﻿WEBVTT

00:00:10.000 --> 00:01:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:24.800 --> 00:01:30.200
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:01:30.200 --> 00:01:33.000
<i>* اپیزود 39 *</i>

00:01:34.500 --> 00:01:36.200
بهش گوش کن

00:01:39.600 --> 00:01:42.100
شماها بیایید اینجا و اونو ببرید

00:01:42.100 --> 00:01:43.200
...من

00:01:43.200 --> 00:01:45.900
.پدر
.نگران نباش

00:01:49.400 --> 00:01:50.460
خشن نباشید

00:01:50.460 --> 00:01:51.600
خشن نباشید

00:01:51.600 --> 00:01:53.100
!پدر

00:01:54.300 --> 00:01:55.800
.عموی دوم
چه اتفاقی افتاده؟

00:01:55.800 --> 00:01:58.600
....عموی سوم، مادر اژدها، پدرمو دستگیر کرده و

00:01:58.600 --> 00:02:01.600
میگه...میگه که رابط تالار روحه

00:02:01.600 --> 00:02:04.400
!پدر! پدر

00:02:14.800 --> 00:02:18.800
شی آر، اونا عموهات هستن که از گوشت و خونتن

00:02:18.800 --> 00:02:23.200
حتی اگه تو گذشته گیج شده بودن و قصد و خیال
...تسلیم شدن داشتن

00:02:23.200 --> 00:02:26.600
اما این لزوما به این معنی نیست که اونا آدمای تالار روح هستن

00:02:26.600 --> 00:02:30.700
...پدر، خیلی طول کشیده

00:02:30.700 --> 00:02:33.000
اما هنوز نمیتونید به وضوح ببینید؟

00:02:35.800 --> 00:02:40.200
شی آر، تو فقط چند روزه که مادر اژدها هستی

00:02:40.200 --> 00:02:42.800
چطوره که اینقدر خودتو از احساسات و روابط انسانی دور کردی؟

00:02:42.800 --> 00:02:45.100
!عموت از گوشت و خون توئه

00:02:45.100 --> 00:02:46.500
باشه

00:02:47.640 --> 00:02:49.900
من اینو بهتون ثابت میکنم

00:03:06.400 --> 00:03:10.200
شی آر امروز یه کم بی ملاحظه شده بود. من قبلا قانعش کردم

00:03:15.600 --> 00:03:17.300
فردا قراره برم

00:03:17.300 --> 00:03:20.600
امروز برای خداحافظی با همه اومدم

00:03:21.900 --> 00:03:25.500
شی آر به این زودی کجا میخوای بری؟

00:03:25.500 --> 00:03:30.600
اگه اینجا رو ترک نکنم، میترسم کسانی باشن
که احساس راحتی نکنن

00:03:34.800 --> 00:03:36.000
شما میتونید برید

00:03:36.000 --> 00:03:38.200
بله مادر اژدها

00:03:44.790 --> 00:03:50.350
عموی چهارم، قاتل دیشب شما بودید

00:04:12.600 --> 00:04:18.000
...عموی دوم، دیشب، شخص دیگه ای که اونجا بود

00:04:18.000 --> 00:04:20.200
شما بودید، درسته؟

00:04:32.200 --> 00:04:35.000
اونایی که دیشب به شی آر حمله کردن شما دوتا بودین؟

00:04:38.900 --> 00:04:41.100
چرا این کار رو کردین؟

00:04:50.700 --> 00:04:56.700
...پدر، شما به عموی دوم و عموی چهارم وفادارید

00:04:57.210 --> 00:04:59.520
ولی این ممکنه دوطرفه نباشه

00:05:04.600 --> 00:05:09.600
راستش، اون روزی که سواره نظام اژدها رو گرفتم تا
...پدرمو نجات بدم

00:05:09.600 --> 00:05:12.000
همون موقع هم شک و تردید داشتم

00:05:12.000 --> 00:05:17.100
هر دو عمو مدتهاست درگیر مبارزه هستن. اگه اونا واقعا قصد داشتن
...با دشمن روبرو بشن

00:05:17.100 --> 00:05:22.300
چرا اونا اجازه دادن که پدرم به تنهایی حمله کنه و گروه پشتیبانی هم آماده نبود؟

00:05:23.900 --> 00:05:29.000
لازم به اشاره هم نیست، روزی که جزیره ی اژدهای شرقی
...گرفتار بحران بود

00:05:29.000 --> 00:05:31.800
پدرم تنها کسی بود که به قسمت پایین شهر رفت

00:05:31.800 --> 00:05:35.700
صرف نظر از زندگی یا مرگ، اون تا سرحد مرگ
در برابر دشمن جنگید

00:05:36.600 --> 00:05:42.000
در اون زمان، عموی دوم و عموی چهارم کجا بودن؟

00:05:42.700 --> 00:05:45.800
شما منتظر مرگ پدرم بودید

00:05:45.800 --> 00:05:50.600
اگه جزیره ی اژدهای شرقی نابود میشد، شما میتونستید
هنوزم زنده باشید؟

00:06:12.000 --> 00:06:16.800
این دومین طومار حرکت سه هزار تندر از تکنیک های انرژی مبارزه اس

00:06:16.800 --> 00:06:20.500
وقتی برادر شیائو ین برای اولین بار وارد عمارت تکنیک های مبارزه ی
...خانواده ی شیائو شد

00:06:20.500 --> 00:06:24.600
طومار باقی مونده ای که اون بیرون آورد درست همین اولین طومار
حرکت سه هزار تندر بود

00:06:24.600 --> 00:06:26.800
...به خاطر این وضعیت

00:06:26.800 --> 00:06:32.100
اون یکی پدرم، رهبر قبیله ی شیائو، نزدیک بود اونو بکشه

00:06:32.100 --> 00:06:37.400
چون که یه نیمه ی دیگه از حرکت سه هزار تندر
تو دستای فرقه ی خون قرار داره

00:06:37.400 --> 00:06:41.800
رهبر قبیله ی شیائو مشکوک بود که برادر شیائو ین این نیمه رو
...بدست آورده تا

00:06:41.800 --> 00:06:44.000
اونو به فرقه ی خون بده

00:06:47.400 --> 00:06:49.400
...این طومار دوم

00:06:49.400 --> 00:06:52.800
توسط مادر اژدها بهم داده شده اونم وقتی که تو جزیره ی تندر بودم

00:06:52.800 --> 00:06:58.200
اون گفت، این چیزی بوده که عموی چهارم برای ادای احترام
به اون خریده بود

00:06:58.200 --> 00:07:03.000
عموی چهارم، لطفا توضیح بدین

00:07:03.000 --> 00:07:06.400
چطور میتونید چیزی رو داشته باشین که متعلق به فرقه ی خونه؟

00:07:06.400 --> 00:07:09.800
...شی آر، قبول دارم

00:07:09.800 --> 00:07:12.500
این چیزی بود که فان لائو داد

00:07:14.100 --> 00:07:16.400
...حقیقتش، ۵ سال پیش

00:07:16.400 --> 00:07:19.200
فان لائو از قبل، تو قبیله ی ی قدیمی ما فعال بود

00:07:19.200 --> 00:07:21.800
...اول، اون سه جزیره ی دیگه رو تحریک کرد تا شورش کنن

00:07:21.800 --> 00:07:25.000
و بعدش در انتها اومد سراغ جزیره ی شرقی ما

00:07:26.700 --> 00:07:30.000
من اینو میدونم. مگه ما ردش نکردیم که بره؟

00:07:30.000 --> 00:07:33.800
برادر سوم عزیزم، اینقدر ساده نباش

00:07:33.800 --> 00:07:37.000
فکر میکنی این موضوع میتونه خیلی راحت حل بشه؟

00:07:37.000 --> 00:07:41.000
...بذار بهت بگم، که وقتی فرقه ی خون این ایده رو کشیده وسط

00:07:41.000 --> 00:07:43.800
هیچ وقت نصف و نیمه ولش نمیکنه

00:07:43.800 --> 00:07:48.800
در اون زمان، فان لائو جاه طلبی های وحشیانه ی ارشد سه جزیره ی دیگه رو
بیدار کرد

00:07:48.800 --> 00:07:54.600
حتی اگه رد کنیم، اونا مبدل به نیروهایی میشن که بهمون حمله میکنن

00:07:54.600 --> 00:08:00.500
در نهایت، اونا فقط یه ارشد اژدها و مادر اژدهای جدید برای
جزیره ی شرقی مون قرار میدن

00:08:01.400 --> 00:08:03.870
پس به این خاطره که شما بچه ها قول دادین؟

00:08:07.800 --> 00:08:10.200
همه ی ما اینجا آدمای معقولی هستیم

00:08:10.200 --> 00:08:13.600
ما هیچ انتخابی نداریم

00:08:18.400 --> 00:08:25.500
اما در اون زمان، سه نفر تو این جزیره بودن که خیلی سرکش و
...کله شق بودن. مادر اژدهای سابق

00:08:26.800 --> 00:08:29.000
...و ارشد اژدهای سابق

00:08:29.000 --> 00:08:33.600
آدمایی هستن که ترجیح میدن بمیرن تا اینکه سازش کنن

00:08:33.600 --> 00:08:36.100
...آخرین آدم کله شق

00:08:37.590 --> 00:08:40.310
تویی برادر

00:08:42.000 --> 00:08:43.400
...اون موقع، وضعیت خیلی فوری بود

00:08:43.400 --> 00:08:47.000
برای حفاظت از جزیره ی اژدهای شرقی، ما تنها میتونستیم
...با یه نقشه ی اولیه پیش بریم

00:08:47.000 --> 00:08:49.400
با فان لائو سازش کرده و مادر اژدها رو عوض کنیم

00:08:49.400 --> 00:08:51.800
و بعد اجازه بدیم تا ارشدهای اژدهای سه جزیره ی دیگه
...شهر رو محاصره کنن

00:08:51.800 --> 00:08:54.300
و ارشد اژدهای سابق رو وادار به عقب نشینی کنیم

00:09:01.200 --> 00:09:02.800
...من برای مذاکره رفتم

00:09:02.800 --> 00:09:06.000
و جونم تو خطر بود اما شماها نیومدید نجاتم بدید

00:09:06.000 --> 00:09:08.800
اینا همه واسه از بین بردن من بود، درسته؟

00:09:09.600 --> 00:09:10.600
!اینطوری نیست؟

00:09:10.600 --> 00:09:11.900
فراموشش کن

00:09:12.700 --> 00:09:16.600
ما هم این روشو نمیخواستیم. ما هم به فکر قبیله ی گو هستیم

00:09:18.800 --> 00:09:22.200
فان لائو تنها ازمون خواست که موضع بی طرف داشته باشیم

00:09:22.200 --> 00:09:25.600
ببینم این درخواست زیادیه؟

00:09:33.780 --> 00:09:36.380
...اگه من تو جزیره ی تندر نبودم

00:09:36.380 --> 00:09:40.190
...ممکن بود چیزی که میگید رو واقعا باور کنم

00:09:40.190 --> 00:09:43.790
اما مادر اژدها یه چیزی بهم گفت

00:09:43.800 --> 00:09:47.000
اون چیزی که فان لائو میخواد این نیست که قبیله ی گو
...موضع بی طرفی بگیره

00:09:47.000 --> 00:09:50.200
 اما یشم باستانی دیتوی قبیله ی ما هست

00:09:51.200 --> 00:09:55.690
اون ندادش، پس اونجا اسیرش کردید

00:09:56.400 --> 00:10:00.490
بعد همه جور نقشه ای رو به کار گرفتید تا پدربزرگمو تحت فشار قرار داده و
!امنیت پدرمو نادیده بگیرید

00:10:00.490 --> 00:10:03.270
این موضوع چه ربطی به یشم باستانی دیتو داره؟

00:10:04.420 --> 00:10:08.380
...اگه نمیخواید چیزی از مادر اژدها بدونید

00:10:08.380 --> 00:10:11.440
چرا فقط نکشتینش؟

00:10:11.440 --> 00:10:14.020
...اسیر کردنش

00:10:14.020 --> 00:10:17.370
به خاطر اینه که میخواید بفهمید محل نگهداری
یشم باستانی دیتو کجاست

00:10:43.660 --> 00:10:45.130
...یشم باستانی

00:10:45.990 --> 00:10:48.700
یشم باستانی در حقیقت تو کمان جاسازی شده بود

00:10:52.230 --> 00:10:56.920
دلیل اینکه دیشبم برام کمین کرده بودین هم به خاطر این بود، درسته؟

00:10:58.130 --> 00:11:00.180
...مادر اژدها بهم یاد داد

00:11:01.200 --> 00:11:05.380
که این یشم باستانی به آینده ی قبیله ی گوی ما و
قلمروی انرژی مبارزه مربوطه

00:11:05.380 --> 00:11:10.090
حتی اگه بمیرم، ازش دست نمیکشم

00:11:13.390 --> 00:11:15.410
...فقط به خاطر همین دلیل

00:11:16.660 --> 00:11:18.640
آدمای زیادی کشته شدن

00:11:19.620 --> 00:11:22.480
در مورد بستگان هم خون چی باید گفت؟

00:11:22.480 --> 00:11:25.970
چی باید در مورد ترتیب دادن نجات قبیله ی گو گفت؟

00:11:27.080 --> 00:11:31.970
همه ی اینا جعلی هستن. شما فقط به نجات جون خودتون علاقه دارید
توضیح ونوس : اینجا از یه اصطلاح*
استقاده شده ( تان شن پا سی ) که به معنی
حریص برای زندگی، ترسو برای مرگه
معانی دیگرش هم حقیرانه به زندگی چسبیدن
و علاقه نشون دادن به نجات
*گردن ( در اینجا گردن استعاره از زندگی و جان ) هست

00:11:37.160 --> 00:11:41.750
...در ابتدا فکر میکردم که تو باملاحظه نیستی. در نهایت

00:11:41.750 --> 00:11:45.460
این ما بزرگترا بودیم که ناامیدت کردیم

00:11:45.460 --> 00:11:48.020
شی آر، بهتره بری

00:11:49.550 --> 00:11:53.370
این مکان فاسد و پلید ارزش موندن تو رو نداره

00:11:53.370 --> 00:11:57.950
...پدر، این درسته من باید برم

00:11:58.730 --> 00:12:01.020
اما نه به خاطر ناامیدی

00:12:02.300 --> 00:12:06.620
یشم باستانی در بدن منه. من میرم

00:12:07.160 --> 00:12:11.650
اون آدمای شرور دیگه شما رو عذاب نمیدن

00:12:22.220 --> 00:12:25.260
شما ارشد اژدهای جزیره ی شرقی هستین

00:12:25.260 --> 00:12:29.160
باور دارم که شما جزیره ی شرقی رو به خوبی اداره میکنید

00:12:36.460 --> 00:12:39.180
...من از نام مادر اژدها استفاده میکنم

00:12:39.180 --> 00:12:43.290
تا عموی دوم و عموی چهارم رو به حبس محکوم کنم

00:12:44.780 --> 00:12:48.330
...شی آر، اگه از یه تیکه از یشم استفاده کنی

00:12:48.330 --> 00:12:50.510
میتونی امنیت قبیله ی گوی ما رو حفظ کنی

00:12:50.510 --> 00:12:53.180
پس چرا ما باید زندگیمونو ریسک کنیم؟

00:12:53.180 --> 00:12:57.140
کل قبیله نابود میشه، چطور ممکنه در مقابل تالار روح مقاومت کرد؟

00:12:57.140 --> 00:12:59.750
پس، بذاریم همه چیز فراموش بشه و تسلیم شیم

00:12:59.750 --> 00:13:03.790
دست منو تو دستشون بذارین و کمان آسمونی رو هم تقدیمشون کنیم

00:13:03.790 --> 00:13:05.870
همه در امان خواهند بود

00:13:10.620 --> 00:13:15.140
...چرا...چرا تو نمیتونی درک کنی

00:13:15.940 --> 00:13:19.360
دلیلی رو که این کارهایی که انجام میدم، برای قبیله ی گو خوبه؟

00:13:19.360 --> 00:13:23.190
اعتماد به تالار روح برای قبیله ی گو خوبه؟

00:13:23.880 --> 00:13:26.190
...به خاطر ترس از شیطان

00:13:26.190 --> 00:13:29.110
شما تبدیل به یه شخص شیطانی شدین؟

00:13:29.640 --> 00:13:33.160
...عموی دوم، عموی چهارم

00:13:33.860 --> 00:13:36.430
من واقعا درکتون نمیکنم

00:13:36.430 --> 00:13:38.740
من حرفاتونو نمیفهمم

00:13:39.950 --> 00:13:44.030
...برادر شیائو ین و من و همه ی شما

00:13:44.800 --> 00:13:47.730
احتمالا آدمایی از دو دنیای متفاوت هستیم

00:13:49.990 --> 00:13:55.250
...همه تون، نقشه کشیدن، خیانت و قتل عام رو دوست دارید

00:13:55.250 --> 00:13:57.740
و اعتقاد دارید که افراد ضعیف طعمه ی نیروی قوی هستن

00:13:58.900 --> 00:14:01.240
...هیچ کدومتون به شیطان اهمیت نمیدین

00:14:02.410 --> 00:14:04.990
...چون تا زمانی که بتونید به هدفتون برسید

00:14:05.790 --> 00:14:08.570
شماها هم میتونید مبدل به شیطان بشید

00:14:09.320 --> 00:14:13.570
همه تون میخواید من قبول کنم چون مقاومت در برابر شیطان سخته

00:14:13.570 --> 00:14:18.100
شما تنها میخواید تسلیم بشید، من مخالفم

00:14:19.040 --> 00:14:21.900
...پذیرفتن توطئه و خیانت

00:14:21.900 --> 00:14:24.180
میتونه نتایج خوبی داشته باشه

00:14:24.810 --> 00:14:26.640
اینو باور نمیکنم

00:14:28.320 --> 00:14:32.740
تالار روح و فرقه ی خون ترسناک نیستن

00:14:33.950 --> 00:14:36.180
اونا قبلا شکست خوردن

00:14:37.020 --> 00:14:39.580
قطعا در آینده هم شکست میخورن

00:15:03.570 --> 00:15:06.940
ارشد. ارشد

00:15:09.490 --> 00:15:11.750
!ارشد نجاتم بده

00:15:11.750 --> 00:15:13.900
!ارشد، لطفا نجاتم بده

00:15:15.570 --> 00:15:17.470
!ارشد

00:15:53.750 --> 00:15:55.500
رهبر قبیله

00:16:00.920 --> 00:16:03.180
شنیدم یه چیزی داری که بهم بگی

00:16:03.180 --> 00:16:04.800
بله

00:16:04.800 --> 00:16:06.760
گوش میکنم

00:16:09.110 --> 00:16:13.180
من یشم باستانی قبیله ی نالان رو دارم

00:16:15.880 --> 00:16:20.020
اگه رهبر قبیله بخوان، من به طور داوطلبانه اونو تقدیم میکنم

00:16:21.560 --> 00:16:24.770
ولی من یه شرط دارم

00:16:25.960 --> 00:16:31.700
با چند روز موندن تو زندان، یاد گرفتی که
در مورد شرایط بحث کنی؟

00:16:33.880 --> 00:16:36.520
...اگه بخوام بکشمت

00:16:36.520 --> 00:16:40.000
مثل اینه که بخوام یه مورچه رو له کنم

00:16:41.270 --> 00:16:43.550
طبیعتا من اینو درک میکنم

00:16:43.550 --> 00:16:49.360
اما اگه رهبر قبیله منو بکشه، به شما هم ضرر بزرگی وارد میشه

00:16:52.180 --> 00:16:54.440
...من رهبر قبیله در خانواده ی نالان هستم

00:16:54.440 --> 00:16:59.320
و نخست وزیر امپراطوری، خواه این چیزا رو قبول داشته باشید یا نه

00:17:00.020 --> 00:17:03.600
...اما اگه من بمیرم، یشم باستانی

00:17:03.600 --> 00:17:06.020
هیچوقت مال شما نمیشه

00:17:06.890 --> 00:17:10.970
عاقلانه حرف میزنی. بالغ شدی

00:17:12.030 --> 00:17:15.410
حاضرم به شرایط تو گوش بدم

00:17:22.730 --> 00:17:25.320
روز عروسی من با گو هه مشخص شده؟

00:17:25.320 --> 00:17:29.360
مشخص شده، همین امساله

00:17:31.210 --> 00:17:35.330
پس رهبر قبیله، لطفا فرقه های مختلف رو از سراسر دنیا دعوت کنید

00:17:35.330 --> 00:17:37.700
اعلام میشه که من رهبر جدید قبیله ی یون لانگ هستم

00:17:37.700 --> 00:17:40.090
شما به انزوا میرید تا تزکیه و پالایش رو تمرین کنید

00:17:40.090 --> 00:17:42.650
و دیگه خودتونو درگیر مسائل مربوط به قبیله ی یون لانگ نمیکنید

00:17:43.130 --> 00:17:48.120
به این ترتیب، خانواده ی نالان و قبیله ی یون لانگ به صورتی یکپارچه به هم
متصل شده و جدا نمیشن

00:17:48.120 --> 00:17:50.280
من یشم باستانی رو به شما خواهم داد

00:17:50.280 --> 00:17:52.980
اینو به عنوان یه هدیه از طرف خانواده به ارشد فرض کنید

00:17:52.980 --> 00:17:56.820
پدربزرگ در زندگی بعدی منو به خاطرش سرزنش نمیکنه

00:18:00.150 --> 00:18:04.190
...فکر میکنی اگه اعلام کنم که تو رهبر قبیله ی یون لانگ شدی

00:18:04.190 --> 00:18:07.430
میتونی به قبیله ی یون لانگ فرمان بدی؟

00:18:08.070 --> 00:18:12.030
طبیعتا یان ران جرات نداره آرزو کنه که قبیله ی یون لانگ رو
تحت کنترل خودش داشته باشه

00:18:12.030 --> 00:18:15.410
این فقط چیزیه که یان ران میخواد انتخاب کنه

00:18:15.410 --> 00:18:18.260
...چند تا از شاگردان برجسته و توانا از خانواده ی نالان

00:18:18.260 --> 00:18:23.040
رهبر قبیله، لطفا در رو باز کنید و اونا رو قبول کنید تا عضوی از
قبیله ی یون لانگ باشن

00:18:23.040 --> 00:18:24.560
...البته

00:18:25.580 --> 00:18:29.510
قدرت من قدرت رهبر قبیله هم هست

00:18:29.510 --> 00:18:31.640
من در کنار شما هستم

00:18:37.810 --> 00:18:40.090
میخوام به کمک از جانب تالار روح، تکیه کنم

00:18:47.230 --> 00:18:51.640
...استفاده از یشم باستانی برای مبادله ی قبیله ی یون لانگ

00:18:52.790 --> 00:18:55.140
این در واقع یه باج گیریه

00:18:56.980 --> 00:19:00.920
اگه رهبر قبیله تمایلی ندارن، من برمیگردم

00:19:00.920 --> 00:19:05.260
چون موضوع مهمه، رهبر قبیله باید به آرومی
در موردش فکر کنن

00:19:05.260 --> 00:19:07.360
نیازی به فکر نیست

00:19:07.940 --> 00:19:10.270
امکان این داد و ستد وجود داره

00:19:11.210 --> 00:19:14.720
تو آدما رو انتخاب کن. من شاگردها رو قبول میکنم

00:19:14.720 --> 00:19:20.010
...موضوع ازدواج و گرفتن جشن برای به دست آوردن رهبری قبیله

00:19:20.010 --> 00:19:21.960
به طور همزمان انجام میشه

00:19:25.160 --> 00:19:27.430
در این صورت، از رهبر قبیله تشکر میکنم

00:19:28.820 --> 00:19:34.030
وقتی عروسی تموم شد، من این یشم باستانی رو
با هر دو دست تقدیم میکنم

00:19:34.030 --> 00:19:35.870
خوبه

00:19:48.710 --> 00:19:51.400
این دفعه حرفتو باور میکنم

00:19:52.070 --> 00:19:54.550
...از الان به بعد

00:19:54.550 --> 00:19:57.580
...تو جانشین من هستی

00:20:02.920 --> 00:20:06.460
رهبر جوان قبیله ی یون لانگ

00:20:09.680 --> 00:20:11.550
سربازان

00:20:13.020 --> 00:20:16.540
انزوای رهبر جوان قبیله به پایان رسیده

00:20:17.600 --> 00:20:20.090
بهشون کمک کنید برگردن و استراحت کنن

00:20:20.890 --> 00:20:23.280
رهبر جوان قبیله، خواهش میکنم

00:20:23.280 --> 00:20:25.790
رهبر جوان قبیله لطفا تشریف بیارید

00:20:45.870 --> 00:20:48.130
درود بر رهبر قبیله

00:20:52.120 --> 00:20:53.580
اون روز به زودی میاد، درسته؟

00:20:53.580 --> 00:20:55.140
درسته

00:20:55.140 --> 00:20:57.100
بلافاصله برید

00:20:57.100 --> 00:21:01.160
به این بچه شیائو که فکر میکنم، دلم میخواد بدنشو ده هزار تیکه کنم

00:21:01.610 --> 00:21:04.230
تو هنوز به اندازه ی کافی مراقب نیستی

00:21:04.230 --> 00:21:06.530
نگرانی من چیه؟

00:21:06.530 --> 00:21:11.180
فاما مرده. اون عروسکای خیمه شب بازی باهاش
از دست رفتن. درست میگم؟

00:21:11.180 --> 00:21:13.960
...من تو آکادمی هستم. اگه به خاطر می تنگ شن

00:21:13.960 --> 00:21:18.400
و اون رولین که برام دردسر درست کردن نبود، من بیشتر از صد بار
شیائو ین رو کشته بودم

00:21:19.440 --> 00:21:21.580
دیگه شکایت نکن، باشه؟

00:21:21.580 --> 00:21:25.530
در مورد موضوع شیائو ین، ارباب فان لائو قبلا راهنمایی کرده

00:21:25.530 --> 00:21:29.490
این شخص توسط ارباب هان می شنگ منصوب و انتخاب شده

00:21:29.490 --> 00:21:31.990
من فقط نمیخوام درک کنم

00:21:31.990 --> 00:21:34.670
این چیه که ارباب هان می شنگ میخواد

00:21:34.670 --> 00:21:37.510
...با توجه به صلاحیت و مقام ارشد در قبیله

00:21:37.510 --> 00:21:41.270
...کی بهتر از اون نیست؟ اینکه تو هستی یا من

00:21:41.270 --> 00:21:43.280
وفاداری ما بیشتر از اون نیست؟

00:21:43.280 --> 00:21:46.660
...دارم بهت میگم. درباره اش فکر کن. اگه این بچه بدونه

00:21:46.660 --> 00:21:50.670
خانواده اش نابود شده، فقط صبر کن

00:21:51.880 --> 00:21:54.980
....شیائو ین به طور طبیعی باید با کسی سر و کار داشته باشه

00:21:54.980 --> 00:21:59.300
...این بار سریع به آکادمی جیا نان برگردید

00:21:59.300 --> 00:22:04.290
پاگودای انرژی فن تیان رو در اسرع وقت از بین ببرید

00:22:04.290 --> 00:22:08.250
...از هرج و مرج برای مقابله با می تنگ شن استفاده کنید

00:22:08.250 --> 00:22:10.300
و همین طور برای اون ارشدهایی که سرپیچی میکنن

00:22:10.300 --> 00:22:15.320
و همچنین شاگردانی که بهشون نزدیک هستن

00:22:15.320 --> 00:22:17.710
اونا را کنار هم جمع کن

00:22:17.710 --> 00:22:22.260
رهبر قبیله، لطفا به وضوح بگید، میخواید چه جوری
دستگیرشون کنید، زنده یا مرده؟

00:22:22.260 --> 00:22:26.110
اگه زنده، خودشو بگیر. اگه مرده، روحشو بگیر

00:22:26.110 --> 00:22:30.540
قطعا جایی برای اونا در قربانگاه ارباب هان می شنگ وجود داره

00:22:30.540 --> 00:22:32.340
متوجه شدم

00:23:08.540 --> 00:23:10.670
.شی آر
.برادر شیائو ین
.شیائو ین

00:23:15.170 --> 00:23:16.740
شی آر

00:23:18.000 --> 00:23:21.850
شی آر، حالت خوبه؟
.من خوبم

00:23:21.850 --> 00:23:24.140
مروارید زندگی ای که بهم دادی ترک خورده

00:23:24.140 --> 00:23:27.430
فکر میکردم تو در خطری. داشتم به جزیره ی اژدها میرفتم
تا دنبالت بگردم

00:23:27.920 --> 00:23:32.600
من خوبم...یه حادثه ی کوچیکی تو خونه اتفاق افتاده. اما الان
همه چیز خوبه

00:23:32.600 --> 00:23:35.240
من میخواستم برم صحرای تاگر که تو رو ببینم

00:23:37.880 --> 00:23:41.760
تو این مدت چه اتفاقی افتاد؟

00:23:41.760 --> 00:23:44.090
مروارید زندگیت چند تا ترک خورده

00:23:45.350 --> 00:23:48.440
من حالا جای مادر اژدها رو گرفتم

00:23:53.110 --> 00:23:55.910
تو خیلی از خودگذشتگی کردی

00:23:56.570 --> 00:24:00.350
خیلی برات سخت بوده. متاسفم

00:24:03.220 --> 00:24:04.920
استاد رو لین

00:24:05.580 --> 00:24:09.250
تو مسیر برگشتم به قلمروی انرژی مبارزه با استاد رو لین
برخورد کردم

00:24:09.250 --> 00:24:11.150
میخواستیم دنبال تو بگردیم

00:24:11.150 --> 00:24:12.980
دنبال من بگردید؟

00:24:12.980 --> 00:24:16.880
این درسته شیائو ین. شی آر گفت که این راهیه که باید از طریقش عبور کنیم
تا به صحرای خشک تاگر برسیم

00:24:16.880 --> 00:24:20.050
تصور نمیکردم اینجا ببینمت. سریع با من بیا

00:24:20.050 --> 00:24:22.580
آدمای زیادی هستن که در انتظار دیدنتن

00:24:23.220 --> 00:24:24.890
باشه

00:24:24.890 --> 00:24:27.080
.بریم
.بریم

00:24:51.140 --> 00:24:54.920
باشه، باشه، مبارزه رو بس کنید، مبارزه رو بس کنید. مدتیه که شماها رو ندیدم
و حالا جرات میکنید با رهبر گروه خودتون مبارزه کنید

00:24:54.920 --> 00:24:56.880
چند بار باعث شدی که من کتک بخورم؟

00:24:56.880 --> 00:25:00.340
خیله خب. تو هان شیان رو به خونه ات دعوت کردی. ولی باید بقیه ی ما رو هم
دعوت میکردی

00:25:00.340 --> 00:25:02.860
خب، به هر حال، ما بعد از برگشت اون با هم مبارزه کردیم

00:25:02.860 --> 00:25:06.990
ما قبل از اینکه راه بیافتیم در این مورد تصمیم گیری کرده بودیم. یه بار دیگه که
تو رو ببینیم باهات مبارزه کنیم

00:25:06.990 --> 00:25:09.070
درسته

00:25:09.070 --> 00:25:12.780
وقتی که برنگشتی، شاگردای جدید گروه شعله نتونستن تو رو ملاقات کنن

00:25:12.780 --> 00:25:16.620
اونا تقریبا میتونن یه تاریخچه در مورد شیائو ین بنویسن

00:25:16.620 --> 00:25:18.650
شخص اصلی در محل کار، ارشد هان از گروه دارو بود

00:25:18.650 --> 00:25:20.710
اون در کار تبلیغات شایستگی داشت

00:25:22.800 --> 00:25:24.840
لین شویا

00:25:24.840 --> 00:25:28.660
!تو برگشتی! خوش اومدی

00:25:29.220 --> 00:25:32.140
خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم. مطمئنم که تو برادرای گروه شعله رو
فراموش نکردی

00:25:32.140 --> 00:25:35.500
امکان نداره. حتی یه روزم نبود که دلم نخواد به آکادمی جیا نان برگردم

00:25:35.500 --> 00:25:39.160
اما شنیدم که شما بچه ها تو گردهمایی بزرگ کیمیاگران
تو شهر یین شرکت کردید

00:25:39.160 --> 00:25:42.110
برنده شدید و با امپراطور سابق مبارزه کردید

00:25:42.110 --> 00:25:44.750
عبور از رودخانه ی یان جیانگ و رفتن به دره ی شروران

00:25:44.750 --> 00:25:47.160
واقعا جالب و مهیج بوده

00:25:47.740 --> 00:25:50.060
من واقعا حسادت کردم

00:25:50.060 --> 00:25:52.180
تو تونستی مشکل سربازای مزدورت رو حل کنی؟

00:25:52.180 --> 00:25:54.440
...شما نمیدونید که

00:25:54.440 --> 00:25:58.900
لین شویا حالا رهبر مهم ترین گروه مزدور در منطقه ی پیرامون
کوهستان هیولای جادوییه

00:25:58.900 --> 00:26:01.510
...این حقیقتیه که کسی نمیدونه یا ازش وحشت داره

00:26:01.510 --> 00:26:05.010
اونم هر دفعه که یکی در مورد درگیری با مزدورها حرف میزنه

00:26:05.010 --> 00:26:08.350
من، رهبر گروه دارو، قابل مقایسه با اون نیستم

00:26:09.800 --> 00:26:13.130
وضعیت حالا بحرانیه. نگرانم که شماها ممکنه در معرض
خطر جدی ای باشین

00:26:13.130 --> 00:26:14.890
...ما در خطر هستیم

00:26:16.990 --> 00:26:18.700
بذار ارشد آکادمی برات توضیح بده

00:26:18.700 --> 00:26:23.510
بیایید، شیائو ین و شی آر. بیایید و با ارشد می تنگ شن صحبت کنید

00:26:30.500 --> 00:26:32.390
درود بر ارشد تنگ شن

00:26:33.180 --> 00:26:34.860
ایشون ارشد چی هستن

00:26:34.860 --> 00:26:36.360
درود بر ارشد چی

00:26:36.360 --> 00:26:39.120
شیائو ین، شهرتت از خودت پیشی گرفته

00:26:39.120 --> 00:26:40.430
بله

00:26:40.430 --> 00:26:42.250
...هرچند که تو به شهر ووتان برگشتی

00:26:42.250 --> 00:26:46.560
با وجود اینکه آکادمی جیانان خیلی دوره ولی ما خبرها
در مورد تو رو دریافت میکردیم

00:26:46.560 --> 00:26:51.690
یه حادثه بعد از دیگری. ما ترسیده بودیم و نمیدونستیم که اونا
واقعی هستن یا جعلی

00:26:51.690 --> 00:26:53.680
من در انجام اعمال خودم بی احتیاط بودم

00:26:55.040 --> 00:26:58.150
ارشد، استاد، چرا همگی اینجا هستید؟

00:26:58.150 --> 00:27:01.330
اونی که لین شویا الان گفت یعنی چی؟

00:27:12.890 --> 00:27:15.080
تالار روح دوباره برخاسته

00:27:17.880 --> 00:27:21.850
من میدونم که تالار روح در تمام این مدت برای گرفتن
...انتقام توطئه میکنه، اما

00:27:22.590 --> 00:27:26.610
شما حالا موضوع رو درک نمیکنین چون شما دو نفر
خیلی وقته که اون بیرون بودید

00:27:26.610 --> 00:27:28.890
...ما در گذشته در مورد نزدیک شدن تاریکی صحبت میکردیم

00:27:28.890 --> 00:27:32.460
حالا تاریکی اینجاست

00:27:33.020 --> 00:27:36.820
در گذشته، فرقه ی خون فعالیت های خودشو به طور مخفیانه انجام میداد

00:27:37.450 --> 00:27:42.690
در حال حاضر، لجام گسیخته و بی پروا، همه چیز و همه جا رو نابود میکنه

00:27:42.690 --> 00:27:47.670
چندین فرقه ی مهم در حال حاضر از ترس گرفتار شدن در دردسر
خودشونو کنار کشیدن

00:27:47.670 --> 00:27:49.730
...اعضای فرقه ی خون

00:27:49.730 --> 00:27:54.300
نزدیک آکادمی هستن و مهر و موم خدای مبارزه رو به چالش کشیدن

00:27:54.300 --> 00:27:58.560
چرا تعداد زیادی از اعضای فرقه ی خون وجود داره؟ کسی نیست
اونا رو کنترل کنه؟

00:28:06.180 --> 00:28:09.490
بخشی از اونا قدرت مستقیم فرقه ی خون هستن

00:28:09.490 --> 00:28:14.720
گروه دیگه خائن هایی هستن که خون اونا رو مصرف کردن

00:28:14.720 --> 00:28:19.290
این قدرت داره قوی تر میشه و مثل یه طاعون در حال پخش شدنه

00:28:19.290 --> 00:28:21.160
...پنج قبیله

00:28:21.760 --> 00:28:25.810
دیگه قادر به برخاستن نیستن، همه در
جهت های مختلف پراکنده شدن

00:28:25.810 --> 00:28:30.180
ظهور و برخاستن تالار روح در حال حاضر کاملا موفقیت آمیز بوده

00:28:31.600 --> 00:28:33.360
پس تعجبی نداره که

00:28:36.390 --> 00:28:38.120
در مورد چی تعجب کردی؟

00:28:39.370 --> 00:28:42.840
جای تعجب نیست که روح ویرانگر اینقدر برای جمع کردن
یشم های باستانی دیتوی پنج قبیله عجله داره

00:28:42.840 --> 00:28:46.540
اون باید با مقدمات خودش برای حمله به قلمروی انرژی مبارزه آماده باشه

00:28:53.070 --> 00:28:55.240
تو از نسل خانواده ی شیائو هستی

00:28:55.240 --> 00:28:59.720
شی آر مادر اژدهاست. مطمئنم که اونا از همون اول به این قضیه توجه کردن

00:29:00.280 --> 00:29:03.950
...پس، ارشدهای آکادمی تصمیم گرفتن که

00:29:03.950 --> 00:29:06.260
اول شما دوتا رو به آکادمی برگردونن

00:29:06.260 --> 00:29:09.860
ما مهر و موم خدای مبارزه رو داریم که تا یه مدتی
ازمون محافظت میکنه

00:29:09.860 --> 00:29:12.680
...به همین دلیل، آکادمی هفت ارشد رو به بیرون فرستاده

00:29:12.680 --> 00:29:15.640
...و چهارده شاگرد که همگی در سه جهت حرکت میکردن

00:29:15.640 --> 00:29:18.350
تا در جاهای مختلف به دنبال شما بگردن

00:29:19.300 --> 00:29:22.730
با تشکر از شما ارشدها برای لطفی که دارید

00:29:22.730 --> 00:29:25.170
اما اول یه سر میخوام برم خونه

00:29:25.780 --> 00:29:28.870
قبل از اینکه بیام یه سو تفاهم کوچیکی با خانواده ام داشتم

00:29:28.870 --> 00:29:30.980
من در تمام این مدت فکرم مشغوله و آرامش ندارم

00:29:30.980 --> 00:29:35.610
و جای دو برادرم که در صحرای تاگر مزدور هستن هنوز
ناشناخته باقی مونده

00:29:35.610 --> 00:29:37.860
من نگران همه ی اینا هستم

00:29:39.570 --> 00:29:44.260
اما حالا باید برگردیم

00:29:45.050 --> 00:29:49.770
خانواده ی شیائو یه خانواده ی بزرگه. اونا راههای خودشونو برای محافظت دارن
که افراد بیگانه ازش بی اطلاع هستن

00:29:49.770 --> 00:29:55.230
اما در عوض، تو خودت تنهایی. یه هدف آشکاری

00:29:55.870 --> 00:30:00.000
تو باید اول به آکادمی برگردی، و به آرومی هر گونه تغییر در وضعیت رو
زیرنظر بگیری

00:30:00.000 --> 00:30:01.700
پس اینطوری میتونی برای آینده نقشه بکشی

00:30:02.900 --> 00:30:06.370
درسته، برادر شیائو ین. وقتی رفتی پدر هنوز عصبانی بود

00:30:06.370 --> 00:30:10.170
بیا یه کم بیشتر صبر کنیم. وقتی پدر خیلی عصبانی نباشه میتونیم برگردیم

00:30:12.510 --> 00:30:17.370
باشه پس اول به آکادمی برمیگردیم و ببینیم اوضاع از اونجا
چطور پیش میره

00:30:17.370 --> 00:30:21.380
زمان خیلی حیاتیه. بیایید جداگونه از سه راه مختلف بریم

00:30:21.380 --> 00:30:24.170
هان شیان و هوجیا دنبال من بیایید

00:30:24.870 --> 00:30:27.950
لین شویا و هائو تیان شما دنبال ارشد چی برید

00:30:27.950 --> 00:30:32.130
شیائو ین و شی آر شما هم دنبال ارشد تنگ شن برید

00:30:49.200 --> 00:30:51.600
حتما خواهر بزرگتر از اینکه بهم آموزش بدن خوشحال میشن

00:31:02.700 --> 00:31:07.770
تو الان دیگه ارشد جوان قبیله هستی. دیگه نیازی نیست به من
اینطوری سلام کنی

00:31:07.770 --> 00:31:14.150
همه ی ما برای پیروی از رهبر قبیله ی یون لانگ از
ارشد جوان اطاعت میکنیم

00:31:15.470 --> 00:31:18.340
این کاملا به خاطر دعای خیر شماست

00:31:20.730 --> 00:31:23.420
دیگه چه چیز مهمی در مورد استاد میدونی؟

00:31:24.390 --> 00:31:28.100
چرا میخواستی بهم بفهمونی که شیائو جن تو زندانه؟

00:31:28.100 --> 00:31:31.050
تو گفتی اون کسی بودی که قبل از من این رویا رو داشتی

00:31:31.940 --> 00:31:33.800
بعدش چی شد؟

00:31:33.800 --> 00:31:40.250
مهارت های شمشیر رو خوب تمرین کن. اون زمانی که تو زندان بودی
درس خودتو خوب یاد نگرفتی؟

00:31:41.500 --> 00:31:44.170
من واقعا یه آدم احمقم

00:31:44.170 --> 00:31:49.390
من تازه شروع به درک این اصل کردم که آدم ممکنه بعد از عبور از سختی ها، آگاهی
خودشو به دست نیاره

00:31:50.840 --> 00:31:52.820
تو چی میفهمی؟

00:31:52.820 --> 00:31:58.390
زودتر میمیری اگه بیشتر بدونی. من مهربون هستم

00:32:05.200 --> 00:32:07.080
مهربون بودن؟

00:32:07.780 --> 00:32:11.260
تو این چند روز اخیر منو تحت کنترل خودت داشتی

00:32:11.260 --> 00:32:13.570
...اگه من تو زندان تلف میشدم

00:32:13.570 --> 00:32:16.160
تو حتی یه قطره اشک هم نمیریختی

00:32:17.460 --> 00:32:20.300
حق با استاده

00:32:20.300 --> 00:32:24.550
این زندان واقعا جای خوبی برای فکر کردن به مشکلاتمونه

00:32:24.550 --> 00:32:26.330
منظورت چیه؟

00:32:27.200 --> 00:32:29.320
هر چی رو که میدونی رو بهم بگو

00:32:29.320 --> 00:32:33.120
وگرنه از استاد بزرگ قبیله ی یون لانگ میپرسم

00:32:33.120 --> 00:32:35.950
...چرا خواهر ارشد عزیزم یون یون

00:32:35.950 --> 00:32:39.160
رازهای زیادی رو با خودش نگه میداره

00:32:44.910 --> 00:32:47.890
تو واقعا یه مار سمی هستی

00:32:47.890 --> 00:32:51.570
یه گاز از تو کشنده اس

00:32:51.570 --> 00:32:54.300
من باید بیشتر از اینا بدونم

00:32:55.480 --> 00:32:58.610
...من جونم رو به خطر انداختم

00:32:58.610 --> 00:33:01.050
و میخوام زنده از اینجا بیرون بیام

00:33:01.050 --> 00:33:04.960
خانواده ی نالان هم میخوان که زنده بمونن

00:33:08.600 --> 00:33:10.110
به سمت کوه پشتی

00:34:11.500 --> 00:34:14.720
خوبه. مهارت شمشیر ارشد واقعا سریعه

00:34:14.720 --> 00:34:18.130
بعد از اینکه منو شکست دادی میتونی ازم بپرسی. اول ضربه ی
شمشیر منو بپذیر

00:35:19.770 --> 00:35:22.860
تو...تو

00:35:23.700 --> 00:35:28.200
این مدل درهم گره زدن شمشیر در تمام جهت ها در شب، توسط
رهبر قبیله بهم منتقل شده

00:35:28.200 --> 00:35:30.360
داری مخفیانه تمرین میکنی؟

00:35:50.880 --> 00:35:53.700
معلومه که تکنیک مبارزه ات خیلی خوبه

00:35:53.700 --> 00:35:56.430
خیلی خوب مخفیش کردی

00:35:56.430 --> 00:35:59.190
این تکنیک مبارزه ای هست که توسط خانواده ی نالان تحویل داده شده

00:35:59.190 --> 00:36:01.200
پرسه زدن اژدهای پیروز

00:36:34.400 --> 00:36:38.680
هر دفعه که مهارت های شمشیر رو تمرین میکردیم تو
عمدا ازم میباختی

00:36:38.680 --> 00:36:41.650
با کمال تعجب این خیلی وقت بود که ادامه داشت و من کشفش نکردم

00:36:41.650 --> 00:36:43.920
خیلی خوب مخفیش کردی

00:36:45.530 --> 00:36:48.120
باید مراقب میبودم

00:36:48.120 --> 00:36:51.490
قبل از اینکه پدربزرگ بمیره، همه ی پالایش انرژی مبارزه ی خودشو
...بهم منتقل کرد

00:36:51.490 --> 00:36:54.610
تکنیک های مبارزه، و مهارت های هنرهای رزمی رو بهم داد

00:37:01.760 --> 00:37:06.360
با قدرت درونی خودت، حتی اگه ده سال تمرین کنی، بازم
نمیتونی باهام رقابت کنی

00:37:10.320 --> 00:37:13.770
ارشد، تو هنوز خیلی صادقانه حرف میزنی

00:37:13.770 --> 00:37:16.940
ظاهر زیبا مثل یه گله. با این حال، این مثل ماره. از لحاظ قلب هم یه عقربه
توضیح ونوس : به یاد یه اصطلاح افتادم که*
میگه ( پوسا لی ین شی زی شین ) که به معنی
چهره ی بودا، قلب عقرب اشاره داره و از نظر مفهومی
به ظاهر و باطن متفاوت اشاره داره. دوستی چینی دارم که همیشه این مثال رو میزنه و
میگه که اگه کسی بهت لبخند زد تا اطمینان
*حاصل نکردی بهش اعتماد نکن

00:37:16.940 --> 00:37:20.130
.این کلمات کاملا توصیفت میکنه
ادامه ی توضیح ونوس : و نقل قول میکنه از مادربزرگش*
که همیشه بهش میگه دست هایی که
در مقابلت قرار دارن ممکنه خنجری رو پنهان کرده باشن که بعدا باهاش
*بهت ضربه بزنن

00:37:20.130 --> 00:37:22.320
خواهر ارشد، داری تملق منو میگی

00:37:25.910 --> 00:37:28.030
من باید رهبر جوان قبیله میبودم

00:37:34.030 --> 00:37:38.930
من در اصل برده ی زو از یه خانواده ی اشرافی بودم. از دوران کودکی
کنار ساحل زندگی کردم

00:37:38.930 --> 00:37:42.790
والدینم برای جمع آوری مروارید به دریا رفتن و اونا رو به خانواده ی
سلطنتی امپراطوری دادن

00:37:42.790 --> 00:37:45.310
این مهارتیه که از نسلی به نسل دیگه منتقل شده

00:37:45.950 --> 00:37:50.930
...بعد از اون، گروهی از راهزن ها پدر و مادرم رو کشتن

00:37:50.930 --> 00:37:54.020
و منو گرفتن. مجبورم کردن که برم تو خیابون گدایی کنم

00:37:54.020 --> 00:37:58.830
اون رهبر قبیله بود...اون رهبر قبیله بود که پیداش شد
و منو نجات داد

00:37:58.830 --> 00:38:02.160
اون منو به عنوان یه شاگرد قبول کرد و مهارت های رزمی
قبیله ی یون لانگ رو بهم یاد داد

00:38:02.160 --> 00:38:04.720
قسم خوردم که براش جبران کنم

00:38:05.430 --> 00:38:09.420
به همین خاطر به انتهای زمین رفتم تا گنج رو براش پیدا کنم

00:38:13.200 --> 00:38:19.130
...واقعا؟ یا ارشد، خیلی خوب بو میکشه یا اینکه

00:38:20.490 --> 00:38:24.680
میتونم برای پنج روز نفسمو زیر آب نگه دارم و از ماهی و میگو
به عنوان غذا استفاده کنم

00:38:24.680 --> 00:38:27.770
...من میتونم با یه هیولای جادویی تو زندان زندگی کنم

00:38:29.360 --> 00:38:34.590
اونم تو محدوده ی کوهستان هیولای جادویی. من وارد جایی شدم که خدای مبارزه
اونجا انرژیشو تمرین میکرد

00:38:34.590 --> 00:38:37.730
من برای استاد دنبال داروهای زیادی گشتم

00:38:37.730 --> 00:38:41.510
...یه بار، به سمت اقیانوس در شمال غربی رفتم

00:38:41.510 --> 00:38:45.930
برای دزدیدن یه سلاح تیز جنگی خدایان برای استاد، که نزدیک بود به خاطرش
توسط فرقه ی خون کشته بشم

00:38:45.930 --> 00:38:50.580
در اون زمان، بهم قول داد اجازه بده که رهبر قبیله بشم
و با گو هه ازدواج کنم

00:38:51.580 --> 00:38:54.280
در اون زمان خیلی خوشحال بودم

00:38:54.280 --> 00:38:57.560
.من همیشه فکر میکردم که کلمات رهبر قبیله، وزن زیادی دارن
توضیح ونوس : اشاره به اصطلاحی*
که میگه ( ای ین جیو دین ) که به معنی
یک کلمه به ارزش 9 سه پایه ی مقدس هست و به
کلماتی که وزن زیاد و در واقع ارزش زیادی
*دارن اشاره میکنه

00:38:57.560 --> 00:39:03.220
پس، من جونم رو بیشتر از این فدا کردم که اون گنجو براش پیدا کنم

00:39:03.220 --> 00:39:05.720
بعدش رهبر قبیله چی بهت گفت؟

00:39:13.400 --> 00:39:16.350
بعد از اون، اون تو رو به عنوان یه شاگرد قبول نکرد؟

00:39:16.350 --> 00:39:19.810
اون فکر میکنه که ارزش استفاده از تو بیشتر از منه

00:39:19.810 --> 00:39:22.540
برای همین منو فورا نادیده گرفت

00:39:22.540 --> 00:39:26.670
...در اصل به این فکر کردم که تا وقتی که یه گنج بهتر پیدا کنم

00:39:26.670 --> 00:39:30.210
پس هنوز بارقه ای از امید دارم، اما اشتباه میکردم

00:39:30.210 --> 00:39:35.210
...اون هرگز به عنوان جانشین باهام رفتار نکرده. جلوی اون

00:39:36.090 --> 00:39:39.500
من هرگز جانشینش نمیشم

00:39:39.500 --> 00:39:43.480
من فقط یه سگم که براش دنبال گنج میگردم

00:39:43.480 --> 00:39:46.540
چطور میتونم تو سطح تو برای موقعیت رهبری قبیله باشم؟

00:39:46.540 --> 00:39:48.980
واقعا عصبانی بودم

00:39:48.980 --> 00:39:52.950
من فقط میخوام تو رو تحریک کنم که باهاش بجنگی
و بزاری غمگین باشه

00:39:52.950 --> 00:39:57.350
هرگز فکر نمیکردم که تو هم یه روباه کوچیکی که
میتونی اونو فریب بدی

00:39:58.080 --> 00:40:00.000
این شکلی هم خوبه

00:40:01.150 --> 00:40:02.630
من یه چیزی رو نمیفهمم

00:40:02.630 --> 00:40:04.050
چی رو نفهمیدی؟

00:40:04.050 --> 00:40:08.160
رهبر قبیله ازت استفاده کرده و بهت توهین کرده پس چرا نمیری؟

00:40:08.160 --> 00:40:10.710
تو هر روز با شاگردانی که مهارت شمشیر قبیله ی یون لانگ
رو تمرین میکنن اینجا هستی

00:40:10.710 --> 00:40:15.570
اونا رو میبینی که قدم به قدم ازت پیشی میگیرن. احساس
عذاب و شکنجه نمیکنی؟

00:40:31.600 --> 00:40:33.480
حالا درک میکنی؟

00:40:34.540 --> 00:40:37.230
من الان یکی از اعضای فرقه ی خونم

00:40:37.230 --> 00:40:40.020
...تصمیم گیری برای مرگ و زندگیم دست خودم نیست

00:40:41.460 --> 00:40:43.830
دیگه کجا میتونم فرار کنم؟

00:40:49.780 --> 00:40:52.420
یه شخص شرور از یه شخص شرور دیگه مراقبت میکنه

00:40:52.420 --> 00:40:57.010
با روباه کوچیکی مثل تو، این کار جالب شده

00:41:16.900 --> 00:41:20.730
ارشد جوان، نگران نباش، به کسی چیزی نمیگم

00:41:20.730 --> 00:41:25.640
این کلماتی که امروز رد و بدل شد. این گفتگو اتفاق نیافتاده

00:41:30.530 --> 00:41:38.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:41:41.260 --> 00:41:44.060
♫<i>اگر میخوای تغییر کنی، بدون ترس از هرج و مرج مبارزه کن</i>♫

00:41:44.060 --> 00:41:46.740
♫ <i>آسمان تاریک است، بدبختی بر روی زمین خانه کرده، مردم همنشین حکومت ترسند</i> ♫

00:41:46.740 --> 00:41:49.560
♫ <i>نفرتی ماندگار و دلبستگی جگرسوزی پدیدار میشود</i> ♫

00:41:49.560 --> 00:41:52.300
♫ <i>در این گذر عمر، تو شاهکارت را میبینی که این چنین از درون کوره ی آتش برمی خیزد</i> ♫

00:41:52.300 --> 00:41:55.290
♫ <i>آرزوهایت را به من بسپار، آن رویای همیشگی درون قلبت که تحققش دشوار است</i> ♫

00:41:55.290 --> 00:41:57.980
♫ <i>برای آن که به قولم عمل کنم، تیری را در آستین طلایی خود پنهان کرده ام</i> ♫

00:41:57.980 --> 00:42:00.700
♫ <i>همانی که برای یک لحظه توسط برزخ و گدازه مسخ شده</i> ♫

00:42:00.700 --> 00:42:04.280
♫ <i>جست و خیز کردن با یک جهش، نه لطفی و نه نفرتی</i> ♫

00:42:04.280 --> 00:42:06.620
♫ <i>مغرور و گوشه گیر، با نگه داشتن شمشیری سنگین در دست</i> ♫

00:42:06.620 --> 00:42:09.510
♫ <i>جوان اما لبریز از نگرانی و اندوه</i> ♫

00:42:09.510 --> 00:42:15.080
♫ <i>بی قراری به نگرانی میپیوندد، کوهستان بانگ برمی آورد و دریا نعره میزند</i> ♫

00:42:15.080 --> 00:42:17.790
♫ <i>برخیز و بی پروا باش حتی اگر آسمان محدود باشد و زمین کوچک</i> ♫

00:42:17.790 --> 00:42:20.520
♫ <i>آشوب در مبارزه ی شیطان و نیروهای خارجی</i> ♫

00:42:20.520 --> 00:42:26.120
♫ <i>آشوبی که راه گریزی از آن نیست</i> ♫

00:42:27.550 --> 00:42:30.370
♫ <i>محروم و رانده شده، اما برتری مجوی و تحقیر مکن</i> ♫
<i>(آسمان تاریک است، بدبختی بر روی زمین خانه کرده، مردم همنشین حکومت ترسند)</i>

00:42:30.370 --> 00:42:33.220
♫ <i>از جوانی</i> ♫
<i>(با نفرتی ماندگار و دلبستگی جگرسوز به این جوان باهوش و زیبا بنگر)</i>

00:42:33.220 --> 00:42:35.970
♫ <i>قهرمانان هرگز نامی ندارند</i> ♫
<i>(در جستجوی کدامین بهانه ای؟ سلحشوری همچون قلب اژدها و شجاعت همچون زَهره ی ببر، همگی در دستان منند)</i>

00:42:35.970 --> 00:42:38.460
♫ <i>یا عناوینی </i>♫
<i>(رونمایاندن به همه، شجاعتِ این جوان با هر مشتی کوبنده بهرِ کیست)</i>

00:42:38.460 --> 00:42:41.720
♫ <i>در میان افراد برجسته </i> ♫
<i>(برای دست یافتن به آرزویم، مهارت های عالی هنرهای رزمی، همانی که از نزدیک یا دور دیده میشود)</i>

00:42:41.720 --> 00:42:44.200
♫ <i>من مهارت های رزمی ام را به تو نشان میدهم</i> ♫
<i>(برج آتش در سپیده دم نبرد، قبل از آنکه پرچم مشتعل از آتش و گدازه اش به پایین سقوط کند)</i>

00:42:44.200 --> 00:42:47.210
♫<i> شایسته است که از جوانی بهره جویی</i> ♫
<i>(نگه داشتن شمشیری سنگین در دست برای برآوردن پیمانم)</i>

00:42:47.210 --> 00:42:50.920
♫<i> و هر چه زودتر بلندآوازه شوی</i> ♫
<i>(پرش با یک جهش برای پیشینه ای که دور و برش میگردد)</i>

00:43:03.000 --> 00:43:05.270
♫ <i>مغرور و گوشه گیر، با نگه داشتن شمشیری سنگین در دست</i> ♫

00:43:05.270 --> 00:43:07.970
♫ <i>جوان اما لبریز از نگرانی و اندوه</i> ♫

00:43:07.970 --> 00:43:13.650
♫ <i>بی قراری به نگرانی میپیوندد کوهستان بانگ برمی آورد و دریا نعره میزند</i> ♫

00:43:13.650 --> 00:43:16.420
♫ <i>برخیز و بی پروا باش حتی اگر آسمان محدود باشد و زمین کوچک</i> ♫

00:43:16.420 --> 00:43:19.140
♫ <i>آشوب در مبارزه ی شیطان و نیروهای خارجی</i> ♫

00:43:19.140 --> 00:43:24.960
♫ <i>آشوبی که راه گریزی از آن نیست</i> ♫

00:43:26.280 --> 00:43:28.930
♫ <i>محروم و رانده شده، اما برتری مجوی و تحقیر مکن</i> ♫
<i>(آسمان تاریک است، بدبختی بر روی زمین خانه کرده، مردم همنشین حکومت ترسند)</i>

00:43:28.930 --> 00:43:31.820
♫ <i>از جوانی</i> ♫
<i>(با نفرتی ماندگار و دلبستگی جگرسوز به این جوان باهوش و زیبا بنگر)</i>

00:43:31.820 --> 00:43:34.640
♫ <i>قهرمانان هرگز نامی ندارند</i> ♫
<i>(در جستجوی کدامین بهانه ای؟ سلحشوری همچون قلب اژدها و شجاعت همچون زَهره ی یک ببر، همگی در دستان منند)</i>

00:43:34.640 --> 00:43:37.090
♫ <i>یا عناوین</i>♫
<i>(رونمایاندن به همه، شجاعتِ این جوان با هر مشتی کوبنده بهرِ کیست)</i>

00:43:37.090 --> 00:43:40.150
♫ <i>در میان افراد برجسته</i> ♫
<i>(برای دست یافتن به آرزویم، مهارت های عالی هنرهای رزمی، همانی که از نزدیک یا دور دیده میشود)</i>

00:43:40.150 --> 00:43:42.850
♫ <i>من مهارت های رزمی ام را به تو نشان میدهم</i> ♫
<i> (برج آتش در سپیده دم نبرد، قبل از آنکه پرچم مشتعل از آتش و گدازه اش به پایین سقوط کند)</i>

00:43:42.850 --> 00:43:45.800
♫<i> شایسته است که از جوانی بهره جویی</i> ♫
<i>(نگه داشتن شمشیری سنگین در دست برای برآوردن پیمانم)</i>

00:43:45.800 --> 00:43:49.340
♫<i> و هر چه زودتر بلندآوازه شوی</i> ♫
<i>(پرش با یک جهش برای پیشینه ای که دور و برش میگردد)</i>