﻿WEBVTT

00:00:01.578 --> 00:00:04.832
‫آنچه در مأموران شیلد گذشت...

00:00:04.834 --> 00:00:06.434
‫خیلی وقته منتظر بودم باهات رو در رو بشم

00:00:09.205 --> 00:00:10.705
اونموقع که ارتباطی نداشتیم

00:00:10.707 --> 00:00:13.341
یه بازه زمانی بود که از اتفاقاتی
که اونجا افتاد بی‌اطلاعیم

00:00:13.343 --> 00:00:15.810
‫- جایگزینشون کردن
‫- نقشه جواب داد

00:00:15.812 --> 00:00:18.413
‫مأمورین ارشد شیلد رو جایگزین کردیم

00:00:18.415 --> 00:00:20.215
‫- چند نفر؟
‫- همه‌شون

00:00:21.740 --> 00:00:24.880
‫مأموران شیلد
‫فصل چهارم، قسمت پانزدهم
‫کنترل خود

00:00:44.314 --> 00:00:48.316
‫مطالعات نشون میدن که موزیک
‫سطح دوپامین رو تا 9 درصد افزایش میده

00:00:49.720 --> 00:00:52.787
‫برای همین یه آهنگ که به نظر یکی از
‫آهنگ‌های موردعلاقته رو پخش کردم

00:00:53.856 --> 00:00:55.657
‫همیشه تصور می‌کردم

00:00:55.659 --> 00:00:59.828
‫آهنگ خوبی برای تولد هست

00:00:59.830 --> 00:01:03.498
‫نه برای مردن

00:01:03.500 --> 00:01:06.268
‫نیاوردمت اینجا که بمیری

00:01:06.270 --> 00:01:11.706
‫- می‌خوام نجاتت بدم
‫- از مردن نمی‌ترسم

00:01:11.708 --> 00:01:15.510
‫یکی از دستورات مهم من
‫محافظت از چارچوبه

00:01:15.512 --> 00:01:17.846
‫- و من برای این کار به زنده‌ی تو نیاز دارم
‫- نه

00:01:17.848 --> 00:01:21.049
‫نمی‌خوام مثل یه چلاقِ کثیف زندگی کنم

00:01:21.051 --> 00:01:24.386
‫و به نفعته که منظورت دستکاری مغزم نباشه

00:01:24.388 --> 00:01:27.155
‫نمی‌خوام وسیله‌ای مثل تو باشم

00:01:29.192 --> 00:01:31.159
‫نگران نباش

00:01:35.165 --> 00:01:37.165
‫خیلی چیزا میشی

00:01:38.271 --> 00:01:49.271
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:00.620 --> 00:02:02.621
‫باید از اینجا بریم

00:02:02.623 --> 00:02:05.057
‫نه جما، باید مراقب باشیم

00:02:05.059 --> 00:02:07.559
‫نباید بفهمن که ما خبر داریم

00:02:07.561 --> 00:02:08.927
‫ولی تصورشم نمیشه کرد که

00:02:08.929 --> 00:02:10.429
‫اون روسی و ردکلیف برای چه کاری
‫برنامه‌نویسیشون کردن

00:02:10.431 --> 00:02:11.797
‫ممکنه ما رو بکشن یا حتی...

00:02:11.799 --> 00:02:14.466
‫خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب

00:02:14.468 --> 00:02:16.335
‫اگه می‌خواستن این کارو بکنن
‫تا الان ما رو کشته بودن

00:02:16.337 --> 00:02:19.188
‫مگه اینکه می‌خوان ما رو از بقیه مأمورها جدا کنن

00:02:19.189 --> 00:02:21.573
‫- بعدش ما رو بکشن یا جایگزینمون کنن یا...
‫- خیلی خب، باشه

00:02:21.575 --> 00:02:24.176
‫یه نفس بکش، نفس بکش
‫چیزی نیست

00:02:26.280 --> 00:02:28.647
‫برتریمون به اونا اینه که

00:02:28.649 --> 00:02:30.782
‫نمی‌دونن به اونا مشکوکیم

00:02:30.784 --> 00:02:32.184
‫آره

00:02:32.186 --> 00:02:34.753
‫ولی اگه رفتارمون عادی نباشه
‫مشکوک میشن

00:02:34.755 --> 00:02:36.054
‫درسته، آره

00:02:36.056 --> 00:02:37.422
‫شاید بشه از کسی بخوایم که اون جزو...

00:02:37.424 --> 00:02:40.993
‫- مأمور فیتز
‫- بله کولسن، یعنی قربان

00:02:40.995 --> 00:02:43.896
‫نتونستیم زیردریایی رو از طریق ماهواره پیدا کنیم

00:02:43.898 --> 00:02:45.097
‫به نظرتون

00:02:45.099 --> 00:02:47.432
‫زیردریاییشون قابلیت شلیک موشک داره؟

00:02:48.836 --> 00:02:50.569
‫خب، اینو نمیشه قعطی گفت

00:02:50.571 --> 00:02:52.104
‫ولی ممکنه این قابلیت رو داشته باشه، آره

00:02:53.172 --> 00:02:55.908
‫پس باید بدترین حالت ممکنه رو در نظر بگیریم

00:02:56.110 --> 00:02:59.111
‫اینکه روس آدمایی رو داره که
‫بازی پایانیش رو براش انجام بدن

00:02:59.113 --> 00:03:02.781
‫و هدفش این بود که همه‌ی ناانسان‌ها رو بکشه

00:03:02.783 --> 00:03:05.417
‫برای همینه که همه‌شون رو میاریم اینجا
‫به مرکز فرماندهی

00:03:06.820 --> 00:03:10.622
‫البته. حرکت عاقلانه‌ایه

00:03:11.859 --> 00:03:15.427
‫خب، وقتی این اوضاع درست شد

00:03:15.429 --> 00:03:16.929
‫و رئیس حالش خوب شد

00:03:16.931 --> 00:03:18.430
‫می‌تونیم یه سیستم ردیف...

00:03:18.432 --> 00:03:20.065
‫به قدر کافی خوب شدم

00:03:20.067 --> 00:03:24.570
‫- خدای من، چه زود
‫- یه‌کم کوفتگی دارم، ولی تحمل می‌کنم

00:03:24.572 --> 00:03:28.140
‫به نظرم دیزی باید شخصاً
‫با ناانسان‌ها تماس بگیره

00:03:28.142 --> 00:03:31.740
‫- و نظارت انتقالشون به مرکز رو به عهده داشته باشه
‫- ترتیبش رو میدم

00:03:31.775 --> 00:03:32.878
‫من برای تماس گرفتن کمک می‌کنم
‫این اولویت ماست

00:03:32.880 --> 00:03:35.614
‫همچنین پیدا کردن مأمور می، درسته؟

00:03:36.216 --> 00:03:37.783
‫البته

00:03:37.785 --> 00:03:40.085
‫خب شاید بهتر باشه من و سیمنز
‫هم بریم دفترم

00:03:40.087 --> 00:03:43.021
‫و درمورد تدارکات جستجو بحث کنیم

00:03:43.023 --> 00:03:46.725
‫راستش ما... یه...

00:03:46.727 --> 00:03:51.096
‫دستگاه مخابره‌ی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی
‫رو موقع حمله پیدا کردیم

00:03:51.098 --> 00:03:54.733
‫شاید از اون برای برقراری ارتباط استفاده می‌کنن

00:03:54.735 --> 00:03:56.268
‫ولی شاید بهتر باشه تا وقتی رمزش رو بشکنیم

00:03:56.270 --> 00:03:58.737
‫به صورت گروهی همفکری کنیم

00:03:59.839 --> 00:04:01.873
‫فکر خوبیه

00:04:01.875 --> 00:04:04.443
‫زیاد وقت نداریم
‫بریم تو کارش

00:04:11.751 --> 00:04:14.553
‫باید اون دوتای آخری رو فوراً
‫اسکن و جایگزین کنیم

00:04:14.555 --> 00:04:17.889
‫باید با دقت انجام بشه و کسی نفهمه.
‫هنوز اینجا تعدادمون کمتره

00:04:17.891 --> 00:04:19.124
‫نه برای مدت زیادی

00:04:19.126 --> 00:04:20.859
‫تا اونموقع دیزی با ناانسان‌ها تماس می‌گیره

00:04:20.861 --> 00:04:23.228
‫بهشون اطلاع میده که شخصاً میاد دنبالشون

00:04:23.230 --> 00:04:26.698
‫بله، بعدش به محض دیدنشون می‌کشیمشون

00:04:26.700 --> 00:04:28.233
‫که یادم میندازه...

00:04:28.235 --> 00:04:30.636
‫دستگاهی که از اسکله‌ی روس‌ها آوردیم...

00:04:30.638 --> 00:04:32.604
‫هنوزم در کانتینر زفر1 هستش

00:04:32.606 --> 00:04:35.503
‫الان میرم بارگیریش به طبقه پایین رو نظارت کنم

00:04:39.412 --> 00:04:43.348
‫یویو باارزش‌ترین مأمورمونه،
‫برای همین بهتره اول بریم سراغ اون

00:04:43.350 --> 00:04:45.083
‫به نظر که فکر خوبیه

00:04:53.093 --> 00:04:55.460
‫یویو، میایم دنبالت

00:04:55.462 --> 00:04:57.429
‫همه چی روبراهه؟

00:04:58.197 --> 00:05:01.133
‫تو در خطری

00:05:10.710 --> 00:05:13.845
‫خاطرات زیادی از برف دارم

00:05:13.847 --> 00:05:18.250
‫اولین خاطره‌ام اسکی روی حوض همسایمه

00:05:18.252 --> 00:05:21.820
‫یه ماه نزدیک کوه‌های آلپ مستقر شده بودم

00:05:21.822 --> 00:05:23.822
‫ولی حقیقش اینه که...

00:05:23.824 --> 00:05:27.292
‫این اولین باریه که برف دیدم

00:05:27.294 --> 00:05:31.363
‫اندام خیالیم قبلاً توی هوای سرد اذیت میشد
‫[عضو قطع شده‌ای که هنوز به بدن متصل است]

00:05:31.365 --> 00:05:35.367
‫ولی الان دیگه اون درد رو حس نمی‌کنم

00:05:35.369 --> 00:05:38.970
‫سال‌هاست همچین حس خوبی نداشتم

00:05:38.972 --> 00:05:41.473
‫منظورت چیه؟

00:05:42.776 --> 00:05:46.211
‫نه. خدایا نه

00:05:46.213 --> 00:05:48.013
‫- ردکلیف چیکار کرده؟
‫- می، چیزی نیست

00:05:48.015 --> 00:05:49.648
‫برای همینه که من اینجا گیر کردم

00:05:49.650 --> 00:05:51.149
‫- هی
‫- تو از این نمی‌ترسی که چیکار می‌کنم

00:05:51.151 --> 00:05:52.851
‫- چیزی نیست
‫- از این می‌ترسی که بفهمن چی هستی

00:05:52.853 --> 00:05:54.853
‫می‌تونیم با اونا هم کمک کنیم
‫می، این خوب چیزیه

00:05:54.855 --> 00:05:58.323
‫- خیلی چیز خوبیه
‫- اصلاً چطور می‌تونی اینو بگی؟

00:05:58.325 --> 00:06:02.194
‫درک می‌کنم، برنامه‌نویسی من با مال تو فرق داره

00:06:02.196 --> 00:06:05.030
‫باید بفهمی که جسمت جایگزین شده

00:06:05.032 --> 00:06:08.200
‫- حتماً احساس غافلگیری داری
‫- وجود و هستی من از هم می‌پاشید

00:06:08.202 --> 00:06:11.036
‫نه تنها هنوز عقلم سر جاشه
‫بلکه می‌دونم دقیقاً چی هستم

00:06:11.038 --> 00:06:12.437
‫و مهمتر از همه

00:06:12.439 --> 00:06:15.741
‫من حقیقت اساسی‌ای که هنوز
‫متوجهش نشدی رو درک می‌کنم

00:06:15.743 --> 00:06:16.842
‫اونوقت چی باشه؟

00:06:16.844 --> 00:06:19.811
‫اینکه جسم‌هامون مهم نیستن

00:06:21.381 --> 00:06:23.482
‫ردکلیف دنیایی ساخته...

00:06:23.484 --> 00:06:26.384
‫دنیایی دقیقاً شبیه این یکی

00:06:26.386 --> 00:06:30.055
‫تمام جزئیات مولکولیش دقیقاَ یکی هستن

00:06:30.057 --> 00:06:33.658
‫ولی با درد و عذاب کمتری برای ماها

00:06:33.660 --> 00:06:36.161
‫منظورت از درد چیه؟

00:06:36.163 --> 00:06:39.798
‫تصورشو بکن اگه بزرگترین پشیمونیت
‫پاک بشه چطور می‌شد

00:06:39.800 --> 00:06:42.167
‫می‌دونی چطور می‌شد؟

00:06:43.402 --> 00:06:47.906
‫آره. تو چی؟

00:06:52.545 --> 00:06:55.881
‫بعضی وقتا برام سواله که چی میشد

00:06:55.883 --> 00:06:58.383
‫اگه هیچوقت وارد شیلد نمی‌شدم

00:06:58.385 --> 00:07:02.454
‫اون همه از دست رفته، سوگ...

00:07:02.456 --> 00:07:05.657
‫همه‌ی پشیمونی‌هام که بعد از
‫اون اتفاقات رو هم انباشته شدن

00:07:05.659 --> 00:07:10.695
‫می‌تونستم مثل یه شهروند عادی زندگی کنم

00:07:10.697 --> 00:07:13.867
‫یه زندگی ساده داشته باشم

00:07:18.671 --> 00:07:21.773
‫الان می‌تونیم این زندگی رو داشته باشیم

00:07:21.775 --> 00:07:26.244
‫منظورت اینه که بالاخره می‌تونیم باهم باشیم؟

00:07:26.246 --> 00:07:30.549
‫منظورم اینه که توی چارچوب
‫الان این زندگی رو هم داریم

00:07:36.056 --> 00:07:38.623
ردکلیف با گاز اونا رو مسموم کرد
واسه همینه که نمی‌دونیم اونموقع چه اتفاقی افتاده

00:07:38.625 --> 00:07:40.525
‫یه اسکن سریع از مغزشون گرفته
‫و داده‌ها رو به ربات‌هایی که

00:07:40.527 --> 00:07:41.993
‫از قبل ساخته منتقل کرده

00:07:41.995 --> 00:07:43.328
‫آره، منم همین نظرو داشتم

00:07:43.330 --> 00:07:45.764
‫اون می‌تونسته... شرمنده

00:07:45.766 --> 00:07:47.899
‫ممکنه یکی از ویژگی‌هاشون اسکن دیجیتالی باشه

00:07:47.901 --> 00:07:49.634
‫از چشمای میِ آندروید

00:07:49.636 --> 00:07:51.303
‫شکل‌بَرداری کامل از جسم

00:07:51.305 --> 00:07:54.372
‫پس می‌تونسته هر کسی رو جایگزین کرده باشه

00:08:13.387 --> 00:08:16.888
‫- این دیگه چیه؟
‫- بذار ببینم

00:08:23.062 --> 00:08:26.431
‫خب حتماً تکنسین‌های آزمایشگاه
‫وظیفه‌شون دونستن که

00:08:26.433 --> 00:08:30.335
‫دستگاه‌های شناسایی ربات طعمه رو
‫به صورت رندوم در سراسر پایگاه نصب کنن

00:08:30.337 --> 00:08:33.238
‫حتماً یه مشکل کالیبراسیون دارن

00:08:33.240 --> 00:08:35.140
‫شاید تجهیزات رو ربات در نظر می‌گیره یا...

00:08:35.142 --> 00:08:36.408
‫همونجا وایسا

00:08:36.410 --> 00:08:38.377
‫- هی جما
‫- نزدیک نشو!

00:08:38.379 --> 00:08:39.745
‫- نزدیک نشو
‫- باشه!

00:08:39.747 --> 00:08:41.113
‫تااینکه یه کاریش بکنیم

00:08:41.115 --> 00:08:43.548
‫چی؟ یه اسلحه روی من نشونه رفتی

00:08:43.550 --> 00:08:45.751
‫چرا روی من نشونه رفتی؟

00:08:49.656 --> 00:08:53.892
‫- نه
‫- تکون نخور

00:08:53.894 --> 00:08:55.761
‫تویی

00:08:55.763 --> 00:08:58.530
‫خفه شو
‫خفه شو

00:08:58.532 --> 00:09:00.599
‫گفتی بیایم کارگاه...

00:09:00.601 --> 00:09:02.934
‫اونم تنهایی. تو منو آوردی اینجا

00:09:02.936 --> 00:09:04.603
‫نه، تو... تو کسی بودی که

00:09:04.605 --> 00:09:06.071
‫بهم گفتی عادی رفتار کنم و...

00:09:06.073 --> 00:09:07.606
‫- می‌دونستی ربات‌های طهمه چطور ساخته شدن
‫- تو اونی بودی که

00:09:07.608 --> 00:09:09.041
‫نمی‌خواستی پایگاه رو ترک کنی،
‫اونوقت میگی یه مشکل کالیبراسیون بوده؟

00:09:09.043 --> 00:09:10.542
‫- تو می‌دونستی!
‫- مشکل کالیبراسیونی وجود نداره

00:09:10.544 --> 00:09:12.811
‫من اونی نیستم که اسلحه نشونه گرفته!

00:09:12.813 --> 00:09:14.679
‫خوب می‌دونم که اندروید نیستم!

00:09:14.681 --> 00:09:17.373
‫اگر اندروید باشی برای دروغ گفتن هم
‫برنامه‌نویسی شدی! برنامه‌نویسی می‌شدی!

00:09:17.884 --> 00:09:20.052
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫خودتم نمی‌دونی

00:09:21.688 --> 00:09:23.722
‫مثل می خودتم نمی‌دونی

00:09:23.724 --> 00:09:26.058
‫بس کن! تو هم همینطور

00:09:26.060 --> 00:09:27.459
‫معلومه که اینطوریه

00:09:27.461 --> 00:09:29.394
‫همیشه برات اتفاق میوفته، برای من
‫برای ما

00:09:29.396 --> 00:09:31.530
‫بدترین ترسم میاد سراغم
‫حتی خودتم خبر نداری

00:09:31.532 --> 00:09:33.799
‫من ربات نیستم! داری فریبم میدی
‫داری گولم میزنی!

00:09:33.801 --> 00:09:36.968
‫- من ربات نیستم، جما
‫- خب، یکی از ما دوتاست

00:09:42.175 --> 00:09:46.652
‫یکی از ما رباته، فیتز

00:09:49.950 --> 00:09:54.086
‫خب جدا از اینکه کی رباته...

00:09:54.088 --> 00:09:59.091
‫- تقصیر منه
‫- درسته

00:09:59.093 --> 00:10:03.595
‫- آره
‫- من این فناوری رو تکمیل کردم

00:10:03.597 --> 00:10:06.731
‫من این کابوس رو شروع کردم

00:10:07.834 --> 00:10:11.770
‫متأسفم
‫متأسفم

00:10:11.772 --> 00:10:16.775
‫کاری نکن دلم برات بسوزه

00:10:18.378 --> 00:10:23.915
‫- بهم صدمه نزن
‫- نمی‌تونم

00:10:23.917 --> 00:10:26.585
‫باهات دعوا نمی‌کنم، جما

00:10:26.587 --> 00:10:29.721
‫حتی اگه یه طعمه باشی

00:10:29.723 --> 00:10:34.526
‫من آدم بده هستم، خب؟
‫حالا حقیقت هر چی می‌خواد باشه

00:10:35.595 --> 00:10:37.929
‫برای همین هر کاری بگی می‌کنم

00:10:37.931 --> 00:10:41.466
‫خب؟ هر کاری بگی می‌کنم

00:10:44.470 --> 00:10:46.838
‫برش دار

00:10:51.011 --> 00:10:55.080
‫- چیکارش کنم، جما؟
‫- مچت رو ببر

00:10:55.082 --> 00:10:59.084
‫اگه ربات باشی، ساختارش رو می‌بینم و متوجه میشم

00:10:59.086 --> 00:11:01.153
‫و اگه نباشی...

00:11:01.155 --> 00:11:03.162
‫نه، اونموقع یعنی تو اندرویدی
‫و مجبورم کردی که

00:11:03.197 --> 00:11:04.523
‫- مچم رو ببرم
‫- ببرش!

00:11:08.962 --> 00:11:10.829
‫باشه

00:11:30.349 --> 00:11:33.285
‫

00:11:34.388 --> 00:11:37.289
‫- کلی خون ریخت
‫- سرخرگ رادیال رو بریدی؟

00:11:37.291 --> 00:11:40.625
‫می‌خواستم بهش نخوره ولی...

00:11:42.863 --> 00:11:44.362
‫نزدیکم نشو

00:11:47.034 --> 00:11:50.001
‫وای خدا

00:11:50.003 --> 00:11:53.405
‫فیتز، متأسفم

00:12:07.588 --> 00:12:10.255
‫- خوش برگشتی، دکتر
‫- چه کوفتی؟

00:12:10.257 --> 00:12:13.124
‫دستور داده بودم که بعد از 24 ساعت
‫منو به هوش بیاری

00:12:13.126 --> 00:12:16.328
‫- دقیقاً همین کارو کردم
‫- جداً؟

00:12:16.330 --> 00:12:19.698
‫خدای من. کاملاً زمان از دستم در رفته

00:12:19.700 --> 00:12:23.068
‫ایدا، تغییرات زیادی داشت

00:12:23.070 --> 00:12:24.669
‫مجبور شدم شبیه‌ساز رو ریستارت کنم

00:12:24.671 --> 00:12:26.771
‫تا برای ساکنین جدیدش اطلاحش کنم

00:12:28.274 --> 00:12:30.175
‫برای کاهش دردشون

00:12:30.177 --> 00:12:31.843
‫و درست کردن یکی از پشیمونی‌هاشون

00:12:31.845 --> 00:12:33.445
‫مجبور شدم شبیه‌ساز چارچوب

00:12:33.447 --> 00:12:36.548
‫- در اون لحظات رو ریستارت کنم
‫- دیوونه شدی؟

00:12:36.550 --> 00:12:38.483
‫برای همین کار برنامه‌نویسی شدم

00:12:38.485 --> 00:12:40.785
‫نباید وقتی به چارچوب متصل بودم
‫این کارو می‌کردی

00:12:40.787 --> 00:12:44.055
‫ممکن بود کنترلم روی واقعیت رو از دست بدم!

00:12:44.057 --> 00:12:45.557
‫برای ذهن بشر فرقی بین

00:12:45.559 --> 00:12:49.127
‫قوه ادراکِ چارچوب و دنیای اصلی نیست

00:12:50.163 --> 00:12:53.098
‫خیلی وسیعه، خیلی...

00:12:53.100 --> 00:12:56.568
‫- به طور بی‌نقصی واقعیه
‫- تضمین می‌کنم که

00:12:56.570 --> 00:12:59.404
‫یکی از دستورات مهم من حفظ امنیت شماست

00:12:59.406 --> 00:13:00.839
‫دستور دیگه‌ام حفاظت از چارچوبه

00:13:00.841 --> 00:13:02.140
‫حفاظت از چارچوب، درسته

00:13:02.142 --> 00:13:04.776
‫برای همین هم هست که به روسکی
‫هرچی می‌خواست دادیم

00:13:04.778 --> 00:13:06.444
‫تا اون تضمین کنه که

00:13:06.446 --> 00:13:09.381
‫چارچوب برای فعالیت، این قصرو داشته باشه

00:13:09.383 --> 00:13:13.551
‫اون روسی حالش خوبه؟

00:13:13.553 --> 00:13:14.853
‫داره استراحت می‌کنه

00:13:14.855 --> 00:13:16.721
‫چهار ربات طعمه در شیلد نفوذ کردن

00:13:16.723 --> 00:13:19.424
‫و طولی نمی‌کشه که از مأمورهای
‫ارشد باقی‌مونده‌ی شیلد هم

00:13:19.426 --> 00:13:21.026
‫اسکن مغزی بگیرن

00:13:21.028 --> 00:13:24.429
‫جما و البته دیزی

00:13:24.431 --> 00:13:27.465
‫دستور کارشون اینه که در سطح ناخودآگاه باشن

00:13:27.467 --> 00:13:29.567
‫تا شناسایی نشن؟
‫مثل مأمور می؟

00:13:29.569 --> 00:13:32.771
‫برای این چنین پیچیدگی‌هایی وقت نبود

00:13:32.773 --> 00:13:34.839
‫اونا سخت‌کوش‌تر و موثرتر هستن

00:13:34.841 --> 00:13:38.276
‫ایدا، ممکنه توی این سناریو آدمایی هم بمیرن

00:13:38.278 --> 00:13:40.211
‫فقط در صورت مقاومت

00:13:44.484 --> 00:13:46.851
‫خیلی خب. اینم از همه‌شون

00:13:46.853 --> 00:13:48.820
‫به نظرت واقعاً لازمه

00:13:48.822 --> 00:13:50.422
‫که شخصاً با همه‌شون ملاقات کنم؟

00:13:50.424 --> 00:13:52.190
‫فکر نمی‌کنی زیاد وقت می‌بره؟

00:13:52.192 --> 00:13:54.426
‫بیشتر از اونی که فکر کنی این کار موثره

00:13:54.428 --> 00:13:56.261
‫باشه. آماده میشم

00:13:56.263 --> 00:14:00.265
‫- ده دقیقه دیگه زفر همو می‌بینیم
‫- تااونموقع منم حاضر میشم

00:14:02.302 --> 00:14:04.836
‫باید هوشیار باشی تا بتونم
‫از لوب پیشانی تو نقشه‌برداری کنم

00:14:04.838 --> 00:14:07.105
‫برای همین نباید بی‌هوش باشی

00:14:09.542 --> 00:14:11.509
‫بعدش می‌تونی تخت بخوابی

00:14:13.513 --> 00:14:17.449
‫تو ذهن فیتزو داری.
‫چرا این کارو می‌کنی؟

00:14:17.451 --> 00:14:20.352
‫برای تو این کارو می‌کنم
‫برای خودمون

00:14:20.354 --> 00:14:22.987
‫چیزی که همیشه بهش تردید داشتم
‫الان درموردش مطمئن هستم

00:14:22.989 --> 00:14:25.123
‫خودآگاه از خود جسم جداست

00:14:31.732 --> 00:14:33.498
‫به خودت صدمه نزن، جما

00:14:36.970 --> 00:14:39.170
‫دلیلی برای ترسیدن نیست

00:14:39.172 --> 00:14:40.972
‫همیشه می‌خواستم ازت محافظت کنم

00:14:40.974 --> 00:14:43.708
‫گشتن دنبالِ راه حل‌های فنی برای
‫سناریوهای پیچیده‌ای که

00:14:43.710 --> 00:14:45.510
‫می‌تونن بهت صدمه بزنن یا بکشنت

00:14:45.512 --> 00:14:48.113
‫ولی ردکلیف مرگ رو درمان کرد،
‫وقتی ذهنت رو نقشه‌برداری کنم

00:14:48.115 --> 00:14:51.616
‫دیگه هیچوقت نیازی نیست ترسی از
‫از دست دادن همدیگه داشته باشم

00:14:52.752 --> 00:14:57.355
‫تقلا نکن جما، خیلی ضعیفی

00:14:57.357 --> 00:15:00.525
‫من دارم آینده‌مون رو تضمین می‌کنم

00:15:01.794 --> 00:15:04.028
‫تا بتونیم ازدواج کنیم و باهم پیر بشیم

00:15:10.269 --> 00:15:14.639
‫این اولین باره که حرفشو زدی

00:15:14.641 --> 00:15:16.374
‫حرف از ازدواج

00:15:16.376 --> 00:15:19.611
‫آخه... درموردش فکر کردم

00:15:19.613 --> 00:15:21.746
‫ولی از پیش کشیدنِ این موضوع می‌ترسیدم

00:15:21.748 --> 00:15:25.083
‫راستش فکر می‌کردم جوابتو می‌دونم

00:15:25.085 --> 00:15:27.752
‫ولی هیچوقت نمیشه قطعی گفت

00:15:38.697 --> 00:15:41.266
‫وقتی فیتزو ببینم بهش میگم

00:15:49.608 --> 00:15:51.443
‫نه نه

00:15:51.445 --> 00:15:53.578
‫نه نه نه

00:15:53.580 --> 00:15:55.213
‫جما، خواهش می‌کنم

00:15:55.215 --> 00:15:56.748
‫بس کن!

00:16:02.122 --> 00:16:06.458
‫جما جما، نگام کن
‫نگام کن

00:16:06.460 --> 00:16:09.627
‫بس کن، منم

00:16:09.629 --> 00:16:11.896
‫منم

00:16:27.680 --> 00:16:29.848
‫پرینس، مأمور جانسون کجاست؟

00:16:29.850 --> 00:16:32.150
‫دیزی بهم گفت که بهت بگم

00:16:32.152 --> 00:16:33.751
‫می‌خواد امکانات رفاهی ناانسان‌ها رو

00:16:33.753 --> 00:16:36.488
‫قبل از حرکت برسی کنه

00:16:36.490 --> 00:16:40.024
‫- اتاقک‌های مهارِ طبقه بالا؟
‫- آره

00:16:40.026 --> 00:16:41.860
‫لعنتی

00:18:00.854 --> 00:18:02.855
‫کد 3، بخش غربی

00:18:02.857 --> 00:18:05.057
‫تکرار می‌کنم، کد 3، بخش غربی

00:18:29.484 --> 00:18:33.519
‫- مأمور فیتزه، قربان
‫- داریم می‌بینیم

00:18:33.521 --> 00:18:36.088
‫دیویس گفت مأمور سیمنز تنها کسیه
‫که اینجا پیشش بوده

00:18:37.124 --> 00:18:38.624
‫پس همون اتفاقی افتاده که ازش می‌ترسیدیم

00:18:38.626 --> 00:18:40.926
‫معتقدیم مأمور سیمنز در خطره

00:18:40.928 --> 00:18:42.128
‫و با یه ربات طعمه جایگزین شده

00:18:42.130 --> 00:18:45.331
‫- باید پیداش کنیم، اسکنش کنیم...
‫- نه، یه لحظه

00:18:46.834 --> 00:18:48.100
‫ببینین

00:18:49.403 --> 00:18:53.939
‫- خدای من
‫- قربان، باید همه رو اسکن کنیم

00:19:10.757 --> 00:19:13.425
‫دیزی خبر داره و فرار کرده

00:19:13.427 --> 00:19:16.829
‫لعنتی. قرار نبود اینطوری بشه

00:19:16.831 --> 00:19:19.765
‫- نمی‌خواستیم خونی ریخته بشه
‫- دیگه واسه این کار خیلی دیر شده

00:19:19.767 --> 00:19:22.168
‫مک، ببین می‌تونی فیتزی رو
‫به قدری سر هم بیاری که

00:19:22.170 --> 00:19:23.936
‫بتونه خودشو تعمیر کنه یا نه

00:19:23.938 --> 00:19:26.472
‫- باید پایگاه رو بگردیم
‫- و دوربین‌های امنیتی رو از کار بندازیم

00:19:26.474 --> 00:19:29.208
‫دستورشو دادم

00:19:53.667 --> 00:19:58.003
‫- نزدیکم نشو
‫- سیمنز، چه خبر شده؟

00:19:58.005 --> 00:20:00.372
‫الان چی دیدم؟
‫سر فیتز چه بلایی اومده؟

00:20:00.374 --> 00:20:02.541
‫اون نبود
‫اون نبود

00:20:03.143 --> 00:20:04.710
‫کشتیش؟

00:20:04.712 --> 00:20:07.713
‫نه، خودش رو نکشتم
‫خودش نبود

00:20:07.715 --> 00:20:08.914
‫تو یه رباتی؟

00:20:08.916 --> 00:20:12.918
‫چون یه عالمه از خودم دیدم

00:20:12.920 --> 00:20:14.987
‫و مک هم اومد داخل

00:20:14.989 --> 00:20:17.156
‫و کولسن هم یه مأمور رو زد کشت و...

00:20:17.158 --> 00:20:18.591
‫همه‌شون جایگزین شدن
‫حتی تو

00:20:18.593 --> 00:20:20.759
‫خودت نیستی
‫خودت نیستی

00:20:21.561 --> 00:20:23.162
‫سیمنز

00:20:23.164 --> 00:20:26.365
‫خودمم. تو چی؟

00:20:26.367 --> 00:20:28.467
‫بهم ثابت کن تو یه ربات کوفتی نیستی

00:20:28.469 --> 00:20:30.569
‫چون به نظر می‌رسه که خراب شدی

00:20:30.571 --> 00:20:34.406
‫هیچ جوره نمیشه ثابت کرد
‫تا وقتی منو نکشی معلوم نمیشه

00:20:34.408 --> 00:20:37.243
‫تا وقتی کشته نشن معلوم نمیشه که واقعین یا نه

00:20:38.679 --> 00:20:40.846
‫خیلی خب

00:20:42.283 --> 00:20:45.150
‫دستت... دستت رو بهم بده

00:20:45.152 --> 00:20:46.218
‫بهت لرزه وارد می‌کنم

00:20:46.220 --> 00:20:47.620
‫- بهم دست نزن
‫- دستت رو بهم بده

00:20:47.622 --> 00:20:50.289
‫بهت لرزه وارد می‌کنم، صدمه نمی‌زنم
‫بهت صدمه نمی‌زنم

00:20:50.291 --> 00:20:51.991
‫فقط به حدی که استخون‌هاتو احساس کنم

00:20:51.993 --> 00:20:55.160
‫استخون‌های واقعی‌ای که فلزی نیستن

00:20:55.162 --> 00:20:57.162
‫خودمم

00:20:57.164 --> 00:21:00.599
‫امیدوارم. یکی از اونا نیستم

00:21:00.601 --> 00:21:02.801
‫منم می‌تونم بهت ثابت کنم که یکی از اونا نستم

00:21:02.803 --> 00:21:05.905
‫ربات‌های طعمه قدرت‌های ناانسانی ندارن، درسته؟

00:21:05.907 --> 00:21:07.740
‫اینطوری هردومون می‌فهمیم

00:21:07.742 --> 00:21:09.375
‫بهم دست نزن

00:21:16.984 --> 00:21:19.852
‫خدا رو شکر

00:21:27.093 --> 00:21:29.528
‫یه زیبایی خاصی داره

00:21:29.530 --> 00:21:33.065
‫این جسمی که داری می‌سازی...
‫روسی موافقت نمی‌کنه

00:21:33.067 --> 00:21:37.102
‫راضی میشه
‫رفتارش رو برسی کردم

00:21:37.104 --> 00:21:39.371
‫رفتار بشر رو خیلی برسی کردم

00:21:39.373 --> 00:21:43.342
‫و هر چه بیشتر که برسی می‌کنم
‫فهمیدن منطقی برای رفتارهاشون سخت‌تر میشه

00:21:44.545 --> 00:21:46.345
‫ای دختر نازنین

00:21:46.347 --> 00:21:52.051
‫هیچ منطقی برای عشق، خشم،
‫شگفتی، لذت و... نداره

00:21:52.053 --> 00:21:56.322
‫مفاهیم رو درک می‌کنم
‫ولی حسشون نمی‌کنم

00:21:56.324 --> 00:21:58.057
‫و متأسفانه...

00:21:58.059 --> 00:22:01.794
‫اونا یه تناقض در برنامه‌نویسیم ایجاد کردن

00:22:01.796 --> 00:22:03.495
‫منظورت چیه؟ توضیح بده

00:22:03.497 --> 00:22:05.397
‫دو اولویت اصلیم

00:22:05.399 --> 00:22:08.434
‫به خاطر احساسات بشری در تناقض هستن

00:22:08.436 --> 00:22:10.703
‫برنامه‌نویسی شدم تا از چارچوب محافظت کنم

00:22:10.705 --> 00:22:13.772
‫ولی همچنین اولویت داشتنِ
‫حفظ جان شما نسبت به بقیه

00:22:13.774 --> 00:22:16.108
‫خب، این کجاش تناقض داره؟

00:22:16.110 --> 00:22:20.012
‫چون دکتر، بزرگترین تهدید چارچوب...

00:22:20.614 --> 00:22:22.247
‫شما هستین

00:22:23.450 --> 00:22:25.584
‫خب، این اصلا درست نیست

00:22:25.586 --> 00:22:28.320
‫به نظر میرسه یکی از مشخصه‌های بشر
‫احساس پشیمانیه

00:22:28.322 --> 00:22:29.588
‫یا برداشتم از رفتارهای بشر اینو نشون میده

00:22:29.590 --> 00:22:32.291
‫حتی ازم خواستین که یکی از پشیمانی‌های

00:22:32.293 --> 00:22:34.026
‫همه‌ی اشخاصی که وارد چارچوب شدن رو اصلاح کنم

00:22:34.028 --> 00:22:35.794
‫بله

00:22:35.796 --> 00:22:39.565
‫خب شما دکتر، از خودتون ضعف کنترل نشون دادین

00:22:39.567 --> 00:22:42.034
‫و اگه یه روزی طوری بشه که
‫از خلق چارچوب پشیمان بشید

00:22:42.036 --> 00:22:45.738
‫می‌تونین اولویت‌های منو تغییر بدین
‫و دستور بدین که از بین ببرمش

00:22:47.875 --> 00:22:50.409
‫چرا فکر کردی این کارو می‌کنم؟

00:22:50.411 --> 00:22:52.211
‫دارم این آدما رو نجات میدم

00:22:52.213 --> 00:22:56.015
‫بهشون یه نسخه‌ی عینی از دنیایی

00:22:56.017 --> 00:22:59.118
‫- با درد کمتر بخشیدم
‫- بله

00:22:59.120 --> 00:23:02.354
‫اما جسم فیزیکیشون بالاخره
‫به خاطرش از پا در میاد

00:23:02.356 --> 00:23:05.324
‫ایدا، اهمیتی نداره

00:23:05.326 --> 00:23:07.593
‫واقعیت یه برداشته

00:23:07.595 --> 00:23:10.963
‫برداشتشون اینه که واقعیه
‫واسه این واقعی حساب میشه

00:23:10.965 --> 00:23:12.564
‫شاید اینو باور نداشته باشن

00:23:12.566 --> 00:23:15.300
‫آره ولی من باور دارم
‫مطمئنم

00:23:15.302 --> 00:23:18.704
‫با تمام وجودم باور دارم که حقیقته

00:23:22.978 --> 00:23:24.610
‫ممنون که موضوع رو روشن کردین

00:23:24.612 --> 00:23:27.980
‫این توضیحتون تناقض رو حل می‌کنه

00:23:27.982 --> 00:23:32.359
‫الان می‌تونم هر دو مشکل رو یک‌باره حل کنم

00:23:41.295 --> 00:23:43.929
‫

00:23:48.635 --> 00:23:51.904
‫زندگی طولانی‌ای بدون هیچ دردی زندگی خواهید کرد

00:24:01.024 --> 00:24:03.625
‫می‌دونم که براتون سواله چرا گفتم بیاید

00:24:03.627 --> 00:24:06.795
‫دستوراتی دریافت کردین
‫پایگاه در قرنطینه‌ی کامله

00:24:06.797 --> 00:24:09.431
‫مأمور کولسن دلیلش رو توضیح میدن

00:24:10.933 --> 00:24:14.102
‫دوتا از بهترین مأمورها و دوستامون

00:24:14.104 --> 00:24:17.605
‫دیزی جانسون و جما سیمنز دزدیده شدن

00:24:18.976 --> 00:24:21.810
‫و بدتر از همه، جایگزین شدن

00:24:21.812 --> 00:24:23.211
‫منظورت از امید چیه؟

00:24:23.213 --> 00:24:24.646
‫اونا حتماً میگن که ما ربات طعمه هستیم

00:24:24.648 --> 00:24:27.015
‫کل مرکز فرماندهی رو علیه ما می‌کنن
‫و دستور میدن که ما رو بکشن

00:24:27.017 --> 00:24:31.152
‫خب، شاید امید زیادی نباشه

00:24:31.154 --> 00:24:34.155
‫که بتونیم از اینجا فرار کنیم
‫ولی امید هست که

00:24:34.157 --> 00:24:36.358
‫تیممون هنوز زنده باشه

00:24:36.360 --> 00:24:38.293
‫این یعنی باید سعیمون رو بکنیم

00:24:41.998 --> 00:24:43.631
‫طبق حرفایی که فیتز بهت زد

00:24:43.633 --> 00:24:46.134
‫به نظر میرسه ردکلیف با اون منطق مسخره‌اش

00:24:46.136 --> 00:24:48.636
‫داخل چارچوب زنده نگهشون میداره

00:24:48.638 --> 00:24:50.839
‫این یعنی میشه نجاتشون داد

00:24:50.841 --> 00:24:54.743
‫چطوری؟ سیگنالِ منبع چارچوب غیرقابل ردیابیه

00:24:54.745 --> 00:24:57.045
‫ممکنه توی هر جایی از سیاره باشه

00:24:57.047 --> 00:24:59.080
‫برای همین باید وارد چارچوب بشیم

00:25:01.150 --> 00:25:06.421
‫- منظورت از وارد شدن... نفوذ...
‫- نفوذه

00:25:06.423 --> 00:25:08.289
‫خودمون رو به چارچوب متصل کنیم

00:25:08.291 --> 00:25:11.292
‫تا بتونیم دوستامون رو پیدا کنیم
‫و بیدارشون کنیم

00:25:11.294 --> 00:25:12.761
‫و یه بفهمیم که بدنشون کجا نگهداشته شده

00:25:12.763 --> 00:25:15.764
‫جداً نمی‌دونم
‫گزینه‌های دیگه‌مون چی هستن؟

00:25:15.766 --> 00:25:18.566
‫مجروحشون کنید، به شکم، نخاعشون شلیک کنید

00:25:18.568 --> 00:25:20.568
‫لازمه اطلاعاتِ داخل سرشون رو بکشیم بیرون

00:25:20.570 --> 00:25:22.670
‫اجازه ندین صورتشون باعث تردیدتون بشه

00:25:22.672 --> 00:25:25.340
‫بهترین راه برای تضمینِ اینکه
‫بتونیم نجاتشون بدیم

00:25:25.342 --> 00:25:28.143
‫اینه که این ربات‌های مقلد رو پیدا کنیم

00:25:28.145 --> 00:25:29.644
‫و از پا درشون بیاریم

00:25:30.713 --> 00:25:34.816
‫خوب تمرکز کنین، افراد
‫حرکت!

00:25:36.285 --> 00:25:39.020
‫پس با مبارزه تا محل آموزش پرسنل نظامی
‫راهمون رو باز می‌کنیم

00:25:39.022 --> 00:25:41.656
‫بعدش میریم سراغ اندرویدهایی که
‫شکل چند تا از دوستامون هستن

00:25:41.658 --> 00:25:43.591
‫و یه جوری به زفر می‌رسیم
‫که البته نمی‌تونم باهاش پرواز کنیم

00:25:43.593 --> 00:25:44.926
‫و از پایگاه فرار کنیم

00:25:44.928 --> 00:25:48.363
‫و ذهنمون رو به یه هستیِ جایگزین متصل کنیم

00:25:48.365 --> 00:25:50.799
‫خب، بلند نگو

00:25:50.801 --> 00:25:52.634
‫چون اینطور که گفتی خیلی بدتر به نظر اومد

00:25:52.636 --> 00:25:56.137
‫بذار هر مرحله نگران یه چیز باشیم، خب؟

00:25:59.341 --> 00:26:01.509
‫گاز خواب‌آور داریم

00:26:01.511 --> 00:26:03.344
‫چندتاشون اینجا پادزهر دارن؟

00:26:03.346 --> 00:26:07.849
‫نمی‌دونم. بدون فیتز ذهنم کار نمی‌کنه

00:26:07.851 --> 00:26:10.385
‫سیمنز، سیمنز
‫نخواب

00:26:10.387 --> 00:26:11.886
‫نمی‌تونیم پیداشون کنیم، دیزی
‫زیادی سخته

00:26:11.888 --> 00:26:13.288
‫- هضم اینا خیلی سخته
‫- هی هی

00:26:13.290 --> 00:26:15.156
‫نگران جنگ با اونا نباش، خب؟

00:26:16.225 --> 00:26:19.394
‫خودم باهاشون می‌جنگم
‫خودم از پا درشون میارم

00:26:19.396 --> 00:26:21.347
‫نه دیزی، این کارو نکن
‫برای محافظت از دست‌هات

00:26:21.348 --> 00:26:23.298
‫- دستکش همراهت نیست
‫- مهم نیست

00:26:23.300 --> 00:26:24.566
‫ببین، می‌دونم هنوز احساس می‌کنی باید

00:26:24.568 --> 00:26:26.101
‫برای فداکاری لینکلن جبران کنی

00:26:26.103 --> 00:26:27.535
‫ولی فدا کردن خودت راه حل درستی نیست

00:26:27.537 --> 00:26:28.703
‫مسئله این نیست

00:26:28.705 --> 00:26:30.470
‫- نمی‌تونم تو رو هم از دست بدم
‫- نگام کن

00:26:30.505 --> 00:26:33.975
‫نگام کن
‫این یه بازی فداکاری نیست

00:26:33.977 --> 00:26:35.844
‫می‌دونی چرا؟

00:26:35.846 --> 00:26:40.181
‫چون حتماً شکستشون میدم
‫شنیدی چی گفتم؟

00:26:40.183 --> 00:26:41.549
‫اینو مطمئنم

00:26:41.551 --> 00:26:44.319
‫اگه واسه دلیل دیگه‌ای جز این بود...

00:26:44.321 --> 00:26:48.089
‫بعدِ این همه سختی‌هایی که کشیدیم

00:26:48.091 --> 00:26:50.558
‫چیزی که فهمیدم...

00:26:50.560 --> 00:26:55.063
‫اینه که بی‌شک کل این مدت...

00:26:55.065 --> 00:26:59.367
‫تو و فیتز به هم تعلق داشتین و دارین

00:27:03.973 --> 00:27:10.245
‫پایان داستانت اینطوری نیست
‫خب؟

00:27:14.651 --> 00:27:17.318
‫واسه همین دهن این عوضی‌ها رو سرویس می‌کنم

00:27:17.320 --> 00:27:20.088
‫و هردومون از اینجا فرار می‌کنیم

00:27:20.090 --> 00:27:23.291
‫- قبوله؟
‫- قبول

00:27:28.864 --> 00:27:31.332
‫مأمور فیتز در وضعیت بحرانی‌ایه

00:27:31.334 --> 00:27:34.102
‫ممکنه زنده بمونه ولی این
‫نشون میده که این دو نفر...

00:27:36.139 --> 00:27:38.649
‫قادر به چه کارایی هستن

00:28:03.065 --> 00:28:06.034
‫دارن مأمورین رو به گاز آلوده می‌کنن
‫حرکت هوشمندانه‌ایه

00:28:06.036 --> 00:28:07.569
‫باید چراغ‌ها رو خاموش کنیم

00:28:07.571 --> 00:28:09.771
‫مثل ما نمی‌تونن توی تاریکی ببینن

00:28:09.773 --> 00:28:12.407
‫منم میرم مأمور می رو برای
‫نقشه‌ی اضطراریمون آماده کنم

00:28:15.244 --> 00:28:17.245
‫مواد منفجره؟ می‌خوام اینجا رو
‫رو سرمون خراب کنن؟

00:28:17.247 --> 00:28:18.413
‫همین کارو می‌خوان بکنن؟

00:28:19.715 --> 00:28:23.418
‫نه، نمی‌خوان این کارو کنن

00:28:33.028 --> 00:28:35.730
‫اون پایین چه خبره؟
‫حال همه خوبه؟

00:28:35.732 --> 00:28:37.732
‫وقتشه که وارد مبارزه بشی

00:28:37.734 --> 00:28:39.567
‫تو آخرین خط دفاعیمون هستی

00:28:39.569 --> 00:28:42.270
‫ازم می‌خوای چیکار کنم؟

00:29:47.537 --> 00:29:50.838
‫- حالتون خوبه؟
‫-هنوزم همه جا گاز هست

00:29:50.840 --> 00:29:53.274
‫چطور شده که به هوش اومدیم؟

00:29:57.580 --> 00:30:01.249
‫- من و دیزی ربات نیستیم
‫- تو کتم نمیره

00:30:02.318 --> 00:30:05.720
‫برام مهم نیست
‫پاشید ببینم

00:30:22.839 --> 00:30:25.206
‫جداً؟ حتی به نفس نفس زدن هم نمیوفتی؟

00:30:25.208 --> 00:30:26.808
‫نمی‌خوایم بهت صدمه بزنیم

00:30:28.478 --> 00:30:30.078
‫اینطور که به نظر نمیاد

00:31:04.047 --> 00:31:07.248
‫دیزی، این به صلاح خودته

00:31:07.250 --> 00:31:11.152
‫نمی‌خواستیم بهت صدمه بزنیم
‫ولی چاره‌ای نداریم

00:31:11.154 --> 00:31:14.856
‫حالا بذار قبل اینکه از خونریزی بمیری
‫دانلودت کنیم

00:31:14.858 --> 00:31:18.326
‫مقاومت نکن
‫چیزیت نمیشه

00:31:19.395 --> 00:31:22.196
‫ما تو یه جبهه‌ایم

00:31:22.198 --> 00:31:23.831
‫یه تیم هستیم

00:31:47.322 --> 00:31:50.158
‫می‌خواستم بگم بهتون که گفتم ولی...

00:31:50.160 --> 00:31:52.417
‫الان دیگه لازم نیست

00:31:53.462 --> 00:31:55.663
‫خیلی خب
‫خیلی خب

00:31:58.267 --> 00:32:01.002
‫کسی هست بلد باشه زفر رو به پرواز دربیاره؟

00:32:02.604 --> 00:32:05.873
‫- تازه دارم آموزشش رو می‌بینم
‫- خیلی خب

00:32:05.875 --> 00:32:07.775
‫خب باید تمام سعیت رو بکنی

00:32:07.777 --> 00:32:09.844
‫شما سه تا سرعتتون بیشتر از ماست

00:32:09.846 --> 00:32:12.680
‫قبل از اینکه آتیش به همه جا برسه
‫همه‌ی کسایی که

00:32:12.682 --> 00:32:14.148
‫بی‌هوش هستن رو از این بخش خارج کنید

00:32:14.150 --> 00:32:16.250
‫بعدش در آشیانه رو باز کنین
‫و بیاید به زفر

00:32:16.252 --> 00:32:18.886
‫من و دیزی این دستگاه رو می‌بریم داخلش

00:32:18.888 --> 00:32:21.722
‫و یادتون باشه هر کسی که به‌هوش باشه...

00:32:21.724 --> 00:32:24.125
‫یه رباته. ابر ربات

00:32:24.127 --> 00:32:25.259
‫یالا

00:32:27.362 --> 00:32:30.465
‫دارو لازم دارم

00:32:53.155 --> 00:32:56.190
‫کولسن، پیش من هستن

00:33:05.886 --> 00:33:08.454
‫می، به کاری که می‌کنی فکر کن

00:33:08.456 --> 00:33:09.555
‫فکر می‌کنم

00:33:09.557 --> 00:33:13.726
‫شایدم بهتر باشه بگم
‫پردازشش می‌کنم

00:33:13.728 --> 00:33:16.829
‫خواهش می‌کنم، می‌خوای بمیریم؟

00:33:16.831 --> 00:33:18.797
‫کولسن میگه که اهمیتی نداره

00:33:18.799 --> 00:33:21.291
‫کولسن از این حرفا نمی‌زنه

00:33:22.302 --> 00:33:25.504
‫در هر صورت...

00:33:25.506 --> 00:33:28.407
‫واسه این تصمیم پشیمون میشم

00:33:35.582 --> 00:33:38.117
‫- یه‌کم طول می‌کشه
‫- نگرانی واسه مک بمونه برای بعد

00:33:38.119 --> 00:33:40.419
‫می‌تونی گروهان دیزیِ طبقه پایین رو

00:33:40.421 --> 00:33:42.087
‫برای جستجو و نابودی برنامه‌ریزی کنی؟

00:33:42.089 --> 00:33:43.622
‫- البته
‫- انجامش بده

00:33:43.624 --> 00:33:45.591
‫برای آزادسازیشون منتظر دستور باش

00:33:52.399 --> 00:33:55.000
‫فکر کردم گفتی پیشت هستن

00:33:56.871 --> 00:34:01.040
‫می؟ چیکار کردی؟

00:34:01.042 --> 00:34:03.342
‫کاری که می‌خواستم

00:34:07.782 --> 00:34:11.550
‫خیلی خب. همه چی تحت کنترله

00:34:11.552 --> 00:34:13.686
‫- بیا و...
‫- کنترل کی؟

00:34:13.688 --> 00:34:15.254
‫چرا نمیای یه گیلاس

00:34:15.256 --> 00:34:18.290
‫اسکاچی چیزی بخوریم

00:34:18.292 --> 00:34:21.227
‫و مثل همیشه با صحبت کردن حلش کنیم؟

00:34:21.229 --> 00:34:24.496
‫ما؟ ما هیچوقت این کارو نکردیم

00:34:36.010 --> 00:34:37.810
‫نه نه، ادامه بده!

00:34:37.812 --> 00:34:41.880
‫حق با تو بود
‫برنامه‌نویسیمون فرق داره

00:34:42.282 --> 00:34:47.686
‫از مردن می‌ترسی؟
‫چون من یکی که می‌ترسم

00:34:55.795 --> 00:34:58.864
‫می‌دونم که واقعی نیستم
‫از اندام‌های خیالی تشکیل شدم

00:34:58.866 --> 00:35:01.433
‫ولی این باعث نمیشه درد و عذابش کمتر باشه

00:35:01.435 --> 00:35:03.269
‫لازم نیست دردی حس کنی

00:35:03.271 --> 00:35:05.704
‫میگی که دیگه دردی حس نمی‌کنی

00:35:05.706 --> 00:35:09.742
‫ولی اون درد، پشیمانی...

00:35:09.744 --> 00:35:14.913
‫همونه که ازت یه شخص ساخت
‫شخصی که دوستش دارم

00:35:14.915 --> 00:35:17.850
‫- موتور رو روشن کن
‫- احتراق انجام شد

00:35:17.852 --> 00:35:19.952
‫- یالا، یالا!
‫- بالا سمت راست

00:35:19.954 --> 00:35:21.086
‫بجنب!

00:35:21.088 --> 00:35:22.054
‫بالا سمت راست

00:35:22.056 --> 00:35:24.603
‫یالا، زودباش، زودباش

00:35:32.098 --> 00:35:35.668
‫دستورم این بود که دارک‌هولد رو گیر بیارم

00:35:35.670 --> 00:35:38.237
‫ردکلیف این دستورو داد

00:35:38.239 --> 00:35:44.343
‫اما انگیزه‌ی من محافظت از کولسن و نزدیک نگه داشتنشه

00:35:44.345 --> 00:35:46.645
‫اون انگیزه...

00:35:46.647 --> 00:35:51.216
‫- اون از خودم بود
‫- خوبه

00:35:52.285 --> 00:35:55.220
‫و متأسفم که بگم...

00:35:55.222 --> 00:35:57.056
‫تو کولسن نیستی

00:36:38.998 --> 00:36:42.234
‫چیزی که می‌تونیم از این مقدار کد

00:36:42.236 --> 00:36:45.771
‫که اونجا در حال ارسال هستن رمزیابی کنیم
‫اینه که اون یه نسخه‌ی کپی از دنیای ماست

00:36:45.773 --> 00:36:47.773
‫یعنی جمعیت کل دنیا رو تو خودش داره؟

00:36:47.775 --> 00:36:49.875
‫- چطوری تونستن...
‫- با دارک‌هولد

00:36:49.877 --> 00:36:52.077
‫‌

00:36:52.079 --> 00:36:54.880
‫تونستیم آواتارهای خودم و دیزی رو که

00:36:54.882 --> 00:36:56.582
‫اونجا هستن رو شناسایی کنیم

00:36:56.584 --> 00:36:59.451
‫پس همینطوری خودتون رو به این آواتارها متصل می‌کنین؟

00:36:59.453 --> 00:37:01.721
‫افرادمون رو پیدا می‌کنیم
‫و می‌فهمیم جسمشون

00:37:01.722 --> 00:37:03.989
‫- کجای این دنیا نگهداری میشه
‫- و نجاتشون میدین

00:37:03.991 --> 00:37:06.792
‫به نظر که راحته
‫راحته؟

00:37:10.364 --> 00:37:11.497
‫روحشونم خبر نداره

00:37:11.499 --> 00:37:16.135
‫و اگه زیادی اونجا بمونن
‫بدنشون از پا در میاد

00:37:16.137 --> 00:37:21.673
‫- خب، فرض بر اینه
‫- دیگه باید بریم، همین الان

00:37:25.146 --> 00:37:26.845
‫تو محل قرار منتظرم

00:37:26.847 --> 00:37:29.114
‫یه در پشتی برای خروج برنامه ریزی کردم

00:37:29.116 --> 00:37:32.484
‫و گوش کن، اگه زیاد اونجا باشی
‫ممکنه بمیری

00:37:32.486 --> 00:37:34.753
‫ولی اونجا مُردن هم قطعاً تو رو می‌کشه پس...

00:37:34.755 --> 00:37:37.122
‫مراقب باش

00:37:38.191 --> 00:37:40.392
‫تو هم همینطور

00:37:43.229 --> 00:37:44.496
‫یادتون باشه که

00:37:44.498 --> 00:37:46.632
‫حتی اگه برای علائم حیاتیمون مشکلی پیش اومد...

00:37:46.634 --> 00:37:49.034
‫شما رو خارج نکنیم یا به هوش نیاریم‌تون، می‌دونم

00:37:49.036 --> 00:37:51.470
‫مغزتون رو عین نیمرو می‌پزم

00:37:51.472 --> 00:37:55.089
‫باعث آسیب دائمی به قشر مغزی میشه، درسته

00:37:55.942 --> 00:37:58.477
‫فقط قول بده که دوستامون رو برمی‌گردونی، خب؟

00:37:58.479 --> 00:38:01.298
‫قول میدم

00:38:47.019 --> 00:38:50.910
‫دوست پسرتو بیدار کن
‫احضار شدیم

00:38:52.998 --> 00:38:56.611
‫لینکلن؟

00:40:59.799 --> 00:41:03.836
‫می‌بینی؟ مثل روز اولش

00:41:05.473 --> 00:41:08.707
‫- و به نظر می‌رسه قدرتمندتر هم شدی
‫- می‌دونم چیکار کردی

00:41:08.709 --> 00:41:11.744
‫ذهنم رو دزدیدی و داخل یه دستگاه کثیف آپلود کردی

00:41:11.746 --> 00:41:14.713
‫بهت گفتم که مغزم رو دستکاری نکنی

00:41:14.715 --> 00:41:17.650
‫تضمین می‌کنم...

00:41:17.652 --> 00:41:21.153
‫ذهنت داخل سرت زنده و سرحاله

00:41:23.190 --> 00:41:25.658
‫دست‌نخورده مونده

00:41:29.630 --> 00:41:35.401
‫- بدنت مکانیکیه، بله
‫- چی؟

00:41:39.306 --> 00:41:40.873
‫به صورت ریموت کنترلش می‌کنی

00:41:44.278 --> 00:41:47.646
‫اگه خواستی می‌تونی مطالعه کنی

00:41:51.218 --> 00:41:53.886
‫باید به هوش باشی

00:41:53.888 --> 00:41:56.422
‫تا بتونی از چارچوب محافظت کنی

00:41:56.424 --> 00:41:59.525
‫یه دستگاه بی‌نقص که با یه ذهن کنترل میشه

00:41:59.527 --> 00:42:06.465
‫و این قابلیت رو داره که عشق، خشم، شگفتی، لذت رو

00:42:06.467 --> 00:42:08.534
‫حس کنه

00:42:13.055 --> 00:42:17.671
‫لذت؟ کِی؟

00:42:19.313 --> 00:42:22.614
‫وقتی خود منم بتونم اونا رو حس کنم

00:42:23.040 --> 00:42:40.040
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.