﻿WEBVTT

00:00:00.583 --> 00:00:04.417
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:04.418 --> 00:00:09.417
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:09.441 --> 00:00:11.341
«مجموعـه ماجــراهای ناگــوار»

00:00:11.375 --> 00:00:14.833
♪یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:00:14.917 --> 00:00:18.375
♪یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:00:18.458 --> 00:00:22.250
♪این سریال عصرتون، همه زندگیتون و♪
♪روزتون رو خراب میکنه♪

00:00:22.333 --> 00:00:25.833
♪هر قسمت این سریال فقط بدبختیه♪

00:00:25.917 --> 00:00:31.167
♪،پس یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪
♪یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:00:31.250 --> 00:00:34.250
♪بودلرها با مردی زندگی میکنن که روی مارها تحقیق میکنه♪

00:00:34.333 --> 00:00:38.042
♪اون سرحال و مرموزِ و چندتا اشتباه میکنه♪

00:00:38.125 --> 00:00:41.125
♪!خطر اسپویل شدن♪
♪یه آدم بد، میاد تا بدزده و بکشه♪

00:00:41.208 --> 00:00:45.750
♪پس اگر من جای شما بودم♪
♪حتی یک دقیقه هم دیگه تماشا نمیکردم♪

00:00:45.833 --> 00:00:50.208
♪پاشین برین یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:00:50.292 --> 00:00:54.000
♪فقط ترس و ناراحتی اینجا نصیبتون میشه♪

00:00:54.083 --> 00:00:57.042
♪"از هر آدم عاقلی بپرسین، "اینو ببینم؟♪
♪...اونا میگن♪

00:00:57.125 --> 00:01:01.833
♪یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:01:01.917 --> 00:01:05.708
♪یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:01:05.792 --> 00:01:09.250
♪یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:01:09.333 --> 00:01:13.208
♪یه چیزِ دیگه ببینین، یه چیزِ دیگه ببینین♪

00:01:14.327 --> 00:01:17.969
:سالن خزندگان
بخش دوم

00:01:21.900 --> 00:01:24.108
هیچ کلمه‌ای قادر نیست این حس بیدار شدن

00:01:24.192 --> 00:01:27.233
و بلافاصله دونستن اینکه
یه اتفاق بد رخ داده رو توصیف کنه

00:01:27.317 --> 00:01:29.775
اگر چنین کلمه‌ای وجود داشت
بودلرها صبح آن روز کذایی که

00:01:29.858 --> 00:01:32.317
با طلوع خورشید بیدار شدند و

00:01:32.400 --> 00:01:35.157
،عمو مونتی آنها را بیدار نکرده بود
حتما آن کلمه را بکار میبردند

00:01:49.150 --> 00:01:51.442
عمو مونتی؟-
مونتی؟-

00:01:59.192 --> 00:02:01.067
عمو مونتی؟-
اینجایی؟-

00:02:12.150 --> 00:02:14.608
همه‌مون میدونیم که
توی این دنیا موندنی نیستیم

00:02:14.692 --> 00:02:17.525
و سرآخر همه‌مون به خواب فرو میریم
و هرگز بیدار نخواهیم شد

00:02:23.608 --> 00:02:24.608
...مونتی

00:02:24.692 --> 00:02:27.233
ولی این موضوع احساس بودلرها را
در صبح آن روز تغییر نداد

00:02:27.317 --> 00:02:30.525
در اتاقی که عمو‌شان با مراقبت زیاد
پر از نمونه‌های آزمایشگاهی کرده بود

00:02:30.608 --> 00:02:34.400
و حالا خودش نیز نوعی نمونه‌ی آزمایشگاهی بود

00:02:34.483 --> 00:02:35.983
چطور همچنین اتفاقی افتاده؟

00:02:36.067 --> 00:02:38.108
دقیقا میدونیم چطور اتفاق افتاده

00:02:39.067 --> 00:02:43.525
وای، وای، وای، وای، وای

00:02:43.608 --> 00:02:48.483
چه اتفاق وحشتناکی٬ هر کسی که این
اتفاق رو کشف کنه حتما خیلی ناراحت میشه

00:02:48.983 --> 00:02:52.358
چون در آن خوابِ مرگ"
"چه رویاهایی که در پیش است

00:02:52.442 --> 00:02:53.650
تو اونو کشتی

00:02:53.733 --> 00:02:56.608
کلاوس، واقعا غافلگیر شدم

00:02:56.692 --> 00:03:00.275
پسر پر مدعایی مثل تو که دیگه باید بفهمه

00:03:00.358 --> 00:03:04.900
.عمو پیر و تپلش از مارگزیدگی مرده، نه قتل

00:03:04.983 --> 00:03:07.067
به جای نیش روی صورتش نگاه کن

00:03:07.150 --> 00:03:11.233
صورت رنگ پریده و سردش رو ببین

00:03:11.317 --> 00:03:13.483
به چشمهاش نگاه کن که دیگه پلک نمیزنه-
!بس کن-

00:03:13.567 --> 00:03:15.067
اینجوری حرف نزن

00:03:15.150 --> 00:03:18.025
حق با توئه
وقت گپ زدن نداریم

00:03:18.108 --> 00:03:19.317
باید به کشتی برسیم

00:03:19.400 --> 00:03:22.567
و میخوام به موقع سوار عرشه بشیم
تا بتونم قبل از نهار یه بطری شراب بنوشم

00:03:24.317 --> 00:03:27.067
پرو". داریم به پرو میریم"

00:03:27.150 --> 00:03:29.275
ما تا سر کوچه هم با تو نمیایم

00:03:29.358 --> 00:03:31.358
چه برسه به آبهای بین المللی

00:03:31.442 --> 00:03:35.108
خب، پس گمونم باید
چمدون‌هام رو ببرم

00:03:39.692 --> 00:03:41.067
!سانی

00:03:41.150 --> 00:03:43.692
همین الان بذار بیاد بیرون-
اون تو نمیتونه نفس بکشه-

00:03:43.775 --> 00:03:45.692
خسته شدم از بس
همه‌چیز رو باید براتون توضیح بدم

00:03:45.775 --> 00:03:47.233
،مثلا خودتون رو خیلی باهوش میدونید

00:03:47.317 --> 00:03:49.942
با اینحال، دائما اینو فراموش میکنید

00:03:52.900 --> 00:03:54.817
براش کمی سوراخ باز میکنم
تا بتونه نفس بکشه

00:03:55.317 --> 00:03:56.442
!نه-
!دست نگه دار-

00:03:56.525 --> 00:03:59.942
شوخی کردم. توی این چمدان نیست
حداقل گمون نکنم باشه

00:04:00.025 --> 00:04:01.442
خواهش میکنم بهش صدمه نزن

00:04:01.525 --> 00:04:03.942
پس سوار ماشین بشید

00:04:18.317 --> 00:04:20.025
واقعا شخص دیگه‌ای جز خودتون رو
نمی‌تونید سرزنش کنید

00:04:20.108 --> 00:04:22.317
،اگه توی سینما منو ول نمیکردین

00:04:22.400 --> 00:04:24.942
مجبور نمیشدم مونتی رو بکشم
و الان همه‌مون توی راه پرو بودیم

00:04:25.025 --> 00:04:27.025
و اونجا مجبور میشدم مونتی رو بکشم

00:04:27.108 --> 00:04:29.192
خدایا، از دنده متنفرم

00:04:29.275 --> 00:04:30.650
میخوای همونجا ولش کنی؟

00:04:30.733 --> 00:04:32.650
بهم اعتماد کن، ناراحت نمیشه

00:04:32.733 --> 00:04:36.358
البته، بعد از اینکه به مرگش پی بردن
،شما خیلی وقته رفتین

00:04:36.442 --> 00:04:40.108
و منم از قوانین سرپرستی
به شدت سهل‌انگارانه‌ی پرو سو استفاده میکنم

00:04:40.192 --> 00:04:42.567
...چرا راه نـ
بفرمایید

00:04:45.650 --> 00:04:47.150
نمیتونی ما رو از کشور خارج کنی

00:04:47.858 --> 00:04:48.858
میتونه؟

00:04:49.442 --> 00:04:51.650
اونوقت کی میخواد جلوی منو بگیره؟

00:04:51.733 --> 00:04:54.067
!مراقب باش

00:05:04.358 --> 00:05:07.775
به ندرت میشه یه تصادف رو خوش شانسی دونست

00:05:07.858 --> 00:05:09.400
...خوشبختانه برای بودلرها

00:05:09.483 --> 00:05:12.567
!کوره‌های لعنتی جهنمی

00:05:12.650 --> 00:05:15.317
این‌بار خوش شانسی محض بود

00:05:15.400 --> 00:05:16.525
،با خودت چی فکر میکردی

00:05:16.608 --> 00:05:18.608
که مثل دیوانه‌ها داخل حیاط پیچیدی؟

00:05:18.692 --> 00:05:20.608
من؟
من که کمتر از سرعت مجاز حرکت میکردم

00:05:20.692 --> 00:05:22.567
آقای پو-
ویولت بودلر؟-

00:05:22.650 --> 00:05:24.733
خیلی خوشحالم که با ما تصادف کردین-
خب، من که نمیتونم همچین چیزی بگم-

00:05:24.817 --> 00:05:26.608
مشخصه که تقصیر اون یکی راننده بود

00:05:26.692 --> 00:05:29.442
...حرفت خیلی... من هرگز

00:05:29.525 --> 00:05:32.317
فکر میکردم سه نفر هستین
آها، بچه اینجاست

00:05:32.400 --> 00:05:33.817
تو که دکتر مونتگومری نیستی

00:05:33.900 --> 00:05:36.650
!وای طحالم

00:05:36.733 --> 00:05:40.567
فکر کنم پاره‌ش کردی

00:05:43.650 --> 00:05:46.317
سلام، اسم من استفانو ـه

00:05:46.400 --> 00:05:49.775
من دستیار جدید دکتر مونتگومری مونتگومری هستم

00:05:49.858 --> 00:05:53.775
...منظورم اینه که بودم. منظورم اینه که
نمیدونم چطوری بگم

00:05:53.858 --> 00:05:55.817
عمو مونتی مُرده-
اینجوری باید گفت-

00:05:55.900 --> 00:05:59.150
مرده؟ خیلی... وحشتناکه
چطور اتفاق افتاد؟

00:05:59.233 --> 00:06:00.858
یه مار نیشش زده

00:06:00.942 --> 00:06:03.400
الان داشتم میرفتم پزشک قانونی رو بیارم

00:06:03.483 --> 00:06:05.442
بچه‌ها انقدر عصبی بودن که نمیشد
تنها بذارمشون

00:06:05.525 --> 00:06:08.108
داشت ما رو پیش پزشک قانون نمیبرد
میخواست ما رو به پرو ببره

00:06:08.192 --> 00:06:11.150
چی؟ چــ... دیدی؟ عصبی شدن

00:06:11.233 --> 00:06:15.525
نه، بچه ها حتما سردرگم شدن
دکتر مونتگومری داشت اونها رو به پرو میبرد

00:06:15.608 --> 00:06:18.442
دیشب باهام تماس گرفت و اصرار داشت

00:06:18.525 --> 00:06:21.483
برنامه‌ی صبحم رو تغییر بدم
و این پاسپورت‌ها رو براش بیارم

00:06:21.567 --> 00:06:22.942
میخواست من اینها رو نگه دارم

00:06:23.025 --> 00:06:25.567
نمیبینید آقای پو؟
اون کنت اولافه

00:06:25.650 --> 00:06:27.900
با لباس مبدل اومده
و میخواد ما رو با خودش ببره

00:06:27.983 --> 00:06:30.400
من کیم؟ دارم چیکار میکنم؟

00:06:30.483 --> 00:06:33.775
دلت برای قوه‌ی تخیل پویای کودکی تنگ نشده؟

00:06:33.858 --> 00:06:36.650
هرگز نداشتم-
قوه‌ی تخیل یا کودکی؟-

00:06:38.358 --> 00:06:40.942
بچه‌ها، حتما بخاطر از دست دادن
عمو‌تون٬ خیلی ناراحتین

00:06:41.025 --> 00:06:45.067
کنت اولاف یه مرد وحشتناکه که
سعی کرد ثروتشون رو بدزده

00:06:45.150 --> 00:06:46.358
جدا؟-
بله-

00:06:46.442 --> 00:06:48.442
من اصلا یه ذره هم شبیه این کنت اولاف هستم؟

00:06:48.525 --> 00:06:50.025
نه، نیستی

00:06:50.108 --> 00:06:52.983
کنت اولاف ابروی کشیده و ریش کوتاهی داره

00:06:53.067 --> 00:06:54.567
،شما ریش بلندی دارین

00:06:54.650 --> 00:06:57.275
،و امیدوارم از حرفم ناراحت نشید
اصلا ابرو ندارید

00:06:57.358 --> 00:06:59.942
ابرهاش رو تراشیده-
و ریشش رو هم بلند کرده-

00:07:00.025 --> 00:07:02.025
نمی‌بینی؟ هرکسی باشه متوجه میشه

00:07:02.505 --> 00:07:04.396
!البته هرکسی بجز آقای پو

00:07:04.608 --> 00:07:06.150
حق با سانی‌ـه

00:07:06.233 --> 00:07:09.650
یه خالکوبی روی قوزک چپ کنت اولاف وجود داره
شکل یه چشم‌ـه

00:07:09.733 --> 00:07:11.400
‌

00:07:11.483 --> 00:07:13.067
،اصلا نمیخوام شما رو به زحمت بندازم

00:07:13.150 --> 00:07:14.983
ولی فقط برای اینکه خیال
بچه‌ها رو راحت کنیم

00:07:15.067 --> 00:07:19.692
میشه لطف کنید و مچ چپ پاتون رو به ما نشون بدین؟

00:07:23.900 --> 00:07:25.567
خوشحال میشم

00:07:59.067 --> 00:08:00.567
عذر میخوام، آقای استفانو

00:08:01.317 --> 00:08:02.983
اشکالی نداره

00:08:03.067 --> 00:08:06.733
تا وقتی ماشین کارمیکنه
ما دیگه باید راه بی‌افتیم

00:08:06.817 --> 00:08:07.900
نه-
نه-

00:08:07.983 --> 00:08:09.275
نه؟-
نه-

00:08:09.358 --> 00:08:11.858
تا وقتی با پلیس تماس گرفته نشده
هیچکس هیچ جایی نمیره

00:08:11.942 --> 00:08:13.817
بیخیال، رفیق
فقط گلگیرت خم شده

00:08:13.900 --> 00:08:15.400
بخاطر دکتر مونتگومری

00:08:16.817 --> 00:08:18.817
چه فکر منطقی‌ای

00:08:18.900 --> 00:08:20.400
بسیار ضروریه

00:08:20.483 --> 00:08:23.692
اسم کوچیک، مونتگومری
اسم فامیل، مونتگومری

00:08:23.775 --> 00:08:27.067
نه، سرکاری نیست
الو؟ الو؟

00:08:27.150 --> 00:08:29.817
برای مهم نیست برای نمایشنامه‌ی ایکواس
باید امتحان بدی

00:08:29.900 --> 00:08:31.692
!همین حالا بیا اینجا

00:08:31.775 --> 00:08:33.650
متوجه نمیشم چطور از شر خالکوبیش خلاص شده

00:08:33.674 --> 00:08:35.674
کار خیلی دردناکیه

00:08:36.650 --> 00:08:39.275
خبرخوب. تونستم با اداره‌ی کلانتری محلی تماس بگیرم

00:08:39.358 --> 00:08:40.817
به نظر میرسه یه گاو

00:08:40.900 --> 00:08:42.733
از دامداری محلی فرار کرده
و اونارو توی دردسر انداخته

00:08:42.817 --> 00:08:45.200
ولی بهم اطمینان دادن هر موقع تونستن
بلافاصله یکی رو میفرستن

00:08:56.067 --> 00:08:58.025
حتما سریع گاوه رو گیر انداختن

00:09:06.442 --> 00:09:07.900
میتونم کمکتون کنم، خانم؟

00:09:08.608 --> 00:09:10.192
آقا

00:09:10.275 --> 00:09:11.525
من پرستار لوکافونت هستم

00:09:11.608 --> 00:09:13.233
پرستار لوکافونت

00:09:13.317 --> 00:09:17.358
از دفتر معاینات پزشکی اداره‌ی کلانتری محلی؟

00:09:17.442 --> 00:09:18.983
...از اداره‌ی

00:09:21.192 --> 00:09:25.525
شنیدم یه اتفاق وحشتناک افتاده
گویا یه مار هم توی ماجرا دخالت داشته

00:09:25.608 --> 00:09:28.150
چه سریع رسیدین
من که همین الان زنگ زدم

00:09:28.233 --> 00:09:29.775
...به اعتقاد بنده

00:09:30.608 --> 00:09:34.442
سرعت، مهمترین اصل
در انجام کارهای اورژانسیه، آقا

00:09:37.317 --> 00:09:38.900
میتونم یه فنجان قهوه درخواست کنم؟

00:09:38.924 --> 00:09:40.316
بهش شک دارم

00:09:40.317 --> 00:09:42.650
نمیخواید اول جسد رو معاینه کنید؟

00:09:42.733 --> 00:09:44.817
درسته، جسد
راه رو نشونم بدین

00:09:44.900 --> 00:09:47.900
درست همینجا در سالن خزندگان قرار داره

00:09:51.817 --> 00:09:55.233
عذر میخوام، ولی چرا روی صورتتون ماسک گذاشتین؟

00:09:55.317 --> 00:09:59.233
شنیدم خزنده اینجاست
ممکنه... ممکنه مسری باشن

00:09:59.317 --> 00:10:03.192
خزنده ها که مسری نیستن
مطمئنی پرستار واجد شرایطی هستی؟

00:10:03.275 --> 00:10:05.233
شاید بهتر باشه بچه‌ها بیرون منتظر بمونن

00:10:05.317 --> 00:10:08.442
بودن توی یه اتاق همراه جسد
ممکنه احساساتشون رو جریحه دار کنه

00:10:08.525 --> 00:10:11.400
به لطف تو قبلا توی یه اتاق کنار جسد بودیم

00:10:11.483 --> 00:10:14.192
اوه، بله. بخاطر نکته‌ی عالی‌ای که
بهش اشاره کردی ممنونم استفانو

00:10:14.275 --> 00:10:17.900
باید بگم، شما واقعا دلسوز این بچه ها هستین

00:10:17.983 --> 00:10:19.192
متشکرم

00:10:19.858 --> 00:10:22.067
شاید بهتر باشه من
اینجا کنار بچه‌ها منتظر بمونم

00:10:22.150 --> 00:10:24.733
تا شما و پرستار لوکافونت برید داخل
و جسد رو معاینه کنید

00:10:24.817 --> 00:10:25.983
جسد؟

00:10:26.942 --> 00:10:31.400
آهان، درسته. شاید بهتر باشه
هردو همراه بچه‌ها منتظر بمونیم

00:10:31.483 --> 00:10:33.733
نمیخوام پرستار لوکافونت تنها بره

00:10:33.817 --> 00:10:37.442
مطمئنا پرستار تا الان
کلی جسد دیده

00:10:37.525 --> 00:10:39.817
شاید بهتر باشه منم همراه بچه‌ها منتظر بمونم

00:10:39.900 --> 00:10:42.108
خب، اینکار عملی نیست
اونوقت کی جسد رو معاینه کنه؟

00:10:42.192 --> 00:10:44.567
چطوره من، کلاوس و سانی
همراه آقای پو منتظر بمونیم

00:10:44.650 --> 00:10:47.608
تا استفانو بتونه همراه پرستار لوکافونت
بره و جسد رو معاینه کنن

00:10:48.525 --> 00:10:50.858
نه، بچه جون، خواهش میکنم

00:10:50.942 --> 00:10:56.650
...اگه نزدیکتر بهت ایستاده بودم
با پشت دست میزدم به گلوت

00:10:56.733 --> 00:10:58.317
به نظر نقشه‌‌ی خوبی میاد‎

00:10:58.400 --> 00:11:01.150
خیلی خب. از این طرف پرستار

00:11:03.067 --> 00:11:08.192
ولی به یاد داشته باشید
من فقط اون طرف در هستم

00:11:10.775 --> 00:11:12.483
خیلی متاسفم، بچه ها

00:11:12.567 --> 00:11:16.108
به نظر می‌اومد دکتر مونتگومری
سرپرست شایسته‌ای برای شماست

00:11:16.192 --> 00:11:21.442
بیشتر از این بود
از شایسته خیلی خیلی فراتر بود

00:11:22.733 --> 00:11:26.400
لطفا اجازه نده اون یارو سرپرست جدید ما بشه

00:11:26.483 --> 00:11:28.650
اوه، مسخره نباشید، بچه ها

00:11:28.733 --> 00:11:31.275
واقعا غافلگیرانه‌ست
که دکتر مونتگومری از دنیا رفته

00:11:31.358 --> 00:11:35.650
ولی من به این سادگی شما و ثروتتون رو
دو دستی تقدیم دستیارش نمیکنم

00:11:37.858 --> 00:11:40.692
!بدون کلی تشریفات اداری جامع هرگز

00:11:48.567 --> 00:11:50.067
چی شده؟
مشکل چیه؟

00:11:50.150 --> 00:11:52.567
یه مارمولک پرستار لوکافونت رو ترسوند

00:11:52.650 --> 00:11:56.317
اینجا سالن خزندگانه-
نمیدونستم به معنای واقعی کلمه‌ست-

00:11:56.400 --> 00:12:01.358
در هر صورت، درست به موقع رسیدین
پرستار همین الان کالبدشکافی رو به پایان رسوند

00:12:01.442 --> 00:12:03.983
دلیل مرگ مشخص شد؟-
مار گزیدگی-

00:12:04.067 --> 00:12:05.400
مطمئنی؟

00:12:05.483 --> 00:12:09.108
روی صورتش دوتا جای نیش وجود داره
فقط یه مار میتونه یه همچین کاری بکنه

00:12:09.192 --> 00:12:12.400
چقدر وحشتناک و ناراحت کننده. پرونده بسته شد-
...ولی عمو مونتی-

00:12:12.483 --> 00:12:14.900
یکی از بهترین متخصصان خزنده شناسی دنیا بود

00:12:14.983 --> 00:12:17.358
انقدر حالیش میشد که اجازه نده
یه مار خطرناک نیشش بزنه

00:12:17.442 --> 00:12:19.108
خونش رو آزمایش کردم

00:12:19.192 --> 00:12:24.900
توی رگهاش زهر یکی از
خطرناکترین مارهای دنیا رو پیدا کردم

00:12:24.983 --> 00:12:26.733
خداوندگارا، کدوم مار؟

00:12:26.817 --> 00:12:31.900
!افعی فوق مرگبار

00:12:33.317 --> 00:12:34.650
غیر ممکنه

00:12:34.733 --> 00:12:37.442
افعی فوق مرگبار یکی از کم خطرترین

00:12:37.525 --> 00:12:39.858
و مهربونترین حیوانات در تمام قلمرو جانورانه

00:12:39.942 --> 00:12:43.358
بیخیال، ویولت
اسمش افعی فوق مرگباره

00:12:43.442 --> 00:12:44.692
یه اسم بی مسماست

00:12:44.775 --> 00:12:48.067
عمو مونتی اسمشو همین گذاشت تا همکارهاش
در انجمن خزنده شناسان رو بترسونه

00:12:48.150 --> 00:12:51.817
آدم به شدت بی ثباتی به نظر میرسه
سرپرست خوبی نمیتونه بوده باشه

00:12:51.900 --> 00:12:54.400
اون شخص فوق العاده و مراقبی بود

00:12:54.483 --> 00:12:57.192
و افعی فوق مرگبار به هیچکس
صدمه نمیزنه. میتونیم ثابت کنیم

00:12:57.275 --> 00:13:00.608
چطور میتونید ثابت کنید
وقتی حتی نمیدونید کجاست؟

00:13:00.692 --> 00:13:03.775
معلومه که میدونیم کجاست
...درست... اونجا

00:13:03.858 --> 00:13:08.983
از صحنه‌ی جرم فرار کرده
به شدت مشکوکه

00:13:10.567 --> 00:13:12.650
همه‌چیز با هم جور درمیاد

00:13:12.733 --> 00:13:15.942
دکتر مونتگومری حتما فراموش کرده
،در قفس رو به درستی قفل کنه

00:13:16.025 --> 00:13:19.067
مار تونسته خارج بشه و اونو بکشه

00:13:19.150 --> 00:13:21.275
گمون کنم هرگز نمیفهمیم دکتر مونتگومری چیکار کرده

00:13:21.358 --> 00:13:23.858
که باعث بوجود اومدن چنین
خون خواهی شدیدی در مغز خزنده شده

00:13:23.942 --> 00:13:25.942
من به شخصه هیچی در مورد مارها نمیدونم

00:13:26.025 --> 00:13:29.317
اخیرا به اینجا اومدم
و اصلا وقت یادگیری نداشتم

00:13:29.400 --> 00:13:32.733
ولی شنیدم این موجودات لزج میتونن کینه به دل بگیرن

00:13:32.817 --> 00:13:35.108
دردسر حیوانات خونگی عجیب همینه

00:13:35.192 --> 00:13:36.983
شاید طبیعت مقدر نیست رام بشه

00:13:38.358 --> 00:13:39.858
گفتی اسمت چی بود؟

00:13:40.483 --> 00:13:42.608
دکتر لوکافونت هستم-
پرستار-

00:13:42.692 --> 00:13:44.775
پرستار لوکافونت-
ببخشید، چی گفتی؟-

00:13:44.858 --> 00:13:46.233
من پرستار لوکافونت هستم

00:13:46.317 --> 00:13:47.650
صداتو از پشت اون ماسک نمیشنوم

00:13:47.733 --> 00:13:50.067
گفتم من پرستار لوکافونت هستم

00:13:50.817 --> 00:13:52.733
آقای پو، اون به هیچ عنوان پرستار نیست

00:13:52.817 --> 00:13:54.608
یکی از همدستان کنت اولافه

00:13:54.692 --> 00:13:57.192
منظورت همون مرد دست چنگکیه
که موقتاً منشی من بود

00:13:57.275 --> 00:13:58.692
و ماشین تحریرم رو شکوند؟

00:13:58.775 --> 00:14:00.692
نه-
خب، من تابحال بقیه‌شون رو ملاقات نکردم-

00:14:00.775 --> 00:14:04.108
به علاوه، مطمئنم کنت اولاف
کیلومترها از اینجا دوره

00:14:04.192 --> 00:14:06.067
یا سانتی متر

00:14:06.150 --> 00:14:08.233
دقیقا. چی گفتی؟

00:14:08.317 --> 00:14:14.692
منظورم اینه که ممکنه افعی فوق مرگبار چند سانتی‌متر
باهامون فاصله داشته باشه و آماده‌ی حمله‌ باشه

00:14:14.775 --> 00:14:17.025
دوباره حمله کرده

00:14:20.275 --> 00:14:21.608
صدای فریاد ساعت ایگواناست

00:14:21.692 --> 00:14:23.150
دوباره به صدا دراومده

00:14:23.233 --> 00:14:27.817
اوه، به ساعت نگاه کنید
کشتی اس اس پراسپرو ساعت پنج حرکت میکنه

00:14:27.900 --> 00:14:30.775
بچه‌ها، بهتره برید طبقه‌ی بالا و وسایلتون رو
برای ماجراجویی در پرو جمع کنید

00:14:30.858 --> 00:14:32.900
آقای پو، ما نمیتونیم همراه استفانو بریم

00:14:32.983 --> 00:14:35.567
تشریفات اداری‌ای که میگفتین انجام نشده

00:14:35.650 --> 00:14:38.067
حق با دخترکه
،شما به نظر آدم خوبی میاین

00:14:38.150 --> 00:14:40.025
ولی ماجراجویی بچه‌ها در
خارج از کشور باید موکول بشه

00:14:40.108 --> 00:14:41.400
بجنبید، باید بریم

00:14:42.692 --> 00:14:44.108
شما هیچ جایی نمیرین

00:14:44.192 --> 00:14:45.983
اونوقت چرا؟

00:14:46.067 --> 00:14:47.942
چون هیچکس قرار نیست وقتی

00:14:48.025 --> 00:14:51.817
یه مار فرار کرده، اینجا رو ترک کنه
درسته پرستار؟

00:14:52.692 --> 00:14:54.150
بله، کاملا

00:14:54.233 --> 00:14:56.442
کاملا مضحکه-
همین مضحکه؟-

00:14:56.525 --> 00:14:59.442
همین الان هم برای رفتن به بانک دیرم شده
و قراره ترفیع مهمی بگیرم

00:14:59.525 --> 00:15:00.692
بانک باید صبر کنه

00:15:00.775 --> 00:15:02.567
،وقتی همین الان بهم پشت کردی

00:15:02.650 --> 00:15:07.567
پرستار لوکافونت بهم اطلاع داد که
ورود و خروج به این ساختمون اکیدا ممنوعه

00:15:07.650 --> 00:15:11.358
...منظورت اینه که-
!بله! قرنطینه-

00:15:12.358 --> 00:15:15.025
نوبت توئه

00:15:16.692 --> 00:15:18.650
چی؟

00:15:26.733 --> 00:15:29.733
!قرنطینه

00:15:35.650 --> 00:15:38.192
چقدر قراره طول بکشه؟

00:15:38.275 --> 00:15:40.775
حالا دیگه به عهده‌ی پلیسه

00:15:40.858 --> 00:15:42.608
حتما خودشونن

00:15:43.358 --> 00:15:46.733
باید بگم، زمان پاسخگوییشون به مشکلات
خونه‌ای در بیرون شهر واقعا تحسین برانگیزه

00:15:48.608 --> 00:15:49.942
.آزمایشگاه جرم شناسی سیار

00:15:50.692 --> 00:15:51.775
در خدمتگذاری حاضریم

00:15:52.400 --> 00:15:54.233
ما همیشه فرد مجرم رو گیر میندازیم-
یا مار-

00:15:55.108 --> 00:15:58.025
اینها همدستهای کنت اولاف هستن-
و همه‌شون لباس نمایش پوشیدن-

00:15:58.108 --> 00:15:59.400
نه، بچه ها. اینها آدمهای بالغ هستن

00:15:59.483 --> 00:16:01.983
و بالغها لباس نمایش نمیپوشن
مگه اینکه برای یه مراسم رقص خیریه باشه

00:16:02.067 --> 00:16:03.650
یا اینکه به شغل هنرپیشگی مشغول باشن

00:16:03.733 --> 00:16:05.817
اونها به شغل هنرپیشگی مشغولن

00:16:05.900 --> 00:16:07.192
شما دوتا، دور محیط نوار بکشید

00:16:07.275 --> 00:16:10.275
تا وقتی خزنده گیر نیوفتاده
هیچکس به خونه وارد یا خارج نمیشه

00:16:10.358 --> 00:16:14.325
شما دو تا، اون جسد رو به مرکز ببرید
و شروع کنین به انجام آزمایشات

00:16:14.900 --> 00:16:16.900
ولی گفتی هیچکس نمیتونه از خونه خارج بشه

00:16:18.858 --> 00:16:21.358
منظورم، هیچکس بجز شما بود

00:16:21.442 --> 00:16:22.567
!آهان

00:16:25.317 --> 00:16:28.483
اونو نمیشناسی؟
همون مرد دست چنگکیه

00:16:28.567 --> 00:16:30.858
و اون دو تا زن توی نمایش کنت اولاف بودن

00:16:30.942 --> 00:16:33.608
بچه‌ها، خیلی زشته که اقتدار پلیس رو زیر سوال ببرید

00:16:33.692 --> 00:16:37.192
به علاوه، زنهای توی اون نمایش
کلی آرایش تئاتری مهیب روی صورتشون بود

00:16:37.275 --> 00:16:40.775
و این مرد یه قوطی کمپوت هلو رو
.داره با دستش باز میکنه، نه با چنگک

00:16:40.858 --> 00:16:43.275
اون غذای عمو مونتی‌ـه
انقدر غذاهاشو نخور

00:16:43.358 --> 00:16:45.275
فقط میخواستم چندتا هلو بخورم

00:16:45.358 --> 00:16:49.108
بچه ها امروز عمو‌شون رو از دست دادن
مطمئنم درکشون میکنی

00:16:49.192 --> 00:16:51.525
ویولت، کلاوس، سانی
طبقه‌ی بالا منتظر بمونید

00:16:51.608 --> 00:16:52.883
از اینجا به بعد رو بزرگترها به عهده میگیرن

00:16:53.067 --> 00:16:54.358
...ولی آقای پو

00:16:54.442 --> 00:16:57.442
از اینجا به بعد رو بزرگترها به عهده میگیرن

00:16:57.525 --> 00:16:58.775
بیا، کلاوس

00:16:58.858 --> 00:17:01.775
بزرگترها هیچ کاری انجام نمیدن
ولی ما دست به کار میشیم

00:17:10.192 --> 00:17:12.650
حالا لطفا کار رو سریعا به انجام برسونید
باید به بانک برم

00:17:32.442 --> 00:17:35.233
اگه تابحال بخاطر سنتون
اجازه نداشتین توی گفتگویی شرکت کنید

00:17:35.317 --> 00:17:37.733
پس میدونید وقتی بودلرها به
طبقه‌ی بالا میرفتند٬ چه حسی داشتند

00:17:37.817 --> 00:17:41.317
و قادر نبودن در گفتگویی که
سرنوشتشون رو معین میکرد شرکت کنند

00:17:42.233 --> 00:17:44.233
پس تصمیم گرفتن خودشون به نتیجه‌ای برسن

00:17:44.317 --> 00:17:47.317
میدونیم که افعی فوق مرگبار عمو مونتی رو نکشته

00:17:47.400 --> 00:17:50.358
و میدونیم که کار کنت اولاف بوده
ولی آقای پو هرگز حرفمون رو باور نمیکنه

00:17:50.442 --> 00:17:51.942
.بدون شواهد و مدارک نه

00:17:52.025 --> 00:17:53.275
،پرستار لوکافانت ممکنه پرستار جعلی باشه

00:17:53.358 --> 00:17:56.108
ولی عمو مونتی دوتا جای نیش داشت
مثل وقتی که یه مار نیش میزنه

00:17:56.192 --> 00:17:57.317
امروز صبح دیدم

00:17:57.400 --> 00:17:59.817
منم افعی فوق مرگبار رو امروز صبح دیدم

00:17:59.900 --> 00:18:00.900
توی قفسش بود

00:18:00.983 --> 00:18:03.317
وقتی توی اتاق نشیمن بودیم
حتما کنت اولاف آزادش کرده

00:18:03.400 --> 00:18:04.400
.یا بدتر

00:18:04.424 --> 00:18:06.191
وحشتناکه

00:18:06.192 --> 00:18:09.025
مطمئنم حالش خوبه، سانی
میدونم با هم صمیمی بودین
[گاز گرفتن نقطه‌ی مشترکمون بود]

00:18:09.108 --> 00:18:10.442
...اگه میتونستیم مار رو پیدا کنیم

00:18:10.525 --> 00:18:11.983
...اگه میتونستیم بفهمیم عمو مونتی واقعا چطور مرده

00:18:12.067 --> 00:18:14.858
میتونیم ثابت کنیم مار بی گناهه-
و استفانو گناهکاره-

00:18:14.942 --> 00:18:17.775
و آقای پو مجبور میشه کنت اولاف رو دستگیر کنه

00:18:17.858 --> 00:18:20.108
مجبور نمیشیم به پرو بریم

00:18:20.942 --> 00:18:23.650
،اگه زودتر مدرک پیدا میکردیم
شاید میتونستیم عمو مونتی رو نجات بدیم

00:18:23.733 --> 00:18:26.025
،اگه کنت اولاف رو پشت میله‌های زندان بندازیم

00:18:26.108 --> 00:18:28.400
میتونیم بهش اجازه ندیم
به کس دیگه‌ای صدمه بزنه

00:18:28.483 --> 00:18:29.483
.مخصوصا ما

00:18:29.567 --> 00:18:32.150
فکر میکنی بتونی داخل سالن خزندگان برگردی؟

00:18:36.150 --> 00:18:37.650
فکر کنم یه راهی بلد باشم

00:18:39.733 --> 00:18:42.775
...حالا لازمه که از عبارت پیش پا افتاده‌ی

00:18:42.858 --> 00:18:44.692
در همین حین در مزرعه" استفاده کنم"

00:18:44.775 --> 00:18:46.108
کلمه‌ی "پیش پا افتاده" اینجا یعنی

00:18:46.192 --> 00:18:49.275
انقدر توسط نویسندگان زیادی استفاده شده"
"که کلیشه‌ای و خسته کننده‌ست

00:18:49.358 --> 00:18:51.692
"در حالی که " در همین حین در مزرعه
عبارتیه که اتفاقاتی رو

00:18:51.775 --> 00:18:54.275
که در یک بخش داستان اتفاق می‌افتن
رو به بخش دیگه‌ی داستان ربط میده

00:18:54.358 --> 00:18:56.900
و هیچ ارتباطی با گاو یا سس سالاد نداره

00:18:56.983 --> 00:18:58.817
،"وقتی میگم "در همین حین در مزرعه

00:18:58.900 --> 00:19:02.192
،منظورم اینه که
،در همین حین  در سالن خزندگان

00:19:02.275 --> 00:19:05.442
بزرگترها داشتن صحبتهای بزرگونه میکردن

00:19:05.525 --> 00:19:08.692
اگه هلوها رو توی یه خط مستقیم
تا قفس قرار بدیم

00:19:08.775 --> 00:19:11.858
شاید مار مسیر رو دنبال کنه و
بتونیم توی قفس گیرش بندازیم

00:19:11.942 --> 00:19:13.733
مار هلو میخوره؟-
بله-

00:19:13.817 --> 00:19:15.483
شاید بتونیم از بچه برای طعمه استفاده کنیم

00:19:16.108 --> 00:19:18.442
حواس بانک‌دار رو پرت کن

00:19:18.525 --> 00:19:20.567
میدونستی هلو خیلی برای پوست خوبه؟

00:19:20.650 --> 00:19:22.067
واقعا؟-
میخوای یه گاز بزنی؟-

00:19:22.150 --> 00:19:23.650
نه، ممنونم. نه واقعا

00:19:23.733 --> 00:19:27.275
...فکر نکنم... نه، خیلی

00:19:43.317 --> 00:19:46.483
یتیما، کشتی‌مون منتظره

00:19:49.108 --> 00:19:50.525
یتیما؟

00:20:02.275 --> 00:20:06.025
مارپیچ" کلمه‌ای به معنای"
هزارتویی پر از راز و خطر" ـه"

00:20:06.108 --> 00:20:07.442
و اگر در یونان باستان بودین،به معنی

00:20:07.525 --> 00:20:10.733
هیولایی که نیم گاو نیم انسانه"
"و به شدت ناخوشاینده

00:20:10.817 --> 00:20:13.192
پرچین مارپیچی پشت خونه‌ی دکتر مونتگومری

00:20:13.275 --> 00:20:14.983
حاوی یه هیولا نبود

00:20:15.067 --> 00:20:16.483
،اما همانطور که کلاوس بهش نگاه میکرد

00:20:16.567 --> 00:20:20.192
میدید که چطور پرچین‌ها به شکل مارپیچ
تصویر چشمی بد شگون رو تشکیل دادن

00:20:20.275 --> 00:20:23.400
‫به نظر میومد هم حاوی رازهایی باشه هم خطراتی

00:20:23.900 --> 00:20:27.067
‫رازهایی که عمو مونتی قول داده بود بهشون بگه

00:20:27.150 --> 00:20:29.983
‫و خطر بودن در همچین ارتفاعی

00:20:32.150 --> 00:20:33.775
‫خزندگان مشخصاً به نظر...

00:20:33.858 --> 00:20:35.025
‫- پریشان
‫- آزار دیده

00:20:35.108 --> 00:20:38.192
‫- شاید گرسنه‌ان
‫- شاید بخاطر قتل ناراحتن

00:20:38.275 --> 00:20:40.525
‫آخه اونا حیوونن
‫بعید میدونم بتونن چیزی رو درک کنن

00:20:40.608 --> 00:20:42.442
‫گفتی قتل؟

00:20:42.525 --> 00:20:45.317
‫- منظورم حادثه بود
‫- آها٬ بله٬ خب...

00:20:45.400 --> 00:20:48.233
‫من خیلی نگرانم که دیر به بانک برسم

00:20:48.317 --> 00:20:50.942
‫پس بیاید زود تمومش کنیم
‫کسی استفانو رو ندیده؟

00:20:51.025 --> 00:20:53.608
‫رفت یکم قهوه درست کنه

00:20:53.692 --> 00:20:55.317
‫قهوه٬ چه با ملاحظه

00:20:55.400 --> 00:20:58.358
‫دکتر مونتگومری اصرار کرد
اول صبح اول بیام اینجا

00:20:58.442 --> 00:21:02.608
‫این البته برا وقتی بود که ایشون زنده بودن
‫و وقت نکردم صبح قهوه‌م رو بخورم

00:21:03.442 --> 00:21:05.108
‫میدونم چه حسی دارین

00:21:05.192 --> 00:21:09.275
‫رئیسم مجبورم کرد سریع بیام اینجا
‫یه امتحان هنرپیشگی مهم رو از دست دادم

00:21:09.358 --> 00:21:10.692
‫امتحان هنرپیشگی؟

00:21:10.775 --> 00:21:13.900
‫منظورم کالبدشکافی بود
‫اصطلاح پزشکیه

00:21:13.983 --> 00:21:17.192
‫- عجیب به نظر میاد
‫- کاملاً عادیه

00:21:17.275 --> 00:21:19.733
‫ما اصطلاحات زیادی توی فرهنگستان هنر و ادب داریم

00:21:19.817 --> 00:21:22.025
‫این اصطلاح برای حرفه‌ی پزشکیه

00:21:22.108 --> 00:21:26.567
‫به دکترها میگیم "دکی"
‫به مرده‌ها میگیم "جسد"

00:21:26.650 --> 00:21:28.108
‫به گمونم...

00:21:28.192 --> 00:21:29.733
‫اگرچه جسد عمو مونتی رو از اونجا برده بودن

00:21:29.817 --> 00:21:33.483
اما ‫سالن خزندگان برای کلاوس مثل روز قبل خوش‌آیند نبود

00:21:34.400 --> 00:21:37.483
‫توی یه مکان چه اتفاقی ممکنه بیفته که
‫احساستون رو نسبت بهش لکه‌دار کنه

00:21:37.567 --> 00:21:40.317
‫درست مثل جوهر که میتونه
‫یه برگه‌ی سفید کاغذ رو لکه‌دار کنه

00:21:43.192 --> 00:21:46.150
‫هیچوقت نمیتونید فراموش کنید
‫اونجا چه اتفاقی افتاده

00:21:47.108 --> 00:21:49.525
‫درست مثل کلمات توی جوهر که نمیتونن نوشته نشن
‫[سلام مونتی٬ خطر! بچه‌ها رو با کشتی
‫اس اس پراسپرو ببر به پرو]

00:21:49.608 --> 00:21:51.775
‫شاید بهتر باشه یه سر به بچه‌ها بزنم

00:21:51.858 --> 00:21:53.733
‫اونجا رو ببینین!

00:21:53.817 --> 00:21:55.608
‫کجا؟ چی رو نگاه کنم؟

00:21:58.775 --> 00:22:01.192
‫اون افعی فوق مرگباره

00:22:01.275 --> 00:22:02.567
‫تو اون قفس؟ ولی اون قفله

00:22:02.650 --> 00:22:03.942
‫باید خزیده باشه اون تو

00:22:04.025 --> 00:22:05.233
‫و بعد قفس رو از داخل قفل کرده باشه

00:22:05.317 --> 00:22:07.775
‫ولی یه مار نمیتونه چیزی رو قفل کنه

00:22:07.858 --> 00:22:11.483
‫- شاید یه مارمولک کمکش کرده
‫- بعید میدونم

00:22:11.567 --> 00:22:14.567
‫به علاوه٬ روی اون قفس به وضوح نوشته شده
‫"مار ویرجینیا ولف"

00:22:14.650 --> 00:22:17.650
‫لازمه بگم٬ کم‌کم دارم به
صلاحیت شما شک میکنم

00:22:17.733 --> 00:22:19.400
‫من قطعاً یه پرستارم

00:22:19.483 --> 00:22:21.525
‫خب٬ روی اتیکتت که این رو زده

00:22:26.733 --> 00:22:29.733
‫- اون صدای چی بود؟
‫- مثل صدای یه مار نبود

00:22:29.817 --> 00:22:31.358
‫دقیقاً

00:22:33.067 --> 00:22:35.567
‫بازم ساعت جیغ‌کش ایگواناست

00:22:35.650 --> 00:22:37.650
‫ساعت جیغ‌کش ایگوانا نبود

00:22:48.233 --> 00:22:49.900
‫برای درک کامل این صحنه‌ی ترسناک

00:22:49.983 --> 00:22:51.608
‫که آدم‌بزرگا توی اتاق نشیمن فهمیدن

00:22:51.692 --> 00:22:54.192
‫خوبه که یک بار دیگه این عبارت
‫"در همین حین در مزرعه" رو استفاده کنیم

00:22:54.275 --> 00:22:56.775
‫که در این مورد میشه
‫"طبقه‌ی بالا"

00:23:00.817 --> 00:23:02.400
‫و تقریباً شش دقیقه قبل

00:23:11.567 --> 00:23:14.400
‫وای یتیما٬ کشتی‌مون منتظر ماست

00:23:16.525 --> 00:23:17.733
‫یتیما؟

00:23:27.025 --> 00:23:29.733
‫سالها بعد٬ کلاوس بودلر بیشتر عمرش
‫رو تو تخت دراز میکشه

00:23:29.817 --> 00:23:31.692
‫وجودش پر از پشیمونی میشه
‫که چرا هیچوقت داد نزد

00:23:31.775 --> 00:23:34.483
‫"اون مرد کنت اولافه"
‫توی سینما به عموش

00:23:34.567 --> 00:23:36.858
‫یا توی غذاخوری چینی‌ها
‫یا زیر قایق کانوش

00:23:36.942 --> 00:23:40.067
‫و چون نمیتونم بگم که ویولت راحت‌تر خوابید

00:23:40.150 --> 00:23:42.858
‫اون از یه لحاظ از برادرش خوش‌شانس‌تر بود

00:23:42.942 --> 00:23:47.608
‫اون میدونست که الان زمان عمله
‫و از این کار پشیمون نمیشد

00:23:51.317 --> 00:23:53.858
‫اینجا جات راحته
‫فکر میکنی بتونی مراقب در باشی؟

00:23:53.982 --> 00:23:55.582
دریافت شد

00:24:16.567 --> 00:24:18.733
‫فکر میکنی میتونی تو این کمکم کنی؟

00:24:29.000 --> 00:24:31.000
کار گروهی

00:24:31.025 --> 00:24:32.233
‫ممنون سانی

00:25:05.567 --> 00:25:06.817
‫سانی؟

00:25:07.400 --> 00:25:09.317
‫من میگم نیمه‌ابریه
‫(سانی=آفتابی)

00:25:10.192 --> 00:25:12.650
‫فکر میکردم مثلاً قراره دختر خوبی باشی

00:25:12.733 --> 00:25:16.067
‫دخترای خوب نباید تو ملک شخصی
‫و خصوصی دیگران فضولی کنن

00:25:16.150 --> 00:25:18.067
‫مخصوصاً وقتی که... اون قفل نبود؟

00:25:18.150 --> 00:25:19.858
‫- بود
‫- چقدر باهوشی

00:25:19.942 --> 00:25:21.650
‫شرط می‌بندم تو این مورد زیاد باهوش نیستی

00:25:21.733 --> 00:25:24.108
‫من همین الان چهار بلیط به پرو همراهم دارم

00:25:24.192 --> 00:25:25.817
‫میخواستم تو و خواهر برادرت رو با خودم ببرم

00:25:25.900 --> 00:25:28.108
‫چون من همچین سرپرستی هستم

00:25:29.483 --> 00:25:32.275
‫ولی با یکی از شما کار دارم

00:25:32.358 --> 00:25:35.483
‫ساعت جیغ‌کش ایگواناست

00:25:36.108 --> 00:25:37.608
‫چه خبر...

00:25:45.775 --> 00:25:47.692
‫که ما رو برمیگردونه به...

00:25:49.150 --> 00:25:50.442
‫خدا خدای مهربون

00:25:50.525 --> 00:25:53.733
‫ما رو ببر به آسمون
‫یا پیش ما اینجا بمون!

00:25:55.608 --> 00:25:57.817
‫- این مار کدومشونه؟
‫- اقعی فوق مرگباره

00:25:57.900 --> 00:26:00.317
‫دستش نزنین! بگیرینش!
‫برین جلو! فرار کنین!

00:26:00.400 --> 00:26:02.067
‫این مار رو بکشین! ولش کنین!

00:26:02.150 --> 00:26:04.233
‫یکم غذا بهش بدین! نذارین اونو بخوره!

00:26:04.317 --> 00:26:08.442
‫نیشش زد! داره نیشش میزنه! نیشش زد!

00:26:08.525 --> 00:26:11.025
‫آروم بگیر! تکون بخورین!
‫یه آمبولانس خبر کنین!

00:26:11.108 --> 00:26:13.775
‫یه دانشمند خبر کنین! به زنم بگین بیاد!

00:26:13.858 --> 00:26:15.317
‫این ترسناکه!

00:26:15.400 --> 00:26:18.692
‫این خیالیه!

00:26:18.775 --> 00:26:21.817
‫شما افسر پلیسین! یه کاری بکنین!

00:26:21.900 --> 00:26:24.400
‫انگار بچه داره بازی میکنه

00:26:27.150 --> 00:26:28.775
‫با افعی فوق مرگبار؟

00:26:28.858 --> 00:26:32.525
‫از ژورنال تحقیقاتی دکتر مونتگومری مونتگومری
‫مورخ ۲۴ آپریل

00:26:32.608 --> 00:26:34.983
‫"افعی فوق مرگبار آزارش به مگس هم نمیرسه

00:26:35.067 --> 00:26:37.567
‫این رو میدونم چون امروز صبح
‫خواستم مگس به خوردش بدم

00:26:37.650 --> 00:26:39.733
‫اون رفتارش دوستانه‌ست و مهربونه
‫بازیگوش و باهوشه

00:26:39.817 --> 00:26:41.692
‫و اگه بتونین نگاه اولیه‌تون بهش رو عوض کنین

00:26:41.775 --> 00:26:43.608
‫میتونه عضو مهمی از خانواده‌تون بشه"

00:26:43.692 --> 00:26:46.150
‫پس بنابراین٬ این نمیتونه عمو مونتی رو کشته باشه

00:26:46.233 --> 00:26:49.317
‫خب٬ به گمونم بی‌خطر به نظر میاد

00:26:49.400 --> 00:26:51.150
‫این چیزی رو عوض نمیکنه

00:26:51.233 --> 00:26:54.150
‫بازم انواع مارهای کشنده توی اون سالن هست

00:26:54.153 --> 00:26:55.188
‫که ممکنه کار اونا باشه

00:26:55.192 --> 00:26:57.400
‫مامبای سیاه وقتی داره یکی رو
‫خفه میکنه٬ نیشش هم میزنه

00:26:57.483 --> 00:27:00.525
‫پایتون خشمگین همیشه تشنه به خون آدم‌هاست

00:27:00.608 --> 00:27:04.358
‫مار ویریجینیا ولف میتونه با یه
‫ماشین تایپ بکوبه رو سرت تا بمیری

00:27:04.442 --> 00:27:06.025
‫از کجا میدونی؟

00:27:06.108 --> 00:27:08.317
‫چون درباره‌ی همه‌ی انواع مارها

00:27:08.400 --> 00:27:12.233
‫توی قسمت کتابخونه‌ی سالن خزندگان خوندم

00:27:12.317 --> 00:27:15.358
‫- رئیس
‫- وقتی دارم حرف میزنم وسطش نپر

00:27:15.442 --> 00:27:20.983
‫اگه من همچین حرفی رو میزنم
‫به این خاطره که کارشناس مار هستم

00:27:20.984 --> 00:27:22.125
!لو رفتی

00:27:22.150 --> 00:27:24.942
‫چی میگه؟

00:27:25.025 --> 00:27:27.483
‫گفت "لو رفتی"
‫چون یه چیز رو متوجه شد

00:27:27.567 --> 00:27:29.275
‫من خودم چیزی درباره‌ی مارها نمیدونم

00:27:29.358 --> 00:27:31.442
‫تو گفتی چیزی درباره‌ی مارها نمیدونی

00:27:31.525 --> 00:27:33.775
‫من...این...

00:27:33.858 --> 00:27:37.025
‫درسته٬ استفانو٬ توضیح بده...

00:27:43.692 --> 00:27:45.358
‫- ما یه نقشه لازم داریم
‫- باید بکشیمش؟

00:27:45.442 --> 00:27:47.567
‫زیاد سرفه میکنه
‫بذار ببینیم میتونه از مرگ طبیعی بمیره

00:27:47.650 --> 00:27:50.483
‫

00:27:52.192 --> 00:27:53.608
‫توضیح بدید

00:27:53.692 --> 00:27:57.733
‫دلیل اینکه من گفتم چیزی درباره‌ی مارها نمیدونم

00:27:57.817 --> 00:28:00.192
‫اینه که نمیخواستم ریا بشه

00:28:00.275 --> 00:28:01.358
‫تو بی‌ریا نبودی

00:28:01.442 --> 00:28:03.483
‫تو یه روز تو عمرت هم بی‌ریا نبودی
‫داشتی دروغ میگفتی

00:28:03.567 --> 00:28:05.067
‫کلاوس٬ نباید با یه آدم بزرگ اینجوری صحبت کنی

00:28:05.150 --> 00:28:06.483
‫و الانم داره دروغ میگه

00:28:06.567 --> 00:28:08.942
‫اون یه دروغگو و قاتله و عمو مونتی رو اون کشته

00:28:09.025 --> 00:28:11.775
‫تو مدرکی نداری

00:28:13.067 --> 00:28:14.067
‫چرا داریم

00:28:16.525 --> 00:28:17.608
‫اینا چی هستن؟

00:28:17.692 --> 00:28:20.108
‫مدرک٬ که تو چمدون استفانو پیدا کردم

00:28:20.192 --> 00:28:21.442
‫اون قفلش رو شکسته

00:28:21.525 --> 00:28:23.525
‫- ویولت٬ درست میگه؟
‫- مجبور بودم

00:28:23.608 --> 00:28:25.525
‫دخترای خوب نباید از این کارها بلد باشن

00:28:25.608 --> 00:28:26.608
‫اینو منم گفتم

00:28:26.692 --> 00:28:29.983
‫خواهرم دختر خوبیه٬ و میدونه
‫چطور از پس همه چیز بر بیاد

00:28:30.067 --> 00:28:31.900
‫بعداً درباره‌ش حرف میزنیم
‫لطفاً ادامه بده

00:28:31.983 --> 00:28:35.108
‫وقتی عمو مونتی مرد
‫ما سریع به دلیل مرگش شک کردیم

00:28:35.192 --> 00:28:38.525
‫نظرمون این بود که استفانو عمو مونتی رو کشته

00:28:38.608 --> 00:28:40.942
‫ولی روی گونه‌ش جای نیش هست
‫که مشخصاً کار یه مار هست

00:28:41.025 --> 00:28:42.317
‫این من رو هم گیج کرد

00:28:42.400 --> 00:28:44.400
‫واسه همین تصمیم گرفتم
‫چمدون استفانو رو بررسی کنم

00:28:44.483 --> 00:28:46.942
‫میدونستم اون نمیخواد مدرکی جا بذاره

00:28:47.025 --> 00:28:48.858
‫و اون موقع بود که اینارو پیدا کردم

00:28:48.942 --> 00:28:52.525
‫ولی اینا چیزی رو ثابت نمیکنن
‫اینا مجموعه آت و آشغالای منن

00:28:52.608 --> 00:28:55.400
‫که دارایی شخصی من هستن
‫غیر قانونی به دستشون آوردی

00:28:55.483 --> 00:28:57.150
‫و بنابراین تو دادگاه قابل استناد نیستن

00:28:57.233 --> 00:29:00.442
‫به نظر آت و آشغال میان
‫ولی بعدش متوجه این شدم

00:29:00.525 --> 00:29:04.275
‫عمو مونتی بهمون گفت
‫اون نمونه‌های زهر رو تو کابینتش نگه میداره

00:29:04.358 --> 00:29:06.900
‫از هر مار زهرآگینی که مرد می‌شناسه

00:29:06.983 --> 00:29:09.275
‫- و زن
‫- و زن

00:29:09.358 --> 00:29:12.192
‫آقای پو٬ باور دارم اگه کابینت اونجا رو باز کنین

00:29:12.275 --> 00:29:14.733
‫می‌بینین که یه نمونه گم شده

00:29:15.650 --> 00:29:17.317
‫اینجا یه جای خالی رو قفسه هست

00:29:17.400 --> 00:29:20.108
‫رو برچسبش زده: مامبای سیاه

00:29:20.192 --> 00:29:23.525
‫"مامبای سیاه یکی از
‫مرگبارترین مارها تو نیم‌کره‌ی شمالیه

00:29:23.608 --> 00:29:25.192
‫که بخاطر زهر قدرتمندش مشهوره"

00:29:25.193 --> 00:29:26.833
!لو رفتی

00:29:26.858 --> 00:29:27.983
‫پس مشخصه

00:29:28.067 --> 00:29:32.317
‫مامبای سیاه از قفسش بیرون اومده
‫یه شیشه از زهر خودش رو دزدیده

00:29:32.400 --> 00:29:34.692
‫و دکتر مونتگومری رو با بی‌رحمی به قتل رسونده

00:29:34.775 --> 00:29:35.792
‫آره!

00:29:36.483 --> 00:29:37.817
‫وایسا٬ این مسخره‌ست

00:29:37.900 --> 00:29:40.983
‫- ولی جای نیش...
‫- اصلاً جای نیش نیستن

00:29:41.067 --> 00:29:43.733
‫وقتی اولین بار این چیز رو دیدم
‫مطمئن نبودم چطور کنار هم کار میکنن

00:29:43.817 --> 00:29:46.900
‫پس یکی یکی روشون فکر کردم
‫جوری که انگار بخشی از یک دستگاه هستن

00:29:46.983 --> 00:29:49.525
‫و اون موقع فهمیدم با هم کار میکنن

00:29:49.608 --> 00:29:53.400
‫خانم‌ها و آقایون٬ سلاح قتل

00:29:54.567 --> 00:29:55.608
‫- باورنکردنیه!
‫- مبهوت‌کننده‌ست!

00:29:55.692 --> 00:29:59.608
‫استفانو از این سرنگ دو لوله استفاده کرد
‫تا زهر رو به عمو مونتی تزریق کنه

00:29:59.692 --> 00:30:03.525
‫تا جای نیش دوتایی یه مار رو شبیه‌سازی کنه

00:30:03.608 --> 00:30:06.317
‫بعدش از هم جداشون کرد تا مدرک رو پنهان کنه

00:30:06.400 --> 00:30:07.900
‫ولی من دکتر مونتگومری رو دوست داشتم

00:30:07.983 --> 00:30:09.900
‫من چه انگیزه‌ای برا قتلش
‫می‌تونستم داشته باشم؟

00:30:09.983 --> 00:30:11.983
‫اون دنبال ثروت بودلره

00:30:12.067 --> 00:30:14.150
‫استفانو از کجا باید درباره‌ی ثروت بودلر بدونه؟

00:30:14.233 --> 00:30:16.483
‫من فکر میکردم اونا یتیم‌های درمانده‌ای هستن

00:30:16.567 --> 00:30:18.692
‫قطعاً شبیه یتیم‌های درمانده لباس میپوشن

00:30:18.775 --> 00:30:21.692
‫به این خاطره که هر چیزی که داشتیم
‫توی آتیش‌سوزی سوخت

00:30:22.275 --> 00:30:24.358
‫ولی تو که از قبل این رو میدونی

00:30:24.442 --> 00:30:27.525
‫چون تو استفانو نیستی
‫تو کنت اولافی

00:30:28.942 --> 00:30:32.692
‫اینکه یه بچه کارآگاه بازی در بیاره جذابه
‫ولی قبلاً این نظریه رو رد کردیم

00:30:32.775 --> 00:30:34.275
‫خواهیم دید

00:30:35.608 --> 00:30:37.900
‫قوزک پای چپتون آقا

00:30:37.983 --> 00:30:39.650
‫با اون چیز نزدیک من نشو

00:30:39.733 --> 00:30:41.900
‫تموم روز توش میکروب سرفه کردی

00:30:41.983 --> 00:30:43.775
‫اگه واقعاً اونی که بچه‌ها میگن باشی

00:30:43.858 --> 00:30:45.567
‫میکروب کمترین مشکلت میشه

00:30:45.650 --> 00:30:49.192
‫لطفاً قوزک چپتون

00:30:52.275 --> 00:30:53.942
‫اگه اصرار دارید

00:31:24.608 --> 00:31:28.025
‫برای اولین بار تو عمرم
‫از دیدن اون خالکوبی زشت خوشحالم

00:31:32.817 --> 00:31:34.067
‫آفرین بچه‌ها

00:31:35.150 --> 00:31:38.442
‫بله٬ اعتراف میکنم
‫من مونتی رو کشتم

00:31:38.525 --> 00:31:43.025
‫من دستیارش گوستاو رو هم کشتم
‫توی حوض باغ غرقش کردم

00:31:43.108 --> 00:31:47.192
‫سوال اینه که
‫شما چیکار میتونین در برابرش بکنین؟

00:31:47.275 --> 00:31:51.483
‫من قراره برای یه مدت خیلی طولانی به زندان بفرستمت

00:31:51.567 --> 00:31:53.525
‫افسرها٬ این مرد رو دستگیر کنین!

00:31:56.275 --> 00:31:58.525
‫نه٬ افسر...افسرها

00:31:58.608 --> 00:32:00.025
‫شما همه با اینین٬ مگه نه؟

00:32:00.775 --> 00:32:02.567
‫خاک بر سرم

00:32:02.650 --> 00:32:05.067
اگر ‫این یک فیلم سرگرم کننده برای بچه‌ها بود

00:32:05.150 --> 00:32:07.442
‫که میدونید بعدش چه اتفاقی میفته

00:32:07.525 --> 00:32:09.858
‫بعد اینکه هویت شرور
‫و نقشه‌ی شیطانی افشا شد

00:32:09.942 --> 00:32:11.233
‫پلیس وارد صحنه میشه

00:32:11.317 --> 00:32:12.858
‫و برا باقی عمرش به زندان میندازش

00:32:12.942 --> 00:32:14.942
‫نوجوون‌های دلیر میرن بیرون پیتزا بخورن

00:32:15.025 --> 00:32:19.025
‫ولی میتونم بهتون بگم این به اندازه‌ی
‫دوباره زنده شدن دکتر مونتگومری محتمله

00:32:19.108 --> 00:32:21.817
‫ولی٬ در حالی که دکتر مونتگومری ممکنه مرده باشه

00:32:21.900 --> 00:32:25.608
‫اگه از نظرتون اشکالی نداره
‫من این بچه‌ها رو با خودم میبرم

00:32:25.692 --> 00:32:27.858
‫خزنده‌های مجموعه‌ش...

00:32:29.233 --> 00:32:30.608
‫کاملاً زنده بودن

00:32:31.900 --> 00:32:33.067
‫

00:32:33.150 --> 00:32:35.483
‫رئیس

00:32:36.567 --> 00:32:39.233
‫این فقط ساعت جیغ‌کش ایگواناست

00:32:39.317 --> 00:32:41.775
‫این ساعت جیغ‌کش ایگوانا نیست

00:32:41.858 --> 00:32:43.442
‫خود ایگوانای جیغ کشه!

00:32:57.025 --> 00:32:58.817
‫ون رو بردار
‫مطمئن شو دنبالت میکنن

00:32:58.900 --> 00:33:01.692
‫- ولی تو کجا میری رئیس؟
‫- آب‌های بین‌المللی

00:33:10.025 --> 00:33:11.942
‫کنت اولاف داره با ماشین میره

00:33:12.025 --> 00:33:14.442
‫نه نمیره
‫داره میره داخل هزارتو

00:33:17.067 --> 00:33:18.983
‫به گمونم داخل ون دیگه جا نبود

00:33:19.067 --> 00:33:20.442
‫منتظر چی هستی؟
‫برو دنبالش

00:33:20.525 --> 00:33:23.192
‫این کار پلیسه!

00:33:23.275 --> 00:33:25.067
‫من میرم بهشون زنگ بزنم
‫مطمئنم اونا...

00:33:25.692 --> 00:33:27.442
‫جاده رو بند میارن٬ یا یه کار دیگه

00:33:28.317 --> 00:33:29.858
‫نباید فرار کنه

00:33:34.108 --> 00:33:35.192
‫از راست برو

00:34:02.067 --> 00:34:03.817
‫از اونور برو
‫میتونیم گیرش بندازیم

00:34:22.817 --> 00:34:23.817
‫بن‌بسته

00:34:23.900 --> 00:34:27.067
‫غیرممکنه
‫میتونیم رد پامون رو بگیریم برگردیم

00:34:27.150 --> 00:34:30.275
‫که چی بشه؟ کاملاً اشتباه کردیم

00:34:30.358 --> 00:34:32.233
‫کنت اولاف فرار کرده
‫عمو مونتی مرده

00:34:32.317 --> 00:34:34.900
‫هیچوقت نمیتونیم باهاش به پرو بریم
‫یا باهاش خدافظی کنیم

00:34:34.983 --> 00:34:36.983
‫یا درباره این ازش بپرسیم

00:34:37.067 --> 00:34:38.692
‫کلاوس٬ اون چیه؟

00:34:38.775 --> 00:34:40.442
‫دست‌خط عمو مونتی

00:34:40.525 --> 00:34:42.442
‫باید حین فیلم دیدن نوشته باشش

00:34:42.525 --> 00:34:43.733
‫ما درست کنارش بودیم

00:34:43.817 --> 00:34:45.442
‫اگه پیامی میگرفت باید می‌دیدیمش

00:34:45.525 --> 00:34:47.233
‫نه اگه برای گرفتنش راه مخفی‌ای داشت

00:34:47.317 --> 00:34:51.150
‫اون چیز عجیب که تو آتیش پیدا کردم
‫رو یادت میاد؟ فکر کنم اون...

00:34:51.233 --> 00:34:52.483
‫گم شده

00:34:52.567 --> 00:34:54.983
‫من این بچه‌ها رو با خودم میبرم

00:34:56.817 --> 00:34:57.942
‫کنت اولاف

00:35:12.567 --> 00:35:14.650
‫یه هزارتوی خوب پر از رازه

00:35:14.733 --> 00:35:17.275
‫- تو کی هستی؟
‫- چرا مثل یه مجسمه لباس پوشیدی؟

00:35:17.358 --> 00:35:19.525
‫هر دو سوال عالی بودن بودلرها

00:35:19.608 --> 00:35:21.317
‫تو اون زن بازیگر تو اون فیلم عجیب زامبی بودی

00:35:21.400 --> 00:35:22.692
‫تو برای آقای پو کار میکنی

00:35:22.775 --> 00:35:24.233
‫بیشتر داوطلبانه این شغل رو قبول کردم

00:35:24.317 --> 00:35:26.650
‫متاسفم که دیر برای کمک به عموتون رسیدم

00:35:26.733 --> 00:35:28.733
‫ولی هنوزم میتونم کنت اولاف رو
‫به سزای عملش برسونم

00:35:28.817 --> 00:35:30.650
‫عمو مونتی هم یه تلسکوپ کوچیک مثل این داشت

00:35:30.733 --> 00:35:33.150
‫چی میخواست بهمون بگه؟
‫تو پرو چه خبره؟

00:35:33.233 --> 00:35:34.692
‫پرو رو فراموش کنین٬ قضیه‌ش لو رفته

00:35:34.775 --> 00:35:38.275
‫کی پیام رو بهش فرستاد؟
‫اونجا قرار بود کی رو ببینیم؟

00:35:38.358 --> 00:35:40.025
‫من میدونم شما بچه‌ها سوال‌های بزرگ زیادی دارین

00:35:40.108 --> 00:35:42.358
‫و بهتون قول میدم جواب‌های بزرگ زیادی دارن

00:35:42.442 --> 00:35:45.775
‫عمه ژوزفینتون رو پیدا کنید
‫اون زن تندخو و ترسناکیه

00:35:45.858 --> 00:35:48.567
‫اون در امان نگهتون میداره
‫و هر چیزی که لازمه بدونین رو بهتون میگه

00:35:48.650 --> 00:35:50.108
‫کنت اولاف رو بسپارین به من

00:35:50.775 --> 00:35:54.817
‫کنت اولاف یه چیزی رو ازم دزدید
‫فکر کنم بخشی از یه تلسکوپ کوچیکه

00:35:54.900 --> 00:35:56.275
‫قطعاً هست

00:35:56.358 --> 00:35:59.858
‫بهت برش می‌گردونم کلاوس بودلر٬ قول میدم

00:36:20.483 --> 00:36:21.525
‫تو کی هستی؟

00:36:21.608 --> 00:36:23.733
‫دارن با خزندگان عمو مونتی چیکار میکنن؟

00:36:23.817 --> 00:36:26.483
‫بعد اینکه به پلیس زنگ زدم
‫به جامعه‌ی حمایت از خزندگان هم زنگ زدم

00:36:26.567 --> 00:36:29.442
‫اون‌ها با مهربانی پیشنهاد کردن که
‫خزندگان دکتر مونتگومری رو پس بگیرن

00:36:29.525 --> 00:36:30.817
‫پس بگیرن یعنی با خودشون ببرن

00:36:30.900 --> 00:36:33.067
‫میدونم پس گرفتن یعنی چی
‫کجا می‌برنشون؟

00:36:33.150 --> 00:36:35.692
‫خب٬ اونا الان یتیم شدن
‫پس میرن به باقی خونه‌ها

00:36:35.775 --> 00:36:38.442
‫با سرپرستان جدیدشون که امیدوارم
‫مثل دکتر مونتگومری بخاطرشون نمیرن

00:36:38.525 --> 00:36:39.942
‫میشه حداقل خدافظی کنیم؟

00:36:40.025 --> 00:36:41.192
‫بعد ماجرایی که شما بچه‌ها دیدین

00:36:41.275 --> 00:36:44.067
‫فکر نمیکنم دیگه بخواین یه خزنده رو ببینین

00:36:44.150 --> 00:36:46.233
‫به علاوه٬ من باید شما رو
‫پیش سرپرست بعدی‌تون ببرم

00:36:46.317 --> 00:36:48.567
‫- نه!
‫- نه! ما میدونیم کجا میخوایم بریم

00:36:48.650 --> 00:36:52.858
‫منم میدونم کجا میرین
‫و من آدم بزرگه هستم٬ پس من باید تصمیم بگیرم

00:36:52.942 --> 00:36:55.150
‫- ما میخوایم پیش عمه ژوزفین بریم
‫- که پیش عمه ژوفزین برین

00:36:56.067 --> 00:36:57.400
‫اون توی لیست نفر بعدیه

00:37:14.817 --> 00:37:18.025
‫آقای پو٬ درباره‌ی منشی‌تون
‫چی میتونین بهمون بگین؟

00:37:18.108 --> 00:37:19.233
‫یه ناامیدی وحشتناک

00:37:19.317 --> 00:37:21.525
‫مشخص شد برای کنت اولاف کار میکنه
‫حتماً یادتون میاد

00:37:21.608 --> 00:37:25.400
‫- نه٬ اون یکی منشی‌تون
‫- کی؟ ها٬ ژاکلین

00:37:25.483 --> 00:37:29.317
‫تایپیست عالی٬ عادت بد گهگاهی
‫ناپدید شدن برای چند روز

00:37:29.400 --> 00:37:31.525
‫من زیاد با کارمندام گرم نمی‌گیرم

00:37:31.608 --> 00:37:33.233
‫پس این همه‌ی چیزیه که میدونم

00:37:33.942 --> 00:37:36.942
‫اینم به کنار که اون به شدت توسط
‫والدین شما بهم توصیه شد

00:38:21.733 --> 00:38:23.567
‫تلگرام برای آقای کنت اولاف

00:38:23.650 --> 00:38:26.150
‫فقط کنت اولاف!

00:38:26.233 --> 00:38:28.525
‫کنت عنوان افتخاریمه

00:38:28.608 --> 00:38:32.733
‫اینکه من رو "آقا" صدا کنی٬ نه تنها حشو حساب میشه
‫بلکه توهینی به جایگاهم هم هست

00:38:32.817 --> 00:38:33.942
‫کی...

00:38:34.733 --> 00:38:38.567
‫خب٬ بازم هم رو دیدیم
‫شاید بخوای برنزه‌ت رو کم کنی

00:38:38.650 --> 00:38:41.108
‫امیدوارم فکر نکنی داری به پرو میری

00:38:42.442 --> 00:38:43.900
‫یسیکا هیرکات

00:38:43.983 --> 00:38:46.317
‫گهگاهی دوست دارم به خارج از کشور سفر کنم

00:38:46.400 --> 00:38:50.192
‫یکم ویرانه ببینم٬ منتظر بشم تعقیب جنایت‌کارها
‫تموم بشه٬ کباب خوکچه هندی بخورم

00:38:50.275 --> 00:38:54.067
‫هیچ کباب خوکچه هندی‌ای نمیخوری
‫مگه اینکه تو کافه‌تریای زندان سرو بشه

00:38:54.150 --> 00:38:56.025
‫چرا باید تو کافه‌تریای زندان غذا بخورم؟

00:38:56.108 --> 00:38:57.442
‫چون من میبرمت به زندان

00:38:57.525 --> 00:38:59.400
‫خب٬ موفق باشی٬ من مسلحم

00:38:59.483 --> 00:39:01.192
‫منم هستم

00:39:01.275 --> 00:39:04.942
‫- اسباب‌بازی بچه‌ها
‫- چقدر ناز

00:39:06.275 --> 00:39:08.442
‫اون یه تفنگ نیزه‌ایه؟

00:39:08.525 --> 00:39:09.942
‫هیچوقت ازش استفاده نکردی

00:39:10.025 --> 00:39:12.650
‫یکی از موهبت‌های بزرگت
‫دلسوزی بزرگیه که داری

00:39:12.733 --> 00:39:14.525
‫یه عنکبوت رو هم نمیتونی له کنی

00:39:14.608 --> 00:39:16.817
‫از عنکبوت‌ها خوشم میاد

00:39:16.900 --> 00:39:19.150
‫خب٬ این خوبه٬ چون الان
‫یکیشون روی شونه‌ت هست

00:39:19.233 --> 00:39:20.358
‫من گول حرفت رو نمیخورم

00:39:20.442 --> 00:39:22.025
‫نه نه٬ جدی میگم
‫رو شونه‌ی چپت هست

00:39:22.108 --> 00:39:24.692
‫یکی از اون بزرگاش هم هست
‫انگار رطیل باشه!

00:39:31.317 --> 00:39:34.692
‫تو هیچ جا نمیری٬ مار صفت

00:39:34.775 --> 00:39:39.150
‫فراموش کردی ژاکلین عزیزم
‫مارها پوست میندازن

00:39:53.317 --> 00:39:56.150
‫وقتایی هست که به نظر
‫تموم دنیا اشتباه میاد

00:39:56.650 --> 00:40:00.192
‫همونجوری که یه اتاق خزندگان که خالی از خزنده‌ست

00:40:01.775 --> 00:40:03.233
‫به نظر اشتباه میاد

00:40:08.025 --> 00:40:12.150
‫همونجوری که یه قفسه‌ی کتاب بدون کتاب
‫به نظر اشتباه میاد

00:40:14.442 --> 00:40:16.150
‫یا خونه‌ی دلبر

00:40:17.150 --> 00:40:18.567
‫بدون خود دلبر

00:40:19.358 --> 00:40:22.067
‫اینکه بودلرها زمان زیادی رو
‫پیش عمو مونتی‌شون نموندن

00:40:22.150 --> 00:40:23.733
‫به نظر اشتباه میاد

00:40:23.817 --> 00:40:25.483
‫بازم٬ برای اولین بار بعد از مدتی طولانی

00:40:25.567 --> 00:40:28.525
‫جایی رو پیدا کردن که توش
‫دنیا به نظر درست میومد

00:40:28.608 --> 00:40:30.567
‫حتی برای یه مدت کوتاه

00:40:32.400 --> 00:40:36.400
‫اگه یه بار پیداش کردن
‫کی میتونه بگه دوباره نمیتونن پیداش کنن؟

00:40:58.192 --> 00:41:00.483
‫- جواب نمیده
‫- مطمئنی شماره رو درست گرفتی؟

00:41:00.567 --> 00:41:02.608
‫اپراتور٬ میشه شماره رو دوباره بررسی کنی؟

00:41:02.692 --> 00:41:04.150
‫خیلی ضروریه

00:41:04.233 --> 00:41:07.650
‫بله ممنونم
‫اسم مونتگومری٬ فامیل مونتگومری

00:41:07.733 --> 00:41:10.025
‫نه٬ سرکاری نیست

00:41:19.025 --> 00:41:21.025
‫میشه یه لحظه گوشی رو دستتون رو نگه دارید؟

00:41:27.983 --> 00:41:31.108
‫کدوم یکی از شما آقایون میدونه
‫ما از کجا میتونیم یه هواپیما دربست کنیم؟

00:41:31.832 --> 00:41:36.832
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:41:37.456 --> 00:41:42.456
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.