﻿WEBVTT

00:00:04.320 --> 00:00:08.610
.فوشی: موجودی در تغییرِ ابدی

00:00:09.840 --> 00:00:12.110
‫از آشناییت خوشوقتم، من هیسامه‌م.

00:00:12.110 --> 00:00:16.080
...فوشی با کسانی که می‌خواهند او را تصاحب کنند

00:00:16.080 --> 00:00:17.990
.سلام، تو که اونجایی

00:00:18.400 --> 00:00:21.660
.و کسانی که می‌خواهند مانع آن‌ها شوند، دیدار کرد

00:00:23.810 --> 00:00:28.920
کسایی که قبلاً مسموم شدن
.در مقابل سم مقاومن

00:00:29.370 --> 00:00:30.750
...توناری

00:00:31.720 --> 00:00:33.010
!از جاناندا

00:00:33.034 --> 00:00:47.034
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:03.010 --> 00:02:07.020
اراده‌ی شکست

00:02:07.710 --> 00:02:12.240
این جغد سه‌چنگاله‌ایه که از بچگیم
.روی شونه‌م بوده

00:02:13.050 --> 00:02:15.260
.چنگال سومش، سم تراوش می‌کنه

00:02:15.260 --> 00:02:17.720
.من هرروز یکم ازش می‌خوردم

00:02:17.720 --> 00:02:21.200
.بعداً فهمیدم که شبیه سم نیلوفرپیچ غربیه

00:02:22.590 --> 00:02:24.710
...دختر جغدی، توناری

00:02:24.710 --> 00:02:26.680
توی زندگی‌نامۀ مادربزرگم
.راجع بهت خوندم

00:02:27.280 --> 00:02:28.730
اینجا چی‌کار می‌کنی؟

00:02:28.730 --> 00:02:31.290
مگه رهبر جزیرۀ جاناندا نبودی؟

00:02:31.610 --> 00:02:33.690
.رفقام حواسشون به اونجا هست

00:02:33.690 --> 00:02:36.250
.بالأخره من چندتا کار نیمه‌تموم داشتم

00:02:36.250 --> 00:02:39.840
،حالا که به همدیگه برخوردیم
:بهت یه هشدار میدم

00:02:39.840 --> 00:02:42.130
.بهتره دیگه به پروپای فوشی نپیچی

00:02:42.130 --> 00:02:43.920
.نمی‌تونم قبول کنم

00:02:43.920 --> 00:02:46.100
.فوشی به نگهبانان تعلق داره

00:02:46.410 --> 00:02:47.910
نگهبانان، ها؟

00:02:47.910 --> 00:02:49.830
.توی جاناندا هم تعدادتون زیاده

00:02:50.220 --> 00:02:54.030
من با خودم گفتم که بهتره کاری به کارشون نداشته باشم؛
.تا وقتی که به فوشی آسیبی نرسونن

00:02:54.030 --> 00:02:58.990
،ولی اگه شما هم طرف نوکرهایید
.قضیه فرق می‌کنه

00:02:59.650 --> 00:03:01.200
.تو نمی‌فهمی

00:03:01.200 --> 00:03:03.990
.نوکرها برای فوشی و خودت خطرناکن

00:03:03.990 --> 00:03:05.580
!برای من هیچ خطری نداره

00:03:05.580 --> 00:03:09.960
این دوست عزیز منه که از مادربزرگم
!به من به ارث رسیده

00:03:11.340 --> 00:03:13.400
این زن ترسناکه، مگه نه؟

00:03:13.400 --> 00:03:15.530
.می‌خواد تو رو بکشه

00:03:15.530 --> 00:03:18.550
.ولی نگران نباش. من ازت محافظت می‌کنم

00:03:18.890 --> 00:03:21.130
.کنترل مغزت رو به دست گرفته

00:03:21.450 --> 00:03:23.220
.سریع به حسابش می‌رسم

00:03:29.690 --> 00:03:30.770
!لیگارد

00:03:54.180 --> 00:03:56.550
.لعنتی! ریشه زده

00:04:00.010 --> 00:04:01.590
!نه! نخواب

00:04:03.660 --> 00:04:06.240
اینجا واسۀ من آخر خطه؟

00:04:07.220 --> 00:04:08.310
!فوشی

00:04:09.420 --> 00:04:10.770
!فوشی

00:04:11.750 --> 00:04:12.880
...فوشی

00:04:17.460 --> 00:04:19.190
.سلام. بیدار شدی

00:04:20.120 --> 00:04:21.930
.من کدخدای این دهکده‌م

00:04:21.930 --> 00:04:24.240
.از دیدنتون خوشوقتم

00:04:24.240 --> 00:04:25.530
دیشب چی شد؟

00:04:26.540 --> 00:04:27.860
.دنبال من بیاید

00:04:38.000 --> 00:04:40.300
!فوشی-سان! به موقع رسیدی

00:04:40.300 --> 00:04:41.550
چه اتفاقی افتاد؟

00:04:42.520 --> 00:04:47.740
.وقتی که ما بیهوش بودیم، نوکر توی دست چپ هیسامه بهش حمله کرد

00:04:47.740 --> 00:04:48.590
چرا؟

00:04:48.590 --> 00:04:49.720
هیسامه کجاست؟

00:04:49.720 --> 00:04:52.720
.ظاهراً نوکر بدنش رو کشیده و برده

00:04:52.720 --> 00:04:56.940
.نوکرها حتماً از تو هم بیشتر ازش متنفر بودن

00:04:58.930 --> 00:05:00.690
.کل بدنش داره آسیب می‌بینه

00:05:01.860 --> 00:05:03.900
!هی، باید یه کاری کنی

00:05:03.900 --> 00:05:04.640
!بجنب

00:05:04.640 --> 00:05:06.490
.این قیافه رو به خودت نگیر

00:05:06.490 --> 00:05:08.320
.خنده بیشتر بهت میاد

00:05:11.790 --> 00:05:12.700
.بیا

00:05:14.920 --> 00:05:17.140
شراب؟ همچین وقتی؟

00:05:17.140 --> 00:05:19.230
.کاری از دست من ساخته نیست

00:05:19.230 --> 00:05:22.360
.حتماً تمام اعضای داخلیش رو سوراخ کرده

00:05:22.360 --> 00:05:25.190
.فقط می‌تونه خونی که جمع شده رو بیرون بریزه

00:05:25.190 --> 00:05:28.750
.برای همین می‌خوام حداقل از شراب مورد علاقه‌ش لذت ببره

00:05:28.750 --> 00:05:30.350
...نه

00:05:30.350 --> 00:05:32.660
.یه نفر دیگه که نتونستم ازش محافظت کنم

00:05:32.660 --> 00:05:34.720
.عیبی نداره، فوشی

00:05:34.720 --> 00:05:36.560
.من حالم عالیه

00:05:36.880 --> 00:05:39.270
کاری از دست من ساخته هست؟

00:05:39.270 --> 00:05:42.070
می‌خوای برای این عجوزۀ پیر کاری کنی؟

00:05:42.070 --> 00:05:43.780
.ممنون می‌شم

00:05:43.780 --> 00:05:45.140
...پس

00:05:45.140 --> 00:05:47.990
میشه تا وقتی که تموم کنم، پیشم بمونی؟

00:05:48.470 --> 00:05:50.130
همه‌ش همین؟

00:05:51.730 --> 00:05:53.120
.همین کافیه

00:05:54.530 --> 00:05:58.080
شنیدم که تمام این مدت
.توی جزیره قایم شده بودی

00:05:58.080 --> 00:06:00.510
چهل سال چی‌کار می‌کردی؟

00:06:00.510 --> 00:06:03.520
...با نوکرها می‌جنگیدم، می‌کشتمشون، می‌خوردمشون

00:06:03.520 --> 00:06:04.350
همه‌ش همین؟

00:06:04.350 --> 00:06:05.050
.اوه، نه

00:06:05.050 --> 00:06:10.510
،توی این حالت، بیشتر احساس می‌کنم که خودمم
.برای همین امتحان کردم که ببینم چقدر می‌تونم توش بمونم

00:06:11.040 --> 00:06:14.420
سعی کردم تیراندازی رو تمرین
،و بدنم رو ورزیده کنم

00:06:14.420 --> 00:06:16.480
.ولی نتونستم کاری کنم که بهش مفتخر باشم

00:06:16.960 --> 00:06:19.320
چرا از جزیره نرفتی؟

00:06:19.320 --> 00:06:20.820
...آخه

00:06:20.820 --> 00:06:23.930
.نمی‌خواستم دیگه مرگ بقیه رو ببینم

00:06:25.590 --> 00:06:28.870
.تا مدت زیادی پیش یکی به اسم پیوران بودم

00:06:29.590 --> 00:06:31.280
،وقتی که مرد

00:06:32.270 --> 00:06:38.980
،فهمیدم که اگه کسی رو نبینم
.مجبور نیستم این‌همه بدبختی بکشم

00:06:41.520 --> 00:06:44.710
.من قدرت اینو ندارم که جلوی مرگ کسی رو بگیرم

00:06:44.710 --> 00:06:48.510
،خیلی‌ها به خاطر اینکه نتونستم نجاتشون بدم
.و به خاطر خودم، جونشون رو از دست دادن

00:06:48.510 --> 00:06:51.520
می‌خوای بازم همینجوری زندگی کنی؟

00:06:51.520 --> 00:06:53.210
تنها، در انزوا؟

00:06:53.210 --> 00:06:54.100
.اگه بتونم

00:06:54.100 --> 00:06:57.760
،ولی وقتی فهمیدی که دهکده توی خطره
.با سرعت خودتو رسوندی

00:06:58.320 --> 00:07:02.370
.به نظر من، تو به کسایی نیاز داری که درکت کنن

00:07:02.370 --> 00:07:06.320
.کسایی که بتونن دوستت باشن

00:07:06.320 --> 00:07:07.650
.تحملشو ندارم

00:07:08.080 --> 00:07:12.110
.نمی‌خوام بقیه خودشونو فدای کمک به من کنن

00:07:12.110 --> 00:07:14.970
.هرکسی مرگ کسایی که بهشون نزدیکه رو تجربه می‌کنه

00:07:14.970 --> 00:07:17.730
.اون درد مختص به تو نیست

00:07:17.730 --> 00:07:18.860
.اشتباه می‌کنی

00:07:18.860 --> 00:07:21.080
.همه می‌میرن. من زنده می‌مونم

00:07:21.080 --> 00:07:22.580
.این تا ابد ادامه داره

00:07:23.080 --> 00:07:25.040
.من می‌تونم تنهایی زندگی کنم

00:07:25.040 --> 00:07:26.300
.به کسی نیاز ندارم

00:07:26.900 --> 00:07:28.510
...هی، فوشی

00:07:28.930 --> 00:07:33.490
.می‌خوام کسایی که باهاشون آشنا شدی رو ببینم

00:07:34.740 --> 00:07:37.350
.این آخرین خواستۀ یه زن لب گوره

00:07:37.350 --> 00:07:38.780
.خواهش می‌کنم

00:07:38.780 --> 00:07:41.270
.باشه. غافلگیر نشید

00:07:42.880 --> 00:07:44.270
...اولین کسی که دیدم

00:07:44.570 --> 00:07:46.000
.این پسر بود

00:07:46.000 --> 00:07:48.440
.این ظاهر مال وقتیه که خیلی جوون بود

00:07:48.440 --> 00:07:49.880
.اسمش رو نمی‌دونم

00:07:49.880 --> 00:07:51.490
.در آرامش مرد

00:07:52.000 --> 00:07:54.060
.به خاطر اینکه من هیچکاری نتونستم بکنم

00:07:55.560 --> 00:07:57.930
.نفر بعدی‌ای که دیدم، مارچ بود

00:07:57.930 --> 00:08:00.750
.وقتی که هیچکاری نمی‌تونستم بکنم، ازم مراقبت کرد

00:08:01.620 --> 00:08:04.430
.پارونا با تمام توانش می‌خواست از مارچ مراقبت کنه

00:08:04.900 --> 00:08:07.820
.هردوشون توسط هایاسه کشته شدن

00:08:08.650 --> 00:08:10.920
.توی تاکوناها، با گوگو آشنا شدم

00:08:10.920 --> 00:08:13.790
.اون به خاطر من با نوکرها جنگید

00:08:13.790 --> 00:08:15.230
...ولی به خاطر همین

00:08:16.130 --> 00:08:19.400
.من گوگو رو از برادر بزرگ‌ترش، شین، دزدیدم

00:08:21.360 --> 00:08:24.550
.گوگو بازم خانواده داشت

00:08:24.550 --> 00:08:27.030
...عمو شرابی و

00:08:27.030 --> 00:08:28.000
.رین

00:08:31.400 --> 00:08:33.620
چی شده، فوشی-سان؟

00:08:33.620 --> 00:08:36.870
.بعد از اون، به جاناندا رفتم

00:08:37.300 --> 00:08:38.560
...اونجا

00:08:38.560 --> 00:08:41.140
.با یه مرد قوی به اسم ناندو جنگیدم

00:08:41.140 --> 00:08:44.950
ناندو برای نجات برادر کوچیک‌ترش
.خودشو فدا کرد

00:08:44.950 --> 00:08:46.180
.اون مرد شریفی بود

00:08:47.170 --> 00:08:50.970
برای همین تصمیم گرفتم که
.به اهالی جاناندا کمک کنم

00:08:51.890 --> 00:08:55.750
کسای دیگه‌ای هم بودن که در کنار من
.جونشون رو وسط گذاشتن

00:08:56.600 --> 00:08:57.800
.اوروی

00:08:58.680 --> 00:08:59.560
.میا

00:09:00.490 --> 00:09:01.690
.اوپا

00:09:01.690 --> 00:09:02.600
...و

00:09:03.060 --> 00:09:05.160
...سندل و توناری

00:09:08.860 --> 00:09:10.070
.زنده‌ن

00:09:10.520 --> 00:09:12.480
!جفتشون هنوز زنده‌ن

00:09:14.190 --> 00:09:15.740
.خوشحالم که اینو می‌شنوم

00:09:17.290 --> 00:09:18.370
حالت خوبه؟

00:09:26.240 --> 00:09:27.980
...هی، فوشی

00:09:27.980 --> 00:09:30.540
توناری چجور آدمی بود؟

00:09:30.820 --> 00:09:32.050
توناری؟

00:09:32.050 --> 00:09:33.510
...توناری

00:09:33.510 --> 00:09:36.580
.همه‌ش فکر می‌کردم که آدم وحشتناکیه

00:09:36.580 --> 00:09:40.980
.ولی کسایی رو آورد که کنار من بجنگن

00:09:42.470 --> 00:09:45.760
الکی دخالت می‌کرد؟

00:09:45.760 --> 00:09:47.790
.الان ازش ممنونم

00:09:47.790 --> 00:09:50.710
دیگه آدم وحشتناکی نیست؟

00:09:50.710 --> 00:09:51.650
.نه

00:09:54.600 --> 00:10:01.030
فوشی، همینطوری کسایی که موقع
.زندگیشون کنارت بودن رو زیاد به خاطر بیار

00:10:01.770 --> 00:10:06.160
.بذار همین باعث بشه که قدردان زنده بودن باشی

00:10:17.340 --> 00:10:20.000
الان چی‌کار می‌کنی، فوشی-سان؟

00:10:20.000 --> 00:10:21.300
.هنوز تصمیم نگرفتم

00:10:21.300 --> 00:10:22.610
.که اینطور

00:10:23.210 --> 00:10:27.720
.من به خونه برمی‌گردم که خبر فوتش رو برسونم

00:10:27.720 --> 00:10:31.900
.لطفاً وقتی که می‌خواستی با نگهبانان مقابله کنی، بهش تبدیل شو

00:10:32.240 --> 00:10:37.110
اون به خاطر تو بدنش رو جوری ساخت
.که در مقابل سموم مقاوم باشه

00:10:37.410 --> 00:10:39.700
به خاطر من؟ چرا؟

00:10:39.700 --> 00:10:41.240
شما کی هستید؟

00:10:41.240 --> 00:10:43.620
.شرمنده، ولی نمی‌تونم بهت بگم

00:10:43.620 --> 00:10:45.390
.این خواستۀ اون بود

00:10:45.390 --> 00:10:47.930
.گفت که اگه بفهمی، خجالت می‌کشه

00:10:47.930 --> 00:10:49.970
پس میشه حداقل اسمتون رو بهم بگید؟

00:10:49.970 --> 00:10:53.340
.من و اون، جفتمون عاشقتیم

00:10:54.250 --> 00:10:57.550
بهتره به جای یه تیر، با چندتا تیر بجنگی. مگه نه؟

00:10:58.010 --> 00:11:02.900
.دوستای تو زندگی نکردن که باعث زجر تو بشن

00:11:03.500 --> 00:11:04.540
.تا بعد

00:11:15.730 --> 00:11:17.200
...توناری-سان

00:11:17.200 --> 00:11:19.400
الان کجایی؟

00:11:20.190 --> 00:11:23.240
حالا از تمام کارایی که کردی راضی‌ای؟

00:11:53.080 --> 00:11:57.860
اون به خاطر تو بدنش رو جوری ساخت
.که در مقابل سموم مقاوم باشه

00:12:00.590 --> 00:12:01.860
...که اینطور

00:12:01.860 --> 00:12:03.070
.حالا فهمیدم

00:12:03.340 --> 00:12:07.120
.به نظر من، تو به کسایی نیاز داری که بتونن دوستت باشن

00:12:08.670 --> 00:12:11.830
«چندتا تیر بهتر از یه تیره؟»

00:12:18.270 --> 00:12:20.420
دوست، ها؟

00:12:35.290 --> 00:12:38.150
باید دنبال کسایی باشم که منو درک کنن؟

00:12:38.150 --> 00:12:41.230
.ولی نمی‌خوام جایی برم که مردم هستن

00:12:41.230 --> 00:12:42.570
.خبرای خوبی دارم

00:12:42.570 --> 00:12:44.160
...نوکرها به دو جا

00:12:44.160 --> 00:12:47.580
.که از دسترس تو خارجه، حمله کردن

00:12:47.580 --> 00:12:49.320
!این کجاش خبر خوبیه؟

00:12:49.320 --> 00:12:52.210
.دیگه بهانه‌ای نداری که خودتو بیرون حبس کنی

00:12:52.210 --> 00:12:55.490
،هرجایی که تو باشی
.نوکرها به مردم حمله می‌کنن

00:12:55.490 --> 00:12:57.550
چرا به جای من، به بقیه حمله می‌کنن؟

00:12:57.550 --> 00:13:00.290
می‌خوان تمام دنیا رو نابود کنن؟

00:13:00.290 --> 00:13:02.050
چرا این‌کارو می‌کنن؟

00:13:02.050 --> 00:13:03.220
کی می‌دونه؟

00:13:03.220 --> 00:13:06.340
.تنها حدسم اینه که شاید بهت حسودی می‌کنن

00:13:06.340 --> 00:13:09.600
‫تو اصلاً چیزی نمی‌دونی، نه؟

00:13:09.600 --> 00:13:12.920
‫اینطور نیست که من بتونم ذهن بقیه رو کنترل کنم.

00:13:12.920 --> 00:13:15.370
‫یا بتونم فکرهاشون رو احساس کنم.

00:13:15.370 --> 00:13:17.670
‫اما می‌تونی بدن آدم‌ها رو کنترل کنی، اینطور نیست؟

00:13:17.670 --> 00:13:19.510
.پس جلوشون رو بگیر

00:13:19.510 --> 00:13:21.150
‫هیچ حسی در این مورد بهت دست نمی‌ده؟

00:13:21.150 --> 00:13:25.240
‫اگه چنین احساسی بهت دست می‌ده،
‫پس کار بعدی‌ت همینه.

00:13:25.970 --> 00:13:28.190
‫انقدر وراجی نکن و کمکم کن!

00:13:30.340 --> 00:13:31.870
‫آه... دوباره فرار کرد...

00:13:32.470 --> 00:13:34.830
‫تویی، فوشی؟

00:13:35.850 --> 00:13:37.750
‫هیسامه؟ حالت خوبه؟

00:13:37.750 --> 00:13:40.010
‫وقتی به هوش اومدم،
‫توی این جنگل بودم.

00:13:40.010 --> 00:13:44.210
‫اما این دوستم راهنماییم کرد و آوردم پیش تو.

00:13:45.040 --> 00:13:47.180
‫من کاری کردم؟

00:13:47.700 --> 00:13:49.680
‫چیزی یادم نمیاد.

00:13:51.020 --> 00:13:52.510
‫اون چیز توی بازوت...

00:13:52.510 --> 00:13:54.720
‫... باید درآورده بشه.

00:13:54.720 --> 00:13:56.640
‫لطفاً نکن! می‌ترسم!

00:13:56.640 --> 00:13:58.450
‫اون شکل منو می‌ترسونه!

00:13:58.450 --> 00:14:00.300
‫اینطوری فقط می‌پوسه.

00:14:00.300 --> 00:14:01.500
‫مشکلی ندارم!

00:14:01.500 --> 00:14:03.730
‫همین الانش هم دست چپم رو دادم بهش.

00:14:03.730 --> 00:14:05.580
!حماقت نکن

00:14:09.180 --> 00:14:13.540
‫هنوز کارهایی هست که باید انجام بدم.

00:14:16.860 --> 00:14:18.770
‫مثل اینکه این‌جا آخر راهه.

00:14:18.770 --> 00:14:21.100
‫بدنم بیشتر از این دووم نمیاره.

00:14:21.580 --> 00:14:25.090
.دیگه برای دیدنت نمیام

00:14:29.450 --> 00:14:31.780
‫می‌برمت پیش بزرگترا.

00:14:33.560 --> 00:14:34.710
‫دنبالم بیا.

00:14:36.170 --> 00:14:37.330
‫فوشی...

00:14:41.050 --> 00:14:43.190
‫این پارچه رو بگیر، بپوشونش.

00:14:43.190 --> 00:14:44.910
‫ممنونم.

00:14:44.910 --> 00:14:46.760
‫داریم به بو نزدیک‌تر می‌شیم.

00:14:46.760 --> 00:14:48.400
‫تا فردا می‌رسیم.

00:14:49.130 --> 00:14:51.260
‫نه! تکون نخور.

00:14:51.260 --> 00:14:53.800
‫تو... وقتی برگردی می‌خوای چیکار کنی؟

00:14:53.800 --> 00:14:55.990
‫روی حفظ «نگهبانان» کار می‌کنم.

00:14:55.990 --> 00:14:56.870
‫«حفظ»؟

00:14:56.870 --> 00:15:00.390
‫یه روزی بچه‌دار می‌شم، و خونم رو...

00:15:00.390 --> 00:15:03.380
‫... نه، خون هایاسه رو بهش به ارث می‌دم.

00:15:04.080 --> 00:15:05.460
‫درک نمی‌کنم.

00:15:09.850 --> 00:15:14.480
‫این آخرین باریه که می‌بینمت،
‫پس... بهت می‌گم.

00:15:15.950 --> 00:15:18.590
‫هایاسه یه آرزو داشت.

00:15:19.430 --> 00:15:23.760
‫یه هدف مخفی که از اهداف «نگهبانان» جدا بود.

00:15:23.760 --> 00:15:27.400
‫فقط بین من و مادر و مادربزرگم گفته شده.

00:15:27.400 --> 00:15:31.540
‫فوشی، من می‌خوام ازت بچه‌دار بشم.

00:15:32.470 --> 00:15:33.510
‫این هدفته؟

00:15:33.750 --> 00:15:34.570
‫بله.

00:15:34.570 --> 00:15:37.810
‫اگه بهش برسی دست از سرم برمی‌داری؟

00:15:37.810 --> 00:15:42.710
‫نمی‌دونم، اما فکر کنم هم مادر و ‫هم
.مادربزرگ مرحومم اینطوری آروم می‌گیرن

00:15:42.710 --> 00:15:46.170
‫ولی من... نمی‌دونم چطوری بچه می‌سازن.

00:15:46.170 --> 00:15:49.360
‫مادرم گفت فقط باید با هم بخوابیم.

00:15:49.360 --> 00:15:50.730
‫همین؟

00:15:50.730 --> 00:15:54.430
‫من با خیلی‌ها خوابیدم، ولی هیچ‌وقت
‫به‌خاطرش بچه‌دار نشدیم.

00:15:54.430 --> 00:15:58.340
‫بهم گفتن باید به یه سنی برسم تا
‫بتونم باردار بشم.

00:15:58.340 --> 00:16:01.020
‫و تو هم باید اینو بخوای.

00:16:01.370 --> 00:16:02.610
‫اشکالی نداره، نه؟

00:16:02.610 --> 00:16:08.230
‫مامانم گفت برای من خیلی زوده،
‫ولی همه‌ی تلاشمو می‌کنم تا بچه‌دار بشم.

00:16:08.980 --> 00:16:12.700
‫اگه اینطوری بی‌خیالم می‌شی...

00:16:15.620 --> 00:16:17.610
‫ممنونم.

00:16:17.610 --> 00:16:20.120
‫حالا می‌تونم با افتخار برگردم خونه.

00:16:20.120 --> 00:16:22.770
‫به اون چیزه توی بازوت بگو...

00:16:22.770 --> 00:16:25.380
‫هروقت حرف زدن یادگرفت، بیاد سراغم.

00:16:25.380 --> 00:16:27.850
‫مطمئنم گوش می‌ده.

00:16:27.850 --> 00:16:31.630
.خب... دیگه زود باش بخواب، فوشی

00:16:35.790 --> 00:16:40.720
‫اونم... به‌نظرم به کسی احتیاج داره تا
‫درکش کنه و بهش کمک کنه.

00:16:52.210 --> 00:16:53.990
‫هیسامه-ساما!

00:16:53.990 --> 00:16:56.740
‫کجایین، هیسامه-ساما؟

00:17:01.250 --> 00:17:02.960
‫توی جاده از هوش رفته بود.

00:17:02.960 --> 00:17:05.040
‫زنده‌ست، اما بازوش داره می‌پوسه.

00:17:05.040 --> 00:17:07.850
.هرچه سریعتر ببرینش و نجاتش بدین

00:17:06.740 --> 00:17:07.850
‫هیسامه-ساما!

00:17:09.200 --> 00:17:11.260
‫بی‌هوشه، زودباش!

00:17:10.170 --> 00:17:11.260
‫هوی... گوش می‌دین اصلاً؟

00:17:11.260 --> 00:17:12.730
‫نباید بذاریم همینطوری بمیره.

00:17:11.920 --> 00:17:13.590
‫اون چیز توی بازوش رو درمان کنید!

00:17:13.590 --> 00:17:18.340
‫و به پدر و مادرش هم بگید،
‫با دخترشون بهتر رفتار کنن!

00:17:19.680 --> 00:17:20.380
‫صبر کن.

00:17:21.010 --> 00:17:24.020
.اون بچه رو... می‌تونستم هروقت که بخوام بکشم

00:17:24.760 --> 00:17:25.820
‫بریم!

00:17:28.020 --> 00:17:31.160
‫شاید کسی که دفعه‌ی بعدی
‫میاد بچه‌ی خودت با هیسامه باشه.

00:17:31.160 --> 00:17:32.980
‫نیست. باهاش نخوابیدم.

00:17:33.560 --> 00:17:35.920
‫اندام‌های تناسلی‌ت کار می‌کنن.

00:17:35.920 --> 00:17:38.240
‫اگه خیلی علاقه‌ داری بهتره به شهر بری.

00:17:38.860 --> 00:17:40.200
‫چی داری می‌گی؟

00:17:40.730 --> 00:17:43.220
‫شرمنده، متوجه نمی‌شی.

00:17:43.220 --> 00:17:46.830
‫فقط داشتم پیشنهاد می‌دادم به یه شهر بری.

00:17:47.420 --> 00:17:49.210
‫آره...

00:17:49.210 --> 00:17:51.840
‫اگه نوکرها در هر صورت میان،

00:17:51.840 --> 00:17:54.520
‫منم بهتره برم و دنبال کسی بگردم که درکم می‌کنه.

00:17:55.140 --> 00:17:56.340
‫بریم.

00:17:56.340 --> 00:17:57.390
‫به شهر!

00:18:00.030 --> 00:18:01.070
‫بیا مسابقه بدیم!

00:18:00.290 --> 00:18:01.550
‫وایسا منم بیام!

00:18:06.930 --> 00:18:08.730
‫این مال یه کشور دیگه‌ست.

00:18:08.730 --> 00:18:11.060
‫فایده نداره، اینجا جواب نمی‌ده.

00:18:11.340 --> 00:18:13.170
‫پس اینو ازم بخرین.

00:18:13.170 --> 00:18:15.590
‫اونو به ازای یه سکه‌ی نقره برمی‌دارم.

00:18:15.590 --> 00:18:16.970
‫خوبه.

00:18:16.970 --> 00:18:18.130
‫خب، حالا می‌تونم اونو بگیرم؟

00:18:18.130 --> 00:18:19.390
‫اونا سه سکه‌ی نقره‌ن.

00:18:19.390 --> 00:18:21.570
‫باید دوتا شمشیر دیگه هم داشته باشی.

00:18:21.570 --> 00:18:22.410
‫بفرمایید.

00:18:23.450 --> 00:18:25.440
‫غذای جدید.

00:18:25.440 --> 00:18:26.410
‫خوبه!

00:18:27.860 --> 00:18:29.770
‫وای تشک پر، خیلی وقته!

00:18:29.770 --> 00:18:30.750
‫خوبه!

00:18:31.120 --> 00:18:32.830
‫شهر خوبه!

00:18:33.210 --> 00:18:34.790
!خوبه

00:18:34.790 --> 00:18:37.310
‫تصمیم گرفتم دنبال دوست بگردم.

00:18:37.310 --> 00:18:42.620
‫ولی این به این معنا نبود که دیگه
‫نگران به‌خطر انداختن مردم نباشم.

00:18:46.020 --> 00:18:48.430
‫سروکله زدن با شهر، یه کلکی نیاز داره.

00:18:48.950 --> 00:18:50.680
‫طبق تجربیاتی که تا الان به دست آوردم،

00:18:50.680 --> 00:18:55.780
‫اگه بیشتر از هفت روز توی یه
‫شهر می‌موندم، سروکله‌ی نوکرها پیدا می‌شد.

00:18:55.780 --> 00:18:58.520
‫روز اول و دوم امنه.

00:18:58.520 --> 00:19:00.330
‫از روز سوم به بعد خطرناکه.

00:19:00.330 --> 00:19:05.610
‫حتی اگه نبینمشون هم بذرهاشون رو
‫توی سنگ‌ها و گیاه‌ها می‌کارن.

00:19:06.750 --> 00:19:11.390
‫برای همینه که قبل از شروع
‫روز سوم شهر رو ترک می‌کنم.

00:19:11.390 --> 00:19:13.810
‫تا روز چهارم به جای دیگه‌ا‌ی می‌رم.

00:19:13.810 --> 00:19:15.210
‫زیاد نمی‌مونم.

00:19:15.790 --> 00:19:20.590
‫فقط هر نصف سال یا همچین ‌چیزی بود
‫که با نوکرها برخورد داشتم.

00:19:20.590 --> 00:19:21.510
‫اما...

00:19:21.510 --> 00:19:23.720
‫نه قربانی دیگه.

00:19:23.720 --> 00:19:26.690
‫به هرجایی که دسترسی نداشتم آسیب می‌رسوندن.

00:19:27.160 --> 00:19:29.480
‫این تنها حسرت من بود.

00:19:29.820 --> 00:19:33.440
‫اگه می‌تونستم با کسی هماهنگ بشم،
‫ می‌تونستم به آدم‌های بیشتری کمک کنم.

00:19:33.760 --> 00:19:36.150
‫باید هرچه زودتر دوست پیدا کنم.

00:19:37.430 --> 00:19:39.820
‫شهر به شهر سفر کردم،

00:19:40.330 --> 00:19:44.810
‫همه نوع غذا، کتاب و ابزاری به دست آوردم.

00:19:45.610 --> 00:19:47.790
‫همچنین حیوانات و حشرات.

00:19:47.790 --> 00:19:50.590
‫نیاز داشتم به یاد بیارمشون،
‫تا بتونم در آینده بسازمشون.

00:19:51.400 --> 00:19:55.460
‫چهار ماه از سفرهام گذشته بود،
‫که فهمیدم لیگارد مرده.

00:19:58.530 --> 00:20:01.720
‫یعنی الان با توناری‌ـه؟

00:20:02.250 --> 00:20:05.370
‫به لیگارد حسادت می‌کردم که
‫می‌تونست برگرده پیش خویشاوندانش.

00:20:07.370 --> 00:20:09.650
‫توی پیدا کردن دوست پیشرفت چندانی نکردم.

00:20:10.100 --> 00:20:13.060
‫حتی وقتی کسایی رو پیدا
‫می‌کردم که ممکن بود درکم کنن،

00:20:13.060 --> 00:20:17.320
‫وقتی به این فکر می‌کردم که باید شاهد
‫ مرگشون باشم، نمی‌تونستم ادامه بدم.

00:20:17.850 --> 00:20:22.530
‫چیزی که بعد از مرگشون باقی می‌مونه،
‫چیزی هست که دوست من می‌شه.

00:20:23.150 --> 00:20:25.030
‫ما نمی‌تونیم همدیگه رو درک کنیم،

00:20:25.030 --> 00:20:26.930
‫و حتی اگه بتونم توی ذهنم باهاشون حرف بزنم،

00:20:26.930 --> 00:20:29.850
‫اونا صرفاً بهم جوابی رو می‌دن،
‫که از قبل می‌دونم.

00:20:29.850 --> 00:20:32.770
‫این‌ها تنها دوستانی بودن که داشتم.

00:20:32.770 --> 00:20:34.140
‫سلام فوشی.

00:20:34.140 --> 00:20:36.000
‫من نائب رئیس «نگهبانان» هستم.

00:20:37.440 --> 00:20:39.700
هنوزم هستن... نگهبانان؟

00:20:39.700 --> 00:20:40.670
‫بله.

00:20:40.670 --> 00:20:44.430
‫در حال حاضر دنبال افرادی بیشتری هستیم تا
‫از سرتاسر قاره‌ی هِنا بهمون بپیوندن.

00:20:44.880 --> 00:20:49.890
‫هر شهری که بهمون بپیونده تحت حمایت
‫ما قرار می‌گیره، و اون برچم رو برافراشته می‌کنه.

00:20:50.260 --> 00:20:53.920
‫این نشون می‌ده که اون‌ها آماده‌ی
‫نبرد در مقابل حمله‌ی نوکرها هستن.

00:20:53.920 --> 00:20:58.230
‫اگه نوکرها بیان، شهروندان این‌جا
‫درکنارت باهاشون مبارزه می‌کنن.

00:20:58.540 --> 00:21:01.820
‫اینطوری، به اون چیزه ‫توی بازوت خیانت نمی‌کنی؟

00:21:01.820 --> 00:21:03.370
‫مقاومتی نمی‌کنه؟

00:21:03.370 --> 00:21:04.720
.گهگداری

00:21:04.720 --> 00:21:09.380
‫به‌نظر متناقض میاد، اما این
‫با بقیه‌ی نوکرها فرق داره.

00:21:09.380 --> 00:21:11.160
‫خیلی همکاری می‌کنه.

00:21:11.160 --> 00:21:13.190
‫تو دختر هیسامه‌ای؟

00:21:13.190 --> 00:21:13.970
‫بله.

00:21:13.970 --> 00:21:15.790
‫ممنون که از مادرم مراقبت کردی.

00:21:16.870 --> 00:21:21.250
‫نگران نباش. من وقتی مادرم هفده‌ساله بود به دنیا اومدم.

00:21:21.250 --> 00:21:26.920
‫بهم گفتن تو مرد مهربونی بودی که وقتی
‫مادرم بچه بوده کنارش بودی.

00:21:28.570 --> 00:21:31.110
‫شش ماه پیش فوت کرد.

00:21:31.110 --> 00:21:36.640
‫این بچه‌ای که توی شکممه به زودی
‫خواسته‌ی هایاسه رو به ارث می‌بره.

00:21:36.640 --> 00:21:39.750
‫امیدوارم وقتش که برسه،
‫بهمون کمک کنی.

00:21:39.750 --> 00:21:41.860
‫آره... باشه.

00:21:42.260 --> 00:21:45.820
‫نوادگان هایاسه هرازگاهی برای دیدنم می‌اومدن.

00:21:46.190 --> 00:21:48.330
‫من دومین وارث، اوشیو هستم.

00:21:48.330 --> 00:21:49.570
‫از آشنایی‌ت خوشوقتم.

00:21:50.980 --> 00:21:51.990
‫بس کن!

00:21:51.990 --> 00:21:53.330
‫سلام.

00:21:53.330 --> 00:21:55.710
‫من سومین وارث، چیسویی هستم.

00:21:57.690 --> 00:22:02.220
‫یکی بعد از دیگری، آدم‌های عجیب
‫و کَنه‌ای بودن.

00:22:03.660 --> 00:22:05.610
‫اما به محض اینکه شکل توناری رو به خودم می‌گرفتم،

00:22:05.610 --> 00:22:08.720
‫سریع با چهره‌ای ناامید،
‫عقب می‌کشیدن.

00:22:08.720 --> 00:22:10.970
‫صحنه‌ی جالبی بود.

00:22:10.970 --> 00:22:13.720
‫کم کم منتظر اومدنشون بودم.

00:22:13.720 --> 00:22:17.160
‫از طرفی، یه
‫حقیقت غمناک آشکار شد.

00:22:17.160 --> 00:22:20.240
‫ده نوکر توی کوه‌های شمالی پیدا شدن.

00:22:20.240 --> 00:22:22.830
‫مثل اینکه نگهبانان به سرعت باهاشون مقابله کردن.

00:22:22.830 --> 00:22:23.610
...عجب

00:22:24.450 --> 00:22:29.440
‫نگهبانان کسایی بودن که علیه نوکرها
‫اقدامات ملموسی انجام می‌دادن.

00:22:38.270 --> 00:22:40.420
‫داری چی می‌خونی؟

00:22:42.500 --> 00:22:45.380
‫بیشتر کتاب‌های آشپزی و سوزن‌دوزی.

00:22:45.380 --> 00:22:50.910
<i>‫معماری کشتی‌های بزرگ، کتاب‌ راهنمای
...ساخت و ساز، چطور آب بسازیم</i>

00:22:51.260 --> 00:22:53.300
‫اون یه کتاب جادوـه.

00:22:53.300 --> 00:22:55.420
‫اینا رو می‌خونی چون نمی‌تونی بسازیشون؟

00:22:55.420 --> 00:22:56.610
‫نمی‌دونم.

00:22:56.610 --> 00:22:57.730
‫تو کی هستی؟

00:22:58.160 --> 00:23:00.560
‫ششمین وارث، کاهاکو.

00:23:01.690 --> 00:23:02.700
‫پسر؟

00:23:02.724 --> 00:23:09.724
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:24:34.810 --> 00:24:38.420
.وارث خواسته‌ی هایاسه،کاهاکو

00:24:38.910 --> 00:24:42.940
‫فوشی روزهایش را با او گذراند.

00:24:42.940 --> 00:24:46.070
‫پرستش و آزار دیگران...

00:24:46.070 --> 00:24:48.980
‫آسیب بی‌وقفه‌ای که نوکرها به‌وجود می‌آوردند...

00:24:49.340 --> 00:24:54.510
‫شاهزاده‌ای عجیب که در برابر
‫فوشیِ به دردسر افتاده، ظاهر می‌شود.

00:24:54.510 --> 00:24:58.010
‫مورد انتظار
