﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:01:25.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:29.390 --> 00:01:35.130
<i>افسانه ی هائولان</i>

00:01:35.130 --> 00:01:37.980
<i>قسمت 31</i>

00:01:51.690 --> 00:01:53.370
خزانه دار لو

00:01:55.760 --> 00:01:59.690
همسر هان ... اینجا منتظر من بودین ؟

00:01:59.690 --> 00:02:01.270
یه موضوعی هست که درکش نمیکنم

00:02:01.270 --> 00:02:02.620
میخوام با شما مشورت کنم

00:02:02.620 --> 00:02:04.090
لطفا هر چی دوست دارید بپرسین

00:02:04.090 --> 00:02:08.020
نقشه کشیدن علیه شاهزاده جیائو خیلی خطرناکه

00:02:08.020 --> 00:02:10.140
... حتی اگه موفق بشی

00:02:10.140 --> 00:02:12.880
کسی که بیشتر از همه سود میبره شاهزاده یو هست

00:02:12.880 --> 00:02:15.860
چرا میخوای همچین ریسک بزرگی انجام بدی ؟

00:02:17.150 --> 00:02:19.010
دقیقا چرا ؟

00:02:19.010 --> 00:02:24.110
وقتی به عنوان سفیر ژائو راهی سفر بودم شاهزاده
جیائو سعی کرد من رو بکشه تا ساکتم کنه

00:02:24.110 --> 00:02:26.930
در نتیجه با بیچارگی محبوبم رو از دست دادم

00:02:26.930 --> 00:02:30.070
اونقدر ازش متنفرم که برای خوردن
گوشت و نوشیدن خونش آروم و قرار ندارم

00:02:30.070 --> 00:02:33.650
تا وقت مرگ این نفرتم تموم نمیشه

00:02:33.650 --> 00:02:38.460
خزانه دار لو ... واقعا میتونم احساساتت رو درک کنم

00:02:38.460 --> 00:02:39.290
... اما

00:02:39.290 --> 00:02:42.730
هیچکس در این دنیا نمیتونه من رو درک کنه

00:02:42.730 --> 00:02:44.230
هیچکس

00:02:55.160 --> 00:02:57.160
گزارش

00:02:58.520 --> 00:02:59.910
چی شده ؟

00:02:59.910 --> 00:03:02.450
تدارکات ارتش هنوز به اینجا نرسیده ؟

00:03:02.450 --> 00:03:03.560
گزارش به ژنرال

00:03:03.560 --> 00:03:06.320
پادشاه چین دستور عقب نشینی کامل تمام ارتش رو داده

00:03:06.320 --> 00:03:07.780
چی ؟ -
چی ؟ -

00:03:07.780 --> 00:03:09.400
عقب نشینی ارتش ؟

00:03:11.800 --> 00:03:13.340
الان وقت یه حمله ی مستمر و پیشروی به سمت پیروزیه

00:03:13.340 --> 00:03:15.490
تا هاندان رو از بین ببریم و باعث نابودی ژائو بشیم

00:03:15.490 --> 00:03:17.270
چرا ارتش باید عقب نشینی کنه ؟

00:03:17.270 --> 00:03:19.620
من دلیلش رو نمیدونم

00:03:19.620 --> 00:03:22.740
ژنرال شانگ ... این باید نظر ولیعهد باشه

00:03:22.740 --> 00:03:25.430
نظر من اینه که به پیشروی و حمله کردن ادامه بدیم

00:03:25.430 --> 00:03:27.020
... اگه در آینده امپراتور درباره اش سوال کرد

00:03:27.020 --> 00:03:30.560
فقط میگیم به خاطر فاصله ی
زیاد دستورش رو دریافت نکردیم

00:03:30.560 --> 00:03:32.610
فورا پیشروی و حمله کنیم ؟

00:03:32.610 --> 00:03:34.270
بذار ازت بپرسم

00:03:34.270 --> 00:03:36.980
در این صورت تدارکات ارتش رو از کجا بیاریم ؟

00:03:36.980 --> 00:03:39.370
... ما به هاندان حمله میکنیم

00:03:39.370 --> 00:03:40.500
و بعدش از منابع به دست اومده از پیروزی
برای تدارکات جنگ بعدی استفاده میکنیم

00:03:40.500 --> 00:03:43.550
برای استفاده از منابع به دست اومده از پیروزی
در جنگ برای تدارکات جنگ بعدی ، بازم باید
یه کشور مرفه و مردم قوی وجود داشته باشه

00:03:43.550 --> 00:03:45.430
... الان به خاطر نبرد مداوم در چانگ پینگ

00:03:45.430 --> 00:03:49.440
کشور ژائو خراب شده و کلی مجروح داره

00:03:49.440 --> 00:03:51.350
حتی مردم خودش هم بدون غذا موندن و گرسنه ان

00:03:51.350 --> 00:03:54.050
تدارکات لازم برای پشتیبانی رو از کجا قراره بیاری ؟

00:03:54.050 --> 00:03:57.180
این جنگ خیلی وقته در جریانه

00:03:57.180 --> 00:04:00.780
با نگاه کردن به جلو ، هاندان دقیقا جلوی چشم هامونه

00:04:00.780 --> 00:04:02.960
پیروزی مقابل چشم هامونه

00:04:02.960 --> 00:04:06.110
... اگه الان ارتش رو عقب بکشیم

00:04:06.110 --> 00:04:10.950
تلاش های قبلی و قربانی شدن تعداد
زیادی از افرادمون همه اشون باد هوا میشه

00:04:10.950 --> 00:04:13.140
... کسی که پشت این قضیه ست

00:04:13.140 --> 00:04:16.940
چه انگیزه های مخفی غیرقابل درکی داره ؟

00:04:20.140 --> 00:04:22.590
فان جو

00:04:24.080 --> 00:04:26.200
فان جو

00:04:27.030 --> 00:04:30.260
تو داری به چشم حقارت به دیگران نگاه میکنی

00:04:32.060 --> 00:04:36.440
قصد داری در تعهد بزرگم در قبال چینِ بزرگ دخالت کنی ؟

00:05:16.430 --> 00:05:19.290
<i>[ قصر طلوع خورشید ]</i>

00:05:19.290 --> 00:05:23.440
پدر اول موافقت کرد 6  شهر رو به چین واگذار کنه

00:05:23.440 --> 00:05:26.990
بعدش دستور استخدام سربازهای
جدید رو در سراسر کشور صادر کرد

00:05:26.990 --> 00:05:32.460
و کل قدرت ارتش رو به شهرهای هاندان
جین یانگ ، دایجون و باقی جاها منتقل کرده

00:05:32.460 --> 00:05:37.120
ارتش چین عقب نشینی کرده اما اون هنوز نگرانه
و سعی داره دفاع نظامی رو سر و سامون بده

00:05:37.120 --> 00:05:42.040
مادر ... فکر میکنی پدر اونقدر
ترسیده که عقلش رو از دست داده ؟

00:05:42.040 --> 00:05:45.420
تو هیچوقت نتونستی پدرت رو درک کنی

00:05:45.420 --> 00:05:48.330
فکر کردی اون از اولش همین شکلی بود ؟

00:05:48.330 --> 00:05:50.870
اینکه همه اش دنبال لذت باشه و از جمع فرار کنه ؟

00:05:50.870 --> 00:05:53.550
... از بچگی تا بزرگسالی تمام چیزی که من دیدم

00:05:53.550 --> 00:05:56.960
زن باز بودنش بوده و اینکه همیشه
زن های خوشگل رو تو بغلش میگیره

00:05:56.960 --> 00:05:59.360
هیچوقت روی دیگه ای از پدر ندیدم

00:05:59.360 --> 00:06:02.270
تو تمام مدت داری میگی بزرگ شدی

00:06:02.270 --> 00:06:05.720
به نظر من تو از همه ساده لوح تری

00:06:06.330 --> 00:06:09.460
مادر ... تو نباید من رو تحقیر کنی

00:06:09.460 --> 00:06:14.260
کی میدونه ؟ شاید یه روزی بتونم
یه کاری کنم بهم احترام بذاری

00:06:14.260 --> 00:06:18.800
تو ... هنوز راه درازی تا اونجا داری

00:06:40.590 --> 00:06:41.810
سردته ؟

00:06:41.810 --> 00:06:44.140
مگه تو احساس سرما میکنی ؟

00:06:44.140 --> 00:06:46.330
در اینصورت میرم و بالاپوشت رو میارم

00:07:34.430 --> 00:07:40.860
یی رن ... درباره ی نقاشی دیروزت امپراتور یه نفر
رو فرستاد تا به نشونه ی قدردانی اون رو ببره

00:07:43.120 --> 00:07:45.080
اون رو برد ؟

00:07:45.080 --> 00:07:46.640
بله

00:07:46.640 --> 00:07:49.160
چطور تونستی بذاری اون نقاشی رو ببره ؟

00:07:49.160 --> 00:07:50.970
مگه تو اون نقاشی چی هست ؟

00:07:50.970 --> 00:07:54.930
من بهش نگاه کردم ... اون فقط یه نقاشی ساده بود

00:07:54.930 --> 00:07:57.030
هیچی داخلش نبود

00:07:59.470 --> 00:08:00.980
یی رن

00:08:06.520 --> 00:08:09.370
واقعا چه رازی تو این نقاشی هست ؟

00:08:09.370 --> 00:08:13.780
صادقانه بهم بگو ... چرا امپراتور نباید کشفش کنه ؟

00:08:13.780 --> 00:08:15.840
حرف بزن

00:08:17.950 --> 00:08:21.730
من اصلا نظری ندارم اما اون همسر
... باهوشی که در قصر لینگ ژیه

00:08:21.730 --> 00:08:23.770
میتونه حدس بزنه چی تو نقاشیت
هست ... میرم از اون میپرسم

00:08:23.770 --> 00:08:25.330
نمیتونی این کار رو بکنی

00:08:26.780 --> 00:08:28.500
پس خودت بهم بگو

00:09:03.320 --> 00:09:04.670
... تو

00:09:16.350 --> 00:09:20.220
این فقط یه نقاشی معمولیه ... هیچی داخلش نیست

00:09:20.220 --> 00:09:22.240
... اما یه کم پیش بهم گفتی

00:09:26.430 --> 00:09:30.130
یی رن ... تو گولم زدی

00:09:47.230 --> 00:09:49.640
... هائولان ... عصبانی نشو

00:10:02.460 --> 00:10:05.310
برادر لو ... چرا اومدی اینجا ؟

00:10:08.550 --> 00:10:12.570
نواده ی سلطنتی ... باید درباره ی
یه موضوعی باهات حرف بزنم

00:10:18.630 --> 00:10:21.680
هائولان ... همه اش تقصیر منه

00:10:21.680 --> 00:10:23.530
متاسفم

00:10:25.030 --> 00:10:27.170
تمام روز هیچی نگفتی

00:10:27.170 --> 00:10:30.010
میشه لطفا یه چیزی بگی ؟

00:10:32.160 --> 00:10:34.200
واقعا داری نادیده ام میگیری ؟

00:10:35.470 --> 00:10:38.840
از این به بعد میخوای نادیده ام بگیری ؟

00:11:12.390 --> 00:11:14.960
یی رن ... چی شده ؟

00:11:14.960 --> 00:11:17.230
یه هزارپا نیشم زد

00:11:19.480 --> 00:11:21.720
کجا ؟ کجا ؟

00:11:21.720 --> 00:11:25.010
اونجا ... اونجا ... اونجاست

00:11:28.380 --> 00:11:30.420
حالت خوبه ؟ -
من ... من خوبم -

00:11:30.420 --> 00:11:32.690
اونجا ... اونجا ... اونجاست

00:11:32.690 --> 00:11:36.070
این درست نیست ... همین امروز
صبح این اتاق رو ضدعفونی کردم

00:11:36.070 --> 00:11:39.100
چطور ممکنه هنوزم حشرات سمی اینجا باشه ؟

00:11:39.100 --> 00:11:41.340
چیکار داری میکنی ؟

00:11:41.340 --> 00:11:45.220
بذارم پایین ... بذارم پایین

00:11:45.220 --> 00:11:49.170
قبلا گفته بودم ... فقط 3 تا فرصت بهش میدم

00:11:49.170 --> 00:11:54.180
این بار تو رو بهش برنمی گردونم

00:11:55.200 --> 00:12:00.430
هائولان ... همسرم میشی ؟

00:12:01.720 --> 00:12:04.200
... اگه همسر تو نیستم

00:12:04.680 --> 00:12:07.440
پس همسر کی هستم ؟

00:12:07.440 --> 00:12:11.210
پس چرا گذاشتی این همه مدت رو زمین بخوابم ؟

00:12:13.190 --> 00:12:16.640
مگه خودت نبودی که هر روز
رختخوابت رو آماده میکردی ؟

00:12:24.580 --> 00:12:29.140
یی رن ... با دقت گوش کن

00:12:29.790 --> 00:12:32.100
... از اونجایی که موندم و نرفتم

00:12:32.770 --> 00:12:35.750
از قبل تصمیمم رو گرفتم که همسرت باشم

00:12:36.930 --> 00:12:38.690
پشیمون نمیشی ؟

00:12:39.560 --> 00:12:41.360
پشیمون نمیشم

00:12:42.860 --> 00:12:47.770
به هرحال خیلی دیر شده که پشیمون بشی

00:13:38.490 --> 00:13:42.830
برادر ... این سرگرمی خوبیه

00:13:42.830 --> 00:13:45.730
... من متهم به آزار جنسی همسر پدرم شدم

00:13:45.730 --> 00:13:50.440
و اینجا زندانی شدم ... چه سرگرمی
دیگه ای میتونم داشته باشم ؟

00:13:54.330 --> 00:13:58.160
چطور ممکنه همچین حقه هایی تو رو کله پا کنه ؟

00:14:00.490 --> 00:14:03.440
پدر خیلی به دیگران مشکوکه

00:14:03.440 --> 00:14:08.310
چطور میتونه بذاره پسرش به تاج و
تخت و همسرش چشم داشته باشه ؟

00:14:08.310 --> 00:14:10.360
... این واقعیت که من رو نکشت

00:14:10.360 --> 00:14:13.020
معنیش اینه که بخشندگی کرد

00:14:13.020 --> 00:14:17.130
مشخصه که همسر هان نقطه
ضعف های پدر رو درک کرده

00:14:17.130 --> 00:14:19.220
فقط با یه ضربه یه عالمه امتیاز گرفت

00:14:19.220 --> 00:14:22.370
پس الان میخوای چیکار کنی ؟

00:14:24.280 --> 00:14:26.640
در زمان های گذشته ژوآنگ ژو خواب پروانه دید

00:14:26.640 --> 00:14:29.780
... نمیدونم پروانه به خواب ژو اومد

00:14:29.780 --> 00:14:32.570
یا ژو به خواب پروانه رفته بود

00:14:32.570 --> 00:14:34.780
... از اونجایی که زندگی مثل یه رویاست

00:14:34.780 --> 00:14:37.490
پس حتما باید یه کاری واسه خودم بکنم

00:14:37.490 --> 00:14:41.260
اینطوری یه رویای خوب رو هدر نمیدم

00:14:41.260 --> 00:14:43.480
من میتونم کمکت کنم

00:14:52.910 --> 00:14:54.620
امتحانش کن

00:14:57.340 --> 00:15:01.580
برادر ... این چه جور گوشتیه ؟

00:15:02.860 --> 00:15:07.000
من اینجا فقط موش دارم

00:15:07.000 --> 00:15:08.840
خودت چی فکر میکنی ؟

00:15:10.610 --> 00:15:12.760
تو حتی از پس اینم برنمیای

00:15:12.760 --> 00:15:15.310
چطور فکر کردی میتونی کمکم کنی ؟

00:15:17.150 --> 00:15:21.030
خواهر عزیزم ... تو باید بیشتر یاد بگیری

00:15:25.300 --> 00:15:27.210
این چیه ؟

00:15:29.740 --> 00:15:31.940
دیگه میتونی بری

00:15:31.940 --> 00:15:34.370
بهت یاد میدم چیکار کنی

00:15:55.750 --> 00:15:59.320
امپراتور ... کشور یان فرمانداری
وو یوآن از فو بائو رو تحریک کرده

00:15:59.320 --> 00:16:03.600
الان داره نیروهای نظامیش رو در وو یوآن
جمع میکنه و برای جنگ آماده میشه

00:16:03.600 --> 00:16:05.630
چند تا سرباز دارن ؟

00:16:05.630 --> 00:16:07.070
چهل هزار نفر

00:16:07.070 --> 00:16:09.530
اوضاع سازماندهی ارتش جدید در چه حاله ؟

00:16:09.530 --> 00:16:14.300
امپراتور نیروی اصلی ارتش ما
در چانگ پینگ تقریبا نابود شد

00:16:14.300 --> 00:16:18.170
... تعداد کل سربازهای ارتش جدید

00:16:18.170 --> 00:16:22.100
در حال حاضر فقط 10 هزار نفره و
اونا شبانه روز در حال تمرین هستن

00:16:22.100 --> 00:16:24.700
کی حاضره ژنرال ارتش باشه ؟

00:16:31.430 --> 00:16:34.380
امپراتور ... من حاضرم به جنگ برم

00:16:34.380 --> 00:16:36.920
اگه تو بری کی قراره از شهر هاندان دفاع کنه ؟

00:16:36.920 --> 00:16:40.550
متوجه نیستی که نقش تو چقدر مهمه ؟

00:16:40.550 --> 00:16:41.770
قبول نمیکنم

00:16:41.770 --> 00:16:42.810
امپراتور

00:16:42.810 --> 00:16:44.860
کی حاضره ژنرال ارتش باشه ؟

00:16:48.140 --> 00:16:53.490
امپراتور ... من یه حرفی برای گفتن دارم

00:16:53.490 --> 00:16:56.920
اکثر شهروندهای مردِ سالم ما
در نبرد چانگ پینگ کشته شدن

00:16:56.920 --> 00:17:00.770
فقط بیوه ها و بچه ها برامون باقی
موندن ... جنگیدن ایده ی خوبی نیست

00:17:00.770 --> 00:17:04.010
اگه واقعا مجبور بشیم به جنگ
... با کشور یان بریم ... میترسم

00:17:04.010 --> 00:17:09.390
یعنی نمیتونیم بریم جنگ ؟ قراره تماشا کنم
که مردم یان کشورمون رو تصرف کنن ؟

00:17:11.220 --> 00:17:13.700
ما در چانگ پینگ باختیم

00:17:13.700 --> 00:17:18.030
و مردم یان دارن از ما بهره کشی
... میکنن ... اگه الان عقب بکشم

00:17:18.030 --> 00:17:22.260
.. مثل اینه که به همه بگم کشورمون از بین رفته

00:17:22.260 --> 00:17:25.140
و اونا میتونن سرزمینمون رو بین خودشون قسمت کنن

00:17:25.140 --> 00:17:30.270
در این صورت هر کشوری برای
گرفتن زمین هامون ارتش تشکیل میده

00:17:30.270 --> 00:17:34.420
... اونوقت کار ژائو تمومه ... حتی بیوه ها و بچه ها

00:17:34.420 --> 00:17:37.300
دیگه نمیتونن زنده بمونن

00:17:37.300 --> 00:17:41.520
... اگه کسی نمیخواد غذای باقی کشورها بشه

00:17:41.520 --> 00:17:48.100
تنها راهش مبارزه در میدون جنگه ... مرگ
در میدون جنگ ... جنگیدن تا پای مرگ

00:17:48.140 --> 00:17:51.060
پدر ... من یه حرفی واسه گفتن دارم

00:17:53.940 --> 00:17:55.590
پدر

00:17:56.930 --> 00:17:58.460
تو اینجا چیکار میکنی ؟

00:17:58.460 --> 00:18:02.050
امپراتور ... شاهزاده ما رو با جون خودشون
تهدید کردن .. جرات نکردیم جلوشون رو بگیریم

00:18:02.050 --> 00:18:05.190
برادر ... ما الان در شرایط اضطراری هستیم

00:18:05.190 --> 00:18:07.950
به جای اینکه به اشتباهاتت فکر کنی
... داری استرس بیشتری به پدر میدی و

00:18:07.950 --> 00:18:12.890
پدر ... من ارتش رو رهبری میکنم
تا شهر وو یوآن رو پس بگیرم

00:18:12.890 --> 00:18:16.510
برادر ... واقعا فکر میکنی ما نمیخوایم بجنگیم ؟

00:18:16.510 --> 00:18:19.370
اما کشور یان با ارتش 40 هزار نفری
قدرتمندش ازمون زهرچشم گرفته

00:18:19.370 --> 00:18:22.550
... اگه الان عجولانه به جنگ بریم ممکنه

00:18:22.550 --> 00:18:24.650
فاجعه هیچوقت نمیتونه بزرگتر از وقتی
باشه که دشمن امون رو دست کم بگیریم

00:18:24.650 --> 00:18:27.140
وقتی دشمن امون رو دست کم بگیریم
گنجینه هامون رو از دست میدیم

00:18:27.140 --> 00:18:29.890
وقتی دو تا ارتش متخاصم با هم در حال جنگن
ارتشی که در آتیش خشم میسوزه حتما برنده میشه

00:18:29.890 --> 00:18:32.060
... هرچند ارتش ما تازه تشکیل شده

00:18:32.060 --> 00:18:36.890
خشم و اندوهی که حس میکنه باعث میشه در مقابل
ارتش یان که از یه راه دور اومده پیروز بشه

00:18:36.890 --> 00:18:39.510
از اونجایی که جنگ بین ارتش یان و ارتش ما حتمیه

00:18:39.510 --> 00:18:42.350
... قبل از اینکه اون جنگ بزرگ به اینجا بیاد

00:18:42.350 --> 00:18:45.570
ما اول مردم یان رو قصابی
... میکنیم ... اگه شکست خوردیم

00:18:45.570 --> 00:18:48.550
منم حاضرم خودم رو در میدون جنگ قربانی کنم

00:18:48.550 --> 00:18:50.630
تا خودم رو فدای کشورمون کنم

00:18:56.930 --> 00:18:58.440
من در حقت اشتباه کردم

00:18:58.440 --> 00:19:01.490
هیچوقت تصورشم نمیکردم اینقدر شجاع باشی

00:19:01.490 --> 00:19:03.250
باشه

00:19:07.840 --> 00:19:13.860
امپراتور ... هرچند شاهزاده آرزوها و آرمان های
بزرگی دارن اما هنوز خیلی جوون هستن

00:19:13.860 --> 00:19:17.360
اون 10 هزار سرباز هم تازه مشغول خدمت شدن

00:19:17.360 --> 00:19:18.910
میترسم ایشون نتونن اونها رو فرماندهی کنن

00:19:18.910 --> 00:19:23.140
چرا از ژنرال لیان پو درخواست
نکنیم که معاون ژنرال کل باشن ؟

00:19:23.140 --> 00:19:25.530
ایشون یه آدم بافضیلت و معتبر
هستن و کارهاشون محکم و باثباته

00:19:25.530 --> 00:19:29.000
ایشون حتما میتونه به شاهزاده
کمک کنه تا به موفقیت فوری برسه

00:19:29.510 --> 00:19:34.530
پدر ... ژنرال لیان پو الان در حال تعمیر
... دیوار بزرگه ... اگه اون رو از سر کارش

00:19:34.530 --> 00:19:36.820
حق با خزانه دار لوئه

00:19:38.210 --> 00:19:39.820
... تو بلند پروازی

00:19:39.820 --> 00:19:43.240
اما قبلا هیچوقت یه ارتش رو رهبری نکردی

00:19:44.530 --> 00:19:48.300
بیا این کار رو بکنیم ... میذارم ژنرال
لیان پو برای 2 هفته آموزشت بده

00:19:48.300 --> 00:19:51.230
... وقتی با مسائل نظامی آشنا شدی

00:19:51.230 --> 00:19:53.670
میتونی برای تدارکات بودجه جمع کنی

00:19:54.420 --> 00:19:56.030
اطاعت

00:19:56.570 --> 00:20:01.740
بهت اعتماد دارم ... ناامیدم نکن

00:20:01.740 --> 00:20:04.780
قسم میخورم به پدر خدمت کنم و بمیرم

00:20:10.110 --> 00:20:13.850
شاهزاده جیائو چه آدم فوق العاده ایه
اون به وضوح بازداشت بود

00:20:13.850 --> 00:20:16.170
چطور تونست اینقدر خوب از اوضاع خبر داشته باشه ؟

00:20:16.870 --> 00:20:19.520
کشور یان از خیلی وقت پیش از ژائو کینه به دل داشته

00:20:19.520 --> 00:20:22.360
در طول جنگ چانگ پینگ ، کشور یان مثل
یه ببر گرسنه داشت ما رو تماشا میکرد

00:20:22.360 --> 00:20:25.410
اونا دیر یا زود ارتش اشون رو حرکت میدادن

00:20:25.410 --> 00:20:29.390
از اینکه شاهزاده جیائو از این
فرصت استفاده کرد غافلگیر نشدم

00:20:29.390 --> 00:20:31.380
چرا گذاشتی رهبری ارتش رو به عهده بگیره ؟

00:20:31.380 --> 00:20:34.650
با این کار دو دستی بهش قدرت نظامی هدیه نمیکنی ؟

00:20:40.300 --> 00:20:46.080
خزانه دار لو ... خودتم باید بدونی پایین
کشوندن شاهزاده جیائو برامون راحت نبود

00:20:46.080 --> 00:20:48.500
فکر میکردم دیگه نمیتونه ( به جایگاهش ) برگرده

00:20:48.500 --> 00:20:51.690
اما اون از موقعیت فعلی استفاده کرد

00:20:51.690 --> 00:20:54.640
اینطوری زحمات سخت امون به باد فنا نمیره ؟

00:20:54.640 --> 00:20:57.090
شاهزاده جیائو قدرت نظامی میخواد

00:20:57.090 --> 00:20:59.900
به این بستگی داره که لیان پو باهاش موافقت کنه یا نه

00:21:01.590 --> 00:21:05.240
لیان پو برای سال ها ارتش رو
رهبری کرده و اعتبار خیلی بالایی داره

00:21:05.240 --> 00:21:09.560
به خاطر نبرد چانگ پینگ اون سرشار از عصبانیته

00:21:09.560 --> 00:21:12.420
به نظرتون به شاهزاده جیائو محل میذاره ؟

00:21:12.420 --> 00:21:14.970
... میترسم وقتی شاهزاده جیائو به اردوگاه نظامی بره

00:21:14.970 --> 00:21:17.940
در بیشتر مواقع فقط در ظاهر فرمانده باشه

00:21:17.940 --> 00:21:22.890
درسته . چرا به این فکر نکرده بودم ؟
( تو اصلا فکر میکنی ؟ شک دارم )

00:21:22.890 --> 00:21:27.560
میدون جنگ پر از زد و خورده
... اگه بخواد زنده برگرده

00:21:28.660 --> 00:21:31.290
براش اونقدرهام راحت نیست

00:21:33.700 --> 00:21:35.700
[ عمارت گائو ]

00:21:39.050 --> 00:21:42.330
دایی چرا اینقدر افسرده ای ؟
( دایی خودش نیستا ... دایی زن سابقشه )

00:21:42.330 --> 00:21:47.070
کنجکاوم چرا اومدین اینجا شاهزاده ... موضوع چیه ؟

00:21:47.070 --> 00:21:53.800
چی میشه اگه بگم اومدم برای به دست
آوردن سلطنت ژائو ازتون کمک بگیرم ؟

00:22:00.030 --> 00:22:05.750
شاهزاده ... الان روز روشنه و جرات
میکنی درباره ی شورش حرف بزنی

00:22:05.750 --> 00:22:08.560
... نمیترسی به امپراتور گزارش بدم

00:22:08.560 --> 00:22:11.680
و باعث بشم سرت رو قطع کنن ؟

00:22:11.680 --> 00:22:14.430
سرم رو قطع کنن ؟

00:22:14.430 --> 00:22:19.430
سرم رو قطع کنن ؟ چرا نمیری بیرون و به
ناله های بدبختی که اون بیرونه گوش نمیکنی ؟

00:22:22.390 --> 00:22:24.270
... وقتی سوار اسب بودم

00:22:24.270 --> 00:22:27.160
.... از خیابون ها عبور کردم ... هر جایی رفتم

00:22:27.160 --> 00:22:29.650
... زن هایی با موهای خاکستری گریه میکردن

00:22:29.650 --> 00:22:32.470
و اسم بچه هاشون رو صدا میزدن

00:22:32.470 --> 00:22:35.580
اونجا همسرهایی هم بودن که تازه
... شوهرهاشون رو از دست داده بودن

00:22:35.580 --> 00:22:39.550
و در سکوت گریه میکردن ... بچه هایی
بودن که نمیدونستن چه خبره

00:22:39.550 --> 00:22:41.560
گریه بعد از گریه

00:22:41.560 --> 00:22:45.070
همه جای شهر هاندان سفیدپوشه
( رنگ عزاداری اشون سفیده )

00:22:45.070 --> 00:22:47.320
همه جا پر از آدمای دلشکسته ست

00:22:47.320 --> 00:22:49.390
اما پدر نمیتونه اونها رو ببینه

00:22:49.390 --> 00:22:52.700
هنوزم اون زن رو در آغوش گرفته و
داره از شراب و موسیقی لذت میبره

00:22:52.700 --> 00:22:56.070
هر روز در قصر رقص و آواز برگزار میشه

00:22:56.070 --> 00:22:59.430
... ژنرال گائو میخوای فقط اینا رو تماشا کنی

00:22:59.430 --> 00:23:01.740
و هیچ کاری انجام ندی ؟

00:23:05.830 --> 00:23:08.120
ازم میخوای چیکار کنم ؟

00:23:08.790 --> 00:23:10.550
چه کاری میتونم انجام بدم ؟

00:23:10.550 --> 00:23:12.450
بذار بهت بگم

00:23:13.620 --> 00:23:17.760
میخوام به قصر حمله کنم و وادارش کنم استعفا بده

00:23:19.970 --> 00:23:24.450
... شاهزاده فکر میکنی برای رسیدن به جاه طلبیت

00:23:24.450 --> 00:23:26.750
واقعا میتونی به هر وسیله ای متوسل بشی ؟

00:23:26.750 --> 00:23:29.860
... چی میشه اگه بگم جاه طلبیم

00:23:29.860 --> 00:23:32.870
... برای بازسازی قشر نخبه ی کشور ژائو

00:23:32.870 --> 00:23:37.030
و گرفتن انتقام خون برادرهائیه
که در چانگ پینگ کشته شدن ؟

00:23:37.030 --> 00:23:40.370
و برای پس گرفتن شکوه سوار نظام کشورمونه ؟

00:23:40.370 --> 00:23:44.520
و برای این نیست که مثل شما هر روز
شراب بنوشم و خودم رو شکنجه بدم ؟

00:23:44.520 --> 00:23:46.190
دیگه هیچی نگو

00:23:46.190 --> 00:23:51.150
ژنرال گائو ... همه میگن من دنبال قدرتم

00:23:51.150 --> 00:23:54.160
و انسان نیستم ... درسته

00:23:54.160 --> 00:23:57.290
من هیچوقت انکار نکردم که جاه طلبم

00:23:57.290 --> 00:23:59.860
اما کدوم شاهزاده ست که نخواد پادشاه بشه ؟

00:23:59.860 --> 00:24:02.350
کیه که قدرت نخواد ؟

00:24:03.090 --> 00:24:06.610
... پدرم از قدرتش استفاده کرد

00:24:06.610 --> 00:24:09.170
تا 45 هزار تا سرباز رو به کام مرگ بفرسته

00:24:09.170 --> 00:24:11.620
و نصف کشور ژائو رو دفن کنه

00:24:11.620 --> 00:24:15.140
از امروز به بعد مقاومت در برابر چین که جای خود داره

00:24:15.140 --> 00:24:18.650
حتی به حفظ کردن خود کشور هم امیدی نیست

00:24:18.650 --> 00:24:23.960
بنابراین میخوام قدرت رو ازش بگیرم

00:24:23.960 --> 00:24:26.570
... درست همونطوری که پدربزرگم

00:24:26.570 --> 00:24:29.360
اداره ی کشور ژائو رو از پدر مرحومش گرفت

00:24:29.360 --> 00:24:32.480
... این تنها راه تقویت روحیه ی مردم

00:24:32.480 --> 00:24:34.850
و بازسازی کشور ژائو هست

00:24:34.850 --> 00:24:39.130
اما الان ... به کمک شما نیاز دارم

00:24:39.130 --> 00:24:42.450
و من هم به شما کمک میکنم

00:24:48.580 --> 00:24:51.280
چطوری میخوای کمکم کنی ؟

00:24:59.000 --> 00:25:04.400
تا اونجایی که من میدونم
... بزرگترین رویای ژنرال لیانِ پیر

00:25:04.400 --> 00:25:07.250
جنگیدن با ژنرال بای چی هست

00:25:07.250 --> 00:25:11.570
اون میخواد شهرت خوبی در تاریخ از
... خودش به جا بذاره و بذاره دنیا ببینه

00:25:11.570 --> 00:25:16.720
بین نیزه ی ژنرال بای چی و سپر ژنرال
لیان پو ، کدوم یکی بهتر از اون یکیه

00:25:16.720 --> 00:25:21.560
حتی اگه لیان پو اینطوری باشه
شما چرا باید اهمیت بدین ؟

00:25:21.560 --> 00:25:25.880
... اگه بهم کمک کنین فرصت نبرد نهایی

00:25:25.880 --> 00:25:29.260
به شما داده میشه ... نظرتون چیه ؟

00:25:40.090 --> 00:25:44.720
باشه ... موافقم

00:25:54.990 --> 00:25:56.630
شاهزاده ... مراقب خودتون باشین

00:25:56.630 --> 00:25:58.310
دیگه مرخص میشم

00:26:12.360 --> 00:26:15.600
پدر ... شاهزاده جیائو برای چی اومده بود اینجا ؟

00:26:20.260 --> 00:26:22.500
اومده بود من رو برای شورش کردن وسوسه کنه

00:26:22.500 --> 00:26:24.940
شما نباید باهاش موافقت کنین

00:26:27.960 --> 00:26:29.860
نگاه کن

00:26:30.800 --> 00:26:36.750
جفت این دست ها به خاطر نگه
داشتن شمشیر پینه بسته بودن

00:26:36.750 --> 00:26:42.180
حالا ... ازشون فقط یه گوشت
مُرده ی رنگ پریده باقی مونده

00:26:42.180 --> 00:26:45.920
پدر ... میدونم شما آرزویی
دارید که نتونستین بهش برسید

00:26:45.920 --> 00:26:50.160
اما شاهزاده جیائو کیه ؟ اون یه شورشیه

00:26:50.160 --> 00:26:52.500
... چطور میتونین اینقدر مشتاق باشین

00:26:52.500 --> 00:26:55.850
و به آدم جاه طلبی مثل اون اعتماد کنین ؟

00:26:55.850 --> 00:26:58.450
... یعنی خودت نمیدونی

00:26:58.450 --> 00:27:02.420
کشور ژائو الان رو لبه ی مرگ و زندگیه ؟

00:27:04.950 --> 00:27:09.270
مردم هر روز دارن ضجه میزنن و عزاداری میکنن

00:27:10.160 --> 00:27:12.970
پسرای 13 و 14 ساله به میدون جنگ فرستاده شدن

00:27:12.970 --> 00:27:16.030
اونا حتی نمیتونن سلاح هاشون رو بلند کنن

00:27:17.900 --> 00:27:21.960
اون دست های جوون و لطیف با خون آغشته شدن

00:27:21.960 --> 00:27:27.600
اما فرمانرواشون با زن مورد علاقه اش سرگرمه
و خودش رو در رقص و آواز غرق کرده

00:27:27.600 --> 00:27:31.520
تنها نگرانیش اینه که قدرت و تاج و تختش رو از دست نده

00:27:31.520 --> 00:27:34.350
اون حتی به مُردن یا زنده بودن اشون فکر نکرده

00:27:34.350 --> 00:27:37.350
پدر ... شما نمیتونین فقط به
خاطر این موضوع شورش کنین

00:27:37.350 --> 00:27:40.310
شما الان درک درستی ندارین
نمیذارم مرتکب این اشتباه بشین

00:27:40.310 --> 00:27:42.160
خفه شو

00:27:45.300 --> 00:27:49.630
... پدر ... شما بهم یاد دادین که

00:27:49.630 --> 00:27:54.590
به عنوان یه مرد وظیفه ام حفاظت از کشوره

00:27:54.590 --> 00:27:58.070
و کلمه ی " وفاداری " رو در
گوشت و خون من حک کردین

00:27:58.070 --> 00:28:02.130
اما حالا خودتون این رو فراموش کردین ؟

00:28:02.130 --> 00:28:04.830
من از مردم محافظت میکنم نه از پادشاهِ ژائو

00:28:04.830 --> 00:28:08.660
من به کشور وفادارم نه به فرمانروا

00:28:09.250 --> 00:28:11.000
زانو بزن

00:28:14.150 --> 00:28:16.600
بهت گفتم زانو بزن

00:28:21.240 --> 00:28:25.170
بذار بهت بگم ... قبلا تصمیمم رو گرفتم

00:28:25.170 --> 00:28:28.520
هیچکس اجازه نداره خرابش کنه

00:28:28.520 --> 00:28:32.350
حتی اگه پسر خودم باشه

00:28:33.080 --> 00:28:36.840
... برام قسم بخور که در مورد این موضوع

00:28:36.840 --> 00:28:38.060
جایی حرفی نزنی

00:28:38.060 --> 00:28:40.190
پدر -
قسم بخور -

00:28:48.400 --> 00:28:52.790
... قسم میخورم چیزی که امروز گفتین

00:28:52.790 --> 00:28:55.490
هیچوقت درباره اش به کسی چیزی نگم

00:28:55.490 --> 00:29:00.420
... درغیر اینصورت هزاران تیر بهم اصابت کنه

00:29:00.420 --> 00:29:02.440
و به یه مرگ غیرطبیعی بمیرم

00:29:07.330 --> 00:29:09.290
بلند شو

00:29:15.680 --> 00:29:18.880
یادت باشه امروز چی گفتی

00:29:19.620 --> 00:29:21.490
حالا برو

00:29:38.770 --> 00:29:40.450
سرده ؟

00:29:45.480 --> 00:29:48.200
بذار آتیش رو بیشتر کنیم

00:29:54.720 --> 00:29:57.170
شماها برای دو ماهه به هم چسبیدین

00:29:57.170 --> 00:30:00.920
اون فقط برای یه مدت رفته و بازم دلت براش تنگ شد ؟

00:30:01.610 --> 00:30:06.600
من هر روز دارم از این محل سلطنتی نگهبانی
میکنم و محبتی که به هم دارین میبینم

00:30:07.910 --> 00:30:10.860
اونی که تنها و بدبخته منم

00:30:12.170 --> 00:30:14.340
تو که اوضاعت خوبه ... چرا داری آه میکشی ؟

00:30:14.340 --> 00:30:16.350
من خوشحالم اما تو بهم حسودیت میشه

00:30:16.350 --> 00:30:20.060
فقط میتونم آه بکشم تا بهت دلداری بدم

00:30:20.580 --> 00:30:23.340
نواده ی سلطنتی ... تو مقصری

00:30:23.340 --> 00:30:25.700
عمدا داری من رو عصبانی میکنی ؟

00:30:27.280 --> 00:30:30.460
کافیه ... عصبانی نشو

00:30:31.170 --> 00:30:34.960
هائولان رفته برام یه سری داروی
جدید بگیره ... به زودی برمیگرده

00:30:34.960 --> 00:30:37.750
من بیرون منتظرش میمونم

00:30:41.060 --> 00:30:42.350
موضوع چیه ؟

00:30:42.350 --> 00:30:45.530
نواده ی سلطنتی ... شاهزاده خانم میخوان شما رو ببینن

00:30:52.220 --> 00:30:55.310
به هائولان بگو برمیگردم

00:30:57.750 --> 00:30:59.390
بریم

00:31:17.520 --> 00:31:18.960
دارو آماده ست

00:31:18.960 --> 00:31:22.180
یادت باشه دو بار در روز باید
مصرف بشه ... به موقع بجوشونش

00:31:22.700 --> 00:31:27.030
اما زانوی نواده ی سلطنتی چه مشکلی داره ؟

00:31:27.030 --> 00:31:29.000
... از ژنرال گونگ سون شنیدم

00:31:29.000 --> 00:31:31.430
... هروقت ژائو و چین درگیر جنگ میشدن

00:31:31.430 --> 00:31:34.350
امپراتور ژائو همیشه عصبانیتش رو سر اون خالی میکرد

00:31:34.350 --> 00:31:37.750
اون موقع اون فقط یه بچه ی 13 ساله بود

00:31:37.750 --> 00:31:40.610
یه بار موقع بارش سنگین برف
به مدت یه شب آویزونش کردن

00:31:40.610 --> 00:31:43.060
اما اون هیچوقت درباره اش باهام حرف نزده

00:31:43.060 --> 00:31:45.360
.. اگه یه شب سرد نمیدیدم داره پاش رو ماساژ میده

00:31:45.360 --> 00:31:47.130
ازش خبردار نمیشدم

00:31:47.130 --> 00:31:51.720
نواده ی سلطنتی چین خیلی سرسخته
هیچکس نمیتونه جلوش رو بگیره

00:31:52.470 --> 00:31:57.410
هائولان ... واقعا نمیتونی لو بو وی رو فراموش کنی ؟

00:31:57.410 --> 00:32:02.310
همیشه نگرانم که تو فقط به خاطر کینه ای که از
اون داری با نواده ی سلطنتی ازدواج کرده باشی

00:32:02.310 --> 00:32:03.880
ژیائو چون

00:32:05.730 --> 00:32:08.350
نواده ی سلطنتی شوهر منه

00:32:13.070 --> 00:32:15.450
حالت خوب نیست ؟

00:32:21.300 --> 00:32:24.930
... هائولان ... ممکنه که تو

00:32:25.710 --> 00:32:27.490
نذار هیچکس بفهمه

00:32:27.490 --> 00:32:29.310
چرا ؟

00:32:34.460 --> 00:32:40.970
نواده ی سلطنتی اولین کسیه
که باید بدونه ... اینطور نیست ؟

00:32:41.710 --> 00:32:45.400
... هائولان .. ما دوستای خوب همدیگه ایم

00:32:45.400 --> 00:32:47.570
... اما تازه همین الان فهمیدم

00:32:47.570 --> 00:32:49.900
اصلا درکت نمیکنم

00:32:49.900 --> 00:32:54.710
تو از من قویتری ... مهم نیست با کی ازدواج کنی

00:32:54.710 --> 00:32:58.900
همیشه میتونی خوشحال باشی ... مگه نه ؟

00:33:33.350 --> 00:33:37.490
شاهزاده خانم ... شما بهم دستور
دادین بیام اینجا ... موضوع چیه ؟

00:33:47.330 --> 00:33:51.270
زمان زیادی گذشته و من جرات نداشتم ببینمت

00:33:51.270 --> 00:33:54.040
هنوزم از دستم عصبانی هستی ؟

00:33:54.040 --> 00:33:56.030
... نمیدونم اون موقع چم شده بود

00:33:56.030 --> 00:33:58.390
و میخواستم مرگت رو ببینم

00:33:58.390 --> 00:34:01.520
حالا که بهش فکر میکنم ، واقعا پشیمونم

00:34:01.520 --> 00:34:03.490
من هیچوقت شما رو سرزنش نکردم

00:34:03.490 --> 00:34:06.130
واقعا ؟ -
واقعا -

00:34:17.950 --> 00:34:21.230
تو گفتی سرزنشم نکردی

00:34:21.230 --> 00:34:25.670
دلیلش اینه که من برات وجود خارجی ندارم ؟

00:34:26.390 --> 00:34:30.210
هر کاری که کردم تو اون رو در قلبت نگه نداشتی

00:34:30.210 --> 00:34:32.010
... از اونجایی که اینطوریه

00:34:32.010 --> 00:34:34.670
پس منم اهمیت نمیدم چه احساسی داری

00:34:35.860 --> 00:34:39.330
شاهزاده خانم شما چه نیتی دارین ؟

00:34:55.670 --> 00:34:57.310
میخواید من رو بکشید ؟

00:34:57.310 --> 00:35:01.450
نه ... دارم ازت محافظت میکنم

00:35:01.450 --> 00:35:05.330
خودم شخصا در طی 6 ماه این رو درست کردم

00:35:05.330 --> 00:35:07.860
اونقدر دستام خسته شد که باعث شد زخمی بشن

00:35:07.860 --> 00:35:10.060
اونقدر درد گرفت که اصلا نتونستم بخوابم

00:35:10.060 --> 00:35:12.720
... یه نگاهی بنداز ... دست های من

00:35:12.720 --> 00:35:14.720
اولش از ابرها نرمتر بودن

00:35:14.720 --> 00:35:17.510
الان پر از پینه هستن

00:35:18.680 --> 00:35:22.220
دوستش داری ؟ -
خودت چی فکر میکنی ؟ -

00:35:22.220 --> 00:35:25.670
اگه کسی تا این حد عاشقم باشه خیلی خوشحال میشم

00:35:25.670 --> 00:35:27.240
معلومه که دوستش داری

00:35:27.240 --> 00:35:30.980
کی بهت گفته این عشقه ؟

00:35:35.380 --> 00:35:41.160
وقتی پدربزرگم فوت کرد ، مادربزرگم همیشه
به حرف نماینده های سیاسی گوش میکرد

00:35:41.160 --> 00:35:43.710
اون با مردم مهربون بود و از رو اصول حکومت میکرد

00:35:43.710 --> 00:35:46.730
برای همین همه تحسینش میکردن

00:35:46.730 --> 00:35:50.730
اما میدونی پدربزرگم چطوری فوت کرد ؟

00:35:50.730 --> 00:35:52.650
چطوری فوت کرد ؟

00:35:53.650 --> 00:35:58.490
اون موقع پدربزرگم عاشق همسر لیو شده
بود و میخواست ملکه رو عزل کنه

00:35:58.490 --> 00:36:01.770
اما وقتی ملکه عزل میشد نمیتونست
از مقام و جایگاه ولیعهد محافظت کنه

00:36:01.770 --> 00:36:05.710
مادربزرگ تا وقتی اون به شدت مریض بشه
منتظر موند و یه کاسه سوپ براش فرستاد

00:36:05.710 --> 00:36:09.480
اما در کمتر از 6 ماه پدربزرگ فوت کرد

00:36:09.480 --> 00:36:11.790
بنابراین مادربزرگم بود که پدربزرگم رو کشت

00:36:11.790 --> 00:36:14.100
... فقط چون اون یه کودتا نبود

00:36:14.100 --> 00:36:17.390
پدر یه جوری رفتار کرد انگار یه اتفاق غم انگیز بوده

00:36:17.390 --> 00:36:23.080
اما از اون به بعد پدر هیچوقت حتی
یه کلمه هم با مادربزرگم حرف نزد

00:36:24.450 --> 00:36:27.440
... یی رن من یه رازی دارم

00:36:27.440 --> 00:36:29.520
که هیچوقت به کسی نگفتم

00:36:29.520 --> 00:36:33.580
اگه بهت بگم نباید هیچوقت به کسی درباره اش بگی

00:36:33.580 --> 00:36:35.910
چه رازی ؟

00:36:35.910 --> 00:36:38.730
وقتی بچه بودم دوست داشتم قایم موشک بازی کنم

00:36:38.730 --> 00:36:41.360
یه بار زیر تخت مادربزرگم قایم شدم

00:36:41.360 --> 00:36:44.860
یه کوزه ی سفالی زیر تختش پیدا کردم

00:36:45.890 --> 00:36:48.140
اون به این بزرگی بود

00:36:48.140 --> 00:36:51.660
حدس بزن داخلش چی بود ؟

00:36:51.660 --> 00:36:53.430
داخلش چی بود ؟

00:36:54.740 --> 00:36:58.450
در اون لحظه ی بحرانی نتونستم
بازش کنم چون مادربزرگ برگشت

00:36:58.450 --> 00:37:03.920
... اما میدونستم وقتی پدربزرگم دفن شد

00:37:03.920 --> 00:37:06.580
سرش گم شده بود

00:37:08.860 --> 00:37:10.760
یی رن ... نترس

00:37:10.760 --> 00:37:12.680
من تو رو نمیکشم

00:37:12.680 --> 00:37:14.230
... صرفا میخوام بهت بگم

00:37:14.230 --> 00:37:16.770
عشق شکل های زیادی داره

00:37:16.770 --> 00:37:19.210
مالکیت و چپاول فقط یکی از شکل هاشه

00:37:19.210 --> 00:37:22.440
من فقط میخوام برای خودم زندگی کنم

00:37:24.480 --> 00:37:27.860
کافیه ... همونجا بمون

00:37:27.860 --> 00:37:31.130
به یه نفر میگم برات زیتار و چند تا کتاب بیاره

00:37:31.130 --> 00:37:34.300
... فقط زیتار بنواز و یه کم کتاب بخون

00:37:34.300 --> 00:37:36.540
تا این موضوع تموم بشه

00:37:38.880 --> 00:37:42.230
شاهزاده خانم یا ... آزادم کن

00:37:42.230 --> 00:37:44.110
شاهزاده خانم یا

00:38:02.490 --> 00:38:06.510
نگران نباش نواده ی سلطنتی
... تا وقتی کار عجولانه ای نکنی

00:38:06.510 --> 00:38:09.060
شاهزاده خانم لی هائولان رو نمیکشه

00:38:09.930 --> 00:38:12.420
قراره بذاری همینجا برای خودم بیکار بشینم ؟

00:38:16.010 --> 00:38:17.840
زیتار رو برام بیار

00:38:18.880 --> 00:38:20.360
اطاعت

00:39:09.280 --> 00:39:10.980
همسر نواده ی سلطنتی

00:39:12.010 --> 00:39:13.020
ژنرال گونگ سون

00:39:13.020 --> 00:39:14.510
... در مورد این

00:39:16.160 --> 00:39:18.730
این صدای زیتار از کجا داره میاد ؟

00:39:18.730 --> 00:39:21.640
به نظر میرسه داره از سمت شمال میاد

00:39:21.640 --> 00:39:23.670
قصر یشم باشکوه ؟

00:39:31.400 --> 00:39:33.480
این همون آهنگه

00:39:33.480 --> 00:39:35.260
کدوم آهنگ ؟

00:39:35.260 --> 00:39:37.290
اون سالی که نی ژِنگ شاهی که عروسک
... خیمه شب بازیِ هان بود رو ترور کرد

00:39:37.290 --> 00:39:40.630
نی ژنگ قبل از اینکه این ترور موفق
بشه به مدت 10 سال زحمت کشید

00:39:40.630 --> 00:39:43.170
نسل بعدیش این آهنگ زیتار رو تصنیف کرد

00:39:44.570 --> 00:39:46.820
... وقتی من در بازداشتگاه بودم

00:39:46.820 --> 00:39:49.040
اون این آهنگ رو برام نواخت

00:39:49.040 --> 00:39:52.550
اون ازش استفاده کرد تا بهم هشدار بده که در خطرم

00:39:52.550 --> 00:39:55.430
این دومین باریه که دارم این آهنگ رو میشنوم

00:39:55.430 --> 00:39:56.350
لازم نیست بیشتر بهش فکر کنی

00:39:56.350 --> 00:39:59.490
الان میرم ببینم در قصر یشم باشکوه
چه خبره ... بعدش متوجه میشیم

00:39:59.490 --> 00:40:00.410
همینجا منتظر بمون

00:40:00.410 --> 00:40:04.110
ژنرال گونگ سون ... ژنرال گونگ سون

00:40:12.280 --> 00:40:14.190
از نواختن دست بردار

00:40:17.380 --> 00:40:20.980
مگه بانوی خودت نمیخواست من
یه جوری اوغات فراغتم رو بگذرونم ؟

00:40:20.980 --> 00:40:23.420
هر چی بیشتر این آهنگ رو میشنوم
بیشتر ذهنم رو به هم میریزه

00:40:23.420 --> 00:40:24.970
یه قطعه آهنگ دیگه بزن

00:40:24.970 --> 00:40:26.220
پس فراموشش کن

00:40:26.220 --> 00:40:29.150
از همه چی گذشته دیگه حس و حال ندارم

00:40:43.740 --> 00:40:45.420
اینجا چیکار میکنین ؟

00:40:46.480 --> 00:40:49.160
میخواید کی رو بترسونین ؟ همه اتون مرخصین

00:40:49.160 --> 00:40:51.020
همه اتون منتظرین کشته بشین ؟ اینطوره ؟

00:40:51.020 --> 00:40:52.830
یکی یکی ؟

00:40:52.830 --> 00:40:55.580
شاهزاده جیائو حرکت های غیرمعمول انجام داده ؟

00:40:55.580 --> 00:40:57.880
اون هر روز قصر رو ترک میکنه تا با یه گروه
از وزرا در مورد جنگ با کشور یان صحبت کنه

00:40:59.660 --> 00:41:02.020
ژنرال لیان پو هم در حال آموزش دادن ارتشه

00:41:02.020 --> 00:41:05.900
ارتش تا 3 روز دیگه کارش رو شروع
میکنه .... نباید مشکلی وجود داشته باشه

00:41:05.900 --> 00:41:08.110
امیدوارم همینطور باشه

00:41:09.690 --> 00:41:13.760
شاهزاده ... امپراتور دستور دادن
فورا به قصر خورشید سرخ برید

00:41:13.760 --> 00:41:18.350
این وقت شب من رو به قصر خورشید سرخ احضار
کرده ؟ ممکنه کشور یان دست به حرکتی زده باشه ؟

00:41:18.350 --> 00:41:20.220
میرم یه نگاهی بندازم

00:41:21.380 --> 00:41:22.800
صبر کنین

00:41:23.630 --> 00:41:25.090
چی شده ؟

00:41:29.360 --> 00:41:32.460
... شاهزاده ... احساس نمیکنین که

00:41:32.460 --> 00:41:34.830
امشب زیادی آرومه ؟

00:41:35.990 --> 00:41:37.330
آرومه ؟

00:41:37.330 --> 00:41:39.810
الان ساعت بین 9 تا 11 شبه

00:41:39.810 --> 00:41:42.930
نشنیدم طبل به صدا دربیاد

00:41:43.750 --> 00:41:44.870
حرف بزن

00:41:44.870 --> 00:41:47.010
کی تو رو فرستاده اینجا ؟

00:41:57.970 --> 00:42:00.670
زود باشین ... زود باشین

00:42:00.670 --> 00:42:03.930
برادر لو ... اون بیرون کمین گذاشتن

00:42:03.930 --> 00:42:08.730
شاهزاده ... به نظر میرسه شاهزاده جیائو
قرار نیست به خط مقدم جنگ بره

00:42:08.730 --> 00:42:10.510
اون به زور وارد قصر شده

00:42:10.510 --> 00:42:12.470
این همه شورشی رو از کجا آورده ؟

00:42:12.470 --> 00:42:14.710
گائو منگ فقط 20 هزار تا سرباز داره

00:42:14.710 --> 00:42:19.270
هرچند گائو فو یانگ مسئول گشت زنی قصره اما
چهار دروازه به صورت جداگانه نگهبانی میشن

00:42:19.270 --> 00:42:21.040
چطور میتونن اینقدر جسور باشن ؟

00:42:21.040 --> 00:42:24.880
اون نیروی ارتش رو جمع کرده و به زور وارد قصر شده
قصد داره همزمان با فرمان سلطنتی سلطنت رو غصب کنه

00:42:24.880 --> 00:42:27.690
اینطوری به یه ولیعهد موجه تبدیل میشه

00:42:27.690 --> 00:42:32.890
اونا شما رو گول زدن به قصر خورشید سرخ برید
... تا شما رو بکشن ... وقتی اون زمان میرسید

00:42:32.890 --> 00:42:35.530
میترسم شما رو یه شورشی مسلح جا میزدن

00:42:35.530 --> 00:42:39.820
در مورد گائو منگ ... اون قهرمانی میشه
که ارتش سلطنتی رو برای کمک آورد

00:42:39.820 --> 00:42:42.160
برادر لو ... برادر لو

00:42:42.160 --> 00:42:44.290
حالا باید چیکار کنیم ؟

00:42:45.220 --> 00:42:47.820
شما در 4 دروازه افراد مورد اعتماد دارین

00:42:49.620 --> 00:42:52.280
... شاهزاده ... در این لحظه

00:42:52.280 --> 00:42:54.760
هنوزم میخواید این رو ازم مخفی کنین ؟

00:42:55.560 --> 00:42:57.860
نگهبان های دروازه ی ببر سفید دوستای من
... هستن که حاضرن به خاطر من بمیرن

00:42:57.860 --> 00:43:01.380
اما الان محاصره شدیم ... چطور میخوایم فرار کنیم ؟

00:43:04.000 --> 00:43:17.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:43:17.024 --> 00:43:29.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.