﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:01:25.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:29.390 --> 00:01:35.130
<i>افسانه ی هائولان</i>

00:01:35.130 --> 00:01:37.980
<i>قسمت 39</i>

00:01:39.650 --> 00:01:41.300
در رو باز کنین

00:01:51.590 --> 00:01:54.780
لی هائولان .. پسرم کجاست ؟ زود باش بیارش پیشم

00:01:54.780 --> 00:01:56.510
منظورت چیه ؟

00:01:56.510 --> 00:02:00.190
اومدی خونه ی من که دنبال پسرت بگردی ؟

00:02:00.190 --> 00:02:02.230
بگردین -
اطاعت -

00:02:02.230 --> 00:02:03.630
چیکار دارید میکنین ؟

00:02:03.630 --> 00:02:07.740
وزیر یو بهت که گفتم اون اینجا
نیست ... معنی این کار چیه ؟

00:02:07.740 --> 00:02:10.570
اینکه اینجاست یا نه ، بعد از اینکه
گشتیم خودمون حقیقت رو میفهمیم

00:02:10.570 --> 00:02:12.300
<i>اون طرف رو بگردین</i>

00:02:26.220 --> 00:02:27.990
اونا فقط گیاه های دارویی معمولی هستن

00:02:27.990 --> 00:02:31.270
اگه یه آدم اینجا قایم شده چطور میشه پیداش نکرد ؟

00:02:31.270 --> 00:02:34.140
وزیر یو ... اینجا خونه ی منه

00:02:34.140 --> 00:02:36.110
... اگه به یه گیاه یا درخت صدمه بزنین

00:02:36.110 --> 00:02:39.380
به امپراتور گزارش میدم که از مقامت برای
خالی کردن کینه های شخصیت سواستفاده میکنی

00:02:42.270 --> 00:02:44.330
از خیالبافی دست بردار

00:02:44.330 --> 00:02:47.460
فکر میکنی هنوزم میتونی ایشون رو ببینی ؟

00:02:47.460 --> 00:02:50.050
وزیر یو ... فقط یه بچه و یه دایه اینجا هست

00:02:50.050 --> 00:02:52.600
ارباب زاده اینجا نیستن

00:02:53.130 --> 00:02:55.040
خودت شنیدی ؟

00:02:55.040 --> 00:02:56.600
... در همچین حیاط کوچیکی

00:02:56.600 --> 00:02:59.330
اگه یو هائو اینجا بود میشد قایمش کرد ؟

00:02:59.330 --> 00:03:02.880
چطور ممکنه آدمی که زنده و سالمه بدون
هیچ نشونه یا دلیلی کاملا ناپدید بشه ؟

00:03:02.880 --> 00:03:04.920
باید سرنخ هایی وجود داشته باشه

00:03:04.920 --> 00:03:07.370
باور نمیکنم زیر بازجویی شدید حاضر نشی اعتراف کنی

00:03:07.370 --> 00:03:09.850
افراد ... ببریدش -
اطاعت -

00:03:11.350 --> 00:03:12.700
ولم کن

00:03:12.700 --> 00:03:16.540
وزیر یو ... چطور جرات میکنی
بدون مدرک من رو دستگیر کنی ؟

00:03:16.540 --> 00:03:18.580
من وزیر دادگستری جنایی کشور ژائو هستم

00:03:18.580 --> 00:03:20.660
من مسئول مجازات کیفری افرادم

00:03:20.660 --> 00:03:22.890
از مشکوک شدن دیگران نمیترسم

00:03:22.890 --> 00:03:24.760
دستگیرش کنین

00:03:24.760 --> 00:03:26.310
ولم کن

00:03:26.310 --> 00:03:28.180
ولش کن .... ولش کن

00:03:28.950 --> 00:03:32.690
وزیر یو ... چه نمایش قدرت چشم نوازی

00:03:32.690 --> 00:03:36.540
ژنرال گونگ سون ... بهت توصیه
میکنم سرت به کار خودت باشه

00:03:36.540 --> 00:03:39.690
یو پینگ ... اینجا رو داری اشتباه میکنی

00:03:39.690 --> 00:03:43.730
تو گفتی دنبال پسرت میگردی ... چرا به جای اینکه
زهرت رو اینجا بریزی نمیری یه جای دیگه رو بگردی ؟

00:03:43.730 --> 00:03:47.760
ایشون همسر نواده ی سلطنتی
چینه ... نباید بهش آسیب برسه

00:03:47.760 --> 00:03:50.260
... قبل از اینکه عصبانی بشم تو باید

00:03:50.260 --> 00:03:53.080
افرادت رو برداری و از اینجا بری بیرون

00:03:53.080 --> 00:03:55.180
اون رو ببرید و به شدت ازش بازجویی کنین

00:03:55.180 --> 00:03:58.090
این حتما بهم کمک میکنه بفهمم پسرم کجاست

00:03:58.090 --> 00:04:02.010
بذار ازت بپرسم ... ایشون مهمتره یا پسر عوضی تو ؟

00:04:02.010 --> 00:04:03.400
... ولیعهد قبلا گفته

00:04:03.400 --> 00:04:07.050
اونها رو برای مذاکرات آینده با چینی ها نگه داشته

00:04:07.050 --> 00:04:11.250
... اگه ببریش و با شکنجه کردن باعث مرگش بشی

00:04:11.250 --> 00:04:13.780
چطوری میتونیم به مردم چین جواب بدیم ؟

00:04:13.780 --> 00:04:16.560
به چی دارید نگاه میکنین ؟
همین الان از اینجا برید بیرون

00:04:18.070 --> 00:04:22.310
کوه و رودخونه به طور طبیعی یه جایی به هم
میرسن ... ما یه روزی دوباره همدیگه رو میبینیم

00:04:22.310 --> 00:04:23.730
عقب نشینی

00:04:25.430 --> 00:04:27.710
... وسا ... وسایل من

00:04:30.660 --> 00:04:34.300
ژنرال گونگ سون ... تو اینجا چیکار میکنی ؟

00:04:34.300 --> 00:04:37.320
من سال ها مراقب نواده ی سلطنتی بودم

00:04:37.320 --> 00:04:39.570
این باعث ایجاد مهر و محبت میشه

00:04:39.570 --> 00:04:44.460
درضمن لو بو وی قبل از اینکه
بره یه مقدار طلا فرستاد خونه ام

00:04:44.460 --> 00:04:48.200
اون بدون یه کلمه حرف رفت
خودم میدونم منظورش چی بود

00:04:48.200 --> 00:04:50.730
میخواست مراقب تو باشم

00:04:50.730 --> 00:04:54.250
نواده ی سلطنتی رفته ... تمام محوطه مملو از زنِ

00:04:54.250 --> 00:04:58.260
برام راحت نیست خیلی به اینجا نزدیک بشم
... در آینده اگه مشکلی برات پیش اومد

00:04:58.260 --> 00:05:00.980
یه نفر رو بفرست قسمت شرقی شهر تا دنبالم بگرده

00:05:00.980 --> 00:05:05.320
خیلی ممنونم ژنرال گونگ سون -
نیازی نیست ... من دیگه میرم -

00:05:05.320 --> 00:05:07.260
بمون ... لازم نیست بدرقه ام کنی

00:05:16.480 --> 00:05:18.780
به حد مرگ ترسیدم

00:05:18.780 --> 00:05:22.420
هائولان ... چی شده ؟

00:05:22.420 --> 00:05:24.030
جسد رو کجا قایم کردی ؟

00:05:24.030 --> 00:05:27.870
اون رو پشتم گرفتم و تمام مسیر
متروکه ی وسط جنگل با خودم بردمش

00:05:27.870 --> 00:05:31.550
بعد انداختمش تو رودخونه ... خیلی سنگین بود

00:05:31.550 --> 00:05:35.900
حس میکردم استخون هام داره میشکنه -
تو این شکلی انجامش دادی -

00:05:35.900 --> 00:05:37.830
یو پینگ حتما پیداش میکنه

00:05:37.830 --> 00:05:41.980
پسرِ اون کارهای بد زیادی انجام داده
کی میدونه کی اون رو کشته ؟

00:05:44.530 --> 00:05:46.390
داروهام

00:05:47.760 --> 00:05:49.760
چرا حتی بیخیال اون مرغ پیر نشدن ؟

00:05:49.760 --> 00:05:51.730
همه چی رو دزدیدن ؟

00:05:53.350 --> 00:05:56.270
اون حرومزاده ها ... این گشتن نبوده

00:05:56.270 --> 00:05:58.490
این دستبرد زدنه

00:06:02.170 --> 00:06:04.710
... خوشبختانه وقتی از شر جسد راحت شدم

00:06:04.710 --> 00:06:07.380
کیف پولش رو قاپیدم

00:06:16.830 --> 00:06:19.120
هائو آر

00:06:19.120 --> 00:06:21.120
هائو آر

00:06:25.700 --> 00:06:30.300
لی هائولان ... تو پسرم رو کشتی

00:06:30.300 --> 00:06:34.270
اگه انتقام این کارت رو نگیرم آدم نیستم

00:06:34.270 --> 00:06:37.940
وزیر ... ما مدرکی نداریم ... ژنرال گونگ سونم هست

00:06:37.940 --> 00:06:40.800
الان نمیتونم انتقام بگیرم

00:06:40.800 --> 00:06:43.580
اما در زندگی همیشه یه فرصت به وجود میاد

00:06:43.580 --> 00:06:46.510
پنج سال دیگه ... ده سال دیگه

00:06:46.510 --> 00:06:48.660
... یه روزی

00:06:48.660 --> 00:06:51.030
.... میذارم اونم طعمِ

00:06:51.030 --> 00:06:54.740
درد از دست دادن پسرش رو بچشه

00:07:01.400 --> 00:07:04.600
امروز زیادی فشار میدی -
دردتون اومد ؟ -

00:07:04.600 --> 00:07:06.760
چطور تونستی کاری کنی اینقدر دردم بیاد ؟

00:07:06.760 --> 00:07:09.010
شما خیلی اذیت میکنین

00:07:15.870 --> 00:07:17.240
پدر

00:07:19.680 --> 00:07:21.410
بیاید اینجا

00:07:23.820 --> 00:07:29.850
زی چو ... تو خیلی وقته به چین
برگشتی ... بهش عادت کردی ؟

00:07:29.850 --> 00:07:32.610
من دلسوزی شما و توجه مادر رو دارم

00:07:32.610 --> 00:07:36.930
چطور میتونم راحت نباشم ؟ اون
... موقعی که وارد کشور ژائو شدم

00:07:36.930 --> 00:07:42.640
وقتی مریض بودم نه خونه ای داشتم و نه پزشکی
فکر میکردم دیگه هیچوقت شما رو نمیبینم

00:07:42.640 --> 00:07:45.730
... بعدها وقتی در ژائو وضع نامساعد شما رو شنیدم

00:07:45.730 --> 00:07:49.340
از اوضاعی که من داشتم خیلی بدتر
بود اما شما هیچوقت شکایت نکردین

00:07:49.340 --> 00:07:53.230
تصمیم گرفتم شما رو الگوی خودم قرار بدم

00:07:58.470 --> 00:07:59.970
بچه ی خوب

00:07:59.970 --> 00:08:05.280
شنیدم اون زمان ... وقتی که
... ما به هاندان حمله کردیم

00:08:05.280 --> 00:08:08.460
امپراتور ژائو تقریبا تو رو کشت

00:08:08.460 --> 00:08:12.310
پدرت رو به خاطر سنگدل بودنش سرزنش میکنی ؟

00:08:12.310 --> 00:08:15.140
پدر شما خودتون رو به خاطر چشم انداز
آینده ی چین بزرگ از پا انداختین

00:08:15.140 --> 00:08:17.750
سربازهای زیادی جون اشون رو
در جبهه ی جنگ به خطر انداختن

00:08:17.750 --> 00:08:21.970
من فقط یه مقدار تهدید شدم ... چیز خاصی نبود

00:08:21.970 --> 00:08:24.290
... حتی اگه امپراتور ژائو من رو میکشت

00:08:24.290 --> 00:08:28.960
جرات نداشتم شکایتی بکنم
( با در و دیوار حرف میزد بیشتر گوش میدادن )

00:08:28.960 --> 00:08:31.880
... به عنوان نواده ی سلطنتی چین

00:08:31.880 --> 00:08:34.790
این وظیفه ی منه

00:08:34.790 --> 00:08:38.860
پسرم واقعا بافضیلت و خوش قلبه
( ولیعهد بدبخت سکته زد ... خخخ )

00:08:41.360 --> 00:08:43.010
مادر

00:08:44.040 --> 00:08:49.090
تو همیشه میگفتی من بیش از حد از زی چو
تعریف میکنم ، انگاری که اون ورای این جهانه

00:08:49.090 --> 00:08:52.640
این بار خودت شنیدی و با چشمای خودت دیدی

00:08:52.640 --> 00:08:57.470
دیدم ... چه پسر خلفی

00:08:57.470 --> 00:09:02.270
قضاوتت حرف نداره ... زی چو
تو خیلی وقته به چین برگشتی

00:09:02.270 --> 00:09:06.500
هر درخواستی داشتی فقط به مادرت بگو

00:09:10.640 --> 00:09:12.320
... پدر اگه میخواید بهم پاداش بدین

00:09:12.320 --> 00:09:16.430
لطفا دوباره به ژائو سفیر بفرستین
تا همسر و پسرم رو بیاره اینجا

00:09:18.880 --> 00:09:20.790
مسئله این نیست که این کار رو نکردم

00:09:20.790 --> 00:09:23.420
قبلا سه بار سفیر فرستادم

00:09:23.420 --> 00:09:27.570
وقتی فکر میکنم خط خونی چین بزرگ ما
تو کشور غریب تنها مونده ناراحت میشم

00:09:27.570 --> 00:09:30.880
اما شاهِ ژائو حاضر نشد اجازه اش رو بده -
من حاضرم شخصا به ژائو برم -

00:09:30.880 --> 00:09:32.290
اجازه نداری

00:09:35.460 --> 00:09:38.340
... منظورم این بود که

00:09:38.340 --> 00:09:40.560
تو تازه از کشور ژائو برگشتی

00:09:40.560 --> 00:09:43.330
منطقی نیست که برگردی تو همون تله

00:09:43.330 --> 00:09:47.390
نیازی به عجله نیست ... ما
دوباره افراد بیشتری رو میفرستیم

00:09:47.390 --> 00:09:51.790
باید اونا رو صحیح و سالم برگردونن

00:09:51.790 --> 00:09:55.270
خیلی ممنونم مادر -
عجله نکن -

00:09:55.270 --> 00:09:57.260
عجله نکن

00:10:21.270 --> 00:10:22.990
زی چو

00:10:27.760 --> 00:10:30.850
چی شده ؟ شما همدیگه رو میشناسین ؟

00:10:31.680 --> 00:10:34.770
نواده ی سلطنتی معروف که همه تحسینش میکنن

00:10:34.770 --> 00:10:38.870
من اسمشون رو شنیدم ... این اولین
باره که شخصا همدیگه رو میبینیم

00:10:38.870 --> 00:10:44.130
اما با توجه به ظاهر زی چو من فکر
کردم شما آشناهای قدیمی هستین

00:10:44.820 --> 00:10:47.810
من اهل کشور وِی هستم ... زی چو در ژائو بوده

00:10:47.810 --> 00:10:51.220
چطور ممکنه کسایی که هزاران مایل
با هم فاصله داشتن آشنای قدیمی باشن ؟

00:10:51.220 --> 00:10:54.900
نواده ی سلطنتی ... درست میگم ؟

00:10:54.900 --> 00:10:59.200
احساس کردم شما آشنا به نظر میاین ... شاید
سرنوشت امون به هم گره خورده باشه

00:10:59.200 --> 00:11:02.150
... برادر ... ایشون

00:11:02.150 --> 00:11:05.410
رسما شما رو به هم معرفی نکردم

00:11:05.410 --> 00:11:10.100
ایشون همسر منه ... همینطورم
دختر محبوب نخست وزیر فان

00:11:11.440 --> 00:11:14.790
پدر منتظر ملاقات ماست

00:11:14.790 --> 00:11:18.660
لطفا ما رو ببخشید نواده ی سلطنتی ... ما دیگه باید بریم

00:11:29.200 --> 00:11:31.400
من هنوز یه ضیافت بهت بدهکارم

00:11:31.400 --> 00:11:34.260
دفعه ی بعد برات یه جشن ترتیب میدم

00:11:34.260 --> 00:11:37.960
نمیتونی دعوتم رو رد کنی -
ممنونم برادر -

00:11:51.760 --> 00:11:53.910
شاهزاده خانم یا

00:12:32.400 --> 00:12:35.100
امروز روحیه ی بالایی داری

00:12:35.100 --> 00:12:38.600
مگه پدر تو رو برای بحث درباره ی
مسائل کاری نگه نداشته بود ؟

00:12:38.600 --> 00:12:41.000
خیلی زود برگشتی

00:12:41.000 --> 00:12:43.800
هر چند تا جمله که میگفت
یکیش حول محور زی چو میچرخید

00:12:43.800 --> 00:12:48.100
از شنیدن اینکه اون چقدر بافضیلته خسته شدم

00:12:49.000 --> 00:12:54.400
اون وقتی که بخواد ... میتونه کاری
کنه همه دوستش داشته باشن

00:12:56.400 --> 00:12:58.240
چی گفتی ؟

00:13:01.400 --> 00:13:05.100
اینا زنای زیبایی هستن که امروز برای تو فرستاده شدن

00:13:06.010 --> 00:13:10.190
کمرهای باریک و چشمای درخشانی دارن

00:13:10.200 --> 00:13:13.000
اونا خاصن ؟

00:13:15.300 --> 00:13:19.400
.. فکر میکنم پوست صاف خامه ای رنگ اون

00:13:19.400 --> 00:13:21.800
از همه جذاب تره

00:13:23.000 --> 00:13:24.600
اون رو ببرید

00:13:24.600 --> 00:13:28.200
بهش لباس زیبا بپوشونید و
برای نواده ی سلطنتی بیاریدش

00:13:28.200 --> 00:13:29.600
اطاعت

00:13:31.230 --> 00:13:33.860
ممنونیم همسر نواده ی سلطنتی

00:13:37.790 --> 00:13:42.410
تو خیلی بخشنده ای ... اصلا حسادت نمیکنی ؟

00:13:43.900 --> 00:13:45.600
بیا برای غذا خوردن آماده بشیم

00:13:45.600 --> 00:13:47.100
باشه

00:13:55.100 --> 00:13:58.600
تو همیشه سعی میکنی یه روش جدید
اتخاذ کنی ... به کلی غذای جدید فکر میکنی

00:13:58.600 --> 00:14:02.600
بذار ببینیم امروز چی آماده کردی

00:14:05.800 --> 00:14:13.000
نواده ی سلطنتی ... مگه اون بدن با
پوست سفید خامه ای رو دوست نداشتی ؟

00:14:13.000 --> 00:14:19.400
بنابراین از یه نفر خواستم برات بخارپزش کنه

00:14:27.400 --> 00:14:32.500
احمق جان ... اون فقط یه شلغمه
که به شکل دست انسان درست شده

00:14:35.600 --> 00:14:38.100
جرات کردی من رو دست بندازی ؟

00:14:39.600 --> 00:14:43.800
اینکه بخوای به چیزایی که مال منه دست بزنی فراموش کن

00:14:43.800 --> 00:14:46.000
حتی اجازه نداری نگاهشون کنی

00:14:46.000 --> 00:14:49.400
... نواده ی سلطنتی ... از اونجایی که شوهر منی

00:14:49.400 --> 00:14:52.200
پس طبیعتا مال منی

00:14:53.800 --> 00:14:59.120
... اگه اتفاقی که امروز افتاد دوباره تکرار بشه

00:14:59.120 --> 00:15:04.120
اون زن رو بخارپز میکنم و میارم تو رختخوابت

00:15:05.370 --> 00:15:07.270
جراتش رو نداری

00:15:10.600 --> 00:15:13.200
تحملش رو ندارم تو رو با همچین روشی بترسونم

00:15:13.200 --> 00:15:16.800
فقط داشتم باهات شوخی میکردم

00:15:18.200 --> 00:15:23.900
... اما باید هر چه زودتر از شر زی چو خلاص بشی

00:15:24.600 --> 00:15:27.500
تا از مشکلات بعدی جلوگیری کنی

00:15:31.700 --> 00:15:36.000
نواده ی سلطنتی ... گزارشات هاندان میگن که ژنگ آن پینگ
... وقتی نیروهای ژائو محاصره اش کردن کشته نشد

00:15:36.000 --> 00:15:38.600
بلکه درواقع تصمیم گرفت ارتش رو تسلیم کشور ژائو کنه

00:15:38.600 --> 00:15:42.600
امپراتور از شنیدن این خبر به شدت عصبانی شدن
میخوان نخست وزیر رو به شدت مجازات کنن

00:15:44.600 --> 00:15:46.400
مرخصی -
اطاعت -

00:15:46.400 --> 00:15:48.100
چی شده ؟

00:15:49.000 --> 00:15:52.500
پدرت بود که ژنگ آن پینگ رو توصیه کرد

00:15:52.500 --> 00:15:56.500
ما فکر میکردیم اون موقع جنگ در هاندان کشته شده

00:15:56.500 --> 00:16:00.400
اما انتظار نداشتیم تسلیم ژائو شده باشه

00:16:00.400 --> 00:16:02.500
... در این خصوص

00:16:02.500 --> 00:16:07.600
نخست وزیر که اون رو پیشنهاد
کرده بود به راحتی بخشیده نمیشه

00:16:07.600 --> 00:16:12.800
نواده ی سلطنتی ... تو و پدرم تو یه قایق
هستین و رابطه ی نزدیکی با هم دارین

00:16:12.800 --> 00:16:15.400
نباید بشینی و تماشا کنی

00:16:16.400 --> 00:16:20.500
نگران نباش ... بلدم چطوری اوضاع رو درست کنم

00:16:22.400 --> 00:16:25.000
<i>[ دروازه ی شش حماسه ]</i>

00:16:25.000 --> 00:16:28.800
پدر ... نخست وزیر سال ها در چین بوده

00:16:28.800 --> 00:16:32.200
اون به افزایش قدرت دربار سلطنتی کمک کرده و به نفوذ
و اعتبار اشراف و خانواده ی سلطنتی رسیدگی میکنه

00:16:32.200 --> 00:16:35.400
موفقیت های رسمی حرفه ایش قابل ملاحظه ست

00:16:35.400 --> 00:16:37.600
... کشتن اون

00:16:37.600 --> 00:16:41.500
... این ... این یه کمی

00:16:43.500 --> 00:16:46.020
برو دو تا پسرهات رو احضار کن اینجا

00:16:46.020 --> 00:16:48.500
میخوام ببینم اشون

00:16:49.800 --> 00:16:51.900
احضارشون کن

00:16:51.900 --> 00:16:53.800
افراد ... افراد

00:16:53.800 --> 00:16:56.600
زود باشین ... از دو تا نواده ی سلطنتی بخواید بیان اینجا

00:16:56.600 --> 00:16:58.000
اطاعت

00:17:11.400 --> 00:17:13.700
درود عرض میکنم پدربزرگ

00:17:15.640 --> 00:17:18.040
شما دو تا بهم بگید

00:17:18.980 --> 00:17:23.350
فان جو حقشه که بمیره ؟

00:17:24.600 --> 00:17:29.600
پدربزرگ ... بر اساس قوانین چین
... عدم قضاوت درست فان جو

00:17:29.600 --> 00:17:31.800
مستحق مجازات اعدام در نظر گرفته شده

00:17:31.800 --> 00:17:37.100
... اما فکر میکنم پیروی از این قانون

00:17:37.100 --> 00:17:41.620
فقط یه راه برای ترسوندن خدمتگزاران
درباره ... درضمن یه علامت هشداره

00:17:42.400 --> 00:17:44.300
نظر تو چیه ؟

00:17:44.300 --> 00:17:46.600
جرات ندارم بگم

00:17:47.400 --> 00:17:49.000
بگو

00:17:49.000 --> 00:17:52.200
قانون کشور چین میگه که اگه
... شوهری زنش رو کتک بزنه

00:17:52.200 --> 00:17:55.600
براش مجازات تحمل در نظر گرفته میشه
یعنی موهای سر و ریشش تراشیده میشه

00:17:55.600 --> 00:18:00.400
وقتی مادربزرگ حسود شده
... بود و باهاتون دعوا کرد

00:18:00.400 --> 00:18:03.700
شما به طور تصادفی و غیرعمدی
یه بار مادربزرگ رو زدین

00:18:03.700 --> 00:18:07.200
اما بعدش مگه موهای اون قسمت ها
سر جای خودش باقی نموند ؟

00:18:07.200 --> 00:18:10.600
این نشون میده که حتی انجام قوانین
چین هم به خواست شخص بستگی داره

00:18:12.400 --> 00:18:14.800
گستاخ

00:18:14.800 --> 00:18:17.670
... لطفا آروم باشید پدربزرگ ... فکر میکنم

00:18:17.670 --> 00:18:20.100
... هرچند فان جو در شناخت یه نفر اشتباه کرده

00:18:20.100 --> 00:18:22.600
اما سال ها به شما خدمت کرده

00:18:22.600 --> 00:18:25.800
با حضور در دربار و انجام امور سیاسی
شایستگی های درخشانی کسب کرده

00:18:25.800 --> 00:18:30.000
در آینده وقتی چین دنبال اهداف بزرگی باشه
بازم به همچین استعدادهایی نیاز داره

00:18:30.000 --> 00:18:33.000
چطوره بذاریم اشتباهش رو با خوب خدمت کردن جبران کنه ؟

00:18:33.000 --> 00:18:36.600
این انتظارات خدمتگزاران دربار رو هم برآورده میکنه

00:18:42.100 --> 00:18:44.900
برید ... برید بیرون

00:18:45.800 --> 00:18:48.000
از حضورتون مرخص میشیم

00:18:56.600 --> 00:19:00.300
... پدر ... آخرش

00:19:00.300 --> 00:19:05.400
این دو تا پسرت ... تن هر دوشون میخاره

00:19:05.400 --> 00:19:09.200
فرمانم رو اعلام کن ... فان جو عفو میشه

00:19:09.200 --> 00:19:14.300
اگه کسی دوباره پرونده ی ژنگ آن پینگ
رو پیش کشید ... اعدامش کنین

00:19:14.300 --> 00:19:17.300
از فرمان پدر اطاعت میکنم

00:19:19.760 --> 00:19:21.340
زی چو

00:19:24.160 --> 00:19:26.680
برادر ... مسئله ای پیش اومده ؟

00:19:27.400 --> 00:19:31.200
همین الان میخواستم برای
فان جو درخواست لطف کنم

00:19:31.200 --> 00:19:34.600
اما هم زمان که داشتم فکر میکردم چطورعنوانش کنم
نگرانم بودم به طرفداری شخصی متهم بشم

00:19:34.600 --> 00:19:37.600
باورم نمیشه تو کاری رو انجام دادی
که من نتونستم انجامش بدم

00:19:37.600 --> 00:19:41.500
تو بهم کمک کردی به خواسته ام
برسم .... باید ازت تشکر کنم

00:19:44.000 --> 00:19:46.500
یه وقتی پدربزرگ با نخست وزیر
... فان دوست بود ... اون موقع

00:19:46.500 --> 00:19:51.000
در داخل ملکه ی مادر قدرت رو در اختیار داشت
در خارج دشمنای قدرتمند به مقامش چشم طمع داشتن

00:19:51.000 --> 00:19:56.000
فان جو دست تنها از پدربزرگ حمایت کرد تا
مخالفین داخلی و خارجی رو از بین ببره

00:19:56.000 --> 00:20:00.300
حالا اون یه اشتباه کوچیک مرتکب شده
پدربزرگ تحمل نداشت بهش صدمه بزنه

00:20:00.300 --> 00:20:04.100
اون ما رو احضار کرد تا با درخواست
... لطف در حق فان جو بهش کمک کنیم

00:20:04.100 --> 00:20:07.200
و بهانه ای که لازم داشت به دستش بدیم

00:20:10.600 --> 00:20:12.600
عالیه

00:20:12.600 --> 00:20:17.700
انتظار نداشتم تو افکار درونی
پدربزرگ رو بهتر از من درک کنی

00:20:18.900 --> 00:20:22.800
صرف نظر از همه چی این لطفت یادم میمونه

00:20:22.800 --> 00:20:27.000
فردا به افتخارت یه ضیافت
ترتیب میدم ... تو حتما باید بیای

00:20:27.000 --> 00:20:29.650
... مهمون نوازی صمیمانه ی برادر رو

00:20:29.650 --> 00:20:32.600
بی ادبانه ست که رد کنم

00:20:38.000 --> 00:20:41.880
فردا نواده سلطنتی زی ژی میخواد با ترتیب دادن یه
مهمونی برای تو مهمون نوازیش رو نشون بده

00:20:43.300 --> 00:20:45.800
نظرت در این باره چیه ؟

00:20:45.800 --> 00:20:50.800
حاضرم شرط ببندم اون فردا همه ی
... مقامات دربار رو دعوت میکنه

00:20:50.800 --> 00:20:53.380
و همونطور که از یه برادر انتظار میره
وانمود میکه که برات عشق و احترام قائله

00:20:53.380 --> 00:20:56.100
این برای نشون دادن سخاوت و بردباری خودشه

00:20:56.100 --> 00:21:01.200
چرا باید با این نمایشی که راه انداخته
همکاری کنی ؟ واقعا لازم نیست با
این کارها خودت رو به زحمت بندازی

00:21:01.200 --> 00:21:04.500
.. نه ... از اونجایی که قبلا موافقت کردم

00:21:04.500 --> 00:21:08.000
پس باید در ضیافت فردا شرکت کنم

00:21:08.800 --> 00:21:11.200
پس منم همراهت میام

00:21:13.600 --> 00:21:15.000
به چی داری میخندی ؟

00:21:15.000 --> 00:21:18.400
یه دفعه یاد یه چیزی افتادم که
هائولان وقتی عصبانی بود بهم گفت

00:21:18.400 --> 00:21:23.600
اون گفت ما دو تا خیلی خوب همدیگه رو
درک میکنیم ... ما باید با هم باشیم
( منظورش به صورت زن و شوهریه )

00:21:23.600 --> 00:21:28.300
اما بدون هائولان انگار یه چیزی گم شده

00:21:30.350 --> 00:21:32.260
چی گم شده ؟

00:21:33.100 --> 00:21:37.900
اون اینجا نیست ... کسی نیست به من سرکوفت بزنه
کسی هم نیست مرتب از تو تعریف و تمجید کنه

00:21:39.400 --> 00:21:41.200
تنهاییم

00:21:42.400 --> 00:21:45.800
بفرمایید ... بفرمایید ... تا وقتی
همه امون مست نشیم از اینجا نمیریم

00:21:45.800 --> 00:21:48.200
بفرمایید -
به سلامتی -
به سلامتی -

00:21:50.300 --> 00:21:51.800
زی چو

00:21:51.800 --> 00:21:54.800
بفرما ... بیا بنوشیم

00:21:54.800 --> 00:21:57.000
... واقعا خیلی خوشحالم که

00:21:57.000 --> 00:21:59.800
تونستی صحیح و سالم برگردی

00:22:02.800 --> 00:22:04.200
تو چت شده ؟

00:22:04.200 --> 00:22:08.200
تو فقط دو تا جام شراب خوردی
و به تلو تلو خوردن افتادی ؟

00:22:08.200 --> 00:22:12.400
برادر ... ظرفیت الکل من واقعا پایینه

00:22:12.400 --> 00:22:16.000
دو تا جام که جای خود داره
... معمولا بعد از اولین جام

00:22:16.000 --> 00:22:17.600
مست میشم

00:22:17.600 --> 00:22:19.800
نمیتونه اینطوری باشه

00:22:19.800 --> 00:22:22.800
... بذار بهت بگم زی چو ... مردم کشور چین

00:22:22.800 --> 00:22:25.000
کارشون در جنگ ، عشق و نوشیدن شراب خوبه

00:22:25.000 --> 00:22:27.600
سلامتی تو همیشه ضعیف بوده

00:22:27.600 --> 00:22:30.200
... اگه نتونی حتی یه جام شراب بنوشی

00:22:30.200 --> 00:22:34.200
وقتی خبرش پخش بشه دیگران بهت میخندن

00:22:34.200 --> 00:22:35.800
نواده ی سلطنتی نمیتونن الکل رو تحمل کنن

00:22:35.800 --> 00:22:38.600
چرا من از طرف ایشون یه جام ننوشم ؟

00:22:38.600 --> 00:22:41.080
... لرد لو ... اگه ظرفیت الکل کسی پایینه

00:22:41.080 --> 00:22:42.800
باید سختکوشانه تمرین کنه

00:22:42.800 --> 00:22:44.800
اینطوری خیلی سریع پیشرفت میکنه

00:22:44.800 --> 00:22:48.800
امروز هیچکس اجازه نداره خودش رو کنار بکشه .. بیاید
همه خوشحال باشیم و تا جایی که دلمون میخواد بنوشیم

00:22:48.800 --> 00:22:50.200
تا وقتی مست نشیم برنمیگردیم خونه

00:22:50.200 --> 00:22:51.200
باشه -
باشه -

00:22:51.200 --> 00:22:52.400
بیا زی چو ... عزیزان بیاید بنوشیم

00:22:52.400 --> 00:22:53.800
بفرمایید

00:22:55.900 --> 00:22:57.500
شراب خوبیه

00:22:57.500 --> 00:22:59.500
ممنونم برادر

00:23:04.660 --> 00:23:09.650
خوبه ... حالا شبیه یه نواده ی واقعی یینگِ چین هستی

00:23:09.650 --> 00:23:11.320
چی شده ؟

00:23:13.920 --> 00:23:18.400
نواده ی سلطنتی ... وقتی زی چو در
کشور ژائو گروگان بود زخمی شد

00:23:18.400 --> 00:23:20.630
ایشون نمیتونه زیاد شراب بنوشه

00:23:21.630 --> 00:23:23.790
من مدتها پیش کاملا خوب شدم

00:23:25.170 --> 00:23:28.260
امروز برادرم با نهایت دقت یه ضیافت ترتیب داده

00:23:28.260 --> 00:23:32.120
با نیات خوب این کار رو کرده
چطور میتونم خودم رو کنار بکشم ؟

00:23:32.120 --> 00:23:36.940
اما برادر ... تو الان خیلی قوی من رو زدی

00:23:36.940 --> 00:23:41.440
میترسم اگه یه بار دیگه من رو بزنی دیگه نتونم بلند بشم

00:23:41.440 --> 00:23:43.670
چون که دلیلش رو نمیدونستم

00:23:43.670 --> 00:23:47.160
تقصیر منه ... دیگه بهت ضربه نمیزنم

00:23:47.160 --> 00:23:48.900
بیا بنوشیم

00:23:51.030 --> 00:23:53.420
... همه ی عزیزانی که اینجا هستین ، شما هم

00:23:53.420 --> 00:23:55.610
جام هاتون رو بالا میبرید و به افتخار زی چو مینوشید ؟

00:23:55.610 --> 00:23:57.680
بله -
بله -

00:23:59.110 --> 00:24:00.520
بفرمایید

00:24:01.330 --> 00:24:03.470
من یه جام به افتخار نواده ی سلطنتی مینوشم

00:24:25.290 --> 00:24:26.630
زی چو

00:24:26.630 --> 00:24:28.530
نواده ی سلطنتی

00:24:31.450 --> 00:24:32.860
... تو

00:24:36.330 --> 00:24:38.610
نواده ی سلطنتی

00:24:42.110 --> 00:24:43.640
پدر

00:24:44.980 --> 00:24:46.910
زانو بزن

00:24:46.910 --> 00:24:48.000
پدر

00:24:48.000 --> 00:24:50.660
ازت خواستم زانو بزنی

00:24:50.660 --> 00:24:52.660
من زی چو رو به ضیافت دعوت کردم

00:24:52.660 --> 00:24:54.670
اصلا قصد نداشتم بهش صدمه بزنم

00:24:54.670 --> 00:24:56.960
حالا زی چو مسموم شده

00:24:56.960 --> 00:25:00.280
حتما به خاطر اینه که یه نفر از عمد برای
پاپوش درست کردن واسه من تله گذاشته

00:25:00.280 --> 00:25:02.730
... الان نمیخوای بگی که

00:25:03.450 --> 00:25:06.770
زی چو از حقه ی صدمه زدن به خودش استفاده
کرده تا اعتماد من رو به دست بیاره ؟

00:25:07.600 --> 00:25:11.050
زندگی زی چو الان در خطر جدیه

00:25:11.050 --> 00:25:14.170
حتی اگه اون بتونه با همه ی
... چیزایی که زیر آسمونه قمار کنه

00:25:14.170 --> 00:25:17.960
میتونه سر زندگی خودشم شرط ببنده ؟

00:25:19.460 --> 00:25:22.310
... تو

00:25:26.290 --> 00:25:27.870
پدر

00:25:38.460 --> 00:25:40.190
پدر

00:25:54.660 --> 00:25:57.690
... بانو خوا یانگ ... زهر مار حلقوی نقره ای

00:25:57.690 --> 00:26:00.740
به شدت سمیه ... هیچ پادزهری براش وجود نداره

00:26:00.740 --> 00:26:02.610
مار حلقوی نقره ای ؟

00:26:02.610 --> 00:26:04.660
... پس ... زی چو

00:26:04.660 --> 00:26:08.270
من یه مقدار پودر از کاکل پرنده ی
سمی " ژِن " درست کردم

00:26:08.270 --> 00:26:12.540
با معالجه سم بوسیله ی سم تونستم
جون نواده ی سلطنتی رو نجات بدم

00:26:12.540 --> 00:26:15.850
اما زهر در اعماق قلب ایشون فرو رفته

00:26:15.850 --> 00:26:19.760
نواده ی سلطنتی باید برای مدت طولانی تجدیدقوا کنن

00:26:19.760 --> 00:26:21.760
باید شما رو به زحمت بندازم تا خوب ازش مراقبت کنین

00:26:21.760 --> 00:26:23.180
اطاعت

00:26:35.000 --> 00:26:37.350
خوبه که اتفاق بدی براش نیفتاد

00:26:37.990 --> 00:26:41.280
.. فکر میکردم زی چو خودش از قصد سم مصرف کرده

00:26:41.280 --> 00:26:43.670
تا برای زی ژی پاپوش درست کنه

00:26:43.670 --> 00:26:46.580
اصلا تصور نمیکردم واقعی باشه

00:26:47.530 --> 00:26:50.850
زی ژی واقعا خیلی جسور و گستاخه

00:26:50.850 --> 00:26:53.960
اون واقعا جرات کرد زی چو رو در ملاعام مسموم کنه

00:26:53.960 --> 00:26:57.390
فکر میکنم به لطف زیادی که
... ولیعهد بهش داره اتکا کرده بود

00:26:57.390 --> 00:27:00.190
و میخواست به کشور چین حکمفرما بشه

00:27:00.190 --> 00:27:02.560
فعلا خوب از زی چو مراقبت کن

00:27:02.560 --> 00:27:07.850
در آینده این بدهی رو تسویه میکنیم

00:27:07.850 --> 00:27:09.310
اطاعت

00:27:10.270 --> 00:27:12.110
با احترام بانو رو مشایعت میکنم

00:27:19.030 --> 00:27:22.310
زی چو ... زی چو

00:27:25.680 --> 00:27:27.220
زی چو

00:27:30.480 --> 00:27:33.020
به مادرم نگو

00:27:33.020 --> 00:27:35.210
ریسک خیلی بزرگی کردی

00:27:35.210 --> 00:27:39.080
در این دنیا افراد زیادی هستن که نمایش بازی میکنن

00:27:39.080 --> 00:27:43.760
اما کی خودش رو با زهر مار حلقوی نقره ای مسموم میکنه ؟

00:27:44.360 --> 00:27:46.660
... چطور ممکنه به فکرشون برسه

00:27:46.660 --> 00:27:49.060
... مقدار زیادی طلا به پزشک ارشد رشوه دادم

00:27:49.060 --> 00:27:51.840
و قبلا پادزهر رو ازش گرفتم ؟

00:27:51.840 --> 00:27:54.030
... اگه ولیعهد این چیزا رو باور نکنه

00:27:54.030 --> 00:27:56.110
همه ی کارهایی که کردی باد هوا نمیشن ؟

00:27:56.110 --> 00:27:58.430
نشنیدی بانو خوا یانگ چی گفت ؟

00:27:58.430 --> 00:28:01.580
حتی اونم مشکوک بود که من این
کار رو کردم تا پاپوش درست کنم

00:28:01.580 --> 00:28:05.560
.اگه زهر به قلبم نمیرسید و زندگیم به شدت در خطر نبود

00:28:05.560 --> 00:28:08.370
کی ممکن بود حرفم رو باور کنه ؟

00:28:08.370 --> 00:28:11.100
باید مار رو هفت بار با دقت
بزنی تا کارت اثر داشته باشه

00:28:11.100 --> 00:28:15.210
فقط استراتژی فوران خشم ، پدرم رو به حرکت درمیاره

00:28:15.210 --> 00:28:17.940
و حتی مقامات دربار رو میترسونه

00:28:18.710 --> 00:28:23.960
... از حالا به بعد دیگه در ضیافت های زی ژی

00:28:23.960 --> 00:28:26.770
هیچ مهمون محترمی شرکت نمیکنه

00:28:26.770 --> 00:28:30.850
اگه حتی نیم قدم رو اشتباه برمیداشتی همونجا مُرده بودی

00:28:30.850 --> 00:28:32.700
ارزشش رو داشت ؟

00:28:34.080 --> 00:28:39.470
پس ... من با زی ژی قمار نکردم

00:28:40.160 --> 00:28:45.280
بلکه بیشتر سر زندگیم با بهشت قمار کردم

00:28:45.280 --> 00:28:50.380
این بار ... من برنده شدم

00:29:13.490 --> 00:29:17.200
چی شده ؟ تو تله افتادی ؟

00:29:18.610 --> 00:29:21.120
واقعا خوب از اخبار اطلاع داری

00:29:21.800 --> 00:29:26.660
زی چو لطیف و نازپروده به نظر میاد و با ظرافت راه میره

00:29:26.660 --> 00:29:29.620
اون باعث میشه دیگران فکر کنن ضعیفه
و میتونن براش گردن کلفتی کنن

00:29:29.620 --> 00:29:33.260
اما هیچکس نمیدونه که اون واقعا خیلی
عمیق و فراتر از تصور همه نقشه میکشه

00:29:33.260 --> 00:29:37.430
اگه فقط یه ذره بی دقت باشی یه
فرصت برای حمله بهت به دست میاره

00:29:37.430 --> 00:29:41.560
فکر میکنی یه نقشه ی کوچیک
مثل این میتونه من رو کله پا کنه ؟

00:29:41.560 --> 00:29:43.110
خوابش رو ببینی

00:29:43.110 --> 00:29:45.890
اون قصد نداره تو رو کله پا کنه

00:29:45.890 --> 00:29:47.850
... فقط از این حقه ی کوچیک استفاده کرد

00:29:47.850 --> 00:29:51.230
تا ولیعهد رو بهت مشکوک کنه
و خودش رو از تو دور نگه داره

00:29:51.960 --> 00:29:56.000
بنابراین دیگه نمیتونی عجولانه اقدام کنی

00:29:57.310 --> 00:29:59.070
چی میشه اگه تمایل نداشته باشم ؟

00:29:59.070 --> 00:30:00.890
تمایل نداشته باشی ؟

00:30:02.050 --> 00:30:05.990
با وضعیت فعلی ، اگه اون حتی یه
... خراش کوچیک رو خودش بندازه

00:30:05.990 --> 00:30:08.630
میگن تو قاتلی

00:30:08.630 --> 00:30:11.210
ولیعهد مراقبته

00:30:11.210 --> 00:30:14.570
کل کشور چین دارن از نزدیک نگاهت میکنن

00:30:14.570 --> 00:30:17.930
مهم نیست چقدر بی تمایلی ... باید تحملش
کنی تا بتونی این اوضاع رو از سر بگذرونی

00:30:17.930 --> 00:30:22.060
... وگرنه حتی اگه زی چو رو شکست بدی

00:30:22.060 --> 00:30:24.360
بازم نمیتونی امپراتور چین بشی

00:30:26.570 --> 00:30:30.070
... چرا حس میکنم حالا که بدشانسی آوردم

00:30:30.070 --> 00:30:31.810
تو درواقع خیلی خوشحالی ؟

00:30:31.810 --> 00:30:34.700
... چون فقط تحت چنین شرایطی

00:30:34.700 --> 00:30:37.960
به من احتیاج پیدا میکنی و بهم توجه میکنی

00:30:37.960 --> 00:30:40.450
معلومه که خوشحالم

00:30:40.450 --> 00:30:43.640
پس میخوای بهم کمک کنی ؟

00:30:43.640 --> 00:30:48.860
تو نواده ی سلطنتی چین هستی
من همسر نواده ی سلطنتی هستم

00:30:48.860 --> 00:30:52.400
... اگه بخوام ملکه ی چین بشم

00:30:52.400 --> 00:30:56.030
اول باید بهت کمک کنم تا تاج و تخت
چین رو به دست بیاری ... درسته ؟

00:30:57.730 --> 00:31:01.180
تو واقعا جاه طلبی ... درواقع میخوای ملکه بشی

00:31:01.180 --> 00:31:05.520
... اما قبل از اینکه ملکه ی چین بشم

00:31:05.520 --> 00:31:08.290
اول باید زی چو رو بکشیم

00:31:27.040 --> 00:31:31.350
نه ... نه ... اونطوری که فکر میکنی نیست همسرم

00:31:31.350 --> 00:31:34.220
فقط برای یه لحظه پشتم یه خارش غیر قابل تحمل گرفت

00:31:34.220 --> 00:31:35.700
واسه همین ازش خواستم پشتم رو بخارونه

00:31:35.700 --> 00:31:39.310
وقتی اومدی داخل فقط داشت پشتم رو میخاروند

00:31:39.310 --> 00:31:43.760
راست میگم ... راست میگم همسرم

00:32:00.320 --> 00:32:03.300
همین الان ... چه خبره ؟

00:32:04.560 --> 00:32:06.730
مگه همین الان چه اتفاقی افتاد ؟

00:32:06.730 --> 00:32:11.160
اون آدم ... لخت بود ... لخت بود

00:32:11.160 --> 00:32:14.480
همه اتون شنیدین ولیعهد چی گفت

00:32:14.480 --> 00:32:16.270
کی اون آدم رو دید ؟

00:32:16.270 --> 00:32:19.980
ما کسی رو ندیدیم -
هیچکس این اطراف نیست -

00:32:19.980 --> 00:32:21.380
چرنده

00:32:21.380 --> 00:32:23.840
با چشمای خودم دیدمش

00:32:23.840 --> 00:32:27.420
با چشمای خودم دیدمش ... واقعی بود

00:32:27.420 --> 00:32:30.480
اون یه مرد بود ... لخت هم بود

00:32:30.480 --> 00:32:31.980
لخت بود

00:32:31.980 --> 00:32:35.060
ولیعهد ... واقعا کسی اینجا نبود

00:32:35.060 --> 00:32:39.980
بی وجدان ... بی وجدان

00:32:40.830 --> 00:32:44.150
حالا فهمیدم ... همه ی شما اراذل

00:32:44.150 --> 00:32:48.050
همه اتون دارید همراه این زن شرور اذیتم میکنین

00:32:48.050 --> 00:32:52.580
... ولیعهد ... الان دید چشماتون تار شده بود

00:32:52.580 --> 00:32:55.600
یا یه شبح دیدین ؟

00:32:55.600 --> 00:32:57.820
زن شرور

00:32:57.820 --> 00:33:01.330
با چشمای باز داری مزخرف میگی
( معادل تو چشم طرف زل زدن و دروغ گفتن )

00:33:01.330 --> 00:33:05.430
درسته ... همه ی اینا رو از ولیعهد یاد گرفتم

00:33:05.430 --> 00:33:09.670
یاد گرفتم با چشم باز چرند بگم

00:33:09.670 --> 00:33:13.980
زن شرور ... میکشمت

00:33:30.560 --> 00:33:34.420
به چی نگاه میکنین ؟ برید گم شید
( این الان ولیعهد مملکته ؟ بچه قنداقی )

00:33:45.590 --> 00:33:47.090
پدر

00:33:48.820 --> 00:33:50.460
پدر

00:33:51.830 --> 00:33:53.590
زی چو

00:33:53.590 --> 00:33:56.730
پدر ... چه اتفاقی واسه اتون افتاده ؟

00:33:56.730 --> 00:34:00.260
چرا نصفه شبی تنهایی اینجا نشستین ؟

00:34:01.470 --> 00:34:05.690
فراموشش کن ... تو هنوز کامل خوب نشدی

00:34:05.690 --> 00:34:07.960
باید استراحت کنی

00:34:07.960 --> 00:34:10.530
الان دیگه خیلی بهترم

00:34:10.530 --> 00:34:12.080
زی چو

00:34:13.020 --> 00:34:15.700
صادقانه بهم بگو

00:34:15.700 --> 00:34:20.390
میدونی پدربزرگت هر روز بهم فحش
... میده که یه تخم مرغ گندیده ام

00:34:20.390 --> 00:34:25.420
به خاطر اینکه یه آدم بی مصرفم .. هرچند مقامات
... درباری این رو تو روی خودم نمیگن

00:34:25.420 --> 00:34:28.300
اونا هم چون یه آدم بی مصرفم یواشکی بهم میخندن

00:34:28.300 --> 00:34:30.440
... در کلِ این قصر سلطنتی چین

00:34:30.440 --> 00:34:33.230
هیچکس نیست که به خاطر بی مصرف بودنم بهم نخنده

00:34:33.800 --> 00:34:37.630
بذار ازت بپرسم ... تو هم قلبا همینطور فکر میکنی ؟

00:34:37.630 --> 00:34:40.560
اونا هر روز میگن من به وسیله ی یه زن کنترل میشم

00:34:40.560 --> 00:34:42.890
... به نظر توئم من یه آدم دل نازکم

00:34:42.890 --> 00:34:45.960
که همیشه جایی میرم که خوا یانگ من رو بکشه ؟

00:34:51.960 --> 00:34:53.900
چرا تو هم داری میخندی ؟

00:34:53.900 --> 00:34:56.830
پدر ... شما ولیعهد کشور چین هستین

00:34:56.830 --> 00:34:58.540
در این دنیا زن های زیبای زیادی وجود داره

00:34:58.540 --> 00:35:01.060
اما شما فقط عاشق مادر هستین

00:35:01.060 --> 00:35:05.910
من فکر میکنم عشق واقعی میتونه ترس
ایجاد کنه و شما صادقانه عاشق مادر هستین

00:35:05.910 --> 00:35:07.980
برای همین طوری میترسید که انگار از ببر میترسین

00:35:07.980 --> 00:35:11.650
... در اصل شما از اون نمیترسید

00:35:11.650 --> 00:35:13.810
بلکه از این میترسید که ممکنه ناراحت بشه

00:35:13.810 --> 00:35:16.190
درسته

00:35:17.710 --> 00:35:20.520
زی چو ... زی چو

00:35:20.520 --> 00:35:24.320
اگه همه در این دنیا مثل تو فکر کنن خیلی خوب میشه

00:35:24.320 --> 00:35:26.950
اما آدمای این دنیا اینطوری فکر نمیکنن

00:35:26.950 --> 00:35:28.840
از جمله خود خوا یانگ

00:35:28.840 --> 00:35:32.010
اون برای به  دست آوردن چیزی که
میخواد از هر روشی استفاده میکنه

00:35:32.010 --> 00:35:34.060
... اگه فقط یه اشتباه کوچیک بکنم

00:35:34.060 --> 00:35:37.070
اون ... یه هیاهوی بزرگ و غیرمنطقی راه میندازه

00:35:37.070 --> 00:35:40.220
قلبم به شدت اذیت شده

00:35:40.220 --> 00:35:43.330
پدر ... لطفا ناراحت نباشین

00:35:43.330 --> 00:35:49.590
زی چو ... فقط تو من رو درک میکنی

00:35:49.590 --> 00:35:53.980
تو پسر خوب منی ... پسر خوبم

00:35:57.460 --> 00:36:03.210
راستی ... راستی ... امروز به
خاطر یه موضوع مهم اومدم اینجا

00:36:03.210 --> 00:36:07.110
تا چند روز دیگه پدربزرگت تو و
بقیه ی برادرهات رو احضار میکنه

00:36:07.110 --> 00:36:09.150
قصد داره از همه اتون بخواد یه مقاله بنویسید

00:36:09.150 --> 00:36:12.790
عنوان مقاله " نظرات درباره ی وضعیت سیاسی و
قدرت دولت سلطنتی کشور چین " هست

00:36:12.790 --> 00:36:17.410
سه روز بعدش پدربزرگت شخصا مقاله ها رو بررسی میکنه

00:36:17.410 --> 00:36:20.200
اون موقع نباید کاری کنی باعث سرافکندگیم
بشه ... باید تمام تلاشت رو بکنی

00:36:20.200 --> 00:36:22.410
بله پدر

00:36:23.710 --> 00:36:26.960
زی چو

00:36:36.370 --> 00:36:39.510
پدربزرگ ... من سه روز رو
صرف نوشتن این مقاله کردم

00:36:39.510 --> 00:36:42.420
این مبحث روی مزایای حاکمیت ایالتی با
استفاده از قوانین کشور چین تمرکز کرده

00:36:42.420 --> 00:36:44.740
پدربزرگ میشه لطفا بررسیش کنین ؟

00:36:47.430 --> 00:36:49.130
بیارش پیش من

00:37:11.300 --> 00:37:13.190
نمیتونم

00:37:33.960 --> 00:37:36.510
چوب توالت ... چوب توالت

00:37:36.510 --> 00:37:39.420
چوب توالت من کجاست ؟

00:37:40.340 --> 00:37:42.650
عصبانی نشید پدربزرگ ... الان
میرم و ملازمین رو احضار میکنم

00:37:42.650 --> 00:37:44.950
زود باش ... زود باش

00:38:06.680 --> 00:38:08.390
پدربزرگ

00:38:17.700 --> 00:38:20.540
این مقاله ای که نوشتی نیست ؟

00:38:20.540 --> 00:38:22.150
بله

00:38:22.150 --> 00:38:26.210
شنیدم مسمومیتت هنوز کاملا درمان نشده

00:38:26.210 --> 00:38:29.400
تو سه شبانه روز برای نوشتن
این رو تختت دراز کشیده بودی ؟

00:38:29.400 --> 00:38:31.300
بله

00:38:31.300 --> 00:38:32.980
میتونی تحملش کنی ؟
( که مقاله اش چوب توالت بشه )

00:38:32.980 --> 00:38:35.850
اگه شما بهش نیاز داشته باشین میتونم تحملش کنم

00:38:35.850 --> 00:38:38.890
به علاوه تمام مقاله تو ذهنم هست

00:38:38.890 --> 00:38:42.120
هروقت شما بخواید میتونم براتون از بر بخونم

00:38:43.160 --> 00:38:44.710
بخون

00:38:45.560 --> 00:38:48.840
گونگ سون یانگ گفته که رسوم
و قوانین وابسته به زمان هستن

00:38:48.840 --> 00:38:50.590
قوانینی که یه کشور اتخاذ میکنه
باید با اوضاعش متناسب باشه

00:38:50.590 --> 00:38:53.910
از زره ها و تجهیزات نظامی بهترین استفاده رو بکنه

00:38:53.910 --> 00:38:57.590
برای اداره ی کشور فقط یه راه وجود نداره ... در
صورتی که پای منافع کشور وسط باشه لازم نیست
تمام مدت از قوانین باستانی پیروی بشه

00:38:57.590 --> 00:39:00.370
امپراتور وو از کشور ژائو به حکومت
رسید اما پادشاهیش شکوفا نشد چون بر
اساس روش های باستانی حکومت کرد

00:39:00.370 --> 00:39:03.580
سلسله های یینگ و شیا شکست خوردن چون شیوه های
باستانی حکومت به کشور رو عوض نکردن

00:39:03.580 --> 00:39:06.630
حتی اگه اینطور باشه ، آدمایی که مخالف روش های
حکمرانی باستانی هستن همیشه نباید سختی بکشن

00:39:06.630 --> 00:39:09.580
به علاوه کسایی که از روشای باستانی حکومت پیروی
کردن همیشه نباید افراد باارزشی در نظر گرفته بشن

00:39:09.580 --> 00:39:12.150
... امروز ... من فکر میکنم که

00:39:18.170 --> 00:39:19.920
مادر

00:39:21.370 --> 00:39:25.640
اینا ابریشم های با کیفیتی هستن که زی چو افرادش
رو برای آوردن اونا به کشور چو فرستاده بود

00:39:25.640 --> 00:39:28.200
به محض اینکه رسیدن فورا اونها رو به قصر خوا یانگ آوردن

00:39:28.200 --> 00:39:32.760
من چند تا رنگ برات انتخاب کردم ... یه نگاه
بنداز و ببین ازشون خوشت میاد یا نه

00:39:40.710 --> 00:39:43.990
چرا وقتی همه چی مرتبه داری آه میکشی ؟

00:39:43.990 --> 00:39:48.640
پسر من خیلی خلف و وظیفه شناسه ... به
عنوان مادرش معلومه که خوشحالم

00:39:48.640 --> 00:39:53.520
اما از وقتی به چین برگشته هیچکس
کنارش نیست تا ازش مراقبت کنه

00:39:53.520 --> 00:39:56.330
دیروز ولیعهد در مورد این موضوع باهام حرف زد

00:39:56.330 --> 00:39:59.160
حتی به خاطر اینکه به اندازه ی کافی بهش
عشق و علاقه نشون نمیدم سرزنشم کرد

00:39:59.160 --> 00:40:02.180
حس بدی بابتش دارم

00:40:02.180 --> 00:40:06.510
همسر نواده ی سلطنتی دختر بازرس سلطنتی
کشور ژائو هست ... قیافه اش استثنائیه
اون با عزت و افتخار خودش رو اداره میکنه

00:40:06.510 --> 00:40:08.860
در ضمن پسر اول زی چو رو به دنیا آورده

00:40:08.860 --> 00:40:13.160
اگه اون میتونست با ایشون باشه تا
ازش مراقبت کنه روزهاشون کامل میشد

00:40:13.160 --> 00:40:16.820
میدونی چقدر فکر بابت این موضوع گذاشتم ؟

00:40:16.820 --> 00:40:19.390
در این مدت حداقل 5 گروه سفیر فرستادم اونجا

00:40:19.390 --> 00:40:23.940
اما امپراتور ژائو با هر دلیلی که به ذهنش رسید
درخواست امون رو رد کرد ... اون اصرار
داره نگهش داره و حاضر نیست آزادش کنه

00:40:23.940 --> 00:40:26.090
اگه موضوع فقط واسه 2 یا 3 ماه باشه مشکلی نداره

00:40:26.090 --> 00:40:29.160
اما اگه 3 یا 5 سال طول بکشه میخوایم چیکار کنیم ؟

00:40:29.160 --> 00:40:32.310
قراره زی چو همینطوری منتظر بمونه ؟

00:40:32.310 --> 00:40:34.690
... اگه این موضوع درز پیدا کنه

00:40:34.690 --> 00:40:39.530
دیگران من رو متهم میکنن که مادر مهربونی نیستم

00:40:39.530 --> 00:40:43.510
این که اصلا کار سختی نیست ... چرا
نمیذارین من دلال ازدواج بشم ؟

00:40:43.510 --> 00:40:47.300
ما از بین بانوان اشرافی قبیله ی مِی یه نفر که ظاهر
... و استعداد استثنایی داشته باشه انتخاب میکنیم

00:40:47.300 --> 00:40:51.350
تا زی چو رو همراهی کنه ... این خوب نیست ؟

00:40:51.350 --> 00:40:53.200
بانوی اشرافی قبیله ی مِی ؟

00:40:53.200 --> 00:40:56.670
نامزد انتخاب شده از قبل اینجاست

00:40:56.670 --> 00:40:58.620
سیلو

00:41:09.830 --> 00:41:12.820
<i> [ بانویی از کشور چو : مِی سیلو ]</i>

00:41:17.100 --> 00:41:20.820
زی چو ... من خوب افکار مادرت رو درک میکنم

00:41:20.820 --> 00:41:23.990
برای همین از قبل یه نامزد مناسب پیدا کردم

00:41:23.990 --> 00:41:27.130
ما خواستیم قبل از اینکه با تو ملاقات کنه اون
رو به قصر بیاریم تا قوانین رو یاد بگیره

00:41:27.130 --> 00:41:31.760
امروز خواهر این موضوع رو پیش کشید
برای همین الان آوردمش تا تو بتونی ببینیش

00:41:31.760 --> 00:41:34.180
دوستش داری ؟

00:41:46.800 --> 00:41:50.300
من از دستورات مادر اطاعت میکنم

00:41:57.770 --> 00:42:00.430
این عشق در نگاه اوله

00:42:00.430 --> 00:42:03.450
همیشه توجه و نگرانی مادر در یادم میمونه

00:42:03.450 --> 00:42:06.150
در آینده با سیلو خوب رفتار میکنم

00:42:06.150 --> 00:42:07.880
لطفا خیالتون راحت باشه مادر

00:42:07.880 --> 00:42:12.020
خوبه ... اولین ازدواجت خیلی
اتفاقی در کشور ژائو ترتیب داده شد

00:42:12.020 --> 00:42:16.430
این ازدواج دوم باید به شکل باشکوهی برگزار بشه

00:42:16.430 --> 00:42:18.320
درسته

00:42:18.320 --> 00:42:21.390
هر کاری مادر بخوان من ازش اطاعت میکنم

00:42:28.140 --> 00:42:30.190
همه اتون مرخصید

00:42:34.540 --> 00:42:36.120
برید بیرون

00:42:38.900 --> 00:42:42.410
لو بو وی ... پات رو از گلیمت درازتر کردی

00:42:49.950 --> 00:42:52.850
چیزی که در قصر خوا یانگ گفتی تکرار کن

00:42:52.850 --> 00:42:58.550
قصد دارم با دختر قبیله ی مِی ازدواج کنم

00:43:01.000 --> 00:43:20.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:43:20.024 --> 00:43:32.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.