﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:04.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:04.001 --> 00:00:07.801
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:07.803 --> 00:00:10.631
«مجموعه‌ی بدبیاری‌ها»

00:00:10.833 --> 00:00:14.184
‫یه جای دیگه رو نگاه کنین،
‫یه جای دیگه رو نگاه کنین،

00:00:14.292 --> 00:00:18.042
‫یه جای دیگه رو نگاه کنین،
‫یه جای دیگه رو نگاه کنین،

00:00:18.045 --> 00:00:21.831
‫این نمایش عصرتون، کُل زندگیتون
‫و روزتون رو خراب می‌کنه

00:00:21.833 --> 00:00:24.623
‫تک‌تک قسمت‌ها چیزی جز
‫ترس و نگرانی ندارن

00:00:24.625 --> 00:00:29.750
‫پس یه جای دیگه رو نگاه کنین،
‫یه جای دیگه رو نگاه کنین،

00:00:30.542 --> 00:00:33.873
‫توی مدرسه، بودلرها مجبور به
‫زندگی توی یه کلبه‌ی قدیمی میشن

00:00:33.875 --> 00:00:37.515
‫راحتی، لذت و امنیت چیزاییه
‫که اونا کم دارن

00:00:37.518 --> 00:00:40.915
‫اونا یه عالمه نرمش کردن تا
‫بتونن بدنشونو تو فُرم خوبی حفظ کنن

00:00:40.917 --> 00:00:45.101
‫ولی تو اونی هستی که باید از
‫این فرصت استفاده کنه و فرار کنه

00:00:45.104 --> 00:00:49.602
‫پس یه جای دیگه رو نگاه کن،
‫یه جای دیگه رو نگاه کن

00:00:49.605 --> 00:00:53.331
‫چیزی جز ترس و دردسر در ادامه‌ی راه نیست

00:00:53.333 --> 00:00:56.623
‫از هر آدم عاقلی بپرسی "من باید اینو ببینم؟"
‫بهت خواهد گفت

00:00:56.625 --> 00:01:01.415
‫یه جای دیگه رو نگاه کن،
‫یه جای دیگه رو نگاه کن،

00:01:01.417 --> 00:01:04.914
‫یه جای دیگه رو نگاه کن،
‫یه جای دیگه رو نگاه کن،

00:01:05.000 --> 00:01:08.523
‫یه جای دیگه رو نگاه کن،
‫یه جای دیگه رو نگاه کن،

00:01:08.585 --> 00:01:12.156
‫یه جای دیگه رو نگاه کن،
‫یه جای دیگه رو نگاه کن،

00:01:18.042 --> 00:01:21.542
‫برای بئاتریس: تو همیشه در قلب
‫من و ذهن من خواهی بود

00:01:21.542 --> 00:01:24.167
‫و همچنین در قبر خودت

00:01:24.191 --> 00:01:29.191
ترجمه از علیرضا ابراهیمی

00:01:29.200 --> 00:01:37.700
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.

00:01:38.125 --> 00:01:39.875
‫احتمالاً‌ نباید اینجا باشی

00:01:42.625 --> 00:01:46.373
‫اینجا یه گذرگاه سرّی
‫به یه منطقه‌ی ممنوعه‌اس

00:01:46.375 --> 00:01:50.708
‫که حدود یک سوم راه به یه داستان
‫وحشتناک و ناراحت‌کننده رو شامل میشه

00:01:54.958 --> 00:01:56.581
‫اسم من لمونی اسنیکت ـه

00:01:56.583 --> 00:02:00.304
‫اگه شما هم مثل بعضیا از
‫نزدیک داستان رو دنبال می‌کردین،

00:02:00.307 --> 00:02:02.758
‫پس میدونین که هیچکس
‫نباید اینجا باشه

00:02:04.208 --> 00:02:07.373
‫چون فکر کردن درباره‌ی وضعیت
‫یتیم‌های بودلر

00:02:07.375 --> 00:02:08.804
‫واقعاً وحشتناکه

00:02:10.046 --> 00:02:12.093
‫فکر کردن درباره‌ی وضعیت
‫یتیم‌های بودلر،

00:02:12.096 --> 00:02:14.719
‫خیلی هم لذت‌بخشه، آقای «تمرلین»

00:02:14.722 --> 00:02:17.117
‫اگه علاقمند به داستان‌های با
‫پایان خوش هستین،

00:02:17.120 --> 00:02:19.335
‫به جای درستی اومدین

00:02:19.338 --> 00:02:22.711
‫این داستان، نه تنها پایان خوبی داره،
‫بلکه شروع خوبی هم داره،

00:02:22.714 --> 00:02:25.540
‫و یه عالمه اتفاق‌های
‫خوب وسطش می‌افته

00:02:25.542 --> 00:02:29.257
‫لذت‌بخش و آموزنده‌ست و برای
‫محیط خانواده مناسبه،

00:02:29.260 --> 00:02:32.341
‫عبارتی که در اینجا به معنی
‫"لذت‌بخش و آموزنده..."

00:02:32.344 --> 00:02:36.009
‫توی این داستان سه تا از خوش‌شانس‌ترین
‫بچه‌ها، که خیلی هم عزیز و باهوش هستن، حضور دارن

00:02:36.012 --> 00:02:38.115
‫و کلی اتفاق خوش براشون می‌افته

00:02:38.118 --> 00:02:42.158
‫اسمش "مهمونی اسب‌ها"ست و
‫نمی‌تونم بذارمش زمین، آقای تمرلین

00:02:42.160 --> 00:02:44.074
‫«پو»، هنوز پشت خطی؟

00:02:44.076 --> 00:02:47.241
‫- حواستو جمع کن، پو. بودلرها چی شدن پس؟
‫- بله، بودلرها

00:02:47.243 --> 00:02:50.241
‫- کتابو بذار زمین
‫- الان میذارم

00:02:50.243 --> 00:02:53.116
‫حتماً، همونطور که یادآوری کردین،
‫از همون موقع که به بودلرها گفتم

00:02:53.118 --> 00:02:55.199
‫مامان باباشون تو یه آتش‌سوزی
‫وحشتناک، هلاک شدن،

00:02:55.201 --> 00:02:59.658
‫همه‌جور ماجراجوییِ هیجان‌انگیزی
‫توی همه‌جور جاهای عجیب‌غریب داشتن

00:02:59.660 --> 00:03:02.473
‫از خونه‌ای پُر از مار
‫وسط ناکجا آباد گرفته،

00:03:02.476 --> 00:03:05.366
‫تا دریاچه‌ای پُر از زالوها
‫وسط فصل طوفان،

00:03:05.368 --> 00:03:07.866
‫و به دلایل نامشخص، چوب‌بُری

00:03:07.868 --> 00:03:10.241
‫مشخص نیست چرا هیچ‌کدوم
‫از قّیم‌ها، خوب ظاهر نشدن

00:03:12.701 --> 00:03:14.658
‫یتیم‌ها همش این فکر تو سرشونه که

00:03:14.660 --> 00:03:17.491
‫بازیگری بنام «کنت الاف» همش دنبال اوناست،

00:03:17.493 --> 00:03:19.333
‫ولی هیچوقت نمی‌تونن سر اینکه
‫قیافش چه شکلیه به توافق برسن

00:03:20.785 --> 00:03:23.343
‫نمی‌تونید جلومو بگیرید!

00:03:23.346 --> 00:03:24.969
‫من توی یه مدرسه شبانه‌روزی ثبت‌نامشون کردم،

00:03:24.972 --> 00:03:26.780
‫جایی که بهترین آموزش‌ها رو می‌بینن،

00:03:26.783 --> 00:03:28.323
‫با شهریه‌ی به‌شدت پایین

00:03:28.326 --> 00:03:30.824
‫اونا دومین یتیم‌های پولداری
‫هستن که اونجا ثبت‌نامشون کردم

00:03:30.826 --> 00:03:32.283
‫ولی مطمئنم با قبلیه ارتباطی ندارن

00:03:32.285 --> 00:03:34.949
‫حالا که بولدرها به مدرسه‌ی پیش‌دانشگاهی «پروفراک» رفتن،

00:03:34.951 --> 00:03:37.991
‫می‌تونم بهتون اطمینان بدم که دردسرهای
‫این بانک بالاخره به پایان رسیده

00:03:37.993 --> 00:03:41.368
‫- پیش‌دانشگاهی پروفراک؟
‫- آره، همین اسمو الان گفتم

00:03:46.160 --> 00:03:48.783
‫- «ژاکلین»؟ منشیمه
‫- پو؟

00:03:48.785 --> 00:03:51.158
‫حتماً دوباره می‌خواد از
‫اون مرخصی‌های طولانی بگیره

00:03:51.160 --> 00:03:52.699
‫که فکر می‌کنه من اجازشو میدم

00:03:52.701 --> 00:03:53.616
‫عجب احمقیه

00:03:53.618 --> 00:03:56.993
‫بله، این روزها کمک‌حالِ خوب
‫سخت پیدا میشه، آقای تمرلین

00:03:59.000 --> 00:04:03.000
‫پیش‌دانشگاهی پروف‌راک

00:04:03.001 --> 00:04:07.001
‫دفتر مدیر

00:04:09.576 --> 00:04:12.074
‫حس می‌کنم ماه‌هاست که
‫روی این صندلی نشستیم

00:04:12.076 --> 00:04:13.366
‫خیلی وقته منتظریم،

00:04:13.368 --> 00:04:16.074
‫«سانی» دیگه بیشتر شبیه بچه‌هاست
‫تا نوزادها

00:04:16.076 --> 00:04:17.761
‫رشد ناگهانی؟

00:04:17.764 --> 00:04:20.012
‫ما رو با خیانت و شرارت، عذابمون دادن

00:04:20.015 --> 00:04:23.533
‫- ازمون کار کشیدن و زالوها به جونمون افتادن
‫- حالا هم مدرسه‌ی جدید

00:04:23.535 --> 00:04:26.241
‫خب، مدرسه‌ی جدید که
‫هنوز عذابمون نداده

00:04:26.243 --> 00:04:28.366
‫سلام، ریقو‌ها!

00:04:28.368 --> 00:04:30.616
‫- سلام...

00:04:30.618 --> 00:04:34.335
‫چیه چرا حرفتو کامل نمی‌زنی؟
‫همه میدونن من «کارملیتا اسپتس» ام

00:04:34.338 --> 00:04:37.366
‫من «ویولت بودلر»، و اینا هم خواهر برادرام
‫«کلاوس» و «سانی» هستن

00:04:37.368 --> 00:04:38.658
‫«ریقو» یعنی چی؟

00:04:38.660 --> 00:04:40.241
‫یعنی شما آدمای احمق و ریقوی هستین،

00:04:40.243 --> 00:04:42.783
‫ولی من خاص‌ترین دختر مدرسه‌ام

00:04:42.785 --> 00:04:44.491
‫باید بهتون اطرافو نشون بدم

00:04:44.493 --> 00:04:48.539
‫اینجا دفتر معاون «نیرو» ـه.
‫اون یه نابغه‌ست. منو بیشتر از همه دوست داره

00:04:48.542 --> 00:04:52.209
‫نیازی نیست لباس مدرسه بپوشم
‫چون خیلی دوست‌داشتنی‌ام. بیاین

00:04:53.535 --> 00:04:55.497
‫مدرسه قاعدتاً باید جای امنی باشه

00:04:55.500 --> 00:04:59.033
‫فصل جدیدی از زندگی برای
‫کشف معماهای اطرافتون

00:04:59.035 --> 00:05:00.201
‫بیاین، ریقو‌ها!

00:05:00.993 --> 00:05:03.493
‫فکر نکنم تعریف باشه ها!

00:05:04.868 --> 00:05:06.866
‫مدرسه قاعدتاً جاییه که
‫دوستای خوب پیدا می‌کنی

00:05:06.868 --> 00:05:09.991
‫حس می‌کنم ماه‌هاست
‫روی این صندلی نشستیم

00:05:09.993 --> 00:05:14.658
‫مدرسه قاعدتاً باید جایی باشه که احساس راحتی کنی
‫و کُلی ماجراجویی داشته باشه، و حس خونه بودن رو بده،

00:05:14.660 --> 00:05:18.326
‫مخصوصاً اگه خونه‌ی واقعیت توی آتیش سوخته باشه

00:05:19.118 --> 00:05:22.910
‫ولی همونطور که من و شما می‌دونیم، کمتر مدرسه‌ای
‫پیدا میشه که این شکلی باشه

00:05:24.451 --> 00:05:27.491
‫- بقیه دارن نگاهمون می‌کنن
‫- احتمالا بخاطر اینه که تازه‌واردیم

00:05:27.493 --> 00:05:29.868
‫بخاطر اینه که خونه‌تون
‫تو آتیش سوخته

00:05:31.576 --> 00:05:33.283
‫مثل این کلاس،

00:05:33.285 --> 00:05:36.890
‫زندگی یتیم‌های بودلر ممکنه
‫کم و بیش‌ صحیح و سالم بنظر بیاد

00:05:39.076 --> 00:05:40.533
‫ولی اگه اصرار به تماشا دارین،

00:05:40.535 --> 00:05:43.533
‫باید شعار پیش‌دانشگاهی پروفراک رو بدونین

00:05:43.535 --> 00:05:47.408
‫مثل بیشتر شعارها، روی
‫اکثر سطوح مدرسه این شعار نوشته شده،

00:05:47.410 --> 00:05:50.491
‫از بَنری توی تالار کنفرانس گرفته،

00:05:50.493 --> 00:05:53.116
‫تا اسکوربُرد زمین ورزش

00:05:53.118 --> 00:05:55.991
‫اینجا زمین ورزشه. معلم ورزشمون
‫رفته یه جا دیگه مربی‌گری کنه،

00:05:55.993 --> 00:05:59.449
‫پس من می‌تونم هروقت بخوام
‫به بچه‌ها بگم پروانه برن

00:05:59.451 --> 00:06:00.616
‫"ممنتو موری"

00:06:00.618 --> 00:06:02.408
‫وقتی بفهمی معنیش یعنی چی،

00:06:02.410 --> 00:06:05.243
‫می‌فهمی که چرا این داستان
‫نمی‌تونه پایان خوشی داشته باشه،

00:06:06.285 --> 00:06:08.949
‫و اینکه چرا هیچ داستانی
‫پایان خوشی نداره

00:06:08.951 --> 00:06:10.910
‫"ممنتو موری" یعنی چی؟

00:06:14.701 --> 00:06:16.368
‫یادت باشه خواهی مُرد

00:06:19.993 --> 00:06:22.741
‫«لری»، ممنون که انقدر سریع اومدی

00:06:22.743 --> 00:06:23.991
‫چه لباس خیسِ خوشگلی

00:06:23.993 --> 00:06:27.658
‫از غواصی تو تعطیلات لذت می‌برم. ماموریتم چیه؟

00:06:27.661 --> 00:06:29.590
‫اینو برسون به دست بودلرها

00:06:29.593 --> 00:06:32.074
‫جواب همه‌ی سوالاشون توش نوشته شده

00:06:32.076 --> 00:06:35.783
‫وقتی بخوننش، هرچیزی که لازمه
‫رو درباره‌ی شرکت مخفی‌مون می‌فهمن

00:06:35.785 --> 00:06:39.201
‫ولی به شرطی که به دستشون برسونی.
‫می‌تونی اینجا پیداشون کنی

00:06:41.388 --> 00:06:44.093
‫مدرسه‌ی پروفراک رو می‌شناسی؟

00:06:44.096 --> 00:06:45.449
‫اونجا درس خوندم

00:06:45.451 --> 00:06:48.658
‫این سفر بیشتر از یه ماموریت
‫مهم برای یه شرکت مخفی برام ارزش داره

00:06:48.661 --> 00:06:50.987
‫- یه جور تجدید خاطره‌ست
‫- موفق باشی

00:06:50.990 --> 00:06:54.796
‫پیش‌دانشگاهی پروفراک...

00:06:55.868 --> 00:06:58.783
‫خب، خب، خب

00:06:58.785 --> 00:07:00.991
‫یادت باشه خواهی مُرد

00:07:00.993 --> 00:07:03.491
‫وقتی داری می‌میری، به خانواده‌ات فکر نمی‌کنی

00:07:03.493 --> 00:07:05.699
‫به دوستات یا کارت فکر نمی‌کنی،

00:07:05.701 --> 00:07:08.824
‫یا به منظره‌ی زیبای طبیعت
‫موقع غروب خورشید پشت کوهستان

00:07:08.826 --> 00:07:12.658
‫بلکه به روزی فکر می‌کنی که توی
‫ورزش تیم مقابل رو شکست دادی!

00:07:12.660 --> 00:07:15.324
‫پروفراک! پروفراک! پروفراک!

00:07:15.326 --> 00:07:18.451
‫- پروفراک! پروفراک!
‫- یکی وسط جاده‌اس

00:07:26.326 --> 00:07:28.658
‫سلام. ماشین غذافروشیم خراب شده،

00:07:28.660 --> 00:07:31.285
‫و باید هرچه سریعتر خودمو
‫به پیش‌دانشگاهی پروفراک برسونم

00:07:36.243 --> 00:07:38.449
‫می‌بینم که با خودت کتاب آوردی

00:07:38.451 --> 00:07:41.283
‫- هیچوقت بدون کتاب سفر نمی‌کنم
‫- خرخون

00:07:41.285 --> 00:07:44.741
‫خب، کجا بودیم؟ درسته، نابودیِ کاملِ...

00:07:46.993 --> 00:07:48.160
‫پنچر کردیم

00:07:49.118 --> 00:07:52.866
‫من میتونم درستش کنم. من در 39 سالگی
‫توی برلین، مُربیِ سال شدم

00:07:52.868 --> 00:07:53.908
‫الان برمیگردم

00:07:56.451 --> 00:07:58.199
‫این چنگکه؟

00:07:58.201 --> 00:08:00.991
‫آره دیگه

00:08:00.993 --> 00:08:02.201
‫الان درش میارم

00:08:04.118 --> 00:08:08.699
‫فکر می‌کنی چه بلایی سر اعضای
‫تیم ورزش که انداختیشون پایین، میاد؟

00:08:08.701 --> 00:08:11.093
‫- مربی ورزشه داشت گریه می‌کرد
‫- همینطور راننده

00:08:11.096 --> 00:08:14.573
‫آه، اون زنیکه‌ی غرغروی اعصاب‌خوردکن
‫هیچوقت قابل‌تحمل نبود...

00:08:14.576 --> 00:08:16.407
‫وقتی پیش‌دانشگاهی پروفراک می‌رفتم

00:08:16.410 --> 00:08:19.324
‫اوه، تو توی پروفراک درس خوندی؟
‫تحت تاثیر قرار گرفتم

00:08:19.326 --> 00:08:23.658
‫بایدم قرار بگیری. آی‌کیوی من جزو بالاترین
‫آی‌کیوهای دو رقمی بوده که تاحالا اندازه‌گیری شده

00:08:23.660 --> 00:08:27.783
‫این سفر صرفاً برای
‫من دزدیدن سه تا بچه

00:08:27.785 --> 00:08:29.785
‫و ارثیه‌ی عظیمشون نیست

00:08:31.535 --> 00:08:34.993
‫بلکه یه جور تجدید خاطره‌اس

00:08:39.035 --> 00:08:41.824
‫نمی‌دونم اون ساختمون چیه
‫و هیچوقتم توش نمیرم

00:08:41.826 --> 00:08:43.616
‫روش نوشته کتابخونه

00:08:43.618 --> 00:08:46.074
‫فقط یه ریقو به همچین
‫چیزایی توجه می‌کنه

00:08:46.076 --> 00:08:48.076
‫به وضوح نوشته خُب

00:08:49.057 --> 00:08:53.699
‫سلام. شما باید دانش‌آموزای
‫جدید باشین. خیلی دربارتون شنیدم

00:08:53.701 --> 00:08:55.785
‫بودلرها، درسته؟

00:08:56.493 --> 00:09:00.783
‫نباید با خانومِ کتابخونه حرف بزنین،
‫چون یکم عجیب غریبه

00:09:00.785 --> 00:09:03.243
‫کارملیتا، از دیدنت خوشحال شدم

00:09:07.035 --> 00:09:09.866
‫کتابخونه حکم یه جزیره رو
‫توی دریای پهناور نادانی داره

00:09:09.868 --> 00:09:11.896
‫مخصوصاً اگه کتابخونه‌اش دراز باشه و

00:09:11.899 --> 00:09:13.827
‫اطرافش رو سیل گرفته باشه

00:09:17.076 --> 00:09:18.451
‫بیاین بریم!

00:09:19.618 --> 00:09:20.716
‫خب...

00:09:26.036 --> 00:09:27.201
‫به اینجام سر بزنین

00:09:40.868 --> 00:09:42.824
‫اینجا دفتر معاون «نیرو» ـه،

00:09:42.826 --> 00:09:45.824
‫که قرار بود ده دقیقه پیش
‫بیاین اینجا و الان دیر کردین

00:09:45.826 --> 00:09:46.949
‫آهم

00:09:46.951 --> 00:09:48.451
‫- آهم
‫- آهم؟

00:09:49.450 --> 00:09:51.865
‫- دستت درد نکنه؟
‫- دستت درد نکنه که کافی نیست

00:09:51.868 --> 00:09:55.158
‫رسمه که وقتی یکی یه تور مدرسه‌گردی
‫براتون برگزار می‌کنه، تهش بهش انعام بدین

00:09:55.160 --> 00:09:56.241
‫انعام؟

00:09:56.243 --> 00:10:00.116
‫آره، انعام! نکنه هم کورید هم
‫کَرید، ریقو‌ها؟

00:10:00.118 --> 00:10:03.991
‫کی جرئت کرد تمرین یه نابغه رو خراب کنه؟

00:10:03.993 --> 00:10:07.449
‫بودلرها هستن. برای ملاقاتشون
‫با شما یکم دیر کردن

00:10:07.451 --> 00:10:09.824
‫چطور جرئت کردین دیر کنین!

00:10:09.826 --> 00:10:14.199
‫ممنونم کارملیتا که بهم گفتی.
‫راستی، چه سنجاق سینه‌ی قشنگی

00:10:14.201 --> 00:10:16.910
‫صاحب واقعیش هم خیلی دوستش داشت

00:10:17.618 --> 00:10:19.533
‫

00:10:19.535 --> 00:10:22.411
‫چه دختر دوست‌داشتنی‌ای. به شیرینی
‫یه تافیِ شیرین می‌مونه!

00:10:22.414 --> 00:10:23.910
‫مامان باباش هردو زنده‌ان

00:10:27.118 --> 00:10:29.243
‫خب، بیاین تو. کُل بعد از ظهر رو
‫که وقت ندارم!

00:10:43.326 --> 00:10:44.505
‫حالتون چطوره؟

00:11:09.493 --> 00:11:11.408
‫وقتی یه اجرای عالی می‌شنوین،

00:11:11.410 --> 00:11:15.076
‫رسمه که بعدش دست بزنین و تشویق
‫کنین و "آفرین" بگین!

00:11:16.993 --> 00:11:18.743
‫-آره!
‫- آفرین!

00:11:19.576 --> 00:11:21.743
‫ممنونم. خیلی ممنون

00:11:22.868 --> 00:11:25.291
‫و خوش اومدید دانش‌آموزای جدید

00:11:25.294 --> 00:11:27.576
‫و از این چرندیات

00:11:28.285 --> 00:11:30.771
‫اسم من معاون «نیرو» ـه
‫و دومین دغدغه‌ی زندگیم

00:11:30.774 --> 00:11:34.491
‫اینه که قوانین آکادمیک پیش‌دانشگاهی
‫پروفراک رو به خوبی رعایت کنید

00:11:34.493 --> 00:11:35.991
‫اولین دغدغه‌تون چیه؟

00:11:35.993 --> 00:11:37.658
‫یه ویولینست خوب بشم

00:11:37.660 --> 00:11:39.199
‫من همه چیز رو دربارتون میدونم

00:11:39.208 --> 00:11:42.903
‫از این قیم به اون قیم فرستاده می‌شدین،
‫و مصیبت همیشه دنبالتون میومد

00:11:42.906 --> 00:11:44.949
‫راستی، مصیبت یعنی همون دردسر

00:11:44.951 --> 00:11:46.790
‫از نظر ما، مصیبت یعنی «کنت الاف»

00:11:46.793 --> 00:11:48.449
‫اون باعث و بانی همه‌ی دردسرهای ما بود

00:11:48.451 --> 00:11:50.658
‫اینجا توی مدرسه‌ی پروفراک،

00:11:50.660 --> 00:11:54.493
‫دیگه نمی‌تونین کم‌کاری‌های خودتونو
‫گردن کسی مثل اون یارو کنت الاف بندازین

00:11:58.618 --> 00:12:01.449
‫این یه سیستم کامپیوتری پیشرفته‌اس.
‫که یه پا و یه دست آب خورده

00:12:01.451 --> 00:12:05.991
‫ولی من از انجمن «ای‌وی» خواهش کردم
‫که همه‌ی نشونه‌های کنت الاف رو توش وارد کنه

00:12:05.993 --> 00:12:08.073
‫یک ابرو، خالکوبی روی قوزک پا

00:12:10.785 --> 00:12:13.449
‫این کنت الاف نیست

00:12:13.451 --> 00:12:15.616
‫در طی ترم این کامپیوتر رو
‫می‌ذاریم دم در مدرسه،

00:12:15.618 --> 00:12:16.866
‫و شما در امنیت کامل بسر خواهید برد

00:12:16.869 --> 00:12:17.890
‫"بعید میدونم"

00:12:17.893 --> 00:12:20.699
‫فکر نکنم یه کامپیوتر پیشرفته
‫بتونه کمکی به حال ما بکنه

00:12:20.701 --> 00:12:23.366
‫- کنت الاف معمولا تغییر قیافه میده...
‫- چرا خودمو اذیت کردم به اینا توضیح بدم؟

00:12:23.368 --> 00:12:25.991
‫راه نداره این بچه‌های یتیم بتونن
‫حرف نابغه‌ای مثل منو بفهمن

00:12:25.993 --> 00:12:28.618
‫ولی اینو بسپریدش به مدرسه‌ی پروفراک

00:12:29.284 --> 00:12:33.234
‫مدرسه‌ی پروفراک یه خوابگاه بسیار مجلل داره

00:12:33.237 --> 00:12:37.326
‫که به لطف بنیان‌گذار دست و دل باز اینجا،
‫آقای «بری‌مور فینت»، ساخته شده

00:12:41.659 --> 00:12:46.240
‫داخل، یه هال بزرگه به همراه
‫یه فقس مزین از پرندگان استوایی

00:12:46.243 --> 00:12:48.432
‫که می‌تونن روی دستتون بشینن
‫و زودی اسمتون رو یاد بگیرن

00:12:48.435 --> 00:12:50.783
‫- زیبا نیست؟
‫- چرا، فراتر از زیباست

00:12:50.785 --> 00:12:53.533
‫زیباتر از هر جاییه که
‫این اواخر توش زندگی کردیم

00:12:53.536 --> 00:12:58.635
‫اوه، خیلی خوشحالم که اینو شنیدم،
‫اگرچه قرار نیست اینجا زندگی کنید

00:12:58.638 --> 00:13:00.283
‫برای زندگی توی خوابگاه،

00:13:00.285 --> 00:13:03.324
‫باید مادر پدر یا قیّم‌تون فرمش رو امضا کنه،

00:13:03.326 --> 00:13:04.616
‫و مادر پدر شما مُردن

00:13:04.618 --> 00:13:07.490
‫آقای پو بهم گفت که قیم‌هاتون هم
‫یا مردن یا از سرپرستی‌تون سر باز زدن

00:13:07.493 --> 00:13:08.991
‫خود آقای پو میتونه فُرم رو امضا کنه

00:13:08.993 --> 00:13:11.408
‫"خود آقای پو میتونه فرم رو امضا کنه"
‫نخیر، ایشون نمیتونه

00:13:11.410 --> 00:13:14.158
‫اون نه پدر شماست و نه قیّم‌تون.
‫کارمند بانکه

00:13:14.160 --> 00:13:19.427
‫متاسفانه باید تو یه کلبه‌ی کوچیک زپرتی
‫زندگی کنین

00:13:20.758 --> 00:13:23.008
‫اوه، بدبختی از سر و روش میباره!

00:13:23.701 --> 00:13:27.658
‫اونجا می‌مونین تا یه‌ سری
‫یتیم دیگه بیان!

00:13:27.660 --> 00:13:31.199
‫بعدش به کمد جاروها
‫که یکم سطحش بالاتره، فرستاده میشین

00:13:31.201 --> 00:13:33.783
‫چرا قانونو عوض نمی‌کنید تا همه
‫بتونن خوابگاه بگیرن؟

00:13:33.785 --> 00:13:37.160
‫"چرا قانونو عوض نمی‌کنید تا همه
‫بتونن خوابگاه بگیرن؟"

00:13:40.618 --> 00:13:41.576
‫دلم نمیخواد

00:13:42.410 --> 00:13:46.616
‫صبحت از قانون شد، اگه هرکدوم از
‫شماها سر کلاستون دیر برسین،

00:13:46.618 --> 00:13:49.574
‫وقت غذا دستاتون از پشت بسته میشه،

00:13:49.576 --> 00:13:52.408
‫اونوقت مجبور میشید مثه سگ
‫دولا بشین و غذاتونو بخورین

00:13:52.410 --> 00:13:55.991
‫ویولت، تو با آقای «رمورا» توی
‫کلاس یک خواهی بود،

00:13:55.993 --> 00:13:59.283
‫و کلاوس، تو با خانم «بَس» در
‫کلاس دو خواهی بود،

00:13:59.285 --> 00:14:01.616
‫که اگه به «توبشوات»، معادل یهودی روز درخت‌کاری،

00:14:01.618 --> 00:14:03.243
‫فکر کنی، به خاطر سپردنشون آسونه

00:14:04.660 --> 00:14:06.241
‫ممنونم. خاطرم میمونه

00:14:06.243 --> 00:14:07.574
‫سانی کدوم کلاسه؟

00:14:07.576 --> 00:14:10.699
‫من به آقای پو گفتم که
‫اینجا جا برای بچه هست،

00:14:10.701 --> 00:14:12.076
‫ولی نه توی کلاس

00:14:13.076 --> 00:14:15.699
‫من همیشه یه معاون اجرایی
‫کنار دستم می‌خواستم،

00:14:15.701 --> 00:14:17.535
‫ولی بودجه‌اش رو نداشتم

00:14:18.368 --> 00:14:19.535
‫حالا سانی رو دارم

00:14:21.076 --> 00:14:22.326
‫برید تو کلبه‌تون!

00:14:23.451 --> 00:14:26.410
‫وقت تمرین نابغه‌اس. برید برید

00:14:32.743 --> 00:14:34.201
‫این دیگه کیه؟

00:14:35.910 --> 00:14:37.243
‫بچه‌ها!

00:14:38.535 --> 00:14:41.199
‫معاون «نیرو»، گفتین میخواین
‫مارو ببینین؟

00:14:41.201 --> 00:14:43.116
‫خیلی وقته منتظریم

00:14:43.118 --> 00:14:45.201
‫بیاین تو، بیاین تو

00:14:46.285 --> 00:14:50.910
‫خب، یتیم‌ها، با رفتن به
‫اتاق جاروها چطورین؟

00:14:58.035 --> 00:15:01.074
‫از وقتی اخراج شدم
‫اینجا اصلا تغییر نکرده

00:15:01.076 --> 00:15:03.199
‫رئیس، وسایل توی اتوبوس
‫رو چیکار کنیم؟

00:15:03.201 --> 00:15:04.658
‫هنوز به دردمون میخورن

00:15:04.660 --> 00:15:07.408
‫نام‌نویسی توی پروف‌راک
‫اونقدرا آسون نیست

00:15:07.410 --> 00:15:10.824
‫طی یک ترم و نیمی که اینجا بودم،
‫بیشتر از همه مشکل انضباطی داشتم

00:15:10.826 --> 00:15:13.824
‫فکر می‌کنین الان می‌شناسنتون و بخاطر
‫خراب‌کاری‌های اون موقعتون هنوز از دستتون عصبانی‌ان؟

00:15:13.826 --> 00:15:15.410
‫چرا نباید باشن؟

00:15:18.035 --> 00:15:19.910
‫هیچی. دلیلی نداره

00:15:20.660 --> 00:15:23.618
‫اون فقط...قضیه مال خیلی وقت پیشه...

00:15:26.451 --> 00:15:28.324
‫- بیاین ببینیم چی داریم
‫- بیا

00:15:28.326 --> 00:15:30.783
‫- لباس عروسکی، نیمه‌ی جلو
‫- خوبه

00:15:30.785 --> 00:15:33.158
‫- لباس عروسکی، نیمه‌ی عقب
‫- بهتر شد

00:15:33.160 --> 00:15:35.908
‫- 32 تا هات‌داگ، 31 نون باگت
‫- یکی کمه!

00:15:35.910 --> 00:15:38.616
‫تعداد زیادی پرچم، یونیفورم‌های چیرلیدر،
‫لباس‌های عرق‌کرده‌ی ورزشکارا،

00:15:38.618 --> 00:15:40.824
‫حلقه‌ی بازی و یه بنر مدرسه

00:15:40.826 --> 00:15:42.535
‫- خب
‫- همش همین بود

00:15:44.660 --> 00:15:46.282
‫همش...

00:15:46.285 --> 00:15:50.533
‫یه چنین برنامه‌ی خفن و پیچیده‌ای تو
‫سرمونه، و کُل مواد خامی که داریم اینه؟

00:15:50.535 --> 00:15:52.993
‫هات‌داگ‌ها پیش‌پختن، خام نیستن

00:15:53.951 --> 00:15:57.035
‫همه کارو باید خودم بکنم؟

00:16:00.951 --> 00:16:02.910
‫میدونم یه جا قایم شدی

00:16:20.493 --> 00:16:24.618
‫خب، خب. اینجا چی داریم؟

00:16:26.826 --> 00:16:29.449
‫- مگه نگفتی همه چیزو برداشتی
‫- چرا رئیس

00:16:29.451 --> 00:16:31.743
‫پس این دوتا...

00:16:32.785 --> 00:16:34.118
‫چیه!

00:16:48.910 --> 00:16:51.866
‫بیاین بریم. یا علی!

00:16:51.868 --> 00:16:54.074
‫این کنت الاف نیست

00:16:54.076 --> 00:16:56.033
‫از اونچه که فکرشو
‫می‌کردم سختتره

00:16:56.035 --> 00:16:57.074
‫حالا چیکار کنیم رئیس؟

00:16:57.076 --> 00:16:59.116
‫همون کاری که منو
‫به کلاس هشتم رسوند

00:16:59.118 --> 00:17:00.826
‫یه جای امن برای قایم‌شدن پیدا کنین

00:17:07.660 --> 00:17:08.991
‫معاون «نیرو»؟

00:17:08.993 --> 00:17:11.533
‫نمی‌خوام موقع تمرین یه
‫نابغه مزاحمش بشم ولی...

00:17:11.535 --> 00:17:12.908
‫همین الان مزاحمم شدن

00:17:12.910 --> 00:17:15.074
‫20 دقیقه زمان برد تا برای
‫سه تا بچه یتیم توضیح بدم

00:17:15.076 --> 00:17:17.116
‫- که مجبورن تو کلبه زندگی کنن
‫- فاجعه‌اس!

00:17:17.118 --> 00:17:18.866
‫همیشه یتیمای تازه‌وارد رو میندازیم تو کلبه

00:17:18.868 --> 00:17:21.743
‫نه، اینکه 20 دقیقه توضیح دادنش
‫طول کشیده فاجعه‌اس

00:17:24.035 --> 00:17:26.326
‫- آره، حالا برای چی اومدی اینجا؟
‫- همه‌ی ما برای چی اومدیم اینجا؟

00:17:27.243 --> 00:17:29.324
‫"زندگی آکنده از خار و خاشاکه،

00:17:29.326 --> 00:17:32.491
‫و من هیچ درمانی رو غیر از عبور
‫سریع از آن‌ها، بلد نیستم"

00:17:32.493 --> 00:17:33.741
‫«ولتر» اینو گفته
‫[فیلسوف فرانسوی]

00:17:33.743 --> 00:17:35.824
‫فکر می‌کردم اون بچه‌ی فرانسوی
‫رو واسه سیگار کشیدن اخراجش کردیم

00:17:35.826 --> 00:17:40.074
‫الان هم طبق معمول برای این مزاحم شدم که بگم
‫در کتابخونه رو برای بیشتر از ده دقیقه باز بذارین...

00:17:40.076 --> 00:17:42.283
‫نه! دیگه سوال نپرس

00:17:42.285 --> 00:17:44.366
‫بودجه‌‌اش رو رفتم یه جعبه‌ی ویولن
‫جدید با دسته‌ی یاقوتی خریدم

00:17:44.368 --> 00:17:48.199
‫ولی آخه مگه باز گذاشتن در کتابخونه برای
‫چند دقیقه بیشتر مگه چقدر خرج می‌بره!

00:17:48.201 --> 00:17:51.241
‫دلایل دیگه‌ای وجود داره، ولی وقت
‫توضیح دادن ندارم

00:17:51.243 --> 00:17:52.866
‫پس صبر می‌کنم

00:17:57.993 --> 00:17:59.243
‫باشه

00:18:01.535 --> 00:18:04.285
‫دلیلش اینه که ازت خوشم نمیاد

00:18:07.410 --> 00:18:09.910
‫دست و بالم بسته‌اس!

00:18:13.410 --> 00:18:14.530
‫اینو انداختین

00:18:15.160 --> 00:18:18.033
‫ای‌کاش صاف مینداختمش
‫رو سر اون مردک

00:18:18.035 --> 00:18:20.783
‫چقدر بده که حتی در سطح معاون
‫مدرسه هم بی‌عقلی داریم!

00:18:20.785 --> 00:18:23.283
‫در دنیایی که به‌وسیله‌ی
‫فساد و تکبر اداره میشه،

00:18:23.285 --> 00:18:26.699
‫پایبندی به آداب فلسفی و
‫ادبی بسیار سخته

00:18:26.701 --> 00:18:29.283
‫منم دقیقا همین فکرو میکردم

00:18:29.285 --> 00:18:32.408
‫- بیشتر کتابدارها این فکرو می‌کنن
‫- از کجا فهمیدین کتابدارم؟

00:18:32.410 --> 00:18:36.033
‫یه سوسوی نوری توی چشمتون هست،
‫که تیزهوشی و تبحرتون رو نشون میده

00:18:36.035 --> 00:18:37.408
‫همچنین، یه چرخ پر از کتاب دارین

00:18:37.410 --> 00:18:39.951
‫می‌دونین کجا میتونم سه تا بچه
‫که تازه ثبت نام کردن رو پیدا کنم؟

00:18:39.954 --> 00:18:42.866
‫میدونم، ولی راستش نمیتونم
‫اطلاعات اونا رو با کسی که

00:18:42.868 --> 00:18:44.366
‫جزو اعضای مدرسه نیست، در میون بذارم

00:18:44.368 --> 00:18:47.201
‫- من عضوی از مدرسه‌ام
‫- تاحالا ندیدمتون

00:18:48.076 --> 00:18:50.285
‫توی سلف سرویس کار می‌کنم

00:18:51.660 --> 00:18:55.616
‫حالا معلوم شد. یادم باشه
‫هیچوقت اونجا غذا نخورم

00:18:55.618 --> 00:18:58.283
‫- سلام دخترک
‫- کی گفته میتونی با من حرف بزنی؟

00:19:05.160 --> 00:19:08.743
‫اوه، خدایا. بذارین کمکتون کنم

00:19:11.868 --> 00:19:15.076
‫- بچه‌ها هم می‌تونن بدجنس باشن
‫- همه‌ی دنیا بدجنسه

00:19:15.785 --> 00:19:19.366
‫مدرسه یه نمونه‌ی کوچیکشه

00:19:19.368 --> 00:19:21.949
‫- مطمئنید حالتون خوبه؟
‫- برا چی میپرسین؟

00:19:21.951 --> 00:19:23.908
‫آخه سلف سرویس از این طرفه

00:19:23.910 --> 00:19:25.701
‫ولی درمونگاه از این طرفه

00:19:45.826 --> 00:19:48.908
‫اصطلاح "از کاه، کوه ساختن"

00:19:48.910 --> 00:19:51.616
‫یعنی اینکه یه قضیه‌ی کوچیک
‫رو گنده‌اش کنی

00:19:51.618 --> 00:19:54.199
‫کاملا هم واضحه که این
‫اصطلاح چجوری ساخته شده

00:19:54.201 --> 00:19:58.824
‫کاه، غذایی هستش که
‫حیوانات ازش تغذیه می‌کنن

00:19:58.826 --> 00:20:00.949
‫و هیچوقت به هیچ‌کسی
‫آسیبی نرسونده،

00:20:00.951 --> 00:20:04.491
‫مگه اینکه یه پهلوون گنده
‫بیاد هُلت بده با کله بری تو کاه

00:20:04.493 --> 00:20:06.574
‫- هی!
‫- ازت متنفرم!

00:20:06.576 --> 00:20:09.866
‫از طرفی، کوه‌ها، برآمدگی‌های بزرگ زمین هستن

00:20:09.868 --> 00:20:11.783
‫و دائماً مشکل‌ساز هستن

00:20:11.785 --> 00:20:15.491
‫از یخ‌زدگی گرفته تا دعوای قبایل سر مرز،
‫و همچنین حوادث ناگوار کایت‌سواری

00:20:15.493 --> 00:20:18.408
‫برای همینه که وقتی چیزی
‫رو کوه خطاب می‌کنیم،

00:20:18.410 --> 00:20:21.035
‫منظورمون اینه که اون چیز
‫خیلی دردسرسازه

00:20:23.035 --> 00:20:26.616
‫وقتی «نیرو» کلبه‌ای که قرار بود
‫بودلرها توش زندگی کنن رو توصیف کرد،

00:20:26.618 --> 00:20:29.076
‫در حال ساختن کوه از کاه نبود
‫[یعنی قضیه رو بزرگ نکرد]

00:20:30.285 --> 00:20:32.368
‫- اگه چیزی...
‫- خیلی کوچیکه

00:20:33.201 --> 00:20:35.033
‫از بقیه کلبه‌هام کوچکتره

00:20:35.035 --> 00:20:37.699
‫داشت از کوه، کاه می‌ساخت
‫[یعنی قضیه‌ی بزرگ رو کوچک کرد]

00:20:37.701 --> 00:20:40.118
‫- خرچنگ!
‫- کلبه‌مون خرچنگ داره!

00:20:46.993 --> 00:20:48.285
‫قارچ

00:20:49.160 --> 00:20:51.368
‫کلبه‌مون قارچ چکون داره!

00:20:55.000 --> 00:20:58.000
‫یتیم‌ها خوشحال هستند.
‫بهترین آموزش‌ها برایشان فراهم می‌شود

00:20:58.300 --> 00:20:59.000
‫اطلاعات غلط

00:20:59.410 --> 00:21:02.201
‫کلبه‌شون اطلاعات غلط داشت

00:21:08.118 --> 00:21:10.241
‫- مسخره‌اس
‫- میتونیم یکم بهش سر و سامون بدیم

00:21:10.243 --> 00:21:12.328
‫منظورم کلبه نیست،
‫مدرسه‌اس

00:21:12.331 --> 00:21:14.741
‫یتیم‌ها نباید بابت نداشتن
‫پدر و مادر تنبیه بشن

00:21:14.743 --> 00:21:16.908
‫و کی دست مردم و میبنده
‫تا دولا بشن و غذا بخورن؟

00:21:16.910 --> 00:21:19.949
‫میدونم، ولی باید به این عکس فکر کنیم

00:21:19.951 --> 00:21:22.283
‫مامان‌بابامون عضوی از یه انجمن بودن.
‫قیّم‌هامون هم همینطور

00:21:22.285 --> 00:21:24.533
‫شاید بخاطر همینه که این
‫اتفاقای بد برامون میافته

00:21:24.535 --> 00:21:26.175
‫اگه اینجا گیر بیفتیم هیچوقت
‫نمی‌تونیم دلیلشون رو کشف کنیم

00:21:26.785 --> 00:21:28.868
‫هرچی نباشه مدرسه‌اس. ببینیم
‫چی میتونیم یاد بگیریم

00:21:31.920 --> 00:21:38.920
ترجمه از علیرضا ابراهیمی

00:21:39.600 --> 00:21:50.600
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.

00:21:51.243 --> 00:21:53.785
‫صبح بخیر همگی، مِن جمله یتیم اخیرمون

00:21:59.451 --> 00:22:02.199
‫من آقای رمورا هستم و امروز،
‫برای درس هنرهای زبان،

00:22:02.201 --> 00:22:06.408
‫به گفتن خاطراتی از زندگی خودم
‫که بنظر جالب میان، ادامه میدم

00:22:06.410 --> 00:22:09.366
‫شما یادداشت برمیدارین، و در
‫آینده امتحان ازش گرفته میشه

00:22:09.368 --> 00:22:11.491
‫خب، یه روز، که فکر می‌کردم سه‌شنبه‌اس،

00:22:11.493 --> 00:22:14.491
‫دلم ماکارونی با پنیر می‌خواست،
‫پس به خودم گفتم،

00:22:14.493 --> 00:22:18.158
‫"امروز، سه شنبه، گمونم
‫یه‌کم ماکارونی و پنیر میخوام"

00:22:18.160 --> 00:22:20.366
‫مهمه که یادتون بمونه از اون
‫ماکارونی حلزونی‌ها

00:22:20.368 --> 00:22:23.783
‫یا پاپیونی‌ها، یا نیزه‌ای‌ها نبود

00:22:23.785 --> 00:22:25.283
‫نه، از اونا نبود...

00:22:25.285 --> 00:22:29.035
‫صبح بخیر بچه‌ها. میشه حواستون اینجا باشه؟

00:22:29.743 --> 00:22:32.285
‫با شما هم هستم، «دنیل»

00:22:33.951 --> 00:22:36.868
‫امروز یه یتیم جدید داریم

00:22:41.493 --> 00:22:45.699
‫بیان اینکه چقدر بدون پدر و مادرت
‫بهت سخت می‌گذره، واقعاً سخته،

00:22:45.701 --> 00:22:46.618
‫ولی سعیمونو می‌کنیم

00:22:47.326 --> 00:22:49.449
‫من خانم «بس» هستم،

00:22:49.451 --> 00:22:52.074
‫و درسمون رو در زمینه‌ی
‫دستگاه متریک ادامه میدیم،

00:22:52.076 --> 00:22:53.866
‫با اندازه‌گیری اشیای مختلف

00:22:53.868 --> 00:22:55.658
‫بعداً ازش کوییز میگیرم

00:22:55.660 --> 00:22:58.949
‫اولین چیزی که میخوایم اندازه
‫بگیریم، این شیشه سس مایونزه،

00:22:58.951 --> 00:23:00.826
‫که توی گاراژم پیداش کردم

00:23:01.576 --> 00:23:02.670
‫نامه‌ی بعدی

00:23:02.673 --> 00:23:05.715
‫"آموزشگاه موسیقیِ جولیارد عزیز"

00:23:06.243 --> 00:23:11.574
‫من از دستور قرار منع موقتتون،
‫به تاریخ 13 اکتبر، گیج شده‌ام

00:23:11.576 --> 00:23:13.410
‫سریعتر! مثه بچه یه ساله تایپ می‌کنی!

00:23:15.076 --> 00:23:16.076
‫کجا بودم؟

00:23:17.326 --> 00:23:19.910
‫"آموزشگاه موسیقیِ جولیارد عزیز"

00:23:20.951 --> 00:23:26.635
‫دستور قرار منع موقتتون،
‫به تاریخ 13 اکتبر، مرا سردرگم کرد

00:23:26.638 --> 00:23:28.324
‫مگر من چیکار کردم؟"

00:23:28.326 --> 00:23:30.041
‫به این میگید پروانه زدن؟

00:23:30.044 --> 00:23:33.408
‫والا پیرزن‌ها بهتر از شما پروانه میزنن!

00:23:33.410 --> 00:23:37.074
‫دوباره زیر صندلی‌ها قایم شدم،
‫درست مثل قدیما،

00:23:37.076 --> 00:23:40.368
‫که واسه ریختن نقشه‌هام و
‫پیدا کردن ته‌سیگار میومدم اینجا

00:23:41.035 --> 00:23:43.283
‫اون موقع معروف نبودین‌، رئیس؟
‫میدونم چه جس بدی داره

00:23:43.285 --> 00:23:45.574
‫نه. یاغی بودم

00:23:45.577 --> 00:23:47.648
‫شرط می‌بندم بقیه بهتون حسودی می‌کردن

00:23:47.651 --> 00:23:49.362
‫مگه اینکه اون‌موقع استعدادهاتون شکوفا نشده بود

00:23:49.365 --> 00:23:51.491
‫نه، اتفاقاً شکوفا شده بود

00:23:51.493 --> 00:23:53.741
‫همه‌ی دخترای مدرسه عاشقم بودن،

00:23:53.743 --> 00:23:56.324
‫و نه فقط بخاطر اینکه وقتی
‫راه می‌رفتن، پاهامو باز می‌کردم،

00:23:56.326 --> 00:24:01.574
‫من یه گرگ تنها،یه غریبه‌ی مرموز،
‫و عضو کلوب حشری‌ها بودم

00:24:01.576 --> 00:24:02.783
‫

00:24:02.785 --> 00:24:05.408
‫مطمئنم مدرسه از بازگشت من عاصیه،

00:24:05.410 --> 00:24:09.033
‫ولی اون کامپیوتر پیشرفته جلوی در اصلی،
‫نمیذاره از اونجا وارد شیم

00:24:09.035 --> 00:24:11.158
‫یکیو از داخل میخوایم،

00:24:11.160 --> 00:24:15.741
‫یه دانش آموز که کمکمون کنه نفوذ کنیم.
‫اگه نفوذ همون معنیو بده که منظورمه

00:24:15.743 --> 00:24:19.074
‫منظورتون "رخنه کردن محرمانه در یک موسسه" اس؟

00:24:19.076 --> 00:24:20.451
‫چه بچه‌ای حاضر میشه کمکمون کنه؟

00:24:21.243 --> 00:24:22.699
‫هی، ریقو!

00:24:22.701 --> 00:24:26.116
‫به زشتیه همون آشغالی هستی
‫که دیشب لای دندونام پیدا کردم!

00:24:26.118 --> 00:24:27.368
‫دختر کوچولو

00:24:28.576 --> 00:24:32.366
‫دختر کوچولو؟ 140 سانتر قدمه

00:24:32.368 --> 00:24:34.618
‫چه سنجاق سینه‌ی خوشگلی داری

00:24:37.326 --> 00:24:40.033
‫- چقدر میخریش
‫- ازت خوشم میاد

00:24:40.035 --> 00:24:43.241
‫- تو که یتیم نیستی، هستی؟
‫- بنظر میاد توی کلبه زندگی کنم؟

00:24:43.243 --> 00:24:45.199
‫

00:24:45.201 --> 00:24:47.410
‫بعد از مدرسه، منو
‫همین زیر ملاقات کن

00:24:53.326 --> 00:24:56.449
‫- روز اولت چطور بود؟
‫- چیزی جز داستان‌های بی‌مفهوم نشنیدم

00:24:56.451 --> 00:24:57.866
‫هنرهای زبان همینه دیگه

00:24:57.868 --> 00:25:00.158
‫منم کُل روز رو داشتم اندازه‌گیری‌های
‫بی‌معنی رو یادداشت می‌کردم

00:25:00.160 --> 00:25:01.993
‫ریاضیه دیگه. کار چطور بود، سانی؟

00:25:03.100 --> 00:25:04.400
‫کسل‌کننده

00:25:07.035 --> 00:25:09.324
‫کل روز توی کلاس بودیم
‫ولی هیچی یاد نگرفتیم

00:25:09.326 --> 00:25:11.699
‫باید یکی باشه که جواب
‫همه‌ی سوالامون رو بده

00:25:11.701 --> 00:25:14.491
‫- سلام، من لَری هستم، مسئول غذاتون
‫- ما تورو میشناسیم

00:25:14.494 --> 00:25:17.286
‫معلومه میشناسین. من توی سلف
‫کار می‌کنم. مگه کلاهمو نمی‌بینید؟

00:25:17.289 --> 00:25:20.310
‫خواهرم راست میگه، ما قبلا همو دیدیم.
‫توی دریاچه‌ی «لکریموز» گارسون بودی

00:25:20.313 --> 00:25:22.416
‫- لباس دلقک پوشیده بودی
‫- بهمون نعناع دادی

00:25:22.419 --> 00:25:25.658
‫خب، نعنا جزو برنامه‌ی غذایی
‫امروزمون نیست،

00:25:25.660 --> 00:25:27.324
‫ولی یه چیزی دارم که باید بهتون بدم

00:25:27.326 --> 00:25:29.408
‫- ربطی به والدینمون داره؟
‫- یا قیّم‌هامون؟

00:25:29.410 --> 00:25:31.491
‫یا شرایط عجیبمون؟

00:25:31.493 --> 00:25:34.618
‫همه‌ی سوالاتون پاسخ داده میشه،
‫به محض اینکه من اینو بهتون بدم...

00:25:37.951 --> 00:25:41.118
‫وایسا. مطمئنم یه جایی همینجاست

00:25:43.368 --> 00:25:44.574
‫از سر راهم برید کنار

00:25:44.576 --> 00:25:47.074
‫یه عالمه غذا میخوام
‫چون یه عالمه دوست‌داشتنی‌ام!

00:25:47.076 --> 00:25:50.908
‫- میتونی مثه بقیه تو صف وایسی
‫- کجاس؟ کوش؟

00:25:50.910 --> 00:25:53.741
‫مجبور نیستم. مجبور نیستم
‫کاری که دلم نمیخواد رو انجام بدم

00:25:53.743 --> 00:25:55.449
‫معاون «نیرو» منو از همه بیشتر دوست داره،

00:25:55.451 --> 00:25:59.699
‫و یه بوریتوی گوشت گاو و لوبیا، با
‫یه روبان روش، مخصوص من سرو میشه

00:25:59.701 --> 00:26:02.991
‫این ناهارمه که از خونه اوردم

00:26:02.993 --> 00:26:04.910
‫- برای ما چی داشتی؟
‫- بدش به من

00:26:06.076 --> 00:26:07.866
‫بگید من چقدر دوست‌داشتنی‌ام!

00:26:07.868 --> 00:26:10.576
‫- پیشبندشو نگاه کن!
‫- صورت خوشگلشو نگاه کن!

00:26:11.326 --> 00:26:14.033
‫- متاسفم. باید برم دنبال یه چیزی بگردم
‫- چی میخواستی بهمون بدی؟

00:26:14.035 --> 00:26:14.993
‫

00:26:18.493 --> 00:26:21.785
‫ماکارونی با پنیر،
‫با سوسیس آب‌پز!

00:26:22.535 --> 00:26:24.035
‫نه، ممنون

00:26:35.743 --> 00:26:37.783
‫فکر کنم دیر سر کلاس رفتن

00:26:37.785 --> 00:26:40.658
‫نه که غذای سلف
‫خودش تنبیه نیست!

00:26:40.660 --> 00:26:43.199
‫بودلرها، سر میز من جا هست،

00:26:43.201 --> 00:26:47.908
‫ولی متاسفانه منطقه‌ی
‫"ریقوها ممنوع" ـه

00:26:47.910 --> 00:26:50.388
‫یتیم‌های ریقو برن تو کلبه مخصوصشون!

00:26:50.449 --> 00:26:53.008
‫یتیم‌های ریقو برن تو کلبه مخصوصشون!

00:26:53.011 --> 00:26:57.908
‫یتیم‌های ریقو برن تو کلبه مخصوصشون!

00:26:57.910 --> 00:27:00.366
‫ولشون کن. خودت ریقویی!

00:27:00.368 --> 00:27:03.076
‫هیچ آدم عاقلی دلش نمیخواد
‫با تو غذا بخوره

00:27:04.368 --> 00:27:05.743
‫بیاین کنار ما بشینین

00:27:07.285 --> 00:27:08.741
‫باید کارملیتا رو ببخشی

00:27:08.743 --> 00:27:11.908
‫اون فاجعه‌اس، خانم بَس داره
‫زندگی پُر از جرمشو بررسی می‌کنه

00:27:11.910 --> 00:27:13.616
‫خواهرم یه شعر در وصفش نوشته

00:27:13.618 --> 00:27:15.851
‫"ترجیح میدم یه کاسه از خفاش‌های
‫خون‌اشام رو بخورم

00:27:15.854 --> 00:27:18.033
‫ولی یک ساعت با کارملیتا اسپس
‫وقت نگذرونم"

00:27:18.035 --> 00:27:20.271
‫این دوبیتی ـه. «آگدن نش» از اینا می‌گفت

00:27:20.274 --> 00:27:22.625
‫میدونم. همه کاراشو خوندم

00:27:23.222 --> 00:27:25.387
‫من «ایزادورا کواگمایر» هستم، و ایشون
‫برادرام «دانکن» هستش

00:27:25.390 --> 00:27:28.305
‫منم ویولت بودلر هستم، و این برادرم
‫کلاوس و خواهرم سانی هستش

00:27:28.308 --> 00:27:29.516
‫از آشناییت خوشوقتم

00:27:32.464 --> 00:27:34.199
‫اینجا جای اینکارا نیست

00:27:34.201 --> 00:27:37.039
‫از همین الان بهتون هشدار میدیم، سیب‌های
‫اینجا مزه‌ی سگ مرده میدن!

00:27:37.042 --> 00:27:39.449
‫همه‌چی اینجا ناخوشایند بنظر میاد

00:27:39.451 --> 00:27:41.116
‫امیدوارم از کلبه‌ی یتیم‌ها
‫جون سالم به در ببرین

00:27:41.118 --> 00:27:43.766
‫واقعا فاجعه‌اس. تا دیروز
‫اونجا زندگی میکردیم

00:27:43.769 --> 00:27:45.035
‫شما هم یتیمین؟

00:27:45.038 --> 00:27:49.241
‫والدین‌مون رو توی آتش‌سوزی از
‫دست دادیم. و همینطور برادرمون، «کوییگلی»

00:27:49.243 --> 00:27:50.574
‫سه‌قلو بودیم

00:27:50.576 --> 00:27:54.743
‫- از این بابت متاسفیم
‫- ما هم والدینمون رو توی آتش‌سوزی از دست دادیم

00:27:56.076 --> 00:27:59.951
‫منصفانه نیست. یه دقیقه در
‫امانی و خوشحالی و...

00:28:01.993 --> 00:28:04.951
‫- توی خونه‌ای، بعدش...
‫- توی کلبه‌ای پر از خرچنگی!

00:28:05.701 --> 00:28:09.074
‫حداقل می‌تونیم یه فکری به حال خرچنگ‌ها
‫بکنیم. شما چطوری باهاشون کنار اومدین؟

00:28:09.076 --> 00:28:11.949
‫ما به پایین کفشمون نوار فلزی
‫زدیم تا وقتی راه میریم کلی سر و صدا کنه

00:28:11.951 --> 00:28:15.366
‫خرچنگ‌ها رو می‌ترسوند، ولی بعدش که باید همش
‫رو نوک پا راه می‌رفتیم، خیلی خسته‌کننده بود

00:28:15.368 --> 00:28:16.741
‫هیشکی از نوک‌پا راه رفتن خوشش نمیاد

00:28:16.743 --> 00:28:18.241
‫یتیم‌های ریقو

00:28:18.243 --> 00:28:19.658
‫برن تو کلبه‌ی مخصوصشون!

00:28:19.660 --> 00:28:22.535
‫یتیم‌های ریقو برن تو کلبه‌ی مخصوصشون!

00:28:24.451 --> 00:28:27.658
‫از وقتی «نیرو» براش اون کفشای
‫پاشنه‌بلند رو گرفته، بدتر شده!

00:28:27.660 --> 00:28:29.866
‫می‌تونم یه چیزی اختراع کنم که
‫اندازه‌ی کفش پاشنه‌بلند خسته‌مون نکنه

00:28:29.868 --> 00:28:32.201
‫ولی ماده اولیه نیاز دارم. میشه همه
‫جیب‌هاشونو خالی کنن؟

00:28:52.868 --> 00:28:54.616
‫اینو از کجا آوردی؟

00:28:54.618 --> 00:28:56.535
‫از قاطی آشغالای خونه‌ی مامان بابامون

00:29:00.326 --> 00:29:02.326
‫فکر کنم باید دربارش حرف بزنیم

00:29:05.785 --> 00:29:08.449
‫توی خاکسترها پیداش کردیم.
‫قبلا ندیده بودیمش

00:29:08.451 --> 00:29:11.824
‫نمیتونه تصادفی باشه. دوتا آتش‌سوزی،
‫دو نیمه از یه تلسکوپ

00:29:11.826 --> 00:29:13.449
‫فکر نکنم این یه تلسکوپ ساده باشه

00:29:13.451 --> 00:29:16.824
‫روش صفحه‌ی شماره‌گیری داره، مثل همونایی
‫که برای رمزگشایی دربارشون خونده بودم

00:29:16.826 --> 00:29:19.116
‫چرا والدینمون باید یه دستگاه
‫برای رمزگشایی داشته باشن؟

00:29:19.118 --> 00:29:21.658
‫چرا والدین ماهم باید جفت همونو داشته باشن؟

00:29:21.660 --> 00:29:22.908
‫حتما همدیگه رو می‌شناختن

00:29:22.910 --> 00:29:26.324
‫پس چرا ما همو نمی‌شناسیم؟
‫ظاهرا همه چیزو ازمون مخفی کردن

00:29:26.326 --> 00:29:27.326
‫مرسی سانی

00:29:28.826 --> 00:29:32.158
‫شاید میخواستن بهمون بگو،
‫ولی هیچوقت فرصتش پیش نیومد

00:29:32.160 --> 00:29:35.324
‫- شایدم بنا به دلایلی مخفیش کردن
‫- منظورت اینه خطرناکه؟

00:29:35.326 --> 00:29:37.408
‫شاید. مطمئنی تاحالا اسم
‫کنت الاف به گوشت نخورده؟

00:29:37.410 --> 00:29:40.241
‫مطمئنم. ولی از وقتی مامان‌ بابامون مردن،

00:29:40.243 --> 00:29:41.949
‫چیزایی دیدیم که غیرقابل توضیحن

00:29:41.951 --> 00:29:44.118
‫ما هم همینطور. حتما یه
‫ربطی بهم دارن

00:29:53.660 --> 00:29:54.743
‫یه ذره بهتر شد

00:29:57.243 --> 00:30:00.324
‫هم خرچنگ‌ها رو می‌ترسونه
‫هم به کلبه‌مون سر و شکل داده

00:30:00.326 --> 00:30:01.285
‫خیلی بهتر شد

00:30:03.451 --> 00:30:07.199
‫توی خونه‌ی عمه «ژوزفین»، یه کتابی پیدا
‫کردیم که احتمالا جواب سوالامون توش بود

00:30:07.201 --> 00:30:09.616
‫ولی قبل اینکه فرصت خوندنش برامون
‫پیش بیاد، توی طوفان گمش کردیم

00:30:09.618 --> 00:30:10.658
‫شبیه این کتاب بود؟

00:30:10.660 --> 00:30:14.116
‫قیم قبلی‌مون بعد از اینکه زنش
‫رو از دست داد، توی گاوصندوق مخفیش کرد

00:30:14.118 --> 00:30:16.616
‫اگه این همون کتاب باشه، باید
‫نسخه‌های بیشتری ازش موجود باشه

00:30:16.618 --> 00:30:18.991
‫- ولی چطور می‌تونیم یکیشو پیدا کنیم؟
‫- کتابخونه‌ی مدرسه بازه؟

00:30:18.993 --> 00:30:20.491
‫زیاد نه

00:30:20.493 --> 00:30:23.116
‫برو بیرون. یه خاکسپاری
‫محترمانه براش برگزار کن

00:30:23.118 --> 00:30:25.074
‫ولی تو گفتی "کشتن مرغ مقلد" رو دوست داری،
‫[عنوان کتاب]

00:30:25.076 --> 00:30:26.283
‫منم برات انجامش دادم

00:30:26.285 --> 00:30:27.490
‫این آخرین فرصتته

00:30:27.493 --> 00:30:28.741
‫دفعه بعدی به مامانت زنگ میزنم

00:30:28.743 --> 00:30:30.826
‫و کفشاتو می‌دزدم

00:30:34.410 --> 00:30:37.699
‫بوی کسایی میاد که مامان‌باباشون
‫رو توی آتیش‌سوزی از دست دادن

00:30:40.784 --> 00:30:43.698
‫کواگمایرها و بودلرها

00:30:43.701 --> 00:30:46.449
‫از دیدنتون خوشحالم، و البته از اینکه
‫کنار هم می‌بینمتون

00:30:46.451 --> 00:30:47.526
‫کتابخونه هنوز بازه؟

00:30:47.529 --> 00:30:50.752
‫کم‌کم داشتم می‌بستم.
‫ده دقیقه زود میگذره

00:30:50.755 --> 00:30:53.991
‫- ولی میتونید فردا بیاید
‫- نمیتونیم تا فردا صبر کنیم. خواهش می‌کنم

00:30:53.993 --> 00:30:55.741
‫- دنبال یه کتابیم
‫- یه کتاب مهم

00:30:55.743 --> 00:30:56.908
‫احتمالا جواب همه‌ی

00:30:56.910 --> 00:30:58.823
‫- سوالاتمون توشه
‫- اسمش چیه؟

00:30:58.826 --> 00:31:00.868
‫"تاریخچه‌ی ناکامل سازمان‌های مخفی"

00:31:01.535 --> 00:31:03.118
‫ببینم چیکار میتونم بکنم

00:31:07.910 --> 00:31:11.241
‫فقط چند دقیقه وقت داریم قبل اینکه
‫معاون «نیرو» بیاد یه سر و گوش آب بده

00:31:11.243 --> 00:31:14.158
‫اگه اینجا ببینتتون، مجبورتون می‌کنه
‫ناخن‌های پاشو بگیرین

00:31:14.160 --> 00:31:15.616
‫- راه نداره!
‫- چرا!

00:31:15.618 --> 00:31:16.908
‫چرا

00:31:16.910 --> 00:31:19.074
‫احیاناً شماره‌ی رده‌بندی دیویی ـش رو نمیدونین؟
‫[یک‌جور شماره‌گذاری کتاب‌ها در آمریکا]

00:31:19.076 --> 00:31:20.658
‫حتی نویسنده‌اش رو هم نمی‌دونیم کیه

00:31:20.660 --> 00:31:22.951
‫اشکالی نداره. من برا
‫همین کارا اینجام

00:31:24.910 --> 00:31:30.118
‫بذار ببینم. تاریخچه‌ی ناکامل
‫سازمان‌های مخفی

00:31:37.117 --> 00:31:39.073
‫- متاسفم
‫- ندارینش!

00:31:39.076 --> 00:31:41.533
‫با توجه به بودجه‌ی کم،
‫زیرسازی‌های مزخرف،

00:31:41.535 --> 00:31:43.760
‫و اولویت‌های معاون مدرسه،

00:31:43.763 --> 00:31:46.866
‫اینجا تبدیل به یه نهاد متزلزل شده

00:31:46.868 --> 00:31:50.326
‫اگرچه، چندتا کتاب دیگه دارم
‫که فکر کنم خوشتون بیاد

00:31:51.951 --> 00:31:54.118
‫تاریخچه‌ی ناکامل خیانت؟

00:31:56.826 --> 00:32:00.243
‫تاریخچه‌ی ناکامل مبالغه؟

00:32:02.368 --> 00:32:04.826
‫یا، تاریخچه‌ی ناکامل تاریخ؟

00:32:07.493 --> 00:32:09.618
‫اینا باحال بنظر میان، ولی...

00:32:10.701 --> 00:32:11.826
‫میدونم

00:32:12.743 --> 00:32:15.324
‫تو هر کتابخونه‌ای، یه کتاب هست

00:32:15.326 --> 00:32:18.783
‫که جواب سوالی که ذهنتونو
‫مشغول کرده، توش وجود داره

00:32:18.785 --> 00:32:20.616
‫اینو کجا شنیدین؟

00:32:20.618 --> 00:32:22.951
‫نمیدونم. حتما یه جا خوندمش. چطور مگه؟

00:32:24.285 --> 00:32:25.826
‫بابامون یه بار اینو گفت

00:32:27.160 --> 00:32:30.491
‫خیلی بده که آدم‌های مهم
‫از زندگیتون برن، مگه نه؟

00:32:30.493 --> 00:32:33.033
‫سوالیه که شب و روز به ذهنتون خطور می‌کنه،

00:32:33.035 --> 00:32:36.533
‫و هیچوقت نمیدونین که قراره
‫جواب سوالو پیدا کنین یا نه

00:32:36.535 --> 00:32:40.199
‫ما فکر می‌کنیم که میشه جوابو پیدا کرد،
‫به‌شرطی که کتابو پیدا کنیم

00:32:40.201 --> 00:32:41.076
‫متوجهم

00:32:41.951 --> 00:32:44.866
‫خب، یکی از دوستای من، حالا که
‫پایان‌نامه‌اش رو ول کرده

00:32:44.868 --> 00:32:48.366
‫تا بوکسور سبک‌وزن بشه، قراره
‫برام یه سری از کتاباشو بفرسته

00:32:48.368 --> 00:32:51.576
‫درباره اون کتاب ازش میپرسم. و شما
‫میتونین تا یکی دو روز دیگه خبرشو ازم بگیرین

00:32:53.118 --> 00:32:54.449
‫اشکالی نداره یه نگاه به دور و بر بندازیم؟

00:32:56.368 --> 00:32:57.658
‫- لعنتی
‫- لعنتی؟

00:32:57.660 --> 00:33:00.365
‫معاون «نیرو» تا چند لحظه دیگه...

00:33:00.368 --> 00:33:02.283
‫"معاون «نیرو» تا چند لحظه دیگه..."

00:33:02.285 --> 00:33:05.951
‫معاون «نیرو» همین الانشم اینجاست،
‫و کتابخونه باید الان بسته باشه!

00:33:06.701 --> 00:33:10.560
‫بسته‌اس، و خالیه.
‫حتما توهم زدی

00:33:12.410 --> 00:33:14.783
‫- این فقط یکبار روم جواب داد
‫- لعنتی!

00:33:14.785 --> 00:33:17.324
‫تا ده دقیقه دیگه به
‫زمین ورزش گزارش بدین

00:33:17.326 --> 00:33:18.491
‫حضور همه الزامیه

00:33:18.493 --> 00:33:20.417
‫الزامی یعنی "هرکی نیاد،

00:33:20.420 --> 00:33:23.090
‫باید برام آبنبات بخره
‫و وایسه جلوم تا بخورمش"

00:33:23.093 --> 00:33:25.627
‫- اینکارو نمی‌کنه!
‫- چرا!

00:33:25.630 --> 00:33:27.339
‫چرا می‌کنم

00:33:28.743 --> 00:33:30.449
‫امروز روز خیلی هیجان‌انگیزی برای منه،

00:33:30.451 --> 00:33:32.991
‫پس شما یتیم‌ها و شما دوقلوها
‫هم باید هیجان‌زده باشین

00:33:32.993 --> 00:33:34.824
‫کواگمایرها سه‌قلو ان

00:33:34.826 --> 00:33:37.741
‫به سه‌‌قلوهایی که یکیشون توی
‫آتیش جزغاله شده باشه، میگن "دوقلو"

00:33:37.743 --> 00:33:41.533
‫و اگر منو ببخشین، باید ویولنم رو برای
‫گردهمایی انگیزشی قبل مسابقه آماده کنم

00:33:41.535 --> 00:33:43.866
‫به مدرسه‌ی پروفراک خوش اومدین، بودلرها

00:33:43.868 --> 00:33:47.241
‫در دنیایی که به‌وسیله‌ی فساد
‫و تکبر اداره میشه،

00:33:47.243 --> 00:33:52.158
‫پایبند موندن به عقاید فلسفی
‫و ادبی، خیلی سخته

00:33:52.160 --> 00:33:53.324
‫همگی از صمیم قلب موافقیم

00:33:53.326 --> 00:33:56.074
‫همه‌ی آدمهای محترم موافقن

00:33:56.076 --> 00:33:57.533
‫میخواستم هرجور شده اون کتابو پیدا کنم

00:33:57.535 --> 00:33:59.366
‫هنوزم میتونیم. بعد از گردهمایی انگیزشی
‫براش یه نقشه می‌کشیم

00:33:59.368 --> 00:34:01.491
‫نمیدونم کدوم بدتره، کلمه‌ی
‫"گردهمایی" یا "انگیزشی"

00:34:01.493 --> 00:34:04.116
‫- چند ساعت طول میکشه
‫- از خوابگاه دزدکی میوه می‌دزدیم

00:34:04.118 --> 00:34:06.699
‫- برای شما هم میاریم
‫- ممنون

00:34:06.701 --> 00:34:09.283
‫مشکلی نیست. اتاق جاروهای
‫ما درست بغل سبد میوه‌اس

00:34:09.285 --> 00:34:12.991
‫منظورم میوه نبود. ممنون بابت اینکه
‫باعث شدین حس خونه بهمون دست بده

00:34:12.993 --> 00:34:15.241
‫خیلی وقته حس خونه بودن
‫بهمون دست نداده

00:34:15.243 --> 00:34:16.866
‫مطمئنم الان میدونین

00:34:16.868 --> 00:34:19.118
‫- چیو؟
‫- دوستای واقعی به چه دردی میخورن

00:34:20.826 --> 00:34:22.029
‫بزودی می‌بینمتون

00:34:27.326 --> 00:34:29.824
‫بجنب لری، یادت بیاد تو مدرسه‌ چطور
‫یادت دادین قفل درو باز کنی

00:34:29.826 --> 00:34:34.158
‫فقط باید قفلو بشکونی، بری داخل، کتابو
‫برداری، بدیش به بودلرها، از شغلت توی سلف سرویس

00:34:34.160 --> 00:34:36.574
‫استعفا بدی، و بعدشم دیگه هیچوقت
‫به این مدرسه‌ی نکبت برنگردی

00:34:36.576 --> 00:34:38.949
‫- مگر اینکه یه قرار تجدید دیدار بذارن
‫- داری قفلو باز می‌کنی بری داخل!

00:34:38.951 --> 00:34:41.866
‫نه، اینطور نیست. یعنی، اشکال
‫نداره. من یه آدم بزرگم

00:34:41.868 --> 00:34:44.074
‫- به معاون «نیرو» میگم
‫- نیازی به اینکار نیست

00:34:44.076 --> 00:34:47.574
‫فقط کافیه یه جیغ بکشم
‫تا درجا اخراجت کنه

00:34:47.576 --> 00:34:49.824
‫مگر اینکه یه چیزی بهم بدی

00:34:49.826 --> 00:34:52.505
‫همین الانشم نصف غذامو بهت دادم

00:34:54.701 --> 00:34:56.199
‫باشه، باشه!

00:34:56.201 --> 00:34:59.033
‫بگو چی میخوای، از
‫ته دلت چی میخوای

00:34:59.035 --> 00:35:01.160
‫بهت میگم چی میخوام،

00:35:01.951 --> 00:35:06.118
‫از تهِ تهِ دلم، چی میخوام

00:35:16.160 --> 00:35:18.660
‫سلام، سلام، سلام

00:35:20.035 --> 00:35:23.701
‫یتیم‌های بیچاره‌ای مثل شما
‫توی همچین جایی چیکار می‌کنن؟

00:35:24.326 --> 00:35:27.283
‫- تو کی هستی؟
‫- جوری وانمود نکن که انگار این صورت خوشگل

00:35:27.285 --> 00:35:30.283
‫چه توی خواب، و چه توی بیداری،
‫هر روز به سراغت نمیاد

00:35:30.285 --> 00:35:32.283
‫هیچوقت از دست من خلاص نمیشین

00:35:32.285 --> 00:35:34.033
‫هیچوقت در امان نخواهید بود

00:35:34.035 --> 00:35:39.866
‫چیزای زیادی برای یاد گرفتن هست،
‫یتیم‌ها، و من اینجام تا بهتون یاد بدم

00:35:39.868 --> 00:35:42.658
‫سه تای شما بهتره... وایسا ببینم

00:35:42.660 --> 00:35:45.908
‫شما دوتا بهتره... وایسا.
‫اون ریزه‌میزه کجاست؟

00:35:45.910 --> 00:35:46.868
‫یک، دو...

00:35:49.243 --> 00:35:51.116
‫شما بودلرها نیستین. شما کی‌اید؟

00:35:51.118 --> 00:35:52.660
‫تو کی‌ای، خدانشناس؟

00:35:53.785 --> 00:35:55.660
‫خدانشناس؟

00:35:56.368 --> 00:35:59.991
‫حالا فهمیدم شما کی هستین

00:35:59.993 --> 00:36:03.616
‫- عین مادرت رفتار می‌کنی، کوییگلی
‫- دانکن

00:36:03.618 --> 00:36:08.033
‫"ای تو، خدانشناس، هیچوقت دیگه درهای
‫این‌ آشیانه‌ی هواپیما رو با حضورت، تاریک نکن"

00:36:08.035 --> 00:36:09.616
‫چه زن خسته‌کننده‌ای!

00:36:09.618 --> 00:36:13.324
‫همش درحال خوندن اشعار ایتالیایی
‫و فعال‌کردن راه‌های خروج اضطراری بود

00:36:13.326 --> 00:36:16.949
‫- مادرمون رو از کجا میشناسی؟
‫- من همه چیزو میدونم، یتیم‌ها

00:36:16.951 --> 00:36:20.074
‫تعداد موهای روی سرتون رو میدونم،

00:36:20.076 --> 00:36:22.616
‫تعداد جواهرات یاقوتتون، توی
‫طاق‌های مخفیتون رو میدونم

00:36:22.618 --> 00:36:25.949
‫تعداد سنگ‌ قبرهای
‫کل خانواده‌تون رو میدونم

00:36:25.951 --> 00:36:30.449
‫خب، خب، خب، بنظر میرسه این سفر
‫به پروفراک قراره برام دو تا ارثیه رقم بزنه!

00:36:30.451 --> 00:36:33.074
‫و هیچکی نمیتونه جلومو بگیره!

00:36:33.076 --> 00:36:36.033
‫غذامو پس بده، ای خدانشناس!

00:36:36.035 --> 00:36:38.743
‫لری؟ چی...

00:36:45.951 --> 00:36:48.699
‫- یه ابرو
‫- شرط میبندم روی قوزک پاش هم خالکوبی داره

00:36:48.701 --> 00:36:51.372
‫باید به بودلرها خبر بدیم، یه
‫اتفاق خیلی هولناک قراره بیفته،

00:36:51.375 --> 00:36:53.116
‫یه چیزی بدتر از گردهمایی انگیزشی

00:36:57.576 --> 00:37:00.408
‫حرکت کنین. زود باشین.
‫با شماهام، چیرلیدرها

00:37:00.410 --> 00:37:01.993
‫لباستو بپوش!

00:37:02.618 --> 00:37:05.324
‫عجله کن، آموزشیارِ سلامت و بهداشت

00:37:05.326 --> 00:37:09.660
‫عبارت "مطالعاتِ مرتباط با جنسیت
‫علوم مختلف" رو ترجیح میدم

00:37:15.076 --> 00:37:18.324
‫- چرا ولم نمی‌کنی؟
‫- هنوز گرسنه‌ام

00:37:18.326 --> 00:37:21.574
‫نصف دیگه‌ی غذام هم بهت دادم.
‫فکر کنم توافق کردیم که منصفانه‌اس

00:37:21.576 --> 00:37:23.201
‫من گرسنه‌ی انتقامم

00:37:23.993 --> 00:37:27.074
‫- چیِ؟
‫- به اندازه کافی مجبورم کردی سختی بکشم

00:37:27.076 --> 00:37:28.908
‫منوی غذا توسط اعضای
‫هیئت مدیره انتخاب میشه

00:37:28.910 --> 00:37:31.408
‫برای سال‌ها توی برنامه‌ی
‫کاری من دخالت کردی،

00:37:31.410 --> 00:37:35.324
‫همش حرف اخلاق و ادبیات می‌زدی،
‫و زندگیمو به گند کشیدی

00:37:35.326 --> 00:37:39.699
‫خب، داری آخرین روزهای
‫پیروزیت رو سپری می‌کنی

00:37:39.701 --> 00:37:41.743
‫هیچ نمی‌فهمم از چی حرف میزنی

00:37:43.035 --> 00:37:45.991
‫- کارم چطور بود؟
‫- خط‌های آخرو باید خودم میگفتم

00:37:45.993 --> 00:37:48.741
‫- وقتی اونارو میگم خیلی دوست‌داشتنی میشم
‫- آره، ولی بحث تئاتر، رسوندن مفهومه

00:37:48.743 --> 00:37:52.949
‫- باشه، بیا از بالا دوباره شروع کنیم
‫-از اول. "بالا"؟ از اول دوباره شروع کنیم

00:37:52.951 --> 00:37:55.491
‫میدونی چیه؟ اشکالی نداره.
‫الان بزرگترها دارن حرف میزنن

00:37:55.493 --> 00:37:56.910
‫خیله خب، باشه

00:37:58.993 --> 00:38:00.908
‫با بچه‌ها دستت تو
‫یه کاسه‌اس، درست میگم؟

00:38:00.910 --> 00:38:03.076
‫نه، تو هیچیو درست نمیگی

00:38:04.076 --> 00:38:06.699
‫می‌بینم که هنوزم به اخلاق و وجدان وفاداری

00:38:06.701 --> 00:38:08.283
‫تنها چیزی که تغییر کرده، موهاته

00:38:08.285 --> 00:38:11.783
‫این تورِ مو ـه، گذاشتم سرم
‫چون اداره‌ی آموزش دستور داده بود

00:38:11.785 --> 00:38:14.366
‫تو سازمان ما، بهش میگن نفوذ موفق

00:38:14.368 --> 00:38:17.491
‫همین الان یاد گرفتم معنیش یعنی
‫چی، ولی دوباره فراموشش کردم

00:38:17.493 --> 00:38:21.491
‫تنها چیزی که باید یادت بمونه، اُلاف،
‫اینه که اندفعه ما یه پله ازت جلوتریم

00:38:21.493 --> 00:38:24.493
‫ببین کسی که سینی لازانیا رو تمیز
‫می‌کنه، چه حرفای خفنی داره میزنه!

00:38:27.826 --> 00:38:29.658
‫کانلونی
‫[ماکارونی درشت]

00:38:29.660 --> 00:38:32.283
‫جرئت نمیکنی. این فقط
‫برای خشک کردنه

00:38:32.285 --> 00:38:33.408
‫شانس آوردی،

00:38:33.410 --> 00:38:36.410
‫چون داریم می‌بریمت
‫اتاق نظافتچی

00:38:38.410 --> 00:38:40.533
‫نمیدونم چطوری اومدی اینجا

00:38:40.535 --> 00:38:41.908
‫یه دختر درو برام باز کرد

00:38:41.910 --> 00:38:44.908
‫- ولی ما دوباره می‌فرستیمت بیرون
‫- منظورت چیه، "ما"؟

00:38:44.910 --> 00:38:48.158
‫ضمیر جمع اول شخصه.
‫من دست‌تنها نیستم

00:38:48.160 --> 00:38:51.616
‫خدای من، پس همراه داری.
‫همکار پیدا کردی

00:38:51.618 --> 00:38:53.685
‫چرا به فکر من نرسید؟

00:38:53.688 --> 00:38:56.741
‫- "انگارد"!
‫- به فرانسوی یعنی "گیرت انداختیم"!

00:38:56.743 --> 00:38:58.872
‫فکر می‌کنی میتونی برنده بشی؟

00:38:58.875 --> 00:39:02.660
‫کاملا

00:39:03.868 --> 00:39:05.991
‫و میدونی چرا؟

00:39:05.993 --> 00:39:08.616
‫شاید تو هوش و مهارتشو داشته باشی

00:39:08.618 --> 00:39:12.866
‫شاید کدهای محرمانه و
‫کتابخونه‌های مخفی رو داشته باشی

00:39:12.868 --> 00:39:17.741
‫شاید دانش و کمال لازم رو به همراه
‫اشعاری که به حافظه سپردی، داشته باشی

00:39:17.743 --> 00:39:20.910
‫- ولی میدونی من چی دارم؟
‫- چی؟

00:39:23.618 --> 00:39:25.285
‫- نخ بده
‫- یه سنجاق سینه...

00:39:26.368 --> 00:39:28.658
‫یه سنجاق سینه‌ی جواهری!

00:39:28.660 --> 00:39:29.535
‫چی؟

00:39:30.160 --> 00:39:33.699
‫- بله، یه سنجاق سینه...وایسا، چی؟
‫- یه...

00:39:33.701 --> 00:39:39.033
‫یه نقشه! من نقشه دارم! تو همچین
‫جاسوس خوبی نیستی، بَری

00:39:39.035 --> 00:39:40.576
‫لَری، گارسونت

00:39:41.326 --> 00:39:44.741
‫میدونی درباره صنعت غذا چی میگن؟

00:39:44.743 --> 00:39:47.783
‫تجارت خیلی خیلی سردیه

00:39:54.243 --> 00:39:57.451
‫حالا بریم سراغ گردهمایی

00:40:00.326 --> 00:40:02.116
‫- پروف...
‫- راک!

00:40:02.118 --> 00:40:07.324
‫پروفراک! پروفراک! پروفراک! پروفراک!

00:40:07.326 --> 00:40:09.491
‫- بودلرها!
‫- فکر کنم در خطرین!

00:40:09.493 --> 00:40:10.408
‫چی شده؟

00:40:10.410 --> 00:40:13.283
‫هیچ خطری بودلرها رو تهدید نمی‌کنه

00:40:13.285 --> 00:40:15.741
‫در حقیقت، زنم چند دقیقه پیش اومد دم دفتر

00:40:15.743 --> 00:40:18.616
‫و یه نسخه از روزنامه‌ی امروز «دیلی پونکتیلیو»
‫هم با خودش آورد،

00:40:18.618 --> 00:40:21.408
‫حالا صبر کنید تا سر تیتر اخبارو ببینید

00:40:23.368 --> 00:40:25.961
‫- الو؟
‫- لری هستم، گارسون شما

00:40:28.118 --> 00:40:30.408
‫انگار هوا خیلی سرده. توی کوهستانی؟

00:40:30.410 --> 00:40:32.616
‫تا آخر فصل نباید بریم اونجا

00:40:32.618 --> 00:40:35.951
‫- کتابو رسوندی؟
‫- یه مقدار کار پیچیده شد

00:40:36.618 --> 00:40:37.938
‫آره

00:40:37.941 --> 00:40:40.283
‫آره. حتی تورِ موم هم گرفتن

00:40:40.285 --> 00:40:42.533
‫هیچ‌جوره نمیشه جلوشونو گرفت.
‫حتما داری یخ میزنی

00:40:42.535 --> 00:40:45.366
‫یه ذره بپر بپر کن، یا سعی کن یکی از
‫داستان‌های جک لندن رو از حافظه بخونی

00:40:45.368 --> 00:40:48.449
‫فکر خوبیه. میشه یه...

00:40:48.451 --> 00:40:50.785
‫آره حتما. یه تاکسی برات میفرستم

00:41:02.993 --> 00:41:05.366
‫- پو، پشت خطی؟ حواست کجاس؟
‫- چی؟

00:41:05.368 --> 00:41:08.491
‫نه، معذرت میخوام آقای تمرلین.
‫همش تقصیر این منشیمه

00:41:08.493 --> 00:41:11.012
‫میدونید وقتی دستیارهای سطح بالا
‫داشته باشی، چجوری میشه دیگه

00:41:11.015 --> 00:41:14.013
‫دم به دقیقه، تلفنشون زنگ میخوره
‫و میرن زیر میز،

00:41:14.016 --> 00:41:16.951
‫احتمالا برای برداشتن خودکارشون
‫که انداختن

00:41:18.201 --> 00:41:21.199
‫- دوباره
‫- اسنیکت؟ باید بری دنبال یکی، سریعاً

00:41:21.201 --> 00:41:24.324
‫فهمیدم. حله. از کاه، کوه نساز

00:41:24.326 --> 00:41:25.993
‫- دنیا...
‫- اینجا آرومه

00:41:26.660 --> 00:41:28.241
‫دنیا اینجا آرومه

00:41:28.243 --> 00:41:32.783
‫این عبارت شاید براتون عجیب جلوه کنه،
‫مثل شعار یک سازمان مخفی،

00:41:32.785 --> 00:41:35.783
‫یا چیزی که برادرتون وقتی
‫سوار تاکسی میشه میگه

00:41:35.785 --> 00:41:38.743
‫تا قاچاقی از مرز ردتون کنه،
‫ببرتتون بالای کوه

00:41:39.410 --> 00:41:43.533
‫وقتی دنیا آشوبه، جوری بنظر
‫میاد که انگار دنیا داره از هم می‌پاشه

00:41:46.118 --> 00:41:47.366
‫چی دیدین؟

00:41:47.368 --> 00:41:49.533
‫- فکر کنم کنت الاف رو دیدیم
‫- چی؟

00:41:49.535 --> 00:41:51.574
‫حتی صحبت خصوصی
‫کردن هم سخته

00:41:51.576 --> 00:41:54.324
‫- فکر می‌کنیم کنت الاف اینجاست
‫- چی؟

00:41:54.326 --> 00:41:58.493
‫ممنون. ممنون. خوش اومدید به
‫گردهمایی انگیزشی اجباری!

00:41:59.326 --> 00:42:02.783
‫نمیدونم کدومو بیشتر دوست دارم.
‫کلمه‌ی "گردهمایی" یا "انگیزشی"

00:42:02.785 --> 00:42:05.324
‫- من گردهمایی رو دوست دارم
‫- من انگیزشی رو دوست دارم

00:42:05.326 --> 00:42:07.533
‫شاید بهتر باشه
‫از حیوونمون بپرسیم! نظر شما چیه؟

00:42:09.493 --> 00:42:12.283
‫- حیوون چیه؟
‫- یه اسب مُرده

00:42:12.285 --> 00:42:14.074
‫انگاری گفتی...

00:42:14.076 --> 00:42:16.491
‫اسب مرده. ولی گوش کن، این مهم نیست

00:42:16.493 --> 00:42:18.949
‫- کی نمی‌تونه شکست بخوره؟
‫- یه اسب مرده!

00:42:19.016 --> 00:42:21.574
‫- کی نمی‌تونه شکست بخوره؟
‫- یه اسب مرده!

00:42:21.576 --> 00:42:23.951
‫

00:42:27.951 --> 00:42:28.991
‫باید گوش کنی

00:42:28.993 --> 00:42:30.366
‫من و برادرم دیدیم...
‫- هیس!

00:42:30.368 --> 00:42:32.283
‫میدونم از وقتی که ورزشکارا، چیرلیدرها

00:42:32.285 --> 00:42:36.158
‫و معلم ورزش عزیزمون در راه
‫بازگشت از اون بازی خارج از خونه،

00:42:36.160 --> 00:42:37.783
‫ناپدید شدن، اوضاع به سرِ حالیِ قبل نیست

00:42:37.785 --> 00:42:41.033
‫ولی مدرسه پیش‌دانشگاهی
‫پروفراک یه شعار داره

00:42:41.035 --> 00:42:43.660
‫"ممنتو موری"

00:42:44.493 --> 00:42:46.283
‫یه نوشته‌ی باستانی یونانی...

00:42:46.285 --> 00:42:47.324
‫لاتین

00:42:47.326 --> 00:42:51.074
‫به معنی "یادت باشه خواهی مرد"

00:42:51.076 --> 00:42:54.815
‫و بزودی، خورشید غروب می‌کنه،
‫و چرخ زندگی از چرخش می‌ایسته،

00:42:55.535 --> 00:42:58.326
‫و من تنها میمونم!

00:42:59.535 --> 00:43:00.868
‫تنها!

00:43:02.368 --> 00:43:03.743
‫تنها!

00:43:11.910 --> 00:43:15.616
‫البته، تا اون موقع، با کسانی
‫آشنا خواهید شد که به خوبی

00:43:15.618 --> 00:43:18.743
‫شما رو درک می‌کنن و از شما با دوستی،
‫رفاقت، و رشوه‌های خود حمایت می‌کنن

00:43:19.660 --> 00:43:22.035
‫معلم ورزش ما بی‌عوض بود،

00:43:22.660 --> 00:43:26.451
‫ولی من کسی را پیدا کردم که
‫میتونه جا پای ایشون بذاره

00:43:29.701 --> 00:43:31.826
‫و حالا، لطفاً خوش‌آمد بگید به،

00:43:32.660 --> 00:43:37.158
‫مردی بدون روزمه، بدون نامه‌ی
‫سفارش از طرف ستادی دیگر،

00:43:37.160 --> 00:43:41.908
‫بدون ذره‌ای از اعتبار، ولی با گوشی
‫شنوا به آوای موسیقی،

00:43:41.910 --> 00:43:46.324
‫که من بعنوان جدیدترین عضو
‫این مدرسه، استخدامش کردم!
‫(کنت الاف اینجاست)

00:43:46.326 --> 00:43:48.410
‫نه، نه، نه. تو نه!

00:43:50.341 --> 00:43:55.883
‫معلم جدید ورزشتون، مربی چنگیز!

00:43:57.993 --> 00:43:59.326
‫کنت الاف

00:44:01.800 --> 00:44:02.715
‫کنت الاف در این نزدیکی‌ها دیده نشده‌است

00:44:02.715 --> 00:44:09.490
‫چیزهای زیادی برای یادگیری هست،
‫و من اینجام که بهتون یاد بدم

00:44:09.500 --> 00:44:14.500
ترجمه از علیرضا ابراهیمی

00:44:14.500 --> 00:44:22.500
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.

00:44:22.500 --> 00:44:27.500
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:44:27.500 --> 00:44:32.500
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.