.000
‫تجربه کنیم.

00:03:33.625 --> 00:03:35.500
‫کیت، امروز با بالانتاین صحبت کردم...

00:03:36.708 --> 00:03:37.708
‫- خب؟
‫- شاهدخت!

00:03:38.791 --> 00:03:40.083
‫از ملکه خبری آوردم.

00:03:40.166 --> 00:03:41.708
‫محاصره‌مون کردن؟

00:03:41.791 --> 00:03:43.333
‫باید لباس مناسب شام بپوشین.

00:03:44.000 --> 00:03:47.416
‫علیاحضرت انتظار دارن خاندان سلطنتی
‫گالادورن به زودی از راه برسن.

00:03:47.500 --> 00:03:50.458
‫فرض می‌کنم برادرم رو هم فراخوندن
‫که آبی به دست و روش بزنه؟

00:03:50.541 --> 00:03:55.416
‫درسته. گمون کنم شاهزاده
‫مشغول شکار تو جنگل غربی هستن.

00:03:55.500 --> 00:03:57.833
‫شکار؟
‫یعنی امروز داره کی رو شکار می‌کنه؟

00:04:09.750 --> 00:04:11.250
‫زیاده‌روی کردم؟

00:04:11.333 --> 00:04:12.333
‫نه. اِم...

00:04:13.416 --> 00:04:14.708
‫- داری می‌لرزی.
‫- واقعا؟

00:04:14.791 --> 00:04:17.541
‫- آره.
‫- چه بدونم. آخه...

00:04:17.625 --> 00:04:19.250
‫چنین تأثیری روم می‌ذاری.

00:04:19.333 --> 00:04:23.541
‫به عمرم چنین تجربه‌ای نداشتم.

00:04:23.625 --> 00:04:24.708
‫من هم همین‌طور.

00:04:24.791 --> 00:04:26.791
‫ولی خیال نمی‌کردم
‫تو هم چنین حسی بهم داشته باشی.

00:04:28.000 --> 00:04:30.083
‫منظورت چیه؟ واسه چی نداشته باشم؟

00:04:30.958 --> 00:04:33.291
‫آخه آوازه به خصوصی داری.

00:04:33.375 --> 00:04:35.375
‫خودت نشنیدی پشت سرت چی می‌گن،

00:04:35.458 --> 00:04:36.833
‫البته خودم می‌دونم الکی می‌گن.

00:04:39.541 --> 00:04:42.166
‫احتمالا بعضی حرف‌هاشون الکی نباشه.

00:04:42.250 --> 00:04:44.666
‫ولی قبلا اون شکلی بودم.
‫قبلا اون شکلی بودم.

00:04:44.750 --> 00:04:48.458
‫دیگه چنین آدمی نیستم.

00:04:48.541 --> 00:04:49.541
‫اریک، من خیلی دوستت دارم.

00:04:53.500 --> 00:04:55.041
‫حضرت والا.

00:04:55.458 --> 00:04:58.083
‫سلام کیس. عجب اخمی کردی.

00:04:58.166 --> 00:05:01.500
‫کل حیطه غربی رو دنبال شما می‌گشتم،

00:05:01.583 --> 00:05:03.458
‫واقعا امیدوار بودم امروز بعدازظهر
‫مشغول چنین کاری باشم.

00:05:03.541 --> 00:05:05.125
‫هر کاری از دستم بر بیاد،
‫واسه دوستانم می‌کنم.

00:05:05.208 --> 00:05:08.375
‫عبور پادشاه هاستور با میزبانان زیادی رو
‫از دره رؤیت کردن.

00:05:08.458 --> 00:05:10.250
‫تا غروب به تیر آسلین می‌رسن.

00:05:10.333 --> 00:05:14.250
‫متأسفانه مادرتون تأکید کردن
‫وقتی از راه رسیدن، آماده باشین.

00:05:14.333 --> 00:05:16.583
‫خب، به نظرت منظورش از «آماده» چیه؟

00:05:16.666 --> 00:05:19.500
‫خب، گمون کنم یعنی
‫گل و علف به لباستون نچسبیده باشه.

00:05:19.583 --> 00:05:21.333
‫آها، خب، موارد خاصی مد نظرشه.

00:05:40.333 --> 00:05:42.000
‫«کسوف» رو می‌برم اصطبل.

00:05:42.083 --> 00:05:43.833
‫خودت که می‌دونی
‫امشب باید بیای دیگه، مگه نه؟

00:05:44.333 --> 00:05:45.333
‫- نه.
‫- چرا.

00:05:45.416 --> 00:05:46.583
‫- واقعا؟
‫- آره.

00:05:46.666 --> 00:05:49.125
‫خودت که می‌دونی از لباس مجلسی خوشم نمیاد.

00:05:49.208 --> 00:05:50.541
‫مجبوری تحمل کنی،

00:05:50.625 --> 00:05:53.875
‫آخه اگه تو نباشی،
‫جون سالم به در نمی‌برم.

00:05:54.375 --> 00:05:56.416
‫- می‌خواستی چی بهم بگی؟
‫- کی؟

00:05:56.500 --> 00:05:58.625
‫امروز گفته بودی با بالانتاین صحبت کردی.

00:05:59.083 --> 00:06:00.875
‫آره. می‌تونیم بعدا صحبت کنیم.

00:06:03.208 --> 00:06:04.416
‫خیلی‌خب، خوش گذشت.

00:06:08.291 --> 00:06:10.083
‫باشه، خداحافظ. خداحافظ.

00:06:10.166 --> 00:06:11.166
‫- یه ماچ دیگه.
‫- وای. اوهوم.

00:06:12.208 --> 00:06:13.416
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب، باید بری.
‫- خیلی‌خب.

00:06:13.500 --> 00:06:14.708
‫واقعا باید بری.

00:06:20.958 --> 00:06:22.375
‫شتر دیدی، ندیدی.

00:06:22.458 --> 00:06:23.875
‫همه شترها رو دیدم.

00:06:23.958 --> 00:06:25.125
‫همون پیشخدمت آشپزخونه است، مگه نه؟

00:06:25.208 --> 00:06:27.583
‫همونیه که مافین کره‌ایش
‫ورد زبون همه است؟

00:06:27.666 --> 00:06:29.458
‫خودم هم خیلی مافین‌هاش رو دوست دارم.

00:06:29.541 --> 00:06:32.208
‫صرفا نگرانم وقتی بالاخره
‫دلش رو بشکنی،

00:06:32.291 --> 00:06:33.583
‫تو مافین‌هاش چی می‌ریزه.

00:06:33.666 --> 00:06:35.000
‫قرار نیست دلش رو بشکنم.

00:06:35.083 --> 00:06:37.041
‫اذیتم نکن. اریک، بالاخره از علاقه‌ات
‫کاسته می‌شه...

00:06:37.125 --> 00:06:38.500
‫- مرسی.
‫- و می‌ری سراغ نفر بعدی.

00:06:38.583 --> 00:06:40.666
‫فقط در همین زمینه
‫استوار عمل می‌کنی.

00:06:40.750 --> 00:06:42.291
‫نه‌خیر، این یکی... کبوتر...

00:06:42.916 --> 00:06:45.500
‫این دفعه فرق می‌کنه،
‫آخه کبوتر شخصیت خاصی داره...

00:06:45.583 --> 00:06:47.500
‫- و خصوصیاتش وصف‌ناپذیره.
‫- عه، وایستا ببینم، گفتی کبوتر؟

00:06:47.583 --> 00:06:50.916
‫کبوتر. آره. این‌جوری صداش می‌نم،
‫خیلی عاشقانه و قشنگـ...

00:06:51.000 --> 00:06:52.000
‫اسمش رو بلد نیستی؟

00:06:52.541 --> 00:06:53.750
‫- اسمش رو بلدم.
‫- واقعا؟

00:06:53.833 --> 00:06:54.833
‫- آره.
‫- اسمش چیه؟

00:06:56.125 --> 00:06:57.916
‫عه، سلام مادر!
‫پیغامت به دستمون رسید.

00:06:58.000 --> 00:07:00.291
‫با عجله برگشتیم، الان...

00:07:00.375 --> 00:07:01.375
‫الان آبی به دست و رومون می‌زنیم...

00:07:01.458 --> 00:07:03.833
‫واسه چی انگار لای علف غل خوردی؟

00:07:04.625 --> 00:07:06.375
‫تمرین می‌کردم.
‫واسه مسابقات تمرین می‌کردم.

00:07:06.458 --> 00:07:07.833
‫گردنت چی شده؟

00:07:08.666 --> 00:07:11.250
‫آها! یه شب‌پره آتشین نیشم زد،
‫خیلی عجیب بود.

00:07:11.333 --> 00:07:12.708
‫مطمئنی کبوتر نیشت نزده؟

00:07:12.791 --> 00:07:15.916
‫لاکلان بهم گفت باز هم با جید
‫نوک ژرف‌دره مارپیچی بودی.

00:07:16.000 --> 00:07:18.500
‫خودت که می‌دونی خوشم نمیاد
‫رو اون صخره‌ها بازی کنی. خطرناکه.

00:07:18.583 --> 00:07:21.625
‫بازی؟ ما برعکس ایشون،
‫واقعا مشغول تمرین بودیم.

00:07:21.708 --> 00:07:23.375
‫گفتم حمومت رو آماده کنن،

00:07:24.000 --> 00:07:26.083
‫لباس مجلسی هم برات کنار گذاشتم که بپوشی.

00:07:27.208 --> 00:07:28.958
‫دیگه لباسم رو هم انتخاب می‌کنی؟

00:07:30.625 --> 00:07:31.791
‫مگه شش ساله‌ام؟

00:07:31.875 --> 00:07:32.875
‫نباید وظیفه من باشه،

00:07:32.958 --> 00:07:34.448
‫ولی وقتی دنبال سرگرمیت می‌ری...

00:07:34.472 --> 00:07:37.125
‫و مسئولیت‌هات رو نادیده می‌گیری،
‫چاره‌ای برام نمی‌ذاری.

00:07:42.125 --> 00:07:43.916
‫خیلی‌خب، رفتیم، رفتیم.

00:07:44.000 --> 00:07:45.208
‫کیت. کیت! بیا دیگه!

00:07:53.416 --> 00:07:54.625
‫سورشا.

00:07:56.125 --> 00:07:57.541
‫گیل‌ها.

00:07:58.541 --> 00:08:00.041
‫دارن میان.

00:08:26.333 --> 00:08:28.500
‫بانوی من.

00:08:28.583 --> 00:08:30.750
‫اذیتم نکن. بالانتاین، اذیتم نکن.

00:08:31.833 --> 00:08:34.708
‫فقط و فقط به خاطر کیت
‫دارم چنین عذابی رو تحمل می‌کنم.

00:08:35.208 --> 00:08:36.958
‫هنوز بهش نگفتی؟

00:08:37.958 --> 00:08:39.916
‫- جید؟
‫- می‌گم.

00:08:40.000 --> 00:08:41.500
‫هدفت از اولش همین بوده...

00:08:41.583 --> 00:08:44.041
‫و بیشتر از هر کسی که به عمرم دیدم،
‫واسه رسیدن بهش تلاش کردی.

00:08:44.750 --> 00:08:46.666
‫اگه واقعا دوستت باشه،
‫برات خوشحال می‌شه.

00:08:46.750 --> 00:08:49.875
‫حس می‌کنه دارم وقتی بیش از همیشه
‫بهم نیاز داره، تنهاش می‌ذارم.

00:08:51.083 --> 00:08:52.083
‫آخه واقعا همین‌طوره.

00:08:54.291 --> 00:08:55.375
‫ممنون.

00:09:04.125 --> 00:09:05.125
‫گریدون هاستور...

00:09:05.791 --> 00:09:07.500
‫شاهزاده گالادورنه.

00:09:07.583 --> 00:09:09.083
‫خیال می‌کردم دو نفر باشن.

00:09:09.166 --> 00:09:11.791
‫دو نفر بودن،
‫ولی یکیشون از درخت افتاد پایین.

00:09:13.333 --> 00:09:14.541
‫یعنی مجبورم با اون ازدواج کنم.

00:09:14.625 --> 00:09:16.708
‫- باهاش صحبت کردی؟
‫- آره.

00:09:16.791 --> 00:09:21.458
‫- خانمانه خوش و بش کردم.
‫- هوم.

00:09:21.541 --> 00:09:25.250
‫بعدش هم غرغر کرد
‫و پاهاش رو روی هم انداخت،

00:09:25.333 --> 00:09:26.750
‫خیلی پیروزمندانه...

00:09:27.875 --> 00:09:28.875
‫عمل کرد.

00:09:29.458 --> 00:09:32.625
‫داشتی می‌گفتی تو نواحی غربی،
‫اون‌طرف دیواره، زد و خوردی پیش اومده.

00:09:32.708 --> 00:09:34.208
‫کار استخوان‌دزدان عوضیه.

00:09:34.291 --> 00:09:36.166
‫نمی‌خواد نگرانش باشی.

00:09:36.250 --> 00:09:38.750
‫آخه چنین گزارشاتی از شمال
‫هم به دستم رسیده.

00:09:38.833 --> 00:09:40.666
‫چندین زیستگاه رو
‫به آتش کشیده و متروکه کردن.

00:09:41.125 --> 00:09:42.541
‫اگه کار چیز دیگه‌ای باشه چی؟

00:09:42.625 --> 00:09:45.875
‫امکان نداره.
‫هیچی هیچ‌جوره از دیواره رد نمی‌شه.

00:09:47.916 --> 00:09:50.291
‫بفرمایین.
‫تقریبا کل زحمات اینجا رو دوش خودمه.

00:09:50.833 --> 00:09:52.848
‫آشپزی می‌کنم، نظافت می‌کنم،
‫بیماران رو درمان می‌کنم.

00:09:52.872 --> 00:09:54.291
‫راستش، این شراب رو
‫هم خودم انداختم.

00:09:54.375 --> 00:09:55.458
‫- هوم.
‫- بفرمایین.

00:09:55.541 --> 00:09:57.625
‫راستش، می‌گن شمشیرباز ماهری هم هستی.

00:09:57.708 --> 00:09:58.750
‫می‌گن تو تیر آسلین رقیب نداری.

00:09:58.833 --> 00:10:01.458
‫پوف، نه، نه. قطعا رقیب دارم.

00:10:01.541 --> 00:10:02.833
‫- هوم.
‫- یه رقیب دارم.

00:10:06.083 --> 00:10:08.833
‫بابام حرف نداشت.

00:10:08.916 --> 00:10:10.333
‫از شوالیه‌های گالادورن بود.

00:10:10.416 --> 00:10:11.666
‫- چی؟ مادمارتیگان رو می‌گی؟
‫- آره.

00:10:11.750 --> 00:10:13.666
‫همگی تو بچگی داستان‌های
‫والدینت رو شنیدیم،

00:10:13.750 --> 00:10:15.666
‫برامون تعریف کردن
‫که الورا دانان رو تو نبرد ناکمار...

00:10:15.750 --> 00:10:16.875
‫از دست ملکه باوموردا نجات دادن...

00:10:17.000 --> 00:10:18.791
‫- و ازش مراقبت کردن تا از پیششون رفت.
‫- آهای!

00:10:18.875 --> 00:10:22.583
‫خیر سرت باید حواست به اجاق‌ها باشه،
‫نباید به درباریان زل بزنی.

00:10:23.708 --> 00:10:24.958
‫به نظرت اون کنتس خوشگله؟

00:10:25.666 --> 00:10:27.125
‫همونی رو می‌گم
‫که لب و صورتش خیلی تو چشمه.

00:10:27.208 --> 00:10:29.416
‫- هوم.
‫- وای، تابلو نباش.

00:10:38.125 --> 00:10:41.541
‫ای نجیب‌زادگان سرزمین،
‫ملکه می‌خوان صحبت کنن.

00:10:43.666 --> 00:10:46.625
‫دویست ماه پیش بود
‫که شوالیه‌های گالادورن...

00:10:46.708 --> 00:10:50.750
‫ارتش عظیم باوموردا رو شکست داده
‫و تیر آسلین رو از شر طلسمش نجات دادن.

00:10:51.708 --> 00:10:53.500
‫الان هم دویست ماهه...

00:10:53.916 --> 00:10:56.083
‫که اتحاد مدنیمون پابرجاست...

00:10:57.250 --> 00:11:00.875
‫و در عین حفظ خودمختاریمون،
‫با رضایت دوجانبه حکومت می‌کنیم.

00:11:01.416 --> 00:11:04.250
‫دو قلمرو در یک سرزمین هستیم.

00:11:06.125 --> 00:11:07.125
‫البته تا الان بدین شکل بوده.

00:11:08.750 --> 00:11:11.250
‫شاهزاده گریدون فردا با دخترم،
‫کیت، ازدواج می‌کنه.

00:11:12.083 --> 00:11:14.958
‫بالاخره تیر آسلین و گالادورن رو متحد کرده،

00:11:15.291 --> 00:11:18.041
‫از آینده هماهنگمون اطمینان حاصل کرده...

00:11:18.500 --> 00:11:22.916
‫و قدرتمون مقابل
‫هر خطر محتملی رو افزایش می‌دن.

00:11:24.666 --> 00:11:25.666
‫به سلامتی عروس و داماد،

00:11:25.750 --> 00:11:29.041
‫امیدواریم عاقلانه و عادلانه حکومت کرده...

00:11:29.125 --> 00:11:31.583
‫و تا روز بازگشت شهبانوی راستینمون،

00:11:31.666 --> 00:11:34.708
‫الورا دانان، از سرزمینمون دفاع کنن.

00:11:34.791 --> 00:11:36.166
‫به امید اون روز!

00:11:36.583 --> 00:11:39.541
‫به امید اون روز!
‫به امید اون روز!

00:11:48.125 --> 00:11:50.666
‫سایه گسترش می‌یابه.

00:11:51.291 --> 00:11:55.666
‫فقط با نور ایشون می‌تونیم
‫مسیرمون رو تو تاریکی پیدا کنیم.

00:11:55.750 --> 00:11:59.958
‫گیل‌ها دارن میان.

00:12:15.625 --> 00:12:16.666
‫جشن چطوره؟

00:12:17.375 --> 00:12:18.541
‫باید شاهزاده‌شون رو ببینی.

00:12:20.208 --> 00:12:21.333
‫عین موش می‌مونه.

00:12:21.416 --> 00:12:22.416
‫نباید کیت رو مجبور کنیم...

00:12:22.541 --> 00:12:25.458
‫جفتمون می‌دونیم چقدر
‫از گپ‌هامون لذت می‌برم،

00:12:25.541 --> 00:12:28.458
‫ولی حالا که برام کیک نیاوردی،
‫واسه چی اومدی اینجا؟

00:12:31.458 --> 00:12:32.791
‫شاید واسه این اومدی که دلت می‌خواد...

00:12:32.875 --> 00:12:36.208
‫خودم بهت بگم دخترت رو مجبور نکنی
‫با کسی که عاشقش نیست، ازدواج کنه.

00:12:36.291 --> 00:12:37.875
‫خودت که می‌دونی چاره‌ای ندارم.

00:12:38.541 --> 00:12:41.416
‫خودت با مادمارتیگان ازدواج کرده بودی.

00:12:42.750 --> 00:12:44.375
‫اصلا تصمیم ساده‌ای نبود،

00:12:44.458 --> 00:12:46.583
‫ولی حداقل دلیل مناسبی داشتی.

00:12:48.625 --> 00:12:51.625
‫کل اعمال من در راستای
‫محافظت از عزیزانم بوده.

00:12:54.083 --> 00:12:55.083
‫بهای سنگینی داره.

00:12:58.500 --> 00:12:59.500
‫خسته شدم.

00:13:00.625 --> 00:13:02.541
‫چقدر می‌تونی ادامه بدی؟

00:13:04.791 --> 00:13:07.041
‫هرچقدر که مجبور باشم.

00:13:10.916 --> 00:13:12.500
‫شاید دارم بزرگش می‌کنم؛

00:13:13.375 --> 00:13:15.541
‫ولی دلیلی نداره
‫که تغییری تو زندگیمون حاصل بشه.

00:13:15.625 --> 00:13:18.625
‫هنوز هم می‌تونیم سواری کنیم و...

00:13:18.708 --> 00:13:21.083
‫بالانتاین از طرف من
‫دادخواستی ثبت کرده.

00:13:22.458 --> 00:13:25.291
‫قبول کردن با لژیون درخشان تمرین کنم کیت.

00:13:26.666 --> 00:13:28.250
‫می‌تونم از شوالیه‌های گالادورن بشم.

00:13:29.875 --> 00:13:31.500
‫ولی اون‌ها که...

00:13:31.583 --> 00:13:32.916
‫استثنا قائل شدن.

00:13:35.625 --> 00:13:37.166
‫راستش، گمون کنم
‫اولین باره که استثنا قائل شدن.

00:13:39.500 --> 00:13:42.541
‫باید بعد از ازدواجتون
‫با پادشاه هاستور برم جنوب.

00:13:42.625 --> 00:13:43.625
‫بعد از ازدواج من؟

00:13:44.833 --> 00:13:45.833
‫فردا؟

00:13:45.916 --> 00:13:48.166
‫می‌خواستم قبلا بهت بگم،
‫ولی نمی‌دونستم چطوری بگم...

00:13:49.958 --> 00:13:52.000
‫کیت. کیت، وایستا.

00:13:58.541 --> 00:13:59.666
‫آهای!

00:13:59.750 --> 00:14:02.166
‫خب، قراره ازدواج کنیم.

00:14:04.666 --> 00:14:06.208
‫خیلی عجیبه، مگه نه؟

00:14:07.750 --> 00:14:09.250
‫اِم، من که مشتاقم.

00:14:10.750 --> 00:14:13.625
‫واسه چی؟ تو که اصلا من رو نمی‌شناسی.

00:14:15.458 --> 00:14:18.500
‫بابت فرصت خدمت به سرزمینمون سپاس‌گزارم.

00:14:19.208 --> 00:14:20.250
‫ببخشید. عذر می‌خوایم.

00:14:20.333 --> 00:14:22.750
‫من دارم با نامزدم آشنا می‌شم،

00:14:23.416 --> 00:14:25.791
‫ولی تو می‌تونی بری
‫هر کاری خواستی بکنی،

00:14:27.208 --> 00:14:28.583
‫خودت گفتی هدفت همینه دیگه.

00:14:31.166 --> 00:14:33.416
‫تا حالا داستان تارامیس رو شنیدی؟

00:14:34.958 --> 00:14:39.083
‫چند هزار سال پیش شاهدخت کشمیر بود،

00:14:39.166 --> 00:14:44.416
‫از هر نظر هم زیباترین زن تاریخ بود.

00:14:45.416 --> 00:14:49.583
‫خلاصه، پادشاه کل شوالیه‌ها
‫و شاهزاده‌ها رو دعوت کرد...

00:14:49.666 --> 00:14:52.291
‫که واسه ازدواج باهاش
‫رقابت کنن.

00:14:53.875 --> 00:14:57.250
‫برنده هر مسابقه می‌رفت مرحله بعدی
‫تا دو نفر باقی موندن.

00:14:57.333 --> 00:15:00.458
‫یکی از شوالیه‌های جوان و مغرور گالادورن...

00:15:01.375 --> 00:15:04.625
‫و جنگجویی کلاه‌خود به سر
‫از سرزمینی دورافتاده...

00:15:04.708 --> 00:15:06.375
‫که هنوز کسی قیافه‌اش رو
‫ندیده بود مونده بودن.

00:15:06.458 --> 00:15:10.166
‫بعد از نبردی سهمگین،
‫غریبه مرموز داستان شوالیه رو شکست داد...

00:15:10.250 --> 00:15:11.500
‫و کلاه‌خودش رو برداشت.

00:15:14.708 --> 00:15:16.083
‫می‌تونی حدس بزنی طرف کی بود؟

00:15:18.125 --> 00:15:20.000
‫شاهدخت تارامیس بود.

00:15:22.416 --> 00:15:25.041
‫مخفیانه تو مسابقات ثبت‌نام کرده بود
‫که به خاطر خودش بجنگه...

00:15:26.000 --> 00:15:29.708
‫و بتونه خودش واسه آینده‌اش تصمیم بگیره.

00:15:32.166 --> 00:15:34.625
‫آبجی، می‌شه یه لحظه صحبت کنیم؟

00:15:34.708 --> 00:15:36.666
‫- خودم سعی کردم باهاش صحبت کنم.
‫- نظرت چیه به یه دردی بخوری؟

00:15:39.833 --> 00:15:42.166
‫فرض کنیم واسه ازدواج با من
‫مسابقاتی ترتیب داده بودن...

00:15:42.250 --> 00:15:44.416
‫و خودمون حریف همدیگه بودیم.
‫به نظرت پیروز می‌شدی؟

00:15:45.625 --> 00:15:46.625
‫می‌خوای...

00:15:46.708 --> 00:15:48.791
‫چیه؟ می‌ترسی که شاید
‫برادر دوقلوی قشنگم رو کور کنی؟

00:15:48.875 --> 00:15:50.208
‫خودم کمی بابت همین مسئله نگرانم.

00:15:54.458 --> 00:15:55.458
‫شاید پیروز نشم.

00:15:57.041 --> 00:15:59.166
‫هوم، بهتره خطا نزنی.

00:16:06.250 --> 00:16:07.375
‫آبروی شاهزاده رو بردی.

00:16:07.458 --> 00:16:08.875
‫- ولم کن.
‫- آبروی من رو بردی.

00:16:08.958 --> 00:16:09.958
‫برام مهم نیست.

00:16:10.041 --> 00:16:12.250
‫به کل حضار نشون دادی
‫چه‌جور آدمی هستی،

00:16:12.333 --> 00:16:14.041
‫بچه کج‌خلقی هستی
‫که باید بزرگ بشه.

00:16:14.125 --> 00:16:17.291
‫من اسیرم و حکمم زندگی‌ایه
‫که انتخابش با خودم نبوده.

00:16:17.375 --> 00:16:19.333
‫کسی زندگیش رو انتخاب نمی‌کنه کیت.

00:16:19.416 --> 00:16:21.083
‫- مامانش رو هم انتخاب نمی‌کنه.
‫- درسته.

00:16:21.166 --> 00:16:22.958
‫خیال کردی من سختگیرم،
‫مامان خودم رو ندیده بودی.

00:16:23.041 --> 00:16:24.541
‫چیزی نیست. چیزی نیست.
‫همه‌چی مرتبه.

00:16:24.625 --> 00:16:25.833
‫با گریدون صحبت کردم،

00:16:25.916 --> 00:16:28.666
‫اگه باهاش آشنا بشی،
‫آدم خیلی بدی نیست.

00:16:28.750 --> 00:16:30.791
‫با پادشاه صحبت می‌کنه
‫و اوضاع رو درست می‌کنه...

00:16:30.875 --> 00:16:32.708
‫به نظرم بهتر باشه
‫همچنان دنبال دخترها باشی...

00:16:33.250 --> 00:16:36.875
‫و تو مسائلی که درکشون از توانت خارجه
‫و بهت ربطی نداره...

00:16:36.958 --> 00:16:38.666
‫دخالت نکنی!

00:16:45.833 --> 00:16:47.000
‫جفتتون برین بخوابین.

00:16:47.458 --> 00:16:50.333
‫صبح از پادشاه و شاهزاده عذرخواهی می‌کنین،

00:16:51.541 --> 00:16:53.375
‫بعدش هم باهاش ازدواج می‌کنی.

00:17:03.916 --> 00:17:05.375
‫به خیال خودت چیکار می‌کنی؟

00:17:06.000 --> 00:17:09.625
‫چی؟ آها، می‌خوای کتکم بزنی؟
‫آخه بعد از اون جریانات کمی خسته‌ام.

00:17:09.708 --> 00:17:10.875
‫من که نخواستم کمکم کنی.

00:17:10.958 --> 00:17:14.291
‫نه. ولی در هر صورت کمکت می‌کنم،
‫آخه خواهرمی و با وجود عشق به بردت،

00:17:14.375 --> 00:17:15.833
‫خیلی دوستت دارم.

00:17:15.916 --> 00:17:18.375
‫همه به خاطر دلربا و باحال بودنت
‫خیلی دوستت دارن،

00:17:19.125 --> 00:17:21.208
‫ولی وقتی ازت انتظاری داشته باشن،
‫قضیه فرق می‌کنه.

00:17:21.625 --> 00:17:23.666
‫آخه به محض این که انتظاری داشته باشن،
‫یهو ولشون می‌کنی.

00:17:25.000 --> 00:17:26.125
‫عین بابا.

00:17:27.583 --> 00:17:28.708
‫من که بابا نیستم.

00:17:31.291 --> 00:17:32.750
‫کیت، من جایی نمی‌رم.

00:17:45.000 --> 00:17:46.916
‫- نچ، از پسش بر نمیام.
‫- کبوتر! سلام.

00:17:47.541 --> 00:17:49.208
‫کبوتر. همین الان می‌خواستم، اِم...

00:17:49.291 --> 00:17:50.375
‫راستش، می‌خواستم پیدات کنم.

00:17:50.458 --> 00:17:52.166
‫حرف نزن. هیس.

00:17:53.291 --> 00:17:55.625
‫به نظرم بهتره دیگه همدیگه رو نبینیم.

00:17:56.458 --> 00:17:58.958
‫- وایستا، راستش می...
‫- وقتی کنار اون‌ها دیدمت...

00:17:59.041 --> 00:18:02.958
‫اِم، دیوانه شدم. عصبانی شدم.

00:18:03.041 --> 00:18:06.125
‫حواسم هم خیلی پرت شده بود که مـ...

00:18:07.791 --> 00:18:10.208
‫مـ...

00:18:10.291 --> 00:18:11.708
‫مافین‌هام رو سوزوندم.

00:18:12.583 --> 00:18:14.208
‫- نه!
‫- آره!

00:18:14.291 --> 00:18:16.125
‫من هیچ‌وقت چیزی رو نمی‌سوزونم.

00:18:16.791 --> 00:18:19.583
‫بعدش یهو فهمیدم که چطور می‌تونم
‫از تو که شاهزاده‌ای، انتظار داشته باشم...

00:18:19.666 --> 00:18:23.375
‫وقتی این همه کنتس و فاحشه
‫خواهانت هستن،

00:18:23.458 --> 00:18:26.125
‫- به من متعهد باشی.
‫- خیلی‌خب، اِم، وایستا.

00:18:27.166 --> 00:18:28.166
‫اِم، اگه واقعا...

00:18:29.625 --> 00:18:30.666
‫متعهد باشم چی؟

00:18:32.583 --> 00:18:33.583
‫چی؟

00:18:33.666 --> 00:18:37.916
‫اگه باشم چی؟
‫اگه آماده تعهد باشم چی؟

00:18:38.666 --> 00:18:41.000
‫- آها؟
‫- خودم می‌دونم خواستگاری خیلی خفنی نیست،

00:18:41.083 --> 00:18:42.833
‫در واقع، شاید بدترین خواستگاری تاریخ باشه؛

00:18:42.916 --> 00:18:45.333
‫ولی اگه... اگه بهتر خواستگاری کنم چی؟

00:18:47.666 --> 00:18:50.250
‫قطعا می‌تونیم صحبت کنیم.

00:19:08.458 --> 00:19:10.875
‫عه، عه، عه، بس کن. بس کن.

00:19:10.958 --> 00:19:12.375
‫زهره‌ترکم کردی!

00:19:12.458 --> 00:19:15.291
‫دارم می‌رم. اومدم ازت خداحافظی کنم.

00:19:17.166 --> 00:19:19.125
‫کیت، خودم می‌دونم ناراحتی...

00:19:19.208 --> 00:19:21.000
‫نیستم. نیستم.

00:19:21.083 --> 00:19:23.625
‫اولین باره که به عمرم
‫دارم درست فکر می‌کنم.

00:19:24.333 --> 00:19:26.083
‫اگه درست فکر می‌کردی،
‫می‌فهمیدی فرار کردن نـ...

00:19:26.166 --> 00:19:27.875
‫بابت ازدواج با گریدون فرار نمی‌کنم.

00:19:29.125 --> 00:19:30.291
‫یعنی می‌کنم، ولی...

00:19:32.666 --> 00:19:33.833
‫من هدفی دارم.

00:19:36.166 --> 00:19:37.166
‫هدفم هم اینجا نیست.

00:19:39.250 --> 00:19:40.250
‫اون بیرونه.

00:19:42.166 --> 00:19:44.166
‫اون‌طرف دیواره است.

00:19:57.416 --> 00:20:00.250
‫قراره شوالیه خیلی خفنی بشی.

00:20:07.708 --> 00:20:09.583
‫ولی همچنان شکستت می‌دم.

00:20:19.625 --> 00:20:21.958
‫این نماد تعهدم به توئه.

00:20:22.500 --> 00:20:24.291
‫موقتیه، بعدا چیز واقعی‌تری جور می‌کنم.

00:20:24.958 --> 00:20:26.291
‫من هیچی ندارم که بهت بدم.

00:20:27.000 --> 00:20:28.041
‫خب، اشکالی نداره.

00:20:28.125 --> 00:20:31.375
‫می‌تونی تا آخر عمرم...

00:20:32.750 --> 00:20:33.958
‫همین‌جوری نگاهم کنی.

00:20:35.250 --> 00:20:36.250
‫می‌تونم.

00:20:38.000 --> 00:20:39.000
‫می‌کنم.

00:20:48.458 --> 00:20:51.458
‫اون بچه اصلا از من قوی‌تر نیست.
‫آیین رو برگزار کنین.

00:20:51.708 --> 00:20:52.958
‫نه! نه!

00:20:53.041 --> 00:20:54.041
‫سورشا!

00:20:54.125 --> 00:20:55.791
‫می‌خوان بکشنش!

00:20:55.875 --> 00:20:57.000
‫شروع شده.

00:20:58.166 --> 00:21:01.333
‫گیل‌ها دارن میان.

00:21:02.500 --> 00:21:04.208
‫خودت بلدی چیکار کنی.

00:21:04.291 --> 00:21:05.458
‫ویلو.

00:21:37.625 --> 00:21:38.625
‫وای خدا!

00:21:38.708 --> 00:21:40.541
‫خیال کردی می‌تونی منصرفم کنی...

00:21:40.625 --> 00:21:43.541
‫خودم این‌قدر می‌شناسمت
‫که بدونم اصلا نمی‌شه منصرفت کرد.

00:21:43.625 --> 00:21:45.125
‫صرفا ازت می‌خوام
‫کمی بیشتر صبر کنی.

00:21:45.208 --> 00:21:46.208
‫واسه چی؟

00:21:47.166 --> 00:21:48.333
‫تو هم می‌خوای بیای؟

00:21:48.416 --> 00:21:50.375
‫کیت، خودت که می‌دونی چی می‌خوام.

00:21:52.083 --> 00:21:54.375
‫می‌خوام به ملکه خدمت کنم
‫و از تیر آسلین دفاع کنم.

00:21:55.250 --> 00:21:57.541
‫اگه دوستم باشی، ازم نمی‌خوای
‫بی‌خیالش بشم و تو رو انتخاب کنم.

00:21:57.625 --> 00:21:59.166
‫اگه الان نرم،
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌رم.

00:22:01.791 --> 00:22:03.750
‫- خیلی‌خب. قبوله. هر کاری می‌خوای بکن.
‫- ای بابا!

00:22:04.208 --> 00:22:06.583
‫راستش، نیمه‌شب فرار کردن
‫اصلا شجاعانه نیسـ...

00:22:12.541 --> 00:22:13.541
‫مه گرفته؟

00:22:23.416 --> 00:22:24.791
‫جریان چیه؟

00:22:34.208 --> 00:22:35.291
‫وای!

00:22:40.750 --> 00:22:41.833
‫سگ‌های مرگبارن.

00:23:09.208 --> 00:23:10.250
‫لطفا مراقب باش.

00:23:11.416 --> 00:23:13.625
‫من همیشه... نسبتا مراقبم.

00:23:15.583 --> 00:23:16.833
‫از عشقمون قوت بگیر.

00:23:18.416 --> 00:23:20.750
‫درسته. قطعا چنین کاری می‌کنم.

00:23:39.083 --> 00:23:40.875
‫جید!

00:23:42.833 --> 00:23:44.708
‫برین تو علیاحضرت!

00:24:10.583 --> 00:24:11.583
‫محاصره‌مون کردن.

00:24:12.125 --> 00:24:14.708
‫- استخوان‌دزدان اومدن؟
‫- چیز دیگه‌ایه. چیز بدتریه.

00:24:14.791 --> 00:24:16.458
‫بچه‌ها، ساطورم رو بیارین.

00:24:22.583 --> 00:24:23.583
‫ملکه کجان؟

00:24:43.916 --> 00:24:46.541
‫اگه ازت بخوام کار احمقانه‌ای نکنی،
‫خواسته زیادیه؟

00:24:46.625 --> 00:24:47.708
‫احتمالا باشه.

00:24:47.791 --> 00:24:48.791
‫پشت سرم بمون.

00:25:10.875 --> 00:25:12.666
‫بیا ببینم!

00:25:55.958 --> 00:25:57.875
‫- آخ!
‫- نه!

00:25:59.458 --> 00:26:00.458
‫مامان!

00:26:32.041 --> 00:26:34.541
‫ای وای. شرمنده.
‫خیال می‌کردم می‌خوای ولش کنی.

00:26:53.208 --> 00:26:55.250
‫کمک کنین! یکی کمکش کنه!

00:26:57.583 --> 00:26:58.916
‫کمک کنین!

00:26:59.000 --> 00:27:01.458
‫اریک؟ اریک؟

00:27:02.750 --> 00:27:04.833
‫کجایی؟

00:27:06.875 --> 00:27:08.208
‫همین الان پشت سرم بود.

00:27:09.333 --> 00:27:10.583
‫داشت با جادوگره مبارزه می‌کرد.

00:27:15.083 --> 00:27:16.416
‫دزدیدنش.

00:27:17.583 --> 00:27:18.583
‫گمون کنم...

00:27:20.583 --> 00:27:21.791
‫دنبال خودش بودن.

00:27:28.916 --> 00:27:33.291
‫بالای برج بودم و نمی‌دونستم چیکار کنم،
‫بلد نبودم...

00:27:37.833 --> 00:27:43.250
‫گمون کنم بعدش صدایی
‫به زبان ناکاتوسی شنیدم.

00:27:44.291 --> 00:27:48.833
‫دیدم موجودی با بال نازک
‫از دل مه در اومد،

00:27:48.916 --> 00:27:52.208
‫کسی رو که تقلا می‌کرد
‫با پنجه گرفته بود و پرواز کرد و رفت،

00:27:52.291 --> 00:27:54.791
‫عین عقابی می‌موند
‫که موش گرفته باشه.

00:27:54.875 --> 00:27:57.083
‫آهای، به تو ربطی نداره.

00:27:57.166 --> 00:27:58.458
‫به من ربطـ...

00:27:58.916 --> 00:28:01.458
‫- ذهنم فقط درگیر همینه.
‫- کدوم طرف رفت؟

00:28:01.541 --> 00:28:03.291
‫می‌گن اریک رو دزدیدن.

00:28:04.500 --> 00:28:06.416
‫باید پیداش کنیم.
‫باید نجاتش بدیم.

00:28:06.500 --> 00:28:08.791
‫ببین، علاقه‌ات به شاهزاده
‫از نظرم محترمه،

00:28:08.875 --> 00:28:10.458
‫ولی قضیه جدیه.

00:28:10.541 --> 00:28:13.708
‫بهت اطمینان می‌دم
‫هر کاری از دستشون بر بیاد، دریغ نمی‌کنن.

00:28:19.250 --> 00:28:21.875
‫لب مرز شهر می‌خواست اسبی بدزده
‫که گرفتیمش.

00:28:21.958 --> 00:28:23.416
‫اشتباهه. کاملا اشتباهه.

00:28:23.500 --> 00:28:26.416
‫در واقع داشتم شرایط اصطبل رو می‌سنجیدم،

00:28:26.500 --> 00:28:28.708
‫آخه نگران رفاه حیوانات بودم.

00:28:28.791 --> 00:28:30.958
‫اهمیت دادن جرمه؟
‫احساسات داشتن جرمه؟

00:28:31.041 --> 00:28:32.458
‫- بسه!
‫- من می‌رم.

00:28:38.375 --> 00:28:39.375
‫من می‌رم.

00:28:42.250 --> 00:28:43.416
‫باشه.

00:28:46.500 --> 00:28:50.166
‫مادر، گفتم به نظرم بهتره
‫برم غرب و دنبال اریک بگردم.

00:28:50.250 --> 00:28:51.291
‫خودم شنیدم.

00:28:52.791 --> 00:28:53.791
‫باهات موافقم.

00:28:54.375 --> 00:28:56.666
‫عه. خیلی‌خب.

00:28:56.750 --> 00:29:00.333
‫ملکه گرانقدر، اگه چنین تصمیمی گرفتین،
‫من داوطلب می‌شم باهاشون برم.

00:29:00.416 --> 00:29:03.000
‫تو فرمانده پاکال‌کیدی.

00:29:03.083 --> 00:29:06.375
‫نباید مسئولیتت رو به خاطر
‫کند و کاو کردن رها کنی.

00:29:08.333 --> 00:29:09.333
‫خودم می‌رم.

00:29:09.416 --> 00:29:11.333
‫من اریک رو از بدو تولدش می‌شناسم...

00:29:11.416 --> 00:29:13.791
‫و عین پسر نداشته‌ام می‌مونه،

00:29:13.875 --> 00:29:15.416
‫حداقل تا جایی که می‌دونم،
‫پسری ندارم.

00:29:15.500 --> 00:29:16.583
‫ممنون.

00:29:17.416 --> 00:29:19.708
‫چنین سفری به رهبری
‫چون تو نیاز داره.

00:29:21.291 --> 00:29:23.541
‫من هم می‌رم.
‫هر جا شاهدخت برن، من هم می‌رم.

00:29:24.166 --> 00:29:25.583
‫در این صورت، گریدون هم میاد.

00:29:25.666 --> 00:29:27.458
‫- کجا میام؟
‫- راستش، گمون نکنم لازم باشه،

00:29:27.541 --> 00:29:28.541
‫آخه همگی با هم رفیقیم.

00:29:28.625 --> 00:29:30.916
‫می‌ذاری همسر آینده‌ات بدون خودت
‫به اون سمت دیواره سفر کنه؟

00:29:31.000 --> 00:29:33.833
‫شرایط مطلوبی نیست،
‫ولی یاد می‌گیرم باهاش کنار بیام.

00:29:45.458 --> 00:29:46.458
‫تراکسوس بورمن.

00:29:46.541 --> 00:29:47.541
‫ولم کنین.

00:29:49.875 --> 00:29:51.958
‫تو قبلا اون سمت دیواره بودی.

00:29:52.750 --> 00:29:55.083
‫درسته، اصلا هم جای بچه‌ها نیست.

00:29:55.166 --> 00:29:58.625
‫اگه راهنماشون باشی،
‫کل جرائمت رو عفو می‌کنم.

00:29:59.708 --> 00:30:02.333
‫واقعا؟ حتی جرم مربوط به خرازیه که...

00:30:02.416 --> 00:30:03.958
‫آخه خوشم میاد مخمل بکشم رو...

00:30:04.041 --> 00:30:05.208
‫اون رو هم عفو می‌کنم.

00:30:05.291 --> 00:30:07.250
‫- خیلی‌خب.
‫- دیوانه شدین! با آزاد کردنش فرقی نداره!

00:30:07.333 --> 00:30:08.500
‫به وظیفه‌اش عمل می‌کنه.

00:30:10.750 --> 00:30:11.750
‫به خاطر عفو...

00:30:12.541 --> 00:30:13.541
‫یا به خاطر من عمل نمی‌کنه،

00:30:14.958 --> 00:30:16.958
‫به خاطر بی‌حساب شدن
‫با دوستی قدیمی عمل می‌کنه.

00:30:22.750 --> 00:30:25.916
‫اصلا می‌خوایم کجا رو بگردیم؟
‫رد موجود پرنده رو که نمی‌شه گرفت.

00:30:26.000 --> 00:30:29.500
‫واسه همین باید ساحری
‫با خودتون ببرین.

00:30:30.166 --> 00:30:31.166
‫ساحر؟

00:30:31.833 --> 00:30:34.625
‫چه عالی. خیلی‌خب.
‫کل ساحران از بین رفتن.

00:30:34.708 --> 00:30:36.041
‫یکیشون مونده.

00:30:37.125 --> 00:30:38.166
‫نلوینه.

00:30:38.958 --> 00:30:40.875
‫ساکن روستای پشت رود آزادیه.

00:30:42.333 --> 00:30:44.833
‫یه حسی بهم می‌گه
‫خودش منتظرتونه.

00:30:47.625 --> 00:30:49.500
‫همه‌چی داره طبق حرف‌هاش پیش می‌ره.

00:30:51.375 --> 00:30:54.858
‫خیال می‌کردم شاید اگه
‫الورا دانان ناپدید بشه...

00:30:54.882 --> 00:30:56.541
‫و جادو رو ممنوع کنیم،

00:30:56.625 --> 00:30:59.583
‫بتونیم جلوی موجودات خبیث رو بگیریم.

00:31:00.500 --> 00:31:02.458
‫ویلو مخالف بود.

00:31:02.541 --> 00:31:06.916
‫معتقد بود موجودات خبیث
‫بالاخره راه ورودی پیدا می‌کنن...

00:31:07.000 --> 00:31:10.500
‫و در اون صورت،
‫فقط جادو می‌تونه نجاتمون بده.

00:31:16.125 --> 00:31:17.166
‫ولی مسائل دیگه‌ای هم هست.

00:31:18.708 --> 00:31:21.208
‫شنیدن چنین مسئله‌ای راحت نیست،
‫ولی باید بهت بگم.

00:31:22.708 --> 00:31:27.208
‫خون باوموردا، روحش، زنده مونده بود.

00:31:27.291 --> 00:31:29.875
‫تو وجود خودم، وجود برادرت
‫و وجود خودت زنده مونده.

00:31:29.958 --> 00:31:32.750
‫به ویلو الهام شده بود
‫روحش روزی برمی‌گرده...

00:31:32.833 --> 00:31:34.208
‫و تیر آسلین رو نابود می‌کنه.

00:31:34.666 --> 00:31:36.625
‫دیشب به خودم هم الهام شد.

00:31:38.416 --> 00:31:42.833
‫آخرین حرف اریک به من از این قرار بود
‫که اصلا تنهام نمی‌ذاره.

00:31:45.208 --> 00:31:46.375
‫اون موقع که چنین حرفی زده بود، بـ...

00:31:46.958 --> 00:31:47.958
‫برام مهم نبود.

00:31:50.208 --> 00:31:51.750
‫مامان، خیلی شرمنده‌ام.

00:31:51.833 --> 00:31:53.083
‫من هم شرمنده‌ام.

00:31:56.500 --> 00:31:59.875
‫ببین، فقط مراقب باش.

00:32:03.375 --> 00:32:06.125
‫هم دشمنان بیرونی داریم، هم دشمنان داخلی.

00:32:09.125 --> 00:32:10.125
‫گفته بودم این رو بسازن...

00:32:11.750 --> 00:32:13.791
‫که وقتی خواستی بری گالادورن،
‫بهت هدیه بدم.

00:32:14.375 --> 00:32:17.166
‫شوالیه جماعت در مهارت نبردش خلاصه نمی‌شه،

00:32:17.250 --> 00:32:18.833
‫در سوگند‌هایی که بهشون
‫وفا می‌کنه خلاصه می‌شه.

00:32:19.375 --> 00:32:20.708
‫امیدوارم وقتی دوباره همدیگه رو دیدیم،

00:32:20.791 --> 00:32:23.208
‫از نظرت لایق این هدیه زیبا باشم.

00:32:23.750 --> 00:32:27.250
‫به احتمال زیاد، سرنوشت تیر آسلین
‫به موفقیت یا شکست شما بستگی داشته باشه.

00:32:27.333 --> 00:32:29.083
‫شکست نمی‌خورم.

00:32:30.125 --> 00:32:32.958
‫کیت عین پدرش می‌مونه،
‫اصلا از جست‌وجوی اریک دست نمی‌کشه.

00:32:33.041 --> 00:32:34.625
‫نمی‌ذارم بلایی سرش بیاد.

00:32:34.708 --> 00:32:36.833
‫وقتی خودش احساساتی عمل می‌کنه،
‫تو باید معقول عمل کنی.

00:32:36.916 --> 00:32:39.250
‫عین باقی شوالیه‌ها بهت تکیه می‌کنم.

00:33:40.250 --> 00:33:41.625
‫چقدر دیگه تا دیواره مونده؟

00:33:42.416 --> 00:33:43.625
‫احتمالا کمتر از یه روز دیگه برسیم.

00:33:44.333 --> 00:33:46.250
‫رهبر تکاورانی که دم دروازه مادر
‫مستقر شدن...

00:33:46.333 --> 00:33:48.458
‫فرمانده ریماره که از دوستان قدیمیمه.

00:33:48.541 --> 00:33:50.708
‫می‌تونیم قبل از خروج از سرزمینمون،
‫تجدید ذخایر کنیم.

00:33:50.791 --> 00:33:52.833
‫- تا حالا دروازه مادر رو دیدی؟
‫- آره.

00:33:53.791 --> 00:33:54.791
‫تا حالا ازش رد شدی؟

00:33:56.375 --> 00:33:58.750
‫نگران نباش. کلی کار کردم
‫که خودت تجربه‌شون رو نداری.

00:33:58.833 --> 00:34:00.375
‫گمون کنم یکی داره تعقیبمون می‌کنه.

00:34:00.458 --> 00:34:02.083
‫راستش، خودم هم چنین فکری کرده بودم.

00:34:02.166 --> 00:34:04.416
‫ولی بعدش با خودم گفتم
‫طرف باید خیلی احمق باشه که تعقیبمون کنه،

00:34:04.500 --> 00:34:05.875
‫آخه همه‌مون قراره بمیریم.

00:34:05.958 --> 00:34:07.333
‫وایستا ببینم، به نظرت قراره بمیریم؟

00:34:07.416 --> 00:34:10.166
‫کاش یکی بهم گفته بود.
‫خیلی از مرگ می‌ترسم.

00:34:10.833 --> 00:34:12.583
‫از حموم عمومی هم خیلی می‌ترسم...

00:34:14.833 --> 00:34:16.000
‫بیاین از جاده خارج بشیم.

00:34:19.833 --> 00:34:21.875
‫عه، دارن میان. پناه بگیرین.

00:34:28.500 --> 00:34:30.166
‫آهای! ولم کن!

00:34:31.000 --> 00:34:33.041
‫نه‌خیر.

00:34:33.916 --> 00:34:36.000
‫- به هیچ وجه.
‫- می‌خوام کمکتون کنم شاهزاده رو نجات بدین.

00:34:36.083 --> 00:34:37.250
‫چه سرسخت. برو خونه.

00:34:37.333 --> 00:34:39.000
‫شما درک نمی‌کنین.
‫ما عاشق همیم.

00:34:39.083 --> 00:34:41.958
‫نمی‌دونم چطوری بهت بگم،
‫ولی اریک تا حالا عاشقِ...

00:34:42.041 --> 00:34:44.125
‫این شکلی عاشق نبوده،
‫عشقشون عین ما نبوده.

00:34:44.916 --> 00:34:46.529
‫اگه خیال می‌کنین احمقم،
‫اشکالی نداره، برام مهم نیست.

00:34:46.553 --> 00:34:47.083
‫هوم.

00:34:48.375 --> 00:34:51.083
‫اگه آدم شانس بیاره، یه بار تو عمرش
‫چنین عشقی رو تجربه می‌کنه.

00:34:52.291 --> 00:34:54.333
‫واسه همدیگه از هیچ کاری دریغ نمی‌کنیم.

00:34:54.416 --> 00:34:55.916
‫تا حالا دعوا کردی؟

00:34:56.833 --> 00:34:58.833
‫دعوای کلامی رو می‌گین؟

00:34:58.916 --> 00:35:02.083
‫یعنی مقابل کسی که می‌خواد
‫بلایی سرت بیاره، از خودت دفاع کنی.

00:35:02.166 --> 00:35:03.208
‫نه.

00:35:04.375 --> 00:35:05.375
‫خودتون تجربه‌اش رو داشتین؟

00:35:08.000 --> 00:35:10.500
‫از پس کارهای دیگه بر میام،
‫هر کاری بخواین می‌کنم. به اسب‌ها می‌رسم.

00:35:10.583 --> 00:35:11.958
‫یکی باید غذا درست کنه دیگه، مگه نه؟

00:35:14.416 --> 00:35:16.458
‫- آشپزیت خوبه؟
‫- آشپزیم حرف نداره.

00:35:16.541 --> 00:35:17.833
‫باهامون نمیاد.

00:35:17.916 --> 00:35:18.958
‫شنیدی شاهدخت چی گفت دیگه.

00:35:19.041 --> 00:35:21.000
‫سپیده‌دم برمی‌گردی تیر آسلین.

00:35:22.166 --> 00:35:23.500
‫چی؟

00:35:23.583 --> 00:35:27.500
‫چیه؟ به زودی تاریک می‌شه.
‫می‌تونه صبح برگرده.

00:35:29.041 --> 00:35:30.416
‫خب، اینجا چی می‌تونی درست کنی؟

00:35:42.375 --> 00:35:44.333
‫بی‌شوخی؟ با خودت فلوت آوردی؟

00:35:44.833 --> 00:35:46.375
‫آره، فکر خوبی نبود؟

00:35:46.458 --> 00:35:49.208
‫مامان‌بزرگم معتقد بود
‫موسیقی مرهم روح آدمه. اینه که...

00:35:49.291 --> 00:35:52.791
‫ما که نیومدیم گردش یا دنیاگردی.

00:35:52.875 --> 00:35:53.875
‫سفر خطرناکیه.

00:35:53.958 --> 00:35:57.083
‫موجوداتی که اریک رو دزدیدن
‫هم به راحتی پسش نمی‌دن.

00:35:59.583 --> 00:36:00.708
‫خودت بهش بگو.

00:36:04.958 --> 00:36:08.291
‫خب، این‌قدر ساده‌لوحی
‫که خیلی نازه.

00:36:09.958 --> 00:36:13.875
‫چیه؟ تو که تا حالا تجربه
‫درد، ترس و گرسنگی رو نداشتی.

00:36:14.583 --> 00:36:16.750
‫اون بیرون فرقی نمی‌کنه
‫والدین آدم کی باشن...

00:36:17.500 --> 00:36:19.000
‫یا به نظر خودش
‫چه حقوقی داشته باشه.

00:36:21.000 --> 00:36:23.250
‫آخه دنیا وسیع‌تر از تصوراتته،

00:36:25.958 --> 00:36:27.833
‫هیچ‌کدومتون واسه دنیا مهم نیستین.

00:36:27.916 --> 00:36:29.333
‫آبگوشت صاریغ می‌خورین؟

00:36:37.708 --> 00:36:40.708
‫- وای.
‫- آشپزیم حرف نداره.

00:36:45.750 --> 00:36:50.166
‫خودم می‌دونم سوالم مسخره است،
‫ولی دیواره در اصل چیه؟

00:36:50.875 --> 00:36:54.916
‫میدان نیروییه که رازیل و شرلیندریا
‫واسه محافظت از سرزمینمون برپا کردن.

00:36:55.833 --> 00:36:59.083
‫پناهگاهی واسه افرادی بود
‫که نمی‌خواستن صرفا زنده بمونن.

00:37:05.791 --> 00:37:08.875
‫اِم، داشتیم با خانواده‌ام...

00:37:08.958 --> 00:37:11.666
‫به سمت دروازه مادر می‌رفتیم
‫که بهمون حمله کردن.

00:37:14.333 --> 00:37:15.583
‫فقط خودم زنده موندم.

00:37:16.791 --> 00:37:19.500
‫چه ناراحت‌کننده،

00:37:19.583 --> 00:37:21.291
‫ولی دلیل ساخت دیواره چنین چیزی نبوده.

00:37:21.375 --> 00:37:22.500
‫درست می‌گه.

00:37:23.750 --> 00:37:27.583
‫واسه محافظت از سرزمینمون نساختنش،
‫واسه الورا دانان ساختنش.

00:37:29.541 --> 00:37:30.833
‫چی به سرش اومد؟

00:37:30.916 --> 00:37:32.333
‫ملت می‌گن از دنیا رفته.

00:37:32.416 --> 00:37:34.916
‫ولی طبق پیشگویی،
‫روزی برمی‌گرده...

00:37:35.000 --> 00:37:37.916
‫و دنیا رو علیه نیروهای خبیث متحد می‌کنه.

00:37:38.750 --> 00:37:40.041
‫حقیقت از این قراره
‫که کسی خبر نداره.

00:37:40.125 --> 00:37:41.291
‫مادرم خبر داره.

00:37:41.958 --> 00:37:43.583
‫تقریبا مطمئنم پدرم هم خبر داره.

00:37:44.291 --> 00:37:47.208
‫گمون کنم یه شب یواشکی از قلعه خارجش کرده،
‫به مکان دوردستی برده...

00:37:47.291 --> 00:37:49.958
‫که کسی پیداش نکنه.
‫بعدش هم...

00:37:50.041 --> 00:37:51.791
‫خودش پیشش مونده.

00:37:51.875 --> 00:37:54.500
‫واقعا این‌طور گمون می‌کنی
‫یا دلت می‌خواد چنین باوری داشته باشی؟

00:37:56.083 --> 00:37:59.333
‫واسه چی باید دلم بخواد باور کنم
‫اون رو به من ترجیح داده؟

00:38:01.500 --> 00:38:02.500
‫چه بدونم.

00:38:03.083 --> 00:38:05.833
‫شاید چون گاهی اوقات
‫تنفر از والدین راحت‌تره.

00:38:38.166 --> 00:38:39.208
‫خدمتکار آشپزخونه کجاست؟

00:38:40.625 --> 00:38:42.541
‫رفته. وقتی بیدار شدم رفته بود.

00:38:42.916 --> 00:38:44.916
‫آره، یه شب که آدم رو زمین سفت بخوابه،

00:38:45.000 --> 00:38:47.041
‫آرزوهای عاشقانه‌اش از بین می‌ره.

00:38:47.625 --> 00:38:48.916
‫شاید به مسیرش ادامه داده؟

00:38:49.000 --> 00:38:52.208
‫نه، اگه دروازه رو پیدا نکرده باشه،
‫نمی‌تونه از گلوگاهه رد بشه.

00:38:59.083 --> 00:39:01.208
‫پشم‌هام.

00:39:46.166 --> 00:39:47.166
‫بقیه کجان؟

00:39:49.416 --> 00:39:50.791
‫زرادخانه صحیح و سالمه.

00:39:50.875 --> 00:39:52.333
‫اگه فرار کرده باشن،
‫با عجله رفتن.

00:39:52.416 --> 00:39:53.040
‫بچه‌ها.

00:39:53.064 --> 00:39:54.958
‫اون‌ها که اصلا
‫محل استقرارشون رو ول نمی‌کنن.

00:39:55.041 --> 00:39:56.500
‫بچه‌ها.

00:39:56.583 --> 00:39:57.791
‫اینجا رو.

00:40:00.166 --> 00:40:02.125
‫«دم درگاه ایستاده‌ایم.»

00:40:05.791 --> 00:40:07.125
‫«نگاهی به خلاء می‌اندازیم.»

00:40:07.708 --> 00:40:09.458
‫«شکوه و جلالش را مشاهده می‌کنیم.»

00:40:10.000 --> 00:40:13.208
‫«آن لایزال، شفابخش دنیاها، می‌آید.»

00:40:24.708 --> 00:40:29.750
‫«قاصد اژدها از چرت عاری از مرگش
‫زیر سطح زمین بیدار شده...»

00:40:30.791 --> 00:40:33.833
‫«و از راه می‌رسد.»

00:41:36.166 --> 00:41:37.583
‫وای.

00:41:37.666 --> 00:41:39.375
‫وای...

00:42:14.416 --> 00:42:15.458
‫باورم نمی‌شه.

00:42:15.541 --> 00:42:16.833
‫پافشاریش قابل تحسینه.

00:42:16.916 --> 00:42:18.541
‫نه‌خیر، خودش رو به کشتن می‌ده.

00:42:18.625 --> 00:42:21.458
‫آهای!

00:42:26.166 --> 00:42:27.625
‫- وای...
‫- من چی گفته بودم؟

00:42:27.708 --> 00:42:30.833
‫شما رئیس من نیستین شاهدخت.
‫اینجا دیگه رئیسم نیستین.

00:42:30.916 --> 00:42:32.416
‫ازش خوشم اومد.
‫به نظرم بهتره نگهش داریم.

00:42:32.500 --> 00:42:33.750
‫- کسی نظرت رو نپرسید بورمن!
‫- خفه شو بورمن.

00:42:33.833 --> 00:42:36.166
‫بسه. فرصت نداریم دعوا کنین.

00:42:36.791 --> 00:42:38.500
‫اریک فرصت نداره.

00:42:38.583 --> 00:42:41.000
‫برام مهم نیست از همدیگه
‫خوشتون میاد یا نه.

00:42:41.916 --> 00:42:43.291
‫دیگه باید همگی همکاری کنیم.

00:42:43.875 --> 00:42:46.833
‫سوگند می‌خورم اگه اینجا،

00:42:48.416 --> 00:42:53.250
‫تو دنیای خارجی، همیشه گوش به زنگ نباشین،
‫جون سالم به در نمی‌بریـ...

00:43:01.875 --> 00:43:03.083
‫استخوان‌دزدان اومدن!

00:43:05.458 --> 00:43:07.583
‫- حرکت کنین! برو!
‫- برو!

00:43:07.666 --> 00:43:09.125
‫وای.

00:43:10.333 --> 00:43:11.916
‫واقعا؟ ممنون.

00:43:16.208 --> 00:43:18.375
‫آره، دقیقا واسه همین
‫نباید باهامون بیای.

00:43:27.125 --> 00:43:28.125
‫بگیرینشون!

00:43:35.708 --> 00:43:38.708
‫چرا این‌قدر آروم حرکت می‌کنی؟
‫افتادن دنبالمون‌ها!

00:43:40.916 --> 00:43:42.791
‫وای نه!

00:43:44.541 --> 00:43:45.583
‫وای خدا!

00:43:47.875 --> 00:43:49.208
‫برو!

00:43:52.041 --> 00:43:53.083
‫خوبی؟

00:43:55.916 --> 00:43:57.166
‫خیلی‌خب.

00:43:58.916 --> 00:44:01.250
‫بورمن، تو که خیر سرت مرده بودی.

00:44:01.333 --> 00:44:02.416
‫اشتباه گرفتی رفیق.

00:44:02.500 --> 00:44:03.958
‫گمون کنم با یکی دیگه اشتباه گرفتی.

00:44:09.041 --> 00:44:11.541
‫زوگالا! زوگالا!

00:44:11.625 --> 00:44:13.500
‫- بورمن!
‫- بورمن! چیکار می‌کنی؟

00:44:13.583 --> 00:44:15.458
‫- زوگالا!
‫- زوگالا؟

00:44:15.541 --> 00:44:19.333
‫زوگالا!

00:44:19.416 --> 00:44:21.250
‫چی؟

00:44:29.708 --> 00:44:31.083
‫بورمن!

00:44:41.291 --> 00:44:42.333
‫حرف نداشت.

00:44:43.416 --> 00:44:44.416
‫چطوری کاری کردی که...

00:44:45.666 --> 00:44:47.666
‫به عمرم ندیده بودم اسبی چنین کاری کنه.
‫زوگالا یعنی چی؟

00:44:49.166 --> 00:44:50.541
‫کلمه‌ای باستانی به زبان آنگوریه.

00:44:51.916 --> 00:44:52.916
‫یعنی «وایستا».

00:45:09.500 --> 00:45:11.791
‫اِم، می‌خواستم بابت رفتارم...

00:45:13.333 --> 00:45:14.916
‫ازت عذرخواهی کنم.

00:45:17.500 --> 00:45:18.500
‫رفتارم...

00:45:19.666 --> 00:45:22.333
‫رفتارم کودکانه بود. ضمنا...

00:45:22.791 --> 00:45:23.875
‫نه، اشکالی نداره.

00:45:24.000 --> 00:45:27.333
‫درک می‌کنم که آدم نخواد
‫با غریبه ازدواج کنه.

00:45:28.166 --> 00:45:29.750
‫خودم هم خوشحال نبودم.

00:45:30.500 --> 00:45:31.500
‫نبودی؟

00:45:32.458 --> 00:45:33.833
‫یعنی تو...

00:45:33.916 --> 00:45:36.583
‫تو خیلی زیبایی،

00:45:36.666 --> 00:45:38.208
‫ولی، اِم...

00:45:38.291 --> 00:45:40.875
‫به نظرم آدم اول باید عاشق طرف بشه،

00:45:40.958 --> 00:45:45.083
‫بعدش قبول کنه تا آخر عمرش
‫باهاش زندگی کنه، مگه نه؟

00:45:47.125 --> 00:45:50.791
‫خب، مسئولیتمون در قبال
‫متحد کردن سرزمین چی می‌شه؟

00:45:51.541 --> 00:45:53.666
‫یه روزی خودم و خودت حکمران می‌شیم.

00:45:55.583 --> 00:45:56.666
‫اون موقع هم...

00:45:56.750 --> 00:45:59.250
‫لازم نیست عین والدینمون عمل کنیم.

00:46:19.958 --> 00:46:22.583
‫مطمئنی مادرم داشت همین روستا رو می‌گفت؟

00:46:22.666 --> 00:46:25.250
‫- روستای دیگه‌ای تو این دره نیست.
‫- ساکنینش کجان؟

00:46:25.333 --> 00:46:26.833
‫وای، داکینی‌ها اومدن.

00:46:27.541 --> 00:46:29.958
‫چه عالی. همین رو کم داشتم.

00:46:30.041 --> 00:46:31.041
‫اینجا چه خبر بوده؟

00:46:31.125 --> 00:46:34.083
‫خبرهای زیادی بوده. اگه مراقب نباشین،
‫سر خودتون هم میاد.

00:46:34.166 --> 00:46:36.083
‫ما دنبال ساحری به نام ویلو می‌گردیم.

00:46:36.500 --> 00:46:38.750
‫تبریک می‌گم. پیداش کردین.

00:46:39.916 --> 00:46:40.916
‫ویلو تویی؟

00:46:41.000 --> 00:46:43.666
‫آره، خودمم. ویلو هستم.

00:46:43.750 --> 00:46:45.958
‫ولی دیگه سحر و جادو نمی‌کنم.

00:46:46.041 --> 00:46:48.875
‫بازنشسته شدم. پس برین پی کارتون.

00:46:48.958 --> 00:46:50.750
‫من کیت تانتالوس هستم.

00:46:51.583 --> 00:46:52.625
‫مادرم سورشاست.

00:46:53.208 --> 00:46:54.916
‫من رو فرستاد اینجا
‫که پیدات کنم.

00:46:55.583 --> 00:46:57.041
‫بهم گفت خیلی وقت پیش،

00:46:57.125 --> 00:47:00.166
‫با همدیگه با نیروهای خبیث
‫مبارزه کرده و شکستشون دادین.

00:47:01.375 --> 00:47:04.666
‫دنیا باز هم بهت نیاز داره.
‫به جادوت نیاز داره.

00:47:05.958 --> 00:47:09.541
‫مشکلی نیست.
‫راست می‌گه، خودشه.

00:47:10.333 --> 00:47:11.333
‫از کجا می‌دونی؟

00:47:11.791 --> 00:47:13.083
‫ذهنش رو خوندم.

00:47:18.375 --> 00:47:19.416
‫شوخی کردم.

00:47:19.500 --> 00:47:22.083
‫ولی گیرت آوردم، مگه نه؟
‫ذهنت رو نخوندم.

00:47:22.833 --> 00:47:25.625
‫صرفا با دیدنت،
‫یاد مادرت می‌افتم.

00:47:27.750 --> 00:47:30.416
‫- برادرم، اریک رو دزدیدن...
‫- گیل‌ها دزدیدنش.

00:47:30.500 --> 00:47:32.208
‫- چی‌ها؟
‫- برادرت زنده است.

00:47:32.291 --> 00:47:34.208
‫عجوزه پیر که ساکن شهر باستانی...

00:47:34.291 --> 00:47:37.708
‫اون طرف دریای متلاطمه، اسیرش کرده.

00:47:38.541 --> 00:47:40.916
‫چهار موجودی که اومده بودن
‫تیر آسلین، خادمینش هستن.

00:47:41.000 --> 00:47:43.333
‫عذر می‌خوام، گفتی «اون طرف دریای متلاطم»؟

00:47:44.708 --> 00:47:46.416
‫- خیلی‌خب.
‫- چیه؟

00:47:46.500 --> 00:47:48.416
‫شاهدخت، من سراسر دنیا سفر کردم،

00:47:48.500 --> 00:47:49.833
‫موجودات دریایی سحرآمیز زیادی دیدم،

00:47:49.916 --> 00:47:51.833
‫ولی به عمرم کسی رو ندیدم
‫که از دریای متلاطم عبور کرده باشه.

00:47:51.916 --> 00:47:53.583
‫کل نقشه‌ها همون‌جا به اتمام می‌رسن.

00:47:53.666 --> 00:47:56.875
‫باید بریم همون‌جا.
‫باید از دنیای خودمون خارج شده...

00:47:56.958 --> 00:48:00.708
‫و وارد دنیای ناشناخته بشیم.
‫فقط از همین طریق می‌شه...

00:48:01.750 --> 00:48:02.750
‫می‌شه...

00:48:17.208 --> 00:48:18.208
‫داری...

00:48:19.458 --> 00:48:20.458
‫داری چیکار می...

00:48:33.541 --> 00:48:34.833
‫نباید می‌اومدی اینجا،

00:48:36.583 --> 00:48:38.208
‫ولی خیلی از دیدنت خوشحالم الورا.

00:48:39.916 --> 00:48:40.958
‫واقعا الان گفت...

00:48:41.041 --> 00:48:42.375
‫نه، اشتباه می‌کنی.

00:48:42.458 --> 00:48:47.541
‫اسم من... من که... من کس خاصی نیستم.

00:48:47.625 --> 00:48:49.291
‫تو الورا دانان، آخرین نفر...

00:48:49.375 --> 00:48:52.833
‫از نسل کایمریا، شهبانوی آینده،

00:48:52.916 --> 00:48:57.041
‫کاهن اعظم، ساحره ارشد نه قلمرو...

00:48:57.125 --> 00:49:00.300
‫و آخرین و بهترین امید دنیا
‫علیه موجود خبیثی هستی...

00:49:00.324 --> 00:49:02.416
‫که می‌خواد همه‌مون رو نابود کنه.

00:49:06.625 --> 00:49:07.625
‫چی؟

00:49:07.825 --> 00:49:14.825
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:49:15.025 --> 00:49:22.025
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.