﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:11.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:45.000 --> 00:02:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:02:00.000 --> 00:02:05.000
<i>[عشق ابدی]</i>

00:02:05.000 --> 00:02:09.000
<i>[قسمت 8]</i>

00:02:25.911 --> 00:02:27.971
بچه ی عجیبیه

00:02:27.971 --> 00:02:32.061
هنوز چند روز نگذشته داره به دنیا میاد

00:02:32.061 --> 00:02:35.100
شاید چون این بچه درمعرض انرژی الهی

00:02:35.100 --> 00:02:37.781
کوه کونلان قرار گرفته و برکت
لوتوس طلایی شامل حالش شده

00:02:37.781 --> 00:02:40.350
درسته

00:02:40.350 --> 00:02:43.070
مو ین یه جاویدان معمولی نیست

00:02:43.070 --> 00:02:47.741
اون پسرِ پدر بهشتی و یکی از نوادگانشه

00:02:47.741 --> 00:02:51.800
از اونجایی که برکت لوتوس
طلایی که اون پرورش میداده

00:02:51.800 --> 00:02:54.441
شامل حال بچه شده، پس
بچه ی عادی نخواهد بود

00:03:07.790 --> 00:03:09.871
ملکه هفت روزه که داره درد میکشه

00:03:09.871 --> 00:03:12.151
خیلی میترسم

00:03:14.040 --> 00:03:16.200
نترس، باشه؟

00:03:22.471 --> 00:03:24.830
لردبهشتی، اعلیحضرت، اون یه شاهزاده ست

00:03:24.830 --> 00:03:26.711
!یه شاهزاده ست

00:03:27.540 --> 00:03:31.290
تبریک میگیم لرد بهشتی
تبریک میگیم اعلیحضرت

00:03:49.200 --> 00:03:51.721
این یه نشونه ی فرخنده نیست؟

00:04:03.040 --> 00:04:05.031
لرد بهشتی

00:04:07.850 --> 00:04:12.431
پدر، موقع تولد مو ین هم
شاهد همچین صحنه ایی بودیم

00:04:16.071 --> 00:04:18.581
چه شگفت انگیزه

00:04:19.860 --> 00:04:23.261
قبیله ی آسمانی بالاخره یه وارث جدید پیدا کرد

00:04:24.451 --> 00:04:28.661
امروز براش اسم انتخاب میکنم

00:04:29.761 --> 00:04:31.860
یه هوا

00:04:31.860 --> 00:04:36.230
لردبهشتی، تبریک میگیم بابت
به دنیا اومدن وارث جدید

00:04:49.680 --> 00:04:53.860
سو جین، اون 20 هزار سال ازت کوچیکتره

00:04:53.860 --> 00:04:57.380
باید خوب مراقبش باشی، خب؟

00:04:57.380 --> 00:05:00.321
بله، همسر لی شو

00:05:00.321 --> 00:05:01.951
آفرین دختر خوب

00:05:34.290 --> 00:05:36.151
کجاست این روحِ مار؟

00:05:36.740 --> 00:05:40.021
چطور جرئت کرده وارد درختان
هلوی ده مایلی ژی ین بشه؟

00:05:40.841 --> 00:05:43.151
اومدم بای ژن رو ببینم

00:05:43.151 --> 00:05:44.730
منو؟

00:05:45.891 --> 00:05:49.730
ژی ین، چرا اینجا باید بیان دنبالم؟

00:05:52.591 --> 00:05:55.341
گمونم دیگه همه میدونن که

00:05:55.341 --> 00:05:59.521
نیازی نیست به ملک اربابی ات
در شمال برن تا پیدات کنن

00:05:59.521 --> 00:06:01.911
کافیه بیان به درختان هلوی من

00:06:03.711 --> 00:06:07.891
این همون بطری یشمی نیست
که خواهر پنجم ازش مینوشه؟

00:06:08.911 --> 00:06:11.451
همون بطری یشمی که
مو ین از اینجا برده بود

00:06:15.331 --> 00:06:18.401
اینو از کجا آوردی؟ کوه کونلان؟

00:06:21.901 --> 00:06:24.350
از ما میدزدی؟ اونقدر
!میزنیمت تا بمیری

00:06:24.350 --> 00:06:25.790
!کافیه

00:06:26.990 --> 00:06:28.740
!اون. اون از کونلانه

00:06:28.740 --> 00:06:30.211
!کوه کونلان

00:06:30.211 --> 00:06:32.221
!فرار

00:06:40.391 --> 00:06:43.271
نمیتونی وقتی میزنتت
مقاومت کنی؟

00:06:43.271 --> 00:06:46.940
اینکارو که بکنم، بیشتر منو میزنن

00:06:46.940 --> 00:06:49.651
پس میذاری تا سرحد مرگ بزننت؟

00:06:50.740 --> 00:06:53.370
نمیتونن تا سرحد مرگ منو بزنن

00:06:55.261 --> 00:06:57.100
زودباش برو خونه

00:06:58.841 --> 00:07:01.341
من خونه ایی ندارم

00:07:01.341 --> 00:07:04.901
نمیدونم پدرمادرم کی ان

00:07:04.901 --> 00:07:07.971
بخاطر انرژی الهی تو کوه کونلان هستم

00:07:07.971 --> 00:07:11.821
صدها سال آموزش دیدم
تا شکل انسان به خودم بگیرم

00:07:15.141 --> 00:07:18.761
خب حالا که خونواده نداری، چطوره من
برات یه خونواده ی جدید پیدا کنم؟

00:07:21.060 --> 00:07:22.471
یه خونواده ی جدید؟

00:07:22.471 --> 00:07:24.880
یه جای قشنگی هم هستش

00:07:32.511 --> 00:07:37.961
این بطری رو به عنوان پیغام ببر برا
کسی که بهت میگم اونم قبولت میکنه

00:07:43.190 --> 00:07:45.690
ولی اسمشو بهم نگفت

00:07:45.690 --> 00:07:47.641
فقط این بطری رو داد و

00:07:47.641 --> 00:07:50.300
گفت بیام به درختان هلوی ده مایلی
تا بای ژن رو پیدا کنم

00:07:50.300 --> 00:07:52.161
و ازش بخوام منو قبول کنه

00:07:52.161 --> 00:07:54.300
قبولت کنم؟

00:07:56.711 --> 00:07:58.630
من دیگه متعلق به شمام

00:07:58.630 --> 00:08:00.730
میخوام تا آخر عمرم ازتون پیروی کنم

00:08:00.730 --> 00:08:03.831
نه، نیازی نیست

00:08:05.761 --> 00:08:10.100
منو قبول نمیکنین؟

00:08:10.100 --> 00:08:13.081
ناراحت نشو بخاطر خودت نیست

00:08:13.081 --> 00:08:16.420
من هیچ وقت یه خدمتکار نمیخواستم

00:08:16.420 --> 00:08:19.461
سی ین ازم میخواد که قبولت کنم؟

00:08:19.461 --> 00:08:21.841
چون جایی رو نداری؟

00:08:23.271 --> 00:08:25.151
من خونه ایی ندارم

00:08:25.151 --> 00:08:28.350
همیشه توسط افراد قبیله ام
اذیت میشدم

00:08:28.350 --> 00:08:32.841
خوشبختانه، جاویدان عالی داشت
از اونجا رد میشد و نجاتم داد

00:08:38.370 --> 00:08:40.551
خب با این اوصاف، میبرمت به غار روباه

00:08:40.551 --> 00:08:42.230
مادرم اونجاست

00:08:42.230 --> 00:08:43.721
خدمتکاری هم نداره

00:08:43.721 --> 00:08:45.850
میتونی پیشش بمونی

00:08:48.270 --> 00:08:50.160
متشکرم

00:08:58.410 --> 00:09:01.711
چون خواهر پنجم بهش گفته
میتونه بمونه

00:09:02.600 --> 00:09:03.701
می گو

00:09:03.701 --> 00:09:05.321
بله

00:09:05.321 --> 00:09:07.990
این بانو رو میسپرم به تو

00:09:07.990 --> 00:09:11.041
وقتی بای چیان برگشت
من و شاه روباه میریم

00:09:11.041 --> 00:09:14.000
این غار رو میسپریم بهش

00:09:14.000 --> 00:09:17.051
بعدا میتونین هوای همو داشته
باشین و به خواهر پنجم خدمت کنین

00:09:17.051 --> 00:09:18.451
بله

00:09:18.451 --> 00:09:20.250
دنبالم بیا

00:09:33.380 --> 00:09:36.030
!گُل ات داره خوب شکوفه میکنه ها

00:09:36.030 --> 00:09:37.941
ها؟

00:09:37.941 --> 00:09:41.630
بین پنج تا بچه ام، ژن ژن
خوشکل ترین شونه

00:09:41.630 --> 00:09:45.260
اگه دختر بود، حتی چیان چیان
!هم عاشقش میشد

00:09:45.260 --> 00:09:46.561
مادر

00:09:47.571 --> 00:09:50.321
خیلی خب، برمیگردم به درختان

00:09:54.721 --> 00:09:58.370
پسرم از بچگیش چسبیده بهت

00:09:58.370 --> 00:10:00.880
بخاطرش اذیت که نمیشی؟

00:10:01.880 --> 00:10:05.480
اگه نباشه، احساس تنهایی میکنم

00:10:15.500 --> 00:10:17.331
پس ماهی ها کجان؟

00:10:17.870 --> 00:10:20.701
صبرداشته باش ایناها

00:10:22.010 --> 00:10:23.841
حضرات گرامی

00:10:25.841 --> 00:10:28.181
این چند روز اخیر درختا شلوغ تر شدن

00:10:28.181 --> 00:10:32.360
اگه دی فنگ شخصا اومده اینجا
پس حتماً کار فوریه

00:10:32.360 --> 00:10:34.640
هفده رو نمیتونم پیدا کنم

00:10:34.640 --> 00:10:36.961
نه فقط هفده

00:10:36.961 --> 00:10:39.600
جسد استاد رو هم همینطور

00:10:39.600 --> 00:10:41.360
چی؟

00:10:52.740 --> 00:10:56.010
!چیان چیان

00:10:56.010 --> 00:10:57.961
!چیان چیان

00:10:59.120 --> 00:11:03.201
!چیان چیان

00:11:03.990 --> 00:11:07.280
دختره ی احمق! به اندازه ی کافی
بخاطر جنگ زخمی شده بود

00:11:07.280 --> 00:11:09.931
چطور میتونه اینقدر بی احتیاط باشه؟

00:11:25.041 --> 00:11:28.191
چیکار کنیم؟ چیکار؟

00:11:28.191 --> 00:11:32.301
داره نفس اش قطع میشه
یه فکری بکنین چیکار کنیم؟

00:11:34.900 --> 00:11:38.160
نگران نباشین میتونیم نجاتش بدیم

00:11:41.020 --> 00:11:43.921
چیان چیان خون زیادی از
خودش رو به خوردِ مو ین داده

00:11:43.921 --> 00:11:46.801
همین حالاشم سخته براش که زنده بمونه

00:11:46.801 --> 00:11:51.321
فقط با "درمانِ متقابلِ جوهرِ وجود" میشه نجاتش داد

00:11:52.181 --> 00:11:54.071
من انجامش میدم

00:11:54.071 --> 00:11:56.221
بیشتر از نصف جوهر وجودتون بخاطرش میره

00:11:57.431 --> 00:12:00.860
اگه بتونم چیان چیان رو نجات
بدم، نصف جوهرم که چیزی نیست

00:12:00.860 --> 00:12:03.211
!نه! تو شاه روباه چینگ چیو هستی

00:12:03.211 --> 00:12:05.110
باید بر پنج سرزمین حکومت کنی

00:12:05.110 --> 00:12:07.921
چطور میتونی نصف جوهرت
رو همینجوری از دست بدی؟

00:12:07.921 --> 00:12:09.240
من انجامش میدم

00:12:09.240 --> 00:12:10.711
صبرکنین

00:12:11.500 --> 00:12:13.370
هنوز حرفم تموم نشده

00:12:15.721 --> 00:12:19.061
هر جاویدانی رایحه ی متفاوتی داره

00:12:20.201 --> 00:12:22.140
اگه تو یه درمان متقابل، مقدار
زیادی از جوهر استفاده بشه

00:12:22.140 --> 00:12:24.081
رو رایحه ی جادویی طرف تاثیر میذاره

00:12:24.081 --> 00:12:26.841
دراونصورت هم شما هم چیان چیان
به راه شیطان کشیده میشین

00:12:26.841 --> 00:12:28.490
اونوقت نه تنها اونو نجات نمیدین

00:12:28.490 --> 00:12:30.461
بلکه به خودتون هم آسیب میزنین

00:12:33.681 --> 00:12:35.260
الآن نمیتونم نگران این چیزا باشم

00:12:35.260 --> 00:12:37.640
ژن ژن، ژی ین رو بفرست بره

00:12:37.640 --> 00:12:39.510
!مادر -
یالا -

00:12:39.510 --> 00:12:42.870
چرا همیشه اینقدر مضطربین؟

00:12:42.870 --> 00:12:44.480
بذارین حرفمو تموم کنم

00:12:44.480 --> 00:12:45.490
چیه؟

00:12:45.490 --> 00:12:48.931
هنوز یه چیز دیگه هم لازمه

00:12:48.931 --> 00:12:50.451
چی؟

00:12:50.451 --> 00:12:51.850
علف قارچی الهی

00:12:51.850 --> 00:12:57.120
با اون میتونین رایحه ی جادویی تون رو تطهیر
کنین تا از هردوتون محافظت بشه

00:12:57.120 --> 00:12:58.721
اون علف کجا هست؟

00:12:58.721 --> 00:13:01.520
یینگ ژو" در دریای شرقی"

00:13:01.520 --> 00:13:05.841
ولی پدر بهشتی فکر میکرد که استفاده
ازش برخلاف قوانین بهشتیه

00:13:05.841 --> 00:13:09.041
برای همین به "چهار موجود" سپرد که ازش حفاظت کنن

00:13:09.041 --> 00:13:11.181
همون چهار تا موجود معروف؟

00:13:11.181 --> 00:13:13.650
بله همونا

00:13:13.650 --> 00:13:16.921
به علاوه، پدر بهشتی نصف جوهرش
رو بهشون بخشید

00:13:16.921 --> 00:13:18.620
حتی اگه مو ین زنده بود هم

00:13:18.620 --> 00:13:21.331
نمیتونستیم ازشون بگیریم

00:13:22.301 --> 00:13:23.301
من میرم

00:13:23.301 --> 00:13:25.030
منم باهات میام

00:13:25.030 --> 00:13:26.230
مادر، بذار برم

00:13:26.230 --> 00:13:29.280
خیلی خب، نمیخواد دعوا کنین

00:13:29.280 --> 00:13:31.301
شماها همینجا بمونین

00:13:31.301 --> 00:13:33.191
اگه من نتونم شکست شون بدم

00:13:33.191 --> 00:13:36.591
شما میمونین تا چینگ چیو رو رهبری کنین

00:13:43.280 --> 00:13:45.520
نگران نباش بسپرشون به من

00:13:45.520 --> 00:13:48.961
اما فقط حدود 20 ساعت وقت داریم
زود برو و برگرد

00:13:51.890 --> 00:13:53.961
منتظرم بمونین

00:14:14.520 --> 00:14:18.030
لی جینگ، درسته که قبایل
آسمانی و ارواح با هم خوب شدن

00:14:18.030 --> 00:14:23.380
ولی کوه کونلان و قصر بزرگ زیمینگ کینه ایی نسبت
به هم دارن که هیچ وقت رفع نمیشه

00:14:23.380 --> 00:14:27.051
نهم و استادمون بخاطر پدر تو، مُردن

00:14:27.051 --> 00:14:29.360
چطور جرئت کردی بیای کوه کونلان؟

00:14:29.360 --> 00:14:32.640
من سهواً بهتون آسیب رسوندم

00:14:32.640 --> 00:14:36.591
اومدم سی ین رو ببینم

00:14:36.591 --> 00:14:39.510
سی ین؟ جرئت اینکارو داری؟

00:14:39.510 --> 00:14:42.961
کی بود که هر روز می یومد
بالای کوه تا هفده رو ببینه؟

00:14:42.961 --> 00:14:45.610
کی بود که با شوان نو تبانی کرد تا

00:14:45.610 --> 00:14:47.390
استاد و هم شاگردیم رو بُکُشه؟

00:14:47.390 --> 00:14:50.250
جرئت کردی بیای اینجا و
بخوای سی ین رو ببینی؟

00:14:50.250 --> 00:14:57.061
لطفاً به سی ین بگین
که میخوام ببینمش

00:14:57.061 --> 00:14:59.291
لطفاً برو

00:15:01.750 --> 00:15:08.201
لطفاً به سی ین بگین
که میخوام ببینمش

00:15:08.801 --> 00:15:11.451
چیزی که ازم میخواست
رو براش آوردم

00:15:14.221 --> 00:15:17.461
سی ین کوه کونلان رو ترک کرده
و اطراف یه ابر داره میچرخه

00:15:17.461 --> 00:15:21.061
پس هرچی هم که با خودت آوردی
فکر نکنم دیگه بخوادش

00:15:22.120 --> 00:15:23.760
آ ین رفته؟

00:15:23.760 --> 00:15:25.551
لطفاً برو

00:15:44.561 --> 00:15:46.341
استاد

00:15:46.341 --> 00:15:52.120
من به عنوان ارشد کونلان، نتونستم
به خوبی مراقب هفدهم باشم

00:15:52.990 --> 00:15:54.721
نگران نباشین

00:15:54.721 --> 00:15:57.671
هرجا که هفده شما رو برده باشه

00:15:57.671 --> 00:16:00.010
من هردوتون رو پیدا میکنم

00:16:08.221 --> 00:16:12.150
امروز من به پایین کوه میرم

00:16:12.150 --> 00:16:16.221
هرچقدر که باید برم
و هرچقدر که وقت ببره

00:16:16.221 --> 00:16:20.650
هفده و جسد استاد رو پیدا میکنم

00:16:30.791 --> 00:16:33.041
شما همگی والدین خودتونو دارین

00:16:33.041 --> 00:16:35.350
حالا که دیگه استاد نیستش

00:16:35.350 --> 00:16:38.730
وقتتونو در کوه کونلان تلف نکنین

00:16:38.730 --> 00:16:40.221
کوه رو ترک کنین

00:16:40.221 --> 00:16:41.600
!ارشد

00:16:41.600 --> 00:16:43.561
حرفامو یادتون باشه

00:16:43.561 --> 00:16:45.260
استاد روحش رو فردا کرد تا

00:16:45.260 --> 00:16:47.270
زنگوله امپراطور شرقی رو نابود کنه

00:16:47.270 --> 00:16:50.270
بخاطر یه کینه ی شخصی نبوده

00:16:50.270 --> 00:16:52.880
حالا که قبایل آسمانی و ارواح
اتحاد تشکیل دادن

00:16:52.880 --> 00:16:54.791
و صلح به وجود اومده

00:16:54.791 --> 00:16:58.500
نباید به فکر انتقام از قبیله
ارواح باشین

00:16:58.500 --> 00:17:01.061
دیگه تو هیچ قلمرویی
جنگی در کار نخواهد بود

00:17:01.061 --> 00:17:03.890
هیچ پناهنده ایی نخواهیم داشت

00:17:03.890 --> 00:17:06.320
این چیزی بود که استاد میخواست

00:18:31.760 --> 00:18:34.040
سی ین یه دردسرسازه

00:18:34.040 --> 00:18:36.530
اینکه نذاشت مو ین رو دفن کنیم، کم نبود

00:18:36.530 --> 00:18:38.730
حالا برداشته جسدش رو بُرده؟

00:18:38.730 --> 00:18:42.651
چجوری باید اینو برای جاویدان
های آسمانی توضیح بدم؟

00:18:42.651 --> 00:18:46.320
مگه مامورانی ندارین که تاریخ رو مینوسن؟

00:18:46.320 --> 00:18:48.730
یه چی بهشون بدین بنویسن دیگه

00:18:51.661 --> 00:18:53.441
منظورت چیه؟

00:18:53.441 --> 00:18:56.270
یه آدم بزرگ پیدا کنین

00:18:56.270 --> 00:18:59.520
و فقط اجازه بدین نسل های بعدی بدونن
که سرنوشت خدای جنگ چی بوده

00:19:00.740 --> 00:19:04.951
چه دلیلی بیاریم که همه باهاش قانع شن؟

00:19:09.461 --> 00:19:13.760
"در پاییزِ 63 هزار و 82 مین سال حکومت "هاو دی

00:19:13.760 --> 00:19:15.661
پس از جنگ با قبیله ی ارواح

00:19:15.661 --> 00:19:17.330
فرزندِ پدر بهشتی، مو ین

00:19:17.330 --> 00:19:19.911
و هفدهمین شاگردش، سی ین

00:19:19.911 --> 00:19:22.020
تصمیم به زندگی در انزوا گرفتند

00:19:22.020 --> 00:19:24.010
بی سروصدا ناپدید شده
و مکان شان مشخص نیست

00:19:25.070 --> 00:19:26.601
چطوره؟

00:19:26.601 --> 00:19:28.260
با هم به انزوا رفتن؟

00:19:28.260 --> 00:19:29.750
درسته

00:19:29.750 --> 00:19:32.401
با هم به انزوا رفتن

00:19:40.391 --> 00:19:44.060
دیجون، تو از شاگردان کونلان خوشت میاد

00:19:45.050 --> 00:19:47.050
از رنگ صورت لرد بهشتی میشد فهمید

00:19:47.050 --> 00:19:50.201
که انگاری میخواسته هزاران سرباز بفرسته

00:19:50.201 --> 00:19:53.111
تا سی ین رو بگیرن

00:19:53.111 --> 00:19:57.050
تو خشمش رو آروم کردی

00:19:58.961 --> 00:20:01.111
دستگیرش کنیم که چی بشه؟

00:20:02.240 --> 00:20:05.191
سی ین، شاگرد موردعلاقه ی مو ین بود

00:20:05.191 --> 00:20:11.851
حتما این خواسته ی خودش بوده که
بعد از مرگ، همراه شاگردش باشه

00:20:26.211 --> 00:20:29.040
!پدر! پدر

00:20:40.621 --> 00:20:43.211
زودباش، برو

00:20:43.211 --> 00:20:45.611
اینو بده به ژی ین

00:20:48.340 --> 00:20:49.840
باشه

00:21:07.080 --> 00:21:08.240
وقت داره تموم میشه

00:21:08.240 --> 00:21:10.421
وقت برا تبدیل کردن جوهر وجودتون
به یه قرص هم نیست

00:21:10.421 --> 00:21:12.330
وقتی با جوهرتون، خواهر
پنجم رو درمان متقابل میکنین

00:21:12.330 --> 00:21:13.961
اگه صدای شیطان به گوش تون رسید

00:21:13.961 --> 00:21:15.230
نباید بذارین جلوتونو بگیره

00:21:15.230 --> 00:21:16.740
بلکه درمان رو باید ادامه بدین

00:21:16.740 --> 00:21:18.951
بقیه شو بسپرین به من

00:21:18.951 --> 00:21:20.590
باشه

00:21:45.971 --> 00:21:47.391
بهوش اومدی

00:21:48.550 --> 00:21:50.161
مادر

00:21:52.000 --> 00:21:53.990
من نمردم؟

00:21:53.990 --> 00:21:56.431
من نصف جوهر وجودت
رو متقابل درمان کردم

00:21:56.431 --> 00:22:00.131
زندگیت رو برگردوندم

00:22:01.280 --> 00:22:03.181
نصف جوهر وجودم

00:22:05.201 --> 00:22:08.310
خب حالا که یه جاویدان عالی
نصف جوهر وجودم رو درمان کرده

00:22:08.310 --> 00:22:11.201
پس یعنی قدرت هام نامحدود شدن؟

00:22:11.201 --> 00:22:13.711
دیگه از هیچ بلایی نیاز نیست بترسم

00:22:13.711 --> 00:22:17.651
آره، بازم میتونی بری دردسر درست کنی

00:22:20.540 --> 00:22:21.840
استاد کجاست؟

00:22:21.840 --> 00:22:24.421
مادر، استاد کجاست؟

00:22:24.421 --> 00:22:26.290
غار یون هوا

00:22:26.290 --> 00:22:29.921
بهترین مکانیه که میشه
یه جسد رو توش حفظ کرد

00:22:30.560 --> 00:22:32.330
خوبه

00:22:32.330 --> 00:22:35.250
مادر، دلم برات تنگ شده بود

00:22:36.820 --> 00:22:38.681
منم همینطور

00:22:40.851 --> 00:22:45.211
باورم نمیشه تو درحالیکه
نیمه مُرده بودی، برگشتی

00:22:45.211 --> 00:22:48.461
حتی با وجود اینکه مو ین
به جات آذرخش ها رو تحمل کرد

00:22:48.461 --> 00:22:52.230
بازم نتونستی از محاکمه ی
الهی ات فرار کنی

00:22:52.230 --> 00:22:57.401
خداوند نحوه ی مجازاتش
رو تغییر داده

00:22:58.401 --> 00:23:00.770
درسته

00:23:00.770 --> 00:23:03.550
محاکمه ی الهی خیلی برام راحته

00:23:03.550 --> 00:23:06.090
خداوند نمیتونه اینو تحمل کنه

00:23:06.090 --> 00:23:08.500
تو از خون درون قلبت استفاده کردی

00:23:08.500 --> 00:23:11.171
تا جسد استادت رو حفظ کنی

00:23:11.171 --> 00:23:15.181
تو دِین ات رو بهش ادا کردی

00:23:15.181 --> 00:23:18.871
ولی خواهر پنجم، اینو بدون که

00:23:18.871 --> 00:23:22.590
چون مو ین از خون تو استفاده
کرده تا بدنشو حفظ کنه

00:23:22.590 --> 00:23:24.820
باید به طور دائم ازش استفاده کنه

00:23:24.820 --> 00:23:27.550
از خون دیگری نمیتونه استفاده کنه

00:23:28.451 --> 00:23:31.151
میدونم، مادر

00:23:31.151 --> 00:23:33.560
ولی استاد خیلی بهم محبت کرده

00:23:33.560 --> 00:23:37.840
کاری که من دارم براش میکنم، درمقایسه
با کاری که اون برام کرده چیزی نیست

00:23:37.840 --> 00:23:41.871
مادر، به نظرت استاد برمیگرده؟

00:23:46.320 --> 00:23:47.810
بهوش اومدی

00:23:51.351 --> 00:23:52.961
این برادرزاده مه؟

00:23:52.961 --> 00:23:55.790
آره، آوردمش تا ببینیش

00:23:56.621 --> 00:23:58.421
بیا نزدیکتر که ببینم

00:23:58.421 --> 00:24:00.111
زود

00:24:01.121 --> 00:24:02.480
بفرما

00:24:04.411 --> 00:24:06.240
خیلی خوشکله

00:24:07.381 --> 00:24:10.040
رو پیشونیش یه خالِ

00:24:10.040 --> 00:24:11.681
این خال

00:24:11.681 --> 00:24:13.601
گل تاج خروسه

00:24:15.070 --> 00:24:17.651
بخاطر این گُل

00:24:17.651 --> 00:24:20.310
و چون تو ماه سپتامبر به دنیا اومده

00:24:20.310 --> 00:24:24.770
اسمشو گذاشتم فنگ جیو

00:24:24.770 --> 00:24:30.330
که با فامیلیمون "بای" میشه بای فنگ جیو

00:24:30.330 --> 00:24:32.250
بای فنگ جیو؟

00:24:34.891 --> 00:24:38.340
فنگ جیو کوچولو، میدونستی که

00:24:38.340 --> 00:24:43.601
میخواستم با نهم، یواشکی از کوه
فرار کنم تا بیام ببینمت؟

00:24:43.601 --> 00:24:47.971
که بعد از اتفاقاتی، کارم به قصر زیمینگ کشید

00:24:47.971 --> 00:24:50.590
خواهر، نمیخوام برات سخنرانی کنم

00:24:50.590 --> 00:24:51.990
ولی در تمام قلمرو ها

00:24:51.990 --> 00:24:55.590
فقط تویی که جرئت کردی
جسد مو ین رو بیاری اینجا

00:24:55.590 --> 00:24:58.490
و هم تو کوه کونلان و هم قبیله ی
آسمانی، دردسر درست کنی

00:24:58.490 --> 00:25:03.141
هم شاگردی هات دارن همه جا رو
دنبال تو و مو ین میگردن

00:25:03.141 --> 00:25:07.750
اولش چون زخم های عمیقی داشتم

00:25:07.750 --> 00:25:11.260
و چون نمیدونستم جسد استاد
چه زمانی از بین میره

00:25:11.260 --> 00:25:15.451
گفتم بیام اینجا که چاره ایی پیدا کنم

00:25:15.451 --> 00:25:18.621
حواست هست که تو سی ین نیستی؟

00:25:18.621 --> 00:25:21.280
تو چینگ چیو از قبیله ی روباه بای چیان هستی

00:25:21.280 --> 00:25:24.141
پدر و مادر و چهار تا برادر داری

00:25:24.141 --> 00:25:26.080
تو که میخواستی از خون ات به استادت بدی

00:25:26.080 --> 00:25:27.871
کافی بود یکم قربون صدقه ام میرفتی

00:25:27.871 --> 00:25:30.431
!تا از خون خودم بهش میدادم

00:25:30.431 --> 00:25:33.921
برادر چهارم، باید لطف استادم
رو جبران میکردم

00:25:33.921 --> 00:25:35.840
کاری به تو نداشت

00:25:35.840 --> 00:25:37.621
دختره ی کله شق

00:25:37.621 --> 00:25:39.711
خواهر پنجم درست میگه

00:25:40.651 --> 00:25:44.000
مو ین دربرابر آذرخش ازش محافظت کرده

00:25:44.000 --> 00:25:47.421
با دادن خون جادوییش، لطفش رو جبران کرده

00:25:47.421 --> 00:25:49.861
منطقیه

00:25:49.861 --> 00:25:55.701
اما اگه موفق بشی و مو ین برگرده

00:25:55.701 --> 00:25:58.820
لطف بزرگی بهش عنایت شده

00:25:58.820 --> 00:26:01.361
اونوقت چجوری میخواد برات جبران کنه؟

00:26:01.361 --> 00:26:03.451
درست میگی مادر

00:26:04.461 --> 00:26:06.651
...تویِ

00:26:06.651 --> 00:26:09.040
خیلی خب، بگذریم

00:26:09.040 --> 00:26:10.810
مراقب خواهر پنجم باش

00:26:10.810 --> 00:26:13.790
با پدرت قراره به قصر بهشتی بریم

00:26:15.101 --> 00:26:17.020
بخاطر وارث جدیدی که تازه به دنیا اومده؟

00:26:17.020 --> 00:26:18.560
آره

00:26:18.560 --> 00:26:20.441
باید برم

00:26:20.441 --> 00:26:23.330
آه راستی، شیطون بازی درنیاری

00:26:23.330 --> 00:26:26.641
خواهرت خیلی ضعیفه نمیتونه کاری بکنه

00:26:26.641 --> 00:26:27.941
نگران نباش مادر

00:26:27.941 --> 00:26:32.371
من و ژی ین باهاش حرف میزنیم
و با فنگ جیو بازی میکنیم

00:26:34.961 --> 00:26:37.040
نگران نباش مادر -
نگران نباشید -

00:26:37.040 --> 00:26:39.270
شما دوتا خیلی شبیه هم این

00:26:39.270 --> 00:26:41.480
!و نافرمان ترین بچه هام هم هستین

00:26:46.441 --> 00:26:48.290
فنگ جیو کوچولو

00:27:06.770 --> 00:27:08.161
استاد

00:27:10.451 --> 00:27:13.641
حالا که نصف جوهر مادرم رو گرفتم

00:27:14.651 --> 00:27:17.361
میتونم جسم تون رو حفظ کنم

00:27:18.790 --> 00:27:23.840
منتظرتون میمونم تا برگردین

00:27:23.840 --> 00:27:26.010
و دوباره باشکوه به کوه کونلان بیاین

00:27:26.010 --> 00:27:28.631
و همه ستایش تون کنن

00:27:58.480 --> 00:28:01.361
از وقتی که به خواست خودم
شما رو از کوه کونلان بردم

00:28:01.361 --> 00:28:03.431
در 70 هزار سال گذشته

00:28:03.431 --> 00:28:06.320
از چینگ چیو خارج نشدم

00:28:06.320 --> 00:28:09.441
شنیدم همه ی هم شاگردی هام
برگشتن به قبیله هاشون

00:28:09.441 --> 00:28:12.290
کوه کونلانی که زمانی محل
عبادت جاویدان ها بود

00:28:12.290 --> 00:28:15.361
حالا یه زمین متروکه شده

00:28:15.361 --> 00:28:18.340
قبایل آسمانی و ارواح هنوز با هم دوستن

00:28:18.340 --> 00:28:23.101
یواش یواش، اسم خدای جنگ
مو ین و لرد ارواح چینگ سانگ

00:28:23.101 --> 00:28:29.310
زیرِ شاخه های بی پایان و رسوبات
رود های کوه کونلان مدفون شدن

00:28:29.310 --> 00:28:31.800
دیگه هیچکس اسمی ازشون نمیبره

00:28:42.740 --> 00:28:46.971
<i>[هفتاد هزار سال بعد]</i>

00:29:33.040 --> 00:29:36.451
استاد، هفت روز دیگه

00:29:36.451 --> 00:29:38.790
روزیه که چینگ سانگ مُهر رو میشکونه

00:29:38.790 --> 00:29:41.101
و از زنگوله میاد بیرون

00:29:42.961 --> 00:29:45.050
نگران نباشین استاد

00:29:45.050 --> 00:29:47.461
حتی اگه مجبورشم جونمو فدا کنم

00:29:47.461 --> 00:29:49.861
دوباره مهر و مومش میکنم

00:29:49.861 --> 00:29:51.810
ناامیدتون نمیکنم

00:30:11.580 --> 00:30:18.671
خاله -
خاله -

00:30:18.671 --> 00:30:20.851
خاله چه زیبا شدی

00:30:20.851 --> 00:30:22.471
خاله

00:30:23.151 --> 00:30:26.971
خاله

00:30:28.401 --> 00:30:30.621
بفرمایین، چطوره؟

00:30:30.621 --> 00:30:32.070
این یکی خوبه

00:30:32.070 --> 00:30:33.090
بله

00:30:33.090 --> 00:30:34.931
خاله

00:30:34.931 --> 00:30:36.270
سلام خاله

00:30:36.270 --> 00:30:38.411
خاله، داری میری به راه کوهستانی؟

00:30:38.411 --> 00:30:40.290
همش تقصیر منه

00:30:40.290 --> 00:30:43.300
نباید تو و شاو شینگ رو
تو غار نگه میداشتم

00:30:43.300 --> 00:30:45.480
داغون به نظر میای

00:30:45.480 --> 00:30:47.131
ازدواج هم نکردی هنوز

00:30:47.131 --> 00:30:48.980
اصلاً نگران نیستی؟

00:30:49.980 --> 00:30:52.851
خاله یه اتفاقی افتاده

00:30:53.530 --> 00:30:55.371
چی شده؟

00:30:58.050 --> 00:31:00.881
اینجا نمیشه، بریم یه جا دیگه

00:31:14.820 --> 00:31:17.141
می گو، چی شده؟ زود بگو

00:31:17.141 --> 00:31:19.411
سانگ جی اومده بود به غار روباه

00:31:21.601 --> 00:31:23.480
خب پس بازم میرم راه کوهستانی

00:31:23.480 --> 00:31:25.020
نه خاله

00:31:25.020 --> 00:31:27.760
تا آخر عمرتون که نمیتونین قایم شین

00:31:27.760 --> 00:31:31.181
ازدواج تون با شاهزاده ی دوم توسط
لرد بهشتی و شاه روباه تعیین شده

00:31:31.181 --> 00:31:32.861
بالاخره باید باهاش ازدواج کنین

00:31:32.861 --> 00:31:34.951
شاهزاده ی دوم اومده بود غار
روباه تا ببینتتون

00:31:34.951 --> 00:31:36.961
یه چیزِ مُسَلمه

00:31:36.961 --> 00:31:38.721
زندگی غیرقابل پیش بینیه

00:31:38.721 --> 00:31:42.550
همین فردا ممکنه بمیرم و ناپدید شم

00:31:42.550 --> 00:31:45.270
باید عمرمو برای خدمت به اون تلف کنم؟

00:31:45.270 --> 00:31:47.060
واسه چی اصلاً؟

00:31:47.060 --> 00:31:49.961
خاله اگه نمیخواین ازدواج کنین
نکنین

00:31:49.961 --> 00:31:51.881
چرا خودتونو نفرین میکنین؟

00:31:55.141 --> 00:31:56.631
دیگه راجب این حرف نمیزنم

00:31:56.631 --> 00:32:01.750
می گو، تو و شاو شینگ حواستون به
اون یارو تو غار روباه باشه

00:32:01.750 --> 00:32:03.780
یه مدت میرم تو درختان هلو مخفی میشم

00:32:03.780 --> 00:32:08.320
خاله، هرچی هست اون شاهزاده ی دومِ
قبیله ی آسمانیه

00:32:08.320 --> 00:32:11.480
همش که نمیتونین ازش فرار کنین

00:32:11.480 --> 00:32:14.020
کاری که میگم رو نمیکنی؟

00:32:14.020 --> 00:32:15.820
جرئت نمیکنم مخالفت کنم

00:32:15.820 --> 00:32:17.500
پس زودباش برو

00:32:17.500 --> 00:32:20.750
وقتی رفت، بیا به درختان هلو سراغم

00:32:20.750 --> 00:32:22.471
باشه

00:32:32.201 --> 00:32:34.161
‫چی؟

00:32:34.161 --> 00:32:36.580
‫بازم رفته به راه کوهستانی که تمرین کنه؟

00:32:36.580 --> 00:32:39.461
‫بله اعلیحضرت

00:32:40.480 --> 00:32:42.411
‫نمیدونه که من اومدم؟

00:32:43.681 --> 00:32:45.030
‫چرا

00:32:45.030 --> 00:32:49.361
‫ولی به عنوان رهبر شرقِ چینگ چیو
‫اولویتش باید مردم باشه

00:32:49.361 --> 00:32:54.570
‫تمرین و عروج جزئی از
‫وظایف شون به عنوان رهبره

00:32:54.570 --> 00:32:59.560
‫درست میگین ولی من یک ماهه که منتظرشم

00:32:59.560 --> 00:33:02.520
‫اصلاً نتونستم صورتش رو ببینم

00:33:03.401 --> 00:33:05.681
‫این مسخره نیست؟

00:33:10.151 --> 00:33:11.851
‫اعلیحضرت یکم میوه میل بفرمایین

00:33:11.851 --> 00:33:14.590
‫تازه آوردمشون

00:33:22.570 --> 00:33:25.760
<i>‫ شاهزاده ی دوم با شاو شینگ خیلی خوب رفتار میکنه </i>

00:33:25.760 --> 00:33:28.861
<i>‫ خوبه. دیگه لازم نیست معطلش کنم </i>

00:33:42.560 --> 00:33:44.310
‫شاهزاده

00:33:46.391 --> 00:33:50.320
‫من در 9 بهشت موردعلاقه ترین شاهزاده ام

00:33:50.320 --> 00:33:53.901
‫پس چرا اینقدر مشکله برام
‫که با اونی که میخوام، باشم؟

00:33:54.861 --> 00:33:57.540
‫اگه اعلیحضرت واقعاً منو میخوان

00:33:57.540 --> 00:33:59.931
‫پس لطفاً قرار ازدواج تون
‫با خاله رو به هم بزنین

00:34:00.820 --> 00:34:05.300
‫اون ناجی منه و خیلی خوب باهام رفتار میکنه

00:34:05.300 --> 00:34:08.090
‫نمیتونم همینجوری با شما بیام

00:34:21.530 --> 00:34:24.050
‫بای چیان رفتار خوبی باهات داره، درسته

00:34:24.050 --> 00:34:28.010
‫حتی بهت "بادبزنِ پاک کننده ی ابر" که
‫مال لرد گنج مقدس هستش رو داده

00:34:28.981 --> 00:34:31.851
‫میدونی لرد گنج مقدس کیه؟

00:34:33.490 --> 00:34:35.440
‫نمیدونم

00:34:35.440 --> 00:34:38.510
‫آخرین شاگردِ لرد یوان شی ــه

00:34:40.621 --> 00:34:43.621
‫نه، اشتباه گفتم

00:34:44.221 --> 00:34:45.981
‫اون آخرین شاگرد نیست

00:34:45.981 --> 00:34:47.911
‫یادم رفت

00:34:47.911 --> 00:34:52.851
‫برادرزاده ام یه هوا آخرین شاگرد لرد یوان شی ــه

00:34:52.851 --> 00:34:55.280
‫یه هوا...

00:34:56.190 --> 00:35:00.280
‫حرفای عموی چهارم و ژی ین رو راجبش شنیدم

00:35:02.371 --> 00:35:04.300
‫حالا که حرف از بادبزن شد

00:35:04.300 --> 00:35:09.161
‫شنیدم که لرد گنج مقدس داده بودتش
‫به کسی

00:35:09.161 --> 00:35:13.851
‫چجوری دست بای چیان افتاده؟

00:35:15.800 --> 00:35:18.181
‫خاله میگفت که

00:35:18.181 --> 00:35:21.440
‫لرد گنج مقدس این بادبزن رو

00:35:21.440 --> 00:35:25.481
‫به جاویدان عالی "سی ین" از کوه کونلان داده بوده

00:35:25.481 --> 00:35:29.050
‫بعد ها، سی ین اونو به عنوان
‫هدیه ی تولد به ژی ین داده

00:35:29.050 --> 00:35:32.920
‫اونم فرستادتش به درختان هلو

00:35:34.240 --> 00:35:37.951
‫بعد از اون، این بادبزن دست خاله افتاده

00:35:37.951 --> 00:35:39.871
‫کلی جریانات داشته

00:35:39.871 --> 00:35:44.130
‫بعد از اون هم، خاله به یه دلیلی دادتش به من

00:35:45.221 --> 00:35:47.221
‫پس سی ین بوده

00:35:49.050 --> 00:35:51.451
‫بیا این حرفا رو ول کنیم

00:35:52.280 --> 00:35:54.851
‫شاو شینگ گوش کن

00:35:54.851 --> 00:35:59.440
‫ازدواج من با بای چیان توسط لرد
‫بهشتی و شاه روباه مقرر شده

00:35:59.440 --> 00:36:03.221
‫برای همین باید یه راهی پیدا کنیم

00:36:05.451 --> 00:36:08.721
‫تو از بچگی زندگی اَسَفناکی داشتی
‫خونواده یا دوستی هم نداشتی

00:36:08.721 --> 00:36:13.641
‫اگرچه بای چیان تورو پذیرفت
‫ولی همیشه هم نمیتونی کنارش باشی

00:36:13.641 --> 00:36:15.411
‫طبق قوانین چینگ چیو

00:36:15.411 --> 00:36:19.251
‫اگه بنا به ازدواج باشه، اون باید
‫برات تعیین کنه

00:36:19.251 --> 00:36:22.411
‫میخوای بقیه ی عمرت رو با
‫مردی که نمیشناسی سپری کنی؟

00:36:22.411 --> 00:36:26.670
‫نه! من با مرد دیگه ایی ازدواج نمیکنم

00:36:26.670 --> 00:36:28.931
‫فقط اعلیحضرت در قلب من هستن

00:36:28.931 --> 00:36:32.260
‫حتی اگه یه خدمتکار بمونم
‫هم به شما وفادار خواهم بود

00:36:32.260 --> 00:36:35.360
‫حالا که نظرت اینه، پس چرا معطل کنیم؟

00:36:35.360 --> 00:36:37.760
‫بیا باهم بریم به قصر بهشتی

00:36:37.760 --> 00:36:39.490
‫شاهزاده

00:36:42.681 --> 00:36:45.101
‫من و تو یکماهه که با همیم

00:36:45.990 --> 00:36:48.521
‫نمیدونی من چه احساسی بهت دارم؟

00:36:48.521 --> 00:36:51.951
‫ولی نمیتونم به خاله پُشت کنم

00:36:51.951 --> 00:36:53.920
‫من اصلاً ندیدمش

00:36:53.920 --> 00:36:56.751
‫این چجور پُشت کردنیه؟

00:36:56.751 --> 00:36:59.661
‫ما فقط اسیرِ یه ازدواج مقرر شده، شدیم

00:36:59.661 --> 00:37:01.181
‫بهش فکر کن

00:37:01.181 --> 00:37:03.791
‫چون اون تو این یک ماه
‫قبول نکرد که منو ببینه

00:37:03.791 --> 00:37:08.490
‫من تونستم تو رو در غار روباه بشناسم

00:37:08.490 --> 00:37:10.911
‫این سرنوشت نیست؟

00:37:13.070 --> 00:37:16.710
‫از این به بعد من مراقبت هستم

00:37:16.710 --> 00:37:18.990
‫نمیذارم یه خدمتکار بمونی

00:37:20.940 --> 00:37:22.851
‫باهات ازدواج میکنم

00:37:37.831 --> 00:37:40.871
‫به نیابت از خاله، شما رو همراهی میکنم

00:37:45.061 --> 00:37:47.840
‫بالاخره از شرش خلاص شدیم

00:37:47.840 --> 00:37:50.021
‫شاو شینگ زودباش همه چی رو مرتب کن

00:37:50.021 --> 00:37:52.351
‫میرم دنبال خاله

00:37:53.541 --> 00:37:54.871
‫شاو شینگ؟

00:37:56.661 --> 00:37:58.201
‫شاو شینگ

00:38:00.400 --> 00:38:01.931
‫کجا رفت؟

00:38:15.311 --> 00:38:16.820
‫شاهزاده

00:38:35.001 --> 00:38:36.510
‫عموی دوم

00:38:57.710 --> 00:38:59.121
‫ولیعهد

00:39:00.670 --> 00:39:03.371
‫لرد بهشتی برگشتن؟

00:39:06.721 --> 00:39:09.380
‫امروز شنیدم که برگشتن

00:39:32.971 --> 00:39:34.360
‫عموی سوم

00:39:34.840 --> 00:39:36.481
‫میخواستی منو ببینی؟

00:39:40.490 --> 00:39:44.641
‫نامه های امپراطور تو این چند روز اخیر
‫همش راجب حوادث ایالت ژونگ رونگ بوده

00:39:44.641 --> 00:39:47.971
‫میخواستم ببینم چیزی راجب "ببر
‫طلایی شعله سرخ" میدونی؟

00:39:47.971 --> 00:39:49.380
‫بله؟

00:39:49.380 --> 00:39:52.800
‫ببرطلایی شعله سرخ، زیردستِ چینگ سانگ بوده

00:39:52.800 --> 00:39:55.981
‫هفتادهزار سال پیش که چینگ سانگ
‫تو زنگوله ی امپراطور شرقی مُهر و موم شد

00:39:55.981 --> 00:39:58.021
‫اون بدون هیچ ردی ناپدید شد

00:39:58.021 --> 00:40:02.661
‫اما امروز تو کوهستان جونجی ــه شرقِ دور
‫در ایالت ژونگ رونگ ظاهر شده

00:40:02.661 --> 00:40:06.490
‫اون موجودی خشن، کُشنده و ویرانگره

00:40:06.490 --> 00:40:09.141
‫نه تنها باعث 10 سال خشکسالی تو اون ایالت شده

00:40:09.141 --> 00:40:11.760
‫بلکه ملکه ی اونجا رو هم گرفته

00:40:11.760 --> 00:40:15.840
‫پادشاهش از فرطِ شرمندگی، خودشو کُشت

00:40:17.760 --> 00:40:20.561
‫چه بد. خب بعدش؟

00:40:27.440 --> 00:40:31.630
‫پادشاه اونجا یه جاویدانی بود
‫که توسط دونگ هوا دیجون منصوب شده

00:40:31.630 --> 00:40:36.931
‫بعد از مرگش، به قصر بهشتی اومد
‫و هرچی از ببرطلایی میدونست رو بهمون گفت

00:40:42.681 --> 00:40:44.960
‫بخاطراین میخواستین منو ببینین؟

00:40:52.431 --> 00:40:55.760
‫از وقتی 50 هزار سالتون شد، همه ی نامه
‫های امپراطور رو خودتون بهش تحویل میدادین

00:40:55.760 --> 00:40:58.601
‫به اونصورت چیزی بهم نمیگفتین

00:40:58.601 --> 00:41:01.001
‫حالا چی شده؟

00:41:01.001 --> 00:41:03.340
‫امروز عمویِ دوم رو دیدم

00:41:03.340 --> 00:41:05.400
‫برادر دوم برگشته؟

00:41:05.400 --> 00:41:07.840
‫به این زودی؟

00:41:07.840 --> 00:41:15.201
‫مگه پدر بهش نگفت که سه ماه تو چینگ چیو بمونه
‫و با بای چیان گرم بگیره و رابطه تشکیل بده؟

00:41:15.201 --> 00:41:18.371
‫من نمیدونم بین عموی دوم
‫و بای چیان چه اتفاقی افتاده

00:41:18.371 --> 00:41:22.050
‫فقط میدونم که وقتی برگشت
‫یه روحِ مار با خودش آورده بود

00:41:22.931 --> 00:41:24.630
‫یه روح مار؟

00:41:24.630 --> 00:41:26.440
‫یه خانم

00:41:26.440 --> 00:41:28.320
‫یه خانم؟

00:41:30.161 --> 00:41:31.501
‫نه

00:41:36.190 --> 00:41:38.721
‫اعلیحضرت، متوجه نمیشم

00:41:38.721 --> 00:41:40.811
‫خب زن باشه، که چی؟

00:41:40.811 --> 00:41:43.440
‫اینطور نیست که هیچ
‫زنی تو قصر نباشه

00:41:43.440 --> 00:41:47.411
‫بای چیان هفتاد هزار سال پیش
‫یه روح مار رو پذیرفته بود

00:41:48.561 --> 00:41:50.791
‫این همون خانومه

00:41:50.791 --> 00:41:56.900
‫پس منظورتون اینه که شاهزاده به طور
‫مخفیانه خدمتکار نامزدش رو آورده اینجا؟

00:42:00.081 --> 00:42:03.800
‫شما از شاهزاده ی سوم خواسته
‫بودین تا سریع یه نقشه ایی بکشه

00:42:04.690 --> 00:42:07.940
‫بای چیان زنِ عجیبیه

00:42:07.940 --> 00:42:13.280
‫اون بادبزنِ لرد گنج مقدس
‫رو به اون روحِ مار داده

00:42:13.280 --> 00:42:16.871
‫همه جا خبرش پخش شده

00:42:20.471 --> 00:42:21.960
‫میتونین بری

00:42:21.960 --> 00:42:23.701
‫- بله
‫- بله

00:42:23.725 --> 00:42:43.725
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.