﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:01:25.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:29.390 --> 00:01:35.130
<i>افسانه ی هائولان</i>

00:01:35.130 --> 00:01:37.980
<i>قسمت 16</i>

00:01:43.170 --> 00:01:44.760
برو داخل

00:02:00.100 --> 00:02:02.950
تو اینجا چیکار میکنی ؟ صدمه دیدی ؟

00:02:02.950 --> 00:02:04.750
حالم خوبه

00:02:05.510 --> 00:02:07.480
بذار یه نگاهی بندازم

00:02:07.480 --> 00:02:09.880
بذار یه نگاهی بندازم -
بهم دست نزن -

00:02:09.880 --> 00:02:11.870
مگه نیومدی اینجا من رو نجات بدی ؟

00:02:11.870 --> 00:02:14.290
وقتی سعی داشتم فرار کنم گیر افتادم

00:02:14.290 --> 00:02:18.140
من به خاطر تو اینجا نیستم ، پس واسه خودت
درباره ی اینکه دوستت دارم داستان نساز

00:02:18.140 --> 00:02:20.000
واقعا ؟

00:02:21.340 --> 00:02:23.510
چرا داری میخندی ؟

00:02:23.510 --> 00:02:25.860
دارم میخندم چون تو مثل یه مرد رفتار نمیکنی

00:02:25.860 --> 00:02:29.120
تو همیشه خیلی مرموز و با احتیاطی

00:02:29.120 --> 00:02:32.630
یه جوری رفتار میکنی انگار فوق العاده ترین آدم زمینی
واقعا فکر میکنی بدون تو نمیتونم زندگی کنم ؟

00:02:32.630 --> 00:02:34.800
لی هائولان ... دوباره بگو ببینم چی گفتی

00:02:34.800 --> 00:02:41.310
خیلی وقت پیش بهت گفتم من زنی نیستم که در
مقابلت فقط بله بگم یا تسلیم درخواست هات بشم

00:02:41.310 --> 00:02:44.800
التماست کردم عاشقم باشی ؟ من
ازت خواستم بیای و نجاتم بدی ؟

00:02:44.800 --> 00:02:48.540
میترسی تا آخرش کنارت بمونم و تو
جاه طلبی های بزرگت دخالت کنم ؟

00:02:48.540 --> 00:02:55.390
تو فقط باید اسمت رو عوض کنی ... به
جای لو بو وی اسمت رو بذار لویِ ترسو

00:02:55.390 --> 00:02:56.670
واسه چی بهم زل زدی ؟

00:02:56.670 --> 00:02:58.390
مگه اشتباه میگم ؟

00:02:58.390 --> 00:03:02.920
زل زدن به من حق رو به تو نمیده

00:03:02.920 --> 00:03:08.410
تو مردی هستی که اونقدر شجاعت داری تا آسمون
روبشکافی و گروگان چین رو از اینجا نجات بدی

00:03:08.410 --> 00:03:12.260
چرا اعتراف احساساتت اینقدر برات سخته ؟

00:03:12.260 --> 00:03:14.350
اونا ما رو با هم یه جا زندانی کردن

00:03:14.350 --> 00:03:18.990
کاملا مشخصه قصد دارن ما رو بدون
هیچ دلیل مشخصی محکوم به اعدام کنن

00:03:18.990 --> 00:03:22.640
هرچند قراره بمیری بازم اینقدر
میترسی حقیقت رو بهم بگی ؟

00:03:22.640 --> 00:03:23.630
خفه شو

00:03:23.630 --> 00:03:27.010
خفه نمیشم ... مثلا چیکار میتونی بکنی ؟

00:03:28.430 --> 00:03:29.640
بهت گفتم خفه شو

00:03:29.640 --> 00:03:31.400
نمیخوام

00:03:36.230 --> 00:03:37.380
لو بو وی

00:03:37.380 --> 00:03:39.000
... من اومدم اینجا تو رو نجات بدم

00:03:39.620 --> 00:03:41.490
و تو فقط سرم داد میزنی

00:03:41.490 --> 00:03:43.220
تو بودی که اول من رو ول کردی

00:03:43.220 --> 00:03:47.690
وقتی سعی داشتم تو رو نجات بدم
زخمی شدم و تقریبا دارم میمیرم

00:03:47.690 --> 00:03:50.800
و تو اینطوری با کسی که عاشقته رفتار میکنی ؟

00:03:52.910 --> 00:03:57.370
مگه الان نگفتی دارم درباره ی اینکه
دوستم داری داستان سرهم میکنم ؟

00:04:01.130 --> 00:04:03.450
بذار زخمت رو ببینم

00:04:03.450 --> 00:04:05.250
اول ازم معذرت خواهی کن

00:04:05.250 --> 00:04:08.460
حتی اگه حبس باشم نمیتونم غیرصادقانه رفتار کنم

00:04:08.460 --> 00:04:10.520
معذرت خواهی کن

00:04:11.720 --> 00:04:13.600
متاسفم

00:04:15.090 --> 00:04:17.410
زود باش بذار ببینم

00:04:32.500 --> 00:04:34.490
درود میفرستم مادر

00:04:35.490 --> 00:04:38.220
پدرتون مریضه

00:04:38.220 --> 00:04:42.980
اما شما دو تا حسابی سرگرم نمایش دادن
خودتون هستین .... این واقعا کار درستیه ؟

00:04:42.980 --> 00:04:45.010
ما اشتباه کردیم

00:04:45.960 --> 00:04:52.250
مادر ... لو بو وی به اتهام تلاش
برای نجات لی هائولان زندانی شده

00:04:52.250 --> 00:04:56.430
چه هائولان قاتل باشه یا نه تو خیلی بی پروایی برادر

00:04:56.430 --> 00:04:58.930
تو چرا تمام مدت سعی داری از لو بو وی حفاظت کنی ؟

00:04:58.930 --> 00:05:02.790
اون چی بهت داده که باعث شده تمام
تلاشت رو برای حمایت ازش بکنی ؟

00:05:02.790 --> 00:05:04.970
من فکر میکنم تو با اون خصومت شخصی داری

00:05:04.970 --> 00:05:07.670
برای همینم مرتب سعی داری براش مشکل درست کنی

00:05:07.670 --> 00:05:13.010
مادر ... هائولان دست به ترور پدر زد و لو بو وی تلاش
کرد قاتلی که تمام جرایمش مستحق مرگه نجات بده

00:05:13.010 --> 00:05:15.660
لطفا دستور مجازات اعدام اونا رو فورا صادر کنین

00:05:15.660 --> 00:05:19.780
هائولان کسیه که پدرت دوستش داره

00:05:19.780 --> 00:05:25.910
پدرت هنوز بیدار نشده اما تو خیلی
مشتاقی اون رو مجازات کنی .... درسته ؟

00:05:25.910 --> 00:05:28.910
اما اون سعی کرد پدر رو بکشه ... مدارک موجوده

00:05:28.910 --> 00:05:34.130
با این حال ما باید تا بیدار شدن پدرت صبر کنیم

00:05:34.130 --> 00:05:35.620
ملکه شما خیلی باهوش هستین -
... اما -

00:05:35.620 --> 00:05:39.040
کافیه ... بیا فعلا بذاریم زندانی باشه

00:05:39.040 --> 00:05:41.120
وقتی حال پدرت بهتر شد درباره اش حرف میزنیم

00:05:41.120 --> 00:05:42.930
مادر

00:05:46.570 --> 00:05:49.850
بله بانوی من ... از حضورتون مرخص میشم

00:05:49.850 --> 00:05:51.750
از حضورتون مرخص میشم

00:06:00.320 --> 00:06:02.990
لو بو وی واقعا آدم باهوشیه

00:06:02.990 --> 00:06:06.200
من واقعا فکر میکردم تو داخل بشکه قایم شدی

00:06:06.200 --> 00:06:11.950
برای همین به شدت ازش محافظت میکردم ... کی
میدونست ژنرال گونگ سون داخل بشکه ست ؟

00:06:14.150 --> 00:06:16.640
حتی منم از قبل خبر نداشتم

00:06:16.640 --> 00:06:19.430
باعث شدم به دردسر بیفتین ... لطفا من رو ببخشید

00:06:19.430 --> 00:06:25.200
اشکالی نداره .... اگه افراد بیشتری ازش
خبر داشته باشن ، اجرای نقشه خطرناکتره

00:06:25.200 --> 00:06:29.460
چون شما سعی کردین جلوش رو بگیرین
ما تونستیم به سلامت از دروازه بگذریم

00:06:29.460 --> 00:06:33.380
آخرشم همه اش سر هیچ و پوچ بود

00:06:36.490 --> 00:06:39.750
حتی اگه هیچی نگی میدونم داری به چی فکر میکنی

00:06:39.750 --> 00:06:43.260
یا آر خیلی به جزئیات توجه داره

00:06:43.260 --> 00:06:47.100
حدس میزنم یه چیزی پیدا کرده بود

00:06:47.100 --> 00:06:50.290
همه چی دیگه گذشته و رفته ... بیاید
دیگه درباره اش حرف نزنیم

00:06:50.290 --> 00:06:54.110
الان میخواستم به بهانه ی پیدا کردن
یه دکتر دنبال یین ژیائو چون بگردم

00:06:54.110 --> 00:06:56.150
کی میدونست اون ناپدید شده

00:06:56.150 --> 00:06:59.360
بعد از اینکه هائولان دچار مشکل شد اون فرار کرد

00:06:59.360 --> 00:07:02.890
نگرانم ناپدید شدن اون به موضوع هائولان ربط داشته باشه

00:07:02.890 --> 00:07:10.140
این فقط شامل هائولان نمیشه ... پای
زندگی همه ی خانواده ی من وسطه

00:07:10.140 --> 00:07:15.180
خیالت راحت باشه ... فورا میرم دنبالش میگردم

00:07:21.430 --> 00:07:26.390
چی ؟ یین ژیائو چون و گائو هائو یانگ هر دو گم شدن ؟

00:07:26.390 --> 00:07:30.730
کارگرها بعد از خاموش کردن آتیش
بزرگ فهمیدن هر دوی اونا ناپدید شدن

00:07:34.000 --> 00:07:38.860
حالا که حرفش رو زدی ... عجیبه که
اون آتیش سوزی بزرگ چطوری به پا شد

00:07:38.860 --> 00:07:42.800
احتمالش هست لو بو وی اون آتیش رو به
پا کرده باشه تا توجه ها رو به اون جلب کنه

00:07:42.800 --> 00:07:46.000
قبل از اینکه حرف بزنی فکر کن

00:07:46.000 --> 00:07:51.220
عمدا از گاری زباله به عنوان خط اول استفاده
کرد و بعدش دفتر خودش رو آتیش زد ؟

00:07:52.820 --> 00:07:55.170
مگه احمقه ؟

00:07:55.170 --> 00:08:00.190
اون یین ژیائو چون همش بالا پایین میپرید

00:08:01.780 --> 00:08:03.930
احتمالا یه ربطی به اون داره

00:08:05.880 --> 00:08:10.600
برو ... کل کوهستان مافو رو دنباشون بگرد

00:08:10.600 --> 00:08:13.000
فورا میرم

00:08:13.000 --> 00:08:14.580
صبر کن

00:08:15.460 --> 00:08:17.430
چه دستورات دیگه ای دارید شاهزاده ؟

00:08:17.430 --> 00:08:21.860
اگه گائو هائو یانگ رو پیدا کردی صحیح و سالم بیارش

00:08:21.860 --> 00:08:25.600
اگه یین ژیائو چون رو پیدا کردی فورا بکشش

00:08:25.600 --> 00:08:27.130
اطاعت

00:08:28.810 --> 00:08:30.770
میخوای چیکار کنی ؟

00:08:30.770 --> 00:08:34.780
اگه همینطوری تکون بخوری سم به قلبت
میرسه ... اونوقت نمیتونم درمانت کنم

00:08:52.100 --> 00:08:54.190
اون پودر واسه تحریک کردن مارها بود

00:08:54.190 --> 00:08:57.740
تو میخواستی من رو بکشی و بعدش
میخوای من رو نجات بدی .... دیوانه ای آیا ؟

00:08:57.740 --> 00:08:59.430
جد و آباد خانواده ی یین همه اشون دکتر بودن

00:08:59.430 --> 00:09:02.080
برای ما غیرممکنه ببینیم یکی داره میمیره و نجاتش ندیم

00:09:02.080 --> 00:09:06.140
حتی اگه تو یه قاتل باشی من باید قبل
از اینکه اعدام بشی جونت رو نجات بدم

00:09:06.140 --> 00:09:07.860
تو یه دکتر درستکار و پاکی

00:09:07.860 --> 00:09:11.390
چرا داری به لی هائولان کمک میکنی ؟
اون چه سودی میتونه بهت برسونه ؟

00:09:11.390 --> 00:09:14.420
این موضوع درباره ی خوبی و بدیه ... فرق
گذاشتن بین سیاه و سفید کار اشتباهیه ؟

00:09:14.420 --> 00:09:16.020
این دیگه چه چرت و پرتیه ؟

00:09:16.020 --> 00:09:21.380
یادم رفته بود ... فقط آدما میتونن بین
سیاه و سفید فرق بذارن ... حیوونا نمیتونن

00:09:21.380 --> 00:09:24.950
حتی اگه صدمه دیده باشم بازم میتونم تو رو بکشم

00:09:30.610 --> 00:09:33.670
عجولانه کاری نکن ... مراقب باش چون شمشیر چشم نداره

00:09:33.670 --> 00:09:37.420
من از بچگی با پدرم در جنگ شرکت
کردم ... شمشیرم آدمای زیادی رو کشته

00:09:37.420 --> 00:09:39.960
این شمشیر آغشته به خونه ... ازش نمیترسی ؟

00:09:39.960 --> 00:09:44.470
من سوزن هام رو بارها در قلب ، کبد ، ریه ها ، کلیه ها
و طحال بیمارها فرو کردم ... از اون کارها نترسیدم

00:09:44.470 --> 00:09:46.920
چرا باید از یه شمشیر بترسم ؟

00:09:53.000 --> 00:09:54.930
چی رو داری قایم میکنی ؟

00:09:54.930 --> 00:09:57.300
کی اونجاست ؟

00:09:57.300 --> 00:09:59.420
ژنرال لونگ ژیانگ

00:10:07.690 --> 00:10:11.570
نجاتم بدین ... شاهزاده ... من یین ژیائو چونم

00:10:11.570 --> 00:10:14.230
یین ژیائو چون ... سوار شو ... زود باش

00:10:17.560 --> 00:10:20.560
ژنرال ... بالاخره پیداتون کردیم

00:10:20.560 --> 00:10:22.960
اون دختر رو دستگیر کنین -
نیازی به دستگیر کردنش نیست -

00:10:34.800 --> 00:10:36.950
امپراتور بیدار شدن

00:10:50.600 --> 00:10:54.540
امپراتور شما بیدار شدین

00:10:54.540 --> 00:10:57.060
هائولان

00:10:59.970 --> 00:11:02.200
هائولان

00:11:02.200 --> 00:11:06.480
پزشک وانگ ... چرا امپراتور نمیتونه حرف بزنه ؟

00:11:06.480 --> 00:11:09.790
... لطفا آروم باشید ملکه ... همونطور که گفتم

00:11:09.790 --> 00:11:15.220
داروی خنک کننده ی پزشک یین خیلی قوی
بود ... اون مانع خوب شدن امپراتور شده

00:11:15.220 --> 00:11:18.000
بعد از اینکه دو بار دیگه از داروی
من استفاده کنن حالشون بهتر میشه

00:11:21.270 --> 00:11:23.950
تو حرف همه مدعی ان کارشون بهتر از دیگرانه
( هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه )

00:11:23.950 --> 00:11:26.750
وقتی موقع استفاده از حرفاشون
میرسه همه اش بی فایده و چرت میشه

00:11:26.750 --> 00:11:29.470
لطفا عصبانی نشید ملکه

00:11:29.470 --> 00:11:32.320
مادر ... ما نمیتونیم موضوع
قاتل رو به حالت تعلیق نگه داریم

00:11:32.320 --> 00:11:36.240
افراد قصر بی قرارن ... از اونجایی
.... که پدر دیگه بیدار شده

00:11:36.240 --> 00:11:38.980
شما باید عجله کنین و یه تصمیمی بگیرید مادر

00:11:38.980 --> 00:11:41.100
تو چرا اینقدر عجله داری ؟

00:11:41.100 --> 00:11:45.270
از اونجایی که حال پدر اینطوریه
... حتی اگه قاتل رو هزار تیکه کنیم

00:11:45.270 --> 00:11:48.130
این نمیتونه نفرت من رو کم کنه

00:11:53.370 --> 00:11:59.110
باشه ... لی هائولان و لو بو وی رو
بیارید ... خودم ازشون بازجویی میکنم

00:11:59.110 --> 00:12:01.600
زودتر بیاریدشون -
اطاعت -

00:12:13.530 --> 00:12:14.950
حرف بزن

00:12:14.950 --> 00:12:17.750
اون شب چه اتفاقی افتاد ؟

00:12:17.750 --> 00:12:22.190
... ملکه اون شب وقتی وارد اتاق شدم

00:12:22.190 --> 00:12:24.140
به اون قاتل برخوردم

00:12:24.140 --> 00:12:27.830
داد زدم تا کمک خبر کنم و قاتل از پنجره فرار کرد

00:12:27.830 --> 00:12:31.540
برای نجات امپراتور از شال ابریشمی
برای بانداژ کردن گردن ایشون استفاده کردم

00:12:31.540 --> 00:12:35.950
همون لحظه ژنرال گائو همراه سربازهاش
از راه رسید و همین باعث سوتفاهم شد

00:12:35.950 --> 00:12:37.980
گائو هائو یانگ ؟

00:12:39.730 --> 00:12:41.130
گائو هائو یانگ کجاست ؟

00:12:41.130 --> 00:12:45.140
دیشب ژنرال رفت درباره آتیش سوزی تحقیق کنه و هنوز برنگشته

00:12:45.140 --> 00:12:48.200
... ملکه من اون شب همراه ژنرال گائو بودم

00:12:48.200 --> 00:12:51.200
و دیدم که بانو لی میخواست امپراتور رو بکشه

00:12:51.200 --> 00:12:54.380
قبلا هم گفتم که سعی داشتم امپراتور رو نجات بدم

00:12:54.380 --> 00:12:56.580
تو گفتی قاتل از پنجره فرار کرد

00:12:56.580 --> 00:13:01.130
ما کل قصر رو گشتیم ... چطوریه که
نتونستیم ردپایی از قاتل پیدا کنیم ؟

00:13:02.050 --> 00:13:05.110
این تویی که میخواستی پدرم رو بکشی
و داری سعی میکنی همه رو گیج کنی

00:13:05.110 --> 00:13:07.700
قاتل مثل یه سرباز لباس پوشیده بود

00:13:07.700 --> 00:13:09.780
اون شب همه جا هرج و مرج بود

00:13:09.780 --> 00:13:14.640
در صورتی که قاطی سربازهایی که داشتن قصر رو
میگشتن میشد میتونست با خیال راحت فرار کنه

00:13:14.640 --> 00:13:19.090
پس چرا تو تنها کسی بودی که اون شب
اون رو دیدی ؟ چرا کس دیگه ای ندید ؟

00:13:19.090 --> 00:13:20.610
یه نفر دیگه بود

00:13:23.450 --> 00:13:26.220
امپراتور شاهد هستن

00:13:30.440 --> 00:13:32.830
پدرم خیلی بهت لطف داشت

00:13:32.830 --> 00:13:36.490
تو و لو بو وی به عنوان دو تا خائن با هم همدست
شدین و این داستان رو از خودتون درآوردین

00:13:36.490 --> 00:13:41.360
شاهزاده ... شما دارید بدون مدرک
حرف میزنین ... تهمت دروغ نزنین

00:13:41.360 --> 00:13:43.440
من مدرک دارم

00:13:43.440 --> 00:13:48.820
بذار ازت بپرسم ... قبل از اینکه لی هائولان وارد
قصر بشه مگه در عمارت تو رقاص نبود ؟

00:13:49.760 --> 00:13:54.280
لی هائولان نه تنها وارد عمارت لو شده
اون وارد عمارت نخست وزیرم شده

00:13:54.280 --> 00:13:56.690
دارید میگید ما با نخست وزیرم تبانی کردیم ؟

00:13:56.690 --> 00:14:00.350
وقتی اون وارد قصر شد تو هم
وارد قصر شدی ... این یعنی چی ؟

00:14:00.350 --> 00:14:05.740
من یه گوزن به امپراتور تقدیم کردم و ایشون ازم
تقدیر کردن ... طبیعتا من از وضعیت اجتماعی
پایین جدا شدم و به یه مقام رسمی ارتقا پیدا کردم

00:14:05.740 --> 00:14:08.850
... وقتی اون دستگیر شد تو خطر کردی

00:14:08.850 --> 00:14:14.590
و فقط به خاطر زنی که ارتباطی باهات
نداره یه نگهبان سلطنتی رو کشتی ؟

00:14:14.590 --> 00:14:17.060
لی هائولان جون امپراتور رو نجات داد

00:14:18.540 --> 00:14:20.720
این یه اعتباره

00:14:20.720 --> 00:14:24.650
امروز طرف بی گناه به دروغ متهم شده و
نمیتونه دفاع متقاعد کننده ای از خودش بکنه

00:14:24.650 --> 00:14:27.520
به نظر من این ناعادلانه بود و کمکش کردم

00:14:27.520 --> 00:14:29.530
یه سره داری چرت و پرت میگی

00:14:30.240 --> 00:14:33.790
... مادر ... اگه خبر سوقصد به پدر درز پیدا کنه

00:14:33.790 --> 00:14:37.370
کشور شوکه میشه و مردم چین خوشحال میشن

00:14:37.370 --> 00:14:40.660
... من ادعا میکنم لو بو وی و لی هائولان

00:14:40.660 --> 00:14:42.840
... باید جاسوس های کشور چین باشن

00:14:42.840 --> 00:14:45.510
و اومدن اینجا کشور ژائو رو نابود کنن

00:14:46.260 --> 00:14:50.120
ملکه -
کافیه ... دیگه حرف نزن -

00:14:50.120 --> 00:14:52.740
ببریدشون بیرون -
اطاعت -

00:14:53.580 --> 00:14:55.210
لو بو وی قصد داری شورش کنی ؟

00:14:55.210 --> 00:14:57.170
من مدرک دارم

00:14:59.180 --> 00:15:00.880
شاهزاده

00:15:05.180 --> 00:15:10.610
درود میفرستم ملکه ... این خیلی ناگهانی بود
و دیر گزارش دادم ... لطفا من رو ببخشید

00:15:12.620 --> 00:15:17.300
وقتی شنیدم پزشک یین گم شده رفتم
پشت کوهستان تا دنبالش بگردم

00:15:17.300 --> 00:15:20.590
بالاخره در محاصره ی یه گروه قاتل پیداش کردم

00:15:20.590 --> 00:15:25.380
چی ؟ کسی میخواست تو رو بکشه ؟ چرا ؟

00:15:25.380 --> 00:15:28.670
چون من یه مدرک خیلی مهم دارم

00:15:28.670 --> 00:15:30.010
اون چیه ؟

00:15:30.010 --> 00:15:34.760
این تفاله های داروهائیه که من از قصر
گرفتم ... آرم امپراتوری روی این هست

00:15:34.760 --> 00:15:38.980
پزشک وانگ ... در نسخه ی شما پینِلیا هست ؟

00:15:38.980 --> 00:15:41.330
بله ... هست

00:15:41.330 --> 00:15:45.980
امپراتور سفره میکردن و خلط داشتن ، قفسه سینه اشون
حالت سفتی داشت .. معلومه که از پینلیا استفاده کردم

00:15:45.980 --> 00:15:48.370
معمولا از پینلیا استفاده میشه

00:15:48.370 --> 00:15:51.440
پزشک یین ... چرا اون دارو رو کشیدی بیرون ؟

00:15:51.440 --> 00:15:54.730
استفاده ی بیش از حد به همون اندازه ی کم استفاده
کردن بده ... مخصوصا وقتی پای گیاه ها وسطه

00:15:54.730 --> 00:15:59.090
استفاده ی بیش از حد از پینلیا باعث ایجاد مشکل در
تنفس میشه... دست ها و پاها در خودشون جمع میشن

00:15:59.090 --> 00:16:02.800
این حتی باعث فلج شدن و مرگ ناشی از مسمومیت میشه

00:16:02.800 --> 00:16:06.370
به عنوان یه پزشک واقعا از این موضوع خبر نداری ؟

00:16:07.340 --> 00:16:11.700
پزشک وانگ ... انگیزه ات چیه ؟

00:16:11.700 --> 00:16:15.310
ملکه ... قطعا پینلیا در خودش سم داره

00:16:15.310 --> 00:16:18.580
اما اگه کسی بخواد حالت اغما به وجود
بیاره باید روزانه 5 بار ازش استفاده کنه

00:16:18.580 --> 00:16:20.690
من روزانه فقط 2 بار ازش استفاده کردم

00:16:20.690 --> 00:16:26.750
درضمن پرونده ی پزشکی موجوده و تحت نظارت
دو تا کارمند قصره ... این درست مثل یه شوخیه

00:16:26.750 --> 00:16:30.540
پزشک یین ، پزشک وانگ داره راستش رو میگه

00:16:30.540 --> 00:16:32.030
تو از قصد این کار رو کردی

00:16:32.030 --> 00:16:34.720
... فکر نکن فقط چون یه مقدار پزشکی خوندی

00:16:34.720 --> 00:16:38.470
میتونی قوانین رو زیر پا بذاری و هر کاری دلت
خواست بکنی ... داری تخم مرغ به سنگ میکوبی
( کنایه از کار بی فایده ست )

00:16:38.470 --> 00:16:40.700
بچه ی نادون

00:16:40.700 --> 00:16:43.030
من حرف پزشک یین رو باور میکنم

00:16:43.950 --> 00:16:46.660
اگه برنده بشی منم همراهت زنده میمونم

00:16:46.660 --> 00:16:50.490
اگه ببازی منم همراهت میمیرم

00:16:53.720 --> 00:16:57.140
مادر ، لی هائولان و یین ژیائو چون
در این مورد با همدیگه همدستن

00:16:57.140 --> 00:16:59.010
اونا از دروغ گفتن هم دریغ نمیکنن

00:16:59.010 --> 00:17:03.420
اگه پزشک وانگ در داروشناسی مهارت نداشت
این فاحشه میتونست مقصر جلوه اش بده

00:17:03.420 --> 00:17:07.960
افراد ... این سه تا رو ببرید بیرون
و به حساب هر سه اشون برسید

00:17:07.960 --> 00:17:09.440
اطاعت -
صبر کنین -

00:17:09.440 --> 00:17:13.500
نمیتونم اشتباه کرده باشم ... ملکه
قطعا این دارو یه مشکلی داره

00:17:13.500 --> 00:17:18.220
پزشک یین ... دوباره بگو
علائم مسمومیت با پینلیا چیه ؟

00:17:18.220 --> 00:17:24.060
مسمومیت با پینلیا معمولا باعث زخم
شدن گلو میشه و غذا هم هضم نمیشه

00:17:25.880 --> 00:17:29.380
ملکه ... لطفا اجازه بدین گلوی امپراتور بررسی بشه

00:17:29.380 --> 00:17:32.880
مادر ... به مزخرفاتشون گوش ندین

00:17:33.770 --> 00:17:35.380
اجازه میدم

00:17:46.750 --> 00:17:49.590
... ملکه لطفا نگاه کنین ... بعد از مصرف پینلیا

00:17:49.590 --> 00:17:53.400
گلوی ایشون زخم شده ... برای
همین نمیتونن حرف بزنن

00:17:53.400 --> 00:17:56.850
چه جوکی ... مصرف پینلیا کم بوده

00:17:56.850 --> 00:17:58.640
چطور ممکنه مسموم شده باشن ؟

00:17:58.640 --> 00:18:02.460
اینکه گلوشون زخمه تصادفی نیست ؟

00:18:06.690 --> 00:18:10.120
ملکه لطفا بهم اجازه بدین غذای مکمل دارویی رو بررسی کنم

00:18:12.110 --> 00:18:13.700
اجازه میدم

00:18:27.900 --> 00:18:32.280
این سوپ مرغ نیست ... سوپ پرنده ی
خیزرانه ... به علاوه کبک هم داخلش داره

00:18:32.280 --> 00:18:34.240
درسته

00:18:34.240 --> 00:18:38.040
پزشک وانگ ... مگه تو بهم
... نگفتی استفاده از پرنده ی خیزران

00:18:38.040 --> 00:18:42.310
از مرغ دارویی موثرتره ؟ برای همینم ما ازش برای
درست کردن غذای مکمل دارویی استفاده کردیم

00:18:42.310 --> 00:18:47.770
پس مشکل از دارو نبود ... از سوپ پرنده خیزران بود

00:18:47.770 --> 00:18:51.960
مزخرفه ... سوپ پرنده ی خیزران
رو آشپزخونه ی سلطنتی میپخت

00:18:51.960 --> 00:18:55.020
من بهش دست نبردم ... پینلیا از کجا رفته داخلش ؟

00:18:55.020 --> 00:18:58.100
میشه بپرسم سرمنشا پینلیا از کجاست ؟

00:18:58.100 --> 00:19:00.760
پینلیا به جاهای گرم و مرطوب علاقه داره

00:19:00.760 --> 00:19:04.250
اون رو میشه به مقدار زیاد در
جنگل پشت کوهستان مافو پیدا کرد

00:19:04.250 --> 00:19:07.410
پرنده های خیزران و کبک ها از پینلیا تغذیه میکنن

00:19:07.410 --> 00:19:12.420
بنابراین ... بی حسی امپراتور
... و مشکلات تنفسی ایشون

00:19:12.420 --> 00:19:16.050
از پینلیای مورد استفاده در سوپ پرنده ی خیزران بوده

00:19:16.050 --> 00:19:18.100
شماها فقط دارین حدسیات میزنین

00:19:18.100 --> 00:19:20.420
تا حالا هیچوقت دیدین پرنده های خیزران پینلیا بخورن ؟

00:19:20.420 --> 00:19:22.690
در قصرهای دیگه پرنده ی خیزران وجود داره ؟

00:19:22.690 --> 00:19:25.040
بخوام صادقانه بگم اثبات این موضوع مشکل نیست

00:19:25.040 --> 00:19:26.720
... وقتی پرنده ی خیزران پخته شد

00:19:26.720 --> 00:19:31.110
هر روز اون رو به خورد دکتر میدیم
در عرض سه روز اثرش معلوم میشه

00:19:31.110 --> 00:19:37.670
پزشک وانگ ... دارو روزی سه بار و سوپ پرنده ی
خیزران روزی سه بار مصرف میشد ... این
میتونه مخفیانه مقدار مصرف مورد نیاز باشه

00:19:37.670 --> 00:19:40.910
این راز بیماری شدید امپراتوره

00:19:40.910 --> 00:19:43.750
... من ... من

00:19:44.360 --> 00:19:46.840
ملکه لطفا از زندگی من صرف نظر کنین

00:19:47.470 --> 00:19:51.500
قاتل واقعی به پزشک وانگ رشوه داد و از
پینلیا برای مسموم کردن امپراتور استفاده کرد

00:19:51.500 --> 00:19:54.020
اون باعث شد امپراتور به شدت بیمار بشه و نتونه حرف بزنه

00:19:54.020 --> 00:19:59.400
من ... گوسفند قربونی تو شدم ... چه آدم ظالمی

00:20:01.700 --> 00:20:03.360
بلند شو

00:20:05.580 --> 00:20:09.340
حرف بزن ... مغز متفکر پشت ماجرا کیه ؟

00:20:10.260 --> 00:20:11.950
حرف بزن

00:20:30.850 --> 00:20:32.700
اون مُرده

00:20:34.480 --> 00:20:38.360
ملکه ... یه مغز متفکر پشت این ماجرا
هست ... حالا حرف ما رو باور میکنین ؟

00:20:38.360 --> 00:20:41.900
خوبه ... حرف نداره

00:20:41.900 --> 00:20:44.060
پزشک وانگ هم مُرده

00:20:44.060 --> 00:20:48.260
امپراتور با پینلیا مسموم شده
میخواید چه غلطی بکنین ؟

00:20:48.260 --> 00:20:49.560
مادر لطفا من رو ببخشید

00:20:49.560 --> 00:20:53.020
ملکه ... خوشبختانه ما به موقع این رو فهمیدیم

00:20:53.020 --> 00:20:56.430
به محض اینکه از طب سوزنی
... شیرین بیان و زنجبیل استفاده کنم

00:20:56.430 --> 00:20:59.330
میشه به آرومی از شر سم خلاص شد

00:21:02.620 --> 00:21:04.240
پدر

00:21:17.720 --> 00:21:20.730
میدونم ... باید هائولان رو آزاد کنم

00:21:25.860 --> 00:21:31.220
لو بو وی ... با تو چطوری باید برخورد کنم ؟

00:21:31.220 --> 00:21:36.190
لو بو وی بدون اجازه وارد زندان شد و قانون رو زیر پا گذاشت

00:21:36.190 --> 00:21:42.230
ملکه ... لو بو وی این کار رو کرد تا حقیقت رو بفهمه
لطفا با صلاحدید خودتون به این موضوع رسیدگی کنین

00:21:42.230 --> 00:21:48.620
هرچند برای کارت دلیل داشتی اما قانون رو شکستی

00:21:48.620 --> 00:21:52.720
من به تاوان جرمت به پرداخت هزار قطعه طلا محکومت میکنم

00:21:52.720 --> 00:21:56.000
از بزرگواری اتون ممنونم ملکه

00:22:01.490 --> 00:22:03.220
امپراتور

00:22:12.750 --> 00:22:17.030
موجود بی مصرف ... یین ژیائو چون
چطوری تونست زنده برگرده ؟

00:22:17.030 --> 00:22:18.980
کار شاهزاده یو بود

00:22:20.260 --> 00:22:24.440
احمق ... استفاده ازت چه فایده ای داره ؟

00:22:29.560 --> 00:22:33.360
اگه پاشنه ی آشیل پزشک وانگ دستم نبود
نمیتونستیم مطمئن باشیم قسر در میریم

00:22:34.120 --> 00:22:35.340
ژنرال گائو کجاست ؟

00:22:35.340 --> 00:22:38.370
ژنرال گائو زخمی شده ... اونقدرا جدی نیست

00:22:38.370 --> 00:22:39.820
... فقط

00:22:39.820 --> 00:22:41.110
حرف بزن

00:22:41.110 --> 00:22:45.580
فقط وقتی پیداش کردیم همراه پزشک یین بود

00:23:00.290 --> 00:23:01.940
یین ژیائو چون

00:23:04.560 --> 00:23:06.220
مهارتت بدک نیست

00:23:06.220 --> 00:23:07.720
اینجا چیکار میکنی ؟

00:23:07.720 --> 00:23:09.360
... من

00:23:11.030 --> 00:23:12.500
اومدم ازت معذرت خواهی کنم

00:23:12.500 --> 00:23:15.690
... اگه قراره از هر کس که زیر دستت مُرده معذرت بخوای

00:23:15.690 --> 00:23:18.270
میترسم کله ات بوی سبزی قورمه بگیره

00:23:18.270 --> 00:23:23.000
اینجا داروخونه ست ... اگه حرف دیگه ای نداری لطفا برو

00:23:23.560 --> 00:23:25.330
اومدم زخمم رو معاینه کنی

00:23:25.330 --> 00:23:27.920
من تنها پزشک این قصر نیستم

00:23:27.920 --> 00:23:29.760
اما من ترجیح میدم تو معاینه ام کنی

00:23:29.760 --> 00:23:33.640
مگه خودت نگفتی ... یه دکتر باید
بدون تعصب همه رو معالجه کنه ؟

00:23:36.030 --> 00:23:37.460
بشین

00:23:56.010 --> 00:23:58.780
اینطوری یه مریض رو درمان میکنی ؟
کاملا مشخصه داری ازم انتقام میگیری

00:23:58.780 --> 00:24:00.790
اگه بذارم به سوراخ کردنم ادامه بدی تبدیل به اَلَک میشم

00:24:00.790 --> 00:24:04.870
سم مار رو اینطوری از بین میبرم ... تحملش کن

00:24:10.890 --> 00:24:14.290
یین ژیائو چون ... من ازت معذرت خواستم

00:24:14.290 --> 00:24:15.720
نمیتونی من رو ببخشی ؟

00:24:15.720 --> 00:24:18.810
معذرت خواهی بی فایده ترین نوع ندامت در دنیاست

00:24:18.810 --> 00:24:22.890
به جز اینکه حس بهتری به خودت میده
هیچ نتیجه ی خوبی ازش بیرون نمیاد

00:24:22.890 --> 00:24:25.520
مخصوصا بعد از اینکه به دیگران صدمه زدی

00:24:25.520 --> 00:24:27.090
ببین چی داری میگی

00:24:27.090 --> 00:24:29.720
باور نمیکنم خودت هیچوقت از کسی معذرت نخواستی

00:24:29.720 --> 00:24:31.890
آدم باید کفاره ی اشتباهاتش رو بده

00:24:31.890 --> 00:24:34.260
من حاضرم سخت ترین شکنجه ها رو تحمل کنم

00:24:34.260 --> 00:24:38.310
اما در زندگیم هرگز از کسی معذرت خواهی نمیکنم

00:24:38.310 --> 00:24:40.230
هیچوقت

00:24:40.230 --> 00:24:42.430
باشه ... زخمم دیگه خوب شده

00:24:42.430 --> 00:24:44.010
نیازی نیست

00:24:49.050 --> 00:24:51.370
اومدم شما رو ببینم ملکه

00:24:53.240 --> 00:24:57.750
تمام مدت خودت باید از خودت محافظت کنی

00:24:57.750 --> 00:25:02.580
اینطوری میتونی دیگران رو نجات بدی

00:25:03.690 --> 00:25:09.680
اگه این بار کمکت میکردم پای خودم
در پرونده ی ترور گیر میفتاد

00:25:09.680 --> 00:25:13.890
اون موقع دشمن هام با یه حرکت گیرم مینداختن

00:25:13.890 --> 00:25:20.440
از طرف دیگه اگه هنوز ملکه ی ژائو
... باشم ، قبل از اینکه سرت به باد بره

00:25:20.440 --> 00:25:23.610
هنوزم یه فرصت برای نجاتت گیرم میاد

00:25:23.610 --> 00:25:25.110
درک میکنم

00:25:25.110 --> 00:25:26.560
نه

00:25:28.560 --> 00:25:30.880
درک نمیکنی

00:25:30.880 --> 00:25:36.850
تو یه مسیر مقابلت داری که همه میخوان ازش بگذرن

00:25:36.850 --> 00:25:40.530
تو میتونی کاملا به خوشگلیت تکیه کنی
... تا صیغه ی سلطنتی امپراتور بشی

00:25:40.530 --> 00:25:44.810
بچه هاش رو به دنیا بیاری و از یه زندگی شیک لذت ببری

00:25:44.810 --> 00:25:48.020
برای همه ، این راحت ترین راه زندگی در این دنیاست

00:25:48.020 --> 00:25:52.260
درضمن منطقی ترین و عقلانی ترین راهم هست

00:25:53.460 --> 00:25:57.880
بهم بگو ... به خاطرش تو رو میبخشم

00:25:57.880 --> 00:26:01.880
خیلی وقت پیش مادرم این رو بهم یاد داد

00:26:01.880 --> 00:26:06.020
به عنوان یه زن مهمترین مسئله پیدا کردن یه شوهر خوبه

00:26:06.020 --> 00:26:10.150
.. بعدها فهمیدم اگه تمام امیدم رو به کس دیگه ای ببندم

00:26:10.150 --> 00:26:12.090
آخرش مثل آوردن آب تو یه آبکشه

00:26:12.090 --> 00:26:15.470
دقیقا مثل اتفاقی که واسه مادرم و ژیو یو افتاد

00:26:15.470 --> 00:26:20.140
بنابراین ، در زندگیم فقط به خودم تکیه میکنم

00:26:20.170 --> 00:26:25.900
به عنوان یه دختر ، پدرت از بچگی بهت
یاد میده مطیع و حرف شنو باشی

00:26:25.900 --> 00:26:29.540
وقتی ازدواج میکنی شوهرت بهت یاد میده قابل و شایسته باشی

00:26:29.540 --> 00:26:33.780
وقتی پیر میشی بچه هات بهت یاد میدن فداکار باشی

00:26:33.790 --> 00:26:39.320
اونا همه ی امیدهاشون رو به عنوان یه زن به تو میبندن

00:26:40.440 --> 00:26:45.660
تو هیچوقت خودت نیستی ... بلکه
یه زن ، یه همسر و یه مادری

00:26:45.660 --> 00:26:50.380
اونا بهت میگن این کار اشتباهه و اون کارم اشتباهه

00:26:50.380 --> 00:26:53.290
تو نمیتونی قدرت و ثروت داشته باشی

00:26:53.290 --> 00:26:57.860
تو حتی نمیتونی واسه سرنوشت خودت تصمیم بگیری

00:26:57.860 --> 00:27:02.270
این  عادلانه نیست ... واقعا عادلانه نیست

00:27:03.190 --> 00:27:05.280
... اما

00:27:07.260 --> 00:27:13.190
این یه دنیا پر از آشوبه ... خودش رو معطل کسی نمیکنه

00:27:13.190 --> 00:27:16.340
تو ... واقعا براش آماده شدی ؟

00:27:16.340 --> 00:27:22.450
اگه میخوای مشکلاتت رو کاملا از بین
ببری نباید از هیچ کاری پشیمون بشی

00:27:22.450 --> 00:27:28.760
ملکه ... زن ها محدویت های خودشون
رو دارن اما مردها هم همینطورن

00:27:28.760 --> 00:27:31.950
کی گفته مردها حتما باید ذاتا شجاع باشن ؟

00:27:31.950 --> 00:27:34.260
کسایی هستن که از دست زدن به شمشیر متنفرن

00:27:34.260 --> 00:27:39.200
کی گفته تاجر بودن یه شغل تحقیرآمیزه ؟
کسایی هستن که این رو قبول نمیکنن

00:27:39.200 --> 00:27:44.610
برای زندگی در یه دنیای پر آشوب و برای اینکه آدم بتونه
.. کاری که دلش میخواد بکنه و حرفی که دلش میخواد بزنه

00:27:44.610 --> 00:27:48.390
لازمه اون شخص قدرت داشته باشه ... چه مرد باشه چه زن

00:27:48.390 --> 00:27:50.700
حق با توئه

00:27:51.560 --> 00:27:55.510
در مقابل زندگی ... اگه نتونی ازش بگذری
تا آخر عمرت تو یه دره گیر میفتی

00:27:55.510 --> 00:27:59.710
اگه بتونی ازش بگذری اون تبدیل به یه
پلکان برای برنده شدنت میشه

00:27:59.710 --> 00:28:05.150
راه تو ... هنوز راه درازیه ... با دقت داخلش قدم بذار

00:28:07.430 --> 00:28:09.720
... درس هایی که بهم دادین

00:28:10.890 --> 00:28:13.280
برای همیشه یادم میمونه

00:28:15.890 --> 00:28:17.840
<i>[ شهر هاندان ]</i>

00:28:19.220 --> 00:28:23.060
بانوی من ... تب حصبه اتون داره
بدتر میشه ... نباید حرکت کنین

00:28:23.060 --> 00:28:26.860
چطور میتونم همه اش دراز بکشم ؟ باید راه برم

00:28:26.860 --> 00:28:30.220
بانوی من -
چی شده ؟ -

00:28:30.220 --> 00:28:34.780
دوشیزه ... دوشیزه فوت کردن

00:28:34.780 --> 00:28:36.220
چی گفتی ؟

00:28:36.220 --> 00:28:41.260
دوشیزه متهم شدن با کس دیگه ای رابطه ی نامشروع
داشتن ... ایشون از سر ناامیدی دست به خودکشی زدن

00:28:42.260 --> 00:28:43.520
بانوی من

00:28:43.520 --> 00:28:45.550
بانوی من

00:28:52.670 --> 00:28:55.190
پدر -
جیائو آر -

00:28:55.190 --> 00:28:59.150
من تازه یه گوزن شکار کردم و دوست دارم
یه مقدار از گوشتش به غذای شما اضافه بشه

00:28:59.150 --> 00:29:00.980
باشه

00:29:00.980 --> 00:29:04.490
شما تازه خوب شدین ... چرا استراحت نمیکنین ؟

00:29:06.290 --> 00:29:09.440
من دارم پیر میشم ... حالم دیگه بهتر نمیشه

00:29:09.440 --> 00:29:14.120
پدر شما باید مراقب سلامتی اتون باشید
به عنوان پادشاه ژائو این وظیفه ی شماست

00:29:25.660 --> 00:29:28.020
... وقتی مریض بودم

00:29:28.020 --> 00:29:33.190
شنیدم کارهای زیادی برام انجام دادی

00:29:33.190 --> 00:29:38.160
مقامات دربار از لیاقتت خیلی
تعریف کردن ... خیالم خیلی راحت شد

00:29:38.160 --> 00:29:42.390
تنها چیزی که میتونم آرزوش رو داشته
باشم اینه که تمام تلاشم رو براتون بکنم

00:29:42.390 --> 00:29:46.960
اما یه موضوعی هست که مثل استخون
ماهی تو گلوم گیر کرده ... باید اون رو بگم

00:29:46.960 --> 00:29:48.990
بگو

00:29:48.990 --> 00:29:52.140
پدر شما قصد دارین بانوی ملازم
لی رو به عنوان صیغه بگیرین ؟

00:29:52.140 --> 00:29:56.430
هائولان زندگیم رو نجات داد ... معلومه
که نمیتونم بذارم در حقش ظلم بشه

00:29:56.430 --> 00:30:00.030
بعد از اینکه کاملا خوب شدم رسما
یه عنوان نجیب زادگی بهش اعطا میکنم

00:30:00.030 --> 00:30:01.680
... خوب

00:30:02.430 --> 00:30:06.200
چی شده ؟ با هائولان مشکلی داری ؟

00:30:06.200 --> 00:30:08.320
جراتش رو ندارم

00:30:08.320 --> 00:30:12.430
فقط دارم به این موضوع که لو بو وی برای
نجات لی هائولان وارد قصر شد فکر میکنم

00:30:12.430 --> 00:30:17.350
دیگران به رابطه ی بین اشون مشکوکن

00:30:17.350 --> 00:30:23.080
در حق هائولان بی عدالتی شد و لو بو وی به
خاطرش ایستادگی کرد ... این یه کار جوانمردانه بود

00:30:23.080 --> 00:30:26.310
من قبلا دستورم رو صادر کردم .. دلیلی نداره سر
شیری که زمین ریخته گریه زاری راه بندازیم

00:30:26.310 --> 00:30:31.340
پدر در این مورد فکر کنین ... لو بو وی با
... زحمت یه گروه رقاص زن آموزش داد

00:30:31.340 --> 00:30:35.000
فقط برای اینکه اونها رو به مقامات
رشوه بده ... قصدش واقعا چیه ؟

00:30:35.000 --> 00:30:38.630
تاجرها میخوان سود کنن .. دیگه میخواد چی باشه ؟

00:30:38.630 --> 00:30:41.980
بین صیغه های من در حرمسرا هم کلی دشمنی هست

00:30:41.980 --> 00:30:46.890
اگه اون جرات داره اون دختر رو بهم هدیه بده
چرا من نباید جرات قبول کردنش رو داشته باشم ؟

00:30:46.890 --> 00:30:52.760
کی خودش رو برای یه پیاده ی شطرنج فدا میکنه ؟

00:30:52.760 --> 00:30:57.420
میترسم وقتی لو بو وی وارد قصر
بشه در حرمسرا مشکل به وجود بیاد

00:30:57.420 --> 00:30:59.220
داری زیادی حرف میزنی

00:31:00.130 --> 00:31:02.740
زیادی حرف زدم ... لطفا عصبانی نشید پدر

00:31:02.740 --> 00:31:04.360
برو

00:31:04.970 --> 00:31:06.800
از حضورتون مرخص میشم

00:31:20.180 --> 00:31:22.790
نواده ی سلطنتی چرا اون روز از اینجا نرفتی ؟

00:31:25.060 --> 00:31:26.390
نباید منتظرت میموندم ؟

00:31:26.390 --> 00:31:30.720
من قبلا گفته بودم نیازی نیست منتظرم بمونی

00:31:31.470 --> 00:31:34.630
شاهزاده خانم یا اومد سروقتم

00:31:34.630 --> 00:31:37.680
از اونجایی که تنها بود میتونست جلوت رو بگیره ؟

00:31:37.680 --> 00:31:40.490
... یا شاید وقتی فهمیدی که

00:31:40.490 --> 00:31:45.250
آماده شدم هائولان رو ول کنم قلبت متزلزل شد ؟

00:31:45.250 --> 00:31:47.930
برای همینم شاهزاده خانم یا تونست
بفهمه چی تو ذهنت میگذره ؟

00:31:47.930 --> 00:31:51.430
به هرحال این مال گذشته ست
حرف زدن درباره اش فایده ای نداره

00:31:51.430 --> 00:31:54.630
شایعات اخیر قصر رو شنیدی ؟

00:31:54.630 --> 00:31:56.350
شایعات ؟

00:31:57.690 --> 00:32:01.690
همه میگن تو و هائولان رابطه ی محرمیت دارین

00:32:01.690 --> 00:32:04.760
برای همینم واسه نجاتش همه چی رو نادیده گرفتی

00:32:04.760 --> 00:32:06.480
واقعا ؟

00:32:06.480 --> 00:32:10.050
به عنوان یه تاجر بانفوذ و قدرتمند شکوه و افتخارت
از نگه داشتن یه زن رقاص زیبا سرچشمه گرفته

00:32:10.050 --> 00:32:12.960
اینکه هائولان از عمارت لو اومده مسئله بزرگی نیست

00:32:12.960 --> 00:32:17.110
اما اون دیگه وارد قصر شده و
توجه امپراتور ژائو رو جلب کرده

00:32:17.110 --> 00:32:20.420
علاقه ی امپراتور به هائولان قطعا
باعث ایجاد کینه و ناراحتی میشه

00:32:20.420 --> 00:32:25.470
شایعه و تهمت برای از پشت خنجر زدن به
مردمه ... شاهزاده جیائو واقعا بی شرمه

00:32:25.470 --> 00:32:28.960
حرف زدن برای توجیه این مسئله
فقط باعث میشه اوضاع بدتر بشه

00:32:28.960 --> 00:32:32.980
اما اگه کاری انجام نشه میترسم نشه زندگی اتون رو حفظ کرد

00:32:32.980 --> 00:32:37.160
نواده ی سلطنتی نگران منی یا هائولان ؟

00:32:43.680 --> 00:32:47.470
ژنرال گونگ سون ... ابریشم
جدیدی که بهت گفتم بیاری کجاست ؟

00:32:48.900 --> 00:32:51.580
برادر لو ... الان چی گفتی ؟

00:32:51.580 --> 00:32:54.230
... نواده ی سلطنتی ... ازت پرسیدم

00:32:54.230 --> 00:32:57.640
چطور میتونیم این موضوع رو حل کنیم ؟

00:33:04.570 --> 00:33:08.530
یه مدت پیش شاهزاده جیائو یه گوزن شکار کرد

00:33:08.530 --> 00:33:11.080
خیلی خوشمزه بود

00:33:11.080 --> 00:33:15.720
به آشپزخونه دستور دادم یه ضیافت ترتیب بده

00:33:15.720 --> 00:33:19.380
از افراد عزیزم دعوت میکنم امتحانش کنن

00:33:19.380 --> 00:33:22.450
در این گوشت شریک بشید

00:33:35.420 --> 00:33:40.180
یه بخش از گوشت گوزن من
رو بردار و به خزانه دار لو بده

00:33:42.550 --> 00:33:46.990
بیا برادر یو ... این به افتخار توئه

00:33:49.020 --> 00:33:50.730
ممنونم برادر

00:33:52.730 --> 00:33:55.670
ببین ... اون تاجر بازم توجه امپراتور رو از دست داده

00:33:55.670 --> 00:33:59.440
بدون توجه امپراتور اون باید به جایی که ازش اومده برگرده

00:33:59.440 --> 00:34:05.060
اومدن یه تاجر کوچیک به دربار فقط یه شوخیه

00:34:05.060 --> 00:34:07.750
لو بو وی کجاست ؟

00:34:13.650 --> 00:34:15.440
من اینجا هستم

00:34:17.070 --> 00:34:21.520
من میخواستم گوشت گوزن تازه
بخورم ... این رو از کجا آوردی ؟

00:34:21.520 --> 00:34:26.640
امپراتور ... این واقعا از شکار
تازه ای که امروز صبح رسیده اومده

00:34:26.640 --> 00:34:28.840
هنوز جرات داری بهم جواب پس بدی ؟

00:34:28.840 --> 00:34:33.660
فکر کردی من مریض بودم و حس چشاییم
رو از دست دادم ... این یه گوزن مُرده بوده

00:34:33.660 --> 00:34:36.970
افراد ... صد بار بهش چوب بزنین

00:34:36.970 --> 00:34:38.560
اطاعت

00:34:43.560 --> 00:34:46.160
صبر کنین ... صبر کنین

00:34:50.070 --> 00:34:56.730
پدر ... شما به خاطر گوشت گوزن از دست
لو بو وی عصبانی هستین یا به خاطر شایعات ؟

00:34:57.990 --> 00:35:02.310
منظورت شایعات درباره لو بو وی هرزگی هاش در دربارِ ؟

00:35:02.310 --> 00:35:07.900
پدر ... هنوز موضوع ضیافت آویزِ کنده
شده ی شاه چو ژوانگ رو یادتون هست ؟

00:35:07.900 --> 00:35:09.790
بهم بگو

00:35:09.790 --> 00:35:12.610
اون موقع شاه چو ژوانگ مقاماتش
رو به یه ضیافت دعوت کرد

00:35:12.610 --> 00:35:15.860
اون به همسر محبوبش دستور داد
برای مقامات بالارتبه شراب بریزه

00:35:15.860 --> 00:35:20.340
در اون لحظه یه باد شدید وزید
و تمام شمع ها رو خاموش کرد

00:35:20.340 --> 00:35:23.880
یه ژنرال مست از فرصت استفاده
کرد تا لباس همسر شاه رو بگیره

00:35:23.880 --> 00:35:26.210
اون همسر به عنوان مدرک آویز
... کمربند مهمونی ژنرال رو کند

00:35:26.210 --> 00:35:28.900
و از شاه چو ژوانگ خواست خطاکار رو مجازات کنه

00:35:28.900 --> 00:35:33.390
در عوض شاه ژوانگ از همه خواست آویز کمربندهاشون
رو بکنن و بعدش شمع ها دوباره روشن بشه

00:35:33.390 --> 00:35:35.900
همه با خوشحالی شراب نوشیدن و به خونه هاشون برگشتن

00:35:35.900 --> 00:35:40.530
بعدها شاه ژوانگ به ژنگ حمله کرد ... یه ژنرال
زندگیش رو به خطر انداخت تا از شاه محافظت کنه

00:35:40.530 --> 00:35:45.150
شاه ژوانگ بعد از مراسمِ پاداش فهمید
این شخص همون مجرم ضیافت بوده

00:35:45.150 --> 00:35:49.120
حاضر شد زندگیش رو به خطر بندازه
تا اون لطف قدیمی رو تلافی کنه

00:35:49.120 --> 00:35:54.100
یه شاه محترم افراد وفادار واسه خودش به وجود
... میاره ... بدون بزرگواری شاه چو ژوانگ

00:35:54.100 --> 00:35:57.210
اون شخص قبلا مُرده بود

00:35:57.210 --> 00:36:01.040
اونوقت شاه چو ژوانگ همچین آدم متعهدی به دست نمیاورد

00:36:01.040 --> 00:36:04.000
جالبه

00:36:04.000 --> 00:36:06.800
ازم میخوای چیکار کنم ؟

00:36:06.800 --> 00:36:11.510
پدر ... مشخصه همه به مالی
که صاحب نداره چشم طمع دارن

00:36:11.510 --> 00:36:16.060
حتی اگه شایعات درست باشن تحسین
کردن یه زن زیبا اشکالی نداره

00:36:16.060 --> 00:36:18.520
... از اون بیشتر اینکه مردم معمولا میگن

00:36:18.520 --> 00:36:21.370
بعد از اینکه خرگوش مکار کشته بشه
سگ شکاری کشته و جوشونده میشه
( وقتی چیزی ارزشش رو از دست داد میندازنش دور )

00:36:22.730 --> 00:36:28.480
پدر ... ما هنوز به هدف بزرگ امون نرسیدیم
چطور میتونیم بازوی خودمون رو قطع کنیم ؟

00:36:29.470 --> 00:36:34.360
لو بو وی در حال حاضر نصف ثروتش رو برای
آماده کردن تدارکات ارتش ژائو اهدا کرده

00:36:34.360 --> 00:36:37.380
همه در پادشاهی میدونن که اون یه تاجر درستکاره

00:36:37.380 --> 00:36:41.830
... پدر اگه الان لو بو وی رو اعدام کنین

00:36:41.830 --> 00:36:44.060
همه ی مردم براش دلسوزی میکنن

00:36:44.060 --> 00:36:47.760
برادر یو تو داری به نفع لو بو وی حرف میزنی

00:36:47.760 --> 00:36:50.080
... ازش نفعی بهت رسیده

00:36:50.080 --> 00:36:52.020
تا اینطوری طرفداریش رو بکنی ؟

00:36:52.020 --> 00:36:55.950
برادر ... حرفای توهین آمیز نزن

00:36:55.950 --> 00:36:58.770
من دارم این کار رو کاملا به خاطر پدر میکنم

00:36:58.770 --> 00:37:00.720
برای کشور ژائو

00:37:03.010 --> 00:37:07.480
تو به چی داری میخندی ؟

00:37:07.480 --> 00:37:09.350
امپراتور

00:37:14.900 --> 00:37:21.010
شما گفتین این گوزن مُرده بوده چون
این گوشت خیلی خشک و نازکه

00:37:22.340 --> 00:37:24.870
من شنیدم کشور هان یه نوع گوزن داره

00:37:24.870 --> 00:37:28.860
گوشتش خیلی خوش طعم و بافتش فوق العاده ست
در بین 6 کشور اون از همه درجه اول تره

00:37:28.860 --> 00:37:31.900
چرا یه قیمت بالا برای خریدنش پیشنهاد نمیکنین ؟

00:37:31.900 --> 00:37:36.560
کشور هانِ نامرد از شهر شانگ دان استفاده
کرد تا بین چین و ژائو جنگ راه بندازه

00:37:36.560 --> 00:37:40.380
من حتی به خاطر این موضوع تنبیهش
کردم ... چرا باید ازش چیزی بخرم ؟

00:37:40.380 --> 00:37:46.640
امپراتور ... دوک هوان از کشور چی سکه های
مسی رو در کوهستان ژوانگ تصفیه سازی کرد

00:37:47.560 --> 00:37:49.790
این باعث بالا رفتن ارزش قیمت هیزم کشور لای شد

00:37:49.790 --> 00:37:53.660
دیگه کسی در کشور لای نیاز به کشاورزی نداشت

00:37:53.660 --> 00:37:56.260
همه رفتن هیزم جمع کنن

00:37:56.260 --> 00:37:59.400
در عرض دو سال قیمت غلات در کشور لای بالا رفت

00:37:59.400 --> 00:38:02.290
مردم نتونستن نجات پیدا کنن و به کشور چین فرار کردن

00:38:02.290 --> 00:38:06.210
کشور لای بدون اینکه بهش حمله ای بشه
خودش رو نابود کرد ... این اتفاقیه که اگه در
بهار مزارع به موقع شخم زده نشن ، میفته

00:38:06.210 --> 00:38:10.650
اگه شما برای خرید گوشت گوزن
... قیمت بالایی پرداخت کنین

00:38:10.650 --> 00:38:15.480
مردم هان حتما برای شکار گوزن به کوه ها میرن
... اگه ما بعد از سه ماه خرید رو متوقف کنیم

00:38:15.480 --> 00:38:18.670
مردم هان پشیمون میشن اما اون موقع دیگه دیر شده

00:38:18.670 --> 00:38:22.430
اونا میتونن گوزن شکار کنن تا پول به دست
بیارن و از کشورهای دیگه غلات بخرن

00:38:22.430 --> 00:38:28.130
امپراتور غلات کشور ژائو در حال حاضر برای استفاده ی
نظامی کنار گذاشته شده ... کشور هان میتونه غلات بخره

00:38:28.130 --> 00:38:31.160
اما مجبورن اون رو به ده تا صد برابر قیمت بخرن

00:38:31.160 --> 00:38:33.860
بقیه ی کشورها دوست دارن
خونه ای که در حال سوختنه غارت کنن

00:38:33.860 --> 00:38:39.190
اگه ژائو قیمت غلات رو بالا ببره حتما بقیه ی
... کشورها هم ازش تبعیت میکنن ... اون موقع

00:38:39.190 --> 00:38:43.010
کشور هان قطعا به هرج و مرج میفته

00:38:43.010 --> 00:38:46.730
این باعث نمیشه عصبانیت شما رفع بشه ؟

00:38:46.730 --> 00:38:51.140
احمقانه ست ... فکر میکنی این واقعا جواب میده ؟

00:38:51.140 --> 00:38:55.560
به این میگن شکست دادن ارتش دیگران بدون جنگیدن

00:38:55.560 --> 00:38:57.800
همونی میشه که گفتم

00:39:00.450 --> 00:39:06.950
لو بو وی ... تو واقعا یه تاجری

00:39:08.390 --> 00:39:10.820
ازت خوشم میاد

00:39:12.600 --> 00:39:14.600
ازت خوشم میاد

00:39:14.600 --> 00:39:19.960
چطور میتونم به همچین خدمتگزار
فوق العاده ای مشکوک باشم

00:39:20.790 --> 00:39:24.560
رسیدگی به این موضوع رو به تو میسپارم

00:39:24.560 --> 00:39:28.010
پدر شما عاقل هستین -
در گوشت شریک بشین -

00:39:29.590 --> 00:39:31.850
با احترام امپراتور رو بدرقه میکنیم

00:39:33.490 --> 00:39:34.960
شاهزاده

00:39:34.960 --> 00:39:39.940
خزانه دار لو چرا اون دو ضربه چوب رو تحمل کردی ؟

00:39:40.990 --> 00:39:43.280
امپراتور عصبانیتش رو سرکوب کرده بود
... اگه نمیذاشتم اون رو بیرون بریزه

00:39:43.280 --> 00:39:48.180
تلاش شما برای اینکه متقاعدش
کنین خونسرد باشه بی فایده بود

00:39:48.180 --> 00:39:50.460
حرف تو هم منطقیه

00:39:50.460 --> 00:39:54.160
خزانه دار لو ... درباره ی خریدن گوشت گوزن چی ؟

00:39:54.160 --> 00:39:58.460
نیازی نیست زیاد شلوغش کنین شاهزاده
فقط لازمه این خبر رو پخش کنین

00:39:58.460 --> 00:39:59.950
این خبر رو پخش کنم ؟

00:39:59.950 --> 00:40:03.730
بله ... این رو به مردم هان بگید

00:40:04.700 --> 00:40:09.490
خزانه دار لو ... در این صورت این
طرح کارآمدیش رو از دست نمیده ؟

00:40:11.440 --> 00:40:16.740
کشور هان برای کشور ژائو مشکلات شرقی به
وجود آورد ... اونا الانشم احساس گناه میکنن

00:40:16.740 --> 00:40:21.510
اگه بشنون که کشور ژائو قصد داره
... با خریدن گوشت گوزن انتقام بگیره

00:40:21.510 --> 00:40:23.590
حتما بدجوری وحشت زده میشن

00:40:23.590 --> 00:40:27.260
باید برای راه انداختن جنگ تجاری در
کشور هان خیلی عوامل رو در نظر بگیرن

00:40:27.260 --> 00:40:31.130
اشتباه در هر مرحله تاثیر مخربی براشون داره

00:40:34.870 --> 00:40:39.590
حتی اگه این نقشه کار میکرد بازم 3
تا 5 سال طول میکشید تا نتیجه بده

00:40:39.590 --> 00:40:41.670
امپراتور میتونه این همه مدت صبر کنه ؟

00:40:41.670 --> 00:40:44.460
به علاوه فرمانروای هان هم احمق نیست

00:40:44.460 --> 00:40:47.740
وقتی دستور خریدن گوشت گوزن درز
کنه خودشون تا آخر ماجرا رو میخونن

00:40:47.740 --> 00:40:51.020
ما اینطوری فقط میخوایم یه حرکت بزنیم

00:40:51.020 --> 00:40:55.740
تا به مردم هان بگیم شاه ژائو ناراحته
... از اونجایی که احساس گناه میکنن

00:40:55.740 --> 00:41:00.760
طبیعتا پول و هدیه میارن و معذرت خواهی
... میکنن ... وقتی عصبانیت امپراتور از بین بره

00:41:00.760 --> 00:41:04.690
کشور ژائو یه متحد برای جنگ با چین به دست میاره

00:41:04.690 --> 00:41:06.550
این زدن چند تا هدف با یه تیر نیست ؟

00:41:06.550 --> 00:41:09.990
این ایده فوق العاده ست ... انجام دادنش هم راحته

00:41:09.990 --> 00:41:12.980
خزانه دار لو ... همین الان میرم انجامش بدم

00:41:25.870 --> 00:41:28.360
از استراتژیت ممنونم نواده ی سلطنتی

00:41:29.590 --> 00:41:32.460
تو فقط وسط مخمصه ای گیر افتاده
بودی که نمیتونستی ازش فرار کنی

00:41:32.460 --> 00:41:35.520
به سختی میشد جلوی حمله ی
پنهانی شاهزاده جیائو مقابله کرد

00:41:35.520 --> 00:41:38.490
این نقشه ای بود که میتونست
به راحتی هر کسی رو به خطر بندازه

00:41:38.490 --> 00:41:41.770
نواده سلطنتی تو در زمان مناسبی بهم توصیه کردی وارد
عمل بشم و وقتی وضع مناسب بود از مزایاش استفاده کنم

00:41:41.770 --> 00:41:44.910
اولا پادشاه ژائو رو متقاعد کردی از جون من بگذره

00:41:44.910 --> 00:41:48.490
ثانیا شایعاتی رو از بین بردی که به خاطر یه
نقشه ی مخفی داشت باعث ورشکستگیم میشد

00:41:48.490 --> 00:41:51.900
سوما به مردم هان هشدار دادی
توجه امپراتورمون رو جلب کنن

00:41:51.900 --> 00:41:54.770
مردم هان میدونن این یه تله ست اما
چاره ای ندارن جز اینکه بپرن داخلش

00:41:54.770 --> 00:41:57.590
این روش درستِ شکست دادن دشمن بدون جنگیدنه

00:41:57.590 --> 00:41:59.890
این نمونه ی یه نقشه ی درست حسابیه

00:41:59.890 --> 00:42:04.800
همچین حقه ی کوچیکی ارزش ندازه به عنوان
نمونه " توصیف بشه ... این فقط یه بلوفه "

00:42:04.800 --> 00:42:09.270
به علاوه وقتی اختلاف بین هان و ژائو از
... بین بره و اونا دوباره با هم متحد بشن

00:42:09.270 --> 00:42:13.460
اون موقع ژائو قدرت بیشتری به دست میاره در
حالی که چین دچار ترس و سوتفاهم بیشتری میشه

00:42:13.460 --> 00:42:16.650
وقتی جنگ تموم بشه منم میتونم خودم رو نجات بدم

00:42:16.650 --> 00:42:20.930
... نه ... تو نه تنها من رو نجات دادی

00:42:20.930 --> 00:42:24.930
خودتم نجات دادی ، مردم هان رو هم نجات دادی

00:42:26.070 --> 00:42:30.220
پادشاه هان کوته فکره ... در حال حاضر
داره از سودهایی که برده لذت میبره

00:42:30.220 --> 00:42:36.410
اما وقتی چین و ژائو جنگیدن رو بذارن کنار
کشور هان دو تا دشمن قدرتمند پیدا میکنه

00:42:37.120 --> 00:42:42.720
اینکه الان سر تعظیم فرود بیارن بهتر از اینه که
بعدا کشورشون فتح بشه و مردمشون مایوس بشن

00:42:42.720 --> 00:42:46.540
نواده ی سلطنتی تو نگران کشور
... مادریت و رفاه مردمش هستی

00:42:46.540 --> 00:42:49.070
و به خاطرش منافع شخصی چین رو قربانی کردی

00:42:49.070 --> 00:42:53.930
تو واقعا مرد درستکاری هستی
نواده ی سلطنتی ... لطفا بفرمایید

00:43:02.160 --> 00:43:06.980
برادر لو ... انگار این کوسن به اندازه ی
کافی ضخیم نیست ... مگه نه ؟

00:43:09.490 --> 00:43:14.870
لو بو وی ... تو نمیتونی قدرت و
زیبایی رو با هم داشته باشی

00:43:14.870 --> 00:43:18.160
وقتشه انتخاب کنی

00:43:22.000 --> 00:43:57.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.