﻿WEBVTT

00:00:10.200 --> 00:01:10.170
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:24.700 --> 00:01:29.440
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:01:30.130 --> 00:01:32.980
<i>*اپیزود 13*</i>

00:01:38.620 --> 00:01:40.440
حرکت دوم

00:02:41.720 --> 00:02:46.170
تو هنوز رودخانه ی نقره ای قطعه شده ی درخشان رو از عمارت ستاره ی پاییزی یاد نگرفتی

00:02:46.170 --> 00:02:48.270
مادرت بهت چی یاد داده؟

00:02:48.270 --> 00:02:50.830
!تو حتی جرات میکنی با من مبارزه کنی؟

00:02:51.450 --> 00:02:55.230
اگه میخوای منو بکشی پس بکش، چرت و پرت نگو

00:02:55.230 --> 00:02:57.560
...این امکان هست که نکشمت

00:02:57.560 --> 00:03:00.880
تا وقتی که بهم بگی اون پیرمرد کجا قایم شده و تحویلش بدی

00:03:00.880 --> 00:03:03.720
...با توجه به موقعیت ارشد بودنم

00:03:03.720 --> 00:03:06.450
هیچ ضرری برام نداره که جونتو بهت ببخشم

00:03:07.040 --> 00:03:09.820
اگه میخوای حرف بزنم، باشه شاید بگم

00:03:09.820 --> 00:03:13.100
اما شمام باید یه چیزی رو برام توضیح بدین

00:03:13.100 --> 00:03:15.080
هنوز شروط زیادی هست

00:03:15.080 --> 00:03:16.820
باشه. بگو

00:03:16.820 --> 00:03:19.810
چطور مادرمو کشتین؟

00:03:24.550 --> 00:03:29.090
...برام ضرری نداره بهت بگم. ارشد تالار روح

00:03:29.090 --> 00:03:34.100
قول یه منفعتی رو بهم داد که نمیتونستم ردش کنم

00:03:34.100 --> 00:03:36.810
شرطش کشتن استادم بود

00:03:36.810 --> 00:03:40.510
پس زمانی که اون آماده نبود، از فرصت استفاده کردم تا بتونم به سادگی جونشو بگیرم

00:03:42.190 --> 00:03:47.770
...در اون زمان، صورتمو با خونش آغشته کردم، رفتم بیرون تا بسوی مردم فریاد بکشم. وقتی برگشتم

00:03:47.770 --> 00:03:51.820
همه دیدن که مادرت بروی جسد استاد گریه میکنه

00:03:51.820 --> 00:03:54.250
مادرت یه کلمه هم توضیح نداد

00:03:54.250 --> 00:03:56.900
اون بلافاصله راه خروجشو از میان محاصره باز کرد و فرار کرد

00:03:57.740 --> 00:04:03.870
بعدا شنیدم که توسط چهار قبیله ی بزرگ تحت تعقیبه

00:04:03.870 --> 00:04:06.160
و برای فرار از مجازاتم، خودکشی کرد

00:04:11.210 --> 00:04:13.830
...در حقیقت، برای یه مدت طولانی در مورد این موضوع

00:04:13.830 --> 00:04:16.160
بعد از اینکه صدها بار راجع بهش فکر کرده بودم گیج و مبهوت مونده بودم

00:04:16.160 --> 00:04:20.870
تا وقتی که من اون شعله ی ذاتی رو روی بدنت دیدم، بالاخره همه چیزو فهمیدم

00:04:23.220 --> 00:04:26.800
<i>میدونی قوی ترین روش مبارزه چی میتونه باشه؟</i>

00:04:28.200 --> 00:04:29.880
<i>قلبِ آدمه</i>

00:04:31.800 --> 00:04:35.840
<i>اونایی که بهت نزدیک هستن و برای سالها نقشه ریختن که بهت آسیب بزنن</i>

00:04:35.840 --> 00:04:38.380
<i>گنجینه های عمارت ستاره ی پاییزی اینجا هستن؟</i>

00:04:38.380 --> 00:04:39.850
<i>آره</i>

00:04:41.520 --> 00:04:43.860
<i>اون سال، مادرت زندگیشو به خطر انداخت تا منو نجات بده</i>

00:04:43.860 --> 00:04:46.430
<i>میترسیدم مبادا این گنجینه ها که گذر نسل هایی رو سپری کرده بودن، به دست آدمای بد بیفتن</i>

00:04:46.430 --> 00:04:48.800
<i>پس به مادرت گفتم که همه چی رو بیاره اینجا</i>

00:04:48.800 --> 00:04:51.360
<i>با من، مهر و موم شده در اینجا</i>

00:04:54.770 --> 00:04:59.520
حالا، لطفا شعله ی ذانی رو بهم برگردون. در اصل مال من بوده

00:04:59.520 --> 00:05:01.630
پیرمردو تحویل بده

00:05:01.630 --> 00:05:04.320
ضمانت میکنم که نمیمیری

00:05:15.620 --> 00:05:17.590
...شما دنبال پیرمرد میگردین

00:05:18.760 --> 00:05:21.030
اون پیرمرد هم  به دنبال شماست

00:05:23.140 --> 00:05:25.140
...نگران نباشین

00:05:25.810 --> 00:05:28.060
هر دوی شما به زودی همدیگه رو می بینید

00:05:28.060 --> 00:05:32.750
من هفت سال پیش جرات کشتنشو داشتم. فکر میکنی الان ازش میترسم؟

00:05:32.750 --> 00:05:36.850
در اون زمان، مادرم فریب خورد و رسوایی رو تحمل کرد

00:05:36.850 --> 00:05:40.060
اون زندگیشو به خطر انداخت تا از پزشک ارشد محافظت کنه

00:05:47.150 --> 00:05:52.440
...دنیا دو کلمه داره، وفاداری و عدالت. آدمایی مثل شما

00:05:52.440 --> 00:05:54.990
هیچ وقت درکش نمیکنن

00:07:12.660 --> 00:07:17.770
پزشک ارشد من تقریبا توسط شاگردت کشته شدم

00:07:18.410 --> 00:07:20.900
با این وجود، شما هنوز خوابیدین

00:08:23.010 --> 00:08:25.700
کیه که میخواد چیزهای شیر شاه رو بدزده؟

00:08:25.700 --> 00:08:28.380
من هر کی رو ببینم میکشم

00:08:31.140 --> 00:08:34.970
خانم، من دشمنت نیستم

00:08:37.550 --> 00:08:39.680
تویی؟

00:08:45.470 --> 00:08:51.490
خانم، من چند تا بطری دارو تو لباسم دارم

00:08:51.490 --> 00:08:54.930
یه بطری هست که برای درمان به کار میره

00:08:54.930 --> 00:08:57.150
...میشه برام درش بیاری

00:08:57.150 --> 00:08:59.320
و بدیش به من، باشه؟

00:08:59.320 --> 00:09:02.830
من اینجا یه پادزهر دارم. ببین شما قبلا مسموم شدی

00:09:02.830 --> 00:09:06.830
باید قرص بخوری. هردومون امشب با هم میریم بیرون

00:09:07.510 --> 00:09:10.920
تو همین الانشم اینجایی. هنوزم میخوای بری بیرون؟

00:09:12.870 --> 00:09:16.340
شما قبلا مسموم شدی. هنوزم میتونی لبخند بزنی؟

00:09:16.340 --> 00:09:20.230
من مسموم نیستم. این فرم سمی اِنان منه

00:09:20.230 --> 00:09:23.320
از وقتی به دنیا اومدم، خونم سمیه

00:09:23.320 --> 00:09:25.530
این زهرآگین تر از مارهای سمیه

00:09:25.530 --> 00:09:29.270
این ساختار از نسلی به نسلی منتقل شده. مادرم هم همین طوری بود

00:09:29.270 --> 00:09:32.320
...این فرم سمی اِنان، یه روش مهارت خاص داره

00:09:32.320 --> 00:09:37.110
.بهش میگن مهارت های سمی بهشت
.این مارها و حشرات سمی همه توسط من ارتقا پیدا کردن
از همشون برای تمرین مهارت استفاده کردم

00:09:37.110 --> 00:09:39.670
همشون از فرمانم اطاعت میکنن

00:09:39.670 --> 00:09:44.090
خانم، مهارت های سمی بهشت، مهارت هایی اهریمنی هستن

00:09:44.090 --> 00:09:46.710
هر جا که میره، مردمو به صورتی نامرئی میکشه

00:09:46.710 --> 00:09:50.310
اونایی که اینو تمرین میکنن، 20 تا 30 سال بیشتر عمر نمیکنن

00:09:50.310 --> 00:09:53.170
ارزشش رو داره؟

00:09:53.170 --> 00:09:55.720
به نصیحتم گوش کن

00:09:55.720 --> 00:10:00.670
...درسته که فرم سمی اِنان جزئی از طبیعتته

00:10:00.670 --> 00:10:07.130
این تویی که انتخاب میکنی فرد خوبی باشی. درسته؟

00:10:07.130 --> 00:10:09.880
تو واقعا آدم نفرت انگیز و درستکاری هستی

00:10:10.470 --> 00:10:14.620
هر چی میخوای بگو. چرا ناراحتی؟

00:10:14.620 --> 00:10:18.010
تو درست شبیه پدرم هستی، کسی که سعی میکنه با همه خوب رفتار کنه

00:10:18.010 --> 00:10:21.520
از زمانی که به دنیا اومدم، از اینکه نمیتونه منو بکشه متنفر بود

00:10:21.520 --> 00:10:25.380
خوشبختانه، مادرم اونجا بود تا ازم محافظت کنه. من تا 5 یا 6 سالگی زندگی کردم

00:10:25.380 --> 00:10:28.480
بچه های دیگه کتکم میزدن، برام قلدری میکردن و سرزنش میشدم

00:10:28.480 --> 00:10:33.030
پدرم همیشه میگفت این تقصیر منه و مجبورم میکرد برم از دیگران عذرخواهی کنم

00:10:33.030 --> 00:10:36.360
...در اون زمان، میدونستم در این دنیا

00:10:36.360 --> 00:10:39.870
حتی پدرمم فکر میکنه که طبیعت سمی اِنان یه فرم اهریمنیه

00:10:39.870 --> 00:10:43.070
بعد از اون مادرم عصبانی شد. اون بهم یاد داد تا مهارت های سمی بهشت رو تمرین کنم

00:10:43.070 --> 00:10:47.550
اون باعث شد که دیگران ازم بترسن. اگه کسی جرات کنه برام قلدری کنه، مسمومش میکنم تا بمیره

00:10:48.830 --> 00:10:55.260
پس مادرت…نه، پس پدرت واقعا بی ارزشه

00:10:56.040 --> 00:10:59.660
تو حتی در این زمانم داری خوش حرف میزنی

00:11:02.820 --> 00:11:07.900
خانم، چرا تو به محدوده ی کوه هیولای جادویی رفتی؟

00:11:07.900 --> 00:11:11.160
چرا شیر شاه بالدار کریستال بنفش ازت اطاعت میکنه؟

00:11:11.160 --> 00:11:13.860
چرا اینقدر قدرتمندی؟

00:11:13.860 --> 00:11:17.720
بعدها، پدرم میدونست که مادرم مخفیانه مهارت های مبارزه رو بهم یاد داده

00:11:17.720 --> 00:11:20.100
اون با مادرم دعوا کرد، بعدم ترکش کرد

00:11:20.100 --> 00:11:22.310
من عصبانی شدم و خونه رو ترک کردم

00:11:22.310 --> 00:11:25.590
من فقط میخواستم بدون آدما، یه جایی برم و بمیرم

00:11:25.590 --> 00:11:28.870
این شیرشاه بالدار کریستال بنفش بود که نجاتم داد

00:11:28.870 --> 00:11:32.060
از اون زمان به بعد، من و اون متقابلا تو زندگی بهم وابسته هستیم

00:11:32.060 --> 00:11:35.120
اون روز لباسات تمیزتر بود و یه سلاح داشتی

00:11:35.120 --> 00:11:37.320
من اومده بودم یاقوت بنفشو بدزدم که زندگی شیر شاه بهش وابسته اس

00:11:37.320 --> 00:11:40.570
...علاوه بر این، شیر شاه هم زخمی شد. چون من از شیر شاه محافظت میکردم

00:11:40.570 --> 00:11:44.610
پنهانی در جنگل کمین کرده بودم و به اونا سم میخوروندم

00:11:48.500 --> 00:11:51.100
بدترین چیز تو این دنیا

00:11:51.100 --> 00:11:54.900
!سم یا هیولای جادویی نیست. آدمان

00:11:54.900 --> 00:11:58.340
...خانم، اعمال قبیله ی یون لانگ زونگ

00:11:58.340 --> 00:12:00.500
واقعا نفرت انگیزه

00:12:00.500 --> 00:12:03.440
...اما … تو باید بدونی که در این دنیا

00:12:04.080 --> 00:12:09.600
هنوزم آدمای خوبی وجود دارن

00:12:09.600 --> 00:12:14.400
ما هنوزم میتونیم آدمای خوبی باشیم، درسته؟

00:12:16.800 --> 00:12:18.800
فکر میکنی آدم خوبی هستی؟

00:12:20.200 --> 00:12:21.600
در هر صورت، آدم بدی ام نیستم

00:12:21.600 --> 00:12:24.980
پس بذار ازت بپرسم، چرا از این کوه اومدی بالا؟

00:12:25.800 --> 00:12:28.800
.برای تمرین
.برای تمرین اومدی

00:12:28.800 --> 00:12:31.300
.حمله به هیولاهای جادویی
حمله به هیولاهای جادویی؟

00:12:31.300 --> 00:12:33.400
هیولاهای جادویی به مردم حمله کردن؟

00:12:33.400 --> 00:12:37.400
اونا به طور طبیعی متولد شدن تا یه کریستال جادویی داشته باشن، پس چه حقی دارین اونا رو ازشون بگیرین؟

00:12:38.500 --> 00:12:43.200
حمله به هیولاهای جادویی و گرفتن کریستالشون میتونه انرژی مبارزه رو بیشتر کنه

00:12:43.200 --> 00:12:46.900
بهم نگو که فکر میکنی هیولاهای جادویی برای تمرین شماها متولد شدن؟

00:12:46.900 --> 00:12:51.100
اگه مردم بخوان تمرین کنن، حاضری اجازه بدی امروز ریه ات رو بکشن بیرون و فردا قلبتو؟

00:12:51.100 --> 00:12:54.000
وقتی تمرین میکنم، هیچ کدوم از مارها یا کرم های سمی رو نمیکشم

00:12:54.000 --> 00:12:57.200
من حتی هر روز خون بهشون میدم میخورن. من خون خودمو برای تغذیه کردنشون میگیرم

00:12:57.200 --> 00:12:59.400
تو و امثال تو واقعا از همه بدترین

00:12:59.400 --> 00:13:02.600
و تو حتی میگی که آدم خوبی هستی

00:13:02.600 --> 00:13:08.500
اما گرفتن کریستال جادویی به درست کردن قرص ها کمک میکنه تا مردمو نجات بده

00:13:08.500 --> 00:13:10.100
نجات دادن کدوم زندگی ها؟

00:13:10.100 --> 00:13:13.300
اونایی که بیمار میشن، اونایی که صدمه میبینن، اگه بمیرن، پس میمیرن

00:13:13.300 --> 00:13:18.500
.اونا میمیرن چون سزاوار مرگ هستن
بهم نگو که هیولاهای جادویی طبیعتا متولد میشن که به شماها اجازه بدن دارو درست کنین

00:13:20.900 --> 00:13:22.600
...همه ی شما از آکادمی جیا نان

00:13:22.600 --> 00:13:26.000
همچنان نمیگید که چیزی میخواین که در امتداد خطوط انجام کارای خوب برای حذف شر وجود داشته باشه؟

00:13:26.000 --> 00:13:28.400
به نظر من، بدترین اهریمن خودِ شمایید

00:13:28.400 --> 00:13:31.800
اون مزدورها و اونایی که کارشون مبارزه اس و تزکیه ی نفس تمرین میکنن

00:13:31.800 --> 00:13:34.300
همه ی شما سزاوار مرگید

00:13:44.300 --> 00:13:46.300
من نمیتونم خودمو برات توجیه کنم

00:13:46.300 --> 00:13:49.800
خانم، لطفا مهربون باش

00:13:49.800 --> 00:13:52.700
میتونی بذاری اون دارو رو بخورم؟

00:13:53.900 --> 00:13:59.000
 در حال حاضر، دیگه نمیتونم به وضوح چیزی ببینم

00:13:59.000 --> 00:14:02.600
گوشهام وزوز میکنه

00:14:02.600 --> 00:14:06.600
اگر دارو مصرف نکنم، خیلی زود میمیرم

00:14:06.600 --> 00:14:09.600
برای چی دارو میخوری وقتی قراره زودی بمیری؟

00:14:09.600 --> 00:14:12.000
تو دیگه نمیتونی بری اون بیرون. شیر هم زخمی شده

00:14:12.000 --> 00:14:15.600
فقط سربزیر همین جا بمون و با ما دفن شو

00:14:17.700 --> 00:14:19.800
اینطوری نباش

00:14:19.800 --> 00:14:25.800
...مردم فقط به یه نفس نیاز دارن

00:14:26.500 --> 00:14:28.400
...برای اینکه هنوز

00:14:29.800 --> 00:14:31.800
برای اینکه هنوز چیزهای ممکن نامحدودی وجود داره

00:14:31.800 --> 00:14:36.200
خانم، بهم کمک کن خوب بشم

00:14:36.200 --> 00:14:38.930
من…من قطعا بهت کمک میکنم

00:14:38.930 --> 00:14:42.900
که از قبیله ی یون لانگ زونگ انتقام بگیری. این چطوره؟

00:14:42.900 --> 00:14:45.200
من به اندازه ی کافی احمق بودم که چند تا از اونا رو کشتم

00:14:45.200 --> 00:14:49.200
در حال حاضر شیر شاه بدجوری زخمی شده و مدت زیادی زنده نمیمونه

00:14:49.200 --> 00:14:50.900
و من؟ قبلا درموردش فکر کردم

00:14:50.900 --> 00:14:54.200
منم نمیخوام از اینجا برم بیرون. فقط میخوام بمونم و باهاش همراهی کنم

00:14:54.200 --> 00:14:56.600
و تو؟ تو اومدی که هیولاهای جادویی رو بکشی

00:14:56.600 --> 00:14:58.400
تو در اصل با نیت های صلح آمیز نیومدی

00:14:58.400 --> 00:15:00.800
اگر تو اینجا بمیری بازم بی انصافیه؟

00:15:00.800 --> 00:15:03.100
دیگه تقلا نکن

00:15:03.100 --> 00:15:05.400
برای جایی که هستی برنامه بریز

00:15:05.400 --> 00:15:07.200
...خانم

00:15:08.400 --> 00:15:11.000
...استادم

00:15:11.000 --> 00:15:14.200
اولین کیمیاگر جهانه

00:15:14.200 --> 00:15:17.000
...تا وقتی که بتونم زنده بمونم

00:15:17.000 --> 00:15:21.400
سم تو…من میتونم درمانت کنم

00:15:21.400 --> 00:15:24.700
شیر...نمیتونم تضمین کنم که حتما خوب میشه

00:15:24.700 --> 00:15:28.000
ولی خواهش میکنم، کمکم کن

00:15:29.100 --> 00:15:32.570
من هنوز احساس میکنم که بهتره با هم بمیریم

00:15:33.500 --> 00:15:35.300
نگران نباش

00:15:40.600 --> 00:15:42.500
...خیله خب

00:15:45.400 --> 00:15:46.880
!شیائو ین

00:15:46.900 --> 00:15:48.400
!برادر شیائو ین

00:15:48.400 --> 00:16:02.600
شیائو ین
شیائو ین

00:16:02.600 --> 00:16:03.600
چیکار داری میکنی؟

00:16:03.600 --> 00:16:05.400
تو بودی که بهش صدمه زدی

00:16:05.400 --> 00:16:08.300
دیشب، اون رفت تو رو پیدا کنه

00:16:08.300 --> 00:16:10.200
فقط میدونم به محض اینکه تو رو دیده یه اتفاقی براش افتاده

00:16:10.200 --> 00:16:11.700
این چه ربطی به تو داره؟

00:16:11.700 --> 00:16:16.100
فقط به خاطر داشته باش. اگر آسیبی دیده باشه
*به معنای واقعی کلمه، اگه حتی یک تار مو از سرش کم شده باشه*

00:16:16.100 --> 00:16:17.900
من کل خانوادت رو میکشم

00:16:17.900 --> 00:16:21.200
به صورت ظالمانه ای یه آدم خوبو سرزنش نکن. دنبالم بیا

00:16:30.800 --> 00:16:32.300
ولم کن

00:16:34.010 --> 00:16:35.900
اینجا همون جاس

00:16:37.100 --> 00:16:39.500
دیشب، من و شیائو ین به محض اینکه صحبتمون با یکدیگر رو تموم کردیم از هم جدا شدیم

00:16:39.500 --> 00:16:41.700
به این درخت و علف ها نگاه کن

00:16:41.700 --> 00:16:45.800
همه ی اونا نشونه هایی از آسیب دیدن با انرژی مبارزه رو نشون میدن و با آتیش سوختن

00:16:45.800 --> 00:16:49.300
باید بعد از اینکه من اینجا رو ترک کردم یه نفر به شیائو ین حمله کرده باشه

00:16:49.300 --> 00:16:51.200
من باید هر چی تو بگی باور کنم؟

00:16:51.200 --> 00:16:56.400
من تنها اینو به خاطر میارم که برادر شیائو ین دیروز بعد از اینکه تو رو دیده گم شده. نمیتونی از زیر بار مسئولیتش فرار کنی

00:16:56.400 --> 00:16:57.600
!تو

00:16:57.600 --> 00:17:01.400
شی آر، من میبینم که نشانه های مبارزه اینجا وجود داشته اما همین جا هم تموم شده

00:17:01.400 --> 00:17:04.200
شاید شیائو ین از این مسیر رفته

00:17:04.200 --> 00:17:06.200
بیا با هم بریم دنبالش بگردیم

00:17:06.900 --> 00:17:08.900
عجله کن. بیا بریم

00:17:23.100 --> 00:17:28.500
چطوره؟ احساس مرده بودن خیلی راحته، مگه نه؟

00:17:30.400 --> 00:17:32.230
من مردم؟

00:17:32.700 --> 00:17:34.100
آره

00:17:34.800 --> 00:17:38.000
همین الان، تو در دادگاه یاما، پادشاه جهنم حاضر شدی
توضیح ونوس : یاما تحت عناوین دیگری همچون پادشاه جهنم، پادشاه یان و یان لو شناخته میشه*
اون یه  ( درام پالا ) یا خدای خشمگینه که مردگان رو قضاوت میکنه
.که قلمروی مردگان یعنی ( دی یو ) یا همون جهنم در دستان اوست
این بر اساس ترکیبی از مفهوم بودایی ( ناراکا ) و باورهای سنتی چین در مورد زندگی
،پس از مرگ و انواع تفسیرهای خاص و عامه از این دو سنته
.این باورها از چین به ژاپن، کره، ویتنام و دیگر کشورهای آسیایی هم راه یافته
در ژاپن پادشاه جهنم تحت عنوان اِنما ( یِنما - انما دای یو ) ، در
.کره ( یوم را ) ، در ویتنام ( زیم لا - زیم وو ) در هند ( یام راجا - یاما ) و در تبت ( شینجی ) نامیده میشه
،ما ایرانیان هم در آیین زرتشت، ( ییما ) رو داریم. نقش موازی بین ییمَ اوستا و یَمَ سانسکریت وجود داره
به عنوان مثال ییمَ، پسر ویونگهان بود که خود معادل با ویوَسوَت زبان وداییه
.که به معنی ( کسی که میدرخشید : خدای خورشید ) هست
هر دو یمَ در فرهنگ ایرانی و هندی، با کمک سگ های چهارچشم از جهنم محافظت میکنن
*این عنوان همانیست که در ایران به ( جمشید ) شناخته میشه

00:17:38.000 --> 00:17:40.700
اون گفت که خیلی کارای بدی انجام دادی

00:17:40.700 --> 00:17:43.300
اون تو رو مجازات میکنه تا یه عمر با من بمونی

00:17:46.700 --> 00:17:49.300
به نظر میرسه که تو هم خیلی آدم خوبی نیستی

00:17:50.500 --> 00:17:53.800
چطور بود؟ خوب فریبت دادم؟

00:17:53.800 --> 00:17:58.390
آره. خانم، تو خیلی شگفت انگیزی

00:17:59.300 --> 00:18:02.300
من شیائو ین هستم. تو چی؟

00:18:02.300 --> 00:18:06.500
اول بیا اینجا. یه نگاه به والاحضرت شیر که در اطراف یاقوت بنفش هست بنداز

00:18:06.500 --> 00:18:08.190
شیر داخله؟

00:18:08.900 --> 00:18:12.300
چی شده؟ ترسیدی؟

00:18:15.400 --> 00:18:17.100
بریم

00:18:35.200 --> 00:18:39.200
بهش بگو که من باید زخمشو بررسی کنم

00:18:39.200 --> 00:18:42.000
...فقط شنیدم که تو میتونی کیمیاگری انجام بدی

00:18:42.000 --> 00:18:46.200
که این تنها دلیلیه که زندگیتو نجات دادم. تو باید به شیر کمک کنی تا شفا پیدا کنه

00:18:46.200 --> 00:18:48.000
نهایت سعیمو میکنم

00:18:53.000 --> 00:18:56.900
فقط داره سعی میکنه زخمتو درمان کنه. چرا اینقدر اوقات تلخی میکنی؟

00:19:39.810 --> 00:19:41.500
چطوره؟

00:19:41.500 --> 00:19:45.200
انرژی شمشیر قبلا ته قلبشو خرد کرده

00:19:46.730 --> 00:19:49.080
اون احتمالا زیاد دووم نمیاره

00:19:51.200 --> 00:19:53.290
کاری از دستم بر نمیاد

00:20:07.800 --> 00:20:09.700
...اگه تو باید بمیری

00:20:09.700 --> 00:20:12.200
منم زندگیمو تموم میکنم

00:20:13.510 --> 00:20:16.400
تو نباید بمیری. میفهمی؟

00:20:19.700 --> 00:20:24.400
تو نباید بمیری. قطعا نمیتونی بمیری

00:20:28.400 --> 00:20:30.300
این اتفاق نمیافته

00:20:39.200 --> 00:20:42.400
!!چیکار داری میکنی؟
.میخوام انرژی ضربه ی شمشیرو از بدنش پاک کنم

00:20:42.400 --> 00:20:47.300
به این ترتیب، حداقل میتونم کمی از درد و رنجشو کم کنم

00:21:13.700 --> 00:21:15.900
تو خوبی؟

00:21:19.000 --> 00:21:21.100
خوبم

00:21:27.400 --> 00:21:32.400
یه حیوان مقدس مثل این نباید بدون افتخار بمیره

00:21:46.800 --> 00:21:51.400
اینو بخور. این هدیه ی شیره. یه یاقوت بنفش با نیمی از قدرت زندگی

00:21:56.900 --> 00:21:58.400
!!این یه یاقوت بنفش با نیمی از قدرت زندگیه؟

00:21:58.400 --> 00:22:00.400
...هر ساله صدها نفر جون خودشونو از دست میدن

00:22:00.400 --> 00:22:02.600
برای اینکه بیان سراغ این

00:22:05.500 --> 00:22:08.800
برو. یه آتیش دم ورودی غار روشن کن

00:22:08.800 --> 00:22:13.200
که تا جایی که ممکنه ما رو بسوزونه. همینطور راه خوبی برای پایان دادن به دوستی ماست

00:22:26.260 --> 00:22:28.710
من این یاقوت بنفشو نمیخوام

00:22:28.710 --> 00:22:30.890
شاه شیر کوچولو اینجاست، درسته؟

00:22:30.890 --> 00:22:36.150
اینو برای اون بذار. وقتی بزرگ شد، خاطره ی خوبی از مادرش داره

00:22:38.760 --> 00:22:40.960
چرا اینقدر به این موضوع حساسی؟

00:22:40.960 --> 00:22:43.340
آسمون زندگی میده و زمین دفنش میکنه که طبیعیه

00:22:43.340 --> 00:22:48.020
علاوه بر این، وقتی شیر کوچولو بزرگ بشه، یاقوت بنفشِ خاص خودشو داره

00:22:52.890 --> 00:22:56.430
لمسش کن. بعدا تو رو به یاد میاره

00:23:04.930 --> 00:23:08.350
باشه دیگه. برو

00:23:09.000 --> 00:23:13.560
یادت باشه در ورودی غار آتیش روشن کنی که من و شیر شاه در کنار هم خاکستر بشیم

00:23:14.390 --> 00:23:18.590
من میدونم که آسمون زندگی میده و زمین دفن میکنه. حتی یه حیوون جادویی هم مثل این مادر داره

00:23:18.590 --> 00:23:22.870
ببینم امکان داره که از درون شکاف سنگی بیای بیرون؟ من میتونم فرم سمی تو رو درمان کنم

00:23:22.870 --> 00:23:27.040
 بعدش، بذار برت گردونم خونه. خیله خب؟

00:23:28.400 --> 00:23:32.120
چند لحظه پیش، گفتی اسمت چی بود؟

00:23:32.120 --> 00:23:34.140
شیائو ین

00:23:34.140 --> 00:23:36.920
پدربزرگ شیائو، زودی بزن به چاک

00:23:36.920 --> 00:23:40.640
من نمیرم. گفتی پدر و مادرت کجان؟ من میرم پیداشون کنم

00:23:40.640 --> 00:23:43.180
من نمیذارم تو اینجا تنها بمیری

00:23:45.060 --> 00:23:49.240
وگرنه، چی؟
چی داری میگی؟ چند سالته؟

00:23:49.240 --> 00:23:52.840
من دوستای خیلی خوبی کنارم دارم. همه شون آدمای خوبی هستن. میتونم اونا رو بهت معرفی کنم

00:23:52.840 --> 00:23:55.120
من از آدمای خوب خوشم نمیاد

00:23:55.120 --> 00:23:58.840
پس … پس میتونی با من معامله کنی، باشه؟
.من نمیخوام با تو کنار بیام

00:23:58.840 --> 00:24:01.530
پس شیر شاه کوچولو چی میشه؟
.بذار آسمونا ازش مراقبت کنن

00:24:01.530 --> 00:24:05.030
بذارم آسمونا ازش مراقبت کنن؟ همه توی این کوه میخوان بکشنش

00:24:05.030 --> 00:24:09.140
تو و شیر شاه به ملاقات یاما میرین. چیکار باید کرد؟ دیدم که همین الان گریه کردی

00:24:09.140 --> 00:24:11.300
این هیچ معنایی نداره

00:24:11.300 --> 00:24:14.390
حداقل نشون میده که اون هیولا رو دوست داری، اگه از اون حیوون خوشت بیاد، میتونی آدما رو هم دوست داشته باشی

00:24:14.390 --> 00:24:16.320
من از مردم خوشم نمیاد. مادرمو دوست دارم

00:24:16.320 --> 00:24:18.530
ولی نمیتونم پیداش کنم. شاید الانم مرده باشه

00:24:18.530 --> 00:24:23.720
.مادر منم مرده
.خیلی خب. پس وقتی رفتم پایین بهش سلام میکنم

00:24:23.720 --> 00:24:26.020
تو این دنیا، حتما کسی هست که بهت اهمیت میده درسته؟
.هیچکس

00:24:26.020 --> 00:24:28.360
پس پدرت کجاست؟
اگه من برگردم، پدرم منو نمیخواد

00:24:28.360 --> 00:24:30.760
چی؟ چرا نه؟

00:24:30.760 --> 00:24:32.060
گفت من خیلی زشتم

00:24:32.060 --> 00:24:34.270
.چرت و پرته، تو خیلی خوشگلی
.من یه فرم سمی دارم
.میتونم درمانش کنم

00:24:34.270 --> 00:24:37.040
.پدرم گفت که هیچ مردی در آینده منو نمیخواد
.من میخوام

00:24:42.940 --> 00:24:45.370
تو چی گفتی؟

00:24:47.690 --> 00:24:49.250
...من

00:24:55.810 --> 00:24:58.170
...من…یه لحظه پیش، من

00:25:05.050 --> 00:25:06.730
من قطعا تو رو میخوام

00:25:07.700 --> 00:25:09.160
برای چی منو میخوای؟

00:25:09.160 --> 00:25:11.930
ازت میخوام که باهام برگردی تا درمانو قبول کنی

00:25:11.930 --> 00:25:15.880
میخوام مثل یه دختر معمولی زندگی کنی

00:25:15.880 --> 00:25:19.500
...ازت میخوام به جای موندن در این غار تاریک هر روز کنار من باشی

00:25:19.500 --> 00:25:23.300
نه با این حشره های سمی، هزار پا و مارها

00:25:23.300 --> 00:25:26.270
تو دلت برام میسوزه

00:25:26.270 --> 00:25:28.220
ازت خوشم میاد

00:25:30.080 --> 00:25:32.310
پس باهام ازدواج میکنی؟

00:25:36.630 --> 00:25:39.520
آره. باهات ازدواج میکنم

00:25:39.520 --> 00:25:41.380
تازه میبرم پدرتم ببینی

00:25:41.380 --> 00:25:45.230
و بهش بگم که این یه دختر خیلی خوبه

00:25:45.230 --> 00:25:48.460
اما اون الان به من تعلق داره

00:25:59.690 --> 00:26:02.260
پدرم اشتباه میکرد

00:26:02.260 --> 00:26:05.980
اشتباه میکرد که هیچ کس منو نمیخواد

00:26:35.580 --> 00:26:37.470
این صدای چیه؟

00:26:39.590 --> 00:26:41.560
شیرشاه کریستال بنفش بالدار

00:26:42.190 --> 00:26:47.320
هائو تیان، مبارزه ی انرژی تو خوب نیست. همین جا بمون تکون نخور

00:26:47.910 --> 00:26:49.950
...مبارزه ی انرژی ام خوب نیست. همه تون میتونین

00:26:49.950 --> 00:26:51.890
شیر شاه رو شکست بدین؟

00:26:52.610 --> 00:26:55.220
...میخوای بری یا نه؟ اگه بمونی و دخالت کنی

00:26:55.220 --> 00:26:57.370
به طور قطع راه برگشت نداری

00:27:01.440 --> 00:27:05.410
...برو! فقط با اندوه برگشت از اینجا

00:27:05.410 --> 00:27:07.460
ما توسط بقیه تحقیر میشیم

00:27:10.670 --> 00:27:11.760
درسته

00:27:11.760 --> 00:27:14.660
...در این زندگی، قادر بودن به مبارزه کردن با شیر شاه بالدار کریستال بنفش

00:27:14.660 --> 00:27:16.950
کار قهرمانانه ای هم هست

00:27:17.520 --> 00:27:22.260
باشه. منم به اندازه ی همه ی شما دیوونه هستم

00:27:24.180 --> 00:27:26.240
!هائو تیان
چیه؟

00:27:26.240 --> 00:27:27.860
تو کمی دورتر از ما حرکت کن

00:27:27.860 --> 00:27:30.730
اگه دیدی اوضاع خوب نیست، فقط برگرد و فرار کن

00:27:30.730 --> 00:27:34.140
برو و اینو بگو. اجازه ندین بیهوده بمیریم

00:27:34.140 --> 00:27:37.550
برادر ارشد، تو واقعا دردسر ساز هستی

00:27:39.130 --> 00:27:40.630
!بریم

00:28:15.730 --> 00:28:20.050
شیائو ین. اسم من شیائو شی ینه

00:28:20.050 --> 00:28:22.130
به خاطر میاری؟

00:28:26.520 --> 00:28:28.410
من شیائو شی ینم

00:28:30.030 --> 00:28:31.730
یادمه

00:28:54.210 --> 00:28:59.590
پس...اینجا...من صادقانه از همه ی اساتید و همشاگردی هایم پوزش میخوام

00:28:59.590 --> 00:29:04.330
به خاطر بازیگوشی بیش از اندازه ام، من در نیمه های شب به صخره ی آیینه رفتم

00:29:04.330 --> 00:29:09.300
به خاطر بی دقتی، من با یه

00:29:11.240 --> 00:29:13.800
سگ وحشی گنده به این اندازه برخورد کردم

00:29:15.140 --> 00:29:18.410
یه سگ وحشی بزرگ وجود داره؟
.بله خیلی وحشیه

00:29:18.410 --> 00:29:21.480
اون انرژی مبارزه داره. حتی اسلحه ی جادویی سنگینم رو هم گرفت

00:29:21.480 --> 00:29:26.150
ارشد هان. تا حالا راجع به یه سگ وحشی تو کوهستان هیولای جادویی چیزی شنیدین؟

00:29:26.790 --> 00:29:29.010
شما چیزی شنیدین؟

00:29:30.390 --> 00:29:34.890
اون سگ وحشی مثل ارشد هان که ایستادن، قدش بلند بود

00:29:39.900 --> 00:29:44.630
یک چنین سگ خیلی وحشی، اون تو رو تا حد مرگ گاز نگرفته بوده

00:29:44.630 --> 00:29:49.240
چون اون سگ احمق بود. احمقانه بود که اجازه بدی از یه فاجعه فرار کنم

00:29:51.290 --> 00:29:53.780
خوشبختانه، احمقانه بود

00:29:56.780 --> 00:30:00.150
من واقعا در مورد یه سگ وحشی که انرزی مبارزه داره چیزی نشنیده بودم

00:30:00.150 --> 00:30:04.210
بله. انرژی مبارزه اش کمی شبیه به مال منه

00:30:04.210 --> 00:30:07.410
پس بعدا من توسط اون سگ گاز گرفته شدم که واقعا غیرقابل تحمل بود

00:30:07.410 --> 00:30:12.100
من از صخره پریدم پایین. بعد متوجه شدم نزدیک یه غار افتادم. پس رفتم داخلش

00:30:12.100 --> 00:30:15.100
تو گفتی نزدیک یه غار سقوط کردی. چرا ازمون کمک نخواستی؟

00:30:15.100 --> 00:30:16.990
مگه تو سوت نداری؟

00:30:16.990 --> 00:30:20.890
نمیدونی که همه تمام روز داشتن سعی میکردن تو رو پیدا کنن؟

00:30:20.890 --> 00:30:22.970
اگه دوباره این کارو بکنی، بقیه ناراحت میشن

00:30:22.970 --> 00:30:26.120
بهم بگو. وقتی برگشتیم چطور برای ارشد می تنگ شن توضیح بدم؟

00:30:26.120 --> 00:30:28.590
من واقعا متاسفم استاد رو لین

00:30:28.590 --> 00:30:32.860
در اون زمان، انرژی مبارزه ام تموم شده بود. حتی قدرتشو نداشتم که سوت بزنم

00:30:32.860 --> 00:30:37.180
پس از اون، یه پدربزرگ پیری نجاتم داد

00:30:37.180 --> 00:30:39.720
پدربزرگ پیر کجا بود؟

00:30:39.720 --> 00:30:42.340
پس اون کیه؟

00:30:44.170 --> 00:30:48.530
منم نمیدونم این پدربزرگ پیر کیه

00:30:48.530 --> 00:30:53.430
...اون بهم اجازه نمیده چیزی بگم. اما پدربزرگ پیر بهم گفت

00:30:53.430 --> 00:30:56.460
لازم نیست از این سگ اهریمنی بترسم

00:30:56.460 --> 00:30:59.780
...اگه اون سگ اهریمنی هنوز جرات داره که دوباره خودشو نشون بده

00:30:59.780 --> 00:31:02.710
اون شخصا کله ی اون سگو خرد میکنه

00:31:03.870 --> 00:31:09.270
اما اگه این سگ اهریمنی میخواد برای پدربزرگ پیر برای چند سال دیگه هم صبر کنه

00:31:09.270 --> 00:31:13.110
اون اجازه میده که سگ اهریمنی چند سال دیگه زنده بمونه

00:31:16.830 --> 00:31:19.690
داستان هیجان انگیزیه

00:31:19.690 --> 00:31:25.990
ارشد رو لین، نباید بریم خونه ی پدربزرگ پیر و ازش تشکر کنیم؟

00:31:25.990 --> 00:31:29.480
از اینا گذشته، پدربزرگ پیر، شاگرد ما رو نجات داده. درسته؟

00:31:30.170 --> 00:31:33.360
حالا پدربزرگ پیر کجا اقامت داره؟
.اون بهم اجازه نداده بگم

00:31:33.360 --> 00:31:37.720
...اون بلافاصله بعد از اینکه حرف زدنو تموم کرد، رفت بیرون. قبل از اینکه بره، حتی بهم گفت که

00:31:39.250 --> 00:31:41.500
همیشه این اطرافه

00:31:42.430 --> 00:31:45.840
...علاوه بر این، اون همیشه به دقت

00:31:45.840 --> 00:31:48.080
حواسش به سگ وحشی هست

00:31:59.790 --> 00:32:01.930
بده

00:32:06.670 --> 00:32:08.400
چیکار میکنی؟

00:32:08.400 --> 00:32:12.590
.شیائو ین،  بهترین چیز اینه که قایم بشی
از چی قایم بشم؟

00:32:12.590 --> 00:32:15.780
شیائو ین، تو واقعا این دفعه گند زدی. واقعا گند زدی

00:32:15.780 --> 00:32:20.330
.مهم نیست انرژی مبارزه ات چقدر بالاست، نمیتونی یه زنو ناراحت کنی
چی؟

00:32:20.330 --> 00:32:24.700
.شیائو ین، کارت درسته
.من تجربه دارم. نمردم

00:32:24.700 --> 00:32:27.090
در مورد چی حرف میزنین؟

00:32:35.610 --> 00:32:37.170
شی آر

00:32:37.170 --> 00:32:38.780
دنبالم بیا

00:32:48.970 --> 00:32:51.230
عالیه

00:32:54.470 --> 00:32:57.730
چیزی هست که ربطی به تو داشته باشه؟ به تو ربطی نداره

00:33:00.510 --> 00:33:03.000
!تو بهم اجازه ندادی ببینم. خودت به چی نگاه میکنی؟ بیا بریم

00:33:04.850 --> 00:33:07.390
اون دختر داخل چادرت، قضیه چیه؟

00:33:09.230 --> 00:33:13.110
منظورت شیائو شی ین کوچولوئه؟ اون…اون غیر منتظره بود

00:33:14.830 --> 00:33:16.820
از کی تا حالا رفتی بیرون و خودت ازدواج کردی؟

00:33:16.820 --> 00:33:18.650
چطور شده که من نمیدونم؟

00:33:18.650 --> 00:33:21.640
واقعا اتفاقی بود

00:33:21.640 --> 00:33:24.030
علاوه بر این من یه مردم. چطور میتونم اینطوری ازدواج کنم

00:33:24.030 --> 00:33:26.570
بامزه ای

00:33:30.570 --> 00:33:35.540
اون...من خیلی تحت فشار بودم، به همین دلیل من اینا رو گفتم. منظورم این نبود

00:33:35.540 --> 00:33:37.900
فقط برای اینکه عجله داشتی حرف بزنی خودت ازدواج کردی؟

00:33:37.900 --> 00:33:41.170
من فقط یه روز ندیدمت، حالا یکی رو داری؟

00:33:41.170 --> 00:33:43.820
چطور ممکنه؟ چطور میتونم یکی رو در اختیار دشته باشم؟

00:33:43.820 --> 00:33:46.930
...این منم. شی آر، تو دختری

00:33:46.930 --> 00:33:48.920
اینو تحویلم نده

00:33:52.440 --> 00:33:54.770
تو باورم داری

00:33:54.770 --> 00:33:56.290
من هیچ چاره ی دیگه ای نداشتم

00:33:56.290 --> 00:33:59.790
اون همین الانم داره بهت میگه شوهر و تو هنوزم چاره ی دیگه ای نداشتی؟

00:33:59.790 --> 00:34:02.010
اون الان دیگه منو شوهر صدا میکنه؟

00:34:02.980 --> 00:34:05.770
...شی آر، اون زمان، داخل غار

00:34:05.770 --> 00:34:07.810
اون میخواست همراه با شیر شاه بالدار کریستال بنفش بمیره

00:34:07.810 --> 00:34:11.870
...نمیتونستم فقط نگاش کنم و

00:34:12.860 --> 00:34:18.280
درسته؟ در ضمن...من هنوز هم انتقام درستی برای خانواده ام نگرفتم

00:34:18.280 --> 00:34:21.030
من هنوز یه توافقنامه ی سه ساله با نالان یان ران دارم

00:34:21.030 --> 00:34:23.760
...مهم ترین چیز اینه که

00:34:23.760 --> 00:34:25.370
چیه؟

00:34:31.190 --> 00:34:34.790
شی آر، تو باورم داری

00:34:36.570 --> 00:34:39.330
...پس باشه، بهم بگو، اون شب

00:34:39.330 --> 00:34:42.210
چرا نالان یان ران اومد سراغت؟

00:34:42.210 --> 00:34:44.360
اون ازم درباره ی فرقه ی خون و شعله ی ذاتی پرسید

00:34:44.360 --> 00:34:47.000
با اونم که با عجله صحبت نکردی، درسته؟

00:35:07.510 --> 00:35:09.940
من میرم برای پدر یه نامه بنویسم

00:35:34.300 --> 00:35:35.420
...تو

00:35:35.420 --> 00:35:37.570
خوش قیافه ای

00:35:37.570 --> 00:35:39.730
نه به خوش قیافگی شوهرت

00:35:40.360 --> 00:35:41.620
!شوهر

00:35:41.620 --> 00:35:45.880
شوهر، داشتم با خواهر کوچولوت حرف میزدم. ازش خوشم میاد

00:35:45.880 --> 00:35:49.270
ما مطمئنا در آینده خواهران خوبی برای هم میشیم

00:35:49.270 --> 00:35:51.010
!لین شویا

00:35:51.590 --> 00:35:53.500
!بیرون
.صداتو بیار پایین

00:35:56.020 --> 00:35:56.990
!چیه؟

00:35:56.990 --> 00:36:00.290
...این...لین شویا

00:36:00.290 --> 00:36:02.660
یکی بیرون دنبالت میگشت

00:36:02.660 --> 00:36:04.740
دنبال من میگرده؟ کی؟

00:36:04.740 --> 00:36:07.650
به نظر یه سرباز مزدور میاد. اون ادعا میکنه که از خانواده ی توئه

00:36:09.610 --> 00:36:12.600
خانواده ی من؟ میرم بیرون نگاه کنم

00:36:12.600 --> 00:36:13.980
باشه

00:36:20.550 --> 00:36:22.400
همسر

00:36:24.360 --> 00:36:25.960
...این

00:36:27.820 --> 00:36:31.410
ما از این جعبه برای حمل پتو و چیزای روزمره استفاده میکنیم

00:36:31.410 --> 00:36:34.030
حالا برای توئه

00:36:34.030 --> 00:36:35.970
قبیله ی یون لانگ زونگ هنوزم داره دنبالت میگرده

00:36:35.970 --> 00:36:39.230
اگه مردم تو رو ببینن، هیچکدوم از ما نمیتونیم فرار کنیم

00:36:39.230 --> 00:36:41.670
پس وقتی تو کوه رو ترک کنی و من پدرمو ببینم

00:36:41.670 --> 00:36:43.770
باهام ازدواج میکنی، درسته؟

00:36:44.430 --> 00:36:46.870
البته که باید پدرتو ببینیم

00:36:46.870 --> 00:36:49.960
بعد از اینکه دستتو تو دست پدرت گذاشتم، خیالمون راحت میشه

00:36:49.960 --> 00:36:51.700
... فقط اینکه

00:36:52.710 --> 00:36:54.790
باید به مدرسه رفتن ادامه بدم

00:36:54.790 --> 00:36:57.710
پس کی با من ازدواج میکنی؟

00:36:57.710 --> 00:37:01.490
بیا الان در این مورد حرف نزنیم. ببین هر دوی ما هنوز بچه ایم

00:37:01.490 --> 00:37:04.510
...حتی اگه ما...هر چند حتی فکر نمیکنم الان

00:37:05.160 --> 00:37:07.740
مدرسه ی ما به شاگردان اجازه نمیده ازدواج کنن

00:37:08.690 --> 00:37:10.090
درسته؟

00:37:16.620 --> 00:37:18.460
پس ما به مدرسه نمیریم

00:37:18.460 --> 00:37:20.440
چطور میتونی این کارو بکنی؟

00:37:20.440 --> 00:37:23.290
ما قبلا شهریه رو دادیم. باید اینکارو بکنیم

00:37:23.290 --> 00:37:25.970
بیا...من اول به عقب برمیگردم

00:37:25.970 --> 00:37:28.020
به یه روش برای درمان فرم سمی ات فکر کن

00:37:28.020 --> 00:37:31.100
وقتی سم تو رو درمان کردم، به طور قطع دنبالت میگردم

00:37:31.100 --> 00:37:33.790
بذار در مورد آینده تو همون آینده حرف بزنیم، باشه؟

00:37:33.790 --> 00:37:36.910
 باشه. دیگه نمیرم خونه. منم باهات میام مدرسه

00:37:36.910 --> 00:37:39.770
وقتی صبح میری مدرسه، توی این جعبه قایم میشم

00:37:39.770 --> 00:37:42.440
...و شب وقتی برگشتی

00:37:42.440 --> 00:37:44.510
من میام بیرون تا باهات باشم

00:37:45.610 --> 00:37:48.090
نه، چطور میتونی این کار رو بکنی؟

00:37:48.090 --> 00:37:51.360
اگر به مدرسه بیای باید مثل یه شاگرد رفتار کنی. یه شاگرد خوب، درسته؟

00:37:51.360 --> 00:37:54.400
.دیگه چیزی نگو. شوهرم صدام نکن
.بله

00:37:54.400 --> 00:37:56.210
پس من حالا شوهرت هستم؟
.بله

00:37:56.210 --> 00:37:57.990
پس مگه نباید به حرف شوهرت گوش بدی؟
.بله

00:37:57.990 --> 00:38:00.300
حالا برو تو و خودتو قایم کن

00:38:01.250 --> 00:38:03.010
خدای من

00:38:04.700 --> 00:38:07.080
این بیشتر از مبارزه با یه هیولای جادویی آدمو از پا درمیاره

00:38:07.080 --> 00:38:09.930
شما بچه ها، به هیچ کس چیزی نگین

00:38:09.930 --> 00:38:11.970
..همشاگردی شیائو ین

00:38:19.710 --> 00:38:22.710
ما میریم بیرون تا هوای تازه بخوریم

00:38:22.710 --> 00:38:24.280
.نکنین
!موفق باشی

00:38:24.280 --> 00:38:28.180
.اول تو سرت شلوغه
تا حالا اینقدر هیجان زده بودی که وسایلتو جمع کنی؟

00:38:31.360 --> 00:38:33.290
چی شده؟

00:38:33.290 --> 00:38:36.760
من اینجام، تو تازه برگشتی. کجا رفتی؟

00:38:37.620 --> 00:38:39.290
یه سگ ولگرد تو رو گاز گرفت؟

00:38:39.290 --> 00:38:42.900
آره نزدیک بود بمیرم

00:38:42.900 --> 00:38:47.450
اما خوبم. این تحت فرمان شما نبود

00:38:47.450 --> 00:38:52.940
این خوبه که حالت خوبه. شیائو شی آر از دستم عصبانی بود انگار که من بهت آسیب زدم

00:38:52.940 --> 00:38:56.700
من میدونم که شما دو تا رابطه ی نزدیکی با هم دارین، اما من از قبیله ی نالانم

00:38:56.700 --> 00:39:00.700
من باید این قضیه رو روشن کنم چون به حیثیت قبیله ام مربوطه

00:39:03.540 --> 00:39:05.060
همین بود؟

00:39:08.080 --> 00:39:09.410
تو

00:39:30.120 --> 00:39:32.050
!یه نفر اونجا غش کرده

00:39:33.030 --> 00:39:35.040
!بیایین اینجا

00:39:35.040 --> 00:39:36.700
حالت خوبه؟

00:39:41.240 --> 00:39:43.550
شوهر

00:39:44.750 --> 00:39:46.680
چیه؟

00:39:46.680 --> 00:39:48.360
تو یه چیزی کمکم کن

00:39:48.360 --> 00:39:49.550
بگو

00:39:49.550 --> 00:39:52.960
میتونی بری ببینی دختره مرده یا نه؟

00:39:57.660 --> 00:39:59.320
تو چیکار کردی؟

00:40:00.360 --> 00:40:02.840
اون برات مهم بود و معنی داشت

00:40:02.840 --> 00:40:04.630
نمیتونم تحمل کنم

00:40:04.630 --> 00:40:10.050
واسه همین یواشکی یه سوزن سمی به سمتش پرتاب کردم

00:40:12.480 --> 00:40:16.980
اگه همین الان نری اونو ببینی، ممکنه مرده باشه

00:40:26.070 --> 00:40:27.840
پرتاب کردی

00:40:49.390 --> 00:40:52.310
من پادزهر دارم

00:40:52.960 --> 00:40:56.310
قرص مار معنوی. احتمالا میتونه سمشو درمان کنه

00:41:00.800 --> 00:41:02.590
...استاد رو لین

00:41:02.590 --> 00:41:07.490
شاگردان ما از آکادمی جیا نان از سلاح های مخفی استفاده میکنن. اونا خیلی ساده نیستن

00:41:07.490 --> 00:41:11.990
...شیائو ین، اینو قبلا شنیدم

00:41:11.990 --> 00:41:15.090
قبل از اینکه غش کنه از چادر تو اومده بیرون

00:41:15.090 --> 00:41:17.000
این چه چیزیه؟

00:41:21.200 --> 00:41:23.720
...اگه این واقعا درباره ی منه

00:41:23.720 --> 00:41:26.120
پس چرا من باید بیام اینجا تا پادزهرو بهش بدم

00:41:28.050 --> 00:41:29.610
کاملا درسته

00:41:30.230 --> 00:41:34.460
سمش هنوز عمیق نیست.  باید همین الان مسموم شده باشه

00:41:34.460 --> 00:41:40.300
اگه شاگردان ما این کارو انجام ندادن، پس یعنی یکی دیگه اینجاس؟

00:41:44.600 --> 00:41:51.300
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:41:53.790 --> 00:41:56.570
♫<i>اگر میخوای تغییر کنی، بدون ترس از هرج و مرج مبارزه کن</i>♫

00:41:56.570 --> 00:41:59.320
♫ <i>آسمان تاریک است، بدبختی بر روی زمین خانه کرده، مردم همنشین حکومت ترسند</i> ♫

00:41:59.320 --> 00:42:02.080
♫ <i>نفرتی ماندگار و دلبستگی جگرسوزی پدیدار میشود</i> ♫

00:42:02.080 --> 00:42:04.890
♫ <i>در این گذر عمر، تو شاهکارت را میبینی که این چنین از درون کوره ی آتش برمی خیزد</i> ♫

00:42:04.890 --> 00:42:07.780
♫ <i>آرزوهایت را به من بسپار، آن رویای همیشگی درون قلبت که تحققش دشوار است</i> ♫

00:42:07.780 --> 00:42:10.470
♫ <i>برای آن که به قولم عمل کنم، تیری را در آستین طلایی خود پنهان کرده ام</i> ♫

00:42:10.470 --> 00:42:13.250
♫ <i>همانی که برای یک لحظه توسط برزخ و گدازه مسخ شده</i> ♫

00:42:13.250 --> 00:42:16.940
♫ <i>جست و خیز کردن با یک جهش، نه لطفی و نه نفرتی</i> ♫

00:42:16.940 --> 00:42:19.240
♫ <i>مغرور و گوشه گیر، با نگه داشتن شمشیری سنگین در دست</i> ♫

00:42:19.240 --> 00:42:22.080
♫ <i>جوان اما لبریز از نگرانی و اندوه</i> ♫

00:42:22.080 --> 00:42:27.620
♫ <i>بی قراری به نگرانی میپیوندد، کوهستان بانگ برمی آورد و دریا نعره میزند</i> ♫

00:42:27.620 --> 00:42:30.390
♫ <i>برخیز و بی پروا باش حتی اگر آسمان محدود باشد و زمین کوچک</i> ♫

00:42:30.390 --> 00:42:33.150
♫ <i>آشوب در مبارزه ی شیطان و نیروهای خارجی</i> ♫

00:42:33.150 --> 00:42:39.790
♫ <i>آشوبی که راه گریزی از آن نیست</i> ♫

00:42:39.790 --> 00:42:43.100
♫ <i>محروم و رانده شده، اما برتری مجوی و تحقیر مکن</i> ♫
<i>(آسمان تاریک است، بدبختی بر روی زمین خانه کرده، مردم همنشین حکومت ترسند)</i>

00:42:43.100 --> 00:42:45.810
♫ <i>از جوانی</i> ♫
<i>(با نفرتی ماندگار و دلبستگی جگرسوز به این جوان باهوش و زیبا بنگر)</i>

00:42:45.810 --> 00:42:48.530
♫ <i>قهرمانان هرگز نامی ندارند</i> ♫
<i>(در جستجوی کدامین بهانه ای؟ سلحشوری همچون قلب اژدها و شجاعت همچون زَهره ی ببر، همگی در دستان منند)</i>

00:42:48.530 --> 00:42:50.960
♫ <i>یا عناوینی </i>♫
<i>(رونمایاندن به همه، شجاعتِ این جوان با هر مشتی کوبنده بهرِ کیست)</i>

00:42:50.960 --> 00:42:54.320
♫ <i>در میان افراد برجسته </i> ♫
<i>(برای دست یافتن به آرزویم، مهارت های عالی هنرهای رزمی، همانی که از نزدیک یا دور دیده میشود)</i>

00:42:54.320 --> 00:42:56.890
♫ <i>من مهارت های رزمی ام را به تو نشان میدهم</i> ♫
 <i>(برج آتش در سپیده دم نبرد، قبل از آنکه پرچم مشتعل از آتش و گدازه اش به پایین سقوط کند)</i>

00:42:56.890 --> 00:42:59.610
♫<i> شایسته است که از جوانی بهره جویی</i> ♫
<i>(نگه داشتن شمشیری سنگین در دست برای برآوردن پیمانم)</i>

00:42:59.610 --> 00:43:03.210
♫<i> و هر چه زودتر بلندآوازه شوی</i> ♫
<i>(پرش با یک جهش برای پیشینه ای که دور و برش میگردد)</i>

00:43:15.640 --> 00:43:17.790
♫ <i>مغرور و گوشه گیر، با نگه داشتن شمشیری سنگین در دست</i> ♫

00:43:17.790 --> 00:43:20.670
♫ <i>جوان اما لبریز از نگرانی و اندوه</i> ♫

00:43:20.670 --> 00:43:26.310
♫ <i>بی قراری به نگرانی میپیوندد، کوهستان بانگ برمی آورد و دریا نعره میزند</i> ♫

00:43:26.310 --> 00:43:29.100
♫ <i>برخیز و بی پروا باش حتی اگر آسمان محدود باشد و زمین کوچک</i> ♫

00:43:29.100 --> 00:43:31.790
♫ <i>آشوب در مبارزه ی شیطان و نیروهای خارجی</i> ♫

00:43:31.790 --> 00:43:38.430
♫ <i>آشوبی که راه گریزی از آن نیست</i> ♫

00:43:38.430 --> 00:43:41.550
♫ <i>محروم و رانده شده، اما برتری مجوی و تحقیر مکن</i> ♫
<i>(آسمان تاریک است، بدبختی بر روی زمین خانه کرده، مردم همنشین حکومت ترسند)</i>

00:43:41.550 --> 00:43:44.330
♫ <i>از جوانی</i> ♫
<i>(با نفرتی ماندگار و دلبستگی جگرسوز به این جوان باهوش و زیبا بنگر)</i>

00:43:44.330 --> 00:43:47.220
♫ <i>قهرمانان هرگز نامی ندارند</i> ♫
<i>(در جستجوی کدامین بهانه ای؟ سلحشوری همچون قلب اژدها و شجاعت همچون زَهره ی یک ببر، همگی در دستان منند)</i>

00:43:47.220 --> 00:43:49.910
♫ <i>یا عناوین</i>♫
<i>(رونمایاندن به همه، شجاعتِ این جوان با هر مشتی کوبنده بهرِ کیست)</i>

00:43:49.910 --> 00:43:52.820
♫ <i>در میان افراد برجسته</i> ♫
<i>(برای دست یافتن به آرزویم، مهارت های عالی هنرهای رزمی، همانی که از نزدیک یا دور دیده میشود)</i>

00:43:52.820 --> 00:43:55.390
♫ <i>من مهارت های رزمی ام را به تو نشان میدهم</i> ♫
<i> (برج آتش در سپیده دم نبرد، قبل از آنکه پرچم مشتعل از آتش و گدازه اش به پایین سقوط کند)</i>

00:43:55.390 --> 00:43:58.360
♫<i> شایسته است که از جوانی بهره جویی</i> ♫
<i>(نگه داشتن شمشیری سنگین در دست برای برآوردن پیمانم)</i>

00:43:58.360 --> 00:44:01.750
♫<i> و هر چه زودتر بلندآوازه شوی</i> ♫
<i>(پرش با یک جهش برای پیشینه ای که دور و برش میگردد)</i>