﻿WEBVTT

00:00:01.047 --> 00:00:03.991
 اين داستان خانواده ي ثروتمندي که همه چيزش
... رو از دست داده

00:00:04.084 --> 00:00:06.485
... و پسري که چاره اي نداره جز اينکه

00:00:06.586 --> 00:00:08.543
همه رو کنار هم نگه داره

00:00:13.546 --> 00:00:15.419
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:18.131 --> 00:00:21.146
 مايکل بلوث به صورت غير منتظره
. به ديدار مادرش رفت

00:00:21.234 --> 00:00:23.382
. مامان خيلي خوشگل شدي -
چي ميخواي ؟ -

00:00:23.470 --> 00:00:25.922
چيزي ؟ چرا فکر ميکني چيزي ميخوام ؟

00:00:26.106 --> 00:00:28.503
خب ، تو سرت واسه ما شلوغه
... کسي تورو اصلاً نميبينه

00:00:28.608 --> 00:00:33.663
همش با اون دختره ريتا ميري سر قرار
يا بهتر بگم قراربازي ؟

00:00:28.608 --> 00:00:32.833
... مايکل اخيراً با زني قرار ميزاشت

00:00:33.046 --> 00:00:35.409
که بعداً معلوم شد از نظر
. رواني مشکل داشته

00:00:35.648 --> 00:00:38.172
ما همديگرو ديگه نميبينيم
. اما اين براي صلاح ماست

00:00:38.284 --> 00:00:40.183
. درواقع يه جوراي خوشحالم که تموم شده

00:00:40.286 --> 00:00:43.642
راستش مايکل خيلي از جداييشون
. ناراحت شده بود

00:00:43.723 --> 00:00:46.598
. که حتي گيتار قديمي رو هم شکست

00:00:55.268 --> 00:00:57.733
. شايد بهتر باشه با يکي صحبت کني -
مثلاً مامانم ؟ -

00:00:58.471 --> 00:01:01.031
نميدونم ، اون بلده گيتار بزنه ؟

00:01:01.141 --> 00:01:03.939
پس يه پسر نميتونه به مامانش بگه خوشگل
بدون اينکه عجيب به نظر برسه ؟

00:01:04.044 --> 00:01:07.217
!!! آمين ، نظرت با يکم نزديکي جنسي چيه ؟ عالي

00:01:07.280 --> 00:01:09.889
من همينجا از شما معذرت ميخوام

00:01:10.016 --> 00:01:12.488
. اون داره راجع به لاک پشت مسخره اش صحبت ميکنه

00:01:12.585 --> 00:01:15.062
! اون اسم داره مامان و اسمشم "مامان" ـه

00:01:15.155 --> 00:01:17.634
... باستر" اخيرا در يک حرکت ناشيانه"

00:01:15.155 --> 00:01:17.796
يک لاک پشت به خونه آورد
. تا باعث حسودي مادرش بشه

00:01:17.857 --> 00:01:25.623
تو ميتوني توي اين جعبه بموني که پدر-عمو اسکار
. از خودش به جا گذاشته

00:01:25.799 --> 00:01:29.658
 درواقع اين جعبه اي بود که اسکار
! ماريجوانا هاي قانوني - داروييش رو نگه ميداشت

00:01:29.736 --> 00:01:32.756
. اه خدا واقعاً توش علف داره -
( شکوفه ابتدايي ، ماريجواناي چسبناکي ـه)-

00:01:32.839 --> 00:01:33.880
... هرچند ، يکم دارم نگران ميشم

00:01:32.839 --> 00:01:36.337
. اخه هفته پيش خيلي آروم راه ميرفت

00:01:36.509 --> 00:01:38.128
... و بعدش واستادش

00:01:39.846 --> 00:01:42.760
اره ، هرطور بشه ، مامان من اينجام
. چون تو به من نياز داري

00:01:42.849 --> 00:01:46.064
همونطور که ميدونيد شامِ بنياد بلوٍث
... يه هفته ديگست

00:01:46.152 --> 00:01:47.511
. من دستيار شمام

00:01:46.152 --> 00:01:50.242
و ما نميخوايم دوباره
. بعدا اعلام ميشود" رو سرلوحه کار قرار بديم"

00:01:50.390 --> 00:01:53.007
... سالها پيش بلوث دوران سختي رو سپري ميکردن

00:01:53.093 --> 00:02:00.073
تا سر اولين بودجه بنيادشون
... به توافق برسن

00:02:00.233 --> 00:02:08.243
 ، "تبخال" ، "چروک صورت"
. يه نفر ديشب "ساينفيلد" ديده

00:02:08.875 --> 00:02:09.170
. "تقه گردن"

00:02:09.358 --> 00:02:10.107
"سرطان ارثي"
. هي ، معلوم نيست کي بوده

00:02:10.236 --> 00:02:10.688
. "يکي ديگه براي "تق گردن -
 بله -

00:02:10.710 --> 00:02:12.899
 ، خب صادقانه بگم
. نشنيدم کسي از پس "تبخال" براومده باشه

00:02:17.984 --> 00:02:24.498
 در نهايت خانواده بلوث 25 هزار دلار جمع کردن
تا با "در آينده مشخص ميشود" به مشکل نخورن

00:02:25.525 --> 00:02:27.921
... و بعدش  به قسمت داغون ماجرا ميرسيم

00:02:27.994 --> 00:02:30.430
. سال بعدش هم همين کار رو کردن

00:02:30.530 --> 00:02:31.956
. به مبارزه ادامه بده مرد کوچولو

00:02:30.530 --> 00:02:33.979
"با حمايت هاي شما خانواده "بلوث
... در فضا زندگي خواهد کرد

00:02:34.067 --> 00:02:38.203
. هنگامي که "بعدا اعلام ميشود" وجود ندارد

00:02:38.338 --> 00:02:41.682
وقتي مردم توي آخرين جشن متوجهش شدن
. تقريباً نزديک بود شورش به پا بشه

00:02:41.774 --> 00:02:45.335
خب ، مجبور نيستي امسال
. نگران همچين چيزايي باشي

00:02:45.445 --> 00:02:48.277
. چون "واردن جنتيلز" دستيار جديد ـه

00:02:48.348 --> 00:02:49.343
هموني که زندان پدر رو اداره ميکرد ؟

00:02:48.348 --> 00:02:51.574
... اون الان اينجاست داره دوربين نصب ميکنه

00:02:51.751 --> 00:02:54.095
. اونم بخواطر تلاش هاي پدرت براي فرار

00:02:54.187 --> 00:02:57.109
اره ، کاملاً مشخصه که تا يه مدتي
. قرار نيست جايي برم

00:02:54.187 --> 00:02:58.071
اما چه اهميتي داره ؟

00:02:58.391 --> 00:03:01.927
من يه زن زيبا دارم ، من يه سرگرمي عالي دارم
. نگام کُن

00:03:02.028 --> 00:03:03.941
. دارم کيف دنيا رو ميکنم

00:03:04.030 --> 00:03:06.968
سرگرميش درست کردن مجسمه هاي
. کاغذي از روي سر خودش بود

00:03:07.033 --> 00:03:11.011
قبل اينکه يادم بره ، ميدوني که ايا اينا
کيفيت بالا ان يا نه ؟

00:03:11.137 --> 00:03:13.964
. اميدوارم که باشن

00:03:11.137 --> 00:03:15.996
. بهتر کمکم ميکنه تا "جرج بلوث" رو بشناسم

00:03:16.142 --> 00:03:22.009
 شخصيت اصلي داستان اخير يا
... اميدوارم داستان نهايي

00:03:22.182 --> 00:03:29.794
"از فيلمنامه جديدم "رئيس جديد -
فيلمنامه نوشتي ها ؟ -

00:03:22.182 --> 00:03:24.836
... من به خودم قول دادم که از اون آدمايي نباشم که

00:03:24.951 --> 00:03:27.833
 هميشه خدا راجع به
... فيلمنامه اشون حرف ميزنن

00:03:27.954 --> 00:03:29.343
... پس فقط ميگم

00:03:27.954 --> 00:03:32.896
من يه سري صحنه آرايي رو همراه با
... بازيگراي جوون ترکيب کردم

00:03:33.026 --> 00:03:35.005
. و به نتيجه اي که ميخواستم رسيدم

00:03:35.094 --> 00:03:37.755
... واردن جنتيلز" معلم دختر بزرگش رو متقاعد کرده بود که"

00:03:37.830 --> 00:03:40.553
تا "رئيس جديد" رو به عنوان
. نمايش مدرسه برگزار کنه

00:03:40.667 --> 00:03:43.553
... من متوجهم که تو مشکل داشتي

00:03:43.703 --> 00:03:46.256
 هيچکس توي خونه کوکائيين بدون
. تست پدر نميفروشه

00:03:46.306 --> 00:03:49.255
. با يه بالش پُر از باتري بزنيدش

00:03:49.475 --> 00:03:53.419
وارد به ما اجازه ميده اتفاقات رو در
. باله ي جديد زندان نگه داريم

00:03:53.513 --> 00:03:58.502
. بعد از خاموشي ، همه شب رو توي سلول ميگذرونن

00:04:02.488 --> 00:04:07.421
رنگي ان يا سياه سفيد ؟ -
. پس مايکل من به کمک تو هيچ نيازي ندارم -

00:04:07.527 --> 00:04:12.398
مگر اينکه تو چيزي از من بخواي ؟ -
. نه ، من حالم خوبه -

00:04:12.532 --> 00:04:17.520
فقط فکر کردم ميتونم کمک کنم
. حالا خيالم راحته که مجبور نيستم

00:04:12.532 --> 00:04:16.538
پس رفت خونه تا با خواهرش
! ليندزي سر و کله بزنه

00:04:16.669 --> 00:04:19.545
زندان آخرين چيريه که ما ميخوايم
... مردم با اسم بلوث بشناسن

00:04:19.639 --> 00:04:21.989
به علاوه اينکه کي ميخواد بره اونجا ؟

00:04:22.175 --> 00:04:24.673
صبر کن ، قراره مراسم تو زندان باشه ؟
! عاليه

00:04:24.777 --> 00:04:27.302
حاتمالاً بايد با اون رئيس ـه سر و کله بزنيم -
رئيس ( واردن ) رو از کجا ميشناسي ؟ -

00:04:27.380 --> 00:04:29.958
ها ، درسته اومده بود مدرسه امون تا
. انجمن دگرجنسگرا ها راه بندازه

00:04:30.016 --> 00:04:32.485
راستش ، اون واردن رو براي اين ملاقات
... کرد که از زندانش براي

00:04:32.552 --> 00:04:35.691
.لوکيشن جديد فيلمش استفاده کنه

00:04:35.855 --> 00:04:40.184
. فکر ميکنم دسر خيلي بزرگ و گنده باشه

00:04:41.427 --> 00:04:43.437
. پس ، دسري در کار نيست

00:04:43.596 --> 00:04:45.580
. فکر کنم بايد يکم مطالعه کنم

00:04:45.665 --> 00:04:49.912
 درضمن فکر ميکنم که مامان
... آخرشم يه بيماري درست و حسابي رو انتخاب نکنه

00:04:50.036 --> 00:04:52.762
 تا واسش بودجه بندي کنيم -
. يادم رفت -

00:04:50.036 --> 00:04:52.318
. ما يه بيماري واقعي داريم ، انتخابش کردم

00:04:52.438 --> 00:04:55.675
! گ.د.ا يعني گياه در مقابل انگل ، جديده

00:04:55.742 --> 00:04:58.466
خيلي کشنده است و حدس بزن کي دارتش ؟

00:04:58.578 --> 00:05:01.052
 شنيدي که بعضي بدن ها
... در مقابل انتقال مقاومت ميکنن

00:05:01.147 --> 00:05:04.622
 خب در اين مورد موهاي شما
... بدن رو پس ميزنن

00:05:04.717 --> 00:05:06.623
... شما بايد موهاتون رو بزنيد

00:05:06.719 --> 00:05:09.513
 . تا انگل درون شما مريض بشه و بميره

00:05:09.589 --> 00:05:13.984
نظرتون با ستاد کمکي چيه ؟ -
! ستاد کمکي ؟ نه ، ميميره -

00:05:14.093 --> 00:05:17.692
 اره ، فهميدم اين رو ، اما
هيچ کمک نقدي تا حالا بوده ؟

00:05:17.764 --> 00:05:19.964
. يه همسر با بيماري روي کله اش

00:05:17.764 --> 00:05:22.328
. همه ميخوان با من صحبت کنن -
ميخواي مجبورش کني موهاشو نگه داره ؟ -

00:05:22.468 --> 00:05:26.135
اون توجهي که همسر سوپر من
نصيبش ميشه رو نديدي ؟

00:05:26.272 --> 00:05:28.544
. در ضمن ، توبياس هم ميخوادش

00:05:28.675 --> 00:05:31.276
. راست ميگه ، اين براي من عالي ميشه

00:05:31.377 --> 00:05:34.976
چون من قرار توي ويدئويي باشم که جّب ميخواد
. براي جشن آماده کنه

00:05:31.377 --> 00:05:33.509
اه بفرما ، بزار برات فشارش بدم -
. مرسي -

00:05:33.579 --> 00:05:36.636
. اين يکي درد داره

00:05:42.955 --> 00:05:46.131
ميدوني چيه ؟
. ما اين رو از يه ديد ديگه نياز داريم

00:05:46.259 --> 00:05:48.541
مطمئني که حالت خوبه ؟

00:05:48.695 --> 00:05:51.167
. احتمالاً خوبم ، خودم که چيزي رو حس نميکنم
موهام چطوره ؟

00:05:51.230 --> 00:05:53.943
. مشکلي نداره

00:05:54.167 --> 00:05:57.313
، فقط داره زندگي رو از وجودت ميکشه
. توبياس منظورم اينه که همه چي داره رواني کننده ميشه

00:05:57.403 --> 00:06:00.430
 جشن ، مامان ، سرپرست جنتيلز ، يعني
چه سودي واسش داره ؟

00:05:57.403 --> 00:05:59.793
. فکر کنم داره از مامان سوء استفاده ميکنه

00:05:59.972 --> 00:06:02.898
 و تاحالا به ذهنت خطور نکرده که شايد
سرپرست  جنتيلز ازش خوشش مياد ؟

00:06:02.975 --> 00:06:05.259
از چيش خوشش مياد ؟ -
. نه يعني کلاً خوشش بياد -

00:06:02.975 --> 00:06:07.646
. مثل اينکه جذبش شده باشه

00:06:07.058 --> 00:06:10.826
. اره ، ستاره ات ميکنم

00:06:07.947 --> 00:06:11.396
منظورت از اون يعني کي ؟ -
 . مامان ، سرپرست جنتيلز از مامان خوشش اومده -

00:06:11.851 --> 00:06:14.875
اون ؟ -
. شرمنده ولي اينجا من با مايکل مواقفم -

00:06:14.987 --> 00:06:18.254
يارو تو زندون حکومتي داره
. ميتوني هر دختري که ميخواد واس خودش جور کنه

00:06:18.358 --> 00:06:20.820
و اگر تو اين صحنه اون از مامان خوشش بياد
. همه چيز بدتر ميشه

00:06:20.893 --> 00:06:23.911
نميخوام که مامان با مقاديري چرت و پرت
. مخلوط بشه

00:06:24.063 --> 00:06:27.294
 که ميتونه واسش مثل طلسم باشه -
. اه ، مايکل -

00:06:24.063 --> 00:06:26.780
. تو فقط حس ميکني مادرت در حقت غفلت کرده

00:06:26.899 --> 00:06:28.812
ميخواي حق اين يکي رو به مامان بدي نه ؟

00:06:28.901 --> 00:06:31.264
من نيازي ندارم مامانم رو ببرم
به جشن ، فهميدي ؟

00:06:31.337 --> 00:06:33.388
فقط بازنده ها با ننه باباشون ميرن به اينجور مراسم ها
. من قراره با پسرم برم

00:06:33.473 --> 00:06:35.768
. شايد نيام اصن ، من از جشن خوشم نمياد

00:06:35.875 --> 00:06:38.333
. راستش اون عاشق جشن هاست ، همه بچه ها همينطورن

00:06:38.411 --> 00:06:42.297
ها ، يالا عموت رو
... مثل کسيه گوني اونجا تنها نذار

00:06:42.415 --> 00:06:44.883
. لطفاً اين اسم رو روي خودت نزار

00:06:45.084 --> 00:06:47.825
چيزي که باهاش مشکل داشت اين بود که
 نميتونست مستقيم به چشمايي عموي درحال مرگش نگاه کنه

00:06:47.887 --> 00:06:51.406
 من نميتونم همينطور واستم و ببينم مامان داره آسيب ميبينه
. بايد برم پيشش

00:06:51.491 --> 00:06:55.171
اين خيلي غمناکه ، بايد براي
... ويدئو بگيرمش

00:06:55.428 --> 00:06:56.548
... هي جرج مايکل

00:06:55.428 --> 00:06:58.366
 ميخواي سرت رو بياري پايين طرفاي
صورت عموت ؟

00:06:58.498 --> 00:07:01.584
در همين حال باستر احساس ميکرد که
. توسط مادرش تَرد شده

00:07:02.802 --> 00:07:06.889
. مامان ! الان ديگه هيچکس رو ندارم

00:07:07.006 --> 00:07:10.102
 اما در همون موقع
. پدر واقعي اش برگشت

00:07:11.177 --> 00:07:14.367
پدر-عمو اسکار
اينجا چيکار ميکني ؟

00:07:14.480 --> 00:07:18.507
خب تو منو ميشناسي ديگه
نميتونه جوانه هام رو تنها بزارم
[منظورش ماريجواناست]

00:07:19.285 --> 00:07:20.307
. چه بقل خوبي

00:07:19.285 --> 00:07:24.271
 تو يه جعبه با يه لاک پشت توش نديدي ؟

00:07:24.424 --> 00:07:28.281
اره ، لاک پشتم توش زندگي ميکرد
. قبل از اينکه همه علف هارو بخوره و بميره

00:07:28.361 --> 00:07:30.254
همه علف هارو خورد ؟ -
اره -

00:07:30.363 --> 00:07:32.454
. خب ، ملاقات خيلي خوبي بود -
صبرکن ، کجا ميري ؟ -

00:07:32.532 --> 00:07:33.513
. من نميتونم بمونم

00:07:32.532 --> 00:07:35.566
... چون اگر داداشم بفهمه من اينجام

00:07:35.701 --> 00:07:39.782
سعي ميکنه من رو تغيير مکان بده و
. من نميتونم برم به زندان دوباره

00:07:39.906 --> 00:07:41.467
! صبر کن

00:07:39.906 --> 00:07:42.624
اگر پدرم اومد ميتوني بري تو
. يکي از اين حقه هاي جوب قايم بشي

00:07:42.742 --> 00:07:44.415
. نميتونم -
... حداقل ميتوني بموني  و -

00:07:42.742 --> 00:07:47.239
کمک کني لاک پشتم رو خاک کنم ؟

00:07:47.713 --> 00:07:50.302
. يا ميتونم بسوزونيمش

00:07:47.713 --> 00:07:52.081
. تموم کردن فيلمنامه ي سرپرست  جنتيلز سپري ميکرد

00:07:52.218 --> 00:07:53.984
 تو يه خواننده اي

00:07:52.218 --> 00:07:56.366
تو مسير رفتن به جشن زندان باهم
راجع بهش صحبت کنيم ؟

00:07:56.556 --> 00:08:00.736
. خب راستش من قرار نيست بيام

00:08:00.893 --> 00:08:03.093
. اخيراً زياد از زندان خوشم نمياد -
. ممکنه نظرت رو عوض کنه -

00:08:03.162 --> 00:08:05.341
فيلمنامه است ؟ -
. خب اينش رو تو قراره بهم بگي -

00:08:05.398 --> 00:08:08.327
و مايکل در حال حرکت بود تا
. مادرش رو از قصد بد وارن آگاه کُنه

00:08:08.401 --> 00:08:10.311
. نميتوني اينجا پارک کني -
. متاسفم متاسفم -

00:08:10.403 --> 00:08:11.723
. ماشين هاي پله اي نبايد پارک کنن

00:08:13.805 --> 00:08:16.363
 شرمنده

00:08:20.146 --> 00:08:22.567
همه چيز به نظر خوشمزه مياد -
! يه چشمي يکي از بهترين آشپز هاست -

00:08:22.615 --> 00:08:24.460
بايد دوبار به جلسات آزادي مشروطش برم
... و خالي بندي سرهم کنم

00:08:22.615 --> 00:08:25.388
. تا همينجا نگهش دارم

00:08:28.186 --> 00:08:30.540
... سلام ، من فقط

00:08:30.756 --> 00:08:33.243
خب ، شما ها اينجا چيکار ميکنيد ؟

00:08:33.326 --> 00:08:37.773
 مشکلي نيست ، اما ميتونم يه جورايي
... قوانين رو تغيير بدم

00:08:37.864 --> 00:08:41.449
 شايد بدم با بالشت پُر از باتري
... کُتکت بزنن

00:08:41.534 --> 00:08:43.437
 شما دوتارو تنها ميزارم -
مرسي -

00:08:43.536 --> 00:08:46.599
نميدونم چرا هميشه فکر ميکنم
... همه آدم خوبي ان

00:08:46.706 --> 00:08:50.164
تو چِت شده ؟
. اين آدم خيلي با ما مهربون ـه

00:08:50.243 --> 00:08:51.786
و اين به شما مربوط نميشه مامان ؟

00:08:50.243 --> 00:08:53.627
واسه خودتون ميگم
. اون ميخواد شما رو گول بزنه

00:08:53.779 --> 00:08:56.166
! مايکل تو خُلي -
. خودمم اميدوارم اينطور باشه -

00:08:56.282 --> 00:08:58.560
! من ميخوام گولش بزنم

00:08:59.685 --> 00:09:01.867
الان "من" تو اين جمله يعني کي ؟ -
 من -

00:09:00.268 --> 00:09:03.640
... اما خيالش راحت نبود

00:09:02.054 --> 00:09:03.942
شما ؟ -
! اون -

00:09:07.690 --> 00:09:11.744
مايکل همين الان متوجه شد که مادرش
. به مرد ديگري علاقه مند شده

00:09:11.827 --> 00:09:15.891
! مامان ميخواد با سرپرست (واردن) بخوابه -
چي ؟ -

00:09:16.031 --> 00:09:18.738
! اه خدا -
! عاليه -

00:09:16.031 --> 00:09:19.210
 عاليه ؟ مرد اينقدر پيره که
! "ميتونه هم دوره اش باشه "ليندزي

00:09:19.301 --> 00:09:20.536
در ضمن مامان ازدواج کرده ، فهميدي ؟

00:09:19.301 --> 00:09:22.639
اون ديگه نميتونه اين ور و اون ور بچرخه و
... بره پيش اين و اون

00:09:19.470 --> 00:09:22.403
... و "ميبي" دوران سخت تري رو در

00:09:22.805 --> 00:09:26.179
مشکل تو چيه ؟
! خيلي حال به هم زنه ، خدايا

00:09:26.308 --> 00:09:29.090
! آروم باش -
... نه من هميشه اين چيز رو داشتم که -

00:09:28.165 --> 00:09:29.955
... چطوره يه چيز خيلي باحال بدم بخوني که

00:09:29.211 --> 00:09:31.736
 مامان و بابا پيش هم باشن -
! در جريانم -

00:09:31.847 --> 00:09:35.606
! من حس نزاکت دارم ، خدايا -
. جاب ، ما اين مکالمه رو قبلاً داشتيم -

00:09:31.847 --> 00:09:33.833
کي ؟

00:09:34.016 --> 00:09:37.337
آخرين باري که آخرش ديدي مامان و بابا
(!)رفتن توش

00:09:37.486 --> 00:09:41.677
چي ؟ نه خدايا ، مايکل
! من همچين کاري نميکنم

00:09:37.486 --> 00:09:40.854
! اون خيلي هم از اين کارا ميکنه

00:09:41.023 --> 00:09:44.633
موقعي که پدر و مادرش توي تريلر عروسي
. مقاربت داشتن

00:09:44.727 --> 00:09:46.786
 اما خوشبختانه
.يه راهي واسه فراموش کردنش پيدا کرد

00:09:46.862 --> 00:09:48.086
. من يه چيزي از قرص ها تو جيبم دارم

00:09:46.862 --> 00:09:51.466
فکر نميکنم بتونم متقاعدت کنم
. که يکي بهم بدي

00:09:51.600 --> 00:09:54.690
. خوشبختانه ، اين موضوع بهش کمک کرد

00:09:51.600 --> 00:09:54.642
.حتي نميتونم اين حرف رو بشنوم

00:09:54.870 --> 00:09:56.920
ممکنه خوشت نياد که مامان
. هم نياز هايي داره

00:09:57.005 --> 00:09:59.183
 اما هيچوقت موقعي که بابا
. سر و گوشش ميجنبيد شاکي نشدي

00:09:59.274 --> 00:10:00.482
. خب ، اين موضوع فرق داشت

00:09:59.274 --> 00:10:02.644
خب ، اون موقع که با عمو اسکار ميخوابيد چي ؟

00:10:02.778 --> 00:10:04.704
. اون يارو کپي ـه باباست ، نميدونم

00:10:04.780 --> 00:10:07.788
اون عضو خانواده است ، به نظر
طبيعي مياد که باهم باشن

00:10:07.916 --> 00:10:10.799
کي ؟ چي؟ چي طبيعيه ؟
واسه اين موضوع قانون جديد وضع کردن ؟

00:10:10.886 --> 00:10:14.840
جرج مايکل بعد از خوندن داستان "مِيبي" نگران
... عشق داخل خانواده شده بود

00:10:14.923 --> 00:10:19.617
 داستاني که با اين پيغام به صورت زيرکانه اي
. از سمت دخترعمه اش بهش رسيده بود

00:10:19.762 --> 00:10:21.771
... گوش کن ماهي تاره ، اون خوابگاه درش بازه
{ به زنداني هاي تازه وارد گفته ميشه }

00:10:21.830 --> 00:10:24.164
 چون آخرين کسي که کارايي رو که تو
. ميخواي انجام بدي رو انجام نداد

00:10:24.233 --> 00:10:25.883
ما قراره کاري بکنيم ؟

00:10:24.233 --> 00:10:28.619
هر اتفاقي ممکنه بيافته
! وقتي دو نفر يه سلول رو باهم مشترک دارن دادا

00:10:29.371 --> 00:10:32.352
. باشه ، من با تو ميام به زندان

00:10:32.441 --> 00:10:33.749
... جرج مايکل چيزي که ازت ميخوام اينه که

00:10:32.441 --> 00:10:37.223
.بري طبقه بالا و يه حموم مشتي واسه عمو توبياس اماده کني

00:10:37.379 --> 00:10:40.738
. و ميخوام که کمکش کني بره تو حموم

00:10:37.379 --> 00:10:40.912
. ميتوني اين کارو واسم انجام بدي ؟ ممنون

00:10:41.116 --> 00:10:43.843
و آب رو هم خيلي داغ نکن
. ممکنه پوستم آسيب ببينه

00:10:43.919 --> 00:10:46.697
 خب يالا ليندزي
ميخوايم راجع به مامان چيکار کنيم ؟

00:10:46.822 --> 00:10:53.105
صادقانه بگم ، اين بحثي که راجع به مامان
. راه انداحتي به نظر شبيه حرفاي باستر ـه

00:10:53.228 --> 00:10:57.200
و مايکل متوجه شد که کس ديگري
... هم توي اين خانواده هست که

00:10:53.228 --> 00:10:55.121
. به اين موضوع اهميت بده

00:10:55.230 --> 00:10:57.491
. باستر خيلي قضيه رو جدي ميگيره

00:10:55.230 --> 00:10:57.839
. نميتونم اجازه بدم داداشم آسيب ببينه

00:11:07.276 --> 00:11:09.283
. رو حالت ـه آماده به کار ـه

00:11:07.276 --> 00:11:10.890
واسه يکي ديگه جا داري ؟

00:11:11.814 --> 00:11:14.501
 در همين حال باستر
. از بودن با اسکار لذت ميبرد

00:11:14.583 --> 00:11:17.097
اما اسکار همچنان خواستار
. آزادي شيرينش بود

00:11:17.186 --> 00:11:19.994
گفتي که اصلاً "آزادي شيرين" يا
سهولت گرمسيري" نداري"

00:11:17.186 --> 00:11:22.074
يا هيچکدوم از اين مخلوط هاي هاوايي، نه ؟

00:11:22.891 --> 00:11:24.866
. يکي داره مياد

00:11:24.993 --> 00:11:28.130
. اه خدا ، برو توي قفسه و پشت آينه قايم شو

00:11:24.993 --> 00:11:27.673
. اينطوري خالي به نظر مياد

00:11:30.299 --> 00:11:33.193
. اسکار عمراً شانسي براي قايم شدن پشت آينه نداشت

00:11:33.268 --> 00:11:37.886
همچنين اولين بارش هم نبود که
. توسط يه دريچه سهمگين آسيب ميديد

00:11:37.973 --> 00:11:42.345
باستر گوش کن
. خبراي بدي راجع به مامان دارم

00:11:42.444 --> 00:11:45.284
 اون برنامه داره تا شب رو
. پيش يه مرد ديگه باشه

00:11:45.380 --> 00:11:46.498
جاب ؟

00:11:45.380 --> 00:11:47.879
نه يه داداش ديگه -
! پس به ما چه -

00:11:47.950 --> 00:11:50.981
مشکل شما ها چيه ؟

00:11:51.186 --> 00:11:54.347
 باستر تو بايد با مامان
. راجع به اين قضيه صحبت کني

00:11:54.489 --> 00:11:57.605
اون نميتونه اين کار رو بکنه
. اگر پدر بفهمه حسابي شاکي ميشه

00:11:57.726 --> 00:12:01.178
اگر پدر راجع به چي بفهمه ؟ -
. خب فکر کنم ديگه چاره اي ندارم -

00:12:01.263 --> 00:12:08.317
 پدر من خبراي بدي دارم راجع به
. قرار مامان و واردن جنتيلز

00:12:09.937 --> 00:12:10.831
. بهتره بشينم

00:12:12.341 --> 00:12:13.978
خب ، خبر چيه ؟ -
. دارن باهم قرار ميزارن -

00:12:12.341 --> 00:12:15.863
! ها ، اره چون زنمه
. اه اره ، لعنتش کنن

00:12:15.978 --> 00:12:18.558
 شگفت زده شدم که
. چرا بيشتر از اين سورپرايز نشدي

00:12:18.680 --> 00:12:21.109
 همون اول که گفتي اما
... ميدوني زمان ميگذره

00:12:21.183 --> 00:12:24.403
 درضمن اين يه قرار توي دفتر ـه
. چيز خيلي خاصي که نيست

00:12:24.486 --> 00:12:27.524
از کجا ميدوني که توي دفتر شه ؟

00:12:27.689 --> 00:12:30.765
خب پس کدوم قبرستوني ساعت 4 بعدالظهر
ميخوان قرار بزارن ؟

00:12:30.826 --> 00:12:32.675
 تقريباً ساعت 4 ـه
. تو راجع به اين قضيه ميدونستي

00:12:32.761 --> 00:12:34.250
يالا -
ميخواي يه کاري بکني ، نه ؟ -

00:12:34.329 --> 00:12:36.512
نه -
. هر جفتتون -

00:12:36.698 --> 00:12:40.699
اون روي سرپرست (واردن) کار ميکنه
. تو روي سر هاي تقلبي

00:12:36.698 --> 00:12:39.784
چطور جرات ميکني ؟

00:12:40.068 --> 00:12:43.154
من بايد کله اتو بتراشم و مجبورت کنم
. کل شب رو جلوي دوربين بشيني آقا

00:12:43.238 --> 00:12:44.649
... اين غير قابل باور ـه ، ميدوني ، نگران بودم که

00:12:43.238 --> 00:12:47.154
... اين يارو بخواد از مامان سوء استفاده کنه

00:12:47.342 --> 00:12:50.525
. حالا شما دوتا دارين ازش سوء استفاده ميکنيد

00:12:47.342 --> 00:12:52.223
نميدونم واقعاً چرا اينقدر سخت کار ميکنم
. تا اين خانواده رو پيش هم نگه دارم

00:12:52.347 --> 00:12:54.155
مايکل ميتونم يه ثاينه باهات حرف بزنم ؟

00:12:54.249 --> 00:12:57.401
و همين موقع بود که جرج بزرگ از
. طرف لوسيل تماسي بهش شد

00:12:54.249 --> 00:12:58.267
3 ، 2 ، 2 ، 5 ، 2

00:13:00.655 --> 00:13:02.651
. ايول به تو ، همينه

00:13:02.758 --> 00:13:05.427
حالا برگرد اينجا تا بتوني من
.... رو قاچاقي از بين نگهبان ها رد کني

00:13:05.494 --> 00:13:07.431
. قبل اينکه مايکل شاکي بشه

00:13:07.562 --> 00:13:09.868
ميدوني چيه ؟
. بايد خود خودت رو رد کني

00:13:09.965 --> 00:13:12.180
 اگر اينقدر ميخواي از دست من فرار کني
. آزادي

00:13:12.267 --> 00:13:14.536
. اما منم آزادم عزيزم

00:13:14.636 --> 00:13:18.214
 امشب با سرپرست (واردن) تو تريلر عروسي
. ميمونم

00:13:20.042 --> 00:13:20.993
اون ؟

00:13:22.044 --> 00:13:24.508
چرا جلوي در آمبولانس واستاده ؟

00:13:22.044 --> 00:13:26.240
.عزيزم ، ماشين اومد

00:13:26.481 --> 00:13:29.292
ميخواي برسونيمت ؟
... يعني مجبوري بخوابي زمين اما

00:13:29.384 --> 00:13:31.226
. من نميام ، کل اين جريان کلاهبرداري ـه

00:13:29.384 --> 00:13:33.178
 مامان داره از سرپرست
. سوء استفاده ميکنه تا بابا رو فراري بده

00:13:33.355 --> 00:13:36.604
. اصلاً قصد نداره گولش بزنه

00:13:33.355 --> 00:13:36.070
 ، ها نه ميخواد بزنه
. قراره امشب رو کلاً با اون باشه

00:13:36.191 --> 00:13:43.159
 همين الان زنگ زد ازم خواستن که
. وانِ ســ ... زيجات واسش ببرم

00:13:43.298 --> 00:13:46.221
سلام جرج مايکل -
توهم ميخواي بري ؟ -

00:13:43.298 --> 00:13:46.539
اره ، فکر کردم که شايد با
... ميبي برم

00:13:46.668 --> 00:13:49.522
 و تو اين قضيه گياه در مقابل انگل
. کمکش کنم

00:13:49.604 --> 00:13:52.506
... و خود مايکل هم حس

00:13:52.641 --> 00:13:55.278
يه انگل رو داشت که
. گياه خانواده اون رو پس ميزد

00:13:55.344 --> 00:13:56.268
. خب ، عاليه ، بريد

00:13:55.344 --> 00:14:00.646
دليل خيلي خوبيه تا منم
. اينجا بمونم و مطالعه کنم

00:13:59.015 --> 00:14:00.789
. داري برنامه فرار ميچيني

00:14:00.782 --> 00:14:05.140
اما همين دليل ثابت کرد که
. خانواده بلوث هيچ کتابي نداره

00:14:08.423 --> 00:14:12.158
 به غير از اونا
... و همين موقع بود که مايکل نگاهي سريع

00:14:12.260 --> 00:14:15.541
. به علايق حقيقي واردن به مادرش انداخت

00:14:15.630 --> 00:14:16.957
... تو فقط از من استفاده کردي

00:14:15.630 --> 00:14:20.022
تا به اون فردي برسي که
از زندانت فرار کرده بود ؟

00:14:20.168 --> 00:14:22.259
. اون فرار باعث پيشرفتم شد

00:14:22.337 --> 00:14:26.284
. و تو قراره براي ضرر سالي 2،300 دلار بهم بدي

00:14:26.375 --> 00:14:29.151
. اما تو به من هديه دادي ، ما عشق بازي کرديم

00:14:29.378 --> 00:14:34.026
همين الان آخرين هديه رو هم بهت دادم
.از عفونت مقاربتي لذت ببر لوسيل

00:14:35.384 --> 00:14:38.680
. اين بانوي مريض رو ببريد توي گودال

00:14:39.021 --> 00:14:41.110
.آرزو ميکنم کاش کتاب "مرد درون من" رو ميخوندم
(کتاب توبياس)

00:14:44.892 --> 00:14:46.893
... جرج بزرگ ميخواست فرار کنه

00:14:46.994 --> 00:14:50.897
 اما مجسمه هاي دست سازش
. دوربين هارو گول نميزد

00:14:50.998 --> 00:14:55.198
 پس شروع کرد به گشتن وسايل جادويي جُب
. تا چيزي پيدا کنه که کمکش کنه

00:14:55.703 --> 00:14:57.456
. خب ، به اين ميگن معجزه

00:14:55.703 --> 00:14:59.969
جُب ، خوشحالم که اينجايي
. من فکر ميکردم رفتي به جشن

00:15:00.141 --> 00:15:04.718
اره ، بابا مجبورم کرد که
 .وسايلم رو از اتاق باستر جمع کنم

00:15:05.479 --> 00:15:07.926
اما بعد از قايم کردن خودش توي قفس
... براي اينکه از جلوي نگهبان ها رد بشه

00:15:08.015 --> 00:15:08.618
! برو

00:15:08.015 --> 00:15:11.178
واسه مامان نقشه چيدن
. ما بايد بريم به اون زندان

00:15:11.318 --> 00:15:13.059
. الان ديگه وقت قفل کردن زندان ـه

00:15:11.318 --> 00:15:14.251
يالا جُب تو يه بار ميخواستي از اونجا
... قرار کني

00:15:14.388 --> 00:15:17.667
. ميدونم ميتوني کمک کني برم داخل

00:15:17.858 --> 00:15:19.823
 آپولو که نميخوايم هوا کنيم مايکل
. نبايد خيلي سخت باشه رفتن به داخل

00:15:20.161 --> 00:15:26.324
و باستر برگشست تا اثري از
. پدر-عموش پيدا بکنه

00:15:27.501 --> 00:15:29.450
هي پدر-عمو-بابا
. واسه حيون خونگيم يکم آب ميوه آوردم

00:15:29.503 --> 00:15:32.076
. صبر کن ببينم ، تو واقعاً نميخندي

00:15:33.007 --> 00:15:35.480
من اسکار ام ، اون بازم اين کارو کرد
. بهت گفتم که اين کارو ميکنه

00:15:35.543 --> 00:15:40.322
من نميتونم دوباره اينا رو تحمل کنم
. من نميتونم دوباره برم تو زندان

00:15:40.448 --> 00:15:45.196
. و باستر متوجه شد که بايد به پدرواقعيش آزاديش رو بده

00:15:45.820 --> 00:15:48.755
هي واستا -
. واين آزادي بود که خيلي دوام نياورد -

00:15:49.757 --> 00:15:54.531
ودرحالي که جشن در زندان برگزار ميشد
. رفقاي ما براي ورودشون رسيده بودن

00:15:54.628 --> 00:15:58.006
اون هم با کمک يکي از وسايل جرج بزرگ
. که براي فرار ازش استفاده ميکرد

00:15:58.099 --> 00:15:59.561
فکر ميکني اين کار کنه ؟

00:15:58.099 --> 00:16:02.053
 اين يه جتپَک ـه چه مشکلي ميتونه واسش پيش بياد ؟ خيلي خب

00:16:02.136 --> 00:16:07.148
يادت باشه قبل از اينکه هر دکمه اي رو فشار بدي
. به من اطلاع بدي

00:16:09.376 --> 00:16:11.889
خوبه ، خوبه حالا موتوجه ميشيم
. کمربندش واسه چي بوده

00:16:11.979 --> 00:16:13.884
. باشه ، ما به نقشه جديد نياز داريم -
اره -

00:16:13.981 --> 00:16:17.676
اي کاش نقشه ي کل زندان رو داشتم -
. ايه قدم از تو جلوتر بودم مايکل -

00:16:18.486 --> 00:16:19.813
. يه نقشه ازش رو روي شکمم کشيدم

00:16:18.486 --> 00:16:22.120
 سر و ته ـه
. ممکن ـه يکم خيط باشه

00:16:22.256 --> 00:16:24.217
. واقعاً خيط بود

00:16:22.256 --> 00:16:27.098
خودمون رو هم کشيدم ، فکر کنم
. ما اون سمت باشيم

00:16:27.294 --> 00:16:35.522
هي رفقا ، اگه ميخواين جشن بگيريد -
بهتر نيست بياين تو ؟

00:16:27.294 --> 00:16:30.961
. به اين ميگن معجزه

00:16:31.632 --> 00:16:33.732
وسايل جديد خيلي هم بد نيستن ها ؟

00:16:33.834 --> 00:16:35.760
يکم شبيه مدرسه است
. فقط ساعت هواخوري ـش محدود ـه

00:16:35.836 --> 00:16:39.593
پس فکر ميکنم بايد يه سلول رو انتخاب کنيم
. و شب رو توش سپري کنيم

00:16:39.707 --> 00:16:41.080
... عاليه

00:16:39.707 --> 00:16:43.429
اينطوري ميتوني نظرت رو راجع به
. فيمنامه ريز به ريز بهم بگي

00:16:43.544 --> 00:16:45.402
 اره ، البته

00:16:43.544 --> 00:16:47.613
چون هر اتفاقي ممکنه بيافته وقتي
! دو نفر يه سلول رو باهم استفاده ميکنن رفيق

00:16:48.249 --> 00:16:50.228
. يکي از ديالوگ هاي "رئيس جديد:" ـه

00:16:51.619 --> 00:16:56.299
اها ، اها ، دسته
. نميدونستم که نگران چي هستم

00:16:56.423 --> 00:16:59.205
... اين شادترين لحظه ي زندگي خواهد بود

00:16:59.326 --> 00:17:02.568
. که جرج مايکل در زندگيش تجربه کرده

00:17:03.364 --> 00:17:06.909
 سرپرست هم خوشحال بود
!!! چه رفتاري -

00:17:07.001 --> 00:17:11.186
مردي که باعث پيشرفتم شد دوباره
. به کانون توجه من برگشته

00:17:11.272 --> 00:17:15.848
و فکر ميکنم که اين دفعه وبسايتي به نام
. من اسکار هستم" نخواهيم داشت"

00:17:16.377 --> 00:17:19.199
. فکر کنم اين دفعه پادکست درست کنم

00:17:19.947 --> 00:17:21.940
. گياه در برار انگل

00:17:19.947 --> 00:17:23.178
. مثل يه بازي تنيس ميمونه

00:17:23.384 --> 00:17:26.352
. "بين "استيفي گرفت" و ستاره روزهاي خوشي "دني هوست

00:17:26.453 --> 00:17:27.676
! فاميلش "موست" ـه

00:17:26.453 --> 00:17:28.662
. اما خيلي خطرناک تر از اونه

00:17:28.789 --> 00:17:31.180
. سلام ، من جُب بلوث هستم

00:17:32.359 --> 00:17:35.552
. به عنوان يه جادوگر ميتونم خيلي چيز هارو غيب کنم

00:17:35.629 --> 00:17:38.363
 يه چيزايي هست که نميتونم غيب کنم

00:17:38.465 --> 00:17:41.011
! نه ، اين ماشين شکلات نيست

00:17:41.969 --> 00:17:44.724
.بيمالي "گ.د.ا"بدون کمک شماست

00:17:44.805 --> 00:17:47.792
. ايشون توبياس هستن

00:17:48.008 --> 00:17:50.288
 وقتي توبي اومد به خانواده ما
. کسي نميخواست ريختشم ببينه

00:17:50.344 --> 00:17:52.933
 اما اين به اين خاطر بود که
. کسي نميتونست اونِ واقعي رو ببينه

00:17:53.013 --> 00:17:57.974
اما اخيراً
. اين تمام چيزي بود که ميتونستيم ببينيم

00:17:59.253 --> 00:18:01.568
اما توباياس بابد چيکار ميکرد ؟
ميداد ريشه موهاي سرش رو ميکندن ؟

00:18:01.989 --> 00:18:05.404
 دکتر گفته که اگر اين کارو بکنم کاملاً شفا پيدا ميکنم
. اگر اين کار رو انجام بدم

00:18:05.492 --> 00:18:07.218
اون فقط بايد ريشه موهاش رو بکنه ؟

00:18:05.492 --> 00:18:09.180
. دکتر گفته اين درمانش ـه

00:18:09.363 --> 00:18:11.875
درمان داره ؟

00:18:09.363 --> 00:18:13.577
عمراً ، اون يال اسب
 بليط بازگشت من به جامعه است

00:18:13.701 --> 00:18:16.743
وقتي موهات رو کوتاه ميکني که
. اون احمق هاي تو جشن من رو به عنوان يکي از خودشون پذيرفتن

00:18:16.837 --> 00:18:19.513
پول به اين يارو بديم که موهاشو سالم نگه داره ؟

00:18:19.607 --> 00:18:21.479
. ترجيح ميدم که به همون "درآينده اعلام ميشود" بدم

00:18:22.276 --> 00:18:24.019
. جمعيت يه دفعگي قاطي کرد

00:18:24.745 --> 00:18:27.395
 تو سالن اجتماعات شورش به پا شده

00:18:27.514 --> 00:18:32.660
زنداني ها نشون دادن که مثل پولدارا ميتونن
. يه مهموني با کلاس برپا کنن

00:18:32.753 --> 00:18:36.701
و پولدارا هم نشون د اد که ميتونن مثل زنداني ها
. شورش به پا کنن

00:18:36.790 --> 00:18:40.414
. و لوسيل هم  به تريلر عروسي رفته بود

00:18:40.527 --> 00:18:42.849
 مامان -
مايکل ، اينجا چيکار ميکني ؟ -

00:18:40.527 --> 00:18:42.904
 من نميتونم بزارم
. اين کار رو انجام بدي

00:18:43.063 --> 00:18:44.998
 .تو نميتوني با اون يارو بخوابي

00:18:43.063 --> 00:18:45.573
. البته که ميتونم

00:18:45.733 --> 00:18:50.696
داشتم واسه اون غمي کمي که
. پدرت بهم داد آرايش ميکردم

00:18:45.733 --> 00:18:49.097
. اون به من نيازي نداره ، توهم نيازي نداري

00:18:49.203 --> 00:18:52.949
البته که نيازت دارم مامان
 قلب منم يه جورايي شکسته

00:18:53.040 --> 00:18:56.461
 يه جورايي داشتم تکذيبش ميکردم ولي
... ميدوني

00:18:56.610 --> 00:18:59.006
نميتونم با اين قضيه که
. خانواده ام داره از هم ميپاشه کنار بيام

00:18:59.079 --> 00:19:01.483
. حالا من واقعاً نيازت دارم

00:19:01.615 --> 00:19:04.982
. اه ، مايکل عزيزم

00:19:01.615 --> 00:19:06.065
. ميخوام بزنم زير گريه

00:19:07.721 --> 00:19:10.960
. اما فکر نميکنم بتونم از رطوبت صرف نظر کنم

00:19:11.058 --> 00:19:12.462
... خب گوش کن

00:19:13.961 --> 00:19:16.921
. مشکل اينجاست که "جنتيلز" واقعاً بهت اهميت نميده

00:19:16.997 --> 00:19:18.693
اون فقط از تو استفاده ميکنه تا
... بابا رو از فرار کردن برگردونه

00:19:16.997 --> 00:19:20.451
. حداقل با توجه به فيلمنامه اش ميشه اين رو گفت

00:19:20.634 --> 00:19:22.277
خونديش ؟ -
 اره -

00:19:22.403 --> 00:19:26.189
از قضيه عفونت مقاربتي خوشت اومد ؟
. من بهش گفته بودم

00:19:26.307 --> 00:19:28.194
تو عفونت مقاربتي رو بهش گفته بودي ؟

00:19:26.307 --> 00:19:29.763
... پس من اينجا چيکاره ام ؟ يعني

00:19:31.078 --> 00:19:35.239
. اگر پدر اهميتي نميده ، پس تهديدي وجود نداره

00:19:35.382 --> 00:19:37.822
و فکر ميکنم که ، به خودت برس ، ها ؟

00:19:37.918 --> 00:19:40.146
. جنتيلز کجاست ؟ ميخوام بکشمش

00:19:40.254 --> 00:19:41.650
جرج ؟ -
پدر ؟ -

00:19:40.254 --> 00:19:42.258
. اجازه نميدم همچين کاري بکني

00:19:42.423 --> 00:19:45.136
... نميتونم اجازه بدم چيري که داريم

00:19:42.423 --> 00:19:47.071
با اينکه خيلي خوب نيست
. نابود بشه

00:19:48.262 --> 00:19:51.512
اين همونجاييه که ميخواستي بهش فرار کني ؟
زندان ؟ براي من ؟

00:19:51.598 --> 00:19:54.553
هيچکس نميتونه اين خانواده رو از هم بپاشونه
. هيچکس

00:19:54.635 --> 00:19:56.806
ميدوني چيه ؟
. فکر کنم لازم داشتم که اين حرف رو بشنوم

00:19:56.870 --> 00:20:01.443
!شرمنده دير شد ، جُرج ؟

00:20:01.642 --> 00:20:03.597
اگر تو اينجايي
پس کي رو گذاشتيم توي تانکر معلق ؟

00:20:03.644 --> 00:20:04.555
. فکر کنم اسکار

00:20:03.644 --> 00:20:06.371
! نه

00:20:06.580 --> 00:20:08.860
. نميتونم 2،300 دلار ديگه ضرر بخورم

00:20:08.949 --> 00:20:11.914
بهت ميگم چيکار کني ، بزار اسکار بره و
... به ما يه ساعت وقت بده اينجا

00:20:13.053 --> 00:20:16.120
. و بعد باهم بي حساب ميشيم

00:20:18.225 --> 00:20:20.235
. خواهش ميکنم وارد

00:20:20.394 --> 00:20:27.518
 نميتونم به زني که تيکه ي "عفونت مقاربتي" رو
. معرفي کرد نه بگم

00:20:20.394 --> 00:20:22.449
. يک ساعت

00:20:28.502 --> 00:20:30.761
آماده اي تا يکم حال کني ؟

00:20:30.871 --> 00:20:33.974
. خيلي خوشحالم که گريه نکردم

00:20:30.871 --> 00:20:34.396
. اين يکي رو نياز ندارم بشنوم

00:20:40.214 --> 00:20:42.767
. جرج مايکل به خانواده اش نزديک تر شد

00:20:42.850 --> 00:20:43.837
! قفل ميشه

00:20:42.850 --> 00:20:47.308
. اوه ، اون تو سلول بقلي ـه

00:20:47.554 --> 00:20:53.729
به نظر مياد ما بايد کل شب رو
. باهم هم اتاقي باشيم رفيق

00:20:53.994 --> 00:20:56.748
 جرج مايکل داشت يکي از
. ناشاد ترين لحظه هاي عمرش رو تجربه ميکرد

00:20:57.498 --> 00:20:59.975
. باستر سعي داشت فقدان هاي اخيرش رو فراموش کنه

00:21:01.568 --> 00:21:04.354
. اونم با خراب کردن گيتار قديمي

00:21:04.605 --> 00:21:08.954
و جُب هم با ترسي روبرو شد که
. قبلاً باهاش روبرو شده بود

00:21:04.605 --> 00:21:08.983
... نه ، اينجا نه ، صبر کن ، من اينو قبلاً ديدم

00:21:09.109 --> 00:21:12.512
 اه ، خدا ، من قبلاً اين رو ديدم

00:24:24.634 --> 00:24:29.595
عصبي شده بود و من گفتم که
. اينطوري ميتوني خنده دريافت کني

00:26:24.217 --> 00:26:27.005
نزديک بود ، نه ؟ ميبي ؟