﻿WEBVTT

00:01:19.509 --> 00:01:25.251
« کسلوانیا: سمفونی شبانه »
" فصل اول - قسمت پنجم"

00:01:26.010 --> 00:01:33.010
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان::..
.:: www.bolboljan.net::.

00:01:34.469 --> 00:01:36.311
‫از بوش متنفرم.

00:01:36.336 --> 00:01:37.705
‫چیه؟

00:01:38.125 --> 00:01:40.921
‫پوست درخت بید.
‫دردت رو تسکین میده.

00:01:40.946 --> 00:01:44.250
‫انقدری که بوش به مشامم خورده،
‫تنها چیزی که یاد من میندازه... آخ!

00:01:44.275 --> 00:01:47.354
‫- خب، انقدر تکون نخور.
‫- همیشه انقدر خشنی؟

00:01:47.379 --> 00:01:49.187
‫پرستار که نیستم.

00:01:51.791 --> 00:01:53.826
‫زخمت از چیزی که فکر می‌کردم عمیق‌تره.

00:01:59.166 --> 00:02:01.625
‫این کار رو چند بار بیشتر امتحان نکردم.

00:02:06.348 --> 00:02:09.598
‫- آخ!
‫- و فقط یه‌بار هم جواب داد.

00:02:11.344 --> 00:02:13.616
‫فقط روی زخم‌های جزئی
‫می‌تونم این کار رو بکنم.

00:02:13.641 --> 00:02:15.980
‫سعی کردم کار با استخوان
هم یاد بگیرم، ولی...

00:02:16.875 --> 00:02:19.375
‫واقعآً... حرف نداری.

00:02:32.291 --> 00:02:36.791
‫همسرش می‌گه قصد داره سرش رو نگه داره.

00:02:38.508 --> 00:02:41.658
‫حتی فکر به این که چه نقشه‌ای
‫واسه‌ش ریخته تنم رو می‌لرزونه.

00:02:43.657 --> 00:02:45.793
‫من که جلوی اشکم رو نمی‌تونم بگیرم، نیکولای.

00:02:45.818 --> 00:02:47.641
‫تو جای من بهش تسلیت بگو، خب؟

00:02:47.666 --> 00:02:51.666
‫بگو واقعاً جای تأسفه.
‫نبودش حس می‌شه، خدمت‌گذار وفاداری بود.

00:02:52.458 --> 00:02:55.822
‫و سلیقهٔ بی‌نظیری توی انتخاب
‫لوازم پارچه‌ای خونه داشت.

00:02:56.583 --> 00:03:01.238
‫بهش می‌گم اون پسره، بلمونت، رو
‫پیدا می‌کنم و سرش رو براش میارم.

00:03:02.625 --> 00:03:05.166
‫اون‌وقت می‌تونه بذارتش
‫توی بشقاب، کنار مارکی.

00:03:16.478 --> 00:03:17.929
‫مامان؟

00:03:19.236 --> 00:03:21.292
‫داری... گریه می‌کنی؟

00:03:21.396 --> 00:03:23.348
‫نه، نه. فقط...

00:03:24.541 --> 00:03:27.141
‫همیشه از اینکه از پنجره
‫می‌تونستم تماشاش کنم لذت می‌بردم.

00:03:27.166 --> 00:03:28.166
‫چرا؟

00:03:30.125 --> 00:03:34.467
‫وقتی ۱۷ سال پیش واسه اولین بار
‫به مشکول اومدم، هیچی نداشتم.

00:03:35.250 --> 00:03:38.542
‫مردم شهر به من به عنوان
‫یه غریبه مشکوک بودن.

00:03:39.000 --> 00:03:43.193
‫ولی هیچ‌وقت یادم نمی‌ره مردم صومعه
‫چه عشق و علاقه‌ای به من نشون دادن.

00:03:43.875 --> 00:03:47.155
‫اونجا مثل یه مکان امن بود.
‫یه محل مقدس.

00:03:49.666 --> 00:03:50.871
‫ریچر!

00:03:55.833 --> 00:03:57.095
‫چیکار می‌کنی؟

00:03:58.055 --> 00:04:00.100
‫نگو داری صومعه برمی‌گردی!

00:04:00.125 --> 00:04:01.850
‫نمی‌خواد باهام بیای.

00:04:01.875 --> 00:04:04.308
‫نرو، خواهش می‌کنم.

00:04:04.333 --> 00:04:06.659
‫به ادوارد قول دادم به‌خاطرش برمی‌گردم.

00:04:06.875 --> 00:04:10.741
‫انت، الان وقتش نیست. تو ناراحتی.

00:04:10.766 --> 00:04:12.933
‫ناراحت نیستم، عصبانی‌ام.

00:04:12.958 --> 00:04:15.166
‫منم عصبانی‌ام ولی باید صبر کنیم.

00:04:15.191 --> 00:04:16.199
‫که چی بشه؟

00:04:16.224 --> 00:04:20.266
‫تا تجدید قوا کنیم. تا یه نقشهٔ جدید بچینیم.
‫تا حداقل خورشید طلوع کنه. به‌خاطر ریچر.

00:04:20.291 --> 00:04:22.250
‫نه من و نه ادوارد...

00:04:22.275 --> 00:04:25.020
‫وقت نداریم منتظر ریچر بمونیم.
‫ادوارد رو اسیر کردن.

00:04:25.285 --> 00:04:28.016
‫وقتی اون آزاد نیست، من چطور می‌تونم
‫حتی یه شب توی آرامش باشم؟

00:04:28.041 --> 00:04:30.291
‫در حالی که اون کمکم کرد تا آزاد شم.

00:04:30.375 --> 00:04:33.500
‫اولروکس و درولتا خون‌آشام‌های قوی‌ای‌ هستن.

00:04:33.525 --> 00:04:35.558
‫نمی‌دونم توی مشکول چه نقشه‌ای ریختن،

00:04:35.583 --> 00:04:37.916
‫ولی اگه الان بری، این کارت خودکشیه.

00:04:37.941 --> 00:04:40.183
‫ریچر برمی‌گرده، و وقتی برگرده...

00:04:40.208 --> 00:04:43.227
‫اون‌وقت تصمیم می‌گیریم درولتا
‫و موجودات شبگرد رو چیکار کنیم.

00:04:43.252 --> 00:04:46.966
‫باید دشمن‌مون رو بشناسیم تا
‫شکست‌شون بدیم و ادوارد رو نجات بدیم.

00:04:47.208 --> 00:04:48.480
‫باهمدیگه.

00:04:53.031 --> 00:04:54.697
‫ماریا، سد راهم شدی!

00:04:54.722 --> 00:04:55.910
‫تنها وقتی که به من قول بدی...

00:04:55.958 --> 00:04:57.958
‫صومعه نمیری کنار میرم.

00:04:58.173 --> 00:04:59.221
‫باشه.

00:04:59.246 --> 00:05:00.430
‫شاتو چی؟

00:05:00.455 --> 00:05:01.572
‫اون هم همین‌طور.

00:05:03.916 --> 00:05:06.000
‫- داخل‌شون نمیرم.
‫- انت!

00:05:06.083 --> 00:05:07.083
‫حق با توئه.

00:05:07.125 --> 00:05:09.958
‫واسه شکستِ دشمن‌هامون اول
‫باید خوب اون‌ها رو بشناسیم.

00:05:10.041 --> 00:05:11.625
‫اگه می‌خوای بری سَرَک بکشی،

00:05:11.708 --> 00:05:14.375
‫مراقب باش توی دید نباشی.
‫اگه ریچر اینجا بود...

00:05:14.400 --> 00:05:16.817
‫شما دوتا هرکاری می‌خواین بکنین
‫منتظر ریچر می‌مونین؟

00:05:17.016 --> 00:05:18.766
‫اون فرار کرد!

00:05:18.791 --> 00:05:20.208
‫سعی کن ببخشیش.

00:05:20.233 --> 00:05:22.574
‫اولروکس خون‌آشامیه که مادرش رو کشت.

00:05:22.599 --> 00:05:25.933
‫اژدهایی که از بچگی کابوس شب‌هاش بوده.

00:05:25.958 --> 00:05:27.458
‫همه‌مون کابوس دیدیم.

00:05:28.004 --> 00:05:29.850
‫وقتی که یه برده واسه
‫اولین بار فرار می‌کنه...

00:05:29.875 --> 00:05:31.958
‫این نماد رو روی شونه‌ش می‌زنن.

00:05:31.983 --> 00:05:34.351
‫وقتی واسه بار دوم فرار کنه،
‫فلجش می‌کنن.

00:05:34.541 --> 00:05:36.457
‫و بار سوم می‌کشنش.

00:05:36.625 --> 00:05:40.083
‫وقتی که بچه بودم به من یاد دادن
‫از آدم‌های مزرعه‌مون که...

00:05:40.108 --> 00:05:41.683
‫این نماد رو روی بدن‌شون دارن بترسم.

00:05:41.708 --> 00:05:42.868
‫آدم‌های دردسرساز.

00:05:43.166 --> 00:05:45.666
‫ولی وقتی که خودم فرار کردم،
‫دیدم نسبت‌بهشون عوض شد.

00:05:45.750 --> 00:05:49.583
‫اون‌هایی که این نماد رو دارن،
‫کسایی‌ان که عمیقاً می‌دونن...

00:05:49.608 --> 00:05:51.503
‫آزادی چه بهایی می‌تونه داشته باشه.

00:05:51.528 --> 00:05:53.445
‫اون‌ها این رو هرروز به جون خریدن،

00:05:53.750 --> 00:05:55.174
‫پس منم همین کار رو می‌کنم.

00:05:58.125 --> 00:06:00.483
‫اگه از گذشته‌م ترس داشته باشم،

00:06:00.791 --> 00:06:02.929
‫هیچ‌وقت از دستش آزاد نمی‌شم.

00:06:50.333 --> 00:06:53.208
‫می‌بینم خوب ترس و وحشت رو
‫توی تنِ جَوون‌ها انداختی.

00:06:54.083 --> 00:06:56.340
‫من خونِ اشرافی رو ترجیح میدم.

00:06:58.750 --> 00:07:00.708
‫دارم از پسره، بلمونت، حرف می‌زنم.

00:07:00.791 --> 00:07:02.171
‫اوه، اون.

00:07:02.750 --> 00:07:04.208
‫فرزند دشمن قدیمی من.

00:07:04.875 --> 00:07:07.756
‫پسر دشمن قدیمی‌ای که
‫دیگه باید مُرده تصورش کنی.

00:07:07.781 --> 00:07:09.641
‫داریم ترتیبش رو می‌دیم.

00:07:09.666 --> 00:07:12.208
‫شاید تو توی جهان جدید
‫جور دیگه‌ای کارها رو پیش ببری،

00:07:12.233 --> 00:07:14.400
‫ولی اینجا ما با طبقهٔ اشرافی کاری نداریم.

00:07:14.425 --> 00:07:16.257
‫این‌جوری محلی‌ها صداشون درمیاد.

00:07:16.282 --> 00:07:18.241
‫عذر می‌خوام.

00:07:18.266 --> 00:07:22.266
‫نمی‌دونستم چقدر رضایت مردمِ میرا برات مهمه.

00:07:22.439 --> 00:07:23.975
‫سعی می‌کنم به فکرشون باشم.

00:07:24.000 --> 00:07:27.666
‫این وسط حواسم به شهر
‫و موجودات خبیث محل هم هست.

00:07:28.458 --> 00:07:31.375
‫ما توی این شهر با مردم
‫اتحاد آشفته‌ای رو داریم.

00:07:32.125 --> 00:07:33.379
‫البته فعلاً.

00:07:33.583 --> 00:07:35.565
‫حال من هم به‌هم می‌زنه.

00:07:35.750 --> 00:07:38.592
‫اینکه باهاشون هم‌پیمان بشم،
‫و فقط واسه نفوذ به طبقهٔ اشرافی...

00:07:38.617 --> 00:07:41.391
‫از خون روستایی‌ها بخورم و...

00:07:41.845 --> 00:07:46.095
‫در ازای موجودات شبگرد، اون مردی که
‫توی صومعه‌ست رو تحمل کنم.

00:07:51.291 --> 00:07:55.333
‫چیزی تا طلوع خورشید نمونده.
‫نباید به شاتو برگردی؟

00:07:57.416 --> 00:07:58.958
‫تو کجا می‌خوای بمونی؟

00:08:01.458 --> 00:08:03.416
‫اون‌طرف یه کاروانسراست.

00:08:03.441 --> 00:08:04.658
‫جای خوبیه.

00:08:05.000 --> 00:08:06.083
‫آرومه.

00:08:06.666 --> 00:08:07.875
‫خصوصیه؟

00:08:09.250 --> 00:08:10.708
‫دوست دارم توی شهر بمونم.

00:08:11.208 --> 00:08:13.333
‫می‌خوام حواسم به اتفاق‌های دورم باشه.

00:08:18.916 --> 00:08:20.391
‫دیگه چیزی نمونده.

00:08:20.416 --> 00:08:21.875
‫تا طلوع آفتاب.

00:08:22.875 --> 00:08:24.916
‫بدون اینکه به آسمون
خیره شم هم می‌تونم بفهمم.

00:08:25.500 --> 00:08:27.666
‫لحظه‌ای که خورشید طلوع می‌کنه،

00:08:27.750 --> 00:08:30.708
‫یه تغییراتی توی هوا ایجاد می‌شه.

00:08:31.833 --> 00:08:33.791
‫همه‌مون حسش می‌کنیم. وحشته.

00:08:34.442 --> 00:08:36.732
‫تا چند ساعت ازش آزادیم.

00:08:38.250 --> 00:08:41.791
‫فرض کن کاملاً آزاد باشیم.
‫هرگز مجبور به فرار از دست آفتاب نباشیم.

00:08:42.375 --> 00:08:45.750
‫من وقتم رو با خیالاتی که هرگز
‫به واقعیت تبدیل نمی‌شن تلف نمی‌کنم.

00:08:46.291 --> 00:08:48.333
‫ولی به واقعیت تبدیل می‌شه، اولروکس.

00:08:48.571 --> 00:08:52.571
‫توی سرتاسر اروپا خون‌آشام‌ها
‫با ارزبت بتری هم‌پیمان شدن.

00:08:52.916 --> 00:08:54.618
‫تو نفر بعدی می‌شی؟

00:08:56.166 --> 00:08:59.041
‫من هرگز به هیچکس، از
هیچ نوعی، ایمان نداشتم.

00:09:00.291 --> 00:09:02.458
‫شاید واسه ایمان آوردن باید به چشم ببینم.

00:09:03.125 --> 00:09:04.916
‫شنیدم که خیلی پرابهته.

00:09:05.416 --> 00:09:08.083
‫پرابهت، خارق‌العاده، شیرزن.

00:09:08.875 --> 00:09:11.041
‫پلیدی جلوی اون به لرزه می‌افته.

00:09:11.125 --> 00:09:12.125
‫وحشت می‌کنه.

00:09:13.416 --> 00:09:16.375
‫ما فراز و نشیب امپراتوری رو دیدیم، اولروکس.

00:09:16.400 --> 00:09:18.159
‫مردمِ فانی حزب بادن.

00:09:18.285 --> 00:09:22.272
‫اون‌ها سرِ یه تیکه نون شورش می‌کنن،
‫از یه خدا به خدای دیگه پناه می‌برن.

00:09:23.023 --> 00:09:25.253
‫من کشیش سخمت بودم.

00:09:25.750 --> 00:09:28.583
‫الههٔ مصریِ جنگ و انتقام.

00:09:29.125 --> 00:09:33.041
‫بوی بدن‌های فانی توی
‫روزهای عید رو به یاد دارم.

00:09:33.125 --> 00:09:38.291
‫عطر و گرمی شرکت‌کننده‌ها. حسِ لمس نامیراها.

00:09:39.333 --> 00:09:40.166
‫و حالا...

00:09:40.250 --> 00:09:43.500
‫و حالا اون معبدها زیر خاک دفن شدن.

00:09:44.416 --> 00:09:45.458
‫دقیقاً.

00:09:46.500 --> 00:09:47.708
‫این‌ها رو ببین.

00:09:48.541 --> 00:09:51.041
‫زندگی انسان‌ها مثل «یک‌روزه‌‌ها» کوتاست.

00:09:51.541 --> 00:09:54.250
‫وفاداری‌شون هم به همون اندازه زودگذره.

00:09:54.750 --> 00:09:56.666
‫ولی ما تحمل می‌کنیم.

00:09:57.450 --> 00:09:59.837
‫وقتی که اون صومعه و این شهر
‫به هرج‌ومرج کشیده شد،

00:09:59.862 --> 00:10:02.737
‫اون‌وقت به‌نظرت همچنان
توی سایه‌ها می‌پلکیم؟

00:10:02.762 --> 00:10:06.290
‫وقتی بین مردم فانی دنبال یه
‫وفاداری بی‌ارزش بگردیم،

00:10:06.315 --> 00:10:08.617
‫فکر می‌کنی کجا پیداش می‌کنیم؟

00:10:10.833 --> 00:10:12.708
‫بیا یه جهان جدیدی بسازیم، اولروکس.

00:10:13.666 --> 00:10:16.833
‫می‌بینی؟ این هم یه حرف
‫دیگه‌ایه که قبلاً شنیده بودم.

00:10:17.333 --> 00:10:20.458
‫پس بذار به واقعیت تبدیل شه.

00:10:52.375 --> 00:10:53.666
‫فرار کن!

00:11:03.125 --> 00:11:07.625
‫آخرین بار که دیده بودمت
‫با اون پسرهٔ دورگه بودی.

00:11:08.125 --> 00:11:11.409
‫آخرین باری که من دیده بودمت،
‫یه موش پرنده بودی.

00:11:16.083 --> 00:11:19.500
‫چند ساعت بعد از تولدت پیش من آوردنت.

00:11:19.583 --> 00:11:25.291
‫موجود کوچولوی نق‌نقو. مثل یه
‫جوجهٔ تازه متولد شده، زشت بودی.

00:11:25.375 --> 00:11:28.125
‫با اون گردن نازک و نحیفت.

00:11:28.551 --> 00:11:31.268
‫همون موقع باید گردنت رو می‌شکوندم.

00:11:46.583 --> 00:11:48.747
‫منم چندین سال فرصت داشتم
‫تا راجع‌بهت تحقیق کنم.

00:11:49.125 --> 00:11:52.333
‫یادم نرفته که چطور از ترس
‫جلوی خدای مسیحی‌ها خم شدی.

00:11:59.541 --> 00:12:00.750
‫بوی چیه؟

00:12:00.833 --> 00:12:02.041
‫بوی گوشتیه که سوخته.

00:12:02.541 --> 00:12:03.958
‫باید این رو بهتر بدونی.

00:12:06.416 --> 00:12:09.458
‫صدای مادرت توی لحظهٔ مرگ هنوز توی گوشمه.

00:12:09.958 --> 00:12:12.708
‫شعرهایی که تو و بقیهٔ دخترها می‌خوندین...

00:12:12.791 --> 00:12:14.833
‫وقتی که تو فکر می‌کردی همه خوابن رو یادمه.

00:12:15.416 --> 00:12:18.375
‫من از کابوس‌تون آگاهم.

00:12:18.458 --> 00:12:20.125
‫اونی که حبس شده من نیستم.

00:12:26.833 --> 00:12:28.833
‫شک ندارم که بعضی وقت‌ها صبح بلند شدی...

00:12:28.916 --> 00:12:32.416
‫و دیدی دهنت طعم شِکر سوخته میده،

00:12:32.441 --> 00:12:34.663
‫و به کلی فراموش کردی که بیرون رفته بودی.

00:12:35.041 --> 00:12:39.708
‫این یعنی جایی که باید، آزاد نیستی.

00:12:39.791 --> 00:12:41.958
‫اون تویی که اون نماد روی پیشونیت حک شده.

00:12:42.032 --> 00:12:45.282
‫این نشان وفاداری به معشوقهٔ منه.

00:12:45.375 --> 00:12:47.000
‫ارزبت بتری.

00:12:47.083 --> 00:12:51.000
‫تو حق نداری اسمش رو به زبون بیاری!
‫چند وقت برده بودی؟

00:12:51.083 --> 00:12:53.083
‫پونزده سال؟ بیشتر؟

00:12:53.166 --> 00:12:56.458
‫از بدو تولد برده بودی
‫با مادری که اونم مثل تو برده بود.

00:12:56.541 --> 00:13:01.792
‫بعضی‌ها هرچقدر به جلو و عقب خودشون
‫نگاه می‌کنن، فقط برده‌ها رو می‌بینن.

00:13:01.817 --> 00:13:05.650
‫تو، مردمت، توی جایی که متعلق به منه.

00:13:06.125 --> 00:13:08.324
‫این چه ربطی به ارزبت داره؟

00:13:08.349 --> 00:13:11.683
‫اون نظام طبیعیِ دنیا رو بهش برمی‌گردونه.

00:13:11.708 --> 00:13:15.291
‫نامیراها، پادشاهان، انسان‌ها،

00:13:15.375 --> 00:13:17.541
‫روستایی‌ها، برده‌ها.

00:13:18.250 --> 00:13:19.250
‫تو.

00:13:19.666 --> 00:13:21.458
‫اون چطور می‌خواد این کار رو بکنه؟

00:13:21.541 --> 00:13:23.125
‫اون فقط یه خون‌آشامه.

00:13:24.333 --> 00:13:26.666
‫ارزبت الهه‌ست.

00:13:26.750 --> 00:13:29.375
‫اون خونِ سِخمت رو خورده.

00:13:29.458 --> 00:13:31.041
‫الههٔ مصر.

00:13:31.125 --> 00:13:32.125
‫بله.

00:13:32.208 --> 00:13:35.791
‫سخمت دخترِ «آمون‌را». یه شیرزن.

00:13:35.875 --> 00:13:38.541
‫نفسش مثل بادِ صحراست.

00:13:38.625 --> 00:13:43.166
‫به ما گفتن نشونه‌هایی خواهد بود.
‫بی‌نظمی، قیام برده‌ها، جنگ.

00:13:43.250 --> 00:13:46.291
‫به ما گفتن نوید این
اتفاقات رو به بقیه بدیم.

00:13:46.375 --> 00:13:50.333
‫ارزبت میاد و با تمام
قدرتِ سخمت ظهور می‌کنه،

00:13:50.416 --> 00:13:52.958
‫تا همه‌چیز رو به حالت اولش برگردونه.

00:13:53.541 --> 00:13:54.742
‫منظورت از این حرف‌ها چیه؟

00:13:54.767 --> 00:13:57.225
‫یعنی می‌تونی من رو بکشی،

00:13:57.250 --> 00:13:59.916
‫ولی ارزبت هرگز شکست نمی‌خوره.

00:14:00.625 --> 00:14:03.208
‫اون وقتی شبِ ابدی فرا برسه ظهور می‌کنه.

00:14:03.291 --> 00:14:09.833
‫اون هرکس یا هرچیزی که
‫دوست داری رو نابود می‌کنه.

00:14:21.414 --> 00:14:22.996
‫خورشید داره طلوع می‌کنه.

00:14:24.083 --> 00:14:25.998
‫تاریکی رو از بین می‌بره.

00:14:29.833 --> 00:14:31.125
‫همیشه همین‌طوره.

00:14:32.625 --> 00:14:35.291
‫نظام طبیعی دنیا همینه.

00:14:59.916 --> 00:15:02.250
‫[نه خدا و نه ارباب]

00:15:13.916 --> 00:15:15.738
‫انصاف نیست.

00:15:15.916 --> 00:15:19.916
‫اوه، عزیزم. همه دنبال گروه آزادی‌ان.

00:15:20.000 --> 00:15:23.291
‫شاید هم بتونه عضو برابری بشه، یا اخوت.

00:15:23.375 --> 00:15:27.458
‫واسه رفتن به اخوت باید مرد باشی.
‫اخوت یعنی برادری.

00:15:27.541 --> 00:15:30.000
‫پس عضو «خواهری» می‌شه.

00:15:35.625 --> 00:15:37.208
‫اوه، چه بهت میاد.

00:15:38.625 --> 00:15:39.958
‫می‌خوای توام بیای؟

00:15:40.041 --> 00:15:43.583
‫- به جشنواره یا انقلاب‌تون؟
‫- جفتش.

00:15:44.875 --> 00:15:46.583
‫به من نیازی ندارین.

00:15:47.083 --> 00:15:49.083
‫خب، یکی رو می‌خوایم که برامون بجنگه.

00:15:49.875 --> 00:15:52.958
‫و به تو میاد که مبارز خوبی باشی.

00:16:02.250 --> 00:16:03.916
‫شاید دیگه از جنگ خسته شدم.

00:16:21.239 --> 00:16:22.834
‫امانوئل.

00:16:26.291 --> 00:16:27.416
‫ترا، لطفاً.

00:16:28.583 --> 00:16:30.125
‫من فقط اومدم که حرف بزنیم.

00:16:31.166 --> 00:16:32.166
‫خواهش می‌کنم.

00:16:34.916 --> 00:16:36.750
‫ما با تو حرفی نداریم.

00:16:37.333 --> 00:16:39.000
‫تو... چیزیت شده؟

00:16:44.041 --> 00:16:45.833
‫من دارم سعی می‌کنم بهتر متوجه شم.

00:16:46.833 --> 00:16:48.833
‫راجع‌به چیزی که دیدم و از تو می‌دونم.

00:16:49.333 --> 00:16:52.041
‫تو یه‌بار به ما گفتی که
خدا اسمت رو صدا زده.

00:16:52.501 --> 00:16:54.725
‫اینکه بهت وحی شده با شرارت بجنگی.

00:16:54.750 --> 00:16:56.958
‫قبلاً بهش باور داشتم، آره.

00:16:57.041 --> 00:16:58.284
‫و حالا؟

00:16:58.309 --> 00:17:02.850
‫حالا پایه و اساس زندگی من
‫داره سرنگون می‌شه.

00:17:02.875 --> 00:17:04.416
‫شاید دیگه وقتشه که این اتفاق بی‌افته.

00:17:04.500 --> 00:17:09.500
‫البته که این حرف خیلی رمانتیکه،
‫مثل مابقی شلوغ‌کاری‌های شما انقلابیون.

00:17:09.583 --> 00:17:12.000
‫ولی وقتی که این کشور رو با خاک یکسان کردین،

00:17:12.025 --> 00:17:15.025
‫می‌خوام بدونم که کی باقی می‌مونه
‫تا دوباره اون رو از نو بسازه.

00:17:15.301 --> 00:17:16.933
‫تو از آزادی حرف می‌زنی.

00:17:17.365 --> 00:17:18.850
‫آزادیِ کی؟

00:17:18.875 --> 00:17:20.478
‫آزادی همه.

00:17:22.125 --> 00:17:25.083
‫توی محلهٔ من یه زن ۸۲ ساله‌ست.

00:17:25.166 --> 00:17:27.750
‫اون هرروز توی کلیسا چیزی اهدا می‌کنه.

00:17:27.833 --> 00:17:33.250
‫و حالا نوه‌ش به اسمِ حِکمت
‫اون رو از این کار منع کرده.

00:17:33.333 --> 00:17:37.833
‫فکر می‌کنی وقتی که شب از خواب بلند شه
‫واسه حِکمت و آزادیش توی تاریکی...

00:17:37.858 --> 00:17:40.158
‫اشک می‌ریزه تا وحشت‌های
‫خودش رو از بین ببره؟

00:17:40.183 --> 00:17:41.933
‫ولی اون فقط یه زنه.

00:17:41.958 --> 00:17:45.125
‫بیش از ۲۰۰ کشیش توی نبرد وردن قتل‌عام شدن.

00:17:45.208 --> 00:17:50.083
‫خیلی طول نمی‌کشه که
‫کشیش‌ها تبعید و اعدام بشن.

00:17:50.166 --> 00:17:54.041
‫مردم از ذوب کردن ناقوس کلیسا
‫واسه ساخت گلوله توپی حرف می‌زنن.

00:17:54.125 --> 00:17:56.875
‫بربرها جلوی دروازه‌ان.

00:17:56.958 --> 00:18:01.916
‫واسه اون‌ها هیچکس به اندازهٔ کافی
‫واقعی یا وفادار نیست.

00:18:02.253 --> 00:18:04.558
‫اون‌ها ما رو توی خونِ خودمون غرق می‌کنن.

00:18:04.583 --> 00:18:06.676
‫نه اگه شما موجودات شبگرد
‫اول این کار رو باهاشون بکنین.

00:18:06.700 --> 00:18:09.058
‫من دارم یه ارتش تدارک می‌بینم.

00:18:09.083 --> 00:18:11.541
‫من با یه جبههٔ اشتباه دارم می‌جنگم.

00:18:11.566 --> 00:18:12.891
‫با خون‌آشام‌ها.

00:18:12.916 --> 00:18:16.083
‫من همون‌طور که باید،
‫دارم دنبال هم‌پیمان می‌گردم.

00:18:16.166 --> 00:18:17.375
‫و قربانی‌ها.

00:18:17.458 --> 00:18:20.833
‫اون کسی که من می‌شناختم اگه الان خودش
‫رو توی آینه می‌دید حالش به‌هم می‌خورد.

00:18:22.250 --> 00:18:24.583
‫من از اولش هم بی‌گناه نبودم، ترا.

00:18:24.666 --> 00:18:28.500
‫بین بی‌گناهی و پناه دادن
‫به شبگردها خیلی فاصله‌ست.

00:18:28.583 --> 00:18:31.666
‫چند بار توی جهان...

00:18:31.750 --> 00:18:35.125
‫زندگی همه به تصمیم یه مرد وابسته بوده؟

00:18:35.208 --> 00:18:38.750
‫کنستانتین، شارلمانی، من.

00:18:38.833 --> 00:18:42.583
‫خدا می‌دونه که این انقلاب چه پلیدی‌های
‫دیگه‌ای با خودش به همراه میاره.

00:18:42.666 --> 00:18:47.750
‫اگه خدای تو اونقدری که ادعا می‌کنه
قدرتمنده، ‫نیازی نداره که تو برای اون بجنگی.

00:18:47.833 --> 00:18:49.753
‫تو این کارها رو به‌خاطر کلیسا نمی‌کنی،

00:18:49.791 --> 00:18:52.416
‫این کارها رو واسه غرور خودت می‌کنی.

00:18:54.458 --> 00:18:57.166
‫بعضی وقت‌ها به یهودا فکر می‌کنم.

00:18:57.708 --> 00:18:59.708
‫خائن، عهدشکن.

00:19:00.312 --> 00:19:04.353
‫ولی اگه اون کار رو نمی‌کرد،
‫چه اتفاقی می‌افتاد؟

00:19:04.875 --> 00:19:08.708
‫یعنی کل دنیا به‌خاطر
‫خیانت یه مرد نجات پیدا کرد؟

00:19:08.791 --> 00:19:12.750
‫من احمق بودم که به تو اعتماد کردم.
‫ایکاش هرگز نمی‌دیدمت.

00:19:13.458 --> 00:19:16.541
‫اگه منو نمی‌دیدی،
‫الان ماریایی وجود نداشت.

00:19:25.208 --> 00:19:27.311
‫تو که گفتی پدرم فوت کرده.

00:19:27.541 --> 00:19:29.583
‫تا ازت محافظت کنم.

00:19:38.875 --> 00:19:41.877
‫بهت قول میدم، ترا.

00:19:42.773 --> 00:19:44.856
‫من مراقبشم.

00:19:53.458 --> 00:19:54.750
‫چقدر واسه اون...

00:19:54.833 --> 00:19:57.458
‫این‌طور که به‌نظر میاد،
‫بیشتر از چیزی که تو داری می‌شه.

00:19:58.458 --> 00:20:01.788
‫توی شکار خون‌آشام می‌تونم برات جبران کنم.

00:20:02.833 --> 00:20:05.875
‫اگه توی ظرف شستن می‌تونی
‫کمکم کنی قبول می‌کنم.

00:20:15.875 --> 00:20:19.182
‫ولی مردی که اونجاست برات حساب کرده.

00:20:33.583 --> 00:20:35.095
‫بابت شام ممنون.

00:20:35.120 --> 00:20:37.996
‫خب، می‌دونی که راجع‌به شامِ مفتی چی می‌گن؟

00:20:38.833 --> 00:20:40.750
‫چیز خاصی می‌گن؟

00:20:40.833 --> 00:20:46.045
‫می‌گن: «برگرد همون جایی که ازش اومدی
‫و انتظار یه شام دیگه نداشته باش.»

00:20:47.125 --> 00:20:48.807
‫یا شاید فقط منم که این حرف رو می‌زنم.

00:20:49.666 --> 00:20:51.786
‫ببین، من که نخواستم به من لطفی بکنی.

00:20:55.840 --> 00:20:58.548
‫اون پیر خرفت کدوم گوریه؟

00:21:00.541 --> 00:21:02.125
‫کیر توش. بازم یکی دیگه...

00:21:02.208 --> 00:21:07.666
‫تو قسم خوردی دفعه بعد که منو
‫توی این روستا دیدی بکشی.

00:21:08.208 --> 00:21:11.041
‫حالا اومدم. ببینم چندمرده حلاجی.

00:21:45.916 --> 00:21:48.541
‫پس فکر کنم الان پای حرفم موندم.

00:21:51.500 --> 00:21:53.291
‫خوب شد حداقل تمومش کرده بودم.

00:21:56.048 --> 00:21:59.340
‫اگه بتونی جای پول برام نجاری کنی خوب می‌شه.

00:22:06.625 --> 00:22:08.219
‫اون رو بده من.

00:22:08.244 --> 00:22:10.449
‫باید بیشتر حواست می‌بود.

00:22:10.708 --> 00:22:14.090
‫فراموش کرده بودم که چقدر سنگینه.

00:22:14.791 --> 00:22:16.235
‫خیلی سنگینه.

00:22:19.750 --> 00:22:22.000
‫هی! هی!

00:22:22.025 --> 00:22:23.322
‫تو کی هستی؟

00:22:23.347 --> 00:22:25.513
‫مگه قرار نبود باهوش باشی؟

00:22:25.538 --> 00:22:26.611
‫چی؟

00:22:26.710 --> 00:22:28.501
‫جولیا همیشه این حرف رو به من می‌زد.

00:22:29.041 --> 00:22:30.208
‫تو کی هستی؟

00:22:34.458 --> 00:22:36.166
‫من جوست‌ام.

00:22:37.000 --> 00:22:38.413
‫کدوم جوست؟

00:22:39.000 --> 00:22:40.125
‫جوست بلمونت.

00:22:41.375 --> 00:22:42.958
‫پدربزرگت.

00:22:45.339 --> 00:22:53.339
<font color=#FFFF00>بلبل جان مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و
انيمه با زيرنويس چسبيده .:: www.bolboljan.net::.