﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:07.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:09.920 --> 00:00:11.120
‫ببین، لیوی...
‫جلو نیا. جلو نیا. جلو نیا.

00:00:12.320 --> 00:00:13.390
‫- آروم باش
‫- باشه

00:00:13.490 --> 00:00:15.060
‫- لیوی، آروم باش
‫- به این اسم صدام نزن

00:00:15.160 --> 00:00:17.800
‫حتی وقتی عاشقت بودم هم
‫بدم می‌اومد بهم بگی لیوی

00:00:17.900 --> 00:00:20.370
‫حتی تو بدترین دورانم هم
‫عاشق این بودی بهت بگم لیوی

00:00:20.470 --> 00:00:24.140
‫- می‌خوای با یه اسم کوفتی گمراهم کنی؟
‫- نه، فقط دارم یادت میارم که...

00:00:24.240 --> 00:00:27.370
‫هی، شاید بهتره با زن دیوونه‌ای که
‫تفنگ دستشـه، بحث نکنی

00:00:27.470 --> 00:00:30.440
‫- به یه زن نگو دیوونه
‫- حتی وقتی که تفنگ گرفته سمت‌مون؟

00:00:30.540 --> 00:00:32.740
دیوونه‌ی این جمع من نیستم، خب؟

00:00:32.840 --> 00:00:36.280
‫این یه واکنش کاملاً منطقی به کاریـه که
‫این هیولا کرده

00:00:36.305 --> 00:00:37.395
‫واسه تو منطقیـه
‫کاملاً موافقیم

00:00:38.750 --> 00:00:41.120
‫- تو اصلاً دیوونه نیستی
‫- لازم نکرده خَرَم کنی

00:00:41.220 --> 00:00:42.760
‫- هرچی بگم همینـه
‫- فقط خفه‌شو

00:00:42.760 --> 00:00:44.420
‫دنبال چی هستی، اولیویا؟

00:00:44.520 --> 00:00:46.620
‫همون چیزی که چندین ساله بودم

00:00:46.720 --> 00:00:49.130
‫که نذارم به افراد بیشتری
‫آسیب بزنی

00:00:49.230 --> 00:00:53.430
‫اما نه، هردفعه که میرم پیش پلیس،
‫می‌فرستنم پی کارم

00:00:53.530 --> 00:00:55.270
‫ظاهراً زن‌های زیادی بهشون میگن که

00:00:55.370 --> 00:00:57.470
‫دوست‌پسرهای سابق مزخرف‌شون
‫سلاخ غربن

00:00:57.570 --> 00:00:59.970
‫خدایا! پس واسه همین
‫ادای پلیس‌ها رو در می‌آوردی

00:01:00.070 --> 00:01:03.570
‫نه دیوونه نیستی، نه فقط...
‫دارم تیکه‌های پازل رو کنار هم می‌چینم

00:01:03.570 --> 00:01:06.240
‫- آره، واسه همین بود
‫- یعنی همینطوری می‌رفتی سرِ صحنه‌های جرم؟

00:01:06.240 --> 00:01:08.710
‫- هیشکی ازت سوال نمی‌کرد؟
‫- باورت نمیشه با یه ژاکت آبی و

00:01:08.710 --> 00:01:11.300
‫یه ذره حق به جانب بودن،
‫چه کارها می‌تونی بکنی

00:01:11.300 --> 00:01:13.320
‫با این‌حال، هیشکی نمی‌خواست باور کنه که

00:01:13.320 --> 00:01:15.250
‫این یارو یه قاتل عوضیـه

00:01:15.250 --> 00:01:17.820
‫من حرفت رو باور می‌کنم اما
‫از وقتی که با هم بودیم

00:01:17.820 --> 00:01:20.060
‫مت‌ کارهای درمانی خیلی خوبی کرده

00:01:20.160 --> 00:01:22.930
‫درمانی؟

00:01:23.030 --> 00:01:24.660
‫وای! بزرگ شو دختر!

00:01:24.760 --> 00:01:27.430
‫چه داستان غم‌انگیزی برات تعریف کرده،‌ هان؟

00:01:27.530 --> 00:01:30.030
‫جای سیگارهای عموش روی بدنش یا
‫نامادری ظالم مُرده‌ش؟

00:01:30.130 --> 00:01:32.970
‫- خب دیگه، اولیویا
‫- نامادری ظالم مُرده‌ش رو گفته دیگه؟

00:01:33.070 --> 00:01:36.070
‫از داداش کوچیکش محافظت می‌کرده،
‫قطعاً همین رو بهت گفته چون

00:01:36.170 --> 00:01:39.640
‫- به‌طرز بدبختانه‌ای به خواهرت وابسته‌ای
‫- «به‌طرز بدبختانه‌ای وابسته‌‌ام»؟

00:01:39.740 --> 00:01:42.710
‫- تو این رو بهش گفتی؟
‫- این کلمه‌ها رو که نگفتم،

00:01:42.810 --> 00:01:44.080
‫با این ترتیب

00:01:44.180 --> 00:01:45.650
‫پس اون سفر شکاری

00:01:46.050 --> 00:01:47.320
‫با عمو استن...

00:01:47.320 --> 00:01:49.260
‫کسشر خالص بوده.
‫از خودش درآورده.

00:01:49.260 --> 00:01:52.080
‫شاید راه‌حل این باشه که توی
سگ‌صفت رو با یه تیر خلاص کنم

00:01:52.080 --> 00:01:54.180
‫خوب بهش فکر کن.
‫پس اولی چی میشه؟

00:01:54.180 --> 00:01:55.860
‫چی میشه؟
‫اون پیش مامان‌ و بابامـه

00:01:55.860 --> 00:01:58.360
‫مشکلی نداری که دیگه هیچوقت
‫باباش رو نبینه؟

00:01:58.360 --> 00:02:00.060
‫شاید اگه بدون بابا باشه...

00:02:00.060 --> 00:02:01.560
‫هی، هی!
‫چی‌کار دارین می‌کنین؟

00:02:01.560 --> 00:02:03.300
‫ببخشید، هنوز هم با ما کار دارین؟

00:02:03.300 --> 00:02:04.940
‫گفتیم یکم تنهاتون بذاریم

00:02:04.940 --> 00:02:07.300
‫چطوره بذاریم زن‌ها برن؟
‫بذاریم زن‌ها برن

00:02:07.300 --> 00:02:10.880
‫- اونا ربطی به این ماجرا ندارن
‫- این مردونگی‌های الکیت رو بذار برا خودت

00:02:10.880 --> 00:02:13.620
‫- باشه؟ ایوا همه‌چی رو درموردت بهم گفته
‫- یعنی چی؟

00:02:13.620 --> 00:02:16.380
‫- چی بهش گفتی؟
‫- هیچی نگفتم. طرف پاک دیوونه‌ست

00:02:16.380 --> 00:02:17.720
‫- حالا دیوونه شد؟
‫- دیوونه‌ست خب

00:02:17.820 --> 00:02:19.580
‫کارش همینـه.
‫خب؟

00:02:19.580 --> 00:02:21.720
‫آدم‌ها رو فریب میده.
‫وارد ذهن‌تون میشه و

00:02:21.730 --> 00:02:23.190
‫بین‌تون... اختلاف می‌اندازه

00:02:23.190 --> 00:02:25.060
‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه

00:02:25.160 --> 00:02:29.190
‫شاید بهت بگه که عاشقتـه اما
‫این آدم توانایی عشق‌ورزی نداره

00:02:29.290 --> 00:02:31.930
‫- اینطوری درموردش حرف نزن
‫- توری،‌ تو دخالت نکن لطفاً!

00:02:32.030 --> 00:02:35.500
‫راست میگم، هیچوقت عاشقتم نبودی و
‫هیچوقت از کارم حمایت نکردی!

00:02:35.500 --> 00:02:37.870
‫دست بردار.
‫چی رو میگی؟ کلاه‌برداری‌ کارهای‌ بانکیت؟

00:02:37.870 --> 00:02:41.170
‫در دفاع از خودم بگم که اونقدر باهوش نبودی
‫که بتونی از پسش بربیای، پس...

00:02:41.170 --> 00:02:42.310
‫جداً؟

00:02:42.410 --> 00:02:44.340
‫پس چطوری راضیت کردم
‫اون پلیسه رو بکشی؟

00:02:44.340 --> 00:02:45.680
‫مت، چی رو داره میگه؟

00:02:45.680 --> 00:02:47.550
‫تو من رو راضی نکردی کسی رو بکشم

00:02:47.650 --> 00:02:49.710
‫همش اراده‌ی خودم بود

00:02:49.810 --> 00:02:52.180
‫وای عزیزم، خودم می‌خواستم
‫اینطوری فکر کنی

00:02:52.280 --> 00:02:53.890
‫تو مامور پلیس کشتی؟
‫کِی؟

00:02:53.990 --> 00:02:56.490
‫نیاز داشتم که اون بمیره،
‫پس شاید ازت واسه تنها کاری که

00:02:56.590 --> 00:02:58.720
‫توش مهارت داری، استفاده کرده باشم

00:02:58.990 --> 00:03:00.990
‫- تو از من استفاده کردی؟
‫- وای، خدا

00:03:00.990 --> 00:03:02.160
‫آخ! خیلی‌خب!

00:03:02.260 --> 00:03:04.330
‫خیلی‌خب،‌ ببین لیو...

00:03:04.430 --> 00:03:07.270
‫اولیویا، بیخیال.
‫این کارها دیگه چیـه؟

00:03:07.900 --> 00:03:09.470
‫ما قبلاً‌ عاشق همدیگه بودیم

00:03:09.570 --> 00:03:11.600
‫جفت‌مون می‌دونیم که دروغـه

00:03:20.210 --> 00:03:21.350
‫من چی‌کار کردم؟

00:03:21.710 --> 00:03:24.680
‫وای نه، نه.
‫من چی‌کار کردم؟

00:03:24.780 --> 00:03:27.220
‫- اشکالی نداره
‫- جون‌مون رو نجات دادی

00:03:27.320 --> 00:03:28.890
‫- مجبوری شدی
‫- ما رو نجات دادی

00:03:28.990 --> 00:03:31.290
‫- نه،‌ نه، من...
‫- نه، اشکالی نداره...

00:03:31.390 --> 00:03:35.980
‫- مجبور شدی
‫- جون‌مون رو نجات دادی... وای خدا!

00:03:37.700 --> 00:03:40.060
‫تو الان مادر بچه‌م رو کشتی

00:03:42.270 --> 00:03:43.570
‫وای خدا

00:03:53.540 --> 00:03:55.710
‫خیلی‌خب.
‫آروم باش رفیق.

00:03:56.450 --> 00:03:59.520
‫آروم باش.
‫خونسردیت رو حفظ کن.

00:04:20.310 --> 00:04:24.410
‫دوستان، شاگردان، عشاق...

00:04:24.740 --> 00:04:27.280
‫واقعاً باعث افتخاره که

00:04:27.380 --> 00:04:30.480
‫این مراسم مقدس رو برگزار می‌کنم

00:04:31.320 --> 00:04:35.880
‫برای شروع کار،
‫فقط یه شماره کارت اعتباری معتبر لازم دارم

00:04:35.964 --> 00:04:38.310
« بر اساس داستان واقعی »

00:04:38.334 --> 00:04:43.334
‫ترجمه از: محمدعلی sm و امیر ستارزاده

00:04:49.070 --> 00:04:50.130
‫من...

00:04:51.400 --> 00:04:52.700
‫چیزی نیست توری

00:04:52.800 --> 00:04:56.040
‫ما... یه کاریش می‌کنیم

00:04:56.980 --> 00:04:58.110
‫چطوری؟
‫اوم...

00:04:59.410 --> 00:05:01.480
‫- ایوا؟
‫- دارم فکر می‌کنم

00:05:01.580 --> 00:05:03.350
‫فقط فکر می‌کنم.
‫فکر می‌کنم ببینم...

00:05:04.650 --> 00:05:06.260
‫- هی بچه‌ها
‫- خودتون رو جمع و جور کنین

00:05:06.260 --> 00:05:08.090
‫بعضی‌هامون بدجوری دستشویی‌لازمیم

00:05:08.090 --> 00:05:11.190
‫- می‌تونین نوبتی پشت آلونک کارتون رو بکنین؟
‫- پشت آلونک؟ باشه

00:05:11.660 --> 00:05:12.790
‫باشه. مهمونی خفنیـه.

00:05:12.890 --> 00:05:14.860
‫- باشه! هورا! خب دیگه
‫- ممنون

00:05:14.860 --> 00:05:17.800
‫گوش کنین، می‌دونم حرفم خیلی ناراحت‌کننده،
‫ترسناک و فجیعـه اما

00:05:17.800 --> 00:05:19.460
‫یه جنازه‌ی کوفتی رو دست‌مون داریم...

00:05:19.460 --> 00:05:21.300
‫اسمش اولیویاست

00:05:21.400 --> 00:05:22.670
‫باشه

00:05:22.770 --> 00:05:25.140
‫الان یه جنازه از اولیویا کف خونه‌مونـه

00:05:25.240 --> 00:05:28.170
‫و یه مشت مهمون تخمی هم بیرونن و
‫آماده جشن گرفتنن

00:05:28.270 --> 00:05:29.770
‫باید یه کاری بکنیم

00:05:29.870 --> 00:05:32.510
‫باشه،‌ آره...
‫بهشون میگم عروسی کنسلـه.

00:05:32.610 --> 00:05:34.080
‫نه،‌ نمی‌تونی این کار رو بکنی
‫- توری!
‫- چی؟

00:05:35.333 --> 00:05:37.680
‫من الان یکی رو کشتم.
‫حق امتیاز تاهلم رو می‌خوام تا

00:05:37.780 --> 00:05:40.390
‫مت مجبور نشه علیهم شهادت بده

00:05:40.490 --> 00:05:41.750
‫- چی...
‫- و...

00:05:41.850 --> 00:05:43.450
‫مگه این که بخوای بری زندان،

00:05:43.550 --> 00:05:45.190
‫تو هم بهش نیاز داری

00:05:46.060 --> 00:05:47.586
‫راست میگه

00:05:48.260 --> 00:05:49.760
‫راست میگه

00:05:51.530 --> 00:05:53.230
‫به گمونم باید ازدواج کنیم دیگه

00:05:53.330 --> 00:05:55.770
‫وای خدا

00:05:55.870 --> 00:05:58.840
‫خیلی‌خب، گوش کنین بچه‌ها

00:05:59.740 --> 00:06:03.410
‫تک‌تک‌تون دقیقاً همون گهی که...

00:06:04.580 --> 00:06:06.640
‫از دهنم خارج میشه رو انجام میدین

00:06:06.640 --> 00:06:08.750
‫من یه حواس‌پرتی درست می‌کنم

00:06:11.420 --> 00:06:12.620
‫- هی
‫- توری و مت...

00:06:12.720 --> 00:06:14.490
‫شما از شر مهمون‌ها خلاص بشین

00:06:14.490 --> 00:06:16.390
‫حتماً این رو تو دفترچه خاطراتت بنویس

00:06:16.390 --> 00:06:17.469
‫ممنون

00:06:17.990 --> 00:06:20.330
‫من و نیتن هم راه رو باز می‌کنیم

00:06:20.430 --> 00:06:21.960
‫شوخیت گرفته دیگه لامصب؟

00:06:22.560 --> 00:06:25.960
‫ای خدا! نمی‌شد فقط بگی که
‫لوله‌ی خونه ترکیده؟

00:06:26.060 --> 00:06:28.330
‫اینطوری بهونه‌ی برداشتنِ
پارکت‌هامون هم جور میشه

00:06:28.330 --> 00:06:31.240
‫می‌خوای یه فرش بندازی رو
‫لکه‌های خون و خلاص؟

00:06:32.740 --> 00:06:36.540
‫باید بگم که،
من آدمای زیادی رو به عقد هم در آوردم

00:06:36.960 --> 00:06:38.180
‫همینطور کلی حیوانات

00:06:38.180 --> 00:06:41.910
ولی شما دو نفر لازمه‌های
یه رابطه‌ی پایدار رو دارید

00:06:43.950 --> 00:06:46.280
‫نگه‌داری از بچه‌ رو هم بسپارین به خودم

00:06:46.820 --> 00:06:49.190
‫سلام سرینا، میشه جک رو
‫یه چندساعت دیگه هم نگه داری؟

00:06:49.190 --> 00:06:51.620
‫نمی‌دونی اینجا چه اوضاعیـه.
‫تو واقعاً فرشته‌ی نجاتی.

00:06:51.620 --> 00:06:53.590
‫و می‌مونه جسد

00:06:54.030 --> 00:06:56.430
‫خب مت، اگه فقط یه کار بود که
‫تو از پسش برمی‌اومدی...

00:06:56.530 --> 00:06:58.030
‫فکر نکنم بخوام این کار رو بکنم

00:06:58.130 --> 00:06:59.600
‫اصلاً نمی‌دونم بتونم یا نه

00:06:59.700 --> 00:07:01.970
‫این کار رو می‌کنی،
‫خودم کمکت می‌کنم

00:07:02.070 --> 00:07:05.300
‫آهای، نگاه کن، یه نیروی کمکی داریم که
‫می‌تونه به دفن جسد کمکت کنه

00:07:05.400 --> 00:07:06.970
انگار از آسمون واست کمک رسیده

00:07:13.080 --> 00:07:16.610
‫هی، هی عزیزم،
‫فقط خواستم... یه سری بهت بزنم

00:07:16.710 --> 00:07:18.320
‫حالت چطوره؟

00:07:18.920 --> 00:07:21.601
انگار از خط قرمزی رد شدم که
دیگه راه برگشتی نداره

00:07:21.626 --> 00:07:23.496
‫می‌دونم. اشکالی نداره.
‫یه کاریش می‌کنیم.

00:07:23.550 --> 00:07:26.420
‫حتی تصور این که الان چه حالی داری هم
‫غیرممکنـه. اما بهت قول میدم...

00:07:26.520 --> 00:07:29.690
‫...همه‌چیز درست میشه
‫و ای خدا

00:07:29.790 --> 00:07:32.900
‫لشکر مامان‌های «همسایه»
‫ماشین اولیویا رو دیدن

00:07:33.000 --> 00:07:35.570
‫«...بیرون یه خونه‌ی مزخرف
‫توی مار ویستا»

00:07:40.100 --> 00:07:44.180
‫ما تو یه خونه‌ی مزخرف توی مار ویستاییم.
‫گه توش!

00:07:44.280 --> 00:07:46.510
‫سر جات بمون. همه‌چیز درست میشه.
‫فقط صبر کن.

00:07:49.110 --> 00:07:50.980
‫بذاریمش پشت وانتت؟

00:07:51.080 --> 00:07:53.550
‫نه، با جیپ تو میریم.
‫ماشین چهارچرخ متحرک لازم‌مون میشه.

00:07:53.650 --> 00:07:55.420
‫صبر کنین.
‫وایسین!

00:07:55.520 --> 00:07:58.980
‫بذارینش زمین. بازش کنین.
‫باید یه چیزی ازش بردارم.

00:08:00.890 --> 00:08:02.230
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

00:08:02.330 --> 00:08:04.400
‫می‌دونم که آسیب روانی دیدی و
‫واقعاً درکت می‌کنم

00:08:04.500 --> 00:08:07.000
‫اما باید همین حالا
‫ژاکت این زن مُرده رو بپوشی و

00:08:07.100 --> 00:08:08.830
‫ماشینش رو برگردونی تو خونه‌ش

00:08:08.930 --> 00:08:11.370
‫تا مامان‌های محله زنگ نزنن به پلیس و

00:08:11.470 --> 00:08:12.900
‫همه‌مون راهی زندان نشیم

00:08:36.830 --> 00:08:38.305
‫هی...

00:08:38.330 --> 00:08:41.170
‫هی نیتن، راستش می‌خوام یه چند کلوم حرف بزنم

00:08:42.770 --> 00:08:44.000
‫آره، اشکالی نداره؟

00:08:44.100 --> 00:08:45.940
‫کندن این قبر حالا حالاها تموم نمیشه

00:08:46.040 --> 00:08:48.040
‫فکر کنم بتونیم یه دقیقه استراحت کنیم

00:08:52.880 --> 00:08:55.010
‫- باشه
‫- ممنون

00:08:55.035 --> 00:08:56.330
‫اوم...

00:09:01.850 --> 00:09:05.260
‫راستش تو یه همچین پارکی
‫ازش خواستگاری کردم

00:09:05.360 --> 00:09:06.720
‫عاشق طبیعت بود

00:09:06.820 --> 00:09:10.060
‫می‌گفت... بهش برای فکر کردن فضا میده

00:09:11.630 --> 00:09:14.100
‫به گمونم به‌خاطر آرامش و...

00:09:16.070 --> 00:09:18.170
‫خب، الان دیگه حسابی در آرامشـه

00:09:18.270 --> 00:09:19.640
‫قشنگ بود

00:09:19.740 --> 00:09:21.470
‫راستش هنوز تموم نشده...

00:09:23.070 --> 00:09:24.880
‫شوخیت گرفته دیگه؟

00:09:24.980 --> 00:09:28.150
‫بعد اون همه کسشری که درموردش گفتی؟
‫اون همه چیزهای وحشتناک درموردش گفتی و

00:09:28.250 --> 00:09:30.880
‫حالا می‌خوای...
‫ادای عزادارهای زن‌مُرده رو در بیاری؟

00:09:30.980 --> 00:09:32.450
‫خب عزادار زن‌مُرده هم هستم

00:09:32.550 --> 00:09:33.850
‫- گاییدمت!
‫- گاییدمت!

00:09:34.250 --> 00:09:36.820
‫خیلی‌خب، ببین رفیق،
‫بیا آروم باشیم، خب؟

00:09:36.920 --> 00:09:38.590
‫بیخیال بشیم

00:09:38.690 --> 00:09:40.690
‫نه، من دیگه ازت نمی‌ترسم

00:09:40.790 --> 00:09:42.660
‫چون همه‌ی این کارها یه دروغـه

00:09:42.760 --> 00:09:44.730
‫تموم کارهات دروغـه

00:09:44.830 --> 00:09:46.260
‫- تو گولم زدی
‫- حتماً

00:09:46.360 --> 00:09:49.100
‫ایوا رو گول زدی.
‫توری رو گول زدی.

00:09:49.200 --> 00:09:51.570
‫همه‌ش کسشره.
‫دیگه خسته شدم.

00:09:51.670 --> 00:09:53.740
‫گاییدمت. گاییدمت!

00:09:54.210 --> 00:09:57.110
‫تو خسته‌ای شدی آشغال؟
‫تو خسته‌ای شدی آشغال؟

00:10:01.510 --> 00:10:03.450
‫کیر توش نیتن

00:10:03.850 --> 00:10:05.950
‫بتمرگ همونجا

00:10:06.480 --> 00:10:09.420
‫نمی‌خوام بهت آسیب بزنم.
‫نیتن، دارم بهت هشدار میدم.

00:10:09.767 --> 00:10:11.313
‫نیتن!

00:10:12.790 --> 00:10:15.180
‫فکر می‌کنی می‌خواستم همچین کاری بکنم؟

00:10:15.180 --> 00:10:17.560
‫این چه کسشریه که میگی؟

00:10:18.560 --> 00:10:20.600
‫تموم کارهای کسشری که کردی رو بهت گفتم

00:10:20.700 --> 00:10:22.400
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

00:10:22.500 --> 00:10:23.870
‫الان کجایی؟

00:10:23.970 --> 00:10:26.070
‫داری یه جسد رو خاک می‌کنی

00:10:29.070 --> 00:10:30.210
‫حق با توئـه

00:10:32.180 --> 00:10:33.440
‫دیگه حوصلت رو ندارم

00:10:35.580 --> 00:10:37.920
‫حوصله‌ی هیچ‌کدوم از این کارا رو ندارم

00:10:37.920 --> 00:10:39.220
‫کجا داری میری؟

00:10:40.050 --> 00:10:42.090
‫نیتن، تو هم درست
‫به اندازه‌ی من گناهکاری

00:10:42.090 --> 00:10:44.690
‫چی‌کار می‌خوای بکنی؟
‫تحویلم بدی به پلیس؟

00:10:44.690 --> 00:10:46.790
‫هرکاری می‌خوای بکن

00:10:46.790 --> 00:10:47.990
‫دیگه برام مهم نیست

00:11:17.990 --> 00:11:20.890
‫- سلام
‫- سلام، ماشین چطور شد؟ حالت خوبـه؟

00:11:20.990 --> 00:11:23.360
‫آره، تموم شد.
‫تاکسی گرفتم برگشتم خونه.

00:11:23.460 --> 00:11:26.060
‫وای، به همین زودی رسیدی خونه؟
‫چقدر سریع

00:11:26.160 --> 00:11:27.870
‫فقط می‌خواستم تموم شه

00:11:27.970 --> 00:11:31.040
‫راستش، بهتره امشب رو تنها نباشی.
‫می‌تونی برگردی اینجا و...

00:11:31.140 --> 00:11:33.140
‫- خوبم
‫- باشه، گوش کن

00:11:33.240 --> 00:11:35.910
‫می‌دونم امشب ترسناک و مزخرف بود.
‫اتفاقات زیادی افتاد.

00:11:36.010 --> 00:11:39.680
‫اما درست میشه. مت و نیتن
‫دارن همه‌ی کارها رو می‌کنن

00:11:39.780 --> 00:11:43.380
‫و به زودی زندگی
به روال عادیش برمی‌گرده، خب؟

00:11:43.480 --> 00:11:46.780
‫روال عادی. همه‌‌ی این‌ها رو
‫پشت سر می‌ذاریم. درست میشه.

00:11:46.880 --> 00:11:49.190
‫فعلاً با روال عادی چندین فرسخ فاصله دارم

00:11:49.190 --> 00:11:50.920
‫از لحن صدات خوشم نیومد...

00:11:51.020 --> 00:11:52.690
‫واقعاً داری می‌ترسونیم

00:11:52.790 --> 00:11:54.250
‫فقط خسته‌م

00:11:54.290 --> 00:11:57.660
‫ممنون که امشب هوام رو داشتی

00:11:57.760 --> 00:12:00.130
‫این چه حرفیـه؟
‫همیشه هوات رو دارم، خب؟

00:12:00.230 --> 00:12:02.670
‫و من... بهت افتخار می‌کنم

00:12:02.770 --> 00:12:04.640
‫منظورم اینـه که تو خیلی شجاع بودی و...

00:12:04.640 --> 00:12:07.270
‫بخشی از وجودت رو دیدم که
‫تاحالا ندیده بودم. انگار...

00:12:07.270 --> 00:12:09.710
‫ایو ببین، واقعاً باید دست از سرم برداری، خب؟

00:12:09.810 --> 00:12:11.480
‫خیلی خسته‌م...

00:12:11.580 --> 00:12:12.880
‫شب‌بخیر

00:12:17.904 --> 00:12:24.904
آوا‌مــووی

00:12:31.900 --> 00:12:33.230
‫یا خدا. چی شد؟

00:12:33.330 --> 00:12:35.170
‫موفق شدم

00:12:35.270 --> 00:12:37.000
‫بالاخره به مت گفتم.
‫دعوامون شد.

00:12:37.000 --> 00:12:39.370
‫تموم کارهای کسشری که کرده رو
‫بهش گفتم

00:12:39.370 --> 00:12:42.370
‫صبر کن ببینم، چی؟
‫واقعاً؟ با هم دعواتون شد؟

00:12:42.470 --> 00:12:44.940
‫- پشمام! حالت خوبـه؟
‫- عالی‌ام

00:12:44.940 --> 00:12:48.210
‫وای عشقم. اگه زندگی‌مون اینقدر بهم‌ریخته و
‫تقریباً رو به نابودی نبود،

00:12:48.310 --> 00:12:50.180
‫الان خیلی حشری می‌شدم

00:12:50.280 --> 00:12:52.480
‫راستی، توری خیلی حالش خوب نیست.
‫خیلی نگرانشم.

00:12:52.580 --> 00:12:54.590
‫معلومـه. خیلی‌وقته که طلسم شده.

00:12:54.690 --> 00:12:57.490
‫باید حرفاش رو می‌شنیدی،
‫نمی‌دونی چطوری درمورد اولیویا حرف می‌زد

00:12:57.590 --> 00:13:00.930
‫انگار واقعاً براش مهم بود.
‫عین گری اولدمن شده بود.

00:13:01.030 --> 00:13:02.460
‫آره اما... مطمئنی گری اولدمن؟

00:13:02.560 --> 00:13:04.800
‫آره، نمایش خیلی خوبی به پا کرده بود

00:13:04.900 --> 00:13:06.400
‫از گری اولدمن... خوشت نمیاد؟

00:13:06.400 --> 00:13:08.600
‫چرا،‌ اون که بازیگر موردعلاقمـه.
‫عاشق گری اولدمنم.

00:13:08.600 --> 00:13:10.940
‫- «دراکولا». آره
‫- «نیروی هوایی یکم». وای

00:13:11.040 --> 00:13:12.800
‫- «سید و نانسی»
‫- وای نگو

00:13:12.835 --> 00:13:14.943
‫بعدش توی یکی از قسمت‌های
‫سریال «فرندز» بازی کرد

00:13:14.968 --> 00:13:18.077
‫درام، کمدی. مگه نقشی هست که
‫گری اولدمن از پسش بر نیاد؟

00:13:18.102 --> 00:13:21.751
‫نکته‌ی حرفم همینـه. به نظرم مت
‫نقش بازی نمی‌کرد

00:13:21.776 --> 00:13:23.317
‫به نظرم به خاطر اولیویا ناراحتـه

00:13:23.342 --> 00:13:26.023
‫ناسلامتی مادر بچه‌هاش بود

00:13:26.048 --> 00:13:27.999
‫و توری... آخه، اون یکی رو کُشته

00:13:28.024 --> 00:13:29.092
‫هضمش خیلی سختـه

00:13:29.192 --> 00:13:30.893
‫فقط زمان می‌خواد تا باهاش کنار بیاد

00:13:30.994 --> 00:13:34.297
‫باید یه مدت از مت دور باشه

00:13:34.764 --> 00:13:36.499
‫- همه‌مون
‫- غیب گفتی

00:13:36.599 --> 00:13:39.002
‫واسه همین اونجا ولش کردم تا
‫گندکاری خودش رو تمیز کنه

00:13:39.102 --> 00:13:40.503
‫خوبه. وایسا. چی؟
‫چیکار کردی؟

00:13:40.603 --> 00:13:42.805
‫مت رو تنها توی جنگل با یه جسد ول کردی؟

00:13:42.905 --> 00:13:44.000
‫آره

00:13:44.001 --> 00:13:46.777
‫یه جسد رو که دی‌ان‌ای‌مون سر تا پاش هست،
‫توی جنگل ول کردی و

00:13:46.876 --> 00:13:50.747
‫تنها کسی که می‌تونه
‫ترتیبش رو بده یه قاتل روانیـه

00:13:50.847 --> 00:13:52.615
‫که بهش گفتی بره درش رو بذاره؟

00:13:52.715 --> 00:13:54.183
‫یه مشت هم زدم توی صورتش

00:14:15.605 --> 00:14:16.738
‫کیر توش

00:14:26.000 --> 00:14:27.000
‫کیر توش!

00:14:27.001 --> 00:14:28.619
‫اینقدر قدم‌رو نرو.
‫خیلی ضایع و تابلویی.

00:14:28.718 --> 00:14:30.687
‫- باید چه غلطی بکنیم؟
‫- باید آروم باشی

00:14:30.787 --> 00:14:31.807
‫من آرومم
‫حالا چیکار کنیم؟

00:14:33.256 --> 00:14:35.224
‫- فقط بذار فکر کنم
‫- آره. فکر کن

00:14:35.325 --> 00:14:37.393
‫- می‌دونی چیه؟ ژاکتت رو بده من
‫- چی؟ چرا؟

00:14:37.493 --> 00:14:39.696
‫چون اولویا همینطوری قسر در رفت و
‫با یه ژاکت بادگیر

00:14:39.796 --> 00:14:42.231
.همه‌جا رفت و همه حرفاش رو باور کردن
‫من هم همین کار رو می‌کنم.

00:14:42.332 --> 00:14:44.867
‫با اعتماد به نفس میرم اون پایین،
‫بادگیر تنم می‌کنم، طوری که...

00:14:44.968 --> 00:14:48.204
‫نه، حرفشم نزن. حق نداری بری اون پایین و
‫خودت رو پلیس جا بزنی لامصب

00:14:48.304 --> 00:14:49.639
‫عقلت رو از دست دادی؟
‫فکر بهتری داری؟

00:15:02.685 --> 00:15:03.885
‫گوه توش

00:15:19.936 --> 00:15:22.805
‫هزار بار هم که ببینی، بازم واسه آدم سختـه

00:15:23.573 --> 00:15:24.659
‫آره

00:15:25.742 --> 00:15:27.193
‫هنوز قربانی رو شناسایی نکردن؟

00:15:27.543 --> 00:15:28.872
‫هنوز نه

00:15:29.859 --> 00:15:31.299
‫ولی...

00:15:31.381 --> 00:15:34.350
‫می‌دونیم. بازم از قربانی‌های قاتل مقلده

00:15:35.351 --> 00:15:38.554
‫آره، مشخصـه کار قاتل مقلده

00:15:38.655 --> 00:15:41.624
‫- درسته. اصلاً شکی نیست
‫- اوهوم

00:15:41.724 --> 00:15:45.295
‫علی‌الخصوص که یه پیام رمزی دیگه
‫نزدیک جسد پیدا کردن

00:15:46.829 --> 00:15:48.024
‫- پیام رمزی؟
‫- اوهوم

00:15:48.049 --> 00:15:49.966
‫- پیام رمزی همینجا؟ نزدیک همین جسد؟
‫- آره

00:15:50.066 --> 00:15:53.603
‫وای خدا. عوضی کسکش.
‫شوخیت گرفته؟

00:15:55.071 --> 00:15:56.639
‫از کدوم سازمان هستی؟

00:15:57.454 --> 00:15:58.416
‫اوه

00:15:58.441 --> 00:16:00.410
‫سؤال... خوبی بود

00:16:00.510 --> 00:16:02.946
‫واحد قربانیان ویژه، بخش کوهستان

00:16:03.446 --> 00:16:05.648
‫یه‌عالمه پرونده‌های جنایی کوهستانی حل کردم

00:16:05.748 --> 00:16:08.751
‫واسه همچین چیزایی خبرم می‌کنن. این...

00:16:08.851 --> 00:16:11.888
‫آره. وای خدا، رئیسم زنگ زد.
‫بله قربان؟

00:16:11.988 --> 00:16:15.124
‫وای خدا. یه کوهنورد دیگه از سقوط کرده.
‫باید برم.

00:16:15.224 --> 00:16:16.960
‫آره، باشه، قربان.
‫الان دارم میام.

00:16:18.595 --> 00:16:22.165
‫پس، مت با قاتل مقلد ارتباط داره؟

00:16:22.265 --> 00:16:23.766
‫- چرا؟
‫- روحم هم خبر نداره

00:16:23.866 --> 00:16:26.135
‫ولی حق با تو بود.
‫باید کاملاً خودمون رو ازش جدا کنیم.

00:16:26.235 --> 00:16:29.238
‫همین رو از خدا می‌خواستیم.
‫قراره این قتل رو بندازن گردن قاتل مقلد،

00:16:29.339 --> 00:16:31.007
‫و ما قسر در می‌ریم، دوباره!

00:16:31.474 --> 00:16:33.543
‫نباید نگران حرکت بعدی مت باشیم

00:16:34.110 --> 00:16:35.645
‫باید نگران حرکت بعدی خودمون باشیم

00:16:37.146 --> 00:16:38.881
‫سلام، گله‌ی خرگوش‌...

00:16:38.982 --> 00:16:41.684
‫اگه هنوز چیزی ازتون باقی مونده

00:16:41.784 --> 00:16:45.021
‫می‌دونم اکثرتون ازم متنفرید یا
‫فکر می‌کنید دغل‌باز و شیادم

00:16:45.555 --> 00:16:48.091
‫راستش بی‌راه هم فکر نمی‌کنید.
‫من قاتل خرگوشی نیستم.

00:16:48.191 --> 00:16:49.292
‫یعنی هستما

00:16:49.392 --> 00:16:51.194
‫ولی من... این چهارچوب
‫شخصیتم رو تعیین نمی‌کنه

00:16:51.294 --> 00:16:53.296
‫من یه بچه قاتل و شوهر قاتل دارم

00:16:53.396 --> 00:16:55.565
‫منظورم اینـه که خانواده دارم

00:16:55.932 --> 00:16:57.242
‫خانواده‌ای که دوستم دارن

00:16:57.707 --> 00:17:02.380
‫علی‌رغم خطری که با این اعتیاد
‫براشون به وجود آوردم

00:17:02.764 --> 00:17:06.234
‫چون جنایت واقعی واسه
‫امثالِ ما همینـه دیگه

00:17:06.509 --> 00:17:09.712
‫من ادعا می‌کنم حقیقت رو برملا می‌کنم،

00:17:09.812 --> 00:17:12.452
‫اشتباهات رو اصلاح می‌کنم، معماهای جنایی رو
‫حل می‌کنم، کسشعر، کسشعر...

00:17:12.477 --> 00:17:15.326
‫ولی همه‌ش واسه این بود که حس کنم خاصم

00:17:15.351 --> 00:17:17.253
‫که حس کنم واسه خودم کسی‌ام

00:17:17.854 --> 00:17:20.723
‫ولی واسه آدمایی که بیشتر از همه مهم بودن...

00:17:22.225 --> 00:17:25.327
‫نیازی به این کار نبود و
‫همینطوریش براشون کسی بودم

00:17:27.330 --> 00:17:29.666
‫بگذریم، ممنون که تا اینجا باهام همراه بودید

00:17:30.366 --> 00:17:31.768
‫تمام

00:17:32.802 --> 00:17:34.448
‫برای همیشه

00:17:36.000 --> 00:17:38.041
‫دل شیر می‌خواست گفتن اینا

00:17:38.141 --> 00:17:39.742
‫خب، باید یه کاری می‌کردم

00:17:39.842 --> 00:17:40.919
‫بهت افتخار می‌کنم

00:17:40.944 --> 00:17:44.647
‫حالا می‌تونیم روی خانواده‌ و
‫زندگی زناشویی‌مون تمرکز کنیم

00:17:45.360 --> 00:17:46.995
‫چطوره از همین الان شروع کنیم؟

00:17:49.118 --> 00:17:50.320
‫این...

00:17:50.420 --> 00:17:52.388
‫یجورایی بی‌احترامی بود؟

00:17:53.456 --> 00:17:54.958
‫عه؟ بعد از این همه بالا پایین،

00:17:55.058 --> 00:17:57.727
‫تازه یادت افتاد که اینجا
‫خط و مرز تعیین کنی؟

00:17:58.895 --> 00:18:00.363
‫نه

00:18:01.064 --> 00:18:02.398
‫بیا اینجا

00:18:06.469 --> 00:18:09.706
‫خب... تو با مامانم دوستی؟

00:18:09.806 --> 00:18:12.809
‫آره. اون...
‫اون دوست خوبمـه

00:18:14.077 --> 00:18:15.378
‫واسه همین ماشینش دستِ توئـه؟

00:18:15.478 --> 00:18:18.414
‫اوهوم. آره، بهم قرض دادش

00:18:19.015 --> 00:18:20.721
‫واسه امروز

00:18:21.017 --> 00:18:24.420
‫عجیبـه. فکر می‌کردم
‫مادربزرگم قراره بیاد دنبالم

00:18:24.520 --> 00:18:27.390
‫خب، شاید فقط می‌خواسته غافلگیرت کنه

00:18:27.490 --> 00:18:30.093
‫خب، از غافلگیری خوشم میاد

00:18:30.193 --> 00:18:32.395
‫آره، من هم همینطور

00:18:32.862 --> 00:18:34.075
‫من هم همینطور

00:18:37.166 --> 00:18:38.302
‫چه خوب بود

00:18:38.327 --> 00:18:39.879
‫آره

00:18:43.539 --> 00:18:46.109
‫- لازمه جواب بدی؟
‫- گله‌ی خرگوشـه

00:18:46.134 --> 00:18:48.364
‫می‌دونی، چشم‌شون رو به وسواس و
‫اعتیاد مسخره‌شون باز کردم،

00:18:48.389 --> 00:18:50.400
‫واسه همین بدجور آب و روغن قاتی کردن

00:18:50.400 --> 00:18:53.116
‫درست میشه. به زودی آب‌ها از آسیاب میفته

00:18:53.216 --> 00:18:54.384
‫عالیه، عزیزم

00:18:54.984 --> 00:18:57.120
‫- ولی بدجور ریختن سرت
‫- آره، می‌دونم

00:18:57.220 --> 00:18:58.421
‫خیلی‌خب

00:19:03.526 --> 00:19:05.628
‫- وای خدا
‫- ها؟

00:19:05.728 --> 00:19:08.800
‫لابد فیلتر باگ شده بوده.
‫صورتم رو دیدن.

00:19:08.801 --> 00:19:10.403
‫حالا دارن داکسم می‌کنن
‫[پخش کردن عکس و اطلاعات در اینترنت]

00:19:10.433 --> 00:19:12.135
‫چی؟ نمی‌تونن داکست کنن.
‫بهشون اجازه نمیدم.

00:19:12.235 --> 00:19:13.269
‫داکس کردن معنیش چی بود؟!

00:19:13.294 --> 00:19:14.879
‫این اراذل فضای مجازی دارن
‫اطلاعاتمون رو لو میدن

00:19:14.904 --> 00:19:17.640
‫وای خدا. «ایوا بارتلت، ۳۷ ساله،
‫با نیتن ازدواج کرده»

00:19:17.740 --> 00:19:19.676
‫وای خدا. آدرس خونه‌مون رو
‫از گوگل مپ در آوردن!

00:19:19.776 --> 00:19:22.612
‫گوه توش. «ایوا بارتلت،
‫می‌دونیم خونه‌ت اینجاست

00:19:22.712 --> 00:19:24.847
‫که با بچه‌ت و شوهر اَلدنگت زندگی می‌کنی»

00:19:24.948 --> 00:19:27.483
‫«امشب خواب خوبی داشته باشید»

00:19:27.584 --> 00:19:29.452
‫نه. این مسخره‌بازی مجازی نیست.
‫تهدید به مرگـه.

00:19:29.552 --> 00:19:31.854
‫باید از اینجا بریم. همین الان!

00:19:36.092 --> 00:19:37.760
‫سرینا، واقعاً به دادم رسیدی. دمت گرم

00:19:37.860 --> 00:19:39.862
‫بیست دقیقه‌ی میایم دنبال جک، خب؟

00:19:39.963 --> 00:19:43.199
‫- ایوا، دارن میگن تو همون قاتل خرگوشی تیک‌تاکی
‫- تیک‌تاک؟

00:19:43.299 --> 00:19:44.701
‫من... نه، فکر نکنم

00:19:44.801 --> 00:19:46.803
‫- توی جاده هستیم وسط کوهستان
‫- ایوا؟

00:19:46.903 --> 00:19:49.305
‫باید برم. خداحافظ

00:19:49.405 --> 00:19:50.940
‫وای خدا، از دروغ متنفرم

00:19:51.040 --> 00:19:53.142
‫از «ایربی‌ان‌بی» چیزی پیدا کردی؟

00:19:53.167 --> 00:19:55.945
‫- چطوریه که همه‌ی این خونه‌ها اتاق بیلیارد دارن؟
‫- خیلی‌خب عزیزم

00:19:55.970 --> 00:19:58.000
‫فقط یه خونه‌ی امن موقتـه.
‫نمی‌خواد شیک و پیک باشه. بیخیال.

00:19:58.001 --> 00:19:58.780
‫درسته

00:19:58.781 --> 00:20:01.985
‫هر چند، خونه‌ی بینگ کرازبی توی
‫پالم اسپرینگز اینجا توی لیست هست

00:20:02.010 --> 00:20:04.074
‫خیلی مُفتـه

00:20:04.687 --> 00:20:06.222
‫چند وقته اونجاست؟

00:20:06.322 --> 00:20:08.524
‫بینگ؟ مطمئنم هفت تا کفن پوسونده

00:20:08.625 --> 00:20:10.960
‫بینگ نه. این رنج رووری که پشتمونـه

00:20:11.060 --> 00:20:12.795
‫ده تا بلوک قبل‌تر دیدمش و
‫حالا برگشته

00:20:12.895 --> 00:20:14.864
‫مشکلی نیست. ترافیک همینطوریـه دیگه

00:20:14.964 --> 00:20:18.167
‫ممنون. واقعاً.
‫ولی نه، گمونم داره تعقیب‌مون می‌کنه.

00:20:18.268 --> 00:20:21.204
‫عزیزم، دوستت دارم. گمونم
‫شک برت داشته. همه چی مرتبـه.

00:20:21.304 --> 00:20:24.015
‫- هیچکس تعقیب‌مون نمی‌کنه
‫- حق با توئـه. آخه کی ممکنه تعقیب‌مون کنه؟

00:20:24.040 --> 00:20:27.143
‫آها فهمیدم. مت، قاتل مقلد،
‫هزار تا طرفدار عصبانی تیک‌تاک،

00:20:27.168 --> 00:20:30.321
‫- هر کسی که می‌دونه چه بلایی سر اولیویا آوردیم
‫- درسته، درست میگی

00:20:30.346 --> 00:20:31.648
‫ممکنه یکی تعقیب‌مون بکنه

00:20:31.748 --> 00:20:33.283
‫می‌دونی چیه؟
‫الان می‌فهمم

00:20:36.519 --> 00:20:38.788
‫لعنتی. یکی قطعاً دنبال‌مونـه

00:20:39.088 --> 00:20:40.857
‫خیلی‌خب، سفت بشین

00:20:48.831 --> 00:20:52.268
‫- وای خدا. خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب، اینجا رو بپیچ

00:20:52.368 --> 00:20:53.836
‫- بپیچ. بپیچ
‫- باشه. سفت بشین

00:20:55.505 --> 00:20:56.873
‫- واو! واو! یواش! یواش!
‫- وای خدا!

00:20:59.742 --> 00:21:01.644
‫- آره!
‫- باورم نمیشه این کار رو کردم!

00:21:01.744 --> 00:21:02.912
‫- کونده‌ها!
‫- پشمام!

00:21:03.012 --> 00:21:05.348
‫- وایسا! وایسا! وایسا!
‫- باشه باشه باشه

00:21:06.936 --> 00:21:09.291
‫- خیلی‌خب؛ دنده عقب بگیر، دنده عقب
‫- باشه، دارم سعی می‌کنم

00:21:09.316 --> 00:21:12.756
‫- دنده عقب بگیر
‫- وای خدا، نمیشه. دارن صاف میان سراغ‌مون

00:21:12.889 --> 00:21:14.123
‫وای گوه توش

00:21:20.345 --> 00:21:23.985
‫« پیامت به دستم رسید، این هم پیام من:
‫بازی تموم شد، برنده منم »

00:21:25.468 --> 00:21:26.636
‫بابایی!

00:21:27.070 --> 00:21:28.104
‫اولی؟

00:21:28.404 --> 00:21:30.139
‫سلام رفیق

00:21:30.239 --> 00:21:31.307
‫از دیدنت خوشحالم

00:21:31.407 --> 00:21:33.309
‫ولی، اینجا چیکار می‌کنی؟

00:21:33.409 --> 00:21:34.777
‫دوست مامان می‌خواست غافلگیرت کنه

00:21:34.877 --> 00:21:36.980
‫جواب داد؟ غافلگیر شدی؟

00:21:37.880 --> 00:21:41.184
‫آره. آره، بدجور غافلگیر شدم، رفیق

00:21:41.284 --> 00:21:42.852
‫اون هیچی بهم نگفته بود

00:21:42.952 --> 00:21:45.355
‫اولی، گرسنه‌ای؟
‫می‌خوای چیزی بخوری؟

00:21:45.455 --> 00:21:46.556
‫هر چی می‌خوای سفارش بده

00:21:55.064 --> 00:21:58.534
‫اونا دیگه چه خری هستن؟ سگ‌پیله‌ها؟
‫اِف‌بی‌آی؟ طرفدارهای روانی تیک‌تاکت؟

00:21:58.635 --> 00:22:00.336
‫بدتر

00:22:00.436 --> 00:22:01.738
‫مجری‌های پادکست

00:22:05.275 --> 00:22:07.777
‫ایوا و نیتن بارتلت؟

00:22:07.877 --> 00:22:11.180
‫چقدر خنده‌داره که اینجا به پست‌تون خوردیم!

00:22:11.281 --> 00:22:15.118
‫می‌خواید بیاید توی پادکست‌مون؟
‫چون طرفدار دو آتیشه‌ات هستیم

00:22:15.218 --> 00:22:18.254
‫خب، پس یه سبد میوه بفرستید.
‫اینطوری توی کوچه نیاید رومون.

00:22:18.354 --> 00:22:20.924
‫خیلی‌خب، وایسا.
‫در حالت عادی، توی هر شرایط دیگه‌ای،

00:22:20.949 --> 00:22:24.435
‫به معنای واقعی حاضر بودم جونم رو بدم تا توی
‫پادکستِ «خواهران جرم و جنایت» باشم

00:22:24.460 --> 00:22:26.329
‫یعنی، اصلاً باورم نمیشه

00:22:26.429 --> 00:22:28.097
‫من... بدجور طرفدارتونم

00:22:28.197 --> 00:22:30.375
‫ولی خدایی، این دیگه چه کاری بود؟
‫ولی... خیلی طرفدارتونم

00:22:30.400 --> 00:22:33.937
‫جدی؟ چون از برچسب‌‌های
‫سپرِ ماشین‌مون رو که نخریدید

00:22:34.037 --> 00:22:36.072
‫هودی و ماگ‌مون رو هم که نمی‌بینم

00:22:36.097 --> 00:22:38.082
‫گوش کنید، می‌دونم که شما
‫دنبال قاتل خرگوشی هستید

00:22:38.107 --> 00:22:40.276
‫ولی من دیگه اون آدم نیستم.
‫دیگه ازش گذشتم.

00:22:40.376 --> 00:22:43.179
‫- قبلاً بود. تموم شد
‫- پس، تموم شده. ما دیگه نیستیم

00:22:43.279 --> 00:22:45.715
‫عزیزم، قاتل خرگوشی
‫به تخم‌مون هم نیست

00:22:45.815 --> 00:22:47.450
‫آره، راستی، چه اسم افتضاحی

00:22:47.550 --> 00:22:48.985
‫- واقعاً؟
‫- خیلی دم دستی‌ـه

00:22:49.085 --> 00:22:52.121
‫اومدیم که راجع به «بر اساس
‫داستان واقعی» صحبت کنیم

00:22:53.890 --> 00:22:55.592
‫- بر اساسِ...
‫- بر اساس چی؟

00:22:55.692 --> 00:22:58.728
‫- داستان...
‫- «بر اساس داستان واقعی» تویی

00:22:58.828 --> 00:23:01.431
‫یکی از هزاران طرفداران‌مون
‫پروفسور زبان‌شناسیـه

00:23:01.531 --> 00:23:04.033
‫و اون شباهت‌های غیر قابل انکاری بین

00:23:04.133 --> 00:23:07.403
‫مقدمه‌های اونا و الگوهای گفتاری
قاتل خرگوشی پیدا کرده

00:23:07.503 --> 00:23:09.572
‫این «بر اساس داستان واقعی»ـه

00:23:09.672 --> 00:23:13.376
‫«زندگی خودت رو سر و سامون بده،
‫بیخیال خرابکاری شو» در کل نصیحت خوبیـه

00:23:13.476 --> 00:23:15.311
‫و این قاتل خرگوشیـه:

00:23:15.411 --> 00:23:19.237
‫زندگی خودت رو سر و سامون بده. بیخیال خرابکاری
‫شو. یه سرگرمی‌ای چیزی واسه خودت پیدا کن.

00:23:19.682 --> 00:23:22.552
‫خیلی‌خب. چی می‌خواید؟

00:23:22.652 --> 00:23:24.554
‫چیزی که همه دنبالشـن. محتوا

00:23:24.654 --> 00:23:29.192
‫با صدای فیلتر دار و تحت عنوان
‫«بر اساس داستان واقعی» باهامون مصاحبه کن

00:23:29.292 --> 00:23:30.426
‫و ناشناس بمون،

00:23:30.526 --> 00:23:32.562
‫وگرنه ما هویت‌تون رو فاش می‎کنیم

00:23:32.662 --> 00:23:34.197
‫تا پلیس به خدمت‌تون برسه

00:23:36.699 --> 00:23:38.501
‫باشه. کجا انجامش بدیم؟

00:23:38.601 --> 00:23:40.236
‫سوار رنج روور بشید

00:23:40.261 --> 00:23:41.462
‫بزنید بریم

00:23:43.840 --> 00:23:46.142
‫- این کارها لازمـه؟
‫- بیخیال!

00:23:46.242 --> 00:23:48.244
‫ما فقط می‌خوایم راحت باشید و

00:23:48.269 --> 00:23:50.631
‫- مطمئن باشیم که کسی جایی نمیره
‫- شماها شبیه فراری‌ها هستید

00:23:50.656 --> 00:23:53.558
‫ما توی این جنگولک‌بازی‌تون
با این دست‌بندها شرکت می‌کنیم، خب؟

00:23:53.583 --> 00:23:56.060
‫ولی قبلش میشه موبایلم رو بهم بدید؟
‫چون باید زنگ بزنم به پرستار بچه‌ام

00:23:56.085 --> 00:23:58.121
‫- میشه یه لحظه اینا رو باز کنید؟
‫- خیلی شرمنده. نه

00:23:58.221 --> 00:24:00.523
‫پس ما می‌ریم که پادکست رو آماده‌سازی کنیم

00:24:00.623 --> 00:24:04.193
‫ولی در این حین که منتظرید چیزی می‌خورید؟
‫لیموناد با نِی؟

00:24:04.294 --> 00:24:06.796
‫چطوره ول‌مون کنید بریم و ازمون اخاذی نکنید؟

00:24:06.896 --> 00:24:10.433
‫- شدنی نیست
‫- مامانی دلش یه وانِ جدید می‌خواد

00:24:10.533 --> 00:24:12.201
‫- خیلی‌خب، زود برمی‌گردیم
‫- می‌بینیم‌تون

00:24:12.302 --> 00:24:14.504
‫- بریم که خوش بگذرونیم
‫- آره، شل کنید

00:24:14.604 --> 00:24:17.840
‫- فقط یه مکالمه‌ست. همین و بس
‫- آره. بین رفقا

00:24:19.609 --> 00:24:20.910
‫- خودشون خیط میشن
‫- چرا؟

00:24:21.010 --> 00:24:22.745
‫توی هر وانی یه تپه عن هست

00:24:22.770 --> 00:24:24.200
‫گوش کن، بهتره دست از شوخی برداری

00:24:24.225 --> 00:24:26.249
‫چون ممکنه اینجا واسمون آخر خط باشه

00:24:26.349 --> 00:24:28.551
‫ما واسه اونا مهم نیستیم؛
‫واسه اونا فقط لایک گرفتن مهمـه

00:24:28.651 --> 00:24:31.154
‫یه چندتا سوژه بهشون می‌دیم و
‫گورمون رو از اینجا گم می‌کنیم

00:24:31.254 --> 00:24:33.156
‫حق با توئـه.
‫فقط یه پادکست مرگ و زندگیـه.

00:24:33.256 --> 00:24:35.291
‫واقعی نیست.
‫واقعاً مرگ و زندگی نیست.

00:24:35.316 --> 00:24:38.703
‫- ولی اینا خیلی واقعی به نظر میان. خیلی سفتـن
‫- واقعی‌‌ان

00:24:38.728 --> 00:24:40.283
‫- مال تو هم سفت و محکمـه؟
‫- بستِ پلاستیکیـه دیگه

00:24:40.308 --> 00:24:41.349
‫واقعاً این کار رو نکردن که

00:24:41.374 --> 00:24:44.233
‫فقط بهترین سوژه رو بهشون می‌دیم؛
‫سلاخ غرب،

00:24:44.334 --> 00:24:47.236
‫- و بعدش چشم به هم بزنی ولمون کردن رفتیم
‫- خیلی‌خب. آره

00:24:47.337 --> 00:24:49.272
‫- یه کاری می‌کنیم روی مت تمرکز کنن
‫- دقیقاً

00:24:49.372 --> 00:24:51.741
‫از سرمون بازشون می‌کنیم.
‫بعدش می‌تونیم یه مدت آفتابی نشیم.

00:24:51.841 --> 00:24:53.676
‫از این وضع کسشعر خلاص شیم

00:24:53.776 --> 00:24:55.278
‫باید بگم یکم دراماتیکش کردن،

00:24:55.378 --> 00:24:58.348
‫ولی ما توی استودیوی ضبط
‫پادکست خواهران جرم جنایت هستیم!

00:24:58.448 --> 00:24:59.916
‫توی فهرست آرزوهام بود

00:25:00.016 --> 00:25:01.517
‫- میشه تمومش کنیم؟
‫- آره

00:25:01.618 --> 00:25:02.852
‫- خیلی‌خب، حاضری؟
‫- آره

00:25:02.952 --> 00:25:05.355
‫خیلی‌خب، رفقا. ما حاضریم

00:25:15.932 --> 00:25:18.501
‫سلام، «بر اساس داستان واقعی»

00:25:18.601 --> 00:25:20.336
‫واسه دیدنتون داشتم جون می‌دادم

00:25:20.770 --> 00:25:24.007
‫یا باید بگم «آدم می‌کُشتم که ببینم‌تون»؟

00:25:24.641 --> 00:25:26.309
‫قاتل مقلد اینجاست

00:25:26.409 --> 00:25:29.345
‫و اگه هنوز متوجه نشدید...

00:25:31.180 --> 00:25:32.749
‫شماها قربانی‌های بعدیم هستید

00:25:33.000 --> 00:25:40.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.