﻿WEBVTT

00:00:06.030 --> 00:00:07.670
‫« آنچه در فصل قبل گذشت »

00:00:08.470 --> 00:00:10.740
‫وضعیت ما رو ببین؛
‫همه‌ش این‌جا نشستیم، شراب می‌خوریم

00:00:10.940 --> 00:00:12.170
‫و درمورد کشت و کشتار حرف می‌زنیم.

00:00:12.270 --> 00:00:14.070
‫مدیریت می‌خواد یه تغییری ایجاد کنیم.

00:00:14.180 --> 00:00:15.810
‫می‌خوان مدیر بخشِ تنیس رو عوض کنن.

00:00:15.910 --> 00:00:17.240
‫من 17 ساله این‌جا کار می‌کنم!

00:00:17.340 --> 00:00:19.580
‫همه که مثل تو دیوونه‌ی آدم‌کشی و قتل نیستن!

00:00:19.680 --> 00:00:21.720
‫اتفاقاً این چیزها میلیونی فروش داره.

00:00:21.820 --> 00:00:23.420
‫سلام. من مت‌ام.
‫لوله‌کش!

00:00:23.520 --> 00:00:24.550
‫- حقوق می‌خونم.
‫- واقعاً؟

00:00:24.650 --> 00:00:26.150
‫بهم نمی‌خوره وکیل باشم؟

00:00:26.250 --> 00:00:27.050
‫عجب چیزیه!

00:00:27.150 --> 00:00:28.720
‫وقتی درگیر کارهای طلاق‌ام بودم،

00:00:28.820 --> 00:00:30.120
‫همیشه می‌اومدم این‌جا تکیلا می‌خوردم.

00:00:30.220 --> 00:00:32.060
‫راستش رو بخوای اصلاً نباید با تو می‌اومدم بیرون.

00:00:32.160 --> 00:00:33.460
‫با مت دیشب رفته بودیم یه‌بار،

00:00:33.560 --> 00:00:36.000
‫رفتم نوشیدنی بگیرم و این
‫دختره هم اون‌جا بود،

00:00:36.100 --> 00:00:37.770
‫الانم که افتاده مُرده!

00:00:37.870 --> 00:00:39.270
‫مت همون سلاخِ غربـه!

00:00:39.370 --> 00:00:42.000
‫نظرت چیه باهاش پادکست درست کنیم؟
‫مجبورش می‌کنیم!

00:00:42.100 --> 00:00:43.470
‫یه پیشنهاد برات دارم.

00:00:43.570 --> 00:00:47.210
‫آب خنک خوردن توی زندان،
‫یا پادکست درست کردن! تصمیمت چیه؟

00:00:47.310 --> 00:00:47.910
‫بریم تو کارش.
بیا از اولِ اول شروع کنیم.

00:00:49.440 --> 00:00:51.980
‫از پادکست‌تون خبر دارم!
‫من می‌خوام از نزدیک شاهد تبدیل شدنِ...

00:00:52.080 --> 00:00:55.750
‫«سلاخ غرب» به معروف‌ترین آدم این
‫کره‌ی خاکی باشم.

00:00:55.850 --> 00:00:58.290
‫این ماجرا آخر و عاقبت خوبی براتون نداره...

00:00:59.490 --> 00:01:02.420
‫می‌خواست لوتون بده.
‫زنگ زده بود پلیس.

00:01:02.520 --> 00:01:05.060
‫- چه‌جوریه که هیچ‌وقت دربارۀ بچه حرف نمی‌زنیم؟
‫- من‌که، خیلی هیجان‌زده‌ام.

00:01:07.760 --> 00:01:10.430
‫نظرت چیه اگه پسر شد اسمش رو بذاریم جک؟

00:01:12.030 --> 00:01:13.300
‫این خون کیـه؟

00:01:13.300 --> 00:01:20.300
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:23.280 --> 00:01:25.710
‫هر کاری بگی انجام دادم،

00:01:25.810 --> 00:01:28.080
‫قرص، شربت، جادو جنبل،
‫ هرچی که فکرشو بکنی!

00:01:28.180 --> 00:01:32.250
‫هر ساعت دارم شیر می‌دوشم و بهش می‌دم.
‫مثل ساعت بیگ‌بن از این‌ور به اون‌ور.

00:01:32.350 --> 00:01:33.690
‫اما یه‌ذره هم وزن‌ش زیاد نمی‌شه.

00:01:33.790 --> 00:01:37.460
‫- بیشتر «بیگ بوب» شدی. (سینه‌گنده)
‫- چی؟

00:01:37.560 --> 00:01:39.560
‫تو گفتی «بیگ‌بن»، منم گفتم
‫«بیگ‌بوب» رو بگم.

00:01:39.660 --> 00:01:42.130
‫- اصلاً بامزه نبود.
‫- ببخشید؛ قبل از این‌که بچه به‌دنیا بیاد

00:01:42.230 --> 00:01:44.330
‫خیلی بیشتر توی این موارد هماهنگ بودیم.

00:01:44.430 --> 00:01:45.770
‫والا من‌که اینطوری فکر نمی‌کنم.

00:01:45.870 --> 00:01:48.600
‫خب حالا بگذریم، اگه کاری از دست‌تون برمیاد

00:01:48.700 --> 00:01:50.610
‫یعنی خب، می‌دونید،
‫تا به‌مون کمک کنید...

00:01:50.710 --> 00:01:52.770
‫- واقعاً ممنون می‌شیم. خواهشاً.
‫- خواهشاً.

00:01:52.870 --> 00:01:55.440
‫خب، از روزی که بچه به‌دنیا اومد برام بگید.

00:01:55.540 --> 00:01:58.450
‫بیش‌از حد معمول...استرس‌زا بود؟

00:02:03.423 --> 00:02:05.243
« سه ماه پیش »

00:02:07.120 --> 00:02:08.520
‫این خون کیـه؟

00:02:15.100 --> 00:02:16.030
‫من.

00:02:17.000 --> 00:02:18.200
‫آره، همه‌ش خونِ منه.
‫- خون اونه.
‫- به‌خاطرِ...

00:02:20.970 --> 00:02:21.600
‫بچه.

00:02:22.440 --> 00:02:25.310
‫- بچه‌داره...به‌دنیا میاد.
‫- یا خدا. الان چیکار کنیم؟

00:02:25.410 --> 00:02:26.640
‫حالت خوبه؟

00:02:26.740 --> 00:02:29.040
‫نه. باید باید بریم.
‫چرا داریم تمیزکاری می‌کنیم؟

00:02:29.140 --> 00:02:31.610
‫- باید سریع بریم بیمارستان.
‫- زودباش. باید بریم.

00:02:31.710 --> 00:02:33.350
‫- آروم آروم نفس بکش.
‫- باید همین الان بریم.

00:02:33.450 --> 00:02:34.980
‫اینقدر خون عادیه؟

00:02:35.080 --> 00:02:38.050
‫- آره؛ چیزی نیست.
‫- کاملاً عادیه. همه برید بیرون.

00:02:38.150 --> 00:02:39.490
‫عالی جمع‌ش کردیم. عالی بود.

00:02:39.590 --> 00:02:41.560
‫آره؛ اما فکرکنم بچه واقعاً داره به‌دنیا میاد.

00:02:41.660 --> 00:02:43.760
‫- داره به‌دنیا میاد؟ بچه داره به‌دنیا میاد؟
‫- واقعاً می‌گم.

00:02:43.860 --> 00:02:46.030
‫نفس‌ بکش، باشه؟

00:02:47.660 --> 00:02:49.760
‫خدای من.

00:02:50.230 --> 00:02:51.500
‫- از این سمت!
‫- خدایا!

00:02:52.400 --> 00:02:53.330
‫چی شده؟

00:02:53.430 --> 00:02:54.940
‫داره کار رو جمع می‌کنه.

00:02:55.300 --> 00:02:56.840
‫دارن اوکی‌ش می‌کنن.

00:03:00.240 --> 00:03:03.410
‫هی! صبر کنید. دست‌تون رو بکشید.
‫من روح‌ام خبر نداره.

00:03:03.510 --> 00:03:05.350
‫ناسلامتی الان باید دنبالِ زن‌ام بگردید.

00:03:05.450 --> 00:03:06.850
‫اون خون کیـه؟

00:03:06.950 --> 00:03:08.750
‫- زودباشید.
‫- خدایا. ولم کنید.

00:03:08.850 --> 00:03:11.220
‫- سَرت رو به‌پا.
‫- خواهش می‌کنم. صبر کنید.

00:03:11.320 --> 00:03:12.550
‫یکی به وکیل‌ام زنگ بزنه.

00:03:13.090 --> 00:03:17.260
‫- نه. خیلی عادی بود.
‫- اصلاً استرس نداشتیم.

00:03:17.360 --> 00:03:18.530
‫آره؛ در آرامش کامل پیش رفت.

00:03:18.630 --> 00:03:21.100
‫می‌شه گفت روز واقعاً زیبایی بود.

00:03:21.876 --> 00:03:23.536
« براساس داستانِ واقعی »
« فصل دوم، قسمت اول »

00:03:23.560 --> 00:03:25.730
‫- ممنونم.
‫- خیلی ممنون.

00:03:26.370 --> 00:03:28.940
‫300/400 دلار دیگه هم ریختیم سطل آشغال.

00:03:29.040 --> 00:03:32.270
‫300/400 دلار؟
‫هزینه این مشاوره‌ها اینقدره؟

00:03:32.370 --> 00:03:33.780
‫پشمام؛ شاید باید شغل‌ام رو عوض کنم.

00:03:33.880 --> 00:03:36.480
‫خب، وقت پای سلامتی بچه‌ت وسطه
‫که پول مهم نیست.

00:03:36.580 --> 00:03:37.850
‫- مهمه؟
‫- نه، معلومه که نه.

00:03:37.950 --> 00:03:40.650
‫ولی دکتر گفت جک هیچ مشکلی نداره.

00:03:40.750 --> 00:03:42.880
‫من به هیچ عنوان بی‌خیالِ شیر دادن
‫به بچه نمی‌شم. فهمیدی؟

00:03:42.980 --> 00:03:45.550
‫کسی که نگفت اینکارو بکنی،
‫اما پیشنهاد می‌کنم یه‌کم بهش فکر کنی

00:03:45.650 --> 00:03:47.290
‫و بذاری با اون شیر خشکی که گفتم

00:03:47.390 --> 00:03:50.090
‫- دهنتو ببند. خفه‌شو
‫- بهت کمک کنم.

00:03:50.190 --> 00:03:53.330
‫خدایا. بازم گفتی. بهت گفتم اسمش رو نیار
‫و همون لحظه اسمش رو آوردی!

00:03:53.430 --> 00:03:54.960
‫یه شیرخشک سوئدی هست که دقیقاً

00:03:55.060 --> 00:03:57.530
‫- نقش شیر مادر رو برای بچه ایفا می‌کنه.
‫- جوابم منفیه.

00:03:57.630 --> 00:03:58.830
‫نه. نه. جوابم منفیه.

00:03:58.930 --> 00:04:00.440
‫واقعاً به‌خاطر صلاحِ جک قبول نمی‌کنی

00:04:00.540 --> 00:04:02.470
‫یا مثلاً نمی‌خوای از خودت نا اُمید بشی؟

00:04:03.270 --> 00:04:05.610
‫راستش رو بخوای همین الان می‌تونم
‫به‌جای صبحونه برینم دهنت و بگم نوش جان.

00:04:05.710 --> 00:04:09.310
‫- واقعاً؟ واقعاً می‌خوای برینی توی دهنم؟
‫- در این حد خسته‌ام. خستمـه!

00:04:09.410 --> 00:04:12.250
‫کاملاً طبیعیه. دائم داری
‫از خودت شیر می‌دوشی.

00:04:12.350 --> 00:04:15.520
‫داره می‌میری. آخرین باری که بی‌کار
‫بودی و به‌خودت رسیدی کِی بود؟

00:04:15.620 --> 00:04:17.720
‫یا نمی‌دونم، آخرین باری که
‫رفتی حموم کی بوده؟

00:04:20.490 --> 00:04:22.690
‫خب...صبرکن.

00:04:25.360 --> 00:04:26.960
‫بیا. اینم از حموم.

00:04:27.060 --> 00:04:29.330
‫- حالم به‌هم خورد. باشه.
‫- به‌هرحال. ممنونم.

00:04:41.540 --> 00:04:42.780
‫آروم و نرم.

00:04:42.880 --> 00:04:45.150
‫سرت رو پایین نگه دار.
‫حواست به توپ باشه.

00:04:47.520 --> 00:04:48.780
‫آفرین.

00:04:49.280 --> 00:04:50.080
‫عالیه.

00:04:51.550 --> 00:04:53.150
‫«بک‌هند» رو با دست قوی‌ترـت بزن.

00:04:53.250 --> 00:04:53.990
‫احسنت.
‫عالی.

00:04:55.560 --> 00:04:59.030
‫ضربه خوبی بود! آفرین.

00:04:59.130 --> 00:04:59.890
‫دقیقاً خورد روی خط.

00:04:59.990 --> 00:05:02.430
‫- می‌بینی چه استرسی به آدم می‌ده؟
‫- آره.

00:05:03.260 --> 00:05:04.900
‫- چه حسی داشت؟
‫- عالی.

00:05:05.000 --> 00:05:06.270
‫- عالی؟
‫- آره.
‫شوخی‌ات گرفته؟

00:05:07.470 --> 00:05:08.770
‫خیلی خفن بود. بهتر از این نمی‌شم.

00:05:08.870 --> 00:05:10.910
‫می‌دونی چرا؟ چون داری حسابی
‫تلاش می‌کنی

00:05:11.010 --> 00:05:12.840
‫اما هم‌زمان، به‌خودت فشار نمیاری.
‫و دیگه چی؟

00:05:12.940 --> 00:05:15.680
‫- آرومِ آروم‌ام.
‫-آرومِ آرومی.

00:05:15.780 --> 00:05:17.310
‫برگِ برنده‌ت دقیقاً همینـه.

00:05:17.410 --> 00:05:20.210
‫- تمرین‌تون تموم شد؟
‫- بله. داریم جمع و جور می‌کنیم.

00:05:20.320 --> 00:05:23.350
‫درستِ وقتی که کوکتل‌ها رسید؛ چندتا
‫از دوست‌هامون هم دارن میان.

00:05:23.450 --> 00:05:25.090
‫عالیه.

00:05:25.190 --> 00:05:27.490
‫آره؛ یکی از دوست‌های بابات که

00:05:27.590 --> 00:05:29.320
‫از اعضای هیئت امنای دانشگاهِ استنفورده.

00:05:30.060 --> 00:05:33.260
‫امکانش هست از این به بعد ماشین‌تون رو
‫به‌جای جلوی خونه،

00:05:33.360 --> 00:05:34.560
‫یکم اون‌طرف‌تر پارک کنید؟

00:05:34.660 --> 00:05:37.730
‫یعنی خب...برای راحتی خودتون می‌گم یه‌جورایی.

00:05:38.600 --> 00:05:39.900
‫حتماً.

00:05:40.300 --> 00:05:41.240
‫ممنونم.
‫می‌بینمت رفیق.

00:05:49.940 --> 00:05:51.980
‫چه‌خبر مادرخراب‌ها؟

00:05:52.080 --> 00:05:55.020
‫سلام خوشگل‌ها، «بوبی بـو» برگشته با کلی

00:05:55.120 --> 00:05:57.490
‫آموزش‌های جذاب و داغِ
‫درمورد شیر دوشی و بچه‌داری.

00:05:57.590 --> 00:05:58.850
‫درد داره؟

00:05:58.950 --> 00:06:02.460
‫نه؛ راستش رو بخوای واقعاً خسته‌کننده‌ست.

00:06:02.560 --> 00:06:03.590
‫اما خب می‌دونی،
‫بوبی بو گفت...

00:06:03.690 --> 00:06:06.690
‫اصلاً مدرک‌پدرک داره؟
‫من‌که تا حالا اسم «بوبی بو» رو نشنیدم.

00:06:06.790 --> 00:06:07.900
‫انگار داره عذاب‌ات می‌ده!

00:06:08.000 --> 00:06:10.500
‫بیشتر از یک میلیون دنبال‌کننده داره. پس آره.

00:06:10.600 --> 00:06:13.640
‫عالیه؛ اگه بخوای اینطوری حساب کنی
‫که ما هم یه‌مدت 1 میلیون دنبال‌کننده داشتیم.

00:06:13.740 --> 00:06:15.270
سرم‌مون با دم‌مون بازی می‌کرد.

00:06:15.370 --> 00:06:19.540
‫خیلی‌خب ببین، می‌دونم که پیش خودت
‫فکر می‌کنی یه‌خرده زده به سرم...

00:06:19.640 --> 00:06:20.880
‫من همچین حرفی نزدم.
‫خب، بذار یه قصه کوتاه برات تعریف کنم.

00:06:22.380 --> 00:06:24.510
‫وقتی «توری» بچه بود و
‫همیشه‌ی خدا گریه می‌کرد،

00:06:24.610 --> 00:06:29.220
‫مامان‌مون یه‌دستمال آغشته به مشروب برداشت و
‫گذاشت جلوی دهنش و رفت و بقیه‌ش رو سپرد به خدا.

00:06:29.650 --> 00:06:31.520
‫هربار این قضیه یادم میاد
‫می‌ریزم به‌هم.

00:06:31.620 --> 00:06:34.960
‫اما تو فقط خواهر بزرگ‌ترشی؛
‫مامانش که نیستی. تقصیر تو نبوده.

00:06:35.060 --> 00:06:40.130
‫آره، اما وقتی خودت یه‌ مامان عوضی
‫و خودخواه داشتی، همه‌ش نگرانی که...

00:06:40.830 --> 00:06:43.230
‫نکنه خودت هم به یکی مثل اون تبدیل بشی.

00:06:44.300 --> 00:06:45.330
‫عزیزم...

00:06:45.430 --> 00:06:47.300
‫تو یه مادر فوق‌العاده‌ای، باشه؟

00:06:47.400 --> 00:06:48.640
‫حتی بیشتر از فوق‌العاده.

00:06:48.740 --> 00:06:50.170
‫فقط احساس می‌کنم ما الان توی
‫شرایطی هستیم که

00:06:50.270 --> 00:06:52.740
‫اون شیرخشک سوئدی واقعاً
‫می‌تونه کمک‌مون کنه.

00:06:52.840 --> 00:06:54.240
‫بیا یه‌بار امتحانش کنیم...

00:06:56.240 --> 00:06:57.210
‫واقعاً؟

00:06:58.580 --> 00:07:00.620
‫آره واقعاً.

00:07:00.720 --> 00:07:02.520
‫- می‌دونی دارم به چی فکر می‌کنم؟
‫- چی؟

00:07:02.620 --> 00:07:06.090
‫به این‌که این دوتا رو محکم بکنم توی کونت.

00:07:08.260 --> 00:07:09.760
‫خیلی‌خب...

00:07:09.860 --> 00:07:11.560
‫واقعاً داری خودت رو عذاب می‌دی.

00:07:11.660 --> 00:07:12.630
‫من خوبم.

00:07:12.730 --> 00:07:14.160
‫داری منم عذاب می‌دی.

00:07:14.260 --> 00:07:15.430
‫حتی جک هم...
‫همه‌مون به‌گا رفتیم.

00:07:17.000 --> 00:07:19.030
‫ای وای؛ واقعاً متاسفم.
‫تو داری عذاب می‌کشی؟

00:07:19.130 --> 00:07:21.400
‫می‌خوای یدونه آسپرین بخوری؟ واقعاً متاسفم...

00:07:21.500 --> 00:07:23.100
‫منظورم این نیست که...

00:07:23.200 --> 00:07:25.710
‫نمی‌دونستم اینقدر داری اذیت می‌شی.

00:07:25.810 --> 00:07:28.380
‫واقعاً ببخشید.
‫نکنه دارم مزاحمـت می‌شم؟

00:07:28.480 --> 00:07:29.610
‫شوخی‌ات گرفته؟

00:07:32.050 --> 00:07:34.150
‫به‌نظرت دارم شوخی می‌کنم؟

00:07:34.250 --> 00:07:36.680
‫یا دارم با پول تو اون‌جوری‌ای که همیشه
‫خودت آرزوش رو داشتی

00:07:36.780 --> 00:07:37.620
‫زندگی می‌کنم؟

00:07:39.850 --> 00:07:41.190
‫عزیزم؟

00:07:41.720 --> 00:07:43.120
‫الـو؟

00:07:43.620 --> 00:07:45.790
‫ببخشید.
‫اون پیام داده...

00:07:46.260 --> 00:07:47.060
‫مـت.

00:07:47.430 --> 00:07:48.860
‫یه پیام دیگه از مکزیک.

00:07:48.960 --> 00:07:50.430
‫خب ما خودمون خواستیم

00:07:50.530 --> 00:07:53.030
‫ما رو از خودش بی‌خبر نذاره.
‫جزوی از برنامه‌مون بود.

00:07:53.130 --> 00:07:56.200
‫ما اون رو برای درمان مشکلاتِ
‫روانی خطرناک‌ش فرستادیم مکزیک.

00:07:56.300 --> 00:07:57.670
‫به‌نظرت داره همین کار رو می‌کنه؟

00:07:57.770 --> 00:07:59.470
‫- بده‌ش ببینم.
‫- بیا. خودت ببین.

00:08:00.480 --> 00:08:04.550
‫خدای من. باشه بابا فهمیدیم.
‫عینک آفتابی‌ات خوشگله. احمقِ عقده‌ای.

00:08:04.650 --> 00:08:05.710
‫- واقعاً عقده‌ایه.
‫- الان جِدیه؟

00:08:05.810 --> 00:08:07.380
‫واقعاً بعضی وقت‌ها...

00:08:08.480 --> 00:08:10.220
‫وایسا ببینم. خدای من!

00:08:10.320 --> 00:08:13.620
‫می‌دونم. آخه کی می‌تونه حتی توی یه
‫وان چوبی هم ترسناک و روانی به‌نظر برسه؟

00:08:13.720 --> 00:08:14.660
چوب عادیه یا چوب ساج؟
‫خدای من این یارو...

00:08:16.220 --> 00:08:18.860
‫نه، نه، نه. اون رو نمی‌گم.
‫عینک‌ش رو نگاه کن!

00:08:18.960 --> 00:08:21.330
‫- انعکاس توی عینک‌ش رو ببین.
‫- چی؟

00:08:21.430 --> 00:08:22.600
‫اون توریـه!

00:08:22.700 --> 00:08:24.630
‫نرفته حقوق بخونه.

00:08:24.730 --> 00:08:26.500
‫رفته مکزیک.

00:08:26.600 --> 00:08:28.240
‫اونم با یه قاتل!

00:08:28.340 --> 00:08:30.070
‫و لباسِ شنای من!

00:08:35.780 --> 00:08:36.840
‫گفتم یه‌جای کار می‌لنگه...
‫می‌دونستم هیچوقت از شرش خلاص نمی‌شیم.

00:08:38.380 --> 00:08:40.450
‫فکر می‌کردیم همه‌چی به‌خیر
‫و خوشی تموم شده رفته پی کارش.

00:08:40.550 --> 00:08:42.280
‫- صدات رو بیار پایین...
‫- بیا خونه‌ی ساحلی رو بفروشیم.

00:08:42.380 --> 00:08:44.450
‫پولش رو بدیم مت و بفرستیمش مکزیک.

00:08:44.550 --> 00:08:47.360
‫همه‌مون خیلی عادی زندگی‌مون رو بکنیم
‫انگار که هیچی نشده.

00:08:47.460 --> 00:08:47.990
‫ولی کور خوندیم.

00:08:48.090 --> 00:08:49.660
‫همه‌چی درست می‌شه.

00:08:49.760 --> 00:08:51.030
‫شاید هم فقط دارم چرت و پرت می‌گم

00:08:51.130 --> 00:08:53.060
‫و شاید هم هیچی قرار نیست درست بشه. فهمیدی؟

00:08:53.160 --> 00:08:56.630
‫چون نمی‌تونم بچه‌مون رو سیر کنم،
‫نمی‌تونم جون توری رو نجات بدم و ممکنه بریم زندان.

00:08:56.730 --> 00:08:59.070
‫گوش کن.
‫تا مکزیک با هواپیما چقدر راهه؟ دو ساعت؟

00:08:59.170 --> 00:09:00.940
‫الان حرکت کنم شام پیش توری‌ام.

00:09:01.040 --> 00:09:02.900
‫ما هم باید بیایم مکزیک.
‫من و جک هم باید بیایم.

00:09:03.000 --> 00:09:04.610
‫- نه.
‫- می‌شه به بچه‌ها غذای مکزیکی داد؟

00:09:04.710 --> 00:09:05.840
‫فکر نکنم فکر خوبی باشه.
‫همین الان می‌تونم برم وسایل رو جمع کنم.

00:09:06.980 --> 00:09:08.340
‫به‌نظرت بچه‌ها هم پاسپورت می‌خوان؟

00:09:08.440 --> 00:09:10.450
‫- یه اداره گذرنامه تو «سی‌وی‌اس» هست.
‫- عزیزم؟

00:09:10.550 --> 00:09:11.850
‫عزیزم؛ خواهش می‌کنم یه‌لحظه گوش کن.

00:09:11.950 --> 00:09:13.610
‫سایمون توی زندانه
‫و قراره فعلاً اون‌جا بمونه.

00:09:13.720 --> 00:09:16.480
‫و توری...اونم مثل همیشه دنبال شیطونی کردنه.
‫عادتشه.

00:09:16.580 --> 00:09:18.620
‫خودم می‌رم اون‌جا و باهاش حرف می‌زنم
‫تا سر عقل بیاد.

00:09:18.720 --> 00:09:21.190
‫- اما تو باید یه‌کاری برام انجام بدی.
‫- فکر نمی‌کنم چیز خوبی باشه...

00:09:21.290 --> 00:09:22.960
‫یکم بری بیرون و دوست‌هات رو ببینی.

00:09:23.060 --> 00:09:24.930
‫- وقت ندارم.
‫- داری.

00:09:25.030 --> 00:09:26.860
‫بحثِ سلامتی و این‌ها نیست؛ به‌خاطر اینه که...

00:09:26.960 --> 00:09:28.660
‫کسی شک نکنه.

00:09:28.760 --> 00:09:30.830
‫اگه جوری به‌نظر برسه که
‫انگار داریم خودمون رو قایم می‌کنیم

00:09:30.930 --> 00:09:31.870
‫به‌مون مشکوک می‌شن.

00:09:31.970 --> 00:09:33.970
‫آره؛ راستش باهات موافقم.

00:09:34.600 --> 00:09:37.440
‫باشه. اوکیه. فکر کنم بتونم به
‫دوست‌هام زنگ بزنم برنامه کنیم.

00:09:37.540 --> 00:09:38.510
‫آفرین بهت.

00:09:41.510 --> 00:09:42.480
‫چیـه؟

00:09:42.780 --> 00:09:44.180
‫نظرت چیه دندون‌هات مسواک بزنی؟

00:09:45.110 --> 00:09:46.510
‫خوش نگذرونی‌ها!

00:09:47.350 --> 00:09:48.480
‫مـام زیربغلم هم بزن؛ باشه؟

00:09:57.260 --> 00:10:00.760
‫آره، به طراح داخلی‌مون گفتیم
‫یه گوشه رو به روبی اختصاص بده.

00:10:01.700 --> 00:10:05.430
‫‏یعنی خب، وظیفه خودمون دونستیم که به یاد
‫دوست از دست رفته‌ ایتالیایی‌مون، این کار رو انجام بدیم.

00:10:06.700 --> 00:10:09.140
‫آره؛ واقعاً دلم براش تنگ می‌شه.

00:10:10.840 --> 00:10:12.510
‫اون کاندومـه روی میز؟

00:10:12.610 --> 00:10:15.180
‫آره؛ خواستیم تمام چیزهایی که
‫دوست داشت رو به نمایش بذاریم.

00:10:15.280 --> 00:10:18.110
‫آهان آره، عجب ادای احترام زیبا و تاثیرگذاری.
‫واقعاً می‌گم.

00:10:18.210 --> 00:10:20.420
‫‏اما، راستش، آدم به این فکر می‌افته که

00:10:20.520 --> 00:10:23.920
‫بعد از همچین اتفاق تلخی، هنوزم باید دور هم جمع بشیم

00:10:24.020 --> 00:10:27.260
‫و راجع به قتل و این چیزها صحبت کنیم؟

00:10:30.590 --> 00:10:31.630
‫آره.

00:10:32.360 --> 00:10:34.960
‫به‌نظرتون سایمون با جسدش چیکار کرده؟

00:10:35.060 --> 00:10:36.300
‫چون پلیس‌ها هیچی نگفتن.

00:10:36.400 --> 00:10:38.100
‫احتمالاً هنوز اطلاعات کافی ندارن.

00:10:38.200 --> 00:10:40.100
‫شاید هیچوقت هم چیزی دستگیرشون نشه.

00:10:40.200 --> 00:10:42.740
‫اما خب، پائول بهم گفت که سایمون باهاش تماس گرفته.

00:10:42.840 --> 00:10:45.840
‫- چی؟
‫- آره. منم باورم نشد. با قید وثیقه آزادش کردن.

00:10:47.940 --> 00:10:48.840
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

00:10:49.380 --> 00:10:51.850
‫نوشیدنی خمیرـه تُرشـه.

00:10:51.950 --> 00:10:53.980
‫به شیردهی‌ام...کمک می‌کنه.

00:10:54.080 --> 00:10:55.950
‫داشتی می‌گفتی...
‫فکر می‌کردم وثیقه‌ش رو رد کردن.

00:10:56.050 --> 00:10:57.490
‫وثیقه‌ش رو رد کرده بودن،

00:10:57.590 --> 00:11:00.150
‫اما بعدش کلی پول داد به وکلای جانی دپ

00:11:00.250 --> 00:11:02.090
‫- و اون‌ها هم کارش رو راه انداختن.
‫- پشمام.

00:11:02.190 --> 00:11:04.030
‫- تو که از هیچی خبر نداری ایوا.
‫- خدای من.

00:11:04.130 --> 00:11:07.830
‫حتی بعضی‌ها دارن می‌گن که
‫سایمون سلاخِ غربـه.

00:11:07.930 --> 00:11:10.930
‫- آره بابا...
‫- خب از وقتی که دستگیرش کردن هیچ قتل دیگه‌ای رخ نداده.

00:11:11.030 --> 00:11:14.240
‫یعنی خب کلی خشونت‌خانگی و سرقت خیابونی
‫و هزارتا چیز دیگه اتفاق افتاده،

00:11:14.340 --> 00:11:16.600
‫ولی هیچ خبری از آدم‌کشی و
‫اتفاقات هیجان‌انگیز نبوده.

00:11:16.700 --> 00:11:20.140
‫این چیزها هنوزم برای شما جذابه؟
‫یعنی خب، نمی‌دونم...

00:11:20.240 --> 00:11:21.610
‫شاید برای من یکی دیگه هیجان‌انگیز نیست.

00:11:21.710 --> 00:11:24.810
‫واقعاً؟ خدایا. خودت کسی بودی که
‫باعث شدی به این‌چیزها علاقه‌مند بشم.

00:11:24.810 --> 00:11:26.510
‫آره بابا. واسه خودت یه‌پا قاتل حرفه‌ای بودی.

00:11:26.510 --> 00:11:30.020
‫خب می‌دونین، الان دیگه بچه‌دار شدم
‫و درگیر این...

00:11:30.120 --> 00:11:32.050
‫بخش جدید از زندگی‌ام شدم.

00:11:32.150 --> 00:11:34.160
‫شماها پیج «سریال‌کایلا» روی تیت‌تاک رو دنبال می‌کنین؟

00:11:34.260 --> 00:11:35.920
‫عاشقشم!

00:11:36.020 --> 00:11:38.260
‫«مُردرگرل‌باس» هم پیج خیلی خوبیه.

00:11:38.360 --> 00:11:41.460
‫الان دیگه قاتل‌ها تیک‌تاک دارن؟ چی؟
‫چی شده؟

00:11:41.560 --> 00:11:43.930
‫آره بابا. خیلی خوبه.
‫نیازی نیست یه هفته

00:11:44.030 --> 00:11:45.600
‫صبرکنی تا پادکست جدید منتشر بشه.

00:11:45.700 --> 00:11:46.600
‫- خیلی بهتره.
‫- آره.

00:11:46.700 --> 00:11:48.240
‫یه‌سوالِ همینطوری...

00:11:48.340 --> 00:11:51.040
‫شما تا حالا...مشکل شیردهی نداشتین؟

00:11:51.140 --> 00:11:53.340
‫چون هرکاری می‌کنم
‫سینه‌هام پُر نمی‌شه.

00:11:53.440 --> 00:11:56.410
‫خواهشاً بی‌خیال. من دیگه از بحث
‫بچه‌مچه کشیدم بیرون. ببخشید.

00:11:56.510 --> 00:11:59.450
‫می‌دونید، توی فکر اون قاتله بودم که چندسال پیش

00:11:59.550 --> 00:12:02.020
‫دوست‌دخترش رو توی اسید حل کرد و
‫باهاش کوکتل‌ درست کرد؟

00:12:02.120 --> 00:12:04.950
‫توی ذهنم سایمون رو می‌بینم
‫که داره روبی رو توی اسید حل می‌کنه.

00:12:05.050 --> 00:12:06.920
‫آره...

00:12:10.990 --> 00:12:12.260
‫خیلی‌خب...

00:12:13.130 --> 00:12:15.230
‫- ممنون خوان.
‫- خواهش می‌کنم نیتن.

00:12:15.330 --> 00:12:17.030
‫- می‌بینمت.
‫- مراقبت کن.

00:12:17.470 --> 00:12:19.870
‫سلام. به مرکز سلامتی اومانی داد خوش اومدید.

00:12:19.970 --> 00:12:21.240
‫اولین باره تشریف میارید؟

00:12:21.340 --> 00:12:23.710
‫نه؛ بله.
‫با یکی از دوست‌هام کار دارم.

00:12:23.810 --> 00:12:24.910
‫ما همه این‌جا با هم دوستیم.
‫ماکتل میل دارید؟

00:12:26.140 --> 00:12:27.480
‫با گل‌های بِه خودمون درست شده.

00:12:27.580 --> 00:12:29.980
‫میل ندارم ممنون.
‫اومدم یکی رو ببینم.

00:12:30.080 --> 00:12:31.850
‫- الان چرا کیف‌ام رو گرفتن؟
‫- نگران نباشید.

00:12:31.950 --> 00:12:34.380
‫ماکتل خوش‌آمدگویی میل ندارید؟
‫با گرده‌ی گُل درست شده.

00:12:34.480 --> 00:12:36.350
‫- به‌خدا ماکتل نمی‌خوام.
‫- خیلی‌خب.

00:12:36.450 --> 00:12:39.390
‫نارگیل خام چطور؟ همین امروز صبح چیده شده.

00:12:39.490 --> 00:12:42.720
‫نارگیل خام؟ خب راستش خیلی تشنمه...

00:12:45.290 --> 00:12:46.530
‫تازه بچه‌دار شدیم،

00:12:46.630 --> 00:12:49.460
‫و واقعاً فکر می‌کنم بهتره بهش شیرخشک بدیم،

00:12:49.560 --> 00:12:52.800
‫اما همسرم قبول نمی‌کنه و باید راضی‌ش کنم؛ می‌دونید؟

00:12:52.900 --> 00:12:56.040
‫و راستش رو بخواین مدت‌هاست یه خواب راحت نداشتم.

00:12:56.140 --> 00:12:59.270
‫خب، این آویزون‌های تخت‌خوابی طوری
‫ساخته شدن که وقتی روش می‌خوابی

00:12:59.370 --> 00:13:01.780
‫انگار توی رحم مادرتی.

00:13:01.880 --> 00:13:03.240
‫- واقعاً
‫- امتحان‌ کن.

00:13:09.950 --> 00:13:11.350
‫خیلی...

00:13:12.150 --> 00:13:13.660
‫خوبه.

00:13:13.760 --> 00:13:14.790
‫می‌دونیم.

00:13:15.190 --> 00:13:17.260
‫بلاخره یه‌دلیلی داره که این همه
‫آدم این‌جا جمع شدن...

00:13:17.730 --> 00:13:21.230
‫آدم‌هایی که نیاز دارن درمان بشن.

00:13:35.110 --> 00:13:36.280
‫یا خدا.

00:13:36.380 --> 00:13:38.410
‫داداش، تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

00:13:38.950 --> 00:13:39.680
‫توری کجاست؟

00:13:40.080 --> 00:13:42.580
‫آروم باش. حالش خوبه.

00:13:42.950 --> 00:13:44.290
‫به من نگو آروم باش.
‫واقعاً خسته به‌نظر میای رفیق.

00:13:45.520 --> 00:13:47.090
‫مطمئنی نمی‌خوای یکم استراحت کنی؟

00:13:47.190 --> 00:13:50.360
‫ما یه قراری داشتیم.
‫اونم با کلی خرج از جیب ما.

00:13:50.460 --> 00:13:53.230
‫- درسته.
‫- فرستادیمت بری. کیرم توش.

00:13:53.330 --> 00:13:55.030
‫- کمکم کن بلند شم.
‫- باشه داداش.

00:13:55.130 --> 00:13:56.300
‫خب...

00:13:56.660 --> 00:13:58.930
‫فرستادیمت بری خودت رو درمان کنی،
‫نکنه بیای هتل پنج ستاره!

00:13:59.030 --> 00:14:01.740
‫می‌دونم که واقعاً جای شیکی به‌نظر می‌رسه.

00:14:01.840 --> 00:14:03.470
‫ولی حرفم رو باور کن...

00:14:03.870 --> 00:14:05.670
‫کاری که این‌جا انجام می‌دم...

00:14:06.640 --> 00:14:07.410
‫واقعیه.

00:14:07.510 --> 00:14:09.980
‫آدم‌هایی که وارد زندگی‌ام شدن،

00:14:10.080 --> 00:14:11.610
‫وارد حلقه‌ی امن‌ام شدن...

00:14:13.110 --> 00:14:14.450
‫مثل گذشته نیستم.

00:14:14.820 --> 00:14:16.350
‫تغییر کردم.

00:14:16.780 --> 00:14:18.650
‫و خوشبختانه، توری هم همین‌طور.

00:14:18.750 --> 00:14:21.560
‫آره؛ در اصل نگران اونم.
‫کجاست؟

00:14:22.760 --> 00:14:25.190
‫آره برو بیرون، با دوست‌هات خوش‌گذرونی کن.

00:14:25.290 --> 00:14:27.500
‫عجب ایده خوبی بود.

00:14:27.600 --> 00:14:29.400
‫گوگل، پادکست‌ام رو پخش کن.

00:14:29.500 --> 00:14:32.000
‫و وقتی که دید گلـوش از وسط جر خورده و همراه خون...

00:14:32.100 --> 00:14:33.470
‫چیزهای دیگه‌ای هم داره بیرون میاد...

00:14:33.570 --> 00:14:36.500
‫نه؛ نه. پادکست مامان‌ها رو می‌گم.
‫نه پادکست کشت و کشتار.

00:14:36.600 --> 00:14:38.740
‫ببخشید. بد متوجه شدم.

00:14:49.080 --> 00:14:51.950
‫جک خوبی؟
‫یکم صدام بلند بود. حالت خوبه؟

00:14:52.050 --> 00:14:53.220
‫خدای من، خیلی خب...

00:14:53.220 --> 00:14:55.545
‫خب، من که خوب نیستم.
‫حالا نه اینکه هم پرسیدی‌ها، گاو گنده.

00:14:55.570 --> 00:14:57.160
‫- چی گفتی؟
‫- ناراحت شدی؟

00:14:57.260 --> 00:14:58.660
‫منو توی زمین تنیس خاک کردی.

00:14:58.760 --> 00:15:01.330
‫از حق نگذریم، اونجا شده زمین پیکل‌بال،

00:15:01.429 --> 00:15:04.227
‫سر همین هم تونستیم... اصلا بی‌خیال.

00:15:04.336 --> 00:15:06.330
‫این روزها انقدر شیر می‌دوشی شدی عین گاو.

00:15:06.430 --> 00:15:08.140
‫شیفته‌ی این کار شدی.
‫اصلا هم قشنگ نیست.

00:15:08.240 --> 00:15:09.800
‫می‌دونم قشنگ نیست.
‫من دنبال قشنگی و خوشگلی نیستم.

00:15:09.900 --> 00:15:12.510
‫این کار رو می‌کنی چون واسه
‫اون مرد بیچاره که پاپوش دوختی

00:15:12.610 --> 00:15:15.280
‫- عذاب وجدان نداشته باشی.
‫- چـ... نه.

00:15:15.380 --> 00:15:18.410
‫سایمون همچین هم بی‌گناه نبود، خب؟
‫زد یه سگ بیچاره رو کشت.

00:15:18.510 --> 00:15:21.050
‫اما منو که نکشت.
‫خودت خوب می‌دونی و نمی‌تونی به کسی بگی،

00:15:21.150 --> 00:15:22.820
‫و سر همین قضیه
‫از قتل و کشتار دوری می‌کنی.

00:15:22.920 --> 00:15:24.120
‫الان پات توی یه قتل واقعی باز شده،

00:15:24.220 --> 00:15:25.920
‫و دیگه چندان باحال نیست، درست میگم؟

00:15:26.020 --> 00:15:28.416
‫کاری که باید واسه حفاظت
‫از خانواده‌ام انجام می‌دادم رو انجام دادم.

00:15:28.441 --> 00:15:29.220
‫حالا نتیجه‌‌اش چی شده؟

00:15:29.320 --> 00:15:31.730
‫الان که خواهرت با یه قاتل زنجیره‌ای می‌خوابه؟

00:15:32.930 --> 00:15:34.630
‫گوگل، پادکست مامان‌های منو پخش کن.

00:15:34.730 --> 00:15:36.460
‫پادکست مامان‌ها! الان! حالا! الان!

00:15:36.560 --> 00:15:38.970
‫ببخشید. متوجه نشدم.

00:15:39.070 --> 00:15:41.325
‫بوبی بِو! بوبی بِو!

00:15:41.500 --> 00:15:44.170
‫در حال حاضر ایوا داره
‫شرایط سختی رو پشت‌سر می‌ذاره.

00:15:44.270 --> 00:15:46.310
‫اونوقت خودِ تو سختت نیست؟

00:15:46.410 --> 00:15:48.410
‫- معلومه که منم سختمه.
‫- آره.

00:15:48.847 --> 00:15:51.342
‫از وقتی بچه‌دار شدیم درمونده‌ست،

00:15:51.367 --> 00:15:52.480
‫و حالا هم دل نگرانِ توریـه.
‫توری بچه نیست.

00:15:53.550 --> 00:15:56.081
‫اون عاقل و بالغه
‫و می‌تونه واسه زندگی خودش تصمیم بگیره.

00:15:56.106 --> 00:15:59.136
‫از قدیم وظیفه ایوا بوده
‫که از خواهر کوچولوش مراقبت کنه.

00:15:59.590 --> 00:16:00.620
‫یعنی چی؟

00:16:01.790 --> 00:16:03.220
‫تو قاتل زنجیره‌ای هستی.

00:16:04.922 --> 00:16:08.162
‫نیتن، نیتن، نیتن، نیتن.

00:16:09.960 --> 00:16:11.600
‫من مریض بودم.

00:16:12.570 --> 00:16:13.540
‫بیمار بودم.

00:16:13.870 --> 00:16:15.340
‫ولی دارم خوب میشم.

00:16:15.970 --> 00:16:16.840
‫دلیلشو می‌دونی؟

00:16:17.240 --> 00:16:19.470
‫- دلیلش چیه؟
‫- به خاطر تو، دلیلش تویی.

00:16:20.140 --> 00:16:21.610
‫نه، شوخی نمی‌کنم.

00:16:21.710 --> 00:16:23.140
‫انقدر فداکاری کردی

00:16:23.240 --> 00:16:25.250
‫باعث شد یه فرصت دیگه گیرم بیاد.

00:16:25.810 --> 00:16:29.320
‫از خونه ساحلیت دست کشیدی.
‫آرزوشو داشتی.

00:16:29.850 --> 00:16:31.050
‫اگه ازت به قدر کافی تشکر نکردم...

00:16:31.150 --> 00:16:32.790
‫- این کار رو نکن. دلمو بدست نیار.
‫- بذار...

00:16:32.890 --> 00:16:34.560
‫باشه، دلتو بدست نمیارم.

00:16:34.660 --> 00:16:35.860
‫بهت احترام می‌ذارم.

00:16:36.620 --> 00:16:39.030
‫ولی می‌دونی، بی‌راه نمیگی.
‫از خیلی چیزها دست کشیدم.

00:16:39.130 --> 00:16:41.730
‫و فقط خونه ساحلی نیست.

00:16:41.830 --> 00:16:43.030
‫چیزیـه که نشون میده:

00:16:43.400 --> 00:16:47.440
‫اینکه مرد باشی، خیرت سرت
‫روزی‌رسون باشی، موفق باشی.

00:16:47.540 --> 00:16:50.110
‫آره، خودتو خالی کن.
‫اینجا واسه همینـه.

00:16:50.210 --> 00:16:52.570
‫جای اینکه بنده‌خدایی باشی که...

00:16:53.010 --> 00:16:55.580
‫توی به‌درد نخوری خودش غرق شده.

00:17:01.780 --> 00:17:03.080
‫گندش بزنن.

00:17:03.180 --> 00:17:05.790
‫آم، من باید...
‫باید جواب بدم.

00:17:05.890 --> 00:17:07.360
‫سلام عزیزم.

00:17:07.460 --> 00:17:10.190
‫آم، الـ... الـ....
‫الان نمی‌تونم حرف بزنم.

00:17:10.290 --> 00:17:12.230
‫وسط یه کاری‌ام.
‫چی شده؟

00:17:12.330 --> 00:17:14.460
‫آره، همین الان بهم خبر بده.

00:17:14.560 --> 00:17:17.470
‫آره، آره. الان تو راهم
‫دارم میرم پیش توری.

00:17:18.900 --> 00:17:20.270
‫تو جکوزی‌ای؟

00:17:21.070 --> 00:17:22.970
‫وان درمانی شفابخشه.

00:17:23.070 --> 00:17:24.710
‫به گوشِت چی زدی؟

00:17:24.810 --> 00:17:26.210
‫طب سوزنی شیری.

00:17:26.310 --> 00:17:28.180
‫یه کیتـشو اینترنتی سفارش دادم.

00:17:28.280 --> 00:17:31.010
‫گوش کن، می‌دونستی که
‫سایمون با قید وثیقه اومده بیرون؟

00:17:31.610 --> 00:17:33.450
‫- واقعا؟
‫- مت اونجاست؟

00:17:33.550 --> 00:17:35.120
‫گوشیـو بچرخون.
‫می‌خوام ببینمش.

00:17:35.220 --> 00:17:37.420
‫نیتن، بذار با مت حرف بزنم.

00:17:42.920 --> 00:17:44.290
‫ایوا...

00:17:44.990 --> 00:17:46.630
‫الان دارم به این وضعیت رسیدگی می‌کنم،

00:17:46.730 --> 00:17:48.630
‫و وقتی برگشتم میرم سر وقت سایمون.

00:17:48.730 --> 00:17:51.330
‫- جونم نیتن.
‫- جرئت نداری قطع کنی!

00:17:52.470 --> 00:17:54.300
‫هی،هی، هی. آروم باش پهلوون.

00:17:54.400 --> 00:17:56.940
‫آروم باش، آروم باش،
‫آروم باش، آروم باش. آره.

00:17:57.040 --> 00:18:00.680
‫آره، سریع بخوای بری بیرون ممکنه خطرناک باشه.
‫یهو ممکنه غش کنی.

00:18:03.380 --> 00:18:06.150
‫- ولی باید توری رو پیدا کنم.
‫- پیداش می‌کنی.

00:18:21.960 --> 00:18:23.230
‫توری؟

00:18:25.700 --> 00:18:26.670
‫نیتن.

00:18:27.570 --> 00:18:31.045
‫سلام. اینجا...
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

00:18:31.070 --> 00:18:34.410
‫اومدم تا... ببرمت خونه.

00:18:35.240 --> 00:18:36.610
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

00:18:37.110 --> 00:18:37.980
‫آم...

00:18:38.310 --> 00:18:40.150
‫خب، چیزه... سه‌شنبه‌ست.

00:18:40.250 --> 00:18:43.690
‫دارم ساقه نخود فرنگی‌ها رو هرس می‌کنم.

00:18:44.150 --> 00:18:46.120
‫ساقه نخود فرنگی؟

00:18:47.049 --> 00:18:49.219
‫توری، تو داشتی می‌رفتی دانشکده حقوق.

00:18:49.260 --> 00:18:50.290
‫این از کجا اومد؟

00:18:50.390 --> 00:18:53.900
‫منظورت من و متـه،

00:18:54.000 --> 00:18:55.260
‫یا من و باغچه؟

00:18:55.360 --> 00:18:57.570
‫آره، مت. تابلوئه.

00:18:57.970 --> 00:18:58.930
‫قضیه‌شو می‌دونی؟

00:18:59.030 --> 00:19:00.540
‫آم...

00:19:01.188 --> 00:19:02.988
‫نمی‌دونم.

00:19:03.870 --> 00:19:04.540
‫تو می‌دونی؟
‫آره.

00:19:06.370 --> 00:19:08.510
‫وایسا ببینم.
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

00:19:08.610 --> 00:19:11.880
‫خب، تو فهمیدی
‫که من و مت با هم رابطه داریم، پس...

00:19:11.980 --> 00:19:16.920
‫درسته، و این تنها رازیـه که...
‫در مورد مت وجود داره؟

00:19:17.020 --> 00:19:19.550
‫نمی‌دونم.

00:19:21.590 --> 00:19:22.320
‫چیز دیگه‌ای هست؟

00:19:23.320 --> 00:19:25.590
‫خدا لعنتت کنه،
‫می‌دونی اون قاتلـه یا نه؟

00:19:25.690 --> 00:19:28.060
‫می‌دونستم شما خبر دارید.
‫چطور تونستید از من قایم کنید؟

00:19:28.160 --> 00:19:29.130
‫تو چطور تونستی به از ما قایم کنی؟
‫می‌دونی...

00:19:30.600 --> 00:19:35.370
‫مت... گذشته‌ی پیچیده‌ای داره.

00:19:35.470 --> 00:19:37.440
‫- جدی؟
‫- آره، اما کی گذشته پیچیده‌ای نداره؟ خب؟

00:19:37.540 --> 00:19:41.140
‫و داره رو خودش کار می‌کنه.
‫درباره‌ی تو که اصلا نمی‌تونم چنین حرفیو بزنم.

00:19:41.240 --> 00:19:44.680
‫داری با یه قاتل زنجیره‌ای قرار می‌ذاری
‫که دخترهای مو قهوه‌ای بیست ساله رو می‌کشه.

00:19:44.780 --> 00:19:47.850
‫یه کلام از مادر عروس
‫که قصد داشت از بیماری اون

00:19:47.875 --> 00:19:49.795
‫پادکست درست کنه و به سود برسه.

00:19:49.820 --> 00:19:52.920
‫- اینو هم می‌دونی؟
‫- آره، می‌دونم.

00:19:53.020 --> 00:19:54.160
‫و به نظرم حال‌بهم‌زنه.

00:19:54.260 --> 00:19:56.420
‫اما نمی‌تونی ما رو با اون مقایسه کنی.

00:19:56.520 --> 00:19:58.230
‫درست میگی.
‫کاملا درست میگی.

00:19:58.330 --> 00:20:02.660
‫چون مت به طور مداوم
‫داره واسه تغییر قدم برمی‌داره.

00:20:02.760 --> 00:20:05.600
‫شما دو تا چیکار می‌کنید؟

00:20:05.700 --> 00:20:06.630
‫ببین...

00:20:07.570 --> 00:20:10.870
‫نیتن، شاید تو نیاز داری یکی نجاتت بده.

00:20:12.670 --> 00:20:13.480
‫نه من.

00:20:21.220 --> 00:20:24.420
‫در یک چرخش ناگهانی
‫در پرونده قتل روبی گیل،

00:20:24.520 --> 00:20:27.260
‫امروز سایمون کیل به قید وثیقه آزاد شد.

00:20:27.360 --> 00:20:29.460
‫روبی گیل،
‫که هنوز جنازه‌ی او پیدا نشده است،

00:20:29.560 --> 00:20:31.460
‫سه ماه است که مفقود شده است.

00:20:31.560 --> 00:20:33.660
‫سایمون گیل گزارش مفقودی او را داد،

00:20:33.760 --> 00:20:37.030
‫اما سپس به مظنون اصلی
‫قتل همسر خود تبدیل شد...

00:20:37.130 --> 00:20:39.870
‫آن هم زمانی که یک سرنخ ناشناس
‫سبب شد تا پلیس

00:20:39.970 --> 00:20:41.100
‫خون روبی را پیدا کنند...

00:20:41.870 --> 00:20:51.050
‫عذاب وجدان.
‫عذاب وجدان. عذاب...

00:20:59.990 --> 00:21:01.290
‫اذیت نکن!

00:21:02.960 --> 00:21:05.390
‫یه جایی، فکر نمی‌کنی باید تسلیم بشی؟

00:21:05.490 --> 00:21:07.360
‫من هیچ‌وقت تسلیم نمیشم، خب؟

00:21:07.460 --> 00:21:09.960
‫چون هر قطره‌اش طلای مایع‌ست.

00:21:11.930 --> 00:21:12.830
‫بوبی بِو؟

00:21:13.400 --> 00:21:14.600
‫جالبه.

00:21:14.700 --> 00:21:17.500
‫میگی که می‌خوای بچه‌ات رشد کنه،

00:21:17.525 --> 00:21:20.555
‫و با این‌‌حال هنوز گلوتن رو کنار نذاشتی.

00:21:20.580 --> 00:21:22.340
‫- خب...
‫- واقعا فکر می‌کنی از گلوتنـه

00:21:22.440 --> 00:21:26.657
‫و از عذاب‌وجدان کمرشکنی که واسه
‫یه مرد بی‌گناه به جرم قتل من پاپوش دوخته نیست؟

00:21:26.682 --> 00:21:29.020
‫ممکنه از شیره‌ی ذرت باشه.
‫ببین چی تو بدنش می‌ریزه.

00:21:29.120 --> 00:21:31.390
‫- حال‌بهم‌زنه.
‫- اون همیشه حال‌بهم‌زن بوده.

00:21:31.490 --> 00:21:32.990
‫دریغ از ذره‌ای از احترام.

00:21:34.320 --> 00:21:36.120
‫دلم می‌خواد جیغ‌های بدوی‌تون رو بشنوم.

00:21:41.400 --> 00:21:43.930
‫می‌بینید؟
‫مسئله توازنـه...

00:21:44.030 --> 00:21:47.570
‫بین مردونگی و زنانگی الهی.

00:21:47.670 --> 00:21:49.340
‫و می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم.

00:21:49.440 --> 00:21:53.643
‫دیگه نباید در مورد این‌جور چیزها حرف بزنیم.
‫درست میگم؟

00:21:53.815 --> 00:21:55.315
‫درسته.

00:21:55.340 --> 00:21:56.710
‫ولی می‌دونید چیه؟

00:21:58.310 --> 00:21:59.180
‫درسته.

00:22:00.496 --> 00:22:03.296
‫و دلم نمی‌خواد کسی «پلیس ووک» خبر کنه.

00:22:04.550 --> 00:22:06.760
‫یا بازم میگم، پلیس واقعی.

00:22:09.042 --> 00:22:10.442
‫تو رو میگم، برایس.

00:22:12.235 --> 00:22:13.505
‫با خودِ توام.

00:22:13.530 --> 00:22:18.300
‫می‌دونید، وقتی توازن میانِ
‫انرژی مردونگی و زنونگی نباشه،

00:22:18.400 --> 00:22:19.700
‫هیچی سر جای خودش نیست.

00:22:20.270 --> 00:22:21.170
‫هیچی.

00:22:22.294 --> 00:22:25.534
‫و برای عده‌ای،
‫این مشکل می‌تونه خیلی غالب باشه.

00:22:25.559 --> 00:22:27.910
‫عزت نفس، برتری،

00:22:28.010 --> 00:22:29.880
‫کاریزمای جنسی.

00:22:30.515 --> 00:22:31.385
‫و برای بقیه...

00:22:31.410 --> 00:22:33.620
‫کافی نیست.

00:22:39.169 --> 00:22:43.769
‫دوست دارم همه‌تون رو دعوت کنم
‫تا نگاهی به درون خودتون بندازید

00:22:44.135 --> 00:22:46.605
‫و از خودتون بپرسید...

00:22:46.630 --> 00:22:51.270
‫الان وقت اون رسیده
‫تا هیولای درونی خودتون رو آزاد کنید؟

00:22:54.491 --> 00:22:55.775
‫گلوتن و شیره ذرته.

00:22:55.800 --> 00:22:57.470
‫می‌دونم. ولی به نظر من
‫به خاطر عذاب وجدانـه.

00:22:57.570 --> 00:22:59.310
‫آت و آشغال می‌خوره.
‫به خودش احترام نمی‌ذاره.

00:22:59.410 --> 00:23:00.680
‫مثل گاو غذا می‌خوره.

00:23:00.780 --> 00:23:02.610
‫میشه روی نقص‌های من توافق کنیم،

00:23:02.717 --> 00:23:04.617
‫اونوقت دست از سر من بردارید؟
‫خیلی عالی میشه.

00:23:04.748 --> 00:23:07.531
‫ببین، تو به خاطر قتل من
‫واسه شوهرم پاپوش دوختی،

00:23:07.556 --> 00:23:09.456
‫پس فکر نکنم به این زودی‌ها
‫از این خبرا باشه.

00:23:09.481 --> 00:23:13.081
‫خدای من. باید بخوابم.
‫لطفا از سرم برید بیرون.

00:23:17.990 --> 00:23:21.460
‫صدپاهای زیادی می‌بینم
‫که توی پیله‌ی خودشون گیر افتادن.

00:23:21.560 --> 00:23:25.130
‫امشب، شما پروانه میشید.

00:23:32.310 --> 00:23:33.310
‫خیلی‌خب، نیتن.

00:23:33.780 --> 00:23:37.150
‫امشب، قراره از نو زاده بشی.

00:23:38.608 --> 00:23:41.554
‫روی قهوه اول صبح پافشاری داری،
‫با اینکه عوارض محرکه‌ای داره.

00:23:41.579 --> 00:23:43.601
‫یه لیوان بیشتر نیست.
‫مگه هیولایی؟

00:23:43.626 --> 00:23:45.810
‫قهوه خوردنـت ربطی به بیدار موندنت نداره.

00:23:45.835 --> 00:23:49.137
‫تابلوئه که باید یه چیزی رو از سینه‌ات خالی کنی
‫که البته شیرت نیست.

00:23:49.890 --> 00:23:51.390
‫ببین، باید حلالیت بطلبی.

00:23:53.160 --> 00:23:54.000
‫از خدا؟

00:23:55.426 --> 00:23:56.513
‫از سایمون.

00:23:57.805 --> 00:23:58.605
‫نشونـشون بده.

00:23:58.630 --> 00:24:01.640
‫مردان مبارز، با دستور من.

00:24:02.611 --> 00:24:05.151
‫حمله!

00:24:19.490 --> 00:24:22.620
‫آره مادرجنده!

00:24:37.740 --> 00:24:40.240
‫- می‌تونم یه چیزیـو اعتراف کنم؟
‫- حتما.

00:24:40.340 --> 00:24:41.880
‫دلم نمی‌خواست بابا بشم.

00:24:44.350 --> 00:24:45.750
‫ترسیده بودم.

00:24:46.510 --> 00:24:48.050
‫فکر می‌کردم من...

00:24:49.120 --> 00:24:52.090
‫نمی‌دونم، اون‌قدری موفق نیستم
‫که از پسش بربیام.

00:24:54.020 --> 00:24:56.620
‫- اما خیلی احمقانه‌ست، نه؟
‫- نه. نه، احمقانه نیست.

00:24:56.730 --> 00:25:01.177
‫ببین، گاهی اوقات باید پا رو فراتر
‫از زندگی بذاری تا دیدگاه جدیدی بدست بیاری.

00:25:01.202 --> 00:25:02.840
‫واسه من خیلی به حق بود که اومدم اینجا.

00:25:02.865 --> 00:25:04.305
‫آره.
‫آره، می‌خوام...

00:25:05.700 --> 00:25:07.440
‫- خوبه.
‫- به عنوان پدر پیش‌قدم بشم،

00:25:07.540 --> 00:25:09.000
‫به عنوان شوهر،

00:25:12.084 --> 00:25:13.444
‫به عنوان یه مرد.

00:25:16.540 --> 00:25:17.810
‫نیتن...

00:25:18.480 --> 00:25:19.880
‫باید بدونی...

00:25:20.800 --> 00:25:22.370
‫من توری رو دوست دارم.

00:25:23.390 --> 00:25:27.990
‫و اگه به صلاح اونـه
‫که بره خونه و درسشو ادامه بده...

00:25:29.595 --> 00:25:32.930
‫من هیچ‌وقت مانعش نمیشم.

00:25:35.516 --> 00:25:36.535
‫ایوا خوشحال میشه.
‫خوبه.

00:25:37.630 --> 00:25:38.870
‫- ممنون.
‫- باشه.

00:25:38.970 --> 00:25:41.940
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.

00:25:44.615 --> 00:25:46.385
‫خیلی خوشحالم اومدم اینجا.

00:25:46.918 --> 00:25:48.788
‫و به پیروی این شب

00:25:49.026 --> 00:25:50.780
‫و صداقتت که با من در میون گذاشتی،

00:25:50.880 --> 00:25:53.050
‫دلم می‌خواد یه چیزی رو باهات درمیون بذارم.

00:25:53.150 --> 00:25:53.980
‫باشه.

00:25:54.720 --> 00:25:56.250
‫من روبی رو نکشتم.

00:25:57.150 --> 00:25:58.120
‫سایمون کشت.

00:26:04.761 --> 00:26:05.861
‫- ایوا.
‫- سلام.

00:26:05.921 --> 00:26:07.874
‫سلام.
‫این افتخار رو نصیب چی هستم؟

00:26:07.899 --> 00:26:10.808
‫باید حرف بزنیم.
‫و موقع حرف زدن باید شیرمو پمپ کنم.

00:26:20.640 --> 00:26:22.840
‫خب؟

00:26:22.940 --> 00:26:24.580
‫از دیدنت غافلگیر شدم.

00:26:25.132 --> 00:26:26.961
‫از دیدن هر آدمی غافلگیر میشم

00:26:27.046 --> 00:26:30.320
‫اونم بعد از عجله‌ی ناعادلانه‌شون برای قضاوت من
‫که سبب شد آلتِ دست مردم بشم.

00:26:31.360 --> 00:26:33.530
‫خب، چی شده، ایوا؟

00:26:34.969 --> 00:26:37.264
‫خب، می‌خواستم...

00:26:37.289 --> 00:26:38.991
‫خواستم حالتو بپرسم،

00:26:39.016 --> 00:26:42.211
‫می‌دونی، بعد از مرگِ... روبی.

00:26:42.312 --> 00:26:43.498
‫منظورت مرگ فرضیه،

00:26:43.523 --> 00:26:45.170
‫چون جنازه‌اش پیدا نشده.

00:26:45.691 --> 00:26:47.291
‫درسته. درسته.

00:26:47.431 --> 00:26:49.301
‫خب، حرفتو باور نمی‌کنم.

00:26:50.349 --> 00:26:53.419
‫به نظرم دلت می‌خواست بیای
‫و منو توی این خفت و خواری ببینی.

00:26:53.480 --> 00:26:57.744
‫نه. نه، سایمون، هیچ‌کس دلش نمی‌خواد
‫تو رو توی این وضع «خوفت» ببینه.

00:26:57.769 --> 00:27:00.040
‫می‌دونی چیه؟ می‌تونی برگردی پیش
‫اون خانم‌های عشق شراب و جرم بهشون بگی

00:27:00.065 --> 00:27:03.689
‫که توی خونه‌ام گیر افتادم
‫و عین آدم‌های طرد شده شدم.

00:27:03.714 --> 00:27:07.009
‫حتی نمی‌تونم برم حموم
‫چون آب پابندمو از کار می‌ندازه.

00:27:07.034 --> 00:27:09.555
‫می‌دونی چقدر حقارت آمیزه؟

00:27:09.580 --> 00:27:11.026
‫خب، من از وقتی بچه‌ام بدنیا اومده،

00:27:11.051 --> 00:27:12.769
‫هر بار که عطسه می‌کنم
‫می‌شاشم تو خودم،

00:27:12.930 --> 00:27:15.000
‫پس یه جورایی، د... درکت می‌کنم.

00:27:15.100 --> 00:27:17.500
‫گوش کن سایمون، تسلیت میگم.

00:27:17.600 --> 00:27:20.370
‫واست خیلی ناراحتم. از ته دلم.

00:27:20.470 --> 00:27:22.270
‫و می‌خواستم بهت بگم...

00:27:22.614 --> 00:27:23.714
‫ببخشید.

00:27:23.738 --> 00:27:25.446
‫[نیتن: سایمون روبی رو کشته.]

00:27:25.470 --> 00:27:27.411
‫رفتم خونه‌ی روبی،

00:27:27.436 --> 00:27:29.596
‫می‌دونی، تا دهنشو ببدم.

00:27:30.085 --> 00:27:32.625
‫منظورت اینه که... بکشیش.

00:27:32.650 --> 00:27:34.492
‫خب، ما رو توی تنگنا گذاشته بود، نیتن.

00:27:34.517 --> 00:27:36.406
‫می‌خواست بره سراغ پلیس.

00:27:36.431 --> 00:27:38.805
‫و تو و ایوا به من پشت کردین،

00:27:38.830 --> 00:27:41.844
‫و وقتی اوضاع از دستم خارج میشه
‫نمی‌تونم خودمو نگه دارم.

00:27:42.204 --> 00:27:45.065
‫وقتی رسیدم خونه‌اش،
‫سایمون اونجا بود و داشت سرش داد می‌زد.

00:27:45.603 --> 00:27:47.603
‫خشم کنترل نشده‌ای بود.

00:27:49.194 --> 00:27:51.560
‫از رو میز یه چیزیو برداشت.
‫فکر کنم نامه‌بازکن بود.

00:27:51.585 --> 00:27:54.570
‫و یه نگاه خاصی توی چشم‌هاش بود... پوچی خالص.

00:27:54.670 --> 00:27:58.040
‫عین یه کوسه.
‫انگار رفته بود.

00:27:58.370 --> 00:28:01.410
‫خیلی زود... روبی هم رفت.

00:28:02.036 --> 00:28:05.380
‫یعنی میگی رفته بودی اونو بکشی،
‫اما اون مُرده بود؟

00:28:05.653 --> 00:28:06.550
‫درسته.
‫عین شاوشنکه.

00:28:08.176 --> 00:28:09.906
‫با این لفظ آشنا نیستم.

00:28:09.931 --> 00:28:11.371
‫ولی زنم آشنا میشه.

00:28:12.399 --> 00:28:13.436
‫[شاوشنک بوده.]
‫آم...

00:28:16.957 --> 00:28:17.757
‫شاوشنک؟

00:28:18.500 --> 00:28:19.570
‫چی گفتی؟

00:28:20.964 --> 00:28:24.931
‫من؟ چیزی نگفتم.
‫چیزی... چیزی نگفتم. فقط...

00:28:24.956 --> 00:28:26.945
‫ببخشید.
‫پیام‌های عجیبی از...

00:28:26.970 --> 00:28:28.400
‫نه، حق نداری...

00:28:28.500 --> 00:28:30.670
‫خدای بزرگ.

00:28:30.770 --> 00:28:33.510
‫سایمون، من باید برم.

00:28:33.535 --> 00:28:35.862
‫خیلی خوش گذشت،
‫ولی من باید برم.

00:28:35.887 --> 00:28:37.815
‫بگیر بتمرگ و داستان منو هم گوش کن.

00:28:37.840 --> 00:28:41.071
‫به خدا قسم قصد نداشتم بهش صدمه بزنم.

00:28:41.096 --> 00:28:42.720
‫قصد نداشتم.
‫عمدی نبود.

00:28:42.972 --> 00:28:45.611
‫فقط جونمو به لبم رسونده بود.

00:28:45.636 --> 00:28:47.836
‫خدای بزرگ! و منم...

00:28:48.320 --> 00:28:49.460
‫کنترل از دستم در رفت.

00:28:54.858 --> 00:28:58.598
‫بدبخت و علیل بود.
‫یه تازه‌کار واقعی.

00:28:58.784 --> 00:29:02.114
‫هیچ نقشه‌ای واسه جنازه نذاشت،
‫نمی‌دونست قدم بعدی چیه.

00:29:02.975 --> 00:29:05.245
‫- فرار کرد؟
‫- پا گذاشت فرار.

00:29:05.270 --> 00:29:08.180
‫باید می‌رفتم یه سمتی،
‫نفسی تازه کنم،

00:29:08.869 --> 00:29:10.899
‫و ببینم باید چیکار کنم.

00:29:11.280 --> 00:29:14.467
‫خیلی تند و تیز کار کردم.
‫وقتی زندگی بهت لیمو میده،

00:29:14.492 --> 00:29:17.522
‫یا توی این مورد،
‫یه زن به دست شریک زندگیش به قتل می‌رسه،

00:29:17.547 --> 00:29:18.747
‫باید نهایت استفاده رو ببری.

00:29:18.772 --> 00:29:20.760
‫قتلو به اسم خودت کردی.

00:29:20.860 --> 00:29:22.490
‫مریض بودم.

00:29:22.590 --> 00:29:23.930
‫دیگه اون آدم سابق نیستم.

00:29:25.237 --> 00:29:29.037
‫خب وقتی که برگشت
‫و جنازه اونجا نبود چه اتفاقی افتاد؟

00:29:37.497 --> 00:29:38.397
‫روبی؟

00:29:40.683 --> 00:29:41.553
‫روبی؟

00:29:47.172 --> 00:29:48.932
‫یعنی چی؟

00:29:50.350 --> 00:29:53.150
‫چطور یه جنازه ناپدید میشه؟
‫کجا میره...؟

00:29:53.250 --> 00:29:56.884
‫یه بُعد دیگه وجود داره،
‫مولتی‌ورسی چیزی،

00:29:56.909 --> 00:29:59.380
‫یا یه نفر بدجوری دنبال اینه که
‫منو تو دردسر بندازه؟

00:29:59.811 --> 00:30:01.373
‫می‌دونی چه حالی داره

00:30:01.398 --> 00:30:05.119
‫نتونی واقعیت از خیال رو تشخیص بدی؟

00:30:05.144 --> 00:30:06.844
‫راستش، می‌دونم.

00:30:08.648 --> 00:30:10.446
‫طلای مایع، مادر جنده.

00:30:16.101 --> 00:30:17.641
‫اداره پلیس.

00:30:17.725 --> 00:30:19.817
‫می‌تونید دوربین رو جلوی صورتتون بگیرید
‫و اسمتون رو بیان کنید؟

00:30:19.842 --> 00:30:20.564
‫سایمون گیل.

00:30:21.043 --> 00:30:22.243
‫چند تا سوال داریم.

00:30:22.644 --> 00:30:24.814
‫آیا دارید قوانین آزادی مشروطتون رو زیر پا می‌ذارید؟

00:30:33.130 --> 00:30:34.935
‫بگیرم واست یا خودت می‌گیری؟

00:30:34.991 --> 00:30:37.161
‫خودم می‌گیرم.
‫تو خسته شدی.

00:30:38.491 --> 00:30:39.431
‫دوست داری؟

00:30:40.035 --> 00:30:42.053
‫این شیر رو دوست داری؟

00:30:42.726 --> 00:30:43.226
‫نوش جونـت.

00:30:43.683 --> 00:30:46.358
‫صبح بخیر.

00:30:49.740 --> 00:30:51.050
‫این واسه چی بود؟

00:30:51.075 --> 00:30:52.925
‫خب هر حرفی که به توری زدی،
‫فکر کنم جواب داده.

00:30:52.950 --> 00:30:57.465
‫داره میاد خونه
‫و گفت خبرهای هیجان انگیزی داره.

00:30:57.490 --> 00:30:59.519
‫فکر کنم می‌خواد برگرده دانشکده حقوق.

00:30:59.544 --> 00:31:00.660
‫صحبت جدی داشتیم، می‌دونی.
‫باهاش روراست بودم.

00:31:02.097 --> 00:31:05.316
‫و چی بگم؟
‫اون... اونم گوش داد.

00:31:05.341 --> 00:31:08.125
‫خداوکیلی تو تربیت‌مون گل نکاشتیم؟

00:31:08.150 --> 00:31:09.580
‫بزن قدش.

00:31:09.605 --> 00:31:11.269
‫- همینو بگو.
‫- دقیقا.

00:31:11.294 --> 00:31:15.589
‫ضمنا، می‌دونم که شاید یه‌کمی

00:31:15.614 --> 00:31:17.920
‫با قضیه‌ی بوبی بِو دیوونه‌بازی آوردم،

00:31:18.309 --> 00:31:19.245
‫ولی باید بهت بگم،

00:31:19.270 --> 00:31:22.540
‫بعد از یه شب خواب حسابی،
‫اونم بعد صد سال،

00:31:22.640 --> 00:31:25.205
‫و یه دوش جانانه،

00:31:25.230 --> 00:31:29.433
‫می‌تونم با خیال راحت بگم
‫کون‌لقِ کسشرهای مامان عالی بودن.

00:31:29.458 --> 00:31:33.746
‫آره، می‌دونی چیه؟
‫خسته شدم انقدر تلاش کردم خودمو به همه ثابت کنم.

00:31:33.771 --> 00:31:35.652
‫بوسیدم گذاشتم کنار.
‫چون می‌دونی چیه؟

00:31:35.677 --> 00:31:39.808
‫بعضی‌وقت‌ها، یه‌کم شراب سفید
‫همون طلای مایع‌ست.

00:31:39.833 --> 00:31:43.011
‫نظرت چیه، عزیزم؟ می‌خوری؟

00:31:44.051 --> 00:31:45.005
‫اومدی!

00:31:45.037 --> 00:31:47.143
‫هیچی نشده دارید جشن می‌گیرید.

00:31:47.168 --> 00:31:50.199
‫خب، آره.
‫ولی دقیقا چی رو جشن می‌گیریم؟

00:31:50.224 --> 00:31:51.410
‫خبر ما دیگه، خنگول.

00:31:51.510 --> 00:31:52.974
‫نامزد کردیم.

00:31:54.666 --> 00:31:55.936
‫ایوا.

00:31:57.826 --> 00:32:04.826
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.