﻿WEBVTT

00:00:00.300 --> 00:00:07.300
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:10.749 --> 00:00:15.262
‫«دوازده آگوست سال 1944»

00:00:15.286 --> 00:00:22.286
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:41.583 --> 00:00:42.583
‫فنیش.

00:00:47.833 --> 00:00:48.833
‫بجنب.

00:00:57.250 --> 00:00:58.250
‫خب...

00:00:59.458 --> 00:01:00.666
‫تو جلو بیفت.

00:01:02.083 --> 00:01:04.541
‫اگه همدست داشته باشه،
‫اول خودت می‌میری.

00:01:04.625 --> 00:01:09.708
‫اگه تنها باشه توفیق کشتنش نصیب خودت میشه.

00:01:12.625 --> 00:01:13.625
‫بگیرش.

00:01:14.875 --> 00:01:15.875
‫بگیرش!

00:01:22.916 --> 00:01:24.625
‫با یک ارتباط

00:01:24.708 --> 00:01:28.333
‫می‌تونم دستور بدم که خواهرت رو
‫جلوی سگ‌های اس اس بندازن.

00:01:30.583 --> 00:01:32.958
‫البته وقتی که سگ‌بان‌ها کارشون با
‫خواهرت تموم بشه.

00:01:35.875 --> 00:01:36.875
‫راه بیفت.

00:01:38.708 --> 00:01:39.916
‫راه بیفت!

00:01:41.041 --> 00:01:42.125
‫آفرین.

00:01:58.416 --> 00:01:59.750
‫ایست!

00:02:31.291 --> 00:02:33.958
‫- ماری!
‫- جاش امنه، قول میدم.

00:02:36.375 --> 00:02:38.958
‫تو الان به فرمانده‌ت شلیک کردی.

00:02:40.791 --> 00:02:42.083
‫قصه‌ش مفصله.

00:02:45.208 --> 00:02:48.208
‫ماری! نگران نباش.
‫اوضاع روبراهه.

00:02:51.458 --> 00:02:53.500
‫قفل در شکسته!

00:02:54.166 --> 00:02:57.208
‫باید از داخل چفتش رو بکشی.

00:02:58.541 --> 00:03:03.083
‫آمریکایی‌ها تو راهن.
‫چند روزی بیشتر طول نمی‌کشه برسن.

00:03:03.166 --> 00:03:06.208
‫رادیوهای تو کمکشون می‌کنه
‫هدف بمباران رو مشخص کنن.

00:03:06.833 --> 00:03:09.125
‫فقط باید یه خرده دیگه قوی باشی.

00:03:09.208 --> 00:03:12.583
‫برای گرفتن دستور امشب
‫کنار چفت در رو لمس کن.

00:03:12.666 --> 00:03:14.375
‫متحدان ما بقیه‌ی کارهاش رو انجام میدن.

00:03:18.375 --> 00:03:19.458
‫کمکم کن.

00:03:30.000 --> 00:03:32.166
‫جسد‌ها رو قراره همین‌جا ول کنیم؟

00:03:32.250 --> 00:03:34.916
‫چندتا رفیق دارم که
‫آشغال‌ها رو جمع می‌کنن.

00:03:35.000 --> 00:03:38.000
‫با ماشین جسد‌ها رو می‌برن
‫و می‌ندازن برای کاکایی‌ها بخورن.

00:03:38.625 --> 00:03:39.708
‫خوبه.

00:03:44.125 --> 00:03:45.750
‫پس اسمش ماریه.

00:03:51.916 --> 00:03:54.541
‫نمی‌خوام اسمش رو از دهن
‫یه آلمانی بشنوم.

00:03:55.541 --> 00:03:57.750
‫من نمی‌دونم کدوم خری هستی

00:03:59.416 --> 00:04:02.083
‫ولی می‌خوام این قصه‌ی مفصّلت رو بشنوم.

00:04:03.166 --> 00:04:04.583
‫کتت رو در بیار.

00:04:05.708 --> 00:04:07.125
‫با من باید بیای.

00:04:08.958 --> 00:04:12.375
‫ماری! در اصلی رو می‌بندم!
‫بیا و قفلش کن.

00:04:17.708 --> 00:04:18.708
‫بریم.

00:04:38.041 --> 00:04:39.458
‫«فصل بیست و دوم.»

00:04:42.125 --> 00:04:43.125
‫«بخش دوم.»

00:06:01.857 --> 00:06:07.951
‫«تمام نور‌هایی که نمی‌توانیم ببینیم»

00:06:26.791 --> 00:06:29.654
‫سورپرایز!
‫(چهار سال قبل)

00:06:29.750 --> 00:06:30.583
‫دنیل؟

00:06:30.666 --> 00:06:35.458
‫عمه مانک، این دختر کوچیکم ماریه.
‫همونی که بیشتر اوقات راجع بهش نامه می‌نوشتم برات.

00:06:35.541 --> 00:06:37.708
‫خوشحالم از دیدنتون خانم مانک.

00:06:38.333 --> 00:06:41.416
‫من هم خیلی خوشحال شدم.

00:06:42.916 --> 00:06:45.916
‫- بیاین تو، بیاین تو.
‫- ممنون.

00:06:46.958 --> 00:06:48.541
‫- ممنون.
‫- این رو من برمی‌دارم.

00:06:51.250 --> 00:06:52.250
‫یکی دیگه مونده.

00:06:53.291 --> 00:06:56.291
‫می‌دونم عمو ایتین از مهمون خوشش نمیاد
‫ولی اومدیم دیگه.

00:06:56.383 --> 00:06:58.416
‫برادرم حالا کنار میاد، بیاین!

00:06:59.375 --> 00:07:01.208
‫- کجاییم؟
‫- توی آشپزخونه.

00:07:01.291 --> 00:07:03.500
‫- اینجاست؟
‫- معلومه که اینجاست.

00:07:03.583 --> 00:07:06.500
‫میره توی اتاق زیر شیرونی
‫با رادیوش ور میره.

00:07:09.166 --> 00:07:10.250
‫ایتین؟

00:07:13.416 --> 00:07:14.833
‫عمو ایتین!

00:07:14.916 --> 00:07:18.125
‫صدات رو نمی‌شنوه.
‫هدفون می‌زنه.

00:07:18.208 --> 00:07:20.916
‫- چه جور رادیویی داره؟
‫- امم...

00:07:21.000 --> 00:07:27.833
‫یه رادیوی روی اعصاب، جذاب، 24 ساعته روشن
‫که ذهنش رو کنترل می‌‌کنه.

00:07:27.916 --> 00:07:32.208
‫باز بهتر از اینه که بره
‫به اقیانوس خیره بشه

00:07:32.291 --> 00:07:34.333
‫که البته سرگرمی دیگه‌ش همینه.

00:07:36.333 --> 00:07:37.416
‫دنیل.

00:07:40.125 --> 00:07:44.666
‫امیدوارم هر روز بهش بگی
‫چقدر خوشگله.

00:07:46.125 --> 00:07:48.416
‫عمه منک، کوره، کر که نیست.

00:07:52.375 --> 00:07:54.875
‫خودم میشه آینه‌ی روی دیوار

00:07:54.958 --> 00:08:00.750
‫و بهش میگم کِی خوشگل باشه و کِی نباشه.

00:08:01.541 --> 00:08:03.416
‫عمه مانک،
‫بی‌ادبی نباشه ها

00:08:03.500 --> 00:08:06.041
‫ولی این سه روز سفرمون رو داشتیم

00:08:06.125 --> 00:08:08.125
‫با گیاه‌های مزخرف و نون بیات سر می‌کردیم.

00:08:08.194 --> 00:08:10.694
‫- و تخم مرغ دزدی و ماشین دزدی.
‫- خیلی‌خب...

00:08:10.791 --> 00:08:12.125
‫راستش خودم پشت ماشین نشستم.

00:08:12.208 --> 00:08:14.166
‫نیازی نیست وارد جزئیات بشی.

00:08:14.250 --> 00:08:17.666
‫حالا باید همه‌چیز رو برام بگی! بیاین، بشینید!

00:08:29.916 --> 00:08:30.916
‫پناه بگیرید!

00:08:34.958 --> 00:08:36.291
‫چیزی می‌بینی؟

00:08:36.375 --> 00:08:37.250
‫پناه بگیرید؟

00:08:38.833 --> 00:08:39.916
‫شیمیایی زدن!

00:08:43.833 --> 00:08:44.833
‫ایتین!

00:08:44.916 --> 00:08:48.458
‫ماسکت رو بزن!
‫ماسکت توی جعبه‌اته!

00:08:48.541 --> 00:08:51.541
‫ایتین! ایتین! نمی‌دونم چی‌کار کنم.
‫نمی‌‌دونم چطوری کار می‌‌کنه.

00:08:51.625 --> 00:08:52.708
‫خیلی‌خب.

00:08:54.000 --> 00:08:55.250
‫خیلی‌خب!

00:09:00.416 --> 00:09:02.041
‫ماسک وامونده‌تون رو...

00:09:21.125 --> 00:09:22.208
‫ایتین!

00:09:23.000 --> 00:09:24.250
‫عمو ایتین!

00:09:25.041 --> 00:09:27.583
‫- منم! دنیل!
‫- آره!‌ آره، من اینجام.

00:09:29.208 --> 00:09:30.416
‫میشه بیام داخل؟

00:09:33.166 --> 00:09:35.375
‫در قفله... صبر کن.

00:09:44.201 --> 00:09:46.909
‫می‌دونم از غافلگیری خوشت نمیاد.

00:09:47.541 --> 00:09:49.041
‫- دنیل.
‫- آره.

00:09:49.833 --> 00:09:51.166
‫خیلی وقته ندیدمت.

00:09:51.250 --> 00:09:52.708
‫میشه بیام داخل؟

00:09:53.708 --> 00:09:55.041
‫وای نه.

00:09:55.125 --> 00:09:57.625
‫یعنی... فکر نکنم واقعا بخوای.

00:09:57.708 --> 00:10:00.291
‫بابت سر و صدا من پنجره‌ها رو می‌بندم.

00:10:00.375 --> 00:10:03.458
‫با کوچک‌ترین صدایی می‌ترسم.

00:10:03.527 --> 00:10:08.319
‫بگذریم، به نظرم من باشم
‫جو بینتون سنگین می‌شه.

00:10:08.416 --> 00:10:10.541
‫بوی گل یاس رو حس می‌کنم.

00:10:11.916 --> 00:10:15.666
‫ادکلن منه.
‫آخرین چیز مزخرفی که ازم مونده.

00:10:15.750 --> 00:10:16.958
‫میام پایین.

00:10:23.166 --> 00:10:25.333
‫کل روز به چی گوش میدی؟

00:10:25.416 --> 00:10:31.083
‫می‌‌دونی، دنیا با خودش مثل یه
‫عصبانی مجنون با خودش صحبت می‌کنه.

00:10:31.166 --> 00:10:32.875
‫میکروفن برای چیه؟

00:10:33.916 --> 00:10:37.666
‫عمو ایتین،
‫پخش از رادیو غیر قانونیه.

00:10:37.750 --> 00:10:40.625
‫- مجازاتش مرگه.
‫- واقعا؟

00:10:40.708 --> 00:10:42.666
‫من زیاد روزنامه نمی‌خونم.

00:10:43.333 --> 00:10:44.333
‫وایستا...

00:10:45.875 --> 00:10:49.333
‫عجب بوی املتی میاد!

00:10:50.416 --> 00:10:52.250
‫چه افتخاری نصیبتون شده.

00:10:52.333 --> 00:10:54.541
‫رزماری و آویشن زده.

00:10:54.625 --> 00:10:56.958
‫به نظرم افتخار از من نیست.

00:10:57.041 --> 00:10:59.875
‫من تنها نیومدم اینجا.

00:11:04.041 --> 00:11:05.041
‫خب...

00:11:06.500 --> 00:11:09.041
‫بذار از داداشم برات بگم ایتین.

00:11:09.750 --> 00:11:11.166
‫شنیدم از رادیو خوشش میاد.

00:11:13.083 --> 00:11:15.000
‫تعریف می‌کنم برات در موردش.

00:11:15.708 --> 00:11:18.125
‫ببین، عمو ایتین قهرمان جنگ بوده.

00:11:18.208 --> 00:11:22.958
‫یه عالمه مدال کسب کرده
‫که همشون رو توی اقیانوس انداخته.

00:11:23.041 --> 00:11:24.833
‫همین اقیانوس که از پنجره داری می‌بینی.

00:11:24.916 --> 00:11:27.000
‫من که اقیانوسی نمی‌‌بینم خانم مانک.

00:11:27.083 --> 00:11:29.041
‫وای خدا خیلی ببخشید.

00:11:29.125 --> 00:11:31.250
‫خب، قهرمان جنگ بوده...

00:11:32.083 --> 00:11:35.416
‫چیزهایی که توی جنگ دیده رو
‫هنوز هم می‌بینه.

00:11:35.500 --> 00:11:37.375
‫وقتی چشماش رو می‌بنده می‌بینه.

00:11:38.125 --> 00:11:42.625
‫مخصوصا وقتی سر و صدایی باشه
‫یا ناخواسته اتفاقی بیفته.

00:11:42.708 --> 00:11:45.375
‫صدای بلند ماشین و مر‌غ‌های دریایی.

00:11:46.041 --> 00:11:49.125
‫به مدت بیست سال

00:11:50.083 --> 00:11:52.916
‫تقریبا از موقعی که از جنگ برگشت

00:11:53.791 --> 00:11:57.000
‫اینجا موند و از خونه بیرون نرفت.

00:11:57.666 --> 00:11:59.833
‫حتی سمت ساحل هم نمی‌ره؟

00:11:59.916 --> 00:12:02.583
‫حتی سمت ساحل هم نمی‌ره.

00:12:02.666 --> 00:12:06.666
‫میگه با کتاب‌هاش به درون
‫دنیا سفر می‌کنه

00:12:06.750 --> 00:12:08.208
‫هر چند کم می‌بینم کتاب بخونه

00:12:08.291 --> 00:12:12.916
‫ولی رادیو رو کم دیدم بذاره کنار.

00:12:13.666 --> 00:12:16.916
‫باهاش راجع به هوای تازه و نور صحبت می‌کنم.

00:12:17.458 --> 00:12:19.500
‫- ولی می‌دونی این احمق چی می‌گه؟
‫- چی؟

00:12:19.583 --> 00:12:20.458
‫می‌گه

00:12:20.541 --> 00:12:26.708
‫مهم‌ترین نور در دنیا، نوریه که
‫ما نمی‌تونیم ببینیم.

00:12:33.291 --> 00:12:34.291
‫ماری...

00:12:34.916 --> 00:12:36.916
‫ایشون عمو ایتینه.

00:12:38.500 --> 00:12:41.000
‫ایتین، این دختر کوچیکم ماریه.

00:12:44.375 --> 00:12:46.375
‫ماری، حالت خوبه؟

00:12:47.583 --> 00:12:48.875
‫آره.

00:12:48.958 --> 00:12:52.375
‫بابات میگه سفر سختی برای رسیدن به اینجا داشتی.

00:12:52.458 --> 00:12:53.666
‫ببخشید.

00:12:54.541 --> 00:12:57.291
‫نشـ... نشنیدم.
‫می‌شه دوباره بگید؟

00:12:59.541 --> 00:13:02.250
‫بابات گفتی تو سفر جالبی داشتین.

00:13:02.333 --> 00:13:04.166
‫خیلی سفر جذابی بود.

00:13:05.708 --> 00:13:06.916
‫رادیو داری؟

00:13:07.875 --> 00:13:09.166
‫آره.

00:13:09.250 --> 00:13:11.250
‫ازش چیزی پخش می‌کنی؟

00:13:14.083 --> 00:13:17.583
‫ایتین، خیلی گرسنه‌اند.
‫چندتا نون برش بزن.

00:13:21.333 --> 00:13:22.750
‫خوش اومدی ماری.

00:13:23.541 --> 00:13:25.041
‫نون، ایتین.

00:13:26.250 --> 00:13:27.458
‫حالت خوبه؟

00:13:27.541 --> 00:13:30.125
‫صبحونه آماده‌ست، بخورید!

00:13:30.958 --> 00:13:35.041
‫یه جوری مزه میده انگار
‫خونه‌ی خودته ماری. بخور.

00:13:43.024 --> 00:13:46.371
‫«سن‌ملو، آگوست سال 1944»

00:13:54.291 --> 00:13:56.708
‫اشکالی نداره.
‫هنری با منه.

00:13:59.541 --> 00:14:00.625
‫این رو بردار.

00:14:05.916 --> 00:14:07.458
‫از اجاق فاصله بگیر آلمانی.

00:14:09.500 --> 00:14:12.500
‫شما توی کشورتون اجاق دوست دارید، نه؟

00:14:13.833 --> 00:14:16.666
‫امشب حمله‌های هوایی بیشتری داریم.
‫کلی کار داریم.

00:14:16.750 --> 00:14:18.625
‫احتمالا لازم باشه بری یکم بخوابی.

00:14:18.708 --> 00:14:22.250
‫- خودت چی؟
‫- من از زندانی بازجویی می‌کنم.

00:14:40.250 --> 00:14:43.833
‫وقتی بهت اشاره کردم که
‫فرمانده‌ت رو کشتی

00:14:44.625 --> 00:14:46.458
‫گفتی قصه‌ش مفصله.

00:14:47.416 --> 00:14:51.291
‫گفتی توی اون خونه از اسم
‫یه دختره‌ای خوشت اومده.

00:14:52.166 --> 00:14:54.416
‫ماری، اسم قشنگیه.

00:14:56.958 --> 00:14:58.791
‫چرا ازش خوشت اومده؟

00:15:02.250 --> 00:15:03.666
‫بازم قصه‌ش مفصله.

00:15:06.916 --> 00:15:10.250
‫فرستنده‌ای که باهاش پخش داشت رو پیدا کردی.

00:15:10.333 --> 00:15:12.041
‫موج کوتاه 13.10.

00:15:12.625 --> 00:15:13.750
‫چی شد؟

00:15:14.541 --> 00:15:17.625
‫وقتی بچه بودم
‫موج کوتاه 13.10 تنها امیدم بود.

00:15:19.375 --> 00:15:21.208
‫موج کوتاه 13.10...

00:15:22.625 --> 00:15:24.041
‫راه فرارم بود.

00:15:25.666 --> 00:15:27.041
‫مأمن من بود.

00:15:27.125 --> 00:15:29.541
‫فکر نکنم بتونی درک کنی.

00:15:29.625 --> 00:15:30.708
‫امتحانم کن.

00:15:32.791 --> 00:15:34.708
‫بمب‌افکن‌ها تا غروب آفتاب اینجا نمیان.

00:15:39.083 --> 00:15:42.166
‫همیشه از رادیو خوشم می‌اومد.

00:15:44.791 --> 00:15:48.000
‫و جوون‌تر که بودم همین
‫علاقه‌م من رو خیلی توی دردسر انداخت.

00:15:49.416 --> 00:15:50.625
‫چه دردسری؟

00:15:54.212 --> 00:15:59.715
‫«مؤسسه ملی سیاسی آموزشی
‫«سال 1912»

00:16:02.958 --> 00:16:04.166
‫فکر نکن!

00:16:06.958 --> 00:16:08.416
‫فکر نکنید!

00:16:09.375 --> 00:16:13.833
‫دستور که دادم
‫با رضایت کامل انجامش می‌دین.

00:16:13.916 --> 00:16:15.500
‫افکار، اعمال رو نابود می‌کنه!

00:16:16.625 --> 00:16:20.583
‫فردریک نیچه میگه نباید به اعمالمون فکر کنیم!

00:16:20.666 --> 00:16:24.083
‫صرفا باید مداماً، مداماً، مداماً انجامش بدیم.

00:16:28.500 --> 00:16:31.833
‫پدر شما پیشوای شماست.
‫و داره بهتون می‌گه بپرید!

00:16:31.916 --> 00:16:32.916
‫بپر!

00:16:38.625 --> 00:16:39.625
‫زودباش!

00:16:40.958 --> 00:16:42.458
‫زودباش.

00:16:43.291 --> 00:16:45.916
‫درد چیه؟ درد هیچی نیست!

00:16:47.000 --> 00:16:48.000
‫ادامه بدید!

00:17:02.666 --> 00:17:04.666
‫توی هر کدوم از این جعبه‌ها

00:17:04.750 --> 00:17:09.291
‫تمام قطعات یک رادیو ترنسیور ساده رو پیدا می‌کنید.

00:17:09.375 --> 00:17:17.333
‫از الان شما یک ساعت برای ساخت
‫یک رادیویی که کار کنه، وقت دارید.

00:17:26.083 --> 00:17:29.500
‫ما شکارچی هستیم، نه طعمه!

00:17:30.583 --> 00:17:33.208
‫شیر حق این رو نداره گوشت بقیه‌‌ بشه!

00:17:33.958 --> 00:17:35.416
‫تکون بخور!

00:17:35.500 --> 00:17:38.166
‫افراد قوی حق این رو ندارن که ضعیف باشن!

00:17:38.250 --> 00:17:40.208
‫افراد قوی ضعیف‌ها رو می‌بلعن!

00:17:42.166 --> 00:17:43.166
‫بجنبید!

00:17:43.958 --> 00:17:44.958
‫بجنبید!

00:17:45.750 --> 00:17:48.791
‫موزارت، ویوالدی، باخ...

00:17:48.875 --> 00:17:52.666
‫هیچ‌کدوم مثل آتو گراتینگن به بشریت خدمت نکردن،

00:17:52.750 --> 00:17:55.250
‫مخترع آلمانی رادیوی ارزون.

00:17:55.333 --> 00:17:58.666
‫گوبلس خودش گفت
‫بدون رادیو

00:17:58.750 --> 00:18:01.875
‫نازی‌ها اصلا نمی‌تونستن قدرت رو تصاحب کنن.

00:18:01.958 --> 00:18:05.458
‫چیزی که شما دارید
‫می‌سازید سلاح جنگه.

00:18:16.375 --> 00:18:18.000
‫53 ثانیه.

00:18:22.041 --> 00:18:24.541
‫ولک‌هایمر، می‌ری توی جنگل.

00:18:26.333 --> 00:18:29.750
‫تا ده دقیقه‌ هر چقدر که می‌تونی دور شو
‫و ترنسیورت رو فعال کن.

00:18:30.375 --> 00:18:31.375
‫برو.

00:18:36.750 --> 00:18:37.958
‫شروع کن.

00:19:11.458 --> 00:19:12.458
‫نه.

00:19:13.416 --> 00:19:14.791
‫بذارش سر جاش.

00:19:14.875 --> 00:19:17.125
‫وقتی در جبهه‌ی شرق داری عملیات انجام میدی

00:19:17.208 --> 00:19:20.625
‫همیشه کاغذ قلم نداری که
‫محاسباتت رو ثبت کنی.

00:19:20.708 --> 00:19:22.958
‫جبهه‌ی شرق؟ من خیلی جوون نیستم؟

00:19:23.041 --> 00:19:25.125
‫آلمان به افراد نابغه نیاز داره.

00:19:25.750 --> 00:19:27.875
‫بیا، بگیرش.

00:19:29.708 --> 00:19:31.708
‫محاسباتت رو روی گِل بنویس.

00:19:56.333 --> 00:20:02.208
‫ولک‌هایمر هزار و دویست متری
‫به سمت جنوب شرقی اینجاست.

00:20:05.375 --> 00:20:06.583
‫ورنر...

00:20:07.708 --> 00:20:09.541
‫سن فقط یه عدده.

00:20:11.041 --> 00:20:12.791
‫نبوغ، استعداده.

00:20:17.666 --> 00:20:19.666
‫بعد از اون به من ترفیع دادن.

00:20:20.250 --> 00:20:21.666
‫بعدش وارد واحد مخابرات شدم

00:20:21.750 --> 00:20:24.333
‫و در نهایت به جبهه‌ی شرق فرستادنم.

00:20:25.041 --> 00:20:27.041
‫و توی شرق،
‫پارتیزان‌ها رو می‌گرفتی...

00:20:27.125 --> 00:20:30.583
‫اتفاقی که بعد رسیدن به
‫اونجا افتاد هم قصه‌ش مفصله.

00:20:43.333 --> 00:20:45.166
‫چیز‌‌‌هایی که دیدم...

00:20:47.916 --> 00:20:50.875
‫مدام اذیتم می‌کنه.

00:20:58.583 --> 00:21:00.208
‫باید بری به زیرزمین.

00:21:02.750 --> 00:21:05.500
‫بقیه امشب برمی‌گردن
‫و محاکمه برگراز می‌شه.

00:21:07.375 --> 00:21:10.541
‫بهشون می‌گم به خلاف میلت
‫فرستادن به جبهه‌ی شرق.

00:21:10.625 --> 00:21:14.125
‫بعد اینکه سرباز شدی فقط
‫از کاری که انجام دادی خوششون اومد.

00:21:22.541 --> 00:21:24.666
‫من کارهای بدی کردم...

00:21:27.875 --> 00:21:29.166
‫کارهای بد زیاد.

00:21:33.458 --> 00:21:35.291
‫من هم کارهای بدی کردم.

00:21:40.791 --> 00:21:41.791
‫ممنون.

00:22:06.333 --> 00:22:07.750
‫هیچ‌وقت نگفتی...

00:22:10.708 --> 00:22:13.333
‫چه علاقه‌ای به این دختر کوری که

00:22:13.416 --> 00:22:15.041
‫این‌قدر بد کتکت زد داری.

00:22:15.125 --> 00:22:16.625
‫خیلی هم کوچیک نیست.

00:22:17.541 --> 00:22:19.875
‫زنیکه‌ی جنده نزدیک بود سرم رو بشکنه.

00:22:21.708 --> 00:22:24.208
‫یه چیزی داره که مال خودش نیست.

00:22:25.416 --> 00:22:26.916
‫می‌‌شه بپرسم چه چیزی؟

00:22:28.166 --> 00:22:29.583
‫یه الماس.

00:22:30.375 --> 00:22:32.708
‫حتما ارزش زیادی داره.

00:22:32.791 --> 00:22:34.708
‫بیشتر از پول برای من می‌ارزه.

00:22:36.541 --> 00:22:38.958
‫سه سال پیش من رو معاینه کردن.

00:22:40.416 --> 00:22:42.250
‫بدنم داره از خودش تغذیه می‌کنه.

00:22:44.458 --> 00:22:46.208
‫هر روز هم یکم بیشتر میشه.

00:22:48.500 --> 00:22:49.916
‫و یه الماس تو رو درمان می‌کنه؟

00:22:50.666 --> 00:22:52.166
‫مطمئنم می‌کنه.

00:22:58.166 --> 00:23:01.291
‫سه سال داشتم
‫دنبالش می‌گشتم.

00:23:03.291 --> 00:23:06.125
‫سه سال کوفتی.

00:23:10.544 --> 00:23:13.311
‫«موزه‌ی تاریخی طبیعی»
‫«پاریس، مِی سال 1941»

00:23:26.500 --> 00:23:28.416
‫- کی دزدیدتش؟
‫- نمی‌دونم والا.

00:23:51.708 --> 00:23:53.125
‫به این آدرس برو.

00:23:53.208 --> 00:23:55.166
‫اگه زن و بچه اونجا بود

00:23:55.250 --> 00:23:57.375
‫تا نیم ساعت دیگه اگه
‫این مرد خونه نیومد بکششون.

00:23:57.458 --> 00:23:58.541
‫نه.

00:24:05.208 --> 00:24:07.041
‫حالا ساعته که ارباب توئه.

00:24:09.291 --> 00:24:10.708
‫بیاین دوباره شروع کنیم.

00:24:16.750 --> 00:24:18.250
‫اگه حقیقت رو بهم بگی

00:24:18.333 --> 00:24:20.750
‫به موقع می‌رسی خونه
‫تا خانواده‌ت رو نجات بدی.

00:24:23.250 --> 00:24:26.333
‫کی جواهرات توی صندوق رو برداشته؟

00:24:28.916 --> 00:24:30.000
‫اسمش دنیله.

00:24:30.833 --> 00:24:32.125
‫دنیل لبلانک.

00:24:32.208 --> 00:24:35.125
‫- ارباب قفل‌های توی موزه.
‫- خدا من رو ببخشه.

00:24:36.416 --> 00:24:37.416
‫کجا رفت؟

00:24:37.916 --> 00:24:39.958
‫به خدا نمی‌دونم.
‫بهم نگفت.

00:24:41.083 --> 00:24:44.000
‫ولی... جواهراتی که دنبالشی

00:24:44.083 --> 00:24:45.375
‫بردنش به ژنو.

00:24:45.458 --> 00:24:48.625
‫توی سر یه دایناسور قایمش کردن.

00:24:49.833 --> 00:24:54.916
‫اگه به سربازهای ایست بازرسی اطراف شهر خبر بدی

00:24:55.000 --> 00:24:57.583
‫تمام جواهرات این اتاق مال تو می‌شه.

00:24:59.000 --> 00:25:01.541
‫حالا میشه برم خونه؟

00:25:04.166 --> 00:25:05.166
‫خواهش می‌کنم.

00:25:05.916 --> 00:25:08.166
‫طبق آرشیو

00:25:08.250 --> 00:25:10.666
‫یه سنگ به خصوصی توی صندوق بوده

00:25:10.750 --> 00:25:13.416
‫که ارزشش از همه‌شون با هم بیشتره.

00:25:14.041 --> 00:25:15.916
‫اسمش دریای شراره‌ها دریا بود.

00:25:33.291 --> 00:25:34.541
‫اینجا نگهش داشتن، آره؟

00:25:34.625 --> 00:25:37.166
‫آره، به نمایش نذاشتنش.

00:25:37.250 --> 00:25:39.000
‫یه خرافه‌‌ای هست.

00:25:39.083 --> 00:25:40.083
‫یه طلسم.

00:25:44.041 --> 00:25:48.333
‫دنیل لبلانک با دستای خودش
‫لمسش کرد؟

00:25:49.041 --> 00:25:52.500
‫به طلسم اعتقادی نداره.
‫مثل من آدم اهل علمه.

00:25:52.583 --> 00:25:54.833
‫این سنگ فقط دست ما دو نفر بود.

00:25:56.208 --> 00:25:58.125
‫- فقط تو و اون.
‫- خواهش می‌کنم.

00:25:59.625 --> 00:26:00.916
‫خواهش می‌‌کنم بذار برم خونه.

00:26:01.708 --> 00:26:04.666
‫- وقتی جواهرات رو گرفت تنها بود؟
‫- آره.

00:26:04.750 --> 00:26:07.541
‫با دخترش بود.

00:26:08.833 --> 00:26:09.833
‫یه زن؟

00:26:09.916 --> 00:26:10.916
‫دختر.

00:26:11.875 --> 00:26:13.500
‫کوره.

00:26:14.833 --> 00:26:18.583
‫یه دختر داره که کوره؟

00:26:22.458 --> 00:26:26.541
‫پس شاید دنیل لبلانک،
‫مرد اهل علم

00:26:27.666 --> 00:26:30.458
‫باید یه تجدید نظری راجع به
‫این خرافه داشته باشه.

00:26:31.708 --> 00:26:35.500
‫دنیل لبلانک و این دختر کوره کجا رفتن؟

00:26:35.583 --> 00:26:39.208
‫گفـ... گفتم که نمی‌دونم.
‫قسم می‌خورم نمی‌دونم! به خدا نمی‌دونم.

00:26:39.291 --> 00:26:44.000
‫به جان بچه‌هام قسم.
‫به خدا قربان نمی‌دونم کجا رفته!

00:26:44.875 --> 00:26:47.291
‫می‌دونی طلسم دریای شراره‌ها چیه؟

00:26:47.375 --> 00:26:50.250
‫خواهش می‌کنم. حداقل یه ربع طول می‌کشه
‫برسم خونه.

00:26:50.333 --> 00:26:51.958
‫خواهش می‌کنم بذارید برم!

00:26:52.041 --> 00:26:54.625
‫کسایی که به دستش بیارن جاودانه می‌شن!

00:26:54.708 --> 00:26:55.708
‫خواهش می‌کنم...

00:26:55.791 --> 00:26:58.958
‫ولی کسایی رو که دوست داره
‫از فلاکت افتضاحی رنج می‌برن.

00:27:07.750 --> 00:27:10.083
‫باید حداقل دست‌کش دستت می‌کردی.

00:27:19.916 --> 00:27:23.125
‫نه! هنوز وقت هست که برم خونه!

00:27:23.208 --> 00:27:26.375
‫خواهش می‌کنم بذارید خانواده‌م رو نجات بدم!
‫خانواده‌م!

00:27:33.500 --> 00:27:35.500
‫سر دایناسور رو پیدا کردیم.

00:27:36.916 --> 00:27:39.916
‫ولی دریای شراره‌ها توش نبود.

00:27:41.875 --> 00:27:43.791
‫فکر می‌‌کنی دست همون دختر کوره؟

00:27:46.625 --> 00:27:49.541
‫می‌دونی، وقتی آمریکایی‌ها بیان

00:27:49.625 --> 00:27:52.458
‫مردم کشون کشون منو به عنوان
‫خائن می‌برن توی خیابون

00:27:52.541 --> 00:27:54.208
‫چون با سرباز‌های آلمانی خوابیدم.

00:27:56.750 --> 00:27:59.916
‫سرم رو می‌تراشن.
‫من رو توی قیر سیاه می‌‌ذارن

00:28:00.000 --> 00:28:03.041
‫بالشت‌های پُر از پَر رو می‌ذارن روی صورتم.

00:28:04.500 --> 00:28:06.708
‫بعدش اعدامم می‌کنن.

00:28:12.916 --> 00:28:16.333
‫وقتی آمریکایی‌ها بیان با
‫سرنوشتمون روبه‌رو می‌شیم.

00:28:18.166 --> 00:28:20.166
‫می‌تونی من رو از این شهر ببری بیرون؟

00:28:24.666 --> 00:28:25.875
‫چرا باید همچین کاری بکنم؟

00:28:26.875 --> 00:28:29.750
‫چون می‌دونم دختر کور کجا زندگی می‌کنه.

00:28:35.166 --> 00:28:41.041
‫می‌شه فصل دوم، بخش دوم
‫«بیست هزار فرسنگ زیر دریا».

00:28:42.375 --> 00:28:44.833
‫بابا، اگه گوش می‌دی

00:28:45.458 --> 00:28:48.791
‫نزدیک بود دیشب روی
‫یک تیکه سنگ بمیرم.

00:28:48.875 --> 00:28:51.875
‫من دنبال دریای شراره‌هام!
‫کجاست؟

00:28:53.125 --> 00:28:56.833
‫نمی‌دونم چقدر تا موقعی که
‫آلمانی‌ها دوباره پیدام کنن وقت دارم.

00:28:56.916 --> 00:29:02.708
‫ولی تا وقتی پیدام کنن
‫من همین‌جا که همه چیز شروع شد می‌مونم.

00:29:04.166 --> 00:29:06.875
‫بعد از اون همه بمب

00:29:07.791 --> 00:29:09.208
‫تمام دود‌ها...

00:29:11.125 --> 00:29:12.958
‫هنوزم بوی گل یاس رو حس می‌کنم.

00:29:20.250 --> 00:29:22.083
‫اینجا پنج‌تا پله‌ست.

00:29:22.833 --> 00:29:24.333
‫می‌پیچی به سمت چپ.

00:29:26.500 --> 00:29:29.875
‫و فقط بخاطر این اینجا راهت میدم
‫چون نمی‌تونی ببینی چه فاجعه‌ایه اینجا.

00:29:29.958 --> 00:29:31.666
‫- قضاوتم نمی‌کنی.
‫- اوه.

00:29:32.833 --> 00:29:34.708
‫گل یاس؟

00:29:34.791 --> 00:29:37.583
‫بوی گل یاس من رو یاد

00:29:37.666 --> 00:29:39.958
‫زمانی که جوون و بچه ژیگول بودم می‌ندازه.

00:29:40.041 --> 00:29:42.000
‫- می‌دونی ژیگول یعنی چی؟
‫- نه.

00:29:42.083 --> 00:29:43.708
‫خوبه. حالا بشین اینجا.

00:29:43.791 --> 00:29:44.875
‫خیلی‌خب.

00:29:46.708 --> 00:29:50.166
‫آره، الان روبه‌روی رادیوی من نشستی.

00:29:50.250 --> 00:29:52.458
‫اگه این رو روشن کنم...

00:29:56.041 --> 00:29:59.000
‫این گیرنده‌ست.

00:29:59.083 --> 00:30:03.666
‫و این صفحه‌ی رادیویی می‌تونه در چند ثانیه
‫ببره به کل دنیا.

00:30:03.750 --> 00:30:05.416
‫یه موقع آفریقام،

00:30:05.500 --> 00:30:07.375
‫بعدش کوبا،
‫بعدش استرالیام

00:30:07.458 --> 00:30:09.166
‫و بعدش لعنتی، باتریش تموم میشه،

00:30:09.250 --> 00:30:12.083
‫و باید برم زیرزمین یه باتری جدید بیارم.

00:30:17.625 --> 00:30:19.458
‫میکروفن برای چیه؟

00:30:20.750 --> 00:30:26.166
‫میکروفون به فرستننده وصله،

00:30:26.250 --> 00:30:30.208
‫و گاهی ازش استفاده می‌کنم که بین
‫این همه صدا حرفم رو اضافه کنم.

00:30:30.291 --> 00:30:32.208
‫چه حرفی می‌زنی؟

00:30:32.291 --> 00:30:36.166
‫میگم «دنیای جای قشنگی نیست؟»

00:30:36.250 --> 00:30:38.333
‫بعدش تو می‌پرسی

00:30:39.083 --> 00:30:41.000
‫«پس چرا داریم نابودش می‌کنیم؟»

00:30:41.958 --> 00:30:43.166
‫همین رو نمی‌گی؟

00:30:45.250 --> 00:30:48.666
‫گاهی که حرف می‌زنم،
‫کلمات همین‌طوری به ذهنم میان

00:30:53.625 --> 00:30:54.750
‫ایتین...

00:30:54.833 --> 00:30:56.250
‫میشه ایتین صدات کنم؟

00:30:56.333 --> 00:31:00.416
‫چون اگه بگم عمو ایتین بزرگ انگار
‫دارم با یه امپراتور صحبت می‌کنم.

00:31:02.666 --> 00:31:06.166
‫واقعا هم امپراتورم ولی
‫فقط توی این اتاق زیر شیروونی.

00:31:06.250 --> 00:31:11.083
‫ایتین، احساس می‌کنم همین الانش هم می‌شناسمت،
‫ولی انگار به یه اسم دیگه.

00:31:15.041 --> 00:31:16.666
‫ماری، به نظرم باید بری.

00:31:16.750 --> 00:31:19.625
‫بابات گفت که می‌خواسته تو رو به اقیانوس ببره.

00:31:19.708 --> 00:31:21.791
‫- چرا باهامون نمیای؟
‫- نه.

00:31:21.875 --> 00:31:22.958
‫چرا نه؟

00:31:26.750 --> 00:31:31.166
‫بخاطر اینه که چیزهایی می‌بینی
‫که اینجا نیستن، نه؟

00:31:37.458 --> 00:31:39.083
‫چیزهایی که نمی‌تونی فراموش کنی.

00:31:40.750 --> 00:31:42.291
‫ماری، پدرت منتظره.

00:31:42.375 --> 00:31:48.708
‫وقتی صدات رو طبقه‌ی پایین شنیدم،
‫مطمئن بودم که صدات رو می‌شناسم.

00:31:49.875 --> 00:31:54.541
‫بیشتر عمرم رو
‫به برنامه‌ی مردی که

00:31:54.625 --> 00:31:58.708
‫اسم خودش رو گذاشته پروفسور از
‫موج کوتاه 13.10 گوش می‌دم

00:32:00.125 --> 00:32:01.958
‫تو همون پروفسوری.

00:32:03.625 --> 00:32:05.041
‫خب، چرت و پرته.

00:32:06.375 --> 00:32:08.166
‫به من می‌خوره پروفسور باشم؟

00:32:08.250 --> 00:32:09.875
‫نمی‌دونم چی بهت میاد

00:32:09.958 --> 00:32:12.375
‫ولی صداها رو طوری می‌شناسم
‫انگار صورت آدم‌هاست.

00:32:13.333 --> 00:32:15.458
‫تو همون پروفسوری.

00:32:25.583 --> 00:32:29.125
‫من حتی مطمئن نبودم که اصلا
‫کسی می‌شنوه حرفام رو.

00:32:29.208 --> 00:32:31.208
‫من همیشه گوش می‌دادم.

00:32:32.500 --> 00:32:34.000
‫به نظرم خیلی از ما گوش می‌دادیم.

00:32:35.083 --> 00:32:36.083
‫خب...

00:32:36.958 --> 00:32:39.375
‫پروفسور مرده.
‫خودم جمعش کردم.

00:32:39.458 --> 00:32:41.916
‫و از رادیوم برای کارهای مهم‌تر استفاده می‌کنم.

00:32:42.000 --> 00:32:45.416
‫چه چیزی مهم‌‌تر از حرفاییه که به ما گفتی؟

00:32:46.333 --> 00:32:47.750
‫ماری، گوش کن.

00:32:49.083 --> 00:32:53.881
‫نباید از این قضیه به کسی چیزی بگی
‫خب؟

00:32:55.091 --> 00:32:58.968
‫باشه. حالا بابات منتظر می‌مونه.

00:33:02.291 --> 00:33:03.375
‫بفرما.

00:33:03.458 --> 00:33:04.666
‫ممنون.

00:33:09.375 --> 00:33:11.125
‫- مراقب پله‌‌ها باش.
‫- می‌دونم.

00:33:11.208 --> 00:33:13.416
‫- پنج پله‌ست.
‫- در واقع شش‌تاست.

00:33:14.375 --> 00:33:15.458
‫به سمت چپ.

00:33:15.541 --> 00:33:16.625
‫به سمت چپ.

00:33:38.791 --> 00:33:41.000
‫نظرت راجع به اقیانوس چیه؟

00:33:41.083 --> 00:33:43.500
‫انگار که یکی توی خواب داره نفس می‌کشه.

00:33:43.583 --> 00:33:47.666
‫فکر می‌‌کردم این دنیاست که
‫بارها و بارها نفسش رو ‌می‌گیره.

00:33:50.625 --> 00:33:51.875
‫نفسش رو می‌‌گیره.

00:33:52.666 --> 00:33:53.750
‫خوشم اومد.

00:33:54.916 --> 00:33:58.708
‫شاید یه مدتی رو اینجا بمونیم، اشکالی نداره؟

00:33:58.791 --> 00:34:01.458
‫- این چه حرفیه!
‫- اوه خوبه.

00:34:02.750 --> 00:34:07.875
‫خانم مانک گفت عمو ایتین قهرمان جنگه

00:34:07.958 --> 00:34:11.041
‫ولی به نظر من قهرمان جنگ نیست.

00:34:11.125 --> 00:34:14.208
‫خب، اگه یه ببر رو توی قفس آهنی اسیر کنی

00:34:14.291 --> 00:34:15.833
‫شبیه همون قفس آهنی میشه.

00:34:17.416 --> 00:34:22.625
‫تو فکرمه از مسیر ساحل شروع کنم
‫و توی میدون شهر تمومش کنم.

00:34:23.375 --> 00:34:25.208
‫- چی رو شروع کنم؟
‫- اوه.

00:34:25.291 --> 00:34:28.625
‫می‌خوام یه مدل از شهر رو برات بسازم
‫که بتونی بگردی توش.

00:34:28.708 --> 00:34:31.000
‫در غیر این صورت برای همیشه
‫توی خونه می‌مونی.

00:34:31.083 --> 00:34:32.916
‫شبیه عمو ایتین می‌شی.

00:34:34.375 --> 00:34:35.833
‫وقتی مدلش رو یاد بگیرم

00:34:35.916 --> 00:34:38.500
‫می‌برمش بیرون.
‫دور و بر شهر رو خودم نشونش می‌دم.

00:34:38.583 --> 00:34:40.208
‫حالا خودت می‌بینی.

00:34:40.291 --> 00:34:43.666
‫مطمئنا می‌بینم
‫ولی الان باید به کارم برسم.

00:34:50.625 --> 00:34:52.041
‫آره، آفرین.

00:34:54.083 --> 00:34:57.500
‫چطوری می‌خوای کل شهر رو اندازه بگیری؟

00:34:58.250 --> 00:34:59.708
‫قدم به قدم.

00:35:02.125 --> 00:35:03.416
‫بعد به من می‌گن دیوونه.

00:35:03.500 --> 00:35:06.458
‫312، 313، 314،

00:35:06.541 --> 00:35:12.833
‫315، 316، 317، 318، 319، 320، 321،

00:35:12.916 --> 00:35:15.708
‫322، 323، 324.

00:35:48.416 --> 00:35:50.625
‫اینم از چوب.
‫همین‌جا نگهش دار.

00:35:50.708 --> 00:35:53.208
‫قراره سنباده بکشیم.
‫آفرین!

00:36:59.083 --> 00:37:01.458
‫دیگه قهوه نخور عمو ایتین.
‫داره کارم تموم می‌شه.

00:37:01.541 --> 00:37:02.708
‫نه، این یکی مال منه.

00:37:03.791 --> 00:37:05.125
‫و براندی هم هست.

00:37:05.208 --> 00:37:08.708
‫اندازه‌گیری خیابون‌ها تموم شده، نه؟

00:37:08.791 --> 00:37:10.000
‫تقریبا، چرا؟

00:37:12.750 --> 00:37:16.166
‫خانم مانک توی قصابی بود.

00:37:17.541 --> 00:37:21.291
‫راجع به یه مردی که داره قدم‌هاش رو می‌شماره شنیده.

00:37:22.666 --> 00:37:24.458
‫شهر کوچیکه دنیل.

00:37:24.541 --> 00:37:25.875
‫خب که چی؟

00:37:27.333 --> 00:37:30.666
‫یه خانم دیگه گفت یه مرده که
‫لهجه‌ی پاریسی داره.

00:37:31.500 --> 00:37:33.291
‫و خانم سومی گفت که شنیده

00:37:33.375 --> 00:37:37.458
‫این مرد عجیب و غریب از پاریس
‫اومده که به جنبش مقاومت کمک کنه.

00:37:38.708 --> 00:37:41.458
‫و شهر رو برای بمب‌گذراهای آمریکایی داشته اندازه می‌گرفته.

00:37:48.333 --> 00:37:51.125
‫بهتره ماری رو پیدا کنی
‫و ببریش طبقه‌ی پایین.

00:37:52.166 --> 00:37:55.254
‫گشتاپو‌ها اینجان.
‫(پلیس مخفی هیتلر)

00:38:02.458 --> 00:38:04.083
‫- لعنتی!
‫- نه، نگران نباش.

00:38:04.166 --> 00:38:06.666
‫اگر بخاطر رادیو بود
‫الان صد نفرشون اینجا بودن.

00:38:06.750 --> 00:38:09.666
‫فقط دارن شایعه‌ی
‫مرد عجیب و غریب پاریسی رو بررسی می‌کنن.

00:38:10.416 --> 00:38:13.375
‫فقط حقیقت رو بهشون بگو.
‫ورقه‌هات رو نشونشون بده و کاریت ندارن.

00:38:13.458 --> 00:38:15.083
‫تو کار اشتباهی نکردی.

00:38:17.375 --> 00:38:18.708
‫نکردی که دنیل؟

00:38:18.791 --> 00:38:21.000
‫ایتین، چیزهایی هست که بهت نگفتم.

00:38:21.708 --> 00:38:22.708
‫چه چیزی؟

00:38:22.750 --> 00:38:25.666
‫بعضی‌ها راز‌ها بهتره گفته نشن.

00:38:25.750 --> 00:38:27.875
‫انتظار ندارم درک کنی.

00:38:29.291 --> 00:38:31.416
‫تو تنها کسی نیستی که راز داره.

00:38:34.333 --> 00:38:36.750
‫قبل اینکه در رو رو باز کنن
‫قبل اینکه بشکننش.

00:38:38.750 --> 00:38:40.416
‫می‌دونی که چی رو نباید بگی، نه؟

00:38:40.500 --> 00:38:43.791
‫از موزه حرفی نزن،
‫حرفی از رادیو و میکروفون نزن.

00:38:43.875 --> 00:38:45.916
‫می‌دونم بابا.
‫نباید فکر کنن ترسیدیم.

00:38:46.000 --> 00:38:47.208
‫نه، نباید فکر کنن ترسیدیم.

00:38:47.291 --> 00:38:49.083
‫- چون نترسیدیم.
‫- نه نترسیدیم.

00:38:49.166 --> 00:38:51.541
‫این دختره‌ست و این هم باباشه.

00:39:00.416 --> 00:39:01.416
‫کوری؟

00:39:02.000 --> 00:39:03.000
‫بله جناب.

00:39:06.458 --> 00:39:08.458
‫- هی!
‫- چیزی نیست، چیزی نیست.

00:39:09.208 --> 00:39:12.166
‫دوستان آلمانیمون فقط می‌خوان
‫وضعیت ماری رو تأیید کنن.

00:39:15.000 --> 00:39:17.416
‫- چی دستمه؟
‫- نمی‌دونم جناب.

00:39:18.291 --> 00:39:21.375
‫بابات رو دور و بر شهر دیدن که داشته
‫خیابون‌ها و سنگ‌فرش‌ها رو اندازه می‌گرفته.

00:39:21.458 --> 00:39:24.625
‫- اوه بله قربان.
‫- «بله قربان» چه ناز هم هست.

00:39:26.083 --> 00:39:29.708
‫یه جوری اندازه گرفته انگار قراره نقشه بسازه
‫برای آدمایی که شاید برنامه داشته باشن بیان اینجا.

00:39:29.791 --> 00:39:31.750
‫دارم یه مدل مقیاس از شهر

00:39:31.833 --> 00:39:34.000
‫برای دخترم درست می‌‌کنم
‫تا با خیابون‌ها آشنا بشه.

00:39:35.458 --> 00:39:37.333
‫حرفی که بابات می‌گه راسته؟

00:39:38.125 --> 00:39:42.833
‫بله قربان و وقتی توی پاریس زندگی می‌کردیم
‫اونجا هم یه مدل برام درست کرد.

00:39:44.291 --> 00:39:45.291
‫یک.

00:39:47.500 --> 00:39:48.500
‫دو.

00:39:49.208 --> 00:39:50.625
‫جفت چشمات خوشگل‌اند.

00:39:52.791 --> 00:39:54.416
‫و جفتش از کار افتاده.

00:39:57.000 --> 00:39:58.791
‫قسمت اول داستان تأیید شد.

00:39:59.583 --> 00:40:01.083
‫حالا نشونم بده چی ساختی.

00:40:07.666 --> 00:40:08.750
‫ماری.

00:40:20.625 --> 00:40:22.375
‫- از پاریس اینجا اومدین؟
‫- بله.

00:40:22.458 --> 00:40:23.750
‫توی پاریس چی‌کار می‌کردین؟

00:40:23.833 --> 00:40:26.416
‫می‌بینید که... نجار بودم.

00:40:27.583 --> 00:40:28.791
‫چرا اومدی اینجا؟

00:40:30.166 --> 00:40:33.750
‫تا دخترم رو از شهر بیرون ببرم
‫و یه حال و هوایی تازه کنه.

00:40:35.833 --> 00:40:36.833
‫اسمت چیه؟

00:40:37.356 --> 00:40:39.939
‫کلاود.
‫کلاود دوگری.

00:40:44.083 --> 00:40:46.416
‫ورقه‌هات رو نشونم بده آقای دوگری.

00:40:54.708 --> 00:40:55.708
‫همین الان.

00:41:27.208 --> 00:41:30.208
‫ورقه‌هات رو می‌فرستم پاریس.
‫اونا بررسیت می‌کنن.

00:41:30.291 --> 00:41:31.500
‫مهارت خوبی داری.

00:41:32.833 --> 00:41:34.125
‫و بدبختی افتضاحی.

00:41:35.000 --> 00:41:37.250
‫بدبختی نیست.
‫نعمته.

00:41:53.083 --> 00:41:57.291
‫باورم نمی‌شه.
‫تو ورقه‌های قلابی رو به نیروهای گشتاپو دادی.

00:41:57.375 --> 00:41:58.375
‫خیلی کارشون خوبه.

00:41:58.458 --> 00:42:01.958
‫من برای رئیس مرمت آثار هنری موزه
‫جعل هم کردم.

00:42:03.625 --> 00:42:06.208
‫چرا الان این حرفت بهم
‫اطمینان خاطر نمیده؟

00:42:08.250 --> 00:42:11.833
‫برای شام آماده بشید.
‫باید با خانم مانک صحبت کنیم.

00:42:13.041 --> 00:42:16.666
‫ایتین، چقدر خبر داره؟

00:42:17.291 --> 00:42:18.375
‫راجع به چی؟

00:42:22.083 --> 00:42:25.458
‫- من ماری رو می‌برم توی تختش.
‫- نمی‌خوام برم توی تختم.

00:42:25.541 --> 00:42:27.500
‫- ماری...
‫- این یه رازه.

00:42:27.583 --> 00:42:29.291
‫می‌دونم که از صداشون
‫می‌تونم بفهمم.

00:42:29.375 --> 00:42:31.583
‫بخاطر همین هم باید بری توی تختت.

00:42:31.666 --> 00:42:32.666
‫ماری خواهش می‌کنم.

00:42:33.375 --> 00:42:34.708
‫بیا.

00:42:45.958 --> 00:42:48.083
‫از اونجایی که اینجا زندگی می‌کنی

00:42:48.166 --> 00:42:50.333
‫احتمالا بهترین کار اینه که
‫حقیقت رو بدونی.

00:42:51.958 --> 00:42:55.375
‫توی سن‌ملو
‫یه سازمانی هست.

00:42:57.458 --> 00:43:01.291
‫آدمای مخصوص که اطلاعات مخصوصی هم برای
‫من میارن

00:43:02.041 --> 00:43:07.625
‫در رابطه‌ با حرکات‌ یگان‌ها، قطارها،
‫ورود و خروج کشتی‌ها از اسکله.

00:43:08.750 --> 00:43:10.583
‫- و من...
‫- رادیو.

00:43:15.166 --> 00:43:19.708
‫قبل اینکه آلمانی‌ها بیان،
‫راجع به صلح موعظه می‌کردم.

00:43:20.833 --> 00:43:22.958
‫و حالا شده وسیله‌ی جنگی.

00:43:24.583 --> 00:43:26.541
‫و خیلی هم ارزش داره.

00:43:26.625 --> 00:43:30.041
‫این اطلاعات رو با استفاده از
‫کد و رمز به لندن فرستادم.

00:43:31.666 --> 00:43:33.958
‫اگه لازمه هر کاری که
‫بخواین می‌کنم.

00:43:34.041 --> 00:43:38.708
‫فعلا اینه که دیگه توجهی رو به سمت
‫این خونه جلب نکنید.

00:43:38.791 --> 00:43:40.000
‫- مفهومه؟
‫- اوهوم.

00:43:42.375 --> 00:43:43.583
‫خب...

00:43:43.666 --> 00:43:46.625
‫ببر هنوز هم داره داخل قفس آهنیش گشت می‌زنه.

00:43:48.791 --> 00:43:50.000
‫درود بر فرانسه.

00:43:50.083 --> 00:43:51.291
‫درود بر فرانسه.

00:43:56.500 --> 00:44:01.125
‫- انگار که زیر اقیانوسیم.
‫- آره، تعطیلات رو می‌رفتن دیدن اونجا.

00:44:01.208 --> 00:44:04.458
‫و من اینجا توی قلعه‌‌ی غار اومدم تا
‫صدف جمع کنم.

00:44:04.541 --> 00:44:06.500
‫بچه که بودی ایتین اینجا بود؟

00:44:06.583 --> 00:44:08.500
‫آره بابا، جوون بود.

00:44:08.583 --> 00:44:10.000
‫- بیا،‌ نگهش دار.
‫- آره.

00:44:11.041 --> 00:44:13.041
‫مال قبل زمانیه که جنگ تغییرش داد.

00:44:13.125 --> 00:44:14.625
‫قبل اینکه تغییر بده، آره.

00:44:17.791 --> 00:44:18.875
‫این چیه؟

00:44:18.958 --> 00:44:22.166
‫این عزیزم، تازه‌ترین صدفی که
‫تابه‌حال چشیدی.

00:44:26.583 --> 00:44:27.500
‫امم...

00:44:27.583 --> 00:44:29.416
‫حتی بهتر از اوناییه که توی پاریسه.

00:44:31.833 --> 00:44:35.000
‫چه شکلی بود؟ منظورم ایتینه.

00:44:35.083 --> 00:44:36.291
‫ادکلن می‌زد.

00:44:37.166 --> 00:44:40.500
‫و وقتی دخترا عقب موتورش می‌نشستن
‫جیغ می‌زدن.

00:44:40.583 --> 00:44:41.666
‫این چیز‌ها رو یادمه.

00:44:44.416 --> 00:44:46.041
‫واقعا آدم بزرگی بود.

00:44:50.208 --> 00:44:51.958
‫چی؟ یه موج بود.

00:44:52.041 --> 00:44:54.666
‫یه موج نبود.
‫کار تو بود.

00:44:54.750 --> 00:44:55.958
‫کار تو بود.

00:44:56.041 --> 00:44:58.001
‫- یه موج بزرگ بود.
‫- کجان؟

00:44:58.083 --> 00:45:00.666
‫- فرشته‌های کوچولو کجان؟ اوه!
‫- اوه!

00:45:00.750 --> 00:45:04.166
‫می‌بینی که یه دست لباس کامل رو فداشون کردم.

00:45:04.250 --> 00:45:05.333
‫از خودت پذیرایی کن.

00:45:06.333 --> 00:45:10.666
‫صدف‌های قلعه‌ی غار
‫قبلا بهترین صدف‌های دنیا بودن.

00:45:19.708 --> 00:45:22.291
‫اوه! هنوز هم اینجان!

00:45:22.375 --> 00:45:23.916
‫حرف نداره.

00:45:24.500 --> 00:45:25.583
‫این...

00:45:25.666 --> 00:45:27.166
‫بیست سالی می‌شه، دنیل.

00:45:29.875 --> 00:45:34.666
‫اگه اینقدر دوستشون داری
‫چرا خودت جمعشون نمی‌کنی؟

00:45:34.750 --> 00:45:37.666
‫- تا ساحل که راهی نیست.
‫- ماری، خواهش می‌کنم.

00:45:37.750 --> 00:45:40.250
‫بابا، اگه این‌قدر سوال نپرسی،
‫عادی می‌شه.

00:45:41.166 --> 00:45:44.666
‫شاید دفعه‌ی بعدی بتونی
‫باهامون بیای.

00:45:44.750 --> 00:45:47.291
‫وقتی خیابون‌ها رو بشناسم.
‫می‌تونم خودم ببرمت بیرون.

00:45:47.375 --> 00:45:50.208
‫ببخشید عمو ایتین،
‫دخترم خیلی رُکه.

00:45:50.291 --> 00:45:51.666
‫ماری...

00:45:52.833 --> 00:45:55.041
‫فکر کنم دلیل بیرون نرفتنم رو می‌دونی.

00:45:55.125 --> 00:45:57.583
‫ولی دلیلی نداره.

00:45:57.666 --> 00:45:59.500
‫گذشته‌ها گذشته.

00:45:59.583 --> 00:46:01.708
‫فکر کردم به علم اعتقاد داری.

00:46:01.791 --> 00:46:04.416
‫- ماری لطفا بس کن.
‫- نه، نه،‌ دنیل. اشکالی نداره.

00:46:08.000 --> 00:46:12.416
‫ماری، چرا تصور نمی‌‌کنی که
‫من شبیه‌ یکی از این صدف‌هام؟

00:46:12.500 --> 00:46:14.000
‫من توی لاک خودم می‌مونم.

00:46:14.083 --> 00:46:16.291
‫ولی تو که صدف نیستی ایتین.

00:46:16.375 --> 00:46:19.333
‫کی دیده یه صدف ادکلن گل یاس بزنه

00:46:19.416 --> 00:46:22.041
‫و سوار بر موتوری باشه
‫که دخترا جیغ می‌زنن؟

00:46:24.125 --> 00:46:27.916
‫آفرین، کارت رو کردی دیگه.
‫خیلی ناراحتش کردی.

00:46:28.000 --> 00:46:29.541
‫شاید یکی باید یکی همین کار رو بکنه.

00:46:31.166 --> 00:46:33.291
‫- ماری...
‫- بله؟

00:46:38.958 --> 00:46:42.958
‫همین‌طور ازم بخواه تا باهات بیام.

00:46:46.666 --> 00:46:52.083
‫و یه روزی اگه تو سوال کنی
‫شاید بیام.

00:46:53.125 --> 00:46:54.125
‫خوبه.

00:46:55.541 --> 00:46:56.750
‫پس حله دیگه.

00:46:58.833 --> 00:47:00.875
‫آره، آره، آره.

00:47:01.583 --> 00:47:02.750
‫وای، نه، نه، نه.

00:47:02.833 --> 00:47:05.750
‫دیگه شما دوتا صدف نخورید.
‫برای خانم مانک چیزی نمی‌مونه.

00:47:07.208 --> 00:47:11.500
‫آره... آره، نکته‌ی خوبی بود.
‫احتمالا دیگه نباید بخوریم.

00:47:13.000 --> 00:47:14.166
‫صدات رو می‌شنوم.

00:47:14.250 --> 00:47:17.083
‫- فقط لاکشه.
‫- من کورم، شنیداریم خیلی خوبه.

00:47:17.166 --> 00:47:19.958
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫- خیلی ممنون.

00:47:21.583 --> 00:47:23.750
‫خب دنیل، تا چند دقیقه‌ی دیگه

00:47:23.833 --> 00:47:27.708
‫کمیته‌‌ی نبوغ مقاومت سن‌ملو رو می‌بینی.

00:47:28.500 --> 00:47:31.166
‫راز‌های ما رو می‌دونی.
‫وقتشه راز تو رو بدونیم.

00:47:31.791 --> 00:47:32.833
‫نباید ماری بره؟

00:47:34.375 --> 00:47:37.250
‫به نظرم شخصیت ماری زرنگ‌تر از جفتمونه.

00:47:38.375 --> 00:47:39.958
‫باید بمونه.

00:47:40.041 --> 00:47:43.541
‫- با شیرینی و خوراکی اومدیم پیشتون!
‫- اوه.

00:47:45.416 --> 00:47:47.125
‫- اوه سلام.
‫- سلام.

00:47:48.333 --> 00:47:49.416
‫اوه...

00:47:49.500 --> 00:47:50.500
‫اوه.

00:47:51.875 --> 00:47:56.000
‫عمه مانک، عذر می‌خوام، ببخشید.

00:47:56.083 --> 00:47:58.208
‫ولی قراره یه جلسه‌ی حساس اینجا داشته باشیم.

00:47:58.291 --> 00:47:59.791
‫واقعا هم همین‌طوره.

00:48:04.583 --> 00:48:05.833
‫شما از مقاومت هستین؟

00:48:07.083 --> 00:48:08.291
‫پسر زرنگ.

00:48:09.083 --> 00:48:13.500
‫میشه شما رو به زنان پیر
‫کلاب مقاومت سن‌ملو معرفی کنم؟

00:48:16.365 --> 00:48:19.615
‫زن‌ها خیلی بهتر از آقایون رازنگهدارن عزیزم.

00:48:19.708 --> 00:48:21.708
‫زن‌ها حرکات یگان‌‌ها رو هم می‌بینن

00:48:21.791 --> 00:48:24.625
‫و ورود و خروج کشتی‌ها از اسکله.

00:48:24.708 --> 00:48:29.375
‫روی دیوار اسکله ما ماهی می‌فروشیم.
‫به این پیرزن‌ها کسی شک نمی‌کنه.

00:48:29.458 --> 00:48:31.916
‫لیست‌‌های خریدمون، اسم‌های
‫کشتی‌هایی که اژدر دارن.

00:48:32.000 --> 00:48:34.250
‫برای سرباز‌های جوون آلمانی
‫قهوه می‌بریم

00:48:34.333 --> 00:48:36.458
‫و باهامون صحبت می‌کنن انگار که مادرشونیم.

00:48:36.541 --> 00:48:37.791
‫همه چیز رو بهمون می‌گن.

00:48:37.875 --> 00:48:39.083
‫چه هوشمندانه.

00:48:39.166 --> 00:48:42.875
‫خواهرم متقاعدم کرد که
‫عضو مرد افتخاریشون بشم.

00:48:42.958 --> 00:48:44.416
‫توی سنگر‌های قهرمان بوده.

00:48:44.500 --> 00:48:47.166
‫چقدر ساده‌تره که
‫توی اتاق زیر شیرونیت قهرمان باشی؟

00:48:47.250 --> 00:48:50.333
‫و ایتین گفت که یه مشکلی داریم.

00:48:50.416 --> 00:48:51.458
‫آره.

00:48:54.208 --> 00:48:57.083
‫توی موزه‌ی تاریخ حقیقی پاریس
‫که کار می‌کردم،

00:48:57.166 --> 00:48:59.833
‫سگ‌های با ارزشش رو جدا کردم
‫و فرستادمش به ژنو

00:48:59.916 --> 00:49:01.416
‫قبل اینکه دست آلمانی‌ها بهش برسه.

00:49:01.500 --> 00:49:02.583
‫آفرین!

00:49:02.666 --> 00:49:05.791
‫ولی مطمئنم اسمم توی لیسته.

00:49:05.875 --> 00:49:08.708
‫دنیل به نیروهای گشتاپو
‫ورقه‌‌های قلابی رو داد.

00:49:08.791 --> 00:49:10.791
‫میگه کارشون خیلی خوبه.

00:49:10.875 --> 00:49:13.958
‫آره ولی بازم یه مردی‌ام از پاریس
‫که با یه دختر کوره.

00:49:14.041 --> 00:49:18.125
‫خب، شاید آلمانی‌ها خیلی سرشون
‫شلوغ باشه که بخوان همچین ارتباطی پیدا کنن.

00:49:18.208 --> 00:49:19.541
‫آلمانی‌ها، آلمانی‌اند دیگه.

00:49:19.625 --> 00:49:23.416
‫یه واحد رو اختصاص میدن برای
‫برگردوندن سنگ‌های با ارزش.

00:49:23.500 --> 00:49:26.750
‫به هر حال... دنبال من نیستن.

00:49:26.833 --> 00:49:28.250
‫دنبال چیزی‌اند که دارم.

00:49:28.333 --> 00:49:29.750
‫یه جواهر خاص.

00:49:29.833 --> 00:49:31.625
‫معروف‌ترین جواهر فرانسه.

00:49:31.708 --> 00:49:34.500
‫همونی که مجله‌ها می‌گن
‫طلسم وحشتناکی داره؟

00:49:35.333 --> 00:49:37.458
‫همون سنگی که مرد‌های
‫دیوونه‌ رو جذب می‌کنه.

00:49:37.541 --> 00:49:40.833
‫آوردیش اینجا؟
‫توی این خونه؟

00:49:41.583 --> 00:49:44.458
‫آره، چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم.

00:49:45.416 --> 00:49:47.916
‫اگه می‌دونستم اینجا چی‌کار می‌‌کنید

00:49:48.000 --> 00:49:50.166
‫همچین دردسری رو نمی‌‌آوردم پیش شما.

00:49:51.833 --> 00:49:54.333
‫اگه می‌‌خواین که بریم، می‌ریم.

00:50:02.666 --> 00:50:05.083
‫موقع جنگ دنیل...

00:50:06.708 --> 00:50:08.291
‫اولویت‌ها عوض میشه.

00:50:09.541 --> 00:50:14.750
‫تو از خانواده‌مونی.
‫تو هم‌‌خون مایی و ‌هم‌خون برای همیشه با ماست.

00:50:16.708 --> 00:50:21.125
‫ولی فعلا وظیفه‌ی ما فرانسه‌ست

00:50:21.208 --> 00:50:24.708
‫و این یعنی باید آلمانی‌ها رو
‫به یه راه دیگه ببریم.

00:50:24.791 --> 00:50:26.416
‫وقت برای تلف‌ کردن نداریم.

00:51:48.708 --> 00:51:53.875
‫بلیط برگشت به پاریس با یکم پول
‫و آدرس جایی که جات امنه.

00:51:55.916 --> 00:51:57.333
‫ماری، خواهشا نگران نباش.

00:51:57.416 --> 00:51:58.500
‫چرا باید نگران باشم؟

00:51:58.583 --> 00:52:01.416
‫ماری، بابات برمی‌گرده.
‫نقشه ریختیم.

00:52:01.500 --> 00:52:02.500
‫چه نقشه‌‌ای؟

00:52:02.583 --> 00:52:06.166
‫قبلا از دوستامون توی
‫مقاومت پاریسی‌ها خواستیم

00:52:06.250 --> 00:52:08.166
‫از طریق جاسوس‌هاشون اطلاع رسانی کنن

00:52:08.250 --> 00:52:11.333
‫که دنیل لبلانک توی پاریس دیده شده.

00:52:14.750 --> 00:52:15.958
‫فردا...

00:52:17.416 --> 00:52:21.500
‫توی یه کافه ازم عکس می‌گیرن
‫که روزنامه‌ی فردا رو می‌خونم.

00:52:22.416 --> 00:52:24.916
‫و بعدش به آلمانی‌ها
‫یه آدرس می‌‌دن.

00:52:26.125 --> 00:52:28.458
‫ولی وقتی به آدرس برسن...

00:52:28.541 --> 00:52:31.458
‫وسایل من و یک سری
‫و همچنین یک سری از وسایل تو رو پیدا می‌کنن.

00:52:31.541 --> 00:52:32.958
‫توی چمدونمه.

00:52:33.041 --> 00:52:35.208
‫توی آپارتمان می‌ذارمشون تا پیدا کنن

00:52:35.291 --> 00:52:39.166
‫بعدش در بوردو دیده می‌شم
‫و ازم عکس می‌‌گیرن.

00:52:39.250 --> 00:52:40.250
‫بوردو؟

00:52:40.333 --> 00:52:43.041
‫- با قطار سه ساعت بیشتر فاصله نداره ماری.
‫- و فقط یه روزه.

00:52:43.125 --> 00:52:45.458
‫و توی بوردو دوستامون
‫اطلاع‌رسانی می‌کنن

00:52:45.541 --> 00:52:49.291
‫که مردی که دخترش کوره
‫قاچاقی از مرز وارد اسپانیا شده.

00:52:49.375 --> 00:52:51.583
‫و به قاچاقچی‌ها یه الماس بزرگ دادن

00:52:51.666 --> 00:52:54.125
‫که اون هم به اسپانیا قاچاق شده.

00:52:55.458 --> 00:52:58.083
‫- اگه این نقشه کارساز باشه...
‫- یعنی چی اگه؟

00:53:00.208 --> 00:53:02.750
‫اگه نقشه کارساز باشه
‫تا شش روز دیگه خونه‌م.

00:53:02.833 --> 00:53:05.166
‫پس چرا این جواهر نفرین شده رو
‫به پاریس نمی‌بری

00:53:05.250 --> 00:53:08.958
‫همونجا بذارش تا آلمانی‌ها پیداش کنن
‫بعد شاید دیگه نگردن.

00:53:09.041 --> 00:53:13.458
‫چون آلمانی‌ها دشمن ما هستن
‫و الماس مال اون‌ها نیست.

00:53:13.541 --> 00:53:16.791
‫مال فرانسه‌ست.
‫و ما مردم فرانسه هستیم.

00:53:16.875 --> 00:53:21.375
‫نباید با ارزش‌ترین جواهرمون رو
‫به این هیولاها بدیم.

00:53:21.458 --> 00:53:25.125
‫باید برم که منحرفشون کنم
‫تا جای تو امن باشه.

00:53:25.208 --> 00:53:27.083
‫خب ماری...
‫باید به قطار برسم.

00:53:27.166 --> 00:53:29.375
‫ایتین بهت اجازه می‌ده
‫از رادیو استفاده کنی.

00:53:29.458 --> 00:53:33.541
‫باهام حرف بزن و هر کجا که باشم
‫بهت گوش می‌دم و کنارتم.

00:53:33.625 --> 00:53:35.500
‫باشه.

00:53:35.583 --> 00:53:38.625
‫باهات صحبت می‌کنم مهم نیست
‫چقدر که نباشی.

00:53:38.708 --> 00:53:40.458
‫و من کنارت هستم.

00:53:46.083 --> 00:53:50.333
‫بابا، من هنوزم کنارتم.
‫هنوزم باهات صحبت می‌کنم.

00:53:50.416 --> 00:53:51.625
‫می‌دونم می‌تونی صدام رو بشنوی.

00:53:51.732 --> 00:53:54.037
‫«سنت ملو، آگوست سال 1944»

00:53:54.083 --> 00:53:57.500
‫تو منتظری آ‌‌مریکایی‌ها بیان
‫و بعدش به خونه برمی‌‌گردی.

00:53:58.625 --> 00:53:59.625
‫مطمئنم.

00:54:01.083 --> 00:54:02.291
‫شب بخیر بابا.

00:54:03.583 --> 00:54:04.583
‫دوستت دارم.

00:54:22.500 --> 00:54:23.583
‫دیگه وقتشه.

00:54:28.708 --> 00:54:30.875
‫گفتم شاید سعی کنی فرار کنی.

00:54:30.958 --> 00:54:32.875
‫وایستادم چون بهت اعتماد دارم.

00:54:34.125 --> 00:54:35.541
‫چرا باید بهم اعتماد کنی؟

00:54:35.625 --> 00:54:38.291
‫دیروز، مطمئن بودم که صدات رو شناختم.

00:54:39.083 --> 00:54:40.291
‫بعد فهمیدم...

00:54:42.833 --> 00:54:46.708
‫دختری که از موج کوتاه 13.10
‫صداش پخش میشه رو می‌شناسی.

00:54:46.791 --> 00:54:48.208
‫اون خونه رو می‌شناسی.

00:54:50.250 --> 00:54:51.458
‫تو همونی.

00:54:53.625 --> 00:54:55.125
‫تو همون پروفسوری.

00:54:57.250 --> 00:55:01.625
‫من یه سربازم. تو هم سربازی.
‫اتفاقات قبل مهم نیست.

00:55:02.666 --> 00:55:03.666
‫بشین.

00:55:17.166 --> 00:55:18.166
‫خب؟

00:55:20.291 --> 00:55:22.375
‫جوونه، اپراتور رادیوئه.

00:55:22.458 --> 00:55:25.083
‫- اسمش ورنره...
‫- اسمش برامون مهم نیست.

00:55:27.291 --> 00:55:29.708
‫بر خلاف میلش از یتیم‌خونه برداشتنش

00:55:29.791 --> 00:55:31.375
‫و مجبورش کردن عضو بخش مخابرات بشه.

00:55:31.458 --> 00:55:34.541
‫چندتا مرد و زن و بچه کشتی؟

00:55:35.500 --> 00:55:39.416
‫کار من پیدا کردن رادیو‌هایی بود
‫که پیام می‌فرستادن.

00:55:39.500 --> 00:55:41.333
‫و وقتی رادیو‌ها پیدا می‌شد چی؟

00:55:41.416 --> 00:55:42.916
‫تخمینی بهمون بگو.

00:55:43.000 --> 00:55:46.208
‫چندتا مرد و زن و بچه کشتی؟

00:55:46.291 --> 00:55:48.458
‫قربان، گفتی می‌تونم
‫داستانم رو کامل کنم.

00:55:49.625 --> 00:55:51.375
‫خواهش می‌کنم، می‌خوام
‫توضیح بدم چه اتفاقی افتاده.

00:55:51.458 --> 00:55:52.583
‫می‌دونیم چه اتفاقی افتاده!

00:55:52.666 --> 00:55:55.666
‫دوستانمون در نورماندی و بلژیک
‫بهمون گفتن چه اتفاقی افتاده.

00:55:55.750 --> 00:55:59.541
‫هر کسی که رادیو داشته
‫افراد واحد شما می‌کشتن.

00:55:59.625 --> 00:56:04.250
‫خانواده‌هاشون کشته می‌شدن.
‫همسایه‌هاشون کشته می‌شدن.

00:56:04.333 --> 00:56:09.208
‫مردها، زن‌ها، بچه‌ها کشته شدن.

00:56:09.291 --> 00:56:11.583
‫اون فقط در پیدا کردن فرکانس‌ها دخیل بوده

00:56:11.666 --> 00:56:13.250
‫- پروفسور، خواهش می‌کنم...
‫- پروفسور؟

00:56:13.333 --> 00:56:16.041
‫علاقه‌آی به حرفایی که داری، نداریم آلمانی.

00:56:16.125 --> 00:56:18.625
‫و ظریف نگهداری زندانی رو نداریم!

00:56:18.708 --> 00:56:20.000
‫خودم ازش مراقبت می‌کن.

00:56:20.083 --> 00:56:21.791
‫بچه‌ی تو نیست!

00:56:21.875 --> 00:56:23.666
‫- مراقبت؟
‫- مسئولیتش رو گردن می‌گیرم.

00:56:23.750 --> 00:56:25.416
‫چرا؟ چرا همچین کاری کردی؟

00:56:25.500 --> 00:56:26.666
‫حکمش ساده‌ست!

00:56:26.750 --> 00:56:28.630
‫- مجازاتش مرگه!
‫- شما درک نمی‌کنید!

00:56:28.666 --> 00:56:32.166
‫- کی قراره حکمش رو اجرا کنه؟
‫- با دستای خودم بهش شلیک می‌کنم.

00:56:32.250 --> 00:56:35.125
‫- نه!‌ جکلین! نه!
‫- ایتین، برو خونه! برو خونه!

00:56:37.583 --> 00:56:39.208
‫بمب هواپیما نبود.

00:56:40.458 --> 00:56:42.583
‫نه، از سمت توپ‌خونه بود.

00:56:42.666 --> 00:56:44.250
‫توپ‌خونه‌ی آمریکایی‌ها.

00:56:46.541 --> 00:56:48.375
‫آمریکایی‌ها دم دروازه‌ند.

00:56:49.041 --> 00:56:54.375
‫- کار آمریکایی‌هاست!
‫- بابا، آزادی نزدیکه، بالأخره داره میاد.

00:57:03.083 --> 00:57:03.621
‫- ایتین برو کنار!
‫- آدم خوبیه.

00:57:05.250 --> 00:57:06.875
‫اون دشمنمونه! حالا برو کنار!

00:57:06.958 --> 00:57:08.500
‫برو کنار ایتین!

00:57:13.708 --> 00:57:15.208
‫ایتین، حالا!

00:57:15.291 --> 00:57:19.541
‫نه! من نصف عمرم رو بخاطر ترس‌هام
‫مخفی شدم!

00:57:20.250 --> 00:57:21.750
‫حالا باید نترس باشی!

00:57:21.833 --> 00:57:23.416
‫دوباره تکرار نمی‌کنم!

00:57:25.583 --> 00:57:27.250
‫- برو کنار ایتین!
‫- پسر...

00:57:27.333 --> 00:57:29.625
‫- ایتین.
‫- من پروفسورم‌ام.

00:57:30.708 --> 00:57:31.708
‫ماری؟

00:57:31.791 --> 00:57:32.875
‫تکرار نمی‌کنم ها.

00:57:34.125 --> 00:57:35.605
‫می‌دونم که اینجایی.

00:57:35.666 --> 00:57:37.208
‫حالا مثل قبلا به حرفم گوش کن.

00:57:37.291 --> 00:57:38.875
‫برو کنار!

00:57:39.583 --> 00:57:40.833
‫راه فراری نیست!

00:57:40.916 --> 00:57:42.125
‫فرار کن!

00:57:45.549 --> 00:57:49.549
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:57:49.573 --> 00:59:06.573
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.