﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:06.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:06.630 --> 00:00:08.670
‫یـــو، هولمز.

00:00:09.210 --> 00:00:12.040
‫یـــو، واتسون-کون.

00:00:12.580 --> 00:00:14.540
‫اومدم جلوتو بگیرم، سنپای.

00:00:15.000 --> 00:00:17.130
‫نه، منظورم «کارآگاه» بود.

00:00:17.330 --> 00:00:20.580
‫منم اومدم تو رو بکشم،‌ خون‌آشام.

00:00:26.640 --> 00:00:28.390
‫نیمه‌شبی روشن از نور

00:00:28.390 --> 00:00:30.560
‫جایی که خودخواهی، طمع و حسرت در رفت وآمدن

00:00:30.560 --> 00:00:32.180
‫دیدم زیر این بارون تار شده

00:00:32.180 --> 00:00:34.600
‫هاله‌های خیسی که با نورهای نئونی شکل گرفتن

00:00:34.600 --> 00:00:37.140
‫تا طلوع صبح، نباید بیدار شی

00:00:37.140 --> 00:00:39.100
‫زمان ما رو از هم جدا می‌کنه

00:00:42.730 --> 00:00:44.680
‫با چشم‌هایی خسته گفتم شب به خیر

00:00:44.680 --> 00:00:46.770
‫فکر کردم رسیدم، اما همه‌ش سراب بود

00:00:46.770 --> 00:00:48.600
‫درست عین اون‌روز، می‌خوام لمست کنم

00:00:48.600 --> 00:00:50.810
‫خیلی وقته که شرافتم رو انداختم دور

00:00:50.810 --> 00:00:53.560
‫اشتباه‌ها توی یه چشم‌به‌هم‌زدن رخ می‌دن، آره

00:00:53.560 --> 00:00:54.930
‫شب کوتاهه...

00:00:54.930 --> 00:00:57.350
‫فندکی که گاز نداره هنوزم آتیش می‌کنه

00:00:57.980 --> 00:00:58.980
‫این‌طوری شد...

00:00:58.980 --> 00:01:00.480
‫یه لحظه وایسا بینم

00:01:00.480 --> 00:01:02.850
‫خب، منم یه خونه و زندگی دارم که باید مراقبش باشم

00:01:02.850 --> 00:01:04.480
‫اون تنهام نمی‌ذاره، عــاهـــا

00:01:04.480 --> 00:01:07.020
‫قبل‌از اینکه دروغ بگم، خودش سوار شده بود

00:01:07.020 --> 00:01:08.520
‫لا دی لا دی لا لا

00:01:08.520 --> 00:01:11.140
‫بازم امروز درحالی که چیزی زمزمه می‌کرد، درو باز کرد

00:01:11.140 --> 00:01:12.520
‫همیشه کاراتو خودسرانه می‌کنی

00:01:12.520 --> 00:01:15.060
‫درست عین بیست‌سال پیش، که همین‌طوری شروع شد

00:01:15.060 --> 00:01:17.480
‫اَه، باید یکیشو انتخاب کنم، یه‌طرف گرمای زندگیه

00:01:17.480 --> 00:01:19.230
‫و یه‌طرف تاریکی شیرین

00:01:19.230 --> 00:01:20.310
‫بیشتر بنویس...

00:01:20.310 --> 00:01:21.350
‫بیشتر بخون...

00:01:21.350 --> 00:01:22.560
‫با طمع داره می‌خنده

00:01:23.230 --> 00:01:26.680
‫همون‌طور که برنامه ریخته بودی، فردا داره ذوب می‌شه

00:01:27.140 --> 00:01:28.640
‫دیگه برام مهم نیست

00:01:28.640 --> 00:01:31.520
‫همون‌طور که می‌بینی، دیگه راه برگشتی نیست... ها ها ها

00:01:31.520 --> 00:01:33.390
‫با چشم‌هایی خسته گفتم شب به خیر

00:01:33.390 --> 00:01:35.520
‫فکر کردم رسیدم، اما همه‌ش سراب بود

00:01:35.520 --> 00:01:37.480
‫درست عین اون‌روز، می‌خوام لمست کنم

00:01:37.480 --> 00:01:39.600
‫خیلی وقته که شرافتم رو انداختم دور

00:01:39.600 --> 00:01:41.980
‫اشتباه‌ها توی یه چشم‌به‌هم‌زدن رخ می‌دن، آره

00:01:42.180 --> 00:01:43.680
‫شب کوتاهه...

00:01:43.680 --> 00:01:46.100
‫فندکی که گاز نداره هنوزم آتیش می‌کنه

00:01:47.020 --> 00:01:48.230
‫این‌طوری شد... که شد

00:01:53.880 --> 00:01:56.710
‫یاموری-کون، تو چیکار می‌کنی؟

00:01:57.170 --> 00:01:58.380
‫من...

00:01:58.580 --> 00:02:00.380
‫نمی‌خوام خانم کارآگاه بمیره.

00:02:01.080 --> 00:02:02.290
‫و همین‌طور شماها.

00:02:02.710 --> 00:02:03.920
‫یاموری-کون...

00:02:04.130 --> 00:02:05.420
‫متوجه‌م.

00:02:05.420 --> 00:02:09.290
‫همه‌تون فکر می‌کنین واسه کشته نشدن، باید بکشین.

00:02:09.920 --> 00:02:13.750
‫ولی، چرا تا الان واسه اینکه جلوشو بگیرین کاری نکردین؟

00:02:14.540 --> 00:02:16.330
‫چون نمی‌تونستیم هیچ کاری بکنیم.

00:02:16.830 --> 00:02:19.920
‫نمی‌دونستیم کسی که تهدیدمون می‌کنه کیه یا کجاست.

00:02:20.080 --> 00:02:21.710
‫هیچ سرنخی نداشتیم.

00:02:22.420 --> 00:02:26.580
‫وقتی ما رسیدیم به دفتر کارآگاه که آدرسش روی
‫کارتش بود، خیلی وقت بود که اونجا رو خالی کرده بود.

00:02:27.210 --> 00:02:30.170
‫و الان... بالأخره کارشو شروع کرد.

00:02:30.670 --> 00:02:32.630
‫اومده که ما رو بکشه.

00:02:33.210 --> 00:02:34.460
‫فرصت مناسبی داریم.

00:02:34.830 --> 00:02:37.000
‫باید الان تهدید رو از بین ببریم وگرنـ...

00:02:37.000 --> 00:02:38.000
‫دروغه!

00:02:38.830 --> 00:02:40.290
‫همه‌تون ترسیدین...

00:02:40.290 --> 00:02:41.670
‫چون مجبورین یکی رو بکشین.

00:02:42.210 --> 00:02:43.920
‫نمی‌خواین این‌کارو بکنین.

00:02:44.630 --> 00:02:45.880
‫می‌خواین عادی باشین!

00:02:46.460 --> 00:02:47.960
‫شماها با ما فرقی ندارین.

00:02:48.630 --> 00:02:52.290
‫قدرتشو دارین، واسه همین برای
‫از بین بردن تهدیداتون، عادی رفتار می‌کنین.

00:02:52.710 --> 00:02:56.750
‫ولی وقتی یکی رو تهدید به کشتن می‌کنین،
‫واقعاً عین ما منظورتون این نیست.

00:02:56.750 --> 00:02:57.580
‫هوی...

00:02:57.580 --> 00:03:00.670
‫خون‌آشاما فقط حرفای گنده می‌زنن!

00:03:00.670 --> 00:03:01.640
‫مراقب حرف زدنـ...

00:03:01.640 --> 00:03:02.320
‫واسه همینه که...

00:03:03.170 --> 00:03:05.330
‫همه‌تونو دوست دارم!

00:03:06.210 --> 00:03:08.920
‫چون شما خون‌آشاما از ما آدما، آدم‌ترین!

00:03:10.000 --> 00:03:11.210
‫یاموری-کون...

00:03:11.750 --> 00:03:12.960
‫نیکو-سان...

00:03:13.250 --> 00:03:15.080
‫سنسه! هیراتا-سنسه!

00:03:15.500 --> 00:03:17.080
‫به کمکت احتیاج دارم.

00:03:18.250 --> 00:03:20.500
‫می‌خوام دوست نازونا-چانو نجات بدم.

00:03:21.500 --> 00:03:23.170
‫می‌خوام دوباره باهم دوست بشن!

00:03:26.750 --> 00:03:28.750
‫فقط وقتی که کمک لازم داری می‌شم معلم؟

00:03:31.830 --> 00:03:33.500
‫کارآگاه گرفتت؟

00:03:33.500 --> 00:03:35.920
‫خاک بر سرت کنن. همه‌جات آشغاله.

00:03:35.920 --> 00:03:37.170
‫آره خب.

00:03:37.540 --> 00:03:38.920
‫بحثی ندارم.

00:03:40.250 --> 00:03:41.460
‫سـری-چان...

00:03:41.790 --> 00:03:45.330
‫درسته که چون کارآگاه بهت حمله کرده اعصابم خرده.

00:03:45.790 --> 00:03:48.540
‫ولی... واقعاً اشکالی نداره؟

00:03:48.830 --> 00:03:50.080
‫منظورت چیه؟

00:03:50.500 --> 00:03:54.080
‫ازش این حسو نگرفتم که می‌خواد منو بکشه.

00:03:54.830 --> 00:03:58.330
‫می‌دونم که احتمالاً خبر داره جلوی یه خون‌آشام...

00:03:58.330 --> 00:04:00.000
‫توی ‫یه نبرد تن‌به‌تن هیچ شانسی نداره.

00:04:01.250 --> 00:04:05.580
‫ولی اگه حق با یاموری-کون باشه و
‫چیز دیگه‌ای توی ذهنش باشه چی؟

00:04:06.250 --> 00:04:09.710
‫شاید داره ما رو بازیچه‌ی خودش می‌کنه
‫که این‌جوری واکنش نشون بدیم.

00:04:10.670 --> 00:04:14.790
‫همیشه به این فکر می‌کردم که کارآگاه می‌خواد چیکار کنه.

00:04:15.790 --> 00:04:18.880
‫اگه می‌خواد بکشه، پس هدفش از این حمله‌های غیرکشنده چیه؟

00:04:19.420 --> 00:04:21.290
‫دنبال چیزیه که علیه شما استفاده کنه؟

00:04:21.630 --> 00:04:23.000
‫چیزی رو گذاشته واسه بعداً؟

00:04:23.630 --> 00:04:27.460
‫درهرحال، چون نازونا-چان نقطه‌ضعفی نداره،‌ نمی‌تونه اونو بکشه.

00:04:28.000 --> 00:04:29.210
‫پس چیکار می‌کنه؟

00:04:30.170 --> 00:04:33.670
‫یادمه قبلاً یه‌چیزی بهم گفت.

00:04:34.420 --> 00:04:38.790
‫«قبل از اینکه مجبور شی از شبی که این‌قدر
‫دوستش داری دست بکشی، زود باش برگرد خونه.»

00:04:39.830 --> 00:04:41.080
‫فکر کنم خانم کارآگاه...

00:04:42.040 --> 00:04:43.880
‫می‌خواد شب رو به پایان برسونه.

00:04:46.080 --> 00:04:48.420
‫همه‌جور «آزمایشی» رو انجام دادم.

00:04:48.630 --> 00:04:52.630
‫اونم روی خون‌آشامی که اون‌قدر احمق
‫بود که بیاد سمتم و منم گیرش انداخته بودم.

00:04:53.170 --> 00:04:55.630
‫تا کجا تونست جلوی آسیب‌ها دووم بیاره؟

00:04:55.630 --> 00:04:59.250
‫توی ترمیم زخم‌هاش با توجه به جایی
‫که آسیب دیده بود، فرقی وجود داشت؟

00:04:59.710 --> 00:05:03.330
‫واقعاً راهی واسه کشتنش با یه روش وحشیانه نبود؟

00:05:03.830 --> 00:05:06.880
‫جوونیمو حروم این چیزا کردم.

00:05:07.250 --> 00:05:08.960
‫چه جوونی مرموزی.

00:05:09.380 --> 00:05:11.040
‫خب، چی فهمیدی؟

00:05:11.330 --> 00:05:13.920
‫متأسفانه، نتونستم اون‌جوری بکشمش.

00:05:15.380 --> 00:05:16.750
‫من اومدم باهات حرف بزنم!

00:05:17.790 --> 00:05:21.000
‫ولی تو هم عین ما، توی این نقطه آسیب‌پذیری.

00:05:27.880 --> 00:05:29.630
‫درد داره، ناناکوسا؟

00:05:31.080 --> 00:05:33.250
‫درد داری ولی جلوی جیغ زدنتو گرفتی؟

00:05:33.250 --> 00:05:34.460
‫ماشالا داری.

00:05:35.040 --> 00:05:37.420
‫ولی توی این وضعیت، حتی خون‌آشاما هم ضعیفن!

00:05:38.380 --> 00:05:42.080
‫شاید نمیری، و ترمیم شدنت هم طول نمی‌کشه،

00:05:42.080 --> 00:05:43.880
‫ولی عین چی درد داره، نه؟

00:05:44.420 --> 00:05:46.380
‫گوش کن، ناناکوسا.

00:05:46.670 --> 00:05:49.710
‫نمی‌خوام مجبور شم بهت آسیب بزنم.

00:05:50.250 --> 00:05:54.630
‫ولی واقعاً نباید یه پسر بچه‌ی 14 ساله رو قاطی گندکاریات بکنی.

00:05:55.000 --> 00:05:56.460
‫دلم به حالش می‌سوزه.

00:05:56.460 --> 00:05:58.210
‫از هیچی خبر نداری.

00:05:58.210 --> 00:05:59.700
‫چرت و پرت نگو.

00:05:59.700 --> 00:06:02.920
‫خون‌آشامی عین تو نمی‌فهمه یه آدم چه حسی داره.

00:06:02.920 --> 00:06:05.040
‫کو-کون با من زندگیشو می‌کنه!

00:06:07.330 --> 00:06:11.920
‫من بهت هشدار دادم که «هرکاری که مجبور باشم رو می‌کنم.»

00:06:12.330 --> 00:06:14.380
‫اینا تقصیر توـه، ناناکوسا.

00:06:21.670 --> 00:06:22.880
‫تصمیممو گرفتم.

00:06:22.880 --> 00:06:24.920
‫اول یاموری-کون رو می‌کشم.

00:06:28.960 --> 00:06:30.170
‫می‌کشمت.

00:06:30.170 --> 00:06:31.670
‫بالأخره می‌خوای بیای سراغم؟

00:06:32.880 --> 00:06:35.170
‫بفرما پس، دوست دارم ببینمش!

00:06:35.170 --> 00:06:37.080
‫اینا حرفای منن که!

00:06:41.040 --> 00:06:44.830
‫شما خون‌آشاما خیلی احمق و لجبازین.

00:06:44.830 --> 00:06:47.080
‫شدین برده‌ی یه روتین.

00:06:48.710 --> 00:06:49.710
‫نکـ...

00:06:49.710 --> 00:06:51.000
‫اینجا طبقه سومه!

00:06:53.670 --> 00:06:55.630
‫واهاهای، دردم گرفت.

00:06:57.290 --> 00:07:01.080
‫ناناکوسا، زودی بیا منو بـــکـــش!

00:07:03.000 --> 00:07:06.250
‫ها؟ چرا الان خیالم راحت شده؟

00:07:06.830 --> 00:07:09.420
‫اون می‌خواد کو-کون رو بکشه.

00:07:09.880 --> 00:07:11.710
‫چرا چون چیزیش نشد خیالم راحته؟!

00:07:13.170 --> 00:07:14.540
‫باید بکشمش.

00:07:20.500 --> 00:07:21.500
‫خوبه!

00:07:30.170 --> 00:07:32.880
‫گفتم که همه‌تون احمقین.

00:07:32.880 --> 00:07:36.630
‫بدون فکر کردن به سمتم حمله می‌کنی،
‫واسه همین راحت می‌تونم جاخالی بدم.

00:07:37.330 --> 00:07:42.790
‫من هیچ تمرین خاصی هم نکردم، ولی از مغزم استفاده می‌کنم.

00:07:43.460 --> 00:07:45.330
‫تو هم از مغزت استفاده کن، ناناکوسا.

00:07:46.630 --> 00:07:50.920
‫ای بابا،‌ اگه زودتر منو نکشی، یاموری-کون می‌میره هــا!

00:07:52.830 --> 00:07:54.880
‫«شبو به پایان برسونه»؟

00:07:55.540 --> 00:07:56.880
‫منظورت چیه؟

00:07:56.880 --> 00:07:58.130
‫مطمئن نیستم،

00:07:58.790 --> 00:08:00.040
‫ولی شاید...

00:08:00.380 --> 00:08:01.580
‫کیه؟

00:08:04.250 --> 00:08:07.380
‫کو-کون نمی‌دونه من اینجام.

00:08:07.380 --> 00:08:09.000
‫من تنها اومدم.

00:08:09.250 --> 00:08:10.630
‫واسه همین کو-کون نمیادش.

00:08:10.830 --> 00:08:12.500
‫جلوتو می‌گیرم.

00:08:12.500 --> 00:08:14.880
‫اصلاً راه نداره که به کو-کون برسی سنپـ...

00:08:14.880 --> 00:08:17.000
‫نـــانـــاکــــوســــا.

00:08:17.000 --> 00:08:21.130
‫چطوره با یه پیام کوچولو بهش خبر بدم که اینجاییم؟

00:08:21.130 --> 00:08:22.130
‫فکر کردی می‌ذارم؟

00:08:22.130 --> 00:08:23.330
‫نه، نه.

00:08:24.420 --> 00:08:26.580
‫انجامش دادم رفته.

00:08:29.420 --> 00:08:30.630
‫بیشتر تمرکز کن.

00:08:31.920 --> 00:08:33.130
‫چطوره؟

00:08:33.380 --> 00:08:35.750
‫شاید خون‌آشاما قوی باشن،

00:08:35.750 --> 00:08:38.460
‫ولی یه ضربه به شبکه خورشیدی،‌ خیلی درد داره مگه نه؟
‫شبکه خورشیدی همون شبکه عصبی پشت معده‌س که به آرامش و تمرکز ذهن کمک می‌کنه و سومین چاکراه بدن اونجاست.

00:08:38.920 --> 00:08:40.710
‫بگی‌نگی ازت ناامید شدم.

00:08:40.880 --> 00:08:42.170
‫عین آدمایی.

00:08:42.630 --> 00:08:47.540
‫فکر کنم اصلاً نتونی قبل از اینکه یاموری-کون بیاد اینجا، منو بکشی.

00:08:48.330 --> 00:08:52.670
‫تقصیر خودته که ضعیفی،‌ ناناکوسا.

00:08:53.000 --> 00:08:56.960
‫فقط به‌خاطر تو، یاموری-کون قراره بمیره.

00:08:59.290 --> 00:09:00.580
‫چی شده، ‌یاموری-کون؟!

00:09:01.000 --> 00:09:02.040
‫چه خبره؟

00:09:02.040 --> 00:09:03.330
‫نمی‌دونم!

00:09:03.330 --> 00:09:04.540
‫نمی‌دونم، ولی...

00:09:05.630 --> 00:09:06.830
‫اگه عجله نکنیم...

00:09:07.210 --> 00:09:08.670
‫خانم کارآگاه می‌میره!

00:09:10.420 --> 00:09:12.170
‫تقصیر منه؟

00:09:12.170 --> 00:09:13.460
‫آره.

00:09:13.460 --> 00:09:16.670
‫یاموری-کون باید بمیره چون تو ضعیفی.

00:09:17.960 --> 00:09:19.170
‫من؟

00:09:19.170 --> 00:09:20.380
‫ضعیف؟

00:09:20.540 --> 00:09:21.750
‫ضعیفی.

00:09:22.250 --> 00:09:25.040
‫تو حتی نمی‌تونی منو بکشی.

00:09:25.500 --> 00:09:29.500
‫فقط بشین همین‌جا و مرگ یاموری-کون رو تماشا کن.

00:09:32.130 --> 00:09:34.130
‫چیکار کنم؟ بهتره که چیکار کنم؟

00:09:34.130 --> 00:09:35.130
‫فکر کن!

00:09:35.130 --> 00:09:36.920
‫آره، باید فکر کنم.

00:09:37.170 --> 00:09:39.380
‫سنپای که دیگه پیامشو فرستاده.

00:09:39.380 --> 00:09:41.920
‫خیلی طول نمی‌کشه که کو-کون برسه اینجا.

00:09:42.330 --> 00:09:44.250
‫اگه من این‌قدر ضعیفم...

00:09:44.630 --> 00:09:45.960
‫وایسا، ضعیفم؟

00:09:45.960 --> 00:09:47.670
‫فکر می‌کنم خیلیم قوی‌ام.

00:09:48.000 --> 00:09:53.630
‫واقعاً می‌تونه جلوی حمله‌های منو بگیره و کو-کون رو هم بکشه؟

00:09:55.250 --> 00:09:57.250
‫نه،‌ نمی‌تونه.

00:09:58.080 --> 00:09:59.380
‫یه‌چیز دیگه‌ای هست...

00:10:03.000 --> 00:10:04.000
‫سنپای...

00:10:05.130 --> 00:10:07.790
‫واقعاً نمی‌خوای کو-کون رو بکشی، نه؟

00:10:09.210 --> 00:10:10.790
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

00:10:10.790 --> 00:10:13.130
‫چون داری زیادی حرف می‌زنی، سنپای.

00:10:13.130 --> 00:10:14.460
‫اون پیامت هم همین‌طور.

00:10:14.960 --> 00:10:18.540
‫اگه واقعاً می‌خواستی بکشیش، بهتر بود به من نگی.

00:10:19.880 --> 00:10:21.380
‫هدفت چیه؟

00:10:23.960 --> 00:10:25.420
‫دختر بیچاره...

00:10:26.380 --> 00:10:27.380
‫چشمام!

00:10:31.960 --> 00:10:33.170
‫لعنتی!

00:10:33.170 --> 00:10:35.710
‫می‌دونی چیه، ناناکوسا...

00:10:36.460 --> 00:10:40.460
‫اینکه من دارم به چی فکر می‌کنم، مهم نیست.

00:10:41.130 --> 00:10:42.670
‫من فقط یه هدف دارم:

00:10:42.830 --> 00:10:44.750
‫خلاص شدن از شر خون‌آشاما.

00:10:45.500 --> 00:10:49.330
‫اگه بیاد سر راهم، خب معلومه که یاموری-کون رو هم می‌کشم.

00:10:49.830 --> 00:10:52.670
‫اون‌که درهرحال طرف خون‌آشاما رو گرفته.

00:10:52.670 --> 00:10:54.960
‫الان بمیره بهتر از بعداً ـه.

00:10:56.040 --> 00:11:01.830
‫ناناکوسا،‌ نکنه فکر کردی اگه عین اسکلا به
‫بهترین چیزا امید داشته باشی، فایده‌ای داره؟

00:11:02.540 --> 00:11:04.880
‫من امروز آماده اومدم سراغتون.

00:11:05.290 --> 00:11:07.710
‫که همه‌چی رو تموم کنـ...

00:11:07.920 --> 00:11:09.130
‫تو روحت!

00:11:09.580 --> 00:11:11.000
‫خودم می‌دونم!

00:11:13.330 --> 00:11:15.420
‫مگه نگفتم مستقیم حمله نکنی بهـ...

00:11:22.500 --> 00:11:24.290
‫پس این‌سری واقعاً آماده‌ای...

00:11:25.080 --> 00:11:26.670
‫که جدی بشی.

00:11:27.250 --> 00:11:29.130
‫چاره‌ی دیگه‌ای ندارم!

00:11:31.500 --> 00:11:33.380
‫ما که در رفتیم!

00:11:39.630 --> 00:11:41.790
‫بشین تا بذارم!

00:11:50.130 --> 00:11:52.250
‫حسابی آتیشی شده!

00:11:53.170 --> 00:11:54.380
‫وای!

00:11:59.330 --> 00:12:00.540
‫باید زود برسم!

00:12:24.790 --> 00:12:26.920
‫چه حرکتای خفنی زدی.

00:12:30.210 --> 00:12:32.630
‫دیگه بسه، سنپای.

00:12:34.670 --> 00:12:35.880
‫من...

00:12:36.500 --> 00:12:37.880
‫نمی‌خوام مجبور به...

00:12:38.960 --> 00:12:40.460
‫کشتنت بشم،‌ سنپای.

00:12:41.630 --> 00:12:44.790
‫خیلی احمقی، ناناکوسا.

00:12:47.880 --> 00:12:49.290
‫اوی، اون صدا...

00:12:53.920 --> 00:12:55.330
‫کو-کون؟

00:12:56.080 --> 00:12:57.460
‫یاموری-کون؟

00:12:58.540 --> 00:12:59.750
‫چرا؟

00:13:00.020 --> 00:13:04.020
‫شب دهم: دوست داشتم به دست تو باشه

00:13:04.020 --> 00:13:08.020
‫شب دهم: دوست داشتم به دست تو باشه

00:13:08.580 --> 00:13:09.790
‫یاموری-کون عزیز،

00:13:10.460 --> 00:13:11.960
‫دنبال من نگرد.

00:13:12.630 --> 00:13:14.500
‫به خون‌آشاما اعتماد نکن.

00:13:15.420 --> 00:13:18.040
‫واقعاً شک دارم که بتونی خون‌آشام بشی.

00:13:18.580 --> 00:13:19.790
‫درست عین خودم.

00:13:20.920 --> 00:13:25.130
‫تا حالا تصور کردی که اگه نتونی تبدیل بشی،
‫تا آخر عمرت ممکنه چه حسی داشته باشی؟

00:13:25.960 --> 00:13:27.250
‫تو هنوز جوونی.

00:13:27.880 --> 00:13:32.210
‫بعد از اینکه نتونی خون‌آشام بشی،
‫یه زندگی خیلی طولانی پیشِ‌روت هست.

00:13:33.080 --> 00:13:34.460
‫پس لطفاً...

00:13:35.670 --> 00:13:36.880
‫لطفاً...

00:13:38.500 --> 00:13:39.710
‫یاموری-کون؟

00:13:40.290 --> 00:13:41.500
‫کو-کون...

00:13:42.330 --> 00:13:43.960
‫نمی‌شه، باید زودتـ...

00:13:47.710 --> 00:13:48.920
‫نازونا-چان!

00:13:49.500 --> 00:13:50.710
‫گه توش!

00:13:50.710 --> 00:13:52.380
‫انصاف نیست!

00:13:53.290 --> 00:13:54.580
‫انصاف نیست؟

00:13:54.580 --> 00:13:55.790
‫این‌جوری...

00:13:56.170 --> 00:13:58.000
‫چاره‌ای جز کشتنت ندارم!

00:13:58.210 --> 00:14:01.380
‫از اولش باید همین‌کارو می‌کردی، ناناکوسا!

00:14:02.960 --> 00:14:03.960
‫ها؟

00:14:08.080 --> 00:14:09.920
‫این کارات یعنی چی، یاموری-کون؟

00:14:09.920 --> 00:14:11.130
‫سر راهمی!

00:14:11.750 --> 00:14:12.960
‫نکن، نازونا-چان!

00:14:13.290 --> 00:14:15.250
‫خانم کارآگاه از اولش هم...
‫خفه شو!

00:14:22.920 --> 00:14:25.330
‫سنپای، بس کن.

00:14:25.630 --> 00:14:26.830
‫تو رو خدا.

00:14:27.540 --> 00:14:29.040
‫اون دوستمه.

00:14:29.920 --> 00:14:31.790
‫منم بودم،‌ مگه نه؟

00:14:37.790 --> 00:14:39.210
‫کو-کون،‌ ببخشید.

00:14:39.750 --> 00:14:42.830
‫چون من تصمیم اشتباهی گرفتم، توی این وضعیت افتادیم.

00:14:43.290 --> 00:14:44.780
‫باید بدون فکر کردن می‌کشتمـ...

00:14:44.780 --> 00:14:45.920
‫اشکالی نداره، نازونا-چان.

00:14:46.670 --> 00:14:48.670
‫اون، نمی‌خواد منو بکشه.

00:14:49.670 --> 00:14:50.670
‫ها؟

00:14:50.670 --> 00:14:51.670
‫اون، از اولش هم...

00:14:51.670 --> 00:14:52.670
‫خفه شو!

00:14:52.670 --> 00:14:54.500
‫... می‌خواسته که تو، اونو بکشی.

00:14:55.920 --> 00:14:57.130
‫خانم کارآگاه...

00:14:57.130 --> 00:14:58.230
‫پیامی که برام فرستادی...

00:14:58.230 --> 00:14:59.920
‫خفه شو، خفه شو، خفه شو.

00:14:59.920 --> 00:15:01.790
‫... حرف‌های آخرت بودن!
‫گفتم خفه شو!

00:15:02.420 --> 00:15:03.580
‫«پیام»؟

00:15:03.580 --> 00:15:04.480
‫«حرف‌های آخر»؟

00:15:04.560 --> 00:15:05.480
‫یاموری-کون عزیز... ‫دنبال من
نگرد. ‫به خون‌آشاما اعتماد نکن.

00:15:05.480 --> 00:15:06.400
‫واقعاً شک دارم که بتونی خون‌آشام بشی. ‫درست عین خودم. ‫تا حالا تصور
کردی که اگه نتونی تبدیل بشی، تا آخر عمرت ممکنه چه حسی داشته باشی؟

00:15:06.400 --> 00:15:07.310
‫تو هنوز جوونی. ‫بعد از اینکه نتونی خون‌آشام بشی، یه
زندگی خیلی طولانی پیشِ‌روت هست. ‫پس لطفاً... لطفاً...

00:15:07.960 --> 00:15:10.170
‫گفتی به کو-کون خبر دادی که بیاد اینجا.

00:15:10.750 --> 00:15:12.130
‫مگه واسه همین نیومده اینجا؟

00:15:12.290 --> 00:15:13.420
‫ها؟

00:15:13.420 --> 00:15:14.790
‫به من همچین چیزی نگفت.

00:15:15.170 --> 00:15:16.960
‫من فقط جاهایی که فکر می‌کردم باشی رو گشتم.

00:15:20.630 --> 00:15:21.830
‫سنپای...

00:15:22.580 --> 00:15:25.040
‫اگه خانم کارآگاه می‌خواد یه خون‌آشام بکشتش،

00:15:25.540 --> 00:15:27.330
‫اگه هدفش اینه،

00:15:27.330 --> 00:15:29.580
‫با خودم فکر می‌کردم ممکنه از این قضیه چی عایدش بشه.

00:15:30.290 --> 00:15:31.500
‫مثلاً؛

00:15:31.500 --> 00:15:36.290
‫اگه جسدش رو پیدا کنن، می‌فهمن خانم کارآگاه
‫همون دختری بوده که 10 سال پیش گم شده،

00:15:36.290 --> 00:15:38.750
‫یعنی می‌فهمن مجیرو کیوکو-سانه.

00:15:39.420 --> 00:15:43.290
‫و این‌طوری ممکنه تحقیقات بیشتری راجع به مرگ والدینش بکنن.

00:15:43.960 --> 00:15:47.000
‫خانم کارآگاه حتماً از خودش یه سرنخ‌هایی به‌جا گذاشته.

00:15:47.790 --> 00:15:50.540
‫مدرکی که وجود داشتن خون‌آشاما رو تأیید می‌کنه.

00:15:51.210 --> 00:15:52.830
‫مثلاً چی؟

00:15:53.080 --> 00:15:54.290
‫نمی‌دونم.

00:15:54.460 --> 00:15:55.830
‫یادداشت یا فیلم،

00:15:56.170 --> 00:15:59.460
‫یا حتی شاید خون‌آشامی که یه جا زندانیش کرده.

00:16:00.500 --> 00:16:01.710
‫این...

00:16:02.040 --> 00:16:05.130
‫به‌نظرم نقشه‌ش واسه خلاص شدن از شر خون‌آشاماست.

00:16:06.380 --> 00:16:08.710
‫وقتی که همه بفهمن خون‌آشاما وجود دارن،

00:16:09.420 --> 00:16:11.540
‫و شبا به آدما حمله می‌کنن،

00:16:12.290 --> 00:16:15.000
‫مردم دیگه شبا بیرون نمیان.

00:16:16.460 --> 00:16:19.380
‫تو نقشه داشتی که از مرگت استفاده کنی تا طی 10 سال بعد،

00:16:19.380 --> 00:16:22.040
‫خون‌آشاما از گرسنگی بمیرن، نه؟

00:16:24.830 --> 00:16:27.210
‫شب هرچی بی‌صداتر و آروم‌تر، بهتر.

00:16:28.460 --> 00:16:32.250
‫البته اگه به معنی کشتن خون‌آشاما باشه،

00:16:33.130 --> 00:16:35.000
‫چجوری انجام دادنش مهم نیست.

00:16:35.880 --> 00:16:38.210
‫تا وقتی که کاری کنم آدما شبا نیان بیرون...

00:16:46.130 --> 00:16:48.170
‫«دنبال من نگرد.»

00:16:48.630 --> 00:16:51.830
‫مگه بهت اینو نگفتم،‌ یاموری-کون؟

00:16:54.040 --> 00:16:55.630
‫تا حد زیادی درست گفتی.

00:16:56.250 --> 00:16:59.040
‫من امشب اومدم اینجا که کشته بشم.

00:17:00.170 --> 00:17:03.250
‫ثابت کردن وجود داشتن خون‌آشاما،‌ سخته.

00:17:03.790 --> 00:17:06.540
‫وقتی بمیرن، خاکستر و ناپدید می‌شن.

00:17:07.000 --> 00:17:09.290
‫نمی‌تونم جسد یه خون‌آشامو ببرم جایی.

00:17:10.170 --> 00:17:15.210
‫بیا این‌جوری بگیم که پای من به تلویزیون باز شده و کلی
‫هم شلوغ‌کاری و اصرار می‌کنم که خون‌آشاما وجود دارن.

00:17:15.500 --> 00:17:18.540
‫مردم هم با خودشون فکر می‌کنن
‫یه زن دیوونه داره چرت و پرت تفت می‌ده.

00:17:19.250 --> 00:17:21.420
‫البته فکر کنم واقعاً دیوونه‌م.

00:17:24.500 --> 00:17:28.670
‫واسه همین با خودم گفتم مرگ من می‌تونه مدرک خوبی باشه.

00:17:29.710 --> 00:17:34.710
‫حداقل ثابت می‌کنه موجوداتی بین ما هستن که قدرت غیرعادی دارن،

00:17:34.710 --> 00:17:37.000
‫و تظاهر می‌کنن که انسانن.

00:17:37.540 --> 00:17:41.040
‫چیزی که می‌خواستم، یه فیلم از کشته شدنم بود.

00:17:42.460 --> 00:17:44.710
‫فیلم و مرگ من...

00:17:45.250 --> 00:17:48.540
‫واسه مدارک، حیاتی بودن.

00:17:48.790 --> 00:17:50.630
‫این بازیِ من بود.

00:17:51.580 --> 00:17:55.830
‫توی دهه اخیر، فکر و ذکرم این بود که چجوری خون‌آشاما رو بکشم.

00:17:56.420 --> 00:17:59.250
‫تونستم چندتاشونو با استفاده از نقطه‌ضعفشون بکشم،

00:17:59.250 --> 00:18:02.080
‫ولی بعضی‌وقتا از گذشته‌ی یه خون‌آشام هیچ اطلاعاتی نیست.

00:18:02.880 --> 00:18:07.130
‫آخرش فهمیدم که نمی‌تونم همه‌شونو بکشم.

00:18:07.420 --> 00:18:10.130
‫واسه همین باید کاری می‌کردم که خودشون بمیرن.

00:18:10.630 --> 00:18:15.670
‫اگه کسی شبا نره بیرون، خون‌آشاما دیگه غذایی ندارن.

00:18:15.670 --> 00:18:18.210
‫تعدادشون به تدریج کم می‌شه.

00:18:19.170 --> 00:18:20.290
‫تا اینکه یه روز؛

00:18:20.670 --> 00:18:22.080
‫منقرض می‌شن.

00:18:23.750 --> 00:18:25.000
‫ولی اینکه...

00:18:25.000 --> 00:18:27.250
‫فکر نمی‌کنی جواب بده؟

00:18:28.290 --> 00:18:29.920
‫خودمم همین فکرو می‌کنم.

00:18:31.130 --> 00:18:32.540
‫می‌دونم.

00:18:33.170 --> 00:18:36.920
‫یک سال،‌ دو سال، یا نهایتاً ده سال؛

00:18:37.250 --> 00:18:41.040
‫مردم می‌تونن با ترس از خون‌آشاما زندگی کنن و شبا بیرون نرن.

00:18:42.330 --> 00:18:44.500
‫ولی حداقلش دلم می‌خواست...

00:18:45.040 --> 00:18:46.460
‫که شبا بی‌صدا و آروم باشن.

00:18:47.920 --> 00:18:50.830
‫ولی، حالا که تو ازش با خبر شدی، تمومه.

00:18:51.380 --> 00:18:54.000
‫شک دارم دیگه کسی از اونا منو بکشه.

00:18:55.250 --> 00:18:57.040
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

00:18:57.460 --> 00:18:59.130
‫دنبال یه راه دیگه بگردی؟

00:19:00.960 --> 00:19:02.330
‫چه بدونم...

00:19:02.790 --> 00:19:06.500
‫راستشو بخوای، یه‌جورایی از همه‌چی خسته‌م.

00:19:09.420 --> 00:19:10.630
‫سنپای...

00:19:12.580 --> 00:19:17.170
‫اگه قرار بود کشته بشم، دوست داشتم به دست تو باشه، ناناکوسا.

00:19:18.580 --> 00:19:20.580
‫خداحافظ،‌ ناناکوسا.

00:19:21.630 --> 00:19:27.250
‫تو... هیچ‌وقت بهم اون چیزایی که می‌خواستم رو ندادی.

00:19:32.830 --> 00:19:34.710
‫نازونا-چان،‌ خوبی؟

00:19:35.170 --> 00:19:36.960
‫خـ ـ خوبم...

00:19:37.630 --> 00:19:39.750
‫یه‌کم خسته‌م.

00:19:40.380 --> 00:19:43.420
‫یا شاید کم‌خون شدم یا یه همچین چیزی؟

00:19:43.420 --> 00:19:45.540
‫خون‌آشاما هم کم‌خونی می‌گیرن؟

00:19:45.540 --> 00:19:47.210
‫البته منطقیه.

00:19:47.460 --> 00:19:48.710
‫خون می‌خوای؟

00:19:49.790 --> 00:19:51.000
‫کو-کون...

00:19:51.000 --> 00:19:52.000
‫ها؟

00:19:52.000 --> 00:19:55.420
‫ببخشید که نتونستم سنپای رو بکشم.

00:19:56.580 --> 00:20:00.330
‫نه، اگه می‌کشتیش که اوضاع بد می‌شد.

00:20:00.580 --> 00:20:02.170
‫منظورم این نیست.

00:20:02.630 --> 00:20:06.960
‫اون موقع فکر می‌کردم اگه نکشمش، اون تو رو می‌کشه،

00:20:07.540 --> 00:20:11.210
‫واسه همین با وجود اینکه کشتنش بهترین تصمیم بود...

00:20:12.460 --> 00:20:13.670
‫شرمنده‌م.

00:20:14.290 --> 00:20:17.710
‫ولی نمی‌خواستی سنپایت رو بکشی،‌ مگه نه؟

00:20:19.670 --> 00:20:23.420
‫من نمی‌خوام کاریو بکنی که اشکتو درمیاره، نازونا-چان.

00:20:26.710 --> 00:20:29.080
‫منم نمی‌خواستم خانم کارآگاه بمیره.

00:20:29.880 --> 00:20:31.080
‫چون اون...

00:20:32.790 --> 00:20:34.000
‫نازونا-چان...

00:20:35.290 --> 00:20:37.290
‫باید بریم دنبال خانم کارآگاه.

00:20:37.880 --> 00:20:38.880
‫هنوز...

00:20:38.880 --> 00:20:40.080
‫هنوز تموم نشده.

00:21:09.080 --> 00:21:10.330
‫خانم کارآگاه!

00:21:19.130 --> 00:21:20.130
‫ها؟

00:21:24.040 --> 00:21:25.420
‫یاموری-کون...

00:21:25.440 --> 00:21:35.440
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:35.464 --> 00:21:56.464
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.