﻿WEBVTT

00:00:10.795 --> 00:00:17.795
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:19.019 --> 00:00:20.186
ساعت پنج صبحه

00:00:21.646 --> 00:00:23.440
....من توي رختخوابمم، خوابيدم

00:00:25.608 --> 00:00:28.987
.. و گوشيم ويبره ميره
بهم هشدار ميده که يک پيغام فيسبوکي دارم

00:00:30.405 --> 00:00:32.365
بنابراين گوشيم رو برميدارم

00:00:32.449 --> 00:00:34.451
و بهش نگاه مي‌کنم
نوشته سلام

00:00:34.534 --> 00:00:36.536
اين ويديوي جديد يوتيوب هست

00:00:36.911 --> 00:00:39.039
و فکر کردم شايد بخواي يک نگاهي بهش بندازي

00:00:39.164 --> 00:00:42.042
فکر ميکنم همون يارو لوکاست که دنبالش ميگشتي

00:00:42.208 --> 00:00:44.002
خوب، توجهمو جلب کرد

00:00:44.085 --> 00:00:47.297
و داشتم فکر ميکردم
اوه، عاليه، يک ويديوي ديگه از کشتار گربه ها

00:00:52.969 --> 00:00:54.471
يک مرورگر باز ميکنم

00:00:55.430 --> 00:00:56.639
يک ويديو ميبينم و

00:00:56.848 --> 00:00:57.974
دکمه «پلي» رو فشار ميدم

00:01:00.894 --> 00:01:04.481
توي ويديوهاي قبلي
سوژه هاي توي تخت خواب، گربه ها بودند

00:01:04.564 --> 00:01:07.233
توي اين ويديو، يک آدم واقعي بود

00:01:11.154 --> 00:01:13.740
و من گفتم
چه گهي؟

00:01:15.658 --> 00:01:17.994
توي اين لحظه
من کاملا بيدارم

00:01:18.244 --> 00:01:19.662
تپش قلب دارم

00:01:19.746 --> 00:01:22.332
سريع از تخت خوابم ميپرم بالا

00:01:23.416 --> 00:01:26.044
به سمت کامپيوترم ميدوم و روشنش ميکنم

00:01:26.586 --> 00:01:28.588
يالا کامپيوتر، زود باش، زود باش، زود باش

00:01:36.262 --> 00:01:40.558
الان دارم با مانيتور بزرگم تماشاش ميکنم
تمام صفحش کردم

00:01:42.852 --> 00:01:44.312
!گه مقدس

00:01:50.735 --> 00:01:52.070
...تازه بيدار شدم

00:01:54.447 --> 00:01:57.075
... و جان گرين، لينک فيس بوکو فرستاده

00:02:06.626 --> 00:02:07.626
...  و من خشکم زده بود که

00:02:12.215 --> 00:02:14.008
چه گهي داره اتفاق ميفته؟

00:02:14.175 --> 00:02:16.761
....نميدونستم.... نميدونستم... من

00:02:17.804 --> 00:02:19.305
من اصلا نميدونم چي بگم

00:02:19.597 --> 00:02:22.058
خوب، ما بهشون گفتيم که اين اتفاق ميفته

00:02:22.517 --> 00:02:23.977
و اونها حرفمونو باور نکردن

00:02:24.060 --> 00:02:25.854
و الان داريم به جسد يک مرده نگاه ميکنيم

00:02:29.691 --> 00:02:31.901
من بيست و سه سال، افسر پليس بودم

00:02:31.985 --> 00:02:33.945
اولين باره که چنين چيزي ميبينم

00:02:34.195 --> 00:02:36.447
...يک داستان پيچيده که همينطور به پيچيدگي خودش ادامه ميده

00:02:36.823 --> 00:02:39.742
پذيرشگر، جعبه غرق خونو باز کرد

00:02:39.826 --> 00:02:40.869
و يک پاي قطع شده پيدا کرد

00:02:43.955 --> 00:02:47.208
اونها چيزي  که ديدنو، به عنوان چيزي فراتر
از فيلمهاي ترسناک توصيف مي کردند

00:02:48.042 --> 00:02:50.020
اون کسي بود که ميتونست يک

00:02:50.044 --> 00:02:51.629
نقشه خيلي خوب چيده شده رو اجرا کنه

00:02:52.505 --> 00:02:55.049
يعني، مثل فيلمهاي سلاخي کردن ميمونه

00:02:55.884 --> 00:02:59.429
اون واقعا کسي بوده که اين
شکل عجيب و غريب انگشت نماييو ميخواسته

00:02:59.512 --> 00:03:02.182
و واقعا اونها رو توي اينترنت پست ميکنه

00:03:03.892 --> 00:03:06.144
تو توي اون ويدئو چي ديدي؟

00:03:06.227 --> 00:03:08.521
لحظاتي بودند که حتي قابل گفتن نيستند

00:03:09.689 --> 00:03:12.817
اين مرد، دوستان زيادي نداره
به هرحال، اونهايي که دوست دارن خودشونو نشون بدن زياد نيستن

00:03:13.985 --> 00:03:15.671
دشمن عمومي شماره يک

00:03:15.695 --> 00:03:17.631
رديابي کردنش چقدر سخت خواهد بود؟

00:03:17.655 --> 00:03:19.365
اين مرد، چقدر خطرناکه؟

00:03:19.449 --> 00:03:21.826
دقيقا مردم سراسر دنيا چقدر بايد مراقب باشن؟

00:03:21.910 --> 00:03:24.954
خوب، اون استاد
تغيير چهره است... اون دوست داره

00:03:25.038 --> 00:03:27.832
....احتمالا به شکل يک زن تغيير چهره داده

00:03:28.833 --> 00:03:32.670
اينترپل، حکم بازداشت جهاني
قاتل درجه اولو داده

00:03:33.963 --> 00:03:35.643
امشب ادعاهايي مبني بر اين وجود دارند

00:03:35.715 --> 00:03:39.677
که شواهد آنلاين ذهني پيچيده
توسط پليس به رسميت شناخته نشدند

00:03:39.761 --> 00:03:42.305
و اون حتي اين ويدئوهاي دلهره آورو

00:03:43.097 --> 00:03:46.059
از خودش پست کرده که ظاهرا داره
گربه ها  رو شکنجه ميده و ميکشه

00:03:55.443 --> 00:03:58.863
اسم اين  ويدئو
يک ديوانه ماه زده، يک چکش يخ شکن بود

00:04:10.458 --> 00:04:13.711
اين ويدئو با پسري شروع ميشه که
به تخت بسته شده

00:04:19.801 --> 00:04:20.843
... و بعد

00:04:23.054 --> 00:04:25.682
...اون.... مظنون يک جورهايي

00:04:26.182 --> 00:04:28.268
اونو بررسي ميکنه و ميدونيد

00:04:29.018 --> 00:04:31.980
يک ذره صورتشو نوازش ميکنه
يک ذره نازش ميکنه

00:04:32.814 --> 00:04:36.693
و الان دوربين توسط مظنون برداشته ميشه

00:04:37.443 --> 00:04:39.821
ما صورت اين قربانيو ميبينيم

00:04:40.530 --> 00:04:43.866
و بعد به يک زاويه ديگه
کات ميشه

00:04:44.409 --> 00:04:45.827
خوب، مظنون بالا مياد

00:04:46.077 --> 00:04:48.037
...يک چيزي توي دستشه

00:04:48.621 --> 00:04:52.000
يک جور ابزار برنده است
يک جور چيز شبيه به چکش يخ شکن

00:04:52.500 --> 00:04:56.754
و بعد مظنون شروع ميکنه به
ضربه زدن و ضربه زدن و ضربه زدن

00:04:56.838 --> 00:04:58.464
و ضربه زدنهاش تمام نميشه

00:04:58.548 --> 00:05:00.925
هي ادامه ميده و ادامه ميده و ادامه ميده

00:05:01.843 --> 00:05:02.843
...اوم

00:05:03.052 --> 00:05:05.052
حدود هشت دقيقه

00:05:05.096 --> 00:05:06.681
هشت دقيقه و
ده ثانيه يا بيشتر

00:05:06.764 --> 00:05:08.933
يک سگ، يک پاپي کوچولو معرفي ميشه

00:05:09.017 --> 00:05:10.935
يک سگ کوچولوي سياه و سفيده

00:05:13.021 --> 00:05:14.901
... و واقعا ناراحت کننده است و

00:05:15.690 --> 00:05:16.941
و تعجب ميکني که

00:05:17.275 --> 00:05:20.320
کدوم آدمي ميتونه اين کارو با يک آدم ديگه بکنه

00:05:23.656 --> 00:05:24.656
... و

00:05:29.537 --> 00:05:31.164
تماشا کردنش، سخته

00:05:36.461 --> 00:05:37.503
...و

00:05:48.222 --> 00:05:50.975
.... بقيه ويدئو
توضيح دادنش سخته

00:05:51.642 --> 00:05:52.727
آزاردهنده است

00:05:56.522 --> 00:05:58.566
خوب من تمام ويدئو رو

00:05:59.150 --> 00:06:00.193
بارها و بارها

00:06:00.735 --> 00:06:02.403
احتمالا اون روز بيست بار
تماشا کردم

00:06:02.862 --> 00:06:06.616
اما هروقت که تماشاش ميکنم
....به يک دليلي، مغزم

00:06:07.492 --> 00:06:09.202
نميخواد باور کنه که اون واقعيه

00:06:13.915 --> 00:06:16.584
بنابراين، شروع به کاري ميکنيم
که معمولا ميکنيم

00:06:17.543 --> 00:06:21.589
شروع به تحليل اين ويدئوي قتل ميکنيم
و سعي ميکنيم دنبال اطلاعات بگرديم

00:06:21.672 --> 00:06:23.841
که بتونيم بگيم
آره، اين لوکاست

00:06:35.436 --> 00:06:38.731
خوب، اول همه اينکه استايلش
خيلي شبيه به لوکاست

00:06:39.440 --> 00:06:42.693
مظنون نوازشش ميکنه
يک جورهايي يک ذره بهش محبت ميکنه (نازش ميکنه)

00:06:43.319 --> 00:06:45.154
خيلي شبيه اون ويدئوي بچه گربه هاست

00:06:45.238 --> 00:06:48.366
چون اين همون کاريه که لوکا ميکرد
لوکا قربانيانشو نوازش ميکرد

00:06:49.450 --> 00:06:51.450
....آهنگي که پشت زمينه پخش ميشه

00:06:58.543 --> 00:07:00.503
راستش آهنگي به نام
ايمان حقيقيه

00:07:01.921 --> 00:07:03.673
لوکا قبلا از اين آهنگ

00:07:03.756 --> 00:07:07.009
توي چندتا از مونتاژهاي تصاويرش که
توي يوتيوب پست کرده بود، استفاده کرده بود

00:07:11.681 --> 00:07:15.017
واقعا نگران انسانهايي بوديم که اون کشته بود

00:07:15.852 --> 00:07:17.895
اما چرا اون سگ؟

00:07:18.729 --> 00:07:19.889
مشکل اون سگ چي بود؟

00:07:21.858 --> 00:07:24.861
چون ما براي ويدئوهاي کشتن گربه ها
نگرفته بوديمش

00:07:25.528 --> 00:07:28.614
فکر کرديم اون سگ، پيغامي براي ماست

00:07:28.698 --> 00:07:31.742
من ازش قصر در رفتم و الان دارم اين کارو ميکنم

00:07:31.826 --> 00:07:35.329
و اين... دارم به سمت کشتن انسانها ارتقا پيدا ميکنم

00:07:35.997 --> 00:07:39.292
اين سگ، درست به عنوان تجليلي از
گذشتم اينجاست

00:07:39.709 --> 00:07:41.294
و پيغامي براي ماست، ميدوني؟

00:07:41.836 --> 00:07:42.836
گائيدمتون

00:07:43.045 --> 00:07:44.755
...خوب حالا

00:07:45.465 --> 00:07:47.091
ميدونم که اون لوکاست

00:07:47.175 --> 00:07:50.219
حتي لازم نيست اونو ببينمش
ميدونم که لوکاست

00:07:50.303 --> 00:07:53.431
مشکلي که باهاش روبرو شديم اينه که
نميتونستيم

00:07:53.556 --> 00:07:55.349
آدرسي که اون اتفاق توش افتاده رو
ثابت کنيم

00:07:56.476 --> 00:08:00.897
ميدونيم توي تورنتو بوده که اين قتل گربه ها رو انجام داده

00:08:01.939 --> 00:08:03.774
اما نميدونستيم الان هم اونجا هست يا نه

00:08:03.858 --> 00:08:05.943
و نميدونستيم اون ويدئو
اونجا فيلمبرداري شده بود

00:08:06.027 --> 00:08:08.112
بنابراين، صلاحيت قضايي نداشتيم

00:08:08.446 --> 00:08:11.199
خوب تا جاييکه به پليس
مربوط ميشه

00:08:11.282 --> 00:08:13.618
اينترنت همينه، ميدوني
ها-ها

00:08:17.163 --> 00:08:20.249
خوب، تنها تماسي که داشتيم با
کارآگاهمون

00:08:20.333 --> 00:08:22.001
در دپارتمان پليس تورنتو بود

00:08:23.127 --> 00:08:25.087
بنابراين، باهاش تماس گرفتيم

00:08:26.547 --> 00:08:28.841
ما تازه با اين ويدئوي جديد روبرو شديم

00:08:28.925 --> 00:08:30.635
يک جسد انسان رو نشون ميده

00:08:30.718 --> 00:08:34.347
ما کاملاً مطمئنيم کسي که در حين ارتکاب جرم
در اين ويدئويه، لوکاست

00:08:34.430 --> 00:08:35.640
بايد ببينيدش

00:08:37.099 --> 00:08:39.519
و دارم فکر ميکنم
عاليه، اون يک کاري ميکنه

00:08:41.938 --> 00:08:45.441
بنابراين در اين لحظه
فکر ميکنم هرکاري از دستم برميومده، انجام دادم

00:08:46.776 --> 00:08:49.237
دير يا زود
خبرهايي مبني بر اين ميشه

00:08:49.320 --> 00:08:51.113
که اون جسد پيدا شده

00:08:58.663 --> 00:09:00.248
زنگ هشدار گوگل رو تنظيم کردم

00:09:01.624 --> 00:09:04.919
بنابراين، منتظر يک چيزي بوديم

00:09:05.294 --> 00:09:10.299
يک جورهايي منتظر صداي رادار بوديم

00:09:13.636 --> 00:09:15.888
يک روز کامل سپري شد
اما هيچ پاسخي نيومد

00:09:20.643 --> 00:09:22.645
يک جورهايي نشسته بوديم و ميگفتيم

00:09:24.438 --> 00:09:27.066
خوب، هنوز خبري نشده
ميدوني؟ خبرهايي شده؟

00:09:27.608 --> 00:09:29.360
چرا هنوز جسدي پيدا نکردند؟

00:09:31.237 --> 00:09:33.656
نميدونستيم حرکت بعديش چيه

00:09:34.615 --> 00:09:38.536
بنابراين حس ميکرديم يک بمب ساعتي
در حال تيک تاک کردن در دستمون داريم

00:09:38.619 --> 00:09:40.705
و ميخواستيم متوقفش کنيم

00:09:47.920 --> 00:09:50.423
تا حد مرگ ترسيده بودم
الان ميخواد بياد دنبالم؟

00:09:50.506 --> 00:09:51.506
اون ميدونه من کيم

00:09:51.757 --> 00:09:52.967
ميدونه کجا کار ميکنم

00:09:53.634 --> 00:09:54.760
وحشتناک بود

00:09:59.348 --> 00:10:01.601
.....فکر ميکرديم
خوب، من فکر ميکردم

00:10:01.684 --> 00:10:04.854
شايد ويدئوي قتل
توي تورنتو ساخته نشده باشه

00:10:05.104 --> 00:10:07.315
ميتونه توي هر جايي از دنيا
ساخته شده باشه

00:10:08.482 --> 00:10:09.734
... و بعد يادم اومد که

00:10:10.943 --> 00:10:13.779
ويدئوي ساخته شده
سه ماه قبل از

00:10:13.863 --> 00:10:15.364
انجام قتل ساخته شده

00:10:18.159 --> 00:10:20.161
لوکا دوست داره ويديوهايي از خودش بسازه

00:10:20.953 --> 00:10:22.330
اون خيلي خوششيفته است

00:10:22.413 --> 00:10:23.581
خيلي پوچ و تهيه

00:10:23.664 --> 00:10:26.167
و بايد تمام اين ويدئوها رو مرور کنيم

00:10:26.250 --> 00:10:28.544
حتي اگر بدترين چيز روي زمين باشه

00:10:29.128 --> 00:10:31.964
اما بايد تا آخرشو ببيني
چون ميتونه يک تصوير جديد وجود داشته باشه

00:10:32.923 --> 00:10:34.717
ديانا بهم پيغام داد

00:10:34.800 --> 00:10:38.095
و اون گفت: هي
اين ويديوي جديد لوکا رو توي اينترنت پيدا کردم

00:10:38.179 --> 00:10:39.179
ازت ميخوام تماشاش کني

00:10:41.724 --> 00:10:43.392
و حدود وسطهاي ويدئو

00:10:43.476 --> 00:10:45.686
متوجه عکسي شدم که هرگز نديده بودمش

00:10:47.521 --> 00:10:50.274
و گفتم
داري درباره عکس اون حرف ميزني؟

00:10:50.358 --> 00:10:52.568
که جلوي صخره هاست؟
اون گفت بله

00:10:53.361 --> 00:10:55.130
خوب، چندتا چيز واقعا مهم

00:10:55.154 --> 00:10:56.280
درباره اون عکس وجود دارند

00:10:57.073 --> 00:10:58.574
شماره يک، درختها

00:10:58.949 --> 00:11:02.745
شاخ و برگهاي روي اون درختها
هنوز يک جورهايي در حال شکوفه زدن بودند

00:11:02.828 --> 00:11:04.789
بنابراين احتمالا ابتداي بهار بوده

00:11:05.706 --> 00:11:08.292
بنابراين ميدونستم، اون جديده
اين مرتبط بود

00:11:08.709 --> 00:11:11.879
دومين چيز مهمي که وجود داشت
چراغهاي پياده رو بود

00:11:12.755 --> 00:11:14.173
خيلي منحصر به فرد بودند

00:11:14.256 --> 00:11:15.758
شبيه چراغهاي تورنتو نبودند

00:11:15.841 --> 00:11:17.051
سياه بودند

00:11:17.134 --> 00:11:19.053
ميدونم چراغهاي تورنتو، زرد هستند

00:11:19.303 --> 00:11:20.638
اوه، اونها چهارگوش بودند

00:11:36.153 --> 00:11:37.153
بعد، بوم

00:11:37.822 --> 00:11:40.116
خوب، سريعا مو به تنم سيخ شد

00:11:40.574 --> 00:11:42.535
اوه، خداي من
خيلي خوب، شايد به مونترآل رفته باشه

00:11:46.247 --> 00:11:48.332
و ما سريعاً گوگل مپس رو باز کرديم

00:11:48.874 --> 00:11:51.836
و به صورت ديجيتال، شروع به راه رفتن توي خيابونها کرديم

00:11:54.922 --> 00:11:57.007
و ما واقعا توي نماي خيابان (استريت ويو) ميرفتيم

00:11:57.091 --> 00:12:00.428
و قدم به قدم توي خيابونها حرکت ميکرديم

00:12:02.596 --> 00:12:05.975
و الان توي يک خيابون دارم راه ميرم
اون داره توي يک خيابون ديگه راه ميره

00:12:06.058 --> 00:12:08.853
من توي اين خيابون راه ميرم
اون توي يک خيابون ديگه راه ميره

00:12:08.936 --> 00:12:11.731
من توي اين خيابون راه ميرم
اون توي يک خيابون ديگه راه ميره

00:12:14.692 --> 00:12:16.235
و بعد ناگهان

00:12:17.194 --> 00:12:18.779
من ميگم گه مقدس

00:12:24.160 --> 00:12:26.954
درست اونجا، پله هايي هستند

00:12:33.252 --> 00:12:36.338
و توي دانشگاه مک-گيل توي
مرکز مونترآل بود

00:12:36.672 --> 00:12:39.717
بنابراين، توي مونترآل جايگذاريش کرديم

00:12:43.763 --> 00:12:45.443
و الان ميخوايم شروع به گشتن توي مونترآل کنيم

00:12:45.473 --> 00:12:47.683
و  اونجا جاييه که قبلا هرگز باهاش سر و کار نداشتيم

00:12:53.022 --> 00:12:54.899
يک ايالت کاملا متفاوته

00:12:55.816 --> 00:12:58.694
حوزه قضاييش متفاوته، پليسش متفاوته
همه چيزش متفاوته

00:12:59.028 --> 00:13:01.322
قرار بود زمان خيلي بيشتري براي

00:13:01.405 --> 00:13:04.074
ايجاد اعتبار براي پليس مونترآل داشته باشيم

00:13:04.158 --> 00:13:06.410
چون ما فقط احمقهاي اينترنتي هستيم

00:13:45.908 --> 00:13:47.868
خوب، اين پشت ساختمان ما

00:13:48.494 --> 00:13:50.287
در خيابان دکرايي
5720است

00:13:51.747 --> 00:13:54.500
صبح روز سه شنبه بود
از پله ها پايين اومدم

00:13:55.626 --> 00:13:57.878
تا آشغالعا رو بيرون ببرم
نميدونم

00:13:57.962 --> 00:13:59.880
حدودا ساعت نه، نه و نيم  شده بود

00:14:01.340 --> 00:14:02.842
و وقتي داشتم بيرون ميبردمش

00:14:02.925 --> 00:14:06.178
متوجه چمدوني شدم که اون طرف قرار داشت

00:14:06.637 --> 00:14:09.557
اما به نظر مشکوک ميومد چون
يک قفل بهش زده شده بود

00:14:09.723 --> 00:14:12.434
چرا بايد يک چمدون قديمي قفل داشته باشه؟

00:14:12.935 --> 00:14:14.937
کي اينو توي آشغالها انداخته؟

00:14:15.312 --> 00:14:19.817
و بعد کرمهاييو ديدم که از بالاي اون سوراخ داشتند
بيرون ميومدند

00:14:22.027 --> 00:14:23.112
...خوب، فکر کردم يک نفر

00:14:23.195 --> 00:14:25.698
يا سگش، يا گربش يا چيزي مرده

00:14:25.781 --> 00:14:27.741
و نميدونسته باهاش چيکار کنه

00:14:28.200 --> 00:14:29.243
اما کنجکاو شدم

00:14:29.952 --> 00:14:31.620
بنابراين، تصميم گرفتم بازش کنم

00:14:47.553 --> 00:14:50.139
ساعت ده وپنجاه دقيقه  اون روز صبح بود

00:14:50.973 --> 00:14:52.516
که911تماس گرفت

00:14:57.605 --> 00:15:00.774
روز اول که
اولين تماس با دفتر گرفته شد

00:15:00.858 --> 00:15:04.278
راستش فکر کرديم
اين يک تحقيقات کوتاه مدت خواهد بود

00:15:04.778 --> 00:15:07.531
اما کاملا اينطوري از آب در نيومد

00:15:10.868 --> 00:15:12.411
يک نفر، يک چمدون خاکستري رنگ

00:15:14.121 --> 00:15:16.999
توي خيابون دکاري 5720پيدا کرده بود

00:15:19.460 --> 00:15:21.503
...توي ورودي، از قبل

00:15:22.129 --> 00:15:23.129
نوارهاي قرمز پيچيده بودند

00:15:26.133 --> 00:15:30.429
جمدون مورد نظر پشت
کوچه ساختمان، قرار داده شده بود

00:15:41.190 --> 00:15:42.775
اول از هرچيزي

00:15:43.275 --> 00:15:45.152
اون بو، بويي مشمئزکننده بود

00:15:46.445 --> 00:15:49.198
مگسهاي خيلي خيلي خيلي زيادي

00:15:49.573 --> 00:15:51.492
و کرمهايي وجود داشتند

00:15:54.119 --> 00:15:55.913
بنابراين، سريعاً چادرو برپا کرديم

00:15:56.914 --> 00:15:58.374
تا بتونيم بازش کنيم

00:16:00.751 --> 00:16:07.174
بنابراين، افسر قانوني
اقدام به باز کردن چمدان کرد

00:16:07.508 --> 00:16:10.678
چيزي نگذشت، چيزي که ديديم
اول از همه

00:16:11.095 --> 00:16:13.555
يک مرد بود، يک مرد سفيدپوست

00:16:14.056 --> 00:16:15.056
....اوم

00:16:15.432 --> 00:16:16.684
دستهاش قطع شده بودند

00:16:16.767 --> 00:16:18.560
پاهاش قطع شده بودند

00:16:18.978 --> 00:16:20.688
و سرش هم قطع شده بود

00:16:21.355 --> 00:16:23.816
و بدنش چندين بار

00:16:24.441 --> 00:16:26.819
در ناحيه شکمش سوراخ شده بود

00:16:27.653 --> 00:16:28.653
...و

00:16:29.697 --> 00:16:31.407
در اون لحظه از خودم ميپرسيدم

00:16:32.032 --> 00:16:33.909
چه جور آدمي تونسته اين کارو بکنه؟

00:16:38.747 --> 00:16:41.458
اما يکي بايد به رسانه ها خبر داده باشه

00:16:41.542 --> 00:16:43.252
چون خيلي سريع رسيدند

00:17:00.019 --> 00:17:01.770
خوب بالاخره به صدا در اومد

00:17:03.522 --> 00:17:05.649
و اولين چيزي که ميبينم
يک چادر پليسه

00:17:07.860 --> 00:17:09.028
...لينکو باز ميکنم

00:17:10.446 --> 00:17:11.488
.... و نوشته

00:17:12.740 --> 00:17:15.284
تورسو، اون چمدونو توي مونترآل پيدا کرده

00:17:15.576 --> 00:17:16.994
گه مقدس

00:17:18.954 --> 00:17:21.391
خوب، يک قفل کوچيک داشت
بريديمش، بازش کرديم

00:17:21.415 --> 00:17:24.334
و يک تنه بدون سر اونجا بوده

00:17:24.418 --> 00:17:26.545
و من با خودم گفتم: لعنت، پيداش کردن

00:17:30.424 --> 00:17:35.596
ما به عنوان يک گروه
داريم ميبينيم که جلوي چشمانمون باز ميشه

00:17:35.679 --> 00:17:38.390
لعنت مقدس، اين واقعا واقعيه

00:17:38.474 --> 00:17:40.851
ديگه يک بازي آنلاين نبود

00:17:40.934 --> 00:17:42.311
اين دنياي واقعي بود

00:17:42.394 --> 00:17:45.689
هويتش هنوز تاييد نشده
اما به عنوان حقيقت، يک چيزو ميدونيم

00:17:45.773 --> 00:17:48.192
اون يک مرده، يک مرد سفيدپوست

00:17:51.945 --> 00:17:54.007
ما سعي کرديم با پليس تورنتو

00:17:54.031 --> 00:17:55.311
حتي قبل از اينکه جسدو پيدا کنن تماس بگيريم

00:17:56.825 --> 00:17:58.035
و مطمئنا

00:17:58.452 --> 00:17:59.828
اين اتفاق لعنتي افتاده بود

00:17:59.912 --> 00:18:03.332
هرچيزي که ميگفتيم، اتفاق ميفتاد
اين کار تمام شده بود، اون انجامش داده بود

00:18:06.043 --> 00:18:09.004
بنابراين، مشخصه که با دپارتمان پليس مونترآل تماس گرفتيم

00:18:11.006 --> 00:18:13.008
ما تمام اين اطلاعاتو داشتيم
تا به اونها ارائه کنيم

00:18:14.593 --> 00:18:16.470
اما اونها اصلا پاسخوي ما نبودند

00:18:17.346 --> 00:18:19.264
يک بار، توي توئيتر

00:18:24.186 --> 00:18:28.649
خيلي عصباني شدم و يک جورهايي
از کوره در رفتم... گفتم

00:18:31.944 --> 00:18:35.072
اون بيرون آدمهايي هستند که ميتونن در خطر باشن

00:18:35.155 --> 00:18:36.657
و شما لعنتيها منو ناديده ميگيريد؟

00:18:37.825 --> 00:18:39.910
من تمام اين گه ها رو دارم که بهتون ارائه بدم

00:18:45.415 --> 00:18:48.335
و اونها رو بهشون دادم و اصلا هيچکس
جوابي به من نداده

00:18:49.419 --> 00:18:51.588
شايد خيلي سرگرم تحقيقاتشون بودند

00:18:51.672 --> 00:18:55.050
وقتي نداشتند که با اين احمقهاي اينترنتي
سر و کله بزنن

00:18:55.634 --> 00:18:57.427
ما هيچ اعتباري نداريم

00:19:09.815 --> 00:19:13.569
پشت اون چمدون
کيسه زباله هاي خيلي خيلي زيادي بودند

00:19:14.444 --> 00:19:16.738
روي هم رفته، سي و سه تا کيسه بود

00:19:18.031 --> 00:19:21.034
اما من متوجه يک چيز قرمز مايل به
خرمايي شدم

00:19:21.118 --> 00:19:24.163
که داشت از زير کيسه هاي زباله چکه ميکرد

00:19:24.705 --> 00:19:26.290
حس کردم خونه

00:19:27.749 --> 00:19:30.586
شروع کرديم، يکي يکي داخل کيسه رو گشتيم

00:19:32.212 --> 00:19:33.797
يک بطري شراب قرمز پيدا کرديم

00:19:35.841 --> 00:19:38.510
يک پوستر کاملا مچاله شده بود

00:19:40.721 --> 00:19:42.764
و يک تيشرت زردرنگ

00:19:44.224 --> 00:19:47.352
يک سگ پاپي مرده توي اون کيسه پيدا کرديم

00:19:48.562 --> 00:19:50.189
يک پاپي مرده سياه و سفيد

00:19:50.814 --> 00:19:54.484
بالاخره، توي يکي از کيسه زباله ها
يک چيزي پيدا کرديم

00:19:56.153 --> 00:19:58.447
پتوهايي که لکه خون روشون بود

00:19:59.740 --> 00:20:01.992
خيلي خوب، اينجا زديم به هدف

00:20:03.243 --> 00:20:04.828
کاغذها رو پيدا کرديم

00:20:05.787 --> 00:20:07.956
يک گواهينامه رانندگي از اونتاريو

00:20:12.753 --> 00:20:14.504
رسيد خريد از يک داروخانه

00:20:14.838 --> 00:20:16.798
و روي هردوي اونها اسمي نوشته شده بود

00:20:17.466 --> 00:20:19.092
لوکا روکو مگنوتا

00:20:19.176 --> 00:20:21.553
من اصلا نميدونم اين شخص کي هست

00:20:21.637 --> 00:20:23.680
قبلا هرگز اين اسم به گوشم نخورده

00:20:24.223 --> 00:20:26.475
.... و من يک آدرس روي رسيد دارم

00:20:27.267 --> 00:20:31.688
خيابان دکاري 5720، آپارتمان
208.

00:20:32.731 --> 00:20:37.527
و حالا دارم نتيجه گيري ميکنم که
چيزي که توي آشغالهاست

00:20:37.611 --> 00:20:41.281
چيزي که توي اون چمدونه
متعلق به آپارتمان دويست و هشته

00:20:41.365 --> 00:20:45.410
و احتمالا اون لوکا روکو مگنوتاست که به قتل رسيده

00:20:49.331 --> 00:20:51.750
...بنابراين، يک افسر پليس فرستادم

00:20:53.252 --> 00:20:55.545
تا بررسي کنه؛ نه اينکه اون آپارتمانو
بگرده

00:20:55.629 --> 00:20:57.589
بلکه فقط يک بررسي بکنه

00:21:30.289 --> 00:21:33.542
اما هيچي اونجا نبود
اونجا پاک بود

00:21:36.378 --> 00:21:37.879
اسباب و اثاثيه ساده خونه بودند

00:21:38.547 --> 00:21:40.007
...روي ميز

00:21:40.590 --> 00:21:42.175
يک بطري ليموناد بود

00:21:44.136 --> 00:21:46.555
يک تختخواب با ملحفه هاي قهوه اي

00:21:49.349 --> 00:21:52.144
...اما اون افسر پليس، کنجکاو شده بود

00:21:52.728 --> 00:21:57.441
چون ميگفت
بوي مواد شيميايي مياد

00:21:58.150 --> 00:22:02.154
اما هيچکس داخل اون آپارتمان نبود
...بنابراين، آپارتمان بسته شده بود

00:22:03.572 --> 00:22:07.034
چون براي گشتن آپارتمان
بايد حکم داشته باشيم

00:22:20.255 --> 00:22:23.342
سرپرستم بهم اطلاع داد که
يک تنه انسان توي

00:22:23.425 --> 00:22:25.886
يک چمدون پيدا کرديم و
در ساختمان

00:22:25.969 --> 00:22:27.471
دکاري، ازم درخواست حضور شده بود

00:22:29.348 --> 00:22:31.099
من با مدير ساختمان صحبت کردم

00:22:31.183 --> 00:22:33.393
تا تاييد کنه که دوربينهاي امنيتي وجود دارند

00:22:34.186 --> 00:22:36.581
و اون تاييد کرد که دو دوربين امنيتي داخل
ساختمان وجود داشتند

00:22:36.605 --> 00:22:39.441
يک دوربين امنيتي

00:22:39.524 --> 00:22:42.285
جلوي ساختمان بود
تا بتوني رفت و آمد آدمها رو ببيني

00:22:54.748 --> 00:22:58.668
و يک دوربين در زيرزميني بود که مردم
آشغالهاشونو به اونجا ميبردند

00:23:01.254 --> 00:23:05.008
با در نظر گرفتن اينکه سرايدار گفته اون چمدون
قبل از اينکه اون، آشغالها رو بيرون بگذاره

00:23:05.092 --> 00:23:06.885
داخل راهرو بوده

00:23:07.344 --> 00:23:09.346
ميدونستيم اين نقطه شروع خوبيه

00:23:09.429 --> 00:23:13.058
بنابراين، در اون چارچوب زماني
شروع به نگاه کردن به فيلمها کرديم

00:23:13.141 --> 00:23:15.727
تا ببينيم ميتونيم شخصي که اون
چمدونو اونجا گذاشته رو ببينيم؟

00:23:33.537 --> 00:23:35.205
موفق شديم در بيست و پنجم مي
حدود ساعت دو و چهل و هفت دقيقه صبح

00:23:35.664 --> 00:23:39.292
يک نفرو

00:23:40.127 --> 00:23:42.379
در حالي که يک چيزهايي داخل آشغالها ميگذاشت و ميرفت، ببينيم

00:23:42.462 --> 00:23:44.172
يک مرد جوان در اواخر دهه بيست زندگيش

00:23:45.549 --> 00:23:47.384
که تي-شرت زردي به تن داشت

00:23:48.301 --> 00:23:50.053
چيزي که واقعا در مورد اين شخص عجيب بود
اين بود که

00:23:50.137 --> 00:23:52.097
اولاً، الان صبح زوده

00:23:52.180 --> 00:23:53.640
بعد از ساعت دو صبحه

00:23:53.723 --> 00:23:55.225
که اغلب مردم خوابند

00:23:55.851 --> 00:23:58.854
معمولاً، تصور ميکنم اگر
سمت آشغالها بري

00:23:58.937 --> 00:24:01.481
يک کيسه آشغال برميداري و
ميزني به چاک

00:24:01.565 --> 00:24:03.733
اما اين شخص، بارها اين کارو ميکرد

00:24:04.943 --> 00:24:08.905
اين بار، ساعت چهار و دو دقيقه صبحه
بنابراين، اون بايد حداقل بيست بار رفته باشه و اومده باشه

00:24:13.076 --> 00:24:15.787
من هنوز داشتيم توي آشغالها رو ميگشتيم

00:24:17.164 --> 00:24:21.668
يک پيچ‌گوشتي رنگ شده با رنگ متاليک خاکستري پيدا کرديم

00:24:21.877 --> 00:24:26.131
...طوري پيراسته شده بود که
احتمالا شبيه يک يخ شکن به نظر برسه

00:24:27.215 --> 00:24:28.508
...يک چاقو پيدا کرديم

00:24:30.260 --> 00:24:33.346
اما تکه هايي از پوست و خون روش بود

00:24:34.681 --> 00:24:35.974
...يک اره پيدا کرديم و

00:24:37.267 --> 00:24:40.812
و در انتها، بخش هايي از بدن

00:24:43.273 --> 00:24:44.441
ساق پاها

00:24:45.233 --> 00:24:46.276
و دستها رو پيدا کرديم

00:24:48.570 --> 00:24:51.031
اما چيز خيلي عجيبي وجود داشت

00:24:51.323 --> 00:24:52.449
هيچ دستي

00:24:52.908 --> 00:24:54.701
بخش پاييني پا و سري در کار نبود

00:24:55.952 --> 00:24:57.329
اون بخشها وجود نداشتند

00:25:01.166 --> 00:25:04.377
و همه ما از خودمون ميپرسيديم
بعدش قراره چه اتفاقي بيفته؟

00:25:11.551 --> 00:25:15.180
عصر بخير
امشب با اخبار در حال پيشروي و شوم

00:25:15.263 --> 00:25:16.640
از پايتخت کشور شروع ميکنيم که

00:25:16.723 --> 00:25:20.018
پليس  در حال انجام تحقيقات
بر دو پاکت بسيار مرموزه

00:25:20.101 --> 00:25:23.355
که به مقر حزب محافظه کار فرستاده شده

00:25:25.899 --> 00:25:28.944
يک پذيرشگر، جعبه غرق در خون رو باز کرده

00:25:29.027 --> 00:25:30.820
و پاهاي بريده شده پيدا کرده

00:25:38.245 --> 00:25:41.623
اون لحظه سرم داشت گيج ميرفت
گفتم، واي

00:25:42.123 --> 00:25:44.626
الان در همين لحظه
چيو داريم پشت سر ميگذاريم؟

00:25:45.835 --> 00:25:48.797
پاي چپ، در يک کاغذ ابريشمي صورتي پيچيده شده بود

00:25:49.381 --> 00:25:51.341
و وقتي در حال باز کردن اون کاغذ ابريشمي بوديم

00:25:51.424 --> 00:25:52.425
يک يادداشت وجود داشت

00:25:52.759 --> 00:25:55.053
در واقع، يک شعر بود

00:25:56.805 --> 00:25:57.889
رزها، قرمزند

00:25:58.181 --> 00:25:59.224
بنفشه ها، آبين

00:26:00.141 --> 00:26:01.184
...پليس براي

00:26:01.851 --> 00:26:05.188
شناساييت، به پرونده دندانپزشکيت نياز داره جنده

00:26:07.399 --> 00:26:09.859
الان، کارآگاهان بزرگ جرم و جنايتمون

00:26:09.943 --> 00:26:11.027
دارن روش کار ميکنن

00:26:11.653 --> 00:26:14.990
خيلي خوب؟ الان اين تنها چيزيه که ميتونم بهت بگم

00:26:16.116 --> 00:26:19.578
اين اساساْ نخست وزير کاناداست

00:26:19.661 --> 00:26:22.622
که داري پاهاي انساني لعنتيو براش ميفرستي

00:26:23.915 --> 00:26:25.917
مسئله بزرگيه

00:26:28.211 --> 00:26:29.921
....اين آخرين

00:26:30.505 --> 00:26:31.965
فقط گاييدمت

00:26:32.048 --> 00:26:34.593
من توجه ميخوام
اين اخبار بزرگي ميشه

00:26:35.927 --> 00:26:39.222
پليس ميگه که بسته هاي حاوي بقيه اعضاي بدن قرباني

00:26:39.306 --> 00:26:43.226
احتمالا به ديگر دفاتر پليس در سراسر
کشور فرستاده شدند

00:26:43.560 --> 00:26:46.563
اون حالا ميخواد توجه دنيا رو به خودش جلب کنه

00:26:47.314 --> 00:26:48.314
...اوم

00:26:49.441 --> 00:26:50.441
...تو فقط

00:26:51.276 --> 00:26:52.276
....تو

00:26:53.028 --> 00:26:54.738
تو داري دوباره منو توي اون وضعيت قرار ميدي

00:26:54.821 --> 00:26:56.615
و الان طوري دارم حرف ميزنم که اون موقع حرف ميزدم

00:26:56.698 --> 00:26:58.241
من توي تمام اون ماجرا بودم

00:26:58.992 --> 00:27:01.077
و فکر نميکنم کسي بخواد باشه

00:27:01.161 --> 00:27:03.663
فکر نميکنم هيچ کسي روي زمين
از نظر رواني

00:27:03.747 --> 00:27:04.998
آماده چنين چيزي باشه

00:27:08.001 --> 00:27:09.544
خيلي سخت کار ميکني

00:27:09.753 --> 00:27:12.964
تا جلوي اتفاق افتادن چيزيو بگيري و
بعد اون اتفاق ميفته

00:27:15.675 --> 00:27:19.095
و بعد از خودت ميپرسي
خيلي تلاش کردم؟

00:27:23.558 --> 00:27:27.062
به.. به اندازه کافي سخت تلاش نکردم؟
به اندازه کافي تلاش نکردم؟

00:27:27.145 --> 00:27:28.730
اوه، عزيزم تو به اندازه کافي تلاش کردي

00:27:28.897 --> 00:27:30.273
بيش از حد تلاش کردي؟

00:27:31.066 --> 00:27:35.612
تو تحريکش کردي و توجهي که ميخواسته رو بهش دادي؟

00:27:35.695 --> 00:27:39.032
و اين مثل يک دارو بود؟
من ديگه براي اون کافي نبودم؟

00:27:39.366 --> 00:27:40.784
اون به توجه بيشتري نياز داشت؟

00:27:43.286 --> 00:27:45.246
تو در طيفي از سرزنشها قرار ميگيري

00:27:45.789 --> 00:27:46.789
خودتو سرزنش ميکني

00:27:48.416 --> 00:27:50.919
و اين کار حالتو بد ميکنه
و شکم درد ميگيري

00:27:51.002 --> 00:27:53.213
و بالا مياري و
هيچي نميخوري

00:27:54.381 --> 00:27:56.466
من فقط ميخوام با سگهام توي تختخوابم
چمباتمه بزنم

00:27:56.549 --> 00:27:58.051
و يک مستند بد تماشا کنم

00:28:00.345 --> 00:28:01.846
خوب، نياز داشتم که ارتباطمو قطع کنم

00:28:23.827 --> 00:28:26.955
بعد از شنيدن اخباري مبني بر اينکه
يک پاي چپ، در

00:28:27.038 --> 00:28:29.916
دفتر حزب محافظه کار، در اوتاوا دريافت شده

00:28:29.999 --> 00:28:31.584
من سريعا به

00:28:31.668 --> 00:28:33.336
دفتر پست اينجا، در مونترآل اعزام شدم

00:28:33.420 --> 00:28:35.797
که حدود ده دقيقه با ساختمان دکاري فاصله داره

00:28:35.880 --> 00:28:38.174
روي اين پاکت، يک بارکد وجود داشت

00:28:38.258 --> 00:28:42.429
بنابراين، ميتونستيم
دفتر پستيو که

00:28:42.512 --> 00:28:45.640
اين پاکتو ازش فرستاده، شناسايي کنيم

00:28:48.393 --> 00:28:49.686
خوب، اينهاش

00:28:50.353 --> 00:28:51.730
اين اون داروخانه است

00:28:52.439 --> 00:28:55.400
و دفتر پست، داخل داروخانه قرار داره

00:29:03.825 --> 00:29:05.160
خوب، من به مدير داروخانه گفتم

00:29:05.243 --> 00:29:07.704
که بايد چندتا فيلم امنيتي

00:29:10.039 --> 00:29:11.166
مربوط به ساعت تقريبي

00:29:11.249 --> 00:29:13.543
که اين پاکت ممکنه فرستاده شده باشه رو
ببينم

00:29:23.928 --> 00:29:25.888
و اون هي به جلو و عقب پيمايش ميکنه
جلو و عقب

00:29:27.766 --> 00:29:29.366
و بعد بهش ميگم: همينجا نگهش دار

00:29:32.020 --> 00:29:33.563
يک نفرو ميبينيم

00:29:37.400 --> 00:29:38.443
که جلوي پيشخوان ايستاده

00:29:38.943 --> 00:29:42.071
و يک پاکت توي دستهاشه

00:29:42.363 --> 00:29:44.365
به هممکارم که کنارم بود نگاه کردم

00:29:44.449 --> 00:29:46.493
و اون هم به من نگاه کرد و ميدونستيم

00:29:46.576 --> 00:29:47.911
اين همون آدميه که

00:29:49.579 --> 00:29:52.499
که توي زيرزمين ساختمان دکاري ديديمش

00:29:52.749 --> 00:29:54.459
صد در صد، خودشه

00:29:56.628 --> 00:29:59.214
در اون لحظه ميدونستيم که اون مظنونمونه

00:29:59.547 --> 00:30:01.257
بنابراين، الان بايد شناساييش ميکرديم

00:30:01.633 --> 00:30:03.843
از مدير پرسيدم هيچ مدرکي

00:30:04.552 --> 00:30:07.847
که فرستادن اون پاکتو تاييد و تصديق ميکنه داره؟

00:30:08.306 --> 00:30:10.767
مدرکي که انتقال اونو تاييد کنه

00:30:10.850 --> 00:30:12.769
توسط شخصي به نام روکو، امضا شده بود

00:30:15.438 --> 00:30:17.482
همچنين، اون بهم اطلاع داد که دوتا پاکت بوده

00:30:17.565 --> 00:30:19.526
نه يک پاکت، بلکه دوتا پاکت

00:30:19.901 --> 00:30:20.901
در کمال تعجبم

00:30:25.156 --> 00:30:27.367
قبلا هرگز چنين چيزي نديدم

00:30:27.450 --> 00:30:30.119
فکر ميکردم چنين چيزهايي فقط توي فيلمها
اتفاق ميفتند

00:30:30.870 --> 00:30:32.348
اسمشو عجيب و غريب و نامانوس بگذاريد

00:30:32.372 --> 00:30:34.707
يک داستان پيچيده که هي پيچيده تر ميشه

00:30:34.916 --> 00:30:38.127
بعد از تحويل پاي يک انسان به مقر حزب محافظه کار

00:30:38.211 --> 00:30:40.463
امروز، دومين بخش بدنو دريافت کرديم

00:30:40.547 --> 00:30:42.298
يک دست، به حزب ليبرال فرستاده شده بود

00:30:42.382 --> 00:30:48.388
ميترسيدم يک نفر فکر کرده باشه حزب سياسي
هدف ارزشمندي

00:30:48.471 --> 00:30:50.390
براي اون قسمت خاص بدنه

00:30:50.473 --> 00:30:53.059
يعني، کي ميدونه بقيه قسمتهاي بدني
به کجا فرستاده شده بودند؟

00:30:55.144 --> 00:30:57.689
وقتي فهميدم که يک مظنون داريم

00:30:57.772 --> 00:31:00.608
و اسمش لوکا روکو مگنوتا است

00:31:01.568 --> 00:31:03.570
و اون قرباني نيست

00:31:04.863 --> 00:31:07.490
يک جورهايي متحير و گيج شدم
گفتم واي

00:31:10.952 --> 00:31:14.414
اما متاسفانه
هنوز مدارک کافي نداريم

00:31:14.998 --> 00:31:16.583
تا به عموم مردم اطلاع بديم

00:31:18.418 --> 00:31:22.881
هنوز بايد بفهميم آقاي مگنوتا چطور با قرباني آشنا شده

00:31:23.506 --> 00:31:28.428
چطور آقاي مگنوتا متقاعدش کرده که به خونش بره؟

00:31:28.511 --> 00:31:30.889
...با در دست داشتن تمام اين جزئيات

00:31:31.848 --> 00:31:34.767
شواهدمونو دوبرابر کرده بوديم

00:31:43.902 --> 00:31:46.821
صداي کوبيدن وحشتناک درو شنيدم

00:31:48.823 --> 00:31:52.160
بنگ، بنگ، بنگ کوبيدن روي در ورودي و درب کناري

00:31:52.243 --> 00:31:54.245
انگار يکي ميخواست درو بشکنه

00:31:54.454 --> 00:31:55.788
...بنابراين گوشيو برداشتم

00:31:56.748 --> 00:31:58.666
و فقط با 911تماس گرفتم

00:31:58.917 --> 00:32:01.920
و ديدم که انگار
نورهايي داشتن از پنجره به داخل ميومدند

00:32:02.253 --> 00:32:04.339
بنابراين خودمو از روي زمين

00:32:04.422 --> 00:32:08.760
به سمت اون پنجره کشوندم
و يک ذره پايين دادمش تا ببينم

00:32:08.843 --> 00:32:09.969
چون قفل بود

00:32:10.136 --> 00:32:15.558
و يک افسر پليس جلوي در ديدم
و شروع به لرزيدن کردم

00:32:15.642 --> 00:32:16.911
چون نصف شب بود

00:32:16.935 --> 00:32:18.913
و وقتي نصف شب، يک پليس دم در خونتون مياد

00:32:18.937 --> 00:32:20.063
ميدوني که اين چيز خوبي نيستت

00:32:20.980 --> 00:32:24.150
درب وروديو باز کردم
که الان ديگه داشت نمايي از خيابون بهم ميداد

00:32:25.151 --> 00:32:28.655
و تمام خيابون پر از
خودروهاي صف کشيده پليس بود

00:32:29.530 --> 00:32:32.450
و دو تا افسر پليس جلوي در ورودي بودند

00:32:34.035 --> 00:32:35.411
و گفتم بيايد داخل

00:32:36.204 --> 00:32:37.372
.... و يکي از اونها

00:32:38.247 --> 00:32:39.540
نگاهم کرد و گفت

00:32:41.876 --> 00:32:43.920
اون خيلي کوچولوتر از چيزيه که فکرشو ميکردم

00:32:47.131 --> 00:32:50.134
اون گفت: تو مادر لوکا مگنوتا هستي؟
گفتم بله

00:32:51.552 --> 00:32:54.597
و گفتم: اوه، پسر من
پسر من چه مشکلي داره؟

00:32:54.973 --> 00:32:57.809
اون گفت: پسرتون مشکلي نداره
ما دنبالش ميگرديم

00:32:58.184 --> 00:33:02.397
و من گفتم: اوه، بخاطر اون ويدئوي گربه ها؟

00:33:05.900 --> 00:33:07.694
اون گفت: پسرتون اينجاست؟

00:33:07.777 --> 00:33:11.155
گفتم نه
گفتم: براي چي دنبال اونيد؟

00:33:11.823 --> 00:33:13.199
جوابمو ندادند

00:33:13.282 --> 00:33:15.743
و اونها فقط.... رفتند

00:33:21.541 --> 00:33:25.545
يک تماس از کارآگاه دپارتمان پليس تورنتو دريافت کردم

00:33:26.379 --> 00:33:29.382
اون داشت تعطيلات ميگذروند و بيخبر بود

00:33:29.465 --> 00:33:31.759
و وقتي برگشت

00:33:31.843 --> 00:33:33.761
درباره چيزي که منتشر شده بود

00:33:33.845 --> 00:33:37.390
و اينکه چطور پليس مونترآل دنبال
لوکا مگنوتا ميگشت، باهاش صحبت کردند

00:33:40.309 --> 00:33:42.020
و اين همون آدميه که

00:33:42.103 --> 00:33:45.857
دو هفته اخير عمرتو، هر هفته صرف تحقيق دربارش کردي

00:33:45.940 --> 00:33:49.986
حالا ميشنوي که کارآگاه به عنوان قاتل ازش نام ميبره

00:33:51.487 --> 00:33:52.780
خيلي فراواقعي (سورئال) بود

00:34:04.917 --> 00:34:08.254
الان ما سرنخي از اينکه قرباني کيه نداريم

00:34:08.755 --> 00:34:12.925
اما از من خواسته شد تا به
پست فرماندهي سيار برم

00:34:13.926 --> 00:34:14.926
وارد شدم

00:34:15.762 --> 00:34:18.973
و ديدم چهار جفت چشم دارند نگاهم ميکنن

00:34:19.057 --> 00:34:21.142
و ميگن
کلادت، بهتره بشيني

00:34:28.149 --> 00:34:31.986
اونها ايميلي مبني بر اين دريافت کرده بودند

00:34:32.070 --> 00:34:35.031
که ويدئويي توي اينترنت وايرال شده

00:34:39.494 --> 00:34:40.620
ما ويدئو رو پخش کرديم

00:34:43.956 --> 00:34:47.752
و الان من شاهد به قتل رسيدن يک انسانم

00:34:54.258 --> 00:34:56.010
به عنوان يک بازرس جنايي

00:34:56.469 --> 00:34:59.680
هميشه وقتي قتلي انجام شده باشه
تحقيق ميکني

00:35:00.264 --> 00:35:01.264
اما الان

00:35:02.183 --> 00:35:04.644
شاهد اتفاقي بودم که افتاده

00:35:05.353 --> 00:35:08.106
....انگار من
پشت قاتل ايستاده بودم و

00:35:08.648 --> 00:35:10.441
ارتکاب به قتلشو تماشا ميکردم

00:35:16.280 --> 00:35:17.782
مجبور شديم ويدئو رو متوقف کنيم

00:35:20.118 --> 00:35:21.786
گفتم: غيرممکنه

00:35:22.411 --> 00:35:24.372
چيزي که دارم ميبينم، غيرممکنه

00:35:24.747 --> 00:35:27.542
اونها حسي که من داشتمو نداشتند

00:35:27.625 --> 00:35:30.294
چون من بودم که توي آشغالها رفته بودم

00:35:33.589 --> 00:35:35.466
..اولين چيزي که توجهمو جلب کرد

00:35:36.134 --> 00:35:37.135
همون پوستر بود

00:35:39.929 --> 00:35:40.930
اون پوستر

00:35:41.681 --> 00:35:43.141
اونو توي آشغالها ديدم

00:35:44.767 --> 00:35:47.061
اما فکر نميکردم ربطي داشته باشه

00:35:48.146 --> 00:35:49.772
کاملا غيرواقعي بود

00:35:51.524 --> 00:35:52.942
اما يک چيزيو ميدونستم

00:35:53.651 --> 00:35:56.821
اتفاقي که افتاده بود، در آپارتمان 208 رخ داده بود

00:35:58.823 --> 00:36:03.077
و بعد آدميو در چيزي که وان به نظر ميرسه ميبينم

00:36:03.452 --> 00:36:04.745
در حالي که آب بازه

00:36:05.371 --> 00:36:08.291
و با سرش بازي ميکنه

00:36:09.250 --> 00:36:11.252
....سرش
اون فقط سرشو به اطراف ميچرخوند

00:36:14.755 --> 00:36:17.133
.....اين اولين باريه

00:36:17.717 --> 00:36:18.843
که چهره قربانيو ميبينم

00:36:19.844 --> 00:36:23.973
اين اولين باره که ميتونم صورتيو روي
تنه اي که دارم قرار بدم

00:36:24.056 --> 00:36:28.519
ميتونم يک مرد آسيايي جوان
در اواسط دهه سي زندگيش ببينم

00:36:32.565 --> 00:36:35.151
بعد از اون، يک پاپي سياه و سفيد ميبينم

00:36:36.903 --> 00:36:39.864
با يک شخصي که چاقو توي دستش گرفته

00:36:40.323 --> 00:36:41.365
در اين لحظه

00:36:41.866 --> 00:36:43.868
بايد مي ايستادم، بايد بيرون ميرفتم

00:36:43.951 --> 00:36:45.703
مسخره بود

00:36:46.913 --> 00:36:47.997
...برگشتم داخل

00:36:51.334 --> 00:36:52.376
... و بعد ديدم

00:36:54.462 --> 00:36:55.630
بايد تمامش کنم

00:37:15.024 --> 00:37:17.401
چون الان ميدونستم مظنون چه شکليه

00:37:17.652 --> 00:37:20.571
شروع به تماشاي فيلمهاي امنيتي بيشتري

00:37:22.740 --> 00:37:24.325
از ساختمان دکاري کرديم

00:37:25.117 --> 00:37:29.080
چند روز قبل از پيدا کردن تنه، داشتم به چندتاييشون نگاه ميکردم

00:37:34.502 --> 00:37:36.712
... و در يک لحظه، ميتونستم

00:37:38.464 --> 00:37:41.926
دو نفرو ببينم، دو مرد جوان در اواخر دهه بيست سالگيشون
به آپارتمان وارد ميشن

00:37:45.388 --> 00:37:47.381
يکي از اونها مظنون بود

00:37:47.473 --> 00:37:49.558
اون يکي توي دفتر پست ديده شده بود

00:37:50.851 --> 00:37:53.938
و به نظر نميرسيد که اون يکي يک مرد سفيدپوست باشه

00:37:56.023 --> 00:37:57.942
شايد يک ذره، پوست تيره تري داشت

00:37:58.025 --> 00:38:00.611
شايد آسيايي، شايد هم اهل آمريکاي جنوبي بود

00:38:03.948 --> 00:38:06.867
شروع به گشتن گزارشات اشخاص مفقودشده کردم

00:38:07.201 --> 00:38:10.204
و به يک اسم برخوردم: جون لين

00:38:19.547 --> 00:38:21.632
جون لين، بهترين دوستم بود

00:38:24.510 --> 00:38:25.803
بعد از ظهر يکشنبه بود

00:38:27.680 --> 00:38:30.182
داشتم شام ميخوردم که يک تماس تلفني

00:38:30.266 --> 00:38:32.351
از دوست پسر سابق جون لين دريافت کردم

00:38:33.644 --> 00:38:36.731
....که ازم ميپرسيد طي چند روز گدشته جون ليو

00:38:38.232 --> 00:38:40.151
ديدم يا نه. گفتم نه

00:38:41.444 --> 00:38:45.031
حدود شصت ساعت بود که از جون لين بيخبر بود

00:38:45.448 --> 00:38:50.453
اين شديدا عجيب بود
چون اون آدمي بود که

00:38:52.121 --> 00:38:57.543
اگر جاي ديگه اي ميرفت، باهامون تماس ميگرفت

00:39:00.921 --> 00:39:02.631
جون لين يک آدم کاملا خجالتي بود

00:39:03.424 --> 00:39:05.301
اون علناً همجنس گرا نبود

00:39:06.302 --> 00:39:08.429
اما بخاطر همين بود که به کانادا اومده بود

00:39:08.971 --> 00:39:13.100
چون کانادا جاي آزادتر و پذيرنده تريه

00:39:15.978 --> 00:39:17.146
...اين

00:39:19.065 --> 00:39:21.484
ساختمانيه که جون لي توش زندگي ميکرد

00:39:33.913 --> 00:39:35.164
وقتي به اينجا رسيدم

00:39:35.331 --> 00:39:36.707
اين در، قفل بود

00:39:36.791 --> 00:39:39.335
بنابراين بايد با مدير تماس ميگرفتم

00:39:39.418 --> 00:39:43.047
تا اجازه ورود به ساختمان و آپارتمان اونو بگيرم

00:39:45.466 --> 00:39:46.550
به آشپزخونه رفتم

00:39:46.634 --> 00:39:52.890
يک ماهيتابه سرخ کردني و يک روغن سرخ کردني اونجا بود
و تخم مرغهايي که آماده سرخ شدن بودند

00:39:53.933 --> 00:39:56.936
....اون گ... گربه

00:39:58.187 --> 00:40:00.689
داشت از اتاق خوابش

00:40:00.773 --> 00:40:03.859
در حاليکه شکشمش روي زمين بود
بيرون ميخزيد

00:40:04.777 --> 00:40:08.072
به نظر ميرسيد چند روزي ميشه که اون گربه چيزي نخورده

00:40:09.490 --> 00:40:11.784
گربه جون لين مثل بچش بود

00:40:12.118 --> 00:40:15.246
اون چند روز، گربشون تنها و بدون مراقبت نميگذاشت

00:40:17.915 --> 00:40:20.251
بنابراين، سريع با پليس تماس گرفتم

00:40:20.418 --> 00:40:23.796
اونها گفتند: خوب همونجايي که هستي بمون
بايد باهات حرف بزنيم

00:40:25.089 --> 00:40:27.716
...بعد من

00:40:29.135 --> 00:40:32.471
حس کردم که يک چيزهايي

00:40:34.515 --> 00:40:35.599
درست نيستند

00:40:43.065 --> 00:40:44.859
ساعت نزديک چهار صبح بود

00:40:45.443 --> 00:40:49.196
و کاري که ميخواستم بکنم اين بود که به جايي برم
که جون لي توش زندگي ميکرد

00:40:50.030 --> 00:40:54.452
تا براي مقايسه نهايي دي-ان-اي
چندتا چيز بردارم

00:40:56.620 --> 00:40:59.290
يک مسواک و يک بطري آب برداشتيم

00:41:01.292 --> 00:41:03.878
پليس هيچ چيز در مورد اون پرونده بهم نگفت

00:41:06.464 --> 00:41:08.382
اما يک شايعاتي بود

00:41:10.217 --> 00:41:14.513
يک کشتار، يک کشتار وحشيانه
توي اينرنت منتشر ميشد

00:41:19.059 --> 00:41:21.520
شنيدم قرباني، يک پسر آسياييه

00:41:25.232 --> 00:41:27.610
...ويدئويي به نام

00:41:28.819 --> 00:41:32.740
يک مجنون ماه زده، يک يخ شکن پيدا کردم

00:41:43.501 --> 00:41:45.669
کليپو کامل تماشا نکردم

00:41:47.755 --> 00:41:49.965
اما يک نگاهي بهش انداختم

00:41:53.052 --> 00:41:57.139
خوب، در انتهاش، يک تصوير ديدم

00:42:04.063 --> 00:42:07.024
شخصي بود که سرش از تنش جدا شده بود

00:42:09.735 --> 00:42:11.946
... و همون لحظه بود که

00:42:12.488 --> 00:42:14.657
جون لينو شناسايي کردم

00:42:29.046 --> 00:42:32.341
خوب، بيست و چهار ساعت از وقتيکه جسدو
پيدا کردند گذشته

00:42:35.177 --> 00:42:38.097
و من هنوز هم دارم يک جورهايي
واسه خودم مهماني تاسف برگزار ميکنم

00:42:38.931 --> 00:42:40.266
و يک شوي تلويزيوني بد تماشا ميکنم

00:42:41.058 --> 00:42:42.058
مزخرفه

00:42:43.561 --> 00:42:44.561
....ميدونيم که قرباني

00:42:45.854 --> 00:42:48.857
يک مرد سي و سه ساله
به نام جون لينه

00:42:48.941 --> 00:42:50.621
اون يکي از دانشجويان
دانشگاه کونکورديا است

00:42:50.693 --> 00:42:53.654
و ناگهان
خبرها پر از خبر قتل جون لي شد

00:42:54.780 --> 00:42:57.199
براي حذف اون ويدئو با کلي مشکل روبرو بوديم

00:42:57.283 --> 00:42:58.867
يک ويدئوي وحشتناک

00:42:58.951 --> 00:43:00.119
اين فيلم (ساختگي) نيست

00:43:00.202 --> 00:43:02.621
حالا روي پيدا کردن مظنون تمرکز ميکنيم

00:43:02.705 --> 00:43:04.945
به خاطر همينه که الان به کمک عموم مردم نياز داريم
...ما

00:43:04.999 --> 00:43:06.458
و فکر کردم

00:43:06.542 --> 00:43:08.377
خيلي خوب، اين پليسها
هنوز دارن دنبال لوکا ميگردند

00:43:09.044 --> 00:43:11.797
بنابراين واقعا بايد خودمو جمع و جور ميکردم

00:43:12.214 --> 00:43:14.216
و دوباره آنلاين ميشدم و به گروهم ميپيوستم

00:43:21.140 --> 00:43:22.600
من ميخواستم اونو گير بيارم

00:43:25.728 --> 00:43:28.897
ميخواستم درست قبل از ارتکاب به قتل

00:43:30.357 --> 00:43:31.650
متوجه آخرين اقدامات لوکا بشم

00:43:33.152 --> 00:43:34.778
بنابراين شروع به فکر کردن در مورد

00:43:35.904 --> 00:43:36.904
اون سگ پاپي کردم

00:43:37.865 --> 00:43:39.116
اون پاپي چيزي بود

00:43:39.199 --> 00:43:41.368
که اون از يک جايي گيرش آورده بود

00:43:44.580 --> 00:43:47.791
کلي آدم روي زمين
براي به سرپرستي گرفتن سگ ها از تبليغات اينترنتي استفاده ميکردند

00:43:48.083 --> 00:43:49.918
ما فقط اين شبکه گسترده رو گشتيم

00:43:50.419 --> 00:43:53.255
و شروع به خواندن تمام
اسمهايي که برده شده بود کرديم

00:43:53.339 --> 00:43:55.549
پاپي هاي مجاني
يا من پاپي مجاني ميخوام

00:43:59.553 --> 00:44:02.306
... و يک پست پيدا کرديم

00:44:02.931 --> 00:44:05.392
که چهار روز قبل از قتل انجام شده بود

00:44:05.726 --> 00:44:08.020
سلام. من يک آپارتمان با فضاي محدود دارم

00:44:08.103 --> 00:44:10.022
دنبال يک سگ ميکردم

00:44:10.105 --> 00:44:11.940
تجربه خيلي زيادي در رابطه با سگها دارم

00:44:12.024 --> 00:44:13.776
خانوادم يک مغازه فروش حيوانات خانگي داشتند

00:44:14.401 --> 00:44:16.421
يک آدم معمولي که اينو بخونه
هيچ فکري دربارش نميکنه

00:44:16.445 --> 00:44:18.197
...اما وقتي من خوندمش، يادم اومد

00:44:18.989 --> 00:44:20.908
که يکي از دست نشانده هايي که داشتيم رديابيش ميکرديم

00:44:22.451 --> 00:44:25.537
ولادمير رمانوف
تقريبا يک سال پيش

00:44:25.621 --> 00:44:26.621
يک پست توي اون وب سايت گذاشته بود

00:44:30.834 --> 00:44:31.834
و نوشته بود

00:44:32.461 --> 00:44:34.171
خانوادم صاحب يک مغازه فروش حيوانات خانگي بودند

00:44:34.421 --> 00:44:35.798
...بنابراين، تمام اينها رو داشتم

00:44:35.881 --> 00:44:38.801
وقتي اينو ميخونم، اينها چيزهايي بودند که خيلي سريع به ذهنم مياد

00:44:38.884 --> 00:44:42.429
بنابراين، چهار روز قبل از قتل
اين پست گذاشته شده بود که

00:44:42.513 --> 00:44:44.181
با نوشته هاي لوکا مطابقت داشتند

00:44:45.265 --> 00:44:47.017
وقتي درباره اون پاپي چيزهايي فهميديم

00:44:47.101 --> 00:44:50.729
ميخواستيم شروع کنيم دنبال اين بگرديم که
قرباني چطور با لوکا

00:44:50.813 --> 00:44:51.689
ارتباط برقرار کرده

00:44:51.772 --> 00:44:55.567
بنابراين، روي کريگ ليست (جستجوي اينترني) مونديم
چون مشخص بود که براش جواب ميده

00:45:02.991 --> 00:45:04.535
کلي از اونها وجود داره، خيلي خوب؟

00:45:05.744 --> 00:45:09.665
يکي از کارهايي که لوکا هميشه ميکنه اينه که
يک چيزيو تايپ ميکنه

00:45:10.958 --> 00:45:14.420
و بعد اسپس ميگذاره و بعد کاما و بعد
اسپيس

00:45:16.380 --> 00:45:17.420
کار ديگه اي که ميکنه اينه
که

00:45:17.464 --> 00:45:19.466
هر دفعه «احتمالا» رو اشتباه اسپل ميکنه

00:45:20.509 --> 00:45:22.678
اون چيزهايي مثل «خيلي جدابه

00:45:24.179 --> 00:45:25.264
يا «پسر سکسي ايه» رو ميگه

00:45:25.681 --> 00:45:28.058
يک همچين چيزهايي
اما بيشتر بودند

00:45:28.142 --> 00:45:30.436
بنابراين، وقتي کار لوکاست
شناختنش کار آسونيه

00:45:33.605 --> 00:45:36.233
بعدي، بعدي، بعدي

00:45:37.192 --> 00:45:38.360
.... و بعد ناگهان

00:45:41.739 --> 00:45:45.033
اسپيس، کاما، اسپيس

00:45:46.410 --> 00:45:49.830
اين پست، بيست و چهارم مي گذاشته شده بود

00:45:49.913 --> 00:45:52.040
و قتل، بيست و پنجم انجام شده بود

00:45:52.124 --> 00:45:53.375
و توي اون نوشته بود

00:45:54.251 --> 00:45:55.919
من دنبال يک پسر سکسي ميگردم

00:45:56.545 --> 00:45:58.255
خيلي خوب پسر سکسي

00:45:58.338 --> 00:45:59.381
اين تکيه کلام لوکاست

00:46:00.424 --> 00:46:02.384
من کير ساک نميزنم

00:46:02.468 --> 00:46:03.552
عکستو برام بفرست

00:46:03.635 --> 00:46:05.429
عکس چهرتو برام بفرست
عکس بدنتو برام بفرست

00:46:07.222 --> 00:46:10.309
بالاخره ميخوام يک فيلم درست کنم

00:46:12.686 --> 00:46:13.854
خود لوکا بود

00:46:17.775 --> 00:46:19.735
الان همه قطعه هاي پازل با هم جور در ميومدند

00:46:28.577 --> 00:46:31.705
جون لين و لوکا روکو مگنوتا

00:46:31.789 --> 00:46:34.333
باهم به آپارتمان دکاري ميرسند

00:46:38.754 --> 00:46:39.838
و هردو داخل ميان

00:46:39.922 --> 00:46:42.966
و به نطر مياد که در اون لحظه، هردوشون
خيلي خوشحالن

00:46:48.305 --> 00:46:50.182
اما بعد

00:46:50.265 --> 00:46:51.892
فقط يک نفر از آپارتمان بيرون ميره

00:46:53.393 --> 00:46:55.562
و همون تي-شرت زرد رنگي تنش بود

00:46:55.646 --> 00:46:57.564
که جون لين قبلا پوشيده بود

00:46:58.982 --> 00:47:01.485
گزارش سم شناسي آقاي لين

00:47:01.568 --> 00:47:03.612
وجود اگزازپامو در خونش تشخيص داده

00:47:03.695 --> 00:47:05.322
اگزازپام مسکنه

00:47:06.365 --> 00:47:11.078
ته مانده اي که توي بطري شراب پيدا شده
حاوي همون مسکنه

00:47:11.620 --> 00:47:16.542
بنابراين من اميدوارم که آقاي لين

00:47:16.625 --> 00:47:20.128
قبل از اينکه آقاي مگنوتا گلوشو بريده باشه
از پا در اومده باشه

00:47:22.548 --> 00:47:25.217
ميبينيم که روکا مگنوتا داره برميگرده

00:47:26.927 --> 00:47:28.929
مي ايسته و توي آينه به خودش نگاه ميکنه

00:47:31.223 --> 00:47:33.642
به نظر مياد که اصلا توي دنيا هيچ نگراني نداره

00:47:38.397 --> 00:47:39.773
يک کيسه توي دستشه

00:47:40.023 --> 00:47:42.484
ما حدس ميزنيم که
دستکشهاي لاتکس

00:47:42.568 --> 00:47:45.195
و ديگر محصولات براي تميز کردن
صحنه جرم خريده باشه

00:47:49.032 --> 00:47:53.620
وقتي حکم ورود به آپارتمان
208رو گرفتم

00:47:54.663 --> 00:47:57.291
ما کت و شلوار سفيد قانونيو پوشيديم

00:47:57.374 --> 00:47:59.918
که معمولا «باني- سوئيت» ناميده ميشه

00:48:08.552 --> 00:48:09.552
من وارد شدم

00:48:09.928 --> 00:48:11.763
اما بوي دو چيزو حس کردم

00:48:11.847 --> 00:48:14.516
بوي يک محصول پاک کننده

00:48:14.808 --> 00:48:16.476
و بوي خون حس کردم

00:48:19.479 --> 00:48:22.691
توصيف بوي خون، کار سختيه

00:48:23.025 --> 00:48:25.986
اما اگر يک پوند گوشت خام
برداري

00:48:26.069 --> 00:48:30.324
و شش هفت ساعت روي ميز نگهش داري متوجه ميشي

00:48:31.742 --> 00:48:35.037
و واقعا اون آپارتمان بوي خون ميداد

00:48:42.753 --> 00:48:44.671
پنجره ها رو پوشانديم

00:48:44.755 --> 00:48:46.882
بنابراين، آپارتمان تاريک شده بود

00:48:48.508 --> 00:48:51.595
و بعد زيست شناس، کار با لومينولو شروع کرد

00:48:56.141 --> 00:48:59.102
اونها از مايعي مخصوص

00:48:59.811 --> 00:49:02.397
که واکنش خيلي شديدي با خون ميده استفاده ميکنن

00:49:04.733 --> 00:49:08.278
مخصوصا در مکاني که تخت خواب، ملحفه ها و ديوار
بود

00:49:08.820 --> 00:49:09.947
اونجا

00:49:10.238 --> 00:49:11.323
انگار

00:49:11.990 --> 00:49:14.159
داخل ديسکو ميشي

00:49:15.035 --> 00:49:18.872
همه جا تاريکه و همه چيز
نورانيه

00:49:19.831 --> 00:49:23.627
بنابراين ميتونستند به وضوح ببيند که
قتل

00:49:23.710 --> 00:49:24.710
توي تخت خواب اتفاق افتاده

00:49:29.549 --> 00:49:34.179
و بعد، بعد از اون
جسد به حمام آورده شده

00:49:41.019 --> 00:49:43.897
و به وضوح ميتونستي ببين که
تنه جسد

00:49:44.648 --> 00:49:46.775
جلوي در گذاشته شده بود

00:49:50.612 --> 00:49:53.156
به خودم ميگفتم واي

00:49:54.074 --> 00:49:55.074
يک بار ديگه

00:49:55.492 --> 00:49:59.871
ميتونم درست پشت قاتل بايستم و
شاهد قتل باشم

00:49:59.955 --> 00:50:02.874
دارم حس ميکنم
دارم قتلو حس ميکنم

00:50:02.958 --> 00:50:05.544
اتفاقي که توي اين آپارتمان افتاده رو حس ميکنم

00:50:05.627 --> 00:50:10.132
صداي موزيک ميشنوم
بوي... بوي خون حس ميکنم

00:50:15.303 --> 00:50:17.639
بعد به موزيک فکر کردم

00:50:22.769 --> 00:50:24.479
لوکا دوست داره سرنخهايي از خودش جا بگذاره

00:50:24.563 --> 00:50:28.400
و يکي از سرنخهايي که توي ويدئو گذاشته بود
اون آهنگ بود

00:50:32.612 --> 00:50:37.534
و يکي از بهترين فيلمهايي که تا حالا ساخته شده
رواني آمريکايي بود

00:50:38.493 --> 00:50:42.039
توي اين فيلم، در سکانس آغازين
يک فرمان جديد هست
ايمان حقيقي

00:50:46.460 --> 00:50:48.420
شخصيت بيل، خيلي مغرور و پوچه

00:50:48.503 --> 00:50:51.048
هميشه لباسهاي بي عيب و نقصي ميپوشه

00:50:52.257 --> 00:50:55.302
اون خيلي عاشق خودشه و
اون حالا خودشو نشون ميده

00:50:55.969 --> 00:50:56.969
اين مهم بود

00:50:57.012 --> 00:51:00.265
چون لوکا خيلي نسبت به ظاهرش وسواس داره

00:51:00.348 --> 00:51:02.726
اون دوست داره خودشو به شيوه خاصي نمايش بده

00:51:03.351 --> 00:51:07.522
ما اعتقاد داريم که اون واقعا شروع کرده خودشو با
شخصيت کريستين بيل مطابقت بده

00:51:09.107 --> 00:51:10.984
اون ميخواسته موفق باشه
پول دار باشه

00:51:11.943 --> 00:51:13.945
تو يک جنده زشت لعنتي هستي

00:51:15.947 --> 00:51:18.200
اما اون يک قاتل زنجيره اي ديوانه هم هست

00:51:18.575 --> 00:51:21.995
تا حد مرگ بهت چاقو ميزنم و
با خونت بازي ميکنم

00:51:23.205 --> 00:51:26.666
قاتلهاي سريالي (زنجيره اي)
آدمهاي انجام يک قتل نيستند

00:51:26.750 --> 00:51:28.543
اونها زنجيره اي از آدمها رو ميکشن

00:51:29.377 --> 00:51:30.796
اون ميخواد دوباره اين کارو بکنه

00:51:35.717 --> 00:51:36.968
يک کمد بود

00:51:37.928 --> 00:51:38.970
ميري داخل

00:51:39.387 --> 00:51:41.598
و با کمال تعجب

00:51:41.848 --> 00:51:43.767
يک چيزي روي ديوار نوشته شده

00:51:46.019 --> 00:51:49.856
اگر از تصويرت خوشت نمياد
توي آينه نگاه نکن، واسم مهم نيست

00:51:52.943 --> 00:51:56.696
چرا اونجا نوشته شده؟ نميدونم

00:51:57.989 --> 00:52:00.575
توي اين لحظه
حس ميکنم توي يک فيلم ترسناکم

00:52:02.035 --> 00:52:05.247
اما يک جمله توي اون پيغام هست که ميترسونتم

00:52:07.040 --> 00:52:08.667
برام مهم نيست

00:52:08.750 --> 00:52:10.919
اگر اين آدم اهميتي نميده

00:52:13.922 --> 00:52:15.882
يعني ميتونه کارشو تکرار کنه؟

00:52:18.927 --> 00:52:21.721
قراره يک قاتل سريالي داشته باشيم؟

00:52:22.180 --> 00:52:25.267
چون اهميتي نميده ميخواد دوباره قتل انجام بده؟

00:52:32.274 --> 00:52:35.986
نميتونم با کلمات توضيح بدم که چقدر همه
وحشت زده بوديم

00:52:36.444 --> 00:52:40.365
و اون موقع نشسته بوديم اونجا و
فکر ميکرديم که اون کدوم گوريه؟

00:52:51.251 --> 00:52:55.881
بيست و نهم مي، ساعت ده و پانزده دقيقه
يک شهروند، استشمام بويي شديدو گزارش ميده

00:52:55.964 --> 00:53:00.010
که از خيابان اصلي پشت بلوار دکاري
5720مونترآل مياد

00:53:00.093 --> 00:53:04.764
بعد داخل يک چمدان مسافرتي
يک تنه جدا شده پيدا ميکنن

00:53:05.348 --> 00:53:07.142
ساعت شش صبح همون روز

00:53:07.559 --> 00:53:10.145
حزب محافظه کار
...يک پاکت دريافت ميکنه

00:53:10.228 --> 00:53:12.105
تلويزيون، توي اتاق نشيمن بود و

00:53:12.189 --> 00:53:14.441
... داخل اون پاکت، يک پا پيدا شد

00:53:15.150 --> 00:53:18.612
خبرهايي در مورد

00:53:18.904 --> 00:53:20.322
قتلي در مونترآل بود

00:53:21.031 --> 00:53:23.450
و ميدوني، اون دائمي بود

00:53:23.533 --> 00:53:26.536
هروقت بررسيش ميکنم
اينو ميبينم قتل، قتل، قتل

00:53:27.204 --> 00:53:29.039
بعد متوجه وجود يک ويدئو شديم

00:53:29.122 --> 00:53:32.209
که توي اينترنت پست شده بود و
يک قتل احتماليو نشون ميداد

00:53:32.459 --> 00:53:33.627
...ساعت نه شب

00:53:35.253 --> 00:53:36.421
.... بعد اونها منتشر کردند که

00:53:37.005 --> 00:53:39.090
مظنون يک مرد بيست و نه ساله است

00:53:40.050 --> 00:53:42.344
... و

00:53:44.387 --> 00:53:46.681
عکس و اسمشو نشون دادند

00:53:48.099 --> 00:53:52.145
مظنون بيست و نه ساله اي که دنبالش هستيم
روکو لوکا مگنوتا است

00:53:52.229 --> 00:53:54.439
عکسي از مظنون و همچنين اسمشو ميبينيد

00:53:55.023 --> 00:53:57.692
....اين مظنون بيست و نه ساله ايه که دنبالش ميگرديم

00:53:58.276 --> 00:53:59.319
لوکا مگنوتا

00:54:00.820 --> 00:54:01.820
...تحت تعقيب

00:54:03.365 --> 00:54:04.783
به جرم قتل

00:54:06.952 --> 00:54:08.620
دلم ريخت

00:54:08.954 --> 00:54:11.289
انگار پاهام از زمين جدا شدند

00:54:11.373 --> 00:54:13.375
اين يک حکم همه جانبه است

00:54:13.458 --> 00:54:15.001
ما دنبال مظنون ميگرديم

00:54:15.085 --> 00:54:17.003
و اگر کسي اطلاعاتي برامون داره

00:54:17.087 --> 00:54:19.714
بايد با 911 تماس بگيرن
اين اولويت ماست

00:54:25.387 --> 00:54:29.307
بايد بهتون بگم
احساس عجيبي بود

00:54:29.391 --> 00:54:31.559
رئيس پليس مونترآل ميگه

00:54:31.643 --> 00:54:33.395
لوکا روکو مگنوتا

00:54:33.478 --> 00:54:35.248
چيزيه که مدتهاست دنبالشيم

00:54:35.272 --> 00:54:38.608
به يک ذره از کارهايي که کرديم
اعتبار داده شده

00:54:38.692 --> 00:54:40.527
و در اون لحظه اين ما رو عصباني ميکرد

00:54:40.610 --> 00:54:44.572
چون يادمه فکر ميکردم خوب،
اگر اونها به حرفهامون گوش ندن چي؟

00:54:44.656 --> 00:54:45.991
سه ماه قبل

00:54:46.366 --> 00:54:48.910
شايد
امروز جون لي، امروز نمرده بود

00:54:49.619 --> 00:54:52.706
بنابراين، بالاخره
پليس مونترآل باهامون تماس گرفت

00:54:52.789 --> 00:54:54.249
و اونها درخواست کردند

00:54:54.332 --> 00:54:58.336
که به گروه مخفي کوچک ما در مورد اطلاعات لوکا در فيس بوک ملحق بشن

00:54:58.420 --> 00:55:00.463
جاييکه يک جورهايي تمام اطلاعاتمونو توش ريخته بوديم

00:55:06.136 --> 00:55:07.804
کل گروه ما

00:55:07.887 --> 00:55:11.850
ما يک جورهايي.... نميخنديديم
اما يک جورهايي سرمونو تکون ميداديم

00:55:11.933 --> 00:55:13.893
انگار هيچ ايده اي نداشتن که براي چي داخل اين
گروه هستند

00:55:14.686 --> 00:55:17.564
اونها همون اشتباهي که ما کرديمو
که اونو دست کم گرفتيم، انجام ميدادند

00:55:18.857 --> 00:55:22.319
ما ميدونستيم که لوکا يک جورهايي استاد
طفره رفتنه

00:55:22.402 --> 00:55:24.029
اون بعد از ويدئوي کشتن گربه ها از تورنتو فرار کرده بود

00:55:24.112 --> 00:55:25.989
و به مونترآل رفته بود

00:55:26.072 --> 00:55:27.699
بنابراين، تازه شخصيو کشته بود

00:55:27.782 --> 00:55:29.993
مشخص بود که ميخواد خونه رو ترک کنه و به يک جايي بره

00:55:30.076 --> 00:55:31.716
اما ما نميدونستيم کجا ميخواد بره

00:55:32.954 --> 00:55:35.790
خوب، اين ايده به سرم زد

00:55:36.541 --> 00:55:40.378
خوب، توي اون ويدئوي قتل
يک پوستر فيلم ميبيني

00:55:40.462 --> 00:55:42.172
پوستر فيلم کازابلانکا

00:55:44.424 --> 00:55:45.759
يکي از اعضاي گروه ما گفت

00:55:45.842 --> 00:55:48.303
هي، شماها تا به حال
صحنه پاياني فيلمو ديديد؟

00:55:48.386 --> 00:55:50.347
ما گفتيم: نه
و اون گفت: بريد و تماشاش کنيد

00:55:57.854 --> 00:56:01.775
و من فکر ميکردم: اوه، اين يک سرنخ ديگه است
که لوکا داره ميگه

00:56:01.858 --> 00:56:04.444
اون داره برنامه بعديشو مطرح ميکنه

00:56:06.279 --> 00:56:08.114
و بعد انتهاي اون فيلمو تماشا کردم

00:56:08.198 --> 00:56:10.408
هردوي ما در امعاق وجودمون ميدونيم که تو به ويکتور
تعلق داري

00:56:10.492 --> 00:56:12.952
تو بخشي از کار اون هستي
چيزي که اونو به فعاليت وا ميداره

00:56:13.036 --> 00:56:16.039
اگر اين هواپيما از زمين بلند بشه
و تو با اون نباشي، پشيمون ميشي

00:56:16.122 --> 00:56:19.667
شايد امروز نه، فردا نه
اما به زودي و باقي عمرت پشيمون ميشي

00:56:20.752 --> 00:56:21.753
اما ما چي؟

00:56:22.754 --> 00:56:24.130
ما هميشه پاريسو داريم

00:56:24.154 --> 00:56:38.154
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.