﻿WEBVTT

00:00:01.300 --> 00:00:07.353
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:07.775 --> 00:00:08.705
<c.colorff80c0>« . . آنچه گذشت »</c>

00:00:08.709 --> 00:00:10.711
. از اين به بعد با هم يه تيم هستيم

00:00:10.711 --> 00:00:13.381
اون آدم بداييُ که خوش ندارن
، مسيرِشونو عوض کننُ

00:00:13.381 --> 00:00:15.650
. گاز بگيريد و تيکه پاره کنيد

00:00:17.652 --> 00:00:20.721
منو بگو فکرميکردم تاحالا
، کاراي بدِ زيادي تو زندگيم کردم

00:00:20.721 --> 00:00:22.857
. اما ، انگار آدماي بدتر از ما هم پيدا ميشه

00:00:24.725 --> 00:00:27.662
. هِي ! جونِتُ نجات دادم

00:00:29.664 --> 00:00:33.401
، بعد از اون همه کاراي بدي که کرديد
حالا نجاتِ جونِ يه آدم حسِ خوبي داره ؟

00:00:33.401 --> 00:00:35.536
، خوشحاليِ واقعي

00:00:35.536 --> 00:00:40.341
زمانيِ که خودت خوشحال باشي و
. خوشحاليت باعثِ خوشيِ بقيه هم بشه

00:00:41.142 --> 00:00:43.277
چه فکري تو کله ـته ؟

00:00:43.277 --> 00:00:45.947
اون آدم . . " او گوتاک " بود ؟

00:00:45.947 --> 00:00:52.753
ميتونستيم دوستاي خوبي براي هم
باشيم ، نه ؟

00:00:52.753 --> 00:00:55.289
چرا باهام اونکارو کردي ؟

00:00:57.692 --> 00:01:00.361
يه تکوني به اين مخِ لعنتيت بده و
! سعي يه چيزيُ به ياد بياري ، لعنتي

00:01:00.361 --> 00:01:03.698
، زودباش و قانعم کن
. ازت خواهش ميکنم

00:01:04.632 --> 00:01:08.636
، بخاطرِ دوستيِ قديميمون باهم
. سريع کارِتُ تموم ميکنم

00:01:08.636 --> 00:01:10.905
. ازم متنفر نباش

00:01:45.606 --> 00:01:47.741
اين چيه اين موقع شب ؟

00:02:00.020 --> 00:02:03.891
بايد چکار کنيم ؟
هنوز غذا نخورديد ؟

00:02:17.371 --> 00:02:19.773
. يه چيزي براتون درست کردم

00:02:19.773 --> 00:02:23.777
، اميدوارم خوشِتون بياد
. نوشِ جان

00:02:26.046 --> 00:02:28.448
وقتي کنار کسي مينشينم که
، باهاش خيلي حال نميکنم

00:02:28.448 --> 00:02:32.052
. حتي يه ليوان آبَم از گلوم پايين نميره

00:02:32.319 --> 00:02:35.789
سريع برو سرِ اصل مطلب که
. زودتر بريم خونه ـمون

00:02:39.927 --> 00:02:45.532
، تقريبا يه چهارسالي مجرد زندگي کردم
. " نماينده " نام

00:02:45.933 --> 00:02:47.935
از اون زمان که توي يه زيرزمين
، توي " سينيمدونگ " زندگي ميکردم و

00:02:47.935 --> 00:02:52.339
خودمو براي آزمون دادستاني آماده
. ميکردم ، اون زن هميشه کنارَم بود

00:02:52.739 --> 00:02:55.275
اما ، بعدش اونو ازم گرفتن و
. تک و تنها موندم

00:02:55.275 --> 00:03:01.815
کارِ " جو مانشيک " ، قاتلِ سرياليِ
سال 2010 بود ، درسته ؟

00:03:01.815 --> 00:03:06.753
. درسته ، آخرين قربانيش ، زنِ من بود

00:03:08.488 --> 00:03:11.959
، مثل اينکه هردومون

00:03:11.959 --> 00:03:15.963
بخاطرِ اين شغلِمون ، اعضاي خانوادَمونو
از دست داديم ، درسته ؟

00:03:17.164 --> 00:03:19.833
. انگار زدي تو کارِ بازي با احساسات

00:03:23.837 --> 00:03:26.640
، دادستان " او " ، بهت گفته بودم که

00:03:27.307 --> 00:03:34.514
حتي اگه کمرمَم درحالِ شکستن باشه ، بازم
. چترَمو روي سرَم نگه ميدارم

00:03:34.514 --> 00:03:38.385
ميدونم چي تو کله ـت ميگذره ، دادستان " او " ؛
. . با خودت ميگي

00:03:38.385 --> 00:03:44.391
، من قاتلِ زنَمو توي زندان انداختم و

00:03:44.391 --> 00:03:47.594
همه چيزو براساس قانون پيش بردم ؛

00:03:47.594 --> 00:03:49.863
اما ، تو يکي توي اداره پليس ملي داشتي
چه غلطي ميکردي ؟

00:03:49.863 --> 00:03:53.066
تو که دستورِ قتلِ اون يارويي که پسرِتُ
کُشته بودُ داده بودي ، مگه نه ؟

00:03:53.066 --> 00:03:54.401
، براي حفظِ ظاهرِت هم که شده

00:03:54.401 --> 00:03:56.403
ايندفعه بايد يه چشمِتُ به روي
، اين قضيه ببندي و

00:03:56.403 --> 00:03:59.473
، بيخيالِ " او گوتاک " و اون سه تاي ديگه بشي

00:03:59.473 --> 00:04:03.076
وگرنه ، منم اون کارِ شرم آوري که
، کرده بوديُ

00:04:03.076 --> 00:04:05.612
. هرگز ازش چشم پوشي نميکنم

00:04:09.216 --> 00:04:13.086
يه تيکه ـشُ درُس گفتيد و
. اون يکي تيکه رو ، نه خيلي زياد

00:04:15.222 --> 00:04:17.891
، من "جو مانشيک"ـو گرفتم

00:04:17.891 --> 00:04:20.427
درمورد دادستاني و مجازاتِش ، هيچ مشکل و
، اشتباهي پيش نيومد و

00:04:20.427 --> 00:04:22.829
آخرسر هم مجازات به جبس ابد شد ؛

00:04:24.164 --> 00:04:25.232
، تمام اين چيزارو

00:04:25.232 --> 00:04:28.435
احتمالا خبرِشُ توي همه جا خونده بوديد ؛

00:04:31.371 --> 00:04:35.242
راستش ، از اينجا به بعدِ که
. داستانِمون تازه باحال ميشه

00:04:36.710 --> 00:04:39.513
چکار کنم ؟ شروع کنم به تعريف کردن ؟

00:04:50.323 --> 00:04:53.794
تقريبا سه ماه بعد از اينکه
، جو مانشيک"ـو به زندان انداختم"

00:04:54.861 --> 00:04:58.598
همونطور که خودتونَم گفتيد ، به ملاقاتِش
. رفتم ؛ جناب نماينده

00:04:59.399 --> 00:05:04.471
ميدونيد دوس داشتم تو چه حال و روزي
ببينمِش ؟

00:05:05.806 --> 00:05:09.810
، ميخواستم تو حال و روزِ خودم باشه
. نه بيشتر و نه کمتر

00:05:12.212 --> 00:05:17.417
نه علاقه اي داشتم به اينکه بفهمم
. چه فکري تو سرِش ميگذره و نه برام مهم بود

00:05:17.417 --> 00:05:22.222
فقط ميخواستم مثل آدمي باشه که
. همه ي دار و ندارِشُ از دست داده

00:05:22.222 --> 00:05:26.226
شبيه يکي که بدجور داغون شده و
، حسابي درمونده و بيچاره ـس

00:05:26.226 --> 00:05:27.961
. فقط اينطوري بود که ميتونستم ببخشمِش

00:05:29.296 --> 00:05:31.431
ميخواستم فقط سايه ي يه آدمِ
، درمونده ازش بجا مونده باشه

00:05:33.567 --> 00:05:36.103
. بزرگترين آرزوم همين بود

00:05:39.706 --> 00:05:45.979
ميدوني اون روز ، " جو مانشيک " چه
قيافه اي به خودش گرفته بود ؟

00:05:59.593 --> 00:06:02.395
در چه حالي ، جنابِ دادستان ؟

00:06:03.730 --> 00:06:08.135
، بعد از شنيدنِ اون کلمه ها
. ذهنَم کلا پوچ و خالي شد

00:06:08.135 --> 00:06:11.338
يه چنددقيقه اي بهش خيره شدم و
توانِ حرف زدن نداشتم ؛

00:06:11.338 --> 00:06:15.342
زبونَم بند اومده بود و همينطور
. به قيافه ي اون حرومزاده زُل زده بودم

00:06:16.409 --> 00:06:18.945
، يهويي اين فکر به ذهنم رسيد که

00:06:20.947 --> 00:06:25.752
، مشخصه که اين مرتيکه مرتکب جرم شده
پس براي چي فقط منم که دارم مجازات ميشم ؟

00:06:26.953 --> 00:06:30.290
، اين سيستم عدالتي که بهش باور داشتم

00:06:30.290 --> 00:06:32.959
مجازاتيُ به اين مجرم داده بود که
. درواقع اصلا مجازات حساب نميشد

00:06:33.760 --> 00:06:38.298
، اون بخاطر جرمِش تو يه جا افتاده بود
. اما ، درواقع بخاطر جرمِش مجازات نشده بود

00:06:38.698 --> 00:06:41.768
، مجازاتِ واقعي ، نصيبِ قرباني ها ميشه
. نه آدم بدا

00:06:41.768 --> 00:06:43.503
، اگه مجازاتِش فقط همين بود

00:06:44.037 --> 00:06:47.107
، اگه توانِ قانون فقط تا همين محدوده ـس

00:06:47.641 --> 00:06:51.645
. باشه ، پس خودم بايد مجازاتِت کنم

00:06:52.979 --> 00:06:56.850
از روشِ خودم براي مجازاتِ واقعيت
. استفاده ميکنم

00:06:58.718 --> 00:07:01.788
، تمام درد و رنجي که کِشيدَمُ

00:07:01.788 --> 00:07:05.525
تو هم دقيقا همونقدر عذاب ميکِشي و
، وقتي اين درد و درموندگيُ حس کردي

00:07:05.525 --> 00:07:07.928
اونوقته که ذره ذره نابود ميشي ؛

00:07:10.330 --> 00:07:13.266
، روشِ من براي مجازاتِت همينه

00:07:13.533 --> 00:07:16.203
. سيستمِ عدالتِ من ، اينه

00:07:17.404 --> 00:07:25.812
بعدش چي شد ؟ دادي "جو مانشيک"ـو
بکُشن ، دادستان " او " ؟

00:07:27.013 --> 00:07:31.151
. نه ، مُردن که مجازات حساب نميشه

00:07:32.085 --> 00:07:33.954
. مُردن زيادي براش آسونه

00:07:33.954 --> 00:07:37.691
اينکه زنده باشي و نتوني بميريِ که
. دردِش خيلي بيشترِه

00:07:38.758 --> 00:07:41.428
، ديدم با اينکه هشت تا آدمو کُشته بود

00:07:41.428 --> 00:07:44.764
. اما ، با تمام وجود عاشقِ زنِ خودش بود

00:07:46.766 --> 00:07:49.970
. منم زنِ اون حرومزاده رو کُشتم

00:07:54.107 --> 00:07:58.378
اونوقت ، اونَم مثل من ، تو درموندگي
. فقط زنده بود و زندگي ميکرد

00:08:01.181 --> 00:08:03.717
. بعدا ، دوباره به ديدنِش رفتم

00:08:04.784 --> 00:08:06.786
، وقتي ديدم چه حال و روزي داره

00:08:08.121 --> 00:08:10.257
. . قيافه ي اون مرتيکه يِ حرومي

00:08:13.326 --> 00:08:16.396
. دقيقا همونطور بود که ميخواستم باشه . .

00:08:17.597 --> 00:08:19.599
، اونوقت ، به وضوح فهميدم که

00:08:20.400 --> 00:08:23.470
فرستادنِ قاتل ها به زندان ، اصلا
، مجازاتِ درستي براشون نيست

00:08:24.671 --> 00:08:28.942
بايد کسايي که براشون مهم هستنُ کُشت
، تا اونا هم مزه ي دردي که کِشيديُ بچِشن

00:08:31.611 --> 00:08:34.014
. مجازاتِ واقعي اونا ، همينه

00:08:39.218 --> 00:08:45.358
چرا داري اينارو به من ميگي ؟

00:08:50.030 --> 00:08:52.299
، آدماي بخش تحقيقات جرايم خاص

00:08:52.299 --> 00:08:54.567
اونا تا چقدر براتون مهمَن ، نماينده ؟

00:09:00.173 --> 00:09:05.912
اگه شما دور و برِشون نبودي ، اوضاع
خيلي براشون سخت ميشد ، نه ؟

00:09:13.119 --> 00:09:15.789
خواستم قبل از اينکه بميري ، اول
. دليلِ مُردنِتُ بدوني

00:09:16.323 --> 00:09:18.058
براي همينه که دارم اينارو
. براتون ميگم

00:09:26.599 --> 00:09:28.735
. . او جِوون " ، تو "

00:09:57.430 --> 00:10:01.968
. ببخشيد ، اما ، تنها راهَم همين بود

00:10:02.803 --> 00:10:09.210
<c.red>« دوباره قدم در دنيا گذاشتن »</c>
<c.white>( قسمت آخر )</c>

00:10:18.118 --> 00:10:20.920
. زودباش قانعم کن ديگه

00:10:23.990 --> 00:10:29.062
. . زودباش قانعَم کن ؛ وگرنه
. خواهش ميکنم

00:10:37.337 --> 00:10:42.942
. باشه ، حاليمِه چه حس و حالي داري

00:11:22.715 --> 00:11:24.050
. ببخشيد

00:12:05.692 --> 00:12:10.497
. من . . هنوز مطمئن نيستم

00:12:20.373 --> 00:12:22.108
. بيا بريم

00:12:22.108 --> 00:12:26.513
، حقيقت هرچي که باشه
. بالاخره يه روزي معلوم ميشه

00:12:56.142 --> 00:12:57.744
، " جونگمون "

00:13:00.146 --> 00:13:07.086
بدون که هنوزم قراره بدستِ خودم
. به درک بري

00:13:18.431 --> 00:13:23.236
. منم ، ميخواستم يه سوالي بپرسم

00:13:25.772 --> 00:13:37.517
گوتاک " . . ما آدميم يا هيولا ؟ "

00:13:38.718 --> 00:13:41.254
موضوع چيه ؟
اتفاقي افتاده ؟

00:13:41.254 --> 00:13:43.389
چرا حس ميکنم انگار داري ميميري ؟

00:13:43.389 --> 00:13:46.059
. موضوعُ عوض نکن ، بچه

00:13:46.593 --> 00:13:52.732
موضوعُ عوض نکن و
. جوابَمو بده

00:13:53.266 --> 00:13:55.268
اين چرت و پرتا چيه ؟

00:13:55.268 --> 00:13:58.338
، اين مزخرفاتُ تموم کن
الان کجايي ؟

00:13:58.338 --> 00:14:05.812
، گوتاک " ، يهويي به ذهنم رسيد که "

00:14:11.417 --> 00:14:24.364
خشونت ، قانونِ هيولاهاس و
. خشن نبودن هم قانونِ آدماس

00:14:26.766 --> 00:14:29.435
. درستِش همينه

00:14:33.039 --> 00:14:41.314
گوتاک " ، تو اين زندگيمون تاحالا "
براساس چه قانوني زندگي کرديم ؟

00:14:42.649 --> 00:14:46.519
قانونِ آدما يا هيولاها ؟

00:14:47.720 --> 00:14:52.125
کار کدوم حرومزاده ـيه ؟
کدوم کثافتي اينکارو باهات کرده ؟

00:14:52.125 --> 00:14:58.798
. بيخيالِش ، نميخواد سعي کني بفهمي کيه

00:14:58.798 --> 00:15:02.268
حتي اگرمَ فهميدي ، وانمود کن که
. هيچي نميدوني

00:15:02.268 --> 00:15:04.537
. دِ بگو الان کجايي

00:15:07.473 --> 00:15:15.081
همين که خودم به تنهايي
، مثل يه هيولا بميرم ، کافيه

00:15:18.418 --> 00:15:22.422
. . کافيه

00:15:22.422 --> 00:15:34.167
گوتاک " ، تو بايد مثل يه آدم "
. زندگي کني . . مثل آدم

00:15:35.635 --> 00:15:37.637
گرفتي چي ميگم ؟

00:15:38.171 --> 00:15:41.507
هيونگ " گوهيون " ؟
هيونگ " گوهيون " ؟

00:15:43.109 --> 00:15:56.456
. خسته ـم . . ديگه بايد بخوابم

00:16:12.338 --> 00:16:14.474
هيونگ " گوهيون " ؟

00:16:23.950 --> 00:16:27.820
سانگجون " ، ميخوام جاي اين گوشيُ "
. برام پيدا کني

00:16:46.239 --> 00:16:50.376
هيونگ " گوهيون " ؟
هيونگ " گوهيون " ؟

00:17:21.207 --> 00:17:24.677
سرگروه " او " ، چرا همچين کاري کردي ؟

00:17:24.677 --> 00:17:26.012
حالا چون کارِت با يه مُشت
، هيولا افتاده

00:17:26.012 --> 00:17:28.681
بايد مثل يکي از اونا رفتار کني ؟

00:17:28.681 --> 00:17:31.484
چي واسه خودت داري زِر ميزني ؟
. ما اونو نکُشتيم

00:17:31.484 --> 00:17:34.020
خودت که ميدوني ما اونو نکُشتيم ، مگه نه ؟

00:17:34.020 --> 00:17:36.289
اين چيزيه که بعد از تحقيقاتِمون
. بايد بفهميم

00:17:36.289 --> 00:17:39.625
فعلا ، تو و اون سه نفر بايد باهامون
. برگرديد

00:17:43.095 --> 00:17:46.699
اين زخم . . مالِ چيه ؟

00:17:48.167 --> 00:17:52.972
، اگه با زورِ زيادي به يکي چاقو بزني
. . چاقو تو کفِ دستِت ليز ميره و

00:17:52.972 --> 00:17:55.908
. همچين زخميُ بجا ميذاره . .

00:17:56.843 --> 00:18:00.313
دادستان " او " ، نکنه به يکي چاقو زدي ؟

00:18:07.119 --> 00:18:11.657
نماينده "نام گوهيون"ـو تو کُشتي ؟

00:18:14.861 --> 00:18:17.797
فکرميکردم ميتونيم از راه آسون
. اينکارو تموم کنيم

00:18:17.797 --> 00:18:21.801
ببخشيد ، از اين به بعد . . بايد
. جدي تر رفتار کنيم

00:18:57.837 --> 00:18:59.171
. شروع کنيد

00:19:05.711 --> 00:19:08.915
، حروميِ نابغه
احتمالِ بردنِمون چقدره ؟

00:19:08.915 --> 00:19:10.249
. خيلي زياد نيست

00:19:11.851 --> 00:19:13.586
. باهام بيا

00:20:24.724 --> 00:20:26.859
انگار قرار نيست به اين آسونيا
تموم بشه ، نه ؟

00:20:28.861 --> 00:20:31.397
تنها کسي که ميتونم بهش اعتماد کنم
. " تويي ، رئيس " چا

00:20:33.132 --> 00:20:34.734
. روت حساب ميکنم

00:20:45.277 --> 00:20:47.680
بله ، بازرس " يو " ، " او جوُن " هستم ؛

00:20:48.214 --> 00:20:50.082
، يه مشکلي پيش اومده

00:20:50.082 --> 00:20:54.220
" پارک اونگچول " و " جونگ تسو "
مُچ بندهاشون ، پاشونِه ؟

00:20:54.220 --> 00:20:56.355
. ميخوام جاشونو برام پيدا کني

00:20:58.357 --> 00:21:01.694
، شينودونگ ، خيابونِ 1-318
. شرکتِ صنعتيِ جينسونگ

00:21:01.694 --> 00:21:06.232
، نشون ميده الان اونجان
. اول تيم هارو به اونجا بفرستيد

00:21:28.521 --> 00:21:30.122
. يه قدم ازشون عقبيم

00:21:30.122 --> 00:21:31.457
. آره انگار

00:21:31.457 --> 00:21:35.061
اونا کيُ کُشتن ؟

00:22:02.421 --> 00:22:07.493
ميونگ " ، بابت اين مسيري که "
انتخاب کردي ، پشيمون نيستي ؟

00:22:09.095 --> 00:22:11.363
، نميدونم بخاطر پير شدنمِه يا نه

00:22:11.363 --> 00:22:14.700
، بعد از اينکه پسرَمو از دست دادم

00:22:14.700 --> 00:22:19.638
حالا تو هم که برام مثل دخترَمي ، داري
. از پيشَ ميري ، بدجور احساس پوچي ميکنم

00:22:21.240 --> 00:22:26.579
، هروقت که آماده بودي ، برگرد
. من از اينجا هيچ جا نميرم

00:22:28.447 --> 00:22:32.852
، ميونگ " ، حالا ما باهم يه تيم شديم "

00:22:33.252 --> 00:22:37.790
تا زماني که بميرم ، با هم تو يه تيم
. . هستيم

00:22:38.190 --> 00:22:39.925
متوجهي ؟

00:22:44.063 --> 00:22:49.802
نماينده ، فکرنکنم بتونم کاري که
. شما ميگيدُ انجام بدم

00:22:50.736 --> 00:22:53.672
از اين به بعد ، من هميشه ازتون
. محافظت ميکنم

00:22:54.740 --> 00:23:00.880
، اصلا به فکرِ مُردن هم نباشيد
. جناب نماينده

00:23:49.195 --> 00:23:55.734
لطفا هيچي نگو ؛ فقط هرکسي که
. نماينده رو کُشته رو بگيريد

00:24:01.473 --> 00:24:04.944
از امروز به بعد ، تحقيقاتِمون عمومي ميشه ؛
. نميخواد نگران باشي

00:24:05.744 --> 00:24:08.814
من حتما اون کسايي که
. نماينده "نام"ـو کُشتنُ ، دستگير ميکنم

00:24:26.832 --> 00:24:28.968
. نه ، لطفا بنشينيد

00:24:31.904 --> 00:24:35.507
آدمايي که امروز به اين جلسه اومدن
. همگي خيلي تاثيرگذارَن

00:24:35.507 --> 00:24:37.376
کاراگاه " چو " ، خانوادَت که
حال و روزِشون خوبه ، آره ؟

00:24:37.376 --> 00:24:39.378
. بله ، به لطفِ شما

00:24:39.778 --> 00:24:42.581
چرا ازمون خواستيد بياييم اينجا ؟

00:24:42.581 --> 00:24:45.784
. باشه ، الان توضيح ميدم

00:24:50.189 --> 00:24:53.125
. . نماينده ي اداره ي پليس ملي سئول
، " نام گوهيون "

00:24:53.125 --> 00:24:56.729
امروز صبح ، در ساعت 2:30 مورد
. حمله قرار گرفته و به قتل رسيده

00:24:57.396 --> 00:24:59.398
قاتل هايي که نماينده " نام " رو
، به قتل رسوندن

00:24:59.398 --> 00:25:02.601
تونستن افراد مارو شکست بدن و
. از صحنه ي جرم فرار کردن

00:25:02.601 --> 00:25:06.338
ساعت حالا 11:35 دقيقه ي صبح هست و
. نميدونيم که الان کجا هستن

00:25:06.872 --> 00:25:11.543
خوشبختانه ، مامورهامون از هويتِ
. اين مجرم ها باخبر هستن

00:25:11.543 --> 00:25:15.147
اطلاعاتي که تا بحال از اونا بدست داريم
. . از اين قرارِه

00:25:17.683 --> 00:25:21.687
او گوتاک " ، تا دوسال پيش ، سرگروهِ "
. بخش جرايم خشنِ گانگسو بوده

00:25:21.687 --> 00:25:23.289
. درحال حاضر ، جزئه مظنونين هست

00:25:23.289 --> 00:25:26.091
فکرميکنيم که انگيزه ي " او گوتاک " از
. . " کُشتنِ نماينده " نام

00:25:26.091 --> 00:25:28.627
اين بوده که نماينده " نام " از کارهاي . .
، غيرقانونيش باخبر شده و

00:25:28.627 --> 00:25:32.231
او گوتاک " براي مخفي کردنِ حقيقت "
. اونو به قتل رسونده

00:25:32.231 --> 00:25:35.301
همينطور هم متوجه شديم که
. توي اين نقشه ، چندتا همدست داشته

00:25:36.368 --> 00:25:37.970
پارک اونگچول " ، " جونگ تسو " و "
. " لي جونگمون "

00:25:37.970 --> 00:25:41.573
" فکرميکنيم که اين سه نفر با " او گوتاک
. در اعمالِ مجرمانه همدست هستن

00:25:41.573 --> 00:25:44.109
. نه ، درواقع از بابتِش مطمئنيم

00:25:44.109 --> 00:25:47.846
او گوتاک " درگيرِ چه نوع اعمالِ مجرمانه اي "
بوده ؟

00:25:47.846 --> 00:25:50.916
. اين مجرم هارو از زندان آزاد کرده بوده

00:25:50.916 --> 00:25:53.986
اينکه چرا به " پارک اونگچول " و
، جونگ تسو " و " لي جونگمون " که "

00:25:53.986 --> 00:25:56.522
سه مجرمِ شرور هستن ، کمک کرده که
، از زندان آزاد بشن

00:25:56.522 --> 00:25:58.257
. هنوز کاملا برامون معلوم نيست

00:25:58.257 --> 00:26:02.528
اما ، به قطع مطمئنيم که " او گوتاک " و
. اين سه مجرم ، باهم همدست هستن

00:26:02.528 --> 00:26:04.930
از ماه جولاي ، در همه نوع اعمالِ مجرمانه اي
، درگير بودن

00:26:04.930 --> 00:26:06.265
. . وقتي نماينده " نام گوهيون " که

00:26:06.265 --> 00:26:11.070
نمادِ قدرت مردم در سئول هست . .
، به حقيقتِ ماجرا پِي برد ، به قتل رسيد

00:26:11.070 --> 00:26:14.940
مثل اين ميمونه که اين افراد
. به مرکزِ سيستم قانوني صدمه زده باشن

00:26:14.940 --> 00:26:17.209
ميتونيم بذاريم از اينکارِشون
قِسِر در برن ؟

00:26:17.476 --> 00:26:20.145
بازرس " يو ميونگ " از
. اداره ي پليس ملي سئول هستم

00:26:20.145 --> 00:26:23.215
ميخوام کارت حافظه ي جعبه سياهِ
. ماشينُ بهم بديد

00:26:23.215 --> 00:26:26.819
کارت حافظه رو ؟
. يکي اومده و گرفتتِش

00:26:26.819 --> 00:26:28.020
کي بود ؟

00:26:28.020 --> 00:26:32.024
يکي بود که براي دادستان ويژه
. او جوُن " کار ميکرد "

00:26:34.026 --> 00:26:36.295
از به بعد ، تحقيقات بصورت
. عمومي انجام ميشه

00:26:36.295 --> 00:26:36.829
، از اين به بعد

00:26:36.829 --> 00:26:41.233
تمام دادستان ها و نيروي پليس ، همگي
. بطور هماهنگ باهم همکاري ميکنن

00:26:41.233 --> 00:26:43.635
، تا پايانِ امروز

00:26:43.635 --> 00:26:46.171
پوسترهاي اين افراد در تمامي
. . اداره هاي پليس سئول و

00:26:46.171 --> 00:26:48.040
تک تک منطقه هاي ديگه . .
. پخش ميشه و قرار ميگيره

00:26:48.040 --> 00:26:50.976
، بخاطرِ اهميتِ زياد اين ماجرا
. . روزنامه و مجله هاي مهم

00:26:50.976 --> 00:26:53.379
، و سه تا از شبکه هاي مهم تلويزيون هم

00:26:53.379 --> 00:26:56.448
، اين اخبارُ پوشش ميدن

00:26:56.448 --> 00:26:59.651
و در دستگير کردنِ اين مجرم ها
. کمکِمون ميکنن

00:26:59.651 --> 00:27:05.257
بنظرم حداکثر چهار روزِ ميتونيم
. اين مجرم هارو دستگير کنيم

00:27:05.257 --> 00:27:06.592
. من که اينطور فکرميکنم

00:27:06.992 --> 00:27:10.329
خيلي خب ، براي شروع . . کسي
سوالي داره ؟

00:27:10.329 --> 00:27:13.132
براي انجام اين تحقيقات ، تا چه حدي
ميتونيم پيش بريم ؟

00:27:13.132 --> 00:27:17.269
بنظر نميرسه که اين آدما
. به اين آسونيا گير بيفتن

00:27:18.737 --> 00:27:21.673
همه ـتون ميخوايد بدونيد که ميشه
از اسلحه استفاده کرد يا نه ، درسته ؟

00:27:24.076 --> 00:27:30.215
مگه ميشه يه هيولاي وحشيُ دست خالي
. گرفت ؟ ميتونيد از اسلحه استفاده کنيد

00:27:30.215 --> 00:27:33.685
ميتونيد با اين هيولاهاي وحشي ، همونطور
. که لياقتِشُ دارن رفتار کنيد

00:27:33.685 --> 00:27:39.158
فقط کافيه پوستِشونو برام بياريد ، گرفتيد ؟

00:27:44.229 --> 00:27:47.833
کارت حافظه ي جعبه سياهِ ماشين
کجاس ؟

00:27:48.500 --> 00:27:51.170
. اونو ميگي ؛ خراب شده بود

00:27:51.170 --> 00:27:52.771
. هيچ چيز بدرد بخوري نداشت

00:27:52.771 --> 00:27:57.843
چي گفتي ؟ چطور تونستي بزني
مدرکُ نيست و نابود کني ؟

00:27:57.843 --> 00:28:00.379
. گفتم که ، هيچ چيز بدرد بخوري نداشت

00:28:02.648 --> 00:28:05.717
. اون آدما قاتل نيستن

00:28:05.717 --> 00:28:10.522
با جي پي اس ، تونستم جاي " پارک اونگچول " و
. جونگ تسو " رو موقع قتل پيدا کنم "

00:28:10.522 --> 00:28:15.194
موقع مرگِ نماينده " نام " ، اونا
. توي گورودونگ بودن

00:28:15.460 --> 00:28:17.729
. بعدا سر صحنه ي جرم اومدن

00:28:17.729 --> 00:28:19.731
. قاتل يکي ديگه ـس

00:28:22.134 --> 00:28:24.136
فکرکردي داري چه غلطي ميکني ؟

00:28:24.136 --> 00:28:26.405
. معلومه ؛ ميخوام بفهمم قاتل نماينده " نام " کيه

00:28:26.405 --> 00:28:31.210
تا همينجا کافيه ؛ غرورِتُ تا يه حدي
. ميتونم تحمل کنم

00:28:31.210 --> 00:28:32.945
. ديگه حالم داره ازش بهم ميخوره

00:28:33.879 --> 00:28:34.947
! " دادستان " او

00:28:34.947 --> 00:28:36.949
. دهنِ لعنتيتُ ببند

00:28:38.150 --> 00:28:43.755
قبل از اينکه کاري کني ، اول بهتره
. به فکرِ يه راه خروج باشي

00:28:43.755 --> 00:28:45.891
اينکه هِي بالا و پايين بري و درمورد کاراي
، آدماي دور و برِت نظر بدي

00:28:45.891 --> 00:28:47.492
. اصلا کارِ خوبي نيست

00:28:47.492 --> 00:28:49.761
تصميم بگير ميخواي کدوم راهُ
. پيش بگيري

00:28:50.562 --> 00:28:54.967
، اگه ميخواي توي کارِت پيشرفت کني
. پس خفه خون بگير و هر غلطي که ميگم بکن

00:28:56.034 --> 00:28:57.903
اگه دنبال چيزي به اسمِ اصول و
، اخلاق بودي

00:28:57.903 --> 00:29:00.572
. اصلا از اول نبايد طرفِ من ميومدي

00:29:03.375 --> 00:29:05.777
. از اين به بعد ، هيچ نيازي بهت ندارم

00:29:05.777 --> 00:29:07.913
. برو خونه و استراحت کن

00:29:07.913 --> 00:29:12.451
اين پرونده که تموم بشه ، مطمئن باش
. به اون ترفيعي که ميخواستي ، ميرسي

00:29:12.451 --> 00:29:14.052
. بهت قول ميدم

00:29:34.054 --> 00:29:35.655
« مظنونينِ قتل »

00:29:43.015 --> 00:29:45.284
، پس قضيه از اين قرار بوده که

00:29:45.817 --> 00:29:49.955
تو برنامه ـت اين بوده که اون يارو
، روانپزشکِ رواني ، "کيم دونگهو"ـرو بگيري و

00:29:49.955 --> 00:29:51.823
بفهمي دوسال پيش چه اتفاقي
. برات افتاده بوده

00:29:51.823 --> 00:29:53.692
. اما ، آخرسر خودت گيرِ اون افتادي

00:29:53.692 --> 00:29:57.296
بعدش تورو بردن يه جايي و
. به زور يه دارويِ عجيبيُ به خوردِت دادن

00:29:57.296 --> 00:29:59.164
از اونجا به بعدُ ديگه هيچي
. يادت نمياد

00:29:59.164 --> 00:30:03.702
لي دوگانگ " تو همين محدوده ي "
زماني به قتل ميرسه ، درسته ؟

00:30:13.178 --> 00:30:14.913
، پس ميگي

00:30:14.913 --> 00:30:20.118
بعدا که به هوش اومدي ، ديدي
. سرتاپا غرقِ خوني

00:30:20.919 --> 00:30:23.989
. البته ، خودت نميدوني خونِ کي بوده

00:30:24.523 --> 00:30:28.260
بعدش " کيم دونگهو " تورو
، دست يکي ديگه ميده و

00:30:28.260 --> 00:30:31.730
اونا همون کساييَن که ديروز باهاشون
. درگير شديم

00:30:33.065 --> 00:30:35.067
خودت چي فکرميکني ؟

00:30:35.067 --> 00:30:38.003
کيم دونگهو " تورو بدستِ اون عوضيِ "
، چاقو بدستي داده بوده که

00:30:38.003 --> 00:30:40.672
. ديديم همراهِ دادستان " او جوُن " بود

00:30:40.672 --> 00:30:43.475
اين سه نفر ، همگي با يه نخ نامرئي
، بهم مرتبط هستن و

00:30:43.475 --> 00:30:48.547
اين نخ نامرئي ، سرتاسرِ اين قضيه رو
حسابي بهم مرتبط کرده ؛ درسته ؟

00:30:49.881 --> 00:30:54.019
. اين سه نفر بايد حقيقتُ درمورد من بدونن

00:30:55.487 --> 00:30:58.023
، اگه فقط بتونيم به اين حقيقت برسيم

00:30:58.023 --> 00:31:01.694
اونوقت ميتونيم بفهميم
، لي دوگانگ"ـو کي کُشته و"

00:31:01.720 --> 00:31:05.364
. کي بوده که ميخواسته منو هم بکُشه

00:31:05.364 --> 00:31:07.099
، پس بايد يکيشونو گير بندازيم

00:31:07.099 --> 00:31:10.302
. تا بفهميم قضيه از چه قرارِه

00:31:11.503 --> 00:31:14.573
، " اول بايد بريم سراغِ " کيم دونگهو
. اينطوري برامون بهتره

00:31:14.573 --> 00:31:19.378
" درضمن ، مطمئنم که " کيم دونگهو
. حقيقتُ درموردَم ميدونه

00:31:21.513 --> 00:31:24.182
اگه به خودم بود که يه دونه از
. حرفاي اين بچه رو هم باور نميکردم

00:31:25.250 --> 00:31:28.720
. فقط بلدِ زبون بازي کنه

00:31:28.720 --> 00:31:32.457
با اين حرفاي خوشمزه و خوشگلِش
. بقيه رو خر ميکنه

00:31:32.457 --> 00:31:36.194
، بعدش که کم کم مسمومِت کرد
. . مياد طرفِت و

00:31:36.194 --> 00:31:38.196
. از پشت يه ضربه ي چاقو نصيبِت ميکنه . .

00:31:38.196 --> 00:31:40.599
. مهم نيست باورَم ميکني يا نه

00:31:40.599 --> 00:31:44.469
، حالا اگرَم نخواي باورَم کني
مثلا بايد چکار کنيم ؟

00:31:44.469 --> 00:31:46.204
بشينيم اينجا و منتظر باشيم بميريم ؟

00:31:48.607 --> 00:31:51.009
ترجيح ميدي اينجا همگي باهم
به درک بريم ؟

00:32:00.485 --> 00:32:04.756
کافيه ؛ ميخواي منم بزنم به سيمِ آخر ؟

00:32:04.756 --> 00:32:07.426
فکرميکني اول کيُ ميکُشم ؟

00:32:11.830 --> 00:32:15.167
، هميشه مُردنُ انتخاب نکن
. بايد به فکرِ راهي براي زنده موندن باشي

00:32:15.434 --> 00:32:17.569
وقتي که فهميديم چطور ميتونيم جون سالم
، به در ببريم و حقيقتُ پيدا کرديم

00:32:17.569 --> 00:32:20.238
اونوقت يه عالمه وقت داريم که
. به جون هم بپريم و همديگه رو بکُشيم

00:32:20.238 --> 00:32:22.240
ميگيري چي ميگم ؟

00:32:30.248 --> 00:32:33.318
، با توجه به حرفايي که زدي

00:32:33.318 --> 00:32:36.521
همين که اين "کيم دونگهو"ـيِ حروميُ
پيدا کنيم ، کافيه ؟

00:32:46.665 --> 00:32:50.268
يعني اين يارو الان خونه ـشه ؟
. ممکنه فرار کرده باشه

00:32:50.268 --> 00:32:53.071
. فکرنکنم از ماجراي فرارَم چيزي بدونه

00:32:53.605 --> 00:32:56.274
. نه ، اميدوارم که چيزي ندونه

00:32:56.274 --> 00:32:58.143
. تو اينجا به سمتِ چپ بپيچ

00:33:19.631 --> 00:33:21.099
. همون ماشينِ ! برو دنبالِش

00:33:21.099 --> 00:33:22.300
چي ؟

00:33:22.300 --> 00:33:24.569
. کيم دونگهو " توي اون ماشينِه "

00:33:29.374 --> 00:33:31.510
بايد چکار کنيم ؟
بهشون بکوبيم و اونو بکِشيم بيرون ؟

00:33:31.510 --> 00:33:33.378
. به آرومي دنبالِش برو

00:33:33.378 --> 00:33:36.715
، اگه تو خيابونِ کارِ تابلويي بکنيم
. اونوقت همه توجهِشون به سمتِمون ميره

00:33:36.715 --> 00:33:38.850
فکرميکني دارن کجا ميبرنِش ؟

00:33:38.850 --> 00:33:41.653
. دارن يه جايي مخفيش ميکنن

00:33:41.653 --> 00:33:43.788
. فکرِشُ ميکردن که بخوايم دنبالِش بريم

00:34:03.275 --> 00:34:04.743
. " خوشحالم که ميبينمِتون ، دکتر " کيم

00:34:04.743 --> 00:34:06.344
. . " چرا اون " لي جونگمون

00:34:06.344 --> 00:34:09.814
، نميخواد خودتونو نگران کنيد
. هيچ نيازي به اينکارا نيست

00:34:09.814 --> 00:34:11.816
. يه چند روزيُ اينجا استراحت کنيد

00:34:11.816 --> 00:34:14.085
. افرادِمون حسابي مراقبِتون هستن

00:34:20.224 --> 00:34:23.695
اگه اون حرومزاده ها فهميدن که
، اون اينجاس

00:34:23.695 --> 00:34:26.097
نبايد بذاريم يه لحظه هم فکرکنن که
. ميتونن پاشونو تو اينجا بذارن

00:34:26.097 --> 00:34:28.099
متوجهي که ؟

00:34:29.834 --> 00:34:31.168
حالا چي ؟

00:34:31.168 --> 00:34:34.372
اينکه يهويي بريم تو و اونو بکِشيم بيرون
. کارِ آسوني نيست

00:34:36.106 --> 00:34:42.113
حالا که نميتونيم بريم تو ، بايد کاري کنيم که
. خودش پاشُ از اونجا بذاره بيرون

00:34:51.570 --> 00:34:54.173
يک کاراگاه و سه مجرم بعد از »
. « به قتل رساندن نماينده ، پا به فرار گذاشته اند

00:34:59.998 --> 00:35:01.066
يعني چي ؟

00:35:01.066 --> 00:35:03.068
اينجا چه خبره ؟
چرا يهويي برقا رفت ؟

00:35:03.068 --> 00:35:06.404
، احتمالا برق شهر رفته
. نميخواد نگران باشي

00:35:06.404 --> 00:35:09.207
، تا وقتي که به قطع مطمئن بشيم
. همينجا منتظر بمونيد

00:35:09.207 --> 00:35:10.542
. ممکنه قضيه يه چيز ديگه اي باشه

00:35:10.542 --> 00:35:13.211
. محض احتياط ، اين دستِتون باشه

00:35:26.205 --> 00:35:27.407
« تماس »

00:35:32.697 --> 00:35:34.432
شما " کيم دونگهو " هستي ، درسته ؟

00:35:34.432 --> 00:35:36.568
خودم هستم . . شما ؟

00:35:36.568 --> 00:35:40.171
، وقت توضيحِ اضافي نيست
. بايد فورا از اونجا فرار کني

00:35:40.171 --> 00:35:42.841
. لي جونگمون " الان توي همون ساختِمونه "

00:35:42.841 --> 00:35:46.311
کي ؟
. . اون ، اون چطوري

00:35:46.311 --> 00:35:49.648
حتما اونجا يکيُ داره که
، بهش کمک ميکنه

00:35:49.648 --> 00:35:52.450
اينطوري بوده که تونسته جاتونو پيدا کنه ؛

00:35:52.450 --> 00:35:56.855
، اومده اونجا که شمارو بگيره
. بايد فورا از اونجا بياييد بيرون

00:35:56.855 --> 00:35:59.124
. هرچه زودتر از اونجا برو بيرون

00:36:03.128 --> 00:36:06.464
انتهاي سالن يه راه پله هست ، از اونجا
. يه طبقه برو پايين

00:36:06.464 --> 00:36:08.600
. اونجا يه آسانسور ميبيني

00:36:08.600 --> 00:36:11.803
اون آسانسور بايد يه برق اضطراري
، داشته باشه

00:36:11.803 --> 00:36:14.339
حتي اگرم برق رفته باشه ، اون آسانسور
. کار ميکنه

00:36:14.339 --> 00:36:17.008
. فورا به اونجا برو

00:36:17.542 --> 00:36:20.612
رسيدم ؛ حالا چکار کنم ؟

00:36:20.612 --> 00:36:24.215
. ماشينِمون توي پارکينگ منتظرتِه

00:36:24.215 --> 00:36:27.419
با آسانسور به پارکينگ برو و
. بعدش باهام تماس بگير

00:36:27.419 --> 00:36:33.158
افرادِمون به سلامتي شمارو
. پيش دادستان " او " ميرسونن

00:36:33.158 --> 00:36:35.694
. باشه ، همون کاري که گفتيُ ميکنم

00:36:35.694 --> 00:36:39.564
، چون نميدونيم همدستِ " لي جونگمون " کيه

00:36:39.564 --> 00:36:43.034
هرکسيُ که سر راه ديدي ، به هيچ وجه
. ازش درخواست کمک نکن

00:36:43.034 --> 00:36:44.369
. فقط ازشون دوري کن

00:36:44.369 --> 00:36:45.970
، تا وقتي که به افرادِمون برسي

00:36:45.970 --> 00:36:51.176
بايد خوب احتياط کني و نذاري
کسي ببينتِت ، متوجه شدي ؟

00:36:51.176 --> 00:36:52.377
. آره

00:36:56.514 --> 00:36:58.116
! هِي ، وايسا

00:37:01.853 --> 00:37:04.923
. کيم دونگهو " سوارِ آسانسورِ اضطراري شده "

00:37:05.724 --> 00:37:09.994
نزديکِ وروديِ پارکينگ ، يه ونِ
نقره اي هست ؛ ميبينيش ؟

00:37:14.532 --> 00:37:16.935
. آره ، ديدم . . يه ونِ نقره ـيه

00:37:16.935 --> 00:37:21.339
، خودشه ، زودباش سوارِش بشو
. به زودي ميبينيمت

00:37:22.407 --> 00:37:23.875
! " کيم دونگهو "

00:37:25.076 --> 00:37:26.411
! " رئيس " چا

00:37:26.411 --> 00:37:28.012
کجا تشريف ميبري ، دکتر " کيم " ؟

00:37:28.012 --> 00:37:32.817
. خب . . راستش خودمَم نميدونم

00:37:32.817 --> 00:37:34.686
. بايد باهامون بيايي

00:37:34.686 --> 00:37:37.088
آدماي زيادي اون بيرونَن که
. " ميخوان تيکه پاره ـت کنن ، دکتر " کيم

00:37:44.963 --> 00:37:48.166
حالا که خودمون نميتونيم بريم تو ، کاري
. ميکنيم که با پاهاي خودش بياد بيرون

00:37:48.833 --> 00:37:50.435
منظورت چيه ؟

00:37:52.704 --> 00:37:54.305
بازرس " يو ميونگ " ؟

00:37:55.774 --> 00:37:59.644
فقط ميخواستم بهت بگم که
. ما نماينده "نام"ـو نکُشتيم

00:37:59.644 --> 00:38:02.580
. دادستان " اون جوُن " اونو کُشته

00:38:02.580 --> 00:38:06.584
برام مهم نيست که حرف منو باور
. ميکني يا حرف دادستان " او " رو

00:38:06.584 --> 00:38:08.453
، اما ، اگه ميخواي به حقيقت برسي

00:38:08.453 --> 00:38:09.788
. بهمون کمک کن

00:38:11.122 --> 00:38:15.393
. منم ميخوام حقيقتُ بفهمم

00:38:16.327 --> 00:38:20.999
بايد چکار کنم ؟

00:38:24.068 --> 00:38:25.403
. آشفتگي درست کن

00:38:31.409 --> 00:38:35.013
. به هيچکدومِتون نميتونم اعتماد کنم

00:38:54.632 --> 00:38:59.037
، اميدوارم اينو خوب بفهمي که

00:39:00.905 --> 00:39:03.174
، بخاطرِ شماها نيست که کمکِتون ميکنم

00:39:03.174 --> 00:39:08.913
. بلکه تنها دليلَم فقط براي فهميدنِ حقيقتِه

00:39:08.913 --> 00:39:13.852
پس حتما و هرجور که شده
. بايد حقيقتُ پيدا کنيد

00:39:14.118 --> 00:39:15.720
فهميدي ؟

00:39:44.258 --> 00:39:46.527
. هرچي که ميدونيُ بهمون بگو

00:39:46.928 --> 00:39:49.330
. دِ داري يه چيزيُ مخفي ميکني ، نکبت

00:39:49.330 --> 00:39:52.133
. نميتونم . . نميتونم چيزي بگم

00:39:52.133 --> 00:39:55.203
. اگه چيزي بگم ، کارَم تمومه

00:39:55.203 --> 00:39:58.006
واقعا فکرکردي ماها اينقدر خَريم ؟

00:39:58.006 --> 00:40:02.543
نکنه انتظار داشتي بغلِت کنيم و
دلداريت بديم ؟

00:40:02.944 --> 00:40:04.946
. . مرتيکه ي کثافت ، بايد تورو بگيرم

00:40:04.946 --> 00:40:06.681
ميخواي بهت يه نصيحتي بکنم ؟

00:40:06.681 --> 00:40:11.886
، اگه ميخواي به اين زندگيِ بي خاصيتِت بچسبي
. بهتره همين الان فرار کني

00:40:11.886 --> 00:40:16.424
آدمايي مثل شماها هرگز نميتونن
. اون آدمو شکست بدن

00:40:33.107 --> 00:40:35.376
من يکي خوب ميدونم آدمايي
، مثل تو چه طوريَن

00:40:35.376 --> 00:40:36.978
تحت هيچ گونه شرايطي زِر نميزنيد ؛

00:40:36.978 --> 00:40:41.916
ما هم الَکي انرژيمونو هدر نميديم و
. ميکُشيمِت

00:40:44.185 --> 00:40:47.655
! نه ، بهم رحم کن

00:40:48.056 --> 00:40:51.259
. حرف ميزنم ، همه چيُ بهتون ميگم

00:41:02.870 --> 00:41:09.811
او جوُن " ، دادستانِ مسئولِ پرونده يِ "
قتلِ زنَم بود ؛

00:41:10.611 --> 00:41:11.546
. . زنم

00:41:11.546 --> 00:41:15.683
پنج سال پيش بدست يه قاتل سريالي
. به قتل رسيد

00:41:17.552 --> 00:41:21.155
. آره ، درسته

00:41:21.823 --> 00:41:26.761
دادستان " او " قاتلُ گرفت و
. اونو به حبس ابد محکوم کرد

00:41:29.030 --> 00:41:32.100
. اونوقت ، من حسابي خوشحال شده بودم

00:41:32.100 --> 00:41:35.970
، اما ، همينطور که زمان ميگذشت
. زندگي برام هِي سخت تر ميشد

00:41:36.370 --> 00:41:39.974
، چون چيزي نداشتم که ازش متنفر باشم
. هيچ جاييَم براي بروزِ خشمَم نداشتم

00:41:39.974 --> 00:41:43.578
خشم ذره ذره وجودَمو پُر کرده بود و
. نميتونستم کارَمو انجام بدم

00:41:43.578 --> 00:41:48.783
، زندگيمو به زورِ مواد و الکل ميگذروندم
. حسابي قاطي کرده بودم

00:41:49.984 --> 00:41:54.388
، مثل يه مُرده ي متحرک زندگي ميکردم
. براي يه دوسالي زندگيم اينطوري بود

00:41:54.922 --> 00:41:58.793
يه روز ، دادستان " او " يهويي به ديدنَم اومد ؛

00:42:02.130 --> 00:42:05.600
، بعد از دوسال که خبري ازش نبود
. يهويي اومد پيشَم

00:42:05.600 --> 00:42:09.070
، ميگفت يه پرونده ي جالبيُ برام سراغ داره

00:42:09.070 --> 00:42:12.273
. ميگفت مدعي عليه پرونده ، يه بيمار روانيِ

00:42:12.673 --> 00:42:16.010
ميگفت بايد تحت درمان قرار بگيره و
. اونو به کلينيکِ من فرستاد

00:42:16.010 --> 00:42:18.279
، ميخواست يه معامله اي باهام بکنه

00:42:20.014 --> 00:42:25.620
، و يه چندروز بعد
. يکيُ با خودش آورد

00:42:34.562 --> 00:42:38.299
اون آدم . . من بودم ؟

00:42:42.036 --> 00:42:47.775
. " آره ، تو بودي ، " لي جونگمون

00:42:58.719 --> 00:43:04.058
دادستان " او " ازت ميخواست
براش چکار کني ؟

00:43:05.393 --> 00:43:10.464
. . چندروز پيش ، يه دارويي بهت دادم
. " اِکسپالين "

00:43:10.464 --> 00:43:12.333
يه جور دارويِ ضد روان پريشيِ ؛

00:43:12.333 --> 00:43:15.136
، بخاطرِ آثار جانبيِ زيادي که داره
. استفاده ازش ممنوعه

00:43:15.670 --> 00:43:20.074
، " آثار جانبيِ " اکسپالين

00:43:20.074 --> 00:43:23.411
شاملِ از دست دادن هوشياري و
. حافظه ـس

00:43:23.411 --> 00:43:27.548
. هيچي يادم نمياد

00:43:27.548 --> 00:43:29.951
، درواقع خوابِ هيپنوتيزميِ

00:43:29.951 --> 00:43:32.384
به معني اينه که وقتي شخص
، در حالتِ هيپنوتيزم هست

00:43:32.410 --> 00:43:34.247
. دست به کاراي غيرعادي ـيي ميزنه

00:43:36.090 --> 00:43:40.094
اگرَم کسيُ کُشته باشي ، دليل واقعيِ اينکه
، چرا هيچي يادت نمياد

00:43:40.094 --> 00:43:48.102
. بخاطرِ همين دارويِ "اکسپالين"ـه

00:43:52.773 --> 00:43:56.377
! مثل بچه ي آدم زِر بزن ، کوني

00:43:56.377 --> 00:43:59.981
مخلص کلوم بِنال که تو و اون
او جون"ـه مادر به خطا چه گوهي ميخورديد ؟"

00:44:00.381 --> 00:44:04.385
لي جونگمون " يکي دوبار در هفته "
. براي درمان به کلينيک ميومد

00:44:04.385 --> 00:44:08.256
، توي هرکدوم از جلسه هاي درماني
. بهش " اکسپالين " ميدادم

00:44:08.256 --> 00:44:14.528
، بعدش اونو به يه هيپنوتيزمِ عميق ميبُردم

00:44:14.528 --> 00:44:19.066
بعد تمام اطلاعاتي که " او جوُن " داده بودُ
، توي مغزِش ميکردم

00:44:19.066 --> 00:44:20.935
. همينطورم چندتا عکسُ نشونِش ميدادم

00:44:23.070 --> 00:44:25.206
بعد از اينکه عکسارو ميديدم چي ميشد ؟

00:44:25.873 --> 00:44:33.481
خيابونِ هفتمِ هايوندونگ ، آپارتمانِ
، " شماره ي 35 ، " يو هانا

00:44:37.084 --> 00:44:41.088
. اين زنُ بکُش

00:45:09.383 --> 00:45:20.594
پس . . براي همينه که اون آدمارو کُشتم ؟

00:45:44.752 --> 00:45:49.023
من و دادستان " او " اميدوار بوديم که
، تو اونارو بکُشي

00:46:03.437 --> 00:46:07.174
اما ، ضميرِ ناخودآگاهِت بهت اجازه ي
، کُشتنِ اون آدمارو نميداد

00:46:15.049 --> 00:46:21.589
" براي همينم ، دادستان " او " و رئيس " چا
. خودشون بجاي تو ، اون آدمارو ميکُشتن

00:46:30.398 --> 00:46:32.800
. بعدشَم قتلارو مينداختن گردنِ تو

00:46:34.001 --> 00:46:37.204
، تمام پونزده قربانيِ پرونده ي هايوندونگ و

00:46:37.204 --> 00:46:46.414
، " همينطورم رئيس " لي دوگانگ
. بدستِ اونا کُشته شدن

00:46:47.081 --> 00:46:48.949
. بالاخره اومدي

00:47:18.179 --> 00:47:24.852
. پس . . من اونارو نکُشتم

00:47:27.254 --> 00:47:31.792
من فقط يه بيمار رواني بودم و
. شماها منو بازيچه ي دستِ خودتون کرديد

00:47:46.607 --> 00:47:52.880
چرا ؟ چرا بايد با من اينکارو ميکرديد ؟

00:47:53.948 --> 00:47:56.484
چون تشخيص داده بودن که
، بيمار رواني هستم

00:47:56.484 --> 00:48:01.689
براي همينم اينکارارو باهام کرديد ؟

00:48:04.492 --> 00:48:07.695
. آره ، متاسفم

00:48:13.434 --> 00:48:15.302
متاسفي ؟

00:48:26.380 --> 00:48:35.589
منم خيلي متاسفم . . اما ، هرگز
. نميتونم ببخشمِت

00:48:40.261 --> 00:48:42.129
. خودتُ نگه دار ، پسر -
! وِلم کن -

00:48:43.197 --> 00:48:46.133
! وِلم کن . . وِلم کن

00:48:46.133 --> 00:48:47.468
. از اينجا ببرِش بيرون

00:48:47.468 --> 00:48:49.603
. " جونگمون " -
! وِلم کن -

00:49:01.348 --> 00:49:04.552
، معيارهاي " او جوُن " براي

00:49:04.952 --> 00:49:07.087
انتخابِ قرباني هاش چي بود ؟

00:49:07.488 --> 00:49:10.691
" اونوقت که " او جوُن
، توي دفتر دادستاني کار ميکرد

00:49:11.625 --> 00:49:14.562
خودشُ مسئول پرونده هايِ مجرم هايي
، ميکرد که خانواده دار بودن

00:49:14.562 --> 00:49:19.099
، بعد از اينکه مجرم هارو به زندان ميفرستاد
. اعضاي خانواده ـشونو ميکُشت

00:49:19.099 --> 00:49:21.235
. هدفِش فقط همين بود

00:49:21.235 --> 00:49:22.436
براي چي ؟

00:49:22.436 --> 00:49:24.972
بعد از اينکه هردومون يه جور
، ناراحتيُ تجربه کرده بوديم

00:49:24.972 --> 00:49:28.442
فهميده بوديم که وقتي قاتل ها
، آدماي مهم زندگيشونو از دست ميدادن

00:49:28.442 --> 00:49:32.713
اونوقت بود که اونا هم مثل ما دردِ
. از دست دادن خانواده رو تجربه ميکردن

00:49:32.713 --> 00:49:35.115
فقط اينطور بود که
. اون قاتل ها به مجازاتِ واقعي ميرسيدن

00:49:35.916 --> 00:49:37.251
. خودش اينارو ميگفت

00:49:40.321 --> 00:49:47.261
اولين کسي که کُشت ، زنِ اون کثافتي بود که
. زنَمو کُشته بود

00:49:53.400 --> 00:49:57.004
از اين به بعد ، اون حرومزاده فقط
، زنده ـس و درواقع زندگي نميکنه

00:49:58.072 --> 00:49:59.807
. درست مثل ما

00:50:02.076 --> 00:50:07.014
. يو هانا " ، اون شروعِ داستانِمون بود "

00:50:09.950 --> 00:50:13.287
، او جوُن " هميشه ميگفت که "

00:50:14.355 --> 00:50:17.157
تنها دليلي که داره همچين کاريُ
، ميکنه اينه که

00:50:17.157 --> 00:50:21.028
. ميخواد اشتباهاتِ گذشته ـشُ جبران کنه

00:50:21.028 --> 00:50:25.165
ميگفت ديگه چيزايي مثل داشتن اخلاق کاري و
، قانوني که رو يه تيکه کاغذ نوشته شده

00:50:25.165 --> 00:50:27.968
. همه ـشون براش بي معني و پوچَن

00:50:27.968 --> 00:50:29.970
. . فقط اينطور بود که ميتونست

00:50:29.970 --> 00:50:31.705
، ببينم

00:50:36.644 --> 00:50:41.849
براي چي بايد دخترم "جيون"ـو ميکُشت ؟
براي چي ؟

00:50:42.650 --> 00:50:47.187
لي جونگمون " بخاطرِ نبودِ مدرک "
، آزاد شده بود

00:50:47.855 --> 00:50:52.660
" ما هم بايد کاري ميکرديم که " لي جونگمون
. دوباره پاش به اين قضيه باز بشه

00:50:53.727 --> 00:50:55.863
درغيراينصورت ، ممکن بود
. خودمون گير بيفتيم

00:50:55.863 --> 00:51:04.405
براي چي . . براي چي بايد
جيون"ـه منو ميکُشتيد ؟"

00:51:06.540 --> 00:51:13.213
چونکه تو بدجور مطمئن بودي که
. لي جونگمون " مجرمِ "

00:51:17.885 --> 00:51:21.889
، اونوقت " او جوُن " ميگفت که

00:51:22.690 --> 00:51:26.560
او گوتاک " ، تو خودت همينجوري "
، اين غرورِت کورِت کرده

00:51:26.827 --> 00:51:31.098
فقط کافيه خشمِتُ بيشتر کنيم و وقتي که
. اين دوتا باهم قاطي شدن ، ميشي يه پا هيولا

00:51:32.166 --> 00:51:36.970
. براي همينم دخترت بايد کُشته ميشد

00:52:03.130 --> 00:52:05.666
، فکرميکرد که اگه تو هيولا بشي

00:52:06.066 --> 00:52:09.670
هرکاري ميکني تا "لي جونگمون"ـو
به مجازاتِ کارِش برسوني ؛

00:52:10.070 --> 00:52:13.540
اميدوار بوديم که حتي "لي جونگمون"ـو
. هم برامون بکُشي

00:52:21.014 --> 00:52:25.953
. بدجور تو دامِتون افتاده بودم

00:52:25.953 --> 00:52:31.692
من . . من هميشه مخالفِ
. کُشتنِ دخترت بودم

00:52:31.692 --> 00:52:33.827
اونکار هيچ ربطي به هدفِ اصليمون نداشت ؛

00:52:33.827 --> 00:52:38.232
بهش . . بهش گفتم که از اينکار
. خوشم نمياد و خودمو کِشيدم کنار

00:52:38.232 --> 00:52:44.238
فکرميکردم ميتونم زندگيمو با پشيموني و
. جبران کردنِ اشتباهاتَم بگذرونم

00:52:45.572 --> 00:52:48.375
. اميدوار بودم که بتونم اينکارو بکنم

00:52:49.843 --> 00:52:52.246
. حالا بالاخره همه چيُ خوب فهميدم

00:52:53.847 --> 00:52:57.718
فکرکرده بوديد که اين قضيه
، ديگه براي هميشه تموم شده

00:52:57.718 --> 00:53:02.523
اما ، وقتي که يهويي اونارو آزاد کردم و
، يه سِري اتفاقاي عجيب غريبي افتاد

00:53:04.391 --> 00:53:07.995
اون "او جوُن"ـه بي وجودِ کثافت
. نميتونست بتمرگه سرِ جاش

00:53:07.995 --> 00:53:12.533
سعي کرد کاري کنه که " تسو " و
. اونگچول " ، "جونگمون"ـو بکُشن "

00:53:13.066 --> 00:53:16.670
همه ـش زيرِ سرِ اون "او جوُن"ـه
. مادر به خطايِ حروميِ

00:53:19.072 --> 00:53:20.941
درسته ؟

00:54:14.061 --> 00:54:17.397
، انگار بهت برچسب زدم

00:54:20.734 --> 00:54:24.738
. بهت برچسبِ رواني بودن زدم

00:54:25.939 --> 00:54:29.543
، تمام تنفرَمو ريختم روي سرِ تو

00:54:33.280 --> 00:54:40.487
اونَم درحاليکه بخاطر تصميم گيريِ
. اشتباه خودم بوده که دخترم کُشته شد

00:54:44.091 --> 00:54:49.696
. . برام غيرقابل تحمل بود
. بدجور روي قلبَم سنگيني ميکرد

00:54:54.368 --> 00:54:56.770
، چون درد زيادي کِشيده بودم

00:55:03.043 --> 00:55:06.780
. براي همينم تمام تنفرَمو روي سرِ تو ريختم

00:55:09.449 --> 00:55:12.519
ميدونم نه ميخواي هيچکدومِ حرفايي که
، ميخوام بهت بزنَمو بشنوي

00:55:12.519 --> 00:55:15.188
، و نه حتي آمادگي شنيدنِشُ داري

00:55:18.525 --> 00:55:22.262
. . اما ، بابت تمام کارايي که باهات کردم

00:55:23.997 --> 00:55:28.669
. واقعا متاسفم ؛ خواهش ميکنم منو ببخش

00:55:57.364 --> 00:55:59.366
. هرکاري که عشقتِه بکن

00:56:35.002 --> 00:56:39.539
اين احساساتي که شماها حس ميکنيدُ
. من نميتونم احساس کنم

00:56:42.743 --> 00:56:53.286
همه ـتون ميگفتيد که رواني ها چيزايي که
، آدماي ديگه حس ميکننُ نميتونن حس کنن

00:57:01.294 --> 00:57:05.510
ميگفتي از چيزي که اسمِش
. احساس " هست ، ذره اي بو نبُردم "

00:57:05.536 --> 00:57:08.927
منم خواستم اين احساساتُ بفهمم ؛

00:57:11.705 --> 00:57:14.641
تو اين چند ماهِ گذشته ، تمام سعيَمو
. کردم که اين احساساتُ ازت ياد بگيرم

00:57:17.177 --> 00:57:23.183
حالا چه تنفر بود و چه ناراحتي و
، چه خوشحالي

00:57:26.386 --> 00:57:31.591
درنتيجه ، درک ميکنم که چرا الان
. حس ميکني دربرابرَم متاسفي

00:57:32.526 --> 00:57:34.528
، خوب درکِت ميکنم

00:57:41.868 --> 00:57:44.271
. اما ، اميدوار نباش که بتونم ببخشمِت

00:58:29.116 --> 00:58:30.450
چرا اينطوري اينجا وايسادي ؟

00:58:32.185 --> 00:58:35.522
نميخواي اون حرومزاده ـيُ که
. . دخترتُ کُشته و براي من پاپوش

00:58:35.522 --> 00:58:37.390
درُس کرده رو بگيري ؟ . .

00:59:01.291 --> 00:59:05.295
، " ميگن يه پيرمردي به اسمِ " ژانگژي
. يه روز ، يه خوابي ميبينه

00:59:05.295 --> 00:59:12.769
خواب ميبينه که تبديل به يه پروانه شده و
، تو يه باغي براي خودش ميگشته

00:59:13.036 --> 00:59:18.241
، اما ، وقتي از خواب بيدار ميشه
. ميبينه که هنوزم آدمه

00:59:18.241 --> 00:59:22.112
ميگن اونوقت پيرمرد از خودش
. . ميپرسه که

00:59:22.112 --> 00:59:24.114
، من خواب ديدم که ميخواستم پروانه باشم . .

00:59:24.114 --> 00:59:27.317
يا پروانه آرزوي اينو داشته که
جاي من باشه ؟

00:59:29.052 --> 00:59:32.389
. . اسمِ اين عملياتِمونو ميذاريم
. " روياي پروانه "

00:59:32.389 --> 00:59:34.658
بيخيال بابا . . نميشه مخلص کلومُ بگي ؟

00:59:34.658 --> 00:59:36.660
ميخواي با " او جوُن " چکار کني ؟

00:59:36.660 --> 00:59:40.797
ميخوام اون کثافت از خوابِش بيدار بشه و
. همه چيُ به وضوح ببينه

00:59:41.598 --> 00:59:44.134
بيدار بشه و ببينه که اون يه پروانه ي
، با وقار و نجيب نيست

00:59:44.134 --> 00:59:47.070
. بلکه يه آدمِ زشت و کثيفِه

00:59:48.672 --> 00:59:53.343
. قرارِه که اين حقيقتُ بهش نشون بديم

00:59:55.612 --> 00:59:56.413
روشِ کار چيه ؟

00:59:56.413 --> 01:00:00.016
بيشترين نگرانيِ اون "او جون"ـه حرومي
چيه ؟

01:00:02.953 --> 01:00:04.020
. براش طعمه ميذاريم

01:00:04.020 --> 01:00:06.690
ميخواي اون مرتيکه ي کونيُ
طعمه کني و "او جوُن"ـو بکِشي اينجا ؟

01:00:06.690 --> 01:00:09.626
کيم دونگهو " که تمام حقيقتُ "
، برامون گفته

01:00:09.626 --> 01:00:13.630
با اينوجود ، حاضر ميشه که
طرفِمون پيداش بشه ؟

01:00:13.630 --> 01:00:17.500
فکرميکني اگه از اين روش براي
، آوردنِ " او جون " به اينجا استفاده کني

01:00:17.500 --> 01:00:20.971
اونَم حرفِمونو باور ميکنه و
باهامون همکاري ميکنه ؟

01:00:21.371 --> 01:00:23.773
اون کثافت که خيلي محتاطِ و
. با دقت کار ميکنه

01:00:23.773 --> 01:00:26.309
ميدوني چرا کيک هاي بقيه هميشه
از مال خود آدم بهتر بنظر ميرسن ؟

01:00:26.309 --> 01:00:29.112
. بخاطرِ اينکه مالِ خودت نيستن

01:00:29.112 --> 01:00:30.847
. درمورد اطلاعات هم همينطوره

01:00:30.847 --> 01:00:33.116
اگه اطلاعاتي به گوشَم برسه که
، يکي ديگه بهم گفته باشه

01:00:33.116 --> 01:00:35.919
يه چيزي باشه که يکي ديگه فهميده و
. . اونو به گوشَم رسونده

01:00:35.919 --> 01:00:37.120
. " منم ، بازرس " يو

01:00:37.120 --> 01:00:38.989
اوضاع چطوره ؟

01:00:39.389 --> 01:00:41.791
. من تمام حقيقتُ فهميدم

01:00:41.791 --> 01:00:45.128
فهميدم که دادستان " او " کاراي
. زيادي کرده

01:00:45.128 --> 01:00:48.465
، بگذريم ، بيشتر از اين ديگه نميگم
. بعدا رو در رو صحبت ميکنيم

01:00:48.465 --> 01:00:52.068
اينطوري بجاي اينکه هِي از خودش
، بپرسه که آيا همچين چيزي واقعيت داره يا نه

01:00:52.068 --> 01:00:58.608
ترجيح ميده که خودش شخصا بياد و
. ببينه که همچين چيزي واقعيت داره يا نه

01:01:00.076 --> 01:01:03.280
آدما اينطوريَن ديگه ، نه ؟
. آدمِ ديگه

01:01:03.280 --> 01:01:05.949
فردا ، چهار صبح ، توي لنگرگاهِ
. اينچون " همديگه رو ميبينيم "

01:01:05.949 --> 01:01:09.019
. خيلي خب ، پس قرارِمون شد همين

01:01:13.823 --> 01:01:16.760
گفته بودم که بازرس " يو " سعي ميکنه
. دکتر "کيم"ـو ازمون بدزده

01:01:17.827 --> 01:01:19.963
. ايندفعه خودم ترتيبِ قضيه رو ميدم

01:01:30.106 --> 01:01:34.911
ايندفعه کارِمون خطرناکِه ، نه ؟

01:01:36.112 --> 01:01:39.182
چيه ؟ وحشت کردي ؟

01:01:40.917 --> 01:01:43.453
بخاطرِ اون زنِ ، "پارک سونجونگ"ـه ؟

01:01:44.120 --> 01:01:47.057
ميشه يه کم بهم وقت بدي ؟

01:01:49.192 --> 01:01:53.863
. يه چيزي هست که بايد بهش بگم

01:02:09.346 --> 01:02:10.947
کاراگاه " جونگ " ؟

01:02:17.487 --> 01:02:19.622
ايندفعه براي چه کاري اومديد ؟

01:02:22.425 --> 01:02:24.561
اتفاقي افتاده ؟

01:02:32.302 --> 01:02:34.437
موضوع چيه ، کاراگاه " جونگ " ؟

01:02:35.238 --> 01:02:50.854
سونجونگ " ، " سونجونگ " . . اوني که "
. شوهرتُ کُشته ، من بودم

01:02:51.654 --> 01:02:56.326
. . چي ؟ منظورت چيه

01:02:57.527 --> 01:03:01.664
، " ايم هانچول "
. اونوقت 31 سالِش بود

01:03:01.664 --> 01:03:04.734
. ساعت 8:32 ، 13 ژوئن سالِ 2012

01:03:04.734 --> 01:03:12.342
اونو کُشتم و طوري نشون دادم که
. انگار تصادف بوده

01:03:15.812 --> 01:03:22.485
اول ، با شيشه ي شکسته شده يِ
. ماشين ، شوهرتُ کُشتم

01:03:23.153 --> 01:03:26.489
بعدش طوري همه چيُ درُس کردم که
، انگار تصادف بوده

01:03:26.489 --> 01:03:29.842
اينقدر زدمِش که استخوناش حسابي
. . شکست و بعدش

01:03:29.868 --> 01:03:32.921
از توي ماشين درحال حرکت . .
. پرتِش کردم بيرون

01:03:35.565 --> 01:03:39.302
راننده ي ماشينُ هم کُشتم که بنظر برسه
. تصادف بخاطرِ رانندگي با مَستي بوده

01:03:40.503 --> 01:03:42.906
. . ماشينِ اون آدم هم -
. کافيه -

01:03:45.308 --> 01:03:49.579
، بايد به بدنِ شوهرت صدمه ميزدم تا

01:03:55.185 --> 01:03:58.521
. بنظر برسه که بخاطرِ تصادف مُرده

01:03:58.521 --> 01:04:03.726
. خب . . همين بود ديگه

01:04:11.601 --> 01:04:17.607
. . دليل اينکه چرا دارم اينارو بهت ميگم
. فقط يه دليل داره

01:04:20.009 --> 01:04:25.482
بخاطرِ حرفيِ که قبلا بهم زده بودي ؛

01:04:26.950 --> 01:04:29.619
گفته بودي که هميشه ميخواستي
. قاتلِ شوهرتُ ببيني

01:04:29.619 --> 01:04:33.089
ميخواستي ازش بپرسي که
. براي چي شوهرتُ کُشته

01:04:34.824 --> 01:04:38.161
. . در جوابِ اينَم بايد بگم که

01:04:40.964 --> 01:04:47.103
. . در جوابِ اين سوال
. . جوابِش اينه که

01:04:58.181 --> 01:05:04.988
، شوهرتُ من کُشتم
. بخاطرِ من بود که اون مُرد

01:05:07.790 --> 01:05:19.669
، بخاطر اين بود که نميتونستم فراموشِت کنم
. سونجونگ " ، من بهت علاقمند شده بودم "

01:05:24.340 --> 01:05:27.677
. . بابتِ شوهرت

01:05:32.749 --> 01:05:38.621
. متاسفم . . ببخشيد

01:05:49.966 --> 01:05:52.769
. هرگز ازت انتظار ندارم که منو ببخشي

01:05:54.904 --> 01:06:03.179
. اما . . اما ، متاسفم

01:06:23.600 --> 01:06:29.339
، متاسفم ، با تمام وجودم متاسفم
. ببخشيد

01:07:25.795 --> 01:07:28.464
بريم استخوناي اون حرومزاده رو
. اينقدر بجوييم که جون بده

01:07:50.353 --> 01:07:52.755
. ساعت الان 2:30 ـه

01:07:52.755 --> 01:07:56.626
هنوز 5 ساعت و نيم تا زمانِ ملاقاتِ
. بازرس " يو " وقت داريم

01:07:56.626 --> 01:07:58.895
قبلِش ، بهتره اول يه کم خودمونو
. گرم کنيم

01:07:58.895 --> 01:08:00.630
. چندتا چيز بياريد که باهاش تمرين کنيم

01:08:00.630 --> 01:08:04.634
تسو " ، فکرميکني اون چندتا نکبتِ خِنگ و
اون گروه نيروي ويژه چه غلطي ميخوان بکنن ؟

01:08:04.634 --> 01:08:05.968
همه ـشون ميان ديگه ، آره ؟

01:08:05.968 --> 01:08:08.237
. فکرنکنم همه ـشون بيان

01:08:08.237 --> 01:08:12.375
براي " او جوُن " خوب نيست که
. کيم دونگهو " رو به پليس نشون بده "

01:08:12.375 --> 01:08:18.114
دراينصورت ، اگه فقط رئيس " چا " و
، بيست تا زيردستايِ قبليش باهاش اومدن

01:08:18.114 --> 01:08:20.383
. اول ميريم شرِ اونارو کم ميکنيم

01:08:20.917 --> 01:08:23.852
او جون"ـه کثافت ، حتما زودتر از اينا"
. سرِ قرار مياد

01:08:24.520 --> 01:08:28.257
، جونگمون " ، اگه جاي اون بودي "
کجا قايم ميشدي ؟

01:08:32.128 --> 01:08:34.797
. احتمالا اونجا

01:08:48.010 --> 01:08:50.279
. هيچکس اونجا نيست

01:08:51.881 --> 01:08:54.150
. اول بايد دکتر "کيم"ـو پيدا کنيم

01:08:54.150 --> 01:08:58.020
فقط وقتي که بتونيم اون لعنتيُ گير بياريمِ که
. ميتونيم يه نفس عميق بکِشيم

01:08:58.020 --> 01:08:59.622
گرفتي ؟

01:09:04.961 --> 01:09:06.562
. اونجاس

01:09:11.901 --> 01:09:12.968
کجايي ؟

01:09:12.968 --> 01:09:16.973
همين نزديکي هام ؛ " کيم دونگهو " کجاس ؟

01:09:16.973 --> 01:09:20.042
کنار لنگرِ يه کِشتي به اسمِ "هرمِس"ـه ؛

01:09:20.042 --> 01:09:22.445
. کيم دونگهو " و افرادم اونجان "

01:09:22.445 --> 01:09:24.312
. " اونجا همديگه رو ميبينيم ، بازرس " يو

01:09:25.647 --> 01:09:27.249
. " هرمس "

01:09:34.990 --> 01:09:38.727
بيا اين قضيه رو تموم کنيم
. " سرگروه " او گوتاک

01:09:46.869 --> 01:09:49.138
چرا ميخواي اونارو به اينجا بکِشوني ؟

01:09:49.138 --> 01:09:55.545
اينجا جون ميده براي اينکه
. دونه دونه بزنيم تيکه پاره ـشون کنيم

01:09:55.545 --> 01:09:56.345
. باشه

01:10:01.150 --> 01:10:02.618
! هِي

01:10:05.021 --> 01:10:06.622
شماها همگي منو ميشناسيد ، درسته ؟

01:10:40.523 --> 01:10:45.595
ميشه خودم تنهايي به حسابِ
اين رئيس "چا"ـيِ حرومزاده برسم ؟

01:10:46.128 --> 01:10:47.330
براي چي ؟

01:10:47.330 --> 01:10:50.800
يکم خورده حساب باهم داريم که
. بايد صافِش کنيم

01:10:50.800 --> 01:10:52.802
. موفق باشي

01:10:53.736 --> 01:10:57.073
، وقتي ميبيني شانس بهت رو کرده
. بايد روي هوا بقاپيش

01:11:28.704 --> 01:11:31.908
من و " تسو " به حسابِ اون ماهي
کوچيکه ميرسيم و بعدش چي ميشه ؟

01:11:31.908 --> 01:11:34.977
وقتي که اون پرنده کوچولوهاي حرومي
، ميرن پيِ شکار

01:11:34.977 --> 01:11:38.314
. پرنده ي مادر تک و تنها توي لونه ميمونه

01:11:45.521 --> 01:11:47.123
. اول بايد طعمه رو براش بندازيم

01:11:47.123 --> 01:11:49.792
تا زماني که پرنده ي مادر نتونه
، جلوي خودشُ بگيره که دنبالِ طعمه بيفته

01:11:49.792 --> 01:11:53.262
مجبور ميشه که از لونه بزنه بيرون ، نه ؟

01:11:53.262 --> 01:11:57.400
جامون لو رفته ؛ داريم " کيم دونگهو " رو
. به جاي شماره ي دو منتقل ميکنيم

01:13:09.071 --> 01:13:14.010
بقيه ي زندگيتُ سعي کن که
. اشتباهاتُ جبران کني

01:13:15.211 --> 01:13:17.213
تو ميتوني اينکارو بکني و
. منم ميتونم

01:13:32.294 --> 01:13:36.699
بعضياتون هرگز نميتونيد پاتونو از اينجا
بذاريد بيرون ؛ ميفهميد که منظورَمو ؟

01:13:49.111 --> 01:13:51.647
صورتِت چي شده ، بچه ؟

01:13:51.647 --> 01:13:55.384
. قيافه ي خودتَم همچين تعريفي نداره

01:14:39.695 --> 01:14:42.765
، بالاخره کارِمون به اينجا کِشيد
. " دکتر " کيم

01:14:45.968 --> 01:14:48.904
هميشه يه حسي بهم ميگفت که آخرسر
، هر چي که ميدونيُ براي همه رو ميکني

01:14:50.106 --> 01:14:53.576
. ميدونستم که تو فقط يه پا بُزدلي

01:14:58.114 --> 01:15:02.518
هميشه سعي ميکردم ازت محافظت کنم که
. آخرسر کارِمون به اينجاها نکِشه

01:15:03.052 --> 01:15:04.653
. اما ، انگار فايده نداشت که نداشت

01:15:06.789 --> 01:15:10.926
، " متاسفم ، دکتر " کيم
. تقصيرِ خودمه

01:15:14.663 --> 01:15:19.869
، کُشتنِ آدماي با ارزشِ زندگيِ قاتلا
قانونِ زندگيت اينه ؟

01:15:24.006 --> 01:15:26.942
اين جمله رو تاحالا شنيدي ؟

01:15:27.343 --> 01:15:37.753
گناه کردن کارِ آدماس ، اما ، توجيه کردنِ »
. « گناه ، کارِ شيطاني ـيه

01:15:43.225 --> 01:15:45.761
از تولستوي بود ، نه ؟

01:15:46.962 --> 01:15:49.632
. . تولستوي " اينَم گفته که "

01:15:49.632 --> 01:15:52.101
، همه به فکرِ تغيير دادنِ دنيا هستن »

01:15:52.127 --> 01:15:54.595
اما ، هيچکس به فکرِ
. « تغيير دادنِ خودش نيست

01:15:57.506 --> 01:16:00.976
ميخوام خودمو تغيير بدم تا بعدش بتونم
. دنيارو تغيير بدم

01:16:01.377 --> 01:16:06.182
، چون اونا مرتکب جرم شدن
. بايد همون دردُ تجربه کنن

01:16:07.383 --> 01:16:10.853
اينطوري ديگه قرباني ها و خانواده هاشون
. حس نميکنن در حقِشون نامَردي شده

01:16:12.054 --> 01:16:15.658
نميخواد براي توجيهِ کثافت کاريات ، خودتُ
. پشت اين توهمِ مسخره ـت از قانون مخفي کني

01:16:16.725 --> 01:16:20.062
. درنهايت . . خودتَم فقط يه قاتلي

01:16:20.062 --> 01:16:26.468
حداقل درمورد کسايي که قربانيِ
، اشتباهاتَم شدن و بخاطرِش سختي کِشيدن

01:16:26.468 --> 01:16:29.138
تمام کارام بخاطر اين بوده که
. . سعي کنم حتي

01:16:29.138 --> 01:16:32.074
، يه ذره ـم که شده . .
. . بتونم از بارِ غم و درد و

01:16:32.875 --> 01:16:35.678
. تنفرِشون يه مقداري کم کرده باشم . .

01:16:39.548 --> 01:16:42.484
. براي همينم تمام اون آدمارو کُشتم

01:16:48.624 --> 01:16:52.895
واقعا که جالبِه ؛ نا سلامتي قرارِه
، اين وسط من بيمارِ رواني باشم

01:16:52.895 --> 01:16:55.831
اما ، چرا بنظرم اين خودتي که
يه پا بيمارِ رواني هستي ؟

01:16:55.831 --> 01:16:59.435
. براي اينه که ديوونه ، ديوونه رو ميشناسه

01:17:01.704 --> 01:17:03.305
. اول شرِ خودتُ کم ميکنم

01:17:05.574 --> 01:17:09.979
زنده بودنِ رواني ـيي مثل تو
. هيچ فايده اي به حالِ کسي نداره

01:17:11.580 --> 01:17:15.851
يه روزي ، بالاخره واقعا يکيُ
. ميزني ميکُشي

01:17:19.321 --> 01:17:21.857
. حتي بدونِ کمکِ من ميتوني کارو تموم کني

01:17:39.742 --> 01:17:44.680
چرا ؟ براي چي دخترم "جيون"ـو کُشتي ؟

01:17:45.080 --> 01:17:47.082
چرا ؟ . . براي چي ؟

01:17:47.082 --> 01:17:49.485
! مرتيکه ي مادر به خطا
چرا نيومدي خودمو بکُشي ؟

01:17:49.485 --> 01:17:52.554
آخه چرا جونِ دخترِ بي گناهَمو گرفتي ؟

01:17:52.554 --> 01:17:59.228
چرا ؟ براي چي کُشتيش ؟
مرتيکه ي حرومزاده . . چرا ؟

01:18:14.310 --> 01:18:21.917
او جوُن " ، فکرکردي کدوم خري هستي ؟ "

01:19:44.133 --> 01:19:52.808
آدما هميشه ميخوان کارِ اشتباهِشونو
. توجيه کنن

01:19:53.475 --> 01:20:01.483
خواستي طمعِ خودتُ سير کني و
براي توجيه اسمِشُ گذاشتي عدالت ؛ درسته ؟

01:20:04.820 --> 01:20:09.224
دنيا خودش بعدا معلوم ميکنه که
. روشِ کارَم درست بوده يا نه

01:20:10.025 --> 01:20:11.627
. انگار خوب دل و جرأت داري

01:20:14.563 --> 01:20:18.834
، فکرنکن چون تونستي چندنفرُ خر کني
. ميتوني تمام دنيارو هم خر کني

01:20:20.035 --> 01:20:22.171
، بابت تمام کاراي کثيفي که کردي

01:20:22.171 --> 01:20:24.973
اين دنيا کاري ميکنه که
. تاوانِ تمامِشونو پس بدي

01:20:30.712 --> 01:20:32.581
. دستگيرِش کنيد

01:20:51.800 --> 01:20:53.402
، چون نماينده " نام " مُرده

01:20:53.402 --> 01:20:57.139
بنظر نميرسه که بتونيم به اين راحتي
. از مجازاتِ اين سه نفر کم کنيم

01:20:58.474 --> 01:21:04.746
سرگروه " او " ، بخاطرِ ماجراي
، دوسال گذشته ـت

01:21:04.746 --> 01:21:07.015
فکرنکنم بتوني به اين راحتيا
. از مجازات شدن قِسِر دربري

01:21:11.687 --> 01:21:14.890
بازرس " يو " ، بنظرت
بايد چکار کنيم ؟

01:21:15.691 --> 01:21:23.565
، بعد از اينکه اين پرونده به نتيجه برسه
. بايد فرار کنيد

01:21:24.900 --> 01:21:29.705
بازرس " يو " ، آخرسر ماها
آدميم يا هيولا ؟

01:21:31.840 --> 01:21:35.444
، حتي اگرم براي يه روز باشه
. ميخوايم مثل آدم زندگي کنيم

01:21:35.444 --> 01:21:37.713
. تصميم گرفتيم اينکارو بکنيم

01:21:44.119 --> 01:21:46.522
، اگه مرتکب جرمي شده باشيم
. . مجازاتِمونو قبول ميکنيم و

01:21:46.548 --> 01:21:48.949
بهش فکرميکنيم و . .
. درخواست بخشِش ميکنيم

01:21:49.324 --> 01:21:51.860
اينطوريِ که ميتونيم
. يه زندگيِ تازه رو از سر شروع کنيم

01:21:52.127 --> 01:21:54.129
مگه خوب بودن همينطوريا نيست ؟

01:21:55.597 --> 01:22:00.135
، اگه ما آدماي بدي نباشيم
. بهشت خودش اينو خوب ميفهمه

01:23:00.996 --> 01:23:04.199
پرونده ي " لي جونگمون  دوباره
. مورد بررسي قرار گرفته

01:23:04.199 --> 01:23:08.070
نتايجِ تحقيقاتِ جديد معلوم ميکنه که
. آزاد ميشه يا نه

01:23:12.207 --> 01:23:17.012
همينطورم . . يه چيز ديگه اي هست که
. بايد بهتون بگم

01:23:17.813 --> 01:23:20.324
، " وقتي که داشتيم براي دادگاه " او جوُن

01:23:20.350 --> 01:23:23.043
، کارارو آماده ميکرديم
. يه چيز جديدي فهميديم

01:23:23.552 --> 01:23:28.624
مثل اينکه يه قاتل سرياليِ ديگه اي هم
. تو اين پرونده وجود داره

01:23:40.102 --> 01:23:43.438
. من اين زنُ نکُشتم

01:23:44.239 --> 01:23:46.641
. قاتلُ اشتباه گرفتيد

01:23:47.843 --> 01:23:51.313
. کيم يونگهي " ، 24 ساله "

01:23:51.313 --> 01:23:55.050
چون اون توي " گانگسو " زندگي ميکرده و
، دخترِ قاتل " کيم سانگتِه " بوده

01:23:55.050 --> 01:23:57.319
فکرميکرديم که اونَم بدستِ
. او جوُن " کُشته شده "

01:23:57.319 --> 01:23:59.321
. اما ، اينطور نيست

01:23:59.321 --> 01:24:04.659
، دوسال پيش که " لي جونگمون " دستگير ميشه
. او جوُن " هم ديگه کسيُ نميکُشه "

01:24:04.659 --> 01:24:07.062
. از اين بابت مطمئن هستيم

01:24:07.596 --> 01:24:09.731
يه قاتل سريالي زده وسطِ کارِ
. يه قاتل سرياليِ ديگه

01:24:11.867 --> 01:24:14.803
راهي براي حلِ اين قضيه نيست ، درسته ؟

01:24:14.803 --> 01:24:21.610
. نه ، يه راهي هست

01:24:36.425 --> 01:24:40.829
. سگِ ديوونه دوباره آزاد شد

01:24:55.254 --> 01:25:12.254
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

01:25:12.278 --> 01:25:29.278
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.