﻿WEBVTT

00:00:05.740 --> 00:00:12.740
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:14.330 --> 00:00:15.370
‫آهای؟

00:00:16.910 --> 00:00:18.200
‫سلام؟

00:00:18.950 --> 00:00:20.330
‫کسی اونجا هست؟

00:00:21.870 --> 00:00:24.160
‫سوءتفاهم شده!
‫آتش‌سوزی تقصیر من نبود!

00:00:24.250 --> 00:00:25.450
- ‫اون جنگ و دعوا هم همین‌طور!
- ‫خودتو خسته نکن

00:00:26.870 --> 00:00:30.000
‫سربازهای سرزمین خاک زیاد صبور نیستن،

00:00:30.080 --> 00:00:32.410
‫حتی اگه تحت بهترین شرایط باشن

00:00:33.160 --> 00:00:37.870
‫و الان به‌طور قطع شرایط ایده‌آلی نیست

00:00:38.210 --> 00:00:39.460
‫ژنرال آیرو

00:00:39.700 --> 00:00:42.040
‫خوشحالم که می‌بینم‌تون، آواتار جوان

00:00:42.120 --> 00:00:43.160
‫زوکو چی شد؟

00:00:43.790 --> 00:00:45.040
‫اون رو هم گرفتن؟

00:00:45.820 --> 00:00:46.930
‫امیدوارم که این‌طور نباشه.

00:00:47.010 --> 00:00:50.140
‫اگه شانس باهاش یار بوده باشه،
‫الان باید به کشتی‌اش نزدیک شده باشه

00:00:50.160 --> 00:00:51.790
‫تمام این اتفاق‌ها تقصیر اونه

00:00:51.870 --> 00:00:54.830
‫درگیری رو خودش شروع کرد،
‫و شما رو گذاشت و فرار کرد

00:00:55.330 --> 00:00:57.700
‫کم‌کم دارم می‌فهمم که چه‌جور آدمیـه

00:00:59.040 --> 00:01:00.040
‫بعید می‌دونم

00:01:00.700 --> 00:01:02.330
‫به‌نظرتون چه بلایی سرمون میاد؟

00:01:07.290 --> 00:01:08.290
‫نمی‌دونم

00:01:09.040 --> 00:01:10.040
‫ولی طبق تجربه‌ای که دارم،

00:01:10.080 --> 00:01:13.910
‫خاک‌افزارها به دشمن‌های اسیرشده‌شون
‫خیلی رحم نمی‌کنن

00:01:19.580 --> 00:01:20.620
‫واقعیت داره؟

00:01:21.540 --> 00:01:23.290
‫تو دستت با دشمن توی یه کاسه بود؟

00:01:25.750 --> 00:01:27.000
‫موضوع پیچیده‌ست

00:01:27.080 --> 00:01:30.410
‫نه، اصلاً. یه سؤال ساده‌ست.
‫داشتی به آتش‌افزارها کمک می‌کردی؟

00:01:39.950 --> 00:01:40.950
‫بله

00:01:44.830 --> 00:01:45.910
‫تئو

00:01:47.580 --> 00:01:49.450
‫من می‌خواستم از تو محافظت کنم

00:01:49.540 --> 00:01:51.620
‫آتش‌افزارها گفتن
‫اگه باهاشون همکاری نکنم

00:01:51.700 --> 00:01:54.410
‫ما رو می‌کُشن و بعد هم به شهر حمله می‌کنن

00:01:54.910 --> 00:01:59.290
‫اونا فقط به‌خاطر خدمتی که من بهشون کردم
‫کاری به کار «اوماشو» نداشتن

00:01:59.370 --> 00:02:02.540
‫خدمت؟ اسلحه رسوندن به دشمن
‫اسمش خدمت‌رسانیـه؟

00:02:02.620 --> 00:02:05.200
‫اسلحه؟ نه. نه نه نه، فقط چندتا طرح جزئی بود

00:02:05.290 --> 00:02:06.870
‫چیزی نبوده که توی جنگ
‫زیاد ارزش داشته باشه

00:02:06.950 --> 00:02:09.450
‫هرچیزی اگه به دست آدم اشتباه بیفته
‫می‌تونه تبدیل به سلاح بشه

00:02:10.450 --> 00:02:12.330
‫خصوصاً ملت آتش.

00:02:13.660 --> 00:02:14.660
‫ساکا

00:02:15.950 --> 00:02:18.080
‫تو که خودت با انتخاب‌های سخت آشنایی.

00:02:18.160 --> 00:02:20.700
‫پدرت مجبور شد خانواده‌شـو ترک کنه
‫و به جنگ بره،

00:02:20.790 --> 00:02:24.540
‫و مسئولیت قبیله رو
‫به تو که یه پسربچه بودی سپرد

00:02:26.580 --> 00:02:28.250
‫ما برای بقای خودمون...

00:02:29.250 --> 00:02:30.540
‫هرکاری انجام می‌دیم

00:02:30.850 --> 00:02:32.350
‫مصالحه می‌کنیم که

00:02:32.910 --> 00:02:34.160
‫فقط زنده بمونیم

00:02:34.660 --> 00:02:36.790
‫پدر من هرگز به این کاری که تو کردی
‫تن نمی‌داد

00:02:41.620 --> 00:02:43.000
‫پیداش کردم

00:02:43.740 --> 00:02:44.950
‫آنگ افتاده زندان

00:03:19.070 --> 00:03:24.160
‫« آواتار: آخرین بادافزار »

00:03:29.230 --> 00:03:32.910
‫« قسمت چهارم: به سوی تاریکی »

00:03:33.034 --> 00:03:37.034
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:03:37.080 --> 00:03:38.180
- ‫[۱۰۰ سال قبل]
- ‫آنگ!

00:03:40.080 --> 00:03:41.080
‫هی، آنگ!

00:03:41.500 --> 00:03:44.290
‫عه، سلام بومی. تمرین‌هات چطوره؟

00:03:44.370 --> 00:03:47.620
‫از نظر فُرمی خوب دارم پیش میرم،
‫ولی شکل‌دهی کار سختیه

00:03:47.700 --> 00:03:50.870
‫منظورت چیه؟ این دقیقاً شبیه
‫یه گاومیش پرنده‌ست

00:03:50.950 --> 00:03:52.950
‫قرار بود یه گورکن غول‌پیکر باشه

00:03:53.040 --> 00:03:54.540
‫مطمئنی؟

00:03:59.080 --> 00:04:02.200
‫هیچکی مثل خاک‌افزارها بنایی نمی‌کنه

00:04:03.250 --> 00:04:04.500
‫هیچ درزی نمی‌بینی

00:04:05.790 --> 00:04:08.000
‫برای همینه که شهرهای شگفت‌آوری دارن

00:04:08.080 --> 00:04:12.250
‫کاخ‌های شگفت‌انگیز، برج‌هایی که
‫نیروی جاذبه رو به چالش می‌کشن

00:04:13.540 --> 00:04:15.500
‫و زندان‌های نفوذناپذیر

00:04:15.820 --> 00:04:18.150
‫من اون قسمتایی از «اوماشو» رو
‫دوست دارم که کمتر افسرده‌کننده‌ان

00:04:18.410 --> 00:04:21.000
‫هوم... شهرها هم شبیه آدم‌هان

00:04:21.080 --> 00:04:22.910
‫یه جنبۀ تاریک هم دارن

00:04:23.000 --> 00:04:25.580
‫این روزا که بنظر تمام قسمت‌هاش تاریکـه

00:04:25.660 --> 00:04:28.750
‫آره، اتفاقی که اینجا افتاد
‫در سراسر دنیا اتفاق افتاد

00:04:29.830 --> 00:04:31.750
‫نتیجۀ یک قرن جنگ و جدال همین می‌شه

00:04:31.830 --> 00:04:33.870
‫جنگی که ملت آتش راه انداخت

00:04:34.870 --> 00:04:37.200
‫- و خودش هم می‌تونه بهش پایان بده
‫- هوم

00:04:37.760 --> 00:04:39.220
‫ای‌کاش همین‌قدر ساده بود

00:04:40.870 --> 00:04:45.000
‫برادرم، ارباب آتش،
‫کل زندگی رو از یک دید می‌بینه،

00:04:45.620 --> 00:04:47.750
‫یا پیروزی یا شکست

00:04:48.660 --> 00:04:49.950
‫چیز دیگه‌ای اهمیت نداره

00:04:55.200 --> 00:04:57.700
‫حتی اون عزیزانی که
‫در این بین از دست میدی

00:04:58.250 --> 00:05:00.660
‫واسه همین زوکو دربه‌در دنبال پیدا کردن منه؟

00:05:00.750 --> 00:05:03.750
‫که این جنگ رو برای پدرش ببره؟

00:05:05.000 --> 00:05:07.620
‫پیروزیِ زوکو در گروی بردن این جنگ نیست،

00:05:08.500 --> 00:05:10.370
‫بلکه در گروی پس گرفتن زندگی‌شـه

00:05:10.450 --> 00:05:13.870
‫تو می‌تونی بهش نشون بدی
‫که راهش این نیست. به تو گوش میده

00:05:15.120 --> 00:05:17.950
‫خب، انقدری بهت مدیون هست

00:05:20.410 --> 00:05:21.580
‫اتفاقاً برعکس،

00:05:22.700 --> 00:05:24.830
‫منم که به اون مدیون‌ام

00:05:28.910 --> 00:05:31.050
‫و این دِین انقدر زیاده که
‫هرگز نمی‌تونم جبرانش کنم

00:05:32.790 --> 00:05:34.040
‫غیرممکنه!

00:05:34.540 --> 00:05:38.250
‫زندان اوماشو در قلب کوهستانی قرار داره
‫که دورتادورش رو صخره‌های محکم گرفته

00:05:38.330 --> 00:05:40.330
‫فقط از راه قصر می‌شه عبور و مرور کرد

00:05:41.540 --> 00:05:44.160
‫من متأسفم. آواتار از دست رفته

00:05:46.410 --> 00:05:47.870
‫ما آنگ رو تنها نمی‌ذاریم

00:05:48.450 --> 00:05:50.330
‫تو که می‌تونی ما رو بفرستی داخل قصر

00:05:52.500 --> 00:05:54.370
‫بعد از امروز نه. ببخشید نمی‌تونم

00:05:54.620 --> 00:05:56.160
‫تونل چی؟

00:05:58.200 --> 00:05:59.200
‫تونل؟

00:06:00.200 --> 00:06:02.370
‫تونل‌های سرّی که زیر کوه مخفی شدن

00:06:02.450 --> 00:06:05.750
‫میگن که بنیان‌گذاران شهر
‫توی این تونل‌ها جلسات مخفی می‌ذاشتن

00:06:06.410 --> 00:06:08.750
‫- افسانه!
‫- تو به من گفتی با چشم خودت دیدیش

00:06:10.290 --> 00:06:11.870
‫مگه اینکه اونم دروغ گفته باشی

00:06:15.120 --> 00:06:17.620
‫بله، تونل وجود داره، ولی ثبات نداره

00:06:17.700 --> 00:06:19.450
‫هرکس وارد اون تونل‌ها شده
‫دیگه نتونسته خارج بشه

00:06:19.540 --> 00:06:23.290
‫اگه می‌خواید افسانه‌ها رو باور کنید،
‫ارواح انتقام‌جو اونجا نگهبانی میدن

00:06:23.370 --> 00:06:26.370
‫یعنی یه تونل سرّی ساده هم نیست

00:06:26.450 --> 00:06:28.540
‫تونل سرّی جن‌زده‌ست؟

00:06:29.120 --> 00:06:31.680
‫حتی اگه بتونم راهی پیدا کنم
‫که اون‌ها رو از تونل رد کنم،

00:06:31.700 --> 00:06:33.620
‫نگهبان‌های قصر رو نمی‌تونم کاری بکنم

00:06:33.700 --> 00:06:36.500
‫اونش رو بسپر به خودمون.
‫فقط کمک‌مون کن وارد قصر بشیم

00:06:43.000 --> 00:06:44.620
‫دارید کجا می‌بریدش؟

00:06:45.330 --> 00:06:46.330
‫به گودال

00:06:47.410 --> 00:06:48.450
‫گودال؟

00:06:48.540 --> 00:06:51.500
‫اردوی کار اجباری سرزمین خاک
‫برای اُسرای جنگی

00:06:52.040 --> 00:06:55.160
‫هرکی به اونجا فرستادن
‫دیگه هیچ خبری ازش نشده

00:07:02.330 --> 00:07:04.910
‫اما تو... مثل اون خوش‌شانس نیستی

00:07:06.450 --> 00:07:08.160
‫تو رو می‌بریم به دیدن امپراتور

00:07:16.500 --> 00:07:19.950
‫این نقشه‌ها با عقل جور درنمیان.
‫تو این یکی گفته بریم شرق

00:07:20.040 --> 00:07:21.580
‫توی این، راه به جنوب میره

00:07:21.660 --> 00:07:25.540
‫و توی این.. یه مسیر مارپیچی

00:07:26.620 --> 00:07:28.160
‫هوم...

00:07:32.540 --> 00:07:33.660
‫چیه؟

00:07:34.540 --> 00:07:36.540
‫منبع‌مـه از ملت آتش

00:07:40.120 --> 00:07:41.500
‫بهش بگو میری دیدن‌اش

00:07:41.580 --> 00:07:44.510
‫بعد برو سراغ ژنرال‌های سرزمین خاک
‫و بهشون بگو یه تله بذارن

00:07:44.540 --> 00:07:45.950
‫برای دستگیر کردن این جاسوس‌ها

00:07:46.040 --> 00:07:49.250
‫نه. نه. نه نه نه، آتش‌افزارها رُک بهم گفتن

00:07:49.330 --> 00:07:51.830
‫اگه مقاومتی ببینن
‫با تمام قوا رو سرمون خراب می‌شن

00:07:51.910 --> 00:07:53.080
‫بذار بیان

00:07:54.290 --> 00:07:56.370
‫آواتار به دنیای ما برگشته

00:07:56.870 --> 00:07:58.370
‫وقتشه که از خفا دربیایم

00:07:59.410 --> 00:08:00.870
‫الان وقت جنگیدن‌ـه

00:08:15.160 --> 00:08:16.620
‫اعلی‌حضرت

00:08:16.700 --> 00:08:17.790
‫هوم؟

00:08:18.950 --> 00:08:20.870
‫زندانی‌ای که خواسته بودید

00:08:21.790 --> 00:08:24.790
‫حین درگیری و خسارت زدن
‫به اموال عمومی دستگیرش کردیم

00:08:25.290 --> 00:08:27.110
‫داشت جون مردم رو به خطر مینداخت

00:08:28.620 --> 00:08:31.370
‫درضمن، بادافزار هم هست

00:08:35.620 --> 00:08:36.620
‫ها؟

00:08:38.040 --> 00:08:41.290
‫ریشۀ نیلوفر آبی، پوست کاج، گل یاس خشک‌شده

00:08:44.080 --> 00:08:45.080
‫هوم؟

00:08:46.750 --> 00:08:49.330
‫ریشۀ نیلوفر آبی، پوست کاج، گل یاس خشک‌شده

00:08:49.410 --> 00:08:52.160
‫با آب، بذارید دو دقیقه بجوشه!

00:08:52.950 --> 00:08:53.950
‫چای میل داری؟

00:08:55.700 --> 00:08:56.540
‫باشه

00:08:56.620 --> 00:08:58.250
‫و شما راجع‌به این پسر اشتباه می‌کنید

00:08:58.870 --> 00:08:59.950
- ‫خودمون دیدیم بادافزاری...
- ‫اشتباهه!

00:09:01.450 --> 00:09:04.500
‫اون صرفاً یه بادافزار نیست

00:09:05.120 --> 00:09:07.580
‫اون استاد تمامی چهار عنصره

00:09:07.660 --> 00:09:09.580
‫نجات‌دهندۀ دنیا

00:09:10.200 --> 00:09:11.200
‫اون کسی نیست جز...

00:09:12.200 --> 00:09:13.250
‫آواتار

00:09:15.750 --> 00:09:18.420
‫و متخصصِ بازی پرتاب قلوه‌سنگ روی آب

00:09:23.950 --> 00:09:24.950
‫بومی؟

00:09:25.500 --> 00:09:26.750
‫سلام آنگ

00:09:27.370 --> 00:09:28.370
‫بومی!

00:09:31.370 --> 00:09:32.750
‫تو چطوری هنوز زنده‌ای؟

00:09:32.830 --> 00:09:36.450
‫زندگی سالم، رژیم مناسب و... شانس

00:09:36.540 --> 00:09:38.450
‫البته نمی‌دونم بگم خوش‌شانسی یا بدشانسی

00:09:38.540 --> 00:09:41.450
‫ولی سؤال مهم‌تر اینه که
‫خودت چطوری هنوز زنده‌ای؟

00:09:42.160 --> 00:09:43.580
‫و هنوز بچه‌ای؟

00:09:44.830 --> 00:09:46.620
‫- قصه‌ش درازه
‫- صحیح

00:09:55.580 --> 00:09:56.830
‫پوست کاج؟!

00:09:58.700 --> 00:10:02.250
‫کدوم خری به شما گفت تو این
‫پوست کاج بریزید؟

00:10:04.410 --> 00:10:05.450
‫خودت گفتی

00:10:09.870 --> 00:10:11.560
‫این پسر رو...

00:10:15.080 --> 00:10:16.330
‫ضیافت بگیرید براش

00:10:54.580 --> 00:10:55.580
‫جت

00:10:57.370 --> 00:10:58.620
‫تو به ما خیانت کردی

00:10:59.290 --> 00:11:00.290
‫خیانت کردم؟

00:11:01.080 --> 00:11:03.250
‫من جلوتو گرفتم که
‫چندتا آدم بی‌گناه رو نکشی

00:11:03.330 --> 00:11:07.330
‫بی‌گناه؟ جاسوس‌ها و خائنین.
‫این‌جور آدما رو می‌خواستی نجات بدی؟

00:11:07.410 --> 00:11:09.580
‫هرکسی اون بیرون می‌بینی دشمنت نیست

00:11:09.660 --> 00:11:11.330
‫اگر مقابل ما می‌ایستید...

00:11:13.040 --> 00:11:14.040
‫دشمن هستید

00:11:17.450 --> 00:11:20.410
‫زندگی تو قطب جنوب شاید ساده باشه،

00:11:21.000 --> 00:11:23.250
‫ولی اینجا مجبوری تصمیم‌های سخت بگیری

00:11:23.790 --> 00:11:25.620
‫جنگ و مبارزه یعنی همین

00:11:27.450 --> 00:11:28.950
‫فکر می‌کردم طرف ما باشی

00:11:31.160 --> 00:11:32.410
‫طرف من

00:11:32.500 --> 00:11:35.580
‫جت، تو یادت رفته که داری
‫برای چی می‌جنگی

00:11:35.660 --> 00:11:38.540
‫تو بهم گفتی که مادرم رو به یاد بیارم،
‫و منم این‌کارو کردم

00:11:38.620 --> 00:11:41.700
‫یادم اومد که اون هیچ‌وقت نمی‌خواست
‫کینه و سیاهی قلبم رو پُر کنه

00:11:42.660 --> 00:11:45.290
‫واسه همین می‌دونم که
‫داری برای جناح اشتباهی می‌جنگی،

00:11:45.370 --> 00:11:47.120
‫برای چیزی که دوستش داری نمی‌جنگی

00:11:47.200 --> 00:11:48.870
‫از سر نفرت داری می‌جنگی

00:11:51.000 --> 00:11:52.330
‫درست مثل آتش‌افزارها

00:11:53.580 --> 00:11:56.790
‫من هیچ شباهتی به آتش‌افزارها ندارم

00:12:18.790 --> 00:12:19.830
‫خداحافظ، جت

00:12:21.290 --> 00:12:23.950
‫ببین چه قدرتی به‌دست آوردی
‫همه‌ش به‌خاطر منه

00:12:24.040 --> 00:12:25.080
‫این کارِ تو نبود

00:12:25.910 --> 00:12:26.950
‫کار خودم بود

00:12:46.870 --> 00:12:48.040
‫هی!

00:12:48.700 --> 00:12:50.040
‫تو مال اینجا نیستی

00:12:50.870 --> 00:12:54.450
‫قربان، من مسئول انتقال زندانی‌ها شدم،

00:12:54.540 --> 00:12:58.000
‫ولی.. راستش دیر اومدم

00:12:58.080 --> 00:13:02.450
‫و.. اگه فرمانده‌ام بفهمه...
‫ببینید این ماه به‌قدر کافی خراب‌کاری کردم

00:13:04.080 --> 00:13:07.540
‫آتش‌افزار پیر رو بردن به گودال.
‫اون یکی هنوز اینجاست

00:13:09.250 --> 00:13:10.160
‫اون یکی؟

00:13:10.250 --> 00:13:12.950
‫آره، همون پسر کچلـه
‫امپراتور خواستن که ببینن‌اش

00:13:14.000 --> 00:13:15.950
‫خب، می‌خوای همین‌جا وایسی؟

00:13:16.700 --> 00:13:18.040
‫چی‌کار می‌کنی؟

00:13:24.040 --> 00:13:24.870
‫هوم

00:13:24.950 --> 00:13:27.450
‫برای وعدۀ اصلی، دوتا آپشن برات تدارک دیدم

00:13:28.950 --> 00:13:31.290
‫گوشت دندۀ کوچیک از جزیرۀ کانگورو

00:13:31.370 --> 00:13:34.450
‫عملاً می‌پره میره توی دلت!

00:13:40.510 --> 00:13:43.950
‫و گزینۀ دوم، جلبک آب‌پز

00:13:44.040 --> 00:13:46.830
‫شنیدم خیلی به پوست جلبک (کمک) می‌کنه

00:13:51.000 --> 00:13:52.790
‫خیلی خوبم من. جوکم عالی بود

00:13:52.870 --> 00:13:54.040
‫جلبک آب‌پز رو انتخاب می‌کنم

00:13:55.120 --> 00:13:55.950
- ‫هوم؟
- ‫گوشت نمی‌خورم

00:13:58.660 --> 00:14:00.040
‫درسته، گوشت نمی‌خوری

00:14:03.080 --> 00:14:04.370
‫انتخاب خوبی بود

00:14:08.450 --> 00:14:10.500
‫صبرکن ببینم. این یه آزمون بود؟

00:14:10.580 --> 00:14:12.080
‫چی؟ آزمون؟

00:14:12.160 --> 00:14:15.500
‫نه. بیشتر.. یه بازی‌ـه

00:14:15.580 --> 00:14:17.660
‫تو همیشه عاشق بازی بودی، مگه نه؟

00:14:18.200 --> 00:14:22.790
‫پس.. صد سالِ تمام
‫توی یه کوه یخی منجمد شده بودی؟

00:14:23.290 --> 00:14:26.080
‫باید... جالب باشه

00:14:26.160 --> 00:14:27.660
‫نه‌خیر، وحشتناک بود

00:14:27.750 --> 00:14:30.580
‫بابا بی‌خیال. چقدر بد می‌تونسته باشه؟

00:14:30.660 --> 00:14:33.500
‫دنیا در آتش فرو رفته، مردم دارن می‌میرن،

00:14:33.580 --> 00:14:37.950
‫و جنا‌ب‌عالی... رفتی به خواب هفت‌پادشاه

00:14:38.040 --> 00:14:40.330
‫تمام بادافزارها رو نسل‌کشی کردن

00:14:42.200 --> 00:14:43.910
‫و من اونجا نبودم که کمک‌شون کنم

00:14:44.000 --> 00:14:48.290
‫خب اون راهب‌ها یکم خل‌وضع بودن.
‫درست نمی‌گم؟

00:14:48.370 --> 00:14:49.950
‫ها؟

00:14:50.040 --> 00:14:51.700
‫اون اتفاق یه حادثۀ غم‌انگیز بود

00:14:52.290 --> 00:14:54.000
‫و ممکنه بازم اتفاق بیفته،

00:14:54.540 --> 00:14:57.250
‫برای همین من باید هرچه زودتر خودم رو

00:14:57.330 --> 00:14:59.120
‫به قبیلۀ آب شمالی برسونم،

00:14:59.200 --> 00:15:01.290
‫و تو باید بذاری که من برم

00:15:01.790 --> 00:15:03.910
‫که بتونم آب‌افزارها رو نجات بدم

00:15:06.830 --> 00:15:09.450
‫بکاهویید (بیایید) برویم

00:15:10.160 --> 00:15:12.250
‫نه، نه، نه، نه

00:15:13.750 --> 00:15:16.750
‫بومی! این موضوع خیلی مهمه

00:15:16.830 --> 00:15:18.000
‫اصلاً اهمیت نمی‌دی؟

00:15:20.450 --> 00:15:21.450
‫اهمیت؟

00:15:23.250 --> 00:15:27.750
‫تو روت می‌شه منو نصیحت کنی؟

00:15:28.580 --> 00:15:32.370
‫نکنه شما صد سال آزگار
‫توی یک جنگ تکراری مبارزه کردی؟

00:15:32.870 --> 00:15:36.950
‫یا دیدی که تمام دنیای اطرافت
‫با خاک یکسان شده؟

00:15:37.660 --> 00:15:38.660
‫هان؟

00:15:40.020 --> 00:15:42.940
‫بذار من یه چیزی بهت بگم، آواتار

00:15:44.000 --> 00:15:46.620
‫شاید صد سالت باشه

00:15:48.410 --> 00:15:53.540
‫ولی صد سال زندگی نکردی،

00:15:54.040 --> 00:15:57.830
‫به‌خصوص این صد سال اخیر.

00:15:58.750 --> 00:16:01.040
‫نمی‌تونی کاری کنی باور کنم امیدت رو از دست دادی.

00:16:03.120 --> 00:16:04.290
‫حداقل تو نه، بومی.

00:16:04.910 --> 00:16:06.580
‫نه بابا؟

00:16:09.290 --> 00:16:11.830
‫چالش پذیرفته شد.

00:16:21.330 --> 00:16:22.660
‫فکر نکنم درست باشه.

00:16:22.750 --> 00:16:24.750
‫این تنها راه کوهستان بود.

00:16:25.450 --> 00:16:26.540
‫مطمئنی؟

00:16:27.700 --> 00:16:28.700
‫گوش کن.

00:16:29.540 --> 00:16:32.580
‫صدای... آهنگ مي‌شنوی؟

00:16:39.160 --> 00:16:43.910
‫♪ وقتی توی تاریکی گرفتار شدی ♪

00:16:45.790 --> 00:16:51.910
‫♪ و فقط سنگ و صخره جلو چشت بود ♪

00:16:52.000 --> 00:16:54.000
‫عه خوبه. اینو بردار، میشه؟

00:16:54.080 --> 00:16:57.700
‫♪ یادت باشه که یه هدیهٔ گران‌بها ♪

00:16:57.790 --> 00:17:00.620
‫♪ در اعماقش منتظرته ♪

00:17:00.700 --> 00:17:01.540
‫تکونش بده

00:17:01.620 --> 00:17:07.330
‫♪ پس یه کم بگرد و بعدش می‌تونی ♪

00:17:08.290 --> 00:17:11.500
‫♪ جواهر قلبم رو پیدا کنی ♪

00:17:12.040 --> 00:17:16.410
‫♪ جواهر قلبم رو ♪

00:17:16.500 --> 00:17:17.500
‫آره

00:17:25.660 --> 00:17:29.450
‫خیلی خوب بود.
‫خب اینجا چی‌کار می‌کنید؟

00:17:29.540 --> 00:17:32.120
‫ما اینجا چی‌کار می‌کنیم؟
‫شما اینجا چی‌کار می‌کنید؟

00:17:32.950 --> 00:17:34.620
‫داریم کار خودمون رو می‌کنیم.

00:17:35.200 --> 00:17:38.000
‫صحیح... ولی چرا اینجا؟

00:17:38.080 --> 00:17:39.370
‫آکوستیکه.

00:17:39.950 --> 00:17:41.120
‫رو دستش تو اوماشو نیست.

00:17:48.410 --> 00:17:49.410
‫می‌شنوی؟

00:17:50.000 --> 00:17:52.870
‫هارمونی، همین رو می‌خوایم.

00:17:52.950 --> 00:17:56.290
‫هارمونی، موسیقی، عشق.

00:17:58.700 --> 00:18:02.830
‫اگه اینا مشکلی ندارن اینجا باشن،
‫ تونل‌ها احتمالا اون‌قدرا هم بد نباشن.

00:18:03.830 --> 00:18:07.450
‫تونل؟ نه، اینجا تونل نیست.

00:18:10.200 --> 00:18:12.040
‫اون تونله.

00:18:19.450 --> 00:18:21.540
‫آره، من باشم پام رو اونجا نمی‌ذارم.

00:18:22.200 --> 00:18:23.250
‫چاره‌ای نداریم.

00:18:25.410 --> 00:18:26.790
‫باید دوست‌مون رو پیدا کنیم.

00:18:28.370 --> 00:18:29.870
‫خب پس...

00:18:30.620 --> 00:18:32.160
‫احتمالاً باید این رو ببینید.

00:18:32.250 --> 00:18:34.200
‫حکایت دو تا عاشقه.

00:18:38.290 --> 00:18:42.250
‫اوما و شوما بالای کوهی که دو تا
‫روستا رو جدا کرده بود با هم آشنا شدن.

00:18:44.910 --> 00:18:47.950
‫روستاها با هم دشمن بودن،
‫پس نمی‌تونستن با هم باشن

00:18:48.040 --> 00:18:50.950
‫ولی عشق‌شون قوی بود
‫پس یه راهی پیدا کردن.

00:18:52.370 --> 00:18:54.540
‫خاک‌افزاری رو از گورکن‌های غول‌پیکر یاد گرفتن

00:18:54.620 --> 00:18:56.580
‫و اولین خاک‌افزار شدن.

00:19:00.540 --> 00:19:03.790
‫تونل‌های پیچیده‌ای ساختن که بتونن مخفیانه همو ببینن.

00:19:06.540 --> 00:19:09.370
‫ولی یه روز... اوما نیومد.

00:19:10.120 --> 00:19:12.000
‫توی یه حمله کشته شد.

00:19:14.290 --> 00:19:17.370
‫شو از سر ناراحتی قدرت خاک‌افزاریش رو به کار گرفت

00:19:17.450 --> 00:19:19.660
‫که روستاها رو به زانو در بیاره.

00:19:21.790 --> 00:19:23.750
‫می‌تونست همه‌شون رو نابود کنه

00:19:25.790 --> 00:19:28.700
‫ولی به‌جاش، اعلام آتش‌بس کرد.

00:19:32.160 --> 00:19:36.200
‫هر دو روستا کمک کردن یه شهر بسازن که
‫اونجا کنار هم در آرامش زندگی کنن.

00:19:36.700 --> 00:19:41.290
‫اسم شهر بزرگ رو به یادبود عشق‌شون گذاشتن اوماشو

00:19:47.330 --> 00:19:49.250
‫عشق در تاریکی درخشان‌تر است.

00:19:50.870 --> 00:19:51.910
‫اینو یادتون باشه

00:19:52.580 --> 00:19:54.750
‫به‌خصوص اگه می‌خواید برید تو اون تونل تاریک

00:19:54.830 --> 00:19:56.910
‫که هیچ موجود زنده‌ای ازش بر نمی‌گرده.

00:19:59.830 --> 00:20:02.700
‫♪ دو عاشق ♪

00:20:02.790 --> 00:20:05.910
‫چیزی نمیشه.
‫چیز ترسناکی اونجا نیست.

00:20:06.660 --> 00:20:10.450
‫درسته.
‫چیزی به اسم ارواح خشمگین نیست.

00:20:13.120 --> 00:20:15.700
‫♪ تونل مخفی ♪

00:20:15.790 --> 00:20:17.870
‫♪ تونل مخفی ♪

00:20:18.500 --> 00:20:21.000
‫♪ داخل کوه ♪

00:20:21.080 --> 00:20:28.000
‫♪ تونل مخفی، مخفی، مخفی ♪

00:20:28.080 --> 00:20:29.080
‫آره!

00:20:30.580 --> 00:20:31.620
‫بیچاره شدن.

00:20:33.540 --> 00:20:37.200
‫یه گروه کامل از خاک‌افزار‌ها،
‫فقط واسه یه پیرمرد.

00:20:37.910 --> 00:20:38.910
‫خجالت می‌دین.

00:20:40.200 --> 00:20:42.580
‫- ایست!
‫- نگه دارین

00:20:42.660 --> 00:20:44.290
‫نگه دارین!

00:20:49.910 --> 00:20:51.080
‫فقط محض احتیاطه.

00:20:53.000 --> 00:20:55.410
‫خیلی‌ها این طرفا هستن که دوست دارن بدونن

00:20:55.500 --> 00:20:58.160
‫اژدهای غرب معروف پیش‌شونه.

00:20:58.250 --> 00:21:02.290
‫ژنرالِ ملت آتش که ۶۰۰ روز باسینگ‌سه رو محاصره کرد.

00:21:02.870 --> 00:21:05.660
‫یکی شاید وسوسه بشه خودش دست به کار بشه.

00:21:06.620 --> 00:21:08.410
‫نمیشه بذاریم همچین اتفاقی بیفته، نه؟

00:21:10.410 --> 00:21:13.830
‫حالا، کاری هست که انجامش سفرت رو راحت‌تر کنه؟

00:21:16.500 --> 00:21:17.500
‫دستت درد نکنه.

00:21:18.160 --> 00:21:19.160
‫ممنون.

00:21:25.620 --> 00:21:27.050
‫مطمئنی؟

00:21:27.070 --> 00:21:28.660
‫یالا، تعارف نکنی یه وقت.

00:21:30.370 --> 00:21:31.870
‫راه زیادی تا سیاه‌چال مونده.

00:21:34.790 --> 00:21:37.160
‫و منم تا دلت بخواد وقت دارم.

00:21:45.250 --> 00:21:46.830
‫خیلی‌خب، افراد. سوار شید.

00:22:01.120 --> 00:22:02.540
‫پس می‌خوای بری شمال

00:22:02.620 --> 00:22:04.160
‫شمال...

00:22:04.250 --> 00:22:05.370
‫خوب نیست.

00:22:05.450 --> 00:22:07.370
‫از زمین و آسمون آتیش می‌باره.

00:22:07.450 --> 00:22:08.800
- ‫چاره‌ای نداریم.
- ‫باید برم اونجا.

00:22:10.120 --> 00:22:13.660
‫از من به تو نصیحت.
‫مسیر مستقیم همیشه بهترین مسیر نیست.

00:22:13.750 --> 00:22:16.330
‫یعنی باید مسیر غیر مستقیم رو برم؟

00:22:22.500 --> 00:22:25.450
‫یعنی باید حواست باشه کجا داری میری.

00:22:25.540 --> 00:22:26.540
‫ها!

00:22:29.580 --> 00:22:31.120
‫بومی، این چیه؟

00:22:55.290 --> 00:22:57.160
‫بومی، چیو می‌خوای ثابت کنی؟

00:22:57.250 --> 00:22:58.790
‫ثابت کنم؟

00:22:58.870 --> 00:23:03.080
‫شاید می‌خوام بهت نشون بدم که
‫آواتار بودن نمی‌ذاره یه آب خوش از گلوت پایین بره.

00:23:03.830 --> 00:23:08.000
‫شاید فقط می‌خوام بازی کنم، مثل قدیم ندیما.

00:23:08.830 --> 00:23:13.790
‫و شاید فقط یه تیکه آب‌نبات می‌خواستم.

00:23:41.910 --> 00:23:43.000
‫دارم میام، عمو.

00:23:53.000 --> 00:23:54.000
‫از این طرف.

00:23:55.080 --> 00:23:56.500
‫نقشه اینو میگه؟

00:23:57.040 --> 00:24:00.370
‫هوم، نقشه واضح نیست ولی یه حدسی دارم.

00:24:01.330 --> 00:24:03.160
‫یه حدس؟

00:24:03.700 --> 00:24:06.830
‫آره، یه حدس، حس، غریزه.

00:24:10.120 --> 00:24:11.450
‫اونو دیدی؟

00:24:13.750 --> 00:24:14.870
‫چراغت رو خاموش کن.

00:24:20.450 --> 00:24:22.040
‫خب، کی فکرش رو می‌کرد؟

00:24:22.790 --> 00:24:26.000
‫«عشق در تاریکی درخشان‌تر است»
‫دیدی؟ یه سر نخ بود.

00:24:27.370 --> 00:24:30.450
‫باید بذاری تاریک بشه که بتونی نور رو دنبال کنی.

00:24:30.540 --> 00:24:32.000
‫این‌جوری مسیر رو میشه پیدا کرد.

00:24:32.790 --> 00:24:34.750
‫نور کریستال‌ها؟

00:24:35.830 --> 00:24:37.620
‫اینا همه‌جا هستن.

00:24:37.700 --> 00:24:39.750
‫رو دیوارها، کف زمین.

00:24:39.830 --> 00:24:41.950
‫- هر جایی ممکنه باشن.
‫- یه مسیره

00:24:42.040 --> 00:24:44.830
‫گفت «عشق در تاریکی درخشان‌تر است»
‫نه «سنگ‌های درخشان»

00:24:44.910 --> 00:24:45.910
‫اینا جزو اختیارات شاعره.

00:24:45.950 --> 00:24:48.120
‫به قول مطرب، عشق راه‌ حله.

00:24:48.200 --> 00:24:50.330
‫فقط به عشق نیاز داری.
‫عشقه که دنیا رو بهتر می‌کنه.

00:24:50.410 --> 00:24:52.000
‫الان به مطرب گوش میدی؟

00:24:53.330 --> 00:24:56.040
‫- ساکا، صبر کن.
‫- کاتارا، مشکلت چیه؟

00:24:56.120 --> 00:24:58.290
‫مشکلم اینه که منو جدی نمی‌گیری.

00:24:59.120 --> 00:24:59.950
‫باز شروع شد.

00:25:00.040 --> 00:25:02.790
‫- من دیگه دختر بچه نیستم.
‫- ولی مثل دختر بچه‌ها رفتار می‌کنی

00:25:02.870 --> 00:25:04.700
‫و تو همه‌ش جوری رفتار می‌کنی انگاری همه‌چی رو می‌دونی

00:25:04.790 --> 00:25:07.660
‫وقتی که حتی نتونستی بفهمی
‫که یه خائن سرت شیره مالیده.

00:25:07.750 --> 00:25:10.470
‫- یه کلوم از دختری که عاشق یه تروریست شده.
‫- این‌جوری نشد

00:25:10.500 --> 00:25:13.510
‫- نباید اصلاً باهاش صحبت می‌کردی.
‫- حق نداری بگی با کی حرف بزنم!

00:25:13.540 --> 00:25:16.250
‫- تو هم حق نداری منو نادیده بگیری.
‫- حق دارم اگه احمق بازی در بیاری.

00:25:16.330 --> 00:25:18.370
‫- بابا من رو مسئول کرده.
‫- تو بابا نیستی!

00:25:18.450 --> 00:25:19.540
‫بابا!

00:25:34.200 --> 00:25:36.410
‫فکر کنم دیگه توی خلیج گرگ نیستیم، نه؟

00:25:38.040 --> 00:25:39.040
‫آره انگاری.

00:25:43.000 --> 00:25:45.330
‫فکرش رو کن اگه عزیزجون الان ما رو ببینه.

00:25:49.080 --> 00:25:51.160
‫واقعاً دلم واسه گوشتای فُک خشک شده‌ش تنگ شده.

00:25:51.660 --> 00:25:52.700
‫یا نودل‌هاش

00:25:53.620 --> 00:25:55.040
- ‫با سوپ داغ.
- ‫به زودی می‌خوریم.

00:25:58.040 --> 00:25:59.290
‫این‌جوری فکر می‌کنی؟

00:26:03.870 --> 00:26:04.870
‫نمی‌دونم.

00:26:10.660 --> 00:26:11.660
‫یالا

00:26:12.250 --> 00:26:13.450
‫بهتره راه بیفتیم.

00:26:17.410 --> 00:26:20.540
‫گوشت فُک خشک شده.
‫هنوزم نمی‌دونم چطور این چیزا رو می‌خوردی.

00:26:24.370 --> 00:26:26.120
‫بیارش اینجا. بیارش.

00:26:28.200 --> 00:26:29.620
‫رو این یکی زین بنداز.

00:26:39.200 --> 00:26:41.080
‫آتش‌افزارها که آب نمی‌خوان، نه؟

00:26:47.950 --> 00:26:49.370
‫می‌دونی، توی باسینگ‌سه

00:26:50.000 --> 00:26:53.450
‫شهر مجبور شد بعد از سال اول محاصره آب رو جیره بندی کنه.

00:26:55.950 --> 00:26:57.290
‫ارتشی بودن ما...

00:26:58.160 --> 00:26:59.750
‫برامون یه مزیت‌های خاصی داشت.

00:27:03.830 --> 00:27:04.950
‫ولی برادرم...

00:27:06.950 --> 00:27:08.250
‫آدم دل نازکی بود.

00:27:11.620 --> 00:27:13.300
‫غذا و آب از جوخه‌ش جمع کرد

00:27:13.330 --> 00:27:14.910
‫و دادش به بچه‌ها.

00:27:17.500 --> 00:27:21.580
‫شبی که دیوار شرقی رو آتیش زدی نگهبان بود.

00:27:24.330 --> 00:27:26.300
‫تا آتیش رو خاموش کردیم

00:27:26.320 --> 00:27:28.540
‫چیزی ازش واسه دفن کردن باقی نمونده بود.

00:27:33.700 --> 00:27:35.040
‫۱۹ سالش بود.

00:27:39.370 --> 00:27:40.790
‫اون همه جوون پر پر شدن.

00:27:41.950 --> 00:27:43.120
‫اون همه جنگ و نزاع

00:27:44.250 --> 00:27:46.120
‫و همچنان باسینگ‌سه رو پاش ایستاده.

00:27:48.450 --> 00:27:49.540
‫ارزشش رو داشت؟

00:27:52.040 --> 00:27:53.330
‫هر دو طرف در جنگ بودیم.

00:27:54.160 --> 00:27:55.160
- ‫من یه سرباز بودم.
- ‫تو یه قصاب بودی.

00:28:05.790 --> 00:28:06.790
‫می‌دونی...

00:28:09.500 --> 00:28:12.500
‫هنوز شبا که می‌خوابم بوی دود به مشامم می‌رسه.

00:28:15.450 --> 00:28:17.000
‫هیچ‌وقت از خاطرت نمیره.

00:28:33.500 --> 00:28:35.250
‫جنگ اون روی آدما رو نشون میده.

00:28:36.540 --> 00:28:38.870
‫یه سریا از چیزی که باهاش مواجه می‌شیم خوش‌مون نمیاد.

00:28:39.370 --> 00:28:42.450
‫الان با این حرفای حقیرانه‌ات می‌خوای بگی
‫بابت کاری که کردی شرمنده‌ای؟

00:28:43.790 --> 00:28:45.950
‫در مورد خودم صحبت نمی‌کردم.

00:28:56.200 --> 00:28:57.200
‫قربان

00:29:01.250 --> 00:29:02.250
‫کاری نکنید.

00:29:10.040 --> 00:29:11.580
‫وای، حقیقت داره، نه؟

00:29:14.500 --> 00:29:16.370
‫تو بویی از انسانیت نبردی.

00:29:19.160 --> 00:29:22.160
‫تو هیچی از فقدان و سوگ نمی‌دونی.

00:29:46.910 --> 00:29:48.590
‫حقیقت داره که محاصره رو رها کرده؟

00:29:48.620 --> 00:29:50.870
‫درسته، بعد از این‌که پسرش کشته شد.

00:29:50.950 --> 00:29:54.620
‫پس پسرش مثل یه قهرمان می میره،
‫و از خودش تا ابد مثل یه بزدل یاد میشه.

00:29:59.250 --> 00:30:03.250
‫برادر، خیالت راحت باشه که لو تن تا ابد

00:30:03.330 --> 00:30:06.160
‫به عنوان قهرمان ملت آتش ستایش میشه.

00:30:06.870 --> 00:30:07.950
‫ممنون، اوزای.

00:30:11.250 --> 00:30:13.830
‫فداکاری‌هاش رو توی افسانه‌ها خواهند گفت.

00:30:23.410 --> 00:30:24.410
‫عمو

00:30:25.830 --> 00:30:29.040
‫چه افتخار بزرگی نصیب شما و لو تن شده

00:30:29.950 --> 00:30:32.040
‫که حین خدمت به ملت آتش کشته بشین.

00:30:52.000 --> 00:30:57.160
‫وقتی مطالعاتم خوب پیش نمی‌رفت
‫و پدر راضی نبود

00:30:58.500 --> 00:31:00.950
‫لو تن این رو بهم داد.

00:31:02.290 --> 00:31:06.910
‫بابت نفر اول شدن توی کلاس
‫افسری‌اش بهش داده بودن.

00:31:09.700 --> 00:31:14.700
‫گفت که باید مال کسی باشه که
‫مقدر شده کارای بزرگ انجام بده.

00:31:14.790 --> 00:31:16.200
‫بهم قدرت بخشید.

00:31:33.620 --> 00:31:35.370
‫لو تن هیچ‌وقت نیازش نداشت

00:31:35.450 --> 00:31:37.700
‫چون قوی‌ترین آدمی بود که می‌شناختم.

00:32:26.500 --> 00:32:27.790
‫داره قلقش دستت میاد.

00:32:28.790 --> 00:32:31.200
‫به‌خاطر تمرین و یه سری راهنمایی‌های خوبه.

00:32:31.950 --> 00:32:33.290
‫عه؟ از طومار؟

00:32:34.250 --> 00:32:35.250
‫آره.

00:32:36.250 --> 00:32:39.450
‫و جت، واسه یه سری چیزا کمکم کرد.

00:32:41.410 --> 00:32:44.200
‫اونم مثل ما خونواده‌ش رو از دست داده بود.

00:32:44.290 --> 00:32:46.660
‫می‌دونه اون خاطرات چطور مانع پیشرفتت میشه.

00:32:47.290 --> 00:32:49.660
‫چشام رو به این موضوع باز کرد که فقط داشتم

00:32:49.750 --> 00:32:52.790
‫به این‌که مامان چطور مرده و چطور زندگی کرده

00:32:55.080 --> 00:32:58.870
‫جت شاید مسیر اشتباهی رو طی کرده باشه
‫ولی بقیه اونو وارد این مسیر کردن.

00:32:59.370 --> 00:33:00.500
‫درست مثل سای.

00:33:05.330 --> 00:33:07.370
‫می‌دونی، سای بهم گفت که باید طراح بشم.

00:33:08.580 --> 00:33:09.950
‫که هدف خلقتمه.

00:33:12.330 --> 00:33:14.080
‫- باورش داری؟
‫- نمی‌دونم

00:33:14.160 --> 00:33:17.120
‫ولی خوب بود که یکی می‌گفت یه چیزی
‫واسه ارائه به دنیا دارم.

00:33:18.040 --> 00:33:20.290
‫به‌جز مهارت‌های ممتاز جنگیدنم.

00:33:22.580 --> 00:33:23.580
‫ساکا

00:33:24.450 --> 00:33:27.370
‫چیزی که در مورد تو و بابا گفتم...

00:33:28.580 --> 00:33:29.580
‫بی‌خیالش.

00:33:30.160 --> 00:33:33.790
‫قبیله رو رهبری کردی و ازمون محافظت
‫کردی وقتی هیچ‌کس نبود کمکت کنه.

00:33:35.370 --> 00:33:37.950
‫بابا هیچ‌وقت چنین فشاری رو تحمل نکرد.

00:33:40.410 --> 00:33:41.870
‫واسه تو سخت‌تر بود.

00:33:53.540 --> 00:33:56.450
‫عه، این درست نیست.

00:33:58.370 --> 00:34:00.410
‫کریستال‌ها، فقط کریستال بودن

00:34:00.430 --> 00:34:01.710
‫همون‌طور که گفتم.

00:34:10.330 --> 00:34:13.910
‫این نباید اینجا باشه.
‫ما قبلاً اینجا بودیم، ولی این دیوار نبود.

00:34:14.000 --> 00:34:15.250
‫چطور ممکنه؟

00:34:16.120 --> 00:34:17.200
‫نیست.

00:34:18.620 --> 00:34:19.620
‫مگه این‌که...

00:34:21.250 --> 00:34:22.870
‫تونل‌ها دارن عوض میشن.

00:34:27.410 --> 00:34:31.910
‫پشت این درها یه چالش خوفناک هست.

00:34:32.000 --> 00:34:35.410
‫یه آزمون واقعی برا این‌که ببینیم
‫حاضری آواتار بشی یا نه.

00:34:37.200 --> 00:34:38.660
‫بومی

00:34:38.750 --> 00:34:42.120
‫این همه چالش، بازی، آزمون،
‫هیچ‌کدوم‌شون با عقل جور در نمیان

00:34:42.200 --> 00:34:44.660
‫این صد سال گذشته هیچی با عقل جور در نیومده.

00:34:45.910 --> 00:34:47.200
‫تو همچین آدمی نیستی.

00:34:48.250 --> 00:34:52.040
‫بومی‌ای که می‌شناسم، یه بچهٔ باحال و خوشحاله

00:34:52.120 --> 00:34:55.620
‫که عاشق سنگ پرت کردن رو آبه
‫و همیشه به دوستاش فکر می کنه.

00:34:56.540 --> 00:34:57.540
‫هوم...

00:34:58.580 --> 00:35:00.910
‫معتقدم اون بچه هنوز درونته.

00:35:03.700 --> 00:35:04.910
‫خیلی باهوشی.

00:35:06.290 --> 00:35:09.830
‫تو فقط به بازی و این چیزا اهمیت میدی، مگه نه آواتار؟

00:35:09.910 --> 00:35:12.370
‫کی به مسئولیت اهمیت میده؟

00:35:12.450 --> 00:35:15.870
‫کی به نجات دنیا فکر می‌کنه؟

00:35:15.950 --> 00:35:19.580
‫نه. از زیر کار در رفتن بیشتر حال میده، نه؟

00:35:21.250 --> 00:35:22.250
‫خب...

00:35:23.580 --> 00:35:27.620
‫بیا آخرین بازی رو هم بکنیم.

00:35:46.500 --> 00:35:47.870
‫همون‌طور که قول دادم

00:35:49.370 --> 00:35:53.540
‫آخرین بازی، آواتار.

00:35:53.620 --> 00:35:56.040
‫ساده‌ترینش.

00:35:56.660 --> 00:35:59.580
‫تو در برابر من.

00:36:05.450 --> 00:36:07.700
‫تا مرگ

00:36:12.040 --> 00:36:14.000
‫مسخره‌ست. چطور تونل‌ها ممکنه عوض بشن؟

00:36:14.080 --> 00:36:16.950
‫- می‌دونستم کریستال‌ها اشتباه بودن.
‫- میشه بعداً بکوبیش تو صورتم؟

00:36:21.290 --> 00:36:22.910
‫امکان داره تصورش کرده باشم؟

00:36:36.500 --> 00:36:37.500
‫گورکن غول‌پیکر

00:36:53.370 --> 00:36:54.500
‫آخ

00:37:03.370 --> 00:37:05.370
‫کمکش کن.

00:37:34.080 --> 00:37:35.080
‫ها؟

00:37:43.450 --> 00:37:44.540
‫بزن دیگه

00:37:46.410 --> 00:37:47.410
‫بکش!

00:37:49.040 --> 00:37:50.700
‫همه به اندازهٔ کافی شاهد مرگ بودیم.

00:38:04.370 --> 00:38:07.040
‫وقتی به یه خاک‌افزار رحم کنی همین میشه دیگه.

00:38:11.950 --> 00:38:14.040
‫آخ

00:38:14.120 --> 00:38:15.120
‫خوبی

00:38:16.540 --> 00:38:17.750
‫باید بریم.

00:38:19.080 --> 00:38:20.750
‫- فکر کنم باید قبلش استراحت...
‫- وقت نیست

00:38:20.830 --> 00:38:22.830
‫به زودی سربازای بیشتری می‌فرستن

00:38:22.910 --> 00:38:24.910
‫باید همین الان بریم.

00:38:33.660 --> 00:38:34.910
‫آخ

00:38:35.540 --> 00:38:36.540
‫کاتارا

00:38:44.660 --> 00:38:45.660
‫ممنون

00:38:55.500 --> 00:38:56.330
‫بن بسته.

00:39:02.700 --> 00:39:03.790
‫کاتارا، معذرت می‌خوام.

00:39:05.080 --> 00:39:06.160
‫منم.

00:39:15.410 --> 00:39:17.120
‫چه خبره؟ مُردیم؟

00:39:26.500 --> 00:39:28.410
‫عشق در تاریکی درخشان‌تر است.

00:39:29.910 --> 00:39:31.580
‫در مورد کریستال‌ها نبود

00:39:31.660 --> 00:39:34.000
‫این چیزی نبوده که اوما و شو رو از کوه رد کرده.

00:39:42.660 --> 00:39:43.660
‫کوره.

00:39:44.200 --> 00:39:47.160
‫با چشم مسیرشون رو پیدا نمی‌کنن
‫حسی عمل می‌کنن.

00:39:48.200 --> 00:39:50.450
‫احساسات رو حس می‌کنن و بهشون واکنش نشون میدن.

00:39:51.160 --> 00:39:54.080
‫خشم، ترس، ولی بیشتر عشق.

00:39:56.580 --> 00:39:58.500
‫عشق در تاریکی درخشان‌تر است.

00:40:00.660 --> 00:40:02.250
‫پس به عشق واکنش نشون میدن؟

00:40:04.330 --> 00:40:06.290
‫به‌نظرت واکنش‌شون به کلمات چیه؟

00:40:06.370 --> 00:40:09.120
‫ببخشید، آقای گورکن غول‌پیکر

00:40:09.830 --> 00:40:12.750
‫خیلی ممنون می‌شیم اگه مسیر ورود به قصر رو نشون بدین.

00:40:13.450 --> 00:40:14.450
‫لطفا؟

00:40:26.120 --> 00:40:27.120
‫عه...

00:40:53.870 --> 00:40:56.040
‫لطفا، بومی! نیازی به این کار نیست.

00:40:56.120 --> 00:40:57.500
‫ولی هست

00:40:58.080 --> 00:41:01.540
‫یه سریا مجبورن بجنگن، حتی وقتی نمی‌خوان.

00:41:01.620 --> 00:41:04.000
‫جنگ همینه.

00:41:08.700 --> 00:41:10.870
‫نه!

00:41:12.540 --> 00:41:14.290
‫آخ

00:41:17.870 --> 00:41:21.450
‫اگه اینجا بودی می‌دونستی، ولی نبودی.

00:41:23.500 --> 00:41:24.580
‫ما رو ول کردی.

00:41:27.290 --> 00:41:29.540
‫تو آواتار بودی.

00:41:30.750 --> 00:41:32.620
‫و ما رو ول کردی.

00:41:36.120 --> 00:41:39.040
‫تو این دنیا نمیشه رو هیچ‌کس حساب کرد

00:41:39.950 --> 00:41:41.250
‫حتی رو دوستات.

00:41:48.370 --> 00:41:50.370
‫به‌خصوص دوستات.

00:42:00.200 --> 00:42:02.200
‫اه

00:42:21.120 --> 00:42:23.790
‫خب، با این‌که خوش گذشت

00:42:23.870 --> 00:42:28.160
‫وقتشه که بازی تموم بشه.

00:42:35.000 --> 00:42:36.370
‫ها؟

00:42:48.290 --> 00:42:51.040
‫بومی، نمی‌تونم جفت‌شون رو نگه دارم

00:42:51.120 --> 00:42:52.120
‫بذار بیفته.

00:42:52.580 --> 00:42:54.950
‫بذار بیفته، و برنده شو!

00:42:55.040 --> 00:42:58.000
‫- بومی، این بازی نیست.
‫- چرا، هست

00:42:58.700 --> 00:43:02.160
‫بازی‌ای که باید تصمیمات غیر ممکن بگیری.

00:43:02.250 --> 00:43:05.290
‫این شهر رو نجات بدم، یا اونو؟

00:43:05.370 --> 00:43:09.290
‫کی آخرین تیکهٔ غذا رو بخوره؟
‫یتیم؟ یا سرباز؟

00:43:09.370 --> 00:43:12.370
‫باید چنین تصمیماتی بگیری

00:43:12.450 --> 00:43:16.750
‫هر روز و هر سال.

00:43:16.830 --> 00:43:20.660
‫و فقط واسه نجات این یه شهره.

00:43:20.750 --> 00:43:23.540
‫تو باید کل دنیا رو نجات بدی.

00:43:23.620 --> 00:43:24.910
‫بذار بیفته، آنگ

00:43:25.790 --> 00:43:29.830
‫و یاد بگیر که آواتار بودن یعنی چی.

00:43:30.620 --> 00:43:31.620
‫نه!

00:43:35.700 --> 00:43:38.700
‫پس دنیا به فنا رفته.

00:43:44.580 --> 00:43:45.750
‫ساکا، برو پیش پادشاه

00:43:50.040 --> 00:43:51.450
- ‫ها؟
- ‫آخ

00:43:52.870 --> 00:43:54.160
‫آنگ، الان.

00:43:59.290 --> 00:44:00.160
‫خوبی؟

00:44:02.450 --> 00:44:04.830
‫خب، بچه جون، معلومه که بلدی خونه رو خراب کنی.

00:44:09.750 --> 00:44:12.790
‫متقلب! تقلب کردی!

00:44:13.290 --> 00:44:15.370
‫تنهایی انجامش ندادی

00:44:15.450 --> 00:44:18.700
‫پس هیچی یاد نگرفتی.

00:44:18.790 --> 00:44:20.000
‫اشتباه می‌کنی

00:44:20.080 --> 00:44:22.330
‫می‌تونی رو دوستات حساب کنی

00:44:22.830 --> 00:44:26.200
‫و فقط این‌جوری می‌تونم دنیا رو نجات بدم.

00:44:27.410 --> 00:44:28.830
‫با دوستام.

00:44:28.910 --> 00:44:31.950
‫مثل یه بچه فکر می‌کنی.

00:44:34.250 --> 00:44:36.000
‫خیلی بده؟

00:44:38.160 --> 00:44:39.160
‫ها؟

00:44:41.830 --> 00:44:42.830
‫اینو یادته؟

00:44:43.870 --> 00:44:45.410
‫واسه صدا زدن یه دوست استفاده می کنم.

00:44:47.870 --> 00:44:49.290
‫الان می‌خوام همین کار رو کنم.

00:44:51.950 --> 00:44:53.700
‫یه دوست قدیمی رو صدا کن.

00:45:00.200 --> 00:45:01.200
‫حق با تو بود.

00:45:03.330 --> 00:45:06.370
‫کنار دنیا نبودم، یا کنار تو

00:45:08.700 --> 00:45:09.790
‫ولی الان هستم.

00:45:23.580 --> 00:45:24.660
‫والاحضرت

00:45:25.660 --> 00:45:27.660
‫درخواست تجدید قوا کردیم.

00:45:28.500 --> 00:45:30.950
‫و... نگهبانای دیوار رو دوبرابر کردی؟

00:45:31.040 --> 00:45:34.200
‫- بله، والاحضرت.
‫- خوبه، بگو زود میام اونجا

00:45:35.700 --> 00:45:37.290
‫وایسا، چه خبره؟

00:45:38.290 --> 00:45:42.200
‫نیروهای ملت آتش حرکت کردن.
‫تا صبح می‌رسن اینجا.

00:45:42.290 --> 00:45:43.700
‫بهتون حمله شده؟

00:45:43.790 --> 00:45:47.700
‫بهمون میشه، ولی به‌نظرم آماده باشیم.

00:45:47.790 --> 00:45:50.750
‫خوشبختانه یه منبع قبلش بهمون خبر داد.

00:45:52.950 --> 00:45:54.040
‫سای؟

00:45:54.110 --> 00:45:57.400
‫طراح به فرمانده‌ها در مورد یه شبکهٔ جاسوسی تو شهر هشدار داد.

00:45:57.500 --> 00:46:01.290
‫کمک کرد که جمع‌شون کنیم
‫حالا همه‌تون از اینجا برید.

00:46:01.870 --> 00:46:04.590
‫آواتار باید جاهایی که لازمه.

00:46:04.620 --> 00:46:06.620
‫ما می‌تونیم از خودمون دفاع کنیم.

00:46:07.330 --> 00:46:10.500
‫وقتشه که اوماشو دوباره به جنگ بپیونده.

00:46:11.950 --> 00:46:17.790
‫آها، ولی یه چالش دیگه واسه‌ات دارم.

00:46:25.910 --> 00:46:27.450
‫کلم‌هام!

00:46:38.000 --> 00:46:39.950
‫آخ

00:46:47.750 --> 00:46:50.830
‫انگاری مدام در حال رفت و آمد با قایقیم.

00:46:52.040 --> 00:46:54.660
‫شاید سرنوشت ما همینه، شاهزاده زوکو.

00:47:27.330 --> 00:47:29.910
‫خوبه، هنوز خیلی دیر نیست.

00:47:31.000 --> 00:47:33.390
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی، عمو؟
‫- درست مثل تو

00:47:33.410 --> 00:47:37.250
‫آمادهٔ شروع سفری‌ام که قطعاً به یادموندنی میشه.

00:47:39.750 --> 00:47:41.120
‫می‌خوای با من بیای؟

00:47:41.700 --> 00:47:43.240
‫حسابی آماده‌ام.

00:47:43.260 --> 00:47:44.660
‫به اندازه کافی چایی آوردم.

00:47:47.250 --> 00:47:48.790
‫پرستار لازم ندارم.

00:47:55.370 --> 00:47:56.500
‫دوست چطور؟

00:48:08.750 --> 00:48:10.750
‫پدرم خیل واضح گفت

00:48:11.750 --> 00:48:14.450
‫که تا آواتار رو پیدا نکردم بر نگردم...

00:48:16.450 --> 00:48:17.450
‫که یعنی...

00:48:18.620 --> 00:48:21.580
‫خیلی طول می‌کشه تا برگردیم خونه.

00:48:27.040 --> 00:48:28.040
‫خونه

00:48:32.040 --> 00:48:35.250
‫هر چی که لازم دارم رو این قایقه.

00:48:42.250 --> 00:48:45.540
‫گفت که، به اندازه کافی چایی آوردم.

00:49:06.120 --> 00:49:07.250
‫چی شده، زوکو؟

00:49:08.540 --> 00:49:09.580
‫هیچی.

00:49:12.830 --> 00:49:13.950
‫بذار ببرمت خونه.

00:49:17.330 --> 00:49:24.330
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.