﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:11.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:11.024 --> 00:00:26.024
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:00:37.127 --> 00:00:39.113
خواهش مي‌کنم، من بايد همين الان ايشان را ببينم

00:00:43.576 --> 00:00:45.698
يک خوانم جوان مي‌خوان شما رو ببينند قربان

00:00:45.698 --> 00:00:48.477
من تو اين ساعت کسي رو نمي‌بينم، نميشه

00:00:49.609 --> 00:00:50.933
بله قربان

00:00:53.604 --> 00:00:56.766
ببينم، اون نگفت چرا مي‌خواد منو ببينه؟

00:00:56.766 --> 00:00:58.929
ميگن خانم "اوليور" شما رو معرفي کرده قربان

00:00:58.930 --> 00:01:01.757
فکر ميکنه که قتلي رو مرتکب شده باشه

00:01:03.715 --> 00:01:06.956
ممکنه مرتکب شده باشه؟ يعني ميگي خودش نميدونه؟

00:01:08.000 --> 00:01:10.282
اين خيلي رضايت بخش نيست جرج

00:01:11.246 --> 00:01:13.990
اما از طرفي ممکنه جالب باشه

00:01:15.823 --> 00:01:17.856
لطفاً کمکم کن لباس بپوشم

00:01:32.799 --> 00:01:34.869
مرسي. صبر کن

00:01:40.123 --> 00:01:42.245
از اين طرف خانم

00:01:44.367 --> 00:01:46.981
شنيدم که شما از آشنايان "مادام اوليور" هستين.

00:01:47.862 --> 00:01:50.150
ميخواستيد منو ببينيد؟ لطفاً بفرماييد بشينيد

00:01:50.150 --> 00:01:51.769
شما "هرکول پوارو" هستيد؟

00:01:53.354 --> 00:01:54.560
مطمئناً

00:01:54.561 --> 00:01:58.014
کارآگاه معروف؟ -بله، بعضي‌ها اسم منو شنيدن

00:01:58.015 --> 00:02:00.636
خوب، چطور ميتونم کمکتون کنم مادمازل؟

00:02:00.636 --> 00:02:05.088
خدمتکار ميگه ممکنه شما قتلي مرتکب شده باشيد

00:02:05.088 --> 00:02:07.792
-منو مسخره مي‌کنيد
- نه نه ابداً مادمازل

00:02:07.793 --> 00:02:10.407
اما طبيعي هست که بدونم اگه کسي قتلي انجام داده يا نه

00:02:12.411 --> 00:02:15.698
اما من حالم خوب نيست. متوجه نيستيد؟

00:02:15.698 --> 00:02:18.693
من فقط مسائل پيش رو را ميبينم مادمازل

00:02:18.694 --> 00:02:20.899
يک خانم جوان که عصبيه

00:02:20.900 --> 00:02:24.769
خب، دوست داريد در مورد قتلي که فکر مي‌کنيد انجام دادين با من صحبت کنيد

00:02:24.769 --> 00:02:27.889
اشتباه کردم اومدم اينجا. فکر کردم ممکنه کمکم کنيد

00:02:27.890 --> 00:02:31.385
فکر کردم مي‌تونيد نجاتم بديد
از چي نجاتتون بدم مادمازل؟

00:02:31.385 --> 00:02:33.455
هيچي. مهم نيست.

00:02:34.339 --> 00:02:37.533
ضمناً، شما خيلي پير هستين

00:02:54.853 --> 00:02:56.721
خيلي پير؟

00:02:57.807 --> 00:02:59.180
چقدر زننده

00:02:59.180 --> 00:03:01.718
نه نه نه، اصلاً

00:03:01.718 --> 00:03:03.340
دخترها همه همينند.

00:03:03.341 --> 00:03:05.421
هر کسي 35 سالگي رو رد کرده، ميگن داره ميميره

00:03:05.421 --> 00:03:08.874
هيچ احساسي ندارن. بايد اينو بدوني.

00:03:08.875 --> 00:03:12.578
ببينم، چرا به اون گفتيد منو ببينه؟
اون فکر ميکنه قتلي انجام شده

00:03:12.578 --> 00:03:14.075
کجا بوده؟

00:03:14.076 --> 00:03:16.530
-قتل؟
نه، صحبت شما دو تا

00:03:16.531 --> 00:03:18.528
همينجا، داخل آسانسور

00:03:18.528 --> 00:03:21.648
اون خيلي نگران بود، لازم بود يکي به حرفاش گوش کنه

00:03:21.649 --> 00:03:26.309
پس شما اين دختر غريبه رو تو آسانسور ميبينيد و اون فوراً به يک قتل اعتراف ميکنه؟

00:03:26.309 --> 00:03:30.511
آره، مثل داستان يکي از رمانهاي خودم

00:03:30.512 --> 00:03:34.340
اما ميدونيد "موسيو پوآرو" من اونو ديشب توي پارتي ديدم

00:03:34.340 --> 00:03:36.045
طبقه بالا تو آپارتمانشون

00:03:36.046 --> 00:03:38.958
-اون دختر سومه
-دختر سوم؟

00:03:38.958 --> 00:03:40.747
خودت بهتر ميدوني چطوريه

00:03:40.747 --> 00:03:44.408
يکي يه آپارتمان اجاره ميکنه، دوستاش ميان پيشش

00:03:44.409 --> 00:03:49.776
تو اتاق‌خوابهاي ديگه ميخوابن، اجاره کمتر ميدن
اونوقت دنبال يکي ديگه ميگردن تا اتاقهاي ديگه رو بدن بهش

00:03:49.777 --> 00:03:51.524
دختر سوم. منظورم اونه.

00:03:51.524 --> 00:03:55.060
اوه، دختر سوم. در مورد پارتي برام بگو

00:03:55.061 --> 00:03:57.973
اونها داشتن بطرز وحشتناکي سر و صدا ميکردن

00:03:57.973 --> 00:04:01.794
برام خيلي مشکل بود که توي شلوغي کارکنم
تصميم گرفتم به اونها ملحق شم

00:04:02.842 --> 00:04:06.337
پارتي براي جشن تولد دختر اول بود

00:04:06.337 --> 00:04:09.624
اون منشي يک مرد پولداره

00:04:09.624 --> 00:04:11.496
اسمش "کلوديا ريس هلند" است

00:04:11.496 --> 00:04:13.950
بسيار زيبا و پرکاره

00:04:13.951 --> 00:04:16.613
از همون دخترايي که به درد حقه‌بازي ميخورن

00:04:16.614 --> 00:04:20.566
دختر دوم اسمش "فرانسيس" است

00:04:20.567 --> 00:04:23.479
هنريه. هنرپيشه است

00:04:23.480 --> 00:04:26.933
به اندازه کافي زيبا به نظر ميرسه.... يه کمي تصنعيه

00:04:26.933 --> 00:04:32.300
و دختر سوم که يه جورايي منزوي به نظر مياد

00:04:32.301 --> 00:04:34.631
انگار که با بقيه جور نيست.

00:04:34.631 --> 00:04:38.625
در واقع فقط وقتي سر حال شد که اون خروس وحشي از راه رسيد

00:04:38.626 --> 00:04:41.164
مادام، اين خروس وحشي کيه؟

00:04:41.164 --> 00:04:44.575
آره، اون فقط منو ياد خروس وحشي ميندازه

00:04:44.576 --> 00:04:46.739
اون يه نقاشه به نام "ديويد بيکر" است

00:04:46.739 --> 00:04:48.486
خيلي پر زرق و برق و سوسول

00:04:48.487 --> 00:04:52.106
از وقتي که اومد، همش به دختر سوم نگاه ميکرد

00:04:52.107 --> 00:04:54.769
و اسم دختر سوم چيه؟

00:04:54.770 --> 00:04:57.100
"نورما رستريک"

00:04:57.100 --> 00:05:01.510
بنابراين امروز صبح مادمازل "نورما" را ديديد و اون به يک قتل اعتراف کرد

00:05:01.511 --> 00:05:04.798
بگين ببينم چه کسي کشته شده؟ -
اون نگفت

00:05:04.798 --> 00:05:06.998
خيلي گيج و ناراحت به نظر ميرسيد

00:05:08.043 --> 00:05:11.163
به همين دليل بهش گفتم بياد شما رو ببينه.

00:05:12.662 --> 00:05:17.358
آيا از قتلهايي که اخيراً اتفاق افتاده خبر دارين؟ مثلاً در همين آپارتمان

00:05:18.154 --> 00:05:22.354
کاشکي اين کار را کرده بودم

00:05:42.537 --> 00:05:44.902
آه! بازرس "نلسون" رسيد

00:05:47.114 --> 00:05:49.184
شايد قتلي اتفاق افتاده باشه

00:06:01.677 --> 00:06:05.629
نگهبان! ممکنه به بازرس بگي "هرکول پوارو" اينجاست؟

00:06:05.630 --> 00:06:07.700
-بله قربان
- مرسي

00:06:11.414 --> 00:06:13.898
پوارو، بايد فکر ميکردم سر و کلت پيدا بشه

00:06:14.951 --> 00:06:17.021
سلام سربازرس نلسون

00:06:20.651 --> 00:06:22.981
واضحه که خودکشي کرده

00:06:22.981 --> 00:06:25.976
خب، همينطور به نظر ميرسه

00:06:25.977 --> 00:06:29.139
اين خانم بيچاره کيه؟ -
"لاوينيا سيگرام"-

00:06:29.139 --> 00:06:32.883
بر اساس گفته هاي سرايدار، سالهاست که اينجا زندگي ميکنه

00:06:32.884 --> 00:06:35.332
با کسي رفت و آمد نداشت، کم به ملاقاتش مي‌آمدند

00:06:36.379 --> 00:06:38.501
و زياد الکل مينوشيد

00:06:38.501 --> 00:06:40.571
زن خوشحالي نبود

00:06:41.996 --> 00:06:44.941
خب بگو ببينم اينجا چکار ميکني؟

00:06:46.199 --> 00:06:49.191
راستش اومدم به يه دوست سر بزنم

00:06:56.102 --> 00:06:58.224
يک زندگي خيلي غم‌انگيز، نه؟

00:06:58.224 --> 00:07:00.294
همينطور مرگ اون

00:07:01.678 --> 00:07:04.757
آيا يادداشت خودکشي نوشته؟ -
به نظر که خير

00:07:04.757 --> 00:07:08.335
آيا به من اجازه ميديد خودم آپارتمان را بگردم؟

00:07:08.335 --> 00:07:11.777
واسه چي؟ -
فقط کنجکاوم

00:07:12.829 --> 00:07:14.160
کنجکاوي، هان؟

00:07:14.160 --> 00:07:15.990
باشه اگه ضروريه

00:07:15.991 --> 00:07:18.071
مرسي. اوه، يه چيز ديگه بازرس

00:07:18.072 --> 00:07:21.483
آيا سرايدار چيزهاي ديگري در مورد خانم "سيگرام" ميدونه؟

00:07:21.483 --> 00:07:23.688
مثلاً اينکه اون اهل کجاست؟

00:07:23.689 --> 00:07:26.185
يا قبل از اينکه بياد اينجا چطور زندگيشو اداره ميکرده؟

00:07:26.185 --> 00:07:29.130
فقط اينکه اون هميشه پرستار بچّه بوده
مرسي

00:07:48.198 --> 00:07:51.443
نوشته شده: "کراس هجز" محله "لانگ بيزينگ" سال 1917

00:07:51.443 --> 00:07:53.731
"آخرين تابستان شاد"

00:07:53.732 --> 00:07:55.437
"اي جي بترزبي"

00:07:55.438 --> 00:07:59.057
خانم "سيگرام"، "مري" و مادمازل "نورما

00:07:59.058 --> 00:08:00.805
يه ارتباطي بين اينها هست

00:08:00.805 --> 00:08:02.927
مري کيه؟

00:08:02.927 --> 00:08:04.997
فکر کنم مادر "نورما" باشه

00:08:07.421 --> 00:08:09.951
"آخرين تابستان شاد"

00:08:12.248 --> 00:08:15.359
احساس ميکنم يه چيز عجيبي اينجا وجود داره

00:08:20.611 --> 00:08:22.733
"نورما"

00:08:22.733 --> 00:08:24.803
داري چيکار ميکني؟

00:08:26.270 --> 00:08:27.972
"نورما"!

00:08:31.638 --> 00:08:35.299
"نورما"...دوست داري بيام پيشت بشينم؟

00:08:35.299 --> 00:08:37.421
نه. دوست دارم تنها باشم

00:08:37.421 --> 00:08:40.916
اما متأسفانه ما هم با تو گير افتاديم

00:08:40.917 --> 00:08:44.774
اون داره يه چيزايي درباره خون ميگه

00:09:09.336 --> 00:09:11.458
اي خدا

00:09:11.458 --> 00:09:13.610
پرستار بيچاره

00:09:19.197 --> 00:09:22.317
سلام "اندرو". بيا تو سالن پذيرايي

00:09:22.318 --> 00:09:23.649
مرسي "کلوديا"

00:09:23.649 --> 00:09:26.520
"فرانسيس"، ايشان پدر "نورما" هستن، "اندرو رسترسک.

00:09:26.520 --> 00:09:28.434
حالتون چطوره "فرانسيس"؟

00:09:28.434 --> 00:09:32.007
کلوديا" گفت که شما چقدر با دختر من مهربون بوديد. ممنونم

00:09:33.011 --> 00:09:37.837
اون تو اتاقشه؟ يه چيزي اونو خيلي آزار ميده

00:09:37.838 --> 00:09:40.617
اون همش از مرده‌ها وخون حرف ميزنه

00:09:41.375 --> 00:09:44.284
ايکي از همسايه‌هاي شما، خانم "سيگرام"....

00:09:45.535 --> 00:09:47.032
خودکشي کرده

00:09:47.033 --> 00:09:48.281
چي؟

00:09:48.282 --> 00:09:52.193
من همين الان از آپارتمانش برميگردم. شايد "نورما" از قبل ميدونسته

00:09:52.193 --> 00:09:54.315
خودکشي کرده؟ همون پرستار بچّه؟

00:09:54.315 --> 00:09:56.728
خب تعجبي نداره. اون طبق اخلاقش رفتار کرده

00:09:56.728 --> 00:09:58.850
بيچاره "نورما"

00:09:58.850 --> 00:10:00.920
آره راست ميگي

00:10:03.261 --> 00:10:07.588
آيا پليس کاملاً مطمئنه که خودکشي بوده؟ -
بله اينطور فکر ميکنن.-

00:10:07.588 --> 00:10:10.332
خانم "سيگرام" زن شادي نبوده

00:10:12.290 --> 00:10:14.360
بهتره باهاش صحبت کنم-
باشه-

00:10:24.107 --> 00:10:26.177
من اونجا بودم

00:10:27.727 --> 00:10:29.797
من اونو کشتم

00:10:32.554 --> 00:10:35.300
به کسي که تا حالا نگفتي، گفتي؟

00:10:35.300 --> 00:10:41.074
يه چيزايي به خانم "اوليور" و يک پير مرد گفتم

00:10:42.290 --> 00:10:45.199
ولي کسي باور نميکنه-
چونکه حقيقت نداره-

00:10:46.659 --> 00:10:49.197
ببين...فکر کنم بتونم بهت کمک کنم

00:10:49.197 --> 00:10:53.898
مکانهايي هست که ميتونن در مورد اين افکار مريض به تو کمک کنن

00:10:53.899 --> 00:10:55.969
منظورت تيمارستانه؟

00:10:59.683 --> 00:11:02.845
بگو ببينم تو چرا بايد پرستارو کشته باشي؟

00:11:02.845 --> 00:11:04.915
چرا؟

00:11:06.257 --> 00:11:08.327
منظورت چيه که اونجا بودي؟

00:11:10.626 --> 00:11:12.748
رگ دستش بريده شده بود

00:11:12.748 --> 00:11:14.818
من يه چاقو تو دستم بود

00:11:16.077 --> 00:11:18.147
خب حالا ميخواي چيکار کني؟

00:11:21.320 --> 00:11:23.390
من ميخوام بهت کمک کنم

00:11:25.730 --> 00:11:29.766
خواهش ميکنم. من بخاطر همه اشتباهاتم متأسفم

00:11:29.766 --> 00:11:31.888
من به کمک تو احتياج ندارم

00:11:31.888 --> 00:11:34.585
من به کمک هيچکس احتياج ندارم-
"نورما"-

00:11:40.501 --> 00:11:44.703
ديويد"! اينجا چيکار ميکني؟-
اومدم تو رو ببينم-

00:11:44.704 --> 00:11:47.366
فکر کردم دوست داشته باشي قدم بزنيم

00:11:47.367 --> 00:11:49.437
چت شده؟

00:11:51.819 --> 00:11:54.480
فکر کنم دارم ديوانه ميشم.

00:12:07.547 --> 00:12:09.617
ميتوني همه چيزو به من بگي

00:12:15.245 --> 00:12:18.734
بله؟ ميتونم کمکتون کنم؟ -
بله من "اوليور" هستم-

00:12:19.863 --> 00:12:21.860
رمان نويس معروف

00:12:21.861 --> 00:12:26.188
متأسفم، ما چيزي از دم در نميخريم-
من دو شب پيش تو پارتي "کلوديا" بودم-

00:12:26.188 --> 00:12:28.726
شما همون زني هستيد که از سر و صدا ناراحت بود

00:12:28.726 --> 00:12:31.638
فقط وقتي که ميرقصيدين. من اين زير زندگي ميکنم، ميدونيد که

00:12:31.639 --> 00:12:33.885
فکر کنم براي همين بود که "کلوديا" منو دعوت کرد

00:12:33.886 --> 00:12:37.127
ميخواستم اگه بشه با "نورما" صحبت کنم

00:12:37.963 --> 00:12:42.207
ميدونيد، من و "نورما" بحث بسيار جالبي در مورد تخيلات مدرن داشتيم

00:12:42.208 --> 00:12:45.994
و اون گفت که دوست داره يکي از کتابهاي منو بخونه

00:12:45.994 --> 00:12:48.448
بنابراين قول دادم که ببينمش

00:12:48.449 --> 00:12:51.153
و الان شما اومديد سر بزنيد

00:12:53.983 --> 00:12:58.268
پس شما دختر اول و شما هم دختر دوم هستين. آيا دوستان قديمي هستيد؟

00:12:58.269 --> 00:13:01.098
نه. من فقط آگهي "کلوديا" رو خوندم و اومدم اينجا

00:13:01.098 --> 00:13:02.762
"نورما" چطور؟

00:13:02.762 --> 00:13:05.258
چرا شما اينقدر به "نورما" علاقه‌مندين؟

00:13:05.259 --> 00:13:07.589
به نظر ميرسه که اون در مورد چيزي ناراحته

00:13:07.589 --> 00:13:09.669
اونو خوب ميشناسيد؟

00:13:09.670 --> 00:13:12.582
پدر "نورما" رئيس منه، "اندرو رستريک

00:13:12.582 --> 00:13:15.869
اوه، پس "نورما" اينطوري تونسته يه اتاق اينجا پيدا کنه

00:13:15.869 --> 00:13:18.613
فکر کنم پدرش ميخواسته يکي مراقب دخترش باشه

00:13:19.614 --> 00:13:21.111
فکر کنم

00:13:21.112 --> 00:13:23.525
بگذريم، من کتاب را بهش ميدم

00:13:23.525 --> 00:13:27.935
پس شما نميدونيد اون الان کجاست؟ -
نورما زياد ميره پياده‌روي-

00:13:27.936 --> 00:13:30.931
اون خيلي درون‌گراست

00:13:30.932 --> 00:13:35.051
اون يه دايي بزرگ داره که خيلي دوستش داره. ممکنه رفته باشه اونو ببينه

00:13:35.051 --> 00:13:39.378
نه، "نورما" زياد نميره اونجا

00:13:39.378 --> 00:13:42.165
پير مرد يه دوست جديد داره

00:13:42.166 --> 00:13:45.411
که معنيش اينه که ديگه "نورما" مرکز توجهات اون نيست

00:13:48.283 --> 00:13:50.813
چيز ديگه‌اي هم هست؟-
باز هم چايي داريد؟-

00:14:28.727 --> 00:14:31.009
"آخرين تابستان شاد"

00:14:40.502 --> 00:14:42.624
اوه ببخشيد

00:14:42.624 --> 00:14:45.037
اوه، تو "هرکول پوارو" هستي

00:14:45.038 --> 00:14:47.368
کارآگاه معروف

00:14:47.368 --> 00:14:50.114
حق با اون بود. تو خيلي پيري

00:14:50.114 --> 00:14:51.438
و شما؟

00:14:52.943 --> 00:14:55.564
"بيکر"، "ديويد بيکر"

00:14:55.565 --> 00:15:00.682
موسيو "بيکر" شما آشناي مادمازل "رستريک" هستيد، درسته؟

00:15:00.683 --> 00:15:02.805
يه جورايي بله

00:15:02.805 --> 00:15:05.800
گمون کنم تو واسه پدرش کار ميکني

00:15:05.800 --> 00:15:08.200
شما ازش خوشتون نمياد؟-
من هيچوقت اونو نديدم-

00:15:17.701 --> 00:15:20.149
مراجعه کننده قربان-
مرسي-

00:15:21.196 --> 00:15:23.857
سلام. آيا تو همون دوست بلژيکي هستي؟

00:15:24.941 --> 00:15:27.063
هرکول پوارو هستم

00:15:27.063 --> 00:15:29.185
راس ميگي؟

00:15:29.185 --> 00:15:33.512
سر رودريک"، باعث افتخاره که شما رو بعد از اين همه سال ميبينم

00:15:33.512 --> 00:15:35.259
بله بله، منم همينطور

00:15:35.260 --> 00:15:39.795
چند وقت پيش بود؟ توي نامه درست ننوشته بودي

00:15:41.043 --> 00:15:44.371
ميترسيدم يه وقت منو فراموش کرده باشيد

00:15:44.372 --> 00:15:48.200
اما جاي نگراني نيست، من معمولاً دور بر "کراس هجز" هستم

00:15:48.200 --> 00:15:51.195
فرامش کرده باشم؟ ابداً دوست من، ابداً

00:15:51.196 --> 00:15:53.775
بشين-
مرسي-

00:15:53.776 --> 00:15:56.147
تو فرانسه همديگه رو ديديم؟-
بله، در نرماندي-

00:15:56.147 --> 00:15:59.933
شما در جنگ بوديد. چه تصميماتي که بايد ميگرفتيم

00:15:59.934 --> 00:16:05.384
شما و کولونل "ريس" و ژنرال "ابرکرومبي

00:16:05.385 --> 00:16:09.206
و تو فرانسوس کوچولو هم اونجا بودي

00:16:11.002 --> 00:16:14.455
من يه خورده بلژيکي هستم-
اوه، بله البته البته-

00:16:14.455 --> 00:16:17.908
چه روزهايي بود پوارو

00:16:17.909 --> 00:16:20.405
تا حالا "ابرکرومبي" را ديدي؟

00:16:20.406 --> 00:16:23.152
بله، چند بار ديدم

00:16:23.152 --> 00:16:27.687
داخل حال منزل، کنار پله‌ها يک پرتره بسيار زيبا ديدم

00:16:27.687 --> 00:16:30.433
اوه بله خيلي پرتره اونجا هست

00:16:30.433 --> 00:16:33.761
اون پرتره يک زن بسيار زيبا بود

00:16:33.762 --> 00:16:38.338
به نظرم رسيد که يه زماني با هم بودين، درسته؟

00:16:38.339 --> 00:16:40.739
يه روزهايي اره، اما الان نه

00:16:41.834 --> 00:16:45.079
"مري" نميتونست شوهرشو تحملش کنه

00:16:45.080 --> 00:16:48.159
مري" خواهر زاده من بود

00:16:48.159 --> 00:16:50.903
شوهرش "اندرو" اونو ترک کرد

00:16:52.028 --> 00:16:54.441
يه 20 سالي ميشه

00:16:54.442 --> 00:16:57.387
مري" ناراحت شد

00:16:58.519 --> 00:17:01.306
بعد هم هر چيزي رو که اونو بياد شوهرش ميانداخت از بين برد

00:17:01.307 --> 00:17:03.137
حتي اون پرتره را

00:17:03.138 --> 00:17:06.083
الان اون برگشته و بسيار پشيمونه

00:17:07.091 --> 00:17:10.294
حقيقت خيلي دير فهميده ميشه

00:17:10.295 --> 00:17:14.039
آيا شوهرش هنوز اينجا زندگي ميکنه؟

00:17:14.040 --> 00:17:15.745
اندرو"؟ نه اون تو لندن زندگي ميکنه

00:17:15.746 --> 00:17:19.365
چند شب پيش اومد منو ببينه. تمام عصر اينجا بود

00:17:19.366 --> 00:17:23.443
تا زماني که منشي من تو لندن بود کارهاي منو انجام داد

00:17:23.443 --> 00:17:25.565
نتونستم از شرش خلاص بشم

00:17:25.565 --> 00:17:27.270
بچّه هم داشتند؟ -
يکي-

00:17:27.271 --> 00:17:28.595
"نورما"

00:17:31.266 --> 00:17:33.013
مادرش کو؟

00:17:33.013 --> 00:17:35.301
مري" سالهاست که مرده

00:17:35.302 --> 00:17:37.372
اوه "سونيا

00:17:39.255 --> 00:17:44.081
اين "سونيا" منشيه منه. چشمهاي من

00:17:44.081 --> 00:17:46.036
و ملازم من

00:17:46.037 --> 00:17:49.116
خوشبختم مادمازل. هرکول پوارو هستم

00:17:49.116 --> 00:17:52.236
بله، ميدونستم. توي نامه شما خوندم

00:17:52.237 --> 00:17:54.941
ببخشيد، "سر رودريک" زود خسته ميشن

00:17:54.941 --> 00:17:57.021
معمولاً کسي رو نميبينن

00:17:58.728 --> 00:18:02.015
بيشتر از اين وقتشونو نميگيرم-
تا دم در با شما ميام-

00:18:02.015 --> 00:18:04.380
نه نه نه، نيازي نيست-
من اصرار دارم-

00:18:16.994 --> 00:18:20.281
مادام "مري رستريک" زن جذابي بود مگه نه؟

00:18:20.281 --> 00:18:22.153
کاملاً

00:18:22.154 --> 00:18:23.984
ممکنه بپرسم اون چطوري مرد؟

00:18:23.984 --> 00:18:28.020
فکر کنم اون .... يه دفعه مرد-
چه غم انگيز-

00:18:28.021 --> 00:18:31.049
اما دخترش "نورما" معمولاً مياد دايي بزرگشو ببينه، نه؟

00:18:32.431 --> 00:18:34.136
"نورما" ديگه اينجا نمياد

00:18:34.137 --> 00:18:37.590
براي چي؟-
من نميدونم-

00:18:37.591 --> 00:18:40.619
کسي اينجا نمياد مگه اينکه دليل خوبي داشته باشه

00:18:51.488 --> 00:18:54.502
مرسي -
قربان-

00:19:07.861 --> 00:19:10.940
در "کراس هجز" چي پيدا کردي؟

00:19:10.940 --> 00:19:13.062
هيچي

00:19:13.062 --> 00:19:15.184
چه بد

00:19:15.184 --> 00:19:16.765
ابداً

00:19:16.766 --> 00:19:22.216
دليل اينکه من چيزي پيدا نکردم اينه که مسئله مهمي مجود داره که پنهان شده

00:19:22.216 --> 00:19:25.078
شما چي پيدا کرديد؟

00:19:26.585 --> 00:19:30.329
دختر اول به من گفت که "نورما" با دايي بزرگش مشاجره بزرگي داشته

00:19:30.330 --> 00:19:34.199
درباره دوست جديد دايي بزرگش-
اوه، ميفهمم-

00:19:34.200 --> 00:19:38.444
و دختر دوم؟-
اون راجع به "نورما" نظر بهتري داشت-

00:19:38.444 --> 00:19:41.481
منظورم "فرانسيس کري" هست-.
بله-

00:19:41.481 --> 00:19:43.603
نميدونم چجور آدميه

00:19:43.603 --> 00:19:45.641
يا اينکه کجا بزرگ شده

00:19:45.642 --> 00:19:48.721
و شما تمام بعد از ظهر با مادمازل "نورما" بوديد ؟

00:19:48.721 --> 00:19:50.843
تو پارتي؟-
بله-

00:19:50.843 --> 00:19:54.754
وقتي که بستني رو آوردن اون رفت تو اتاقش

00:19:54.755 --> 00:19:58.208
هورا! کي بستني دوست داره؟

00:19:58.208 --> 00:20:01.661
بستني! چقدر خوب-
ببخشيد.-

00:20:01.662 --> 00:20:05.073
من يک کاسه بستني خوردم بعد رفتم خونه. کسي ره براي صحبت پيدا نکردم

00:20:05.074 --> 00:20:07.612
کسي اين روزها به رمانهاي مدرن علاقه‌مند نيست

00:20:07.612 --> 00:20:11.065
اون نقاش تازه‌کار "ديويد بيکر" چطور؟

00:20:11.065 --> 00:20:14.976
اون خيلي سرش شلوغ بود. تمام عصر داشت با "فرانسيس" صحبت ميکرد

00:20:14.977 --> 00:20:19.013
به نظرم رسيد که نميخوان کسي صداشونو بشنوه

00:20:19.013 --> 00:20:21.884
يه چيزه ديگه، "کلوديا

00:20:21.884 --> 00:20:25.129
منشي "اندرو رستريک" پدر "نورما" است

00:20:25.129 --> 00:20:29.081
به اين ترتيب بايد يه قرار ملاقات با اين آقا بذارم

00:20:29.082 --> 00:20:32.410
من چکار بايد بکنم؟-
هيچي مادام-

00:20:32.411 --> 00:20:34.481
هيچي؟ -
نه اصلاً-

00:20:35.573 --> 00:20:37.695
فقط مواظب باشيد، باشه؟

00:20:37.695 --> 00:20:40.316
جايي که قتل باشه هر چيزي ميتونه اتفاق بيفته

00:20:40.317 --> 00:20:44.138
قتل؟ چه کسي کشته شده؟-
پرستار "سيگرام-

00:20:45.310 --> 00:20:47.592
پس شما فکر نميکنيد خود کشي کرده باشه؟

00:20:48.680 --> 00:20:50.177
نه نه نه

00:20:50.178 --> 00:20:52.578
نه حتي براي يک ثانيه

00:21:01.537 --> 00:21:03.659
من تصميم گرفتم يه کفش جديد بخرم

00:21:03.659 --> 00:21:05.729
خوشت مياد؟ -
من پا رو دوست دارم-

00:21:09.651 --> 00:21:12.438
پس اون دوست دوران جنگ تو هست؟ -
کي؟-

00:21:12.439 --> 00:21:14.390
اون قورباغه؟ هرگز اونو تو زندگيم نديدم

00:21:15.518 --> 00:21:17.265
مطمئني؟

00:21:17.265 --> 00:21:21.841
اون گفت که "ابرکرامبي" رو مرتب ميبينه. بايد اول راجع بهش تحقيق کنيم

00:21:21.842 --> 00:21:25.337
من فکر ميکنم اون اوده بود راجع به "نورما" و مادرش بپرسه

00:21:25.338 --> 00:21:27.751
دو تا فضول تو يک روز

00:21:27.751 --> 00:21:30.039
کس ديگري هم اينجا بوده؟

00:21:30.039 --> 00:21:33.409
خوب، يه مرد هنري به نام "پارکر" اومده بود براي جاسوسي

00:21:33.410 --> 00:21:35.532
از "نورما" ميپرسيد

00:21:35.532 --> 00:21:38.486
و دنبال يه سري عکس ميگشت

00:21:38.486 --> 00:21:43.021
مثل اينکه "اندرو" بهش سفارش داده بود که يه پرتره از خودشو کنار پرتره "مري" بذاره

00:21:43.021 --> 00:21:46.096
خوب ممکنه اين کار روح "مري" رو آرامش بده

00:21:47.640 --> 00:21:49.137
من عکسهاي خانوادگي رو دوست دارم

00:21:49.138 --> 00:21:51.426
ولي من ديگه دوست ندارم

00:21:51.427 --> 00:21:53.424
گذاشتم هر چي ميخواد برداره

00:21:53.424 --> 00:21:55.546
به نظرم آدم بي آزاري رسيد

00:21:55.546 --> 00:21:57.668
اوه، تو چقدر خوبي

00:21:57.668 --> 00:22:00.613
فکر نکردي ممکنه دنبال پول "نورما" اومده باشه؟

00:22:01.621 --> 00:22:04.492
ميدونيد، از وقتي که زنم مرده

00:22:04.492 --> 00:22:07.987
شبهاي زيادي رو با کتابهاي شما به تنهايي گذروندم

00:22:07.987 --> 00:22:10.441
آخرين کار، معماي بسيار هوشمندانه‌اي بود

00:22:10.442 --> 00:22:13.517
به نام "زن، به عقب نيفت

00:22:14.644 --> 00:22:18.971
اوه، خيلي مسخره است. قسم ميخورم که بعد از پليس اينجا رو قفل کردم

00:22:18.972 --> 00:22:22.248
خيلي ممنونم "آلف". زياد طولش نميدم.

00:22:25.130 --> 00:22:28.666
ممکنه پوارو دوست داشته باشه بشينه و هيچ کاري انجام نده

00:22:28.667 --> 00:22:31.912
ولي من نه

00:22:31.912 --> 00:22:34.034
قتل

00:22:34.034 --> 00:22:36.104
يک کمان

00:22:38.611 --> 00:22:42.384
اگه يه زن تو يکي از رمانهاي من

00:22:43.438 --> 00:22:45.508
بخواد يک يادداشت رو مخفي کنه

00:22:46.600 --> 00:22:48.670
کجا ميتونه گذاشته باشه؟

00:22:50.428 --> 00:22:52.498
ميخواسته يه يادداشت خودکشي را پنهان کنه

00:22:54.714 --> 00:22:57.541
جايي که هيچکس فکرش رو نميکنه

00:23:10.068 --> 00:23:13.758
کجا ميتونه باشه

00:23:19.721 --> 00:23:22.086
يه جاييکه

00:23:25.713 --> 00:23:27.783
جلوي چشم باشه

00:23:55.130 --> 00:23:58.122
"بعد از مرگم برسد به دست پليس"

00:24:03.327 --> 00:24:06.236
خودشه. دختر سوم

00:24:48.806 --> 00:24:51.177
اوه-
ميتونم کمکتون کنم؟-

00:24:51.178 --> 00:24:53.744
يه لحظه لطفاً

00:24:54.631 --> 00:24:58.042
ميخواستم اگه امکان داشته باشه

00:24:58.043 --> 00:25:00.443
موسيو "اندرو رستريک" را ملاقات کنم

00:25:03.203 --> 00:25:05.438
هرکول پوارو

00:25:08.237 --> 00:25:10.223
بشينيد-
مرسي-

00:25:37.281 --> 00:25:39.681
بليط لطفاً، بليط

00:25:47.516 --> 00:25:49.804
من بايد پياده شم-
من بايد بليط تون رو ببينم-

00:25:49.805 --> 00:25:52.010
دارم کسي رو تعقيب ميکنم-
چي گفتيد خانم؟-

00:25:52.010 --> 00:25:55.748
گفتم دارم کسي رو تعقيب ميکنم-
بدون بليط نميشه برين-

00:26:25.589 --> 00:26:28.584
بله خانم-
نون با قهوه لطفاً-

00:26:28.585 --> 00:26:30.124
ببخشيد؟

00:26:30.124 --> 00:26:33.069
نون با قهوه لطفاً

00:26:52.260 --> 00:26:54.046
موسيو "هرکول پوارو"

00:26:55.714 --> 00:26:57.378
موسيو "رستريک

00:26:57.378 --> 00:27:01.330
شما هموني هستيد که دايي "رادي" رو ملاقات کرديد و وانمود کرديد که اونو از زمان جنگ ميشناسيد

00:27:01.331 --> 00:27:03.869
ميخواستم مطمئن بشم که اون مودبانه رفتار ميکنه

00:27:03.869 --> 00:27:07.114
براي اينکه ميدونستم اون به ملاقات کننده‌ها اهميتي نميده

00:27:07.115 --> 00:27:09.736
اما شما مطمئناً اينطور نيستيد

00:27:09.736 --> 00:27:12.565
من سرم خيلي شلوغه پوارو. برو سر اصل مطلب

00:27:12.565 --> 00:27:16.054
اومدم در مورد ملاقات دخترتون با خودم صحبت کنم

00:27:17.808 --> 00:27:19.930
تو "نورما" رو ديدي؟ -
بله البته-

00:27:19.930 --> 00:27:22.343
اون از من خواست که نجاتش بدم

00:27:22.343 --> 00:27:25.214
از چي؟ -
خب، منم نميدونم-

00:27:25.214 --> 00:27:27.200
شما چي؟

00:27:47.600 --> 00:27:50.297
سلام-
سلام-

00:27:52.136 --> 00:27:54.590
من بايد زود برم

00:27:54.590 --> 00:27:57.585
يکي ميخواد براي کشيدن پورتره بياد به استوديوي من

00:27:57.586 --> 00:28:01.619
ولي فکر کنم گفتي ميخواي يه چيزي بهم نشون بدي

00:28:05.326 --> 00:28:10.733
ازت ميخوام ديگه راجع به چيزي که براي پرستار "سيگرام" پيش اومد نگران نباشي

00:28:12.316 --> 00:28:15.510
چي باعث ميشه فکر کني کسي رو کشتي؟

00:28:16.851 --> 00:28:20.887
ميدونم که تو يه زن جوان پولدار هستي

00:28:20.887 --> 00:28:23.841
پس بايد خيلي مراقب باشي -
مراقب؟-

00:28:23.842 --> 00:28:26.242
قربان؟ -
من بايد برم.-

00:28:27.212 --> 00:28:29.577
بزودي ميبينمت "نورما

00:28:30.790 --> 00:28:32.445
به کسي اعتماد نکن

00:28:35.159 --> 00:28:36.648
حتي به من

00:28:43.523 --> 00:28:46.598
گارسن گارسن، زود باش صورتحساب بيار

00:28:48.266 --> 00:28:52.842
دخترم "نورما" از وقتي مادرش مرده به مراقبتهاي رواني احتياج داره

00:28:52.843 --> 00:28:55.048
زود هيجان‌زده ميشه

00:28:55.048 --> 00:28:58.168
بيش از حد ناراحت يا عصباني ميشه

00:28:58.169 --> 00:29:00.166
راستش همش تقصير منه

00:29:00.166 --> 00:29:05.658
مري" -مادر "نورما"- هم زندگي براش سخت بود

00:29:05.659 --> 00:29:08.405
ميفهمم. چه غمناک

00:29:08.405 --> 00:29:13.273
حقيقت اينه وقتي "نورما" 5 سالش بود، من همسرمو ترک کردم

00:29:13.273 --> 00:29:16.518
من هيچوقت اين زندگي را که ميبينيد دوست نداشتم

00:29:16.519 --> 00:29:18.224
من هميشه در سفر بودم

00:29:18.225 --> 00:29:20.347
خستگي ناپذيرم

00:29:20.347 --> 00:29:25.797
بنابراين يک روز تصميم گرفتم يه زندگي جديد تو آفريقاي جنوبي شروع کنم

00:29:25.798 --> 00:29:28.044
اين يه داستان روزمره است، مگه نه؟

00:29:28.044 --> 00:29:29.541
اما "مري" هيچوقت باهاش کنار نيومد

00:29:29.542 --> 00:29:31.942
اون بيشتر و بيشتر ناراحت شد

00:29:33.870 --> 00:29:35.442
و يک روز

00:29:37.698 --> 00:29:39.487
وقتي "نورما" 7 سالش بود

00:29:39.487 --> 00:29:42.017
در روز تولد 7 سالگيش

00:29:43.398 --> 00:29:45.395
همسرم خودکشي کرد

00:29:48.433 --> 00:29:50.347
در روز تولد بچّه‌اش؟

00:29:50.347 --> 00:29:52.677
فکر نميکنم که اون راقب به اين کار بوده باشه

00:29:52.677 --> 00:29:55.756
در واقع نامه‌اي که از پرستار دريافت کردم همه چيزو روشن ميکنه

00:29:55.756 --> 00:29:58.627
همسرم ميخواسته که پيداش کنند

00:29:58.627 --> 00:30:02.033
و نجاتش بدن

00:30:03.579 --> 00:30:05.243
بگين ببينم موسيو

00:30:05.243 --> 00:30:08.354
دقيقاً چه کسي جسد همسرتونو پيدا کرد؟

00:30:10.777 --> 00:30:12.847
"نورما"-
اوه.-

00:30:14.106 --> 00:30:16.176
ببين چه اثري روش داشته

00:30:18.641 --> 00:30:22.885
چنين اتفاقي اثر بسيار ناراحت کننده‌اي روي بزرگسالان داره

00:30:22.885 --> 00:30:24.955
چه برسه به يه بچّه

00:30:26.588 --> 00:30:30.457
موسيو ميشه ازتون بپرسم چي باعث شد که با انگليس برگرديد؟

00:30:30.458 --> 00:30:33.537
يک سال پيش برادرم مرد و هيچ ارثي نگذاشت

00:30:33.537 --> 00:30:36.907
منم مجبور شدم از سفر دست بکشم و بيام تا کارهاي اونو دنبال کنم

00:30:36.907 --> 00:30:40.432
خب الان اينجام و به ميز بسته شدم

00:30:41.526 --> 00:30:45.811
بنابراين از زمان مرگ همسرتون تا سال گذشته دخترتونو نديديد

00:30:45.812 --> 00:30:48.391
اوه نه نه، من اون موقع داخل کشور بودم

00:30:48.392 --> 00:30:50.430
نامه‌ها هرگز به موقع دستم نرسيد

00:30:50.430 --> 00:30:52.500
پس شما تو خاکسپاري شرکت نکرديد

00:30:54.175 --> 00:30:56.754
نه-
پس ملحق شدن شما به دخترتون-

00:30:56.755 --> 00:31:00.280
وقتي که اين اتفاق افتاد، بايد خيلي براتون احساس برانگيز بوده باشه

00:31:01.706 --> 00:31:04.036
شما بچّه داريد آقاي پوارو؟

00:31:04.037 --> 00:31:05.534
نه

00:31:05.535 --> 00:31:09.108
بنابراين هيچوقت نميتونيد تصور کنيد که چقدر دردناک بوده

00:31:10.652 --> 00:31:12.603
هيچ چيز در مورد اون درست نبود

00:31:13.648 --> 00:31:16.214
اون سرشار از عصبانيت بود

00:31:17.976 --> 00:31:20.258
يک تلفن ضروري براي موسيو پوارو

00:31:21.388 --> 00:31:22.677
براي من؟

00:31:22.677 --> 00:31:26.332
ميتونم وصل کنم به اينجا؟-
من تنهاتون ميذارم-

00:31:28.211 --> 00:31:29.451
مرسي

00:31:42.275 --> 00:31:45.634
الو. هرکول پوارو هستم. شما؟

00:31:46.686 --> 00:31:49.640
من "دافنه" هستم از رستوران "شمراک

00:31:49.640 --> 00:31:51.762
فکر کنم شماره رو اشتباه گرفتيد

00:31:51.762 --> 00:31:55.381
خانم "اوليور" گفتند فقط با شما صحبت کنم

00:31:55.382 --> 00:31:59.418
من هم اين شماره رو از آقاي جرج گرفتم

00:32:01.540 --> 00:32:06.408
من بايد مسئله مهمي رو به شما بگم-
چي به من بگيد؟-

00:32:06.409 --> 00:32:10.726
دختر سوم در خطره

00:32:11.776 --> 00:32:13.898
از طرف خروس وحشي

00:32:13.898 --> 00:32:15.520
اوه، خروس وحشي

00:32:15.521 --> 00:32:21.221
و بايد بهتون بگم که الان خانم "اوليور" در حال تعقيب "خروس وحشي" است

00:32:21.221 --> 00:32:24.424
متوجه شدم. خيلي ممنون

00:32:37.990 --> 00:32:40.985
اميدوارم مسئله خاصي نباشه-
نه نه نه -

00:32:40.986 --> 00:32:42.650
هيچ مسئله مهمي نيست

00:32:42.650 --> 00:32:46.683
براتون روز خوبي آرزو ميکنم، موسيو و مادمازل

00:32:48.142 --> 00:32:50.212
روز خوش

00:32:59.835 --> 00:33:01.905
اوضاع رو به راهه؟

00:33:03.954 --> 00:33:06.024
امشب شام با هم ميخوريم

00:33:37.116 --> 00:33:39.186
ببخشيد

00:34:37.782 --> 00:34:41.318
اي واي، من واقعاً اين کاره نيستم

00:34:41.319 --> 00:34:43.773
ميدونم-
اي واي-

00:34:43.774 --> 00:34:47.061
اوه، منو ترسوندي. نميدونستم اونجايي

00:34:47.061 --> 00:34:50.389
تو منو تعقيب ميکردي-
آره-

00:34:50.390 --> 00:34:53.677
ميدوني، من کتاب مينويسم. کتابهاي پليسي

00:34:53.677 --> 00:34:56.631
به فکرم رسيد ببينم چطور ميشه اگه

00:34:56.631 --> 00:35:02.040
يه آدم واقعي رو تو زندگي تعقيب کنم

00:35:02.040 --> 00:35:05.951
چي؟-
تعقيب يک آدم واقعي

00:35:05.952 --> 00:35:09.072
اوه، سخت تر از اوني که فکر ميکني

00:35:09.072 --> 00:35:12.400
احتمالاً از دستم خيلي عصباني هستي، اما

00:35:12.401 --> 00:35:15.022
تو توي پارتي بودي، مگه نه؟

00:35:15.023 --> 00:35:18.726
حوصله همه رو با رمانهاي مدرنت سر برده بودي

00:35:18.726 --> 00:35:20.806
و بعد هم توي کافه بودي

00:35:20.806 --> 00:35:23.550
خب، نميخواي بدوني من دارم کجا ميرم؟

00:35:24.322 --> 00:35:28.254
نميخواي باز هم منو تعقيب کني؟

00:35:28.254 --> 00:35:31.827
چرا نمياي بريم اون بالا؟

00:35:37.554 --> 00:35:39.528
مرسي

00:35:44.835 --> 00:35:47.637
بيا تو. خجالت نکش

00:35:51.493 --> 00:35:54.295
به خانه محقر من خوش اومدي

00:36:00.626 --> 00:36:02.956
اوه، اين نقاشي مال توئه؟

00:36:02.956 --> 00:36:05.410
دختري در انتظار سقط جنين

00:36:05.411 --> 00:36:08.025
نظرت چيه؟-
اوه-

00:36:09.364 --> 00:36:12.651
مثل هميشه مشتاقه

00:36:12.651 --> 00:36:15.397
خانم "اوليور"، باز هم به هم رسيديم

00:36:15.397 --> 00:36:20.931
خانم "کري" متأسفم، من شما رو اينجوري نشناختم. بدون

00:36:20.931 --> 00:36:24.467
بدون لباسم؟ -
بله، بدون لباساتون-

00:36:24.468 --> 00:36:28.920
خانم "اوليور" به اپارتمان ما اومد و يکي از رمانهاشو به "نورما" داد که بخونه.

00:36:28.920 --> 00:36:31.617
آره؟ چه مهربون

00:36:32.187 --> 00:36:34.309
چه حسن تصادف جالبي

00:36:34.309 --> 00:36:39.052
و من توي رستوران بودم که ديدم "نورما" و "ديويد" دارن قهوه ميخورن

00:36:39.052 --> 00:36:41.673
راست ميگه؟ -
بله ما اونجا بوديم-

00:36:41.673 --> 00:36:43.337
تصادف عجيبيه

00:36:43.338 --> 00:36:47.623
و بعد اين خانم تصميم ميگيره ببينه تعقيب کردن يه آدم چه مزه‌اي ميده

00:36:47.623 --> 00:36:52.948
و از تمام مردم لندن، منو انتخاب کرد-
خب، دقيقاً اينطوري هم نبود-

00:36:52.949 --> 00:36:56.527
چطوري از اين مطلب لذت ميبريد خانم "اوليور"؟

00:36:56.528 --> 00:36:59.792
ميدوني، خيلي شگفت‌انگيزه

00:37:00.606 --> 00:37:03.560
خب، وقت شما رو زياد نميگيرم

00:37:03.560 --> 00:37:07.720
يه نوشيدني ميل داريد؟ -
خيلي ممون ولي من نوشيدني -

00:37:07.721 --> 00:37:11.814
اوه، اين خانم نوشيدني نميخوره. کي ميتونست فکرشو بکنه؟

00:37:12.714 --> 00:37:16.209
ميدوني الان کجايي؟ -
بله، ممنون-

00:37:16.209 --> 00:37:22.700
اوه، نقاشيهاي شما خيلي خيلي قشنگه. طراحي خيلي قشنگي داره

00:37:22.700 --> 00:37:24.988
ضمناً اسمش هم قشنگه

00:37:24.988 --> 00:37:27.609
"دختري در انتظار سقط جنين"

00:37:27.610 --> 00:37:30.744
فکر کنم بقيه هم خوششون بياد

00:37:41.424 --> 00:37:44.014
چپ يا راست؟

00:38:17.582 --> 00:38:18.830
چکار داري "جرج"؟

00:38:18.831 --> 00:38:21.493
بالاخره سرايدار تلفن را جوب داد

00:38:21.494 --> 00:38:26.029
اون خانم "اوليور" را از امروز صبح نديده

00:38:26.029 --> 00:38:28.151
ميگه با عجله آپارتمان را ترک کرده رفته

00:38:29.899 --> 00:38:33.394
بايد مادام "اوليور" باشه جرج

00:38:33.394 --> 00:38:35.569
بيارش داخل

00:38:38.137 --> 00:38:40.841
موسيو پوارو زود بياين اينجا

00:38:46.792 --> 00:38:49.871
ميتونيد منو نجات بدين؟

00:39:19.122 --> 00:39:22.634
موسيو پوارو-
صبح بخير مادمازل-

00:39:23.990 --> 00:39:26.902
من تو آپارتمان شما هستم؟ -
بله-

00:39:26.903 --> 00:39:29.982
دکترم بهتون يه کم مسکن داده

00:39:29.982 --> 00:39:32.702
و شما 14 ساعته که خوابيديد

00:39:35.599 --> 00:39:38.470
کي ميدونه من اينجا هستم؟ -
هيچکس-

00:39:38.470 --> 00:39:41.549
غير از دکتر و جرج

00:39:41.549 --> 00:39:44.794
شما کاملاً در امان هستيد مادمازل

00:39:44.795 --> 00:39:49.580
اما براي چي احساس کرديد بايد در مورد قتل پرستار منو ببينيد؟

00:39:49.580 --> 00:39:52.991
پس بالاخره حرف منو باور کرديد؟ هيچکس باور نميکنه

00:39:52.992 --> 00:39:56.209
شک ندارم که اون به قتل رسيده

00:39:58.151 --> 00:40:01.105
اما به من بگيد

00:40:01.106 --> 00:40:05.100
چرا فکر ميکنيد که شما اون پرستار را کشتيد؟

00:40:05.100 --> 00:40:07.929
آيا قبلاً هم چنين احساسي داشتيد؟

00:40:07.930 --> 00:40:10.520
نه

00:40:12.132 --> 00:40:16.292
من ميخوام برم-
نه نه نه، ازتون خواهش ميکنم بمونيد-

00:40:16.293 --> 00:40:19.580
شما براي کمک اومديد اينجا و من هم دارم کمکتون ميکنم

00:40:19.580 --> 00:40:22.451
من به کمک شما احتياجي ندارم-
اما کجا ميريد؟-

00:40:22.451 --> 00:40:26.331
مادمازل، من به شما اطمينان ميدم که از اينجا امن تر وجود نداره

00:40:27.735 --> 00:40:31.230
آيا به احساس نزديکي به دايي بزرگتون ميکنيد؟

00:40:31.231 --> 00:40:34.393
اون قبلاً براي من وقت ميگذاشت، اما الان فقط براي "سونيا" وقت داره

00:40:34.393 --> 00:40:38.024
آها، و الان چند وقته که

00:40:38.803 --> 00:40:41.226
اونها با هم هستن؟

00:40:41.758 --> 00:40:45.586
سونيا حدوداً 6 ماه پيش اومد

00:40:45.586 --> 00:40:48.176
فهميدم

00:40:48.915 --> 00:40:51.551
دايي بزرگ شما کي بينايي خودشو از دست داد؟

00:40:52.077 --> 00:40:54.199
هيچوقت خوب نميديد

00:40:54.199 --> 00:40:58.161
و حدود 10 سال پيش کاملاً نابينا شد

00:41:00.357 --> 00:41:02.312
ببخشيد قربان

00:41:02.313 --> 00:41:07.389
عالي شد، "جرج" علاوه بر خدمتکار، آشپز خوبي هم هست

00:41:07.389 --> 00:41:11.050
لطفاً بخوريد مادمازل، بايد براي چند روز آينده قوي باشيد

00:41:11.051 --> 00:41:14.729
چرا؟-
فقط بخوريد، بعداً بيشتر حرف ميزنيم-

00:41:28.235 --> 00:41:30.024
خروس وحشي رو بگيريد

00:41:30.024 --> 00:41:32.728
اگه مردم به پليس بگيد

00:41:32.729 --> 00:41:35.600
شما به سرتون ضربه خورده خانم اوليور

00:41:35.600 --> 00:41:38.720
شما کي هستيد؟ -
کي بود؟-

00:41:38.721 --> 00:41:42.715
منظورت چيه -
کي شما رو زده؟-

00:41:42.715 --> 00:41:44.476
شما کي هستيد؟

00:41:46.876 --> 00:41:48.998
آه، ميدونم کي هستي

00:41:48.998 --> 00:41:52.215
اون سبيلها رو نميشه به ياد نياورد

00:41:52.826 --> 00:41:55.405
اينجا چکار ميکنيد؟ من کجا هستم؟

00:41:55.406 --> 00:41:57.361
من به شما گفته بودم که خيلي مراقب باشيد

00:41:57.361 --> 00:42:00.564
اوه، سرم درد ميکنه

00:42:00.565 --> 00:42:02.978
با يه چيز زدن تو سرتون مادام

00:42:02.979 --> 00:42:05.808
و محتويات کيفتون هم دزديده شده

00:42:05.808 --> 00:42:07.888
کار اون "خروس وحشي" است-
هذيان ميگه-

00:42:07.889 --> 00:42:11.153
نه نميگم-
مطمئن باشيد که راست ميگه-

00:42:12.008 --> 00:42:16.917
به من بگيد مادام. آيا خودتون ديديد که اون خروس وحشي به شما حمله کرد؟ اين خيلي مهمّه

00:42:16.918 --> 00:42:19.372
ممکنه براي يه مدتي نتونه مسائل رو بخوبي بياد بياره

00:42:19.373 --> 00:42:21.952
مزخرفه

00:42:21.952 --> 00:42:24.588
من همه چيز رو دقيقاً يادمه

00:42:25.115 --> 00:42:28.152
يه دختر بود که ميخواست سقط جنين کنه-
اون کي بود؟-

00:42:28.152 --> 00:42:30.274
بذار ببينم

00:42:30.274 --> 00:42:33.852
اون دختر دوم بود-
پس دو تا دختر ميخواستن سقط جنين کنند؟-

00:42:33.853 --> 00:42:37.805
آيا خودتون ديديد که اون خروس وحشي به شما حمله کرد؟ -
من هيچي نديدم-

00:42:37.805 --> 00:42:39.927
همه چيز سريع اتفاق افتاد

00:42:39.928 --> 00:42:42.091
يادتون ميادچه چيزي تو کيفتون بوده؟

00:42:42.091 --> 00:42:44.681
ميخوام برم بخوابم

00:42:47.625 --> 00:42:50.545
روز خوبي براتون آرزو ميکنم

00:42:56.030 --> 00:42:59.691
ببينم گفتش خروس وحشي بسرعت پرواز کرد؟

00:42:59.692 --> 00:43:01.749
خروس معمولاً ميپره

00:43:05.684 --> 00:43:08.388
ملاقات کننده داريد قربان-
هيسسس جرج

00:43:08.388 --> 00:43:12.007
سر رودريک و منشي‌اش اومدند

00:43:12.008 --> 00:43:14.976
سر رودريک؟ -
بله قربان-

00:43:19.456 --> 00:43:21.910
از ديدنتون خيلي خوشحالم سر رودريک

00:43:21.911 --> 00:43:25.614
مادمازل-
موسيو پوارو، از ديدنتون خوشحالم-

00:43:25.614 --> 00:43:30.399
يه تلفن از اسکاتلنديارد داشتم، از يه دوست، از اون مقامات بالا. همه چيز را درباره تو به من گفت

00:43:30.399 --> 00:43:33.686
خيلي خوشحالم که بالاخره منو بياد آورديد

00:43:33.686 --> 00:43:35.059
لطفاً بشينيد

00:43:35.060 --> 00:43:39.470
سونيا بياد آورد. يک مرد کوچک اندام با سبيل بزرگ

00:43:41.301 --> 00:43:44.879
ظاهراً تو همون کارآگاه درجه يک هستي

00:43:44.879 --> 00:43:48.249
من هيچوقت تو کارم ناموفق نبودم

00:43:48.250 --> 00:43:50.746
خيلي خوبه. پس يه کار برات دارم

00:43:50.746 --> 00:43:53.949
اما متاًسفانه زمان من الان پره

00:43:53.950 --> 00:43:57.569
دنبال "نورما" ميگردي، مگه نه؟ -
آه، من که اينو نگفتم-

00:43:57.570 --> 00:44:01.606
شما در موردش از ما سوال کرديد-
تو نميتوني "سونيا" را گول بزني-

00:44:01.606 --> 00:44:03.145
ميدونم

00:44:03.146 --> 00:44:08.315
به هر حال فکر نکنم بتوني مشکل "نورما" را حل کني. هيچکس نميتونه

00:44:08.846 --> 00:44:11.841
دختر بيچاره همش تو زندگي مشکلات داشته

00:44:11.842 --> 00:44:15.545
اما "نورما" وضعش خوب خواهد شد تا زماني که بتونه به ثروتش تکيه کنه

00:44:15.545 --> 00:44:17.750
براي چي نبايد بتونه اينکار را بکنه؟

00:44:17.750 --> 00:44:22.285
براي اينکه يه موجود نحسي به نام "ديويد بيکر" وجود داره

00:44:22.286 --> 00:44:23.867
مثل يه بوم نقاشي خيس ميمونه

00:44:23.867 --> 00:44:26.197
من و "سونيا" فکر ميکنيم که اون دنبال پول "نورما" اومده

00:44:26.197 --> 00:44:29.400
ازت ميخوام تا اونجايي که ممکنه راجع بهش تحقيق کني

00:44:29.401 --> 00:44:32.913
بهت پول خوبي ميدم-
سعي خودمو ميکنم-

00:44:33.437 --> 00:44:36.266
و در مقابل شايد شما بتونيد کمکم کنيد

00:44:36.266 --> 00:44:39.565
اسم "اي جي بترزبي" شما رو ياد چي ميندازه؟

00:44:41.759 --> 00:44:46.419
چرا در مورد اون زن ميپرسيد؟

00:44:46.419 --> 00:44:50.429
پس اون يه زنه-
اوه بالبته که اون يه زنه-

00:44:50.954 --> 00:44:54.490
اون چند ماهي به "نورما" درس ميداد، وقتي خيلي کوچک بود

00:44:54.491 --> 00:45:00.702
بعد از اون يه مدرسه داير کرد و ما "نورما" رو بعد از مرگ مادرش فرستاديم اونجا

00:45:01.232 --> 00:45:04.103
نورما نميتونست تو خونش بمونه، ميدونيد که چرا؟

00:45:04.103 --> 00:45:06.932
بله ميدونم. مرسي

00:45:09.595 --> 00:45:14.047
اوه، داشت يادم ميرفت. ما آخر اين هفته يه مهموني داريم

00:45:14.048 --> 00:45:16.835
گفتم ممکنه دوست داشته باشي بيايي-
باعث افتخار منه-

00:45:16.835 --> 00:45:19.165
ببينم خانمي همراه خودت داري؟ -
نه-

00:45:19.165 --> 00:45:21.837
بهر حال اگه داري همراه خودت بيارش

00:45:25.032 --> 00:45:28.818
ميتونم روت حساب کنم پوارو؟-
البته "سر رودريک"-

00:45:28.819 --> 00:45:31.953
خداحافظ مادمازل

00:45:40.719 --> 00:45:44.185
خداحافظ قربان
ممنون

00:45:47.834 --> 00:45:50.663
نظرت راجع به اون زن جوون چيه "جرج"؟

00:45:50.663 --> 00:45:54.574
خب اگه نظر منو بخواهيد، خيلي جالب نيست

00:45:54.575 --> 00:45:57.165
خيلي بد قربان

00:45:58.361 --> 00:46:01.543
خيلي غير منتظره نيست براي مردي تو اين سن

00:46:02.106 --> 00:46:05.453
درسته "جرج"، اما در مورد اون زن جوون چي؟

00:46:05.976 --> 00:46:08.514
اوه، کاملاً واضحه

00:46:08.514 --> 00:46:11.426
هيچ چيز خاصي وجود نداره که بشه روش دست گذاشت

00:46:11.426 --> 00:46:14.690
اما اونها ميدونن دارن چيکار ميکنن

00:46:20.414 --> 00:46:23.713
خيابان "باند" لطفاً-
بله قربان-

00:46:24.242 --> 00:46:26.405
خب، نظرت چيه؟

00:46:26.406 --> 00:46:31.375
اون غورباقه کوتوله اونقدرها هم که فکر ميکنه باهوش نيست

00:46:33.022 --> 00:46:39.887
بهر اگه بتونه به من کمک کنه تا اون پسره نقاش را متوقف کنيم، خيلي خوب ميشه

00:46:39.887 --> 00:46:42.549
مرد باهوش و زيرک من کيه؟

00:46:42.550 --> 00:46:47.766
خب، ممکنه مسائل کاري امروز رو بررسي کنيم؟

00:46:48.708 --> 00:46:51.298
من اخيراً با پدرتون صحبت کردم

00:46:51.870 --> 00:46:54.574
شما براي اون کار ميکنيد-
نه نه-

00:46:54.575 --> 00:46:57.165
من خيلي دلم ميخواست اونو ببينم

00:46:58.528 --> 00:47:01.731
اون به من گفت که از مادمازل "ريس هلند" (دختر اول) خواسته که

00:47:01.732 --> 00:47:03.396
شما دختر سوم باشيد

00:47:03.396 --> 00:47:06.932
اون نبايد ميخواست. کمپاني صاحب آپارتمانه

00:47:08.015 --> 00:47:10.273
همينطور هم پرستار

00:47:10.803 --> 00:47:13.923
شما و مادمازل "ريس هلند" با هم دوست هستيد؟

00:47:13.923 --> 00:47:16.513
من دوستي ندارم

00:47:17.294 --> 00:47:19.416
اول فکر کردم "ديويد" را دارم

00:47:19.416 --> 00:47:21.538
موسيو "بيکر"؟

00:47:21.538 --> 00:47:24.672
شما خيلي به اون علاقه‌منديد مگه نه؟

00:47:25.283 --> 00:47:29.402
من خيلي احمق بودم که بهش اعتماد کردم. از سادگي من بود

00:47:29.402 --> 00:47:34.204
ميدوني "نورما"، تو دختر دوست داشتني‌اي هستي.

00:47:35.893 --> 00:47:38.483
بخصوص وقتي که ميخندي

00:47:39.804 --> 00:47:42.227
آيا از اين تعريف بايد کيف کنم؟

00:47:43.591 --> 00:47:46.181
فکر کرده که من چقدر راحت به دام مي‌افتم

00:47:50.248 --> 00:47:54.837
وقتي رفتم به استوديوي اون؛ فهميدم که چقدر احمق بودم

00:48:01.358 --> 00:48:04.575
نورما! اشتباه فکر نکن

00:48:06.975 --> 00:48:08.889
مادمازل

00:48:08.889 --> 00:48:16.004
پدرتون درباره روزي که مادرتون از بين رفت صحبت ميکرد و ميگفت اون خودکشي کرده

00:48:16.004 --> 00:48:20.913
و اينکه چطوري غم اين واقعه اثر بدي روي شما داشته

00:48:20.914 --> 00:48:23.504
من از شما خواهش ميکنم مادمازل

00:48:24.575 --> 00:48:29.744
ميتونيد دقيقاً بگيد در اون روز چه اتفاقي افتاد؟

00:48:32.897 --> 00:48:35.019
ما همين الان هم خيلي دير کرديم نورما

00:48:35.019 --> 00:48:38.680
مامانت خيلي اصرار داشت. اون خيلي جدي گفت که

00:48:38.681 --> 00:48:41.552
خواهش ميکنم، خواهش ميکنم فقط يه بستني

00:48:41.552 --> 00:48:43.882
مامان ناراحت نميشه. امروز تولّدمه

00:48:43.882 --> 00:48:47.726
اون ازمون خواسته که به موقع براي پارتي برگرديم

00:48:53.951 --> 00:48:56.613
مامي مامي مامي

00:48:56.614 --> 00:48:59.748
ببين برات چي گرفتم

00:49:17.877 --> 00:49:20.456
ميتوني منو نجات بدي؟

00:49:20.456 --> 00:49:23.046
اما من نتونستم

00:49:54.659 --> 00:49:57.738
امروز چطوريد مادمازل؟ هيجي نخورديد که

00:49:57.738 --> 00:50:02.148
شما خيلي مهمون نواز بوديد موسيو پوارو، اما من بايد برم

00:50:03.149 --> 00:50:05.395
اگه الان اينجا رو ترک کنيد، کجا ميخواهيد بريد؟

00:50:05.396 --> 00:50:08.017
به "کراس هجز"؟

00:50:08.017 --> 00:50:11.928
آره، خاطرات خوبي ازش دارم-
مطمئني که لحظات خوبي را اونجا داشتيد؟-

00:50:11.928 --> 00:50:16.255
لحظاتي که لبخند روي صورت يه دختر کوچولو بوده؟

00:50:16.256 --> 00:50:18.752
دختر بچّه‌ که مادر خودشو کشته

00:50:18.752 --> 00:50:22.632
نه مادمازل، مادرتون خودش خودشو کشته

00:50:23.163 --> 00:50:25.285
من ميتونستم نجاتش بدم

00:50:25.285 --> 00:50:27.875
تقصير من بود که دير رسيدم

00:50:28.572 --> 00:50:30.694
هيچکس منو نميبخشه

00:50:30.694 --> 00:50:34.620
اين چيزي بود که شما از پرستار "سيگرام" ميخواهيد؟ بخشش؟

00:50:35.895 --> 00:50:39.324
آخرين باري که پرستار را ديديد کي بود؟

00:50:40.680 --> 00:50:43.270
در شبي که مرد

00:50:44.467 --> 00:50:46.880
کلوديا گفت اون يه يادداشت گذاشته که بري به ديدنش

00:50:46.880 --> 00:50:49.501
اوه، خداي من؛ داشتم به کلي فراموش ميکردم. خانم سيگرام

00:50:49.501 --> 00:50:54.036
اون امروز عصر اومده بود تو رو ببينه. اون گفت ميخواد درباره مادرت صحبت کنه

00:50:54.037 --> 00:50:56.159
در مورد مادرم؟

00:50:56.159 --> 00:51:01.068
يادت مياد دقيقاً چه اتفاقي افتاد؟ آيا خودش در را براتون باز کرد؟

00:51:01.069 --> 00:51:03.659
يادم نمياد

00:51:04.647 --> 00:51:08.017
نه، اون در را باز نکرد، بلکه در خودش باز بود

00:51:08.017 --> 00:51:10.607
و شما چي ديديد؟

00:51:15.757 --> 00:51:17.088
من يه چاقو تو دستم داشتم

00:51:17.088 --> 00:51:19.678
نشد

00:51:21.457 --> 00:51:24.507
آيا عادت داري با خودت چاقو حمل کني؟

00:51:26.408 --> 00:51:28.998
اون توي دراور اتاقم بود

00:51:30.902 --> 00:51:34.064
وقتي بازش کردم، چاقو اونجا بود

00:51:34.065 --> 00:51:36.655
آيا يادت مياد که چاقو را اونجا گذاشته باشي؟

00:51:37.227 --> 00:51:38.433
نه

00:51:38.433 --> 00:51:40.821
آيا چاقو را همون موقع برداشتي؟

00:51:43.510 --> 00:51:45.923
بايد کار من باشه. چون ديگه چاقو اونجا نبود

00:51:45.923 --> 00:51:49.085
مادمازل، ميتونيد دقيقاً به من بگيد که وقتي

00:51:49.085 --> 00:51:51.831
وارد آپارتمان خانم "سيگرام" شديد، چي پيدا کرديد؟

00:51:51.832 --> 00:51:54.120
اون مرده، مگه نه؟ و من هم يه چاقو داشتم

00:51:55.909 --> 00:51:59.320
ببخشيد قربان-
نه "جرج"، لطفاً الان نه-

00:51:59.321 --> 00:52:01.651
بازرس "نلسون" اومدند قربان

00:52:01.651 --> 00:52:04.313
و خانم اوليور -.
پليس؟

00:52:04.314 --> 00:52:08.142
خوبه. من ميخوام باهاشون حرف بزنم. ميخوام اعتراف کنم-
نه نه نه-

00:52:08.142 --> 00:52:11.886
خواهش ميکنم مادمازل. لطفاً منتظر من بمونيد

00:52:11.887 --> 00:52:14.477
ما راجع به اين موضوع بيشتر حرف ميزنيم

00:52:17.671 --> 00:52:35.271
فقط به من اطمينان کنيد

00:52:32.271 --> 00:52:36.140
آه، مادام اوليور

00:52:36.141 --> 00:52:40.281
سلام بازرس. ميبينم که حالتون بهتره؟-
کاملاً، خيلي ممنون.-

00:52:40.281 --> 00:52:42.860
ضمناً حافظه‌ام برگشته سر جاش

00:52:42.861 --> 00:52:44.275
نامه-
کدوم نامه؟-

00:52:44.276 --> 00:52:46.398
يادداشت خودکشي پرستار سيگرام

00:52:46.398 --> 00:52:48.894
من اونو پشت آينه آپارتمانش پيدا کردم

00:52:48.894 --> 00:52:51.598
روش نوشته بود: بعد از مرگم برسد بدست پليس

00:52:51.599 --> 00:52:56.092
نه نه نه. نميتونه اينطور باشه. آيا توي نامه به خودکشي اشاره شده بود؟

00:52:56.093 --> 00:52:59.296
قبل از اينکه نامه را از کيفم بدزدن فرصت خوندن اونو پيدا نکرده بودم

00:52:59.297 --> 00:53:01.543
پس از کجا ميدونيد که اون يک يادداشت خودکشي بوده؟

00:53:01.543 --> 00:53:04.414
چه چيز ديگه‌اي ميتونست باشه؟ -
درسته، چه چيزي؟-

00:53:04.414 --> 00:53:08.075
اوه تو هميشه ميخواي مسائل را پيچيده کني. دادرم سر درد ميگيرم

00:53:08.076 --> 00:53:11.695
بازرس، آيا اطلاعاتي رو که ميخواستم بدست آورديد؟

00:53:11.696 --> 00:53:14.234
هر چي که ميخواي توي اينه

00:53:14.234 --> 00:53:18.385
نميدونم چه چيزي برات مهمه

00:53:19.851 --> 00:53:22.222
بازرس، اتفاقي افتاده؟

00:53:22.223 --> 00:53:25.426
به نظر ميرسه که خودکشي نبوده پوارو

00:53:25.427 --> 00:53:31.127
جواب کالبدشکافي ميگه اون بر اثر خفگي مرده

00:53:31.128 --> 00:53:33.790
و مچ دستش بعد از خفگي بريده شده

00:53:33.790 --> 00:53:35.495
چه عجيب

00:53:35.496 --> 00:53:40.322
يه چيزه ديگه، هم اتاقي "نورما"، يعني "کلوديا" يا همون دختر اول

00:53:40.323 --> 00:53:42.028
چند روز پيش اومد پيش من

00:53:42.029 --> 00:53:48.020
اون به من گفت که "نورما" همه چيز را پيش پدرش اعتراف کرده

00:53:48.021 --> 00:53:50.434
همچنين گفت که پدرش معتقد است که

00:53:50.434 --> 00:53:54.303
نورما همين اعتراف را پيش تو هم کرده پوارو

00:53:54.304 --> 00:53:57.258
تو گفتي که فقط کنجکاوي؟ اما انگار داشتي منو گول ميزدي

00:53:57.258 --> 00:54:02.708
اگه ممکنه فقط يک لحظه به من مهلت بديد

00:54:02.709 --> 00:54:04.706
ميتونيد به طور دقيق به من بگيد که

00:54:04.706 --> 00:54:08.700
چه موقع منشي آقاي "رستريک" گفت که دخترش قاتله؟

00:54:08.701 --> 00:54:12.029
دو روز پيش-
دو روز پيش؟ همون روزي که منو زدن-

00:54:12.029 --> 00:54:16.231
ميدوني اون دختر کجاست پوارو-
من نميتونم بذارم بريد تو-

00:54:16.232 --> 00:54:19.305
نميتوني جلوي منو بگيري! من اينجام

00:54:20.601 --> 00:54:22.431
من "نورما رستريک" هستم

00:54:22.432 --> 00:54:25.542
من پرستار را کشتم

00:54:26.468 --> 00:54:29.671
نورما رستريک، من شما را به جرم قتل دستگير ميکنم

00:54:29.671 --> 00:54:32.542
ممنون که خواستيد کمکم کنيد

00:54:32.543 --> 00:54:35.735
من نظر خوبي در مورد اين کار تو ندارم پوارو

00:54:40.074 --> 00:54:45.608
اگه اجازه بديد قربان بايد بگم که فقط يک لحظه غفلت کردم

00:54:45.608 --> 00:54:47.730
ممنونم جرج

00:54:47.730 --> 00:54:50.840
قهوه براي دو نفر لطفاً

00:54:53.139 --> 00:54:57.207
چيزهاي زيادي وجود داره که ميخوام بدونم

00:54:57.799 --> 00:55:01.793
ببينم، يعني "نورما" تمام اين مدت با تو بوده؟

00:55:01.794 --> 00:55:04.951
بله معلومه. کجا ميتونسته باشه؟

00:55:06.704 --> 00:55:09.117
به نظر مياد در مورد دستگيري اون ناراحت نيستي

00:55:09.117 --> 00:55:11.322
ابداً. اما متأسفانه اينطوري شد

00:55:11.322 --> 00:55:16.190
اون ميتونست تو اتاق من از هر جايي راحت‌تر باشه

00:55:16.190 --> 00:55:18.936
اين چيه؟

00:55:18.937 --> 00:55:22.889
اين پاسخ سوالي است که

00:55:22.889 --> 00:55:26.051
از زمان ملاقات من با کمپاني "جاشوا رستريک" داره منو اذيت ميکنه

00:55:26.052 --> 00:55:28.049
و اين سوال چيه؟

00:55:28.049 --> 00:55:29.380
خيلي ساده است

00:55:29.380 --> 00:55:33.582
موقعي که من اوجا رسيدم، مادمازل "کلوديا" پشت ميزش نشسته بود و

00:55:33.583 --> 00:55:39.533
داشت خودشو آرايش ميکرد. اما هيچ نامه يا فايلي جلوش نبود

00:55:39.533 --> 00:55:43.818
و تمام مدتي که من اونجا بودم، فقط يک بار تلفن زنگ زد که با من کار داشتند

00:55:43.819 --> 00:55:47.938
از طرف خانم "دافنه" که به نمايندگي از شما زنگ زده بود

00:55:47.938 --> 00:55:52.723
بنابراين از بازرس خواستم که براي من تحقيق کنه

00:55:52.723 --> 00:55:54.012
و؟

00:55:54.013 --> 00:55:57.882
کمپاني "رستريک" عملاً 2 ساله که فعاليت تجاري نداره

00:55:57.883 --> 00:56:00.254
سالهاست که ورشکست شده

00:56:00.254 --> 00:56:00.495
اوه، بسّه ديگه

00:56:02.044 --> 00:56:06.195
تو دوباره سر دردمو تشديد کردي، ميدوني که برام خوب نيست

00:56:07.744 --> 00:56:11.155
ببينم مادام، تا حالا ديديد که "نورما" بخنده؟

00:56:11.156 --> 00:56:12.737
بخنده؟

00:56:12.737 --> 00:56:15.150
آره، وقتي که "ديويد بيکر" را ديد

00:56:15.150 --> 00:56:17.480
اون چطور؟ -
چي؟-

00:56:17.481 --> 00:56:20.268
اون هم بهش لبخند زد؟

00:56:20.268 --> 00:56:20.424
آيا اون هم بهش نگاه کرد؟

00:56:25.761 --> 00:56:28.465
هيچوقت نگاهش را از اون قطع نکرد

00:56:28.465 --> 00:56:31.710
اين خيلي مهمه؟ -
البته-

00:56:31.711 --> 00:56:33.375
ولي من فکر ميکنم اون قابل اعتماد نيست

00:56:33.375 --> 00:56:37.577
اون ميخواست تو رستوران يه چيزي به "نورما" نشون بده، اما هيچوقت جامه عمل نپوشيد

00:56:39.367 --> 00:56:43.486
يعني تا حالا فکر نکردي که "نورما" دقيقاً هموني هست که نشون ميده؟

00:56:43.486 --> 00:56:45.940
منظورم اينه که يه جنايتکار ديوانه است.

00:56:45.941 --> 00:56:50.601
اگه ميخواهي حقيقت را در مورد مادمازل "نورما" بدوني

00:56:50.601 --> 00:56:52.473
بايد با من به يک سفر بياي

00:56:52.474 --> 00:56:55.719
ممنون ازتحقيقات بازرس نلسون

00:56:55.719 --> 00:56:57.757
ما بايد يکي از دوستان بسيار قديمي "نورما" را ببينيم

00:56:57.758 --> 00:57:01.542
گمون کنم 4 تا آسپرين براي سردرد زيادي باشه، نه؟

00:57:20.810 --> 00:57:24.388
وقتي تلفن کرديد خيلي مشتاق شدم ببينم چکار داريد موسيو پوارو

00:57:24.388 --> 00:57:26.801
من راجع به شما زياد شنيدم-
مرسي-

00:57:26.801 --> 00:57:31.294
اما لطفاً قبل از اينکه صحبت کنيم، اطلاعات بيشتري به من بديد

00:57:31.295 --> 00:57:33.292
بله حتماً

00:57:33.292 --> 00:57:36.537
ببينيد مادام "بترزبي"، اين مادمازل "نورما رستريک" خودمون

00:57:36.538 --> 00:57:41.905
اومد به ملاقات من و در مورد بعضي مشکلاتش کمک خواست

00:57:41.905 --> 00:57:45.511
اون متهم به قتله-
قتل؟-

00:57:49.395 --> 00:57:52.057
خب، اول اينکه ممکنه بپرسم

00:57:52.058 --> 00:57:56.260
آيا شما مادمازل "نورما" رو وقتي که اينجا يک دانش‌آموز بود دوست داشتيد؟

00:57:56.261 --> 00:57:58.965
من همه دخترهاي اينجا رو دوست دارم-
بله البته-

00:57:58.965 --> 00:58:00.670
اما بگين چجور دختري بود؟

00:58:00.671 --> 00:58:03.001
از لحاظ تحصيلي خيلي باهوش نبود، اما دقيق بود

00:58:03.001 --> 00:58:06.121
و قبل‌تر چطور؟ وقتي که در "کراس هجز" به اون درس ميداديد؟

00:58:06.122 --> 00:58:10.241
خب، اون خيلي جوان بود، فقط 5 سالش بود و من هم مدت زيادي اونجا نبودم

00:58:10.241 --> 00:58:13.569
چرا؟ -
چون فرصتي بدست آوردم که يه مدرسه براي خودم داشته باشم-

00:58:13.570 --> 00:58:16.524
بنابراين شما از استخدام خانواده "رستريک" در اومديد که اين مدرسه را تأسيس کنيد؟

00:58:16.524 --> 00:58:19.727
بله -
کار بي‌باکانه‌اي انجام داديد-

00:58:19.728 --> 00:58:23.805
اولش از پس خرج و مخارج بر نمي‌آمدم اما

00:58:23.806 --> 00:58:25.886
مدرسه خودش هزينه‌هايش را جبران کرد

00:58:25.886 --> 00:58:32.044
و به من بگيد آيا "نورما" اصلاً خنديده يا نه؟

00:58:32.044 --> 00:58:37.827
منظورتون چيه؟ -
فکر کنم منظورش اينه که آيا "نورما" اختلالات عصبي داشته؟-

00:58:37.828 --> 00:58:41.115
موسيو پوارو، فکر کنم شما خودتون مطلع هستيد که

00:58:41.115 --> 00:58:44.859
نورما ميبايست چندين بار از روان پزشک کمک بگيره

00:58:44.860 --> 00:58:47.689
حتي وقتيکه اينجا بود

00:58:47.689 --> 00:58:50.643
که خيلي مشکل بود بتونيم شرايط خونه رو براش فراهم کنيم

00:58:50.644 --> 00:58:53.639
اون به پدرش خيلي وابسته بود

00:58:53.639 --> 00:58:56.301
ولي پدرش ناگهان خونه رو ترک کرد و

00:58:56.302 --> 00:58:56.500
و مادرش با اين قضيه کنار نيومد

00:59:00.297 --> 00:59:02.876
و بعد هم ماجراي خودکشي

00:59:02.877 --> 00:59:08.743
خب حالا که سوال کرديد بايد بگم من اصلاً يادم نمياد که "نورما" خنديده باشه

00:59:08.744 --> 00:59:11.906
اتاق خوابش تو مدرسه، تبديل شده بود به مزار مادرش

00:59:11.906 --> 00:59:15.609
به نظر مياد اون هميشه خودشو بخاطر مرگ مادرش مقصر ميدونسته

00:59:15.609 --> 00:59:18.355
مثل همه بچّه‌ها-
دقيقاً-

00:59:18.355 --> 00:59:21.517
بخصوص وقتي آنها والدينشون را مقصر ندونند-
درسته-

00:59:21.518 --> 00:59:21.761
آيا شما خودتون فرزندي داريد مادام؟ -
من هيچوقت ازدواج نکردم موسيو پوارو-

00:59:26.303 --> 00:59:30.547
اوه، نميخواستم فضولي کنم مادمازل

00:59:30.547 --> 00:59:35.165
گفتيد که اون اتاقشو براي مادرش مثل يک مزار کرده بود

00:59:35.165 --> 00:59:38.327
اما قبلش گفتيد که اون به شدت به پدرش وابسته بود

00:59:38.328 --> 00:59:42.780
پس هيچ يادبودي براي پدرش درست نکرده بود؟ -
فقط در قلبش-

00:59:42.780 --> 00:59:46.608
اون هيچوقت اميدشو از دست نداد که پدرش ديگه بر نميگرده

00:59:46.608 --> 00:59:50.935
شايد هم منتظر نامه‌اي از طرف پدرش بود که از اون بخواد بهش ملحق بشه

00:59:50.935 --> 00:59:51.221
اما نامه‌اي نيومد

00:59:52.641 --> 00:59:54.887
در قلبش اميدوار بود، درسته؟

00:59:54.888 --> 00:59:55.170
و در عالم واقعيت، داخل اتاقش چطور؟

00:59:56.677 --> 01:00:00.255
حتي يه عکس هم از پدرش وجود نداشت

01:00:00.256 --> 01:00:04.042
بعد از اينکه پدرش اونها رو ترک کرد، مادرش همه عکسهاي پدرشو از بين برد

01:00:04.042 --> 01:00:08.910
واقعاً وقتي يکي کار مادرشو ببينه، بايد از خودش بپرسه

01:00:08.910 --> 01:00:10.241
کي توي اون خونه بچّه بوده؟

01:00:10.242 --> 01:00:14.694
دقيقاً، براستي چه کسي بچّگي کرده؟

01:00:14.694 --> 01:00:17.814
و شما خودتون ميتونيد عکسي از پدرش تهيه کنيد؟

01:00:17.815 --> 01:00:19.645
چي؟ من؟

01:00:19.645 --> 01:00:22.432
منظورم اينه که عکس خانوادگي از اونها نداريد؟

01:00:22.433 --> 01:00:27.218
منظورتون را فهميدم. نه نه، نميتونم

01:00:27.218 --> 01:00:27.247
فکر کنم صحبتمون تموم شده

01:00:34.874 --> 01:00:38.993
من همه رمانهاي شما رو دارم خانم اوليور

01:00:38.994 --> 01:00:43.362
ميخواستم اگه بشه تمام اينها رو برام امضاء کنيد

01:00:43.363 --> 01:00:45.984
من واقعاً ممنونتون ميشم-
باشه، با کمال ميل-

01:00:45.984 --> 01:00:49.271
قلم داريد؟ -
بله-

01:00:49.271 --> 01:00:53.182
ممنون، خيلي هيجان‌انگيزه-
باعث خوشحاليه-

01:00:53.182 --> 01:00:58.175
از روي اطلاعات ثبت شده خودم ديدم که تولد 25 سالگي "نورما" نزديکه

01:00:58.175 --> 01:01:00.754
هر کسي خيلي راحت ميتونه ثروت اونو تصاحب کنه

01:01:00.755 --> 01:01:04.166
مري رستريک زن ثروتمندي بوده، اون همه ثروتشو به "نورما" داده

01:01:04.167 --> 01:01:06.621
اون چقدر ثروت داشته؟ -
در زمان مرگش-

01:01:06.622 --> 01:01:10.990
دارايي اون حدود 000/700 يا 000/800 پوند بوده

01:01:10.991 --> 01:01:13.737
همچنين اون صاحب خانه "کراس هجز" هم بوده

01:01:13.737 --> 01:01:16.483
بنابرين اون خونه مطعلق به "سر رودريک" نيست؟ -
نه-

01:01:16.483 --> 01:01:18.563
سر رودريک به لطف "نورما" داره اونجا زندگي ميکنه

01:01:18.564 --> 01:01:22.516
پس اگه مادمازل "نورما" بطور اتفاقي بميره چي ميشه؟

01:01:22.517 --> 01:01:28.217
اونوقت 50 درصد دارايي اون ميرسه به نزديکترين فرد، يعني پدرش. مگه اينکه ازدواج کنه

01:01:28.217 --> 01:01:31.920
چرا فقط 50 درصد داراييش؟ -
مادرش "کراس هجز" رو دوست داشت-

01:01:31.920 --> 01:01:37.162
اون وصيت کرده که 50درصد پول خانواده برگرده به کسي که در خانه زندگي ميکنه

01:01:37.163 --> 01:01:45.560
بنابراين اگه مادمازل "نورما" ازدواج نکنه، اونوقت چي؟

01:01:45.561 --> 01:01:49.146
50درصد گفته شده ميرسه به داايي بزرگش سر رودريک

01:01:49.146 --> 01:01:51.345
مرسي

01:02:00.714 --> 01:02:04.084
اون زنه "سونيا" که راجع بهش به من گفتي

01:02:04.084 --> 01:02:09.701
مشخصاً ميخواد که "سر رودريک" به پولهاي مادر "نورما" دست پيدا کنه

01:02:09.701 --> 01:02:14.810
راسته که "سر رودريک" ازت خواسته که "ديويد بيکر" را از سر راه برداري؟

01:02:16.608 --> 01:02:19.770
ازت پرسيدم که -
شنيدم مادام-

01:02:19.771 --> 01:02:22.350
دارم فکر ميکنم. اين عادت منه

01:02:22.351 --> 01:02:25.638
اوه، در مورد چي؟

01:02:25.638 --> 01:02:29.466
به من بگيد مادام، وقتي که وارد آپارتمان پرستار "سيگرام" شديد

01:02:29.466 --> 01:02:32.877
برخلاف توصيه واضح و مشخصي که به شما کردم

01:02:35.000 --> 01:02:37.122
چطوري وارد آپارتمان شديد؟

01:02:37.122 --> 01:02:39.868
اوه، سرايدار آلف

01:02:39.868 --> 01:02:43.529
اون هر کاري براي من ميکنه. اون طرفدار درجه يک منه

01:02:43.530 --> 01:02:45.818
چقدر عالي. اون شما رو راه داد تو

01:02:45.818 --> 01:02:48.314
آره، اما حقيقتش اينه که اون نيازي به اين کار نداشت

01:02:48.315 --> 01:02:50.395
چون در خودش باز بود-
که اينطور-

01:02:50.395 --> 01:02:53.349
و وقتي رفتيد تو، فقط نامه رو پيدا کرديد؟

01:02:53.349 --> 01:02:55.720
و من بهت نگفتم چصور اين کار را کردم
نه-

01:02:55.721 --> 01:02:58.924
خيلي هوشمندانه بود، حتي خودم به خودم گفتم

01:02:58.925 --> 01:03:02.420
خيلي راحت از خودم پرسيدم: کجا ميتونه پنهان کرده باشه

01:03:02.420 --> 01:03:05.540
آره آره آره ميدونم. اما اتفاق ديگه‌اي نيفتاد؟ -
خب-

01:03:05.541 --> 01:03:09.036
براي يک لحظه احساس کردم

01:03:09.036 --> 01:03:12.655
که يه نفر اونجا بود. اما مطمئناً خيالاتي شده بودم

01:03:12.656 --> 01:03:15.485
بگذريم. داشتم به خودم ميگفتم: کجا ميتونه پنهان کرده باشه

01:03:15.485 --> 01:03:17.274
صبر کن صبر کن صبر کن صبر کن

01:03:17.275 --> 01:03:20.354
آيا مطمئني هيچ کس ديگه‌اي اونجا نبود؟

01:03:20.354 --> 01:03:24.057
خيلي مهمه؟ -
مهمتر از هر چيزي-

01:03:24.057 --> 01:03:26.137
اوه، تو واقعاً مرد ديوانه کننده‌اي هستي

01:03:26.137 --> 01:03:30.755
من نميتونم بطور قطع بگم آيا کس ديگري اونجا بوده يا نه

01:03:30.756 --> 01:03:34.584
من به سرعت خرج شدم و رفتم دنبال دختر سوم

01:03:36.872 --> 01:03:36.900
همه چيز داره روشن ميشه

01:03:44.487 --> 01:03:47.100
آه، بالاخره زدم

01:03:48.440 --> 01:03:51.227
"سر رودريک"-
اوه، بازم تويي؟-

01:03:51.228 --> 01:03:55.876
من پورتره خانم "رستريک" را آوردم-
خب، بيا اينجا-

01:03:57.552 --> 01:04:00.662
زود باش

01:04:01.339 --> 01:04:04.449
جلوتر

01:04:08.787 --> 01:04:13.738
سونيا فکر ميکنه که تو آدم بدي هستي

01:04:13.738 --> 01:04:15.860
اگه اين مربوط به من و "نورما" ميشه

01:04:15.860 --> 01:04:18.814
مطمئن باشيد که من اونو از صميم قلب دوست دارم

01:04:18.814 --> 01:04:22.142
آره، ميتونم اينو ببينم

01:04:22.143 --> 01:04:24.556
تو مشکلي بوجود نخواهي آورد

01:04:24.556 --> 01:04:26.886
تو آدم خوبي هستي

01:04:26.886 --> 01:04:29.996
خدمتکار تو رو به بيرون راهنمايي ميکنه

01:04:32.462 --> 01:04:35.903
ميتوني نقاشيها رو همونجا بذاري

01:04:47.608 --> 01:04:49.730
آه، "آلف" عزيزم.

01:04:49.730 --> 01:04:52.101
ايشون موسيو پوارو هستند

01:04:52.102 --> 01:04:54.515
آه، آقاي پوارو-
سلام موسيو-

01:04:54.515 --> 01:04:57.510
بگين ببينم، شما از طرفداران اين خانم هستيد؟ -
اوه، طبيعتاً-

01:04:57.511 --> 01:05:00.382
آخرين کارش را خونديد؟

01:05:00.382 --> 01:05:02.587
بله، کاملاً مطمئنم که خوندم

01:05:02.587 --> 01:05:06.165
خب پس ممکنه بتوني کمکم کني. من اينو 4 مرتبه خوندم

01:05:06.165 --> 01:05:08.869
اما هنوز نميتونم بفهمم کار کي بوده

01:05:08.870 --> 01:05:13.862
نه نه، چون خيلي زيرکانه است

01:05:13.863 --> 01:05:18.897
موسيو "آلف" لطفاً به من بگيد که مادام "سيگرام" را چقدر ميشناسيد؟

01:05:18.898 --> 01:05:20.645
من معمولاً به اون نوشيدني الکلي ميرسوندم

01:05:20.645 --> 01:05:23.391
طبق گفته بازرس "نلسون"، اون خيلي الکل ميخورده

01:05:23.392 --> 01:05:25.888
پشت سر هم-
از چه موقع؟-

01:05:25.888 --> 01:05:29.799
مثلاً علاقه اون به نوشيدن يکمرتبه زياد شده بود؟

01:05:29.799 --> 01:05:33.044
آره، حدوداً از 6 ماه پيش-
فهميدم-

01:05:33.045 --> 01:05:37.455
بگو ببينم، چه کار ديگري براي اون انجام ميدادي؟ مثلاً نامه‌هاشو براش پست ميکردي؟

01:05:37.455 --> 01:05:42.281
اون به ندرت نامه‌ دريافت ميکرد يا ميفرستاد-
پس نامه‌هاشو خوب به خاطر داشت-

01:05:42.282 --> 01:05:46.567
آيا قبل از مرگش هم نامه‌اي براش پست کردي؟

01:05:46.568 --> 01:05:49.688
اوه بله، يک روز قبل از مرگش

01:05:49.689 --> 01:05:53.433
و احياناً متوجه شدي که نامه خطاب به کي بوده؟

01:05:53.433 --> 01:05:55.347
اين مسئله خيلي مهمه

01:05:55.347 --> 01:05:58.009
اون نظر منو خيلي جلب کرد

01:05:58.010 --> 01:06:00.215
نامه براي "اندرو رستريک" بود

01:06:00.216 --> 01:06:03.835
درسته

01:06:03.836 --> 01:06:05.583
آيا اون ملاقات کننه زيادي داشت؟

01:06:05.583 --> 01:06:09.036
خب، اون دختره "نورما" مي‌آمد اينجا

01:06:09.037 --> 01:06:11.450
اون معمولاً خيلي مي‌آمد

01:06:11.450 --> 01:06:14.653
بعضي وقتها پدرش يعني آقاي "رستريک" هم مي‌آمد

01:06:30.382 --> 01:06:32.504
ملاقاتي داريد قربان

01:06:32.504 --> 01:06:35.666
اوه، موسيو بيکر

01:06:35.667 --> 01:06:38.196
منتظرتون بودم

01:06:39.453 --> 01:06:42.563
مرسي جرج

01:06:48.607 --> 01:06:50.729
من يه توضيح بهتون بدهکارم

01:06:50.729 --> 01:06:53.839
شما به من بدهکار نيستيد

01:07:01.589 --> 01:07:04.959
ميخوام که يک نگاه به اين بندازيد؟ -
مطمئنم که نيازي نيست-

01:07:04.959 --> 01:07:08.861
من ميدونم که اون چيه، و اين من نيستم که بايد اونو ببينم

01:07:09.703 --> 01:07:14.321
من ميدونم که تو اين نامه رو از همون روزي که همديگه رو در "کراس هجز" ديديم با خودت داشتي

01:07:14.321 --> 01:07:19.314
ميتونستي در رستوران به مادمازل "نورما" نشون بدي

01:07:19.314 --> 01:07:22.642
اما نشون ندادي

01:07:22.643 --> 01:07:22.719
چون اون خيلي حساس بود

01:07:24.932 --> 01:07:26.970
نميدونستم چه عکس‌العملي نشون ميده

01:07:26.971 --> 01:07:30.790
موسيو "بيکر"، مادمازل "نورما" که مادرش نيست

01:08:45.071 --> 01:08:46.098
"نورما"

01:08:50.230 --> 01:08:54.511
اگه بهت بگم که تو رو خيلي دوست دارم باو رميکني؟

01:08:55.723 --> 01:08:58.999
بعضي وقتها مسائل را اون طوري که هستند نمي‌ميبينيم

01:09:01.215 --> 01:09:03.615
چيزي بين من و "فرانسيس" نيست

01:09:22.685 --> 01:09:24.340
بايد يه چيزي بهت نشون بدم

01:09:38.164 --> 01:09:41.937
مادمازل، ازتون خواستم که به من اعتماد کنيد

01:09:43.948 --> 01:09:45.934
باشه؟

01:10:04.544 --> 01:10:05.820
مرسي

01:10:08.372 --> 01:10:10.158
بنداز

01:10:12.117 --> 01:10:15.523
نگاه کن. بدون چشمام ميزنم

01:10:20.148 --> 01:10:22.596
بنداز

01:10:30.799 --> 01:10:32.921
اونجا رو ببين

01:10:32.921 --> 01:10:35.334
چطورين خانم "اوليور"؟ -
اوه، فرانسيس

01:10:36.583 --> 01:10:38.653
اميدوارم که حالتون بهتر شده باشه

01:10:39.870 --> 01:10:41.738
اوه، منظورتون اون ضربه‌اي است که توي سرم خورد

01:10:42.783 --> 01:10:45.527
نه، از اينکه منو برهنه ديديد

01:10:48.566 --> 01:10:54.016
اگه بخواهيم درباره پرتره‌ توي حال خونه بحث کنيم، همسر اول آقاي "رستريک" زن زيبيي بوده

01:10:54.017 --> 01:10:58.053
البته خيلي وقت پيش، "کلوديا" هم اينو ميگفت

01:10:58.053 --> 01:11:02.288
شايد اون حالا که داره دخترشو از دست ميده، دوباره زن بگيره

01:11:14.614 --> 01:11:16.684
نوشيدني ميل داريد؟

01:11:48.900 --> 01:11:50.354
اونجا رو ببين اندرو

01:11:51.230 --> 01:11:53.051
تو کي هستي؟

01:11:54.683 --> 01:11:56.669
گفتم کي هستي؟

01:11:59.344 --> 01:12:01.662
من پدرتم نورما

01:12:03.504 --> 01:12:04.835
اون اينجا چيکار ميکنه؟

01:12:04.836 --> 01:12:07.071
نورما، حالت خوبه؟

01:12:08.747 --> 01:12:12.158
فکر کردم که-
چي فکر کردي؟-

01:12:12.159 --> 01:12:15.565
عزيزم "نورما"، خواهش ميکنم اعصابتو کنترل کن

01:12:16.903 --> 01:12:20.097
به به، اومدي يه مهمونيه ديگر را هم خراب کني؟

01:12:21.230 --> 01:12:23.601
پس پليس داره چيکار ميکنه؟ چرا ولش کردند؟

01:12:23.602 --> 01:12:27.222
خفه شو

01:12:27.222 --> 01:12:30.467
نميفهمم، چرا اينجوري ميکني؟

01:12:30.467 --> 01:12:32.370
پدر، ديگه پليس منو آزاد کرده

01:12:33.088 --> 01:12:34.960
اين خيلي عاليه

01:12:34.961 --> 01:12:37.623
دايي بزرگت خيلي خوشحال ميشه تو رو اينجا ببينه

01:12:37.624 --> 01:12:40.948
دختر عزيزم، تو منو ياد مادرت ميندازي

01:12:41.618 --> 01:12:43.404
کاش اون هم اينجا بود تا تو رو ببينه

01:12:46.736 --> 01:12:48.806
تو کي هستي

01:12:50.772 --> 01:12:53.551
اوه خدا، اون ديوونه شده-
"نورما"-

01:12:58.054 --> 01:13:00.633
اون حالش خوبه؟ -
کاملاً-

01:13:00.634 --> 01:13:03.463
اون داره با خاطره‌اي که اذيتش ميکنه دست و پنجه نرم ميکنه

01:13:03.463 --> 01:13:06.042
آيا اونقدر مقاوم هست که از پسش بر بياد؟

01:13:06.043 --> 01:13:08.113
بذار ببينيم چي ميشه

01:13:23.893 --> 01:13:27.637
نورما! اين کارها فقط وضعيت خودتو بد تر ميکنه

01:13:27.638 --> 01:13:30.592
تو فقط داري وقتت را تلف ميکني فرانسيس

01:13:30.592 --> 01:13:32.910
تو واقعاً عقلتو از دست دادي، نه؟

01:13:34.712 --> 01:13:38.533
من نميخوام با تو حرف بزنم! من نميخوام با هيچکس حرف بزنم

01:13:44.323 --> 01:13:46.112
به سلامتي -
عزيزم "ديويد"، به سلامتي تو-

01:13:46.112 --> 01:13:48.234
ممکنه يه دقيقه گوش کنيد؟

01:13:48.234 --> 01:13:51.061
لطفاً ساکت باشيد! "سر رودريک" ميخواد صحبت کنه

01:13:51.938 --> 01:13:53.727
ممنون

01:13:53.727 --> 01:14:00.259
اول از همه، از شما ممنونم که در اين روز بخصوص اومديد اينجا

01:14:00.259 --> 01:14:03.417
بخصوص "نورما" که دوباره برگشته پيش ما

01:14:04.296 --> 01:14:07.874
و اما دليل اينکه شما رو به اينجا دعوت کردم

01:14:07.874 --> 01:14:13.366
موردي است که بعضي از شما رو متعجب خواهد کرد

01:14:13.366 --> 01:14:20.314
دو هفته پيش من از منشي خودم "سونيا" خواستگاري کردم

01:14:20.315 --> 01:14:24.850
من خيلي شکّه شدم وقتي اون قبول کرد

01:14:26.140 --> 01:14:30.217
دو روز پيش نگران بودم که نکنه اين تازه داماد نتونه درست راه بره

01:14:50.357 --> 01:14:55.100
بنابراين، "سونيا" اين سرباز پير را ترقيب کرد تا

01:14:55.100 --> 01:14:59.749
با اون به دفتر ازدواج بره، و ما همونجا ازدواج کرديم

01:15:01.758 --> 01:15:07.541
پس همه ليوانهاتون را بياريد بالا

01:15:07.541 --> 01:15:15.773
به سلامتي خانم سونيا هرسفيلد

01:15:16.820 --> 01:15:20.231
آيا خوشحالي "سونيا"؟

01:15:20.232 --> 01:15:21.438
خيلي زياد

01:15:21.439 --> 01:15:27.591
راست ميگي؟ تو منو به خوشحالتريت مرد دنيا تبديل کردي

01:16:03.214 --> 01:16:06.501
اي واي، دير رسيدم

01:16:06.501 --> 01:16:10.570
موسيو "رستريک"، بذلريد هر چه زودتر اين مسئله رو حل کنيم

01:16:19.525 --> 01:16:22.766
چطور نتونستيم جلوي اونو بگيريم؟

01:16:23.811 --> 01:16:25.891
من خيلي براتون متأسفم سر رودريک

01:16:25.891 --> 01:16:30.340
اين واقعاً يک ضايعه غم‌نگيزه

01:16:32.091 --> 01:16:33.755
من هنوزم باورم نميشه

01:16:33.755 --> 01:16:36.126
البته به غير از يک نفر

01:16:36.127 --> 01:16:40.409
کسي که مدتهاست منتظر اين واقعه بوده و "نورما" رو به اينکار تشويق کرده

01:16:41.744 --> 01:16:43.866
کي ميتونه آرزوي مرگ اونو داشته باشه؟

01:16:43.866 --> 01:16:46.231
آه، واقعاً چه کسي؟

01:16:48.485 --> 01:16:50.637
مثلاً خود شما، خانم سونيا

01:16:51.689 --> 01:16:53.727
ددر وصيت‌نامه مادرش

01:16:53.728 --> 01:16:58.180
شما و همسرتون نيمي از دارايي "نورما" را به ارث ميبريد

01:16:58.180 --> 01:17:00.135
شايد هم خانم کلوديا

01:17:00.136 --> 01:17:03.464
کسي که اولاً "نورما" رو تحقير ميکرده

01:17:03.464 --> 01:17:05.752
و ثانياً ميخواسته با پدرش ازدواج کنه

01:17:05.753 --> 01:17:09.331
که اونوقت ميتونسته نيمي از دارايي زن سابق شوهرشو به ارث ببره

01:17:09.331 --> 01:17:13.450
شايد هم مادمازل "فرانسيس". که به مرد جواني ابراز علاقه ميکرد که

01:17:13.450 --> 01:17:17.860
قبلاً "نورما" عاشق اون بوده، يعني آقاي ديويد بيکر

01:17:17.861 --> 01:17:22.854
و اين علاقه‌مندي بيشتر هم شد، از وقتي که فهميد "نورما" چقدر ثروتمنده

01:17:22.854 --> 01:17:28.554
اما براي پاسخ به اين سوالات، لازمه که سوال ديگري مطرح بشه

01:17:28.555 --> 01:17:31.217
پس بهتره بريم به اول ماجرا

01:17:31.217 --> 01:17:34.379
چه کسي ميخواست که پرستار بميره

01:17:34.380 --> 01:17:37.869
اوه خواهش ميکنم. الان وقتش نيست

01:17:38.582 --> 01:17:40.953
نورما اعتراف کرده

01:17:44.782 --> 01:17:47.320
اين کارها چه کمکي ميتونه بکنه؟

01:17:47.320 --> 01:17:50.348
قربان، ازتون ميخوام اجازه بديد موسيو پوارو صحبت کنه

01:17:51.439 --> 01:17:53.644
ممنون بازرس نلسون

01:17:53.645 --> 01:17:56.973
وقتي مادمازل "نورما" اومد که منو ببينه

01:17:56.974 --> 01:18:02.416
تصور ميکرد که قتلي مرتکب شده و از من خواست که اونو نجات بدم

01:18:04.505 --> 01:18:07.833
اما من فکر ميکنم که اون حرفها، حرفهاي يک قاتل نبود، بلکه حرفهاي يک قرباني بود

01:18:10.621 --> 01:18:12.368
آيا پرستار "سيگرام" به قتل رسيد؟

01:18:12.369 --> 01:18:17.516
يا همونطور که پليس براحتي گفت

01:18:18.569 --> 01:18:19.940
خودکشي کرده

01:18:20.982 --> 01:18:23.052
من در مورد جواب اين سوال مطمئن نبودم

01:18:24.186 --> 01:18:27.057
اما يادداشتي که در پشت عکس نوشته شده بود

01:18:27.057 --> 01:18:31.259
کراس هجز، لانگ بيزينگ، 1917

01:18:31.259 --> 01:18:33.381
آخرين تابستان شاد

01:18:33.381 --> 01:18:35.284
اي جي بترزبي"

01:18:36.294 --> 01:18:40.288
منو به شک انداخت که مرگ پرستار يه جورايي مربوط به يک ناراحتي روحي

01:18:40.289 --> 01:18:43.992
در زندگي مادمازل "نورما" و پرستار "سيگرام" ميشه

01:18:43.992 --> 01:18:46.821
بنابراين، من به "کراس هجز اومدم

01:18:46.821 --> 01:18:50.690
و چيزهاي بسيار مهمي در حين تحقيقاتم فهميدم

01:18:50.691 --> 01:18:53.978
من موسيو "ديويد بيکر" را اونجا ديدم

01:18:53.978 --> 01:18:55.850
براي چي اونجا بود؟

01:18:55.850 --> 01:18:59.761
طبق گفته "سر رودريک"، اون اومده بود چندتا عکس خانوادگي غرض بگيره

01:18:59.762 --> 01:19:01.884
تا بتونه از روي اون، پرتره آقاي

01:19:01.884 --> 01:19:04.838
اندرو رستريک را در زمان جواني بکشه. درسته؟

01:19:04.838 --> 01:19:08.874
مردي که با من در مورد اون با بدبيني صحبت کرد و مشخصاً گفت که

01:19:08.874 --> 01:19:10.496
من هرگز اونو نديدم

01:19:10.497 --> 01:19:14.158
اين خيلي عجيبه آقا مگه نه؟

01:19:14.158 --> 01:19:17.517
حالا يه کم حاشيه ميرم. بريم سر موضوع پرستار

01:19:18.486 --> 01:19:22.771
زني که پير و ضعيف بود و به الکل اعتياد داشت

01:19:22.771 --> 01:19:24.560
و طبق گفته سرايدار خانه

01:19:24.561 --> 01:19:29.886
مصرف الکل او از زماني که موسيو "اندرو رستريک" از آفريقاي جنوبي برگشه زيادتر هم شده بود

01:19:29.887 --> 01:19:31.459
پيش خودم گفتم چرا؟

01:19:32.383 --> 01:19:37.417
اون بدليل الطاف کمپاني "رستريک" بخاطر آپارتماني که براش خريده بودند، کاملاً مستقل بود

01:19:37.418 --> 01:19:40.446
بنابراين دليلي براي نگراني وجود نداشت

01:19:41.163 --> 01:19:44.824
بخصوص وقتي که شما اينهمه بهش کمک کرده بوديد، مگه نه؟

01:19:44.824 --> 01:19:47.486
بله، بخاطر خدمات زيادي که براي ما انجام داده بود

01:19:47.487 --> 01:19:52.018
و همچنين بخاطر کمک به شما تا خودتونو بجاي يه نفر که قبلاً مرده جا بزنيد

01:19:53.063 --> 01:19:55.725
مردي که قبلاً مرده؟

01:19:55.726 --> 01:19:59.429
ديروز تحقيقات بازرس "نلسون" شک منو به يقين تبديل کرد

01:19:59.429 --> 01:20:05.004
و امروز من يک تلگرام از آفريقاي جنوبي دريافت کردم

01:20:05.005 --> 01:20:09.706
که مرگ موسيو "اندرو رستريک" را تأييد ميکنه که يکسال ازش ميگذره

01:20:09.706 --> 01:20:14.907
خب موسيو، همونطور که مادمازل "نورما" امروز ازتون خواست

01:20:14.908 --> 01:20:16.811
من-هرکول پوارو- ازتون ميخوام

01:20:18.569 --> 01:20:20.150
که بگين شما کي هستيد

01:20:20.150 --> 01:20:23.391
اسم من "رابرت اورول" است

01:20:25.268 --> 01:20:27.390
"اندرو رستريک" دوست خوب من بود

01:20:27.390 --> 01:20:30.714
نميخواستم کسي کشته بشه

01:20:31.593 --> 01:20:36.253
پس تو يه کلاهبرداري؟ -
بشين-

01:20:36.253 --> 01:20:41.620
اندرو رستريک واقعي، 20 ساله که در انگليس ديده نشده

01:20:41.621 --> 01:20:44.105
زنش هم

01:20:45.157 --> 01:20:48.277
تمام عکسهاي اونو از بين برده بود

01:20:48.278 --> 01:20:49.900
و بعد هم خودکشي کرد

01:20:49.901 --> 01:20:53.853
سر رودريک هم که بيناييش را از دست داد و مادمازل "نورما" هم

01:20:53.854 --> 01:20:57.343
پدرش را از وقتي 5 سالش بوده تا حالا نديده

01:20:59.180 --> 01:21:02.456
فقط يک نفر بود که ميتونست نقشه‌ها رو به باد بده

01:21:03.507 --> 01:21:05.004
پرستار "سيگرام"

01:21:05.005 --> 01:21:08.292
اونو تهديد کرديد که در صورت لو دادن، آپارتمانشو از دست ميده

01:21:08.292 --> 01:21:13.659
و به اون با مشروبات الکلي رشوه داديد

01:21:13.660 --> 01:21:15.990
بنابراين قبول کرد که وارد نقشه شما بشه

01:21:15.990 --> 01:21:20.935
الان شما آزاد هستيد که امور را بدست بگيريد و اموال بدست آورده را به بالاترين پيشنهاد بفروشيد

01:21:23.022 --> 01:21:25.684
تو اشتباه ميکني پوارو

01:21:25.685 --> 01:21:27.182
اين کار ارزشي نداره

01:21:27.183 --> 01:21:30.345
اما شما قبل از ترک آفريقا اينو نميدونستيد

01:21:30.345 --> 01:21:32.092
پس چرا اومديد اينجا؟

01:21:32.092 --> 01:21:34.838
من کسي رو نکشتم-
اما انگيزش را داشتي-

01:21:34.839 --> 01:21:37.460
ترس از اينکه پرستار ممکنه شما رو لو بده

01:21:37.460 --> 01:21:39.873
دليل خوبي بود براي اينکه ساکت بشه

01:21:39.873 --> 01:21:43.284
اما وقتي مادمازل "نورما" به قتل اعتراف کرد

01:21:43.285 --> 01:21:48.278
يکمرتبه متوجه شديد که ميتونيد در نقش پدر اون وارد عمل بشيد

01:21:48.278 --> 01:21:51.436
الان شما ميتونيد نيمي از ارثيه مادر اونو به ارث ببريد

01:21:52.522 --> 01:21:55.136
بنابراين ساکت نشستيد و صبر کرديد

01:21:56.891 --> 01:22:00.712
شما فقط يک سانتيمتر با ميليونر شدن فاصله داشتيد

01:22:01.926 --> 01:22:07.073
يا شايد هم با طناب دار

01:22:09.416 --> 01:22:12.120
اما اين ارثيه ديگه به شما نميرسه موسيو

01:22:12.120 --> 01:22:14.034
و کلاهبردار دستش رو شده

01:22:14.034 --> 01:22:15.573
اما ارثيه به "سر رودريک" ميرسه

01:22:15.574 --> 01:22:18.980
همسر من به اين چيزها اهميتي نميده. اون فقط ميخواست که "نورما" برگرده

01:22:20.026 --> 01:22:22.189
لعنتي! چطور اينکار را کردي؟

01:22:22.190 --> 01:22:24.093
سربازرس، يک لحظه لطفاً

01:22:25.019 --> 01:22:29.964
اخيراً اطلاعات جديدي به دستم رسيده

01:22:31.261 --> 01:22:33.965
يه نفر ديگه اينجا هست که

01:22:33.965 --> 01:22:38.750
ميتونه ارثيه مادمازل "نورما" رو طلب کنه

01:22:38.750 --> 01:22:42.203
عکسي که من درآپارتمان پرستار پيدا کردم

01:22:42.204 --> 01:22:45.491
توسط مربي سابق مادمازل "نورما" گرفته شده بود

01:22:45.491 --> 01:22:49.069
يعني همون مادمازل اي جي بترزبي

01:22:49.069 --> 01:22:52.397
من به مدرسه‌اي رفتم که اون الان مدير اونجاست

01:22:52.398 --> 01:22:58.223
و زني را ديدم که پر از احساسات بود، بخاطر بچه‌اي که ترکش کرده بودن

01:22:58.223 --> 01:23:00.844
و بخاطر مردي که هر دوي آنها رو ترک کرده بود

01:23:00.845 --> 01:23:03.542
اون هيچوقت اميدشو از دست نداد که پدرش ديگه بر نميگرده

01:23:05.047 --> 01:23:08.655
شايد هم منتظر نامه‌اي از طرف پدرش بود که از اون بخواد بهش ملحق بشه

01:23:09.499 --> 01:23:10.913
اما نامه‌اي نيومد

01:23:10.914 --> 01:23:14.783
بعلاوه اين زن در مورد تاريخ منو گول زد

01:23:14.784 --> 01:23:19.485
اون گفت که شغلش را به عنوان مربي "نورما" ول کرد

01:23:19.485 --> 01:23:23.937
تا بتونه مدرسه خودشو تأسيس کنه

01:23:23.938 --> 01:23:28.723
اما در اون موقع "نورما" فقط 5 سالش بود و الان 20 سال از اون موقع ميگذره

01:23:28.723 --> 01:23:32.342
ضمناً مدرسه اون خانم 18 سال پيش تأسيس شد

01:23:32.343 --> 01:23:34.548
پس اون توي اين دو سال چيکار ميکرده؟

01:23:34.548 --> 01:23:37.835
و چرا اون بعد از اين دو سال شغلشو در "کراس هجز" ول کرده؟

01:23:37.835 --> 01:23:42.079
سر رودريک من الان از شما ميخوام تا شک منو تأييد کنيد

01:23:42.079 --> 01:23:46.905
دليل اينکه مربّي "کراس هجز" را خيلي سريع و غير منتظره ترک کرد

01:23:46.906 --> 01:23:52.939
اين بود که اون عاشق "اندرو رستريک" شده بود و توسط اين مرد حامله بود

01:23:52.939 --> 01:23:54.428
درسته؟

01:23:56.018 --> 01:23:58.889
بله پوارو. درسته

01:23:58.889 --> 01:24:02.217
اون يه دفعه رفت و براي 2 سال ناپديد شد

01:24:03.466 --> 01:24:05.588
پس او مخفيانه فرار کرد

01:24:05.588 --> 01:24:08.250
بچه‌اي به دنيا آورد. يه دختر

01:24:08.251 --> 01:24:11.279
خواهر ناتني مادمازل نورما

01:24:12.329 --> 01:24:14.115
درست ميگم مادمازل "کري"؟

01:24:15.866 --> 01:24:20.397
يا شايد بايد شما رو مادمازل "بترزبي" صدا کنم؟

01:24:25.852 --> 01:24:28.549
من با اين رويا بزرگ شدم که يک روز بتونم خواهرمو پيدا کنم

01:24:29.597 --> 01:24:32.925
وقتي اونو پيدا کردم، برام مثل يک معجزه بود

01:24:32.925 --> 01:24:35.920
من ميدونستم که "کلوديا" براي کمپاني خانوادگيمون کار ميکرد

01:24:35.921 --> 01:24:39.115
و نميتونستم باور کنم که چه شانسي بهم رو ميکنه اگه "نورما" پيدا بشه

01:24:40.041 --> 01:24:41.909
من خيلي دوست داشتم به اون بگم که يه خواهر داره

01:24:44.326 --> 01:24:46.240
اما ديگه هيچوقت نميفهمه-
نه-

01:24:46.240 --> 01:24:51.185
و اون مسخره بازي ها با مادمازل "نورما"، ديگه تموم شده

01:24:52.232 --> 01:24:55.477
در آخر شما ادعاي ارثيه اونو ميکنيد که کاملاً قانونيه

01:24:55.478 --> 01:24:57.464
آره؟

01:25:01.927 --> 01:25:05.047
هيچ طور نميشه "نورما" را برگردوند، ميشه؟ -
نه-

01:25:05.048 --> 01:25:07.875
هيچ چيزي نميتونه اونو برگردونه

01:25:10.415 --> 01:25:12.283
نگهبان

01:25:29.805 --> 01:25:31.259
"نورما"

01:25:32.052 --> 01:25:33.671
اما تو مردي

01:25:36.837 --> 01:25:40.078
من ديدم که تو مردي-
تو او چيزي رو که دوست داشتي ديدي-

01:25:44.202 --> 01:25:45.866
خانمها و آقايان

01:25:45.866 --> 01:25:50.599
الان زمان اون رسيده که پوارو حقيقت را براتون فاش کنه

01:25:53.397 --> 01:25:56.476
وقتي که امروز عصر مادمازل "نورما" داشت حمام ميکرد

01:25:56.476 --> 01:26:00.137
مادمازل "کري" ديد که اين يک فرصت طلاييه

01:26:00.138 --> 01:26:03.924
تا شرايط خودکشي مادر "نورما" رو بازسازي کنه

01:26:03.924 --> 01:26:07.497
اما از اونجايي که من منتظر همچين عملي بودم، پيش دستي کردم

01:26:08.418 --> 01:26:13.203
شما توسط موسيو "بيکر" در حالي که با بالش وارد حمام ميشديد، رويت شديد

01:26:13.203 --> 01:26:14.527
چرا؟

01:26:15.409 --> 01:26:17.479
براي اينکه اونو خفه کنيد

01:26:21.067 --> 01:26:22.731
خنده داره

01:26:22.732 --> 01:26:24.812
چرا من بايد با خواهرم چنين کاري بکنم؟

01:26:24.812 --> 01:26:27.974
چه انتقامي شيرينتر از اين نسبت به مردي که تو رو ترک کرده

01:26:27.975 --> 01:26:31.927
که بخواهي ارثيه دختر قانونيه اونو بدزدي؟

01:26:31.927 --> 01:26:35.879
ارثيه خواهري که خيلي ويژه و

01:26:35.880 --> 01:26:37.582
مورد تنفر تو بود

01:26:38.626 --> 01:26:42.620
وقتي مادرت فهميد که موسيو "رستريک" به کشور بر گشته

01:26:42.621 --> 01:26:44.202
رفت که اونو ببينه

01:26:44.202 --> 01:26:47.821
اما بجاي اون، موسيو "رابرت اورول" کلاهبردار رو پيدا کرد

01:26:47.822 --> 01:26:51.067
و با گمال تأسف، ماجرا رو با تو در ميان گذاشت

01:26:51.068 --> 01:26:55.599
پس فرصتي پيدا کردي که مدتها آرزوش را داشتي

01:26:56.976 --> 01:27:00.595
تو-"فرانسيس کري-، بدون اينکه مادرت بفهمه

01:27:00.596 --> 01:27:07.045
رفتي سراغ اون کلاهبردار-موسيو "اورول"- و اونو مجبور کردي که نقشه پليد تو رئ قبول کنه

01:27:07.045 --> 01:27:09.957
تو ميخواستي با ترقيب مادمازل "نورما" به

01:27:09.958 --> 01:27:13.116
خودکشي يا ديوانگي، ارثيه اونو بالا بکشي

01:27:13.828 --> 01:27:16.110
و براي رسيدن به هدفت

01:27:17.156 --> 01:27:19.153
از موسيو "اورول" خواستي تا برايش يک آپارتمان بگيره

01:27:19.154 --> 01:27:22.773
در همون ساختماني که پرستار در آن زندگي ميکرد

01:27:22.774 --> 01:27:26.851
پير زني که حضورش ياد آور گناهي بود که او

01:27:26.851 --> 01:27:29.051
نسبت به خودکشي مادرش احساس ميکرد

01:27:30.471 --> 01:27:34.257
تو اثر مخرّب اين کار را روي ذهن حساس اون بخوبي ميدونستي

01:27:34.258 --> 01:27:38.668
و مثل يک بازيگر جاه طلب، نقش يک دوست

01:27:38.668 --> 01:27:42.074
دلسوز و حامي رو بازي کردي. مگه نه؟

01:27:43.703 --> 01:27:46.033
بيچاره مادمازل نورما

01:27:46.033 --> 01:27:48.155
که اون موقع بسيار آسيب‌پذير بود و

01:27:48.155 --> 01:27:50.526
طعمه تو شد

01:27:50.527 --> 01:27:53.647
تو و البته خود تو، هميشه براي اون آماده بودي

01:27:53.648 --> 01:27:57.018
نورما، دوست داري بيام پيشت بشينم؟

01:27:57.018 --> 01:27:59.306
تا خاطرات دردناک اونو زنده کني

01:27:59.306 --> 01:28:02.135
هورا! کي بستني دوست داره؟

01:28:02.136 --> 01:28:06.421
تو حتي سعي کردي مردي را که اون دوست داشت، از سر راهش برداري

01:28:06.422 --> 01:28:09.083
يعني علاقه و اميد اونو

01:28:11.248 --> 01:28:14.867
اما همه اين اقداماتي که عليه روح و روان "نورما" انجام شد،

01:28:14.868 --> 01:28:19.861
به نقطه اوج وقاهت خودش يعني قتل پرستار رسيد

01:28:19.861 --> 01:28:25.270
اين تصادفي نبود که مادمازل "نورما" خودشو بخاطر قتل مادرش مقصر بدونه

01:28:25.270 --> 01:28:28.931
بلکه تو اين عقيده راسخ رو با ظرافت در اون بوجود آوردي

01:28:28.932 --> 01:28:30.634
نقشه تو

01:28:31.678 --> 01:28:36.587
بستگي به 2 چاقو داشت که کاملاً متمايز از هم بودند

01:28:36.588 --> 01:28:40.823
اولين چاقو را در اتاقش گذاشتي تا اونو ببينه

01:28:44.494 --> 01:28:48.322
و قبل از پارتي و قبل از اينکه مادمازل "نورما" چاقو رو ببينه

01:28:48.322 --> 01:28:55.469
ظالمانه پرستار بيچاره رو کشتي

01:28:57.393 --> 01:28:59.758
و چاقوي دوم را همونجا گذاشتي

01:29:04.549 --> 01:29:08.626
همينکه فهميدي مادمازل "نورما" جنازه پرستار را پيدا کرده

01:29:08.627 --> 01:29:14.410
بايد چاقوي اول را که "نورما" توي کشو گذاشته بود برميداشتي

01:29:14.411 --> 01:29:17.781
و حالا با اين ذهن کاملاً بهم ريخته

01:29:17.781 --> 01:29:23.315
نورما معتقد بود که خودش اونو کشته

01:29:23.315 --> 01:29:26.477
و شايد ميرفت که خودشو بکشه

01:29:26.477 --> 01:29:31.553
اما اگر بجاي آن به قتل اعتراف ميکرد، باز هم نتيجه يکي بود

01:29:31.554 --> 01:29:32.968
اونو دار ميزدند

01:29:32.968 --> 01:29:38.706
و وقتي که امروز اونو از زندان آزاد کردند، فقط يک راه براي تو باقي مانده بود

01:29:39.418 --> 01:29:44.742
که هر چه زودتر اونو بکشي. اما من –هرکول پوارو- قول دادم که نجاتش بدم

01:29:47.573 --> 01:29:50.482
و تنها راحي که داشتم اين بود

01:29:52.608 --> 01:29:54.678
که قبل از تو اونو بکشم

01:30:02.178 --> 01:30:05.298
من هيچ دخالتي تو اينکار نداشتم پوارو-
دروغگو-

01:30:05.299 --> 01:30:08.336
در قتل پرستار، خير موسيو

01:30:08.336 --> 01:30:12.039
شما اون شب براي خودتون شاهد پر و پا قرصي درست کرده بوديد

01:30:12.039 --> 01:30:16.990
اما خيلي دلم ميخواست بدونم چرا يک نفر بايد آشکارا بخواد جاي ديگه‌اي باشه

01:30:16.991 --> 01:30:18.988
اون هم در شب قتل

01:30:18.988 --> 01:30:22.982
اون شب تو اينجا بودي و ميدونستي داره چه اتفاقي ميفته؟

01:30:22.983 --> 01:30:25.229
طبيعتاً. ميخواي بگم چطور؟

01:30:25.229 --> 01:30:28.967
براي اينکه قاتل همدستش بوده يعني مادمازي کري

01:30:33.052 --> 01:30:35.257
يه لحظه منو ببخشيد.

01:30:35.257 --> 01:30:39.409
ميتوني بگي چرا يکي از اونا لازم دونست به من حمله کنه؟

01:30:43.912 --> 01:30:50.183
تمام اينها برميگرده به نامه‌اي که توسط پرستار "سيگرام" نوشته شده بود

01:30:51.568 --> 01:30:56.685
اون ميتونست به اين تظاهر ادامه بده که آقاي "اورول" همون آقاي "رستريک" است

01:30:56.686 --> 01:31:01.221
اما پليدي و وخامت اين توطئه براي اون خيلي بزرک به نظر ميرسيد

01:31:01.221 --> 01:31:04.549
بنابراين اون براي شما يه نامه نوشت. مگه نه موسيو؟

01:31:04.550 --> 01:31:07.254
و تهديد کرد که اگه دست بر نداريد، شما رو لو ميده

01:31:07.255 --> 01:31:12.705
و براي اينکه خودشو در برابر شما مصون نگه داره

01:31:12.705 --> 01:31:16.574
يک کپي از نامه رو در جايي مخفي کرد که بعد از مرگش پيدا کنند

01:31:16.575 --> 01:31:19.484
و به تو هم گفت که اين کار رو کرده

01:31:20.320 --> 01:31:24.480
پس به نظر شما مادمازل "کري"، پرستار بايد ميمرد

01:31:24.481 --> 01:31:27.518
و اون نامه هم بايد پيدا ميشد

01:31:27.518 --> 01:31:30.014
اما خانم "اوليور" اونو زودتر پيدا کرد

01:31:30.015 --> 01:31:33.510
بنابراين نه مادمازل "کلوديا" و نه موسيو "اورول" نميتونستند

01:31:33.510 --> 01:31:37.795
بگن که خانم "اوليور" نامه رو برداشته جون اونا پيش من بودند

01:31:37.796 --> 01:31:42.040
نه مادمازل، اين خود شما بوديد که ماجرا رو ديديد

01:31:42.040 --> 01:31:45.327
و بعد براي موسيو "اورول" تعريف کرديد

01:31:45.327 --> 01:31:49.363
و وقتي مادمازل "دافنه" از رستوران به من زنگ زد

01:31:49.363 --> 01:31:52.774
که در مورد مکان خانم اوليور به من بگه

01:31:52.775 --> 01:31:54.845
شما حرفهامونو گوش ميکرديد

01:31:57.352 --> 01:32:02.761
من صداي قطع کردن گوشي رو يا 2 ثانيه قبل از اينکه خودم قطع کنم شنيدم

01:32:02.761 --> 01:32:06.700
و تو اون موقع دقيقاً ميدونستي که مادام "اوليور" کجاست

01:32:11.457 --> 01:32:15.076
بنابراين، نامه ديگه نميتونست به دست پليس برسه

01:32:15.077 --> 01:32:17.240
و توطئه گرها در امن و امان بودند

01:32:17.241 --> 01:32:21.360
و به دنبال آن، مادمازل "کلوديا" به پليس خبر ميده

01:32:21.360 --> 01:32:24.933
بيچاره مادمازل نورما رستريک

01:32:25.979 --> 01:32:29.468
اون منو به شام دعوت کرد و از من خواست که اين کار را بکنم

01:32:29.317 --> 01:32:30.639
تقديمي به پدر و مادر عزيزم

01:32:30.639 --> 01:32:34.799
اون گفت که نميتونه خودشو راضي کنه که گوشت و خون خودشو به پليس لو بده

01:32:34.800 --> 01:32:38.253
نورما، من خيلي متأسفم-
همش فکر اون بود-

01:32:38.254 --> 01:32:40.126
نميتوني ببيني؟

01:32:40.126 --> 01:32:43.080
تو يه بازيگر آشغالي "فرانسيس" و من هم يه احمقم

01:32:43.080 --> 01:32:47.362
من به تو اخطار کرده بودم که کينه تو کارها رو خراب ميکنه، اما تو گوش نکردي

01:32:56.187 --> 01:32:57.889
"فرانسيس"

01:32:58.933 --> 01:33:00.836
ما خواهر ناتني هستيم

01:33:01.888 --> 01:33:04.549
ببين "ديويد" توي جعبه دايي بزرگمون چي پيدا کرده؟

01:33:06.090 --> 01:33:08.212
اين پدرمونه

01:33:08.212 --> 01:33:10.412
ما اصلاً مثل هم نيستيم

01:33:14.786 --> 01:33:16.575
چه بلايي سر پدرم اومد؟

01:33:16.576 --> 01:33:19.273
يه تصادف بود، وقتي که با هم توي کشور بوديم

01:33:20.154 --> 01:33:23.679
اون مرد خوبي بود، من هميشه اونو دوست داشتم

01:33:24.773 --> 01:33:28.642
چيز ديگه‌اي نداري که به اين طفلک بيچاره که داشتي نابودش ميکردي بگي؟

01:33:28.642 --> 01:33:32.297
آيا ذرّه‌اي از صداقت در تو وجود نداره؟

01:33:33.344 --> 01:33:36.631
انسانيت در قلب تو هيچ جايي نداره

01:33:36.631 --> 01:33:38.753
چي ميخواي بهت بگم؟

01:33:38.753 --> 01:33:43.532
آيا پدرم از من چيزي گفته؟

01:33:45.078 --> 01:33:47.443
خب، موسيو پوارو به صداقت اهميت ميده

01:33:48.823 --> 01:33:50.525
پس من هم صادق خواهم بود

01:33:51.569 --> 01:33:53.969
من فقط يکبار ديدم که پدرت به تو اشاره کرد

01:33:56.312 --> 01:34:00.050
اون گفت که تو يه هرزه کوچکي که بعداً ثروت زنشو تصاحب ميکني

01:34:01.305 --> 01:34:06.712
من ميدونستم که "اندرو" فاسده، اما تو يک گداي بي سر و پا هستي

01:34:33.011 --> 01:34:34.797
نورما؟

01:34:49.822 --> 01:34:52.814
پس "سونيا" دنبال پولها نبوده؟ -
نه-

01:34:53.733 --> 01:34:55.855
همينطور هم اين خروس وحشي

01:34:55.855 --> 01:34:57.977
از کجا ميدونستي؟

01:34:57.977 --> 01:35:01.264
براي اينکه خودتون به من گفتيد مادام

01:35:01.264 --> 01:35:06.007
گفتيد که به اون لبخند ميزد و هميشه اونو نگاه ميکرد

01:35:06.007 --> 01:35:09.793
و وقتي گفتيد که اون دنبال عکس خانوادگي ميگشت تا ثابت کنه

01:35:09.794 --> 01:35:12.581
که موسيو "اورول" يک کلاهبرداره، اون موقع فهميدم که

01:35:12.582 --> 01:35:16.651
داره به نغع "نورما" کار ميکنه نه به ضرر اون

01:35:18.865 --> 01:35:21.652
تو معمولاً به اين چيزها فکر ميکني، مگه نه؟ -
آوه-

01:35:21.652 --> 01:35:26.228
چه ذهن کنکاشگري. من بهش ميگم شکجه

01:35:26.229 --> 01:35:28.299
من اينقدر کنکاشگرم مادام؟

01:35:29.683 --> 01:35:32.924
آيا من يک حلّال مشکلات هستم با قلبي سرد؟

01:35:33.969 --> 01:35:38.453
يا اينکه ما نظاره‌گر بزرگترين اسرار اين زندگي هستيم که هرگز تا حالا نديديم؟

01:35:40.293 --> 01:35:44.326
اسراري که حتي هرکول پوارو هم نميتونه حل کنه

01:35:47.658 --> 01:35:49.728
طبيعت عشق

01:36:01.639 --> 01:36:03.709
اون داره ميخنده

01:36:15.536 --> 01:36:18.698
اون اشکه؟ -
اوه، نه نه نه مادام-

01:36:18.699 --> 01:36:20.769
اين بخاطر نسيمه

01:36:20.770 --> 01:36:38.770
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.