﻿WEBVTT

00:00:16.250 --> 00:00:18.920
‫کابورا-چان، یکی دیگه.

00:00:18.920 --> 00:00:20.380
‫فقط یه «بار» دیگه!

00:00:20.380 --> 00:00:23.380
‫بعد از اینکه این‌همه بار رفتیم، بازم یه‌بند داری همین رو می‌گی؟

00:00:23.630 --> 00:00:25.290
‫دیگه زیادی خوردی.

00:00:25.710 --> 00:00:27.500
‫نگو همچین.

00:00:27.500 --> 00:00:30.460
‫تو هم به‌اندازه‌ی من داری از مست‌کردن کیف می‌کنی!

00:00:30.460 --> 00:00:33.130
‫خب، بی‌راهم نمی‌گی... آره.

00:00:33.630 --> 00:00:37.880
‫هیچ‌وقت فکرشم نمی‌کردم مست‌شدن
‫این‌قدر بی‌قیدوبند و سرگرم‌کننده باشه.

00:00:37.880 --> 00:00:39.630
‫خانــــومای عزیز.

00:00:39.630 --> 00:00:41.210
‫پایه‌این چندتا دیگه بریم بالا؟

00:00:41.500 --> 00:00:42.830
‫می‌خواین با ما بیاین؟

00:00:42.830 --> 00:00:44.210
‫به حساب ما.

00:00:47.210 --> 00:00:48.920
‫چرا که نه؟

00:00:51.420 --> 00:00:52.630
‫دیگه بـسـه.

00:00:52.630 --> 00:00:54.040
‫نمی‌تونم ادامه بدم...

00:00:57.630 --> 00:00:58.630
‫راستی!

00:00:58.630 --> 00:01:01.380
‫رئیس گفت می‌تونه توی بیمارستان استخدامت کنه.

00:01:01.380 --> 00:01:02.380
‫جدی می‌گی؟

00:01:02.380 --> 00:01:03.830
‫جدی، جدی.

00:01:03.830 --> 00:01:06.330
‫می‌دونی که، رئیسم خودش خون‌آشامه.

00:01:06.330 --> 00:01:07.750
‫اصلاً نمی‌دونستم!

00:01:07.750 --> 00:01:09.460
‫عـــه، بهت نگفته بودم؟

00:01:09.460 --> 00:01:11.290
‫معلومه که نگفتی!

00:01:12.040 --> 00:01:14.000
‫قول می‌دم دل به کار بدم.

00:01:18.710 --> 00:01:19.670
‫بیا.

00:01:19.670 --> 00:01:21.460
‫بهتره قدر این‌یکی رو بدونی.

00:01:21.460 --> 00:01:23.500
‫خیلی ممنونـــــم!

00:01:23.500 --> 00:01:25.330
‫ای‌وایــــــــــی، خـــــون!

00:01:25.710 --> 00:01:28.540
‫باید کم‌کم‌ یاد بگیری خودت هم شکار کنی، گرفتی؟

00:01:29.130 --> 00:01:31.710
‫موجودی بیمارستان پشتش همچین به دریا نیست.

00:01:32.960 --> 00:01:34.710
‫خودم می‌دونم...

00:01:35.710 --> 00:01:36.880
‫ولی...

00:01:39.420 --> 00:01:41.540
‫خب، سخت نگیر.

00:01:42.830 --> 00:01:45.130
‫خیلی‌خب، وقت کاره!

00:01:45.130 --> 00:01:53.130
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:58.790 --> 00:02:00.540
‫نیمه‌شبی روشن از نور

00:02:00.540 --> 00:02:02.710
‫جایی که خودخواهی، طمع و حسرت در رفت وآمدن

00:02:02.710 --> 00:02:04.330
‫دیدم زیر این بارون تار شده

00:02:04.330 --> 00:02:06.750
‫هاله‌های خیسی که با نورهای نئونی شکل گرفتن

00:02:06.750 --> 00:02:09.290
‫تا طلوع صبح، نباید بیدار شی

00:02:09.290 --> 00:02:11.250
‫زمان ما رو از هم جدا می‌کنه

00:02:14.880 --> 00:02:16.830
‫با چشم‌هایی خسته گفتم شب به خیر

00:02:16.830 --> 00:02:18.920
‫فکر کردم رسیدم، اما همه‌ش سراب بود

00:02:18.920 --> 00:02:20.750
‫درست عین اون‌روز، می‌خوام لمست کنم

00:02:20.750 --> 00:02:22.960
‫خیلی وقته که شرافتم رو انداختم دور

00:02:22.960 --> 00:02:25.710
‫اشتباه‌ها توی یه چشم‌به‌هم‌زدن رخ می‌دن، آره

00:02:25.710 --> 00:02:27.080
‫شب کوتاهه...

00:02:27.080 --> 00:02:29.500
‫فندکی که گاز نداره هنوزم آتیش می‌کنه

00:02:30.130 --> 00:02:31.130
‫این‌طوری شد...

00:02:31.130 --> 00:02:32.630
‫یه لحظه وایسا بینم

00:02:32.630 --> 00:02:35.000
‫خب، منم یه خونه و زندگی دارم که باید مراقبش باشم

00:02:35.000 --> 00:02:36.630
‫اون تنهام نمی‌ذاره، عــاهـــا

00:02:36.630 --> 00:02:39.170
‫قبل‌از اینکه دروغ بگم، خودش سوار شده بود

00:02:39.170 --> 00:02:40.670
‫لا دی لا دی لا لا

00:02:40.670 --> 00:02:43.290
‫بازم امروز درحالی که چیزی زمزمه می‌کرد، درو باز کرد

00:02:43.290 --> 00:02:44.670
‫همیشه کاراتو خودسرانه می‌کنی

00:02:44.670 --> 00:02:47.210
‫درست عین بیست‌سال پیش، که همین‌طوری شروع شد

00:02:47.210 --> 00:02:49.630
‫اَه، باید یکیشو انتخاب کنم، یه‌طرف گرمای زندگیه

00:02:49.630 --> 00:02:51.380
‫و یه‌طرف تاریکی شیرین

00:02:51.380 --> 00:02:52.460
‫بیشتر بنویس...

00:02:52.460 --> 00:02:53.500
‫بیشتر بخون...

00:02:53.500 --> 00:02:54.710
‫با طمع داره می‌خنده

00:02:55.380 --> 00:02:58.830
‫همون‌طور که برنامه ریخته بودی، فردا داره ذوب می‌شه

00:02:59.290 --> 00:03:00.790
‫دیگه برام مهم نیست

00:03:00.790 --> 00:03:03.670
‫همون‌طور که می‌بینی، دیگه راه برگشتی نیست... ها ها ها

00:03:03.670 --> 00:03:05.540
‫با چشم‌هایی خسته گفتم شب به خیر

00:03:05.540 --> 00:03:07.670
‫فکر کردم رسیدم، اما همه‌ش سراب بود

00:03:07.670 --> 00:03:09.630
‫درست عین اون‌روز، می‌خوام لمست کنم

00:03:09.630 --> 00:03:11.750
‫خیلی وقته که شرافتم رو انداختم دور

00:03:11.750 --> 00:03:14.130
‫اشتباه‌ها توی یه چشم‌به‌هم‌زدن رخ می‌دن، آره

00:03:14.330 --> 00:03:15.830
‫شب کوتاهه...

00:03:15.830 --> 00:03:18.250
‫فندکی که گاز نداره هنوزم آتیش می‌کنه

00:03:19.170 --> 00:03:20.380
‫این‌طوری شد... که شد

00:03:29.210 --> 00:03:34.830
‫قبل‌از اینکه تبدیل به خون‌آشام بشم،
‫یکم از خون انسانیم رو نگه داشتم.

00:03:35.540 --> 00:03:40.250
‫الان، هرازگاهی یکمی ازش می‌خورم تا خاطراتم رو بازسازی کنم.

00:03:41.750 --> 00:03:43.500
‫تا اینجای کار سؤالی داری؟

00:03:44.500 --> 00:03:47.580
‫راستی، این ناناکوسا هارو کیه اصلاً؟

00:03:48.080 --> 00:03:49.580
‫من که نیستم، درسته؟

00:03:50.500 --> 00:03:52.630
‫الان به اون بخش هم می‌رسیم.

00:03:53.790 --> 00:03:57.290
‫ولی قبل‌از اون، یه‌لحظه بیا اینجا بشین، نازونا.

00:03:58.790 --> 00:04:00.580
‫بذار موهات رو برات ببافم.

00:04:13.130 --> 00:04:14.830
‫عــــا، شرمنده شرمنده.

00:04:15.170 --> 00:04:19.670
‫چه‌قدر این روزها سرت شلوغه، هارو-سان.
‫اصلاً دیگه نمیای بریم بیرون!

00:04:19.670 --> 00:04:21.330
‫می‌دونم، ببخشید!

00:04:21.330 --> 00:04:22.920
‫عـا، من چای اولونگ می‌خورم.

00:04:22.920 --> 00:04:24.790
‫آبجو نمی‌خوری؟

00:04:24.790 --> 00:04:26.630
‫اشکالی نداره من بخورم؟

00:04:26.630 --> 00:04:28.920
‫نه، چه اشکالی داره.

00:04:29.080 --> 00:04:31.460
‫فقط دارم سعی می‌کنم یکم بیشتر مراقب خودم باشم.

00:04:33.130 --> 00:04:34.500
‫مراقب خودت؟

00:04:34.750 --> 00:04:37.040
‫نکنه... رژیمی چیزی گرفتی؟

00:04:37.040 --> 00:04:38.420
‫نه بابا!

00:04:38.420 --> 00:04:39.920
‫قضیه این نیست.

00:04:41.380 --> 00:04:42.830
‫خب، به‌سلامتی!

00:04:43.540 --> 00:04:47.960
‫راستی، می‌خواستم درست‌و‌حسابی
‫در مورد این قضیه بهت خبر بدم، کابورا-چان.

00:04:48.630 --> 00:04:49.830
‫راستش من...

00:04:50.040 --> 00:04:52.000
‫می‌خوام ازدواج کنم.

00:04:57.290 --> 00:04:59.250
‫چـ ـ چی‌کار می‌کنین؟!

00:04:59.250 --> 00:05:00.960
‫موش آب‌کشیده شدم!

00:05:00.960 --> 00:05:03.750
‫عـــا، معذرت می‌خوام! عمدی نبود!

00:05:03.750 --> 00:05:06.460
‫اجازه می‌دین هزینه‌ی خشک‌شوییش رو بدم؟

00:05:07.830 --> 00:05:10.080
‫چیزی نشده که. اصلاً حرفشم نزنین، خانم.

00:05:10.080 --> 00:05:11.330
‫خداروشکر!

00:05:11.330 --> 00:05:14.130
‫عــا، می‌شه لطفاً یه آبجوی دیگه هم بیارین؟

00:05:14.130 --> 00:05:15.330
‫به‌روی‌چشم!

00:05:17.420 --> 00:05:19.130
‫خب، داشتیم چی می‌گفتیم؟

00:05:19.130 --> 00:05:20.710
‫عـــا، آره...

00:05:21.920 --> 00:05:25.670
‫البته نمی‌شه بهش گفت ازدواج، فقط نقش زن‌و‌شوهرها رو بازی می‌کنیم.

00:05:26.750 --> 00:05:29.040
‫طرف هم خون‌آشامه پس؟

00:05:29.040 --> 00:05:29.670
‫آبجو خدمت شما!
‫طرف هم خون‌آشامه پس؟

00:05:29.670 --> 00:05:31.170
‫آبجو خدمت شما!
‫نه، انسانه.

00:05:32.330 --> 00:05:33.630
‫اصلاً حرفشم نزنین!

00:05:33.630 --> 00:05:34.920
‫خداروشکر!

00:05:36.130 --> 00:05:37.540
‫انسان؟

00:05:37.540 --> 00:05:39.040
‫منظورت چیه؟

00:05:39.040 --> 00:05:40.040
‫چرا؟

00:05:40.040 --> 00:05:43.670
‫هـــــــوم... با خودم گفتم جالب می‌شه.

00:05:44.210 --> 00:05:45.500
‫عــا، راستی...

00:05:45.920 --> 00:05:47.710
‫الان یه بچه هم تو راه دارم.

00:05:48.210 --> 00:05:52.380
‫پـــــســــر، کی فکرشو می‌کرد باردار بشم من، نه؟

00:05:53.500 --> 00:05:54.790
‫همچنان حرفشم نزنین!

00:05:54.790 --> 00:05:56.080
‫جدی دلم کبابه براش.

00:05:56.080 --> 00:05:57.290
‫نفرمایین!

00:06:03.080 --> 00:06:06.080
‫من معشوقه‌ی هارو-سان نیستم،

00:06:06.500 --> 00:06:08.170
‫و نمی‌تونم ازش بچه‌دار بشم.

00:06:09.790 --> 00:06:11.960
‫صرفاً منم یکی از بچه‌هاشم.

00:06:19.170 --> 00:06:21.540
‫معذرت می‌خوام، کابورا-چان.

00:06:32.130 --> 00:06:33.330
‫کابورا-چان عزیزم،

00:06:34.830 --> 00:06:39.210
‫نمی‌دونم چطور باید بابت این خداحافظی ازت عذرخواهی کنم.

00:06:40.880 --> 00:06:42.920
‫راستش ازت یه خواهش دارم.

00:06:43.880 --> 00:06:48.420
‫امیدوارم بتونی گهگاهی به بچه‌م یه سر بزنی.

00:06:50.130 --> 00:06:52.710
‫اون بچه‌ی یه خون‌آشام و یه انسانه.

00:06:53.670 --> 00:06:57.000
‫نمی‌دونم از این به بعد چطور رشد می‌کنه.

00:06:58.130 --> 00:07:00.670
‫می‌دونم دارم بار زیادی روی دوشت می‌ذارم،

00:07:01.500 --> 00:07:04.580
‫ولی کابورا-چان... فقط تویی که می‌تونم بهش تکیه کنم.

00:07:05.920 --> 00:07:07.790
‫نمی‌دونم یاد می‌گیره خون بخوره یا نه.

00:07:08.630 --> 00:07:10.500
‫شاید هم به‌جاش غذای انسانی بخوره؟

00:07:11.330 --> 00:07:14.420
‫فرصتش رو نداشتم که خودم بفهمم.

00:07:15.790 --> 00:07:18.460
‫ولی مشخصاً، اون یه انسان معمولی نیست.

00:07:19.000 --> 00:07:21.580
‫هرچند، هیچ‌وقت از خواب بیدار نشده.

00:07:23.580 --> 00:07:24.310
‫کابورا-چان...

00:07:25.270 --> 00:07:26.080
‫لطفاً...

00:07:29.330 --> 00:07:31.630
‫از دخترمون مراقبت کن.

00:07:47.920 --> 00:07:49.130
‫نمی‌خوام...

00:07:52.210 --> 00:07:53.420
‫نمی‌خوام.

00:08:03.500 --> 00:08:04.710
‫می‌کشمش.

00:08:05.710 --> 00:08:07.420
‫اصلاً کل این قضیه مسخره‌ست.

00:08:08.420 --> 00:08:11.080
‫ترکیب یه انسان و خون‌آشام؟

00:08:12.210 --> 00:08:14.290
‫شاید همین الانشم مرده باشه.

00:08:49.210 --> 00:08:51.460
‫احتمالاً از شباهتش شوکه می‌شی،

00:08:51.830 --> 00:08:53.460
‫ولی شک نکن که بچه‌ی خودمه.

00:08:54.330 --> 00:08:55.540
‫اسمش...

00:09:08.960 --> 00:09:10.330
‫صبح به‌خیر...

00:09:11.290 --> 00:09:12.500
‫نازونا.

00:09:13.960 --> 00:09:15.460
‫نازونا،

00:09:15.460 --> 00:09:20.170
‫تو فرزند یه خون‌آشام به اسم «هارو ناناکوسا» و یه انسانی.

00:09:20.920 --> 00:09:24.880
‫به خواست هارو-سان، من سرپرستی‌ت رو به‌عهده گرفتم.

00:09:25.460 --> 00:09:28.000
‫تو از بدو تولد یه خون‌آشام بودی.

00:09:31.250 --> 00:09:32.670
‫بفرما، تموم شد.

00:09:33.250 --> 00:09:35.130
‫سؤال دیگه‌ای هم داری؟

00:09:35.130 --> 00:09:36.330
‫ممنون...

00:09:36.330 --> 00:09:37.960
‫وایسا بینم، این چیه؟

00:09:38.710 --> 00:09:42.290
‫یعنی نازونا-چان هیچ‌وقت عاشق نشده تا تبدیل بشه؟

00:09:42.580 --> 00:09:44.080
‫دقیقاً همین‌طوره.

00:09:44.080 --> 00:09:45.500
‫یکم دیر دوزاریت میفته، نه؟

00:09:45.500 --> 00:09:46.960
‫راست می‌گه، کو-کون.

00:09:46.960 --> 00:09:48.750
‫شـ ـ شرمنده‌م...

00:09:49.330 --> 00:09:52.130
‫عـــه؟! نازونا-چان، به همین راحتی هرچی گفتو قبول کردی؟

00:09:52.130 --> 00:09:54.670
‫چاره ی دیگه‌ای هم هست؟ باید حرفاشو باور کنم.

00:09:55.250 --> 00:09:57.330
‫راستی کابورا، می‌شه یه‌چیزی بپرسم؟

00:09:57.330 --> 00:09:58.540
‫راحت باش.

00:09:58.540 --> 00:10:02.330
‫خون‌آشاما خاطرات انسان بودنشونو از دست می‌دن، نه؟

00:10:02.880 --> 00:10:06.630
‫من از اول خون‌آشام به دنیا اومدم،
‫ولی بازم هیچی یادم نمیاد.

00:10:06.630 --> 00:10:07.830
‫چرا اون‌وقت؟

00:10:08.790 --> 00:10:10.670
‫یاموری-کون، الان چند سالته؟

00:10:10.960 --> 00:10:12.250
‫منظورتون سنمه؟

00:10:12.250 --> 00:10:13.460
‫چهارده.

00:10:13.460 --> 00:10:15.710
‫یادت میاد وقتی سه‌ سالت بود چه شکلی بودی؟

00:10:15.710 --> 00:10:16.960
‫دوسالگی چطور؟

00:10:16.960 --> 00:10:18.710
‫اولین کلمه‌ای که گفتی چی بود؟

00:10:19.130 --> 00:10:22.670
‫می‌تونی یه توصیف دقیق از اون
‫لحظه‌ای که خودت رو شناختی بهم بدی؟

00:10:23.500 --> 00:10:29.210
‫وقتی که من برای اولین‌بار نازونا رو دیدم،
‫ذهنش با ذهن یه نوزاد برابری می‌کرد.

00:10:29.460 --> 00:10:31.210
‫حتی حرف‌زدن هم بلد نبود.

00:10:31.710 --> 00:10:36.330
‫منم که هیچ تجربه‌ای از بچه‌داری نداشتم، کاملاً گیج شده بودم.

00:10:37.130 --> 00:10:41.710
‫برای اینکه بهش یاد بدم چطور غذا بخوره،
‫یکم از خون مخصوص خون‌آشام‌ها بهش دادم.

00:10:42.080 --> 00:10:44.380
‫اون‌موقع براش یه کارت شناسایی بیمار درست کردم.

00:10:44.830 --> 00:10:46.790
‫حتی با اینکه تنها کسی که می‌دیدش خودم بودم.

00:10:47.540 --> 00:10:51.750
‫وقتی پیداش کردم، چهره‌ش دقیقاً
‫همین‌شکلی بود که الان هست.

00:10:52.460 --> 00:10:56.290
‫اون یه دورگه‌ی انسان-خون‌آشامه.
‫هیچ‌وقت به این موضوع ذره‌ای شک نکردم.

00:10:57.040 --> 00:11:00.130
‫از اون‌جا به بعد، بهش یاد دادم چطور حرف بزنـ ـ

00:11:03.750 --> 00:11:04.960
‫بسه دیگه.

00:11:05.170 --> 00:11:06.380
‫دیگه نیاین اینجا.

00:11:06.710 --> 00:11:07.920
‫ولی ما هنوز...

00:11:07.940 --> 00:11:11.140
‫دیدن چهره‌ی نازونا برام خاطرات دردناکی رو زنده می‌کنه.

00:11:11.150 --> 00:11:12.150
‫اعصابم خرد می‌شه.

00:11:15.480 --> 00:11:17.480
‫چندسالی که باهات گذروندم...

00:11:18.190 --> 00:11:20.990
‫برام چیزی جز عذاب نبودن.

00:11:26.250 --> 00:11:28.080
‫بـ ـ به خیر گذشت، نه؟

00:11:28.790 --> 00:11:32.540
‫اگه از اول انسان نبودی، یعنی نقطه‌ضعفی هم نداری.

00:11:33.250 --> 00:11:36.290
‫یعنی لازم نیست نگران این باشیم که
‫اون خانوم کارآگاهه بخواد بکشتت.

00:11:42.540 --> 00:11:45.580
‫هروقت کابورا رو می‌بینم، یه حس عجیبی بهم دست می‌ده.

00:11:46.380 --> 00:11:48.000
‫یه‌جور حس کلافگی.

00:11:48.250 --> 00:11:50.170
‫حس بد و اعصاب‌خردکنیه.

00:11:51.330 --> 00:11:53.170
‫فکر کنم اونم چنین حسی داشت.

00:11:54.500 --> 00:11:55.710
‫نازونا-چان...

00:12:07.420 --> 00:12:09.750
‫خون مریضا رو می‌گرفتی؟!

00:12:09.750 --> 00:12:11.540
‫باورم نمی‌شه همچین کاری کردی!

00:12:12.080 --> 00:12:13.500
‫چته بابا؟

00:12:13.500 --> 00:12:16.330
‫وقتی ازشون خون می‌گیریم فقط یه‌کمشو کِش می‌ریم.

00:12:16.330 --> 00:12:17.580
‫هیچ‌کس نمی‌فهمه.

00:12:18.040 --> 00:12:20.670
‫خون تو رو هم از قبل دارم. یه‌روزی بهت می‌دمش.

00:12:20.670 --> 00:12:22.750
‫عـه ـ عـــــــه؟

00:12:35.880 --> 00:12:39.420
‫فکر کنم اینا خاطرات واقعی نیستن.

00:12:40.630 --> 00:12:42.250
‫می‌گم، هارو-سان؟

00:12:42.710 --> 00:12:45.630
‫تونستم کاری که قول داده بودمو بکنم؟

00:12:46.540 --> 00:12:48.380
‫کارم خوب بود؟

00:12:52.540 --> 00:12:54.960
‫چیزه، می‌شه یه‌چیزی بپرسم؟

00:12:55.420 --> 00:12:58.580
‫هنوز اینجایی؟ نازونا کو؟

00:12:58.580 --> 00:12:59.790
‫من تنهام.

00:13:00.130 --> 00:13:02.500
‫ازش خواستم یه کوچولو صبر کنه.

00:13:02.880 --> 00:13:05.920
‫کسی که یه دخترو معطل کنه، پسر بدیه.

00:13:06.920 --> 00:13:08.880
‫چی می‌خوای؟ سریع بگو.

00:13:10.080 --> 00:13:11.290
‫کابورا-سان...

00:13:12.500 --> 00:13:14.080
‫دروغ که... نمی‌گفتی؟

00:13:14.420 --> 00:13:15.710
‫منظورت چیه؟

00:13:16.210 --> 00:13:18.960
‫مثل وقتی که گفتی با دیدن نازونا-چان اذیت می‌شی.

00:13:19.210 --> 00:13:20.420
‫دروغ نبود.

00:13:20.420 --> 00:13:23.000
‫آخه از نظر من این‌جوری نیست!

00:13:23.420 --> 00:13:26.500
‫این نظر شخصی توـه یاموری-کون، نه بیشتر.

00:13:26.880 --> 00:13:28.080
‫راست می‌گم.

00:13:28.290 --> 00:13:32.670
‫هروقتی که با نازونا-چان حرف می‌زنی خیلی مهربونی و هواشو داری!

00:13:32.960 --> 00:13:33.980
‫اشتباه می‌کنم؟

00:13:35.330 --> 00:13:36.670
‫چه‌جوری به‌نظر می‌اومدم؟

00:13:39.000 --> 00:13:42.080
‫انگار نگران این بودی که با چه‌جور آدمی داره می‌پَره،

00:13:42.080 --> 00:13:45.500
‫اولش نگران بودی ولی بعدش خیالت راحت شد.

00:13:46.420 --> 00:13:47.630
‫این کارات شبیه...

00:13:47.960 --> 00:13:50.580
‫بگی نگی شبیه یه مادره.

00:13:55.710 --> 00:13:56.710
‫که این‌طور...

00:14:00.580 --> 00:14:04.130
‫هارو-سان، کارم خوب بود؟

00:14:04.790 --> 00:14:07.540
‫تونستم جبران اینجا نبودنت رو بکنم؟

00:14:12.330 --> 00:14:16.670
‫باشه، بیا بگیم حدسیات تو درستن.

00:14:17.000 --> 00:14:19.540
‫شاید بخشی از وجودم چنین حسی داشته.

00:14:19.670 --> 00:14:20.670
‫پس-

00:14:20.670 --> 00:14:22.080
‫ولی گوش کن؛ یاموری-کون.

00:14:22.960 --> 00:14:25.630
‫تو هیچ‌وقت منو درک نمی‌کنی.

00:14:25.630 --> 00:14:27.080
‫خیلی خودتو دست‌بالا نگیر.

00:14:28.040 --> 00:14:30.170
‫جوری رفتار نکن انگار که منو می‌شناسی.

00:14:30.710 --> 00:14:31.920
‫توهین‌آمیزه.

00:14:35.460 --> 00:14:38.170
‫یاموری-کون؛ هنوز خیلی راه داری تا طعم عشقو بچشی.

00:14:38.170 --> 00:14:39.420
‫آه، بله.

00:14:39.880 --> 00:14:42.420
‫هارو-سان عشق اولم بود.

00:14:44.080 --> 00:14:47.460
‫مشخصاً خاطرات دوران انسان بودنم اینو بهم می‌گن؛

00:14:47.460 --> 00:14:49.130
‫و من دیگه چیز خاصی یادم نیست.

00:14:50.000 --> 00:14:54.000
‫احتمالاً من عادی نیستم.

00:14:54.750 --> 00:14:58.790
‫می‌خواستم بدونم چرا هارو-سان تصمیم گرفته خون منو بخوره،

00:14:58.790 --> 00:15:00.290
‫تا درکش کنم.

00:15:00.290 --> 00:15:02.880
‫و برای اینکه شبیه هارو-سان بشم از خون تغذیه می‌کنم.

00:15:04.750 --> 00:15:08.420
‫یاموری-کون، شبیه یکی عین من نشو.

00:15:10.080 --> 00:15:12.130
‫با نازونا یه رابطه‌ی خوب بساز.

00:15:15.000 --> 00:15:16.330
‫ببخشید، معطل شدی.

00:15:17.170 --> 00:15:18.380
‫چیکار می‌کردی؟

00:15:18.380 --> 00:15:20.420
‫می‌خواستم ازش یه‌چیزی بپرسم.

00:15:25.080 --> 00:15:27.040
‫خیلی خنگی، کو-کون.

00:15:27.830 --> 00:15:29.630
‫کابورا دروغ نمی‌گفت.

00:15:30.040 --> 00:15:32.250
‫اینکه اذیت می‌شه، واقعیه.

00:15:33.920 --> 00:15:35.290
‫آخه بهش فکر کن.

00:15:35.790 --> 00:15:40.710
‫عشق زندگیش با یه مرد ریخته رو هم و
‫بعدش مجبور شده از بچه‌ی اون مراقبت کنه.

00:15:41.000 --> 00:15:43.130
‫تازه بچه‌هه قیافه‌ش عین مامانه‌ست.

00:15:44.210 --> 00:15:47.000
‫خدا رو شکر که منو نکشته.

00:15:49.670 --> 00:15:52.580
‫ولی یه‌چیزی رو فهمیدم.

00:15:53.250 --> 00:15:57.710
‫تقریباً مطمئنم که کابورا همیشه موهامو برام درست می‌کرد.

00:16:04.630 --> 00:16:06.330
‫هارو-سان، چرا؟

00:16:07.170 --> 00:16:09.750
‫چرا منو تنها گذاشتی؟

00:16:10.880 --> 00:16:12.080
‫چرا؟!

00:16:15.710 --> 00:16:17.080
‫افتضاحه.

00:16:17.750 --> 00:16:19.710
‫هرازگاهی بهش یه سر می‌زنم.

00:16:19.710 --> 00:16:20.710
‫عه؟!

00:16:20.920 --> 00:16:22.630
‫با اینکه گفت دیگه نیای؟!

00:16:23.000 --> 00:16:26.880
‫شب پنجم: سال‌های کمی که با تو سپری کردم
‫آره، می‌رم.

00:16:31.580 --> 00:16:33.790
‫ناناکوسا نازونا یه خون‌آشامه.

00:16:34.580 --> 00:16:36.920
‫بچه‌ی یه انسان و خون‌آشامه،

00:16:36.920 --> 00:16:39.960
‫سنش چیزی بین 35 تا 40ـه.

00:16:40.710 --> 00:16:42.670
‫هیچ انسانی رو تبدیل نکرده.

00:16:43.500 --> 00:16:48.540
‫یه انسان وقتی تبدیل می‌شه که عاشق
‫خون‌آشامی بشه که از خونش تغذیه می‌کنه.

00:16:49.500 --> 00:16:53.290
‫هرچند، ناناکوسا نازونا وقتی که به دنیا اومده خون‌آشام بوده.

00:16:53.920 --> 00:16:57.500
‫که یعنی هیچ‌وقت عاشق نشده.

00:16:59.330 --> 00:17:01.460
‫چرا این‌جوری بهم زل زدی؟

00:17:03.670 --> 00:17:04.880
‫چته تو؟

00:17:06.130 --> 00:17:07.540
‫کو-کون،‌ می‌گم...

00:17:08.380 --> 00:17:11.830
‫این‌قدر از اینکه فهمیدی من از اولش خون‌آشام بودم خوشحالی؟

00:17:13.000 --> 00:17:14.880
‫مردا چقدر خرن.

00:17:15.290 --> 00:17:21.170
‫وقتی پاش میفته دلتون می‌خواد زن مدنظرتون،
‫مریم مقدس باشه و دست هیچ‌کس بهش نخورده باشه.

00:17:21.420 --> 00:17:23.130
‫آه، چندشم شد!

00:17:23.130 --> 00:17:25.460
‫چـ ـ چرا این‌جوری می‌گی؟

00:17:25.750 --> 00:17:29.080
‫آخه شخصیت آدم با گذشته‌ش شکل می‌گیره.

00:17:29.080 --> 00:17:32.920
‫واسه همین اگه عاشق یکی بشی، طبق تجربیات گذشته‌اته.

00:17:34.420 --> 00:17:36.290
‫درست نمی‌گم کابورا؟

00:17:36.290 --> 00:17:38.880
‫چی پیش خودت فکر کردی که باز پاشدی اومدی اینجا؟

00:17:39.170 --> 00:17:40.360
‫به پلیسا زنگ بزنم؟

00:17:40.440 --> 00:17:42.150
بیمارستان سوم کوموری

00:17:42.420 --> 00:17:43.880
‫دیروز اینجا بودی.

00:17:44.210 --> 00:17:46.330
‫مگه نگفتم دیگه نیای؟

00:17:46.630 --> 00:17:48.790
‫ول کن بابا. چی شده مگه؟

00:17:48.790 --> 00:17:50.920
‫تنهایی مگه دلت نمی‌گیره؟

00:17:51.210 --> 00:17:52.630
‫تازه، امروز واسه یه چیز دیگـ...

00:17:52.630 --> 00:17:53.830
‫صبر کن لطفاً.

00:17:53.830 --> 00:17:55.580
‫اولاً که یه شرط داره.

00:17:58.250 --> 00:18:00.130
‫خیلی‌خب، ادامه بده.

00:18:00.470 --> 00:18:01.250
‫چیه؟

00:18:01.250 --> 00:18:04.250
‫بدون روپوش پرستار نمی‌تونم حرف بزنم؟!

00:18:04.250 --> 00:18:06.880
‫و چرا وضعیت جسمانی من از دیروز بدتر شده؟

00:18:08.580 --> 00:18:10.670
‫واسه من که خیلی مهم نیست.

00:18:10.670 --> 00:18:12.460
‫ولی این چه معنی‌ای داره؟

00:18:14.420 --> 00:18:18.670
‫حالا که فکرشو می‌کنم، همیشه اطراف کابورا حس عجیبی داشتم...

00:18:21.210 --> 00:18:26.420
‫چون فکر می‌کردم «جوری که بهم نگاه می‌کنه
‫یه‌جورایی انگار با اشتیاق و عجیبه.»

00:18:26.830 --> 00:18:30.540
‫نازونا، باید از نزدیک و خیلی صمیمی باهم صحبت کنیم، نظرت چیه؟

00:18:30.880 --> 00:18:33.630
‫آه، اصلاً چرا نمیای روی پاهام بشینی؟

00:18:33.630 --> 00:18:36.040
‫شک ندارم این‌جوری بهتر صدای همو می‌شنویم.

00:18:36.460 --> 00:18:38.130
‫یاموری-کون، تو چرا نمی‌ری؟

00:18:38.130 --> 00:18:40.420
‫ننه چندشم شد!
‫کمک کن کو-کون!

00:18:40.420 --> 00:18:43.000
‫کابورا-سان، چرا شخصیتت عوض شد؟

00:18:43.750 --> 00:18:48.290
‫پس تماس داشتن با یه وسیله شخصی از دوران
‫انسان بودنمون می‌تونه یه خون‌آشام رو ضعیف کنه؟

00:18:48.630 --> 00:18:52.040
‫هرچقدر اون وسیله باارزش‌تر، اثرش بیشتر.

00:18:52.420 --> 00:18:53.630
‫منطقیه.

00:18:53.830 --> 00:18:56.330
‫امروز اومدیم چون می‌خواستیم اینو بگیم.

00:18:56.880 --> 00:18:58.670
‫مثلاً اون چیزای داخل اتاق...

00:18:58.670 --> 00:18:59.880
‫درسته.

00:19:00.080 --> 00:19:02.130
‫حدس می‌زدم همچین قضیه‌ای باشه،

00:19:02.630 --> 00:19:05.580
‫چون هروقت که وارد اون اتاق می‌شم، قلبم درد می‌گیره.

00:19:06.500 --> 00:19:08.880
‫کتاب‌ها و یادداشت‌های اونجا...

00:19:09.210 --> 00:19:13.250
‫خیلی چیز خاصی نیستن واسه همین فکر کنم
‫سر درد بدترین چیزیه که دچارش می‌شم.

00:19:14.000 --> 00:19:18.040
‫و عکس رو هم بعد از اینکه تبدیل شدم، ظاهر کردم.

00:19:19.080 --> 00:19:21.170
‫ولی باید از شر اینا خلاص شم.

00:19:22.210 --> 00:19:24.000
‫تصمیمم رو گرفتم.

00:19:24.330 --> 00:19:26.130
‫ممنونم که اینو بهم گفتین.

00:19:26.540 --> 00:19:27.750
‫نفرمایین.

00:19:27.960 --> 00:19:30.920
‫ولی باورم نمی‌شه بعد از این‌همه وقت باید با گذشته‌م سروکله بزنم.

00:19:31.250 --> 00:19:32.790
‫تنهایی از پسش برمیای؟

00:19:34.330 --> 00:19:37.080
‫من... از اون چیزی که فکرشو می‌کنی خواستنی‌ترم.

00:19:37.580 --> 00:19:41.710
‫و بچه‌هایی دارم که حاضرن برام هر کاری بکنن.

00:19:43.000 --> 00:19:44.210
‫معلومه که آره.

00:19:44.580 --> 00:19:45.920
‫دیگه چیزی هست؟

00:19:46.290 --> 00:19:47.540
‫چیزه...

00:19:47.540 --> 00:19:50.080
‫فقط مراقب اون کارآگاهه باشین.

00:19:50.580 --> 00:19:51.880
‫کارآگاه...

00:19:52.580 --> 00:19:55.460
‫به‌نظرتون چرا خون‌آشاما رو می‌کشه؟

00:19:55.920 --> 00:19:57.500
‫اون می‌گه خون‌آشاما «شیطان» هستن.

00:19:58.130 --> 00:20:00.210
‫و اینکه برای آدما بدبختی میارن.

00:20:02.130 --> 00:20:03.880
‫عجب حرف زشتی.

00:20:04.790 --> 00:20:06.790
‫می‌تونی اسمشو بهم بگی؟

00:20:07.170 --> 00:20:08.380
‫چیزه... یه‌لحظه...

00:20:09.830 --> 00:20:12.420
‫اوگویسو آنکو... خودشو این‌جوری معرفی کرد.

00:20:13.290 --> 00:20:14.500
‫اوگویسو...

00:20:16.540 --> 00:20:18.040
‫شما هم مراقب باشین.

00:20:23.250 --> 00:20:24.460
‫نازونا-چان...

00:20:25.080 --> 00:20:28.380
‫یادته که یه‌کم پیش گفتی شخصیت آدم با گذشته‌ش شکل می‌گیره؟

00:20:28.830 --> 00:20:30.250
‫خب، که چی؟

00:20:34.920 --> 00:20:36.170
‫احتمالاً واسه اون کارآگاهه...

00:20:36.750 --> 00:20:39.250
‫یه اتفاقی افتاده که باعث شده...

00:20:39.250 --> 00:20:41.080
‫از خون‌آشاما متنفر بشه، نه؟

00:20:42.920 --> 00:20:45.170
‫اولین برخورد من با یه خون‌آشام،

00:20:45.170 --> 00:20:46.960
‫وقتی بود که تو رو دیدم؛ نازونا-چان.

00:20:48.040 --> 00:20:50.210
‫اگه اولین برخورد کارآگاه متفاوت بود،

00:20:50.210 --> 00:20:52.080
‫به‌نظرت با خون‌آشاما کنار میومد؟

00:20:55.540 --> 00:20:57.790
‫چه‌جور نفرتی باعث می‌شه یکی بخواد کسی رو بکشه؟

00:20:58.420 --> 00:21:01.710
‫توی گذشته چه اتفاقی افتاده که باعثش بشه؟

00:21:04.040 --> 00:21:06.710
‫اگه من بودم، چی می‌شد؟

00:21:07.960 --> 00:21:08.820
‫چه بدونم.

00:21:14.500 --> 00:21:15.500
‫ای بابا...

00:21:15.500 --> 00:21:17.380
‫چیزی نیست که.

00:21:17.920 --> 00:21:19.630
‫انگاری یه‌کم دیر اومدم.

00:21:22.040 --> 00:21:24.420
‫دیگه کی مونده؟

00:21:26.000 --> 00:21:36.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:36.024 --> 00:21:57.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.