﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:01:25.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:29.390 --> 00:01:35.130
<i>افسانه ی هائولان</i>

00:01:35.130 --> 00:01:37.980
<i>قسمت 24</i>

00:01:38.960 --> 00:01:40.240
... از همه ی این حرفا گذشته

00:01:40.680 --> 00:01:42.320
این فقط یه بازی کوچیک نیست

00:01:43.600 --> 00:01:46.000
... اولش به ژنرال نگهبان دروازه رشوه دادی

00:01:46.640 --> 00:01:48.160
... و بعدش بهش گفتی

00:01:49.160 --> 00:01:51.120
به محض اینکه کسی که این دستمال همراهشه بکشه

00:01:52.360 --> 00:01:53.680
... بعدش خودش از این دستمال استفاده میکرد

00:01:54.320 --> 00:01:55.560
تا یه یادداشت خودکشی بنویسه

00:01:59.200 --> 00:02:00.880
... محتوای این نامه ی خودکشی

00:02:01.160 --> 00:02:02.720
... طبیعتا به من در مورد

00:02:03.800 --> 00:02:06.920
درگیری داخلی در قصر که منجر به مرگم میشه هشدار میده

00:02:07.640 --> 00:02:09.400
... حتی اگه نتونی تقصیر رو بندازی گردن من

00:02:10.120 --> 00:02:12.320
هنوزم میتونی شهرت و اعتبارم رو خراب کنی

00:02:13.080 --> 00:02:15.400
محاسبات خوبی انجام دادی

00:02:15.840 --> 00:02:16.600
ملکه

00:02:18.720 --> 00:02:20.000
... حتی سعی کردی

00:02:20.000 --> 00:02:21.320
هائولان رو بکشی طرف خودت

00:02:21.320 --> 00:02:22.560
اما اون نمیخواست بخشی از نقشه ات باشه

00:02:23.200 --> 00:02:25.080
... پس این نقشه رو کشیدی

00:02:25.280 --> 00:02:26.440
تا با جنازه اش من رو محکوم کنی

00:02:27.120 --> 00:02:29.480
تو واقعا یه راه پیدا کردی تا چوب لای چرخم بذاری

00:02:29.640 --> 00:02:30.240
ملکه

00:02:32.400 --> 00:02:33.480
اشتباه کردم

00:02:33.920 --> 00:02:35.480
موقتا کور شده بودم

00:02:35.800 --> 00:02:37.600
برای همینم آخرش همچین کاری کردم

00:02:38.240 --> 00:02:39.160
یون چی سو

00:02:40.440 --> 00:02:41.320
... میدونی

00:02:41.320 --> 00:02:42.560
... چرا بعد از این همه سال

00:02:42.560 --> 00:02:43.960
نتونستی من رو شکست بدی ؟

00:02:45.480 --> 00:02:46.880
به خاطر اینکه احمقی

00:02:47.720 --> 00:02:49.040
... اونقدر احمقی که نتونستی

00:02:49.040 --> 00:02:51.080
تله ی هان چیونگ هوآ رو ببینی

00:02:51.960 --> 00:02:54.760
به خاطر ترسو بودنتم هست

00:02:55.800 --> 00:02:57.040
... اگه من جای تو بودم

00:02:58.360 --> 00:03:00.880
تا حالا هائولان رو کشته بودم

00:03:01.640 --> 00:03:03.520
... بعد از این همه پیچ و تاب

00:03:04.360 --> 00:03:07.720
بازم نتونستی از خودت محافظت کنی

00:03:09.600 --> 00:03:11.880
درمانی برای حماقتت وجود نداره

00:03:12.560 --> 00:03:13.160
ملکه

00:03:15.000 --> 00:03:15.880
ملکه

00:03:16.360 --> 00:03:17.560
اشتباه کردم

00:03:18.240 --> 00:03:19.760
لطفا این بار از تقصیرم بگذرین

00:03:20.440 --> 00:03:21.200
باشه

00:03:22.600 --> 00:03:24.360
خودت برو سی ضربه چوب بخور

00:03:25.280 --> 00:03:26.040
زودتر بور

00:03:37.960 --> 00:03:38.880
بیدار شدی

00:03:39.400 --> 00:03:39.920
ژیائو چون

00:03:40.880 --> 00:03:42.920
بدجوری درد میکنه ... بدجوری درد میکنه

00:03:44.520 --> 00:03:45.160
ژیائو چون

00:03:46.280 --> 00:03:47.040
خیلی درد دارم

00:03:48.440 --> 00:03:49.240
کمکم کن

00:03:50.080 --> 00:03:51.120
همه چی مرتبه -
ژیائو چون -

00:03:51.240 --> 00:03:52.120
همه چی دیگه مرتبه

00:03:52.640 --> 00:03:53.120
هائولان

00:03:55.120 --> 00:03:56.120
... به لطف ملکه ست که

00:03:57.480 --> 00:03:58.520
تونستی زنده بمونی

00:04:00.400 --> 00:04:01.160
ملکه ؟

00:04:01.720 --> 00:04:03.120
... همسر یون اجازه داد قصر رو ترک کنی

00:04:03.920 --> 00:04:05.080
.. چون از قبل برای فرمانده ی دروازه ی ببر سفید

00:04:05.080 --> 00:04:06.120
... یه دستور مخفی فرستاده بود

00:04:06.880 --> 00:04:08.200
... تا فورا

00:04:08.760 --> 00:04:09.840
کسی که اون دستمال همراهشه بکشه

00:04:12.480 --> 00:04:13.960
... پس از همون اول

00:04:14.160 --> 00:04:15.400
... نقشه داشت

00:04:16.760 --> 00:04:17.720
من رو بکشه

00:04:17.920 --> 00:04:19.360
نمیخواست تو رو بکشه

00:04:20.000 --> 00:04:21.360
اون به شدت از ملکه متنفره

00:04:22.720 --> 00:04:23.440
... بعد از اینکه میمردی

00:04:24.200 --> 00:04:25.200
... و از داخل لباس هات

00:04:25.680 --> 00:04:26.720
... یه یادداشت خودکشی پیدا میکردن

00:04:26.720 --> 00:04:27.800
که ملکه رو متهم میکرد

00:04:28.640 --> 00:04:29.520
... حتی اگه نمیتونستن به قتل متهمش کنن

00:04:29.520 --> 00:04:30.880
... بازم میتونستن

00:04:31.520 --> 00:04:33.080
اعتبارش به عنوان ملکه رو خراب کنن

00:04:33.720 --> 00:04:34.360
... از همه چی گذشته

00:04:35.200 --> 00:04:36.800
امپراتور فقط واسه یه لحظه عصبانی شده بود

00:04:37.520 --> 00:04:39.200
واقعا نمیخواست جونت رو بگیره

00:04:39.760 --> 00:04:41.280
... همچون صورت مهربونی

00:04:42.280 --> 00:04:44.000
اما درواقع قلب خیلی شروری داره

00:04:44.320 --> 00:04:46.000
کی بهت گفته بود طبق نقشه ی اون پیش نری ؟

00:04:46.640 --> 00:04:48.200
اینطوری فقط میتونست حرفای یه آدم مرده رو داشته باشه

00:04:49.520 --> 00:04:50.320
حالا فهمیدم

00:04:51.320 --> 00:04:52.360
... هرچقدر خواهر هائولان بدبخت تر به نظر میومد

00:04:52.760 --> 00:04:53.840
قلب امپراتور بیشتر براش درد میگرفت

00:04:54.360 --> 00:04:56.000
همین باعث میشد تو رو ببخشه و آزاد کنه

00:04:56.000 --> 00:04:56.960
دختره ی سبک مغز

00:04:57.240 --> 00:04:58.320
حالا بالاخره فهمیدی

00:04:59.000 --> 00:04:59.880
... اما

00:05:00.160 --> 00:05:01.560
... اگه ملکه میخواست اینجوری نجاتش بده

00:05:02.120 --> 00:05:03.680
چرا باید به من شلاق میزد ؟

00:05:04.600 --> 00:05:06.160
معلومه ... اون نمایش رو برای غریبه ها راه انداخت

00:05:06.880 --> 00:05:07.960
ملکه به این شکل انجامش داد

00:05:09.200 --> 00:05:10.360
... این نه تنها باعث عفو من شد

00:05:11.040 --> 00:05:12.520
بلکه تمام قصر داخلی رو هم ترسوند

00:05:13.440 --> 00:05:14.400
... از حالا به بعد

00:05:15.160 --> 00:05:15.960
... دیگه کی جرات میکنه

00:05:16.400 --> 00:05:17.920
به شان و مقام ملکه توهین کنه ؟

00:05:30.640 --> 00:05:31.880
... من یه لحظه بی احتیاطی کردم

00:05:32.520 --> 00:05:33.680
و پای شما رو هم وسط کشیدم ملکه

00:05:34.200 --> 00:05:35.280
ازتون درخواست بخشش میکنم ملکه

00:05:35.800 --> 00:05:36.600
... این مسئله رو

00:05:37.720 --> 00:05:40.320
اصلا خوب از پسش برنیومدی

00:05:42.080 --> 00:05:43.040
بیاریدش داخل

00:05:52.840 --> 00:05:53.520
آه ژائو

00:05:56.720 --> 00:05:57.840
با دقت نگاه کن

00:05:58.760 --> 00:06:01.040
این خدمتکاریه که همسر یون اینجا مستقر کرده

00:06:01.640 --> 00:06:03.040
اون حتی جرات کرد من رو گاز بگیره

00:06:03.320 --> 00:06:03.920
ملکه

00:06:04.240 --> 00:06:06.000
من بی گناهم

00:06:06.560 --> 00:06:07.320
بانو لی

00:06:07.480 --> 00:06:08.360
باید حرفم رو باور کنی

00:06:08.520 --> 00:06:10.040
من هیچوقت به فکر صدمه زدن بهت نبودم

00:06:10.600 --> 00:06:14.040
من هیچوقت برای همسر یون خبرچینی نکردم

00:06:14.720 --> 00:06:15.600
التماس میکنم

00:06:15.840 --> 00:06:17.000
باید حرفم رو باور کنی

00:06:17.000 --> 00:06:19.620
حتما یه نفر سعی داره تقصیر رو بندازه گردن من

00:06:19.620 --> 00:06:23.720
... یون چی سو از مروارید طلایی استفاده کرد

00:06:23.720 --> 00:06:26.190
تا زندگی تو رو بخره

00:06:26.190 --> 00:06:28.730
چه حیف ... ببریدش بیرون و اونقدر چوب بزنین تا بمیره

00:06:28.730 --> 00:06:31.330
اطاعت -
ملکه ... ملکه -

00:06:31.330 --> 00:06:33.000
من این کار رو نکردم

00:06:33.000 --> 00:06:38.290
ملکه ... لطفا زندگیم رو ببخشید

00:06:46.110 --> 00:06:47.930
نواده ی سلطنتی

00:06:50.710 --> 00:06:52.690
چیکار داری میکنی ؟

00:06:55.410 --> 00:06:59.270
هیچی ... فقط دارم ول میچرخم

00:07:02.120 --> 00:07:05.600
زیتارت درست شده ... میخوای امتحانش کنی ؟

00:07:15.760 --> 00:07:20.390
هائولان ... واقعا از نقشه همسر یون خبر نداشتی ؟

00:07:20.390 --> 00:07:22.860
من نمیتونم آینده رو پیشگویی کنم

00:07:22.860 --> 00:07:25.420
هان چیونگ هوا میخواست ملکه رو امتحان کنه

00:07:25.420 --> 00:07:28.620
ملکه قصد داشت با مجازات تو اونا رو بترسونه

00:07:28.620 --> 00:07:33.010
هر دوی اونا از نزدیک و همزمان تو رو تحت نظر داشتن

00:07:33.010 --> 00:07:36.920
فکر میکردم داری از این وضعیت استفاده میکنی
... و از خودت به عنوان طعمه استفاده کردی

00:07:36.920 --> 00:07:40.040
تا آدم ناراضی داخل قصر رو گول بزنی

00:07:40.750 --> 00:07:43.830
اینطوری اولا وظیفه ای که ملکه به
عهده ات گذاشته بود کامل میکردی

00:07:43.830 --> 00:07:48.020
دوما امپراتور و ملکه ازت محافظت میکردن

00:07:48.020 --> 00:07:51.920
هان چیونگ هوآ و اون دو تا
همسر انتظار این وضع رو نداشتن

00:07:51.920 --> 00:07:53.880
... در آینده هیچکس در قصر کشور ژائو

00:07:53.880 --> 00:07:58.420
جرات نمیکنه بهت دست بزنه
اونا مجبورن در موردت محتاط باشن

00:08:00.360 --> 00:08:04.410
نواده ی سلطنتی تو زیادی فکر میکنی
من اونقدرهام باهوش نیستم

00:08:04.410 --> 00:08:06.220
من واقعا هیچی نمیدونستم

00:08:06.220 --> 00:08:10.190
همسر یون شلاق خورده و نمیتونه از تخت بیرون بیاد

00:08:10.190 --> 00:08:14.080
همسر می دستیار مورد اعتمادش رو از
دست داده و حالا مرتب اضطراب داره

00:08:14.080 --> 00:08:17.290
... صادقانه بگم .... میدونم که

00:08:17.290 --> 00:08:21.720
تو عمدا گذاشتی همسر می قسر در بره ... چرا ؟

00:08:21.720 --> 00:08:25.430
... این موضوع دیگه مال گذشته ست ... راستی

00:08:25.430 --> 00:08:29.000
... نواده ی سلطنتی ... وقتی بازداشت بودم

00:08:29.000 --> 00:08:32.070
... صدای زیتارت مثل یه نهر پر پیچ و خم

00:08:32.070 --> 00:08:34.190
و یه آبشار دلپذیر بود

00:08:34.190 --> 00:08:35.590
متوجه نشدی ؟

00:08:35.590 --> 00:08:37.200
چی شده ؟

00:08:38.870 --> 00:08:42.790
... اون موقع ... میخواستم بهت هشدار بدم که

00:08:43.340 --> 00:08:47.730
خطر بیخ گوشته و به هیچکس اعتماد نکنی

00:08:53.090 --> 00:08:55.490
[ چین ]

00:08:58.950 --> 00:09:02.420
[ بای لی شی ]

00:09:03.570 --> 00:09:05.620
[ ژنرال کشور ژائو : لیان پو ]

00:09:12.580 --> 00:09:15.860
لیان پو کوچولو مثل موش ترسوئه

00:09:15.860 --> 00:09:18.580
ماه هاست محاصره شده و از جنگ میترسه

00:09:18.580 --> 00:09:21.290
مثل موش ترسوئه ... از جنگ میترسه

00:09:21.290 --> 00:09:23.920
مثل موش ترسوئه ... از جنگ میترسه

00:09:23.920 --> 00:09:27.480
مثل موش ترسوئه ... از جنگ میترسه

00:09:28.300 --> 00:09:31.860
پدر ... از وقتی ژنرال لیان پو دیوار
... بزرگ شهر بای لی رو ساخته

00:09:31.860 --> 00:09:36.250
داره به برج و بارو ساختن ادامه میده .... مهم
نیست ارتش چین چقدر اون رو به مبارزه
طلبید .... اون حاضر نیست بجنگه

00:09:36.250 --> 00:09:39.260
اما اگه این کار ادامه پیدا کنه نه
... تنها ارتش چین از بین میره

00:09:39.260 --> 00:09:42.300
ارتش خودمونم نمیتونه مدت زیادی دوام بیاره

00:09:42.300 --> 00:09:46.360
اما من قبلا سه تا فرمان نظامی صادر کردم

00:09:46.360 --> 00:09:49.310
لیان پو همه اش بهانه میاره که زمان مناسب نیست

00:09:49.310 --> 00:09:52.970
و حاضر نشده سربازها رو بیرون بفرسته .. وسط این
وضع بحرانی نمیتونم ژنرال های ارتش رو عوض کنم

00:09:52.970 --> 00:09:55.660
عوض کردن ژنرال ارتش وسط راه یه تابوی نظامیه

00:09:55.660 --> 00:09:58.050
... فکر میکنم الان باید یه سفیر بفرستیم

00:09:58.050 --> 00:10:01.380
تا از بقیه ی کشورها بخوایم برامون کمک نظامی بفرستن

00:10:01.380 --> 00:10:04.930
... باشه ... بیاید سفیرای بیشتری بفرستیم

00:10:04.930 --> 00:10:09.050
تا از کشورای دیگه تقاضای کمک
کنیم ... پایان جلسه ی دربار

00:10:10.540 --> 00:10:13.710
پدر ... محاصره ی کوهستان مافو رو فراموش کردین ؟

00:10:17.050 --> 00:10:20.140
به عنوان آخرین راه حل هیچکس
حاضر نیست سربازهاش رو بفرسته

00:10:20.140 --> 00:10:22.960
میترسم الان دنبال کمک گشتن یه اتلاف انرژی باشه

00:10:22.960 --> 00:10:25.570
پس بهم بگو چیکار باید بکنم ؟

00:10:25.570 --> 00:10:28.250
با کشور چین برای صلح مذاکره کنین

00:10:28.250 --> 00:10:30.150
مذاکره ی صلح ؟

00:10:34.230 --> 00:10:36.780
این جنگ خیلی طول کشیده

00:10:36.780 --> 00:10:41.080
چین چندین بار بدون موفقیت به شهر بای لی حمله کرده

00:10:41.080 --> 00:10:45.470
این نشون میده چین خیلی مشتاقه این جنگ رو تموم کنه

00:10:45.470 --> 00:10:48.730
اگه الان برای صلح مذاکره کنیم یه امیدی هست

00:10:48.730 --> 00:10:51.680
... پدر ... وقتی از ادامه جنگ با چین حمایت کردم

00:10:51.880 --> 00:10:53.240
نیت بدی نداشتم

00:10:53.640 --> 00:10:54.440
همه درباره اش فکر کنین

00:10:54.880 --> 00:10:56.320
کشور چین از تمام منابعش استفاده کرده

00:10:56.530 --> 00:10:59.280
اونا در هدف اشون مصمم هستن
هدف اشون فقط چانگ پینگ نیست

00:10:59.280 --> 00:11:03.290
هدف اصلی اشون هاندانه ... اونا
با مذاکره ی صلح موافقت نمیکنن

00:11:03.290 --> 00:11:08.490
دو کشور در حالت آماده باش هستن و
این فرصت مذاکرات صلح رو فراهم میکنه

00:11:08.490 --> 00:11:11.600
ژنرال لیانِ پیر در خط مقدم داره بخش های
مختلف رو یکی یکی از دست میده

00:11:11.600 --> 00:11:13.610
این خط دفاعی سوم نیست

00:11:13.610 --> 00:11:18.370
بعد از شکست دیگه خیلی دیره که یه نفر رو
برای مذاکرات صلح به چین بفرستیم

00:11:18.370 --> 00:11:24.420
پدر .. چه بخوایم مذاکره کنیم یا بجنگیم ما باید
یه تصمیمی بگیریم ... دیگه نمیشه تعلل کرد

00:11:24.420 --> 00:11:28.130
... پس برای مذاکرات صلح با چین

00:11:28.130 --> 00:11:30.760
چه کسی رو قراره بفرستیم ؟

00:11:33.910 --> 00:11:36.400
کی واسه رفتن مناسبه ؟

00:11:38.390 --> 00:11:42.460
امپراتور ... چین مثل لونه ی گرگ و ببره
اونا از رو عقل و منطق حرف نمیزنن

00:11:42.460 --> 00:11:46.620
در حال حاضر رفتن به چین به
احتمال زیاد مثل رفتن به سمت مرگه

00:11:48.020 --> 00:11:51.260
ارتش چین حریصانه به ما نگاه میکنه
اونا با مذاکرات صلح موافقت میکنن ؟

00:11:51.260 --> 00:11:54.570
این مثل حرف حساب زدن با ببره ... فایده ای نداره

00:11:54.570 --> 00:11:58.770
امپراتور ... لحظه ای که به اونجا
بریم سرمون از تن امون جدا میشه

00:11:58.770 --> 00:12:02.020
ضررش از سودش بیشتره

00:12:03.720 --> 00:12:07.150
در اوقات عادی هر کدوم از شماها
مدعیه میتونه امپراتوری رو رهبری کنه

00:12:07.150 --> 00:12:09.120
با غروری که سر به فلک میزنه
ژست میگیرین و دستور میدین

00:12:09.120 --> 00:12:11.570
... الان که زمان خدمت کردن اتونه

00:12:11.570 --> 00:12:15.710
هر کدوم اتون مثل یه موش ترسو به خودتون
میلرزین و اعتماد به نفس ندارین

00:12:15.710 --> 00:12:18.390
بودن اتون چه فایده ای برام داره ؟

00:12:18.390 --> 00:12:21.720
ما گناهکاریم

00:12:21.720 --> 00:12:27.510
پدر ... وقتی میخواستیم برای تدارکات بودجه
جمع کنیم من لو بو وی رو پیشنهاد کردم

00:12:27.510 --> 00:12:30.420
این بارم اون رو پیشنهاد میکنم

00:12:30.420 --> 00:12:33.110
نمیخوای یه حرکت جدید بزنی ؟
( قشنگ زد تو برجکش )

00:12:33.110 --> 00:12:36.900
امپراتور ... لو بو وی فقط یه کارمند ساده ست

00:12:36.900 --> 00:12:38.780
هیچوقت در کشورهای دیگه نبوده
( به عنوان تاجر رفته اما به عنوان سفیر نه )

00:12:38.780 --> 00:12:42.360
این خیلی بی قاعده ست و باعث میشه بهمون بخندن

00:12:42.360 --> 00:12:45.970
پدر ... من فکر میکنم نخست وزیر درست میگه

00:12:45.970 --> 00:12:48.740
اگه واقعا بخوایم با چین مذاکره کنیم
نباید این کار رو ساده و سرسری بگیریم

00:12:48.740 --> 00:12:51.330
ارباب لو هنوز جوونه ... نمیتونه از
پس همچین ماموریت مهمی بربیاد

00:12:51.330 --> 00:12:53.750
لطفا یه نفر دیگه رو انتخاب کنین

00:12:53.750 --> 00:12:58.770
یه تاجر ساده ... مذاکره ی صلح یه
مسئله ی بزرگه ... بچه بازی که نیست

00:12:58.770 --> 00:13:02.360
اون با بحث و گفتگو فقط دنبال سود
کردنه .... هیچ دستاورد سیاسی نداره

00:13:02.360 --> 00:13:05.250
فرستادن اون به ضرر خودمونه

00:13:05.250 --> 00:13:07.420
نتیجه اش این میشه که میذاریم چین به
خاطر اینکه آدم توانایی نداریم بهمون بخنده

00:13:07.420 --> 00:13:10.700
پس کی میتونه بره ؟ تو ؟

00:13:11.590 --> 00:13:14.430
یا تو ؟ یا تو ؟

00:13:15.930 --> 00:13:19.790
لو بو وی جوون ، قابل ، باهوش و شجاعه

00:13:19.790 --> 00:13:22.480
درضمن به خیلی کشورها سفر کرده و روابط خوبی با چین داره

00:13:22.480 --> 00:13:27.070
اگه اون نره کی قراره بره ؟

00:13:39.000 --> 00:13:44.030
در اینصورت خزانه دار لو کاندیدای خوبی به نظر میاد ؟

00:13:44.030 --> 00:13:49.050
امپراتور ... من فقط از تجارت سر
در میارم ... هیچی از مذاکره نمیدونم

00:13:49.050 --> 00:13:51.340
اون فقط یه تاجره

00:13:51.340 --> 00:13:56.060
لازم نیست نگران این موضوع باشی ... ما یه تیم
دیپلمات همراهت میفرستیم تا بهت کمک کنن

00:13:56.060 --> 00:13:59.060
همراهت یار کمکی میفرستیم -
... اما -

00:13:59.060 --> 00:14:04.630
لو بو وی ... پدرم محبتای زیادی در حقت
... کرده ... حالا که کشور به دردسر افتاده

00:14:04.630 --> 00:14:06.690
نمیخوای جواب محبت هاش رو بدی ؟

00:14:09.750 --> 00:14:13.820
امپراتور ... من حاضرم برم

00:14:13.820 --> 00:14:17.180
اما یه درخواستی دارم

00:14:17.180 --> 00:14:18.740
چیه ؟

00:14:18.740 --> 00:14:23.810
برای نشون دادن حسن نیت امون لطفا اجازه
بدین نواده ی سلطنتی رو با خودم ببرم

00:14:23.810 --> 00:14:26.560
نمیتونم این اجازه رو بدم

00:14:26.560 --> 00:14:31.060
امپراتور ... اگه ژائو حاضر بشه نواده ی سلطنتی رو
... برگردونه و به علاوه قبول کنه سان دانگ رو پس بده

00:14:31.060 --> 00:14:33.920
اونوقته که درخواست صلح امون قابل قبوله

00:14:33.920 --> 00:14:38.180
پس دادن اون شهر به چین قابل مذاکره ست
اما نواده ی سلطنتی نباید برگردونده بشه

00:14:38.180 --> 00:14:43.340
اگه کشور ژائو موقع مذاکرات صلح بازم نواده سلطنتی
رو گروگان نگه داره این فقط یه جوک مسخره میشه

00:14:43.340 --> 00:14:46.120
اگه نواده ی سلطنتی آزاد بشه
چین دیگه ملاحظه امون رو نمیکنه

00:14:46.120 --> 00:14:48.290
پدر ... این اصلا نمیشه

00:14:48.290 --> 00:14:52.100
نگه داشتن نواده ی سلطنتی در ژائو جلوی
... جنگ رو نمیگیره اما اگه آزاد بشه

00:14:52.100 --> 00:14:54.300
اون حتما میتونه برای متوقف
کردن جنگ متقاعدشون کنه

00:14:54.300 --> 00:14:57.050
این متقاعد کردنه یا اضافه کردن نفت به آتیش ؟

00:14:57.050 --> 00:15:01.220
نواده ی سلطنتی سال ها گروگان بوده
اینکه دنبال انتقام باشه طبیعی تره

00:15:01.220 --> 00:15:07.500
شاهزاده شما میخواید چین به حسن نیت ما شک
کنه ؟ یا عمدا میخواید مذاکرات صلح رو خراب کنین ؟

00:15:07.500 --> 00:15:10.890
من فکر میکنم تو داری مذاکرات صلح رو
بهانه میکنی تا ببر رو به کوهستان برگردونی

00:15:10.890 --> 00:15:13.960
کافیه دیگه ... هر دوتاتون بس کنین

00:15:21.100 --> 00:15:23.360
... وقتی چین با مذاکرات صلح موافقت کنه

00:15:23.360 --> 00:15:29.830
اونوقت به یین یی رن اجازه
میدم برگرده ... زیر این قولم نمیزنم

00:15:29.830 --> 00:15:35.950
امپراتور ... من تمام تلاشم رو به کار
میگیرم تا بین دو کشور صلح برقرار کنم

00:15:35.950 --> 00:15:37.850
.. در صورتی که مذاکرات صلحت موفقیت آمیز باشه

00:15:37.850 --> 00:15:42.470
من به تمام گروه تجاریت پاداش خیلی خوبی میدم

00:15:42.470 --> 00:15:44.790
خیلی ممنونم امپراتور

00:15:49.010 --> 00:15:51.290
چطور تونستی با همچین شرایطی موافقت کنی ؟

00:15:51.290 --> 00:15:54.190
این آخرین فرصت ماست

00:15:54.190 --> 00:15:56.070
چه فرصتی ؟

00:15:57.140 --> 00:15:59.670
برگردوندن نواده ی سلطنتی به چین

00:15:59.670 --> 00:16:02.580
میدونی چند تا نگهبان به پست
نگهبانی دروازه ی قصر اضافه شدن ؟

00:16:02.580 --> 00:16:04.800
چشمای شاهزاده جیائو تمام مدت مراقب ماست

00:16:04.800 --> 00:16:07.570
چطوری میبریش بیرون ؟ این غیرممکنه

00:16:07.570 --> 00:16:13.360
تا زمانی که شخص زنده ست
میتونه غیرممکن ها رو ممکن کنه

00:16:14.470 --> 00:16:16.990
چطوری میخوای نقشه ات رو اجرا کنی ؟

00:16:16.990 --> 00:16:21.510
پس فردا فستیوال نهم ماهه ... امپراتور
و ملکه برای گشت و گذار بیرون میرن

00:16:21.510 --> 00:16:25.380
به یه نقطه ی بلند میرن تا از منظره
لذت ببرن ... شاهزاده جیائو خیلی بدبینه

00:16:25.380 --> 00:16:28.470
اون نمیذاره نواده ی سلطنتی تنهایی در قصر بمونه

00:16:28.470 --> 00:16:32.420
بنابراین میتونیم بین راه انجامش بدیم

00:16:32.420 --> 00:16:38.210
زهی خیال باطل ... اون موقع امنیت به شدت
بالاست ... فرصتی برای نقشه ات نیست

00:16:38.210 --> 00:16:41.850
موفقیت آمیز باشه یا نه ، به هرحال
باید آخرین تلاش امون رو بکنیم

00:16:41.850 --> 00:16:43.290
این خیلی خطرناکه

00:16:43.290 --> 00:16:45.950
هر دو کشور آخرش درگیر جنگ میشن

00:16:45.950 --> 00:16:49.410
اگه چین برنده بشه نواده ی سلطنتی حتما کشته میشه

00:16:49.410 --> 00:16:50.760
چی میشه اگه ژائو برنده بشه ؟

00:16:50.760 --> 00:16:52.560
... اگه ژائو برنده بشه

00:16:52.560 --> 00:16:57.510
نواده ی سلطنتی چین تا آخر عمرش زندانی میشه

00:16:57.510 --> 00:17:01.940
از هر دوتاتون میخوام یادتون باشه این آخرین فرصته

00:17:07.510 --> 00:17:10.920
استفاده کردن از دست چین برای کشتن لو بو وی

00:17:10.920 --> 00:17:13.860
برادر نقشه ات واقعا فوق العاده ست

00:17:14.890 --> 00:17:20.750
لو بو وی خیلی آب زیر کاهه ... وقتی
دیدم موافقت کرد غافلگیر شدم

00:17:20.750 --> 00:17:25.800
منم فکر میکنم این موضوع خیلی عجیبه

00:17:25.800 --> 00:17:29.390
صرفنظر از آماده شدن تیم دیپلماتیک
اون قراره فورا کارش رو شروع کنه

00:17:29.390 --> 00:17:31.660
فرصتی نداره تا نقشه بکشه

00:17:31.660 --> 00:17:35.470
این لزوما درست نیست ... جشنواره ی
نهم ماه داره از راه میرسه

00:17:35.470 --> 00:17:40.990
طبق آیین نامه های قصر ، پدر و مادر به قله ی
چا جیان میرن تا برای بخت و اقبال خوب دعا کنن

00:17:40.990 --> 00:17:42.540
... در اون زمان

00:17:42.540 --> 00:17:46.600
نواده ی سلطنتی چین یه مهمون محترمه
چطور میشه در قصر تنهاش گذاشت ؟

00:17:46.600 --> 00:17:48.820
اما مسیر رسیدن به اونجا هم کاملا امن نیست

00:17:48.820 --> 00:17:55.130
نگهبانای زیادی بالا و پایین کوه هستن ... لو بو وی
این بار حتی اگه بال داشته باشه نمیتونه فرار کنه

00:17:55.130 --> 00:17:57.820
ناحیه ی قله ی چا جیان خیلی خطرناکه

00:17:57.820 --> 00:18:02.570
برادر ... احیانا یه نیت مخفی داری ؟

00:18:02.570 --> 00:18:06.330
مسلما هیچی از چشم یا آر دور نمیمونه

00:18:06.330 --> 00:18:09.230
من به دیگران اهمیت نمیدم

00:18:09.230 --> 00:18:11.300
... اما -
نگران نباش -

00:18:11.300 --> 00:18:14.350
نواده ی سلطنتی چین رو
صحیح و سالم بهت برمیگردونم

00:18:15.130 --> 00:18:20.170
در مورد دیگران ... باید فکر
برگشتن رو از سرشون بیرون کنن

00:18:25.370 --> 00:18:31.400
ابرها قبلا ضخیم بودن ... انتظار
داشتم یه بارون شدید بباره

00:18:31.400 --> 00:18:33.900
اما ابرها فورا از بین رفتن

00:18:33.900 --> 00:18:39.140
درسته ... امیدوارم در روز فستیوال هم هوا
خوب باشه ... اونوقت میتونیم از کوه بریم بالا

00:18:39.140 --> 00:18:41.560
هوای خوب ؟

00:18:43.870 --> 00:18:47.490
درسته ... مطمئنا هوا خوب خواهد بود

00:18:47.490 --> 00:18:48.750
ژیا شو

00:18:48.750 --> 00:18:49.840
بله ؟

00:18:49.840 --> 00:18:53.050
وقتشه ... بذار بیاد دیدنم

00:18:53.050 --> 00:18:54.760
اطاعت

00:18:57.130 --> 00:19:00.730
فستیوال روز نهم ... قله ی چا جیان

00:19:00.730 --> 00:19:03.690
این تنها فرصتت برای کشتن اونه

00:19:03.690 --> 00:19:05.650
شاهزاده خانم شما دنبال چی هستین ؟

00:19:05.650 --> 00:19:10.440
اجازه میدم خشمی که ازت دارم
رفع کنی ... دنبال تلافی کردن نیستم

00:19:10.440 --> 00:19:15.200
فقط اون روز امنیت شدیده ... باید خیلی مراقب باشی

00:19:15.200 --> 00:19:18.630
یه سری نیروی کمکی هم برات میفرستم
تا مطمئن بشم همه چی خوب پیش میره

00:19:18.630 --> 00:19:21.190
از یادآوری اتون ممنونم شاهزاده خانم

00:19:24.920 --> 00:19:28.790
شاهزاده خانم اگه ملکه این موضوع رو بفهمن چی

00:19:28.790 --> 00:19:34.770
برای رسیدن به هدفم حتی اگه
مادر تنبیهم کنه ترسی ندارم

00:19:35.640 --> 00:19:40.690
مواد جدید و کاغذهای بامبویی که
سفارش داده بودیم هنوز نرسیدن ؟

00:19:40.690 --> 00:19:42.620
همه اشون تحویل داده شدن

00:19:57.100 --> 00:20:00.860
آه یو ... چیکار داری میکنی ؟

00:20:00.860 --> 00:20:03.790
به زودی از قصر میریم بیرون
دارم وسایلم رو آماده میکنم

00:20:03.790 --> 00:20:05.960
خیلی وسیله با خودت نیار

00:20:05.960 --> 00:20:09.370
برداشتن یه دست لباس سبک کافیه

00:20:09.370 --> 00:20:11.390
جواهرات رو بذار کنار

00:20:11.390 --> 00:20:15.500
این کافی نیست ... خواهر
هائولان ... ما داریم میریم چین

00:20:15.500 --> 00:20:17.540
هیــــــــــــس

00:20:17.540 --> 00:20:21.000
اون وسایل حتی واسه بین راه هم کافی نیستن

00:20:21.000 --> 00:20:24.790
ما داریم میریم کوهنوردی ... به زودی
... برمیگردیم ... اگه وسایل زیادی بیاری

00:20:24.790 --> 00:20:26.440
همه رو مشکوک میکنی

00:20:26.440 --> 00:20:29.290
چرا من اینقدر احمقم ؟

00:20:29.290 --> 00:20:33.650
احمق نیستی ... فقط زیادی خوشحالی

00:20:33.650 --> 00:20:37.970
در این قصر دارم به حد مرگ
خفه میشم ... اینجا واقعا ترسناکه

00:20:37.970 --> 00:20:41.690
قبل از اینکه حرفی بزنم باید سه بار درباره اش فکر کنم

00:20:41.690 --> 00:20:45.920
حتی اگه یه جمله ی اشتباه بگم کمر و باسنم به فنا میره
( چون با چوب میزنن لهش میکنن )

00:20:45.920 --> 00:20:47.470
بی تربیت

00:20:48.740 --> 00:20:53.210
آره ... بی تربیتم ... دیگه حرف نمیزنم

00:20:54.480 --> 00:20:58.550
خواهر هائولان ... ما قراره به زودی از
این اقیانوس تلخی و عذاب فرار کنیم

00:20:58.550 --> 00:21:01.080
چرا هنوزم خوشحال نیستی ؟

00:21:01.080 --> 00:21:05.090
هر چی آدم خوشحال تر باشه باید
آرامش و خونسردیش رو بیشتر حفظ کنه

00:21:05.090 --> 00:21:09.600
خوشحالی رو بذار واسه وقتی که موضوع تموم شد

00:21:12.400 --> 00:21:13.690
بیا

00:22:10.620 --> 00:22:12.450
مادر ... ببین

00:22:12.400 --> 00:22:14.360
مسیرای کوچیک در اون مزرعه درهم تنیده شدن

00:22:14.960 --> 00:22:16.280
با یه نگاه بهش میشه فهمید چقدر وسیعه

00:22:16.720 --> 00:22:18.480
تازه اون دورترها یه دریاچه ام هست

00:22:19.040 --> 00:22:26.170
اون رودخونه ی چینِ ... از غربِ کوهستان شی شروع
میشه و در شرق به فو یانگ میریزه ... خیلی طولانیه

00:22:26.170 --> 00:22:28.190
میدونم

00:22:28.190 --> 00:22:31.890
... هر ماه مارس تعداد زیادی زن و مرد جوون

00:22:31.890 --> 00:22:33.920
برای گردش دسته جمعی به اونجا میرن

00:22:33.920 --> 00:22:37.440
آب در جریانه و باعث شادی دل آدم میشه

00:22:37.440 --> 00:22:40.460
بارها دلم میخواست به دیدن اونجا برم

00:22:40.460 --> 00:22:43.320
متاسفانه فرصت زیادی برای این کار نداشتم

00:22:43.320 --> 00:22:48.410
پس باید اون آرزو رو در ذهنت زندانی کنی

00:22:49.700 --> 00:22:52.980
هیچوقت سعی نکن برآورده اش کنی

00:22:52.980 --> 00:22:56.250
چون وقتی انجامش بدی به شدت ناامید میشی

00:22:56.250 --> 00:22:57.940
متوجه نمیشم

00:22:57.940 --> 00:23:03.460
این رودخونه ای که دوستش داری پر از درختای بیده

00:23:03.460 --> 00:23:05.250
درخت بید ؟

00:23:05.250 --> 00:23:06.900
پس منظره اش باید خیلی زیبا باشه

00:23:06.900 --> 00:23:10.940
درختای بید باشکوهن و اغلب
با دونه های شبنم پوشیده ان

00:23:10.940 --> 00:23:13.000
این خیلی زیباست

00:23:13.000 --> 00:23:18.540
در روز شانگ سی یه دختر در هاندان بود

00:23:18.540 --> 00:23:24.480
اون با روسری توری سرش رو پوشونده ... و
بی سر و صدا برای گردش به حومه ی دریاچه رفت

00:23:24.480 --> 00:23:28.550
... اون روز چشم هاش بر رویِ سرسبزی طبیعت

00:23:28.550 --> 00:23:30.730
و امواج لاجوردی دریاچه میچرخید

00:23:30.730 --> 00:23:34.010
به سمت جنگل بامبو رفت

00:23:34.010 --> 00:23:40.740
یه مرد زیبا رو دید که داشت در
جنگل شمشیرزنی تمرین میکرد

00:23:40.740 --> 00:23:44.990
حومه ی شهر با علف های سبز  "</i>
<i>" و دانه های شبنم پوشیده شده

00:23:44.990 --> 00:23:48.320
<i>" یه زیبارو مشتاقانه منتظر طنازی کردنه "</i>

00:23:48.320 --> 00:23:51.620
امروز فرصتش رو دارم تا با کسی که باعث  "</i>
<i>" شد در نگاه اول عاشق بشم ملاقات کنم

00:23:51.620 --> 00:23:56.090
مادر ... اونا در نگاه اول عاشق هم شدن ؟

00:23:56.090 --> 00:23:58.400
کاملا برعکس

00:23:59.850 --> 00:24:05.780
اون فکر کرد اون مرد یه کم احمقه ... آخه کی
میاد اینطوری بین درختا وقت تلف میکنه ؟

00:24:05.780 --> 00:24:10.750
اما اون خیلی سمج بود و درد زیادی به جون خرید

00:24:10.750 --> 00:24:14.930
بالاخره اون دختر آروم آروم گرفتار محبتش شد

00:24:14.930 --> 00:24:19.810
اما بعدا فهمید اون مرد قبلا به یکی قول ازدواج داده

00:24:19.810 --> 00:24:25.420
نامزدش ... درواقع خواهر خود اون دختر بود

00:24:25.420 --> 00:24:31.010
اون قاطعانه رابطه اشون رو قطع
کرد و حاضر نشد اون رو ببینه

00:24:31.010 --> 00:24:34.990
اما اون مرد هر روز اصرار میکرد

00:24:34.990 --> 00:24:38.200
و حتی اعتصاب غذا کرد

00:24:38.920 --> 00:24:42.660
بالاخره پدر و مادرش رو وادار
کرد نظرشون رو عوض کنن

00:24:42.660 --> 00:24:44.920
این عشقیه که از طرف خدایان مقدر شده

00:24:44.920 --> 00:24:47.750
هیچکس نمیتونه اون رو در هم بشکنه

00:24:47.750 --> 00:24:54.130
اون زمان اون مرد اغلب در
: گوش اون دختر زمزمه میکرد

00:24:54.130 --> 00:24:59.180
<i>اون زمانی که برای به خدمت سربازی  "</i>
<i>" رفتم بیدها باطراوت و سرسبز بودن</i>

00:24:59.180 --> 00:25:04.800
<i>حالا که دارم زرهم رو درمیارم و به شهرم برمیگردم  "</i>
<i>" دانه های برف شناورن و در هوا به پرواز در اومدن</i>

00:25:05.810 --> 00:25:08.670
این شعر مورد علاقه ی توئه مادر

00:25:09.690 --> 00:25:14.360
... در راه خونه و در هوای طوفانی

00:25:15.010 --> 00:25:21.570
حتی اگه بدبخت و بی حفاظ بود اما هنوزم امیدی داشت

00:25:21.570 --> 00:25:25.240
... چون در زادگاهش

00:25:25.240 --> 00:25:29.380
اون درختای بید باشکوه ، نسیم ملایم
و دونه های شبنم همراهیش میکردن

00:25:29.380 --> 00:25:33.590
همینطور اون معشوقی که مدت ها ازش جدا بود

00:25:33.590 --> 00:25:37.640
اونا به هم وابسته بودن و از هم حمایت میکردن

00:25:37.640 --> 00:25:40.860
این زیباترین داستان در این دنیای فانیه

00:25:40.860 --> 00:25:46.850
اون هیچوقت فکرشم نمیکرد که بعد از اون
همه مبارزه قلب ها به راحتی خیانت میکنن

00:25:46.850 --> 00:25:51.020
اون شخص از قبل فراموشش کرده بود

00:25:51.020 --> 00:25:55.250
... اون خونه ای که با همدیگه ساخته بودنش

00:25:56.100 --> 00:25:58.600
دیگه خونه ی اون نبود

00:26:00.050 --> 00:26:06.070
یا آر ... فقط وقتی به سن
من برسی میفهمی چی میگم

00:26:06.070 --> 00:26:11.990
من حس میکنم آخر و عاقبت من همونطوری نمیشه

00:26:11.990 --> 00:26:17.590
همه ی مردم فکر میکنن منحصر به
فردن ... اما در واقعیت اینطور نیست

00:26:17.590 --> 00:26:23.620
هیچکس نمیتونه از حقه هایی که
سرنوشت بهمون میزنه فرار کنه ... هیچکس

00:26:55.800 --> 00:26:58.210
اونجا یه کمین هست ... من میرم پایین

00:27:02.590 --> 00:27:05.760
اونا آدمکشن ... از امپراتور و ملکه محافظت کنین

00:27:09.350 --> 00:27:12.110
خواهر هائولان ... منتظرم بمون

00:27:12.110 --> 00:27:14.410
آه یو ... مراقب باش

00:27:25.140 --> 00:27:27.530
حدس ارباب درست بود

00:27:27.530 --> 00:27:29.140
وارد عمل بشین

00:27:48.390 --> 00:27:50.070
یه نفر هست که از منم بی رحم تره

00:27:50.070 --> 00:27:51.990
از امپراتور و ملکه محافظت کنین

00:27:51.990 --> 00:27:54.320
از امپراتور و ملکه محافظت کنین ... عقب نشینی

00:27:51.880 --> 00:27:53.240
از امپراتور و ملکه محافظت کنین ... عقب نشینی

00:28:11.570 --> 00:28:13.780
چیکار داری میکنی ؟ برو داخل ارابه -
من باهات میام -

00:28:13.780 --> 00:28:16.650
تو هیچ جا نمیری ... اگه زخمی بشی چه
خاکی به سرم بریزم ؟ برو داخل ارابه

00:28:22.090 --> 00:28:24.110
نواده ی سلطنتی ... بیا بریم

00:28:25.390 --> 00:28:28.790
خواهر هائولان وقتشه ... همین الان برو پیش ارباب

00:28:31.460 --> 00:28:33.190
مراقب باش

00:28:35.470 --> 00:28:36.890
نواده ی سلطنتی همین  الان برو

00:28:36.890 --> 00:28:39.260
وقتی به پایین کوه رسیدی
یه نفر تو رو با خودش میبره

00:28:39.260 --> 00:28:41.650
هائولان کجاست ؟ -
ما قرار گذاشتیم پایین کوه همدیگه رو ببینیم -

00:28:41.650 --> 00:28:44.370
نجاتم بدین ... نجاتم بدین

00:28:44.370 --> 00:28:46.640
نجاتم بدین -
هائولان ؟ -

00:28:50.860 --> 00:28:53.200
ارابه رو نگه دار ... نجاتم بدین

00:28:53.200 --> 00:28:56.690
نجاتم بدین

00:28:56.690 --> 00:28:58.870
نجاتم بدین

00:28:58.870 --> 00:29:00.990
همین الان ارابه رو نگه دار

00:29:44.970 --> 00:29:46.760
نواده ی سلطنتی چین

00:29:46.760 --> 00:29:48.600
همین الان برو

00:29:52.830 --> 00:29:55.490
همه میگن نواده ی سلطنتی چین از نظر فنون نظامی ضعیفه

00:29:55.490 --> 00:29:58.440
امروز فهمیدم این فقط یه پوششه

00:29:58.440 --> 00:30:03.690
تو داری من رو زیادی دست بالا میگیری
این فقط به خاطر جون یه آدم بود

00:30:03.690 --> 00:30:07.230
اون رو ول کن و من ضمانت میدم
که میتونی صحیح و سالم بری

00:30:08.070 --> 00:30:09.940
چه حیف

00:30:09.940 --> 00:30:13.890
اون زنی که عاشقش بودم کشت ... جون در برابر جون

00:30:13.890 --> 00:30:15.980
تو کی هستی ؟

00:30:15.980 --> 00:30:17.800
هنوز ژیائو هونگ یی رو یادته ؟

00:30:17.800 --> 00:30:19.950
همون بانوی ملازمی که تو کشتی

00:30:19.950 --> 00:30:21.400
تو معشوق اون هستی

00:30:21.400 --> 00:30:23.430
اون همسر آینده ام بود

00:30:23.430 --> 00:30:26.030
برای اینکه پول به دست بیاره تا
... کمک کنه من ترفیع مقام بگیرم

00:30:26.030 --> 00:30:30.210
جواهر دزدید و به دست تو کشته شد

00:30:31.220 --> 00:30:33.570
این خیلی عجیبه

00:30:33.570 --> 00:30:36.560
اون به دستور ملکه کشته
شد ... این چه ربطی به من داره ؟

00:30:36.560 --> 00:30:40.700
خفه شو ... زنی مثل تو باید هزار تیکه بشه

00:30:40.700 --> 00:30:42.330
صبر کن

00:30:44.250 --> 00:30:45.790
به من نزدیک نشو

00:30:45.790 --> 00:30:47.010
میخوای چیکار کنی ؟

00:30:47.010 --> 00:30:50.530
اگه امروز بمیرم اون رو هم با خودم میبرم

00:30:50.530 --> 00:30:53.240
حرف بزن ... برای اینکه ولش کنی باید چیکار کنیم ؟

00:30:53.240 --> 00:30:55.810
هر دوتون برید عقب ... بذارید من برم

00:30:55.810 --> 00:30:57.830
من موافقم -
غیرممکنه -

00:30:57.830 --> 00:31:02.070
چیه ؟ اختلاف نظر دارین ؟ به حرف کی باید گوش کنم ؟

00:31:02.070 --> 00:31:04.550
لو بو وی ... بذار بره

00:31:04.550 --> 00:31:06.130
وگرنه به هائولان صدمه میزنه

00:31:06.130 --> 00:31:10.280
فکر کردی با گرفتن اون میتونی من رو تهدید کنی ؟

00:31:10.280 --> 00:31:15.480
مگه اون کیه ؟ اون برای من هیچی نیست

00:31:15.480 --> 00:31:16.640
لو بو وی

00:31:16.640 --> 00:31:19.370
بکشش ... ازت میخوام اون رو بکشی

00:31:19.370 --> 00:31:21.090
واقعا میکشمش

00:31:21.090 --> 00:31:26.290
ترسو ... قاتل واقعی اون زن تویی -
چی گفتی ؟ -

00:31:26.290 --> 00:31:28.880
ژیائو هونگ یی به خاطر تو نبود که جواهر دزدید

00:31:28.880 --> 00:31:30.880
اون این کار رو نکرد تا تو در قصر بمونی

00:31:30.880 --> 00:31:33.480
این کار رو نکرد تا برای پیشرفتت ازش استفاده کنی

00:31:33.480 --> 00:31:35.670
مزخرفه ... داری مزخرف میگی

00:31:35.670 --> 00:31:39.540
اون کسی رو نکشت ... تو بودی که کشتی

00:31:39.540 --> 00:31:41.640
تو نتونستی از کسی که عاشقش بودی محافظت کنی

00:31:41.640 --> 00:31:44.730
همه اش به خاطر بی لیاقتی و حماقت توئه -
خفه شو -

00:31:44.730 --> 00:31:47.570
تو احمق ترین مرد در این پادشاهی هستی

00:31:49.180 --> 00:31:50.860
هائولان

00:31:59.320 --> 00:32:02.980
نواده ی سلطنتی ... نواده ی سلطنتی

00:32:02.980 --> 00:32:05.880
لو بو وی ... چرا هنوز اونجا وایسادی ؟

00:32:05.880 --> 00:32:09.090
نواده ی سلطنتی زخمی شده ... بیا و کمک کن

00:32:09.090 --> 00:32:11.910
سربازهایی که در تعقیب امون هستن
به زودی میرسن ... بیاید همین الان بریم

00:32:11.910 --> 00:32:15.890
نه ... نواده ی سلطنتی الان زخمیه
به پزشک نیاز داره تا درمانش کنه

00:32:15.890 --> 00:32:17.380
اگه دیر کنیم تلاش هامون هدر میره

00:32:17.380 --> 00:32:20.110
لو بو وی ... واقعا میخوای نواده سلطنتی رو بکشی ؟

00:32:20.110 --> 00:32:22.320
دارم نجاتش میدم

00:32:26.090 --> 00:32:27.680
ژنرال گائو

00:32:27.680 --> 00:32:29.290
خدا رو شکر ... بالاخره اومدی

00:32:29.290 --> 00:32:31.770
بله ... وقتی گزارش رو در پایین کوه شنیدم فورا اومدم

00:32:31.770 --> 00:32:35.100
چه خبره ؟ -
نواده ی سلطنتی به یه قاتل برخورد -

00:32:37.160 --> 00:32:39.700
زود باشین ... کمک کنین نواده ی سلطنتی از اینجا بره

00:32:52.890 --> 00:32:54.390
بیاید بریم

00:33:13.150 --> 00:33:14.780
چطوره ؟

00:33:22.080 --> 00:33:24.130
ازت یه سوال پرسیدم

00:33:25.060 --> 00:33:28.610
این تیر اون رو نکشت اما به
نصف النهار قلبش صدمه زد

00:33:28.610 --> 00:33:31.720
چطوری باید درمانش کرد ؟ چه دارویی مورد نیازه ؟

00:33:31.720 --> 00:33:36.330
چطوری باید ازش پرستاری کنیم ؟ در مورد غذا و
نوشیدنی چه مواردی رو باید رعایت کنیم ؟

00:33:36.330 --> 00:33:42.200
شاهزاده خانم ... نواده ی سلطنتی الان مریضه ... به
آرامش نیاز داره تا استراحت کنه ... لطفا ساکت باشین

00:33:42.200 --> 00:33:43.970
چطور جرات میکنی ؟

00:33:53.330 --> 00:33:55.350
شاهزاده خانم ... ملکه میخوان شما رو ببینن

00:33:55.350 --> 00:33:59.170
نمیام ... قبل از اینکه نواده ی
سلطنتی بیدار بشه هیچ جا نمیرم

00:33:59.170 --> 00:34:01.690
... اما ملکه -
نشنیدی چی گفتم ؟ -

00:34:01.690 --> 00:34:06.510
میترسم اگه ملکه رو عصبانی کنیم
تلافیش رو سر نواده ی سلطنتی دربیاره

00:34:10.290 --> 00:34:13.380
یین ژیائو چون ... من به قابلیت های تو ایمان دارم

00:34:13.380 --> 00:34:15.200
اخلاقت رو تحمل میکنم

00:34:15.200 --> 00:34:19.280
اما اگه نواده ی سلطنتی هر صدمه ای
ببینه زندگیت رو ازت میگیرم

00:34:36.600 --> 00:34:38.720
شاهزاده خانم ... چیکار میکنین ؟

00:34:38.720 --> 00:34:42.660
نواده ی سلطنتی به خاطر توبه این وضع افتاده
بازم جرات کردی خودت رو اینجا نشون بدی ؟

00:34:42.660 --> 00:34:46.230
از اینکه نواده سلطنتی صدمه دیده احساس گناه میکنم

00:34:46.230 --> 00:34:49.440
اما من به نواده ی سلطنتی چین مدیونم نه به شما

00:34:49.440 --> 00:34:52.530
یعنی من برای اینکه به یه خدمتکار
درس بدم به دلیل نیاز دارم ؟

00:34:52.530 --> 00:34:54.990
شاهزاده خانم شما برای یه لحظه وحشت زده
شدین و خونسردی اتون رو از دست دادین

00:34:54.990 --> 00:34:58.490
اگه این به گوش ملکه برسه
فورا یه داماد انتخاب میکنه

00:34:58.490 --> 00:35:01.830
و شما رو به یه جای دور شوهر میده
... تا جلوی این رسوایی رو بگیره

00:35:01.830 --> 00:35:05.260
و نذاره رو اعتبار امپراتور تاثیر بذاره
... درضمن در مورد کوهستان مافو

00:35:05.260 --> 00:35:07.010
کاملا اون رو فراموش کردین شاهزاده خانم ؟

00:35:07.010 --> 00:35:11.120
میدونم زبونت تنده و به شهامتت احترام میذارم

00:35:11.120 --> 00:35:16.030
اما به خاطر تو تقریبا داشتم کسی
که عاشقشم از دست میدادم

00:35:16.030 --> 00:35:21.720
لی هائولان ... از امروز به بعد بهت اجازه نمیدم
یه قدم هم به نواده ی سلطنتی نزدیک بشی

00:35:21.720 --> 00:35:26.620
شاهزاده خانم ... دوست داشتن کسی درست
مثل نگه داشتن ماسه تو کف دست هاتونه

00:35:26.620 --> 00:35:29.510
هر چی مشت اتون رو محکمتر
ببندین سریعتر از دستش میدین

00:35:29.510 --> 00:35:32.250
شما کِی یاد میگیرین به
... نواده ی سلطنتی احترام بذارین

00:35:32.250 --> 00:35:34.760
تا اون واقعا بهتون نگاه کنه ؟

00:35:42.990 --> 00:35:45.880
مادر ... دنبال من میگشتین ؟

00:35:46.430 --> 00:35:50.800
ببین ... برادر بزرگترت یه
چکاوک زرد بهم هدیه داده

00:35:50.800 --> 00:35:52.130
به نظرت خوشگله یا نه ؟

00:35:52.130 --> 00:35:56.270
اگه دستور دیگه ای ندارین از حضورتون مرخص میشم

00:35:56.270 --> 00:35:58.460
اجازه نداری جایی بری

00:35:58.460 --> 00:36:01.350
اون صدمه دیده ... زخمش خیلی جدیه

00:36:01.350 --> 00:36:02.740
پس بذار بمیره

00:36:02.740 --> 00:36:04.290
مادر

00:36:04.290 --> 00:36:07.220
تو هر روز دور و بر اون شاهزاده ی گروگان میچرخی

00:36:07.220 --> 00:36:09.850
نمیترسی کل مردم پادشاهی بهت بخندن ؟

00:36:09.850 --> 00:36:14.100
در این لحظه هر چی هم بگید من باید کنارش باشم

00:36:14.100 --> 00:36:18.650
اگه جرات کنی یه قدم دیگه برداری میکشمش

00:36:18.650 --> 00:36:22.370
مادر ... چرا اونقدر سنگدلی
که جلوی من رو میگیری ؟

00:36:22.370 --> 00:36:26.390
چون اون اهل کشور چینه ؟
چون یه شاهزاده ی گروگانه ؟

00:36:26.390 --> 00:36:29.820
چون تو تنها دختر منی

00:36:30.470 --> 00:36:32.530
... بین مردهای این پادشاهی

00:36:32.530 --> 00:36:35.110
میتونی هر کسی رو انتخاب کنی

00:36:35.110 --> 00:36:38.730
میتونی عاشق یه دستفروش یا یه خدمتکار بشی

00:36:38.730 --> 00:36:42.020
حتی میتونی عاشق یه شورشیه محکوم به مرگ بشی

00:36:42.020 --> 00:36:46.530
اما نباید عاشق کسی باشی که دوستت نداره

00:36:46.530 --> 00:36:49.500
... اما من در قلبم تا وقتی به هدفم برسم

00:36:49.500 --> 00:36:52.510
و کسی که عاشقش هستم به دست بیارم
به هیچ چیز دیگه ای اهمیت نمیدم

00:36:52.510 --> 00:36:56.390
از جمله از دست دادن احترام خودت و بی حیا بودن ؟

00:36:56.390 --> 00:36:59.820
: گوآن گوآن ... گربه ماهی گریان در ساحل رودخانه
( گوآن پرنده ی جنگلی استوایی آمریکایی )

00:36:59.820 --> 00:37:02.660
یه دختر با فضیلت زوج خوبی برای یه نجیب زاده ست
( فکر کنم باز یه شعر کلاسیکه )

00:37:02.660 --> 00:37:06.410
مادر ... شما مرتب بهم میگفتین
هیچ فرقی بین زن و مرد نیست

00:37:06.410 --> 00:37:10.290
چرا مردها حق دارن دنبال عشق باشن اما زن ها حق ندارن ؟

00:37:10.290 --> 00:37:15.000
من بهت گفتم برای چیزی که میخوای
... بجنگ اما این رو هم بهت گفتم

00:37:15.000 --> 00:37:17.100
... که به عنوان یه زن

00:37:17.040 --> 00:37:18.600
... باید محبت ، عشق و شادی دریافت کنی

00:37:20.320 --> 00:37:21.080
... نه اینکه

00:37:21.920 --> 00:37:23.280
بهت سخت بگذره

00:37:23.760 --> 00:37:26.480
" من همیشه در رویای عشق یه دختر زیبا بودم "

00:37:26.640 --> 00:37:30.330
این چیزیه که همه دوست دارن دنبالش
باشن اما زود ازش خسته میشن

00:37:30.330 --> 00:37:33.930
تو زیر دستت همه چی داری

00:37:33.930 --> 00:37:38.360
نواده ی سلطنتی چین اصلا آدم خاصی نیست

00:37:38.360 --> 00:37:42.910
... اگه پشت یه زن محکم نباشه

00:37:42.910 --> 00:37:47.070
... و همیشه به یه مرد تعظیم کنه

00:37:47.070 --> 00:37:51.870
حتی اگه اون شخص کسی باشه که
عاشقشی ، اون با تحقیر نگاهت میکنه

00:38:07.100 --> 00:38:10.590
ژیائو چون ... صادقانه بهم بگو

00:38:10.590 --> 00:38:12.630
زخم نواده ی سلطنتی در چه حاله ؟

00:38:12.630 --> 00:38:16.450
بذار اینطوری بهت بگم ... اگه
... شخص دیگه ای درمانش میکرد

00:38:16.450 --> 00:38:18.020
الان باید جسدش رو میذاشتیم داخل تابوت

00:38:18.020 --> 00:38:19.420
ژیائو چون

00:38:19.420 --> 00:38:23.360
نترس بابا ... مگه من پیشش نیستم ؟

00:38:23.280 --> 00:38:24.000
نگران نباش

00:38:25.280 --> 00:38:26.640
به زودی هوشیاریش رو به دست میاره

00:38:27.170 --> 00:38:31.720
فقط نصف النهار قلبش صدمه دیده
باید برای 6 ماه تجدید قوا کنه

00:38:31.720 --> 00:38:33.440
حالش خوب میشه و به وضع اولش برمیگرده ؟

00:38:33.440 --> 00:38:38.000
در حال حاضر خوش شانسه که هنوز
... زنده ست ... اگه با این درمان خوب بشه

00:38:38.000 --> 00:38:41.620
از حالا به بعد ممکنه در قفسه ی سینه اش
احساس سفتی و درد داشته باشه

00:38:41.620 --> 00:38:44.100
... هائولان ... حق با تو بود

00:38:44.100 --> 00:38:46.730
... اگه از کشور ژائو رفته بود

00:38:46.730 --> 00:38:52.030
میترسم قبل از رسیدن به مرز از دنیا میرفت

00:38:55.790 --> 00:38:59.580
ارباب ... چرا دکتر خبر نکردین ؟

00:38:59.580 --> 00:39:02.090
هیچکس نباید از این موضوع خبردار بشه

00:39:02.090 --> 00:39:05.060
... نمیخواید کسی بدونه

00:39:05.060 --> 00:39:07.710
یا نمیخواید خواهر هائولان متوجه بشه ؟

00:39:09.710 --> 00:39:11.020
داری زیادی خیال پردازی میکنی

00:39:11.020 --> 00:39:13.520
نه ... زیادی خیال پردازی نمیکنم

00:39:13.520 --> 00:39:16.300
شمایید که مرتب دارید بهش دروغ میگین

00:39:16.300 --> 00:39:19.290
همچین کاری نمیکنم -
چرا ، میکنین -

00:39:19.290 --> 00:39:22.870
نه تنها به اون دروغ میگید
به خودتون هم دروغ میگین

00:39:22.870 --> 00:39:26.470
دارید وانمود میکنین نسبت بهش
بی احساسین و تظاهر میکنین عاشقش نیستین

00:39:26.470 --> 00:39:30.920
وانمود میکنین یه تیکه سنگ هستین
تظاهر میکنین درد ندارین و خونریزی نمیکنین

00:39:30.920 --> 00:39:32.030
سیتو یو

00:39:32.030 --> 00:39:34.160
... به خاطر اون صدمه دیدین

00:39:34.160 --> 00:39:37.080
اما چرا بهش نگفتین ؟

00:39:37.080 --> 00:39:39.410
چرا باید بذارین درباره اتون دچار سوتفاهم بشه ؟

00:39:39.410 --> 00:39:41.760
... از اونجایی که میخوام عشقش رو قطع کنم

00:39:42.440 --> 00:39:44.500
نباید بذارم قلبش ( برای من ) تکون بخوره

00:39:44.500 --> 00:39:47.290
اما اون ازتون متنفر شده

00:39:47.290 --> 00:39:49.330
مگه این همون چیزی نیست که میخواستم ؟

00:39:49.330 --> 00:39:51.480
خواهر هائولان گفت شما خیلی ظالمین

00:39:51.480 --> 00:39:54.870
من حرفش رو باور نکردم اما حالا باور میکنم

00:39:54.870 --> 00:39:58.070
نه تنها نسبت به دیگران ظالم هستین
نسبت به خودتون هم ظالم هستین

00:39:58.070 --> 00:40:01.310
هیچ راه فراری به خودتون باقی نمیذارین

00:40:01.310 --> 00:40:03.570
دیگه حرف نزن

00:40:03.570 --> 00:40:06.500
نه ... باید حرف بزنم

00:40:06.500 --> 00:40:09.400
ارباب ... چرا باید با خواهر
هائولان اینطوری رفتار کنین ؟

00:40:09.400 --> 00:40:12.530
چرا باید با خودتون اینطوری رفتار کنین ؟

00:40:15.660 --> 00:40:17.580
تو درک نمیکنی

00:40:18.930 --> 00:40:23.530
وقتی اولین بار هائولان رو دیدم
فهمیدم که اون خیلی شبیه منه

00:40:26.740 --> 00:40:29.290
... ما وقتی با مشکلات مواجه میشیم

00:40:29.290 --> 00:40:31.270
حاضر نیستیم تسلیم بشیم

00:40:31.270 --> 00:40:35.020
میترسم وقتی به یه بن بست خوردیم
هنوزم بخوایم ادامه بدیم

00:40:35.020 --> 00:40:39.030
ما دو تا درست مثل نور و سایه هستیم

00:40:39.920 --> 00:40:44.150
با جاذبه ی دو طرفه ( مثل آهنربا )
مشخصه که عاشق همدیگه میشیم

00:40:45.610 --> 00:40:50.240
اما ما هدفای متفاوتی داریم

00:40:50.240 --> 00:40:52.120
... قدرت و مقام برای اون

00:40:52.640 --> 00:40:55.390
به اندازه ی داشتن یه خانواده ی صمیمی مهم نیست

00:40:55.390 --> 00:40:58.980
در مورد من ... نمیتونم این رو بهش بدم

00:40:59.710 --> 00:41:01.850
نباید بهش امید بدم

00:41:01.850 --> 00:41:04.480
در آینده حتما پشیمون میشید

00:41:04.480 --> 00:41:06.730
... چیزی که من میخوام

00:41:06.730 --> 00:41:11.800
فقط قدرته ... اصلا معنی پشیمونی رو نمیدونم

00:41:11.800 --> 00:41:13.290
... تو

00:41:18.210 --> 00:41:20.260
اون قاتل ها اعتراف کردن ؟

00:41:20.260 --> 00:41:24.710
در جواب امپراتور باید بگم
تمام قاتل ها خودشون رو کشتن

00:41:24.710 --> 00:41:26.980
نتونستی هیچی از زیر زبونشون بکشی بیرون ؟

00:41:26.980 --> 00:41:30.760
تو روز روشن خیلی از اعضای گروه من کشته شدن

00:41:30.760 --> 00:41:35.630
تو از بازجویی هیچی گیرت نیومد ؟ -
من گناه کارم -

00:41:35.630 --> 00:41:40.610
پدر ... ژنرال گائو سربازهاش رو از
دامنه ی کوه آورد تا امنیت رو تامین کنه

00:41:40.610 --> 00:41:42.580
... اگه به موقع نمیومد اینجا

00:41:42.580 --> 00:41:45.510
میترسم در قله ی همین کوه دفن میشدیم

00:41:45.510 --> 00:41:48.840
چرا اون رو نمیبخشید ؟

00:41:48.840 --> 00:41:52.500
من حاضرم مجازاتم رو قبول کنم
امپراتور لطفا مجازاتم کنین

00:41:52.500 --> 00:41:56.210
پیشنهاد میکنم بذاریم ژنرال گائو به
... تحقیق روی این پرونده ادامه بده

00:41:56.210 --> 00:41:58.690
و اون رو به خاطر خدماتش مورد عفو مشروط قرار بدیم

00:41:58.690 --> 00:42:02.960
بگرد ... تمام شهر هاندان رو بگرد تا مجرم رو پیدا کنی

00:42:02.960 --> 00:42:05.160
اطاعت میکنم

00:42:09.240 --> 00:42:13.210
حال یو آر الان چطوره ؟ پزشکش چی گفت ؟

00:42:13.210 --> 00:42:15.510
... برادر مورد لطف بهشته

00:42:15.510 --> 00:42:19.200
و یه پزشک هم داره درمانش میکنه
به مرور زمان حالش خوب میشه

00:42:19.200 --> 00:42:21.190
لازم نیست نگران باشین

00:42:22.890 --> 00:42:27.200
نه ... همین الان میرم ببینمش

00:42:30.500 --> 00:43:02.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.