﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:20.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:05.000 --> 00:02:08.000
<i>قسمتِ آخر</i>

00:02:09.564 --> 00:02:11.092
‫عزیزم!

00:02:11.092 --> 00:02:12.382
‫عزیزم!

00:02:12.382 --> 00:02:14.387
‫- عزیزم!
‫- ولم کن!

00:02:14.387 --> 00:02:16.637
‫دیگه هیچ وقت نمیخوام ببینمت!

00:02:16.637 --> 00:02:18.730
‫عزیزم نرو! عزیزم!

00:02:18.730 --> 00:02:20.787
‫برادر میدونم میخوای چی بگی.

00:02:20.787 --> 00:02:24.872
‫فکر میکنم لرد بهشتی بیش از
‫اندازه اونو مجازات کرده.

00:02:25.989 --> 00:02:27.950
‫شاید بخاطرِ یه هوا باشه...

00:02:29.300 --> 00:02:32.338
‫درهرصورت هر بدهی ای که
‫به من داشته دیگه صاف شده.

00:02:32.338 --> 00:02:34.530
‫دیگه من و اون کاری به هم نداریم.

00:02:37.246 --> 00:02:38.443
‫برادر.

00:02:38.443 --> 00:02:41.432
‫منو عمداً آوردی اینجا که ببینمش؟

00:02:42.687 --> 00:02:45.032
‫حالا که میگی، آره همینطوره.

00:02:49.187 --> 00:02:50.801
‫خیلی راه رفتیم.

00:02:50.801 --> 00:02:53.783
‫خسته شدم. بریم یه کم چای بخوریم.

00:03:15.621 --> 00:03:17.474
‫یه کتری چای لطفاً!

00:03:18.217 --> 00:03:19.789
‫چشم!

00:03:24.472 --> 00:03:26.425
‫آقا و خانم...

00:03:31.489 --> 00:03:32.606
‫سی یین؟

00:03:34.096 --> 00:03:35.378
‫یان ژی؟

00:03:35.378 --> 00:03:39.116
‫هفتاد هزار ساله که همو ندیدیم.

00:03:45.370 --> 00:03:47.066
‫شما باشین.

00:03:47.066 --> 00:03:48.432
‫من میرم یه نگاه به اطراف بندازم.

00:03:53.816 --> 00:03:55.037
‫درست میگی.

00:03:55.812 --> 00:03:59.591
‫از زمانِ اون جنگ توی رود روشویی
‫دیگه با هم حرف نزدیم.

00:04:04.391 --> 00:04:06.846
‫ممنون که قبول کردی حرف بزنیم.

00:04:08.198 --> 00:04:09.552
‫سی یین.

00:04:09.552 --> 00:04:12.688
‫وقتی دیدمت، تو سی یین بودی.

00:04:14.457 --> 00:04:17.283
‫پس... حالا میتونم همین صدات بزنم؟

00:04:17.283 --> 00:04:18.721
‫باشه.

00:04:20.966 --> 00:04:24.495
‫سی یین حالا که دیدمت

00:04:24.495 --> 00:04:28.041
‫یادِ روزای جوونی مون اُفتادم.

00:04:29.129 --> 00:04:31.894
‫من و تو در قصر بزرگ زیمینگ
‫داشتیم سروکله میزدیم.

00:04:33.043 --> 00:04:35.158
‫برادرم لی جینگ اون موقع هنوز زنده بود...

00:04:39.495 --> 00:04:42.547
‫مادر، این خانم خیلی خوشکله.

00:04:43.603 --> 00:04:45.019
‫تو هم همینطور.

00:04:45.875 --> 00:04:47.954
‫مادر!

00:04:50.817 --> 00:04:53.509
‫مادر، دیگه آ-لی رو نمیخوای؟

00:04:54.192 --> 00:04:56.617
‫مگه میشه نخواسته باشمت؟

00:04:56.617 --> 00:05:00.148
‫تو این سه سالِ گذشته، من همش
‫به برنجکِ عزیزم فکر میکردم.

00:05:00.148 --> 00:05:03.365
‫پس چرا تو قصر آسمانی بهم سَر نزدی؟

00:05:05.432 --> 00:05:08.529
‫تو این سه سال خواب بودم.

00:05:08.529 --> 00:05:09.774
‫بیدار نمیشدم.

00:05:11.658 --> 00:05:13.639
‫تا اینکه دیروز از خواب، بیدار شدم.

00:05:13.639 --> 00:05:15.675
‫میخواستم یه کم تو دنیای فانی بچرخم

00:05:15.675 --> 00:05:17.485
‫و بعد بیام قصر آسمانی به دیدنت.

00:05:17.485 --> 00:05:19.526
‫کی فکرشو میکرد که تو اینجا باشی؟

00:05:19.526 --> 00:05:22.982
‫وقتی از ابر ها داشتم میگذشتم

00:05:22.982 --> 00:05:25.971
‫رایحه ی خوشِ یه خدای والا
‫رو این اطراف حس کردم.

00:05:25.971 --> 00:05:28.968
‫میخواستم ببینم کدوم خداست

00:05:28.968 --> 00:05:30.944
‫که مادر رو دیدم.

00:05:30.944 --> 00:05:32.132
‫آ-لی!

00:05:32.132 --> 00:05:34.096
‫آ-لی به عمو ژن سلام میکنه.

00:05:34.096 --> 00:05:36.795
‫چقدر تو مودبی بچه!

00:05:36.795 --> 00:05:39.689
‫- تیان شو به هر دو خدا سلام میکنه
‫- جیا یون به هر دو خدا سلام میکنه

00:05:41.475 --> 00:05:44.250
‫آ-لی رو کجا میبرین؟

00:05:48.173 --> 00:05:49.497
‫نمیتونین بگین؟

00:05:49.497 --> 00:05:51.858
‫مگه چیه؟

00:05:51.858 --> 00:05:55.629
‫مادر، میخوام به دریای بی گناهی
‫برای ملاقاتِ پدر برم.

00:05:55.629 --> 00:05:57.516
‫باهام میای؟

00:05:59.714 --> 00:06:01.259
‫دریای بی گناهی؟

00:06:10.338 --> 00:06:12.942
‫- درود بر لرد بهشتی.
‫- ژی یو به لرد بهشتی درود میفرسته.

00:06:12.942 --> 00:06:14.555
‫بلند شین.

00:06:16.185 --> 00:06:18.476
‫بله لرد بهشتی!

00:06:19.826 --> 00:06:24.434
‫چندین سال پیش، من در حق تون ناعدالتی کردم.

00:06:24.434 --> 00:06:27.867
‫باعث شدم برای 60 سال تو محاکمه ی بهشتی بمونین.

00:06:27.867 --> 00:06:30.749
‫یوان ژن، بهم بگو.

00:06:30.749 --> 00:06:33.418
‫چجوری میخوای برات جبران کنم؟

00:06:34.892 --> 00:06:39.237
‫لرد بهشتی، من این 60 سال رو یه عذاب نمیدونم.

00:06:39.237 --> 00:06:42.072
‫برای همین چیزی ازتون نمیخوام.

00:06:42.072 --> 00:06:43.600
‫چه خنگی تو!

00:06:43.600 --> 00:06:45.706
‫گستاخ.

00:06:47.168 --> 00:06:48.781
‫ولش کن.

00:06:48.781 --> 00:06:51.673
‫من عادلانه پاداش میدم و مجازات میکنم.

00:06:51.673 --> 00:06:53.211
‫بهم بگین.

00:06:55.346 --> 00:06:58.014
‫میخوام خدای والا بای چیان رو ملاقات کنم.

00:06:58.014 --> 00:07:00.711
‫چون مقام شون خیلی بالاست

00:07:00.711 --> 00:07:02.779
‫جرئت نمیکنم برم تو چینگ چیو درخواست کنم.

00:07:02.779 --> 00:07:04.149
‫چرا خنگ بازی درمیاری؟

00:07:04.149 --> 00:07:05.865
‫چیزی که نباید میگفتی رو گفتی.

00:07:05.865 --> 00:07:08.480
‫اینجا نباید اسمِ بای چیان رو بیاری.

00:07:08.480 --> 00:07:09.656
‫مگه نمیدونی؟

00:07:33.987 --> 00:07:36.108
‫سه سال از مرگِ یه هوا میگذره.

00:07:38.363 --> 00:07:40.579
‫چیزی نیست که نشه گفت.

00:07:40.579 --> 00:07:42.197
‫یوان ژن.

00:07:43.300 --> 00:07:44.444
‫بهم بگو.

00:07:46.387 --> 00:07:51.153
‫چرا میخوای خدای والا بای چیان رو ببینی؟

00:07:52.879 --> 00:07:55.485
‫وقتی تو دنیای فانی بودم
‫اون اُستادم بود.

00:07:55.485 --> 00:07:58.184
‫کسی که یه بار اُستادت میشه
‫برای همیشه اُستادت میمونه.

00:07:58.184 --> 00:08:02.608
‫میخوام ازش بخاطر مراقبت از من
‫تو دنیای فانی، تشکر کنم.

00:08:04.355 --> 00:08:11.779
‫به نظرم خدای والا با حرفات
‫خیلی تحت تاثیر قرار میگیره.

00:08:11.779 --> 00:08:18.161
‫اما، بعداً درباره اش حرف میزنیم.

00:08:32.061 --> 00:08:35.501
‫ولیعهد تو جوونیش، روحش رو
‫به زنگوله ی امپراطور شرقی داد.

00:08:35.501 --> 00:08:36.756
‫مگه بهت نگفته بودم؟

00:08:36.756 --> 00:08:38.592
‫مگه نگفتم تو 9 بهشت

00:08:38.592 --> 00:08:42.197
‫نباید اسمِ ولیعهدِ فقید یا نامزدش رو بیاری؟

00:08:42.197 --> 00:08:43.932
‫نمیفهمم.

00:08:43.932 --> 00:08:45.636
‫چرا نباید راجع بهشون حرف بزنیم؟

00:08:45.636 --> 00:08:48.291
‫اول بهم بگو چی میخوای راجع بهشون بدونی.

00:08:49.359 --> 00:08:51.570
‫هِی بهم دست نزن.

00:08:51.570 --> 00:08:53.390
‫شاید دختردایی ــه ولیعهد باشی

00:08:53.390 --> 00:08:56.903
‫ولی بازم درست نیست که زن
‫و مرد به هم دیگه دست بزنن.

00:08:56.903 --> 00:08:58.293
‫خدا...

00:08:59.565 --> 00:09:03.176
‫- راستی تو...
‫- چیکار میکنی؟

00:09:03.176 --> 00:09:04.908
‫هیچ چیزِ قیمتی ای داری؟

00:09:05.739 --> 00:09:07.005
‫برای چی میخوای؟

00:09:07.005 --> 00:09:11.676
‫به یه نفر پول بدهکارم، میخوام بهش پَس بدم.

00:09:13.158 --> 00:09:14.619
‫باور نمیکنم.

00:09:14.619 --> 00:09:15.808
‫تو همیشه منو گول میزنی.

00:09:15.808 --> 00:09:17.434
‫یه روده ی راست تو شِکَمت نیست.

00:09:25.692 --> 00:09:28.251
‫تو همیشه این بادبزن رو با خودت داری.

00:09:28.251 --> 00:09:29.955
‫انگار که یه گنجه.

00:09:29.955 --> 00:09:33.168
‫از لَج هم که شده، میدزدمش!

00:09:37.205 --> 00:09:40.835
‫مامان، اون خانم کی بود؟

00:09:42.220 --> 00:09:46.208
‫اون خانم ملکه ی چینگ چیو ــه.

00:09:46.208 --> 00:09:47.227
‫خدای والا بای چیان.

00:09:47.227 --> 00:09:48.809
‫آها.

00:09:50.125 --> 00:09:51.412
‫بزودی بارون میگیره.

00:09:51.412 --> 00:09:53.197
‫باید جمع کنیم بریم خونه.

00:09:54.118 --> 00:09:55.264
‫دخترِ خوب.

00:10:10.519 --> 00:10:13.657
‫مامان بازم دلش برا بابا تنگ شده؟

00:10:17.138 --> 00:10:19.827
‫من همیشه دلتنگِ باباتم.

00:10:21.413 --> 00:10:25.937
‫یادمه اون به تنهایی رفت
‫چهار موجود افسانه ای

00:10:25.937 --> 00:10:30.820
‫که پدر بهشتی برجای گذاشته بود، رو بُکُشه
‫و یینگ ژو از دریای شرقی رو غرق کرد.

00:10:30.820 --> 00:10:34.304
‫اونقدر شجاع بود که هیشکی حریفش نمیشد.

00:10:34.304 --> 00:10:37.596
‫بابا پسرِ پدر بهشتی بود.

00:10:37.596 --> 00:10:39.428
‫اون شکست ناپذیره.

00:10:40.980 --> 00:10:44.027
‫حالا که فکرشو میکنم، می بینم
‫خیلی خوش شانس بودم.

00:10:44.941 --> 00:10:47.155
‫پدر بهشتی دو تا پسر داشت.

00:10:48.274 --> 00:10:53.753
‫اولیش اُستادمه و دومی هم شوهرم.

00:10:53.753 --> 00:11:00.236
‫از اون موقع من دیگه به هیچ مردی چشم نداشتم.

00:11:04.255 --> 00:11:08.272
‫هفدهم، تو واقعاً خجالت نمیکشی
‫اینقدر از خودت تعریف میکنی؟

00:11:11.799 --> 00:11:14.018
‫این سه سال من خیلی تنها بودم.

00:11:14.018 --> 00:11:17.386
‫بالاخره یکی اومد به ملاقاتم.

00:11:18.398 --> 00:11:19.734
‫بریم.

00:11:49.658 --> 00:11:52.206
‫اون تابوتِ بلوری ــه ولیعهده.

00:11:53.899 --> 00:11:55.268
‫میدونم.

00:11:55.268 --> 00:11:59.513
‫پدرمادرش با همین تابوت از چینگ چیو بُردنش.

00:12:41.975 --> 00:12:44.717
‫پدر، من حق فرزندیم رو ادا نکردم.

00:12:44.717 --> 00:12:48.644
‫سه سال گذشت تا بالاخره اومدم به ملاقاتت.

00:12:48.644 --> 00:12:53.504
‫من این سه سال تو قصرِ "شیوو" حبس شده
‫بودم و هر روز باید درس میخوندم.

00:12:53.504 --> 00:12:57.288
‫مادربزرگ حواسش به من بود و نمیذاشت برم...

00:12:57.288 --> 00:13:01.322
‫بابا... دلم برات تنگ شده...

00:13:13.692 --> 00:13:17.399
‫حالا که اینجا خوابیدی، بالاخره به آرامش رسیدی.

00:13:17.399 --> 00:13:22.489
‫گزارش های بی پایانی برای خوندن نداری
‫هیچ ماموریتی نیست که بخوای به موقع انجامش بدی...

00:13:32.746 --> 00:13:34.043
‫بیا.

00:14:52.053 --> 00:14:53.678
‫یه هوا...

00:15:15.458 --> 00:15:16.697
‫آ-لی.

00:15:26.975 --> 00:15:30.839
‫مامان، دیگه باید برگردم به قصر.

00:15:30.839 --> 00:15:35.960
‫ماه آینده برای تولدت حتماً میام چینگ چیو.

00:15:37.014 --> 00:15:40.523
‫آ-لی، اگه کتابات زیادن، یه سری رو نخون.

00:15:40.523 --> 00:15:42.873
‫فقط میخوام خوشحال باشی.

00:15:42.873 --> 00:15:46.268
‫ازت انتظار ندارم لرد بهشتی آینده بشی.

00:15:46.268 --> 00:15:50.597
‫آ-لی اولین زاده ی ولیعهدِ 9 بهشت، یه هوا است!

00:15:50.597 --> 00:15:53.431
‫نباید تو درسام تنبلی کنم.

00:15:53.431 --> 00:15:56.134
‫درسته هوشم مثلِ بابا نیست

00:15:56.134 --> 00:15:59.272
‫اما باید مثلش تو درسا سخت کوش باشم.

00:16:00.152 --> 00:16:01.982
‫تو واقعاً پسرِ یه هوا هستی.

00:16:01.982 --> 00:16:04.110
‫اصلاً به من نرفتی.

00:16:32.035 --> 00:16:33.091
‫برادر.

00:16:33.091 --> 00:16:35.799
‫اون روز یه نمایش دیدم و خوشم
‫اومد، دوباره میخوام ببینم.

00:16:35.799 --> 00:16:38.097
‫اول خودت برگرد به جنگل درختان هلو.

00:16:38.097 --> 00:16:39.635
‫من یه چند تا نمایش می بینم.

00:16:39.635 --> 00:16:40.746
‫باشه.

00:16:40.746 --> 00:16:43.341
‫اونقدر نبین که گذر زمان رو نفهمی.

00:17:26.544 --> 00:17:27.789
‫لرد بهشتی.

00:17:27.789 --> 00:17:31.857
‫از صبح تا حالا، دور و بَرِ تابوتِ ولیعهد

00:17:31.857 --> 00:17:33.814
‫پُر از برکت های آسمانی شده.

00:17:33.814 --> 00:17:35.077
‫هیچکس نمیتونه نزدیکش بشه.

00:17:35.077 --> 00:17:37.694
‫من سریع اومدم بهتون خبر بدم.

00:17:37.694 --> 00:17:40.003
‫روحِ یه هوا که از بین رفته.

00:17:41.318 --> 00:17:44.207
‫چرا باید توسط همچین برکت
‫های آسمانی قدرتمندی محافظت بشه؟

00:17:45.974 --> 00:17:47.218
‫شاید...

00:17:48.525 --> 00:17:50.248
‫یه هوا نَمُرده.

00:17:51.222 --> 00:17:52.631
‫یه هوا...

00:17:52.631 --> 00:17:54.454
‫یه هوا برگشته؟

00:18:00.732 --> 00:18:02.871
‫خانواده ی کوچک مرخص شن.

00:18:02.871 --> 00:18:05.726
‫هیچ حرفی هم در این رابطه با کسی نزنن.

00:18:05.726 --> 00:18:07.623
‫چشم!

00:18:10.278 --> 00:18:13.883
‫میشه جاویدانِ والا، زی لان
‫از خدای والا مو ین دعوت کنه

00:18:13.883 --> 00:18:15.942
‫که شخصاً بیاد به دریای بی گناهی و نگاهی بندازه؟

00:18:15.942 --> 00:18:18.192
‫فوراً به کون لان میرم تا اُستاد رو بیارم.

00:19:35.045 --> 00:19:36.564
‫یه هوا...

00:19:37.740 --> 00:19:40.769
‫اگه بخاطر این تابوتِ بلوری و دریای بی گناهی نبود

00:19:40.769 --> 00:19:43.611
‫هفدهم باید چند سال بیشتر بخاطرت صبر میکرد.

00:20:23.734 --> 00:20:25.666
‫مو ین...

00:20:25.666 --> 00:20:28.138
‫خدای والا مو ین...

00:20:28.883 --> 00:20:30.742
‫برو دنبالِ هفدهم.

00:20:30.742 --> 00:20:33.242
‫اون سه ساله که منتظرته.

00:20:43.248 --> 00:20:48.453
‫قبری که برات درست کرده
‫تو جنگل ده مایلی هلو ــه.

00:20:56.496 --> 00:20:57.913
‫ممنونم...

00:20:59.248 --> 00:21:00.638
‫برادر.

00:22:28.660 --> 00:22:32.761
‫- عالیه!
‫- آفرین!

00:22:32.761 --> 00:22:34.093
‫طبقه ی بالا لطفاً.

00:22:44.395 --> 00:22:45.901
‫تو اینجایی!

00:22:45.901 --> 00:22:47.932
‫فقط اومدی دنبالِ من؟

00:22:47.932 --> 00:22:50.852
‫آره! خیلی کم میشه دوستی رو پیدا کرد
‫که مثلِ من از نمایش خوشش بیاد.

00:22:53.208 --> 00:22:57.559
‫چرا این نمایش هنوز اینقدر تراژدیه؟

00:22:57.559 --> 00:23:00.352
‫زندگی هیچ وقت اونطور که میخوای پیش نمیره.

00:23:00.352 --> 00:23:02.676
‫با این حساب، نمایش اونقدرا هم تراژدیک نیست.

00:23:03.890 --> 00:23:06.788
‫ولی هر وقت این نمایش رو
‫می بینم، همش به فکرِ

00:23:06.788 --> 00:23:09.821
‫پسرخاله ی بااستعدادم می افتم که جوون مرگ شد!

00:23:11.338 --> 00:23:12.622
‫تو یه پسرخاله داشتی؟

00:23:12.622 --> 00:23:15.444
‫آره، اون خیلی خوشکل بود.

00:23:15.444 --> 00:23:19.463
‫همه ی زن های بهشت و زمین تو کَفِش بودن.

00:23:19.463 --> 00:23:21.315
‫همش به ازدواج با اون فکر میکردن.

00:23:21.315 --> 00:23:24.513
‫متاسفانه عمرش کوتاه بود.

00:23:24.513 --> 00:23:29.858
‫تو جنگ، جوون مرگ شد
‫و یه پدرمادرِ داغدار

00:23:29.858 --> 00:23:32.046
‫و یه پسر کوچیک به جا گذاشت
‫که همش داره بخاطرش گریه میکنه.

00:23:32.046 --> 00:23:34.192
‫چه غم انگیز.

00:23:34.192 --> 00:23:38.338
‫بدترین چیز همینه که فرزندان قبل از والدین بمیرن.

00:23:38.338 --> 00:23:42.141
‫بخاطرِ پسرخاله ات متاسفم
‫برای والدینش بیشتر.

00:23:42.141 --> 00:23:45.934
‫پسری که به جا گذاشته واقعاً ترحم انگیزه.

00:23:47.836 --> 00:23:51.798
‫سه سال پیش، کُلِ قبیله مون فکر
‫میکردن که فقط جسدش مونده

00:23:51.798 --> 00:23:53.757
‫و روحش از بین رفته.

00:23:53.757 --> 00:23:57.344
‫براش یه تابوتِ بلوری درست کردن
‫و گذاشتنش تو یه دریا.

00:23:57.344 --> 00:24:00.905
‫اخیراً رفتم بهش سَر زدم و همه چی عادی بود.

00:24:00.905 --> 00:24:06.061
‫ولی ظاهراً دیروز تو دریا اتفاقی افتاده.

00:24:06.061 --> 00:24:11.676
‫میگفتن بخاطرِ برکت های آسمانی ای
‫که اطراف تابوت رو احاطه کرده، بوده.

00:24:11.676 --> 00:24:13.855
‫عجیب نیست؟

00:24:13.855 --> 00:24:17.281
‫روحش خیلی وقت پیش از بین رفته.

00:24:17.281 --> 00:24:20.346
‫پس چطور ممکنه جسمش توسط
‫همچین برکت های قدرتمندی محافظت بشه؟

00:24:20.346 --> 00:24:25.959
‫خلاصه پدرمادرم گفتن که شاید اون نمُرده باشه.

00:24:28.127 --> 00:24:33.964
‫- عالی!
‫- آفرین!

00:24:43.786 --> 00:24:46.788
‫چی... چی شده؟

00:24:46.788 --> 00:24:48.195
‫ادامه بده.

00:24:50.903 --> 00:24:56.130
‫اگه اون نَمُرده باشه، اون آ-لی
‫بیچاره هم دیگه اینقدر گریه نمیکنه.

00:25:00.554 --> 00:25:05.584
‫دریای بی گناهی رو میگی؟

00:25:07.742 --> 00:25:09.508
‫پسرخاله ات...

00:25:11.329 --> 00:25:13.989
‫اون ولیعهدِ قبیله ی آسمانی، یه هوا است؟

00:25:14.597 --> 00:25:16.429
‫تو... از کجا فهمیدی؟

00:25:17.275 --> 00:25:20.001
‫نکنه چیزی رو لو دادم؟

00:25:21.144 --> 00:25:22.893
‫به هیچکس نباید بگی!

00:25:22.893 --> 00:25:25.971
‫اگه پدرمادرم بفهمن، دیگه پولی برای نمایش بهم نمیدن.

00:25:29.000 --> 00:25:33.759
‫- عالی!
‫- آفرین!

00:25:33.759 --> 00:25:37.092
‫برای جبرانِ مرواریدی که بهم دادی
‫بادبزن پراکنده کننده ی ابر ها رو دزدیدم!

00:25:50.009 --> 00:25:51.486
‫اون خدای والا بای چیان نبود؟

00:25:51.486 --> 00:25:54.022
‫آره، فکر کردم روح دیدم.

00:26:04.196 --> 00:26:06.421
‫- خدای والا!
‫- اعلیحضرت کجاست؟کجاست؟

00:26:06.421 --> 00:26:07.707
‫اعلیحضرت؟

00:26:07.707 --> 00:26:10.019
‫مگه تو دریای بی گناهی دفن نشدن؟

00:27:04.155 --> 00:27:05.665
‫اُستاد!

00:27:05.665 --> 00:27:07.461
‫اُستاد!

00:27:07.461 --> 00:27:09.363
‫یه هوا کجاست؟

00:27:09.363 --> 00:27:11.565
‫میدونستم که میای اینجا.

00:27:12.374 --> 00:27:13.798
‫یه هوا کجاست؟

00:27:14.560 --> 00:27:15.695
‫نترس.

00:27:16.940 --> 00:27:19.213
‫اومدم درهمین رابطه باهات حرف بزنم.

00:27:22.109 --> 00:27:24.019
‫پدر بهشتی از نصفِ قدرت هاش استفاده کرد

00:27:24.019 --> 00:27:26.038
‫تا جنینِ آسمانی رو به یه لوتوس طلایی تبدیل کنه.

00:27:27.048 --> 00:27:32.247
‫از اون زمان، اون قدرت ها
‫تو روحش پنهان شدن.

00:27:33.771 --> 00:27:37.951
‫سه سال پیش، یه هوا
‫چهار موجود یینگ ژو رو کُشت

00:27:37.951 --> 00:27:40.601
‫و نصفِ دیگر قدرت پدر بهشتی
‫رو ازشون گرفت.

00:27:40.601 --> 00:27:44.487
‫به نظرم یه هوا از کل قدرتِ پدر بهشتی

00:27:44.487 --> 00:27:47.111
‫برای مهر و موم کردن انرژی مخرب
‫زنگوله ی امپراطور شرقی استفاده کرده.

00:27:47.111 --> 00:27:50.946
‫روحش بخاطرِ برخورد این دو قدرت آسیب دیده

00:27:50.946 --> 00:27:53.730
‫برای همین جسمش واردِ یه چرخه ای از خواب شده.

00:27:53.730 --> 00:27:54.730
‫یه هوا؟

00:27:54.730 --> 00:27:58.444
‫باید تا چند دهه میخوابید.

00:27:58.444 --> 00:28:01.468
‫اما تابوت بلوری یه اثر باستانی ــه
‫فوق العاده ای هستش.

00:28:01.468 --> 00:28:05.041
‫دریای بی گناهی شاید قبرستونِ قبیله ی آسمانی باشه

00:28:05.041 --> 00:28:07.222
‫اما مکانِ مقدسی برای تجدید قوا هم هست.

00:28:07.222 --> 00:28:11.863
‫برای همین یه هوا تونست بعد از 3 سال، بیدار بشه.

00:28:53.031 --> 00:28:54.548
‫چیان چیان...

00:28:58.788 --> 00:29:00.365
‫بیا.

00:29:36.000 --> 00:29:37.767
‫یه هوا!

00:30:08.682 --> 00:30:10.209
‫گریه نکن.

00:30:11.856 --> 00:30:13.511
‫منو نگاه کن.

00:30:13.511 --> 00:30:16.522
‫مگه صحیح و سالم جلوت واینستادم؟

00:31:37.482 --> 00:31:39.885
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

00:31:41.865 --> 00:31:44.917
‫آوردمش تا نجات دهنده اش رو ببینه.

00:31:48.911 --> 00:31:50.137
‫زودباش!

00:31:50.137 --> 00:31:52.830
‫به جاویدانِ والا "زی لان" بخاطر
‫نجات جونت، تعظیم کن.

00:31:58.519 --> 00:32:02.589
‫جاویدان، ممنون که جونم رو نجات دادین.

00:32:06.477 --> 00:32:08.010
‫زودباش بلند شو!

00:32:13.226 --> 00:32:16.336
‫این... این بچه، پسر نیست؟

00:32:16.336 --> 00:32:19.378
‫همش میشنیدم که شوان نو بهش میگفت پسرم.

00:32:20.626 --> 00:32:22.134
‫فکر کردم...

00:32:22.134 --> 00:32:26.198
‫نه، اون یه دختره.

00:32:26.198 --> 00:32:29.733
‫شاید شوان نو اونقدر یه پسر میخواسته

00:32:29.733 --> 00:32:34.824
‫که تاج و تخت برادر لی جینگ رو به عنوان
‫لرد ارواح به ارث ببره، برای همین بهش میگفته پسر.

00:32:43.769 --> 00:32:47.838
‫شوان نو کل عمرش داشت خودش و بقیه رو گول میزد.

00:32:56.259 --> 00:32:57.665
‫تو...

00:32:57.665 --> 00:33:00.869
‫در این سال ها تو کون لان بودی؟

00:33:04.240 --> 00:33:07.103
‫آره، تمامِ مدت همینجا بودم.

00:33:07.103 --> 00:33:09.016
‫هیچ وقت نرفتم.

00:33:12.269 --> 00:33:14.428
‫شنیدم اُستادت برگشته.

00:33:14.428 --> 00:33:18.823
‫بخاطر درست کردن اکسیر برای
‫قبیله ی ارواح، سرزنشت کرد؟

00:33:20.842 --> 00:33:22.169
‫نه.

00:33:24.159 --> 00:33:27.892
‫ارشد هات هم چیزی نگفتن؟

00:33:29.154 --> 00:33:30.576
‫نه حتی یکبار.

00:33:34.307 --> 00:33:36.141
‫پس خیالم راحت شد.

00:33:37.298 --> 00:33:38.775
‫خداحافظ.

00:33:46.070 --> 00:33:47.435
‫صبرکن!

00:34:02.441 --> 00:34:04.915
‫اینجا بالاخره کوهستان کون لانه.

00:34:04.915 --> 00:34:07.494
‫دیگه هیچ وقت نیا اینجا.

00:34:08.798 --> 00:34:13.880
‫دنبالِ منم نگرد.

00:34:18.547 --> 00:34:19.983
‫باشه.

00:34:30.706 --> 00:34:32.596
‫خداحافظ.

00:35:40.300 --> 00:35:41.766
‫اُستاد برگشتن؟

00:35:43.856 --> 00:35:47.737
‫زی لان سریع خودشو رسوند اینجا
‫که خبر بده ولیعهد بیدار شده؟

00:35:51.134 --> 00:35:52.815
‫همینطوره.

00:35:52.815 --> 00:35:54.427
‫عالیه!

00:35:54.427 --> 00:35:56.264
‫هفدهم بالاخره میتونه ازدواج کنه!

00:36:48.867 --> 00:36:50.628
‫خوب بازی کن.

00:36:50.628 --> 00:36:54.487
‫پدرت گفت باید هفت دور
‫شطرنج با من بازی کنی و

00:36:54.487 --> 00:36:56.208
‫بعد میتونی بری دنبالش.

00:36:56.208 --> 00:36:59.349
‫من چطور میتونم خدای والا ژی ین رو شکست بدم؟

00:36:59.349 --> 00:37:01.983
‫اشکال نداره. میذارم برنده بشی.

00:37:07.835 --> 00:37:10.788
‫پدرت، زنش رو از بچه اش مُقَدم دونسته.

00:37:11.581 --> 00:37:13.304
‫شطرنج رو ولش کن...

00:37:13.304 --> 00:37:14.791
‫این چطوره؟

00:37:14.791 --> 00:37:17.932
‫میخوای از جوونی های مادرت داستان تعریف کنم

00:37:17.932 --> 00:37:21.273
‫یا از رابطه ی عشق و نفرتِ پدرمادرت؟

00:37:21.273 --> 00:37:23.818
‫از کِی تا حالا پدر مادرم نسبت به هم نفرت داشتن؟

00:37:23.818 --> 00:37:25.405
‫جز یه عشقِ شیرین، چیزی نبوده.

00:37:25.405 --> 00:37:27.307
‫خیلی خب...

00:37:27.307 --> 00:37:29.260
‫در تمام چهار دریا و هشت مناطق

00:37:29.260 --> 00:37:32.231
‫پدرمادرت عمیق ترین عشق رو نسبت به هم دارن.

00:37:32.231 --> 00:37:35.077
‫پس بذار از جوونی های مادرت بگم.

00:37:36.797 --> 00:37:38.018
‫جن.

00:37:38.018 --> 00:37:39.750
‫از کجا شروع کنیم؟

00:37:39.750 --> 00:37:43.259
‫بذار از وقتی شروع کنیم که 20 هزار
‫سالش بود و با من اومد به سفرِ چهار دریا

00:37:43.259 --> 00:37:45.860
‫و تو مناطق، بلوا به پا کرد.

00:37:45.860 --> 00:37:49.072
‫این داستان اونقدر طولانیه که تا به
‫دنیا اومدنِ داداشِ برنجک، کفایت میکنه!

00:37:49.072 --> 00:37:52.190
‫مادرت تو جوونیش، خیلی لوس و شیطون بود.

00:37:52.190 --> 00:37:55.509
‫هر روز تو دردسر می افتاد
‫و از بقیه چیزی میگرفت.

00:37:55.509 --> 00:37:59.038
‫وقتی هم چیزی میگرفت، یادش میرفت پَسِشون بده.

00:37:59.038 --> 00:38:01.192
‫مادرت...

00:38:06.586 --> 00:38:07.949
‫یه هوا.

00:38:10.809 --> 00:38:15.659
‫تو این سه سال من همش خوابت رو میدیدم.

00:38:16.851 --> 00:38:20.173
‫کم کم دیگه نمیتونستم رویا
‫رو از واقعیت تشخیص بدم.

00:38:20.173 --> 00:38:28.512
‫تو رویاهام، باهام حرف میزدی
‫و شطرنج بازی میکردی.

00:38:29.838 --> 00:38:33.175
‫به برادرم میگفتم بهترین زمان
‫وقتیه که خوابت رو میبینم.

00:38:33.175 --> 00:38:36.731
‫هروقت خواب میرفتم، میتونستم ببینمت.

00:38:38.079 --> 00:38:42.304
‫بخاطر همین این سه سال رو بیشتر خواب بودم.

00:38:42.304 --> 00:38:47.458
‫از طلوع آفتاب تا غروب میخوابیدم
‫بعد بیدار میشدم و یه لیوان آب میخوردم

00:38:47.458 --> 00:38:49.916
‫و دوباره تا روز بعد میخوابیدم.

00:38:52.996 --> 00:38:55.914
‫حالا... این یه رویا نیست.

00:39:10.976 --> 00:39:12.423
‫یه هوا...

00:39:14.617 --> 00:39:15.757
‫بهم بگو.

00:39:17.063 --> 00:39:20.728
‫این که یه خواب نیست، نه؟

00:39:22.628 --> 00:39:24.179
‫نیست.

00:39:32.476 --> 00:39:34.222
‫چیان چیان.

00:39:36.809 --> 00:39:41.054
‫در زندگی قبلی مون، اولین بار توی
‫کوهستان جونجی در شرق دور، همو دیدیم.

00:39:42.297 --> 00:39:45.045
‫منو با یه مارِ سیاه کوچیک اشتباه گرفتی.

00:39:45.045 --> 00:39:48.432
‫منو حیوون خونگیت کردی
‫و گوشتِ خام بهم میدادی.

00:39:50.108 --> 00:39:56.121
‫بعد من با بهونه ی جبران لطفت خودم
‫رو نشون دادم اما تو باعث شدی با هم ازدواج کنیم.

00:39:57.512 --> 00:40:00.472
‫بعدش یه مراسم برای خودمون گرفتیم.

00:40:00.472 --> 00:40:02.318
‫زن و شوهر شدیم.

00:40:05.306 --> 00:40:09.726
‫اون اولین باری بود که عمیقاً خوشحال بودم.

00:40:14.661 --> 00:40:19.648
‫خیلی طول نکشید که اومدی به قصر آسمانی

00:40:21.128 --> 00:40:23.400
‫و بعد از پرتگاه ژوشیان پریدی.

00:40:27.244 --> 00:40:28.929
‫اگه بخاطر آ-لی نبود

00:40:28.929 --> 00:40:31.550
‫نمیدونم چجوری میتونستم دوام بیارم.

00:40:34.536 --> 00:40:36.690
‫خوشبختانه 300 سال بعدش...

00:40:38.907 --> 00:40:40.954
‫دوباره دیدمت.

00:40:43.989 --> 00:40:46.130
‫یادم میاد تو قصر بلوری(کریستالی) دیدمت.

00:40:47.268 --> 00:40:49.887
‫دیدمت که داشتی برای زنِ عمو
‫سانگ جی سخنرانی میکردی.

00:40:49.887 --> 00:40:52.172
‫یه بادبزن تو دستِ راستت داشتی

00:40:52.172 --> 00:40:56.067
‫و مثل همیشه، با دست چپت، میز رو تکون میدادی.

00:40:57.896 --> 00:41:00.215
‫جوری که براش سخنرانی میکردی

00:41:00.215 --> 00:41:02.813
‫و اون زخمِ مُچ دستت بخاطر آتش جهنمی...

00:41:02.813 --> 00:41:04.893
‫مطمئن بودم که...

00:41:07.034 --> 00:41:12.269
‫چه سو سو باشی چه چیان چیان
‫تو، خودت هستی.

00:41:24.764 --> 00:41:25.847
‫می بینی؟

00:41:25.847 --> 00:41:27.992
‫خیلی خوب یادمه.

00:41:27.992 --> 00:41:30.813
‫تو رویاهات همچین کاری میکنم؟

00:41:33.117 --> 00:41:35.485
‫پس بخاطر همین، این یه رویا نیست.

00:41:40.429 --> 00:41:41.836
‫این رویا نیست.

00:41:44.565 --> 00:41:47.101
‫چیزی که گفتی، اتفاقاتی بود که پُشت سر گذاشتیم.

00:41:49.465 --> 00:41:51.643
‫چطور اینقدر خوب یادته؟

00:41:51.643 --> 00:41:54.907
‫هنوز اولین حرفی که تو قصر
‫بلوری بهت زدم رو یادمه.

00:41:57.983 --> 00:41:59.862
‫من خوب یادم نیست.

00:42:04.300 --> 00:42:09.556
‫یه هوا نتونست بفهمه که تو درواقع
‫خدای والا بای چیان از چینگ چیو بودی!

00:42:15.000 --> 00:42:25.000
*پایان*

00:42:25.024 --> 00:42:35.024
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:42:35.048 --> 00:42:45.048
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.